زمان کنونی: ۰۳ شهریور ۱۳۹۸, ۰۲:۴۱ ب.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

Doctorwho
(من بعد از کنکور ارشد میام )
من بعد از کنکور ارشد میام
***

میزان هدیه: ۶۰۰۰ تومان
پاسخ درست: ۱ سوال
تاریخ ثبت نام: ۲۲ مهر ۱۳۹۰
تاریخ تولد: ۲۳ June 1371 (26 ساله)
زمان محلی: ۲۵ August 2019 , 02:41 PM
وضعیت: آفلاین

مقبولیت: ۹۶/۹+
۱۱۵
۸

اطلاعات انجمن Doctorwho
تاریخ عضویت: ۲۲ مهر ۱۳۹۰
آخرین بازدید: ۰۴ مرداد ۱۳۹۸ ۰۸:۱۸ ب.ظ
کل ارسال‌ها: ۱۸۶ (۰/۰۶ ارسال در روز | ۰/۰۵ درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمامی موضوع‌هایافتن تمامی ارسال‌ها - )
مدت زمان آنلاین بودن: ۳ هفته, ۴ روز, ۲۰ ساعت, ۱۹ دقیقه, ۹ ثانیه
اعتبار: ۹ [جزییات]

اطلاعات تماسِ Doctorwho
وب‌ سایت:
ایمیل: ارسال یک ایمیل به Doctorwho.
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به Doctorwho.
شماره‌ی ICQ:
شناسه‌ی AIM:
شناسه‌ی Yahoo:
شناسه‌ی MSN:
اطلاعات اضافی درباره‌ی Doctorwho
جنسیت: آقا
مکان زندگی شما:
رتبه کنکور ارشد؟:
دانشگاه کارشناسی:
وضعیت: پشت کنکوری ارشد
دانشگاه کارشناسی ارشد:
دانشگاه دکتری:
گرایش: مهندسی نرم‌افزار
لینک مصاحبه با مانشت:

امضای Doctorwho
موفقیت برای کسی که باور دارد می تواند موفق شود و آرزوی خویشتن را مبنای عمل قرار داده، به سادگی قابل دسترسی است و اسرار پیچیده ای ندارد/انسانهای موفق دنیا همیشه رویای خود را در ذهن دارند./ .اگر یک نفر می تواند کاری انجام دهد تو هم میتوانی آن را انجام دهی اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد تو باید آن را انجام دهی.

نظرهای کاربران
 ehsansjs (25 آذر ۱۳۹۵ در ۰۲:۱۵ ق.ظ)
سلام
ببخشید گویا پیام فرستاده بودین ولی خطای اسکریپت صفحه نزاشت من ببینمش!
 The BesT (03 مهر ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۵ ب.ظ)
سلام.خوب هستید؟
شما امال کنکور دادید؟ چکار کردید؟ کجا قبول شدید؟
یادمه خیلی ازم سوال میپرسیدید Smile
 fo-eng (07 آبان ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۷ ب.ظ)
سلام. وقت بخیر.
ببخشید من یک سوال در خصوص داده کاوی داشتم می تونم ازتون کمک بگیرم.؟
 vesta (21 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۰ ب.ظ)
reza.mahmodi71,
ممنون از لطفتون
 Doctorwho (20 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۴ ب.ظ)
فرض کن یک غروب بارانی ست و تو تنها نشسته ای مثلا
بعدش احساس می کنی انگار، سخت دلتنگ و خسته ای مثلا

در همان لحظه ای که آن احساس مثل یک ابر بی دلیل آنجاست
شده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته ای مثلا؟

که دلی را شکسته ای و سپس ابرهای ملامت آمده اند
پلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته ای مثلا

مثلاهای مثل این هرشب، دلخوشی های کوچکم شده اند
در تمام ردیف های جهان، تو کنارم نشسته ای مثلا

و دلی را که این همه تنهاست، ژاپنی ها قشنگ می فهمند
مثل ویرانی هیروشیماست، بعد آن جنگ هسته ای مثلا

فرض کن یک غروب بارانی ست، و تو تنها نشسته ای اما
من نباید زیاد شکوه کنم، من نباید... تو خسته ای مثلا

شاعر : سید مهدی نقبایی
 Doctorwho (20 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۳ ب.ظ)
امروز روز تولد دوستم است

