MyBB Internal: One or more warnings occured. Please contact your administrator for assistance.
زمان کنونی: ۳۰ مهر ۱۴۰۵, ۱۱:۱۷ ب.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن میتوانید عضو شوید. گزینههای شما (ورود — ثبت نام)
ارسالها: ۱,۷۹۰
تاریخ عضویت: تیر ۱۳۹۲
گرایش: سایر وضعیت: تعیین نشده دانشگاه: --- مقبولیت: ۱۲۸/۳+ امتیاز مانشت : ۲۰۴۷ رتبه: ۵امتیاز تاریخ مانشت: ۴۸۱۲ رتبه: ۲۸
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
(۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ۰۲:۰۳ ب.ظ)Bahar_HS نوشته شده توسط: لطفا دوستان برنامه نویس حرفه ای پاسخگو باشند!
موقع کار کردن با سیستم یا مطالعه،حتی اگر زیاد هم نباشه،سردرد و چشم درد خیلی بدی می گیرم و تنها راه حلش ۲۴ ساعت استراحته!
قبلنا که جوونتر بودم اینقدر اذیت نمی شدم...،به متخصص هم مراجعه کردم،گفتند خشکی چشم داری و قطره اشک مصنوعی بهم دادند؛ولی افاقه نکرد،فقط باید کار نکنم،
این چشم درد و سردرد حسابی اذیتم می کنه می خوام برنامه نویسی رو ادامه بدم و حرفه ای بشم! ولی نمی دونم با این چشم درد و سردرد میشه ادامه داد یا باید کلنا بی خیال برنامه نویسی بشم و برم یه رشته کاری و تحصیلی جدید انتخاب کنم؛واااای!باید دوباره کنکورم هم بدم!!!!!
فک کنم مشکل منم شما دارین.
من چند سال پیش سوزش چشم میگرفتم ب شکلی که تی ی یا پشت لپ تاپ مینشستم اشک میریختم
یه صدایی از درون میگفت که کرویس؛ کور شدی بدبخت
خلاصه رفتم دکتر و معایناتو ک داد م و اون تپه ی رویاها با یه درخت روشو رو هم تو دستگاه نیگا کردم و دکتر گفت خب بگو اصن چرا اومدی اینجا؟!
گفتم خب کور شدم دگ گفت برو پسر؛ ولی پشت لپ تاپ میشینی پلکم بزن :|
واقعا راست هم میگفت؛ خیلی وقتا خیره که میشدم به صفحه پلک زدنو فراموش میکردم. بعد یه مدت پلک کانترمو راه انداختم و مشکلم حل شد
(21 فروردین ۱۳۹۵ ۰۶:۱۲ ب.ظ)behnam5670 نوشته شده توسط: یک خانم با در نظر گرفتن مسائل فرهنگی/مذهبی/خانوادگی چطور میتونه جبر جغرافیا رو تغییر بده؟
من منظورم آقایون مانشت بود. فکر می کنم مساله حل شد
پ.ن: حالا شما میگید اگه یکی دست نداشت چطوری کد بزنه؟ من میگم منظورم کسانی هستند که دست دارند، شما میگید اگه چشم نداشت چی؟ میگم منظورم اونهایی هست که چشم دارند. خلاصه کسانی که سالم هستند، و شرایط براشون فراهمه و فقط به خاطر اهمال کاری خودشون هست که موفق نمیشن نه جبر. ما هر دو مون میدونیم منظورمون چی هست ولی سعی داریم اینطوری جلوه بدیم که تفاهم نداریم. من میدونم شما منظورتون کیا هستن، شما هم میدونید منظور بنده کیا. ما دوستی داشتیم که میگفت سال اول کارشناسی کامپیوتر تو دانشگاه فردوسی مشهد پسری از یکی از دهات های فلان شهر اومده بود. جوری که قسم میخورد میگفت کامپیوتر تو عمرش ندیده بود و الان دانشگاه استنفورد داره PhD میخونه. مثال انقدر هست هم از اون نوعی که شما دنبالشی هم از این نوعی که بنده دنبالش هستم. بنابراین به نظر میرسه که بحث بیهوده است.
