زمان کنونی: ۰۴ خرداد ۱۳۹۶, ۰۶:۴۳ ق.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

diligent
(بعد از فتح مانشت داره دماوند رو هم فتح می کنه)
بعد از فتح مانشت داره دماوند رو هم فتح می کنه
*****

تاریخ ثبت نام: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹
تاریخ تولد: مخفی
زمان محلی: ۲۵ May 2017 , 08:43 AM
وضعیت: آفلاین

مقبولیت: ۷۶+
۲۸۴
۲۱

اطلاعات انجمن diligent
تاریخ عضویت: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹
آخرین بازدید: دیروز ۱۰:۵۲ ب.ظ
کل ارسال‌ها: ۱,۴۸۷ (۰/۶۵ ارسال در روز | ۰/۴۳ درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمامی موضوع‌هایافتن تمامی ارسال‌ها - )
مدت زمان آنلاین بودن: ۳ هفته, ۳ روز, ۸ ساعت, ۵۹ دقیقه, ۳۶ ثانیه
اعتبار: ۹۷ [جزییات]

اطلاعات تماسِ diligent
وب‌ سایت:
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به diligent.
شماره‌ی ICQ:
شناسه‌ی AIM:
شناسه‌ی Yahoo:
شناسه‌ی MSN:
اطلاعات اضافی درباره‌ی diligent
جنسیت: خانم
مکان زندگی شما:
رتبه کنکور ارشد؟:
دانشگاه کارشناسی:
وضعیت: تعیین نشده
دانشگاه کارشناسی ارشد:
دانشگاه دکتری:
گرایش: تعیین نشده
لینک مصاحبه با مانشت:


نظرهای کاربران
 diligent (31 اردیبهشت ۱۳۹۶ در ۰۸:۲۷ ب.ظ)
یه سری چیزا رو قاطی میکنم! :|
 NP-Cσмρℓєтє (۲۵ فروردین ۱۳۹۶ در ۰۹:۲۷ ب.ظ)
حالا خودخواه کیه نفیز؟ هوم؟
 Doctorwho (02 دى ۱۳۹۵ در ۰۴:۳۶ ب.ظ)
چند قطعه زیر رو بخونید:

«یکی از مهمترین موفقیت های نجوم کشف سرچشمه ی انرژی ستاره ها بوده است، یعنی همان منبعی که دوام سوختنشان را تضمین میکند. یکی از کسانی که این را کشف کرد، شب بعدش که فهمیده بود درخشش ستاره ها باید به خاطر وقوع واکنش های هسته ای در آنها باشد، با همسرش به گردش رفته بود. زن میگوید: «می بینی ستاره ها چقدر قشنگ می درخسند؟» و مرد میگوید: «بله، و درست همین الان من در دنیا تنها کسی هستم که میداند چرا میدرخشند.» زن فقط میخندد! لابد اینکه شوهرش در آن لحظه تنها کسی است که علت درخشش ستاره ها را میداند برایش زیاد اهمیتی نداشته است. خب، غم انگیز است که آدم تنها بماند، ولی چه می شود کرد که دنیا معمولا همین طوری است!»

«شاعران گفته‌اند که علم، زیبایی ستارگان را ضایع می‌کند. چون‌که آنها را صرفاً کره‌هایی از اتم‌ها و مولکول‌های گاز می‌داند. اما من هم می‌توانم ستاره‌ها را در آسمان شب کویر ببینم و شکوه و زیبایی‌شان را حس کنم. می‌توانم این چرخ‌ و فلک را با چشم بزرگ تلکسوپ پالومار تماشا کنم و ببینم که ستاره‌ها دارند از همدیگر، از نقطه‌ی آغازی که شاید زمانی سرچشمه‌ی همگی‌اشان بوده است، دور می‌شوند.گمان نمی‌کنم جستجو برای فهمیدن این چیزها، لطمه‌ای به رمز و راز زیبایی این چرخ و فلک بزند. راستی شاعران امروزی چرا حرفی از این چیزها نمی‌زنند؟ چه‌ جور مردمانی هستند این شاعران که اگر ژوپیتر خدایی در هیئت انسان باشد، چه شعرها برایش که نمی‌سرایند، اما اگر در قالب کره‌ی عظیم چرخانی از متان و آمونیاک باشد، سکوت اختیار می‌کنند؟»

