زمان کنونی: ۲۸ آذر ۱۳۹۷, ۰۲:۳۴ ق.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

مشاوره ازدواج !!!

ارسال:
۰۷ آذر ۱۳۹۰, ۰۷:۳۹ ب.ظ
مشاوره ازدواج !!!
سلام
می دونم الان همه فکر میکنید مانشت همه چیز رو داشت به چز این یکی !
شایدم اصلا این تاپیک رو ببندید ،اما قبلش درد دلمو بشنوید و بگید اگه جای من بودید چه کار می کردید ،علت اینکه این بحث رو جای دیگه مثلا سایت تخصصی ازدواج مطرح نکردم اول این بوده که دیر جواب میدن دوم اینکه مثله من دانشجو نیستن
لطفا بگید اگر در موقعیت من بودید چه کار می کردید:

من (مرد )تو شرایطی گیر کردم که شاید تا حالا برای شما هم پیش اومده باشه ،در اقوام ما ازدواج‌ها همه خویشاوندی و کمتر کسی پیدا میشه که با غیرخویشاوند ازدواج کرده باشه اوناییم که با غیر خویشاوند ازدواج کردن متاسفانه چون تحقیق کافی نکردن اکثرا شکست خوردن این موارد باعث شده که پدرومادرم نسبت به ازدواج غیرخویشاوندی ذهنیت بدی داشته باشن چنانچه اگه این اتفاقه بیفته حتی ممکنه تحت حمایت خانواده هم نباشم
یکی از اقوام که کمی به خانوادش نظر داشتم جدیدا برای دخترش خواستگار اومده به من ،چون فکر می کردن ممکنه به دخترشون علاقه داشته باشم اولتیماتوم دادن که نظرمو بگم ،خانواده‌ام فوق العاده موافق این وصلتند (هر دو)‌، من به دختر این خانواده چون شاید تنها یکی دوبار بیشتر ندیدمش (چون از اقوام دور ما هستن) دلبستگی پیدا نکردم ،شاید اگه چندبار می دیدمش این دلبستگی ایجاد می شد ولی از اونجایی که من باید تا دوروز جواب نهایی به این خانواده بدم (فرصت دیدن دوباره پیدا نمیشه)و ازآنجایی که خانوادش فوق العاده خوبن و از انجایی که من تا حالا به فکر آینده و پیشرفتم بودم ،در دو راهی موندم چه کار کنم ؟
اگه این اتفاقه بیفته با ادامه تحصیل چه کار کنم ؟شاید اصلا قرار ازدواج تا دوسال آینده بشه‌! ،ارشد چی میشه ؟ آینده چی میشه ؟
اگه این اتفاقه نیفته مطمئنم به نزدیکی و خوبی این خانواده پیدا نمی کنم ،و دیگه از اقوام بهتر این پیدا نمی کنم ؟
چه کار کنم ؟
در پایان باید بگم من تاحالا به ازدواج فکر نکرده بودم و تمام سعیم این بوده که بتونم در آینده شغل آبرومندی با تحصیلاتی که کسب می کنم پیدا کنم اما می ترسم این کار مانع رسیدن من به اهدافم بشه ؟
شما جای من بودید چه کار می کردید ؟
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال:
۰۷ آذر ۱۳۹۰, ۰۷:۵۷ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۰۷ آذر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۹ ب.ظ، توسط مازیار صفایی.)
RE: مشاوره ازدواج !!!
باسلام
در ازدواج یک پسر چند مورد هست:
  • شناخت دختر خانم
  • شناخت خانواده دختر خانم
  • حل بودن مساله سربازی
  • حل بودن مساله کار
  • اتمام تحصیلی
  • آمادگی روحی
  • بلوغ اجتماعی

شما خانواده این خانم رو خوب می شناسید اما دختر خانم ایشان را چطور؟
پرواضح است که در این زمانه خط فکر فرزندان با پدر و مادر و اقوام متفاوت است.
از شرایط توضیح داده شده این چنین بر میاد که شما مستقیما ایشان را نمی شناسید و اگر به خواستگاری بروید معنی آن پذیرش است و نمی تونید بگید من نمی خوام!

