<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - مصاحبه‌های سال ۹۳]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Thu, 07 May 2026 10:37:50 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه رتبه ۱۱ شبکه و ۶۴ آی تی]]></title>
			<link>/forum/thread-25817.html</link>
			<pubDate>Wed, 27 Aug 2014 22:36:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-25817.html</guid>
			<description><![CDATA[خدمت همه دوستان سلام عرض میکنم.<br />
من در ابتدا باتوجه به مشغله ی کاری و زندگی متاهلی اصلا فرصت نمی کردم این مصاحبه رو تکمیل کنم، شایدم این اعتماد به نفس رو نداشتم که رتبم اون قدر خوب باشه که بخوام این جا مصاحبه کنم و با این متن طولانی سر شما رو بدرد بیارم، ولی باتوجه به اینکه پس از اعلام رتبه و مخصوصا بعد از اعلام نتیجه نهایی با انبوهی از پیام های تبریک و تماس به تلفن همراهم و فیسبوک و پروفایلم در اینجا روبرو شدم که عده ی زیادی راجع به منابع کنکور من سوال کرده بودن و همچنین برخی ها از عقب موندنشون نسبت به کلاس ها و… صحبت کرده بودن و راه حل میخواستن ، تصمیم گرفتم این مصاحبه رو پاسخ بدم . اینطوری مناسب که هم در ادامه سایر دوستان رو به همین متن میتونم ارجاع بدم (به جای حداقل نیم ساعت پاسخ دهی برای تماس) و هم اینکه قطعا بسیاری از دوستان در مانشت از این متن ان شاالله استفاده خواهند کرد و همینطور یک رتبه ی نزدیک به یک رقمی دیگر هم به مصاحبه ها اضافه بشه .<br />
سعی کردم به تمام سوالات پاسخ کامل و جامع بدم  و در سوال ۴۲ هم یک توصیه از دیدگاه و تجربه ی خودم به همه دوستان کنکوری سال های آینده کردم که با عرض پوزش خیلی طولانی شد . <br />
همین اول کار هم به دوستان اعلام می کنم، شاید با خوندن این متن ، خیلی ها فکر کنن آدم مغروری هستم و شاید از خودم زیاد تعریف کرده باشم (شایدم همین طور باشه) ، ولی باور بفرماییدهدفم خود ستایی به هیچ عنوان نبوده و بابت ایجاد این حس در شما عذرخواهم . هدف از این مصاحبه فقط پاسخ به سوالات دوستان طی این مدت هست و همچنین صحبت های مهم (از نظر خودم) در بخش ۴۲ سوالات مانشت وگرنه من کوچیک همه ی دوستان هستم و در مقابل خیلی از دوستان و اساتید عددی نیستم! (همین اول اعلام کردم، نگید که نگفتی!)<br />
فقط یک نکته رو در نظر داشته باشید متن مصاحبه ی من به شدت طولانی هست، لطفا اگر وقت ندارید، اگر حوصله ندارید، نخوانید!<br />
من مشکلی که دارم زیاد حرف میزنم و اگر یک چیز رو میخوام بنویسم خیلی کشدار میشه! پس لطفا فقط در صورت داشتن وقت و حوصله متن رو مطالعه فرمایید . <br />
ضمنا بابت غلطهای املایی و نگارشی و علامت گذاری (در صورت وجود) عذرخواهم چون به علت محدودیت زمانی در ساعت ۹ و نیم شب شروع به نوشتن کردم و با یک فاصله در میان نگارش متن، ساعت ۳ بامداد نگارش متن تمام شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
روح الله افشار صفوی هستم - متولد ۱۳۶۹ و اهل مشهد مقدس هستم . رتبه ی ۱۱ شبکه و ۶۴ آی تی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات را سال ۹۱ تموم کردم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
من از دبستان شروع به کار با کامپیوتر کردم و از اواخر راهنمایی به بعد و به صورت جدی از اول دبیرستان شروع به برنامه نویسی کردم. در هنگام انتخاب رشته کارشناسی هم همه جا رو اول نرم افزار زدم بعد فناوری اطلاعات ولی تنها جایی رو که به توصیه یکی از دوستان اول فناوری اطلاعات و بعد نرم افزار زدم، همین دانشگاهی بود که قبول شدم (فکر کنم انتخاب ۱۴ بود) - البته ارشد خداروشکر رتبم جوری بود که هرچی انتخاب می کردم، همون اولین انتخاب رو قبول می شدم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
اصلا دنبال نمره نبودم. بیشتر سعی می کردم درسها رو عمیق یادبگیرم و سرکلاس تا میتونم در بحث های کلاسی شرکت کنم و حتی با استاد بحث کنم و البته این موضوع خیلی وقت ها باعث به دردسر افتادنم و یا اذیت شدن توسط سایر دوستان همکلاسی میشد . ولی هیچ وقت دنبال شاگرد اولی نبود چون نه هدف سختی بود و نه مهم! <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
ترم ۷ مجلس دامادیم بود و آخر آبان ماه مجلس داشتیم، اون سال از اواخر بهمن شروع کردم (کنکور ۹۱ ) و خوب طبیعتا مردود شدم (با کمتر از ۳ هفته خوندن)<br />
سال بعدش بیشتر به کار و زندگی پرداختم و البته یک ترم هم امنیت اطلاعات مجازی بین الملل فردوسی مشهد خوندم و دیدم اصلا فایده نداره تا اینکه اواسط تیرماه ۹۲ (یک هفته مونده به شروع کلاس های پارسه) ، به تهران رفتم تا با دکتر حقیقت (مدیر گروه کامپیوتر و آی تی پارسه) راجع به رفتن به یکی از دانشگاه های انگلستان و گرفتن پذیرش و کار در خارج از کشور مشورت کنم، ایشون ۳ ساعتی رو با من توی یکی از کلاس های پارسه صحبت کرد و یک جورایی مخ منو زد که اینجا فعلا یا دائما بمونم و حداقل این که در یک دانشگاه خوب توی ایران در حد شریف یا امیرکبیر ارشد بخونم و بعد تصمیم بگیرم. <br />
البته ایشون از قبل (با توجه به نسبت قوم و خویشی و یک آشنایی مختصر قبلی) روی من شناخت داشت و یک جوری به این قضیه ایمان داشت که اگر وقت بزارم یک نتیجه خوب میگیرم.<br />
پیشنهاد ایشون این بود که از همین هفته شروع کن. البته با توجه به اینکه ساکن مشهد بودم اصلا راجع به اومدن کلاس توصیه نکرد . ولی بعد با توجه به ضعف هایی که در دوران کارشناسی یک دانشگاه غیرانتفاعی داره، از ایشون راجع به اومدن کلاس پرسیدم و ایشون گفت اگر ۴ روز درهفته بتونی بیای تهران ، میشه برات یک برنامه فشرده گذاشت ! <br />
منم دو روز تهران موندم و روی این قضیه فکر کردم (خونه خواهرم بودم که اونم آی تی در مقطع کارشناسی امیرکبیر میخونه) و بعد رفتم پارسه کل کلاس ها رو غیر از زبان و مدیریت ثبت نام کردم . <br />
از اون به بعد با توجه به وضعیت خانمم که اکثرا مشهد بود، سه شنبه ها صبح میومدم تهران تا جمعه شب که برمیگشتم مشهد .<br />
الان که بر میگردم به اون دوران خودم هم باورم نمیشه که حدود ۱۳ هفته پشت سر هم این کار رو می کردم و حتی تا همین اواخر بعضی از بچه های پارسه توی کلاس از تعجب داشتن شاخ در میاوردن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
آره از اول تصمیم به همین رشته داشتم و حتی گرایش رو هم شبکه مشخص کرده بود . حتی امنیت رو هم با توجه به اینکه یک ترم خونده بودم زیاد رغبتی نداشتم و هدف همین شبکه بود از همان ابتدا!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
<br />
زبان تخصصی ۲۵  و ۵۶ صدم<br />
مشترک : ۳۱ و ۱۱ صدم <br />
مدیریت :‌سفید  <br />
تخصصی : ۸۲ و ۳۵ صدم<br />
معماری  : ۵۷ و ۵۸ صدم <br />
چون عدد ها ممکنه خوب نمایش داده نشن، کارنامه رو در آخر میزارم.<br />
البته که نه ولی سال دوم دبیرستان مسابقات کارگاه آزمایشگاهی کامپیوتر تا مرحله انتهایی استانی شرکت کردم، توی مرحله انتهایی استانی گفتن سنت کمه و اجازه بالاتر رفتن ندادن!<br />
سال بعدش هم شرکت کردم و توی مرحله انتخابی برای شرکت در مسابقه کشوری متاسفانه مسئولین اون موقع آموزش پرورش برای یکی از خانم ها پارتی بازی کردن و منو نفرستادن! البته اون سال که استان ما میزبان بود خیلی تخلف کرد که صدای خیلی ها در اومد<br />
تابستان سال سوم هم در جشنواره خوارزمی شرکت کردم که تا مرحله کشوری رفتم و طرحم جزو طرح های برگزیده کشوری شد (جزو سه طرح اول نشد)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
خیلی فرق داره ، منابع ، سطح و … خیلی متفاوت هست . البته بازهم بستگی به دانشگاه داره، مثلا خواهر من که امیرکبیر میخونه ، خیلی بهشون سخت میگیرن و درسها رو حسابی و اساسی میخونن ولی توی دانشگاه هایی امثال دانشگاه کارشناسی من حتی با بردن چای برای استاد برخی بچه ها نمره می گرفتن . البته من هیچ وقت اهل این کار ها نبودم چون هدفم هم اصلا نمره نبود !<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
از هفته اول ماه رمضان شروع کردم ( اواخر تیرماه) و طبق برنامه کلاس های پارسه پیش رفتم . مهرماه به علت اسباب کشی خونمون و … یک ماه وسط کار فاصله افتاد البته اواخر آذر هم چند بار سر عمل دیسک کمر پدرم وقفه های کوتاه تری اتفاق افتاد . <br />
اوایل هفته دوم مهر بود که کلاس های پارسه تموم شد به مشهد برگشتم و چون هفته ی قبلش توی یک فاصله دو روزه خونمون رو اسباب کشی کردم کلی کار عقب مونده بود و هر چی حساب کردم دیدم مشهد نمیشه درس خوند . هرچی تلاش کردم نشد و البته یک جورایی مشهد پایه ای برای درس خوندن نداشتم . <br />
باهر سختی مجددی بود از خونه و زندگی و همسرم دل کردم (هرچند نمیشه ) و رفتم تهران با دامادمون که تازه کارشناسی معماریش رو گرفته بود ( از علم و صنعت) و می خواست برای ارشد شهر سازی بخونه و یکی از دوستان دیگه (نادر رفیعی) که پارسه با هم بودیم، رفتیم کتابخونه امیرکبیر و اونجا ثبت نام کردیم و از ۱۳ آبان شروع به درس خوندن کردیم . البته چند روز اول هنوز موتورمون داغ نشده بود . البته شاید موتور من کلا داغ داغ نشده بود !<br />
از اون موقع به بعد معمولا هر ۲ هفته یک بار ۲ روز میرفتم مشهد - به جز وقتی هایی که برای عمل پدرم و … موندم طولانی تر شد . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
من چون پارسه شرکت کرده بود و از اول هم کار رو از لحاظ برنامه ریزی و درسی به دکتر حقیقت (خودم رو بخدا) سپرده بودم، با برنامه پارسه جلو رفتم . به نظر من برنامه بسیار کم نقصی هست و مخصوصا اگر بتونید از همون اول باهاش پیش برید خیلی عالی هست . <br />
البته من چون یکم دور دوم درس خوندن (دوره ی بعد از کلاس ها رو) دیر شروع کردم به اندازه ی یکی دو آزمون عقب افتادم که سعی کردم توی ۵۰ درصد اول جبرانش کنم <br />
یا مثلا اگر سر عمل پدرم عقب افتادم سعی می کردم توی قسمت های تجمعی برنامه یعنی همون ۵۰٪ ها و یا آزمون های جامع خودم رو برسونم اگر نمی شد که خوب نمیشد ! سعی می کردم آرامش خودم رو حفظ کنم و ریلکس ریلکس ریلکس تر باشم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
زیاد نه ولی از اول مقداری نسبت به درس معماری ارادت بیشتری داشتم و البته درسی بود که دوست داشتم و سرکلاس های دکتر یوسفی هم فعال بودم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
من کلا موقع کلاس ها سعی کردم به خودم انرژی مثبت بدم و همه ی درس ها رو دوست داشته باشم و با همشون ارتباط قوی ایجاد کنم تا بتونم بهتر یاد بگیرم و چیزی رو به خاطر سخت بودن از دست ندم و یا چیزی رو به خاطر راحت بودن دست کم نگیرم . البته مثل خیلی ها راجع به گسسته نظر خاصی ندارم ! درسی هست که نمیشه خوب یاد گرفت و البته باید یادش بگیری تا بتونی توی ساختمان و الگوریتم و هوش موفق باشی !<br />
در همین حد و اندازه هم اگر بهش بها بدی به نظر من کافیه ! <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
برنامه ریزیم رو که گفتم بر اساس پارسه هست . سعی کردم روزهای هفته رو جوری تقسیم کنم که به تناسب هر روز دو تا درس رو بخونم (بعضی وقت های یک درس) واگر نرسیدم هم هیچ !<br />
خوب تا زمان کلاس ها هم که کلا به پارسه اعتماد کرده بودم و زیاد دنبال منابع نبودم البته از اواسط دوره کلاس ها تا اواخرش دیگه نسبتا مطلع شده بودم که چه کتاب هایی رو قراره از مهر شروع کنم به خوندن ، البته یکی دو تا کتاب رو یکم دیر خریدم ( کتاب های ساختمان و الگوریتم دکتر یوسفی) که کاش زودتر تصمیم به خرید و مطالعه شون میگرفتم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
زبان : کلمات رو از سی دی پرآموزی برای تافل استفاده کردم . خیلی عالی هست ، هم کاربرد کلمات در جمله داره که همه تاکید می کنن و هم اینکه متن هایی رو داره که شما با کلمات و خودن متن های طولانی آشنا میشید ضمن اینکه املاتون رو برای کاربردی غیر از کنکور قوی می کنه . <br />
سی دیش رو سعی کنید بخرید به نظرم می ارزه . البته اگر بتونید نسخه ی طلاییش رو بخرید بهتره چون شامل چند مجموعه میشه که کامل تره.<br />
گرامر هم متاسفانه زیاد کار نکردم با اینکه تا قبل از کنکور کلاس زبان میرفتم و الان هم دارم برای آزمون آیلتس آماده میشم، ولی خوب متاسفانه روی زبان در حین کنکور وقت زیاد نگذاشتم و نتیجه ام هم توی زبان اصلا خوب نشد . <br />
گسسته : پوران - دکتر یوسفی <br />
ساختمان : جزوه ی پارسه و جزوه کلاسی مهندس طورانی و این اواخر کتاب پوران دکتر یوسفی <br />
پایگاه : جزوه ی کلاسی دکتر سید جوادی و این اواخر کتاب پوران دکتر یوسفی <br />
نرم افزار : کتاب مهندسی نرم افزار پارسه مهندس زنجانی که واقعا از ایشون بابت کتاب عالی شون تشکر می کنم <br />
شبکه : شبکه پارسه دکتر حقیقت - جزوه ی کلاسی دکتر صبایی و همچنین بخش هایی از کتاب زبان اصلی راس<br />
هوش مصنوعی : جزوه کلاسی مهندس طارمیان و کتاب پارسه ایشون - البته چاپ اول نسبتا غلط زیاد داره که ایشون سعی کردن اکثر غلط ها رو در بیارن و جدا منتشر کنن تا در چاپ دوم هم رفع بشه<br />
پایگاه : جزوه کلاسی و کتاب پارسه دکتر کیوان پور که عالی و کامل هست و از همین جا ارادت خودم رو نسبت به ایشان ابراز می دارم .<br />
سیستم عامل : کتاب پارسه دکتر حقیقت که حرفی توش نیست!<br />
معماری : جزوه کلاسی و کتاب پوران دکتر هادی یوسفی<br />
راجع به وویس و فیلم هم نظرم به شدت منفی بوده و هست . کلا این کار رو کاری عبث و بیهوده می دونم . از اول هم دوستانم رو توی پارسه از این کار منع می کردم . جدای از مسائلی مثل اینکه اکثر استادها رضایت چندانی به این کار ندارن ، حالا یک عده باز میان میگن اینا اینقدر پول میگرین و حقشونه و … من ضبط کردن صدا رو کاری بسیار وقت گیر میدونم !<br />
دیگه یکی از بچه هایی که مرجع ضبط صدا و پخشش برای بچه ها بود همین دوست من نادر بود ، من می دونم که چقدر وقتش سر همین ضبط کردن صدا و در اختیار گذاشتن صدا برای بچه ها و رایت کردن و … گرفته می شد . <br />
هی قبل کلاس باید بری رکوردت رو یا تبلت و گوشی رو بزاری روی میز استاد، توی آنتراک و … هم بری برداری و همش حواست به این باشه که رکوردت نیوفته (اینم درنظر بگیرید که بعضی وقت ها چقدر همین تعدد دستگاه ها باعث به زحمت افتادن استادها و حواس پرتی اونها به خاطر جلوگیری از نیافتادن وسایل بچه ها از روی میزشون میشه )<br />
آخرم مگه وقت میشه این همه صدا رو گوش کرد! همین جزوه ها و کتاب ها رو به زور میشه خوند !<br />
در نهایت چیزی که من توی پارسه دیدم این ضبط کردن صدا بیشتر یک چیزی درحد این بود که فقط رسم شده بود، حالا چرا خودشون هم نمی دونستن البته برخی هم برای پزدادن یا اینکه بگن بله ماهم درس خونیم و مثلا صدا ضبط می کنیم !<br />
وجدانن بیان بگن چند درصد از این وویس ها خودشون تونستن استفاده کنن ؟!<br />
البته شاید بقیه که کلاس نمیان استفاده کنن ولی شما خودت برای خودت بیش از ۳ میلیون پول کلاس میدی، رفت و آمد و … که بماند !<br />
نمیگم خودخواه باشید، ولی قدر پولی که خودتون یا پدرمادرهاتون صرف میکنن رو بدونید . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<br />
بخش های بالاتر کتاب شبکه راس و بخش هایی مثل ساختمان داده پیشرفته و مباحثی مثل درخت های قرمز سیاه و …<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
بخش هایی از کتاب clrs رو از روی علاقه برای الگوریتم خوندم <br />
و کتاب شبکه تننبام رو برای شبکه ۱ و ۲ <br />
من نه جزوه محور بودم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من قبل از کنکور کلاس زبان میرفتم ولی موقع کنکور کنار گذاشتم و البته الان دوباره دارم دوره های آمادگی برای آیلتس رو میرم ولی خوب توی کنکور زیاد خوب نشد نتیجه . <br />
البته زبانم برای خوندن متن های تخصصی کامپیوتر عالی هست چون کارم برنامه نویسی هست و دائم توی سایت های مرجع هستم و به اقتضای شغلم با یک سری از شرکت های خارجی در ارتباطم که باید زبانم در حد خوبی باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
ریاضی نداشتیم . به قول دکتر حقیقت هم یک مقدار کمی توی شبکه لازمه که اون ها رو هم فرمول های راحت تری برای یک جورایی فرار کردن از ریاضی هست <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
خیلی از بچه ها از درس معماری فراری هستن و حتی عدم استقبال از کلاس هم اینو تاحدودی نشون میده ، درصورتی که به نظر من یک درس مهم هست و اینکه من تونستم معماری رو حدود ۵۸ بزنم فکر کنم خیلی توی رتبم تاثیر گذار بود . سعی کنید اگر در دوران کارشناسی هستید خوب روش وقت بزارید و موقع کنکور هم یک درصدی همین دور رو بر کسب کنید تا رتبه تون رو مخصوصا اگر هدفتون شریف هست ببره بالا . حتما در جریان هستید که برای رفتن به شریف لازمه توی گرایش ۲ و ۳ رتبه بهتری داشته باشین که خوب معماری مهمه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
همونطور که بالا توضیح دادم همراه با دامادمون و دوستم نادر میرفتیم کتابخونه امیرکبیر، انتخاب این کتابخونه هم فقط براساس یک سری شنیده های قبلی توسط دوستم نادر و فاصله نسبتا نزدیکش به ما و مترو بود . <br />
البته ۳۰ هزار تومان پول ازمون گرفتن که پول زیادی هست و اصلا خدمات خوبی نداشت . در حدی که وقتی به مسئولینش اعتراض می کردیم میگفتن ما که از خدامونه مارو از اینجا جابجا کنن ، نکه آقایون خیلی کم حقوق میگیرن!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
من سعی می کردم درصد پیشرفتم رو با برنامه پارسه بسنجم که چقدر عقب افتادم مخصوصا اون اوایل که خیلی عقب می افتادم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
سعی می کردم درس هایی که برام اهمیت بیشتری داشت رو اولویت بدم و خوب یک سری درس ها مثل گسسته هر از گاهی حذف میشد . البته گسسته رو هیچ وقت کامل حذف نکردم و همچنین ۳ ماه اول رو هم که کلاس های دکتر یوسفی رو رفته بودم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
تمرکز من از اول روی گرایش شبکه بود و به خاطر همین خیلی روی معماری تاکید داشتم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
زمان هایی که نزدیک به بستری شدن پدرم و یا اواخر دو هفته که فیلم یاد هندستون میکرد و دیگه خیلی دلتنگ خانمم میشدم آره سرعت کم میشد ، یکی دوبار هم با توجه به اینکه موقع های شغلی خوبی داشتم و همزمان هم مشغول به کار بودم، نزدیک بود بی خیال بشم . یک بار اواخر کلاس های پارسه در اواخر شهریور بود که دکتر حقیقت به من توصیه کردن توکه تا اینجا اومدی ، سعی کن این چند ماه رو هم خوب کار کنی تا بتونی نتیجه خوبی بگیری فوقش اینه که یک رتبه ی خوب میاری و نمیری !<br />
ولی این چند ماه رو از دست نمیدی، اگر رتبه ی خوبی آوردی اونوقت تصمیم باخودته.<br />
واقعا اگر دلگرمی ها و انرژی های مثبت ایشون نبود قطعا من نه ایران بودم و نه برای کنکور خونده بودم و نه الان رتبم این بود !<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
بله . کلاس های کنکور پارسه رو کامل رفتم که خیلی خوب بود . بیمه ارشد بودم . <br />
گسسته :‌دکتر یوسفی <br />
ساختمان :‌مهندس طورانی <br />
الگوریتم : دکتر سید جوادی<br />
نرم : مهندس زنجانی<br />
شبکه : دکتر حقیقت <br />
هوش : مهندس طارمیان <br />
پایگاه : دکتر کیوان پور<br />
سیستم عامل :  دکتر حقیقت<br />
معماری : دکتر یوسفی<br />
البته چند جلسه جمع بندی کلاس های ساختمان و گسسته دکتر یوسفی رو هم به توصیه دوستم نادر به موسسه ی مهستان رفتیم و سر یکی از کلاس ها به خاطر اینکه جلوی کلاس نشسته بودم و گردنم زاویه بدی داشت دچار یک عارضه ناگهانی توی گردن شدم که داشتم از حال میرفتم، البته قندم هم شدید پایین اومده بود (به خاطر فشار ماه های آخر ) و در نهایت یک گوشه کلاس توی آنتراک نشستم . جالبیش این بود که یکی از دخترهای کلاس با یک حالت متکبرانه اومد گفت که این جور نشستی فکر میکنن گدایی و برات صدقه میندازن ! ( از همین جا به ایشون سلام عرض می کنم) در آخر کارم به اورژانس و چند ساعتی بستری شدن توی بیمارستان کشید !<br />
البته مدیران موسسه ی مهستان هم برای رسوندن من به بیمارستان و پیگیری کارها در اونجا واقعا خیلی زحمت کشیدن و برخورد بسیار خوبی داشتن که جا داره ازشون بابت این برخورد بسیار زیبا و دوستانه کمال تشکر رو داشته باشم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
<br />
کنکور های آزمایشی رو هم پارسه شرکت می کردم و غیر از یکی دو تا رو به خاطر جابجایی بین مشهد و تهران بقیه رو شرکت کردم . <br />
خیلی خوب بود و سعی میکردم خودم رو بلافاصله بعد از آزمون با پاسخ نامه ای که به صورت آنلاین منتشر میشد بسنجم و بعد از آزمون نواقصم رو برطرف کنم . <br />
بعضی ها رو میدیم فقط میامدن آزمون بدن که آزمون بدن!<br />
نه بررسی و نه …<br />
سعی کنید بعد از آزمون بلافاصله پاسخنامه تشریحی رو بررسی کنید و اشکالاتتون رو همون جا نه برای بعد ، دربیارید <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
<br />
من سعی کردم تا آزمون های جامع پارسه خودم رو جمع جور کنم و هر چی رو نرسیدم بخونم، بی خیال شم و توی دوران آزمون های جامع ، جمع بندی کنم . <br />
یک برنامه ریزی برای هر دو دوتا درس تا آخرین روز کنکور کردم که تا حد خوبی موفق بودم نه کامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
من تا یک هفته قبل ازتاریخ اولیه کنکور که به خاطر برف عقب افتاد تهران بودم و حوزه ی کنکورم مشهد . شنبه شب با هواپیما اومدم مشهد که همون جا برف نسبتا سنگینی اومده بود و البته چند روز بعد لوله های آب خونه ی ما و خونه ی خیلی ها توی مشهد یخ زد !<br />
و اون دوهفته بین خونه ی پدرم و پدر خانم در رفت و آمد بودیم . <br />
کلا آمادگی قبل کنکورم مثال زدنی بود . <br />
البته سعی کردم خودم رو نبازم و کلا به هیچ چیز فکر نکنم!<br />
وقتی چندین ماه زحمت کشیدی و چند میلیون خرج رفت و آمد و کلاس کردی دلیل نداری برای هر چیزی ، حتی این همه دشواری خودت رو اذیت کنی!<br />
کلا باید بی خیال بی خیال بشی و قول این پیرزنه توی تلویزیون ریلکس ریلکس ریلکس تر!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
<br />
پایگاه و سیستم عامل رو در حد بالایی اعتماد به نفس داشتم و درصدم هم خوب شد . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
سرجلسه کنکور توی مشهد خیلی جالب بود . من حدود هفت و ربع رسیدم ، اولین نفری بودم که وارد طبقه دوم حوزه برگزاری شده بود و کلاس ها تاریک و سرد . <br />
چند دقیقه ای که گذشت مامور تاسیسات اومد و فن کولها رو  که یکشون کنار من بود رو روشن کرد ، یک باد شدیدی میزد که نگو و نپرس <br />
منم رفتم اعتراض کردم گفتم آقا من نمی تونم، گفتن جاتو اگر غایب داشتیم عوض می کنیم (که داشتن و عوض نکردن ) ، دیگه آخر کار دیدم فایده نداره و این فن کویل خیلی روی اعصابه، دیگه نتوستم تحمل کنم و کاپشنم رو در آوردم و کلا فن کویل رو از کار انداختم (فن کویل خیلی قدیمی بود و ظاهرا کلیدش خراب بود)<br />
البته یک مقدار هم به خاطر معده درد ترش کرده بودم ولی کلاس سعی کردم به هیچ چیز غیر از کنکور فکر نکنم، یعنی اگر زلزله هم میومد من از جام پا نمی شدم!<br />
مهم این بود که به کنکور فکر کنم که تونستم این کار رو بکنم . <br />
دفتر چه ها رو هم که شروع کردم اوایل مخصوصا توی گسسته یکم اذیت شدم ولی به توصیه دکتر یوسفی عمل کردم . <br />
ایشون میگفت هرکی برای سوال بیشتر حرص و طمع بیشتری داشته باشه احمق تره!<br />
اونایی توی کنکور بازنده هستن که سوالات بیشتری رو جواب بدن!<br />
منم سعی کردم فقط سوال هایی رو جواب بدم که مطمئن باشم روی گزینه و یکی از دلایل رتبه ی خوبم هم همین بود . <br />
من سوال غلط خیلی کم دارم ولی نزده زیاد !<br />
عمومی هام رو می تونید ببینید !<br />
یادمه سال اولی که کنکور داده بودم اینقدر برای سیستم عامل حرص و طمع داشتم که منفی ۳۳ زدم یعنی همش رو غلط!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
آره من اول از تخصصی ها شروع کردم، بعد عمومی ها رو به ترتیب و آخر زبان و یک دور سریع هم مرور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
نه . کار مسخره هست که انتظار سوال مشابه رو داشته باشید ( کاری که قلم چی زمان کارشناسی ما انجام میداد و من شدیدا از اینکار منتفر بودم)<br />
باید تسلط داشت و به جنگ سوال رفت<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
شاید ده دقیقه وقت زیاد آورده باشم.<br />
جالب بود که یک ساعت اول یک سوم بچه ها رفتن و تا وقتی که یک ساعت مونده بود به آخر جلسه تقریبا توی یک کلاس ۳۰ نفره فقط ۵ نفر مونده بودیم و حدود چهل و پنج دقیقه آخر من بودم و دو تا مراقب!<br />
دیگه اینقدر این تنهایی و موندن اون دو تا برای من زجرآور شده بود که ازشون عذر خواهی کردم و البته اون ها هم با گشاده رویی گفتن نه بابا این چه حرفیه ، تو به کارت برس ما وظیفمون هست <br />
آخر هم اومدم بیام بیرون توی کل اون طبقه ظاهرا من بودم .البته تا آخر نشستم و ده دقیقه آخر رو فقط مرور کردم شاید یک تست دیگه رو هم زدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
آره با هماهنگی همین مراقب پشت برگه اسمم نوشتم و مقایسه کردم . درصد هام یکم بالا اومد . تخمین اولیه ام یک چیزی حدود ۵۰ بود حداکثر ولی خوب نتیجه نهایی خوب شد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
من که اصلا از دانشگاه سجاد راضی نبودم . <br />
ولی با توجه به کارم (مدیر سایت رپیدپارس هستم) و اینکه ساعات زیادی از شبانه روز مشغول مطالعه و برنامه نویسی و … هستم چه در دوران کارشناسی و چه در دوران پارسه، سعی می کردم درس ها رو به دید کاربرد نگاه کنم و همیشه یک مثال از هر چی توی کارم برای خودم بزنم و همیشه به بهینه سازی کارم و سایتم باتوجه به درسی که می خونم فکر کنم و تا الان هم بسیار موفق بودم توی این زمینه . <br />
مثلا چندین بار بعد کلاس ها با دکتر کیوان سر بهینه سازی پایگاه داده سایتم صحبت کردم و آخر هم با یک روش ابتکاری تونستم یک بهینه سازی خوب توی سایت ایجاد کنم که سود مالی نسبتا خوبی برام داشت .<br />
من سعی می کردم با درسهام مخصوصا سیستم عامل و شبکه و پایگاه زندگی کنم . <br />
سه بار دکتر حقیقت بامن سر کلاس شرط بست . البته بار اول که اوایل دوره بود، سر مبلغ به توافق نرسیدم .  شرط های ایشون هم این طوری بود که یک سوال رو می پرسید و میگفت شرط اگر جواب درستش رو گفتی مثلا فلان!<br />
دفعه اول که دید من جواب درست رو دادم گفت من حواسم نبوده ، با تو نباید شرط ببندم دیگه !<br />
آخر سرهم اواخر دوره سر یکی از کلاس های شبکه دوبار پشت سر هم با من شرط بست ، هر دوبار هم تونستم شرط رو ببرم و از همین بابت ایشون منو به یک رستوران خیلی خوب دعوت کرد و همچنین برای کل کلاس کیم سالار گرفت !<br />
کلاس های کنکور پارسه و برنامه ریزی و مشاوره های خیلی خوب و مخصوصا صحبت های دلگرم کننده ی دکتر حقیقت بسیار روی من تاثیر مثبت داشت . <br />
مخصوصا حرف های متفرقه ای که ایشون توی کلاس ها میزنه بسیار به زندگی من جهت داده و واقعا تاثیر شگرفی در زندگی من داشته !<br />
برخی از بچه ها به این صحبت های حاشیه ای معترض هستند ولی به نظر من این صحبت ها برای یک جوان مثل من و شما بسیار لازم هست و اگر اهمیتی بیشتر از کنکور نداشته باشه کمتر نیست !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
یک بار سر یکی از کلاس ها دکتر حقیقت یک کار ده دقیقه ای داشت و به من گفت فلان مثال رو کتاب رو بدون نگاه کردن جواب بخون و برای بچه ها جواب بده ، وقتی ده دقیقه بعد ایشون برگشت من سوال رو جواب داده بودم و یک مثال خیلی خوب ( به نظر خودم و بچه ها حتی بهتر از مثال ایشون زدم) و بعد بچه ها گفتن استاد این میخواد جای شما رو بگیره، دکتر حقیقت گفت نه این هدفش خیلی بزرگتره و باید بره یک شرکتی در حد گوگل راه بندازه . <br />
البته من همچنین هدفی ندارم ولی سعی میکنم در حال و کمی جلوتر از اون زندگی کنم و تا میتونم حالم رو خوب بسازم . زیاد به آینده دور فکر نمی کنم تا یک وقت دچار توهم نشم و دائم توی آرزوها غرق نشم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
با اینکه بنده ی خوبی اصلا نبودم ولی همیشه کمک های بی حد و اندازه ی خدا رو در حق خودم حس کردم و این موفقیت رو هم مدیون لطف خدا و سپس لطف امام رضا که خیلی به ایشون ارادت دارم می دونم. <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
در مقام اول همسرم که خیلی این مدت شرایط من رو تحمل کرد (تصور این که شما ازدواج کرده باشین و سر خونه زندگی خودتون باشین و بعد شوهرتون ۷ ماه در رفت و آمد تهران باشه و یک جورایی شما خونه پدر خودتون و پدر شوهرتون آواره باشین خیلی سخته - البته همه در حق ما لطف داشتن و کم برامون نذاشتن ولی هیچ جا خونه ی خودت نمیشه ) و واقعا از همسرم سپاسگذارم . <br />
بعد از اون پدر و مادرم که مخصوصا در دوران کنکور من پدرم دو بار در بیمارستان بستری بودن و یک بار قبل و یک بار هم هفته بعد کنکور عمل دیسک کمر داشتن و من به عنوان تنها پسرشون خیلی کم تونستم پیششون باشم و از هر دو شرمنده هستم ولی خوب همیشه سعی کردن من رو به سمت درس خوندن تشویق کنن و کاری کنن که کمتر ذهنم درگیر بیماری پدرم باشه <br />
خواهرم و دامادمون که منو ۷ ماه تهران تحمل کردن و خیلی در جهت این موفق به من کمک کردن<br />
خانواده همسرم <br />
و دوستم نادر رفیعی و سایر کسانی که بخوام اسم ببرم از حوصله خارجه<br />
<br />
و البته یک تشکر ویژه برای کسی که اصل این هدف و موفقیت رو مدیون اون هستم ، استاد دوست داشتنی دکتر حقیقت و تیمشون بالاخص دکتر یوسفی و دکتر کیوان پور <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
اگر درس هایی ساختمان و الگوریتم رو با دکتر یوسفی می داشتم و کتاب های ایشون رو میخوندم فکر کنم خیلی درصد عمومیم بهتر میشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
انتخاب اولم شریف بود که البته سر این انتخاب و برگردوندن شریف سختی کشیدیم ولی بالاخره شد و همون رو هم قبول شدم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
همون طور که در مقدمه هم گفتم این مصاحبه رو در رابطه با آشنایی دوستانی که به من توی فیسبوک یا اینجا یا از طریق تلفن پیام دادن و راجع به منابع و کلاس و … پرسیدن و نظرم رو میخواستم گذاشتم . <br />
در اخر صحبتام با اینکه میدونم خیلی طولانی هست میخوام یک مطلب که به نظرم مهم هست رو بنویسم و از همه بابت طولانی بودنش عذرخواهم ولی فکر کنم بدرد خیلی ها بخوره<br />
من منابع و هر اون چه می دونستم و طی این مدت تجربه کردم رو ذکر کردم ولی چند نکته رو باید مد نظر داشته باشید، اخیرا توی مانشت یک مطلبی رو خوندم که یکی از بچه ها گله کرده بود از یکی از رتبه های برتر که این منابعی که میگید رو من خوندم و حتی بهتر از اون رو خوندم و اصلا نتیجه خوبی نگرفتم و همچنین ایشون از جمیع رتبه برتری ها گلایه کرده بود که لطفا اینجور برای همه نسخه نپیچید و عمر یک عده رو تلف نکنید و …<br />
(کلاس های کنکور زیادی مثل پارسه و مدرسان و نصیر و غیره هم هرساله برگزار میشه و خیلی ها شرکت می کنن و آخر هم با اینکه تعداد معدودی مثل من رتبه ی خوبی میارن، تعداد زیادتری رتبه ی خوبی نمیارن و حتی مردود میشن و آخر هم ممکنه احساس بدی نسبت به این موسسات به دست بیارن . درسته که یکی از اهداف اصلی این موسسات کسب پول هست ولی خوب قبول داشته باشید در راه کنکور من و شما هم کم زحمت نمی کشن وگرنه برای اون ها که تونستن موفق باشن و موسسات بزرگی مثل پارسه و مدرسان و نصیر و… رو راه بندازن و این همه آدم رو توی گرمای تابستون به کلاس جذب کنن، راه های دیگه ای هم واسه پول در آوردن بوده )<br />
البته تا حدود زیادی این دوست معترض ما حق دارند و بهشون واقعا حق میدم ویک جورایی حرف های ایشون و چیزهایی که من از بچه ها توی پارسه دیدم یک تلنگر بزرگ به من بود که این چند پاراگراف نسبتا طولانی رو به این مصاحبه اضافه کنم<br />
مخصوصا من که تونستم با این همه مشکلات و عقب موندن و رفت و آمد بین مشهد و تهران و ساعت مطالعه نسبتا کم ( شاید بین ۵۰ نفر اول کمترین ساعت مطالعه رو داشته باشم) تونستم این رتبه رو بدست بیارم . <br />
شاید در ظاهر امر ، من ساعت مطالعه کمی داشته باشم، همزمان با کنکور درگیر کار و زندگی ورفت و آمد بین تهران و مشهد بودم و هزار و یک چیز دیگه و اینجا هم اومدم و چهار تا منبع کنکوری رو که خودم تونستم با خوندن اون ها رتبه ی ۱۱ رو بیارم معرفی کردم و خوب ، هر کس هم از من سوال کنه که نظرت چیه خوب بالطبع همین ها رو معرفی می کنم، چون چیزی هست که خودم انتخاب کردم و به نتیجه رسیدم ، ولی دوست عزیز شاید شما باید کتاب های دیگری رو باید بخونی!<br />
شاید شما باید وقت بیشتری رو بزاری ، شایدم کمتر!<br />
شاید شما باید جور دیگه ای مطالعه کنی!<br />
شاید به کلاس کنکور نیاز داشته باشی یا شایدم با صحبت های من ترغیب به رفتن به کلاس کنکور بشی و بعد از اعلام نتایج از رفتن به کلاس کنکور پشیمون بشی!<br />
همین طور که الان برخی از کسانی که من میشناسم اظهار پشیمانی می کنن!<br />
شاید حتی برخی از ماها (حتی خود من) برای کنکور و ادامه تحصیل ساخته نشدیم !<br />
خود من هم شاید الان با داشتن موقعیت های شغلی بالای ۵ هزار یورو در ماه در اروپا ، ادامه تحصیلم درست نباشه !<br />
شاید یکی از خانم هایی که در پارسه دیدم و ماه آخر به شدت استرس داشت و به دکتر حقیقت میگفت استاد با اینکه با گفتن ذکر، کمی آرام شدم ولی هنوز استرس دارم و میترسم امسال بعد از ۴ امین کنکور مجدد برای ارشد بازهم شکست بخورم، شاید (البته به نظر من قطعا) برای کنکور دادن ساخته نشده باشه!<br />
مثلا برای همون منابع بگم، من با توجه به مطالعاتی که از قبل داشتم، با توجه به تسلطی که روی سیستم عامل لینوکس در حد نسبتا بالایی دارم و … وقتی دکتر حقیقت درس میداد، با سیستم عامل زندگی می کردم،‌وقتی ایشون زمانبندی ها یا خیلی مباحث دیگه رو میگفت به صورت رنگی و سه بعدی توی ذهنم تجسم می کردم و خوب همون موقع درس رو به صورت کامل می فهمیدم . واقعیتش هم توی سه ماه کلاس ها اصلا نتونستم خارج از کلاس درس بخونم و فقط نیاز به یک تا سه بار مرور اونم در همون بازه ی مهر تا بهمن  داشتم و تموم!<br />
ولی خوب کسی که خیلی ها هستن همین الان که برای کنکور می خونن حتی شاید یک بار هم توی عمرشون لینوکس رو از نزدیک ندیده باشن و خوب طبیعتا توقع هم دارن با همین زمان یا فوقش حتی روزی ده ساعت مطالعه هم به همین میزان یادگیری برسن!<br />
آخرش هم میگن سوالا این طور بود ، سوالا اون طور بود ! بله سوال ها استاندارد نیست ولی بازهم یکی از موارد معدود برای سنجش من و شما هست . منی که ۱۰ سال برنامه نویس هستم با برنامه نویسی نفس می کشم و خیلی ها که حتی پروژه های  دانشجوییشون رو هم از بقیه میگیرن!<br />
دوستان من اینجا اصلا بحثم سر توصیف و تعریف از خودم نیست، چون بقول دکتر حقیقت به این چیزا نیازی ندارم، فقط بحثم تلنگر به یک عده که متاسفانه درصد زیادی از پشت کنکوری ها هست میشه!<br />
عده ی زیادی رو که میدیدم صبح کله سحر میامدن پارسه تا آخر شب ، واقعا تصورش سخته یک جماعت زیادی حتی از شهر های اطراف تهران مثل کرج صبح ۷ و نیم پارسه (یا حالا هر موسسه ی دیگه ای باشن) که سر کلاس جا بگیرن و بعضی وقت ها تا ۹ شب سر کلاس باشن و برای نهار هم ساندویچ و فلافل و … بخورن!<br />
کلی خرج رفت و آمد بکنن ، خرج کلاس بکنن ، آخرش هم هیچی!<br />
دوست عزیز اگر تصمیم به خوندن برای کنکور داری، اول عمق تسلط خودت رو در همین جایی که الان هستی و هنوز شروع نکردی یا اوایل راه هستی بسنج، توانت رو در ادامه بسنج، هدفت رو از ادامه تحصیل پیدا کن ، بعد برو کلاس ثبت نام کن، حالا چون دوستام میرن که نمیشه دلیل!<br />
کم هم توی پارسه افرادی نبودن که به خاطر جو موجود بین هم کلاسی هاشون اومده بودن !<br />
خوب دوست من کم پول نمی زاری ! کم توی گرمای تابستان نمیای کلاس ! آیا هدفی داری؟<br />
اگر هدف مشخص هست، بله بسیار کار درستی می کنید که کلاس میرید و برای ارشد تلاش می کنید<br />
اما اگر هدف ندارید این کار رو اول برای خودتون و بعد برای دور و بریاتون که این همه وقت و هزینه و انرژی و … برای شما میزان نکنید!<br />
به وفور من افرادی رو در پارسه می دیدم که چه دختر و چه پسر افتاده بودن دنبال به اصطلاح خودشون دوتا دوتایی یا حتی چند تایی چندتایی شدن!<br />
دنبال تفریحات بین آنتراک و بعد آزمون و … مثل رفتن به رستوران و کافی شاپ و قلیون و درکه و این ور و اونور !<br />
تفریح خوبه! با دوستان بودن خوبه ! ولی موقع کنکور نه !<br />
متاسفانه اسمش رو هم میزارن که ما بدنمون نیاز داره، ما روحمون نیاز داره، همش که نمیشه درس ، همش نمیشه که …<br />
بله ولی آیا شما تعادل رو هم توی تفریحاتتون دارید؟<br />
کم نبودن از دوستان و همکلاسی های من در پارسه که علیرغم این همه وقت و هزینه به خاطر همین مسائل که خیلی راحت نادیده می گرفتن، الان رتبه های افتضاحی بدست آوردن و الان پشیمون هستن (شایدم نیستن !)<br />
از همه عذرخواهم ولی کلاس کنکور و ایام کنکور نه جای پیدا کردن شوهر هست نه همسر و البته نه دوست پسر و نه دوست دختر!<br />
گفتن این حرفا برام خیلی سخته و شایدم جاش اینجا نیست ولی اینقدر توی این چند ماه دیدم و اینقدر دوستان و دور و بریهام توی پارسه از این کارا ضربه خوردن که مجبور شدم بگم!<br />
البته باز یک عده نیان بگن که آها پارسه شده یک مکان برای همه کار غیر از درس خوندن !<br />
نه این طور نیست ! پارسه یک فضا برای درس خوندن هست که مثل دانشگاه یک عده با پارک و … اشتباه میگرنش و ضررش رو هم خودشون میبینن وگرنه امثال من هم کم نیستن که میان پارسه و نتیجه ی خوبی میگیرن و واقعا اونجا اساتید و کارمنداش زحمت زیادی میکشن!<br />
ولی دوستانه از همه تون خواهش می کنم کمی به فکر خودتون باشید !<br />
کم هزینه نمی کنید ! کم از عمرتون نمی ذارید! واقعا عمر ارزشش خیلی بیشتر از این حرفاس . توی زندگی خیلی وقت دارید که به مسائلی که گفتم بپردازیدولی این بازه ی کنکور واقعا جاش نیست<br />
هدفتون رو مشخص کنید، ببنید واقعا نیازه ارشد بدید، ببنید اگر انرژی تون رو در حد تصور خودتون بزارید، کجا قبول میشید، آیا اونجا ارزشش رو داره؟<br />
بعد اگر به نتیجه ی خوبی رسیدید بسم ا…<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16623/Screen Shot 2014-08-28 at 2.51.13 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-28 at 2.51.13 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">39.77 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16624/Screen Shot 2014-08-28 at 2.52.07 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-28 at 2.52.07 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">89.12 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16625/Screen Shot 2014-08-25 at 12.43.14 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-25 at 12.43.14 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">5.16 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خدمت همه دوستان سلام عرض میکنم.<br />
من در ابتدا باتوجه به مشغله ی کاری و زندگی متاهلی اصلا فرصت نمی کردم این مصاحبه رو تکمیل کنم، شایدم این اعتماد به نفس رو نداشتم که رتبم اون قدر خوب باشه که بخوام این جا مصاحبه کنم و با این متن طولانی سر شما رو بدرد بیارم، ولی باتوجه به اینکه پس از اعلام رتبه و مخصوصا بعد از اعلام نتیجه نهایی با انبوهی از پیام های تبریک و تماس به تلفن همراهم و فیسبوک و پروفایلم در اینجا روبرو شدم که عده ی زیادی راجع به منابع کنکور من سوال کرده بودن و همچنین برخی ها از عقب موندنشون نسبت به کلاس ها و… صحبت کرده بودن و راه حل میخواستن ، تصمیم گرفتم این مصاحبه رو پاسخ بدم . اینطوری مناسب که هم در ادامه سایر دوستان رو به همین متن میتونم ارجاع بدم (به جای حداقل نیم ساعت پاسخ دهی برای تماس) و هم اینکه قطعا بسیاری از دوستان در مانشت از این متن ان شاالله استفاده خواهند کرد و همینطور یک رتبه ی نزدیک به یک رقمی دیگر هم به مصاحبه ها اضافه بشه .<br />
سعی کردم به تمام سوالات پاسخ کامل و جامع بدم  و در سوال ۴۲ هم یک توصیه از دیدگاه و تجربه ی خودم به همه دوستان کنکوری سال های آینده کردم که با عرض پوزش خیلی طولانی شد . <br />
همین اول کار هم به دوستان اعلام می کنم، شاید با خوندن این متن ، خیلی ها فکر کنن آدم مغروری هستم و شاید از خودم زیاد تعریف کرده باشم (شایدم همین طور باشه) ، ولی باور بفرماییدهدفم خود ستایی به هیچ عنوان نبوده و بابت ایجاد این حس در شما عذرخواهم . هدف از این مصاحبه فقط پاسخ به سوالات دوستان طی این مدت هست و همچنین صحبت های مهم (از نظر خودم) در بخش ۴۲ سوالات مانشت وگرنه من کوچیک همه ی دوستان هستم و در مقابل خیلی از دوستان و اساتید عددی نیستم! (همین اول اعلام کردم، نگید که نگفتی!)<br />
فقط یک نکته رو در نظر داشته باشید متن مصاحبه ی من به شدت طولانی هست، لطفا اگر وقت ندارید، اگر حوصله ندارید، نخوانید!<br />
من مشکلی که دارم زیاد حرف میزنم و اگر یک چیز رو میخوام بنویسم خیلی کشدار میشه! پس لطفا فقط در صورت داشتن وقت و حوصله متن رو مطالعه فرمایید . <br />
ضمنا بابت غلطهای املایی و نگارشی و علامت گذاری (در صورت وجود) عذرخواهم چون به علت محدودیت زمانی در ساعت ۹ و نیم شب شروع به نوشتن کردم و با یک فاصله در میان نگارش متن، ساعت ۳ بامداد نگارش متن تمام شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
روح الله افشار صفوی هستم - متولد ۱۳۶۹ و اهل مشهد مقدس هستم . رتبه ی ۱۱ شبکه و ۶۴ آی تی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات را سال ۹۱ تموم کردم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
من از دبستان شروع به کار با کامپیوتر کردم و از اواخر راهنمایی به بعد و به صورت جدی از اول دبیرستان شروع به برنامه نویسی کردم. در هنگام انتخاب رشته کارشناسی هم همه جا رو اول نرم افزار زدم بعد فناوری اطلاعات ولی تنها جایی رو که به توصیه یکی از دوستان اول فناوری اطلاعات و بعد نرم افزار زدم، همین دانشگاهی بود که قبول شدم (فکر کنم انتخاب ۱۴ بود) - البته ارشد خداروشکر رتبم جوری بود که هرچی انتخاب می کردم، همون اولین انتخاب رو قبول می شدم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
اصلا دنبال نمره نبودم. بیشتر سعی می کردم درسها رو عمیق یادبگیرم و سرکلاس تا میتونم در بحث های کلاسی شرکت کنم و حتی با استاد بحث کنم و البته این موضوع خیلی وقت ها باعث به دردسر افتادنم و یا اذیت شدن توسط سایر دوستان همکلاسی میشد . ولی هیچ وقت دنبال شاگرد اولی نبود چون نه هدف سختی بود و نه مهم! <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
