زمان کنونی: ۲۴ آذر ۱۳۹۸, ۰۹:۴۹ ق.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر

ارسال: #۳۱
۱۷ فروردین ۱۳۹۲, ۱۱:۲۳ ب.ظ
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
(۱۷ فروردین ۱۳۹۲ ۰۹:۴۵ ب.ظ)mahtab_rafiei نوشته شده توسط:  nirvana123 خودکشی که هست مثلا ما یه مسئول خوابگاه داشتیم نزدیک بود از دستمون خودکشی کنه!!!!!!!!!یسری واسه حظور غیاب اومد ساعت ۹شب بود ما اصلا متوجه حظورش نشدیم از بس شلوغ بودیم در حال پایی کوبی و خنده یدفعه دیدیم یکی نشسته وسط اتاق داره میزنه تو سر خودش میگه ساکت ساکت ولی خیلی خانم خوبی بود گفت این ماجرا رو که زدم تو سر خودم واسه کسی تعریف نکنین


این خاطره ات رو خوندم یاد یه خاطره از خودمون افتادم
رییس دانشگاه میخواست بیاد خوابگاه بازدید ، سرپرست ما خودشو کشت که مثلا ما کمی رسمی باشیم و اتاقامونو منظم کنیم
ما هم بی خیال سرپرست مشغول کار خودمون بودیم، یکی از هم اتاقی ها هم هنرمند بود و با دو تا بطری جا نوشابه به قول خودش سنتور میزد روز زمین و یکی هم میخوند و باقی هم مشغول بازی
که سرپرست در رو باز کرد و اومد تو که حضور رییس دانشگاه رو اعلام کنه
یعنی جییغییی کشید سرمون هااا ما هم بی خیاال بهش میخندیدیم Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
یکی از به یاد ماندنی ترین خاطراتمون اون شب رقم خورد ، خوشبختانه مسئولین دانشگاهمون باجنبه بودن و مشکلی پیش نیومد ولی اتاقمون معروف شدSmile
۱
۱
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Mänu
ارسال: #۳۲
۱۷ فروردین ۱۳۹۲, ۱۱:۵۲ ب.ظ
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
من تو دوران تحصیلم هیچ وقت خوابگاهی نبودم ولی همیشه دوست داشتم یه بار هم که شده تجربه اش کنم

امـــــــــــــا:
دوران کاردانی یه دوست خوابگاهی که (تهرانی بود و اهواز قبول شده بود ) پیدا کردم و وترم اول ودوم هروقت دلم میخواست بهش سر میزدم و حسابی اتاقشون رو بهم میریختم و از مزایای خوابگاهی بودن استفاده میکردم کم کم تصمیم کبری گرفتم که خونه رو به خوابگاه تبدیل کنم دوست خوابگاهی تبدیل شد به همخونه و آجولی(همون آجی تحریف شده ) من. از اواسط ترم ۳ تا موقع فارغ التحصیلی خونه ما به خوبی وخوشی درکنارمون زندگی میکرد همه جا باهم بودیم سفر ، خرید ، بازار و.... خنده داشتیم غم داشتیم دعوا داشتیم و.... ایام خیلی خوبی بود میشه گفت از بهترین روزهای زندگیم بود یادش بخیـــــــــر

از خواهر به من نزدیکتر بود و الان بعد چندین سال هنوز هم بهترین دوست منه و وقتی باهم حرف میزنیم نیم ساعت اول صحبتهامون اون میگه یادته .... من میگم آره یادمه ... بعد من میگم یادته؟... اون میگه آره یادمه و......

