![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - نسخهی قابل چاپ صفحهها: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۳۲ ۳۳ ۳۴ ۳۵ ۳۶ ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ ۵۰ ۵۱ ۵۲ ۵۳ ۵۴ ۵۵ ۵۶ ۵۷ ۵۸ ۵۹ ۶۰ ۶۱ ۶۲ ۶۳ ۶۴ ۶۵ ۶۶ ۶۷ ۶۸ ۶۹ ۷۰ ۷۱ ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ ۸۲ ۸۳ ۸۴ ۸۵ ۸۶ ۸۷ ۸۸ ۸۹ ۹۰ ۹۱ ۹۲ ۹۳ ۹۴ ۹۵ ۹۶ ۹۷ ۹۸ ۹۹ ۱۰۰ ۱۰۱ ۱۰۲ ۱۰۳ ۱۰۴ ۱۰۵ ۱۰۶ ۱۰۷ ۱۰۸ ۱۰۹ ۱۱۰ ۱۱۱ ۱۱۲ ۱۱۳ ۱۱۴ ۱۱۵ ۱۱۶ ۱۱۷ ۱۱۸ ۱۱۹ ۱۲۰ ۱۲۱ ۱۲۲ ۱۲۳ ۱۲۴ ۱۲۵ ۱۲۶ ۱۲۷ ۱۲۸ ۱۲۹ ۱۳۰ ۱۳۱ ۱۳۲ ۱۳۳ ۱۳۴ ۱۳۵ ۱۳۶ ۱۳۷ ۱۳۸ ۱۳۹ ۱۴۰ ۱۴۱ ۱۴۲ ۱۴۳ ۱۴۴ ۱۴۵ ۱۴۶ ۱۴۷ ۱۴۸ ۱۴۹ ۱۵۰ ۱۵۱ ۱۵۲ ۱۵۳ ۱۵۴ ۱۵۵ ۱۵۶ ۱۵۷ ۱۵۸ ۱۵۹ ۱۶۰ ۱۶۱ ۱۶۲ ۱۶۳ ۱۶۴ ۱۶۵ ۱۶۶ ۱۶۷ ۱۶۸ ۱۶۹ ۱۷۰ ۱۷۱ ۱۷۲ ۱۷۳ ۱۷۴ ۱۷۵ ۱۷۶ ۱۷۷ ۱۷۸ ۱۷۹ ۱۸۰ |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - alirezaei - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۱۹ ق.ظ
(۲۵ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ب.ظ)Riemann نوشته شده توسط: اینم یه مدلشهمتنش خیلی طولانیه؟یا من حوصلم کمه؟ (۲۵ اسفند ۱۳۹۳ ۱۰:۲۳ ب.ظ)khalilparvar نوشته شده توسط: اما راه های آشنایی:چندوقت پیش دوستم ازم پرسید: تو میدونی الان کجاست؟ گفتم کی؟ گفت: همسر آیندت؟ من :یعنی چی؟ ![]() گفت : (بنده خدا خیلی توضیح داد تا بالاخره گرفتم چی میگه) منظورش این بود:یعنی میدونی طبق معیارهایی که داری الان فرد مورد نظرت کجاها میتونه باشه(مثلا حوزه فعالیت حرفه ای اون چیه؟، تفریحاتش چیه؟ و ...) گفتم: خودت میدونی الان کجاست؟ گفت:اره، فلان جا و فلان جا... گفتم از کجا میدونی؟ ![]() گفت: معیارهای من اینه، پس حتما همینجوریه... من ![]() ![]() ![]() چقد به اینا فکر کردیم. ![]() ما اصلا خودمونو میشناسیم که بخوایم تصمیم بگیریم این فردی که به ما پیشنهاد داده بدردمون میخوره یا نه؟ اکثر معیارهای ما عمومیه(وضع مالی مناسب، اخلاق خوب، قیافه خوب) . ولی هر کی باید برای خودش همه این معیارها رو شخصی سازی کنه، بعد طبق اونا راجه به طرف مقابلش تصمیم بگیره.(به نظره من) دوستی میگفت: فلانی میگوید "خب همه ازدواج میکنن، اصن ازدواج یه عمر طبیعیه دیگه!" ، جوری میگفت طبیعی که انگار راجه به سبز شدن درختان در بهار حرف میزند، بعد از من پرسید:واقعا چرا ما اینجوری فک نمیکنیم؟؟؟ هنوز نتونستم جوابی براش پیدا کنم؟؟؟ ![]() ![]() |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - amir.monfared1369 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۲۵ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ ق.ظ)shamim_70 نوشته شده توسط: حالا چرا میزنی شما؟اگر این طور برداشت شد که از حرفتون عصبانی شدم جا داره همین جا عذر خواهی کنم من عذر می خوام اگر طرز پاسخم اشتباه بود. و یکم تند بود. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - shamim_70 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۲۵ ق.ظ)amir.monfared1369 نوشته شده توسط:(26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ ق.ظ)shamim_70 نوشته شده توسط: حالا چرا میزنی شما؟