تالار گفتمان مانشت
روزنوشت های محمد تنهایی - نسخه‌ی قابل چاپ

صفحه‌ها: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴
روزنوشت های محمد تنهایی - admin - 29 شهریور ۱۳۸۹ ۱۰:۲۳ ب.ظ

تصمیم گرفتم که از این به بعد یه سری روز نوشت از اتفاقات و حوادث مهم و غیر مهم زندگیم رو اینجا بگذارم. دوستان دیگه ای هم که تصمیم به این داشته باشند شدیداً مورد استقبال قرار می گیرند. سعی می کنم که جنبه های علمی داستان رو پر رنگ‌تر کنم تا دوستان علاوه بر سرگرمی و ارضا حس کنجکاویشون یه سری مباحث رو هم اطلاع پیدا کنند و شاید به دردشون بخوره.

اولین وب نوشتم رو شب تولد و دفاع دارم می فرستم:
امروز تقریباً علاف بودم! ساعت ۱۰:۱۵ و من هنوز تصمیم گیری درستی در رابطه با زمانبندی و چیزهایی که فردا می خوام بگم ندارم. بیشتر از اینکه استرس نتیجه رو داشته باشم هیجان دارم که جلوی ۳ تا استاد حرفهام رو بزنم و اونها گیر بدن و من جواب بدم.
امروز با دکتر میریان کلاس داشتیم و ایشون اصرار داشتن که توصیف فرمال همه چیزه و از این جرف‌ها و من هم حرف های خودم رو می زدم.( جالب اینه که فقط ایشون هدف حرفهای من رو می دونستند! و مدام بحث رو یه طوری هدایت می کردن که دید فرمال موضوع پر رنگ‌تر بشه).
به هر حال امروز دکتر میریان خبر از توفان فردایی که می خواد به پا کنه داد و درخواست داشت که وقت دفاع خیلی خیلی بیشتر از یک ساعت بشه! البته این جور حملات رو ما آشنا هستیم.

فردا یکی دیگه از بچه‌ها دقیقاً با همین ترکیب کمیته ممتحنین دفاع خواهد کرد و سپر بلای ما خواهد بود. Big Grin

راستی فردا سالروز تولدمه. هیچ وقت این همه دوست که الان توی مانشت دارم رو نداشتم و به همه دوستام افتخار می کنم و دوست دارم موفقیت همشون رو ببینم.

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - mahdieh-Z - 29 شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۰۹ ب.ظ

تولدتون مبارک جناب تنهایی.
امروز ما بعد از کلاس توصیف و وارسی با جناب دکتر میریان صحبت کردیم و ایشون با اشاره به حرفهای شما تاکید کردن که سایر متدولوژی‌ها اگر چه به نظر میاد کامل هستن و به درد پروژه های بزرگ می خورن ولی یک مشکلات عمده ای دارن که توصیف فرمال قصد داره گوشه ای از این مشکلات رو برطرف کنه! در ضمن تاکید کردن که اصلا این طور نیست که توصیف فرمال به درد پروژه های کوچک بخوره و اگه تو لیستش نگاه کنید می بینید که پروژه های خیلی بزرگی هم از این روش استفاده کردن...
ما که تو بحث نبودیم...

فردا ارائه خوبی داشته باشین....Smile

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - Arshad.IT90 - 29 شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۳۴ ب.ظ


تولدتون رو حسابی تبریک می گم. امیدوارم که همیشه شاد و سلامت باشید
در مورد دفاعتون هم که قاعدتا باید دفاع فوق العاده ای باشه. کاش می شد باشم (باشیم.)
در کل برای شما در تمام مراحل زندگی تون آرزوی موفقیت روز افزون داریم.
من به شخصه به افرادی مثل شما افتخار می کنم.



RE: روزنوشت های محمد تنهایی - SarahArshad - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۵۵ ق.ظ

سلام دکتر تولدتون مبارک
براتون دعا می کنم که فردا ساعت ۱۰ یعنی ۱ ساعت بعد از ۹ واقعا از ته قلبتون خوشحال باشید .

روزنوشت های محمد تنهایی - banou - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۷:۱۱ ق.ظ

سلام تولدتون مبارک.
ببخشید توصیف فرمال چیه؟(اینجاست که می گن وسط حرف بزرگان پرید) Big Grin
ولی دفاع خوب داشتن که استادا کم بیارن کیف داره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.Big Grin
موفق باشید.دعای همه مانشتی‌ها بدرقه راه دفاعتون.

