تالار گفتمان مانشت
راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - نسخه‌ی قابل چاپ

صفحه‌ها: ۱ ۲ ۳
RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - fatima1537 - 03 تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ق.ظ

(۰۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  مشکلات وقتی وجود دارن،حتما راه حل هم هست،شاید من بهترین راه حل رو نداشتم...
تعبیر جالبیه تو زمینه امید به حل مشکلات

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - mass2009 - 03 تیر ۱۳۹۰ ۰۱:۴۸ ق.ظ

(۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ق.ظ)fatima1537 نوشته شده توسط:  
(02 تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  مشکلات وقتی وجود دارن،حتما راه حل هم هست،شاید من بهترین راه حل رو نداشتم...
تعبیر جالبیه تو زمینه امید به حل مشکلات

واسه این مشکل هیچ راه حلی نیست

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - موج - ۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ ق.ظ

(۰۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  صبر کن موج عزیز،صبر کن...این جوریام که فکر میکنی نیست،آواز دهل از دور خوش است
منکر فواید ازدواج نیستم،ولی ازدواج شاید روی بعضی چیزا ذهنت رو متمرکز‌تر کنه ولی در عوض هزار تا دلمشغولی دیگه واست ایجاد می کنه-اتفاقا اگه متاهل باشی سخت تره تا ۱۱ شب کتابخونه باشی ...خیلی از وقتا داشتم مثلا ساختمان داده میخوندم یهو یه کلمه تو کتاب منو یاد یکی از مشکلاتی که داشتم مینداخت میخواستم کتابو پرت کنم تو هوا از شدت ناراحتی...اصلا اونجا "فقط"درس نبود،اصلا،فقط باعث میشد تا فراموش کنم مسایل رو مدتی تا شاید بتونم با بازدهی حداثر ۵۰ درصد درس بخونم...
میشد بهتر از این بود،مشکلات وقتی وجود دارن،حتما راه حل هم هست،شاید من بهترین راه حل رو نداشتم...
باز هم راضی نیستم از نتیجم،واقعا احساس میکنم بهم ظلم شده...ولی بازم شکر،شاید به آسمونا نرسیدیم ولی از زمین که کندیم خودمونو...
ضمنا اگه دوستان فکر میکنن تجربه های من بدردشون خواهد خورد سعی میکنم تو چند روز آینده ریز مسایلی که باهاشون درگیر بودم رو و اینکه چه جوری باهاشون کنار اومدم رواینجا بذارم
با آرزوی موفقیت همه

درست میگی مهندس جان
ببخشید من دفعه پیش سریع خوندم پستت رو و بعضی قسمتاش جا افتاد من هم بهتون تسلیت میگم فوت پدرتون رو خدا رحمتشون کنه
واقعا کار سختی کردی inteligentium عزیز. امیدوارم توی سایر مراحل زندگیت هم همین سخت کوشی عامل موفقیتت باشه

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - fatima1537 - 03 تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳ ب.ظ

(۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۰۱:۴۸ ق.ظ)mass2009 نوشته شده توسط:  
(03 تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ق.ظ)fatima1537 نوشته شده توسط:  
(02 تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  مشکلات وقتی وجود دارن،حتما راه حل هم هست،شاید من بهترین راه حل رو نداشتم...
تعبیر جالبیه تو زمینه امید به حل مشکلات
واسه این مشکل هیچ راه حلی نیست
چه مشکلی؟

راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - اکتیو - ۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۰۷:۱۸ ب.ظ

سلام جناب mass2009من الان واسه تابستون نظریه و کامپایلر و منطقی و آمار و سیستم عامل ثبت نام کردم.ریاضی مهندسی رو هم خودم در منزل میخونم و واسه پاییز هم محاسبات و ساختمان و پایگاه . و معماری را خواهم رفت به نظرتون خوبه؟ راستی بهتر نبود کامپایلر رو پاییز میرفتم که کمتر فرار باشه و جاش معماری را الان میرفتم؟



واسه انکه ۳ ماه آخر برنامم میریزه بهم و متاسفانه ثبات الانم را نخواهم داشت میخوام برنامم سبکتر باشه.به نظرتون چیکار کنم؟

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - mosavat - 15 تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۲۲ ق.ظ

(۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۰۷:۱۸ ب.ظ)اکتیو نوشته شده توسط:  سلام جناب mass2009من الان واسه تابستون نظریه و کامپایلر و منطقی و آمار و سیستم عامل ثبت نام کردم.ریاضی مهندسی رو هم خودم در منزل میخونم و واسه پاییز هم محاسبات و ساختمان و پایگاه . و معماری را خواهم رفت به نظرتون خوبه؟ راستی بهتر نبود کامپایلر رو پاییز میرفتم که کمتر فرار باشه و جاش معماری را الان میرفتم؟



واسه انکه ۳ ماه آخر برنامم میریزه بهم و متاسفانه ثبات الانم را نخواهم داشت میخوام برنامم سبکتر باشه.به نظرتون چیکار کنم؟


سلام دوست گرامی‌ :

فکر کنم پستتون رو در مکان اشتباهی نوشتین‌، آخه مضمون نوشته شما هیچ ربطی به پست ازدواج و ارشد نداشت و بیشتر به برنامه ریزی درسی مربوط میشه

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - Maryam-X - 15 تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ ق.ظ

(۰۲ تیر ۱۳۹۰ ۰۶:۰۵ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  من باشرایطی خیلی وحشتناک‌تر از شما خوندم ونسبتا نتیجه بدی هم نگرفتم:
۱- معدلم ۱۲ بود!
۲-تقریبا همه درسا رو ناپلئونی پاس کرده بودم و مشکلات ریشه ای داشتم تو درسا(البته اینام دلایل خودشو داشت)
۳-منم ۲۴ واحد! رو برای ترم ۱۰ (الان)نگه داشتم وترم ۹ رو حذف ترم کردم تا راحت‌تر بخونم.
۴-یک سالی بود متاهل بودم(با همه مشکلاتش...!)
۵-از تاریخ ۱۷ یا ۱۸ مهر شروع کردم به خوندن(خیلی دیر...)-قبلش نخونده بودم هیچی.
۶-مکان و جای درست حسابی واسه خوندن نداشتم(اخرش مجبور شدم برم کتابخونه ای که ۱۵ ،۲۰ کیلومتر با خونمون فاصله داشت و شبا ۱۱ میومدم خونه)
۷-خیلی مشکلات دیگه که به علت شخصی بودن نمیتونم بگم...

ولی از همه بدتر اینکه بابام مریض بود شدیدا و درست دو هفته قبل از آزمون ارشد عمرش رو داد به شما...
فرض کنید بعد از یه هفته که از فوت پدرتون گذشته با هزار زحمت تا بخواین بیاین و یه کم خودتون رو جمع وجور کنین تا زحمتای چند ماهتون هدر نره و یه چند روزی مرور کنین،قبل از اینکه حتی بتونین درست حسابی مرور کنین آزمون رو دادین...
چه بیوگرافی وحشتناکی!!!
واقعا متاثر شدم.خصوصا قسمت آخرش...تسلیت می گم.

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - mosavat - 15 تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۰۳ ق.ظ

(۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ ق.ظ)Maryam-X نوشته شده توسط:  
(02 تیر ۱۳۹۰ ۰۶:۰۵ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  من باشرایطی خیلی وحشتناک‌تر از شما خوندم ونسبتا نتیجه بدی هم نگرفتم:
۱- معدلم ۱۲ بود!
۲-تقریبا همه درسا رو ناپلئونی پاس کرده بودم و مشکلات ریشه ای داشتم تو درسا(البته اینام دلایل خودشو داشت)
۳-منم ۲۴ واحد! رو برای ترم ۱۰ (الان)نگه داشتم وترم ۹ رو حذف ترم کردم تا راحت‌تر بخونم.
۴-یک سالی بود متاهل بودم(با همه مشکلاتش...!)
۵-از تاریخ ۱۷ یا ۱۸ مهر شروع کردم به خوندن(خیلی دیر...)-قبلش نخونده بودم هیچی.
۶-مکان و جای درست حسابی واسه خوندن نداشتم(اخرش مجبور شدم برم کتابخونه ای که ۱۵ ،۲۰ کیلومتر با خونمون فاصله داشت و شبا ۱۱ میومدم خونه)
۷-خیلی مشکلات دیگه که به علت شخصی بودن نمیتونم بگم...

ولی از همه بدتر اینکه بابام مریض بود شدیدا و درست دو هفته قبل از آزمون ارشد عمرش رو داد به شما...
فرض کنید بعد از یه هفته که از فوت پدرتون گذشته با هزار زحمت تا بخواین بیاین و یه کم خودتون رو جمع وجور کنین تا زحمتای چند ماهتون هدر نره و یه چند روزی مرور کنین،قبل از اینکه حتی بتونین درست حسابی مرور کنین آزمون رو دادین...
چه بیوگرافی وحشتناکی!!!
واقعا متاثر شدم.خصوصا قسمت آخرش...تسلیت می گم.