ترم ۷ مجلس دامادیم بود و آخر آبان ماه مجلس داشتیم، اون سال از اواخر بهمن شروع کردم (کنکور ۹۱ ) و خوب طبیعتا مردود شدم (با کمتر از ۳ هفته خوندن)<br />
سال بعدش بیشتر به کار و زندگی پرداختم و البته یک ترم هم امنیت اطلاعات مجازی بین الملل فردوسی مشهد خوندم و دیدم اصلا فایده نداره تا اینکه اواسط تیرماه ۹۲ (یک هفته مونده به شروع کلاس های پارسه) ، به تهران رفتم تا با دکتر حقیقت (مدیر گروه کامپیوتر و آی تی پارسه) راجع به رفتن به یکی از دانشگاه های انگلستان و گرفتن پذیرش و کار در خارج از کشور مشورت کنم، ایشون ۳ ساعتی رو با من توی یکی از کلاس های پارسه صحبت کرد و یک جورایی مخ منو زد که اینجا فعلا یا دائما بمونم و حداقل این که در یک دانشگاه خوب توی ایران در حد شریف یا امیرکبیر ارشد بخونم و بعد تصمیم بگیرم. <br />
البته ایشون از قبل (با توجه به نسبت قوم و خویشی و یک آشنایی مختصر قبلی) روی من شناخت داشت و یک جوری به این قضیه ایمان داشت که اگر وقت بزارم یک نتیجه خوب میگیرم.<br />
پیشنهاد ایشون این بود که از همین هفته شروع کن. البته با توجه به اینکه ساکن مشهد بودم اصلا راجع به اومدن کلاس توصیه نکرد . ولی بعد با توجه به ضعف هایی که در دوران کارشناسی یک دانشگاه غیرانتفاعی داره، از ایشون راجع به اومدن کلاس پرسیدم و ایشون گفت اگر ۴ روز درهفته بتونی بیای تهران ، میشه برات یک برنامه فشرده گذاشت ! <br />
منم دو روز تهران موندم و روی این قضیه فکر کردم (خونه خواهرم بودم که اونم آی تی در مقطع کارشناسی امیرکبیر میخونه) و بعد رفتم پارسه کل کلاس ها رو غیر از زبان و مدیریت ثبت نام کردم . <br />
از اون به بعد با توجه به وضعیت خانمم که اکثرا مشهد بود، سه شنبه ها صبح میومدم تهران تا جمعه شب که برمیگشتم مشهد .<br />
الان که بر میگردم به اون دوران خودم هم باورم نمیشه که حدود ۱۳ هفته پشت سر هم این کار رو می کردم و حتی تا همین اواخر بعضی از بچه های پارسه توی کلاس از تعجب داشتن شاخ در میاوردن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
آره از اول تصمیم به همین رشته داشتم و حتی گرایش رو هم شبکه مشخص کرده بود . حتی امنیت رو هم با توجه به اینکه یک ترم خونده بودم زیاد رغبتی نداشتم و هدف همین شبکه بود از همان ابتدا!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
<br />
زبان تخصصی ۲۵  و ۵۶ صدم<br />
مشترک : ۳۱ و ۱۱ صدم <br />
مدیریت :‌سفید  <br />
تخصصی : ۸۲ و ۳۵ صدم<br />
معماری  : ۵۷ و ۵۸ صدم <br />
چون عدد ها ممکنه خوب نمایش داده نشن، کارنامه رو در آخر میزارم.<br />
البته که نه ولی سال دوم دبیرستان مسابقات کارگاه آزمایشگاهی کامپیوتر تا مرحله انتهایی استانی شرکت کردم، توی مرحله انتهایی استانی گفتن سنت کمه و اجازه بالاتر رفتن ندادن!<br />
سال بعدش هم شرکت کردم و توی مرحله انتخابی برای شرکت در مسابقه کشوری متاسفانه مسئولین اون موقع آموزش پرورش برای یکی از خانم ها پارتی بازی کردن و منو نفرستادن! البته اون سال که استان ما میزبان بود خیلی تخلف کرد که صدای خیلی ها در اومد<br />
تابستان سال سوم هم در جشنواره خوارزمی شرکت کردم که تا مرحله کشوری رفتم و طرحم جزو طرح های برگزیده کشوری شد (جزو سه طرح اول نشد)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
خیلی فرق داره ، منابع ، سطح و … خیلی متفاوت هست . البته بازهم بستگی به دانشگاه داره، مثلا خواهر من که امیرکبیر میخونه ، خیلی بهشون سخت میگیرن و درسها رو حسابی و اساسی میخونن ولی توی دانشگاه هایی امثال دانشگاه کارشناسی من حتی با بردن چای برای استاد برخی بچه ها نمره می گرفتن . البته من هیچ وقت اهل این کار ها نبودم چون هدفم هم اصلا نمره نبود !<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
از هفته اول ماه رمضان شروع کردم ( اواخر تیرماه) و طبق برنامه کلاس های پارسه پیش رفتم . مهرماه به علت اسباب کشی خونمون و … یک ماه وسط کار فاصله افتاد البته اواخر آذر هم چند بار سر عمل دیسک کمر پدرم وقفه های کوتاه تری اتفاق افتاد . <br />
اوایل هفته دوم مهر بود که کلاس های پارسه تموم شد به مشهد برگشتم و چون هفته ی قبلش توی یک فاصله دو روزه خونمون رو اسباب کشی کردم کلی کار عقب مونده بود و هر چی حساب کردم دیدم مشهد نمیشه درس خوند . هرچی تلاش کردم نشد و البته یک جورایی مشهد پایه ای برای درس خوندن نداشتم . <br />
باهر سختی مجددی بود از خونه و زندگی و همسرم دل کردم (هرچند نمیشه ) و رفتم تهران با دامادمون که تازه کارشناسی معماریش رو گرفته بود ( از علم و صنعت) و می خواست برای ارشد شهر سازی بخونه و یکی از دوستان دیگه (نادر رفیعی) که پارسه با هم بودیم، رفتیم کتابخونه امیرکبیر و اونجا ثبت نام کردیم و از ۱۳ آبان شروع به درس خوندن کردیم . البته چند روز اول هنوز موتورمون داغ نشده بود . البته شاید موتور من کلا داغ داغ نشده بود !<br />
از اون موقع به بعد معمولا هر ۲ هفته یک بار ۲ روز میرفتم مشهد - به جز وقتی هایی که برای عمل پدرم و … موندم طولانی تر شد . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
من چون پارسه شرکت کرده بود و از اول هم کار رو از لحاظ برنامه ریزی و درسی به دکتر حقیقت (خودم رو بخدا) سپرده بودم، با برنامه پارسه جلو رفتم . به نظر من برنامه بسیار کم نقصی هست و مخصوصا اگر بتونید از همون اول باهاش پیش برید خیلی عالی هست . <br />
البته من چون یکم دور دوم درس خوندن (دوره ی بعد از کلاس ها رو) دیر شروع کردم به اندازه ی یکی دو آزمون عقب افتادم که سعی کردم توی ۵۰ درصد اول جبرانش کنم <br />
یا مثلا اگر سر عمل پدرم عقب افتادم سعی می کردم توی قسمت های تجمعی برنامه یعنی همون ۵۰٪ ها و یا آزمون های جامع خودم رو برسونم اگر نمی شد که خوب نمیشد ! سعی می کردم آرامش خودم رو حفظ کنم و ریلکس ریلکس ریلکس تر باشم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
زیاد نه ولی از اول مقداری نسبت به درس معماری ارادت بیشتری داشتم و البته درسی بود که دوست داشتم و سرکلاس های دکتر یوسفی هم فعال بودم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
من کلا موقع کلاس ها سعی کردم به خودم انرژی مثبت بدم و همه ی درس ها رو دوست داشته باشم و با همشون ارتباط قوی ایجاد کنم تا بتونم بهتر یاد بگیرم و چیزی رو به خاطر سخت بودن از دست ندم و یا چیزی رو به خاطر راحت بودن دست کم نگیرم . البته مثل خیلی ها راجع به گسسته نظر خاصی ندارم ! درسی هست که نمیشه خوب یاد گرفت و البته باید یادش بگیری تا بتونی توی ساختمان و الگوریتم و هوش موفق باشی !<br />
در همین حد و اندازه هم اگر بهش بها بدی به نظر من کافیه ! <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
برنامه ریزیم رو که گفتم بر اساس پارسه هست . سعی کردم روزهای هفته رو جوری تقسیم کنم که به تناسب هر روز دو تا درس رو بخونم (بعضی وقت های یک درس) واگر نرسیدم هم هیچ !<br />
خوب تا زمان کلاس ها هم که کلا به پارسه اعتماد کرده بودم و زیاد دنبال منابع نبودم البته از اواسط دوره کلاس ها تا اواخرش دیگه نسبتا مطلع شده بودم که چه کتاب هایی رو قراره از مهر شروع کنم به خوندن ، البته یکی دو تا کتاب رو یکم دیر خریدم ( کتاب های ساختمان و الگوریتم دکتر یوسفی) که کاش زودتر تصمیم به خرید و مطالعه شون میگرفتم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
زبان : کلمات رو از سی دی پرآموزی برای تافل استفاده کردم . خیلی عالی هست ، هم کاربرد کلمات در جمله داره که همه تاکید می کنن و هم اینکه متن هایی رو داره که شما با کلمات و خودن متن های طولانی آشنا میشید ضمن اینکه املاتون رو برای کاربردی غیر از کنکور قوی می کنه . <br />
سی دیش رو سعی کنید بخرید به نظرم می ارزه . البته اگر بتونید نسخه ی طلاییش رو بخرید بهتره چون شامل چند مجموعه میشه که کامل تره.<br />
گرامر هم متاسفانه زیاد کار نکردم با اینکه تا قبل از کنکور کلاس زبان میرفتم و الان هم دارم برای آزمون آیلتس آماده میشم، ولی خوب متاسفانه روی زبان در حین کنکور وقت زیاد نگذاشتم و نتیجه ام هم توی زبان اصلا خوب نشد . <br />
گسسته : پوران - دکتر یوسفی <br />
ساختمان : جزوه ی پارسه و جزوه کلاسی مهندس طورانی و این اواخر کتاب پوران دکتر یوسفی <br />
پایگاه : جزوه ی کلاسی دکتر سید جوادی و این اواخر کتاب پوران دکتر یوسفی <br />
نرم افزار : کتاب مهندسی نرم افزار پارسه مهندس زنجانی که واقعا از ایشون بابت کتاب عالی شون تشکر می کنم <br />
شبکه : شبکه پارسه دکتر حقیقت - جزوه ی کلاسی دکتر صبایی و همچنین بخش هایی از کتاب زبان اصلی راس<br />
هوش مصنوعی : جزوه کلاسی مهندس طارمیان و کتاب پارسه ایشون - البته چاپ اول نسبتا غلط زیاد داره که ایشون سعی کردن اکثر غلط ها رو در بیارن و جدا منتشر کنن تا در چاپ دوم هم رفع بشه<br />
پایگاه : جزوه کلاسی و کتاب پارسه دکتر کیوان پور که عالی و کامل هست و از همین جا ارادت خودم رو نسبت به ایشان ابراز می دارم .<br />
سیستم عامل : کتاب پارسه دکتر حقیقت که حرفی توش نیست!<br />
معماری : جزوه کلاسی و کتاب پوران دکتر هادی یوسفی<br />
راجع به وویس و فیلم هم نظرم به شدت منفی بوده و هست . کلا این کار رو کاری عبث و بیهوده می دونم . از اول هم دوستانم رو توی پارسه از این کار منع می کردم . جدای از مسائلی مثل اینکه اکثر استادها رضایت چندانی به این کار ندارن ، حالا یک عده باز میان میگن اینا اینقدر پول میگرین و حقشونه و … من ضبط کردن صدا رو کاری بسیار وقت گیر میدونم !<br />
دیگه یکی از بچه هایی که مرجع ضبط صدا و پخشش برای بچه ها بود همین دوست من نادر بود ، من می دونم که چقدر وقتش سر همین ضبط کردن صدا و در اختیار گذاشتن صدا برای بچه ها و رایت کردن و … گرفته می شد . <br />
هی قبل کلاس باید بری رکوردت رو یا تبلت و گوشی رو بزاری روی میز استاد، توی آنتراک و … هم بری برداری و همش حواست به این باشه که رکوردت نیوفته (اینم درنظر بگیرید که بعضی وقت ها چقدر همین تعدد دستگاه ها باعث به زحمت افتادن استادها و حواس پرتی اونها به خاطر جلوگیری از نیافتادن وسایل بچه ها از روی میزشون میشه )<br />
آخرم مگه وقت میشه این همه صدا رو گوش کرد! همین جزوه ها و کتاب ها رو به زور میشه خوند !<br />
در نهایت چیزی که من توی پارسه دیدم این ضبط کردن صدا بیشتر یک چیزی درحد این بود که فقط رسم شده بود، حالا چرا خودشون هم نمی دونستن البته برخی هم برای پزدادن یا اینکه بگن بله ماهم درس خونیم و مثلا صدا ضبط می کنیم !<br />
وجدانن بیان بگن چند درصد از این وویس ها خودشون تونستن استفاده کنن ؟!<br />
البته شاید بقیه که کلاس نمیان استفاده کنن ولی شما خودت برای خودت بیش از ۳ میلیون پول کلاس میدی، رفت و آمد و … که بماند !<br />
نمیگم خودخواه باشید، ولی قدر پولی که خودتون یا پدرمادرهاتون صرف میکنن رو بدونید . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<br />
بخش های بالاتر کتاب شبکه راس و بخش هایی مثل ساختمان داده پیشرفته و مباحثی مثل درخت های قرمز سیاه و …<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
بخش هایی از کتاب clrs رو از روی علاقه برای الگوریتم خوندم <br />
و کتاب شبکه تننبام رو برای شبکه ۱ و ۲ <br />
من نه جزوه محور بودم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من قبل از کنکور کلاس زبان میرفتم ولی موقع کنکور کنار گذاشتم و البته الان دوباره دارم دوره های آمادگی برای آیلتس رو میرم ولی خوب توی کنکور زیاد خوب نشد نتیجه . <br />
البته زبانم برای خوندن متن های تخصصی کامپیوتر عالی هست چون کارم برنامه نویسی هست و دائم توی سایت های مرجع هستم و به اقتضای شغلم با یک سری از شرکت های خارجی در ارتباطم که باید زبانم در حد خوبی باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
ریاضی نداشتیم . به قول دکتر حقیقت هم یک مقدار کمی توی شبکه لازمه که اون ها رو هم فرمول های راحت تری برای یک جورایی فرار کردن از ریاضی هست <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
خیلی از بچه ها از درس معماری فراری هستن و حتی عدم استقبال از کلاس هم اینو تاحدودی نشون میده ، درصورتی که به نظر من یک درس مهم هست و اینکه من تونستم معماری رو حدود ۵۸ بزنم فکر کنم خیلی توی رتبم تاثیر گذار بود . سعی کنید اگر در دوران کارشناسی هستید خوب روش وقت بزارید و موقع کنکور هم یک درصدی همین دور رو بر کسب کنید تا رتبه تون رو مخصوصا اگر هدفتون شریف هست ببره بالا . حتما در جریان هستید که برای رفتن به شریف لازمه توی گرایش ۲ و ۳ رتبه بهتری داشته باشین که خوب معماری مهمه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
همونطور که بالا توضیح دادم همراه با دامادمون و دوستم نادر میرفتیم کتابخونه امیرکبیر، انتخاب این کتابخونه هم فقط براساس یک سری شنیده های قبلی توسط دوستم نادر و فاصله نسبتا نزدیکش به ما و مترو بود . <br />
البته ۳۰ هزار تومان پول ازمون گرفتن که پول زیادی هست و اصلا خدمات خوبی نداشت . در حدی که وقتی به مسئولینش اعتراض می کردیم میگفتن ما که از خدامونه مارو از اینجا جابجا کنن ، نکه آقایون خیلی کم حقوق میگیرن!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
من سعی می کردم درصد پیشرفتم رو با برنامه پارسه بسنجم که چقدر عقب افتادم مخصوصا اون اوایل که خیلی عقب می افتادم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
سعی می کردم درس هایی که برام اهمیت بیشتری داشت رو اولویت بدم و خوب یک سری درس ها مثل گسسته هر از گاهی حذف میشد . البته گسسته رو هیچ وقت کامل حذف نکردم و همچنین ۳ ماه اول رو هم که کلاس های دکتر یوسفی رو رفته بودم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
تمرکز من از اول روی گرایش شبکه بود و به خاطر همین خیلی روی معماری تاکید داشتم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
زمان هایی که نزدیک به بستری شدن پدرم و یا اواخر دو هفته که فیلم یاد هندستون میکرد و دیگه خیلی دلتنگ خانمم میشدم آره سرعت کم میشد ، یکی دوبار هم با توجه به اینکه موقع های شغلی خوبی داشتم و همزمان هم مشغول به کار بودم، نزدیک بود بی خیال بشم . یک بار اواخر کلاس های پارسه در اواخر شهریور بود که دکتر حقیقت به من توصیه کردن توکه تا اینجا اومدی ، سعی کن این چند ماه رو هم خوب کار کنی تا بتونی نتیجه خوبی بگیری فوقش اینه که یک رتبه ی خوب میاری و نمیری !<br />
ولی این چند ماه رو از دست نمیدی، اگر رتبه ی خوبی آوردی اونوقت تصمیم باخودته.<br />
واقعا اگر دلگرمی ها و انرژی های مثبت ایشون نبود قطعا من نه ایران بودم و نه برای کنکور خونده بودم و نه الان رتبم این بود !<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
بله . کلاس های کنکور پارسه رو کامل رفتم که خیلی خوب بود . بیمه ارشد بودم . <br />
گسسته :‌دکتر یوسفی <br />
ساختمان :‌مهندس طورانی <br />
الگوریتم : دکتر سید جوادی<br />
نرم : مهندس زنجانی<br />
شبکه : دکتر حقیقت <br />
هوش : مهندس طارمیان <br />
پایگاه : دکتر کیوان پور<br />
سیستم عامل :  دکتر حقیقت<br />
معماری : دکتر یوسفی<br />
البته چند جلسه جمع بندی کلاس های ساختمان و گسسته دکتر یوسفی رو هم به توصیه دوستم نادر به موسسه ی مهستان رفتیم و سر یکی از کلاس ها به خاطر اینکه جلوی کلاس نشسته بودم و گردنم زاویه بدی داشت دچار یک عارضه ناگهانی توی گردن شدم که داشتم از حال میرفتم، البته قندم هم شدید پایین اومده بود (به خاطر فشار ماه های آخر ) و در نهایت یک گوشه کلاس توی آنتراک نشستم . جالبیش این بود که یکی از دخترهای کلاس با یک حالت متکبرانه اومد گفت که این جور نشستی فکر میکنن گدایی و برات صدقه میندازن ! ( از همین جا به ایشون سلام عرض می کنم) در آخر کارم به اورژانس و چند ساعتی بستری شدن توی بیمارستان کشید !<br />
البته مدیران موسسه ی مهستان هم برای رسوندن من به بیمارستان و پیگیری کارها در اونجا واقعا خیلی زحمت کشیدن و برخورد بسیار خوبی داشتن که جا داره ازشون بابت این برخورد بسیار زیبا و دوستانه کمال تشکر رو داشته باشم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
<br />
کنکور های آزمایشی رو هم پارسه شرکت می کردم و غیر از یکی دو تا رو به خاطر جابجایی بین مشهد و تهران بقیه رو شرکت کردم . <br />
خیلی خوب بود و سعی میکردم خودم رو بلافاصله بعد از آزمون با پاسخ نامه ای که به صورت آنلاین منتشر میشد بسنجم و بعد از آزمون نواقصم رو برطرف کنم . <br />
بعضی ها رو میدیم فقط میامدن آزمون بدن که آزمون بدن!<br />
نه بررسی و نه …<br />
سعی کنید بعد از آزمون بلافاصله پاسخنامه تشریحی رو بررسی کنید و اشکالاتتون رو همون جا نه برای بعد ، دربیارید <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
<br />
من سعی کردم تا آزمون های جامع پارسه خودم رو جمع جور کنم و هر چی رو نرسیدم بخونم، بی خیال شم و توی دوران آزمون های جامع ، جمع بندی کنم . <br />
یک برنامه ریزی برای هر دو دوتا درس تا آخرین روز کنکور کردم که تا حد خوبی موفق بودم نه کامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
من تا یک هفته قبل ازتاریخ اولیه کنکور که به خاطر برف عقب افتاد تهران بودم و حوزه ی کنکورم مشهد . شنبه شب با هواپیما اومدم مشهد که همون جا برف نسبتا سنگینی اومده بود و البته چند روز بعد لوله های آب خونه ی ما و خونه ی خیلی ها توی مشهد یخ زد !<br />
و اون دوهفته بین خونه ی پدرم و پدر خانم در رفت و آمد بودیم . <br />
کلا آمادگی قبل کنکورم مثال زدنی بود . <br />
البته سعی کردم خودم رو نبازم و کلا به هیچ چیز فکر نکنم!<br />
وقتی چندین ماه زحمت کشیدی و چند میلیون خرج رفت و آمد و کلاس کردی دلیل نداری برای هر چیزی ، حتی این همه دشواری خودت رو اذیت کنی!<br />
کلا باید بی خیال بی خیال بشی و قول این پیرزنه توی تلویزیون ریلکس ریلکس ریلکس تر!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
<br />
پایگاه و سیستم عامل رو در حد بالایی اعتماد به نفس داشتم و درصدم هم خوب شد . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
سرجلسه کنکور توی مشهد خیلی جالب بود . من حدود هفت و ربع رسیدم ، اولین نفری بودم که وارد طبقه دوم حوزه برگزاری شده بود و کلاس ها تاریک و سرد . <br />
چند دقیقه ای که گذشت مامور تاسیسات اومد و فن کولها رو  که یکشون کنار من بود رو روشن کرد ، یک باد شدیدی میزد که نگو و نپرس <br />
منم رفتم اعتراض کردم گفتم آقا من نمی تونم، گفتن جاتو اگر غایب داشتیم عوض می کنیم (که داشتن و عوض نکردن ) ، دیگه آخر کار دیدم فایده نداره و این فن کویل خیلی روی اعصابه، دیگه نتوستم تحمل کنم و کاپشنم رو در آوردم و کلا فن کویل رو از کار انداختم (فن کویل خیلی قدیمی بود و ظاهرا کلیدش خراب بود)<br />
البته یک مقدار هم به خاطر معده درد ترش کرده بودم ولی کلاس سعی کردم به هیچ چیز غیر از کنکور فکر نکنم، یعنی اگر زلزله هم میومد من از جام پا نمی شدم!<br />
مهم این بود که به کنکور فکر کنم که تونستم این کار رو بکنم . <br />
دفتر چه ها رو هم که شروع کردم اوایل مخصوصا توی گسسته یکم اذیت شدم ولی به توصیه دکتر یوسفی عمل کردم . <br />
ایشون میگفت هرکی برای سوال بیشتر حرص و طمع بیشتری داشته باشه احمق تره!<br />
اونایی توی کنکور بازنده هستن که سوالات بیشتری رو جواب بدن!<br />
منم سعی کردم فقط سوال هایی رو جواب بدم که مطمئن باشم روی گزینه و یکی از دلایل رتبه ی خوبم هم همین بود . <br />
من سوال غلط خیلی کم دارم ولی نزده زیاد !<br />
عمومی هام رو می تونید ببینید !<br />
یادمه سال اولی که کنکور داده بودم اینقدر برای سیستم عامل حرص و طمع داشتم که منفی ۳۳ زدم یعنی همش رو غلط!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
آره من اول از تخصصی ها شروع کردم، بعد عمومی ها رو به ترتیب و آخر زبان و یک دور سریع هم مرور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
نه . کار مسخره هست که انتظار سوال مشابه رو داشته باشید ( کاری که قلم چی زمان کارشناسی ما انجام میداد و من شدیدا از اینکار منتفر بودم)<br />
باید تسلط داشت و به جنگ سوال رفت<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
شاید ده دقیقه وقت زیاد آورده باشم.<br />
جالب بود که یک ساعت اول یک سوم بچه ها رفتن و تا وقتی که یک ساعت مونده بود به آخر جلسه تقریبا توی یک کلاس ۳۰ نفره فقط ۵ نفر مونده بودیم و حدود چهل و پنج دقیقه آخر من بودم و دو تا مراقب!<br />
دیگه اینقدر این تنهایی و موندن اون دو تا برای من زجرآور شده بود که ازشون عذر خواهی کردم و البته اون ها هم با گشاده رویی گفتن نه بابا این چه حرفیه ، تو به کارت برس ما وظیفمون هست <br />
آخر هم اومدم بیام بیرون توی کل اون طبقه ظاهرا من بودم .البته تا آخر نشستم و ده دقیقه آخر رو فقط مرور کردم شاید یک تست دیگه رو هم زدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
آره با هماهنگی همین مراقب پشت برگه اسمم نوشتم و مقایسه کردم . درصد هام یکم بالا اومد . تخمین اولیه ام یک چیزی حدود ۵۰ بود حداکثر ولی خوب نتیجه نهایی خوب شد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
من که اصلا از دانشگاه سجاد راضی نبودم . <br />
ولی با توجه به کارم (مدیر سایت رپیدپارس هستم) و اینکه ساعات زیادی از شبانه روز مشغول مطالعه و برنامه نویسی و … هستم چه در دوران کارشناسی و چه در دوران پارسه، سعی می کردم درس ها رو به دید کاربرد نگاه کنم و همیشه یک مثال از هر چی توی کارم برای خودم بزنم و همیشه به بهینه سازی کارم و سایتم باتوجه به درسی که می خونم فکر کنم و تا الان هم بسیار موفق بودم توی این زمینه . <br />
مثلا چندین بار بعد کلاس ها با دکتر کیوان سر بهینه سازی پایگاه داده سایتم صحبت کردم و آخر هم با یک روش ابتکاری تونستم یک بهینه سازی خوب توی سایت ایجاد کنم که سود مالی نسبتا خوبی برام داشت .<br />
من سعی می کردم با درسهام مخصوصا سیستم عامل و شبکه و پایگاه زندگی کنم . <br />
سه بار دکتر حقیقت بامن سر کلاس شرط بست . البته بار اول که اوایل دوره بود، سر مبلغ به توافق نرسیدم .  شرط های ایشون هم این طوری بود که یک سوال رو می پرسید و میگفت شرط اگر جواب درستش رو گفتی مثلا فلان!<br />
دفعه اول که دید من جواب درست رو دادم گفت من حواسم نبوده ، با تو نباید شرط ببندم دیگه !<br />
آخر سرهم اواخر دوره سر یکی از کلاس های شبکه دوبار پشت سر هم با من شرط بست ، هر دوبار هم تونستم شرط رو ببرم و از همین بابت ایشون منو به یک رستوران خیلی خوب دعوت کرد و همچنین برای کل کلاس کیم سالار گرفت !<br />
کلاس های کنکور پارسه و برنامه ریزی و مشاوره های خیلی خوب و مخصوصا صحبت های دلگرم کننده ی دکتر حقیقت بسیار روی من تاثیر مثبت داشت . <br />
مخصوصا حرف های متفرقه ای که ایشون توی کلاس ها میزنه بسیار به زندگی من جهت داده و واقعا تاثیر شگرفی در زندگی من داشته !<br />
برخی از بچه ها به این صحبت های حاشیه ای معترض هستند ولی به نظر من این صحبت ها برای یک جوان مثل من و شما بسیار لازم هست و اگر اهمیتی بیشتر از کنکور نداشته باشه کمتر نیست !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
یک بار سر یکی از کلاس ها دکتر حقیقت یک کار ده دقیقه ای داشت و به من گفت فلان مثال رو کتاب رو بدون نگاه کردن جواب بخون و برای بچه ها جواب بده ، وقتی ده دقیقه بعد ایشون برگشت من سوال رو جواب داده بودم و یک مثال خیلی خوب ( به نظر خودم و بچه ها حتی بهتر از مثال ایشون زدم) و بعد بچه ها گفتن استاد این میخواد جای شما رو بگیره، دکتر حقیقت گفت نه این هدفش خیلی بزرگتره و باید بره یک شرکتی در حد گوگل راه بندازه . <br />
البته من همچنین هدفی ندارم ولی سعی میکنم در حال و کمی جلوتر از اون زندگی کنم و تا میتونم حالم رو خوب بسازم . زیاد به آینده دور فکر نمی کنم تا یک وقت دچار توهم نشم و دائم توی آرزوها غرق نشم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
با اینکه بنده ی خوبی اصلا نبودم ولی همیشه کمک های بی حد و اندازه ی خدا رو در حق خودم حس کردم و این موفقیت رو هم مدیون لطف خدا و سپس لطف امام رضا که خیلی به ایشون ارادت دارم می دونم. <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
در مقام اول همسرم که خیلی این مدت شرایط من رو تحمل کرد (تصور این که شما ازدواج کرده باشین و سر خونه زندگی خودتون باشین و بعد شوهرتون ۷ ماه در رفت و آمد تهران باشه و یک جورایی شما خونه پدر خودتون و پدر شوهرتون آواره باشین خیلی سخته - البته همه در حق ما لطف داشتن و کم برامون نذاشتن ولی هیچ جا خونه ی خودت نمیشه ) و واقعا از همسرم سپاسگذارم . <br />
بعد از اون پدر و مادرم که مخصوصا در دوران کنکور من پدرم دو بار در بیمارستان بستری بودن و یک بار قبل و یک بار هم هفته بعد کنکور عمل دیسک کمر داشتن و من به عنوان تنها پسرشون خیلی کم تونستم پیششون باشم و از هر دو شرمنده هستم ولی خوب همیشه سعی کردن من رو به سمت درس خوندن تشویق کنن و کاری کنن که کمتر ذهنم درگیر بیماری پدرم باشه <br />
خواهرم و دامادمون که منو ۷ ماه تهران تحمل کردن و خیلی در جهت این موفق به من کمک کردن<br />
خانواده همسرم <br />
و دوستم نادر رفیعی و سایر کسانی که بخوام اسم ببرم از حوصله خارجه<br />
<br />
و البته یک تشکر ویژه برای کسی که اصل این هدف و موفقیت رو مدیون اون هستم ، استاد دوست داشتنی دکتر حقیقت و تیمشون بالاخص دکتر یوسفی و دکتر کیوان پور <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
اگر درس هایی ساختمان و الگوریتم رو با دکتر یوسفی می داشتم و کتاب های ایشون رو میخوندم فکر کنم خیلی درصد عمومیم بهتر میشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
انتخاب اولم شریف بود که البته سر این انتخاب و برگردوندن شریف سختی کشیدیم ولی بالاخره شد و همون رو هم قبول شدم . <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
همون طور که در مقدمه هم گفتم این مصاحبه رو در رابطه با آشنایی دوستانی که به من توی فیسبوک یا اینجا یا از طریق تلفن پیام دادن و راجع به منابع و کلاس و … پرسیدن و نظرم رو میخواستم گذاشتم . <br />
در اخر صحبتام با اینکه میدونم خیلی طولانی هست میخوام یک مطلب که به نظرم مهم هست رو بنویسم و از همه بابت طولانی بودنش عذرخواهم ولی فکر کنم بدرد خیلی ها بخوره<br />
من منابع و هر اون چه می دونستم و طی این مدت تجربه کردم رو ذکر کردم ولی چند نکته رو باید مد نظر داشته باشید، اخیرا توی مانشت یک مطلبی رو خوندم که یکی از بچه ها گله کرده بود از یکی از رتبه های برتر که این منابعی که میگید رو من خوندم و حتی بهتر از اون رو خوندم و اصلا نتیجه خوبی نگرفتم و همچنین ایشون از جمیع رتبه برتری ها گلایه کرده بود که لطفا اینجور برای همه نسخه نپیچید و عمر یک عده رو تلف نکنید و …<br />
(کلاس های کنکور زیادی مثل پارسه و مدرسان و نصیر و غیره هم هرساله برگزار میشه و خیلی ها شرکت می کنن و آخر هم با اینکه تعداد معدودی مثل من رتبه ی خوبی میارن، تعداد زیادتری رتبه ی خوبی نمیارن و حتی مردود میشن و آخر هم ممکنه احساس بدی نسبت به این موسسات به دست بیارن . درسته که یکی از اهداف اصلی این موسسات کسب پول هست ولی خوب قبول داشته باشید در راه کنکور من و شما هم کم زحمت نمی کشن وگرنه برای اون ها که تونستن موفق باشن و موسسات بزرگی مثل پارسه و مدرسان و نصیر و… رو راه بندازن و این همه آدم رو توی گرمای تابستون به کلاس جذب کنن، راه های دیگه ای هم واسه پول در آوردن بوده )<br />
البته تا حدود زیادی این دوست معترض ما حق دارند و بهشون واقعا حق میدم ویک جورایی حرف های ایشون و چیزهایی که من از بچه ها توی پارسه دیدم یک تلنگر بزرگ به من بود که این چند پاراگراف نسبتا طولانی رو به این مصاحبه اضافه کنم<br />
مخصوصا من که تونستم با این همه مشکلات و عقب موندن و رفت و آمد بین مشهد و تهران و ساعت مطالعه نسبتا کم ( شاید بین ۵۰ نفر اول کمترین ساعت مطالعه رو داشته باشم) تونستم این رتبه رو بدست بیارم . <br />
شاید در ظاهر امر ، من ساعت مطالعه کمی داشته باشم، همزمان با کنکور درگیر کار و زندگی ورفت و آمد بین تهران و مشهد بودم و هزار و یک چیز دیگه و اینجا هم اومدم و چهار تا منبع کنکوری رو که خودم تونستم با خوندن اون ها رتبه ی ۱۱ رو بیارم معرفی کردم و خوب ، هر کس هم از من سوال کنه که نظرت چیه خوب بالطبع همین ها رو معرفی می کنم، چون چیزی هست که خودم انتخاب کردم و به نتیجه رسیدم ، ولی دوست عزیز شاید شما باید کتاب های دیگری رو باید بخونی!<br />
شاید شما باید وقت بیشتری رو بزاری ، شایدم کمتر!<br />
شاید شما باید جور دیگه ای مطالعه کنی!<br />
شاید به کلاس کنکور نیاز داشته باشی یا شایدم با صحبت های من ترغیب به رفتن به کلاس کنکور بشی و بعد از اعلام نتایج از رفتن به کلاس کنکور پشیمون بشی!<br />
همین طور که الان برخی از کسانی که من میشناسم اظهار پشیمانی می کنن!<br />
شاید حتی برخی از ماها (حتی خود من) برای کنکور و ادامه تحصیل ساخته نشدیم !<br />
خود من هم شاید الان با داشتن موقعیت های شغلی بالای ۵ هزار یورو در ماه در اروپا ، ادامه تحصیلم درست نباشه !<br />
شاید یکی از خانم هایی که در پارسه دیدم و ماه آخر به شدت استرس داشت و به دکتر حقیقت میگفت استاد با اینکه با گفتن ذکر، کمی آرام شدم ولی هنوز استرس دارم و میترسم امسال بعد از ۴ امین کنکور مجدد برای ارشد بازهم شکست بخورم، شاید (البته به نظر من قطعا) برای کنکور دادن ساخته نشده باشه!<br />
مثلا برای همون منابع بگم، من با توجه به مطالعاتی که از قبل داشتم، با توجه به تسلطی که روی سیستم عامل لینوکس در حد نسبتا بالایی دارم و … وقتی دکتر حقیقت درس میداد، با سیستم عامل زندگی می کردم،‌وقتی ایشون زمانبندی ها یا خیلی مباحث دیگه رو میگفت به صورت رنگی و سه بعدی توی ذهنم تجسم می کردم و خوب همون موقع درس رو به صورت کامل می فهمیدم . واقعیتش هم توی سه ماه کلاس ها اصلا نتونستم خارج از کلاس درس بخونم و فقط نیاز به یک تا سه بار مرور اونم در همون بازه ی مهر تا بهمن  داشتم و تموم!<br />
ولی خوب کسی که خیلی ها هستن همین الان که برای کنکور می خونن حتی شاید یک بار هم توی عمرشون لینوکس رو از نزدیک ندیده باشن و خوب طبیعتا توقع هم دارن با همین زمان یا فوقش حتی روزی ده ساعت مطالعه هم به همین میزان یادگیری برسن!<br />
آخرش هم میگن سوالا این طور بود ، سوالا اون طور بود ! بله سوال ها استاندارد نیست ولی بازهم یکی از موارد معدود برای سنجش من و شما هست . منی که ۱۰ سال برنامه نویس هستم با برنامه نویسی نفس می کشم و خیلی ها که حتی پروژه های  دانشجوییشون رو هم از بقیه میگیرن!<br />
دوستان من اینجا اصلا بحثم سر توصیف و تعریف از خودم نیست، چون بقول دکتر حقیقت به این چیزا نیازی ندارم، فقط بحثم تلنگر به یک عده که متاسفانه درصد زیادی از پشت کنکوری ها هست میشه!<br />
عده ی زیادی رو که میدیدم صبح کله سحر میامدن پارسه تا آخر شب ، واقعا تصورش سخته یک جماعت زیادی حتی از شهر های اطراف تهران مثل کرج صبح ۷ و نیم پارسه (یا حالا هر موسسه ی دیگه ای باشن) که سر کلاس جا بگیرن و بعضی وقت ها تا ۹ شب سر کلاس باشن و برای نهار هم ساندویچ و فلافل و … بخورن!<br />
کلی خرج رفت و آمد بکنن ، خرج کلاس بکنن ، آخرش هم هیچی!<br />
دوست عزیز اگر تصمیم به خوندن برای کنکور داری، اول عمق تسلط خودت رو در همین جایی که الان هستی و هنوز شروع نکردی یا اوایل راه هستی بسنج، توانت رو در ادامه بسنج، هدفت رو از ادامه تحصیل پیدا کن ، بعد برو کلاس ثبت نام کن، حالا چون دوستام میرن که نمیشه دلیل!<br />
کم هم توی پارسه افرادی نبودن که به خاطر جو موجود بین هم کلاسی هاشون اومده بودن !<br />
خوب دوست من کم پول نمی زاری ! کم توی گرمای تابستان نمیای کلاس ! آیا هدفی داری؟<br />
اگر هدف مشخص هست، بله بسیار کار درستی می کنید که کلاس میرید و برای ارشد تلاش می کنید<br />
اما اگر هدف ندارید این کار رو اول برای خودتون و بعد برای دور و بریاتون که این همه وقت و هزینه و انرژی و … برای شما میزان نکنید!<br />
به وفور من افرادی رو در پارسه می دیدم که چه دختر و چه پسر افتاده بودن دنبال به اصطلاح خودشون دوتا دوتایی یا حتی چند تایی چندتایی شدن!<br />
دنبال تفریحات بین آنتراک و بعد آزمون و … مثل رفتن به رستوران و کافی شاپ و قلیون و درکه و این ور و اونور !<br />
تفریح خوبه! با دوستان بودن خوبه ! ولی موقع کنکور نه !<br />
متاسفانه اسمش رو هم میزارن که ما بدنمون نیاز داره، ما روحمون نیاز داره، همش که نمیشه درس ، همش نمیشه که …<br />
بله ولی آیا شما تعادل رو هم توی تفریحاتتون دارید؟<br />
کم نبودن از دوستان و همکلاسی های من در پارسه که علیرغم این همه وقت و هزینه به خاطر همین مسائل که خیلی راحت نادیده می گرفتن، الان رتبه های افتضاحی بدست آوردن و الان پشیمون هستن (شایدم نیستن !)<br />
از همه عذرخواهم ولی کلاس کنکور و ایام کنکور نه جای پیدا کردن شوهر هست نه همسر و البته نه دوست پسر و نه دوست دختر!<br />
گفتن این حرفا برام خیلی سخته و شایدم جاش اینجا نیست ولی اینقدر توی این چند ماه دیدم و اینقدر دوستان و دور و بریهام توی پارسه از این کارا ضربه خوردن که مجبور شدم بگم!<br />
البته باز یک عده نیان بگن که آها پارسه شده یک مکان برای همه کار غیر از درس خوندن !<br />
نه این طور نیست ! پارسه یک فضا برای درس خوندن هست که مثل دانشگاه یک عده با پارک و … اشتباه میگرنش و ضررش رو هم خودشون میبینن وگرنه امثال من هم کم نیستن که میان پارسه و نتیجه ی خوبی میگیرن و واقعا اونجا اساتید و کارمنداش زحمت زیادی میکشن!<br />
ولی دوستانه از همه تون خواهش می کنم کمی به فکر خودتون باشید !<br />
کم هزینه نمی کنید ! کم از عمرتون نمی ذارید! واقعا عمر ارزشش خیلی بیشتر از این حرفاس . توی زندگی خیلی وقت دارید که به مسائلی که گفتم بپردازیدولی این بازه ی کنکور واقعا جاش نیست<br />
هدفتون رو مشخص کنید، ببنید واقعا نیازه ارشد بدید، ببنید اگر انرژی تون رو در حد تصور خودتون بزارید، کجا قبول میشید، آیا اونجا ارزشش رو داره؟<br />
بعد اگر به نتیجه ی خوبی رسیدید بسم ا…<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16623/Screen Shot 2014-08-28 at 2.51.13 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-28 at 2.51.13 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">39.77 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16624/Screen Shot 2014-08-28 at 2.52.07 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-28 at 2.52.07 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">89.12 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16625/Screen Shot 2014-08-25 at 12.43.14 AM.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Screen Shot 2014-08-25 at 12.43.14 AM.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">5.16 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 11 آی تی و 12 شبکه]]></title>
			<link>/forum/thread-25020.html</link>
			<pubDate>Tue, 15 Jul 2014 20:27:50 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-25020.html</guid>
			<description><![CDATA[اول از هر چیز ببخشید که یکم دیر شد <br />
<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<span style="font-weight: bold;">حمید محمودی،  متولد ۷۰ ، اهل سنندج <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
رتبه ۱۱ گرایش آی تی و تجارت<br />
رتبه ۱۲ گرایش شبکه و امنیت. </span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کارشناسی پیوسته، رشته IT ، ترم هشتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا شناختی نداشتم بعد کنکور ( شاید الانم نداشته باشم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ). همینطوری الکی انتخاب رشته میکردم . دوست داشتم برق قبول شم ( اصولا هم باید قبول می شدم با اون رتبه !!! ). ولی خوب شد که برق قبول نشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> کم کم علاقه پیدا کردم به رشته م.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشگاه تبریز</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از دانشجوهای درس نخون بودم. بیشتر مطالعه ام غیر درسی بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
اوایل که فقط می خواستم پاس کنم درس ها رو، یه چند ترم که گذشت اونایی که علاقه داشتم رو خوب می خوندم بقیه درس ها رو شب امتحان.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از همون اول به فکر ادامه تحصیل بودم، حتی قبل از دانشگاه.!!!! <br />
منتهی زیاد به فکر معدل نبودم!!! می گفتم که کنکور ارشد جبران می کنم.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا علاقه م به شبکه بیشتر بود،<br />
منتهی چون معماری و مدیریت ظریب ۱ بودن و مدیریت خیلی آسون بود، گذاشته بودم که آخرا دوتاشونم بخونم ولی متاسفانه وقت کم آوردم و فقط دو فصل معماری خوندم که اونم کاش نمی خوندم !!!! ( کلا ۲ تا سوال معماری زدم یکی که غلط بود اون یکی که صددرصد درست زده بودم، و سوال تکراری کنکور بود، سازمان سنجش گزینه اشتباه رو زده بود توو کلید اولیه، منم نمی دونم چی شد که اعتراض نکردم و گفتم حتما اصلاح می کنن.!!! از شانس ما اصلاح نشد و درصد ما هم از مثبت ۶ درصد، شد منفی ۶ درصد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />).</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">رشته اصلی م که آی تی بود، کامپیوتر هم تفریحی شرکت کردم.<br />
آی تی :<br />
زبان ........... ۵۱/۱۱<br />
مشترک......   ۴۲/۲۲<br />
مدیریت......  سفید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
تخصصی ..... ۷۹/۶۳<br />
معماری ..... ۶/۰۶- <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
کنکور کامپیوتر هم تفریحی رفتم، کلا هم خوابم میومد، فک کنم یه ساعت هم خوابیدم سر دفترچه عمومی :دی<br />
تخصصی هم یه ساعت نگذشته بود که تموم کردم :دی<br />
زبان .... ۱۵/۵۶<br />
ریاضیات .... ۱۸/۷۵<br />
مشترک .... ۲۰/۵۱<br />
تخصصی معماری .... ۱۰/۴۲<br />
تخصصی هوش .... ۶/۲۵<br />
تخصصی نرم افزار .... ۲۴/۴۴</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">والا شاید ایراد از دانشگاه ما بوده یا کلا کنکور آی تی ذاتش ایجوری باشه؛ کلا درس خوندن دانشگاه با کنکور متفاوته!!!!<br />
یعنی من که شروع کردم برا کنکور بخونم تقریبا از صفر شروع کردم :دی<br />
برا همین هم به دوستانی که می خوان کنکور آی تی بدن توصیه می کنم که اصلا نگران این نباشن که سطحشون پایینه یا دانشگاهشون خوب نیست.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من از تابستون ترم ۶ شروع کردم. ولی نمی خواستم تابستون زیاد به خودم فشار بیارم. فقط می خواستم که استارت خوندن رو زده باشم و کلیات کنکور و روش مطالعه خودم و منابع دستم بیاد و بیشتر هم به این خاطر بود که از درس خوندن دور نباشم. تا پاییز که می خواستم برنامه ریزی کنم کارم راحت تر باشه.<br />
کلا تابستون هم زیاد درس نخوندم، مهر هم همینطور کم می خوندم حتی می خواستم بیخیال شم دیگه چون درسا زیاد بودن و من هم نمیتونستم خوب بخونم. وسطای آبان بود که مصمم شدم خوب بخونم و خوب برنامه ریزی کردم. ولی خیلی از برنامه م عقب میافتادم حتی پیش میومد که چند روزی اصلا درس نمی خوندم.<br />
در کل تعداد ساعات مطالعه م زیاد نبود ولی درسارو خوب می خوندم و از روش خوندن خودم راضی بودم  <br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
در کل روش خوندنم ثابت بود، فقط سرعت خوندنم کم و زیاد می شد که اونم درجه پیچیدگی مباحث ایجاب می کرد. آخرا کلا سرعتمو خیلی بیشتر کردم که برسم تموم کنم درسارو چون خیلی از برنامه خودم عقب بودم حتی تا روز قبل کنکور هم نرسیدم برنامه م رو تموم کنم :دی<br />
کلا ذات برنامه ریزی اینجوریه. کمتر کسی پیدا بشه که بتونه برنامه ریزیشو کامل انجام بده : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  </span><br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اصولا هم باید اینجوری باشه ولی من عادت دارم که یا درسی رو نمی خونم یا اگه شروع کنم بخونم، خوب می خونمش. یعنی درسایی که می خوندم فرق نمی ذاشتم بین نحوه خوندنشون. ولی ذاتا درسا با هم فرق دارن و بعضیا بیشتر وقت می خوان بعضیا کمتر.<br />
کلا من درسایی که زیاد تسلط نداشتم روشون به این خاطر بود که نتونسته بودم تمومشون کنم و اینطور نبود که خوب نخونده باشم و تا جایی که خونده بودم تسلط داشتم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر ، تقریبا اینجوری نبود، فقط بعضی درسا یا بعضی قسمت ها رو به دلیل وقت کم حذف کرده بودم، ولی اونایی که میخوندم رو سعی می کردم یه جوری بخونم که مسلط بشم رو مباحث و جایی ضعف نداشته باشم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله صددرصد باید از قبل منابع رو انتخاب کرد. <br />
من خودم برنامه ریزیم رو منابع بود .<br />
حتما هم باید منابع رو درست انتخاب کرد، پیشنهاد میکنم که رو انتخاب منابع خیلی دقت کرده و پرس و جو کرد. حتی انتخاب منبع می تونه سلیقه ای هم باشه ( مثلا یکی نگارش یه منبع یا درسنامه یه منبع که همه توصیه میکنن رو دوست نداشته باشه و نتونه اونو بخونه ). پس رو انتخاب منبع خیلی باید وقت گذاشت.<br />
من خودم منابعم رو از ترم ۶ انتخاب کرده بودم و میدونستم چی باید بخونم و فقط دو سه تا از درسا چون خوب تحقیق نکرده بودم واسه منبعشون خیلی بهم لطمه زدند و مجبور شدم منبعمو عوض کنم و خیلی وقتمو گرفت.<br />
برا هر درس هم توصیه می کنم که فقط یه منبع رو انتخاب کرده و فقط اونو خوب خوند.<br />
بازم تاکید میکنم که فقط یه منبع رو باید خوب خوند و همون کفایت میکنه اگه خوب خونده باشی :دی<br />
خوندن خود من براساس منابعی بود که انتخاب کرده بودم و هدفم این بود منابعی که برا هر درس انتخاب کرده بودم رو تا روز قبل کنکور تموم کنم، که بعضیا تموم نشد !!!  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
فقط خوندن کتاب، اصلا ویس و فیلم نداشتم من :دی<br />
<br />
زبان : از قبل زبانم خوب بود و هیچی نخوندم برا کنکور. <br />
تمرکزم رو متن و گرامر بود چون لغت ها زیاد یادم نمونده بود.<br />
گسسته : پارسه.<br />
ساختمان داده : من مقسمی خوندم و راضی نبودم، هفته های آخر پوران پژوهش رو دیدم خیلی بهتر بود.<br />
توصیه من پوران پژوهشه.<br />
طراحی الگوریتم : منبع من کتاب دکتر سید ناصر رضوی، انتشارات سپاهان بود. خیلی عالیه کتابش حتی برا ساختمان داده هم کمک میکنه چون مباحث ۲ درس مرتبطن با هم. من چون وقت کم آوردم فقط چند فصل اولشو خوندم و حذف کردم بقیه رو. ولی فقط این کتابو توصیه می کنم.<br />