اگر این طور برداشت شد که از حرفتون عصبانی شدم جا داره همین جا عذر خواهی کنم من عذر می خوام اگر طرز پاسخم اشتباه بود. و یکم تند بود. نه اقا نیازی به عذرخواهی نداره...پیش میاد ![]() بهرحال هرکسی ی عقیده ای داره و قابل احترامه حتی اگه مورد پسند ما نباشه. ------------ اقای reimannاین داستان زندگی خودتون بود؟؟ |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - shamim_70 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۴۱ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط:(26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ق.ظ)shamim_70 نوشته شده توسط: اقای reimannاین داستان زندگی خودتون بود؟؟نه بابا، داستان زندگی ما که هنوز شروع نشده !!! اینو از این وبلاگ کپی کردم خب برادر من چرا نگفتی اخر داستان..سرکار بودیمااا... بعد خوندنش توو شوک بودم این داستان ب شما نمیاد ![]() |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - happy07 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ ق.ظ
منم میخواستم همینو بگم که رشتشون کامپیوتر نبود معلومه شما نیستید، واقعا با تشکر از دقت بچهها در حین خوندن داستان ![]() ![]() ![]() (۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ق.ظ)shamim_70 نوشته شده توسط: اقای reimannاین داستان زندگی خودتون بود؟؟ (۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۰۰ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط: آخه لامصب من رشتم کامیپوتره، ارشد میخونم !! چجوری گفتید این منم؟؟؟ |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Hamzeh.S - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۱۹ ق.ظ
به نظرمنم این دوستی که شما می گیدبه دخترها آسیب روحی وعاطفی می زنه. |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - crevice - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۲۵ ق.ظ
مرد مومن یه چیزی میگفتی خب.... منم هنگ بودم که چجور از حقوق رفتی به گرایش "سایر" کامپیوتر!! داشتم دنبال رابطه میگشتم بینش... دیدم بین هر رشته ای ارتباط باشه؛ بین این دوتا نیست. خخخخ ولی کلا من ایراد و مشکل اساسی با ازدواج سنتی! دارم. هرچند خیلی از فامیلامون سنتی آشنا شدن با دختر و یا پسر... من به شخصه مذهبی نیستم ولی کلا این اصطلاحات کلیشه ای "مومن بودن"، "نجیب بودن" و "سربه زیر بودن"و یکی دو جلسه سروته رو بهم آوردن ایراد اساسی دارم آقا... به عنوان یک نمونه: یکی از دوستای خودم در دانشگاه مومن بود و اتفاقا بچه ی سربه زیر و خوبی هم بود و خیلی باهوش....اما هر وقت چند ماه بهش نزدیک میشدی میدیدی از لحاظ روانی مشکلات عدیده ای داره... هر چند؛ شاید؛ چون من خودم مذهبی نیستم اینجوری فکر میکنم...