زمان کنونی: ۰۸ آبان ۱۳۹۹, ۰۵:۳۸ ق.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

diligent
(بعد از فتح مانشت داره دماوند رو هم فتح می کنه)
بعد از فتح مانشت داره دماوند رو هم فتح می کنه
*****

تاریخ ثبت نام: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹
تاریخ تولد: ۱۲ آبان -۶۱۷ (۲۰۱۶ ساله)
زمان محلی: ۲۹ October 2020 , 05:38 AM
وضعیت: آفلاین

مقبولیت: ۷۶/۴+
۲۸۹
۲۱

اطلاعات انجمن diligent
تاریخ عضویت: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹
آخرین بازدید: ۱۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۱۷ ب.ظ
کل ارسال‌ها: ۱,۹۱۲ (۰/۵۴ ارسال در روز | ۰/۵ درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمامی موضوع‌هایافتن تمامی ارسال‌ها - )
مدت زمان آنلاین بودن: ۱ ماه, ۱ هفته, ۱ روز, ۴ ساعت, ۱ دقیقه, ۱۳ ثانیه
اعتبار: ۱۲۰ [جزییات]

اطلاعات تماسِ diligent
وب‌ سایت:
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به diligent.
شماره‌ی ICQ:
شناسه‌ی AIM:
شناسه‌ی Yahoo:
شناسه‌ی MSN:
اطلاعات اضافی درباره‌ی diligent
جنسیت: تعیین نشده
مکان زندگی شما:
رتبه کنکور ارشد؟:
دانشگاه کارشناسی:
وضعیت: تعیین نشده
دانشگاه کارشناسی ارشد:
دانشگاه دکتری:
گرایش: تعیین نشده
لینک مصاحبه با مانشت:

امضای diligent
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند، رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش…

نظرهای کاربران
 pioneer01 (20 مهر ۱۳۹۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ)
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
 diligent (06 شهریور ۱۳۹۹ در ۰۳:۴۳ ب.ظ)
تو از هزاره های دور آمدی
در این درازنای خون فشان
به هرقدم نشان نقش پای توست

در این درشت‌نای دیو لاخ
زهر طرف طنین گامهای ره گشای توست
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون‌نوشته، نامهٔ وفای توست
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشه‌های توست

چه تازیانه‌ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی که کوه قامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند...

#هوشنگ_ابتهاج
 diligent (07 اردیبهشت ۱۳۹۹ در ۰۱:۳۳ ب.ظ)
پذیرش از زیربنایی ترین علل آرامش است. پذیرش اینکه افراد از آنچه من فکر میکنم، باور دارم، می پرستم، اعتقاد دارم، خوشم می آیدT ممکن است متفاوت باشند. پذیرش اینکه به بعضی آدمها و شرایط حس حسادت دارم. اینکه استعدادم برای برخی کارها عالی و برای بعضی بسیار پائین است. پذیرش اینکه بعضی شرایط را می توانم تغییر بدهم و تعدادی را نمی توانم. پذیرش اینکه برخی از من موفق تر، زیباتر یا ثروتمندترند و‌من هم نسبت به خیلی ها شرایطم بهتر است. پذبرش آنچه هستم، مهربان، عصبی، حسود، کینه ای، شاد، غمگین، تنبل، منظم و .... یا هر خصوصیت خوب و متفاوتی. وقتی پذیرفتم خودم را، خصوصیاتم را، آنگاه خودم را دوست میدارم. آنگاه ریشه های خصوصیات ناخوشایندم را می توانم ‌درک کنم و برای بهتر شدن شان تلاش کنم. پذیرش و اعتراف به آنچه هستم نقطه ی شروع رشد آدمی ست حتی اگر در ۸۰ سالگی به آن برسیم.
#دکتر صفایی
 diligent (26 فروردین ۱۳۹۹ در ۱۱:۰۵ ق.ظ)
یکی از اصلی‌ترین پایه‌های شخصیت سالم، داشتن "اصالت" است

این که تن به انجام هرکاری نمیدی،
به این معنی نیست که نمیتونی!

بهش میگن "چهارچوب"!
چهارچوبی که خودت برای خودت تعریف میکنی و پایه و اساسش از "خانواده" شکل میگیره...
کسی که چهارچوب داره، "اصالت" داره...

اصالت رو نه میشه خرید، نه میشه اداش و درآورد و نه میشه با بزک و دوزک بهش رسید!