<br />
شبکه : من پارسه خوندم ولی اصلا جوابگو نیست. خودم هم نمیدونم چه کتابی معرفی کنم به دوستام: دی<br />
مگه اینکه پارسه کتابشو عوض کرده باشه. چون تا ۹۲ کتابش به این صورت بود که دو لایه فیزیکال و دیتا لینک رو خوب توضیح داده بود و لایه های نتوورک و ترنسپورت رو خوب درس نداده بود و خیلی بد گفته بود سوالای کنکور هم فقط از دو لایه نتوورک و ترنسپورت میاد !!!!<br />
<br />
نرم افزار: اول پوران پژوهش خوندم. اصلن خوب نبود. هفته های آخر مقسمی رو خوندم خیلی بهتر بود.<br />
توصیه من مقسمیه.<br />
<br />
سیستم عامل: پارسه<br />
<br />
هوش مصنوعی : راسل و نورویک ترجمه هشام فیلی انتشارات نصیر.<br />
<br />
پایگاه داده : مدرسان شریف<br />
<br />
مدیریت: وقت نکردم بخونم من. ولی منبعش مبانی مدیریت رابینز.<br />
<br />
معماری : کلا ۲ فصل از پوران پژوهش خوندم و به لطف سازمان سنجش درصدمون منفی ۶ شد. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
منبعش همون پوران پژوهش رو توصیه می کنم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من مرجع نخوندم اصلا ( بجز هوش مصنوعی که اونم بیشتر شبیه کتاب کنکوره).<br />
تابستون سه چهار فصل از گریمالدی رو برا گسسته خوندم ولی هیچ فایده ای نداشت. پارسه بهتره برا کنکور.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">درکل من خوندن کتاب رو بیشتر از جزوه دوست دارم. ولی فقط یکیشو می خوندم یا جزوه یا کتاب <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دوران کارشناسی زیاد درسخون نبودم من. و فقط بعضی درسا که دوست داشتمو خوب میخوندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از قبل زبانم خوب بود من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی نداریم ما :دی</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مطالعه من به این صورت بود که درسا رو بین ۳ روز تقسیم می کردم. مثلا برا روز اول، سه چهار درس رو به نسبت سختی و راحت بودن انتخاب میکردم و اون روز اون درسا رو میخوندم. فرداش چند درس دیگه. پس فرداش بقیه درسا . و این سیکل ۳ روزه رو ادامه میدادم.<br />
ولی ساعات خوندن درسا فرق میکرد بعضیا بیشتر وقت میذاشتم بعضیا کمتر.<br />
درکل مرور کردن درسا خیلی مهم تره و باید بیشتر از خوندن روی مرور وقت گذاشت.<br />
من قبل از اینکه مبحث جدید رو شروع کنم کل مباحث قبلی رو مرور میکردم . هرچند که خیلی وقت گیر و کسل کننده بنظر میاد ولی لازمه. برا همین هم سرعت خوندن من خیلی کمتر از بقیه دوستام بود.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تنها ، قرائت خونه مطالعه میکردم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا از برنامه خودم عقب بودم. اون یه هفته که کنکور عقب افتاد خیلی بهم کمک کرد.<br />
سرعتم نسبت به بقیه دوستام و آزمونا پایین تر بود. ولی مهم نبود برام و فقط میخاستم تا قبل از کنکور درسا رو به اون صورت که توو سوال قبلی گفتم تموم کنم. چون از نحوه خوندن خودم راضی بودم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من چون ساعات مطالعه م کم بود. خیلی وقت کم آوردم. در نهایت مجبور شدم بیشتر قسمتهای طراحی الگوریتم و معماری کامپیوتر و کل مدیریت رو حذف کنم.<br />
ولی حذف کردن درس یا مبحث در کل اشتباه است.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری و مدیریت گرایش ها رو جدا میکنن که منم گذاشته بودم اگه وقت شد هفته های آخر دوتاشو بخونم چون ظریب ۱ هستن ( مدیریت هم زیاد وقتگیر نبود ظاهرا) .<br />
 به شبکه بیشتر علاقه داشتم و میخواستم اگه وقت کم بود فقط معماری رو بخونم . ولی متاسفانه وقت کم آوردم و هیچکومو نخوندم بجز دو سه فصل معماری.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله اصلا سرعت مطالعه من یکنواخت نبود. حتی پیش میومد که چند روز مطالعه نداشته باشم. <br />
احساس ناامیدی هم به خاطر حجم زیاد درس ها و وقت کم آوردن طبیعی بود. حتی پیش میومد که کلا میخاستم بذارم کنار کنکور رو . ولی چون نمی خاستم زحماتم بی نتیجه باشه، گفتم تا روز آخر تا هرکجا که رسیدم می خونم، هرچه پیش آید خوش آید چون تلاش خودمو کرده بودم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر کلاس نرفتم من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من پارسه شرکت کرده بودم، کاملا هم پشیمون بودم چون نه با برنامه اون جلو میرفتم نه آزموناشو قبول داشتم. <br />
هیچ فایده ای هم نداشت. حتی اکثر سوالاشو هم جواب نمیدادم چون خیلی با سوالای کنکور فرق داشت به نظر من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
من همونطور که توو سوالای قبلی گفتم مرور کردنم همزمان با درس خوندن بود. و فقط هدفم تموم کردن درسا بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مشکل من این بود که اصلن کنکورای قبلی رو یجا جواب نداده بودم و درصد بگیرم (هر فصل رو که میخوندم تستهای کنکور که آخرش بود رو جواب میدادم، ولی اینکه کنکور یه سال رو یجا بزنم نه !!! ) ، آزمون پارسه رو هم قبول نداشتم و اکثرا فقط زبانشو جواب میدادم برا تمرین !!! واسه همین هم اصلن روحیه ام خوب نبود و نمیدونستم در چه سطحی هستم. تا اینکه روز قبل کنکور سوالای سال ۹۲ رو زدم و دیدم درصدهام خیلی بیشتر از نفرات برتر پارساله. خیلی بیشتر ها !!!! کلی روحیه گرفتم و تازه فهمیدم که من چقدر خوب خوندم.<br />
گفتم فردا میرم رتبه یک میشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
ولی یک نشدم دیگه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />!!!!  </span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله این حس طبیعیه چون بعضی درسا سوالاشون خیلی سخت میشه بعضیا هم کلا سوال سخت ندارن اگه خوب خونده باشی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بله، اول از دروس مشترک شروع کردم یه ساعت گذشته بود سوالا یه جوری بودن برام، نمیتونستم جواب بدم!!! میخواستم بیام بیرون که یه آن به خودم اومدم و یکم استراحت کردم، رفتم روو دروس تخصصی . اونو خیلی خوب زدم . خیلی روحیه گرفتم و اومدم پنج تا گرامر زبان رو هم زدم و کامل روحیه ام خوب شد و دوباره رفتم سر سوالای مشترک، این سری خیلی بهتر جواب میدادم. و همینطور بقیه سوالا <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از قبل تصمیم داشتم اول مشترک بعد تخصصی و بعدش زبان و آخرسر هم معماری رو بزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ولی اینجوری نشد دیگه !!!<br />
کلا شرایط جلسه کنکور فرق میکنه!!!! و باید خیلی حواس آدم جم باشه.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به جنگش میرفتم !!!! :دی</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه ، وقت کم نیاوردم چون مدیریت رو حذف کرده بودم و معماری هم کلا دوتا سوالو زدم.  چند بار هم چک کردم پاسخنامه و دفترچه رو که اشتباه وارد نکرده باشم جوابارو .<br />
فک نکنم کسی وقت کم بیاره کنکور آی تی!!!</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بعد کنکور سوالا رو از سایت سنجش گرفتم و گزینه هایی که زده بودمو یادداشت کردم تا بعدا که کلید میاد فراموش نکنم چی زدم سر جلسه. درصدهام توو کارنامه تغییر چندانی نکرده بودن و تقریبا همونا بودن فقط انتظار داشتم که معماری رو اصلاح کنه سازمان سنجش که متاسفانه شانس نداشتیم ما!!! و همون جواب اشتباه رو زده بودن توو پاسخ نهایی هم.<br />
به یک تا بیست فکر می کردم !!! شدم ۱۱  . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<span style="font-weight: bold;">فک کنم توو سوالای قبلی جواب داده باشم!!!!<br />
ولی بازم میگم برا من بیشتر نحوه درس خوندن و شرایط سر کنکور تاثیرگذار بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
-- مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-- مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">با دوستام که هم اتاقی بودیم(البته ۲ تا اتاق <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ) تصمیم گرفته بودیم که کنکور ارشد رو خوب بخونیم و همه سال اول تهران قبول شیم که بازم با هم باشیم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
 جو درس خوندن خوبی حاکم بود بین ۸ نفری که با هم بودیم. رشته هامون هم متفاوت بود، هرکی یه رشته کنکور میداد (معماری، حقوق، علوم سیاسی، شهرسازی، ادبیات، تاریخ، باستان شناسی و آی تی) . همه خوب خوندیم و همه رتبه مون خوب شد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
این جو خیلی کمک کرد به همه مون.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بله ، طراحی الگوریتم رو نباید حذف می کردم و مدیریت رو هم باید می خوندم چون خیلی آسون بود ( حتی اگه ریسک میکردم و سوالاشو با دانش خودم جواب میدادم خیلی خوب می شد).<br />
</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
من شبکه شریف زدم. قاعدتا باید قبول شم، چون ۱۴ نفر ظرفیت داره.<br />
و همچنین خیلی زحمت کشیدیم تا این کد رشته رو که به اشتباه حذف کرده بون رو دوباره برگردونن. خیلی اعصاب خوردی کشیدیم سر این موضوع. <br />
بازم از همه ی دوستانی که زحمت کشیدن در رابطه با این موضوع تشکر می کنم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یک اینکه خیلی خوووب بخونید. تا اینکه به فکر این باشد ساعات مطالعه تون زیاد باشه.( روش درس خوندن آدما هم متفاوته، روش خاصی رو توصیه نمیکنم من).<br />
 توصیه میکنم که برا هر درس فقط یه منبع رو خیلی خوب بخونید.<br />
و زمانی میتونید بگید یه درس رو تموم کردید که بتونید اونو صددرصد بزنید !!! ( کاملا جدی میگم :دی ).<br />
<br />
و دوم اینکه مرور کردن خیلی مهمه ، خیلی وقت بذارید برا مرور و خیلی مرور کنید درسارو <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر . یه روز تمام دارم سوال جواب میدم :دی</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیلی هم عالی .<br />
به همه خسته نباشید میگم .<br />
دستتون درد نکنه . برا همه عزیزان طراح و مسئولین سایت آرزوی موفقیت میکنم. دم همگی گرم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<span style="text-decoration: underline;">کارنامه م رو هم پیوست کردم </span> <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16404/Untitle1d.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Untitle1d.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">208.38 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اول از هر چیز ببخشید که یکم دیر شد <br />
<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<span style="font-weight: bold;">حمید محمودی،  متولد ۷۰ ، اهل سنندج <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
رتبه ۱۱ گرایش آی تی و تجارت<br />
رتبه ۱۲ گرایش شبکه و امنیت. </span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کارشناسی پیوسته، رشته IT ، ترم هشتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا شناختی نداشتم بعد کنکور ( شاید الانم نداشته باشم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ). همینطوری الکی انتخاب رشته میکردم . دوست داشتم برق قبول شم ( اصولا هم باید قبول می شدم با اون رتبه !!! ). ولی خوب شد که برق قبول نشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> کم کم علاقه پیدا کردم به رشته م.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشگاه تبریز</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از دانشجوهای درس نخون بودم. بیشتر مطالعه ام غیر درسی بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
اوایل که فقط می خواستم پاس کنم درس ها رو، یه چند ترم که گذشت اونایی که علاقه داشتم رو خوب می خوندم بقیه درس ها رو شب امتحان.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از همون اول به فکر ادامه تحصیل بودم، حتی قبل از دانشگاه.!!!! <br />
منتهی زیاد به فکر معدل نبودم!!! می گفتم که کنکور ارشد جبران می کنم.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا علاقه م به شبکه بیشتر بود،<br />
منتهی چون معماری و مدیریت ظریب ۱ بودن و مدیریت خیلی آسون بود، گذاشته بودم که آخرا دوتاشونم بخونم ولی متاسفانه وقت کم آوردم و فقط دو فصل معماری خوندم که اونم کاش نمی خوندم !!!! ( کلا ۲ تا سوال معماری زدم یکی که غلط بود اون یکی که صددرصد درست زده بودم، و سوال تکراری کنکور بود، سازمان سنجش گزینه اشتباه رو زده بود توو کلید اولیه، منم نمی دونم چی شد که اعتراض نکردم و گفتم حتما اصلاح می کنن.!!! از شانس ما اصلاح نشد و درصد ما هم از مثبت ۶ درصد، شد منفی ۶ درصد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />).</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">رشته اصلی م که آی تی بود، کامپیوتر هم تفریحی شرکت کردم.<br />
آی تی :<br />
زبان ........... ۵۱/۱۱<br />
مشترک......   ۴۲/۲۲<br />
مدیریت......  سفید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
تخصصی ..... ۷۹/۶۳<br />
معماری ..... ۶/۰۶- <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
کنکور کامپیوتر هم تفریحی رفتم، کلا هم خوابم میومد، فک کنم یه ساعت هم خوابیدم سر دفترچه عمومی :دی<br />
تخصصی هم یه ساعت نگذشته بود که تموم کردم :دی<br />
زبان .... ۱۵/۵۶<br />
ریاضیات .... ۱۸/۷۵<br />
مشترک .... ۲۰/۵۱<br />
تخصصی معماری .... ۱۰/۴۲<br />
تخصصی هوش .... ۶/۲۵<br />
تخصصی نرم افزار .... ۲۴/۴۴</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">والا شاید ایراد از دانشگاه ما بوده یا کلا کنکور آی تی ذاتش ایجوری باشه؛ کلا درس خوندن دانشگاه با کنکور متفاوته!!!!<br />
یعنی من که شروع کردم برا کنکور بخونم تقریبا از صفر شروع کردم :دی<br />
برا همین هم به دوستانی که می خوان کنکور آی تی بدن توصیه می کنم که اصلا نگران این نباشن که سطحشون پایینه یا دانشگاهشون خوب نیست.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من از تابستون ترم ۶ شروع کردم. ولی نمی خواستم تابستون زیاد به خودم فشار بیارم. فقط می خواستم که استارت خوندن رو زده باشم و کلیات کنکور و روش مطالعه خودم و منابع دستم بیاد و بیشتر هم به این خاطر بود که از درس خوندن دور نباشم. تا پاییز که می خواستم برنامه ریزی کنم کارم راحت تر باشه.<br />
کلا تابستون هم زیاد درس نخوندم، مهر هم همینطور کم می خوندم حتی می خواستم بیخیال شم دیگه چون درسا زیاد بودن و من هم نمیتونستم خوب بخونم. وسطای آبان بود که مصمم شدم خوب بخونم و خوب برنامه ریزی کردم. ولی خیلی از برنامه م عقب میافتادم حتی پیش میومد که چند روزی اصلا درس نمی خوندم.<br />
در کل تعداد ساعات مطالعه م زیاد نبود ولی درسارو خوب می خوندم و از روش خوندن خودم راضی بودم  <br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
در کل روش خوندنم ثابت بود، فقط سرعت خوندنم کم و زیاد می شد که اونم درجه پیچیدگی مباحث ایجاب می کرد. آخرا کلا سرعتمو خیلی بیشتر کردم که برسم تموم کنم درسارو چون خیلی از برنامه خودم عقب بودم حتی تا روز قبل کنکور هم نرسیدم برنامه م رو تموم کنم :دی<br />
کلا ذات برنامه ریزی اینجوریه. کمتر کسی پیدا بشه که بتونه برنامه ریزیشو کامل انجام بده : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  </span><br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اصولا هم باید اینجوری باشه ولی من عادت دارم که یا درسی رو نمی خونم یا اگه شروع کنم بخونم، خوب می خونمش. یعنی درسایی که می خوندم فرق نمی ذاشتم بین نحوه خوندنشون. ولی ذاتا درسا با هم فرق دارن و بعضیا بیشتر وقت می خوان بعضیا کمتر.<br />
کلا من درسایی که زیاد تسلط نداشتم روشون به این خاطر بود که نتونسته بودم تمومشون کنم و اینطور نبود که خوب نخونده باشم و تا جایی که خونده بودم تسلط داشتم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر ، تقریبا اینجوری نبود، فقط بعضی درسا یا بعضی قسمت ها رو به دلیل وقت کم حذف کرده بودم، ولی اونایی که میخوندم رو سعی می کردم یه جوری بخونم که مسلط بشم رو مباحث و جایی ضعف نداشته باشم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله صددرصد باید از قبل منابع رو انتخاب کرد. <br />
من خودم برنامه ریزیم رو منابع بود .<br />
حتما هم باید منابع رو درست انتخاب کرد، پیشنهاد میکنم که رو انتخاب منابع خیلی دقت کرده و پرس و جو کرد. حتی انتخاب منبع می تونه سلیقه ای هم باشه ( مثلا یکی نگارش یه منبع یا درسنامه یه منبع که همه توصیه میکنن رو دوست نداشته باشه و نتونه اونو بخونه ). پس رو انتخاب منبع خیلی باید وقت گذاشت.<br />
من خودم منابعم رو از ترم ۶ انتخاب کرده بودم و میدونستم چی باید بخونم و فقط دو سه تا از درسا چون خوب تحقیق نکرده بودم واسه منبعشون خیلی بهم لطمه زدند و مجبور شدم منبعمو عوض کنم و خیلی وقتمو گرفت.<br />
برا هر درس هم توصیه می کنم که فقط یه منبع رو انتخاب کرده و فقط اونو خوب خوند.<br />
بازم تاکید میکنم که فقط یه منبع رو باید خوب خوند و همون کفایت میکنه اگه خوب خونده باشی :دی<br />
خوندن خود من براساس منابعی بود که انتخاب کرده بودم و هدفم این بود منابعی که برا هر درس انتخاب کرده بودم رو تا روز قبل کنکور تموم کنم، که بعضیا تموم نشد !!!  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
فقط خوندن کتاب، اصلا ویس و فیلم نداشتم من :دی<br />
<br />
زبان : از قبل زبانم خوب بود و هیچی نخوندم برا کنکور. <br />
تمرکزم رو متن و گرامر بود چون لغت ها زیاد یادم نمونده بود.<br />
گسسته : پارسه.<br />
ساختمان داده : من مقسمی خوندم و راضی نبودم، هفته های آخر پوران پژوهش رو دیدم خیلی بهتر بود.<br />
توصیه من پوران پژوهشه.<br />
طراحی الگوریتم : منبع من کتاب دکتر سید ناصر رضوی، انتشارات سپاهان بود. خیلی عالیه کتابش حتی برا ساختمان داده هم کمک میکنه چون مباحث ۲ درس مرتبطن با هم. من چون وقت کم آوردم فقط چند فصل اولشو خوندم و حذف کردم بقیه رو. ولی فقط این کتابو توصیه می کنم.<br />
<br />
شبکه : من پارسه خوندم ولی اصلا جوابگو نیست. خودم هم نمیدونم چه کتابی معرفی کنم به دوستام: دی<br />
مگه اینکه پارسه کتابشو عوض کرده باشه. چون تا ۹۲ کتابش به این صورت بود که دو لایه فیزیکال و دیتا لینک رو خوب توضیح داده بود و لایه های نتوورک و ترنسپورت رو خوب درس نداده بود و خیلی بد گفته بود سوالای کنکور هم فقط از دو لایه نتوورک و ترنسپورت میاد !!!!<br />
<br />
نرم افزار: اول پوران پژوهش خوندم. اصلن خوب نبود. هفته های آخر مقسمی رو خوندم خیلی بهتر بود.<br />
توصیه من مقسمیه.<br />
<br />
سیستم عامل: پارسه<br />
<br />
هوش مصنوعی : راسل و نورویک ترجمه هشام فیلی انتشارات نصیر.<br />
<br />
پایگاه داده : مدرسان شریف<br />
<br />
مدیریت: وقت نکردم بخونم من. ولی منبعش مبانی مدیریت رابینز.<br />
<br />
معماری : کلا ۲ فصل از پوران پژوهش خوندم و به لطف سازمان سنجش درصدمون منفی ۶ شد. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
منبعش همون پوران پژوهش رو توصیه می کنم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من مرجع نخوندم اصلا ( بجز هوش مصنوعی که اونم بیشتر شبیه کتاب کنکوره).<br />
تابستون سه چهار فصل از گریمالدی رو برا گسسته خوندم ولی هیچ فایده ای نداشت. پارسه بهتره برا کنکور.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">درکل من خوندن کتاب رو بیشتر از جزوه دوست دارم. ولی فقط یکیشو می خوندم یا جزوه یا کتاب <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دوران کارشناسی زیاد درسخون نبودم من. و فقط بعضی درسا که دوست داشتمو خوب میخوندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از قبل زبانم خوب بود من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی نداریم ما :دی</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مطالعه من به این صورت بود که درسا رو بین ۳ روز تقسیم می کردم. مثلا برا روز اول، سه چهار درس رو به نسبت سختی و راحت بودن انتخاب میکردم و اون روز اون درسا رو میخوندم. فرداش چند درس دیگه. پس فرداش بقیه درسا . و این سیکل ۳ روزه رو ادامه میدادم.<br />
ولی ساعات خوندن درسا فرق میکرد بعضیا بیشتر وقت میذاشتم بعضیا کمتر.<br />
درکل مرور کردن درسا خیلی مهم تره و باید بیشتر از خوندن روی مرور وقت گذاشت.<br />
من قبل از اینکه مبحث جدید رو شروع کنم کل مباحث قبلی رو مرور میکردم . هرچند که خیلی وقت گیر و کسل کننده بنظر میاد ولی لازمه. برا همین هم سرعت خوندن من خیلی کمتر از بقیه دوستام بود.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تنها ، قرائت خونه مطالعه میکردم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا از برنامه خودم عقب بودم. اون یه هفته که کنکور عقب افتاد خیلی بهم کمک کرد.<br />
سرعتم نسبت به بقیه دوستام و آزمونا پایین تر بود. ولی مهم نبود برام و فقط میخاستم تا قبل از کنکور درسا رو به اون صورت که توو سوال قبلی گفتم تموم کنم. چون از نحوه خوندن خودم راضی بودم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من چون ساعات مطالعه م کم بود. خیلی وقت کم آوردم. در نهایت مجبور شدم بیشتر قسمتهای طراحی الگوریتم و معماری کامپیوتر و کل مدیریت رو حذف کنم.<br />
ولی حذف کردن درس یا مبحث در کل اشتباه است.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری و مدیریت گرایش ها رو جدا میکنن که منم گذاشته بودم اگه وقت شد هفته های آخر دوتاشو بخونم چون ظریب ۱ هستن ( مدیریت هم زیاد وقتگیر نبود ظاهرا) .<br />
 به شبکه بیشتر علاقه داشتم و میخواستم اگه وقت کم بود فقط معماری رو بخونم . ولی متاسفانه وقت کم آوردم و هیچکومو نخوندم بجز دو سه فصل معماری.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله اصلا سرعت مطالعه من یکنواخت نبود. حتی پیش میومد که چند روز مطالعه نداشته باشم. <br />
احساس ناامیدی هم به خاطر حجم زیاد درس ها و وقت کم آوردن طبیعی بود. حتی پیش میومد که کلا میخاستم بذارم کنار کنکور رو . ولی چون نمی خاستم زحماتم بی نتیجه باشه، گفتم تا روز آخر تا هرکجا که رسیدم می خونم، هرچه پیش آید خوش آید چون تلاش خودمو کرده بودم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر کلاس نرفتم من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من پارسه شرکت کرده بودم، کاملا هم پشیمون بودم چون نه با برنامه اون جلو میرفتم نه آزموناشو قبول داشتم. <br />
هیچ فایده ای هم نداشت. حتی اکثر سوالاشو هم جواب نمیدادم چون خیلی با سوالای کنکور فرق داشت به نظر من.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
من همونطور که توو سوالای قبلی گفتم مرور کردنم همزمان با درس خوندن بود. و فقط هدفم تموم کردن درسا بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مشکل من این بود که اصلن کنکورای قبلی رو یجا جواب نداده بودم و درصد بگیرم (هر فصل رو که میخوندم تستهای کنکور که آخرش بود رو جواب میدادم، ولی اینکه کنکور یه سال رو یجا بزنم نه !!! ) ، آزمون پارسه رو هم قبول نداشتم و اکثرا فقط زبانشو جواب میدادم برا تمرین !!! واسه همین هم اصلن روحیه ام خوب نبود و نمیدونستم در چه سطحی هستم. تا اینکه روز قبل کنکور سوالای سال ۹۲ رو زدم و دیدم درصدهام خیلی بیشتر از نفرات برتر پارساله. خیلی بیشتر ها !!!! کلی روحیه گرفتم و تازه فهمیدم که من چقدر خوب خوندم.<br />
گفتم فردا میرم رتبه یک میشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
ولی یک نشدم دیگه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />!!!!  </span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله این حس طبیعیه چون بعضی درسا سوالاشون خیلی سخت میشه بعضیا هم کلا سوال سخت ندارن اگه خوب خونده باشی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بله، اول از دروس مشترک شروع کردم یه ساعت گذشته بود سوالا یه جوری بودن برام، نمیتونستم جواب بدم!!! میخواستم بیام بیرون که یه آن به خودم اومدم و یکم استراحت کردم، رفتم روو دروس تخصصی . اونو خیلی خوب زدم . خیلی روحیه گرفتم و اومدم پنج تا گرامر زبان رو هم زدم و کامل روحیه ام خوب شد و دوباره رفتم سر سوالای مشترک، این سری خیلی بهتر جواب میدادم. و همینطور بقیه سوالا <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از قبل تصمیم داشتم اول مشترک بعد تخصصی و بعدش زبان و آخرسر هم معماری رو بزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ولی اینجوری نشد دیگه !!!<br />
کلا شرایط جلسه کنکور فرق میکنه!!!! و باید خیلی حواس آدم جم باشه.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به جنگش میرفتم !!!! :دی</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه ، وقت کم نیاوردم چون مدیریت رو حذف کرده بودم و معماری هم کلا دوتا سوالو زدم.  چند بار هم چک کردم پاسخنامه و دفترچه رو که اشتباه وارد نکرده باشم جوابارو .<br />
فک نکنم کسی وقت کم بیاره کنکور آی تی!!!</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بعد کنکور سوالا رو از سایت سنجش گرفتم و گزینه هایی که زده بودمو یادداشت کردم تا بعدا که کلید میاد فراموش نکنم چی زدم سر جلسه. درصدهام توو کارنامه تغییر چندانی نکرده بودن و تقریبا همونا بودن فقط انتظار داشتم که معماری رو اصلاح کنه سازمان سنجش که متاسفانه شانس نداشتیم ما!!! و همون جواب اشتباه رو زده بودن توو پاسخ نهایی هم.<br />
به یک تا بیست فکر می کردم !!! شدم ۱۱  . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<span style="font-weight: bold;">فک کنم توو سوالای قبلی جواب داده باشم!!!!<br />
ولی بازم میگم برا من بیشتر نحوه درس خوندن و شرایط سر کنکور تاثیرگذار بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
-- مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-- مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">با دوستام که هم اتاقی بودیم(البته ۲ تا اتاق <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ) تصمیم گرفته بودیم که کنکور ارشد رو خوب بخونیم و همه سال اول تهران قبول شیم که بازم با هم باشیم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
 جو درس خوندن خوبی حاکم بود بین ۸ نفری که با هم بودیم. رشته هامون هم متفاوت بود، هرکی یه رشته کنکور میداد (معماری، حقوق، علوم سیاسی، شهرسازی، ادبیات، تاریخ، باستان شناسی و آی تی) . همه خوب خوندیم و همه رتبه مون خوب شد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
این جو خیلی کمک کرد به همه مون.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
بله ، طراحی الگوریتم رو نباید حذف می کردم و مدیریت رو هم باید می خوندم چون خیلی آسون بود ( حتی اگه ریسک میکردم و سوالاشو با دانش خودم جواب میدادم خیلی خوب می شد).<br />
</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
من شبکه شریف زدم. قاعدتا باید قبول شم، چون ۱۴ نفر ظرفیت داره.<br />
و همچنین خیلی زحمت کشیدیم تا این کد رشته رو که به اشتباه حذف کرده بون رو دوباره برگردونن. خیلی اعصاب خوردی کشیدیم سر این موضوع. <br />
بازم از همه ی دوستانی که زحمت کشیدن در رابطه با این موضوع تشکر می کنم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یک اینکه خیلی خوووب بخونید. تا اینکه به فکر این باشد ساعات مطالعه تون زیاد باشه.( روش درس خوندن آدما هم متفاوته، روش خاصی رو توصیه نمیکنم من).<br />
 توصیه میکنم که برا هر درس فقط یه منبع رو خیلی خوب بخونید.<br />
و زمانی میتونید بگید یه درس رو تموم کردید که بتونید اونو صددرصد بزنید !!! ( کاملا جدی میگم :دی ).<br />
<br />
و دوم اینکه مرور کردن خیلی مهمه ، خیلی وقت بذارید برا مرور و خیلی مرور کنید درسارو <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیر . یه روز تمام دارم سوال جواب میدم :دی</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خیلی هم عالی .<br />
به همه خسته نباشید میگم .<br />
دستتون درد نکنه . برا همه عزیزان طراح و مسئولین سایت آرزوی موفقیت میکنم. دم همگی گرم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /></span><br />
<br />
<br />
<span style="text-decoration: underline;">کارنامه م رو هم پیوست کردم </span> <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16404/Untitle1d.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Untitle1d.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">208.38 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 3 آی تی و 6 شبکه]]></title>
			<link>/forum/thread-24932.html</link>
			<pubDate>Sun, 06 Jul 2014 21:01:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24932.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
-سینا عسکرنژاد و متولد سال 71 و تنکابن ساکن هستم.در رشته فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شیراز تحصیل می کنم و رتبه گرایش تجارت و فناوری اطلاعاتم 3 و رتبه امنیت و شبکه هم 6 شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
-رشته فناوری اطلاعات.تا چند روز دیگه تموم میشه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />. کارشناسی پیوسته بوده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
- موقع انتخاب رشته هیچ دیدی نسبت به این رشته نداشتم حتی بعضی هام میگفتن که این رشته رو انتخاب نکنم ولی خدا رو شکر این رشته رو قبول شدم و دوسش دارم الان .اون موقع اصلا رشته برام مهم نبود اولویتم خود دانشگاه ها بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
-دانشگاه صنعتی شیراز<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
-اره نمره خوبم بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> چون از اون موقع تو فکرش بودم که معدل همه جا تاثیر داره.درس ها غیر مورد علاقه هم مجبوری دیگه می خوندم ولی از درسهای حفظی واقعا متنفرم.همیشه سعی می کردم معدلم رو بالا نگه دارم.<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
-از اول  که نمی شه گفت ولی بعد یه سال به ادامه تحصیل خارج ایران فکر می کردم.بخاطر همینم سعی میکردم معدلم خوب باشه همیشه ولی خوب خودم می خواستم بعد از فارغ التحصیلی کنکور بعدم .بعدش دیدم مثل اینکه همه سال آخر کنکور می دن تصمیم گرفتم سال آخر بخونم تا از بقیه عقب نیوفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
- من آی تی رو هم خیلی قبول دارم هم عاشقشم ولی تو انتخاب گرایشم مشکل داشتم اوایل مثلا معماری هم می خوندم برای شبکه بعد دیدیم کلا با برنامه ریزی هام نمی خونه معماری ،وقت کم میارم،گفتم بقیه درسا رو قوی تر کار می کنم جبران شه معماری.حالا با 0 در صد معماری یا شبکه ام خوب میشه یا نمی شه.اگه نشد که می ریم فناوری اطلاعات اونجام یه شانس هایی برای شبکه هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
-زبان تخصصی : 51/11<br />
دروس مشترک : 36/67<br />
اصول و مبانی مدیریت : 73/33<br />
دروس تخصصی : 92/16<br />
معماری : 0<br />
کنکور سال اول بود و اصولا تو کنکور حوصله یه سال نشستن رو ندارم بخاطر همین بیشترین تلاشمو کردم که یه وقت اگه هم قبول نشدم افسوس نخورم که ای کاش درس می خوندم.<br />
المپیاد هم سال سوم دانشگاه شرکت کردم ولی نمی دونستم منابع چیه و چجوری سوال می دن بخاطر همین خوب نشد نمرم.ولی بعد که کنکور دادم دیدم سوالاش چقدر شبیه کنکور بوده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
-به نظرم همه که به این مقطع می رسن با هم برابر میشن.دیدم کسایی که بهترین بودن اما کنکور رو خراب کردن حالا به علت استرس یا هرچی دیگه،و دیدم کسایی که بدتر بودن در دوران تحصیل کارشناسی و کنکور واقعا ترکوندن! به همین خاطر تو این مدت که واسه کنکور درس می خوندم همیشه سعی می کردم غرور پیدا نکنم که من سرترم چون در دوران تحصیل خوب بودم که اگه این احساس ایجاد شه یعنی نقطه شروع افت در دوران کنکور.تنها تفاوتش اینه که اونی که قبلا درس می خوند بیشتر حال درس خوندن دارن.درسته با مطالبم آشنا ترن ولی میشه جبرانش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
-من از هفته آخر خرداد شروع کردم چون هدفم از همون اول مشخص بود.از هر کتاب تقریبا دو جلد بود تصمیم این بود تا آخر مرداد یه دور بخونم و تا آخر شهریور دور دومم تموم شه که بعد اون دیگه با برنامه پارسه بخونم.اره اصولا تو برنامه ریزی خیلی حساسم برنامه ریزی شد باید انجام بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
-کلا برنامه ام از نظر حجمی متغیر بود.یعنی هر هفته که می خوندم اون اولا بررسی می کردم می تونم تا آخر مرداد تموم کنم یا نه بعد دوباره برنامه رو کم و زیاد می کردم مثلا صفحات الگوریتم رو 10 صفحه زیاد می کردم یا ساختمان داده کمتر می خوندم.ولی حالت کلیش ثابت بود یعنی می دونستم تو این تاریخ باید این مبحث تموم شه یا یک ماه آخر فقط باید با خلاصه ها سر و کار داشته باشم و... کلیات مشخص بود فقط جزییات تغییر می کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
-نه من می خواستم همه رو خوب بزنم و همه برام مهم بودن ولی خوب بعضی درسا حجیم تره دیگه وقت بیشتر می ذاشتم خب.مثلا حجم پایگاه داده با الگوریتم 700 صفحه ای یکسان نیست که وقت یکسان بگیرن.<br />
ولی درسا رو عادلانه می خوندم یعنی همه باید به بهترین نحو خونده می شدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
-نه.هر درس واسه خودش مهم هست و من هرچقدر هم بلد باشم باز هم میشه نکته جدید پیدا کرد.بخاطر همین برای همه درس ها تا حد امکان وقت میذاشتم ولی خوب مثلا یه فصل پایگاه داده هیچوقت زمان مساوی یه فصل سیستم عامل لازم نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
-منابع بود.از اولم مشخص بود برنامم که مثلا تا آخر مرداد سری اول کتابا و تا آخر شهریور سری دوم(حالا چرا سری دوم زمانش کمتره؟! چون تو سری اول با مباحث آشنا شدم سری ها ی دوم مثل یاد آوری می مونه بیشتر ؛البته نکته های جدیدم داره)بخاطر همین می گفتم مثلا امروز باید 20 صفحه سیستم عامل بخونم تا طبق برنامه تموم شه و هر هفته بررسی می کردم این صفحات کم و زیاد می شد.هم صفحات مشخص بود هم خودم رو مجبور کردم همه منابع رو بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
-فیلم و ویس فقط وقت تلف کردنه! اینقدر منابع کتابی خوب و عالی هست واسه رشتمون که به 100 تا فیلم و ویس می ارزه.<br />
زبان انگلیسی : ۵۰۴  ، زبان عمومی و تخصصی مقسمی ، essential words for toefl<br />
گسسته : پارسه ، پوران پژوهش ، مقسمی<br />
ساختمان داده : پارسه ،پوران پژوهش ، مقسمی<br />
طراحی الگوریتم : سپاهان<br />
نرم افزار : سپاهان ، نر افزار اسلام ناظمی انتشارات جلوه<br />
شبکه : پارسه ، چون پارسه رو لایه کاربرد و انتقال زیاد بحث نکرده  از کتاب مرجع کوروس این دو فصل رو خوندم ، مسایل کتاب کوروس و تننباوم هم یه مقدار حل کردم.<br />
مدیریت : مبانی مدیریت رابینز ، مقسمی ، بعضی فصل های پارسه<br />
پایگاه داده :مفاهیم بنیادی پایگاه داده از رانکوحی ، مقسمی ، یه جزوه هم از آقای رانکوحی در اینترنت می شه پیدا کرد که اونم عالیه بجای کتاب رانکوحی میشه خوند.<br />
هوش مصنوعی :پوران پژوهش ، آزاده<br />
سیستم عامل :فقط و فقط پارسه ! عالیه<br />
معماری :یه مقدار از سپاهان می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
-من خودم اگه وقتش رو داشتم گسسته رو از رو مرجع می خوندم.ولی بقیه درسا منابعشون جامع و کامله البته من قبلا الگوریتم رو از روی مرجع خونده بودم.به نظرم ارزش خوندشو داره نکته ی کنکوری داخلش میشه پیدا کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
-هر دو ! اول کتاب مرجع رو می خوندم بعد می رفتم سراغ جزوه.بالاخره مرجع یه چندتا دلیل بیشتر واسه حرفاش داره منطقی تر می شه قبولش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
-سطح زبانم در این حد بود که متن های علمی مورد نیاز رشته خودم رو معنی کنم و بفهمم ،به همین دلیل فقط لغت می خوندم ، گرامر رو هم تصمیم گرفتم نخونم طبق برداشت خودم جواب بدم.هرشب 11-12 لغت جدید می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
-این سوال واسه رشته ما نیست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />یه گسسته داریم که اونم اگه کسی بخواد رتبش خوب شه باید بخونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
-بجز معماری که نمی خواستم بخونم ۱۰ تا کتاب هست.که باز یکی از این ها زبان هست می مونه ۹ تا کتاب.من تصمیم گرفته بودم تا آخر تابستون یه دو دور کلی کتابارو بخونم،و  چون از هر کتاب تقریبا ۲ جلد داشتم برنامه ریزیم این بود که از اول تابستون تا آخر مرداد دور اول کتابارو بخونم و از اول شهریور تا آخر شهریور دور دوم کتابا تموم شه و بعد از اون از اواسط مهر طبق برنامه پارسه بخونم.توی دور اول بیشتر کتابایی که حجیم تر و مرجعتر بودن رو می خوندم به این صورت که تقریبا ۲ ماه وقت داشتم روز اول ۴ نوع کتاب مختلف می خوندم و روز بعدش ۵ تا کتاب دیگه و به همین منوال.یعنی تقریبا برای هر کتاب ۳۱ روز وقت داشتم.صفحات باقی مونده کتاب رو هر هفته به روزهای باقی مانده تقسیم میکردم که ببینم در روز چند صفحشو باید بخونم و اگه از برنامه عقب افتادم حجمشو بیشتر کنم.یا اگه جلو هستم کمتر به خودم فشار بیارم<br />
زبان رو هم که هر شب ۱۱ تا ۱۲ هرچقدر می تونستم لغت حفظ می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
-من تنها مطالعه می کردم. چون واسه من محیط آروم تری بود بهتر تمرکز می کردم.تابستون که خونه بودم همون خونه می خوندم ولی ترم هفت چون خوابگاه بودم محیط خوابگاه شلوغ هست ترجیح می دادم کتابخونه درس بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
-من کلا اعتقادم اینه کند بخون ولی بجاش خوب بفهم…کلا آروم می خوندم نسبت به بقیه دوستام ولی بالاخره زمان بندی مشخصی بود باید انجام می شد.خوب پس به تبع نسبت به بقیه بیشتر وقت می ذاشتم می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
-نمیشه یه روال مشخصی گفت ولی تا اونجا که می تونستم زمان درس خوندنمو بیشتر می کردم..مثلا اگه قرار بود امروز ۲۰ صفحه سیستم عامل بخونم اگه نمی رسیدم بیشتر بیدار می موندم تا تموم شه.ولی بعضی موقع ها با این شرایطم اگه باز به برنامه نمی رسیدم درسی که بلد بودم رو اون هفته نمی خوندم.یا به جای اینکه دو تا کتاب نگاه کنم.به یک کتاب راضی می شدم.ولی هیچوقت درس رو به کل کنار نذاشتم به نفع بقیه درسا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
-من کلا با درس های حفظی مشکل دارم بخاطر همین از مدیریت خوشم نمیومد؛ دوس داشتم شبکه قبول شم اوایل معماری می خوندم،بعد یه ۲ -۳ هفته دیدم خیلی وقتم گرفته میشه معماری بخونم تازه معلومم نیست سوال آسون بدن یا سخت،تصمیم گرفتم باقی درس ها رو بهتر بزنم تا معماری جبران شه بخاطر همین چون می خواستم ریسکش کمتر شه مدیریت رو هم خوندم بالاخره از گرایش آی تی هم یه احتمالاتی بود که بشه شبکه رفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
-من چون موقع کنکور کارشناسی زیاد از این مشکلات داشتم بخاطر همین می دونستم چکار کنم.همه مشکلات از اونجا نشات می گیره که هدف گذاری درست انجام نشه یعنی یه هدف انتخاب می کنن که وسط راه می گن ولش کن اصن نمی خوام به این هدف برسم بی خیال کنکور می شن.بخاطر همین من هر روز به هدفم فکر می کردم تا خسته نشم و می دونستم خدا کمکم می کنه.هیچوقت خسته نشدم فقط اواخر یکم کار جانبی دوس داشتم بکنم مثلا برنامه نویسی آی او اس انجام میدادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
-از همون اول حوصله کلاس رفتن نداشتم اصلا ترجیح می دادم خودم بخونم.واسه رشته ما کتاب های خوبی هست که دیگه کلاس رو کم تاثیر می کنه مثلا همون کتاب سیستم عامل پارسه رو آقای حقیقت اینقدر خوب توضیح دادن دیگه کلاس می خواستم چکار.بقیه درسام همینجوری بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
-بله-پارسه برای رشته ما جامعه آماری خوبی داره-سوالای آزمونشم خوب هست.یه آزمون رو فقط چون می خواستم برم خونه این وسطا نتونستم شرکت کنم ولی وقتی برگشتم سوالاتشو از دوستان گرفتم نگاه کردم،خیلی تاثیر داره خوب، کلا وقتی درصداتون مشخص میشه می فهمین کجا مشکل دارین و اصلاح می کنین بعلاوه وقتی رتبه خوب می شه آدم یه اعتماد به نفس و انرژی می گیره که بیشتر بخونه.فقط باید حواسمون باشه این اعتماد به نفسه به غرور تبدیل نشه که بگه من سرترم, چون دیگه درس نمیشه خوند و افت پیدا می کنه.بعلاوه آزمون های پارسه نکته های خوبی داشت من بعد آزمون نکاتش رو یادداشت می کردم و تا زمان کنکور می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
-من بعد از تابستون همینطور که با برنامه پارسه می خوندم خلاصه هم می نوشتم.هر دور که می خوندم اگه نکته جدیدی می دیدم می نوشتم توی یک ماه آخر دوهفته اولش کتابارو سرسری یه ورق می زدم و دو هفته آخر اون خلاصه ها رو فقط می خوندم.<br />
همه جمع بندی ها ماه آخر شروع شد.یه کتاب 10 سال کنکور سال اخیر هم بود که تو این مدت از خودم ازمون می گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
-من خودم ۹۰ درصد آماده بودم فقط دوس داشتم یه روز بیشتر وقت داشتم که سوالات شبکه کوروس رو کامل حل کنم که نشد.همه کنکور های آزمایشیم خوب بود خودم هم محکم خونده بودم که فقط اگه مشکل استرس حل می شد دیگه مشکلی نبود.یعنی اگه آزمون های آزمایشی خوب بشیم و محکم هم بخونیم  خودش اعتماد به نفس میاره موقع کنکور آرامش بیشتری داریم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
-این سی درصد رو همیشه روی گسسته فکر می کردم اصلا امید نداشتم بهش.ولی برای درصهای تخصصی مثل هوش و پایگاه داده به صد در صد فکر می کردم چون واقعا میشد زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
-نه من به خدا توکل کردم می دونستم کمکم می کنه بخاطر همین خیلی آروم بودم.مخصوصا وقتی زبان رو خوندم دیدیم متنش ساده هست خیلی خیلی آرومتر شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