این جور ازدواج ریسک بالایی ندارد؟

وقتی شما تکلیف کار خود را نمی دانید وقتی تکلیف درس خود را نمی دانید... ازدواج با خانمی که معلوم نیست شرایط شما را به خوبی بشناسد ریسک بالایی دارد.
خانواده خوب یکی از شروط ازدواج است. شما اگر از هفته ۲ روز را با خانواده بگذرانید ۵ روز دیگر را در کنار همسرتان هستید.

من جای شما بودم می گفتم نه. و می گذاشتم زمان خانمی را که خودم شناخت نسبت بهش پیدا کردم را بر سر راه من قرار دهد.

قبل از ایجاد تاپیک جدید فقط ۴ دقیقه در تالار جستجو کنیم.....
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Tempuser , fe_atash , پروفسور
ارسال:
۰۷ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۰ ب.ظ
RE: مشاوره ازدواج !!!
خیلی مصمم برو بگو به دخترتون علاقه دارم ولی تا چند جلسه باهاشون صحبت نکنم نمی تونم جواب قطعی بدم.( با دست پس بزن با پا پیش بکشTongue)

اگر تمایلات اون خانم با شما یکی باشه مثلا هر دو دانشجو باشید یا هردو مشتاق به ادامه تحصیل باشید مشکلی از این نظر نیست.(دانشجوهای لیسانس رو دیدید که با هم ازدواج می کنند تازه انگیزه پیدا می کنند با هم درس بخونن برا ارشد.... و اتفاقا رتبه های خیلی خوبی هم می گیرند ؟؟)

زندگی ، همیشه فریاد زدن نیست ...، بلکه صدای آرامی است که در انتهای روز می گوید: فردا دوباره تلاش خواهم کرد.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Tempuser
ارسال:
۰۷ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۳۷ ب.ظ
RE: مشاوره ازدواج !!!
(۰۷ آذر ۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ ب.ظ)Maryam-X نوشته شده توسط:  خیلی مصمم برو بگو به دخترتون علاقه دارم ولی تا چند جلسه باهاشون صحبت نکنم نمی تونم جواب قطعی بدم.( با دست پس بزن با پا پیش بکشTongue)

اگر تمایلات اون خانم با شما یکی باشه مثلا هر دو دانشجو باشید یا هردو مشتاق به ادامه تحصیل باشید مشکلی از این نظر نیست.(دانشجوهای لیسانس رو دیدید که با هم ازدواج می کنند تازه انگیزه پیدا می کنند با هم درس بخونن برا ارشد.... و اتفاقا رتبه های خیلی خوبی هم می گیرند ؟؟)
اتفاقا اون در رشته علوم تجربی درس خونه و حرفی برای گفتن داره اما آخه در زندگی با این همه مشکلات چه جوری میشه درس خوند ؟
می دونم میگی اراده می خواد اما ..............
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال:
۰۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۶:۱۹ ب.ظ
مشاوره ازدواج !!!
به نظر من شما بهتر به جای مشورت با ما که همگی تقریبا هم سن و سالیم و تجربه‌ی زیادی تو این زمینه نداریم به یه مشاور یا یک آدم با تجربه رجوع کنین!چون پیشنهاد هایی که بچه‌ها می دن هیچ کدوم قبلا آزمایش نشده تا از درستی شون مطمئن شین!
ازدواج هم اصلا چیز شوخی برداری نیست و اشتباه تو ازدواج می تونه یه فاجعه تو زندگیتون درست کنه!پس ریسک نکنین و از آدمای با صلاحیت سوال کنین!

سپیده که سربزند در این بیشه زار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: انرژی مثبت , Xilinx , uniquegirl , Tempuser , comsc86
ارسال:
۰۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۷:۱۹ ب.ظ
RE: مشاوره ازدواج !!!
دوست عزیز بهت پیشنهاد میدم با مرکز مشاوره تلفنی دانشگاه تهران تماس بگیر وبا کد ۲۰۲ صحبت کن عصر‌ها ۴ به بعد . راستش من خودم با ایشان که صحبت کردم به نظرم از آن خانم های دکتر سن بالای بسیاربسیار بسیار روان پزشک آمد که در کمتر از چند دقیقه صحبت تمام خصوصیات من رو بیرون کشید واقعا قوی بودن وبا این روانشناسای صفر کیلو متر وبی تجربه زمین تا آسمان فرق داشتند بسیار برای من مفید بود شماره تماس مرکز مشاوره هم این است: ۰۲۱۶۶۹۶۲۳۷۷
این مرکز مال دانشگاه تهران هست ویه مرکز دولتی هستش که اگه تهران باشی شعب زیادی مثل اینکه داره اما اگه شهرستانی هستی ۴ عصر به بعد هر روز که تماس بگیری بگید با مشاور ۲۰۲ کار دارید مشکلتان را به امید خدا با یک دید باز وکاملا منطقی وکاملا علمی برطرف می کنند .موفق باشید