آقا بهنام ما شما را دوست داریم. همین الان یکی از دوستان شما هم آزمایشگاهی بنده هستند که اگه اسمش رو بگم حتما میشناسید. از دست ما ناراحت نشید.
برای خانم ها هم میتونند دورکاری کنند یا مثلا برای سایت هایی مثل پونیشا کار کنند و ....
در محیط های کوچیک درسته که شرکت های غول پیکر نیستند اما به همون مقدار رقابت و مسایل دیگه هم ساده تر هست
شهرهای کوچیک افراد متخصصشون کمتر هست خیلی از ایده ها نو هست و ....
منظورم اینه که در کنار مشکلات یه سری مزایا هم دارند
مثلا اینکه با درامد کم قانون کار میشه یه زندگی معمولی رو داشت و .....
یکی از فامیل های ما تونست از یه کافی نت ترقی کنه و الا اکثر فروش اینترنت و .... شهر رو داشته باشه و الا هم داره در شهرهای اطراف شعبه میزنه همچین کاری دیگه توی شهرما اینقدر خوب جواب نمیده اما توی شهرهای کوچیکتر باز بهتر جواب میده
البته من الا منظورم از شهرهای کوچیک شهرهایی هست که کلانشهر نیستند نه حالا شهرهای خیلی کوچیک
مثلا دانشگاه شهرما با فوق لیسانس از به دانشگاه معتبر در برخی رشته ها حق التدریس قبول میکنه و ..... ایا داشنگاه های شهرهای بزرگ این طوری اند؟؟؟؟
ارسالها: ۲,۱۰۲
تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۹۰
پاسخهای درست:۸۹ گرایش: سایر وضعیت: فارغ التحصیل دکتری دانشگاه: مقبولیت: ۲۲۱/۱+ امتیاز مانشت : ۱۸۶۸ رتبه: ۶امتیاز تاریخ مانشت: ۸۷۸۹ رتبه: ۷
هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
(۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ۰۷:۰۱ ب.ظ)x86 نوشته شده توسط: آقا بهنام ما شما را دوست داریم. همین الان یکی از دوستان شما هم آزمایشگاهی بنده هستند که اگه اسمش رو بگم حتما میشناسید. از دست ما ناراحت نشید.
نه آقا من ناراحت نمیشم فقط جدی هستم :دی
یه موضوع دیگه هم این بود که من فکر کردم منظور شما کلیه رشته ها هست، و الا اتفاقا همون دوستم رو میگم کاش کامپیوتر خونده بودی الان اوضاعت بهتر بود (الته اونقدر نمیگه که سرکوفت بشه) و الا جداً توو خود تهران واسه بعضی از رشته ها اصلاً جا و زیرساخت نیست یا پر هست، نباید کسی یا علی مدد بیاد وسط میدون که حالا خدا کریمه.
آممم چار پنج نفر بیشتر تو ذهنم نیستند که از شریف واسه ارشد رفته باشند تهران.تازه بعضیاشون سال بالایی بودند فکر نکنم منو بشناسن. نکنه عباس هست!؟ آها شایدم احمد!
پی نوشت برای همه به جز جمله ی اول: همانطور که گفتم تز احمد و حتی پیاده سازی هاش یادم هست. الان Soft Reliability داره وارد بورس میشه. البته نه به مفهوم متداول خودش که کد بدون اشکال باشه و این حرفا، بلکه کد نرم افزار طوری باشه که خطاهای احتمالی سخت افزار رو بتونه پوشش بده. من یکی از اپلای هام به UCLA بود/هست که این استاد
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمیباشید. جهت مشاهده پیوندها ثبت نام کنید.
بهم ایمیل زد که میخوای در این زمینه کار کنی یا نه، منم گفتم نه اون فیلد دیگه که کار میکنی رو میخوام :دی ولی از اونجایی که مشخصاً آدم خفنی هست (اخیرا Xilinx نرم افزار Vivado رو از این خرید) نشون میده که از نظر علمی و بحث فاند و اینا توو این زمینه داره سرمایه گذاری میشه. توو پروفایل چند استاد دیگه هم دیدم که از NFS در این مورد فاند گرفته بودند. یک مقاله ای هم داد خوندم (که سخت هم بود برام) که کسی دوست داشت بخونه:
Impact of loop transformations on software reliability
توو مقاله به یه پیپر قبلی خودشون در این زمینه که مال ۲۰۱۳ بود اگه اشتباه نکنم رفرنس دادند که اونم خوبه. کسی کمی سواد معماری (با خوندن یکی دو درس) داشته باشه میتونه بیشتر موفق باشه در این زمینه.