مثلا همین ایمان زیادش باعث شده بود به همه چی شک داشته باشه!! مثلا همش فکر میکرد یکی داره ازش مخفیانه فیلم میگیره. ((: ولی معیارهای بسیااااااااار مهمتر از مسائل مذهبی ای وجود دارند که متاسفانه باید بگم کاملا مثل هندونه سربسته میمونه برای طرفین. البته با خیلی چیزای دگ (اقتصاد، بنیاد مدیریت خانواده، ارنج تیم ملی!) مشکل دارم ![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - alirezaei - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۳۳ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط: یه شاخه نبات که دیگه نگو !!!! میتونه اسم یه فیلم باشه با ژانر تخیلی ![]() |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - crevice - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۲:۰۹ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۲۸ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط: خوشم میاد با هم هم عقیده ایم، منم این داستانک رو که گذاشتم، خیلی احوالاتم عوض شد! یعنی داشتم می ترکیدم و در جای دیگری مخم پوکید! چون پر از تناقضات بود!جدا!، منو بگو میترسیدم اون کامنت رو بگذارم با وجود متن سنگینِ با آبِ مقدس تطهیر شده ای، که گذاشته بودی ![]() به نظر من، این معیارهایی که اومده بود کاملا کلیشه ای هستن و بیشتر نشات گرفته از یه خیاله تا واقعیت. باور کن اگه من جای اون دختر بودم و با این سوالات روبرو میشدم جواب "نه" قاطعی میدادم ![]() علاوه بر مسئله آشنایی که مهم هست؛ مسئله اینکه "کی رو میخوای" هم مهمه و من بهش اعتقاد دارم...مثلا معیارهای من در سه بازه ۱۸،۲۲ و الان(۲۵) از زمین تا آسمون فرق کرده ((((: ...یکی از مهمترین دلایل این تغییر هم محیطهایی بوه که توشون قرار گرفتم و زندگی کردم و افراد و جو اون محیطها خواسته و ناخواسته باعث این تغییرها شدن. بهمین دلیل فک میکنم این معیار انتخاب و آینده ی مجهولش بخصوص واسه کسایی که میخوان اپلای کنن خییییییییییییلی پیچیده تر میشه! فکر میکنم بین دوستات و یا خودت باهاش درگیر باشین و یا در موردش فکر کرده باشی. چرا که محیط آینده هم ۱۰۰% روی تو و خانومت تاثیر میزاره(خواه مثبت و یا منفی{محتمل تر}). |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Bahar_HS - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ق.ظ
(۲۵ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ب.ظ)Riemann نوشته شده توسط: اینم یه مدلشه ۱)آقای ریمن،تراژدی تون رو برامون تعریف کنید! ![]() ان شالله که بختتون باز بشه ![]() ۲) هدف دوستانی که سپاس زدن،دقیقا چی بوده؟؟؟ ![]() ![]() (۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۰۰ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط: آخه لامصب من رشتم کامیپوتره، ارشد میخونم !! چجوری گفتید این منم؟؟؟ من هم اولش مثل بقیه شوکه شدم،بعد هم مثل شمیم جان با خودم گفتم این به شما نمیاد! ![]() بعد که گفت حقوق می خونم فهمیدم که شما نیستی و داستان بقیه رو دارید تعریف می کنید! برای چی شوک می زنید؟ ![]() (۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط:(26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۰۴ ق.ظ)zahra.s نوشته شده توسط: آخه یه گوشه ای اشاره کرده بود "نمیخوام وکیل شم خوشم نمیاد",ما فک کردیم حقوق رو دوست نداشتید اومدید سمت کامپیوتر!