-بله ترتیب رو دست نزدم ولی وقتی کنکور آزمایشی میدادم برای خودم درس ها رو زمان بندی کردم که زبان ۱۰ دقیقه گسسته ۱۵ دقیقه ساختمان داده ۲۰ دقیقه طراحی الگوریتم ۱۵ نرم ۳ شبکه ۱۶ مدیریت ۸ پایگاه داده ۱۰ هوش ۱۰ و سیستم عامل ۱۹ حالا بعد این کلی وقت اضافه میومد که به ترتیب از اول این زمان ها رو تخصیص دادم:۱۰-۵-۰-۲-۴-۰-۰-۱۰-۶ که اگه تو این دور هم باز وقت اضافه می آوردم اگه سوالی بود می شد زد نگا می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
-چه دیده بودم چه ندیده بودم می رفتم به جنگ سوال یعنی باید تمام تلاشمو می کردم تا حلش کنم.ولی خوب وقتی دیده باشم یه سوالی رو با اطمینان بیشتری جواب  میدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
-زمان بندی رو خدمتون عرض کردم تازه وقت اضافه هم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
-نه چک نکردم چون این کار فقط استرس می داد من هرچقدر درصد خودم رو بدونم درصد بقیه رو که نمی دونستم فقط باعث می شد تا زمان  جواب کنکور از خودم بپرسیدم چی میشه .. استرس بگیرم.. بخاطر همین کلا بیخال بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
-پایه تحصیلی : نه این که نقشی نداره ،نقشش کمه یعنی هر کی بخواد می تونه خودش رو برسونه به بقیه که پایه شون قویه گقتم که هم پایه قوی دیدم کنکور خراب کرده هم پایه ضعیف دیدم کنکور عالی شده<br />
دانشگاه کارشناسی : خیلی تاثیر داره،یکی اینکه تو یه دانشگاه که اکثرا واسه ارشد درس می خونن خوب خیلی جو درسیش بهتره و بچه هاش آگاه تر هستن به منابع.استادا هم عالی بودن خوب درس دادن تو این مدت یا رفع اشکال کردن یا ترم کنکور زیاد دانشجوها رو اذیت  نمی کردن راه میومدن.باز افرادی از دانشگاه بودن که رتبه شون سال های پیش خوب شده پس منم می گفتم که می تونم.<br />
برنامه ریزی : صد درصد خیلی لازمه.برنامه ریزی درست نباشه که هیچ درسی جمع بندی نمی شه  :|<br />
کلاس کنکور : هیچ اعتقادی واسه رشته خودمون حداقل ندارم بعضی رشته ها هست که ضروریه.<br />
کنکور آزمایشی :یه وسیله محکه ،معلوم میشه تا اینجا درصد آمادگیت چیه و کجا اشکال داری و نسبت به بقیه کجا قرار داری پس واسه انرژی و روحیه گرفتن خیلی خوب بود<br />
شرایط سر کنکور رو من فقط مشکل با استرس داشتم و اینکه یه جا نیوفتم که مراقباش هی حرف بزنن با هم که خدا رو شکر مشکلی پیش نیومد<br />
شرایط مطالعه هم چون کتابخونه بود هم ساکت بود هم بدور از وسیله هایی بودم که حواسم رو پرت کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
-هنوز تصمیم نگرفتم! برنامه نویسی آی او اس و شبکه رو دوست دارم دوست دارم استاد هم بشم.به احتمال زیاد یه استادی می شم که پروژه های شبکه انجام میده و به برنامه نویسی آی او اس به عنوان سرگرمی نگاه   می کنه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
-من هر روز که پا می شدم میگفتم خدایا به امید تو. خودش تا شب بهم روحیه و انرژی می داد سر کنکورم خیلی آروم بودم بخاطر همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
-پدر و مادرم قطعا کمکم کردن.شرایط درس خوندن رو برام آماده کرده بودن بهم روحیه می دادن.ولی در کل هم از پدر و مادرم و هم از استادام تشکر می کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
-نه مبحثی خوب خوندم فقط دوس داشتم وقت بیشتر داشتم تا نرم افزار اسلام ناظمی و شبکه کوروس رو کامل می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
-چون دیگه حوصله راه دور رو ندارم.انتخابام طبق شهر بوده و خوب قطعا تهران تو اولویت بوده.برای خود تهران هم طبق رتبه بندی و معروفیت دانشگاه ها انتخاب کردم .یعنی مثلا  آی تی تهران رو به شبکه و امنیت امیرکبیر ترجیح دادم<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
-دانشگاه شریف اگه مشکلی پیش نیاد باز فکر کنم قبول می شم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
-هدفتون رو خوب انتخاب کنین حتی شده یه هفته روش وقت بذارین.و مطمین باشین اگه بخواین به نتیجه می رسین و هرچقدر تلاش کنین همونقدر به هدفتون نزدیک می شین.رتبه تک رقمی کاری نداره فقط بخواین.آرزوی موفقیت برای همتون<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
-نه دیگه حدود ۴۰ تا سوال جواب دادم چی بگم دیگه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
-سینا عسکرنژاد و متولد سال 71 و تنکابن ساکن هستم.در رشته فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شیراز تحصیل می کنم و رتبه گرایش تجارت و فناوری اطلاعاتم 3 و رتبه امنیت و شبکه هم 6 شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
-رشته فناوری اطلاعات.تا چند روز دیگه تموم میشه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />. کارشناسی پیوسته بوده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
- موقع انتخاب رشته هیچ دیدی نسبت به این رشته نداشتم حتی بعضی هام میگفتن که این رشته رو انتخاب نکنم ولی خدا رو شکر این رشته رو قبول شدم و دوسش دارم الان .اون موقع اصلا رشته برام مهم نبود اولویتم خود دانشگاه ها بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
-دانشگاه صنعتی شیراز<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
-اره نمره خوبم بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> چون از اون موقع تو فکرش بودم که معدل همه جا تاثیر داره.درس ها غیر مورد علاقه هم مجبوری دیگه می خوندم ولی از درسهای حفظی واقعا متنفرم.همیشه سعی می کردم معدلم رو بالا نگه دارم.<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
-از اول  که نمی شه گفت ولی بعد یه سال به ادامه تحصیل خارج ایران فکر می کردم.بخاطر همینم سعی میکردم معدلم خوب باشه همیشه ولی خوب خودم می خواستم بعد از فارغ التحصیلی کنکور بعدم .بعدش دیدم مثل اینکه همه سال آخر کنکور می دن تصمیم گرفتم سال آخر بخونم تا از بقیه عقب نیوفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
- من آی تی رو هم خیلی قبول دارم هم عاشقشم ولی تو انتخاب گرایشم مشکل داشتم اوایل مثلا معماری هم می خوندم برای شبکه بعد دیدیم کلا با برنامه ریزی هام نمی خونه معماری ،وقت کم میارم،گفتم بقیه درسا رو قوی تر کار می کنم جبران شه معماری.حالا با 0 در صد معماری یا شبکه ام خوب میشه یا نمی شه.اگه نشد که می ریم فناوری اطلاعات اونجام یه شانس هایی برای شبکه هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
-زبان تخصصی : 51/11<br />
دروس مشترک : 36/67<br />
اصول و مبانی مدیریت : 73/33<br />
دروس تخصصی : 92/16<br />
معماری : 0<br />
کنکور سال اول بود و اصولا تو کنکور حوصله یه سال نشستن رو ندارم بخاطر همین بیشترین تلاشمو کردم که یه وقت اگه هم قبول نشدم افسوس نخورم که ای کاش درس می خوندم.<br />
المپیاد هم سال سوم دانشگاه شرکت کردم ولی نمی دونستم منابع چیه و چجوری سوال می دن بخاطر همین خوب نشد نمرم.ولی بعد که کنکور دادم دیدم سوالاش چقدر شبیه کنکور بوده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
-به نظرم همه که به این مقطع می رسن با هم برابر میشن.دیدم کسایی که بهترین بودن اما کنکور رو خراب کردن حالا به علت استرس یا هرچی دیگه،و دیدم کسایی که بدتر بودن در دوران تحصیل کارشناسی و کنکور واقعا ترکوندن! به همین خاطر تو این مدت که واسه کنکور درس می خوندم همیشه سعی می کردم غرور پیدا نکنم که من سرترم چون در دوران تحصیل خوب بودم که اگه این احساس ایجاد شه یعنی نقطه شروع افت در دوران کنکور.تنها تفاوتش اینه که اونی که قبلا درس می خوند بیشتر حال درس خوندن دارن.درسته با مطالبم آشنا ترن ولی میشه جبرانش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
-من از هفته آخر خرداد شروع کردم چون هدفم از همون اول مشخص بود.از هر کتاب تقریبا دو جلد بود تصمیم این بود تا آخر مرداد یه دور بخونم و تا آخر شهریور دور دومم تموم شه که بعد اون دیگه با برنامه پارسه بخونم.اره اصولا تو برنامه ریزی خیلی حساسم برنامه ریزی شد باید انجام بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
-کلا برنامه ام از نظر حجمی متغیر بود.یعنی هر هفته که می خوندم اون اولا بررسی می کردم می تونم تا آخر مرداد تموم کنم یا نه بعد دوباره برنامه رو کم و زیاد می کردم مثلا صفحات الگوریتم رو 10 صفحه زیاد می کردم یا ساختمان داده کمتر می خوندم.ولی حالت کلیش ثابت بود یعنی می دونستم تو این تاریخ باید این مبحث تموم شه یا یک ماه آخر فقط باید با خلاصه ها سر و کار داشته باشم و... کلیات مشخص بود فقط جزییات تغییر می کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
-نه من می خواستم همه رو خوب بزنم و همه برام مهم بودن ولی خوب بعضی درسا حجیم تره دیگه وقت بیشتر می ذاشتم خب.مثلا حجم پایگاه داده با الگوریتم 700 صفحه ای یکسان نیست که وقت یکسان بگیرن.<br />
ولی درسا رو عادلانه می خوندم یعنی همه باید به بهترین نحو خونده می شدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
-نه.هر درس واسه خودش مهم هست و من هرچقدر هم بلد باشم باز هم میشه نکته جدید پیدا کرد.بخاطر همین برای همه درس ها تا حد امکان وقت میذاشتم ولی خوب مثلا یه فصل پایگاه داده هیچوقت زمان مساوی یه فصل سیستم عامل لازم نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
-منابع بود.از اولم مشخص بود برنامم که مثلا تا آخر مرداد سری اول کتابا و تا آخر شهریور سری دوم(حالا چرا سری دوم زمانش کمتره؟! چون تو سری اول با مباحث آشنا شدم سری ها ی دوم مثل یاد آوری می مونه بیشتر ؛البته نکته های جدیدم داره)بخاطر همین می گفتم مثلا امروز باید 20 صفحه سیستم عامل بخونم تا طبق برنامه تموم شه و هر هفته بررسی می کردم این صفحات کم و زیاد می شد.هم صفحات مشخص بود هم خودم رو مجبور کردم همه منابع رو بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
-فیلم و ویس فقط وقت تلف کردنه! اینقدر منابع کتابی خوب و عالی هست واسه رشتمون که به 100 تا فیلم و ویس می ارزه.<br />
زبان انگلیسی : ۵۰۴  ، زبان عمومی و تخصصی مقسمی ، essential words for toefl<br />
گسسته : پارسه ، پوران پژوهش ، مقسمی<br />
ساختمان داده : پارسه ،پوران پژوهش ، مقسمی<br />
طراحی الگوریتم : سپاهان<br />
نرم افزار : سپاهان ، نر افزار اسلام ناظمی انتشارات جلوه<br />
شبکه : پارسه ، چون پارسه رو لایه کاربرد و انتقال زیاد بحث نکرده  از کتاب مرجع کوروس این دو فصل رو خوندم ، مسایل کتاب کوروس و تننباوم هم یه مقدار حل کردم.<br />
مدیریت : مبانی مدیریت رابینز ، مقسمی ، بعضی فصل های پارسه<br />
پایگاه داده :مفاهیم بنیادی پایگاه داده از رانکوحی ، مقسمی ، یه جزوه هم از آقای رانکوحی در اینترنت می شه پیدا کرد که اونم عالیه بجای کتاب رانکوحی میشه خوند.<br />
هوش مصنوعی :پوران پژوهش ، آزاده<br />
سیستم عامل :فقط و فقط پارسه ! عالیه<br />
معماری :یه مقدار از سپاهان می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
-من خودم اگه وقتش رو داشتم گسسته رو از رو مرجع می خوندم.ولی بقیه درسا منابعشون جامع و کامله البته من قبلا الگوریتم رو از روی مرجع خونده بودم.به نظرم ارزش خوندشو داره نکته ی کنکوری داخلش میشه پیدا کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
-هر دو ! اول کتاب مرجع رو می خوندم بعد می رفتم سراغ جزوه.بالاخره مرجع یه چندتا دلیل بیشتر واسه حرفاش داره منطقی تر می شه قبولش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
-سطح زبانم در این حد بود که متن های علمی مورد نیاز رشته خودم رو معنی کنم و بفهمم ،به همین دلیل فقط لغت می خوندم ، گرامر رو هم تصمیم گرفتم نخونم طبق برداشت خودم جواب بدم.هرشب 11-12 لغت جدید می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
-این سوال واسه رشته ما نیست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />یه گسسته داریم که اونم اگه کسی بخواد رتبش خوب شه باید بخونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
-بجز معماری که نمی خواستم بخونم ۱۰ تا کتاب هست.که باز یکی از این ها زبان هست می مونه ۹ تا کتاب.من تصمیم گرفته بودم تا آخر تابستون یه دو دور کلی کتابارو بخونم،و  چون از هر کتاب تقریبا ۲ جلد داشتم برنامه ریزیم این بود که از اول تابستون تا آخر مرداد دور اول کتابارو بخونم و از اول شهریور تا آخر شهریور دور دوم کتابا تموم شه و بعد از اون از اواسط مهر طبق برنامه پارسه بخونم.توی دور اول بیشتر کتابایی که حجیم تر و مرجعتر بودن رو می خوندم به این صورت که تقریبا ۲ ماه وقت داشتم روز اول ۴ نوع کتاب مختلف می خوندم و روز بعدش ۵ تا کتاب دیگه و به همین منوال.یعنی تقریبا برای هر کتاب ۳۱ روز وقت داشتم.صفحات باقی مونده کتاب رو هر هفته به روزهای باقی مانده تقسیم میکردم که ببینم در روز چند صفحشو باید بخونم و اگه از برنامه عقب افتادم حجمشو بیشتر کنم.یا اگه جلو هستم کمتر به خودم فشار بیارم<br />
زبان رو هم که هر شب ۱۱ تا ۱۲ هرچقدر می تونستم لغت حفظ می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
-من تنها مطالعه می کردم. چون واسه من محیط آروم تری بود بهتر تمرکز می کردم.تابستون که خونه بودم همون خونه می خوندم ولی ترم هفت چون خوابگاه بودم محیط خوابگاه شلوغ هست ترجیح می دادم کتابخونه درس بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
-من کلا اعتقادم اینه کند بخون ولی بجاش خوب بفهم…کلا آروم می خوندم نسبت به بقیه دوستام ولی بالاخره زمان بندی مشخصی بود باید انجام می شد.خوب پس به تبع نسبت به بقیه بیشتر وقت می ذاشتم می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
-نمیشه یه روال مشخصی گفت ولی تا اونجا که می تونستم زمان درس خوندنمو بیشتر می کردم..مثلا اگه قرار بود امروز ۲۰ صفحه سیستم عامل بخونم اگه نمی رسیدم بیشتر بیدار می موندم تا تموم شه.ولی بعضی موقع ها با این شرایطم اگه باز به برنامه نمی رسیدم درسی که بلد بودم رو اون هفته نمی خوندم.یا به جای اینکه دو تا کتاب نگاه کنم.به یک کتاب راضی می شدم.ولی هیچوقت درس رو به کل کنار نذاشتم به نفع بقیه درسا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
-من کلا با درس های حفظی مشکل دارم بخاطر همین از مدیریت خوشم نمیومد؛ دوس داشتم شبکه قبول شم اوایل معماری می خوندم،بعد یه ۲ -۳ هفته دیدم خیلی وقتم گرفته میشه معماری بخونم تازه معلومم نیست سوال آسون بدن یا سخت،تصمیم گرفتم باقی درس ها رو بهتر بزنم تا معماری جبران شه بخاطر همین چون می خواستم ریسکش کمتر شه مدیریت رو هم خوندم بالاخره از گرایش آی تی هم یه احتمالاتی بود که بشه شبکه رفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
-من چون موقع کنکور کارشناسی زیاد از این مشکلات داشتم بخاطر همین می دونستم چکار کنم.همه مشکلات از اونجا نشات می گیره که هدف گذاری درست انجام نشه یعنی یه هدف انتخاب می کنن که وسط راه می گن ولش کن اصن نمی خوام به این هدف برسم بی خیال کنکور می شن.بخاطر همین من هر روز به هدفم فکر می کردم تا خسته نشم و می دونستم خدا کمکم می کنه.هیچوقت خسته نشدم فقط اواخر یکم کار جانبی دوس داشتم بکنم مثلا برنامه نویسی آی او اس انجام میدادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
-از همون اول حوصله کلاس رفتن نداشتم اصلا ترجیح می دادم خودم بخونم.واسه رشته ما کتاب های خوبی هست که دیگه کلاس رو کم تاثیر می کنه مثلا همون کتاب سیستم عامل پارسه رو آقای حقیقت اینقدر خوب توضیح دادن دیگه کلاس می خواستم چکار.بقیه درسام همینجوری بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
-بله-پارسه برای رشته ما جامعه آماری خوبی داره-سوالای آزمونشم خوب هست.یه آزمون رو فقط چون می خواستم برم خونه این وسطا نتونستم شرکت کنم ولی وقتی برگشتم سوالاتشو از دوستان گرفتم نگاه کردم،خیلی تاثیر داره خوب، کلا وقتی درصداتون مشخص میشه می فهمین کجا مشکل دارین و اصلاح می کنین بعلاوه وقتی رتبه خوب می شه آدم یه اعتماد به نفس و انرژی می گیره که بیشتر بخونه.فقط باید حواسمون باشه این اعتماد به نفسه به غرور تبدیل نشه که بگه من سرترم, چون دیگه درس نمیشه خوند و افت پیدا می کنه.بعلاوه آزمون های پارسه نکته های خوبی داشت من بعد آزمون نکاتش رو یادداشت می کردم و تا زمان کنکور می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
-من بعد از تابستون همینطور که با برنامه پارسه می خوندم خلاصه هم می نوشتم.هر دور که می خوندم اگه نکته جدیدی می دیدم می نوشتم توی یک ماه آخر دوهفته اولش کتابارو سرسری یه ورق می زدم و دو هفته آخر اون خلاصه ها رو فقط می خوندم.<br />
همه جمع بندی ها ماه آخر شروع شد.یه کتاب 10 سال کنکور سال اخیر هم بود که تو این مدت از خودم ازمون می گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
-من خودم ۹۰ درصد آماده بودم فقط دوس داشتم یه روز بیشتر وقت داشتم که سوالات شبکه کوروس رو کامل حل کنم که نشد.همه کنکور های آزمایشیم خوب بود خودم هم محکم خونده بودم که فقط اگه مشکل استرس حل می شد دیگه مشکلی نبود.یعنی اگه آزمون های آزمایشی خوب بشیم و محکم هم بخونیم  خودش اعتماد به نفس میاره موقع کنکور آرامش بیشتری داریم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
-این سی درصد رو همیشه روی گسسته فکر می کردم اصلا امید نداشتم بهش.ولی برای درصهای تخصصی مثل هوش و پایگاه داده به صد در صد فکر می کردم چون واقعا میشد زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
-نه من به خدا توکل کردم می دونستم کمکم می کنه بخاطر همین خیلی آروم بودم.مخصوصا وقتی زبان رو خوندم دیدیم متنش ساده هست خیلی خیلی آرومتر شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
-بله ترتیب رو دست نزدم ولی وقتی کنکور آزمایشی میدادم برای خودم درس ها رو زمان بندی کردم که زبان ۱۰ دقیقه گسسته ۱۵ دقیقه ساختمان داده ۲۰ دقیقه طراحی الگوریتم ۱۵ نرم ۳ شبکه ۱۶ مدیریت ۸ پایگاه داده ۱۰ هوش ۱۰ و سیستم عامل ۱۹ حالا بعد این کلی وقت اضافه میومد که به ترتیب از اول این زمان ها رو تخصیص دادم:۱۰-۵-۰-۲-۴-۰-۰-۱۰-۶ که اگه تو این دور هم باز وقت اضافه می آوردم اگه سوالی بود می شد زد نگا می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
-چه دیده بودم چه ندیده بودم می رفتم به جنگ سوال یعنی باید تمام تلاشمو می کردم تا حلش کنم.ولی خوب وقتی دیده باشم یه سوالی رو با اطمینان بیشتری جواب  میدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
-زمان بندی رو خدمتون عرض کردم تازه وقت اضافه هم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
-نه چک نکردم چون این کار فقط استرس می داد من هرچقدر درصد خودم رو بدونم درصد بقیه رو که نمی دونستم فقط باعث می شد تا زمان  جواب کنکور از خودم بپرسیدم چی میشه .. استرس بگیرم.. بخاطر همین کلا بیخال بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
-پایه تحصیلی : نه این که نقشی نداره ،نقشش کمه یعنی هر کی بخواد می تونه خودش رو برسونه به بقیه که پایه شون قویه گقتم که هم پایه قوی دیدم کنکور خراب کرده هم پایه ضعیف دیدم کنکور عالی شده<br />
دانشگاه کارشناسی : خیلی تاثیر داره،یکی اینکه تو یه دانشگاه که اکثرا واسه ارشد درس می خونن خوب خیلی جو درسیش بهتره و بچه هاش آگاه تر هستن به منابع.استادا هم عالی بودن خوب درس دادن تو این مدت یا رفع اشکال کردن یا ترم کنکور زیاد دانشجوها رو اذیت  نمی کردن راه میومدن.باز افرادی از دانشگاه بودن که رتبه شون سال های پیش خوب شده پس منم می گفتم که می تونم.<br />
برنامه ریزی : صد درصد خیلی لازمه.برنامه ریزی درست نباشه که هیچ درسی جمع بندی نمی شه  :|<br />
کلاس کنکور : هیچ اعتقادی واسه رشته خودمون حداقل ندارم بعضی رشته ها هست که ضروریه.<br />
کنکور آزمایشی :یه وسیله محکه ،معلوم میشه تا اینجا درصد آمادگیت چیه و کجا اشکال داری و نسبت به بقیه کجا قرار داری پس واسه انرژی و روحیه گرفتن خیلی خوب بود<br />
شرایط سر کنکور رو من فقط مشکل با استرس داشتم و اینکه یه جا نیوفتم که مراقباش هی حرف بزنن با هم که خدا رو شکر مشکلی پیش نیومد<br />
شرایط مطالعه هم چون کتابخونه بود هم ساکت بود هم بدور از وسیله هایی بودم که حواسم رو پرت کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
-هنوز تصمیم نگرفتم! برنامه نویسی آی او اس و شبکه رو دوست دارم دوست دارم استاد هم بشم.به احتمال زیاد یه استادی می شم که پروژه های شبکه انجام میده و به برنامه نویسی آی او اس به عنوان سرگرمی نگاه   می کنه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
-من هر روز که پا می شدم میگفتم خدایا به امید تو. خودش تا شب بهم روحیه و انرژی می داد سر کنکورم خیلی آروم بودم بخاطر همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
-پدر و مادرم قطعا کمکم کردن.شرایط درس خوندن رو برام آماده کرده بودن بهم روحیه می دادن.ولی در کل هم از پدر و مادرم و هم از استادام تشکر می کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
-نه مبحثی خوب خوندم فقط دوس داشتم وقت بیشتر داشتم تا نرم افزار اسلام ناظمی و شبکه کوروس رو کامل می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
-چون دیگه حوصله راه دور رو ندارم.انتخابام طبق شهر بوده و خوب قطعا تهران تو اولویت بوده.برای خود تهران هم طبق رتبه بندی و معروفیت دانشگاه ها انتخاب کردم .یعنی مثلا  آی تی تهران رو به شبکه و امنیت امیرکبیر ترجیح دادم<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
-دانشگاه شریف اگه مشکلی پیش نیاد باز فکر کنم قبول می شم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
-هدفتون رو خوب انتخاب کنین حتی شده یه هفته روش وقت بذارین.و مطمین باشین اگه بخواین به نتیجه می رسین و هرچقدر تلاش کنین همونقدر به هدفتون نزدیک می شین.رتبه تک رقمی کاری نداره فقط بخواین.آرزوی موفقیت برای همتون<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
-نه دیگه حدود ۴۰ تا سوال جواب دادم چی بگم دیگه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 6 کنکور آیتی/آیتی]]></title>
			<link>/forum/thread-24807.html</link>
			<pubDate>Thu, 26 Jun 2014 16:46:36 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24807.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه دوستان؛ ببخشید دیر ولی این نظر من در مورد سوالای مصاحبه ی مانشته! سوالاتی رو که پاک کردم یا جوابی نداشتم بدم یا تو سوالای دیگه جوابشونو داده بودم.<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
سعید الوندکوهی متولد 70 از همدان؛ رتبه 6 آیتی/آیتی و 45 آیتی/شبکه<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
کارشناسی سخت افزار، آخراشه!<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه امیرکبیر<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
<br />
در میانگین معمولی بودم. به جز یه سری موارد که میخوندم فقط پاس شه، درسا رو میخوندم تا نمره خوب بگیرم ولی طبیعتا درسایی که بیشتر دوس داشتم رو بهتر میخوندم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
آره ادامه تحصیل تو برنامه بود! فکرش رو هم از آخرای ترم 6 که مطمئن شدم نمیخام اپلای کنم به سرم افتاد<br />
<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
از اول همین گرایشو میخواستم<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<br />
کنکور آیتی:<br />
زبان ۵۲<br />
اصلی ۳۸<br />
مدیریت ۹۱<br />
مشترک ۴۸<br />
معماری سفید<br />
<br />
کنکور کامپیوتر:<br />
زبان ۷۱<br />
ریاضی -۲<br />
مشترک ۲۴<br />
تخ معماری ۲<br />
تخ هوش ۲۳<br />
تخ نرم افزار ۸<br />
<br />
رتبه ها:<br />
تجارت: 6<br />
شبکه: 45<br />
هوش ۲۵۳<br />
معماری ۶۶۹<br />
نرم افزار۸۷۱<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
از تابستون تو فکرش بودم ولی عمل مفیدی انجام ندادم. فقط اینکه کتاب 504 رو خوب خوندم و نصف سیستم عامل رو یه روخوانی کردم. رسما از آخرای شهریور شروع کردم کم کم و بعد از شروع شدن برنامه ی آزمونای پارسه به طور جدی با برنامه آزمونا خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">درس نه؛ ولی تو هر فصل از هر درسی که میخوندم از تعداد سوالا و سال کنکوری که اومده بودن فیدبک میگرفتم تا حدسی از اهمیت اون فصل بزنم و میزان تلاشم رو با توجه به اون تنظیم کنم<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">نه</span><br />
<br />
 یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا تو همه درسا فقط یه کتاب + جزوه استاد اگه بود رو میخوندم. برنامه ریزی هم بر اساس این بود که به آزمون پارسه برسه مباحث. کلا در تمام دوران به آینده نگاه داشتم که بدونم درسی که نمیرسم بخونم رو تو کدوم بازه میشه خوند و اونایی که خوندم رو تو کدوم بازه میشه مرور کرد</span><br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان:	کتاب 504 (که مرحله ی اول است و اصلا کافی نیست) <br />
ریاضیات گسسته	:کتاب پارسه (خوب نبود)<br />
طراحی الگوریتم‌ها	: در مباحث گراف و پیچیدگی محاسباتی کتاب پارسه خوب بود. بقیه مباحث را نخواندم.<br />
ساختمان داده‌ها	:کتاب پارسه خوب بود و پوران پژوهش خوب نبود<br />
مهندسی نرم‌افزار:	کتاب پارسه خوب بود<br />
شبکه	:کتاب پارسه خوب بود<br />
پایگاه داده:	کتاب پارسه خوب بود<br />
<br />
سیستم عامل	:کتاب پوران یژوهش خوب بود ولی شنیدم کتاب پارسه مفصل¬تر بوده.<br />
	<br />
هوش مصنوعی:	کتاب پارسه علی رغم اشکالاتی که داشت در کل خوب بود. یک سری فیلم آموزشی فارسی هم دیدم که تا قبل از مبحث منطق خوب توضیح داده بودند. فیلم ها روی سایت p30student.com هستند<br />
مبانی مدیریت: 	کتاب مرجع (استیفن رابینز) از هر کتابی در این زمینه بهتر بود. یک کتاب تست راهیان ارشد هم داشتم که واقعا به درد نخور بود.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;">به نظر من اگه کلیت درس رو خوب بلدید نیازی به کتاب مرجع خوندن نیست. ولی در حالت کلی هر درسی رو که ضعیفید و میخاید خیلی وقت بذارید و خوب رشد کنید مرجع بخونید، ولی نه این که همین طور از اول شروع به خوندن کنید. از کتابای کنکور فیذبک بگیرید که چه مباحثی تو کنکورا اومده و مهمه<br />
مگر در زمینه ی مبانی مدیریت!! که شرط لازم و کافی برای خوب زدن، خوب مرجع خوندنه!</span><br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">محور جزوه بود!</span><br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا میشه گفت در هر سطح زبانی که هستید، واستون زبان کنکور سخته! من ریدینگای تافل رو بهتر از ریدینگای کنکور میزدم چون سوال  ها واقعا افتضاحه. پایه م قوی بود. برای لغت با 504 شروع کردم و از منابع مختلف خوندم در ادامه.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریزی با پارسه بود. سعی می کردم به آزمونا برسم. ولی خب نمیرسیدم برای همین یه سری از مباحثو میذاشتم واسه وقتی که آزمونای پارسه مروری بود میخوندم. از همون اول هم از تجربه ی کنکور قبلیم استفاده کردم و از اونجایی که میدونستم کسی نیستم که بشینم و وقت زیادی واسه مرور مباحثی که بلدم بذارم، خیلی راحت یه سری مابحثو میذاشتم واسه زمانای مرور. درس مدیریت رو هم کلا تو سه هفته ی آخر شروع کردم و خوندم. البته در پایان یه سری مبا</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مطالعه تنها بود ولی دوستانی هم داشتم که اونا هم میخوندن و به هم کمک میکردیم. مکان هم بسته به حالم متغیر بود. یه زمانایی تو سالن مطالعه ی دانشگاه و یه وقتایی تو خوابگاه میخوندم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">استفاده نکردم؛ نیازی هم حس نمیکردم</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">مهمترین چیزی که واسه کنکور خوندن نیاز داشتم همین برنامه ی آزمون بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;">آخرین آزمون پارسه رتبه 3 آوردم و تنها معیارم همین بود ولی خب اگه اون رتبه نبود به نظرم آمادگی خوبی نداشتم</span><br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آره! مدیریت رو رفته بودم واسه 100%، ولی دروس اصلی و تخصصی رو به 40 قانع بودم!</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">نه هیچ وقت مشکل وقت نداشتم! تقریبا همون قدر که میخاستم بود</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">نه اصلا به این کارا اعتقادی ندارم!</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<span style="font-weight: bold;">همه ی شما قبلا یه کنکور موفق یا ناموفق کارشناسی رو دادید و تجربه های مهمی دارید و خودتون رو میشناسید. تو این فروم یا جاهای دیگه، آدمای مختلف حرفای مختلف و گاهی متضاد میزنن. هرکی از دید خودش نگاه میکنه. شما هم با شناختی که از خودتون دارید تصمیم بگیرید چه کار میکنید! سقف آرزوتون رو بالا ببرید و با توکل تلاش کنید!</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه دوستان؛ ببخشید دیر ولی این نظر من در مورد سوالای مصاحبه ی مانشته! سوالاتی رو که پاک کردم یا جوابی نداشتم بدم یا تو سوالای دیگه جوابشونو داده بودم.<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
سعید الوندکوهی متولد 70 از همدان؛ رتبه 6 آیتی/آیتی و 45 آیتی/شبکه<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
کارشناسی سخت افزار، آخراشه!<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه امیرکبیر<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
<br />
در میانگین معمولی بودم. به جز یه سری موارد که میخوندم فقط پاس شه، درسا رو میخوندم تا نمره خوب بگیرم ولی طبیعتا درسایی که بیشتر دوس داشتم رو بهتر میخوندم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
آره ادامه تحصیل تو برنامه بود! فکرش رو هم از آخرای ترم 6 که مطمئن شدم نمیخام اپلای کنم به سرم افتاد<br />
<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
از اول همین گرایشو میخواستم<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<br />
کنکور آیتی:<br />
زبان ۵۲<br />
اصلی ۳۸<br />
مدیریت ۹۱<br />
مشترک ۴۸<br />
معماری سفید<br />
<br />
کنکور کامپیوتر:<br />
زبان ۷۱<br />
ریاضی -۲<br />
مشترک ۲۴<br />
تخ معماری ۲<br />
تخ هوش ۲۳<br />
تخ نرم افزار ۸<br />
<br />
رتبه ها:<br />
تجارت: 6<br />
شبکه: 45<br />
هوش ۲۵۳<br />
معماری ۶۶۹<br />
نرم افزار۸۷۱<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
از تابستون تو فکرش بودم ولی عمل مفیدی انجام ندادم. فقط اینکه کتاب 504 رو خوب خوندم و نصف سیستم عامل رو یه روخوانی کردم. رسما از آخرای شهریور شروع کردم کم کم و بعد از شروع شدن برنامه ی آزمونای پارسه به طور جدی با برنامه آزمونا خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">درس نه؛ ولی تو هر فصل از هر درسی که میخوندم از تعداد سوالا و سال کنکوری که اومده بودن فیدبک میگرفتم تا حدسی از اهمیت اون فصل بزنم و میزان تلاشم رو با توجه به اون تنظیم کنم<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">نه</span><br />
<br />
 یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا تو همه درسا فقط یه کتاب + جزوه استاد اگه بود رو میخوندم. برنامه ریزی هم بر اساس این بود که به آزمون پارسه برسه مباحث. کلا در تمام دوران به آینده نگاه داشتم که بدونم درسی که نمیرسم بخونم رو تو کدوم بازه میشه خوند و اونایی که خوندم رو تو کدوم بازه میشه مرور کرد</span><br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان:	کتاب 504 (که مرحله ی اول است و اصلا کافی نیست) <br />
ریاضیات گسسته	:کتاب پارسه (خوب نبود)<br />
طراحی الگوریتم‌ها	: در مباحث گراف و پیچیدگی محاسباتی کتاب پارسه خوب بود. بقیه مباحث را نخواندم.<br />
ساختمان داده‌ها	:کتاب پارسه خوب بود و پوران پژوهش خوب نبود<br />
مهندسی نرم‌افزار:	کتاب پارسه خوب بود<br />
شبکه	:کتاب پارسه خوب بود<br />
پایگاه داده:	کتاب پارسه خوب بود<br />
<br />
سیستم عامل	:کتاب پوران یژوهش خوب بود ولی شنیدم کتاب پارسه مفصل¬تر بوده.<br />
	<br />
هوش مصنوعی:	کتاب پارسه علی رغم اشکالاتی که داشت در کل خوب بود. یک سری فیلم آموزشی فارسی هم دیدم که تا قبل از مبحث منطق خوب توضیح داده بودند. فیلم ها روی سایت p30student.com هستند<br />
مبانی مدیریت: 	کتاب مرجع (استیفن رابینز) از هر کتابی در این زمینه بهتر بود. یک کتاب تست راهیان ارشد هم داشتم که واقعا به درد نخور بود.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;">به نظر من اگه کلیت درس رو خوب بلدید نیازی به کتاب مرجع خوندن نیست. ولی در حالت کلی هر درسی رو که ضعیفید و میخاید خیلی وقت بذارید و خوب رشد کنید مرجع بخونید، ولی نه این که همین طور از اول شروع به خوندن کنید. از کتابای کنکور فیذبک بگیرید که چه مباحثی تو کنکورا اومده و مهمه<br />
مگر در زمینه ی مبانی مدیریت!! که شرط لازم و کافی برای خوب زدن، خوب مرجع خوندنه!</span><br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">محور جزوه بود!</span><br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تقریبا میشه گفت در هر سطح زبانی که هستید، واستون زبان کنکور سخته! من ریدینگای تافل رو بهتر از ریدینگای کنکور میزدم چون سوال  ها واقعا افتضاحه. پایه م قوی بود. برای لغت با 504 شروع کردم و از منابع مختلف خوندم در ادامه.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریزی با پارسه بود. سعی می کردم به آزمونا برسم. ولی خب نمیرسیدم برای همین یه سری از مباحثو میذاشتم واسه وقتی که آزمونای پارسه مروری بود میخوندم. از همون اول هم از تجربه ی کنکور قبلیم استفاده کردم و از اونجایی که میدونستم کسی نیستم که بشینم و وقت زیادی واسه مرور مباحثی که بلدم بذارم، خیلی راحت یه سری مابحثو میذاشتم واسه زمانای مرور. درس مدیریت رو هم کلا تو سه هفته ی آخر شروع کردم و خوندم. البته در پایان یه سری مبا</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مطالعه تنها بود ولی دوستانی هم داشتم که اونا هم میخوندن و به هم کمک میکردیم. مکان هم بسته به حالم متغیر بود. یه زمانایی تو سالن مطالعه ی دانشگاه و یه وقتایی تو خوابگاه میخوندم.</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">استفاده نکردم؛ نیازی هم حس نمیکردم</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">مهمترین چیزی که واسه کنکور خوندن نیاز داشتم همین برنامه ی آزمون بود.</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;">آخرین آزمون پارسه رتبه 3 آوردم و تنها معیارم همین بود ولی خب اگه اون رتبه نبود به نظرم آمادگی خوبی نداشتم</span><br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آره! مدیریت رو رفته بودم واسه 100%، ولی دروس اصلی و تخصصی رو به 40 قانع بودم!</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">نه هیچ وقت مشکل وقت نداشتم! تقریبا همون قدر که میخاستم بود</span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">نه اصلا به این کارا اعتقادی ندارم!</span><br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<span style="font-weight: bold;">همه ی شما قبلا یه کنکور موفق یا ناموفق کارشناسی رو دادید و تجربه های مهمی دارید و خودتون رو میشناسید. تو این فروم یا جاهای دیگه، آدمای مختلف حرفای مختلف و گاهی متضاد میزنن. هرکی از دید خودش نگاه میکنه. شما هم با شناختی که از خودتون دارید تصمیم بگیرید چه کار میکنید! سقف آرزوتون رو بالا ببرید و با توکل تلاش کنید!</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 5 معماری کامپیوتر]]></title>
			<link>/forum/thread-24787.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jun 2014 18:51:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24787.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">به نام خدا<br />
</div>
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
-فرهاد آزادجو، متولد سال ۱۳۷۰، اهل شهرستان قائمشهر استان مازندران، رتبه ۵ مهندسی کامپیوتر گرایش معماری کامپیوتر<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
-در رشته مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار-کارشناسی پیوسته<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
-من زمان انتخاب رشته فقط سه رشته رو انتخاب کردم،مهندسی مکانیک،مهندسی عمران،مهندسی کامپیوتر-ابتدا زیاد شناخت کامل از این رشته نداشتم ولی علاقه داشتم-زمان انتخاب رشته هم دانشگاه برام مهم بود هم رشته، انتخاب رشتم طوری بود که ترکیبی از این دو را داشته باشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
-دوران کارشناسی رو در دانشگاه صنعتی اصفهان گذروندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
-من دقیقا دانشجوی گروه سومی که گفتید بودم، نمره تمام درس هایی که به اونها علاقه داشتم بالای ۱۸ بود ولی بعضی از درسارو پاس کردم فقط<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
-صد در صد ادامه تحصیل از همون زمان ورود به دوره کارشناسی در برنامم بود، در طی دوران تحصیلی سعی می کردم که به درس های دانشگاه فکر کنم بیشتر و به موقع از تیر سال ۹۲ تصمیم جدی تلاش برای قبولی در آزمون کارشناسی ارشد رو گرفتم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
-تقریبا تمام گرایش های مهندسی کامپیوتر عالی هستند ولی من از همان ابتدا به دلیل تحصیل در گرایش سخت افزار در دوره کارشناسی تصمیم به ادامه تحصیل در گرایش معماری کامپیوتر داشتم و به شرکت در آزمون رشته های دیگر هم فکر نکردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
-سال اول شرکت در کنکورم بود و درصدهام به صورت زیر بود<br />
زبان ۲۵/۵۶%    ریاضی ۱۶%   دروس مشترک ۴۶/۵%    دروس تخصصی ۵۸%<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
-	البته نوع درس خوندن کمی فرق دارد ولی به هم مربوط هستند. بچه هایی که در دوره کارشناسی درس هارو با دقت و مفهومی میخونند کاره بسیار راحت تری زمانی که برای کنکور درس میخونند دارند. مطمئنا دانشگاه تحصیل، سطح علمی اساتید و علم انتقال داده شده به دانشجو هم کاملا تاثیر دارد.در نهایت اگر بخواهم به صورت درصدی بیان کنم، به نظرم در کنکور کارشناسی ارشد ۷۰ درصد موفقیت به پشتکار و تلاش و خوب درس خوندن برای کنکور بدون توجه به سابقه قبلی، بستگی دارد و ۳۰ درصد به وضعیت دانشجو در دوران کارشناسی(معدل،دانشگاه تحصیل و ...) <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
- من از ۱۵ تیر سال ۹۲ یک برنامه جدی تنظیم کردم.همون اول کار بررسی کردم که تا لحظه قبل از کنکور چه کارهایی باید بکنم و چه درس هایی رو باید بخونم،چه کتاب هایی رو باید بخونم و ...مثلا برای قوی شدن پایه ام در دو سه درس علاوه بر کتاب هاب تست کتاب های مرجع مربوط به اون درس هارو خوندم. توی تابستون حدود یک ماه درس خوندم و اونم تماماَ کتاب های مرجع بود.هیچ تستی اون موقع نزدم و اصلا با کتاب های تست کار نکردم. از ۱۵ شهریور شروع کردم به خوندن کتاب های تست و تست زدن. نحوه پیشروی درس ها هم هماهنگ با برنامه آزمون های پارسه بود. چون از همون اول یک برنامه خوب ریختم و تو هدفم جدی بودم و تو آزمون های آزمایشی هم نتایج خوبی گرفتم دیگه برنامم رو تغییر ندادم. البته وجود تغییرات خیلی جزئی طبیعیه ولی در کل برنامم تغریبا ثابت بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
-شاید برنامه دو هفته ای که در اول هفته بعد از آزمون پارسه میریختم  تا انتها کمی تغییر میکرد ولی این تغییر در حد کم و زیاد کردن میزان خوندن چنتا درس بود ولی تغییر کلی در برنامه اصلی انجام نمیشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
-البته که همینطوره، از همون ابتدا برنامه جدی توی درسای مشترک و تخصصی داشتم، زمانی هم که دفترچه سازمان سنجش اومد و فهمیدم که ضریب درس های تخصصی هم چهار شده خیلی خوشحال شدم، چون واقعا برنامه جدی تو اون درسا داشتم و در اون درسا هم پیشرفت قابل قبولی داشتم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
-خوب در ابتدای کار با اینکه این مسئله تو ذهنم بود ولی تصمیم گرفته بودم که همه درسارو تا جایی که میشه خوب بخونم ولی یکم که زمان جلو رفت وزن این درسا تغییر کرد و همونطور که گفتم بیشتر تمرکزم رفت روی درسای مشترک و اختصاصی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
-نمیتونم دقیقا بگم که یکی از این حالت ها بود ، تفریبا ترکیبی از این ها بود. در بعضی از درس ها از همون اول مشخص بود که میخوام چه منعی رو بخونم و برنامه ریزی روی اون درسا بر اساس منابع بود. توی یک سری درسای مهمتر بیشتر برنامه ریزیم بر اساس این بود که سواد و فهم در موضوعات اون درس رو پیدا کنم حالا با خوندن یک کتاب یا ده تا،بنابراین تو اون درسا برنامه ریزیم بر اساس پیشرفت و تکنیکی که تو اون مباحث بدست می آوردم بود.مثلا همینطور که گفتم در یک سری از درسا کتاب مرجع هم خوندم و در بعضی از درسا کتاب های تست مختلفی رو خوندم یا حداقل یه نگاهی کردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
-در دروس ریاضی از کتاب های پارسه استفاده کردم.<br />
در دروس مشترک کتاب های پوران پژوهش و کتاب های مرجع و در نهایت جزوه های خلاصه پارسه<br />
در درس های تخصصی در درس مدار از کتاب پوران و پارسه استفاده کردم و در بقیه درس ها از کتاب مدرسان شریف به همراه جزوه های کلاسی خودم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
-من نمیتونم در این مورد نظر بدم ولی چیزی که میدونم اینه که کتاب مرجع فقط در پیدا کردن فهم عمقی مطالب کمک میکند، بنابراین بسته به اینکه هر دانشجو در چه درسی بیشتر ضعف دارد و قصد بدست آوردن توانایی در فهم مطالب اون درس داشته باشد باید کتاب مرجع رو بخونه ولی خوب بیشتر این شرایط در دروس مشترک که فوق العاده دروس مفهومی هستند وجود دارد و خوندن کتاب های مرجع در این دروس مفید است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
-تا جایی که میشد سعی میکردم کتاب بخونم، از جزوه خوندن خوشم نمیومد ولی خوب بعضی وقتا مجبور بودم که جزوه هم بخونم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
-من سطح زبانم متوسطه و از اونجایی که مهمترین قسمت آن قسمت لغات است، تقریبا حدود دو سه ما هر شب به کمک جعبه لایتنر چند لغت حفظ می کردم که البته کمک خاصی هم نکرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