آیا می دانید تاثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد» به مراتب بیشتراز جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد!!!!!!!!!!!!!ا


یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: انرژی مثبت , Xilinx , homa , pos , mosaferkuchulu , ملیکا , Tempuser , fe_atash , blackhalo1989 , sajad_8900 , rozh66 , پروفسور
ارسال:
۰۸ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۱۱ ب.ظ
مشاوره ازدواج !!!
(۰۸ آذر ۱۳۹۰ ۰۷:۱۹ ب.ظ)SarahArshad نوشته شده توسط:  دوست عزیز بهت پیشنهاد میدم با مرکز مشاوره تلفنی دانشگاه تهران تماس بگیر وبا کد ۲۰۲ صحبت کن عصر‌ها ۴ به بعد . راستش من خودم با ایشان که صحبت کردم به نظرم از آن خانم های دکتر سن بالای بسیاربسیار بسیار روان پزشک آمد که در کمتر از چند دقیقه صحبت تمام خصوصیات من رو بیرون کشید واقعا قوی بودن وبا این روانشناسای صفر کیلو متر وبی تجربه زمین تا آسمان فرق داشتند بسیار برای من مفید بود شماره تماس مرکز مشاوره هم این است: ۰۲۱۶۶۹۶۲۳۷۷
این مرکز مال دانشگاه تهران هست ویه مرکز دولتی هستش که اگه تهران باشی شعب زیادی مثل اینکه داره اما اگه شهرستانی هستی ۴ عصر به بعد هر روز که تماس بگیری بگید با مشاور ۲۰۲ کار دارید مشکلتان را به امید خدا با یک دید باز وکاملا منطقی وکاملا علمی برطرف می کنند .موفق باشید
میگم طرف فال هم میگرفت ؟؟!! Big Grin Big Grin

تحمل مشقت به امید آسایش بهتر از آسایشی است که سختی به دنبال دارد.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال:
۰۸ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۴ ب.ظ
مشاوره ازدواج !!!
نمبدونم برنامه گلبرگ که از شبکه ۳ پخش میشه (۵ شنبه ها) رو میبینید یا نه، اما آقای دهنوی که مشاور برنامست حرف خوبی میزدن:
عاقلانه ازدواج کنید، عاشقانه زندگی کنید...
من حرف دوستامونو تایید میکنم که با مشاور صحبت کنید تا ابهاماتتون بر طرف شه و از طرف دیگه این مساله ارزش وقت گذاشتن داره، لذا به نظر من وقت بیشتری برای فکر بخواید، چون لباس که نیست برید بازار بخرید بعد بگید نمیخوام! (البته ببخشید، قصد جسارت نداشتما، فقط برای عینی بودن، این مثال رو زدم. در مثال جای مناقشه نیست...)
به هر حال این موضوع مهم ترین اتفاق زندگی شماست... پس حتما روش وقت کافی بذارید.
موفق باشید... و خوشبخت Smile