دوران کارشناسی قزوین قبول شد و من باز خوابگاهی نشدم و اهواز قبول شدم ... چه میشه کرد هنوز قسمت نشده
انشالله ارشد خوابگاهی بشم
۲
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Mänu , sahar121 , Engineer , good-wishes , banafshe , kimidoonekekie , atenaa
ارسال: #۳۳
۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۰۹:۰۳ ق.ظ
Smile فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
منم شهری که دوره کاردانی و کارشناسیمو تموم کردم ۲۲۰ کیلومتر با شهر محل زندگیم فاصله داشت اما در این چهار سال هم خوابگاه بودم و هم منزل به نطر من هر دوتاشون جذابیت خودشون دارند خوابگاه زندگی کردن بهت یاد می ده که چطور با افراد دیگه با فرهنگهای مختلف کنار بیای و منزل هم به هت یاد می ده که چطور با افراد هم نوع و هم زبان خود کنار بیایی.:)
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها ثبت نام کنید.

m.m:
۱
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Mänu , good-wishes
ارسال: #۳۴
۱۸ فروردین ۱۳۹۲, ۱۰:۱۶ ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۰:۲۲ ق.ظ، توسط x86.)
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
شاید باورتون نشه ولی خونه ی ما تقریبا چسبیده به دانشگاهمونه البته ۱۰۰-۲۰۰ متری فاصله داره، اینو که دیگه اصلا باورتون نمیشه تقریبا توی ۱۰ متری دانشگاهمون (روبه روش - یه خیابون هفت هشت ده متری) یه کتابخونه است که من اونجا مسئول بودم البته الان هم همونجا کار میکنم ولی کارم یه چیز دیگه است . خلاصه به قول بچه ها مثلث برمودا تشکیل دادم ، از خونه میرم کتابخونه از کتابخونه میرم دانشگاه از دانشگاه هم میرم خونه ، همش توی ۵ دقیقه . اکثر امتحانامو ۵ دقیقه مونده به امتحان از خونه در میام بیرون اگه هم تو کتابخونه باشم ۱ دقیقه مونده به امتحان (گاهی اوقات هم ۵ دقیقه بعد از امتحان یادم میوفته که باید حرکت کنم Smile ) ، انصافا خیلی خوش میگذره . فقط حیف که اصلا عادت ندارم کلاسارو شرکت کنم چون اساتید بیش از اندازه با سواد هستن Smile . وگرنه خیلی ها دوست داشتن جای من باشن و بتونن همه ی کلاس ها رو شرکت کنن....(پیام نور ینی این)
۶
۲
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Engineer , Mänu , good-wishes , kati , kimidoonekekie , Hera
ارسال: #۳۵
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۲, ۰۸:۳۱ ق.ظ
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
(۱۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۰:۱۶ ق.ظ)arcsin نوشته شده توسط:  شاید باورتون نشه ولی خونه ی ما تقریبا چسبیده به دانشگاهمونه البته ۱۰۰-۲۰۰ متری فاصله داره، اینو که دیگه اصلا باورتون نمیشه تقریبا توی ۱۰ متری دانشگاهمون (روبه روش - یه خیابون هفت هشت ده متری) یه کتابخونه است که من اونجا مسئول بودم البته الان هم همونجا کار میکنم ولی کارم یه چیز دیگه است . خلاصه به قول بچه ها مثلث برمودا تشکیل دادم ، از خونه میرم کتابخونه از کتابخونه میرم دانشگاه از دانشگاه هم میرم خونه ، همش توی ۵ دقیقه . اکثر امتحانامو ۵ دقیقه مونده به امتحان از خونه در میام بیرون اگه هم تو کتابخونه باشم ۱ دقیقه مونده به امتحان (گاهی اوقات هم ۵ دقیقه بعد از امتحان یادم میوفته که باید حرکت کنم Smile ) ، انصافا خیلی خوش میگذره . فقط حیف که اصلا عادت ندارم کلاسارو شرکت کنم چون اساتید بیش از اندازه با سواد هستن Smile . وگرنه خیلی ها دوست داشتن جای من باشن و بتونن همه ی کلاس ها رو شرکت کنن....(پیام نور ینی این)

چه خوشحال...........