-ریاضی امسال به نظرم بسیار ساده بود، به جز ریاضی مهندسی بقیه درس ها تقریبا با حفظ فرمول ها قابل حل بود ولی اشتباه من این بود که تا جایی که در برنامه داشتم حدود یک ماه زودتر از کنکور تمام شد و میزان ساعات مطالعه دروس ریاضی به طور عادی کم شد و در کنکور آزمایشی این مشکل خیلی حس نشد ولی در کنکور خود را نشان داد<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
-فک کنم در مورد برنامهریزی کلیم در قسمت های بالا توضیح دادم، البته من شخصا نظرم اینه که برای درس هایی که هر کس تو اون ضعف داره و میخواد این ضعف رو برطرف کنه، فقط با پشتکار و تلاش انجام میشه، راحت ترین کار افزایش ساعت مطالعه است.البته نحوه مطالعه کردن خیلی مهمه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
-معمولا تنها درس میخوندم به جز شبای قبل از آزمون های پارسه که با یکی از دوستانم درس میخوندم. به نظرم مهم اینه که شخص در جایی که درس میخونه راحت باشه و تمرکز کافی رو داشته باشه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
-یکی از برنامه های من برای زیاد کردن ساعات مطالعه این بود که میزان ساعات مطالعه در هر روز و هر هفته را یادداشت کرده و تصمیم میگرفتم میزان مطالعه هفته بعد را نسبت به هفته قبل افزایش دهم حتی برای نیم ساعت. با این حساب سرعت مطالعه افزایش پیدا میکرد. ولی بودجه بندی بعضی از آزمون ها برای مثال بیشتر از آزمون های دیگه بود و تو اون هفته ها باید هم سریع تر و هم بیشتر مطالعه می کردم. چون با برنامه آزمون پیش میرفتم این دلگرمی رو داشتم که در نهایت وقت برای مطالعه سایر مطالب کم نمیارم، بنابراین در هر دو هفته سعی میکردم به بودجه بندی آزمون برسم که تقریبا این اتفاق هم می افتاد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
-خب ابتدا سعی میکردم سرعت و فشردگی رو زیاد کنم تا عقب افتادگی رو جبران کنم، اگر احساس میکردم که نمیرسم که چند بار هم این اتفاق افتاد،با حذف بعضی از منابع غیر ضروری عقب افتادگی رو جبران کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
-از همون ابتدا هدفم یک گرایش بوده و درس های تخصصی مربوط به آن گرایش را هم از همان ابتدا شروع کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
-تقریبا یک سیر صعودی داشته، طبق همان برنامه ای که گفتم سعی میکردم دائما ساعات مطالعه را افزایش بدم. خداروشکر چون نتیجه آزمون های آزمایشی خوب و دلگرم کننده بود دچار ناامیدی نشدم بلکه با هر آزمون بیشتر امیدوار میشدم به یک نتیجه خوب<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
-از کلاس های کنکور استفاده نکردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
-بله- هر هشت مرحله آزمون پارسه رو شرکت کردم و یکی از آزمون های جامع سنجش هم شرکت کردم.بدون اغراق فوق العاده در روند کار من موثر بوده<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
-نه همه درسام جمع بندی نداشت ولی درسهایی رو که برام خیلی مهم بودن و امیدوار بودم که بتونم در اون درسا نتیجه خوبی بگیرم یک بار به صورت جامع و یک یا دو بار به صورت سریع مرور کردم.البته جمع بندی خیلی خوبه ولی من طبق برنامه ای که چیده بودم دیگه وقتی برای جمع بندی به اون صورتی که باید باشه وجود نداشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
-به تعویق افتادن یک هفته ای کنکور خیلی از لحاظ روحی تاثیر خوبی داشت برام.دو سه روز قبل از کنکور در تاریخ اولش کمی استرس داشتم و احساس میکردم که آمادگی کافی رو ندارم و دوست داشتم یک سری از مطالب رو مرور کنم، وقتی کنکور یک هفته عقب افتاد کارهایی رو که میخواستم انجام دادم ،استرسم از بین رفت و با اعتماد به نفس بیشتر در آزمون شرکت کردم. با توجه به نتایج آزمون های آزمایشی،درصدهایی که در آزمون های سال قبل که در خانه از خودم گرفته بودم فکر میکردم که نتیجه قابل قبولی بگیرم ولی خب کنکور شرایط خاص خودش رو داره و نگرانیاش. اگر بخوام درصدی بگم منم تقریبا ۷۵ تا ۸۰ درصد آمادگی رو در خودم حس میکنم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
-دقیقا هفته اخر طبق تست آزمون هایی که از خودم میگرفتم متوجه شدم که در بعضی از درسها توانایی پاسخگویی به صد در صد سوالات رو دارم ولی در بعضی از درسها میزان اشتباهاتم زیاد بود، بنابراین با خودم تصمیم گرفتم که واقع گرایانه به تست ها جواب بدم و تا جواب سوالی را مطمئن نبودم جواب ندم، با این حساب پاسخ گویی به ۳۰-۴۰ درصد از سوالات بعضی از درسها هم برام قانع کننده بود<br />
<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
-در دفترچه اول یک سوال درس منطقی که حل وقت گیری هم داشت غلط بود، من وقت زیادی برای حل این سوال گذاشتم،چون درس منطقی یکی از درس هایی بود که برای پاسخ دادن به صد در صد سوالاش به سر جلسه رفته بودم.به خاطر همین یکم به هم ریختم و به دلیل کم شدن وقتم برای پاسخ گویی به سوالات درس های دیگر دقتم در حل کمی کم شد ولی در کل مشکل خاصی وجود نداشت<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
-به سوالات طبق ترتیب دفترچه جواب دادم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
-خیلی به این موضوع فکر نمیکردم و سعی میکردم سوال را حل کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
-وقت کم نیاوردم ولی خب زیاد هم نیاوردم و از تمام وقت استفاده کامل رو کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
-بله اینکار رو کردم، درصد دروس مشترکم حدود سه درصد به دلیل حذف یک سوال درس منطقی اضافه شد و بقیه درصد هام تغییری نکرد. <br />
بعد از تصحیح جواب ها با کلید اولیه سنجش دیگه تقریبا مطمئن بودم که رتبم زیره ۳۰ میشه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
-پایه تحصیلی،دانشگاه کارشناسی به نوبه خود تاثیر داشتند ولی نمیشه گفت که این تاثیر زیاده، از همه مهمتر ایه که شخص چقد به هدف خودش و به آینده ایمان داشته باشه و چقدر برای رسیدن به اون هدف میجنگه، کلاس کنکور برای بچه هایی که از لحاظ پایه تحصیلی خیلی ضعیف هستند و برای شروع نیاز به کمک دارند مفید است ولی فک نمیکنم به اون اندازه ای که آدم براش وقت میزاره و هزینه میکنه موثر باشه، شرایط مطالعه و زندگی هم تاثیر بسیار زیادی دارد و یکی از مهم ترین المان های مطالعه است.<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
-دوست دارم همیشه در هر زمینه ای بهترین باشم و برای رسیدن به این هدف تلاش میکنم. چه زمانی که مشغول تحصیل هستم و چه بعد از فارغ التحصیلی. در نهایت امیدوارم بتوانم در جامعه فردی مفید باشم و همیشه به سمت جلو گام بردارم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
-<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
-پدر و مادرم که شرایط یک زندگی خوب و آرام رو فراهم کردن و تعدادی از دوستانم که در این مسیر همیشه مایه دلگرمی من بودند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
- باید درس های ریاضی رو بیشتر میخوندم و مطمئن هستم که با کمی بیشتر کردن فشار در این درس ها میتونستم بهترین نتیجه ممکن رو بگیرم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
- دانشگاه صنعتی شریف چون شریفه و همه چی تمام<br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
-دانشگاه صنعتی شریف<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
-بسته به توان مطالعه و پایه درسی خودشون توی زمان بندی و برنامه ریزی دقت کنند. ارزشمندترین کار تلاش کردن برای موفقیته و از هیچی کم نزارن<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
-فک نکنم،۴۳ تا سوال کافیه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
-خیلی تو مانشت فعال نبودم ولی همین که یک سایت تخصصی وجود داره که همه اتفاق هارو گزارش میکنه،افراد با تجربه بهبقیه مشاوره میدن و کمک میکنن، از هم سوال میپرسن و جواب میدن، کارنامه هارو میزارن و... خوب خیلی عالیه.وجودش لازمه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16315/فرهاد آزادجو.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			فرهاد آزادجو.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">179.2 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">به نام خدا<br />
</div>
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
-فرهاد آزادجو، متولد سال ۱۳۷۰، اهل شهرستان قائمشهر استان مازندران، رتبه ۵ مهندسی کامپیوتر گرایش معماری کامپیوتر<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
-در رشته مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار-کارشناسی پیوسته<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
-من زمان انتخاب رشته فقط سه رشته رو انتخاب کردم،مهندسی مکانیک،مهندسی عمران،مهندسی کامپیوتر-ابتدا زیاد شناخت کامل از این رشته نداشتم ولی علاقه داشتم-زمان انتخاب رشته هم دانشگاه برام مهم بود هم رشته، انتخاب رشتم طوری بود که ترکیبی از این دو را داشته باشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
-دوران کارشناسی رو در دانشگاه صنعتی اصفهان گذروندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
-من دقیقا دانشجوی گروه سومی که گفتید بودم، نمره تمام درس هایی که به اونها علاقه داشتم بالای ۱۸ بود ولی بعضی از درسارو پاس کردم فقط<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
-صد در صد ادامه تحصیل از همون زمان ورود به دوره کارشناسی در برنامم بود، در طی دوران تحصیلی سعی می کردم که به درس های دانشگاه فکر کنم بیشتر و به موقع از تیر سال ۹۲ تصمیم جدی تلاش برای قبولی در آزمون کارشناسی ارشد رو گرفتم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
-تقریبا تمام گرایش های مهندسی کامپیوتر عالی هستند ولی من از همان ابتدا به دلیل تحصیل در گرایش سخت افزار در دوره کارشناسی تصمیم به ادامه تحصیل در گرایش معماری کامپیوتر داشتم و به شرکت در آزمون رشته های دیگر هم فکر نکردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
-سال اول شرکت در کنکورم بود و درصدهام به صورت زیر بود<br />
زبان ۲۵/۵۶%    ریاضی ۱۶%   دروس مشترک ۴۶/۵%    دروس تخصصی ۵۸%<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
-	البته نوع درس خوندن کمی فرق دارد ولی به هم مربوط هستند. بچه هایی که در دوره کارشناسی درس هارو با دقت و مفهومی میخونند کاره بسیار راحت تری زمانی که برای کنکور درس میخونند دارند. مطمئنا دانشگاه تحصیل، سطح علمی اساتید و علم انتقال داده شده به دانشجو هم کاملا تاثیر دارد.در نهایت اگر بخواهم به صورت درصدی بیان کنم، به نظرم در کنکور کارشناسی ارشد ۷۰ درصد موفقیت به پشتکار و تلاش و خوب درس خوندن برای کنکور بدون توجه به سابقه قبلی، بستگی دارد و ۳۰ درصد به وضعیت دانشجو در دوران کارشناسی(معدل،دانشگاه تحصیل و ...) <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
- من از ۱۵ تیر سال ۹۲ یک برنامه جدی تنظیم کردم.همون اول کار بررسی کردم که تا لحظه قبل از کنکور چه کارهایی باید بکنم و چه درس هایی رو باید بخونم،چه کتاب هایی رو باید بخونم و ...مثلا برای قوی شدن پایه ام در دو سه درس علاوه بر کتاب هاب تست کتاب های مرجع مربوط به اون درس هارو خوندم. توی تابستون حدود یک ماه درس خوندم و اونم تماماَ کتاب های مرجع بود.هیچ تستی اون موقع نزدم و اصلا با کتاب های تست کار نکردم. از ۱۵ شهریور شروع کردم به خوندن کتاب های تست و تست زدن. نحوه پیشروی درس ها هم هماهنگ با برنامه آزمون های پارسه بود. چون از همون اول یک برنامه خوب ریختم و تو هدفم جدی بودم و تو آزمون های آزمایشی هم نتایج خوبی گرفتم دیگه برنامم رو تغییر ندادم. البته وجود تغییرات خیلی جزئی طبیعیه ولی در کل برنامم تغریبا ثابت بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
-شاید برنامه دو هفته ای که در اول هفته بعد از آزمون پارسه میریختم  تا انتها کمی تغییر میکرد ولی این تغییر در حد کم و زیاد کردن میزان خوندن چنتا درس بود ولی تغییر کلی در برنامه اصلی انجام نمیشد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
-البته که همینطوره، از همون ابتدا برنامه جدی توی درسای مشترک و تخصصی داشتم، زمانی هم که دفترچه سازمان سنجش اومد و فهمیدم که ضریب درس های تخصصی هم چهار شده خیلی خوشحال شدم، چون واقعا برنامه جدی تو اون درسا داشتم و در اون درسا هم پیشرفت قابل قبولی داشتم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
-خوب در ابتدای کار با اینکه این مسئله تو ذهنم بود ولی تصمیم گرفته بودم که همه درسارو تا جایی که میشه خوب بخونم ولی یکم که زمان جلو رفت وزن این درسا تغییر کرد و همونطور که گفتم بیشتر تمرکزم رفت روی درسای مشترک و اختصاصی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
-نمیتونم دقیقا بگم که یکی از این حالت ها بود ، تفریبا ترکیبی از این ها بود. در بعضی از درس ها از همون اول مشخص بود که میخوام چه منعی رو بخونم و برنامه ریزی روی اون درسا بر اساس منابع بود. توی یک سری درسای مهمتر بیشتر برنامه ریزیم بر اساس این بود که سواد و فهم در موضوعات اون درس رو پیدا کنم حالا با خوندن یک کتاب یا ده تا،بنابراین تو اون درسا برنامه ریزیم بر اساس پیشرفت و تکنیکی که تو اون مباحث بدست می آوردم بود.مثلا همینطور که گفتم در یک سری از درسا کتاب مرجع هم خوندم و در بعضی از درسا کتاب های تست مختلفی رو خوندم یا حداقل یه نگاهی کردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
-در دروس ریاضی از کتاب های پارسه استفاده کردم.<br />
در دروس مشترک کتاب های پوران پژوهش و کتاب های مرجع و در نهایت جزوه های خلاصه پارسه<br />
در درس های تخصصی در درس مدار از کتاب پوران و پارسه استفاده کردم و در بقیه درس ها از کتاب مدرسان شریف به همراه جزوه های کلاسی خودم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
-من نمیتونم در این مورد نظر بدم ولی چیزی که میدونم اینه که کتاب مرجع فقط در پیدا کردن فهم عمقی مطالب کمک میکند، بنابراین بسته به اینکه هر دانشجو در چه درسی بیشتر ضعف دارد و قصد بدست آوردن توانایی در فهم مطالب اون درس داشته باشد باید کتاب مرجع رو بخونه ولی خوب بیشتر این شرایط در دروس مشترک که فوق العاده دروس مفهومی هستند وجود دارد و خوندن کتاب های مرجع در این دروس مفید است.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
-تا جایی که میشد سعی میکردم کتاب بخونم، از جزوه خوندن خوشم نمیومد ولی خوب بعضی وقتا مجبور بودم که جزوه هم بخونم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
-من سطح زبانم متوسطه و از اونجایی که مهمترین قسمت آن قسمت لغات است، تقریبا حدود دو سه ما هر شب به کمک جعبه لایتنر چند لغت حفظ می کردم که البته کمک خاصی هم نکرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
-ریاضی امسال به نظرم بسیار ساده بود، به جز ریاضی مهندسی بقیه درس ها تقریبا با حفظ فرمول ها قابل حل بود ولی اشتباه من این بود که تا جایی که در برنامه داشتم حدود یک ماه زودتر از کنکور تمام شد و میزان ساعات مطالعه دروس ریاضی به طور عادی کم شد و در کنکور آزمایشی این مشکل خیلی حس نشد ولی در کنکور خود را نشان داد<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
-فک کنم در مورد برنامهریزی کلیم در قسمت های بالا توضیح دادم، البته من شخصا نظرم اینه که برای درس هایی که هر کس تو اون ضعف داره و میخواد این ضعف رو برطرف کنه، فقط با پشتکار و تلاش انجام میشه، راحت ترین کار افزایش ساعت مطالعه است.البته نحوه مطالعه کردن خیلی مهمه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
-معمولا تنها درس میخوندم به جز شبای قبل از آزمون های پارسه که با یکی از دوستانم درس میخوندم. به نظرم مهم اینه که شخص در جایی که درس میخونه راحت باشه و تمرکز کافی رو داشته باشه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
-یکی از برنامه های من برای زیاد کردن ساعات مطالعه این بود که میزان ساعات مطالعه در هر روز و هر هفته را یادداشت کرده و تصمیم میگرفتم میزان مطالعه هفته بعد را نسبت به هفته قبل افزایش دهم حتی برای نیم ساعت. با این حساب سرعت مطالعه افزایش پیدا میکرد. ولی بودجه بندی بعضی از آزمون ها برای مثال بیشتر از آزمون های دیگه بود و تو اون هفته ها باید هم سریع تر و هم بیشتر مطالعه می کردم. چون با برنامه آزمون پیش میرفتم این دلگرمی رو داشتم که در نهایت وقت برای مطالعه سایر مطالب کم نمیارم، بنابراین در هر دو هفته سعی میکردم به بودجه بندی آزمون برسم که تقریبا این اتفاق هم می افتاد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
-خب ابتدا سعی میکردم سرعت و فشردگی رو زیاد کنم تا عقب افتادگی رو جبران کنم، اگر احساس میکردم که نمیرسم که چند بار هم این اتفاق افتاد،با حذف بعضی از منابع غیر ضروری عقب افتادگی رو جبران کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
-از همون ابتدا هدفم یک گرایش بوده و درس های تخصصی مربوط به آن گرایش را هم از همان ابتدا شروع کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
-تقریبا یک سیر صعودی داشته، طبق همان برنامه ای که گفتم سعی میکردم دائما ساعات مطالعه را افزایش بدم. خداروشکر چون نتیجه آزمون های آزمایشی خوب و دلگرم کننده بود دچار ناامیدی نشدم بلکه با هر آزمون بیشتر امیدوار میشدم به یک نتیجه خوب<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
-از کلاس های کنکور استفاده نکردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
-بله- هر هشت مرحله آزمون پارسه رو شرکت کردم و یکی از آزمون های جامع سنجش هم شرکت کردم.بدون اغراق فوق العاده در روند کار من موثر بوده<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
-نه همه درسام جمع بندی نداشت ولی درسهایی رو که برام خیلی مهم بودن و امیدوار بودم که بتونم در اون درسا نتیجه خوبی بگیرم یک بار به صورت جامع و یک یا دو بار به صورت سریع مرور کردم.البته جمع بندی خیلی خوبه ولی من طبق برنامه ای که چیده بودم دیگه وقتی برای جمع بندی به اون صورتی که باید باشه وجود نداشت.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
-به تعویق افتادن یک هفته ای کنکور خیلی از لحاظ روحی تاثیر خوبی داشت برام.دو سه روز قبل از کنکور در تاریخ اولش کمی استرس داشتم و احساس میکردم که آمادگی کافی رو ندارم و دوست داشتم یک سری از مطالب رو مرور کنم، وقتی کنکور یک هفته عقب افتاد کارهایی رو که میخواستم انجام دادم ،استرسم از بین رفت و با اعتماد به نفس بیشتر در آزمون شرکت کردم. با توجه به نتایج آزمون های آزمایشی،درصدهایی که در آزمون های سال قبل که در خانه از خودم گرفته بودم فکر میکردم که نتیجه قابل قبولی بگیرم ولی خب کنکور شرایط خاص خودش رو داره و نگرانیاش. اگر بخوام درصدی بگم منم تقریبا ۷۵ تا ۸۰ درصد آمادگی رو در خودم حس میکنم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
-دقیقا هفته اخر طبق تست آزمون هایی که از خودم میگرفتم متوجه شدم که در بعضی از درسها توانایی پاسخگویی به صد در صد سوالات رو دارم ولی در بعضی از درسها میزان اشتباهاتم زیاد بود، بنابراین با خودم تصمیم گرفتم که واقع گرایانه به تست ها جواب بدم و تا جواب سوالی را مطمئن نبودم جواب ندم، با این حساب پاسخ گویی به ۳۰-۴۰ درصد از سوالات بعضی از درسها هم برام قانع کننده بود<br />
<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
-در دفترچه اول یک سوال درس منطقی که حل وقت گیری هم داشت غلط بود، من وقت زیادی برای حل این سوال گذاشتم،چون درس منطقی یکی از درس هایی بود که برای پاسخ دادن به صد در صد سوالاش به سر جلسه رفته بودم.به خاطر همین یکم به هم ریختم و به دلیل کم شدن وقتم برای پاسخ گویی به سوالات درس های دیگر دقتم در حل کمی کم شد ولی در کل مشکل خاصی وجود نداشت<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
-به سوالات طبق ترتیب دفترچه جواب دادم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
-خیلی به این موضوع فکر نمیکردم و سعی میکردم سوال را حل کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
-وقت کم نیاوردم ولی خب زیاد هم نیاوردم و از تمام وقت استفاده کامل رو کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
-بله اینکار رو کردم، درصد دروس مشترکم حدود سه درصد به دلیل حذف یک سوال درس منطقی اضافه شد و بقیه درصد هام تغییری نکرد. <br />
بعد از تصحیح جواب ها با کلید اولیه سنجش دیگه تقریبا مطمئن بودم که رتبم زیره ۳۰ میشه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
-پایه تحصیلی،دانشگاه کارشناسی به نوبه خود تاثیر داشتند ولی نمیشه گفت که این تاثیر زیاده، از همه مهمتر ایه که شخص چقد به هدف خودش و به آینده ایمان داشته باشه و چقدر برای رسیدن به اون هدف میجنگه، کلاس کنکور برای بچه هایی که از لحاظ پایه تحصیلی خیلی ضعیف هستند و برای شروع نیاز به کمک دارند مفید است ولی فک نمیکنم به اون اندازه ای که آدم براش وقت میزاره و هزینه میکنه موثر باشه، شرایط مطالعه و زندگی هم تاثیر بسیار زیادی دارد و یکی از مهم ترین المان های مطالعه است.<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
-دوست دارم همیشه در هر زمینه ای بهترین باشم و برای رسیدن به این هدف تلاش میکنم. چه زمانی که مشغول تحصیل هستم و چه بعد از فارغ التحصیلی. در نهایت امیدوارم بتوانم در جامعه فردی مفید باشم و همیشه به سمت جلو گام بردارم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
-<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
-پدر و مادرم که شرایط یک زندگی خوب و آرام رو فراهم کردن و تعدادی از دوستانم که در این مسیر همیشه مایه دلگرمی من بودند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
- باید درس های ریاضی رو بیشتر میخوندم و مطمئن هستم که با کمی بیشتر کردن فشار در این درس ها میتونستم بهترین نتیجه ممکن رو بگیرم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
- دانشگاه صنعتی شریف چون شریفه و همه چی تمام<br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
-دانشگاه صنعتی شریف<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
-بسته به توان مطالعه و پایه درسی خودشون توی زمان بندی و برنامه ریزی دقت کنند. ارزشمندترین کار تلاش کردن برای موفقیته و از هیچی کم نزارن<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
-فک نکنم،۴۳ تا سوال کافیه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
-خیلی تو مانشت فعال نبودم ولی همین که یک سایت تخصصی وجود داره که همه اتفاق هارو گزارش میکنه،افراد با تجربه بهبقیه مشاوره میدن و کمک میکنن، از هم سوال میپرسن و جواب میدن، کارنامه هارو میزارن و... خوب خیلی عالیه.وجودش لازمه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16315/فرهاد آزادجو.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			فرهاد آزادجو.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">179.2 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 17 علوم کامپیوتر،20 مهندسی دانش]]></title>
			<link>/forum/thread-24390.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jun 2014 07:36:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24390.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span> <br />
به نام خدا<br />
متولد ۷۰ اهل اراک،<br />
رتبه ۴۵ هزار <span style="color: #87CEFA;">..........</span>کنکور کارشناسی دانشجوی کارشناسی علوم کامپیوتر دامغان،<br />
رتبه ۱۷ (خالی)<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />   کنکور  کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر،۲۰ مهندسی دانش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
کارشناسی رشته علوم کامپیوتر،در حال تحصیل هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
تو راهنمایی جز شاگردای خوب کلاس بودم،ولی دبیرستان به یه بن بست فلسفی خوردم که چرا درس؟!با خودم گفتم باید پول دربیارم،چجوری؟راهی که نیاز به سرمایه نداشته باشه،برنامه نویسی!خلاصه از اول دبیرستان شروع کردم به برنامه نویسی و گفتم تهش حالا بخاطر عرف و جامعه، یه لیسانس نرم افزار آزادم می گیرم.ریاضی اول دبیرستان اولین نمرم ۱۸ و خورده ای بود،آخرش به ۱۱،۱۲ رسید.<br />
اولین بار تو انتخاب رشته دانشگاه آزاد اسم علوم کامپیوتر رو دیدم و بعد از نرم افزار زدمش.اونجا تازه تحقیقاتم در موردش شروع شد و دیدم با توجه به شخصیت خودم،که بیشتر آدم نظری هستم تا عملی،از نرم افزار بیشتر بهم می خوره...پشیمون شدم که چرا بعد از نرم افزار زدمش!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> دیگه تقریبا پیش دانشگاهی بود که فهمیدم درس خوندنم چیز جالبیه ولی خوب دیگه دیر شده بود و فایده ای نداشت،خلاصه کنکور رو دادم و تمام جاهایی که علوم کامپیوتر داشتن رو انتخاب کردم که با توجه به رتبم، بهتر از دامغان قبول نمیشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
برعکس دبیرستان،توی دانشگاه از اول به قصد درس خوندن وارد شدم و چون می خواستم ادامه تحصیل بدم،می دونستم که معدل خیلی مهمه.درسا رو به نسبت خودشون می خوندم ولی خوب بعضی ها رو فقط برای نمره بالا گرفتن؛درسایی تو مایه های ریاضی و آنالیزها که عمدتا هم ضغیف بودم و هستم و بعضی ها رو هم از روی علاقه مثل مبانی کامپیوتر و ترکیبیات و ساختمان و منطق که نسبتا توشون خوب بودم.<br />
از همون اول هم با مسابقات ACM آشنا شدم و از سال دوم توی تیم ACM دانشگاه بودم و همین تاثیر زیادی توی پایم برای درسایی مثل ساختمان داده و ترکیبیات شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
بله،از همون اول اصلی ترین هدفم ارشد بود و از همون موقع مسائل کنکور رو پیگیری می کردم ؛نتایج بچه های دانشگاهمون،چرخیدن تو سایت هایی مثه مانشت،خوندن مصاحبه ها،دیدن کارنامه ها  و ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
اوایل زیاد مطمئن نبودم.یه بار می گفتم،میرم به سمت هوش مصنوعی،یه بار می گفتم علوم کامپیوتر،یه مدتم به شدت رفته بودم تو فاز علوم شناختی،ولی از ترم ۵ و ۶ به بعد که درسایی که بیشتر سمت مهندسی بودن رو جدی نگرفتم،تصمیم قطعی گرفتم سال اول علوم کنکور بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
سال اولی بود که کنکور میدادم<br />
زبان ۳۸<br />
پایه :۲۴<br />
تخصصی :۵۳<br />
پایه (مهندسی دانش)  ۲۰<br />
تخصصی ۱۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
درس خوندن،به هیچ وجه شباهتی نداشت،همه چی جزوه محور بود،به جز دو سه تا درس.یادمه برای ترکیبیات،نشستم کتاب گریمالدی زبان اصلی رو خوندم،چون توی دبیرستان هیچی از ترکیب و این جور چیزها نفهمیده بود،خیلی دوس داشتم تو این زمینه قوی شم.<br />
ولی امتحان،دقیقا مثال های حل شده جزوه اومد و منم خیلی سوتی دادم و همونایی که شب امتحان سوالاشونو ازم می پرسیدن،نمرشون ازم بهتر شد و جزء دو سه تا نمره آخر کلاس بودم ،ولی همین ترکیبیات رو توی کنکور از ۱۵ تا سوال ۹ تا زدم که همش درست بود.<br />
به صورت کلی،اون چیزی که من دیدم:<br />
<span style="color: #800000;">توی دانشگاه یه سری آدما هستن که فقط دنبال نمره هستن و  نمره بالا هم می گیرن!اینا طبق چیزی که من توی این چند ساله دیدم آدمای موفقی توی کنکور نبودن،ولی یه سری دیگه هستن که من اسمشون رو میذارم آدمای فعال؛ آدمایی که معمولا اطلاعات خوبی داشتن،پروژه میدادن،کارهای فوق درسی انجام میدادن،گاها درس هم می خوندن،<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> این ها وضعیت بهتری توی کنکور دارن.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من کلا آدم مقید به برنامه ریزی دقیق و ساعت و  این چیزها نبودم.از تابستون به صورت تفریحی شروع کردم خوندن.خیلی آروم جلو می رفتم.دو ماهه اول یه ریاضی ۱ آقاسی می خوندم که شاید روزی ۳-۴ صفحه میرفتم جلو،و پیتر لینزم روخونی می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
همونجوری که گفتم،خیلی معتقد به برنامه مطالعاتی و این چیزا نبودم،برنامه ریزی هام لحظه ای بود و کوتاه مدت،و اونم الزامی روش نداشتم و خیلی راحت تغییرش می دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
کلا متکی به منبع و زمان مشخص نبودم،از روی مصاحبه های مانشت و صحبت با دوستان سال بالاییم یه کتاب برای هر درس مدنظر گرفته بودم،ولی به کتابای دیگه و مخصوصا اینترنت زیاد سرک می کشیدم.<br />
زمانم که هیچ وقت تا روز آخر کنکورم اون جوری که برنامه ریزی می کردم پیش نرفت.ولی خوب وقت هم کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">دروس پایه</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی ۱</span>: 1 دونه زدم غلط دراومد.<br />
 می دونستم که توی این درس ضعیفم،کتاب آقاسی رو گرفتم و تابستون شروع کردم تفریحی خوندن،خیلی خوب بود و خوب میفهمیدم ولی تقریبا بعد از شهریور گذاشتمش کنار تا یه ماه مونده به کنکور،که دیگه دیدم برای دوره کردنش دیر شده و دارم سمبلش می کنم،و ولش کردم<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد:</span></span>آقاسی کتاب خوبیه،ولی اگه واقعا قصد دارید روش سرمایه کنید،پیوسته باید بخونیدشو زیاد مرورش کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی ۲</span>: نخوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ریاضی</span> : 4 تا درست،۱ دونه غلط،از ۶ تا<br />
 کتاب لین و لین،یه جزوه PDF هم توی اینترنت بود ماله دانشگاه شهید بهشتی.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد :</span></span>درس بسیار راحتیه و میشه همه تستاش رو زد!!! بشینید لین و لینو بخورید!!!مخصوصا تمریناشو،این جزوه هم،حتما بگردید دانلودش کنید و بخونیدش چون بعضی مطالبش توی لین و لین نبود و اگه با دقت می خوندم یه سوال منطق رو اشتباه نمی زدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ماتریس ها و جبر خطی:</span> ۲ تا درست از ۶ تا<br />
کتاب جبرخطی مدرسان کتاب خیلی خوب و قشنگی بود،ولی حیف که برای ما درست تدریس نشده بود و پایه قوی ای نداشتم،به خاطر همین دو سه فصلشو بیشتر نرسیدم بخونم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی آنالیز عددی: </span>۲ تا درست از ۶ ت<br />
راستش من کتاب پوران رو گرفتم،یه کتاب پیام نور هم داشتم ولی مباحثش خیلی حفظی بود و فرار.دو سه فصلشو بیشتر نخوندم.چند روز آخرم کتاب مدرسان رو از یکی از بچه ها گرفتم ونشستم عینا سوالات فصل اولش رو حفظ کردم که دقیقا یکیش اومد.<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پیشنهاد :</span></span> این درس یه درس حفظیه،حتی اگه شده بشینید سوالات سال های  قبل رو حفظ کنید،ارزش داره،چون تکراری زیاد میدن.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی آنالیز ریاضی:</span> ۱ دونه زدم غلط!<br />
فقط اواخر نشستم فصل فضاهای متریکه رودین رو خوندم.این یه دونه هم سوال ساده ای بود که سوتی دادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی احتمال: </span>۴ تا درست از ۶ تا<br />
بهبودیان،یه جزوه هم تو اینترنت دیدم ماله پارسه بود،کتاب مدرسان رو هم دیدم.<br />
به تعداد کتاب ها نگاه نکنید،کلا دو فصل کتاب بهبودیان میاد!خوندن همه این ها با هم یه هفته هم زمان نمی خواست!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">دروس تخصصی</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ترکیبیات</span>: ۹ تا درست از ۱۵ تا<br />
خودم پوران رو گرفتم و از روی اون می خوندم ولی کتاب مدرسان به نظرم بهتر بود،حوصلم میامد،مثالای گریمالدی رو نگاه می کردم،تو اینترنت می چرخیدم...<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده:</span> ۷ تا درست،۲ تا غلط از ۱۵ تا<br />
خودم کتاب X رو گرفتم ۲۰ هزار تومن!!! ولی اصلا بدرد کنکور نمی خورد و از یکی از دوستام کتاب پوران رو گرفتم که واقعا کتاب کاملی بود.طراحی رو هم فقط فصلی که مربوط به مرتبه زمانی و این ها بود رو از روی طراحی پوران خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">نظریه محاسبه:</span> ۱۰ تا درست،۳ تا غلط از ۱۵ تا<br />
توی مصاحبه های همین سایت از لینز خیلی شنیده بودم.تابستون نشستم فصلاش رو روخونی کردم که البته به مهر و آبان هم کشید،بعد دیگه حل تمرینشو گرفتم و نشستم تک تک تمریناشو حل کردم.تو اینترنتم زیاد می چرخیدم و هر چی رو که نمی فهمیدم پیدا می کردم و دنبال مطالب جدید می گشتم.<br />
پیشنهاد: من کتاب مدرسان رو هم دیدم،تستاش برای تست زدن بد نبود،ولی برای خوندن هیچ چی لینز نمیشه،مخصوصا تمریناش!!!حتما تمریناشو نگاه کنید،حتی اگه می بینید تمرینی رو نمی تونید حل کنید،صورتش رو حفظ کنید!!!<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی منطق و نظریه مجموعه ها : </span>۸ تا درست،۱ غلط از ۱۵ تا<br />
درسی بود که اولین بار بود،توی کنکور می آمد  و نمی دونستم چی قراره بیاد،برای بخش منطق،توی دانشگاه به ما logic in computer science  رو درس داده بودن،مدرسان توی آزموناش از مباحثی می گفت که خیلی با کتابی که به ما تدریس شده بود ،تطابق نداشت و توی سرفصل های درس هم نبود و خلاصه هر کی هر کی بود.برای فصل های منطقش بیشتر تو اینترنت دنبال مطالب می گشتم و می خوندم. نسبت به سایر درسا وقت کمتری براش گذاشتم،ولی باز به نسبت بقیه افراد وقت بیشتری براش گذاشتم.تو همون هفته ای هم که کنکور افتاد عقب،کتاب دکتر اردشیر به دستم رسید که به نظرم منبع اصلی طراح سوال بود،و کاش زودتر رسیده بود،چون نتونستم فصل منطق محمولاتش رو مفصل بخونم.برای مجموعه هاش هم همون چیزایی که برای مبانی ریاضی خوندمو یه فصل از جزوه منطق مدرسان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
منطق دکتر اردشیر<br />
مبانی ریاضی لین و لین<br />
نظریه محاسبه پیترلینز<br />
وقت خالی پیدا کردید،گریمالدی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
آره،مخصوصا تا ترم های ۵ و ۶/ولی دیدم بقیه از روی جزوه می خونن و نمره هاشونم بهتر میشه،گفتم چه کاریه،دیگه منم جزوه محور شدم و اتفاقا برای نمره گرفتن خیلی خوب جواب داد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
نه از قبل دو سه ترم کلاسای بیرون رفته بودم،توی کارشناسی خیلی وقتا که مباحث کتاب یا جزوه رو نمی فهمیدم می رفتم اینترنت و اینگلیسی سرچ می کردم،توی مسابقات ACM هم بیشتر من مسئول خوندن و فهم سوال بودم و خلاصه نسبتا ریدینگم خوب بود.۵۰۴ رو هم ۱۰-۱۱ تا فصلشو بیشتر نخوندم،که به دردم خیلی نخورد.<br />
توی کنکور،۱۰ سوال اول که عمومی بود رو نخونده رد کردم،رسیدم بخش جاخالی ۲ تاش رو جواب دادم و با احتمال زیاد می دونستم که درسته،بر همین اساس گفتم پس ۶ تا سوال جا دارم بزنم تا منفی شه.طبق همین فرمول که چند تا می تونم بزنم تا منفی نشه،ادامه دادم.ریدینگ هاش هم خدایی نسبت به آزمون های مدرسان خیلی سخت بود.می تونم بگم تقریبا هیچ سوالی رو مطمئن نزدم و همه رو با یه استدلال نصفه و نیمه می زدم .خدا رو شکر از سوالایی که زدم فقط یه دونش غلط دراومد و شد ۳۸ درصد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من توی ریاضی ۱ ضعیف بودم،درسی بود که توی دانشگاه از همه بیشتر براش وقت گذاشتم شاید روزی تقریبا یک ساعت می خوندمش ولی کمترین نمره رو ازش گرفتم.برای کنکور هم از تابستون کتاب آقاسی رو شروع کردم که کتاب خیلی خوبی بود ولی یک ماه قبل از کنکور گذاشتم جلوم و دیدم مباحثش خیلی زیاده خیلی چیزاش یادم نیست و نصفه کار ولش کردم،تو کنکورم یه دونه زدم که غلط از آب دراومد.ریاضی ۲ رو هم طبق مصاحبه نفر اول دو سه سال پیش کلا بی خیالش شدم.آنالیز ریاضی،حجم کتاب مدرسان خیلی زیاد بود و اصلا فاز خوندن به آدم نمی داد.یکی دو هفته آخر نشستم فصل اول رودین رو خوندم که اونم یه دونه زدم غلط شد.بقیه رو باید خوند و مثل آب خورد میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #FF0000;">کلا برای من همه چیز طبق یه اصل پیش میرفت:در حال حاضر چی فاز میده؟</span></span></span><br />
گاهی با دوستان،گاهی کتابخونه،گاهی سر کلاس وقتی استاد داشت درس می داد و فاز گوش کردن نبود...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
زییییییاد میشد که برنامه ریزیم تند یا کند بشه!<br />
کلا شاید اینقدر که برای حواشی کنکور وقت گذاشتم،برای خوندن دروس کنکور وقت نذاشتم (اغراق <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) و به نظرم این یکی از مهمترین دلایل موفقیتم بود که بهم انگیزه میداد،مثلا هر موقع خسته میشدم و انگیزم کم می شدم می نشستم مصاحبه های مانشت رو می خوندم،کارنامه های سال قبل  رو نگاه می کردم و ...<br />
یکی دیگه از چیزهایی که باعث میشد انگیزمو حفظ کنم،تجسم لحظه پیروزی بود!با خودم فک می کردم وقتی این خبر رو به خانواده و دوستام بدم چقدر خوشحال میشن... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله،من مدرسان شریف رو شرکت کردم که خیلی برام موثر بود،تو تمام آزمون ها زیر ۱۰ بودم و همین توی<span style="font-weight: bold;"> بالابردن اعتماد به نفسم خیلی موثر بود</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد:</span></span>حتما آزمون شرکت کنید و حتما اولین آزمونی رو که شرکت می کنید،جدی بگیرید،خیلی توی روحیتون تاثیر میذاره،همون جوری که روی من تاثیر مثبت میذاشت،میدیدم بچه هایی که رتبشون خوب نمیشد،یواش یواش بی انگیزه میشدن...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تقریبا ماه آخر شروع کردم به برنامه ریزی.هر هفته برنامه هفته بعد رو میذاشتم که فلان درس رو باید جمع بندی کنم،ولی نمی دونم چرا ککلا  هی نمیشد!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه ،خدا رو شکر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بری پاسخگویی نه ولی چون منطق اولین بار بود،مشتاق بودم ببینم چه سوالایی اومده و بالاخره طبق کدوم منبع هست.تا دفترچه رو دادن سریع رفتم سراغ منطق،بعدش یادم نیست،فقط یادمه آخرش ساختمان داده رو زدم بعد هم زبان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
تعداد سوالات خیلی بود،نگاه می کردم،اگه قبلا مثلش رو دیده بودم یا چیزی به ذهنم میرسید حل می کردم،نمی رسید رد می دادم،وقت خیلی برای کلنجار رفتن با سوال نداشتم،و گرنه می تونستم ترکیبیات یا ساختمان داده رو بهتر بزنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
یه دور که پایه و تخصصی علوم رو زدم دیگه وقت به اون صورت نبود که برگردم روی اون هایی که وقت نذاشتم وقت بذارم،فقط یه نگاه کردم دیدم سوالات مهندسی دانش هم یک سری هاش مشابه علومه،که اون ها رو داشتم تیک میزدم،وسطاش وقت تموم شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
یه سری جواب ها توی ذهنم بود...<br />
زبان رو یادم نبود ولی احتمالی حساب می کردم می دیدم ۲۰ درصد کمتر نمیشه که شد ۳۸ درصد<br />
پایه رو فک می کردم ۲۱ بشه که شد ۲۴<br />
تخصصی هم طبق تخمین حدود ۴۰-۵۰ حساب می کردم،چند تا سوال بود که در موردشون مطمئن نبودم.<br />
همه چیز،اون حد بالایی شد که در نظر گرفته بودم.در مورد این قسمت یه توضیحی آخرش میدم،حتما بخونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی</span> :خیلی مهمه!اگه سال پایینی هستید،سر درسهای تخصصی مخصوصا، خیلی وقت بذارید،به این فکر نکنید که حالا استاد آخرش یه امتحان از روی جزوه می گیره و پاس میشید!تو کنکورتون خیلی تاثیر داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشگاه کارشناسی:</span>فعلا چون مشغول به تحصیلم،سکوت می کنم!<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریز برای کنکور</span>:خیلی برنامه ریزی نداشتم ولی اون چیزی که نقش بیشتری داشت،<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پیگیری برای کنکور بود</span></span>،که خیلی دنبال مطالب مرتبط با کنکور می گشتم و توی روحیه دهی و انگیزه دادن بهم خیلی موثر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">کنکور آزمایشی:</span>خیلی تاثیر داشت،بیشتر از نظر بالا بردن اعتماد به نفسم.<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">تجسم موفقیت </span></span>: خیلی موثر بود و خیلی بهم انگیزه میداد،تجسم اینکه موفقیت من می تونه چه تاثیری رو بچه های سال بعد دانشگاه خودمون که نسبتا دانشگاه ضعیفیه بذاره،یا چقدر می تونه خانوادم رو خوشحال کنه و...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
البته بستگی به این داره که کجا قبول شم،خیلی دوس دارم که سیستم های هوشمند بشه و برم دنبال مباحث its ولی خوب تدریس رو هم دوس دام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
به مباحث هوش مصنوعی علاقه دارم و اولین انتخابم هم اگر انشاالله قبول شم سیستم های هوشمنده امیرکبیره،ولی خوب در اینکه قبول شم شک دارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
یه سری چیزا رو میگم،برداشت آزاد؛<br />
* من شخصا به یه سری چیزا اعتقاد دارم،خدا،نذر ونیاز...اگه تخمین درصدای منو دیده باشید،تمام درصدام، کران بالای چیزیه که تخمین زده بودم...لطف خدا خیلی شامل حالم شد.<br />
*انگیزه اصلیم برای خوندن پدر و مادرم بودم،تجسم اینکه خبر موفقتم رو بشنون چقدر خوشحال میشن،رویای شبای قبل از کنکورم بود...و چه روزی بود وقتی فهمیدن رتبم ۱۷ شده... امیدوارم برای شما هم چنین روزی پیش بیاد...<br />
* یه جمعیت خیریه هست توی دانشگاه که من از ترم ۲ و ۳ توش فعالیت می کردم.برای انتخاب دبیر این جمعیت روالی هست به این صورت که یه دفعه اعضای جمعیت طرف رو میارن،میگن شما دبیر جدید انتخاب شدی،نظر مثبتت چیه؟!برای منم ترم ۶ چنین اتفاقی افتاد و دبیر اون جمعیت شدم.ترم ۷ که مهر کنکور بود روز میشد که کلاس ها رو (با توجه به شرایط اسفناکی که تو گروه علوم کامپیوتر بوجود آمده بود و رفتن و نرفتن خیلی از کلاسا فرقی نداشت) اکثرا میپیچوندم و  تا ساعت ۴-۵ درگیر کارهای جمعیت میشدم و دیگه بعد هم که میرفتم خونه،دوباره باید یکی دو ساعت بعدش برمیگشتم دانشگاه شام و ... خلاصه وقتم خیلی گرفته میشد،ولی همون ۲-۳ ساعتی هم که می خوندم برکت داشت.<br />
* بیشتر از وقتی که  برای خوندن بذارم،وقت برای فکر کردن میذاشتم،یعنی شاید در طول روز خیلی خیلی  می خوندم،۴ -۵ ساعت بود  ولی در طول روز فکرم درگیر مطالبی که خوندم بود و سعی می کردم بتونم <span style="font-weight: bold;">مطالب رو به هم ربط بدم و خودمو بذارم جای طراح سوال</span>،ببینم از این بحث چه سوالی می تونم دربیارم.<br />
