![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - نسخهی قابل چاپ صفحهها: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۳۲ ۳۳ ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ ۵۰ ۵۱ ۵۲ ۵۳ ۵۴ ۵۵ ۵۶ ۵۷ ۵۸ ۵۹ ۶۰ ۶۱ ۶۲ ۶۳ ۶۴ ۶۵ ۶۶ ۶۷ ۶۸ ۶۹ ۷۰ ۷۱ ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ۱۰۰ ۱۰۱ ۱۰۲ ۱۰۳ ۱۰۴ ۱۰۵ ۱۰۶ ۱۰۷ ۱۰۸ ۱۰۹ ۱۱۰ ۱۱۱ ۱۱۲ ۱۱۳ ۱۱۴ ۱۱۵ ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ ۱۱۹ ۱۲۰ ۱۲۱ ۱۲۲ ۱۲۳ ۱۲۴ ۱۲۵ ۱۲۶ ۱۲۷ ۱۲۸ ۱۲۹ ۱۳۰ ۱۳۱ ۱۳۲ ۱۳۳ ۱۳۴ ۱۳۵ ۱۳۶ ۱۳۷ ۱۳۸ ۱۳۹ ۱۴۰ ۱۴۱ ۱۴۲ ۱۴۳ ۱۴۴ ۱۴۵ ۱۴۶ ۱۴۷ ۱۴۸ ۱۴۹ ۱۵۰ ۱۵۱ ۱۵۲ ۱۵۳ ۱۵۴ ۱۵۵ ۱۵۶ ۱۵۷ ۱۵۸ ۱۵۹ ۱۶۰ ۱۶۱ ۱۶۲ ۱۶۳ ۱۶۴ ۱۶۵ ۱۶۶ ۱۶۷ ۱۶۸ ۱۶۹ ۱۷۰ ۱۷۱ ۱۷۲ ۱۷۳ ۱۷۴ ۱۷۵ ۱۷۶ ۱۷۷ ۱۷۸ ۱۷۹ ۱۸۰ |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - salam5 - 17 تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۵۰ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۸:۳۲ ب.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط: ماشالا سرعت پست زدن تو این صفحه بالاست! مثل اینکه این دغدغه خیلی جدیه! نشانه ی خوبیه من که قبل دیدن این بحثا تو مانشت فک میکردم جوونا(مخصوصا پسرا) دیگه تمایلی به ازدواج ندارن(به هزار و یک دلیل) |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 17 تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۵۵ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۶:۰۱ ب.ظ)khayyam نوشته شده توسط: ازدواج یا ادامه تحصیل !اول لیسانس بعد پیچوندن یا رفتن سربازی بعد کار بعد ازدواج بعد زندگی (حالا تا آخر عمرت وقت داری هر چقددوس داری درس بخونی و ازدواج کنی و ... ![]() |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - nlp@2015 - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۰ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۴۲ ب.ظ)BashirXm نوشته شده توسط:خب چ مشکلی داره خودشون هم با هم صحبت کنن(17 تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۳۳ ب.ظ)nlp@2015 نوشته شده توسط: ...ینی همه نقشا توی همون یه جلسه اوله؟ ![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - gogooli - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸ ب.ظ
اگر پسر خودش دیده طرف رو و به خانوادش گفته به نظر می آید پسر اینقدر استقلال نداره که حرفش رو مستقیم خودش بگه. حداقل می تونست خودش اول مطرح کنه با دختر بعد با خانوادش بره.(البته قبول دارم بستگی به فرهنگ اونجا هم داره بعضی جاها بد می دونن) در ازدواج های سنتی احتمالا بعد از ازدواج هم دخالت های خانواده ها بیشتره. به نظر می آید زندگی با عشق و علاقه شروع نمی شه. شناخت از طرف مناسب نیست. عشق بعد از ازدواج هم به شخصه اعتقادی ندارم به نظر می آید عادته تا عشق. من می گم کاملا طرفدار مدرن هم نیستم راه حل بینابینی بهتره ولی دوستان از سنتی طرفداری می کنن ما می گیم. ![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - yagmur0022 - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۲۰ ب.ظ
بنظر مهم شرط ازدواج صداقته میخواد طرفت پولدار باشه خوشتیپ باشه همه چی داشته باشه ولی صادق نباشه... زندگی رو تلخ میگنه... خدایا منو تو زندگیم با آدمای صادق طرف کن. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - khayyam - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۲۰ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۷:۲۶ ب.ظ)zarisa نوشته شده توسط:(17 تیر ۱۳۹۵ ۰۶:۰۱ ب.ظ)khayyam نوشته شده توسط: ازدواج یا ادامه تحصیل !