هرکسی که حقوق میخونه لزوما وکیل نمیشه !!! تازه برای قاضی شدن هم نمیخواد فوق لیسانس بگیری! اینا هرکدومش آزمون خودشو داره! خوب شد شما این حرفها رو نوشتید! این روزا اینقدر تایپ می کنم ،جدا دیگه حوصله م نمی اومد اینا رو بگم؛ شدیدا موافقم. ![]() واااای! چه رقابت تنگاتنگی! تند تند این تایپیک می ره جلو! همه ی انرژی م رو جمع می کنم تا یه عالمه حرف بزنم؛در ابتدا از زیاد حرفیدنم! عذرخواهی می کنم ولی در عین حال ازتون می خوام همشو با دقت بخونید! خدایا خودت کمکون کن!الهی آمین. نظر دوستان رو خوندم و همین طور این صحبتها و نظرها مثل یک پروسس بک گرندی! ![]() ![]() که یهو.... یاد دخترخاله م افتادم! *دخترخاله م ۳۵ ساله هست،می تونم بگم کم کم همه داشتن از اینکه بتونه یه ازدواج خوب داشته باشه یا اصلا ازدواج کنه،ناامید می شدن که یهو در اواخر دی ماه خبر نامزدی ش همه مون رو خوشحال کرد؛ طبق مساله ای که مورد پسند همه ی آقایان هست،جشن نامزدی خیلی ساده و با کمترین تعداد میهمان برگزار شد؛جشن عقدی در کار نبود و عقد در محضر برگزار شد؛حتی کسی به محضر هم دعوت نشد!(معمولا،در خانواده ما حتی اگر جشن عقد گرفته نشود،بزرگتهای فامیل یا دوستان نزدیک عروس و داماد برای جشن مختصر محضر دعوت می شوند)؛و خیلی سریع هم مشغول بساط عروسی شدن و عروسی هم عیده،همه چیز هم داره ساده و سریع پیش می ره؛آقای داماد هم به لحاظ مالی،هرچند۳۵ ساله هستند،شرایطی شبیه یک جوان۲۴-۲۵ ساله داره،نه خونه ای نه ماشینی،... فقط شاغل هستند.... حالا این ذهنیت برای همه پیش اومده که نکنه این آقا یه مسئله ای داره،مثلا قبلا ازدواج کرده،(لطفا بحث جدید باز نکنید که این مساله ایرادی داره یا نه) حرفم،ذهنیتی یه که پیش میاد... بعدش،این حالت رو برای خودم در نظر گرفتم! و در ثانیه سیل حرفهای اطرافیان به ذهنم سرازیر شد!خودم خندم گرفت! یه خورده شو براتون می نویسم روحیه بگیرید این دم عیدی! ![]() آخیییی،دختر بیچاره!یعنی به کی شوهرش دادن!...نکنه زن و بچه داره!.... حتما ۴۰-۵۰ سالشه!....حتما پسره،خسیسه!...و یه کم هم از طرف خانواده ی داماد فکر کردم: معلوم نیست این دختره رو از کجا پیدا کردن!... حتما خیلی زشته بوده!... شرط گذاشته با خانواده ات رابطه نداشته باشی... حتما دختره از دخترهای خشکی مذهبی یه ..و ..... *خوب در این مورد نظرتون چیه؟ چقدر توان این رو داریم که در خلاف جهت جامعه باشیم و خلاف جهت بودن ما رو خسته و فرسوده نکنه.. * دنبال کیس مناسب هستیم،سوال بعدی که باید از خودمون بپرسیم(دوستان هم اشاره کردن) اینه که چه شخصی با چه معیارهایی برای من مناسب هست؟ سوال بعدی اینه:معیارهای خودم چیه؟شناخت خودمون از خودمون چقدره؟ما یه خود ایده آل داریم و یه خود واقعی،باید در عین حال که خود ایده آل رو حفظ می کنیم،خود واقعی رو هم خیلی شفاف و واضح بشناسیم؛یه وقتایی معیارهای ما،معیارهای اون خود ایده اله،حالا فرض کنید با فردی مناسب با خود ایده آلتون ازدواج می کنید ولی قراره با خود واقعی تون باهاش زندگی کنید! ![]() شرایطی پیش میاد که به چالش کشیده میشیم و جنبه هایی از خودمون رو می بینیم که قبلا ندیده بودیمش؛مثلا می فهمیم که فلان معیار خیلی بیشتر از اینکه فکر می کردیم برامون مهم هست یا برعکس