* تو این ۴ ساله و حتی سالی که برای کنکور می خوندم،اونجایی که باید تفریح می کردم،تفریح کردم،از اون آدما نبودم که بشینم هر فیلمی به دستم رسید ببینم ولی فیلمایی که ارزش دیددن داشت رو دیدم،تو کارهای فرهنگی شرکت کردم،شاید اون قدری که باید، درس نخوندم ولی بازم به نسبت بقیه خوب خوندم،خلاصه اینکه،تو کارشناسی وقت زیاد هست،میشه همه این کارها رو کرد و رتبه خوبی هم بدست آورد.<br />
* من به کنکور به چشم یه سرگرمی نگاه می کردم،همونجوری که آنالیز بازیکنای فوتبال و جدول لیگ و ... برای یه سری سرگرمیه،پیگیری و آنالیز مسائل کنکورم برام شده بود یه سرگرمی.البته این که می گم سرگرمی،نه اینکه استرس نداشته باشم و بیخیال باشم،هفته آخر،ثانیه ثانیش رو میشمردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت تو قبولی من خیلی تاثیر داشت،مثل یک استاد راهنما کنارم بود،از تمام دوستانی که سال های قبل مصاحبه کردن ممنونم،مصاحبه هاشون خیلی تاثیر داشت،مخصوصا نفر اول دو سال پیش،آقای جوادی، که توی این یکی دو ساله به کرات مصاحبه ایشونو می خوندم.خدا همتونو خیر بده.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span> <br />
به نام خدا<br />
متولد ۷۰ اهل اراک،<br />
رتبه ۴۵ هزار <span style="color: #87CEFA;">..........</span>کنکور کارشناسی دانشجوی کارشناسی علوم کامپیوتر دامغان،<br />
رتبه ۱۷ (خالی)<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />   کنکور  کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر،۲۰ مهندسی دانش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
کارشناسی رشته علوم کامپیوتر،در حال تحصیل هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
تو راهنمایی جز شاگردای خوب کلاس بودم،ولی دبیرستان به یه بن بست فلسفی خوردم که چرا درس؟!با خودم گفتم باید پول دربیارم،چجوری؟راهی که نیاز به سرمایه نداشته باشه،برنامه نویسی!خلاصه از اول دبیرستان شروع کردم به برنامه نویسی و گفتم تهش حالا بخاطر عرف و جامعه، یه لیسانس نرم افزار آزادم می گیرم.ریاضی اول دبیرستان اولین نمرم ۱۸ و خورده ای بود،آخرش به ۱۱،۱۲ رسید.<br />
اولین بار تو انتخاب رشته دانشگاه آزاد اسم علوم کامپیوتر رو دیدم و بعد از نرم افزار زدمش.اونجا تازه تحقیقاتم در موردش شروع شد و دیدم با توجه به شخصیت خودم،که بیشتر آدم نظری هستم تا عملی،از نرم افزار بیشتر بهم می خوره...پشیمون شدم که چرا بعد از نرم افزار زدمش!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> دیگه تقریبا پیش دانشگاهی بود که فهمیدم درس خوندنم چیز جالبیه ولی خوب دیگه دیر شده بود و فایده ای نداشت،خلاصه کنکور رو دادم و تمام جاهایی که علوم کامپیوتر داشتن رو انتخاب کردم که با توجه به رتبم، بهتر از دامغان قبول نمیشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
برعکس دبیرستان،توی دانشگاه از اول به قصد درس خوندن وارد شدم و چون می خواستم ادامه تحصیل بدم،می دونستم که معدل خیلی مهمه.درسا رو به نسبت خودشون می خوندم ولی خوب بعضی ها رو فقط برای نمره بالا گرفتن؛درسایی تو مایه های ریاضی و آنالیزها که عمدتا هم ضغیف بودم و هستم و بعضی ها رو هم از روی علاقه مثل مبانی کامپیوتر و ترکیبیات و ساختمان و منطق که نسبتا توشون خوب بودم.<br />
از همون اول هم با مسابقات ACM آشنا شدم و از سال دوم توی تیم ACM دانشگاه بودم و همین تاثیر زیادی توی پایم برای درسایی مثل ساختمان داده و ترکیبیات شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
بله،از همون اول اصلی ترین هدفم ارشد بود و از همون موقع مسائل کنکور رو پیگیری می کردم ؛نتایج بچه های دانشگاهمون،چرخیدن تو سایت هایی مثه مانشت،خوندن مصاحبه ها،دیدن کارنامه ها  و ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
اوایل زیاد مطمئن نبودم.یه بار می گفتم،میرم به سمت هوش مصنوعی،یه بار می گفتم علوم کامپیوتر،یه مدتم به شدت رفته بودم تو فاز علوم شناختی،ولی از ترم ۵ و ۶ به بعد که درسایی که بیشتر سمت مهندسی بودن رو جدی نگرفتم،تصمیم قطعی گرفتم سال اول علوم کنکور بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
سال اولی بود که کنکور میدادم<br />
زبان ۳۸<br />
پایه :۲۴<br />
تخصصی :۵۳<br />
پایه (مهندسی دانش)  ۲۰<br />
تخصصی ۱۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
درس خوندن،به هیچ وجه شباهتی نداشت،همه چی جزوه محور بود،به جز دو سه تا درس.یادمه برای ترکیبیات،نشستم کتاب گریمالدی زبان اصلی رو خوندم،چون توی دبیرستان هیچی از ترکیب و این جور چیزها نفهمیده بود،خیلی دوس داشتم تو این زمینه قوی شم.<br />
ولی امتحان،دقیقا مثال های حل شده جزوه اومد و منم خیلی سوتی دادم و همونایی که شب امتحان سوالاشونو ازم می پرسیدن،نمرشون ازم بهتر شد و جزء دو سه تا نمره آخر کلاس بودم ،ولی همین ترکیبیات رو توی کنکور از ۱۵ تا سوال ۹ تا زدم که همش درست بود.<br />
به صورت کلی،اون چیزی که من دیدم:<br />
<span style="color: #800000;">توی دانشگاه یه سری آدما هستن که فقط دنبال نمره هستن و  نمره بالا هم می گیرن!اینا طبق چیزی که من توی این چند ساله دیدم آدمای موفقی توی کنکور نبودن،ولی یه سری دیگه هستن که من اسمشون رو میذارم آدمای فعال؛ آدمایی که معمولا اطلاعات خوبی داشتن،پروژه میدادن،کارهای فوق درسی انجام میدادن،گاها درس هم می خوندن،<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> این ها وضعیت بهتری توی کنکور دارن.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من کلا آدم مقید به برنامه ریزی دقیق و ساعت و  این چیزها نبودم.از تابستون به صورت تفریحی شروع کردم خوندن.خیلی آروم جلو می رفتم.دو ماهه اول یه ریاضی ۱ آقاسی می خوندم که شاید روزی ۳-۴ صفحه میرفتم جلو،و پیتر لینزم روخونی می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
همونجوری که گفتم،خیلی معتقد به برنامه مطالعاتی و این چیزا نبودم،برنامه ریزی هام لحظه ای بود و کوتاه مدت،و اونم الزامی روش نداشتم و خیلی راحت تغییرش می دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
کلا متکی به منبع و زمان مشخص نبودم،از روی مصاحبه های مانشت و صحبت با دوستان سال بالاییم یه کتاب برای هر درس مدنظر گرفته بودم،ولی به کتابای دیگه و مخصوصا اینترنت زیاد سرک می کشیدم.<br />
زمانم که هیچ وقت تا روز آخر کنکورم اون جوری که برنامه ریزی می کردم پیش نرفت.ولی خوب وقت هم کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">دروس پایه</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی ۱</span>: 1 دونه زدم غلط دراومد.<br />
 می دونستم که توی این درس ضعیفم،کتاب آقاسی رو گرفتم و تابستون شروع کردم تفریحی خوندن،خیلی خوب بود و خوب میفهمیدم ولی تقریبا بعد از شهریور گذاشتمش کنار تا یه ماه مونده به کنکور،که دیگه دیدم برای دوره کردنش دیر شده و دارم سمبلش می کنم،و ولش کردم<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد:</span></span>آقاسی کتاب خوبیه،ولی اگه واقعا قصد دارید روش سرمایه کنید،پیوسته باید بخونیدشو زیاد مرورش کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی ۲</span>: نخوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ریاضی</span> : 4 تا درست،۱ دونه غلط،از ۶ تا<br />
 کتاب لین و لین،یه جزوه PDF هم توی اینترنت بود ماله دانشگاه شهید بهشتی.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد :</span></span>درس بسیار راحتیه و میشه همه تستاش رو زد!!! بشینید لین و لینو بخورید!!!مخصوصا تمریناشو،این جزوه هم،حتما بگردید دانلودش کنید و بخونیدش چون بعضی مطالبش توی لین و لین نبود و اگه با دقت می خوندم یه سوال منطق رو اشتباه نمی زدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ماتریس ها و جبر خطی:</span> ۲ تا درست از ۶ تا<br />
کتاب جبرخطی مدرسان کتاب خیلی خوب و قشنگی بود،ولی حیف که برای ما درست تدریس نشده بود و پایه قوی ای نداشتم،به خاطر همین دو سه فصلشو بیشتر نرسیدم بخونم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی آنالیز عددی: </span>۲ تا درست از ۶ ت<br />
راستش من کتاب پوران رو گرفتم،یه کتاب پیام نور هم داشتم ولی مباحثش خیلی حفظی بود و فرار.دو سه فصلشو بیشتر نخوندم.چند روز آخرم کتاب مدرسان رو از یکی از بچه ها گرفتم ونشستم عینا سوالات فصل اولش رو حفظ کردم که دقیقا یکیش اومد.<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پیشنهاد :</span></span> این درس یه درس حفظیه،حتی اگه شده بشینید سوالات سال های  قبل رو حفظ کنید،ارزش داره،چون تکراری زیاد میدن.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی آنالیز ریاضی:</span> ۱ دونه زدم غلط!<br />
فقط اواخر نشستم فصل فضاهای متریکه رودین رو خوندم.این یه دونه هم سوال ساده ای بود که سوتی دادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی احتمال: </span>۴ تا درست از ۶ تا<br />
بهبودیان،یه جزوه هم تو اینترنت دیدم ماله پارسه بود،کتاب مدرسان رو هم دیدم.<br />
به تعداد کتاب ها نگاه نکنید،کلا دو فصل کتاب بهبودیان میاد!خوندن همه این ها با هم یه هفته هم زمان نمی خواست!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;">دروس تخصصی</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی ترکیبیات</span>: ۹ تا درست از ۱۵ تا<br />
خودم پوران رو گرفتم و از روی اون می خوندم ولی کتاب مدرسان به نظرم بهتر بود،حوصلم میامد،مثالای گریمالدی رو نگاه می کردم،تو اینترنت می چرخیدم...<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده:</span> ۷ تا درست،۲ تا غلط از ۱۵ تا<br />
خودم کتاب X رو گرفتم ۲۰ هزار تومن!!! ولی اصلا بدرد کنکور نمی خورد و از یکی از دوستام کتاب پوران رو گرفتم که واقعا کتاب کاملی بود.طراحی رو هم فقط فصلی که مربوط به مرتبه زمانی و این ها بود رو از روی طراحی پوران خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">نظریه محاسبه:</span> ۱۰ تا درست،۳ تا غلط از ۱۵ تا<br />
توی مصاحبه های همین سایت از لینز خیلی شنیده بودم.تابستون نشستم فصلاش رو روخونی کردم که البته به مهر و آبان هم کشید،بعد دیگه حل تمرینشو گرفتم و نشستم تک تک تمریناشو حل کردم.تو اینترنتم زیاد می چرخیدم و هر چی رو که نمی فهمیدم پیدا می کردم و دنبال مطالب جدید می گشتم.<br />
پیشنهاد: من کتاب مدرسان رو هم دیدم،تستاش برای تست زدن بد نبود،ولی برای خوندن هیچ چی لینز نمیشه،مخصوصا تمریناش!!!حتما تمریناشو نگاه کنید،حتی اگه می بینید تمرینی رو نمی تونید حل کنید،صورتش رو حفظ کنید!!!<br />
<span style="font-weight: bold;">مبانی منطق و نظریه مجموعه ها : </span>۸ تا درست،۱ غلط از ۱۵ تا<br />
درسی بود که اولین بار بود،توی کنکور می آمد  و نمی دونستم چی قراره بیاد،برای بخش منطق،توی دانشگاه به ما logic in computer science  رو درس داده بودن،مدرسان توی آزموناش از مباحثی می گفت که خیلی با کتابی که به ما تدریس شده بود ،تطابق نداشت و توی سرفصل های درس هم نبود و خلاصه هر کی هر کی بود.برای فصل های منطقش بیشتر تو اینترنت دنبال مطالب می گشتم و می خوندم. نسبت به سایر درسا وقت کمتری براش گذاشتم،ولی باز به نسبت بقیه افراد وقت بیشتری براش گذاشتم.تو همون هفته ای هم که کنکور افتاد عقب،کتاب دکتر اردشیر به دستم رسید که به نظرم منبع اصلی طراح سوال بود،و کاش زودتر رسیده بود،چون نتونستم فصل منطق محمولاتش رو مفصل بخونم.برای مجموعه هاش هم همون چیزایی که برای مبانی ریاضی خوندمو یه فصل از جزوه منطق مدرسان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
منطق دکتر اردشیر<br />
مبانی ریاضی لین و لین<br />
نظریه محاسبه پیترلینز<br />
وقت خالی پیدا کردید،گریمالدی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
آره،مخصوصا تا ترم های ۵ و ۶/ولی دیدم بقیه از روی جزوه می خونن و نمره هاشونم بهتر میشه،گفتم چه کاریه،دیگه منم جزوه محور شدم و اتفاقا برای نمره گرفتن خیلی خوب جواب داد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
نه از قبل دو سه ترم کلاسای بیرون رفته بودم،توی کارشناسی خیلی وقتا که مباحث کتاب یا جزوه رو نمی فهمیدم می رفتم اینترنت و اینگلیسی سرچ می کردم،توی مسابقات ACM هم بیشتر من مسئول خوندن و فهم سوال بودم و خلاصه نسبتا ریدینگم خوب بود.۵۰۴ رو هم ۱۰-۱۱ تا فصلشو بیشتر نخوندم،که به دردم خیلی نخورد.<br />
توی کنکور،۱۰ سوال اول که عمومی بود رو نخونده رد کردم،رسیدم بخش جاخالی ۲ تاش رو جواب دادم و با احتمال زیاد می دونستم که درسته،بر همین اساس گفتم پس ۶ تا سوال جا دارم بزنم تا منفی شه.طبق همین فرمول که چند تا می تونم بزنم تا منفی نشه،ادامه دادم.ریدینگ هاش هم خدایی نسبت به آزمون های مدرسان خیلی سخت بود.می تونم بگم تقریبا هیچ سوالی رو مطمئن نزدم و همه رو با یه استدلال نصفه و نیمه می زدم .خدا رو شکر از سوالایی که زدم فقط یه دونش غلط دراومد و شد ۳۸ درصد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من توی ریاضی ۱ ضعیف بودم،درسی بود که توی دانشگاه از همه بیشتر براش وقت گذاشتم شاید روزی تقریبا یک ساعت می خوندمش ولی کمترین نمره رو ازش گرفتم.برای کنکور هم از تابستون کتاب آقاسی رو شروع کردم که کتاب خیلی خوبی بود ولی یک ماه قبل از کنکور گذاشتم جلوم و دیدم مباحثش خیلی زیاده خیلی چیزاش یادم نیست و نصفه کار ولش کردم،تو کنکورم یه دونه زدم که غلط از آب دراومد.ریاضی ۲ رو هم طبق مصاحبه نفر اول دو سه سال پیش کلا بی خیالش شدم.آنالیز ریاضی،حجم کتاب مدرسان خیلی زیاد بود و اصلا فاز خوندن به آدم نمی داد.یکی دو هفته آخر نشستم فصل اول رودین رو خوندم که اونم یه دونه زدم غلط شد.بقیه رو باید خوند و مثل آب خورد میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #FF0000;">کلا برای من همه چیز طبق یه اصل پیش میرفت:در حال حاضر چی فاز میده؟</span></span></span><br />
گاهی با دوستان،گاهی کتابخونه،گاهی سر کلاس وقتی استاد داشت درس می داد و فاز گوش کردن نبود...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
زییییییاد میشد که برنامه ریزیم تند یا کند بشه!<br />
کلا شاید اینقدر که برای حواشی کنکور وقت گذاشتم،برای خوندن دروس کنکور وقت نذاشتم (اغراق <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) و به نظرم این یکی از مهمترین دلایل موفقیتم بود که بهم انگیزه میداد،مثلا هر موقع خسته میشدم و انگیزم کم می شدم می نشستم مصاحبه های مانشت رو می خوندم،کارنامه های سال قبل  رو نگاه می کردم و ...<br />
یکی دیگه از چیزهایی که باعث میشد انگیزمو حفظ کنم،تجسم لحظه پیروزی بود!با خودم فک می کردم وقتی این خبر رو به خانواده و دوستام بدم چقدر خوشحال میشن... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله،من مدرسان شریف رو شرکت کردم که خیلی برام موثر بود،تو تمام آزمون ها زیر ۱۰ بودم و همین توی<span style="font-weight: bold;"> بالابردن اعتماد به نفسم خیلی موثر بود</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">پیشنهاد:</span></span>حتما آزمون شرکت کنید و حتما اولین آزمونی رو که شرکت می کنید،جدی بگیرید،خیلی توی روحیتون تاثیر میذاره،همون جوری که روی من تاثیر مثبت میذاشت،میدیدم بچه هایی که رتبشون خوب نمیشد،یواش یواش بی انگیزه میشدن...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تقریبا ماه آخر شروع کردم به برنامه ریزی.هر هفته برنامه هفته بعد رو میذاشتم که فلان درس رو باید جمع بندی کنم،ولی نمی دونم چرا ککلا  هی نمیشد!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه ،خدا رو شکر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بری پاسخگویی نه ولی چون منطق اولین بار بود،مشتاق بودم ببینم چه سوالایی اومده و بالاخره طبق کدوم منبع هست.تا دفترچه رو دادن سریع رفتم سراغ منطق،بعدش یادم نیست،فقط یادمه آخرش ساختمان داده رو زدم بعد هم زبان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
تعداد سوالات خیلی بود،نگاه می کردم،اگه قبلا مثلش رو دیده بودم یا چیزی به ذهنم میرسید حل می کردم،نمی رسید رد می دادم،وقت خیلی برای کلنجار رفتن با سوال نداشتم،و گرنه می تونستم ترکیبیات یا ساختمان داده رو بهتر بزنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
یه دور که پایه و تخصصی علوم رو زدم دیگه وقت به اون صورت نبود که برگردم روی اون هایی که وقت نذاشتم وقت بذارم،فقط یه نگاه کردم دیدم سوالات مهندسی دانش هم یک سری هاش مشابه علومه،که اون ها رو داشتم تیک میزدم،وسطاش وقت تموم شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
یه سری جواب ها توی ذهنم بود...<br />
زبان رو یادم نبود ولی احتمالی حساب می کردم می دیدم ۲۰ درصد کمتر نمیشه که شد ۳۸ درصد<br />
پایه رو فک می کردم ۲۱ بشه که شد ۲۴<br />
تخصصی هم طبق تخمین حدود ۴۰-۵۰ حساب می کردم،چند تا سوال بود که در موردشون مطمئن نبودم.<br />
همه چیز،اون حد بالایی شد که در نظر گرفته بودم.در مورد این قسمت یه توضیحی آخرش میدم،حتما بخونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی</span> :خیلی مهمه!اگه سال پایینی هستید،سر درسهای تخصصی مخصوصا، خیلی وقت بذارید،به این فکر نکنید که حالا استاد آخرش یه امتحان از روی جزوه می گیره و پاس میشید!تو کنکورتون خیلی تاثیر داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشگاه کارشناسی:</span>فعلا چون مشغول به تحصیلم،سکوت می کنم!<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریز برای کنکور</span>:خیلی برنامه ریزی نداشتم ولی اون چیزی که نقش بیشتری داشت،<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">پیگیری برای کنکور بود</span></span>،که خیلی دنبال مطالب مرتبط با کنکور می گشتم و توی روحیه دهی و انگیزه دادن بهم خیلی موثر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">کنکور آزمایشی:</span>خیلی تاثیر داشت،بیشتر از نظر بالا بردن اعتماد به نفسم.<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">تجسم موفقیت </span></span>: خیلی موثر بود و خیلی بهم انگیزه میداد،تجسم اینکه موفقیت من می تونه چه تاثیری رو بچه های سال بعد دانشگاه خودمون که نسبتا دانشگاه ضعیفیه بذاره،یا چقدر می تونه خانوادم رو خوشحال کنه و...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
البته بستگی به این داره که کجا قبول شم،خیلی دوس دارم که سیستم های هوشمند بشه و برم دنبال مباحث its ولی خوب تدریس رو هم دوس دام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
به مباحث هوش مصنوعی علاقه دارم و اولین انتخابم هم اگر انشاالله قبول شم سیستم های هوشمنده امیرکبیره،ولی خوب در اینکه قبول شم شک دارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
یه سری چیزا رو میگم،برداشت آزاد؛<br />
* من شخصا به یه سری چیزا اعتقاد دارم،خدا،نذر ونیاز...اگه تخمین درصدای منو دیده باشید،تمام درصدام، کران بالای چیزیه که تخمین زده بودم...لطف خدا خیلی شامل حالم شد.<br />
*انگیزه اصلیم برای خوندن پدر و مادرم بودم،تجسم اینکه خبر موفقتم رو بشنون چقدر خوشحال میشن،رویای شبای قبل از کنکورم بود...و چه روزی بود وقتی فهمیدن رتبم ۱۷ شده... امیدوارم برای شما هم چنین روزی پیش بیاد...<br />
* یه جمعیت خیریه هست توی دانشگاه که من از ترم ۲ و ۳ توش فعالیت می کردم.برای انتخاب دبیر این جمعیت روالی هست به این صورت که یه دفعه اعضای جمعیت طرف رو میارن،میگن شما دبیر جدید انتخاب شدی،نظر مثبتت چیه؟!برای منم ترم ۶ چنین اتفاقی افتاد و دبیر اون جمعیت شدم.ترم ۷ که مهر کنکور بود روز میشد که کلاس ها رو (با توجه به شرایط اسفناکی که تو گروه علوم کامپیوتر بوجود آمده بود و رفتن و نرفتن خیلی از کلاسا فرقی نداشت) اکثرا میپیچوندم و  تا ساعت ۴-۵ درگیر کارهای جمعیت میشدم و دیگه بعد هم که میرفتم خونه،دوباره باید یکی دو ساعت بعدش برمیگشتم دانشگاه شام و ... خلاصه وقتم خیلی گرفته میشد،ولی همون ۲-۳ ساعتی هم که می خوندم برکت داشت.<br />
* بیشتر از وقتی که  برای خوندن بذارم،وقت برای فکر کردن میذاشتم،یعنی شاید در طول روز خیلی خیلی  می خوندم،۴ -۵ ساعت بود  ولی در طول روز فکرم درگیر مطالبی که خوندم بود و سعی می کردم بتونم <span style="font-weight: bold;">مطالب رو به هم ربط بدم و خودمو بذارم جای طراح سوال</span>،ببینم از این بحث چه سوالی می تونم دربیارم.<br />
* تو این ۴ ساله و حتی سالی که برای کنکور می خوندم،اونجایی که باید تفریح می کردم،تفریح کردم،از اون آدما نبودم که بشینم هر فیلمی به دستم رسید ببینم ولی فیلمایی که ارزش دیددن داشت رو دیدم،تو کارهای فرهنگی شرکت کردم،شاید اون قدری که باید، درس نخوندم ولی بازم به نسبت بقیه خوب خوندم،خلاصه اینکه،تو کارشناسی وقت زیاد هست،میشه همه این کارها رو کرد و رتبه خوبی هم بدست آورد.<br />
* من به کنکور به چشم یه سرگرمی نگاه می کردم،همونجوری که آنالیز بازیکنای فوتبال و جدول لیگ و ... برای یه سری سرگرمیه،پیگیری و آنالیز مسائل کنکورم برام شده بود یه سرگرمی.البته این که می گم سرگرمی،نه اینکه استرس نداشته باشم و بیخیال باشم،هفته آخر،ثانیه ثانیش رو میشمردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت تو قبولی من خیلی تاثیر داشت،مثل یک استاد راهنما کنارم بود،از تمام دوستانی که سال های قبل مصاحبه کردن ممنونم،مصاحبه هاشون خیلی تاثیر داشت،مخصوصا نفر اول دو سال پیش،آقای جوادی، که توی این یکی دو ساله به کرات مصاحبه ایشونو می خوندم.خدا همتونو خیر بده.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 19 امنیت و شبکه]]></title>
			<link>/forum/thread-24768.html</link>
			<pubDate>Mon, 23 Jun 2014 19:00:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24768.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا</span></div>
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span>پویا امیدی متولد ۶۶ کرمانشاه<br />
رتبه ام ۳۱ تجارت و ۱۹ شبکه شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span>کارشناسی پیوسته IT بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>یه جورایی یه انتخاب تصادفی بود، شناختی نداشتم اما یکی دو ترم گذشت دیدم خیلی دوستش دارم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>دور آباد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
متوسط بودم، چون عجله داشتم کارشناسی رو زود تمام کنم برم سرکار، ۷ ترمه هم تموم کردم.<br />
اصلا دنبال معدل نبودم، چون دنبال ارشد نبودم.<br />
فقط دنبال کار یادگرفتن بودم و بعد از کار ارشد، که با لطف خدا به هدفمم رسیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>خیر - از بعد از فارغ التحصیلی<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
به نظر من هرکس فقط باید تو رشته خودش ادامه تحصیل بده، منم تا آخرش IT می خونم، ان شاا...<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
</span><br />
زبان۳۴<br />
مشترک ۴۲<br />
مدیریت ۱۹<br />
تخصصی ۶۴<br />
معماری ۲۱<br />
<span style="font-weight: bold;">آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال سوم بود<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
نه کاملا متفاوت هستن<br />
دانشگاه درحد جزوه باید بخونی، ارشد کتاب رو باید زیرو رو کنی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از اول تابستان سال گذشته<br />
بله چند هفته به خاطر ازدواجم فاصله افتاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه تابستانم ثابت بود<br />
پاییز با بررسی نتایج تابستون برنامه ریزی کردم، نزدیک کنکور هم بر اساس پاییز.<br />
۴ هفته مطالعه می کردم ۱ هفته مرور.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله دروس مشترک ضریبش۴ هست، البته من گسسته نخوندم اگه تستی هم زدم رو مطالعات قبلی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله<br />
من تو شبکه و ساختمان داده قوی بودم، مهندسی نرم افزار و پایگاه و هوش رو کاملا تقویت کردم.<br />
مدیریت و گسسته رو بی خیال شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من منابع رو مشخص کردم بهشون زمان اختصاص دادم بعد خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: ۵۰۴ لازمه برا (تشخیص گزینه غلط!) ۱۱۰۰ هم خوبه ۶۰۱ به درد نمی خوره!<br />
ساختمان و طراحی: مقسمی خوبن CLRS هم کمی خوندم خوبه<br />
نرم افزار: مدرسان دکتر حقیقی عالیه و کافی<br />
شبکه: حقیقت عالیه<br />
پایگاه: ویس دکتر ابراهیمی مقدم عالیه<br />
هوش: خلیلی فر خیلی جامع و کاملا<br />
سیستم عامل: حقیقت بد نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
ساختمان و طراحی از رو CLRS و شایدم مهندسی نرم افزار پرسمن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
همیشه کتاب محور بودم یکی از دلایل پایین بودن معدلمم همینه، متاسفانه دوستام که جزوه رو حفظ می کردن نمراتشون خیلی بهتر از من می شد، اما من به نسبت اونا معلوماتم بیشتر شد اما معدلم کمتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span>زبان تخصصی ام خوبه اما عمومیم ضعیف، هرچی مطمئن بودم جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من گسسته رو حذف کردم اما هنوز نمردم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> بقیه شون مهم اند مثل ساختمان و طراحی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span>4 هفته مطالعه کنید ۱ هفته مرور.<br />
روز رو ۳قسمت کنید صبح ظهر شب تو هر قسمت مثلا ۱ ساعت مطالعه کنید.<br />
زمان های مطالعه تون رو تو اکسل یادداشت کنید نمودارش رو بکشید هر روز با روز قبل هر هفته رو با هفته قبل و هر ماه رو با ماه قبل و... مقایسه کنید، با خودتون رقابت کنید سعی کنید روز به روز بیشتر بخونید (حتی یک دقیقه)<br />
اگه بدتر شدید تو روز بعد سعی کنید به همون اندازه جبران کنید.<br />
زمان مفید مطالعه تون رو یادداشت کنید، نه زمانی که کتاب جلوتونه فکرتون یه جای دیگه.<br />
به نظر من برا قبولی ارشد حدود ۵۰۰ ساعت مطالعه مفید کافیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنها مطالعه می کردم، با هم بودم خیلی بهتره، اگه دوستت نامرد نباشه!<br />
کتابخانه ام که عالیه، من خودم تو خونه مطالعه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>حجم مطالعه ام نسبت به باقی مانده .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>معمولا با کم کردن منابع جبران می کردم.<br />
البته من یه زمان هایی رو تو آخر هفته برای جبران درسهای عقب مانده، یا حوادث غیر منتظره گذاشته بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>زیاد تو فکر گرایش نبودم اما به شبکه و امنیت بیشتر علاقه داشتم تا تجارت.<br />
تو کنکور IT فرقشون فقط تو ضرایب درسهای معماری و مدیریته که من کلا رو این دوتا درس وقت خیلی کمی گذاشتم، چون پایه معماری ام ضعیف بود و حوصله حفظیات مدیریت رو هم نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>بله تابستان عالی بود پاییز کند شدم زمستان هم خوب شد.<br />
بله پیش می اومد، اما می دونستم خدا بهم استعدادش رو داده باید بخونم و موفق بشم و گرنه کفر نعمت کردم.<br />
یکنواخت بودن شغل هم دلیل دیگه ای بود می دونستم اگه می خوام پیشرفت کنم چاره ای جز ادامه تحصیل ندارم.<br />
همسرم هم کمک بزرگی بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>نه کلاس اصلا نرفتم.<br />
ولی از صوت پایگاه دکتر ابراهیمی مقدم خیلی استفاده کردم، خدا خیرش بده. صوت شبکه دکتر حقیقت هم خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>من ۳ تای آخر سنجش رو شرکت کردم، زیاد جالب نبود چند تا سوال غلط داشت، نتایجش هم همیشه نا امیدم می کرد چون نمره ها و رتبه ام همیشه حد وسط بود، مثلا من تو ۱۰۰۰ نفر ۵۰۰ می شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله ماه آخر مرور و جمع بندی بود.<br />
اون یه هفته ای هم که به علت بارش برف کنکور عقب افتاد هم خوب بود، هر چند نتونستم زیاد ازش استفاده کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span>من آماده گی ام ۱۰۰ درصد چیزی که خونده بودم، بود. اما احساس می کردم رقبام خیلی از من قویترن(از رو نتایج کنکور آزمایشی)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله گسسته من به یه تست هم راضی بودم، اما شبکه و مهندسی نرم افزار برا ۱۰۰ درصد رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه من همیشه تا آخرش هستم حتی اگه سوالا سخت باشه چون برا همه سخته، اتفاقا فکر می کردم بهتر الان اعصاب بقیه خورد میشه میرن، به نفع من میشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو کنکور سال قبل زبان رو انداختم آخر بدتر شد! امسال با همون ترتیب دفترچه جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
به جنگش می رفتم، مثل مرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
چون معماری زیاد بلد نبودم کم جواب دادم وقتم تقریبا به اندازه چیزی بود که بلد بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>نه بیرون نیاوردم، فقط یکی دوتا سوال رو تو ذهنم بود چک کردم.<br />
من نمی دونستم چند میشم اما همیشه می گفتم ۷۰ یا ۸۰ بشم با توجه به امکانات و شرایطم عالیه! اما خدا کمک کرد خیلی بهتر شدم، نتایج رو که دیدم تا ۲۴ ساعت فکر می کردم اشتباه شده ۱۰ باز از خونه، محل کار، خونه پدرم و ... چک کردم تا مطمئن شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sleepy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sleepy" title="Sleepy" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۵%<br />
برنامه ریزی برای کنکورو عمل به برنامه ۵۵%<br />
 کلاس کنکور۰%<br />
کنکور آزمایشی۵%<br />
شرایط سر کنکور۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۳۰%<br />
لطف و کمک خدا و توکل ۲۰۰%<br />
ازدواج ۱۰۰%<br />
جمعا ۴۰۰% چون ۴برابر بهترین نتیجه ای که فکرش رو می کردم، گرفتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
البته لطف خدا شرط لازمه (و گاهی کافیه) اگه نخواد هرچی هم بخونی نمیشه، بهم ثابت شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>دوست دارم تو رشته خودم یه شغل پویا داشته باشم روزی حلال کسب کنم و به کوری چشم بعضیا به مردمم و وطنم خدمت کنم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
لطف خدا شرط لازمه (و گاهی کافیه) اگه نخواد هرچی هم بخونی نمیشه، بهم ثابت شده.<br />
اگه خدا بخواد و فرد هم یه زحمت حتی کم هم بکشه نتیجه اش موفقیته.<br />
به نظر من لطف خدا به خاطر نیت و تلاش فرد شامل حالش میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>اول خدا <br />
دوستم امیرحسین<br />
همسرم<br />
 و سایر بستگان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>کاش معماری رو از منابع بهتری می خوندم چون سه سوال آخری رو که زدم همه غلط بود قطعا تاثیر منفی زیادی رو رتبه ام گذاشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span>می خوام تهران برم به خاطر بازار کار<br />
من زدم شریف، تهران، امیرکبیر ان شاا... هرکدوم بهتره خدا همون رو قسمتم می کنه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
ببین عزیزم اگه ۴ سال درس خوندن کارشناسی ات به دردت خورده، پولی ازش در آوردی، مشکل کسی رو حل کردی، خلاصه مفید بوده و علاقه هم داری برا ارشد بخون ان شاا... موفق میشی و به دردت می خوره وگرنه یه مدرک ارشد ارزش این همه زحمت رو نداره.<br />
به نظر من کسی که تحصیلات کارشناسی اش به دردش نخورده و نتونسته باهاش کاری بکنه ارشد و دکترا هم احتمالا به کارش نمیاد!<br />
<br />
من نذر کردم بعد از قبولی کتاب هام رو بدم کتابخانه و این کارم کردم، به بقیه هم توصیه می کنم این کارو بکنند تا فرهنگ بشه ما که رفتیم راه موفقیت دیگران رو هموار کنیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
کاش در مورد کار و ازدواج هم می پرسیدید.<br />
من با این که در حین درس خوندن برا ارشد از ۷:۳۰ صبح تا ۱۴:۳۰سر کار بودم، ازدواج کردم، دنبال خونه گشتم و... اما بازم موفق شدم در نتیجه =&gt; انسان اگه درس بخونه این مشکلات نمی تونن سد راهش بشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>انتظار دارم بچه هایی که رتبه های خوبی دارن و ترم بالایی ها بیشتر بچه های تازه کار (مثل من) راهنمایی و کمک کنند.<br />
من خودم از منابعی که دوستان معرفی کرده بودند خیلی استفاده کردم، ممنون از همه عزیزان<br />
<br />
موفق باشید<br />
یاحق]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا</span></div>
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span>پویا امیدی متولد ۶۶ کرمانشاه<br />
رتبه ام ۳۱ تجارت و ۱۹ شبکه شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span>کارشناسی پیوسته IT بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>یه جورایی یه انتخاب تصادفی بود، شناختی نداشتم اما یکی دو ترم گذشت دیدم خیلی دوستش دارم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>دور آباد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
متوسط بودم، چون عجله داشتم کارشناسی رو زود تمام کنم برم سرکار، ۷ ترمه هم تموم کردم.<br />
اصلا دنبال معدل نبودم، چون دنبال ارشد نبودم.<br />
فقط دنبال کار یادگرفتن بودم و بعد از کار ارشد، که با لطف خدا به هدفمم رسیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>خیر - از بعد از فارغ التحصیلی<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
به نظر من هرکس فقط باید تو رشته خودش ادامه تحصیل بده، منم تا آخرش IT می خونم، ان شاا...<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
</span><br />
زبان۳۴<br />
مشترک ۴۲<br />
مدیریت ۱۹<br />
تخصصی ۶۴<br />
معماری ۲۱<br />
<span style="font-weight: bold;">آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال سوم بود<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
نه کاملا متفاوت هستن<br />
دانشگاه درحد جزوه باید بخونی، ارشد کتاب رو باید زیرو رو کنی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از اول تابستان سال گذشته<br />
بله چند هفته به خاطر ازدواجم فاصله افتاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه تابستانم ثابت بود<br />
پاییز با بررسی نتایج تابستون برنامه ریزی کردم، نزدیک کنکور هم بر اساس پاییز.<br />
۴ هفته مطالعه می کردم ۱ هفته مرور.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله دروس مشترک ضریبش۴ هست، البته من گسسته نخوندم اگه تستی هم زدم رو مطالعات قبلی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله<br />
من تو شبکه و ساختمان داده قوی بودم، مهندسی نرم افزار و پایگاه و هوش رو کاملا تقویت کردم.<br />
مدیریت و گسسته رو بی خیال شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من منابع رو مشخص کردم بهشون زمان اختصاص دادم بعد خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: ۵۰۴ لازمه برا (تشخیص گزینه غلط!) ۱۱۰۰ هم خوبه ۶۰۱ به درد نمی خوره!<br />
ساختمان و طراحی: مقسمی خوبن CLRS هم کمی خوندم خوبه<br />
نرم افزار: مدرسان دکتر حقیقی عالیه و کافی<br />
شبکه: حقیقت عالیه<br />
پایگاه: ویس دکتر ابراهیمی مقدم عالیه<br />
هوش: خلیلی فر خیلی جامع و کاملا<br />
سیستم عامل: حقیقت بد نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
ساختمان و طراحی از رو CLRS و شایدم مهندسی نرم افزار پرسمن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
همیشه کتاب محور بودم یکی از دلایل پایین بودن معدلمم همینه، متاسفانه دوستام که جزوه رو حفظ می کردن نمراتشون خیلی بهتر از من می شد، اما من به نسبت اونا معلوماتم بیشتر شد اما معدلم کمتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span>زبان تخصصی ام خوبه اما عمومیم ضعیف، هرچی مطمئن بودم جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من گسسته رو حذف کردم اما هنوز نمردم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> بقیه شون مهم اند مثل ساختمان و طراحی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span>4 هفته مطالعه کنید ۱ هفته مرور.<br />
روز رو ۳قسمت کنید صبح ظهر شب تو هر قسمت مثلا ۱ ساعت مطالعه کنید.<br />
زمان های مطالعه تون رو تو اکسل یادداشت کنید نمودارش رو بکشید هر روز با روز قبل هر هفته رو با هفته قبل و هر ماه رو با ماه قبل و... مقایسه کنید، با خودتون رقابت کنید سعی کنید روز به روز بیشتر بخونید (حتی یک دقیقه)<br />
اگه بدتر شدید تو روز بعد سعی کنید به همون اندازه جبران کنید.<br />
زمان مفید مطالعه تون رو یادداشت کنید، نه زمانی که کتاب جلوتونه فکرتون یه جای دیگه.<br />
به نظر من برا قبولی ارشد حدود ۵۰۰ ساعت مطالعه مفید کافیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنها مطالعه می کردم، با هم بودم خیلی بهتره، اگه دوستت نامرد نباشه!<br />
کتابخانه ام که عالیه، من خودم تو خونه مطالعه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>حجم مطالعه ام نسبت به باقی مانده .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>معمولا با کم کردن منابع جبران می کردم.<br />
البته من یه زمان هایی رو تو آخر هفته برای جبران درسهای عقب مانده، یا حوادث غیر منتظره گذاشته بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>زیاد تو فکر گرایش نبودم اما به شبکه و امنیت بیشتر علاقه داشتم تا تجارت.<br />
تو کنکور IT فرقشون فقط تو ضرایب درسهای معماری و مدیریته که من کلا رو این دوتا درس وقت خیلی کمی گذاشتم، چون پایه معماری ام ضعیف بود و حوصله حفظیات مدیریت رو هم نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>بله تابستان عالی بود پاییز کند شدم زمستان هم خوب شد.<br />
بله پیش می اومد، اما می دونستم خدا بهم استعدادش رو داده باید بخونم و موفق بشم و گرنه کفر نعمت کردم.<br />
یکنواخت بودن شغل هم دلیل دیگه ای بود می دونستم اگه می خوام پیشرفت کنم چاره ای جز ادامه تحصیل ندارم.<br />
همسرم هم کمک بزرگی بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>نه کلاس اصلا نرفتم.<br />
ولی از صوت پایگاه دکتر ابراهیمی مقدم خیلی استفاده کردم، خدا خیرش بده. صوت شبکه دکتر حقیقت هم خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>من ۳ تای آخر سنجش رو شرکت کردم، زیاد جالب نبود چند تا سوال غلط داشت، نتایجش هم همیشه نا امیدم می کرد چون نمره ها و رتبه ام همیشه حد وسط بود، مثلا من تو ۱۰۰۰ نفر ۵۰۰ می شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله ماه آخر مرور و جمع بندی بود.<br />
اون یه هفته ای هم که به علت بارش برف کنکور عقب افتاد هم خوب بود، هر چند نتونستم زیاد ازش استفاده کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span>من آماده گی ام ۱۰۰ درصد چیزی که خونده بودم، بود. اما احساس می کردم رقبام خیلی از من قویترن(از رو نتایج کنکور آزمایشی)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله گسسته من به یه تست هم راضی بودم، اما شبکه و مهندسی نرم افزار برا ۱۰۰ درصد رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه من همیشه تا آخرش هستم حتی اگه سوالا سخت باشه چون برا همه سخته، اتفاقا فکر می کردم بهتر الان اعصاب بقیه خورد میشه میرن، به نفع من میشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو کنکور سال قبل زبان رو انداختم آخر بدتر شد! امسال با همون ترتیب دفترچه جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
به جنگش می رفتم، مثل مرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
چون معماری زیاد بلد نبودم کم جواب دادم وقتم تقریبا به اندازه چیزی بود که بلد بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>نه بیرون نیاوردم، فقط یکی دوتا سوال رو تو ذهنم بود چک کردم.<br />
من نمی دونستم چند میشم اما همیشه می گفتم ۷۰ یا ۸۰ بشم با توجه به امکانات و شرایطم عالیه! اما خدا کمک کرد خیلی بهتر شدم، نتایج رو که دیدم تا ۲۴ ساعت فکر می کردم اشتباه شده ۱۰ باز از خونه، محل کار، خونه پدرم و ... چک کردم تا مطمئن شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sleepy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sleepy" title="Sleepy" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۵%<br />
برنامه ریزی برای کنکورو عمل به برنامه ۵۵%<br />
 کلاس کنکور۰%<br />
کنکور آزمایشی۵%<br />
شرایط سر کنکور۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۳۰%<br />
لطف و کمک خدا و توکل ۲۰۰%<br />
ازدواج ۱۰۰%<br />
جمعا ۴۰۰% چون ۴برابر بهترین نتیجه ای که فکرش رو می کردم، گرفتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
البته لطف خدا شرط لازمه (و گاهی کافیه) اگه نخواد هرچی هم بخونی نمیشه، بهم ثابت شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>دوست دارم تو رشته خودم یه شغل پویا داشته باشم روزی حلال کسب کنم و به کوری چشم بعضیا به مردمم و وطنم خدمت کنم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
لطف خدا شرط لازمه (و گاهی کافیه) اگه نخواد هرچی هم بخونی نمیشه، بهم ثابت شده.<br />
اگه خدا بخواد و فرد هم یه زحمت حتی کم هم بکشه نتیجه اش موفقیته.<br />
به نظر من لطف خدا به خاطر نیت و تلاش فرد شامل حالش میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>اول خدا <br />
دوستم امیرحسین<br />
همسرم<br />
 و سایر بستگان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>کاش معماری رو از منابع بهتری می خوندم چون سه سوال آخری رو که زدم همه غلط بود قطعا تاثیر منفی زیادی رو رتبه ام گذاشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span>می خوام تهران برم به خاطر بازار کار<br />
من زدم شریف، تهران، امیرکبیر ان شاا... هرکدوم بهتره خدا همون رو قسمتم می کنه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
ببین عزیزم اگه ۴ سال درس خوندن کارشناسی ات به دردت خورده، پولی ازش در آوردی، مشکل کسی رو حل کردی، خلاصه مفید بوده و علاقه هم داری برا ارشد بخون ان شاا... موفق میشی و به دردت می خوره وگرنه یه مدرک ارشد ارزش این همه زحمت رو نداره.<br />
به نظر من کسی که تحصیلات کارشناسی اش به دردش نخورده و نتونسته باهاش کاری بکنه ارشد و دکترا هم احتمالا به کارش نمیاد!<br />
<br />