اصالت یعنی
دلت نمیاد دل بشکنی،
دلت نمیاد دورو باشی،
دلت نمیاد آدما رو بازی بدی …
این بی‌عرضگی نیست!
اسمش "اصالته"...
 diligent (23 فروردین ۱۳۹۹ در ۰۱:۴۶ ق.ظ)
(۲۳ فروردین ۱۳۹۹ ۰۱:۲۷ ق.ظ)Masoud05 نوشته شده توسط:  کارگزاری آگاه یک دوره آموزشی توسط آقای مددی گذاشته که هم تکنیکال هست و هم بنیادی. صحبت هایی در خصوص روانشناسی بازار هم میکنه. بنظرم برای شروع بسیار عالی هست.
و
برای آموزش از دوره تکنیکال و روانشناسی بازار موجود در سایت فراچارت استفاده کنید که رایگان هم هست.
 diligent (02 فروردین ۱۳۹۹ در ۰۲:۵۲ ب.ظ)
خوشبختی هیچ چیز عجیب غریبی نیست
خوشبختی یه احساس شخصی و درونیه

اگه یه جشنواره ی خوشبختی برگزار بشه و همه ی کسانی که احساس خوشبخت بودن میکنن یه جا جمع بشن
خواهیم دید که توی اونا هم آدم فقیر هست هم ثروتمند، هم سالم هست هم مریض، هم پیر هست هم جوون...
این نشون میده که خوشبختی به هیچی ربط نداره...
آدم های خوشبخت تو یه حس و یه نگاه با هم شریک هستند،
اینکه زندگی با همه ی خوبی ها و بدی هاش مال ماست و باید از هر چیزی که داریم لذت ببریم.
#یادداشت های یک پزشک
دکتر صفایی
 diligent (02 تیر ۱۳۹۸ در ۰۱:۲۹ ق.ظ)
یک گوشه از قلب هست نمیدانم اسمش چیست
جای دوست داشتن آدمهایی است که هیچوقت نمی آیند ...!

معصومه_صابر
 αɾια (۲۵ بهمن ۱۳۹۷ در ۰۸:۴۰ ب.ظ)
ولنتایـטּ مبارڪ دوستے [تصویر:  dancegirl2.gif]
 diligent (19 بهمن ۱۳۹۷ در ۰۴:۳۰ ب.ظ)
نذار ابهت هیچ آدم خِبره‌ای تو رو بگیره.
اون بهت می‌گه: دوست عزیز، من بیست ساله این کارمه!
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده...

Author: کورت توخولسکی
Book: بعضی‌ها هیچ‌قت نمی‌فهمن
 NP-Cσмρℓєтє (۱۰ بهمن ۱۳۹۷ در ۰۹:۵۳ ب.ظ)
diligent, ازینکه هنوزم چندتا دوست هست که باخوندن چهارتا جمله شون لبخند میاد رو لبم فک کنم باید خیلی خدا رو شکر کنم
 NP-Cσмρℓєтє (۰۹ بهمن ۱۳۹۷ در ۰۸:۰۱ ب.ظ)
diligent, هااااااااااااا نفیز تونــــــی؟ Big Grin دلم برات ییذره شده بود! منم همون زرا ره میخوام والا Big Grin اگه بدونی با چه وضی دارم مینویسم، خسته و کوفته ۵ اومدم خونه، شام امشب و ناهار فردا رو گذاشتم، کارامم انجام دادم، الانم اومدم درس بخونم، نگو مشخص نیست اومدم درس بخونم که ناراحت میشم جان تو Big Grin
 diligent (29 دى ۱۳۹۷ در ۰۲:۰۲ ق.ظ)
✍ اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید، برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی و با اعتماد به نفس بالا، و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

? کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است، اما تفاوت در حکمتی است که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

?اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است.
می‌توانیم تصمیم بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک «قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

ویکتور فرانکل
 pioneer01 (09 دى ۱۳۹۷ در ۱۰:۵۴ ب.ظ)
مرسی diligent عزیز، خیلی لطف داری. به یادت بودم و هستم همیشه Heart الانم فقط اومدم یه سری بزنم.
آرزوی موفقیت دارم برات.
همیشه شاد باشی: )