علاوه بر یه سری ایرادات جزئی، محدودیت این مقاله از نظر من در این بود که مدل خطای سخت افزار رو لحاظ نکرده بودند و کلاً سخت افزار پرت! یعنی یه خطایی تولید شده و فلان بیت عوض شده و چجوری در سطح نرم افزار Mask کنیمش. در حالی که اون خطا ممکن هست هیچوقت تولید نشه یا هزینه ی روش های پیشگیری سطح سخت افزاری کمتر از mask کردن در سطح نرم افزار باشه (مثلا شما میاید دو بار کد رو اجرا میکنید و خب انرژی مصرفی دو برابر میشه، در حالی که با هزینه ی کمتر و اضافه کردن یک مدار کوچیک، اون خطا کلا توو سخت افزار هیچ وقت پیش نیاد). همین الانش کسی بیاد یه مدل ساده ی خطای سخت افزار بده و همین مقاله رو مقداری تغییر بده و یه خورده هم درست درمون بنویسه، به نظرم میشه جای خیلی خوبی چاپ کرد.
در کل موضوع جالبی بود ولی خب من فکر کردم صرف نمیکنه تجربه ی قبلی م رو بندازم دور و از صفر صفر تازه یاد بگیرم کامپایلر چی هست.
تمام غصه ها از همان جایی شروع می شود که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت.
اندازه می گیری. حساب و کتاب می کنی، مقایسه می کنی. و خدا نکند که حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای، که زیادتر بخشیده ای، که زیادتر گذشته ای.
به قدر یک ذره، یک ثانیه حتی.
درست از همینجاست که توقع آغاز می شود و توقع، آغاز همۀ رنجهایی است که ما می بریم.
ارسالها: ۱,۷۹۰
تاریخ عضویت: تیر ۱۳۹۲
گرایش: سایر وضعیت: تعیین نشده دانشگاه: --- مقبولیت: ۱۲۸/۳+ امتیاز مانشت : ۲۰۴۷ رتبه: ۵امتیاز تاریخ مانشت: ۴۸۱۲ رتبه: ۲۸
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
(۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ۰۷:۰۱ ب.ظ)x86 نوشته شده توسط: آقا بهنام ما شما را دوست داریم. همین الان یکی از دوستان شما هم آزمایشگاهی بنده هستند که اگه اسمش رو بگم حتما میشناسید. از دست ما ناراحت نشید.
من حقیقتش هم حرفای شما رو هم حرفای اقا بهنام رو قبول دارم و واسه همین تصمیم دارم اخر این ترم لعنتی تحصیلی لند کنم تهرون؛ بعد از شونصد سال واسه کار
ینی اقا بهنام راست میگن؛ واقعا سیستم از بیس مشکل داره وگرنه چرا یه جا مثل شیراز باید خدای وب دولوپرها باشی که بتونی یه حقوق بیس وزارت کاری داشته باشی (البته من شنیدم که تا ۲ ونیم هم میگیرن بععضیا، اما احتمالا از ما بهترون ها).
از اون سمت این حرفم قبول دارم ادم مهاجرت میکنه اگه یه جا مناسب نباشه؛ اما من بشخصه اگه ابجیم میخواست تنهایی بیاد تهرون و کار کنه من خودم بشخصه عمرا نمیزاشتم... همین حالا که دارم مینویسم رگ غیرتم قلمبه شده و زده بالا . من خودمم بعد کلی دور کاری و فری لنسری و پروژه ی پایان نامه و ۱ سال کلنجار بین دکتری داخل و خارج؛ به هیچ و پوچ رسیدم و میخام بیام تهرون تازه سر پیری
پ.ن: x86 جان من خیلی منتظر موندم، اخه چرا نشدی x64 (من باب مزاح)
اینکه کسی که تو زمینه مالی ( کار و درآمد و اینا که بحثش شد ) موفق نشه به طور قطع تقصیر خودشه شکی نیست . از صفر هم میشه ۹۹ شدد فقط اگه وافعا تلاش کنی و بخوای . ولی نمیشه از بعضی ازون دسته افرادی که میگن کار نیست هم ساده بگذریم .