أَینَ الطّالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلاء...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: SarahArshad , Tempuser
ارسال:
۰۸ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۱۵ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۰۸ آذر ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ ب.ظ، توسط SarahArshad.)
مشاوره ازدواج !!!
(۰۸ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۱۱ ب.ظ)mthsh نوشته شده توسط:  
(08 آذر ۱۳۹۰ ۰۷:۱۹ ب.ظ)SarahArshad نوشته شده توسط:  دوست عزیز بهت پیشنهاد میدم با مرکز مشاوره تلفنی دانشگاه تهران تماس بگیر وبا کد ۲۰۲ صحبت کن عصر‌ها ۴ به بعد . راستش من خودم با ایشان که صحبت کردم به نظرم از آن خانم های دکتر سن بالای بسیاربسیار بسیار روان پزشک آمد که در کمتر از چند دقیقه صحبت تمام خصوصیات من رو بیرون کشید واقعا قوی بودن وبا این روانشناسای صفر کیلو متر وبی تجربه زمین تا آسمان فرق داشتند بسیار برای من مفید بود شماره تماس مرکز مشاوره هم این است: ۰۲۱۶۶۹۶۲۳۷۷
این مرکز مال دانشگاه تهران هست ویه مرکز دولتی هستش که اگه تهران باشی شعب زیادی مثل اینکه داره اما اگه شهرستانی هستی ۴ عصر به بعد هر روز که تماس بگیری بگید با مشاور ۲۰۲ کار دارید مشکلتان را به امید خدا با یک دید باز وکاملا منطقی وکاملا علمی برطرف می کنند .موفق باشید
میگم طرف فال هم میگرفت ؟؟!! Big Grin Big Grin
؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر نمی کنم حرف خنده داری زده باشم دوست عزیز در ضمن این آقای محترم مشکلشون رو گفتن من هم راهکاری که عاقلانه ومنطق حکم می کنه رو پیشنهاد دادم شما هم امتحان کنید وببینید فال هم میگیرن این خانم دکتری که مشاوره دانشگاه تهران هستن یا نه!!!!

بچه‌ها ببنید ازدواج مهم ترین ومهم ترین و باز هم مهم ترین بخش زندگی هر کسی هست اگه یه جاش فقط یه نقطه اش اذیت کنه به دلت نمی چسبه .دوستان هر موقع خواستید ازدواج کنید به بعد از جذابیتهای اولیه (رفع برخی نیاز‌ها - رفع تنهایی -) هدفمند‌تر فکر کنید از بعد زیبایی بگذرید از بعد پول بگذرید (البته در حد معقولش لازمند که اگر نباشند دردسر ساز میشن)
وبعدهای دیگه زندگی فکر کنید واین رو هم بدونید که روی هیچ فردی حتی در دراز مدت هم تا باهاش زندگی نکنی نمی شه شناخت پیدا کرد .تا زیر یک سقف نباشی حتی با ۱۰ سال رابطه هم نمیشه بگی ۱۰۰ درصد طرف رو میشناسی .
اما در مورد این دوستمون دوست عزیز شما میگی خانوادش خوبن باید حتمی با خود دختر هم به توافق برسید وتا به توافق نرسیده‌اید از همه نقاطی که برای شما بزرگ هست مثل ادادمه تحصیل وووو اقدامی نکنید دوست من به نظر پدر ومادرتان احترام بگذارید اما نظرات خود هم داشته باشید توی این دوره وزمانه به نظر من هم خانواده مهم هست وهم خود فرد دوستی داشتم که با پسری ازدواج کرد که از نظر خانواده بی نظیر بودند تمام خواهر وبرادر‌ها تحصیل کرده وخوشنام وخوشبخت به اعتبار خانواده با ایشان ازدواج کرد به ۱ سال نکشید که کارشان به دادگاه کشید می دانی چرا؟ چون این پسر دقیقا نقطه مقابل خانواده بود واز بددهنی تا کتک ووووو همه را کلکسیونی داشت .دوست دیگرم همسرش آمال هر زنیست از نظر آقایی اخلاق وووو اما وای از خانواده ایشان که باز هم اینها هم راحت نیستند .می بینی هر دو مهمند .به نظرم گذشت زمانی که می گفتند خانواده رو ببین وبا طرف ازداج کن .حالا دیگر همه شرایط باید جور باشد .


باز هم یک مسئله مهم‌تر‌: در سنین پایین آدم راحتتر انتخاب می کنه چون هر چی سنت میره بالاتر عقلت بیشتر میشه و انتخاب سختتر.

