|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - نسخهی قابل چاپ
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - **sara** - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۴۶ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۳۰ ق.ظ)MiladCr7 نوشته شده توسط: یادش بخیر قبلنا اشپزی جزو حق مسلم خانما بودش
از یک جایی باید جلوی آداب و رسوم غلط رو گرفت دیگه
من حاضرم این حق رو کتبا جزو شروط ضمن عقد تقدیم آقای همسر کنم
نمیشه که همه حقوق و شروط واسه خانوما باشه
بیاین یکم هم به فکر آقایون باشیم
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Behnam - ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۵۶ ق.ظ
رسماً داریم چرت و پرت میگیم، همهمون
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - IT.girll - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۵۸ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۳۷ ق.ظ)konkoor نوشته شده توسط: (20 تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۳۴ ق.ظ)behnam5670 نوشته شده توسط: (20 تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۱۳ ق.ظ)kora نوشته شده توسط: عد میگن خانوما توقعاتشون بیارن پایین مشکل ازدواج حل شه والا اقایون هم باید توقعاتشون بیارن پایین دیگه  بعدشم خدا مادرهای گل زنده نگه داره تا اونا هستن دیگه ما آشپزی میخوایم چیکار؟؟؟؟   
اُهُـــــــــف پس شما هنوز خیلی کار دارید چون اینطور که مشخصه میخواید شهر و احیاناً نزدیک خونهی مادری بمونید ![[تصویر: 372864_Nerd.png]](https://img.manesht.ir/372864_Nerd.png)
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۱۵ ق.ظ)konkoor نوشته شده توسط: دوس دارم یاد بگیرم ولی اگه این کنکورو درس بذاره چه عیبی داره به جای شام و نهار به شوهرامون میدیم تستای کنکورمونو حل کنن
از قدیم گفتن نیاز مادر اختراع هست. من دو بار کنکور دادم و ارشدم دارم تموم میکنم و چند دست آثار هنری خلق کردم و آشپزیم هم حداقل از نصف خانمهای این تاپیک بهتره (زرشک پلو با مرغ، آبگوشت، قیمه و انواع کوکو و کتلت و سالاد ). شما رو هم باید یه سال توو یه خونهی خالی با یه گونی سیبزمینی پیاز و گوشت و قابلمه انداخت تا به صورت مفهومی جا بیفته ![[تصویر: 372864_Cool.png]](https://img.manesht.ir/372864_Cool.png)
پس یه تاپیک باز کنید هنرهاتونو یاد بدین مخصوصا آشپزی !! دخترا موافقین؟؟؟؟؟؟
فک کن یه لحظه !!
همینو کم داشتیم تو مانشت آموزش آشپزی با زبان سی شارپ.
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - MiladCr7 - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۴:۰۰ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۰۳:۵۸ ق.ظ)IT.girll نوشته شده توسط: فک کن یه لحظه !!
همینو کم داشتیم تو مانشت آموزش آشپزی با زبان سی شارپ.
خییییییییییلی باحال بود  
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - afrooz-OMD - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۳۴ ق.ظ
آفرین فرزندانم 
من بهتون می بالم!!