«یک شاعری گفته است: «عالم همه نهفته در جام باده ای است.» احتمالا هیچ وقت نخواهیم فهمید که این حرف را به چه منظور زده است، چون شاعران معمولا منظورشان این نیست که مردم از گفته هایشان سر در بیاورند. اما این درست است که اگر به جام شرابی خیلی از نزدیک نگاه کنیم، همه عالم را در آن می بینیم،. آنجا پر از پدیده های فیزیکی است: مایع پر پیچ و تابی که دارد به مقتضای نوع مایع و دمای هوا کم کم تبخیر می شود؛ بازتاب های نور در جام؛ و اتم هایی که به کمک تخیلمان می توانیم وجودشان را حس کنیم. شیشه خود جام در واقع نوعی عصاره ی سنگ های زمین است و در ترکیب آن می توانیم به رازهای عمر و قدمت عالم، و حتی تکامل ستاره ها پی ببریم. چه ملغمه ی عجیب و غریبی از مواد شیمیایی که در شراب نیست؟ شراب چه طور شراب شده است؟ مخمر، آنزیم، دُرد و محصولات آنها. از همین شراب می شود یک چیز بسیار کلی استباط کرد: کل حیات «تخمیر» است. درک شیمیایی شراب بدون آگاهی از کشف لویی پاستور -همان کشفِ موجوداتِ عامل اغلب بیماری ها – ممکن نیست. چه سرزنده و جوشان است این شراب، که موجودیتش را چنین به آگاهی نظاره گرش اعلام میکند! اگر مغز کوچولوی ما،‌محض راحتی خودش، این جام شراب را، این عالم را به بخش هایی تقسیم میکند – به فیزیک، زیست شناسی، زمین شناسی، اخترشناسی، روان شناسی و غیره – یادتان باشد که طبیعت خودش از آن خبر ندارد! پس بیایید قطعه ها را دوباره به هم وصل کنیم، تا فراموشمان نشود که در اصل چه چیزی و برای چه کاری بوده است. بگذارید یک کیف آخر هم به ما بدهد: چه طور است جام باده را سربکشیم و فعلا بی خیال!»
 NP-Cσмρℓєтє (۱۳ آذر ۱۳۹۵ در ۰۱:۲۷ ب.ظ)
diligent, اینگونه که فکر میکنی نمیباشد نفیز! سرم شلوغ بود؛ فقد همین!(ابرو پیوسته)
 sara9009 (12 آذر ۱۳۹۵ در ۰۹:۵۶ ب.ظ)
خواهش میشه خواهش میشه
نه یکی هستن همونا هست به اونا میگن زرت مکزیکیSmile
راستی چت بود نگفتییییییی
 sara9009 (12 آذر ۱۳۹۵ در ۰۷:۰۹ ب.ظ)
دستور پخت سارا Big Grin
قارچ بشور ، خورد کنی بعد آبش رفت با حرارت زیاد روی گاز مقدار کمی آبلیمو تفت میدی، روغن اینا نریز ، قارچ وقتی آماده است که آبش رفته باشه با حرارت بالا هم تفت بده و تند تند بهم بزن. این از قارچ
حالا سویس اگه دوست داری بریزی نگینی خورد میکنی بعد سرخ میکنی البته نگینی درشت تر باشه، بعد اینم تموم شد میذاری کنار
حالا ذرت اگه بری فروشگاه تو این بسته های بزرگ میفروشن بگی برا مکزیکی میخوام بهت میدن اینو هم هرچقدر میخوای یه کم میشوری بعد هر ۴ تا لیوان ذرت یه استکان کامل آب
وقتی ۱۵ مین اینو بخار پز کردی حالا با آبکش آبش خالی میکنی، بعد میریزی قابلمه سس سفید می‌ریزیم هرچه بیشتر خوشمزه تر، بعد سرکه، فرقی نمیکنه چقدر معمولا نصف استکان اینا، بستگی به میل خودت داره چقدر ترش باشه، بعد آویشن، اینو هم جوری بریز که عطرش اذیتت نکنه دوتا قاشق غذا خوری، یا بیشتر البته غذاخوری که میگم پر باس باشه
حالا یکم که جوشیدن با حرارت کم اندازه ۱۰ مین، حرارت کم،کم،بعد فلفل چقدر دوست داری می‌ریزی،بعد نمک البته اینارو هم مرحله ای که سس و سرکه و آویشن می‌ریزیم اضافه میکنیم تا باهم جوش بیان ۱۰ مین، بعد حالا سوسیس و اضافه کن، قارچ همینطور. حالا هروقت خواستی بریزی توی ظرف یا لیوانات اگه خب خاموش کرده بودی گازو که هیچ باید دوباره روشن کنی ولی اگه نه که باید حالا پنیر پیتزا رو بریزی روش طوری که ذرت معلوم نباشه، و گاز خاموش کنی بعد. در دیگ بذاری ۵ دقیقه بعد با اون بخاری که داره پنیرا آب شدن، حالا بریز توی لیوان، نوش جان کن

حتما امتحان کن پشیمون نمیشی Smile
 stateless (06 آذر ۱۳۹۵ در ۰۹:۲۸ ب.ظ)
چشم. Big Grin با اینکه چند نفر دیگه هم از غذا حرف زدن ولی من مسئولیتش رو برعهده میگیرم! چنگالشو خودتون بیارید دیگه! Big Grin
 stateless (06 آذر ۱۳۹۵ در ۰۵:۵۶ ب.ظ)
پس از بررسیِ مجددِ پست ها، فقط شما بودید که پاستا دلتون خواسته بود! Big Grin یه نفر هم ماکارونی میخواست که خودش درست کرد و مارو نجات داد! Big Grin دیگه کسی نگفته بود دلش غذا میخواد! الان من گناه ندارم؟! دانشجویی حساب کنید لطفا"...Big Grin Wink
 stateless (06 آذر ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۲ ب.ظ)
فکر کردم قرار شد دیروز برید بخرید!! هرچند تقصیره دوستانیه که عکس میذارن ولی هرکی اون روز پست گذاشت که دلش پاستا خواسته مهمون من!! Wink نمیدونید که من خودم بیشتر از همه دلم ضعف رفته بود... Big Grin
 diligent (30 آبان ۱۳۹۵ در ۰۹:۳۵ ب.ظ)

مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها ثبت نام کنید.
 diligent (26 آبان ۱۳۹۵ در ۰۶:۱۳ ب.ظ)
خلاقیت ........ قسمت بیست وهشتم

-مشتاقانه به حل مسائل می‌پردازند حتی اگر مسئله سخت باشد‌.
-نسبت به خود و توانایی آزادانه خود‌آگاهی دارند.
-خود را متفاوت از دیگران می‌بینند و مخالف همرنگ شدن یا اجتماع‌اند‌.
-وجود خود را وقف کارشان می‌کنند‌.
-زمان بیشتری را صرف کار خود می‌کنند‌.
-پرتکاپو و دارای انرژی‌اند‌.
-از مخاطره در کار استقبال می‌کنند‌.
خلاقیت گروهی:
سه شیوۀ مشهور همکاری خلاق گروهی:
۱-توفان مغزی:
شیوه‌ای برای گردهمایی ست که در آن گروهی می‌کوشند با ارائۀ اندیشه‌های تخیلی کنترل شده و سازمان نیافته برای مسئلۀ به خصوصی راه حلی بیابند‌.

#رضا_محمودی_فقیهی
 Pure Liveliness (19 آبان ۱۳۹۵ در ۰۹:۳۷ ب.ظ)
Smile))
 Pure Liveliness (19 آبان ۱۳۹۵ در ۰۷:۰۱ ب.ظ)
آها Smile من تا حالا سفارش ندادم بهشون ولی خب نباید کارشون بد باشه.
 Pure Liveliness (18 آبان ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۸ ب.ظ)
سلام. اینجا میتونید واسه تایپ قیمت بگیرید:
یه نمونه از کارتون رو بفرستید تخمین میزنن

مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها ثبت نام کنید.
 Pure Liveliness (13 آبان ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۲ ب.ظ)
تولدت مباااااارک باشه عزیزم. انشاالله همیشه شاد و سلامت و موفق باشی :-* Heart
 SepidehP (13 آبان ۱۳۹۵ در ۰۷:۱۲ ب.ظ)
خیلی مبااارک باشه دلیجنت عزیزززز HeartHeartHeartHeart
صدها روز به این روزا....همیشه خوب و سلامت و شاد باشی Angel

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی...
-سعدی-
همیشه خوب باش...BlushTongueShy
 Menrva (18 مهر ۱۳۹۵ در ۰۹:۰۰ ق.ظ)
دلیجنتتت دلیجنتتتتتت دلیجنتتتتتتتتتتتتتت کوجااااییییییی بیا ببین با مدیرقبلی چه کردن
 NP-Cσмρℓєтє (۱۷ مهر ۱۳۹۵ در ۰۱:۴۲ ب.ظ)
diligent,
او شکلک مصمّمه!
من الان مدیرم, (بازم شکلک مصمّمه!)وقته رسیدگی ندارم, قبلا یه فرد عادی بودم, عضو عادی بودم, الان وقت ندارم؛ نمیتونم از حق بیت المال بزنم از وقت مردم بزنم بیام مانشت! (شکلک ابرو پیوسته هه) خواهش میکنم منو درک کن نفیس!
 diligent (16 مهر ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۶ ب.ظ)
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
به در و دشت و دمن ؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟
یا به یک خلوت و تنهایی امن؟
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟

پیرفرزانه من بانگ برآورد

که این حرف نکوست ،
دل که تنگ است برو خانه دوست . . .
شانه اش جایگه گریه تو
سخنش راه گشا
بوسه اش مرهم زخم دل توست
عشق او چاره دلتنگی توست . .
دل که تنگ است برو خانه دوست . .
خانه اش خانه توست . . .
باز گفتم :
خانه دوست کجاست ؟
گفت پیدایش کن
آنجا پر از مهر و صفاست
گفتمش در پاسخ :
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم ،
یادشان در دل من ،
قلبشان منزل من . . . !
صافى آب مرا یاد تو انداخت ، رفیق !
تو دلت سبز ،
لبت سرخ ،
چراغت روشن !
چرخ روزیت همیشه چرخان !
نفست داغ ،
تنت گرم ،
دعایت با من ‌
روزهایت پى هم خوش باشد

فریدون مشیری
 Menrva (15 مهر ۱۳۹۵ در ۰۸:۲۵ ب.ظ)
diligent,
یوهاهاها ارهههه? : ))

You can't send a comment to this user because your usergroup can't send comments.

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close