خیلی حرف زدم اما شاید لازم بود به عنوان خواهر بزرگترتان Big GrinBig GrinBig Grin


آیا می دانید تاثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد» به مراتب بیشتراز جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد!!!!!!!!!!!!!ا


یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: mosaferkuchulu , انرژی مثبت , homa , diligent , Tempuser , fe_atash , sara_hemmati , comsc86 , sajad_8900 , rozh66
ارسال: #۱۰
۰۹ آذر ۱۳۹۰, ۰۸:۲۴ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۰۹ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۴۱ ب.ظ، توسط hkarimi.)
مشاوره ازدواج !!! (مولانا چی میگه؟؟؟)
سلام به دوستای گلللللللللم. ان شا ا... که حالتون خوب باشه و سلامت باشید.
اگه اجازه بدید یه داستان از مولانا براتون بگم فقط جون خودتون منفی ندید که خیلی ضد حال میخورم مث اون یه کلمه "ذو" که به اصل مطلب لطم هم نمیزد.بیخی.. همینجا میگم که مولانا شعر هاشو در قالب مثنوی میگفته (نه بابااااا )که شعر در این این قالب طولانیه و میاد یه داستان آموزنده رو میگه. منظورم از داستان اینه (گفتم که سوء تفاهم نشه.) بگذزیم

مولانا تو یه داستانش میگه که یه روز یه عاشق میره دم خونه معشوقه ش و در میزنه. طرف میگه کیه که داره در میزنه. Dodgy
عاشقه هم از همه جا بی خبر میگه باز کن . منمHeart‌، عاشقت اومده.Heart باز کن.
معشوقه ش میگه Angry: چی گفتییییییییییییییی؟؟؟؟Angry؟؟؟؟؟ گفتی "من":@AngryAngry؟؟؟؟؟ از کی تا حالا تو رسم عاشقی "من" وجود داره؟ تو هنوز خامی‌، (هنوز بچه ای و دهنت بو شیر میده ). برو و یه سال دیگه بیا . آتیش عشق باید تورو پخته کنه . برو غم هجران بکش . (بدو . اگه اینجا بمونی زنگ میزنم ۱۱۰ بیادا Big Grin)
(بیچاره) عاشقه هم دست از پا دراز‌تر میره و بعد یه سال دیگه میاد . حالا دیگه پخته شده بوده. میدیده واقعا بدون معشوقه نمیتونه زندگی کنه . خلاصه بعد یه سال میاد و در میزنه و مث دفه قبل طرف میگه کیه؟
عاشقه میگه تویی. بله‌، این خود تویی که داری در میزنی. من اصلا وجود ندارم که در بزنم. تمام وجود من مال خود توئه...

(با تخلص ...این داستان رو به شکل کوچه بازاری تعریفش کردم که بهتر تو ذهنتون جا بگیره.)
بله مهندسای عزیز . اینجوریه. نتیجه گیری اخلاقیش به عهده خودتون . فقط میگم که تمام داستانای مولانا نتیجه معنوی توشون پنهانه. یه وقت سوء تفاهم نشه. جون خودتون رای منفی هم ندید. تشکر هم بکنبد که خیلی حال میده. نمره مثبت که دیگه آخرشه... یکی دیگه هم یادم اومد که اگه بشه و از این تشکر کنید میگم براتون.

خدایا افکنم در چه خدایا بنهم اندر ره --- ز هر امرت بوم راضی منم عبد و تویی قاضی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: Tempuser , SarahArshad , diligent , sajad_8900 , rozh66 , پروفسور , sellena
ارسال: #۱۱
۰۹ آذر ۱۳۹۰, ۱۰:۳۹ ب.ظ
RE: مشاوره ازدواج !!!
مرسی از تمام دوستان خصوصا " Saraarshad"‌، به زودی تماس می گیرم !
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: uniquegirl , SarahArshad
ارسال: #۱۲
۰۹ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۰۲ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۰۹ آذر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ ب.ظ، توسط SarahArshad.)
مشاوره ازدواج !!!
(۰۹ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۲۴ ب.ظ)hkarimi نوشته شده توسط:  سلام به دوستای گلللللللللم. ان شا ا... که حالتون خوب باشه و سلامت باشید.
اگه اجازه بدید یه داستان از مولانا براتون بگم فقط جون خودتون منفی ندید که خیلی ضد حال میخورم مث اون یه کلمه "ذو" که به اصل مطلب لطم هم نمیزد.بیخی.. همینجا میگم که مولانا شعر هاشو در قالب مثنوی میگفته (نه بابااااا )که شعر در این این قالب طولانیه و میاد یه داستان آموزنده رو میگه. منظورم از داستان اینه (گفتم که سوء تفاهم نشه.) بگذزیم