اگر بتونید با کسی که اهداف مشترک دارید در دوران دانشجویی ازدواج کنید بسیار بسیار درصد موفقیتتون و تضمین موفقیتتون بالا میره. من خیلی از دوستام تو دوران کارشناسی با هم دانشگاهیشون ازدواج کردند و پله پله با هم بالا رفتن. الان خیلیاشون دارن تو بهترین دانشگاههای خارج دکتراشون رو هم با هم میگیرن. اونایی هم که ایران موندن تو بهترین دانشگاهها هستن درسته زندگی تو خوابگاه متاهلی و بعضا خوابگاه جدا یه کم براشون سخت بود ولی خدا رو شکر الان اقا دکتراشون رو گرفته هیات علمی شده بهترین خونه و ماشین خانوم هم سال دیگه دکتراش تمام میشه و قراره شوهرش واسطه بشه که هر دو در یه دانشگاه تدریس کنند. دیگه از این بهتر چی میخاین؟ قطعا وقتی اهداف مشترک داشته باشید و در محیط یکسان باشید دیدگاهتون نسبت به مشکلات و مسایل هم متعادل و منطقی خواهد بود. بزرگترین مشکل اینه که یکی رو نمیشه مثل خود آدم از لحاظ تفکر پیدا کرد حداقل درک داشته باشه که اینجور ازدواج ها برای دو طرف هم لذت خاصی داره و هم باعث پیشرفت شگفت انگیز هر دو خواهد شد ولی ما ایرانیا چون خیلی چیزا در ازدواجمون دخیله این جور ازدواج ها کمتر صورت می گیره یکیش اینکه اگه دختر و پسر از شهرهای متفاوت باشن اولین مخالفت رو از جانب خانواده ها رو به همراه خواهد داشت و همچنین بازم خانواده ها مسائل مادی رو می کشن وسط که تو که هنوز دانشجویی نه کار داری نه معلومه بعد از دانشجوییت بتونی کار پیدا کنی و حتی اختلاف های فرهنگی و بعضا مذهبی هم باعث میشه طرف به اینجور ازدواج ها دامن نزنه و مخالفت کنه یه زمانی می گفتن که طرف خوش اخلاق باشه سربازی بره لیسانس داشته باشه دیگه مشکلی نخواهد داشت ولی الان می بینم تازه مشکل خواهد داشت اگه اینا رو داشته باشه والا من که الان ۲۵ سالمه دارم کم کم نسبت به ازدواج بی تفاوت می شم چه برسه به اونایی که سنشون بالا رفته زور که نیست من با رسم و رسومات مکان زندگیم مشکل دارم قرار نیست همه این راهو برن منم برم این که شد برای مردم زندگی کردن |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Skyrim - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۲۴ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸ ب.ظ)gogooli نوشته شده توسط: اگر پسر خودش دیده طرف رو و به خانوادش گفته به نظر می آید پسر اینقدر استقلال نداره که حرفش رو مستقیم خودش بگه. حداقل می تونست خودش اول مطرح کنه با دختر بعد با خانوادش بره.(البته قبول دارم بستگی به فرهنگ اونجا هم داره بعضی جاها بد می دونن) من به عنوان پسر فکر می کردم دخترا بیشتر مخالف آشنایی های مدرن باشن. تو آشنایی مدرن که بیشتر احتمال شکست عاطفی دختر و آسیب وجود داره. بیشتر احتمال داره وابستگی ایجاد بشه و به سرانجامی نرسه. به هر حال تو آشنایی های مدرن هر دو طرف بیشتر درگیر احساسات هیجانات هستن. چندتا پست قبلی یکی به اینکه مثلا مادر پسر میره دختر رو میبینه ایراد گرفته بود. ولی به نظر من این خیلی خوبه و لازمه. چون ممکنه در سطحی ترین حالت من فقط به ظاهر طرف مقابلم توجه کرده باشم. ولی مادرم قطعا به اخلاقش، خلق و خو، خانواده ش و ... توجه کرده. البته قبول دارم بین این دو شیوه سنتی و مدرن هیچکدوم کامل نیستن و به هر دو ایراداتی وارده. ولی به نظرم یه روش سنتی کاستومایز شده براساس فرهنگ و آداب و رسوم خانواده ها و اون شهر و ... بهتر هست. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - karbar - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۳۱ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸ ب.ظ)gogooli نوشته شده توسط: اگر پسر خودش دیده طرف رو و به خانوادش گفته به نظر می آید پسر اینقدر استقلال نداره که حرفش رو مستقیم خودش بگه. حداقل می تونست خودش اول مطرح کنه با دختر بعد با خانوادش بره.