The game of life is a game of boomerangs. Our thoughts, deeds and words return to us sooner or later with astounding accuracy.(Florance Scovel Shinn)
 diligent (25 مهر ۱۳۹۷ در ۰۱:۱۴ ب.ظ)
" جهش کوانتومى "
یه قانون تو فیزیک هست که میگه :
هر ذره د‌ر حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل راه!"
نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان.
حتی اگه من توی ایران و طرف مقابل توی آمریکا باشه.
در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است
یه وقتایی توی خیابون راه میری، حس می کنی که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردی می بینی واقعا داره نگاهت می کنه.
شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟ انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما! شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن
انرژی ما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام خنثی است.
اگرحالمون خوب باشه
اگر آرام باشیم، اگر مهر بورزیم، اگر لطفی کنیم
اگر دعابخونیم
انرژی ما مثبت است اگر؛
حالمون بد باشه
اگه غر میزنیم
اگه بد و بی راه میگیم
اگه عصبانی هستیم
اگه استرس داریم
اگه نگران هستیم
اگه اضطراب داریم
انرژی ما منفی است
انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی انسان میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.
آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.
آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.
از بحث های مهم موفقیت اینه که تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن"
و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت"
چرا؟
چون انرژی اونها روی تو اثر می گذارد.
اگه آدم مثبت دیدی، بچسب بهش!
اگه آدم منفی هم دیدی، در رو!
چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را"
یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.
قدیما یه موضوعی بود به نام "مجاورت".
اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن.
این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!
هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها ?
و
دست ها، زمانی که:
- حالمون خوب نیست
- عصبانیم
- غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.
وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه ( یا وارد مجموعه ات ) بشی.
به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه ( یا مجموعه ات ) میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه ( یا اعضای مجموعه ات ) منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!
اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.
وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.
چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازهٔ انتقال انرژی منفی است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها.
یاد خدا ...مثبت ترین و نجات بخش ترین انرژی در تمام کائنات می باشد . خود را به این منبع لایزال پر قدرت و بی انتها متصل نماییم....
???
 diligent (15 مهر ۱۳۹۷ در ۱۰:۳۳ ب.ظ)
توقع خوب بودن را در تمام لحظه ها از کسی نداشته باش..
توقع آرام بودن و خوش رفتار بودن.. حق اشتباه را به تمام آدم ها بده..
حق بدرفتاری، تندی و عصبانیت! حق اشتباهات کوچک، بزرگ و حتی جبران ناپذیر!
واقعیت اینگونه است که رفتار آدم ها به مرور اتفاقاتی که برایشان میوفتد تغییر می کند.. به مرور دردها و سختی ها و رنج های کوچک و بزرگی که زندگی به آن ها تحمیل می کند..
مثلا تو نمی دانی دیروز برای من چگونه بود؛ پریروز، هفته پیش اصلا..
حس آدم ها، روی پیشانیشان حک نشده.. حد تحملشان هم.. شاید اتفاقی فرای تحمل برای من بیفتد و تو حتی نفهمی فرای تحمل یعنی چه!
آدم ها به همان انداره که حق دارند دوست داشته باشند، به همان اندازه هم اجازه دارن متنفر باشند..
کاش در لحظه ی انفجار آدم ها از غم، از تمام سختی هایی که شاید به موجب قوی نبودن و تحمل کَمشان می کشند، آرام باشیم و باور کنیم که هیچ کدام از آدم های زمین مجبور نیستند قوی و محکم و شکست ناپذیر باشند ...
 αɾια (۰۲ مهر ۱۳۹۷ در ۰۸:۴۷ ق.ظ)
آغاز فصل حساسیت، عطسه، آویزانی دماغ
یادآوری وحشت از شروع درس و مشق، آنفولانزا، پنی‌سیلین
خاطراتی که باید فراموش شود و نمی‌شود، فکر، خیال
و هزاران پدیده‌ی قشنگ دیگر مبارک باد... Big Grin
 diligent (21 شهریور ۱۳۹۷ در ۰۱:۳۳ ب.ظ)
برای دیگران هاردتایم Hard time نسازیم