بیوگرافی از این خیلی وحشتناک‌تر هم وجود داره ......



اما به هر حال این دوستمون خوب تونستند نتیجه بگیرن که جای شکر داره

در ضمن من هم درگذشت پدرتون رو تسلیت میگم آقای intell ....

راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - Fardad-A - 15 تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ق.ظ

من هم بشما دوست خوب تسلیت میگم. موفقیت تون در علم وتحصیل مطمئنا" آرامش روح پدر تون خواهد بود. البته نفهمیدم رتبه تون چند شده؟؟؟

راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - اکتیو - ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷ ب.ظ

daneshju-arshad-manesht
آخه اگه دقت کنین ربطش رو میفهمین!!! ازدواج و مسایل بعدیش!!!!!!!
جدی میگم!!!
چون ۳ ماه آخر درگیر هستم کیخوام درسهایی که الان گرفتم سنگینتر باشه!

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - reyhaneh64 - 15 تیر ۱۳۹۰ ۰۵:۴۸ ب.ظ

(۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۰۳ ق.ظ)daneshju-arshad-manesht نوشته شده توسط:  
(15 تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ ق.ظ)Maryam-X نوشته شده توسط:  
(02 تیر ۱۳۹۰ ۰۶:۰۵ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  من باشرایطی خیلی وحشتناک‌تر از شما خوندم ونسبتا نتیجه بدی هم نگرفتم:
۱- معدلم ۱۲ بود!
۲-تقریبا همه درسا رو ناپلئونی پاس کرده بودم و مشکلات ریشه ای داشتم تو درسا(البته اینام دلایل خودشو داشت)
۳-منم ۲۴ واحد! رو برای ترم ۱۰ (الان)نگه داشتم وترم ۹ رو حذف ترم کردم تا راحت‌تر بخونم.
۴-یک سالی بود متاهل بودم(با همه مشکلاتش...!)
۵-از تاریخ ۱۷ یا ۱۸ مهر شروع کردم به خوندن(خیلی دیر...)-قبلش نخونده بودم هیچی.
۶-مکان و جای درست حسابی واسه خوندن نداشتم(اخرش مجبور شدم برم کتابخونه ای که ۱۵ ،۲۰ کیلومتر با خونمون فاصله داشت و شبا ۱۱ میومدم خونه)
۷-خیلی مشکلات دیگه که به علت شخصی بودن نمیتونم بگم...

ولی از همه بدتر اینکه بابام مریض بود شدیدا و درست دو هفته قبل از آزمون ارشد عمرش رو داد به شما...
فرض کنید بعد از یه هفته که از فوت پدرتون گذشته با هزار زحمت تا بخواین بیاین و یه کم خودتون رو جمع وجور کنین تا زحمتای چند ماهتون هدر نره و یه چند روزی مرور کنین،قبل از اینکه حتی بتونین درست حسابی مرور کنین آزمون رو دادین...
چه بیوگرافی وحشتناکی!!!
واقعا متاثر شدم.خصوصا قسمت آخرش...تسلیت می گم.


بیوگرافی از این خیلی وحشتناک‌تر هم وجود داره ......



اما به هر حال این دوستمون خوب تونستند نتیجه بگیرن که جای شکر داره

در ضمن من هم درگذشت پدرتون رو تسلیت میگم آقای intell ....


از این وحشتناک‌تر هم وجود داره.....................
منم تسلیت عرض میکنم
ان مع العسر یسرا..........................
(۰۱ تیر ۱۳۹۰ ۰۸:۳۳ ب.ظ)nima20-20 نوشته شده توسط:  سلام خدمت دوستان

نمیدونم که این بحثی را که میخام مطرح کنم جای درستی انتخاب کردم یا نه که اگه جای درستی نیود از همه شما معذرت میخام...

من دانشجوی ترم ۸ هستم و برای ارشد میخونم ولی چند واحدی را (۱۵ واحد) را نگه داشته‌ام برای ترم ۹ از شما چند تا راهنمایی میخام کسانی که تجربه دارن لطفا کمک کنند.

۱- الان موندم که ترم ۹ واحدها را بخونم و یا مرخصی بگیرم و واحدها را برای ترم ۱۰ نگه دارم . اگه ترم ۹ بگیرم که همون ترم مهر میشه میترسم که نتونم به ارشد زیاد وقت بزارم و وقتم هدر بره دوستانی که این مشکل براشون پیش اومده چیکار کرده اند.