امروز مثبت ترین روز خداست

من فهمیدم دنیا سرزمین وسیعی است پرازمشکلات سخت

و من هم موجودی هستم وسیع تر و سخت تر از دنیا.
همان روز در گوش من خواندند: تو آمدی که برگردی،
همان روز به من گفتند:
شعر، صدا، آب، هوا، مادر، پدر خدا و عشق مال تواست
همان روز فهمیدم که
هیچ مجالی از«لحظه» خالی نیست
و لحظه هم جای بی خیالی نیست.
من در امروزی فهمیدم که
تقدیرم نه گیاه است، نه حیوان است، نه فرشته و نه جن است، نه جماد است و نه چیز دیگر.
قدر من انسان بودن است و این قدر تا ابد فراموش نمی شود
حتی اگر من فراموشش کنم.
من فهمیدم که باید شکرگزار بود به خاطر همه چیزهایی که خدا به ما داده
و باید شکرگزاربود که خدا هرآنچه را که از او می طلبیم به ما نمی دهد!
امروز مثبت ترین روز خدا است
امروز روز تولد دوستی است….
و شاید صدها نفر دیگر !
مبارکمان باشد
 Doctorwho (20 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۵ ب.ظ)
واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیت
میگه دوستت داره
تو هم خوشت میاد چون تورو دوست داره
کم کم به هم عادت میکنید
وابسته میشید یه جواریی که فک میکنید
بدون هم بودن واستون محال شده
این رابطه میشه عشق اول
وقتی میره تو میمونی و هزار تا خاطره با کلی تنهایی و سوال بی جواب خلاصه قشنگترین روزای زندگیت میشه غم و غصه
میشه فکر کردن و به گذشتــــه و یه عالمه چراهای بی جواب
همه ی این روزای سخت کم کم تو ذهنت کمرنگ میشه
سعی میکنی همه چیو فراموش کنی
به روزای خوب میرسی
حتی شاید یکی بیاد تو زندگیت که خیلی بیشتر از اون دوسش داشته باشی
اونقدر که همه ی خاطرات اون از ذهنت پاک بشه فقط یه اسم ازش باقی بمونه و چندتا خاطره ی نصف نیمه
حالا دیگه خیلی وقته بهش فکر نمیکنی
ولی مطمئن باش اگه یه روزی یه جایی دوباره ببینیش
همه ی اون خاطره ها
همه ی اون روزا
همه ی اون حرفا
دونه به دونه دوباره یادت میاد
آره عزیزم
عشق اول همچین دردی داره.....!
شاید فراموش بشه ولی هیـــچ وقت خوب نمیشه..
 Doctorwho (20 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۲ ب.ظ)
امروز روز تولد توست
گرچه دستانم خالیست
این شعر را برای تو تقدیم میکنم
امــــــــــروز روز توست..
دوست دارم برایت زیباترین غزل ها را بسرایم
دوست دارم برایت...
امروز عاشقانه ترین جملات را روی کاغذ بیاورم
دوست دارم ...
برای لبانت از باغ احساسم شیرینترین میوه ها را بچینم
دوست دارم امروز...
برای چشمهای مهربانت گلستانی از شعر بسازم
اما حیف ...
من که شاعر نیستم
کاش می توانستم امروز اندکی برایت عاشقانه شعر بگویم
سم به تمام ستاره ها تا زنده ام و به اعتبار طلوع خورشید دوستت خواهم داشت
و به غزت غروب های دلتنگی قسم میخورم که تا شمع وجودم میسوزد تو را از یاد نبرم
امروز که تولد توست میترسم به تو تبریکی بگوییم که شایسته وجود مهربانت نباشد
اما با این حال...

تولــــــــــدت مبــــــــــــارک عزیز دلــــــــــم
 Doctorwho (20 اسفند ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۹ ب.ظ)
"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشیهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هیچ بى چمدان هم میروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهایى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
یک فنجان چاى، بوى عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...

وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم میمانى ...
میمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بینى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !

آرى ،
آمدن دلیل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !!!
 Doctorwho (01 اسفند ۱۳۹۳ در ۰۲:۳۸ ب.ظ)
خداوندا
آغوشت را امشب به من میدهی؟
برای گفتن چیزی ندارم
اما برای شنیدن حرف های تو
گوش دل بسیار دارم
میشود من بغض کنم؟
تو بگویی مگر خدایت نباشد که اینگونه بغض کنی
میشود من بگویم "خدایــــا"
تو بگویی "جان دلم"
میشود بیایی؟؟؟
میشود مرا در آغوش بگیری؟؟؟
میشود خدایا؟؟؟
 Doctorwho (01 اسفند ۱۳۹۳ در ۰۱:۵۶ ب.ظ)
اگر روزی در این دنیا شکستی...

اگر بر نارفیقان دل تو بستی...

اگر عاشق شدی عشقت تو را راند...

اگر پایت به گرداب فنا ماند...

اگر غمگین شدی غم با تو پیوســت...

.

.

بدان در اوج نابودی خدا هست
 Doctorwho (01 اسفند ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۸ ب.ظ)
به نام صدایش کن؛

او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!

تو صریح و ساده و رک بگو.

هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از

تو دریغ نمی کند.

شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می ک

ند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.
 Doctorwho (01 اسفند ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۷ ب.ظ)
برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی

تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید

دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی.
 Doctorwho (01 اسفند ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۶ ب.ظ)
بعضی وقت ها بعضی آدمها بدون در زدن وارد زندگیت میشن .

اونقدر خوبن که چشم باز میکنی می بینی یه فصلی از زندگیت شدن..

باهات آفتابی میشن ، هر وقت هم دلت ابری شد و گرفت دل اونها هم میگیره..

بدون اینکه بفهمی فقط دوسشون داری

اونقدر بودنشون تو لحظه هات پررنگه که دوست داری تمام عاشقانه هاتو براشون بنویسی

و...