من خوابگا دلم میخاد واسه ارشدم
۲
۱
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: x86
ارسال: #۳۶
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۲, ۰۱:۵۰ ب.ظ
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
نمی دونم من دردای شماها رو نکشیدم و به نظرم یکمی نازنازی بار اومدم. آخه تقصیر من چیه Smile)
من کارشناسی و کارشناسی ارشد تو شهر خودم بودم و از خونمون تا دانشگاه حداکثر ۲۰ دقیقه فاصله بود
اما دوست دارم دوریو تجربه کنم. همه می گن به خانواده هاشون وابستن اما بعد یه مدت براشون عادی میشه. کلا انسان این طوریه با هر شرایطی خودشو وفق میده
۴
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۳۷
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۲, ۱۱:۳۰ ق.ظ
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
منم هم سالای کاردانیم و همه کارشناسیمو شهر خودم نبودم و هم خونه داشتم وهم خوابگاه
الان که فکر میکنم واقعا حس میکنم اون دوری برام نیاز بود.
چون خیلی ساده بودم و خیلی متکی به خانواده.اما حالا واسه خودم یه پا مردی شدم در عین زن بودن Smile

کاش میدانستم به کدامین راهت سرکج آوردم.
دلبرا فرض براین که سرمن کج وزبانم دشنام
خوب میدانی یار که دل من کج نیست!!!!!
۵
۱
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: omidranjbar
ارسال: #۳۸
۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۰۲:۰۱ ق.ظ
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
(۱۵ فروردین ۱۳۹۲ ۱۱:۲۸ ب.ظ)aatwo نوشته شده توسط:  یادش بخیر من یه زمانی فاصله دانشگاهم البته اونم فاصله با تهران با هواپیما ۸ ساعت بود سالی یبار هم با سختی بر میگشتم
دانشگاه شما کجا بود که با هواپیما ۸ ساعت راه بود؟
۳
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: nina69
ارسال: #۳۹
۲۲ خرداد ۱۳۹۲, ۰۵:۰۴ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ۰۵:۱۱ ب.ظ، توسط m@hboobe.)
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
دوران دانشجویی و خوابگاهی بودن هرچند یه سختی هایی داره ولی به نظر من مزیتشهاش بیشتر هستن!

والا من که خواستم خوابگاهی بودنو تجربه کنم گفتن بزرگتریهات تجربه کردن به این نتیجه رسید چندان جالب نیست Exclamation از بین دو دانشگاهی که پیام نور شهر خودم بود و آزاد که رشته شیمی شهرستان بود(!)
چسبیدم به علاقه ام یعنی کامپیوتر و نشد دیگه خوابگاهی بشم!Confused
ناراحت نیستم که تجربه ندارم چون به سمت علاقه ام رفتم و مسیر بهتری برام داشته ... یه دلیلشم مانشتی شدنمه Wink
انشالله واسه ارشد Big Grin


پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که میتواند صد زندگی همزمان داشته باشد. ما میتوانیم بیاموزیم و در هرچیزی متخصص شویم.


درس و دانشگاه یعنی مانشت و دیگر هیچ
Big Grin
۰
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۰
۲۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۴:۴۳ ب.ظ
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
کلا همگی سرکارید!!!البته عذر میخام!ولی اگه تو شهر خودتون قبول نشدید بهتره فکر رفتن به شهر غریبو از سرتون بیرون کنید...در کل فکر آیندتون باشید..اینا همشون میگذرن...تا به خودت بیایو سربالا کنی فارغ التحصیل بشی میبینی چندسال از عمرت گذشته...آخرشم بیکاریو با درآمد کم قانع میشی!
۱
۲
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۱
۲۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۵:۳۰ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸ آبان ۱۳۹۲ ۰۹:۴۴ ب.ظ، توسط k_111.)
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
(۲۷ آبان ۱۳۹۲ ۰۴:۴۳ ب.ظ)mohammad mehr نوشته شده توسط:  کلا همگی سرکارید!!!البته عذر میخام!ولی اگه تو شهر خودتون قبول نشدید بهتره فکر رفتن به شهر غریبو از سرتون بیرون کنید...در کل فکر آیندتون باشید..اینا همشون میگذرن...تا به خودت بیایو سربالا کنی فارغ التحصیل بشی میبینی چندسال از عمرت گذشته...آخرشم بیکاریو با درآمد کم قانع میشی!
عجب نکته ی جالبی کشف کردیدHuh
من همش داشتم پیش خودم می گفتم چرا اونایی که تو شهر خودشون دانشجو بودن همه الان پولدار شدنBig Grin
ولی اونایی که رفتن شهر دیگه الان بی کار تو خونشون نشستن دارن تلویزیون می بیننSad
اصلا الان به این نتیجه رسیدم که بهتره برم بقالی سرکوچمون کارگری کنم
اینطوری دیگه دانشگاه هم اصلا وقتم رو نمیگیره میتونم بیشتر پول دربیارم