۲- اگه بخام ازدواج کنم چی آیا میتونم به درسام برسم یا نه چون من از چند نفر پرسیدم گفتن که اگه همت و تلاشتو زیاد کنی میتونی برسی و شاید بهتر هم بخونی ولی اگه زیاد تلاش نکنی ممکنه از درس بمونی و وقتت صرف دوران نامزدی بشه. بازم کسانی که این تجربه را داشته اند من را هم از تجربیات خود مطلع نمایید..

با تشکر
واحدای باقیموندتونو بذارین واسه ترم ۱۰
تا موقعی هم که ارشد قبول نشدین فکر ازدواجو از مخیلتون بیرون کنید.

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - inteligentium - 15 تیر ۱۳۹۰ ۰۹:۴۹ ب.ظ

(۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ق.ظ)Fardad-A نوشته شده توسط:  من هم بشما دوست خوب تسلیت میگم. موفقیت تون در علم وتحصیل مطمئنا" تسلای روح پدر تون خواهد بود. البته نفهمیدم رتبه تون چند شده؟؟؟

۲۳۱ هوش


ضمنا دوستان عزیز لازم نیست گفته بشه... من نگفتم بدترین و وحشتناک ترین سرگذشت تاریخ رو داشتم(در قیاس با بسیاری از افراد به قول شما مشکلاتی که من داشتم چیزی نبودن)
فقط به سوال دوستمون که راهنمایی خواسته بودن جواب دادم،هیچ ادعایی هم ندارم.

RE: راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - matu - 16 مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۵۳ ب.ظ

(۰۲ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ)inteligentium نوشته شده توسط:  [quote='موج' pid='31107' dateline='1308850609']

صبر کن موج عزیز،صبر کن...این جوریام که فکر میکنی نیست،آواز دهل از دور خوش است
منکر فواید ازدواج نیستم،ولی ازدواج شاید روی بعضی چیزا ذهنت رو متمرکز‌تر کنه ولی در عوض هزار تا دلمشغولی دیگه واست ایجاد می کنه-اتفاقا اگه متاهل باشی سخت تره تا ۱۱ شب کتابخونه باشی ...خیلی از وقتا داشتم مثلا ساختمان داده میخوندم یهو یه کلمه تو کتاب منو یاد یکی از مشکلاتی که داشتم مینداخت میخواستم کتابو پرت کنم تو هوا از شدت ناراحتی...اصلا اونجا "فقط"درس نبود،اصلا،فقط باعث میشد تا فراموش کنم مسایل رو مدتی تا شاید بتونم با بازدهی حداثر ۵۰ درصد درس بخونم...
میشد بهتر از این بود،مشکلات وقتی وجود دارن،حتما راه حل هم هست،شاید من بهترین راه حل رو نداشتم...
باز هم راضی نیستم از نتیجم،واقعا احساس میکنم بهم ظلم شده...ولی بازم شکر،شاید به آسمونا نرسیدیم ولی از زمین که کندیم خودمونو...
ضمنا اگه دوستان فکر میکنن تجربه های من بدردشون خواهد خورد سعی میکنم تو چند روز آینده ریز مسایلی که باهاشون درگیر بودم رو و اینکه چه جوری باهاشون کنار اومدم رواینجا بذارم
با آرزوی موفقیت همه
[quote='arshadism' pid='31113' dateline='1308854203']
ا
دوست عزیز غم از دست دادن پدر انقدر سنگینه که اگه حتی همین یه مشکل رو هم داشتید کافی بود تا درس زندگی بیاموزیم منم به سهم خودم بهتون تسلیت میگم و امیدوارم در ادامه راه هم همینطور مثل کوه استوار باشید و این موفقیت بزرگو اغاز موفقیتی بزرگتر برای شما میبینم

راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - mmsaeed - 24 خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱ ب.ظ

سلام
من از نظر تعداد واحد مثل شما بودم،و فک میکنم اگه تلاش کنین و بخونین بهتره!!چون وقتی تو جو دانشگاه باشی بهتره و اگه سوالی داشته باشی میتونی از اساتید بپرسی!
و همچنین ۱ ترم اضافی ت رو میری سربازی
موفق باشین

راهنمایی در مورد ازدواج و ارشد - hosnieh - 24 خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ب.ظ

آقای inteligentium خوشحال میشیم بیشتر از تجربیاتتون استفاده کنیم.
واقعا اراده و پشتکارتون تحسن می کنم.