همه که پشت کار ۱۰۰ ندارن . بالاخره طرف ۲۰ سال ( کم و بیش ) درس خونده , اونم کم زحمت نکشیده ! به نظرم مشکل از جایی شروع میشه که با ۵۰ ساعت مطالعه در سال (!) میشه بدون توقف مدارک و درجات علمی رو درو کرد
ارسالها: ۷۲۴
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
پاسخهای درست:۱ گرایش: سایر وضعیت: دانشجوی کاردانی مقبولیت: ۶۵/۸+ امتیاز مانشت : ۱۲۸ رتبه: ۷۱امتیاز تاریخ مانشت: ۲۵۰۹ رتبه: ۶۴
هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
آقا مام نظرمون رو بگیم دلم میمونه هااا گناه دارم
به نظر مشکل اینجاست که واسه دولت مسئولیتی قائل نشده ایم.
دولت و سیستم آموزشی موظفه که نیروی کار تربیت کنه نه اینکه طرف درس بخونه مدرک با معدل بگیره بعد جامعه انتظار داشته باشه که علاوه بر "درس" خودش مهارت های کاری بلد هم باشه.
درسی که باهاش نشه پول درآورد(به جز استاد دانشگاهی تو ایران!) به درد نمی خوره. ایجاد پل بین دانشگاه و صنعت با دولته.
کسی که ارشد داره با معدل خوب(یا کارشناسی یا هرچی) یعنی وظیفه خودش رو انجام داده و حالا دولته که باید براش کار مهیا کنه بر اساس سطح آموزشی که دریافت کرده
سرفصل دروس رو دانشجو تعیین نکرده که، چون دروس و اساتید از تکنولوژی روز عقب مونده اند نباید انتظار داشت دانشجو این فاصله رو پر کنه.
حالا چرا به این وضعیت دچار شدیم بماند ولی مقصر اصلیش مسئولین و قانون گذاران هستند نه دانشجوی بدبختی که کاری که ازش خواستند انجام داده.
در مورد اینکه کار هست یا نیست:
معلومه که نیست. مدرک گرای مصرف گرا شدیم و هی آقای مهندس و اقای دکتر میگیم بعد انتظار داریم جوان صاحب مدرک راضی به کار دستی یا حقوق به نسبت پایین باشه.
اینکه یکی با شانس آشنا سهمیه یا حتی مهارت هایی که خودش یادگرفته(مثل اکثر developer هامون) ربطی به وجود داشتن کار نداره.
یعنی چون نیاز به متخصص شبکه هست دلیل نمیشه که به طرف بگیم خوب کار شبکه هست دیگه، دردت چیه؟ درد اینه که دانشگاه متخصص شبکه تحویل جامعه نداده.
حالا نه اینکه آمریکا گل و بلبله اونا هم سیستم آموزشی شون قدیمیه و مثل ما مشکل دارن ولی به هزار و یک دلیل بهتر از اینجاست(مهمترین دلیلش داشتن بازار آزاد و خصوصی گرایی و عدم سیاستگذاری از طرف دولت و باز بودن مسیر بهبود هست)
با این وجود تو شاخه کامپیوتر واسه کسی که خودش خونده و رو خودش سرمایه گذاری کرده کار هست.
اما تقریبا تمام رشته های غیر پزشکی دیگه هشتشان گرو نهشان مثل ما
اگر معادن و نعمت های طبیعیمون نبود مثل سومالیا ها به جون هم افتاده بودیم و چشم به انتظار صدقه سازمان های جهانی
تویکی از گروه های درسیم...سوال پرسیدم...طرف جوابمو دادا..ولی باز سوال مطرح شد...بهم گفت اینجا آموزش گام به گام نیس که تو پرانتزم شوخی
ضایع شدم فکر کنم
:///
یه چیز:
فرض کنیم این مملکته داغونه اقاجان داغوووون یک سیستم اموزش و اقتصادی داره از خودش داغونتر
اصلا یه سیستم که از هر صد نفر یه نفر بدون پارتی سر کار میره
و ......