من نذر کردم بعد از قبولی کتاب هام رو بدم کتابخانه و این کارم کردم، به بقیه هم توصیه می کنم این کارو بکنند تا فرهنگ بشه ما که رفتیم راه موفقیت دیگران رو هموار کنیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
کاش در مورد کار و ازدواج هم می پرسیدید.<br />
من با این که در حین درس خوندن برا ارشد از ۷:۳۰ صبح تا ۱۴:۳۰سر کار بودم، ازدواج کردم، دنبال خونه گشتم و... اما بازم موفق شدم در نتیجه =&gt; انسان اگه درس بخونه این مشکلات نمی تونن سد راهش بشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>انتظار دارم بچه هایی که رتبه های خوبی دارن و ترم بالایی ها بیشتر بچه های تازه کار (مثل من) راهنمایی و کمک کنند.<br />
من خودم از منابعی که دوستان معرفی کرده بودند خیلی استفاده کردم، ممنون از همه عزیزان<br />
<br />
موفق باشید<br />
یاحق]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه رتبه یک کنکور شویم/ مصاحبه با رتبه 51 هوش]]></title>
			<link>/forum/thread-24600.html</link>
			<pubDate>Fri, 13 Jun 2014 10:59:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24600.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام خدمت همه مانشتی ها <br />
<br />
یه مدت پیش از من خواسته شد که یه مصاحبه تو مانشت بذارم. سوالات را دیدم و یه نگاهی هم به مصاحبه های بقیه بچه ها انداختم ولی راستشو بخواهید اصلا به دلم نچسبید. حس کردم چیز خوبی توی مصاحبه ها دستگیر آدم نمیشه. نهایتش بحث منابع هست و بقیه اش خیلی خوب نیست. به همین خاطر تصمیم گرفتم به جای جواب دادن به سوالات مصاحبه مانشت، یه ریتم دیگه از مصاحبه که همراه با راهنمایی باشه را درست کنم و اینجا قرار بدم. به نظرم اینجوری بهتر باشه. <br />
<br />
عنوان این موضوع و متنی که نوشتم را <span style="font-weight: bold;">رتبه یک شدن</span> انتخاب کردم چون من برای رتبه یک میخوندم که بنا به دلایلی نشدم. مهمترین دلیل هم اشتباهاتی بود که خودم انجام دادم و تمام این اشتباهات را در این مصاحبه گفتم تا همه بدونند که چه اشتباهاتی ممکنه در مسیر کنکور انجام بدن.<br />
<br />
شاید در جایگاهی نباشم که بخوام مشاوره بدم، نصیحت کنم و یا متنی در مورد رتبه خوب آوردن بنویسم ولی همونطور که بعضی ها برای کمک به من وقت گذاشته بودند، من هم وظیفه خودم دونستم که به مانشت و اعضای اون همه جوره در حدی که در توانم باشه کمک کنم.<br />
متنی که نوشتم حدود ۷۰ صفحه شده. زیاده ولی همه مواردی که تو ذهنم بود را گفتم. کسانی که قراره امسال دوباره کنکور بدید، حتما بخونید. قول میدم مفید باشه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
<br />
فایل زیر را در همین باب نوشتم که امیدوارم خوشتون بیاد. سعی کردم طبق سوالات مصاحبه، در مورد تمام جوانب کنکور مثل برنامه ریزی، منابع، کنترل، مشکلات و خیلی چیزهای دیگه صحبت کنم. هر چند به دلیل کمبود وقت و مشغله کاری نتونستم خیلی خوب تدوینش کنم ولی تا جایی که امکان داشت سعی کردم غلط نداشته باشه، از لحاظ گرامری خوب باشه و مطالب را هم به صورت خودمونی به کسی که میخونه برسونم. اگر کمبودی داره همین جا عذر خواهی میکنم.<br />
<br />
امیدوارم بتونم با این متنی که نوشتم، سهم کوچکی در موفقیت شماها داشته باشم<br />
با تشکر <br />
مسعود عباسیان<br />
<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16271/One.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			One.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">1.3 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام خدمت همه مانشتی ها <br />
<br />
یه مدت پیش از من خواسته شد که یه مصاحبه تو مانشت بذارم. سوالات را دیدم و یه نگاهی هم به مصاحبه های بقیه بچه ها انداختم ولی راستشو بخواهید اصلا به دلم نچسبید. حس کردم چیز خوبی توی مصاحبه ها دستگیر آدم نمیشه. نهایتش بحث منابع هست و بقیه اش خیلی خوب نیست. به همین خاطر تصمیم گرفتم به جای جواب دادن به سوالات مصاحبه مانشت، یه ریتم دیگه از مصاحبه که همراه با راهنمایی باشه را درست کنم و اینجا قرار بدم. به نظرم اینجوری بهتر باشه. <br />
<br />
عنوان این موضوع و متنی که نوشتم را <span style="font-weight: bold;">رتبه یک شدن</span> انتخاب کردم چون من برای رتبه یک میخوندم که بنا به دلایلی نشدم. مهمترین دلیل هم اشتباهاتی بود که خودم انجام دادم و تمام این اشتباهات را در این مصاحبه گفتم تا همه بدونند که چه اشتباهاتی ممکنه در مسیر کنکور انجام بدن.<br />
<br />
شاید در جایگاهی نباشم که بخوام مشاوره بدم، نصیحت کنم و یا متنی در مورد رتبه خوب آوردن بنویسم ولی همونطور که بعضی ها برای کمک به من وقت گذاشته بودند، من هم وظیفه خودم دونستم که به مانشت و اعضای اون همه جوره در حدی که در توانم باشه کمک کنم.<br />
متنی که نوشتم حدود ۷۰ صفحه شده. زیاده ولی همه مواردی که تو ذهنم بود را گفتم. کسانی که قراره امسال دوباره کنکور بدید، حتما بخونید. قول میدم مفید باشه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
<br />
فایل زیر را در همین باب نوشتم که امیدوارم خوشتون بیاد. سعی کردم طبق سوالات مصاحبه، در مورد تمام جوانب کنکور مثل برنامه ریزی، منابع، کنترل، مشکلات و خیلی چیزهای دیگه صحبت کنم. هر چند به دلیل کمبود وقت و مشغله کاری نتونستم خیلی خوب تدوینش کنم ولی تا جایی که امکان داشت سعی کردم غلط نداشته باشه، از لحاظ گرامری خوب باشه و مطالب را هم به صورت خودمونی به کسی که میخونه برسونم. اگر کمبودی داره همین جا عذر خواهی میکنم.<br />
<br />
امیدوارم بتونم با این متنی که نوشتم، سهم کوچکی در موفقیت شماها داشته باشم<br />
با تشکر <br />
مسعود عباسیان<br />
<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16271/One.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			One.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">1.3 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[22 فناوری اطلاعات 72 شبکه 87 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-24587.html</link>
			<pubDate>Thu, 12 Jun 2014 02:26:09 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24587.html</guid>
			<description><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
ابراهیم بابایی هستم ، از تنکابن ، متولد ۱۳۷۱ ، رتبه ۲۲ رشته فناوری اطلاعات گرایش تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات و ۷۲ شبکه و ۸۷ نرم افزار<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
سخت افزار - در حال تحصیل هستم و پیوسته خوندم. <br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
تقریبا علاقه داشتم ولی اولویت رو دانشگاه قرار دادم .<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
خواجه نصیر<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
<br />
معمولی بودم و تقریبا همه ی درسا رو یه جور می خوندم فقط بعضی درسا رو که دوست داشتم بیشتر می خوندم و بعضیا رو فقط پاس میکردم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
ترم های اول خیلی دوس نداشتم ارشد بخونم ولی از ترم ۵ تصمیم گرفتم حتما ارشد هم بخونم. اول نرم و هوش مد نظرم بود ولی آخرش تصمیم گرفتم برم IT<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
اول که شروع کردم به خوندن برای کنکور هنوز تصمیمو کامل نگرفته بودم و بین نرم و IT امنیت شک داشتم واسه همین اولا درس هایی که بین این دو تا مشترک بود رو خوندم تقریبا از اولای مهر دیگه تصمیم گرفتم IT بخونم گرایشیم که میخواستم برم امنیت بود ولی از آخرای آذر چون ظرفیت های امنیت کم بود و قبول شدنش خیلی سخت بود تصمیم گرفتم برم تجارت تا شانسم بیشتر شه. البته معماری ای که خونده بودم دیگه به دردم نخورد سر کنکورم نرفتم سراغش. <br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
سال اولی بود که کنکور میدادم<br />
<br />
 درصد های IT :<br />
سفید	زبان تخصصی<br />
۴۳/۳۳	دروس مشترک /ساختمانهای گسسته -ساختمان های داده ها<br />
۷۷/۷۸	اصول ومبانی مدیریت<br />
۵۷/۴۱	مجموعه دروس تخصصی مشترک<br />
سفید	معماری کامپیوتر<br />
معدل موثر :۱۵/۷۷<br />
<br />
 درصد های کامپیوتر :<br />
۲/۲۲	زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی /<br />
۲۵/۰۰	ریاضیات<br />
۲۶/۹۲	دروس مشترک /ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشین ها-<br />
سفید	دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۲۰/۸۳	دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
۵۱/۱۱	دروس تخصصی نرم افزار<br />
معدل موثر :۱۵/۸۴<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
کاملا متفاوته. تو کارشناسی بیشتر جزوه و استاد مهمه ولی واسه این که بتونی تو کنکور موفق شی باید مباحث رو کاملا از همه لحاظ بلد باشی و هیچ چیزیو نفهمیده ول نکنی ولی  مطمئنا اونایی که معدل بهتری دارن تو دانشگاه شانس بیشتری دارن ولی معدل خیلیم مهم نیست و اگه معدل خوبی ندارید خیلی نگران نباشید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
از اوایل تیر شروع کردم ولی برنامه ی خاصی نداشتم تابستون خوب نخوندم و بیشتر چیزایی که خوندم از مهر به بعد بود و تقریبا بدون وقفه بود به جز موقع میان ترم ها و پایان ترم ها یا پروژه ها. خوابگاهی بودم و ۱۳ واحد هم داشتم که تقریبا هر روز به جز دوشنبه و پنج شنبه می رفتم دانشگاه که خیلی سخت شده بود واسه همین توصیه میکنم اگه در حال تحصیل یا خوابگاهی هستید حتما از تابستون نهایت استفاده رو کنید چون تو طول ترم خیلی سخت میشه درش خوندن. <br />
<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
برنامه ی خاصی که نداشتم فقط سعی می کردم به سرفصل های پارسه برسم اگه تو ۲۵ درصدا یه چیزایی جا میموند میزاشتم واسه ۵۰ درصد ولی فک کنم واسه ۵۰ درصدا هیچ وقت جا نموندم به جز یه بار که اونم موقع آزمون های جامع تکمیل کردم. تقریبا از اول مهر تا کنکور با یه روند ثابتی خوندم و اینجوری نبود که بعضی جاها بیشتر  بخونم مگر اینکه اتفاق خاصی میفتاد مثلا امتحانی یا چیزی <br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
بله ضریب ۴ ها (مشترک) رو بیشتر مطالعه کردم و بیشتر روش وقت گذاشتم و نتیجه هم  داد . تخصصی ها تو اولویت بعدی بود و مدیریت رو هم فقط تو روزای آخر خوندم که البته اینو پیشنهاد نمیکنم قبلا یه دور خونده باشی حتی سطحی بهتره چون خودم یه فصلایی رو نرسیدم بخونم و اتفاقا سوالم اومد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
اولویت رو همیشه به درسای با ضریب بالاتر دادم ولی اگه تو یه درسی ضعیف بودم این کارو می کردم و بیشتر می خوندمش یا از اول اون مبحثی که نفهمیده بودم رو می خوندم. مثلا شبکه لایه های بالا رو از روی کراس دو بار خوندم که جوابم داد و سوالاشم زدم یا گسسته رو <br />
از اول مرور کردم آخرین روزا؛ بعضی جاهای سیستم عامل رو هم که تو پارسه نبود از روی سیلبر شاتز دوباره خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
هر جا حس می کردم نیازه می رفتم سراغه یه منبع دیگه و فقط همون مبحثی که نفهمیده بودم از روش میخوندم و گرنه اصراری به خوندن چند تا منبع نداشتم. به نظرم مهم اینه دانشت راجع به اون موضوع در حد کنکور کامل باشه و بفهمیش و تعداد منابع اصلا ملاک نیست.<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
از ویس یا فیلم استفاده نکردم.<br />
حتما قبل از اینکه شروع کنید راجع به منابعی که میخواین بخونید کاملا تحقیق کنید از چند نفر که کنکور دادن وخوب شدن بپرسین و بهترین ها رو انتخاب کنید. اگه یه هفته وقت بزارید و منابع خوب انتخاب کنید بهتر از اینکه کلی وقت صرف کنیو بخونیش وسطاش بفهمی خوب نیست یا سوالات سالای اخیر رو پوشش نمیده یا رو مباحثی که نمیاد کلی تاکید کرده یا اصلا خوب درس نداده .من کلی از وقتم تو تابستون سر همین موضوع هدر رفت شما حواستون باشه.<br />
<br />
گسسته : پوران پژوهش (خوب بود-سوالای سالای قبل گسسته IT  سخت بود واسه همین خیلی رو گسسته وفت نزاشتم و این کتاب از اونقدی که من نیاز داشتم کاملتر بود)<br />
ساختمان داده: مقسمی(بد نبود ولی از این بهتر  باید باشه بین کتابا توصیه نمیکنم این کتابو )<br />
الگوریتم: مقسمی(بد بود از این بهتر  باید باشه بین کتابا توصیه نمیکنم این کتابو )<br />
واسه ساختمان و الگوریتم حتما کتاب ۶۰۰ مسئله ی حل شده در داده ساختارها و الگوریتم ها (قدسی-انتشارات فاطمی) و درسش(داده ساختارها و الگوریتم ها) رو نگاه کنید. حتی فونت سوالای کنکور وقتی به ساختمان و الگوریتم می رسین شبیه فونت این کتاب میشه خودم دیر فهمیدم وقت نشد بخونمشون.<br />
 <br />
شبکه :<br />
 پارسه حقیقت(خوب بود ولی زیادی رو لایه های پایین تاکید داشت در حالی جدیدا سوالا از لایه های بالا میاد در ضمن لایه ی application هم نداره و امسال از IP v6 و FTP سوال اومد که اونام نبود توش. کلی بخوام بگم خوبه ولی کامل نیست اگه میخواین بخونیش سعی کنید خیلی درگیر لایه های پایینش نشید و لایه شبکه و بعدش رو بیشتر بخونید و لایه ی شبکه و بعدش رو با یه کتاب دیگه کامل کنید من از مرجعش (رویکرد بالا به پایین در شبکه های کامپیوتری- کراس راس)استفاده کردم یه خورده ترجمش بد بود و سخت بود فهمیدنش ولی نتیجه ی خوبی گرفتم.البته لایه ی application رو همشو نخونید وقت گبره و مباحثی که تو سالا ی اخیر اومده و یا از مباحث مشابهش اومده رو فقط بخونید).<br />
رویکرد بالا به پایین در شبکه های کامپیوتری- کراس راس<br />
جزوه دانشگاه<br />
<br />
نرم افزار : کلاس رفتم و جزوه ی همون کلاسو خوندم<br />
<br />
مدیریت : <br />
مبانی مدیریت-استیفن رابینر-ترجمه ی دکتر اعرابی(عالی بود حتما بخونینش متنش آسون و کاملا قابل فهمه.تقریبا تمام سوالات ۹۳و۹۲ از روی این کتاب قابل حله و واسه این دو سال منبع کاملی بوده )<br />
<br />
هوش :<br />
 راهیان ارشد -دکتر خلیلی فر و ...(خوب بود-درسنامه ی خیلی خوبی داره بهترین کتابه هوشی بود که دیدم فقط بعضی جاهاش غلط داشت که بیشتر تو فصل های آخر که من با مرجع چک می کردم و درستش رو می فهمیدم-این کتابو توصیه می کنم خوبه )<br />
پوران-مهدیه شادی(بد درس داده بود -تست خیلی کم داشت-پاسخنامش افتضاح بود-کلی از وقتمو هدر داد بعدش رفتم کتاب بالا رو گرفتم)<br />
راسل-مرجع بود نمیخوندمش فقط اگه جایی رو نمی فهمیدم نگاش می کردم متنشم سنگینه.<br />
<br />
سیستم عامل:<br />
پارسه-حقیقت(خوب بود ولی زیاد شیوه ی سوال دادن تو سیستم عامل هم امسال جدید بود نصف سوالای ۹۲ رو هم نمیشد باهاش جواب داد فک کنم مرجعش رو بخونید بهتر باشه ولی باز از کسای دیگه هم بپرسین )<br />
<br />
سیلبر شاتز(مرجع بود یعضی فصلاش که ۹۲ سوال اومده یود و بعضی دیگه که مهم بود رو خوندم .چون قبلش پارسه خونده بودم می فهمیدم آسون حتی اونجاهایی که تو پارسه نبود چند سالم هست که دارن از این کتاب سوال میدن تو کنکور IT)<br />
<br />
پایگاه داده:<br />
جزوه ی دکتر خلیلی فر (خوب بود و تقریبا کامل)<br />
تو پایگاه از کتاب پارسه(کیوانپور فک کنم) هم خیلی تعریف می کنن خودم ولی ندیدمش <br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
سیستم عامل - شبکه-مدیریت- نرم افزار( زیاد مطمئن نیستم)<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
از هر دو استفاده می کردم. <br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
من زبان رو حذف کردم ولی توصیه می کنم این کارو نکنید چون بعد از اومدن نتایج و رتبه ها فهمیدم خیلی تاثیر داشت مخصوصا تو رتبه های دو رقمی<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
تو IT  که نداشتیم ولی واسه کنکور کامپیوتر  من فقط ۳ تا گسسته و یه دونه آمار(با معلومات قبلی) زدم  که ۴ تاش درست بود شد۲۵ درصد<br />
در مجموع هم ایده ای راجع به ریاضی ندارم<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
برنامه نداشتم فقط سعی می کردم به سرفصل های آزمونم برسم<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
تنها مطالعه می کردم. وقتایی که خونه بودم تو خونه وقتاییم که خوابگاه بودم تو سالن مطالعش و فقط وقتی که سوال داشتیم از هم می پرسیدیم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
معیارم توانایی پاسخ به سوالای کنکور بود بعد از مطالعه ی کامل اگه می دیدم می تونم جواب بدم به سوالات از اون مبحث رد می شدم وگر نه دوباره مرورش می کردم این بار عمیق تر. ولی حتما قبل از مطالعه یه مبحث به سوالای سالای قبل مخصوصا سال قبل نگاه کنید(خیلی اجمالی) تا ته ذهنتون باشه کدوم قسمتا مهمتره ولی همه ی مبحثو بخونید که اگه سوال جدید اومد بتونید جواب بدید. در ضمن بعضی کتابا سوالای سال قبل یا قبلتر رو نمیذارن  حتما این سوالت رو تهیه کنید که اگه کنکور سال قبل یا دو سال قبل تغییر رویه داده متوجه بشین  <br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
زبان رو که از همون اول کنار گذاشتم(اشتباه بود) ولی بقیه ی درسا رو خوندم چیزیم کنار نزاشتم اگرم عقب میفتادم واسه آزمون های بعد جبران می کردم اگرم جلو میفتادم مباحث آزمون بعد رو میخوندم. کلا یکنواخت درس خوندم با توجه به روزش و خودم هر چقد می تونستم میخوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
اول امنیت مد نظرم بود و معماری هم می خوندم ولی بعدش رفتم سمت تجارت دیگه معماری نخوندم و مدیریت خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
بله پیش اومد. تو اینجور مواقع به هدفم فک میکردم و فرصتی که باقی مونده بود و نباید هدر می رفت فک می کردم و توکل میکردم وکمک میخواستم<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
بله -مهندسی نرم افزار-این درس رو قبلا هیچ موقع نداشتم و تو تابستون هم نتونسته بودم بخونمش واسه همین از مهر کلاس رفتم که کلاسشم خوب بود و واقعا کمک کرد.<br />
به نظرم بیشتر موفقیت تو کنکور به خود شخص و تلاشش بستگی داره و کلاس به تنهایی نمیتونه کمک کنه ولی اگه جدا تو یه درسی مشکل دارین برید کلاس در غبر این صورت تا جایی که امکان داره سعی کنید خودتون بخونید چون میزان تلاش شما تعیین کننده ترین عنصره و تو انتخاب کلاس خیلی دقت کنین چون علاوه بر هزینه وقتتون که خیلی مهمتره رو هم دارید صرف می کنید. و به هیچ وجه فقط به کلاس رفتن اکتفا نکنید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
بله-پارسه-هر هشت مرحله رو شرکت کردم- بیشتر از سوالات و آزمون برنامش و این که توانایی خودت تو مدیریت زمان و جلسه ی امتحان و... رو می سنجی مهمه<br />
سعی می کردم به مباحث آرمون هاش برسم و اگه نمیتونستم سر جلسه به سوالات درس خاصی جواب بدم حتما دنبال دلیلش می گشتم ولی ملاک اصلیم کنکور بود. شیوه ی برگزاری امتحان و ... خوب بود و شبیه ساز نسبتا خوبی بود.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
تقریبا از ۵ هفته قبل کنکور دیگه هر چی نخونده بودمو بیخیال شدم و رفتم سراغ جمع بندی ولی بعدا تو طول جمع بندی بعضی از اون مباحث رو خوندم . تو جمع بندی تمرکزم روی ضریب ۴ ها بود و واسه هر درس وقت معینی گذاشتم تا به همه برسم.چون تو بعضی درسا سوالای کنکور سال قبل و قبلش رو ندیده بودم و تو جمع بندی دیدم که فرق کرده شیو ه ی سوال دادن مجبور شدم بعضی جاها رو از روی مرجعش بخونم واسه همین پیشنهاد می کنم شما حتما سوالای سالای قبل رو گیر بیارید و بعد از خوندن اون مبحث کامل حلش کنید تا مثل من دیر متوجه این تغییرات نشید. در ضمن بعضی کتابا چون سوالای جدید رو پوشش نمیدن یا نمیارن کلا یا میزارنش آخر کتاب و واسش فقط کلید میزنن یا راه حل الکی مطرح می کنن ؛ حتما اون سوالا رو با جواب درستش پیدا وحل کنید و ببینید از کجا اومدن چون احتمالا از اون مباحث<br />
تکرار شه<br />
 بعد از همه ی این داستانا ۹۲و۹۱و۹۰ رو حل کردم و روزای آخر رو هم فقط مدیریت خوندم(این کارو نکنید قبلش بخونید روزای آخر دورش کنید من نرسیدم یعضی فصلا رو بخونم)<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
کنکورای آزمایشی آخر رو خوب نداده بودم رو سوالای سال قبل هم خیلی مشکل داشتم ولی دیگه به این چیزا فک نمی کردم و به این فک میکردم که تلاشمو کردم  وتوکل کردم به خدا و نشستم شاهگوش دیدم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
میدونستم این که از قبل واسه خودت درصد تعیین کنی یا رو یه درسی حساب کنی اشتباهه چون کنکور غیر قابل پیش بینیه پس با وجود این که رو بعضی درسا تسلط خوبی داشتم واسه هیچ کدوم درصد خاصی تعیین نکردم و فقط رفتم که تا جایی که می تونم به سوالا جواب بدم البته از هیچ درسیم نا امید نبودم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
نه نشد - خیلی راحت بودم سر جلسه <br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
بله-مدیریت-نرم-شبکه-گسسته -داده -الگوریتم-پایگاه-هوش-سیسم عامل<br />
چون زبان نمی زدم برای شروع مدیریت که ضریب۱ ه رو انتخاب کردم تا تو شرایط آزمون قرار بگیرم بعد از اون ضریب ۴ ها به ترتیب تسلط بعد ضریب ۲ ها به ترتیب تسلط اینجوری حداقل درسایی که بلدی رو اول جواب میدی که اگه بقیه وقت گیر بودن وقت این درسا رو نگیرن البته هر کسی میتونه ترتیبه خودشو داشته باشه و به خود فرد بستگی داره ولی حتما چند بار اون ترتیب رو تمرین کنید.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
به این چیزا فک نمی کردم فقط سعی می کردم حلش کنم تو یه وقت معین اگه نمی تونستم بیخیال میشدم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
نه قبلا برای هر درس وقتشو تعیین کرده بودم فک کنم ۵ دقیقه زیاد اومد که برگشتم اونایی که علامت زده بودمو حل کنم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
<br />
جواب ها رو بیرون نیاوردم ولی تو ذهنم بود وتقریبا درصدا درست بود- نه از اون چیزی که فک میکردم بهتر شد<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی(۵) ، دانشگاه کارشناسی(۵)، برنامه ریزی برای کنکور(۵)، کلاس کنکو(۵)ر، کنکور آزمایشی(۵)،شرایط سر کنکور(۱۵)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل(۱۵)<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
طولانیه<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
خیلی زیاد - جدا تاثیرشو حس کردم مخصوصا روزای قبل کنکور یا سر جلسه<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
<br />
پدر و مادر و خواهر و برادرم و دوستام<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
بله-زبان که حذفش کردم ساختمان و الگوریتم که باید بیشتر تمرین می کردم <br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
تهران واسه سطح علمیش-نمیدونم<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
تو انتخاب منابع خیلی دقت کنید و حتما همین اوایل سوالای سالای قبل رو مطالعه  کنید ببینید چی ازتون می خواد و از چه کتابایی دارن سوال میدن و بیشتر تمرکز تون رو اونا مباحث باشه  ولی بقیه رو هم بخونید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
نه چیز خاصی تو ذهنم نیست<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
خیلی خوبه فقط ای کاش منظم تر بود.<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16268/Capturme.PNG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/PNG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Capturme.PNG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">58.51 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
ابراهیم بابایی هستم ، از تنکابن ، متولد ۱۳۷۱ ، رتبه ۲۲ رشته فناوری اطلاعات گرایش تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات و ۷۲ شبکه و ۸۷ نرم افزار<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
سخت افزار - در حال تحصیل هستم و پیوسته خوندم. <br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
تقریبا علاقه داشتم ولی اولویت رو دانشگاه قرار دادم .<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
خواجه نصیر<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
<br />
معمولی بودم و تقریبا همه ی درسا رو یه جور می خوندم فقط بعضی درسا رو که دوست داشتم بیشتر می خوندم و بعضیا رو فقط پاس میکردم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
ترم های اول خیلی دوس نداشتم ارشد بخونم ولی از ترم ۵ تصمیم گرفتم حتما ارشد هم بخونم. اول نرم و هوش مد نظرم بود ولی آخرش تصمیم گرفتم برم IT<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
اول که شروع کردم به خوندن برای کنکور هنوز تصمیمو کامل نگرفته بودم و بین نرم و IT امنیت شک داشتم واسه همین اولا درس هایی که بین این دو تا مشترک بود رو خوندم تقریبا از اولای مهر دیگه تصمیم گرفتم IT بخونم گرایشیم که میخواستم برم امنیت بود ولی از آخرای آذر چون ظرفیت های امنیت کم بود و قبول شدنش خیلی سخت بود تصمیم گرفتم برم تجارت تا شانسم بیشتر شه. البته معماری ای که خونده بودم دیگه به دردم نخورد سر کنکورم نرفتم سراغش. <br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
سال اولی بود که کنکور میدادم<br />
<br />
 درصد های IT :<br />
سفید	زبان تخصصی<br />
۴۳/۳۳	دروس مشترک /ساختمانهای گسسته -ساختمان های داده ها<br />
۷۷/۷۸	اصول ومبانی مدیریت<br />
۵۷/۴۱	مجموعه دروس تخصصی مشترک<br />
سفید	معماری کامپیوتر<br />
معدل موثر :۱۵/۷۷<br />
<br />
 درصد های کامپیوتر :<br />
۲/۲۲	زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی /<br />
۲۵/۰۰	ریاضیات<br />
۲۶/۹۲	دروس مشترک /ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشین ها-<br />
سفید	دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۲۰/۸۳	دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
۵۱/۱۱	دروس تخصصی نرم افزار<br />
معدل موثر :۱۵/۸۴<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
کاملا متفاوته. تو کارشناسی بیشتر جزوه و استاد مهمه ولی واسه این که بتونی تو کنکور موفق شی باید مباحث رو کاملا از همه لحاظ بلد باشی و هیچ چیزیو نفهمیده ول نکنی ولی  مطمئنا اونایی که معدل بهتری دارن تو دانشگاه شانس بیشتری دارن ولی معدل خیلیم مهم نیست و اگه معدل خوبی ندارید خیلی نگران نباشید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
از اوایل تیر شروع کردم ولی برنامه ی خاصی نداشتم تابستون خوب نخوندم و بیشتر چیزایی که خوندم از مهر به بعد بود و تقریبا بدون وقفه بود به جز موقع میان ترم ها و پایان ترم ها یا پروژه ها. خوابگاهی بودم و ۱۳ واحد هم داشتم که تقریبا هر روز به جز دوشنبه و پنج شنبه می رفتم دانشگاه که خیلی سخت شده بود واسه همین توصیه میکنم اگه در حال تحصیل یا خوابگاهی هستید حتما از تابستون نهایت استفاده رو کنید چون تو طول ترم خیلی سخت میشه درش خوندن. <br />
<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
برنامه ی خاصی که نداشتم فقط سعی می کردم به سرفصل های پارسه برسم اگه تو ۲۵ درصدا یه چیزایی جا میموند میزاشتم واسه ۵۰ درصد ولی فک کنم واسه ۵۰ درصدا هیچ وقت جا نموندم به جز یه بار که اونم موقع آزمون های جامع تکمیل کردم. تقریبا از اول مهر تا کنکور با یه روند ثابتی خوندم و اینجوری نبود که بعضی جاها بیشتر  بخونم مگر اینکه اتفاق خاصی میفتاد مثلا امتحانی یا چیزی <br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
بله ضریب ۴ ها (مشترک) رو بیشتر مطالعه کردم و بیشتر روش وقت گذاشتم و نتیجه هم  داد . تخصصی ها تو اولویت بعدی بود و مدیریت رو هم فقط تو روزای آخر خوندم که البته اینو پیشنهاد نمیکنم قبلا یه دور خونده باشی حتی سطحی بهتره چون خودم یه فصلایی رو نرسیدم بخونم و اتفاقا سوالم اومد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
اولویت رو همیشه به درسای با ضریب بالاتر دادم ولی اگه تو یه درسی ضعیف بودم این کارو می کردم و بیشتر می خوندمش یا از اول اون مبحثی که نفهمیده بودم رو می خوندم. مثلا شبکه لایه های بالا رو از روی کراس دو بار خوندم که جوابم داد و سوالاشم زدم یا گسسته رو <br />
از اول مرور کردم آخرین روزا؛ بعضی جاهای سیستم عامل رو هم که تو پارسه نبود از روی سیلبر شاتز دوباره خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
هر جا حس می کردم نیازه می رفتم سراغه یه منبع دیگه و فقط همون مبحثی که نفهمیده بودم از روش میخوندم و گرنه اصراری به خوندن چند تا منبع نداشتم. به نظرم مهم اینه دانشت راجع به اون موضوع در حد کنکور کامل باشه و بفهمیش و تعداد منابع اصلا ملاک نیست.<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
از ویس یا فیلم استفاده نکردم.<br />
حتما قبل از اینکه شروع کنید راجع به منابعی که میخواین بخونید کاملا تحقیق کنید از چند نفر که کنکور دادن وخوب شدن بپرسین و بهترین ها رو انتخاب کنید. اگه یه هفته وقت بزارید و منابع خوب انتخاب کنید بهتر از اینکه کلی وقت صرف کنیو بخونیش وسطاش بفهمی خوب نیست یا سوالات سالای اخیر رو پوشش نمیده یا رو مباحثی که نمیاد کلی تاکید کرده یا اصلا خوب درس نداده .من کلی از وقتم تو تابستون سر همین موضوع هدر رفت شما حواستون باشه.<br />
<br />
گسسته : پوران پژوهش (خوب بود-سوالای سالای قبل گسسته IT  سخت بود واسه همین خیلی رو گسسته وفت نزاشتم و این کتاب از اونقدی که من نیاز داشتم کاملتر بود)<br />
ساختمان داده: مقسمی(بد نبود ولی از این بهتر  باید باشه بین کتابا توصیه نمیکنم این کتابو )<br />
الگوریتم: مقسمی(بد بود از این بهتر  باید باشه بین کتابا توصیه نمیکنم این کتابو )<br />
واسه ساختمان و الگوریتم حتما کتاب ۶۰۰ مسئله ی حل شده در داده ساختارها و الگوریتم ها (قدسی-انتشارات فاطمی) و درسش(داده ساختارها و الگوریتم ها) رو نگاه کنید. حتی فونت سوالای کنکور وقتی به ساختمان و الگوریتم می رسین شبیه فونت این کتاب میشه خودم دیر فهمیدم وقت نشد بخونمشون.<br />
 <br />
شبکه :<br />
 پارسه حقیقت(خوب بود ولی زیادی رو لایه های پایین تاکید داشت در حالی جدیدا سوالا از لایه های بالا میاد در ضمن لایه ی application هم نداره و امسال از IP v6 و FTP سوال اومد که اونام نبود توش. کلی بخوام بگم خوبه ولی کامل نیست اگه میخواین بخونیش سعی کنید خیلی درگیر لایه های پایینش نشید و لایه شبکه و بعدش رو بیشتر بخونید و لایه ی شبکه و بعدش رو با یه کتاب دیگه کامل کنید من از مرجعش (رویکرد بالا به پایین در شبکه های کامپیوتری- کراس راس)استفاده کردم یه خورده ترجمش بد بود و سخت بود فهمیدنش ولی نتیجه ی خوبی گرفتم.البته لایه ی application رو همشو نخونید وقت گبره و مباحثی که تو سالا ی اخیر اومده و یا از مباحث مشابهش اومده رو فقط بخونید).<br />
رویکرد بالا به پایین در شبکه های کامپیوتری- کراس راس<br />
جزوه دانشگاه<br />
<br />
نرم افزار : کلاس رفتم و جزوه ی همون کلاسو خوندم<br />
<br />
مدیریت : <br />
مبانی مدیریت-استیفن رابینر-ترجمه ی دکتر اعرابی(عالی بود حتما بخونینش متنش آسون و کاملا قابل فهمه.تقریبا تمام سوالات ۹۳و۹۲ از روی این کتاب قابل حله و واسه این دو سال منبع کاملی بوده )<br />
<br />
هوش :<br />
 راهیان ارشد -دکتر خلیلی فر و ...(خوب بود-درسنامه ی خیلی خوبی داره بهترین کتابه هوشی بود که دیدم فقط بعضی جاهاش غلط داشت که بیشتر تو فصل های آخر که من با مرجع چک می کردم و درستش رو می فهمیدم-این کتابو توصیه می کنم خوبه )<br />
پوران-مهدیه شادی(بد درس داده بود -تست خیلی کم داشت-پاسخنامش افتضاح بود-کلی از وقتمو هدر داد بعدش رفتم کتاب بالا رو گرفتم)<br />
راسل-مرجع بود نمیخوندمش فقط اگه جایی رو نمی فهمیدم نگاش می کردم متنشم سنگینه.<br />
<br />
سیستم عامل:<br />
پارسه-حقیقت(خوب بود ولی زیاد شیوه ی سوال دادن تو سیستم عامل هم امسال جدید بود نصف سوالای ۹۲ رو هم نمیشد باهاش جواب داد فک کنم مرجعش رو بخونید بهتر باشه ولی باز از کسای دیگه هم بپرسین )<br />
<br />
سیلبر شاتز(مرجع بود یعضی فصلاش که ۹۲ سوال اومده یود و بعضی دیگه که مهم بود رو خوندم .چون قبلش پارسه خونده بودم می فهمیدم آسون حتی اونجاهایی که تو پارسه نبود چند سالم هست که دارن از این کتاب سوال میدن تو کنکور IT)<br />
<br />
پایگاه داده:<br />
جزوه ی دکتر خلیلی فر (خوب بود و تقریبا کامل)<br />
تو پایگاه از کتاب پارسه(کیوانپور فک کنم) هم خیلی تعریف می کنن خودم ولی ندیدمش <br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
سیستم عامل - شبکه-مدیریت- نرم افزار( زیاد مطمئن نیستم)<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
از هر دو استفاده می کردم. <br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
من زبان رو حذف کردم ولی توصیه می کنم این کارو نکنید چون بعد از اومدن نتایج و رتبه ها فهمیدم خیلی تاثیر داشت مخصوصا تو رتبه های دو رقمی<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
تو IT  که نداشتیم ولی واسه کنکور کامپیوتر  من فقط ۳ تا گسسته و یه دونه آمار(با معلومات قبلی) زدم  که ۴ تاش درست بود شد۲۵ درصد<br />
در مجموع هم ایده ای راجع به ریاضی ندارم<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
برنامه نداشتم فقط سعی می کردم به سرفصل های آزمونم برسم<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
تنها مطالعه می کردم. وقتایی که خونه بودم تو خونه وقتاییم که خوابگاه بودم تو سالن مطالعش و فقط وقتی که سوال داشتیم از هم می پرسیدیم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
معیارم توانایی پاسخ به سوالای کنکور بود بعد از مطالعه ی کامل اگه می دیدم می تونم جواب بدم به سوالات از اون مبحث رد می شدم وگر نه دوباره مرورش می کردم این بار عمیق تر. ولی حتما قبل از مطالعه یه مبحث به سوالای سالای قبل مخصوصا سال قبل نگاه کنید(خیلی اجمالی) تا ته ذهنتون باشه کدوم قسمتا مهمتره ولی همه ی مبحثو بخونید که اگه سوال جدید اومد بتونید جواب بدید. در ضمن بعضی کتابا سوالای سال قبل یا قبلتر رو نمیذارن  حتما این سوالت رو تهیه کنید که اگه کنکور سال قبل یا دو سال قبل تغییر رویه داده متوجه بشین  <br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
زبان رو که از همون اول کنار گذاشتم(اشتباه بود) ولی بقیه ی درسا رو خوندم چیزیم کنار نزاشتم اگرم عقب میفتادم واسه آزمون های بعد جبران می کردم اگرم جلو میفتادم مباحث آزمون بعد رو میخوندم. کلا یکنواخت درس خوندم با توجه به روزش و خودم هر چقد می تونستم میخوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
اول امنیت مد نظرم بود و معماری هم می خوندم ولی بعدش رفتم سمت تجارت دیگه معماری نخوندم و مدیریت خوندم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
بله پیش اومد. تو اینجور مواقع به هدفم فک میکردم و فرصتی که باقی مونده بود و نباید هدر می رفت فک می کردم و توکل میکردم وکمک میخواستم<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
بله -مهندسی نرم افزار-این درس رو قبلا هیچ موقع نداشتم و تو تابستون هم نتونسته بودم بخونمش واسه همین از مهر کلاس رفتم که کلاسشم خوب بود و واقعا کمک کرد.<br />
به نظرم بیشتر موفقیت تو کنکور به خود شخص و تلاشش بستگی داره و کلاس به تنهایی نمیتونه کمک کنه ولی اگه جدا تو یه درسی مشکل دارین برید کلاس در غبر این صورت تا جایی که امکان داره سعی کنید خودتون بخونید چون میزان تلاش شما تعیین کننده ترین عنصره و تو انتخاب کلاس خیلی دقت کنین چون علاوه بر هزینه وقتتون که خیلی مهمتره رو هم دارید صرف می کنید. و به هیچ وجه فقط به کلاس رفتن اکتفا نکنید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
بله-پارسه-هر هشت مرحله رو شرکت کردم- بیشتر از سوالات و آزمون برنامش و این که توانایی خودت تو مدیریت زمان و جلسه ی امتحان و... رو می سنجی مهمه<br />
سعی می کردم به مباحث آرمون هاش برسم و اگه نمیتونستم سر جلسه به سوالات درس خاصی جواب بدم حتما دنبال دلیلش می گشتم ولی ملاک اصلیم کنکور بود. شیوه ی برگزاری امتحان و ... خوب بود و شبیه ساز نسبتا خوبی بود.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
تقریبا از ۵ هفته قبل کنکور دیگه هر چی نخونده بودمو بیخیال شدم و رفتم سراغ جمع بندی ولی بعدا تو طول جمع بندی بعضی از اون مباحث رو خوندم . تو جمع بندی تمرکزم روی ضریب ۴ ها بود و واسه هر درس وقت معینی گذاشتم تا به همه برسم.چون تو بعضی درسا سوالای کنکور سال قبل و قبلش رو ندیده بودم و تو جمع بندی دیدم که فرق کرده شیو ه ی سوال دادن مجبور شدم بعضی جاها رو از روی مرجعش بخونم واسه همین پیشنهاد می کنم شما حتما سوالای سالای قبل رو گیر بیارید و بعد از خوندن اون مبحث کامل حلش کنید تا مثل من دیر متوجه این تغییرات نشید. در ضمن بعضی کتابا چون سوالای جدید رو پوشش نمیدن یا نمیارن کلا یا میزارنش آخر کتاب و واسش فقط کلید میزنن یا راه حل الکی مطرح می کنن ؛ حتما اون سوالا رو با جواب درستش پیدا وحل کنید و ببینید از کجا اومدن چون احتمالا از اون مباحث<br />
تکرار شه<br />
 بعد از همه ی این داستانا ۹۲و۹۱و۹۰ رو حل کردم و روزای آخر رو هم فقط مدیریت خوندم(این کارو نکنید قبلش بخونید روزای آخر دورش کنید من نرسیدم یعضی فصلا رو بخونم)<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
کنکورای آزمایشی آخر رو خوب نداده بودم رو سوالای سال قبل هم خیلی مشکل داشتم ولی دیگه به این چیزا فک نمی کردم و به این فک میکردم که تلاشمو کردم  وتوکل کردم به خدا و نشستم شاهگوش دیدم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
میدونستم این که از قبل واسه خودت درصد تعیین کنی یا رو یه درسی حساب کنی اشتباهه چون کنکور غیر قابل پیش بینیه پس با وجود این که رو بعضی درسا تسلط خوبی داشتم واسه هیچ کدوم درصد خاصی تعیین نکردم و فقط رفتم که تا جایی که می تونم به سوالا جواب بدم البته از هیچ درسیم نا امید نبودم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
نه نشد - خیلی راحت بودم سر جلسه <br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
بله-مدیریت-نرم-شبکه-گسسته -داده -الگوریتم-پایگاه-هوش-سیسم عامل<br />
چون زبان نمی زدم برای شروع مدیریت که ضریب۱ ه رو انتخاب کردم تا تو شرایط آزمون قرار بگیرم بعد از اون ضریب ۴ ها به ترتیب تسلط بعد ضریب ۲ ها به ترتیب تسلط اینجوری حداقل درسایی که بلدی رو اول جواب میدی که اگه بقیه وقت گیر بودن وقت این درسا رو نگیرن البته هر کسی میتونه ترتیبه خودشو داشته باشه و به خود فرد بستگی داره ولی حتما چند بار اون ترتیب رو تمرین کنید.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
به این چیزا فک نمی کردم فقط سعی می کردم حلش کنم تو یه وقت معین اگه نمی تونستم بیخیال میشدم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
نه قبلا برای هر درس وقتشو تعیین کرده بودم فک کنم ۵ دقیقه زیاد اومد که برگشتم اونایی که علامت زده بودمو حل کنم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
<br />
جواب ها رو بیرون نیاوردم ولی تو ذهنم بود وتقریبا درصدا درست بود- نه از اون چیزی که فک میکردم بهتر شد<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی(۵) ، دانشگاه کارشناسی(۵)، برنامه ریزی برای کنکور(۵)، کلاس کنکو(۵)ر، کنکور آزمایشی(۵)،شرایط سر کنکور(۱۵)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل(۱۵)<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
طولانیه<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
خیلی زیاد - جدا تاثیرشو حس کردم مخصوصا روزای قبل کنکور یا سر جلسه<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
<br />
پدر و مادر و خواهر و برادرم و دوستام<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
بله-زبان که حذفش کردم ساختمان و الگوریتم که باید بیشتر تمرین می کردم <br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
تهران واسه سطح علمیش-نمیدونم<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
تو انتخاب منابع خیلی دقت کنید و حتما همین اوایل سوالای سالای قبل رو مطالعه  کنید ببینید چی ازتون می خواد و از چه کتابایی دارن سوال میدن و بیشتر تمرکز تون رو اونا مباحث باشه  ولی بقیه رو هم بخونید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
نه چیز خاصی تو ذهنم نیست<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
خیلی خوبه فقط ای کاش منظم تر بود.<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16268/Capturme.PNG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/PNG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Capturme.PNG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">58.51 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 36 گرایش امنیت و 73 گرایش نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-24551.html</link>
			<pubDate>Mon, 09 Jun 2014 12:09:49 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24551.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span>بسم الله الرحمن الرحیم. رضا هستم در رشته فناوری اطلاعات رتبه گرایش امنیت ۳۶ گرایش شد آیتی ۹۵ شد - در مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار شد ۷۳ گرایش هوش مصنوعی شد ۱۰۴- هنوز بگم!!<br />
سلام به همه دوستان – من شخصا فکر نمی کردم که حرفهای من به درد کسی بخوره (دلیلش رو توی جواب ها متوجه میشید!)و نمیخواستم وقت عزیزان رو بگیرم ولی به خاطر دعوت خانم هما تصمیم گرفتم مصاحبه رو کامل کنم. اما تا حد امکان کوتاه جواب میدم که زیاد اذیت نشید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار خونده بودم به صورت پیوسته درسم ۸ <br />
ترمه تمام شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>این سوال دیگه مطمئنم که برای من نوشته نشده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />))<br />
من توی اون دوران هدف خاصی رو برای زندگی خودم انتخاب نکرده بودم (همونطور که هنوز انتخاب نکردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)- حتی سال اول که کنکور دادم نزدیک بود برم رشته مهندسی ماشین آلات کشاورزی!!<br />
ولی توی انتخاب رشته های فضایی(!) که برای دانشگاه دولتی انجام میدادم فقط رشته کامپیوتر و بعد آیتی رو میزدم چون هم از درس های محاسباتی بقیه رشته های مهندسی متنفر بودم و هم از درس های حفظیاتی رشته های مدیریتی!<br />