روزنوشت های محمد تنهایی - ss252 - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۹:۴۶ ق.ظ

من هم امیدوارم تو این لحظات که هنوز دارید دفاع می کنید (الان ۹:۴۶) حسابی استادارو ضربه فنی کرده باشید. براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - tahereh - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۲۱ ق.ظ

من هم امیدوارم در این لحظه که ساعت ۱۱:۲۱کلی خوشحال باشید از دفاع بسیار عالی که کرده اید.
تولدتون هم مبارک امیدوارم هر روز و هر لحظه که از زندگیتون میگذره به آرامش عمیقتری برسید و درک عمیق تری از خودتون،خدا و زندگی داشته باشید.
امیدوارم در تمام مراحل زندگیتون موفق و سلامت و شاد باشید.
در پناه حق.

روزنوشت های محمد تنهایی - admin - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۲۶ ب.ظ

امروز روز پرکاری برای من بود. الان ساعت ۱:۲۳ روز تولدمه و من از فرط خستگی نای دراز کشیدن رو هم ندارم. همون طور که دکتر میریان پیش بینی کرده بود دفاع خیلی طول کشید، ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه بالاخره اساتید رضایت دادند و من رو به حال خودم واگذار کردند.
شخصیت فوق العاده دکتر سعید جلیلی من رو شیفته خودش کرد. واقعاً عالی بود و کیف می کردم از حرف‌ها و گیرهایی که می داد. دوست دارم توی برخی زمینه‌ها از این به بعد باهاش مشورت کنم. خیلی دلسوز و مهربان و علمی رفتار می کردند.

دیگه حال نوشتن ندارم و دوست دارم بخوابم. راستی نمره‌ام ۱۹/۵ شد.

روزنوشت های محمد تنهایی - banou - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۴۶ ب.ظ

بهتون تبریک می گم.خسته نباشید.دست مریزاد.

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - SarahArshad - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۲۱ ب.ظ

تبریک به خاطر این آخرین نمره دوره ارشد شما
راستی واقعا این خواب بعد از امتحان عجب می چسبه انگاری روی ابرا خوابیSleepyBlushWink

روزنوشت های محمد تنهایی - admin - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۳۴ ب.ظ

امروز ۳۰ شهریور: هنوز که نخوابیدم. راستش من مدتهاست که از این حالات خوشحالی دور شدم. الان فقط دارم به درسهایی که این ترم باید بردارم فکر می کنم و درخواست هیئت علمی ای که دادم. نمی دونم چرا ذره ای هم خوشحال نیستم.

خدا رو شکر که بالاخره داورها رضایت دادن تا من هم بتونم بعد ۲ ساعت و خورده ای یه بار پشینم روی صندلی و نفسی تازه کنم. آخر دفاع به جز خانمم و یه دوست خوبم هیچکی نمونده بود!!!

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - SarahArshad - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۳:۱۷ ب.ظ

(۳۰ شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۳۴ ب.ظ)admin نوشته شده توسط:  . آخر دفاع به جز خانمم و یه دوست خوبم هیچکی نمونده بود!!!


این موضوع به شما آقایون خیلی از مطالب رو ثابت میکنه این از اون لحظاتی هستش که توی زندگی متاهلان
موفق همیشه دیده میشه وبه نظر من همسران یه لحظه هایی رو درک می کنن که به جز خودت و همسرت هیج کسی نیس حتی نزدیکترین کسای دوران مجردی . این لحظه‌ها بالاخره یه روزی رخ میده .

روزنوشت های محمد تنهایی - luna - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۳:۵۹ ب.ظ

منم تبریک میگم! با آرزوی موفقیت های خیلی بیشتر!

RE: روزنوشت های محمد تنهایی - mahdieh-Z - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۴:۲۲ ب.ظ

تبریک فراوان جناب تنهایی. در تمامی مراحل زندگیتون موفق باشید...Smile

روزنوشت های محمد تنهایی - Soheil - 30 شهریور ۱۳۸۹ ۰۶:۵۵ ب.ظ

دکتر جان من هم تبریک میگم، امیدوارم همیشه موفق و موئید باشید!