حالا توی این سیستم باید چیکار کرد؟؟؟
من فکر میکنم دونفری که اصرار دارند بگن در رشته کامپیوتر کار هست یا مثلا یکی از استادای ما که همین نظرو دارند
هدف و منظورشون یک چیزی هست:
اینکه تلاش کنید تلاش کنید هدفدار و با برنامه و با نیازسنجی تلاش کنید امید است به جاهای خوبی برسین اقلا از ناراحتی و ... نتیحه ی بهتری رو داره
اگه قراره یه نفر ققط یه نفر بدون پارتی سرکار بره چرا اون یه نفر من نباشم؟؟؟
ارسالها: ۷۲۴
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
پاسخهای درست:۱ گرایش: سایر وضعیت: دانشجوی کاردانی مقبولیت: ۶۵/۸+ امتیاز مانشت : ۱۲۸ رتبه: ۷۱امتیاز تاریخ مانشت: ۲۵۰۹ رتبه: ۶۴
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
(۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ۱۰:۲۳ ب.ظ)d_felfelak نوشته شده توسط: یه چیز:
فرض کنیم این مملکته داغونه اقاجان داغوووون یک سیستم اموزش و اقتصادی داره از خودش داغونتر
اصلا یه سیستم که از هر صد نفر یه نفر بدون پارتی سر کار میره
و ......
حالا توی این سیستم باید چیکار کرد؟؟؟
من فکر میکنم دونفری که اصرار دارند بگن در رشته کامپیوتر کار هست یا مثلا یکی از استادای ما که همین نظرو دارند
هدف و منظورشون یک چیزی هست:
اینکه تلاش کنید تلاش کنید هدفدار و با برنامه و با نیازسنجی تلاش کنید امید است به جاهای خوبی برسین اقلا از ناراحتی و ... نتیحه ی بهتری رو داره
اگه قراره یه نفر ققط یه نفر بدون پارتی سرکار بره چرا اون یه نفر من نباشم؟؟؟
موافقم.
از آنجایی که احتمال تغییر سیستم نزدیک به صفره باید فقط آدم خودش کار کنه و مهارت کسب کنه چون ما فقط تنها قدرت کنترل خودمان رو داریم نه سیستم.
بعد از یادگیری، مهاجرت(یا ویزای تحصیلی بدون یادگیری مهارتی) یا کار تو همین ایران با حقوق خوب...
تصور عمومی جامعه بر این باور استواره که میشه در عین حفظ کیفیت، هر اون چیزی که فکر میکنن (غالبا به تبعیت از اکثریت پیشین و فعلی) برای نیل به یک زندگی مطلوب لازمه رو با هم و در کنار هم داشت و به شکل همروند پیش برد (به شکل ارادی یا غیر ارادی). چیزهایی مثل تحصیل علم، پول، داشتن کار ثابت، ایجاد و توسعه یک استارتآپ مستقل، به دست آوردن تخصص در چند گرایش مرتبط و حتی غیر مرتبط، بهرهمندی از اوقات فراغت ثابت و موضوعاتی از این دست؛ با تمسک به چنین کلیدواژههایی: "برقراری موازنه"، "انسان چند بُعدی" و "توان و زمان نامحدود"، که به نظر انتخابهای هوشمندانه و دهن پُرکنی هستند، البته فقط "به نظر"؛
ارسالها: ۲,۲۳۷
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۲
پاسخهای درست:۷ گرایش: سایر وضعیت: فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مقبولیت: ۸۳/۹+ امتیاز مانشت : ۱۱۴۷ رتبه: ۱۶امتیاز تاریخ مانشت: ۵۶۷۰ رتبه: ۲۰
هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
(۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ۰۳:۵۴ ب.ظ)x86 نوشته شده توسط: . باور کنید تو این چند وقت انقدر برای پروژه های صنعتی و کار تو شرکت بهم زنگ زدن و به علت کمبود وقت ردشون کردم که واقعا شرمنده ی بعضی از دوستان نزدیکم شدم.
داداش ، پاسشون بده سمت ما
البته منم خداییش این روزا کم مشغله ندارم