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Bahar_HS - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۶:۰۵ ق.ظ
تایپیک جدید ارسال میشه،ولی همش صفحه۱۵۵۵ هستیم! چطوریاست؟؟؟
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - kora - 20 تیر ۱۳۹۴ ۰۹:۲۸ ق.ظ
میگم که اقا بهنام از اون جایی که ما خانوم ها انسان های بسیار متواضعی هستیم اینه که هر هنری رو هم بلد باشیم نمیایم بزاریم تو مانشت بله از قدیم گفتن درخت هر چه پربارتر سر به زیر تر  اینه که این ضرب المثل خیلی رو ما تاثیر داره و اصلا از ما گرفته شده  وگرنه اگه یه تاپیک جداگانه بزارن که از هنرهای همروند ما خانوم ها که همزمان آشپزی میکنیم! درس میخونیم با دوستمون پشت تلفن دعوا میکنیم! ایمیل استاد جواب میدیم، یه پلیور میبافیم میاد بالا! ملیله دوزی و خرااطی و خطاط و نقاشی ... همش در یک آن!!!!    ;کلا سایت دیگه نمیادبالا! اینه قدرت شگفت انگیز دستای پرتوان (تازه کارتون هم میبینیم ) 
من برم که سرویس دهنده اینترنت عزیز فرمودن تا شب قطع خواهیم بود
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - MiladCr7 - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۴۱ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۳۱ ق.ظ)F@gh@ نوشته شده توسط: من فقط تونستم از بالقوه به بالفعل برسونمشون، دیگه باقیش کار خداست 
اونم با استفاده از نانچیکو بالفعل شده ؟ 
مدیر که نمیشه اینقده خشششن 
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - shayesteNEY - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ق.ظ
(۱۹ تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۵۵ ب.ظ)gogooli نوشته شده توسط: (18 تیر ۱۳۹۴ ۰۵:۰۵ ب.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط: توی شرکت ما یه دفتر داریم و اتفاقات و موارد خنده دار رو توش مینویسیم
دو مورد از سوالات مشترکین امروز رو مینویسم 
سوال : خانوم ۲۰ گیگ چند گیگ میشه دقیقا؟
سوال بعدی : سرویس ۱۲۸ کیلوبیت با سرعت ۲ مگابایت چقدر میشه ؟
و اینجاست که ما با لبخندی ملیح در افق محو میشویم
واقعا می نویسین؟ چه باحال
اره مینویسیم
خیلی با مزست این دفتره
تصمیم گرفتم وقتی خاستم از شرکت اخراج شم حتما با خودم یواشکی میبرمش.
یو ها ها ها
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Behnam - ۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ ق.ظ
ملت یه دل سیر خوابیدند من هنوز اندر خم دانشمند شدن هستم 
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ق.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط: تصمیم گرفتم وقتی خاستم از شرکت اخراج شم حتما با خودم یواشکی میبرمش.
تحت تأثیر املا، نگارش و جملهبندی قرار گرفتم 
سرکار **sara** هم انگار به صورت زیرپوستی اندر خم دانشمند شدن هستند
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - shayesteNEY - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۳۲ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ ق.ظ)behnam5670 نوشته شده توسط: ملت یه دل سیر خوابیدند من هنوز اندر خم دانشمند شدن هستم 
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۰:۵۷ ق.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط: تصمیم گرفتم وقتی خاستم از شرکت اخراج شم حتما با خودم یواشکی میبرمش.
تحت تأثیر املا، نگارش و جملهبندی قرار گرفتم 
سرکار **sara** هم انگار به صورت زیرپوستی اندر خم دانشمند شدن هستند 
دیییییییییییییییییییییییییییی        
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Fardad-A - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۴۹ ق.ظ
(۲۱ تیر ۱۳۹۲ ۰۸:۱۰ ب.ظ)Fardad-A نوشته شده توسط: یه آرزویی که در این مانشت دارم و خیلی وقته حسرتش را دارم اینه که کاش میشد دوباره یه کاربر عادی بشم یا میشد یه نام کاربری باسم یه کاربر عادی بسازم و بعضی حرفا را که نمی تونم الان بزنم ، را بزنم. دومیش فایده نداره. اولیش را دوست دارم.
گاهی چقدر دیر آرزوها محقق میشن!
آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا...؟
..
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی....
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - **sara** - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۵۶ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ ق.ظ)behnam5670 نوشته شده توسط: سرکار **sara** هم انگار به صورت زیرپوستی اندر خم دانشمند شدن هستند 
من؟ دانشمند؟
شاید یه روزی تغییر رشته دادم
اون موقع شاید دانشمند بشم
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - afrooz-OMD - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۵۸ ق.ظ
ایا تا ب حال همچین گرمایی رو تجربه کرده بودین؟؟
(ستاد مثبت اندیشی!)
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - **sara** - 20 تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۵۹ ق.ظ
(۲۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۱:۴۹ ق.ظ)Fardad-A نوشته شده توسط: گاهی ارزو محقق میشود ولی حال حرف زدن دیگه نیست.
آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا...؟
زمان خیلی از مسائل رو حل می کنه...
و البته کمتر فکر کردن و سخت نگرفتن.
می گذرد... چون می گذرد غمی نیست.
|