امریکایى ها یک کلمه ى ترکیبى جالبى در زبان محاوره و روزمره خود دارند بنام Hard time که هر چه سعى کردم نتوانستم معادل فارسى انرا بیابم تا مفهوم واقعى را برساند . ترجمه ى لغت به لغت "زمان دشوار" یا "زمان سخت " بسیار الکن و نارساست . خیلى جالبه که سرگرمى ترجمه ى یه داستان کوتاه و ساده ى انگلیسى ، مرا به کجاها برد تا مجبور شوم به رفتارهاى خود در موقعیت هاى ناخوشایند و تاثیر ان بر دیگران ،با رویکرد انتقادى نگاه کنم .
هارد تایم ، زمان سختى نیست که در اثر یک اتفاق ، تصادف یا عامل خارجى و حتى درونى فرد بوجود امده باشد . هارد تایم را یک انسان به انسان دیگر میدهد . چگونه ؟
زندگى پر از اتفاقات ناخوشایند است و ادمها داراى نقاط ضعف فراوان . عکس العمل ما در برابر پدیده هاى ناخوشایند ( از نظر ما ) و کیفیت روبرو شدن با ان است که مفهوم هارد تایم مشخص میشود .
یک مثال : مادرى در حال بیدار کردن فرزندش براى رفتن به مدرسه است . بچه در خواب عمیقى فرو رفته و زمان در حال از دست رفتن است . موقعیت براى مادر کمى اضطراب اور است ، چون ٢٠ دقیقه دیگر ، سرویس مدرسه زنگ اپارتمان را به صدا در خواهد اورد و یه عالمه کار مانده است .
مادر اول : هى پاشو دیگه ، تنبل ، الان اقا سرویس میاد و تو اماده نیستى میره ، کیفت که اماده نیست ، صبحانه که اصلا وقتش نیست ، لباسهات کجاست ؟ پاشو دیگه ؟ چقدر میخوابى ؟ خوش بحال فلانى که بچه اش اینهمه حرص و جوش به مادرش نمیده . ( أشیاء اطاق را به هم میزند ، با دستش محکم تکانش میدهد ، خشم و اضطراب از صورتش هویداست ...)
مادر دوم : بلند میشى عزیزم ؟ صبح قشنگت بخیر ، ابمیوه که دوست داشتى روى میزه ، اگه بلند نشى یه فرشته شکمو منتظره تا سهم تو را بخوره ....( مادر نرمه ى گوش فرزندش را نوازش میکنه ، پیشانى اش را لمس میکند و با استفاده از کلام و نگاه و حس لامسه ، یه انرژى عالى براى شروع یک روز خوب به جگر گوشه اش میدهد ...

ولى مادر اول متاسفانه در موقعیت هارد تایم قرار دارد ، یعنى عرصه را به فرزندش تنگ میکند ، شاید دلیل بیدار نشدن کودک اولى اینه که نمیخواد چشمش را به روى یک روز تلخ و سیاه باز کند و زیر اوار خشونت کلامى خرد شود . البته در این موقعیت هم مانند موقعیت دیگر ، مادر عاشق بچه اش است ، حاضر است جونش را برایش بدهد ، بچه هم بنا بر غریزه عاشق مادرش است . در هر دو موقعیت عشق و مسئولیت پذیرى و غیره وجود دارد ، اما هارد تایم نمى گذارد که در موقعیت اول " فرهنگ عشق ورزیدن " هم در کنار عشق بوجود اید .

حداقل در مورد خودم میتوانم بگویم در زندگى ، هارد تایم هاى زیادى به اطرافیانم دادم . علت ان ریشه هایى از خشم ، اضطراب و افسردگى است که به درجات متفاوت در همه ى ما وجود دارد .
اگر بدبینى داشته باشیم ، همه ى انسانها را یک تهدید بالقوه بدانیم ، مرتبا نیمه ى خالى لیوان را ببینیم ، همش منتظر اتفاقات بد باشیم ، مرتبا از چیزى بنالیم و مدام از چیزى انتقاد کنیم و ایراد بگیریم ، دیگران از غر غر ما به ستوه در خواهند امد و با انکه ممکن است عاشقانه دوستمان داشته باشند اما به دنبال راه نجاتى براى فرار از موقعیت hard time خواهند گشت .
 NP-Cσмρℓєтє (۱۳ مرداد ۱۳۹۷ در ۰۲:۱۰ ب.ظ)
diligent, ها یکم بهترک شدست! Tongue
 azad_ahmadi (28 تیر ۱۳۹۷ در ۰۷:۵۴ ب.ظ)
دوست قدیمی مانشت Smile
 NP-Cσмρℓєтє (۲۸ تیر ۱۳۹۷ در ۱۱:۰۳ ق.ظ)
دلیجنت ای زندگی نیس که بارا ما ساختی! بعله! شکلک مصممه

You can't send a comment to this user because your usergroup can't send comments.

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close