اونا هیچوقت تکراری نمی شن ....هیچوقت

از خدا میخوام

هرجا هستن خوشحال باشن و خوشبخت...



همین
 Doctorwho (30 بهمن ۱۳۹۳ در ۱۰:۱۰ ب.ظ)
رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست
بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست
مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی

زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی
از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
روزبـه بـمانی
 Doctorwho (30 بهمن ۱۳۹۳ در ۱۰:۰۱ ب.ظ)
غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باغ کسی می خواند

که خدا هست

خدا هست

خدا هست هنوز…!
 Doctorwho (30 بهمن ۱۳۹۳ در ۰۹:۵۶ ب.ظ)
دوﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ
ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻢ
ﺩﻭﺳﺖ مجازی ﻣﻦ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ...
ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﯾﻢ
ﺗﺎﯾﭗ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ

ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩ
ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﻨﻮﺷﺘﯿﻢ
ﻧﺎﻣﺖ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻫﺴﺘﯽ

ﭘﺸﺖ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ نشسته است
ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪ
ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﯾﻪ میکند
یا میخندد
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ
از دنیای واقعی مرﺧﺼﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
می نشینی ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻝ ﺧﻮﺩﺕ

ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﭽﺮﺧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ رمز دار
ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ
ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﯽ
ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻧﻤﯿﺸﺪﯼ
ﺩﻭﺳﺖ مجاﺯﯼ ﻣﻦ

ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﯿﺨﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭﻭﻍ و اعتقاد
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ
ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﻢ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﯼ مجاﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﺷﺪ

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﻦ

"ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻗﺪﺭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ"
 Doctorwho (30 بهمن ۱۳۹۳ در ۰۹:۲۹ ب.ظ)
وقتی استغفار می کنید یقین کنید که خدا شما را بخشیده است. بعد از استغفار ، دست به بدنت بکش بگو: خدایا تو را شکر که اذن دادی و استفار کردم عارف ربانی اسماعیل دولابی
 Doctorwho (30 بهمن ۱۳۹۳ در ۰۹:۲۳ ب.ظ)
از خدا صدا نمیرسد

ای ستاره ها که از جهان دور
چشمتان به چشم بی فروغ ماست
نامی از زمین و از بشر شنیده اید
درمیان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیده اید
***

این غبار محنتی که در دل فضاست
این دیار وحشتی که در فضا رهاست
این سرای ظلمتی که آشیان ماست
در پی تباهی شماست

***
گوشتان اگر به ناله من آشناست
از سفینه ای که می رود به سوی ماه
از مسافری که میرسد ز گرد را ه
از زمین فتنه گر حذر کنید
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاست

***
ای ستاره ای که پیش دیده منی
باورت نمیشود که در زمین
هرکجا به هر که میرسی
خنجری میان پشت خود نهفته است
پشت هر شکوفه تبسمی
خار جانگزای حیله ای شکفته است

***
آنکه با تو میزند صلای مهر
جز ب فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه تست
چشم گرگ جاودان گرسنه ای است

***
ای ستاره ما سلام مان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند
حق زبان تازیانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند
های های گریه شبانه است
***

ای ستاره باورت نمی شود
درمیان باغ بی ترانه زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است
لاله های سرخ دوستی فسرده است
غنچه های نورس امید
لب به خنده وانکرده مرده است
پرچم بلند سرو راستی
سر به خاک غم سپرده است

***
ای ستاره باورت نمیشود
آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بی کرانه می دمید
دیگر از زمین رمیده است
این سپیده ها سپیده نیست
رنگ چهره زمین پریده است

***
آن شقایق شفق که میشکفت
عصر ها میان موج نور
دامن از زمین کشیده است
سرخی و کبودی افق
قلب مردم به خاک و خون تپیده است
دود و آتش به آسمان رسیده است

***
ابرهای روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبه های داغ های کهنه است

***
ای ستاره ای ستاره غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره گلوله های آتشین
از صفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجه های دردنک
از زوال چهره های نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس
در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده خداست
از لهیب کوره ها و کوه نعش ها
از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس
بیش از این مپرس

***
ای ستاره ای ستاره غریب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمیرسد
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمیرسد

***
بگذریم ازین ترانه های درد
بگذریم ازین فسانه های تلخ
بگذر از من ای ستاره شب گذشت
قصه سیاه مردم زمین
بسته راه خواب ناز تو
میگریزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بی نیاز تو

***
ای که دست من به دامنت نمی رسد
اشک من به دامن تو میچکد

***
با نسیم دلکش سحر
چشم خسته تو بسته میشود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه شبانه ام
بر گلو شکسته میشود
......شب به خیر
 Doctorwho (29 بهمن ۱۳۹۳ در ۰۹:۰۴ ب.ظ)
خدایا....................


جای سوره ای به نام " عشق " در قرآنت خالی ست؛


که اینگونه آغاز شود:


و قسم به روزی که قلبت را می شکنند....


و جز خدایت،


مرهمی نخواهی یافت......

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ،

که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

You can't send a comment to this user because your usergroup can't send comments.

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close