اونقدرها هم که روش مانور می دادیم مهم نبوده... یا در مسائلی قوی تر از اون چیزی هستیم که فکرشو می کردیم یا در مساله ی دیگری،فکر می کردیم از پسش بربیام ولی نتونستیم... من هم با ازدواج سنتی،به شکل رایجش، و یه توافق رسیدن سریع و عقد کردن پشت سرش مخالفم؛ولی وقتی یه جوری فکر می کنی که بیشتر آدمهای دوروبرت،از خانواده گرفته تا دوست و آشنا و چارچوب رایج فرهنگی-اجتماعی شهر و کشورت فرق می کنه،می شی یه وصله ی ناجور... سوال اساسی من هم همینه:"چطور میشه فهمید یه نفر برای یه عمممر مناسبه؟اگر شرایط تغییر کنه چه اتفاقی می افته؟" یه سوالی که جدیدا ذهن منو به خودش مشغول کرده و خیلی هم ازش وحشت دارم و متاسفانه حتی نمی تونم جایی مطرحش کنم و اینجا می گم،اینه که آیا امکان داره،دونفری که با هم ازدواج می کنن،برای هم تکراری بشن؟اون وقت چطور ادامه می دن؟این همه آدم روی کره زمین،که الزاما زندگی خانواده ای خوبی هم ندارن،واقعا چطوری دارن ادامه می دن؟ با یه جسم زنده و یه روح و روان مرده؟ یا واقعا زنده اند و دارن زندگی می کنن؟؟؟ آخیش! یه خورده سبک شدم!... ممنون از اینکه دردودلم رو خوندید... خییییلی ممنون. ![]() |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blackhalo1989 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ق.ظ)F@gh@ نوشته شده توسط: چرا فک میکنید حتما وابستگی از ناحیه دختراضافه کنید به اینها مشکل "احساسات دست کاری شده" رو. یه جوری انگار احساس طرف دست دوم شده، مستعمل شده. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Bahar_HS - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱ ب.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط: اضافه کنید به اینها مشکل "احساسات دست کاری شده" رو. یه جوری انگار احساس طرف دست دوم شده، مستعمل شده.احساسات دست کاری شده درست! ولی ما در ارتباط با دیگران و تجربه کردنه که یاد می گیریم. |
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - amir.monfared1369 - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۰۴ ب.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ق.ظ)F@gh@ نوشته شده توسط: چرا فک میکنید حتما وابستگی از ناحیه دخترمن بازم عذر می خوام که یه طوری حرف زدم دوستان از حرفام اشباه برداشت کردن. من نمی گم فقط خانومه آسیب میبینه هر دو طرف آسیب میبینن. ولی این آسیب فقط محدود به خودشونه و نتیجه کار خودشون هست اما حرف من این بود که اگر بعد ازدواج جدا بشن چی؟ گناه اون بچه کوچولو چیه؟ فقط حرف من این بود که در طلاق خانومه خانواده به دلیل حرف ها و رفتار های اشتباه جامعه بیشتر آسیب میبینه. من می گم هر پروسه ای هم ممکنه با شکست روبرو بشه هم با پیروزی و هر چی پیروزی یک پروسه ارزشمندتر باشه در مقابل شکستش هم سنگین تره. ازدواج هم یک پروسست که اون کسی که می خواد یه زندگی بیمه داشته باشه و واسه هم تکراری نباشن و از کنار هم بودن خسته نشن (منظورم از اون چیزایی نیست که نشه اینجا گفت منظورم اینه از با هم غذا خوردن یا از لباس پوشیدن بر طبق نظر مخاطب بود) باید قبلش یه مدت طولانی