(البته قبول دارم بستگی به فرهنگ اونجا هم داره بعضی جاها بد می دونن) یه جمله ایی هست که میگه پسره نپسندت ولی مادرش بپسندت حله ![]() یه سری چیزا "واقعیته"، "فکته" چه خوشمون میاد چه بخواهیم بپذیریم یا نه در هر صورت اونا "اتفاق" می افته. زرنگ اونه که هنرمندانه مدیریت کنه و بیشترین نفع رو با کمترین ضرر جمع کنه. یه حقیقتیه که تو ایران خانواده ها خیلی مهم هستند و دخالت هم خواهند کرد (حتی از سر دلسوزی) و اتفاقا بیشتر مادر آقایون هستند. سنتی و مدرن هم نداره! بشینید پای صحبت هایی که اونایی که دوست بودن و ازدواج کردن، اتفاقا اونا بیشترین مشکلشون اینه که بعد مدت ها دوستی بعد که خواستگاری اومدن و اینا با مشکل پذیرفته نشدن توسط خانواده ها (مخصوصا خانواده پسرها) مواجه شدن و این آغااااز همه مشکلاته! این دخالت نکردن هم کاریش نمی تونید بکنید نمی تونید بجنگید! ان شاالله نسل های بعد! ولی الان شما باید به فکر نفع خودتون باشید. مورد داشتیم از شدت دخالت (عموما از سر دلسوزی) خانواده ها شهر محل زندگی رو عوض کردن. بعد هم نمی دونم چه دیدی هست که نسبت به ازدواج سنتی وجود داره (البته بیشتر در مورد تهران مد نظرمه) اولش آقا با مادرشون میان اگر پسند ظاهری و اصول اصلی زندگی مثلا اصول مذهبی و... اتفاق افتاد ان شاالله سه تا شش ماه رفت و آمد زوجی و خانوادگی می کنند. اگر هم اتفاقا نیفتاد که من بعید می دونم سرکار و دانشگاه هم به ویژه برای آقایون که ظاهر و فیزیک از معیارهای اساسی اولیه شونه اتفاق بیفته. (همه جای دنیا برای دو تا باید به اصطلاح جرقه اولیه زده شه، سر کار و سنتی نداره) اصلا به این بحث ها کاری ندارم چه درست چه غلط دیدیم که ضررها و سو استفاده های دوستی زیاده، اینجا تجربه و غریزه انسان میگه کاری که انقدر ضرر داره رو دوباره تکرار نکنه. در مورد ازدواج تا حد زیادی باید تجربی برخورد کرد ایده آل گرایی به ضرره. مخصوصا ضرر خانم ها که نمی تونند خواستگاری مستقیم کنند و ازدواجشون به دلیل باروری و مسائل دیگه یه حقیقتیه که محدودیت زمانی داره. متاسفانه دیدم که دخترخانم ها تا یک سنی که فکر می کنند خواستارشون زیاده در وضعیت "ابهام" به سر می برن و تکلیفشون با خودشون و مسیرشون و نوع انتخابشون معلوم نیست یا بعضا ایده آل گران، بعد که هزینه ایی به نام زمان رو می پردازند تازه به خودشون میان. بحث علاقه هم که دوستان فرمودند در اکثر موارد برای خانم ها اگر ظاهر آقا براشون چندش نباشه(نکته مهم، زیبایی نسبیه)، با چند جلسه رفت و آمد اگر اخلاق و ویژگی های شخصیتیش همونی باشه که می خواهند، علاقمند میشند. برای آقایون ظاهر یکم پررنگ تره مگر اینکه خیلی طرف فرهیخته باشه (همیشه استثنائات هست در هر دو جنس) بعد این مورد عدم استقلال هم که می فرمایید، از نظر من اون آقا خیلی عاقله که به تجربه بزرگترش احترام میذاره و از یک طرف هم جنتلمنه که به مادرش احترام میذاره، پس فردا به خانمش هم به احتمال زیاد احترام خواهد گذاشت. (همه اینا نظر منه لزومی نداره درست باشه) |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Skyrim - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۳۳ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۳۱ ب.ظ)clint نوشته شده توسط: صرفا جهت اطلاع آقایان مانشت دنیا اینقدر بزرگ هست که به ازای یک زن باهوش، یک مرد باهوش تر هم وجود داشته باشه. تعداد مردهایی که حاضرن با زن هایی مسن تر از خودشون ازدواج کنن هم محدوده، این رو هم میخاید به حساب شکنندگی مردانگی بذارید؟ |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - همیلا - ۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۳۵ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸ ب.ظ)gogooli نوشته شده توسط: اگر پسر خودش دیده طرف رو و به خانوادش گفته به نظر می آید پسر اینقدر استقلال نداره که حرفش رو مستقیم خودش بگه. حداقل می تونست خودش اول مطرح کنه با دختر بعد با خانوادش بره.(البته قبول دارم بستگی به فرهنگ اونجا هم داره بعضی جاها بد می دونن)ازدواج چه از طریق سنتی و چه مدرن بعد از مدتی که طرفین زیر یه سقف میرن اولین چیزی که اهمیت داره تفاهمه .