|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - نسخهی قابل چاپ
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - mhd3 - 23 بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۰۳ ب.ظ
چقد امشب از تو اتاقم لیوان و چک نویس جمع کردم، اتاقم شده بود شبیه اتاق پسرا 
خداروشکر تموم شد وگرنه این اتاق دیگه غیر قابل زندگی بود 
...
هی ی ی ی ی روزگار!
یاد امضای یکی از کاربرا افتادم:
خدایا چه قبول بشم چه نشم تورو شکر به خاطر این چند ماهی که به من فرصت تلاش کردن دادی.
واقعا یکی از لذت بخش ترین (و در عین حال سخت ترین) کارای دنیا درس خوندنه.
فکر کنم دلم واسه این روزا و شبا تنگ بشه.
بچه ها واسم دعا کنید...
ای کااااااااش فردا وقتی میام خونه خوشحال باشم. کااااش.
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Breeze - 23 بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ ب.ظ
" آدما تاریخ انقضا ندارن "
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - sahar121 - 23 بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۳۴ ب.ظ
چــــــــرا وقتی داری زندگیتو میکنی. خوب ،بد،خوش ،ناخوش،خرم ،با تلخیش با شیرینیش...چرا یه عده از فامیل و آشنا،میان زندگی روزمرتو بهم میریزن!!!
مگه جای اونارو تنگ کردیم تو زندگی؟ مگه زندگ اونا رو تلخ کردیم؟!!!آخه چرا انقد ناپختن بعضیا بی فکرن!؟اصلا راحت بگم فضولن!!
خدای من،شمارو به کرم خودت قسم... خلاصم کن ازین آدما با این طرز فکر.. خدایا راهمو باز کن .. میدونم آبرویی ندارم میدونم گناه کردم دلم سفیدوروشن نیست خیلی میدونم بنده قابل قبولت نیستم میدونم دیر به دیر یادتم اما ته دلم بازم همه جوره با شماست..خداااااااااااا شیرینی آرزومو بهم بده خدا...
خدایا خودت گفتی که در قلب شکسته جای داری............. واقعا قلبم شکست،اونم از دست اونایی که نه ته پیازن نه سر پیاز...خدایا نزار خیلی دیر بشه...
(خدایا اینم یه دعای دیگه،ایشالله بچه های کنکوری نتیچجه خوبی داشته باشن از این کنکور در حدی که تلاش کردن جواب بگیرن ،تنهاشون نزار خدا. ایشالله خنده رو لبای همتون باشه بعد اینکه از کمحل نکور اومدین بیرون)
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - vesta - 23 بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ب.ظ
(۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۲۳ ق.ظ)Eternal نوشته شده توسط: این عکس تست زنی سر درب مانشت ، چقدر استرس آوره 
دقیقا به منم استرس میده، ایکاش زودی تغییر کنه
خوبه من کنکور ندارم انشاالله که همه دوستان نتیجه خوبی بگیرند
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - elham_sh219 - 23 بهمن ۱۳۹۲ ۱۱:۲۷ ب.ظ
خداوندا؛
دقیق یادم نیست آخرین بار؛
کی خود را پیدا کردم؛
اما خوب یادم هست؛
هر گاه که گم شدم؛
دستم در دست تو نبود...
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - vesta - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۲۱ ب.ظ
اتفاقا من امروز رفته بودم امامزاده برای همه تون دعا کردم، مخصوصا اونایی که کنکور دارن. امیدوارم که نتیجه خوب بگیرن
*************************************************************************************
احساس میکنمgood-wishes نیستش. من کم کم دارم رو حضور دوستان حساس میشم وقتی نباشن مشخص میشه
*************************************************************************************
این که یاهو کنار compose گذاشته چه باحاله، چه ایده هایی که به ذهنشون خطور نمیکنه!!
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - sahar121 - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۴۰ ب.ظ
الان باید به ترجمت حساس باشی به مقالاتت
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - vesta - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۴۷ ب.ظ
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۴۰ ب.ظ)sahar121 نوشته شده توسط: الان باید به ترجمت حساس باشی به مقالاتت 
به چشم دوست عزیز، ولی شما هم حساسیداااااااا
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - diligent - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۱۶ ب.ظ
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۲۱ ب.ظ)vesta نوشته شده توسط: این که یاهو کنار compose گذاشته چه باحاله، چه ایده هایی که به ذهنشون خطور نمیکنه!!
منم امروز دیدم، جریان این قلبه چیه؟
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - انرژی مثبت - ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۲۲ ب.ظ
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۱۶ ب.ظ)diligent نوشته شده توسط: (24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۲۱ ب.ظ)vesta نوشته شده توسط: این که یاهو کنار compose گذاشته چه باحاله، چه ایده هایی که به ذهنشون خطور نمیکنه!!
منم امروز دیدم، جریان این قلبه چیه؟
برید روش می نویسه واسه چیه واسه روز ولنتاین هست که البته فرداست .