همدیگرو بشناسن یه مدتی که از همه چیز و از درون هم خبر داشته باشن مدتی که گریم و ساخته های افراد کنار بره مدتی که هر کی واقعا خودش باشه. که یکی از اون راه ها فکر می کنم دوستی درسته(نه دوستی که شعور و اخلاق رو کنار بذارن) راهای دیگه هم هست مثلا کسی با یکی از اعضای فامیل ازدواج کنه ( من به شخصه نمی تونم. همه اعضای فامیل که کامل می شناسمشون رو مثل خواهرم میبینم و واسم خنده داره بخوام باهاشون ازدواج کنم) بعدش من نمی دونم چرا دوستان دوستی بین پسر و دختر رو تو این میبینن که حتما باید اینا دو نفری بیرون برن یا از اولش بگن ما می خوایم بعدا ازدواج کنیم. من می گم اصلا اون مدل که دخترا با بقیه دوستاشون دوستن یا آقایون با بقیه دوستاشون دوستن با دوستشون که از جنس مخالف هست دوست باشن. به نظر من هم جدایی قبل از ازدواج زخمش سریعتر از جدایی بعد از ازدواج التیام پیدا می کنه. لااقل توی این جریان از درگیر شدن ذهن والدینمون که این همه مشکلات رو دوششون هست جلوگیری می کنیم. تو ایران ۷۰ میلیون جمعیت هست با تربیت های مختلف من هم یکی از اون ۷۰ میلیون هستم و نظر خودم رو برای انتخاب همسرم دارم و چون انتخاب همسر یه جیز کاملا شخصیه فکر می کنم همین که خودم طرز تفکرم رو قبول داشته باشم کافی باشه. از اینکه پراکنده حرف زدم و از موضوعی به موضوع دیگه پریدم ببخشید. بازم اگر تو حرفام به کسی توهین شده یا بی احترامی شده عذر خواهی می کنم. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Bahar_HS - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۱۲ ب.ظ
(۲۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۰۴ ب.ظ)F@gh@ نوشته شده توسط:(26 اسفند ۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ ق.ظ)Riemann نوشته شده توسط: مثلا دختری رو به دلیل اینکه این پاشو گذاشته روی اون یکی پاش میاد رد میکنه! آخه به چه دلیل مرد مومن؟؟ یا مثلا وقتی که همسرش میخواد پیدا بشه، سر یه مسئله ظاهری اونم قد این دختر خانم پیدا میشه!!!! حالا اومدیم و این دختر با این همه وجنات و اخلاق خوب، قدش کوتاه بود ، مسلما توی همون مکالمه تلفنی بحثش اصلا پیش نمی اومد، شانس رو میبینید؟؟؟ آخه،آفاق جون این چیزا میشه ایراد؟؟؟؟ تو خودت دختری! به اندازه کافی بعضی ها که میان خواستگاری ایرادهای بنی اسرائیلی می گیرن! ![]() باهاشون موافقت نکن. |
RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج(هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - Hamzeh.S - 26 اسفند ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ب.ظ
عجب تاپیک داغی شده.حتما بایدنفرینتون می کردن تابیاین نظربدین ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() من هم با حرف آقای منفرد درموردآشنایی پیش ازازدواج موافقم.به نظرمنم خیلی خوب می شد اگه دوطرف قبل ازجدی شدن موضوع ومطلع شدن خانواده ها باهم آشنا می شدن.ولی به شخصه هنوز به نتیجه ای که برای هیچ کدوم ازطرفین آسیب زننده نباشه نرسیدم.البته به نظرمن مشکل ازفرهنگ جامعه ما وشیوه نگرش دخترها وپسرها به ارتباط باجنس مخالف و نحوه ارتباطشون برمی گرده. |