مولانا تو یه داستانش میگه که یه روز یه عاشق میره دم خونه معشوقه ش و در میزنه. طرف میگه کیه که داره در میزنه. Dodgy
عاشقه هم از همه جا بی خبر میگه باز کن . منمHeart‌، عاشقت اومده.Heart باز کن.
معشوقه ش میگه Angry: چی گفتییییییییییییییی؟؟؟؟Angry؟؟؟؟؟ گفتی "من":@AngryAngry؟؟؟؟؟ از کی تا حالا تو رسم عاشقی "من" وجود داره؟ تو هنوز خامی‌، (هنوز بچه ای و دهنت بو شیر میده ). برو و یه سال دیگه بیا . آتیش عشق باید تورو پخته کنه . برو غم هجران بکش . (بدو . اگه اینجا بمونی زنگ میزنم ۱۱۰ بیادا Big Grin)
(بیچاره) عاشقه هم دست از پا دراز‌تر میره و بعد یه سال دیگه میاد . حالا دیگه پخته شده بوده. میدیده واقعا بدون معشوقه نمیتونه زندگی کنه . خلاصه بعد یه سال میاد و در میزنه و مث دفه قبل طرف میگه کیه؟
عاشقه میگه تویی. بله‌، این خود تویی که داری در میزنی. من اصلا وجود ندارم که در بزنم. تمام وجود من مال خود توئه...

(با تخلص ...این داستان رو به شکل کوچه بازاری تعریفش کردم که بهتر تو ذهنتون جا بگیره.)
بله مهندسای عزیز . اینجوریه. نتیجه گیری اخلاقیش به عهده خودتون . فقط میگم که تمام داستانای مولانا نتیجه معنوی توشون پنهانه. یه وقت سوء تفاهم نشه. جون خودتون رای منفی هم ندید. تشکر هم بکنبد که خیلی حال میده. نمره مثبت که دیگه آخرشه... یکی دیگه هم یادم اومد که اگه بشه و از این تشکر کنید میگم براتون.
بساطی هم شده این منفی دادن های الکی بعضی‌ها !!!!

فقط یه چیز هم اضافه کنم آره عشق لازمه خیلی هم لازمه اما نباید با هوس قاطی بشه دیدید میگن برای اینکه یه زوج واقعا احساس خوشی وخوشبختی داشته باشن باید رفت ویه ۷-۸ سال بعد زندگیشون رو دید وگرنه همون اولاش که همه عزیزم وجونم واینکه اون اوائل معمولا هنوز جوونن وهنوز زیبایی های ظاهری هست وووووو واینکه معمولا بعد ۷-۸ سال به نظرم کسایی که هنوز عاشقن هنوز مثل روزهای اول زندگیشون از با هم بودن لذت میبرن .هنوز نبود یکی دیگری رو اذیت میکنه .منظور از تو شدن خودت(تو داستان مولانا )یه جنبش شاید این باشه که از ظاهرش بگذری به اصلش برسی نه گیر لب وخط وخال باشی برای همینه که میگه برو بعد ۷-۸ سال بیا .


یه نکته مهم وخیلی مهم دیگه که به نظر من هیچ عشق یه طرفه ای خوب نیست چه عاشق بودن زن به مرد چه عاشق بودن صرف مرد به زن (دقت کنید که منظورم اینه یه طرف عاشق باشه واون یکی حالا بدش هم نمی یاد اینا هیچ کدوم خوب نیست)
بلکه باید هر دو عاشق باشن والبته یه نکته مهم دیگه توی که به نظرم از اون نکات کلیدی علاقه دوطرفه هست اینه که:
۱- ابراز علاقه باید از طرف مرد باشه وشروعش از طرف مرد باشه (بهترین نوع عشق دوطرفه اینه از طرف مرد شروع بشه وزن رو هم درگیر کنه وبه عشق ناب برسونه این بهترین شکلش هست واین طوری مرد بیشتر قدر عشقش رو می دونه واصل طبیعت هم همینه!!!)
۲- هر دوباید عاشق باشن اما کمی مرد بیشتر .

تجربه نشان داده این بهترین شکلش هست که همش دلائل منطقی داره !!!