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - atenaa - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۱ ب.ظ
خدایا نشد اون چیزی شه ک میخوام
مثه اینه ک بهمون الفبا رو یاد داده باشن بعد بگن حالا بیاید انشا بنویسید
این طراح ها چه فکری کردن اخه فک میکنن ما تو دانشگاه تمرینهای MIT رو حل میکنیم ک اینقدر با نامردی تمام سوال میدن
اخه تو کلاسی ک یک سوم جلساتش تشکیل نشده
از اون دو سوم تشکیل شده از ۴ساعت ۲ساعتشو استاد گرام پیچونده از اون دو ساعت مسایلی به شدت ابکی رو به ما یاد دادن
از ما دانشجوها ی اون کلاس اخه چه توقعی دارن
طراح محترم داده و طراحی خدایی و انصافا خیلی نامردی
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - sahar_rostami2 - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۵ ب.ظ
کنکور که تموم شد ولی یه نفرو یادم نمیره... اونی که امروز وسط جلسه داد زد نمره منفی هم داره؟!!!
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - mhd3 - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۹ ب.ظ
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۱ ب.ظ)atenaa نوشته شده توسط: خدایا نشد اون چیزی شه ک میخوام
مثه اینه ک بهمون الفبا رو یاد داده باشن بعد بگن حالا بیاید انشا بنویسید
این طراح ها چه فکری کردن اخه فک میکنن ما تو دانشگاه تمرینهای MIT رو حل میکنیم ک اینقدر با نامردی تمام سوال میدن
اخه تو کلاسی ک یک سوم جلساتش تشکیل نشده
از اون دو سوم تشکیل شده از ۴ساعت ۲ساعتشو استاد گرام پیچونده از اون دو ساعت مسایلی به شدت ابکی رو به ما یاد دادن
از ما دانشجوها ی اون کلاس اخه چه توقعی دارن
طراح محترم داده و طراحی خدایی و انصافا خیلی نامردی 
به نظر من که سوالات دروس مشترکش بیشتر شبیه تست هوش بود تا آزمون ورود به دانشگاه.
خیلی بی انصافی بود.
من این همه شبکه خوندم. این همه TCP، این همه کنترل جریان، کنترل خطا. واسه ساختمان خییلی خوندم. هنگ هنگ بودم سر جلسه.
|
RE: هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - tabassomesayna - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۰۵ ب.ظ
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۳۱ ب.ظ)atenaa نوشته شده توسط: خدایا نشد اون چیزی شه ک میخوام
مثه اینه ک بهمون الفبا رو یاد داده باشن بعد بگن حالا بیاید انشا بنویسید
این طراح ها چه فکری کردن اخه فک میکنن ما تو دانشگاه تمرینهای MIT رو حل میکنیم ک اینقدر با نامردی تمام سوال میدن
اخه تو کلاسی ک یک سوم جلساتش تشکیل نشده
از اون دو سوم تشکیل شده از ۴ساعت ۲ساعتشو استاد گرام پیچونده از اون دو ساعت مسایلی به شدت ابکی رو به ما یاد دادن
از ما دانشجوها ی اون کلاس اخه چه توقعی دارن
طراح محترم داده و طراحی خدایی و انصافا خیلی نامردی 
حستو درک میکنم دوست عزیز
من تو دانشگهای درس خوندم که استاد درس طراحی الگوریتممون که درس اصلی کنکور بود مسئول آموزشمون بود که مدرکش هیچ ربطی به کامپیوتر نداشت!!ساعت ۱:۳۰ کلاس شروع می شد ۲ می اومد سر کلاس از اون ورم سه ونیم کلاسو تموم می کرد و می رفت ..وسط کلاسم مراجعه آموزشی داشت و..
درس دادنش هم که افتضاح بود..از روی جزوه می دید می نوشت پای تابلو..اصن یه وضعی بود..معماری که استادش بدتر بود اون مثلا" فوق کامی داشت , معماری رو از روی اسلاید رو خونی می کرد ..نمره دادن هاشون اشکمون رو در اورد..بقیه درسها هم تقریبا" اینطوری بود و استادا خیلی کم کاری می کردن.. حالا که اومدم واسه ارشد بخونم فهمیدم کجا هستم و کجا باید باشم!!
اگه بخوام میتونم یه رمان بنویسم از روزایی که داشتم
خواستم بدونی مثل خودت هم زیاد هست.. توکل کن و بسپار به خدا .. دلمون به اون بالا سری خوشه که هوامونو داره
(۲۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۲۲ ب.ظ)انرژی مثبت نوشته شده توسط: (24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۱۶ ب.ظ)diligent نوشته شده توسط: (24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۲۱ ب.ظ)vesta نوشته شده توسط: این که یاهو کنار compose گذاشته چه باحاله، چه ایده هایی که به ذهنشون خطور نمیکنه!!
منم امروز دیدم، جریان این قلبه چیه؟
برید روش می نویسه واسه چیه واسه روز ولنتاین هست که البته فرداست .
دوستان این قلب که میگید دقیقا" کجاس؟! چرا من نمی بینم ؟!
امروز وقتی مراقب اومد برگه هامونو گرفت , با دوستم که جلوم نشسته بود شروع کردیم تند و تند سوالا رو چک کردیم اصلا" انگار نه انگار که باید پاشیم بریم 
بعد مراقبه اومد گفت مذاکرات هسته ای تون رو بذارید واسه بیرون )
من و دوستم :  
مراقب:
|
هرچه می خواهد دل تنگت بگو... - Breeze - 24 بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۱۸ ب.ظ
(۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۱۶ ب.ظ)Riemann نوشته شده توسط: چرا دارن!
نه ندارن !
این از بی انصافی یکسری از ماهاست که اینجوری فکر میکنیم ...
|