اگه تفاهم داشته باشن حتی اگه بهصورت کاملا سنتی ازدواج کرده باشن بهم علاقمند میشن و برعکس این موضوع |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۵۳ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۳۱ ب.ظ)clint نوشته شده توسط: صرفا جهت اطلاع آقایان مانشتجامعه ای که پژوهشهای مذکور روش انجام شده با جامعه ما خیلی متفاوته! (بحثمون نره رو دور کل کل دختر پسرا باز ![]() ![]() ![]() ![]() در ضمن یه انسان (مرد یا زن) توی زندگی مشترک از همسرش بیشتر احساسات و عواطف و عشق و دوستی میخاد تا هوش و ریاضی و زبان و ... ( اگه صرفا و مطلقا علم و دانش مثلا ریاضی، خیلی مهم باشه بهتره آدم بره توی دانشگاه ها و واحدهای R&D کار کنه تا اینکه بخواد ازدواج کنه ![]() میدونین چیه؟ بنظر میاد ماها برای ازدواج یا دنبال جذابیتهای طرف مقابلیم (که میتونه نقص های خودمون باشه مثلا) یا دنبال شباهتش با خودمون. شما مثال زدی که عده ای از مردا از ازدواج با زنای باهوش فرار میکنن، این بنظرم همونقد منطقیه که عده ای از زنان از ازدواج با مردان کودن فرار میکنن! بقول گلی ترقی که میگه "عشق چیست؟ جز آن که زن همدمی باشد براے مرد و مرد تکیه گاهے براے زن یعنے فهم و اجرای این نیم خط آنقدر سخت است که همه تنهایند " (۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۰۰ ب.ظ)nlp@2015 نوشته شده توسط: ...به نام خداوند بخشنده و مهربان آنچنان که در صورت سوال ذکر شده اگر قصد ازدواج داشته باشن یا نداشته باشن یا حالا هر چی، و چنانچه ضرر و زیانی برای طرفین نداشته باشد، حلال است ![]() ![]() ![]() ![]() والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Behnam - ۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۵۸ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۰۹:۵۰ ب.ظ)salam5 نوشته شده توسط:(17 تیر ۱۳۹۵ ۰۸:۳۲ ب.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط: ماشالا سرعت پست زدن تو این صفحه بالاست! مثل اینکه این دغدغه خیلی جدیه! نه بابا زیاد امیدوار نباشید ![]() ![]() |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - gogooli - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۵۸ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۳۵ ب.ظ)همیلا نوشته شده توسط: ازدواج چه از طریق سنتی و چه مدرن بعد از مدتی که طرفین زیر یه سقف میرن اولین چیزی که اهمیت داره تفاهمه .اگه تفاهم داشته باشن حتی اگه بهصورت کاملا سنتی ازدواج کرده باشن بهم علاقمند میشن و برعکس این موضوعمن با بعضی ها در زندگیم تفاهم دارم ولی دوسشون ندارم ![]() تفاهم شاید باعث شه طلاق نگیرن باعث عشق نمی شه...شاید تعریف هامون با هم فرق داره |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - khayyam - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۱:۰۸ ب.ظ
(۱۷ تیر ۱۳۹۵ ۱۰:۵۸ ب.ظ)behnam5670 نوشته شده توسط: نه بابا زیاد امیدوار نباشیددقیقا حالا سال دیگه هم بیا دقیقا همین حرفا و همین آدم ها ![]() ![]() ![]() اگه یه نفرم از اینایی که دارن پست می زان تا سال دیگه ازدواج کنن خیلی جای امیدواری خواهد داشت ![]() ![]() ![]() این زندگی نیست ما می کنیم تو این سن باید حداقل ها برای آدم باشه وقتی نیست سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندن چه دخترش باشه چه پسرش |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - clint - 17 تیر ۱۳۹۵ ۱۱:۳۴ ب.ظ
آقای BashirXmعزیز برای اینکه یک مرد موفق باشید به همسری نیاز دارید با هوش و مستقل (ازلحاظ فکری ،احساسی ،مالی)که بتواند زندیگتان را مدیریت کند وبرای شما برنامه ریزی کند و همچنین نظارت مستمر داشته باشد و بررسی کند آیا شما در مسیرتان هستید یانه وبدانید هیچ زن باهوشی نمی گوید «من باید با همسرم مشورت کنم و ببینم او چگونه فکر میکند» زنان موفق تصمیم نهایی را خودشان میگیرند. |