پ ن: در تمام موارد بالا منظور از عشق معنای والای می باشد نه موارد مشابه که بیشتر به بچه بازی می ماند ولاف عشق زدن و بیشتر هوس است تا عشق!!

باز هم زیاد نوشتم اما دلم نمی یاد تجربیاتی که دارم رو نگم .اینا مثل نکات برنامه نویسین که شاید تو کتابهای رسمی برنامه نویسی گیر نیاد Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin


آیا می دانید تاثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد» به مراتب بیشتراز جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید» می باشد!!!!!!!!!!!!!ا


یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: hkarimi , انرژی مثبت , khavar_1365 , diligent , ati314 , sajad_8900 , rozh66 , sellena
ارسال: #۱۳
۰۹ آذر ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵ آذر ۱۳۹۰ ۰۴:۴۷ ب.ظ، توسط hkarimi.)
مشاوره ازدواج !!! (مولانا دیگه چی میگه ؟؟؟)
دوباره سلام به همه دوستای خوب (به معنای حقیقی نه به معنای واقعی !!!)

حتما بخونید. آموزندس

ممنونم خیلی زیاد.
میخواستم یه داستان دیگه از مولانا رو بگم ولی داستانی به یادم اومد که کاملا حرفهای خانوم SarahArshadرو تایید میکنه. که در زیر عنوانش میکنم.
یه روز یه پادشاهی هوس شکار میکنه و میره شکار . از شانسش یه خانومی ر میبینه و یه دل نه صد دل عاشقش میشه و خلاصه میره میگیردش. خب پادشاه هم بوده و طرف پیچاره حق انتخاب نداشته دیگه...
خلاصه از روزی که این خانوم میره تو قصر این پادشاه شرو میکنه به تحلیل رفتن و لاغر شدن و از خوشگلی هاش کم شدن. پادشاه که عاقش زنش بوده بهترین طبیب‌ها رو میاره بالای سرش ولی همین طور که میدونید هیچ کدوم نمیتونن مریضیشو تشخیص بدن.
خلاصه پادشاه هم که تو رنج از عذاب بوده میره مسجد و دس به دامن خدا میشه و گریه میکنه که خدایا تو کمکم کن. و تو همین حال گریه و التماس خوابش میبره. توی خواب یه پیر دانا رو میبینه که اومده جواب این همه التماس و زاریشو بده. و بهش میگه که کسی که دوای درد زن تو رو داره فردا از دروازه شهر وارد میشه. و مشخصاتشم میگه بهش.
فرداش آقای پادشاه از صب زود دم دورازه شهر میشینه تا موقعی که طرف میادش. خلاصه میارش به قصر و آب و غذاش میکنه. یه طبیب ناغلا دوزاریش میفته و میفهمه درد زن پادشاه جسمی نیس و روحیه. میره نبضشو میگیره و شرو میکنه باهاش حرف زدن. از این شهرو اون شهر میگه. انقد اسم شهرا رو میاره که تا برسه به سمرقند. تا اسم سمرقندو میاره نبض خانوم شرو میکنه به تند زدن. خلاصه اسم کوچه‌ها رو میاره و اسم این شخص و اون شخص رو میاره تا میرسه به یه (اگه اشتباه نکنم) جوون آهنگر.
حدس بزنید این آهنگره کی بوده؟؟؟
همون کسی که تازگیا از دروازه شهر وارد شده بوده. سرتونو درد میارم ... پسره رو میارن و با زن پادشاه یه چن ماهی هر از گاهی با هم حرف میزدن و خانم پادشاه حالش بهتر میشه. پادشاه و طبیب میگن اآقا اینجوری که نمیشه. باید یه کاری کرد. اگه عاشق اونه که بره باهاش زندگی کنه. ولی طبیب میادو یه نقشه میریزه. یه دارو میده به جوون بخت برگشته که روز به روز لاغر و زشت میشه . چن وقت بعدش خانوم خونه (زن پادشاه) ازش زده میشه و مهر جوون آهنگر از دلش بیرون میاد .
متاسفانه خوب نمیشه به شکل داستان عنوانش کرد. خیلی از زیباییاش از بین میره . کلا بحث اینه که عشقای ظاهری خیلی کارآمد نیستن و باید به دنبال عشق ابدی وا حقیقی (نه واقعی!) بود.
چن بیت از شعر داستان:
چون ز رنجورى، جمال او نماند
جان دختر در وبال او نماند