مثلا کسی که رفته آمریکا درس خونده الان بیکار که نیست تازه بدهکار هم هست، باید یه چیزی دستی هم بده
۸
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۲
۲۸ آبان ۱۳۹۲, ۱۲:۱۸ ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸ آبان ۱۳۹۲ ۱۲:۲۰ ق.ظ، توسط mohammad mehr.)
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
Undecidedعجبببببببببب
۰
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۳
۲۸ آبان ۱۳۹۲, ۰۱:۰۱ ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸ آبان ۱۳۹۲ ۰۱:۰۲ ق.ظ، توسط eng_majid.)
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
نقل قول: این خاطره ات رو خوندم یاد یه خاطره از خودمون افتادم
رییس دانشگاه میخواست بیاد خوابگاه بازدید ، سرپرست ما خودشو کشت که مثلا ما کمی رسمی باشیم و اتاقامونو منظم کنیم
ما هم بی خیال سرپرست مشغول کار خودمون بودیم، یکی از هم اتاقی ها هم هنرمند بود و با دو تا بطری جا نوشابه به قول خودش سنتور میزد روز زمین و یکی هم میخوند و باقی هم مشغول بازی
که سرپرست در رو باز کرد و اومد تو که حضور رییس دانشگاه رو اعلام کنه
یعنی جییغییی کشید سرمون هااا ما هم بی خیاال بهش میخندیدیم Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
یکی از به یاد ماندنی ترین خاطراتمون اون شب رقم خورد ، خوشبختانه مسئولین دانشگاهمون باجنبه بودن و مشکلی پیش نیومد ولی اتاقمون معروف شدSmile
رییس دانشگاه ما با هیت همراه اومده بودن به خابگاه سر بزنن که مثلن مشکلات دانشجوها رو بررسی کنن
این رییسه هم میومد اتاق به اتاق در میزد و میرفت داخل تا با بچه حرف بزنه
وقتی رسید در اتاق ما، منو و ۳تا از هم اتاقیا بیرون اتاق بودیم، رییس شروع کرد به در زدن که بیاد داخل، ما هم به رییس گفتیم که این اتاق ماست کسی تو اتاق نیست شما بفرماید داخل
از بد روزگار یه هم اتاقی دیگه که از اومدن رییس خبر نداشت و تازه از حموم اومده بیرون و کامل لباس نپوشیده بود و وسط اتاق مشغول لباس پوشیدن بود
در این حین رییس در رو باز کرد ما هم پشت سر رییس بودیم و اون یکی هم اتاق بدون لباس وسط اتاق بود همین که برگشت و ما رو دید کاملن خشکش زد
رییس هم یه لبخندی زد و گفت مثل اینکه شما تو اتاق خیلی راحتید من مزاحمتون نمیشم بهتره که برم یه اتاقی دیگه .......
۱
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۴
۲۸ آبان ۱۳۹۲, ۰۴:۱۰ ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۸ آبان ۱۳۹۲ ۱۲:۱۹ ب.ظ، توسط AMMehr.)
فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
من خوابگاهی نبودم ولی کوی دانشگاه تهران و شریف رفتم قبلا و چند شبی اونجا ها بودم محیط باحاله ولی کلا جای درس خوندن نیست و مجبوری بری کتابخونه!! حالا مشکلات دیگه به کنار!
خودم هم وقتی شهرستان (۳ سال اونجا بودم بعد مهمانی گرفتم تهران! ) بودم خونه گرفتم ولی تنهایی آدم دیونه میشه هم خونه ای اوردم یکی از دوستان قدیمیم بعد یکسال باهم کنار نیومدیم و رفت ولی همیشه یک دوست اونجا داشتم که میومد پیشم و کلا پیشم بود دوران خیلی Big Grin خاطره انگیزی بود یادش بخیر چقدر اشک و خنده توش بود چقدر سر رو صدا میکردیم همسایه های بیچاره ولی خلاصه دیدم اونجا نمیتونم درس پاس کنم و هم وقت تلف میکردم هرچند وقت تلف کردنش خوش گذرونی بود ولی دیگه تا کی؟؟؟!!! اینجوری شد مهمان دائمی گرفتم تهران و در کانون خانواده سریعا همه درسا رو پاس کردم و فارغ التحصیل شدم !