چون که زشت و ناخوش و رخ‏زرد شد
اندک اندک در دل او سرد شد
.
.
.
عشق‏هایى کز پى رنگى بود
عشق نبوَد عاقبت ننگى بود

یه بیتشو سرچ کنید و شعرشو بخونید
کاش وقت بود یه تاپیک مولانا میزدیم. یا تاپیک تاریخ یا... (خدا رو شکر که وقت نیس وگر نه هر لحظه منفی میدادن)

به هر حال باز هم تفسیرش به عهده خودتون .

خدایا افکنم در چه خدایا بنهم اندر ره --- ز هر امرت بوم راضی منم عبد و تویی قاضی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: انرژی مثبت , mat , SarahArshad , marzieh , s.sadri , sajad_8900 , rozh66 , پروفسور , sellena
ارسال: #۱۴
۰۲ خرداد ۱۳۹۱, ۱۲:۴۵ ب.ظ
مشاوره ازدواج !!!
فکر کنم تمام این چیزا رو دوستمون میدونه
بهترین کار صحبت با یه مشاور خوبه اگه این کارو نکردی بی عقلی کردی گلم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: rozh66
ارسال: #۱۵
۱۵ خرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۱۳ ق.ظ
مشاوره ازدواج !!!
خوب بالاخره نتیجه چی شد؟

صحبت کردین؟

مهمترین اصل موفقیت یک جمله است:

"مواظب افکارت باش"
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس‌گزاری شده توسط: pofef


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) morweb ۲,۷۲۸ ۲۰۵,۲۲۸ ۲۶ آبان ۱۳۹۷ ۱۲:۵۴ ب.ظ
آخرین ارسال: khayyam
  [نکات زندگی] ۱۰ شرایط خطرناک برای ازدواج ! farazin ۱۷ ۹,۹۰۲ ۲۳ دى ۱۳۹۶ ۰۲:۴۴ ب.ظ
آخرین ارسال: WILL
  ازدواج فامیلی f.b ۲۵ ۸,۰۲۱ ۰۶ دى ۱۳۹۶ ۱۲:۴۹ ق.ظ
آخرین ارسال: αɾια
  اگر خانم بودید با خودتون ازدواج می کردید؟ hajar2261 ۱۴۰ ۴۰,۹۱۸ ۲۴ دى ۱۳۹۵ ۰۹:۱۰ ب.ظ
آخرین ارسال: Menrva
  در باب ازدواج یا عدم ازدواج zaneyar ۱۷۹ ۵۱,۹۳۸ ۱۱ آذر ۱۳۹۵ ۰۸:۲۰ ب.ظ
آخرین ارسال: Rouzbeh.M
  نظرتون راجع به ازدواج یه مهندس با یه نظامی mariy ۲۱ ۴,۴۴۴ ۰۷ آذر ۱۳۹۵ ۰۹:۰۷ ق.ظ
آخرین ارسال: husen
  ازدواج پسری با مدرک لیسانس یا ارشد با یک خانم دکتر mcse2010 ۳۴ ۱۰,۷۱۹ ۰۶ آذر ۱۳۹۵ ۱۲:۴۴ ب.ظ
آخرین ارسال: jin
Photo معرفی یک سایت دارای مقالات و آموزش های ازدواج و خانواده hadidoost ۷ ۳,۸۵۰ ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ ۰۵:۲۱ ب.ظ
آخرین ارسال: BashirXm
  درخواست اشنایی و دوستی از طرف دختر ( با هدف ازدواج ) naghmeh70 ۱۳ ۶,۶۷۹ ۱۲ مهر ۱۳۹۴ ۱۱:۴۶ ب.ظ
آخرین ارسال: naghmeh70
  نظرسنجی در مورد راه اندازی بخشی برای اشنائی اعضای مانشت با یکدیگر برای ازدواج؟؟ mcse2010 ۱۸ ۴,۶۹۴ ۱۳ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۴۱ ق.ظ
آخرین ارسال: kingmax

پرش به انجمن:

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close