خلاصه هرکی یکجوریه من خودم شخصا ترجیح میدم همین تهران بمونم و جایی نرم چون اول از همه هر چی کلاس های آموزشی به غیر دانشگاه بخای بری مرکزش همینجاست و متاسفانه شهرستانها مراکز آموزشی قوی یا اصلا ندارند یا خیلی ضعیفند!!
دوم اینکه من آدمش نیستم که تویه مجردی درس بخونم دیگه مجری یعنی عشق و حال و نمیتونم کاریش کنم
۰
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال: #۴۵
۱۴ دى ۱۳۹۲, ۰۷:۳۶ ب.ظ
RE: فرق یک کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلو متر
(۱۵ فروردین ۱۳۹۲ ۰۲:۵۶ ب.ظ)good-wishes نوشته شده توسط:  یادمه روزی که دانشگاه قبول شدم از شوق زیاد با خودم گفتم چه فرقی می کنه دانشگاهت تو شهر خودت باشه یا اون سر کشور !!!
خلاصه رفتم ثبت نام کردم و زد اون سال همون ترم اول مصادف با ماه رمضون شد . بعدش هم که تعطیلی ۳ روزه عید فطر ! یادمه اکثر بچه های خوابگاه که مسیرشون نزدیک بود یا پول کافی داشتن که با هواپیما برن رفتن پیش خونواده شون و من و چند نفر دیگه مجبور شدیم بمونیم خوابگاه !!!
اونجا بود که فهمیدم فرق ۱ کیلومتر با ۱۰۰۰ کیلومتر چیه؟ Cool
چقد بانمک Big Grin

HeartTongue
۰
۰
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  فرق مدرک روزانه و شبانه ارشد z__z ۵ ۷۵۰ ۰۷ آبان ۱۳۹۷ ۰۵:۴۰ ب.ظ
آخرین ارسال: Amir V
  فرق سامانه شبکه ایی و شبکه های ارتباطی aali361 ۰ ۴۰۹ ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۲۱ ب.ظ
آخرین ارسال: aali361
  فرق بین مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار با مهندسی کامپیوتر نرم افزار Rafaat ۰ ۳۶۸ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۰۲:۴۵ ب.ظ
آخرین ارسال: Rafaat
  فرق site.ir/forum با forum.site.ir چیه ؟ simorghsimorgh ۳ ۱,۳۸۹ ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۴۱ ب.ظ
آخرین ارسال: alizeus
  فرق دکتری تخصصی با حرفه ای batman70 ۱ ۶۹۵ ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۱۲ ب.ظ
آخرین ارسال: reticent
  کدام زبان برای هوش مصنوعی بهتر است؟ فرق بین زبان های هوش مصنوعی چیست؟ azam2075 ۲ ۱,۰۰۸ ۰۸ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۷ ق.ظ
آخرین ارسال: azam2075
  رتبه ۱۰۰۰ هوش مصنوعی - دانشگاه خاتم ؟؟؟ elahe-n ۱ ۶۷۶ ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۳۴ ب.ظ
آخرین ارسال: plusdeck
  فرق شبکه های کامپیوتری با سیستم های توزیع maryam... ۷ ۷,۰۵۶ ۰۷ شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۳۳ ب.ظ
آخرین ارسال: shahsavarrasht
  فرق پردازنده با ریز پردازنده چیست؟ irpersian20 ۴ ۱,۰۲۰ ۲۰ تیر ۱۳۹۵ ۱۲:۴۸ ب.ظ
آخرین ارسال: irpersian20
  کارنامه ی عجیب رتبه ی ۱۰۰۰ ای تی Bahr4M ۱۸ ۵,۳۹۹ ۱۹ تیر ۱۳۹۵ ۱۱:۴۰ ب.ظ
آخرین ارسال: RezaTaheri

پرش به انجمن:

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close