اما رشته کامپیوتر به خاطر مسائلی که نیاز به تحلیل داشت همیشه ذهنمو قلقلک میداد! خیلی آشنایی نداشتم ولی میدونستم باید ذهن درگیر بشه با خلق راه حل و نه حفظ کردن فرمول ها و حرف های دیگران.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>دانشگاه آزاد کارشناسی رو پیوسته خوندم. نزدیک ترین دانشگاه آزادی بود که این رشته رو داشت و با سابقه بود و تا چندسال پیش با دانشگاه های دولتی منطقه رقابت میکرد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دقیقا مدل دومی که گفتین وصف حال من بود! دقیقا هر ترم از ۱۳ تا ۲۰ توی کارنامم بود! یک بار هم ۱۱!<br />
کسی نگه معلومه خیلی میخوندی(همون ...خون خودمون!) که یه بارم نیافتادی!چون افتادن توی خیلی از دانشگاه آزادها واقعا افت داره واسه آدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>اصلا به ارشد فکرنمیکردم و مطمئن بودم که مال این صحبتا نیستم!! سال آخر دانشگاه هم با جو همخونه ای ها که رشته برق بودن منم ثبت نام کردم و رتبه هولناکی در حدود ده هزار !(اگه اشتباه نکنم) به دست آوردم که طبق پیش بینی های خودم منطقی بود!<br />
وقتی درسم تمام شد مطمئن بودم که باید آماده سربازی بشم که بعد برم سراغ کاروزندگی...خونواده یه مقدار اصرار داشتن که موفق نشدن تصمیمم رو عوض کنن.<br />
نمیدونم صبح یا عصر یه روز گرم از اواخر تابستون بود که یهو به این نتیجه رسیدم که باید کنکور بدم!! به نظرم بیشتر یه جور کل کل بود با خودم که برای اولین بار ببینم اگه بخوام توی یه کاری موفق بشم آیا واقعا میتونم یا نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
پارسال برنامه اصلی من کنکور نرم افزار بود و در کنارش آیتی رو همین جوری شرکت کردم اما وقتی نتیجه اومد، دیدم که نرم افزار شدم ۱۴۴و امنیت شدم۹۹!!<br />
این یکی از دلایلی بود که امسال تصمیم گرفتم آیتی رو به عنوان رشته اصلی انتخاب کنم. <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
آیتی: زبان ۳۰ * مشترک ۳۱/۱۱  *  مدیریت ۲/۲۲(شانسی پرکردم!) * تخصصی ۶۴/۸۱ * معماری ۳۳/۳۳<br />
کامپیوتر: زبان ۴۳/۳۳ * ریاضی ۲/۰۷منفی(یه سوال زدم!) * مشترک ۴۲/۳۱ * تخصصی هوش ۲۵ * تخصصی نرم ۳۹/۵۸<br />
همونطور که گفتم سال اولی که شرکت کردم (ترم ۷)تفننی بود و اوضاع خراب بود!<br />
سال گذشته هم که گفتم نرم افزار شد ۱۴۴ و امنیت شد۹۹<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span>درس خوندن توی دانشگاه برای من که خیلی سطحی بود..سعی میکردم رفرنس ها رو بخونم ولی چون سطح تدریس پایین بود مطالب تدریس نشده کتاب خیلی سنگین بود و تنبلی دوره دانشجویی هم که به اون اضافه میشد کلا درس رو خیلی سطحی میکرد.<br />
ولی در کل که بگم درس خوندن من برای کنکور ، در ابتدا خوندن کلاسیک و مفهومی بود یعنی همون درسی که توی دانشگاه درست و حسابی باید یاد گرفت.<br />
من سه تا درس رو سال گذشته برای کامپیوتر کلاس رفتم-منطقی.ساختمان داده.نظریه - که هر سه حالت پایه ای داشتن و کلاسی که رفتم خیلی کم حل تست داشت و بیشتر یاد گرفتن پایه و مفهوم ها و اثبات ها بود!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span>پاسخ این سوالتون رو با برنامه پارسالم میدم- چون پایه اصلی کار من مربوط به سال گذشته هست.<br />
من از اواسط مهر شروع کردم تا یک هفته مونده به کنکور خوندم.از صبح تا ۷-۸  شب کتابخونه بودم.<br />
امسال هم همین قصد رو داشتم ولی زیادنتونستم روی برنامه بمونم اما به خاطر کمتر بودن درسای آیتی مشکلی پیش نیومد و جمع شد شکر خدا!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>نه تغییر خاصی توی برنامه من نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span>نه من بیشتر طبق علاقه ای که به درس ها داشتم و پیدا کردم پیش میرفتم. کلا چیزی که بدم بیاد رو نمی تونم بخونم مثل ریاضی مهندسی با میلیاردهافرمول!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span>من کلا توی درس خاصی قوی نبودم در حدی که بشه گفت سبک بخونم و کارم راه بیوفته! فقط هوش مصنوعی چون دردانشگاه استاد خوبی داشتم ، پایه درسم قوی بود ولی تا قبل از منطق مرتبه اول درس داده بود به ما!<br />
درس هایی مثل الگوریتم -هوش و سیستم عامل رو چون حس میکردم جذاب تر هستن بیشتر وقت میذاشتم ...آخرشم نتیجه پایگاه داده و شبکه از الگوریتم بهتر شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه من براساس کتاب های خاص بود و در حین خوندن اونها هرجایی که حس میکردم مطلب گنگ هست میرفتم کتابای دیگه رو زیرو رو میکردم تا بفهمم قضیه چیه! خیلی بدم میاد از اینکه چیزی رو یاد نگیرم و فقط صرفا حفظ کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>از صدا و فیلم استفاده نکردم.<br />
کنکور کامپیوتر که سال اول بود بدون تجربه رفتم پیش یه فروشنده. طرف گفت خودم دانشجو هستم و روی حرف اون همه چیز رو خریدم:<br />
زبان و ساختمان داده و الگوریتم از مقسمی + ۵۰۴ کلمه <br />
بقیه به جز ریاضی ها از پوران.<br />
سال دوم که هم تحربه داشتم هم به دلیل یه عادت شخصی که نمیتونم یه کتاب رو دوبار بخونم! تقریبا همه منابع رو عوض کردم<br />
سیستم عامل : پارسه * شبکه : پارسه * هوش مصنوعی :راهیان * معماری: پوران *<br />
 ساختمان داده –الگوریتم :  پوران * البته مقسمی برای بار اول خوندن بهتر از پوران هست چون توضیحات کاملی داره ولی سرفصل هاش و تست هاش کامل نیست و نیاز به تکمیلی داره. در ضمن الگوریتم جدید پارسه که نوشته سید جوادی هست هم انگار کتاب خوبیه و همینطور ساختمان داده پارسه.<br />
پایگاه داده : مقسمی خوندم ولی روزای آخر فهمیدم که پارسه کاملتر بوده!<br />
مهندسی نرم افزار : دربه دره کتاب خوب بودم ! از همه میخوندم وهیچی تو ذهنم نمی موند! شبیه درسهای مدیریت! تا هفته آخر که کنکور عقب افتاد کتاب پارسه رو گیرآوردم و توی ۲ روز نصفش رو مرور کردم و مطلب جاافتاد!<br />
گسسته نخوندم (پارسال یه دور پوران رو خوندم ولی سوالات خیلی سخت هستن!) امسال تونستم دوتا سوال رو با معلومات هوش مصنوعی و الگوریتم جواب دادم.<br />
 مدیریت نخوندم (ولی ۱۲۳۴ پر کردم و ۲ درصد گرفتم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> )<br />
برای بچه های نرم افزار هم :<br />
منطقی - طراحی پیاده سازی و کامپایلر پوران رو مناسب دیدم. و نظریه مقسمی هم به نظر بهترین میاد<br />
ریاضی نخوندم برای همین نظری ندارم ولی انگار ریاضی مهندسی و آمار مدرسان بیشتر ازبقیه توصیه میشن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span>شبکه با توجه به اینکه به قول دوستان سبک سوالات عوض شده و به لایه های بالاتر توجه بیشتری میشه به نظر میاد از مرجع باید خونده بشه و طبق شنیده ها کتاب گارسیا بیشتر مد نظر طراح های جدید هست.<br />
گسسته هم اگه کسی مثل من پایه ضعیف داشته باشه یا باید بیخیال بشه یا بره سراغ گریمالدی چند جلدی!<br />
من سی ال آر اس رو خرید ولی اصلا به درد من نخورد- خیلی اثبات داشت – اونم بسیار پیچیده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span>میرفتم سراغ مرجع ها ولی دست خالی برمیگشتم سراغ همون جزوه ها!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟<br />
</span>من زبان رو با معلومات قبلی رفتم سرکنکور... کتاب خریدم ولی نمیدونستم چجوری باید بخونم که زبانم قوی بشه ...زبان بیشتر یه فرایند هست تا یه دوره درس خوندن. متن های سال های گذشته رو میخوندم ولی کلماتی که بلد نبودم رو نمیتونستم به این سرعت حفظ کنم.<br />
البته یه مقدار از ۵۰۴ خوندم که خیلی برای بخش کلمات کنکور مفیده. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>پارسال برای کامپیوتر من شروع به خوندن ریاضی مهندسی و محاسبات کردم اما دیدم نخیر کارمن نیست! پایه قوی و حافظه خفن میخواد!<br />
گسسته پوران رو هم یه دور خوندم- می فهمیدم ولی سطح تست ها خیلی بالاتر از اون مفاهیمی بود که توی کتاب نوشته بود.<br />
امسال طمع کردم یه سوال ریاضی زدم که غلط شد و ریاضی منفی گرفتم!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span>خیلی ساده! درس هایی که باید میخوندم رو در به روزهای هفته تقسیم کردم سال اول که کامپیوتر بودم تقریبا هر درس نصف روز (ریاضی نداشتم) و سال دوم که آیتی میخوندم هر روز یه درس.<br />
البته زیاد پیش میومد که درسهایی مثل الگوریتم و ساختمان داده یا معماری وقت بیشتری رو بگیرن که در اینصورت برای یکی از درس های ساده تر کمتر وقت میذاشتم.<br />
روش خوندن هم ساده بود یک جلسه درس یک فصل رو میخوندم و جلسه بعد(هفته بعد) تست اون رو میزدم- اگه وقت میموند که بعید بود بمونه، فصل بعد رو میخوندم- یایکی از درسای ساده یا مربوط به گرایشای دیگه رو میخوندم مثل مدارمنطقی یا پی ال.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنهایی در کتابخانه. به نظرم هر کس یه سبک مطالعه رو داره که برای خودش بهتره. ولی وجود دوستان همرشته در کنار آدم خیلی تاثیر خوبی داره. مخصوصا اگه مشتاق درس خوندن باشن. میشه بحث کرد سوال کرد توضیح داد. استراحت کرد که اینا واقعا تاثیرگذاره.<br />
پارسال من دوتا دوست کامپیوتری داشتم توی کتابخونه و مدام با هم بودیم.  .ولی امسال از دوست خبری نبود و خیلی زود حوصله من سرمیرفت ویا اینکه با هیچکس نمیتونستم بحث کنم اینا خیلی اذیت میکرد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>با یه معیار ساده! قطر باقیمانده کتاب!!<br />
سال اول کنکور آزمایشی میدادم ولی تا آزمون های جامع نتونستم هماهنگ بشم- چون طبق برنامه خودم پیش میرفتم و باسرعت متناسب با زمان باقیمانده – جوری که یکی دو هفته مونده به کنکور درس ها تموم بشن.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>اول سعی میکردم وقت بیشتر بذارم واگه حل نمیشد درس خاص(ریاضیات!) رو کنار میذاشتم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>نه فکر نکنم با دیر شروع کردن تخصصی ها بشه به جایی رسید. باید از اول بار روبست و برنامه رو پیش برد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>ممکن بود یه درس رو که قسمتیش رو نمیفهمیدم کناربذارم تا اینکه یه مرجع مناسب پیدا کنم که مشکلم رو حل کنم و با اطمینان ادامه بدم.<br />
بعضی اوقات هم نتیجه کنکور آزمایشی ها یه مقدار روحیه میداد. ولی بعد به خودم میومدم که این آزمونها جامعه آماری کمی دارن و زیاد امیدوار نشو!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>همونطور که گفتم سال گذشته سه درس نظریه – ساختمان داده- منطقی رو کلاس رفتم.<br />
از نظر من واقعا موثر بود، چون با اساتید بزرگی سروکار داشتم(سیدجوادی-یوسفی-دهقان) و اون درس ها رو که هر کدوم تقریبا پایه درس های دیگه ای بود و مطالب اشتراکی داشت. خوب یاد گرفتم- خیلی هم کم تست حل میشد اونجا و راه حل هایی که استفاده می شد کمتر کنکوری بود! وتشریحی بود. کمک میکرد مفاهیم جا بیوفته وترس آدم از سختی درس ها کمتر بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله پارسه شرکت کردم که برای من فقط جامع ها مفید بودن و تاثیری روی روند مطالعه من نداشتن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمع بندی برای من به معنی یه مرور کلی توی هفته آخر بود که همه درس ها تموم شده بودن و سعی کردم نوشته های خیلی کوتاهی که داشتم –تقریبا فقط تیتر بودن- رو بخونم وببینم که مطلبشون یا مفهومشون یا پیاده سازی اون الگوریتم یادم مونده یا نه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
معیار اصلی من تسلط منابع بود و میدونستم که کدوم بخش های کتاب ها رو مسلط هستم و کجا رو میلنگم<br />
ولی به درصدش فکر نمی کردم چون میدونستم که فقط استرس ایجاد میکنه.<br />
با خودم میگفتم که من کار خودم رو کردم دیگه از اینجا به بعدش با من نیست که بخوام حرس بخورم- درحد خونده های خودم نتیجه خواهم گرفت – توکل به خدا!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>نه! چون میدونستم یهو ممکنه با سوال های خیلی سخت یا از منابع جدید یا سوال های غلط فراوان! روبه رو بشم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>نه خوشبختانه تا اونجایی که توان داشتم نوشتم و اومدم بیرون واصلا به نتیجه فکر نکردم حتی امسال کلید رو هم نگاه نکردم!! برای جلوگیری از استرس و ناراحتی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>نه- توی آزمونای آزمایشی امتحان کرده بودم که زبان رو آخر بزنم ولی دیدم که استرس کار بالا تر میره و همین ترتیب موجود بهتره.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span>هردو! به جنگ سوال میرفتم و بررسی میکردم که باکدوم روش یا ترکیب کدوم روشهایی که قبلا دیدم میتونم حلش کنم.<br />
بالاخره بعد از خوندن تعداد زیادی سوال یک سری روش های کلی توی ذهن آدم میمونه که توی بعضی مسائل مشابه استفاده میشه ولی خیلی وقت ها هم مسئله مشابه هست ولی نکته ای داره که بالکل روش رو عوض میکنه! باید به این روش ها باجزئیات آشنا باشیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
برای آیتی که وقت کافی بود.<br />
برای کامپیوتر نه! من با اینکه ریاضی رو تعطیل کرده بودم بازم لب به لب شد (دفترچه اول).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>نخیر- برام اهمیت نداشت! منتظر شدم تا سنجش جواب رو بده و یه مدت استراحت میخواستم به جای یه مدت پیش بینی و استرس!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
پایه تحصیلی : ۵%<br />
دانشگاه : ۰%!!<br />
برنامه ریزی: ۳۰<br />
کلاس : ۲۰<br />
کنکور آزمایشی : (کنکورهای جامع) ۱۰%<br />
شرایط کنکور : منفی۱۰%!! (آخه دور و بریا حرف میزدن و سروصدا داشتن و منتظر بودن تا در باز شه بیرون برن!)<br />
شرایط زندگی : ۳۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>حقیقت اینه که هنوز نمیدونم!<br />
از بین کار شبکه- برنامه نویسی- تحقیقات علمی(که مساوی با خروج از ایران هست متاسفانه!) و تدریس دانشگاه باید یکی رو انتخاب کرد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span>عبادت برای من تاثیر خاصی در این زمینه نداشت ولی توکل خیلی نکته مهمی هست که شما اشاره کردید.<br />
اینکه من تلاش خودم رو همه جوره میکنم و مطمئن هستم که خدا حق من یا اونی که صلاح من هست رو سر راهم میذاره خیلی آرامش میداد به من.<br />
حتی بعضی وقت ها به خاطر خدا و انجام کاری که به نظر میاد خدا رضایت بیشتری داره درس رو نخوندم و تاخیر انداختم ولی برکت اون کار وارد درس و کنکور وهدف من شد و تعجب میکردم که با این همه مسائل جانبی و حاشیه ای چطور دارم مطالب رو یاد میگیرم<br />
این که همیشه حس کنی کسی پشت تو ایستاده و هوای تورو داره و از اون بخوای خیر رو جلوی پات بذاره خیلی به آدم آرامش میده. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>خانوادم که من رو آروم گذاشتن و تلاش کردن که به من سختی وارد نشه- همین تلاششون من رو به جلو هل میداد.<br />
البته همه چیز هم مهیا نبود! من پارسال برای درس خوندن کنکور ۴ ماه رفتم تهران خونه یکی از اقوام که خالی بود- اونجا باید برای خودم غذا درست میکردم – خرید میکردم – لباس میشستم و کلا اداره میکردم زندگی خودم رو! ساپورت مالی هم اونقدرا خفن نبود باید هر جوری بود جمعش میکردم!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>بله شبکه رو اگر از کتاب های مرجع میخوندم احتمالا وضعیت بهتری پیدامیکردم (۳درست ۲ غلط ۱ نزده)<br />
و اگه زودتر از اینا مهندسی نرم پارسه رو دیده بودم خیلی بهتر بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
</span>احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
انتخاب رشته عجیبی داشتم من! بعضی از دوستان دیدن.<br />
اول امنیت امیر کبیر بعد آیتی شریف بعد شبکه امیر کبیر بعد هوش امیرکبیر بعد هوش تهران بعد هوش شریف!!!<br />
یه مقدار که چه عرض کنم خیلی زیادخنده داره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
توی تحقیقاتم (بیشتر همین بچه های مانشت) متوجه شدم که امنیت و هوش امیرکبیر خیلی سخت گیرن- برای همین اولویت دادم به امیرکبیر!<br />
باخودم حساب کتاب کردم دیدم اگه ارشد بخواد فایده ای داشته باشه باید سخت کار کنم و از اونجایی که آدم نسبتا تنبلی هستم و باید همیشه یک نفر من رو هل بده – تصمیم گرفتم برم جایی که مجبور باشم سختی بکشم تا هم تنبلی رو ترک کنم و هم پیشرفت کنم!<br />
از طرفی خیلی شنیدم که اساتید شریف به بچه های شهرستانی یا دانشگاه آزادی بی محلی میکنن و برای پروژه باید بدوی دنبالشون آخرشم یه موضوع بیخود رو برات درنظربگیرن برای همین نظر مساعدی نسبت به شریف پیدانکردم و اگر گرایش امنتیت رو نداشت شاید اصلا نمیزدم شریف رو!- هرچند رتبه من اصلا به شریف نمیرسه!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span>فرزندان من (!)از نمره منفی بترسید!! من پارسال این استرس رو داشتم که نکنه جوابای کمی رو زدم و همین موجب شد تا سوالای شک دار رو هم جواب بدم و اوضاعم خراب شد.<br />
همه آیندتون رو برای کنکور و دانشگاه نذارید- اینجوری هم استرستون بالا میره هم اگه خدای نکرده جواب نگرفتید اوضاعتون به هم میریزه!<br />
اگر یکسال خوب خوندید و نتیجه مناسبی نگرفتید به نظر من دیگه وقت روی کنکور نذارید و برید سراغ کار دیگه ای- چون احتمالا برای اینکار ساخته نشدید و یا روش های مناسب رو بلد نیستید!<br />
سعی کنید حتما کتابخونه درس بخونید و از جو خونه و اتفاقات خونه دور باشید.<br />
ساعت خوابتون رو از یک ماه قبل از کنکور تنظیم کنید که شب کنکور راحت بخوابید.<br />
دستور دمنوش های گیاهی آرام بخش رو از اطبای سنتی بپرسید و امتحان کنید- برای شب کنکور خیلی تاثیر گذار هست.<br />
از دو روز مونده به کنکور بیخیال درس و این چیزا بشید و بچسبید به کار و سرگرمی های دیگه!<br />
زیاد اوضاع خودتون رو برای اطرافیان شرح ندید!(به دلایل بسیار!)<br />
در طول دوره درس خوندن وقت برای سرگرمی- دید وبازدید و... بگذارید تا دپرس و گوشه گیر نشید.<br />
حتی مسافرت سه چهار روزه در اواسط دوره درس خوندن داشته باشید(برای من که مفید بود)<br />
برای خوندن کتاب های مرجع ، شروع از مهر ماه دیره ! از اواسط تابستون برید سراغشون.<br />
اگه خواستید شانسی پر کنید(فقط درسهای گرایش های دیگه رو!) به صورت ۱۲۳۴ پرکنید بهتر جواب میده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
اینا رو عمل کنید تا نسخه های بعدی رو بنویسم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span>این سوال خوبیه : به نظر شما سوالات مصاحبه خیلی زیاد نیستن؟!!!<br />
جواب : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>واقعا نظر خاصی ندارم  آخه من فقط در زمان انتخاب رشته اینجا بودم و از سایر اتفاقاتی که توی مانشت افتاده بی خبرم. فقط تشکر میکنم که این امکان رو به من دادین که تجربیات خودم رو ارائه بدم. هرچند که بعید میدونم تاثیر خاصی روی دیگران داشته باشه جوابای ساده ی من! ولی حداقل این رو نشون دادم که با برنامه ساده و روش های ساده و گذشته ساده هم میشه موفقیت نسبی رو به دست آورد و کنکور اونقدرها هم عجیب غریب نیست! فقط باید درس ها رو با لذت خوند به قصد یاد گرفتن!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span>بسم الله الرحمن الرحیم. رضا هستم در رشته فناوری اطلاعات رتبه گرایش امنیت ۳۶ گرایش شد آیتی ۹۵ شد - در مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار شد ۷۳ گرایش هوش مصنوعی شد ۱۰۴- هنوز بگم!!<br />
سلام به همه دوستان – من شخصا فکر نمی کردم که حرفهای من به درد کسی بخوره (دلیلش رو توی جواب ها متوجه میشید!)و نمیخواستم وقت عزیزان رو بگیرم ولی به خاطر دعوت خانم هما تصمیم گرفتم مصاحبه رو کامل کنم. اما تا حد امکان کوتاه جواب میدم که زیاد اذیت نشید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار خونده بودم به صورت پیوسته درسم ۸ <br />
ترمه تمام شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>این سوال دیگه مطمئنم که برای من نوشته نشده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />))<br />
من توی اون دوران هدف خاصی رو برای زندگی خودم انتخاب نکرده بودم (همونطور که هنوز انتخاب نکردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)- حتی سال اول که کنکور دادم نزدیک بود برم رشته مهندسی ماشین آلات کشاورزی!!<br />
ولی توی انتخاب رشته های فضایی(!) که برای دانشگاه دولتی انجام میدادم فقط رشته کامپیوتر و بعد آیتی رو میزدم چون هم از درس های محاسباتی بقیه رشته های مهندسی متنفر بودم و هم از درس های حفظیاتی رشته های مدیریتی!<br />
اما رشته کامپیوتر به خاطر مسائلی که نیاز به تحلیل داشت همیشه ذهنمو قلقلک میداد! خیلی آشنایی نداشتم ولی میدونستم باید ذهن درگیر بشه با خلق راه حل و نه حفظ کردن فرمول ها و حرف های دیگران.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>دانشگاه آزاد کارشناسی رو پیوسته خوندم. نزدیک ترین دانشگاه آزادی بود که این رشته رو داشت و با سابقه بود و تا چندسال پیش با دانشگاه های دولتی منطقه رقابت میکرد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دقیقا مدل دومی که گفتین وصف حال من بود! دقیقا هر ترم از ۱۳ تا ۲۰ توی کارنامم بود! یک بار هم ۱۱!<br />
کسی نگه معلومه خیلی میخوندی(همون ...خون خودمون!) که یه بارم نیافتادی!چون افتادن توی خیلی از دانشگاه آزادها واقعا افت داره واسه آدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>اصلا به ارشد فکرنمیکردم و مطمئن بودم که مال این صحبتا نیستم!! سال آخر دانشگاه هم با جو همخونه ای ها که رشته برق بودن منم ثبت نام کردم و رتبه هولناکی در حدود ده هزار !(اگه اشتباه نکنم) به دست آوردم که طبق پیش بینی های خودم منطقی بود!<br />
وقتی درسم تمام شد مطمئن بودم که باید آماده سربازی بشم که بعد برم سراغ کاروزندگی...خونواده یه مقدار اصرار داشتن که موفق نشدن تصمیمم رو عوض کنن.<br />
نمیدونم صبح یا عصر یه روز گرم از اواخر تابستون بود که یهو به این نتیجه رسیدم که باید کنکور بدم!! به نظرم بیشتر یه جور کل کل بود با خودم که برای اولین بار ببینم اگه بخوام توی یه کاری موفق بشم آیا واقعا میتونم یا نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
پارسال برنامه اصلی من کنکور نرم افزار بود و در کنارش آیتی رو همین جوری شرکت کردم اما وقتی نتیجه اومد، دیدم که نرم افزار شدم ۱۴۴و امنیت شدم۹۹!!<br />
این یکی از دلایلی بود که امسال تصمیم گرفتم آیتی رو به عنوان رشته اصلی انتخاب کنم. <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
آیتی: زبان ۳۰ * مشترک ۳۱/۱۱  *  مدیریت ۲/۲۲(شانسی پرکردم!) * تخصصی ۶۴/۸۱ * معماری ۳۳/۳۳<br />
کامپیوتر: زبان ۴۳/۳۳ * ریاضی ۲/۰۷منفی(یه سوال زدم!) * مشترک ۴۲/۳۱ * تخصصی هوش ۲۵ * تخصصی نرم ۳۹/۵۸<br />
همونطور که گفتم سال اولی که شرکت کردم (ترم ۷)تفننی بود و اوضاع خراب بود!<br />
سال گذشته هم که گفتم نرم افزار شد ۱۴۴ و امنیت شد۹۹<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span>درس خوندن توی دانشگاه برای من که خیلی سطحی بود..سعی میکردم رفرنس ها رو بخونم ولی چون سطح تدریس پایین بود مطالب تدریس نشده کتاب خیلی سنگین بود و تنبلی دوره دانشجویی هم که به اون اضافه میشد کلا درس رو خیلی سطحی میکرد.<br />
ولی در کل که بگم درس خوندن من برای کنکور ، در ابتدا خوندن کلاسیک و مفهومی بود یعنی همون درسی که توی دانشگاه درست و حسابی باید یاد گرفت.<br />
من سه تا درس رو سال گذشته برای کامپیوتر کلاس رفتم-منطقی.ساختمان داده.نظریه - که هر سه حالت پایه ای داشتن و کلاسی که رفتم خیلی کم حل تست داشت و بیشتر یاد گرفتن پایه و مفهوم ها و اثبات ها بود!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span>پاسخ این سوالتون رو با برنامه پارسالم میدم- چون پایه اصلی کار من مربوط به سال گذشته هست.<br />
من از اواسط مهر شروع کردم تا یک هفته مونده به کنکور خوندم.از صبح تا ۷-۸  شب کتابخونه بودم.<br />
امسال هم همین قصد رو داشتم ولی زیادنتونستم روی برنامه بمونم اما به خاطر کمتر بودن درسای آیتی مشکلی پیش نیومد و جمع شد شکر خدا!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>نه تغییر خاصی توی برنامه من نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span>نه من بیشتر طبق علاقه ای که به درس ها داشتم و پیدا کردم پیش میرفتم. کلا چیزی که بدم بیاد رو نمی تونم بخونم مثل ریاضی مهندسی با میلیاردهافرمول!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span>من کلا توی درس خاصی قوی نبودم در حدی که بشه گفت سبک بخونم و کارم راه بیوفته! فقط هوش مصنوعی چون دردانشگاه استاد خوبی داشتم ، پایه درسم قوی بود ولی تا قبل از منطق مرتبه اول درس داده بود به ما!<br />
درس هایی مثل الگوریتم -هوش و سیستم عامل رو چون حس میکردم جذاب تر هستن بیشتر وقت میذاشتم ...آخرشم نتیجه پایگاه داده و شبکه از الگوریتم بهتر شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه من براساس کتاب های خاص بود و در حین خوندن اونها هرجایی که حس میکردم مطلب گنگ هست میرفتم کتابای دیگه رو زیرو رو میکردم تا بفهمم قضیه چیه! خیلی بدم میاد از اینکه چیزی رو یاد نگیرم و فقط صرفا حفظ کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>از صدا و فیلم استفاده نکردم.<br />
کنکور کامپیوتر که سال اول بود بدون تجربه رفتم پیش یه فروشنده. طرف گفت خودم دانشجو هستم و روی حرف اون همه چیز رو خریدم:<br />
زبان و ساختمان داده و الگوریتم از مقسمی + ۵۰۴ کلمه <br />
بقیه به جز ریاضی ها از پوران.<br />
سال دوم که هم تحربه داشتم هم به دلیل یه عادت شخصی که نمیتونم یه کتاب رو دوبار بخونم! تقریبا همه منابع رو عوض کردم<br />
سیستم عامل : پارسه * شبکه : پارسه * هوش مصنوعی :راهیان * معماری: پوران *<br />
 ساختمان داده –الگوریتم :  پوران * البته مقسمی برای بار اول خوندن بهتر از پوران هست چون توضیحات کاملی داره ولی سرفصل هاش و تست هاش کامل نیست و نیاز به تکمیلی داره. در ضمن الگوریتم جدید پارسه که نوشته سید جوادی هست هم انگار کتاب خوبیه و همینطور ساختمان داده پارسه.<br />
پایگاه داده : مقسمی خوندم ولی روزای آخر فهمیدم که پارسه کاملتر بوده!<br />
مهندسی نرم افزار : دربه دره کتاب خوب بودم ! از همه میخوندم وهیچی تو ذهنم نمی موند! شبیه درسهای مدیریت! تا هفته آخر که کنکور عقب افتاد کتاب پارسه رو گیرآوردم و توی ۲ روز نصفش رو مرور کردم و مطلب جاافتاد!<br />
گسسته نخوندم (پارسال یه دور پوران رو خوندم ولی سوالات خیلی سخت هستن!) امسال تونستم دوتا سوال رو با معلومات هوش مصنوعی و الگوریتم جواب دادم.<br />
 مدیریت نخوندم (ولی ۱۲۳۴ پر کردم و ۲ درصد گرفتم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> )<br />
برای بچه های نرم افزار هم :<br />
منطقی - طراحی پیاده سازی و کامپایلر پوران رو مناسب دیدم. و نظریه مقسمی هم به نظر بهترین میاد<br />
ریاضی نخوندم برای همین نظری ندارم ولی انگار ریاضی مهندسی و آمار مدرسان بیشتر ازبقیه توصیه میشن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span>شبکه با توجه به اینکه به قول دوستان سبک سوالات عوض شده و به لایه های بالاتر توجه بیشتری میشه به نظر میاد از مرجع باید خونده بشه و طبق شنیده ها کتاب گارسیا بیشتر مد نظر طراح های جدید هست.<br />
گسسته هم اگه کسی مثل من پایه ضعیف داشته باشه یا باید بیخیال بشه یا بره سراغ گریمالدی چند جلدی!<br />
من سی ال آر اس رو خرید ولی اصلا به درد من نخورد- خیلی اثبات داشت – اونم بسیار پیچیده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span>میرفتم سراغ مرجع ها ولی دست خالی برمیگشتم سراغ همون جزوه ها!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟<br />
</span>من زبان رو با معلومات قبلی رفتم سرکنکور... کتاب خریدم ولی نمیدونستم چجوری باید بخونم که زبانم قوی بشه ...زبان بیشتر یه فرایند هست تا یه دوره درس خوندن. متن های سال های گذشته رو میخوندم ولی کلماتی که بلد نبودم رو نمیتونستم به این سرعت حفظ کنم.<br />
البته یه مقدار از ۵۰۴ خوندم که خیلی برای بخش کلمات کنکور مفیده. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>پارسال برای کامپیوتر من شروع به خوندن ریاضی مهندسی و محاسبات کردم اما دیدم نخیر کارمن نیست! پایه قوی و حافظه خفن میخواد!<br />
گسسته پوران رو هم یه دور خوندم- می فهمیدم ولی سطح تست ها خیلی بالاتر از اون مفاهیمی بود که توی کتاب نوشته بود.<br />
امسال طمع کردم یه سوال ریاضی زدم که غلط شد و ریاضی منفی گرفتم!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span>خیلی ساده! درس هایی که باید میخوندم رو در به روزهای هفته تقسیم کردم سال اول که کامپیوتر بودم تقریبا هر درس نصف روز (ریاضی نداشتم) و سال دوم که آیتی میخوندم هر روز یه درس.<br />
البته زیاد پیش میومد که درسهایی مثل الگوریتم و ساختمان داده یا معماری وقت بیشتری رو بگیرن که در اینصورت برای یکی از درس های ساده تر کمتر وقت میذاشتم.<br />
روش خوندن هم ساده بود یک جلسه درس یک فصل رو میخوندم و جلسه بعد(هفته بعد) تست اون رو میزدم- اگه وقت میموند که بعید بود بمونه، فصل بعد رو میخوندم- یایکی از درسای ساده یا مربوط به گرایشای دیگه رو میخوندم مثل مدارمنطقی یا پی ال.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنهایی در کتابخانه. به نظرم هر کس یه سبک مطالعه رو داره که برای خودش بهتره. ولی وجود دوستان همرشته در کنار آدم خیلی تاثیر خوبی داره. مخصوصا اگه مشتاق درس خوندن باشن. میشه بحث کرد سوال کرد توضیح داد. استراحت کرد که اینا واقعا تاثیرگذاره.<br />
پارسال من دوتا دوست کامپیوتری داشتم توی کتابخونه و مدام با هم بودیم.  .ولی امسال از دوست خبری نبود و خیلی زود حوصله من سرمیرفت ویا اینکه با هیچکس نمیتونستم بحث کنم اینا خیلی اذیت میکرد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>با یه معیار ساده! قطر باقیمانده کتاب!!<br />
سال اول کنکور آزمایشی میدادم ولی تا آزمون های جامع نتونستم هماهنگ بشم- چون طبق برنامه خودم پیش میرفتم و باسرعت متناسب با زمان باقیمانده – جوری که یکی دو هفته مونده به کنکور درس ها تموم بشن.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>اول سعی میکردم وقت بیشتر بذارم واگه حل نمیشد درس خاص(ریاضیات!) رو کنار میذاشتم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>نه فکر نکنم با دیر شروع کردن تخصصی ها بشه به جایی رسید. باید از اول بار روبست و برنامه رو پیش برد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>ممکن بود یه درس رو که قسمتیش رو نمیفهمیدم کناربذارم تا اینکه یه مرجع مناسب پیدا کنم که مشکلم رو حل کنم و با اطمینان ادامه بدم.<br />
بعضی اوقات هم نتیجه کنکور آزمایشی ها یه مقدار روحیه میداد. ولی بعد به خودم میومدم که این آزمونها جامعه آماری کمی دارن و زیاد امیدوار نشو!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>همونطور که گفتم سال گذشته سه درس نظریه – ساختمان داده- منطقی رو کلاس رفتم.<br />
از نظر من واقعا موثر بود، چون با اساتید بزرگی سروکار داشتم(سیدجوادی-یوسفی-دهقان) و اون درس ها رو که هر کدوم تقریبا پایه درس های دیگه ای بود و مطالب اشتراکی داشت. خوب یاد گرفتم- خیلی هم کم تست حل میشد اونجا و راه حل هایی که استفاده می شد کمتر کنکوری بود! وتشریحی بود. کمک میکرد مفاهیم جا بیوفته وترس آدم از سختی درس ها کمتر بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله پارسه شرکت کردم که برای من فقط جامع ها مفید بودن و تاثیری روی روند مطالعه من نداشتن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمع بندی برای من به معنی یه مرور کلی توی هفته آخر بود که همه درس ها تموم شده بودن و سعی کردم نوشته های خیلی کوتاهی که داشتم –تقریبا فقط تیتر بودن- رو بخونم وببینم که مطلبشون یا مفهومشون یا پیاده سازی اون الگوریتم یادم مونده یا نه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
معیار اصلی من تسلط منابع بود و میدونستم که کدوم بخش های کتاب ها رو مسلط هستم و کجا رو میلنگم<br />
ولی به درصدش فکر نمی کردم چون میدونستم که فقط استرس ایجاد میکنه.<br />
با خودم میگفتم که من کار خودم رو کردم دیگه از اینجا به بعدش با من نیست که بخوام حرس بخورم- درحد خونده های خودم نتیجه خواهم گرفت – توکل به خدا!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>نه! چون میدونستم یهو ممکنه با سوال های خیلی سخت یا از منابع جدید یا سوال های غلط فراوان! روبه رو بشم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>نه خوشبختانه تا اونجایی که توان داشتم نوشتم و اومدم بیرون واصلا به نتیجه فکر نکردم حتی امسال کلید رو هم نگاه نکردم!! برای جلوگیری از استرس و ناراحتی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>نه- توی آزمونای آزمایشی امتحان کرده بودم که زبان رو آخر بزنم ولی دیدم که استرس کار بالا تر میره و همین ترتیب موجود بهتره.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span>هردو! به جنگ سوال میرفتم و بررسی میکردم که باکدوم روش یا ترکیب کدوم روشهایی که قبلا دیدم میتونم حلش کنم.<br />
بالاخره بعد از خوندن تعداد زیادی سوال یک سری روش های کلی توی ذهن آدم میمونه که توی بعضی مسائل مشابه استفاده میشه ولی خیلی وقت ها هم مسئله مشابه هست ولی نکته ای داره که بالکل روش رو عوض میکنه! باید به این روش ها باجزئیات آشنا باشیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
برای آیتی که وقت کافی بود.<br />
برای کامپیوتر نه! من با اینکه ریاضی رو تعطیل کرده بودم بازم لب به لب شد (دفترچه اول).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>نخیر- برام اهمیت نداشت! منتظر شدم تا سنجش جواب رو بده و یه مدت استراحت میخواستم به جای یه مدت پیش بینی و استرس!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
پایه تحصیلی : ۵%<br />
دانشگاه : ۰%!!<br />
برنامه ریزی: ۳۰<br />
کلاس : ۲۰<br />
کنکور آزمایشی : (کنکورهای جامع) ۱۰%<br />
شرایط کنکور : منفی۱۰%!! (آخه دور و بریا حرف میزدن و سروصدا داشتن و منتظر بودن تا در باز شه بیرون برن!)<br />
شرایط زندگی : ۳۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>حقیقت اینه که هنوز نمیدونم!<br />
از بین کار شبکه- برنامه نویسی- تحقیقات علمی(که مساوی با خروج از ایران هست متاسفانه!) و تدریس دانشگاه باید یکی رو انتخاب کرد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span>عبادت برای من تاثیر خاصی در این زمینه نداشت ولی توکل خیلی نکته مهمی هست که شما اشاره کردید.<br />
اینکه من تلاش خودم رو همه جوره میکنم و مطمئن هستم که خدا حق من یا اونی که صلاح من هست رو سر راهم میذاره خیلی آرامش میداد به من.<br />
حتی بعضی وقت ها به خاطر خدا و انجام کاری که به نظر میاد خدا رضایت بیشتری داره درس رو نخوندم و تاخیر انداختم ولی برکت اون کار وارد درس و کنکور وهدف من شد و تعجب میکردم که با این همه مسائل جانبی و حاشیه ای چطور دارم مطالب رو یاد میگیرم<br />
این که همیشه حس کنی کسی پشت تو ایستاده و هوای تورو داره و از اون بخوای خیر رو جلوی پات بذاره خیلی به آدم آرامش میده. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>خانوادم که من رو آروم گذاشتن و تلاش کردن که به من سختی وارد نشه- همین تلاششون من رو به جلو هل میداد.<br />
البته همه چیز هم مهیا نبود! من پارسال برای درس خوندن کنکور ۴ ماه رفتم تهران خونه یکی از اقوام که خالی بود- اونجا باید برای خودم غذا درست میکردم – خرید میکردم – لباس میشستم و کلا اداره میکردم زندگی خودم رو! ساپورت مالی هم اونقدرا خفن نبود باید هر جوری بود جمعش میکردم!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>بله شبکه رو اگر از کتاب های مرجع میخوندم احتمالا وضعیت بهتری پیدامیکردم (۳درست ۲ غلط ۱ نزده)<br />
و اگه زودتر از اینا مهندسی نرم پارسه رو دیده بودم خیلی بهتر بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
</span>احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
انتخاب رشته عجیبی داشتم من! بعضی از دوستان دیدن.<br />
اول امنیت امیر کبیر بعد آیتی شریف بعد شبکه امیر کبیر بعد هوش امیرکبیر بعد هوش تهران بعد هوش شریف!!!<br />
یه مقدار که چه عرض کنم خیلی زیادخنده داره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
توی تحقیقاتم (بیشتر همین بچه های مانشت) متوجه شدم که امنیت و هوش امیرکبیر خیلی سخت گیرن- برای همین اولویت دادم به امیرکبیر!<br />
باخودم حساب کتاب کردم دیدم اگه ارشد بخواد فایده ای داشته باشه باید سخت کار کنم و از اونجایی که آدم نسبتا تنبلی هستم و باید همیشه یک نفر من رو هل بده – تصمیم گرفتم برم جایی که مجبور باشم سختی بکشم تا هم تنبلی رو ترک کنم و هم پیشرفت کنم!<br />
از طرفی خیلی شنیدم که اساتید شریف به بچه های شهرستانی یا دانشگاه آزادی بی محلی میکنن و برای پروژه باید بدوی دنبالشون آخرشم یه موضوع بیخود رو برات درنظربگیرن برای همین نظر مساعدی نسبت به شریف پیدانکردم و اگر گرایش امنتیت رو نداشت شاید اصلا نمیزدم شریف رو!- هرچند رتبه من اصلا به شریف نمیرسه!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span>فرزندان من (!)از نمره منفی بترسید!! من پارسال این استرس رو داشتم که نکنه جوابای کمی رو زدم و همین موجب شد تا سوالای شک دار رو هم جواب بدم و اوضاعم خراب شد.<br />
همه آیندتون رو برای کنکور و دانشگاه نذارید- اینجوری هم استرستون بالا میره هم اگه خدای نکرده جواب نگرفتید اوضاعتون به هم میریزه!<br />
اگر یکسال خوب خوندید و نتیجه مناسبی نگرفتید به نظر من دیگه وقت روی کنکور نذارید و برید سراغ کار دیگه ای- چون احتمالا برای اینکار ساخته نشدید و یا روش های مناسب رو بلد نیستید!<br />
سعی کنید حتما کتابخونه درس بخونید و از جو خونه و اتفاقات خونه دور باشید.<br />
ساعت خوابتون رو از یک ماه قبل از کنکور تنظیم کنید که شب کنکور راحت بخوابید.<br />
دستور دمنوش های گیاهی آرام بخش رو از اطبای سنتی بپرسید و امتحان کنید- برای شب کنکور خیلی تاثیر گذار هست.<br />
از دو روز مونده به کنکور بیخیال درس و این چیزا بشید و بچسبید به کار و سرگرمی های دیگه!<br />
زیاد اوضاع خودتون رو برای اطرافیان شرح ندید!(به دلایل بسیار!)<br />
در طول دوره درس خوندن وقت برای سرگرمی- دید وبازدید و... بگذارید تا دپرس و گوشه گیر نشید.<br />
حتی مسافرت سه چهار روزه در اواسط دوره درس خوندن داشته باشید(برای من که مفید بود)<br />
برای خوندن کتاب های مرجع ، شروع از مهر ماه دیره ! از اواسط تابستون برید سراغشون.<br />
اگه خواستید شانسی پر کنید(فقط درسهای گرایش های دیگه رو!) به صورت ۱۲۳۴ پرکنید بهتر جواب میده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
اینا رو عمل کنید تا نسخه های بعدی رو بنویسم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span>این سوال خوبیه : به نظر شما سوالات مصاحبه خیلی زیاد نیستن؟!!!<br />
جواب : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>واقعا نظر خاصی ندارم  آخه من فقط در زمان انتخاب رشته اینجا بودم و از سایر اتفاقاتی که توی مانشت افتاده بی خبرم. فقط تشکر میکنم که این امکان رو به من دادین که تجربیات خودم رو ارائه بدم. هرچند که بعید میدونم تاثیر خاصی روی دیگران داشته باشه جوابای ساده ی من! ولی حداقل این رو نشون دادم که با برنامه ساده و روش های ساده و گذشته ساده هم میشه موفقیت نسبی رو به دست آورد و کنکور اونقدرها هم عجیب غریب نیست! فقط باید درس ها رو با لذت خوند به قصد یاد گرفتن!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 43 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-24524.html</link>
			<pubDate>Sun, 08 Jun 2014 06:57:22 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24524.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
<br />
سلام من در تابستان سال 1367 در کرمانشاه بدنیا اومدم <br />
رتبه 43 گرایش نرم افزار <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
<br />
مدرک کارشناسی پیوسته ام رو سال 91 در رشته مهندسی کامپیوتر نرم افزار گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
<br />
با این رشته کمی آشنایی داشتم اما برام دانشگاه و شهر انتخابی بیشتر مهم بود اما در هر دانشگاهی قبل از هر انتخابی اول مهندسی کامپیوتر رو انتخاب کردم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
<br />
دانشگاه الزهرا مدرکم رو گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
<br />
کلا درس ها برام رتبه بندی داشت دروس تخصصی رو بیشتر دوس داشتم و اکثرا جز نمره های برتر بودم اما مثلا دروس پایه رو فقط ناپلئونی پاس کردم !!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
<br />
از ابتدا به ارشد فکر میکردم اما کمی این تفکر برام کمرنگ شد تا اینکه ترم 8 دوباره مصمم شدم که درس بخونم و مطمئن بودم که موفق میشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
<br />
از اول به همین رشته و گرایش علاقه داشتم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
</span><br />
<br />
گروه مهندسی کامپیوتر<br />
زبان سفید<br />
ریاضی ۳۱/۲۵ (5تا درست ریاضی مهندسی 3تا امار 1و گسسته1)<br />
دروس مشترک ۳۴/۶۲	(9تا درست:ساختمان داده 1، نظریه 3،منطقی3،معماری1 و سیستم عامل1)<br />
تخصصی نرم افزار ۵۱/۱۱	(8درست و 1غلط:کامپایلر 2،برنامه سازی 2،الگوریتم 2،پایگاه داد 2درست و 1غلط)<br />
<br />
دومین بار بودکه کنکور میدادم پارسال هم شرکت کردم و رتبه ام شد 537 نرم افزار که مجازی دانشگاه بهشتی قبول شدم و نرفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
<br />
بستگی به خود دانشجو داره کسانی که علاوه بر جزوه کلاسی از کتب مرجع هم استفاده میکردن اغلب در کنکور موفق بودن و پایبند بودن به جزوه و فقط نمره گرفتن از استاد خیلی با درس خوندن برا کنکور متفاوته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا قرار بود از اول مهر شروع کنم و تا آخر آذر ماه هم درس ها رو کلا تموم کنم اما خیلی نتونستم طبق برنامه جلو برم میشه گفت کل آبان ماه رو درس نخوندم و تا نیمه دی ماه هم درس هام تموم نشد حتی بعضی از درس ها هیچ وقت تموم نشد البته مهم نبود چون از نیمه دی ماه دیگه درس جدید نخوندم و فقط سعی کردم که جمع بندی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
<br />
تغییراتی تو برنامه ام اتفاق افتاد اینکه کلا محاسبات عددی از برنامه مطالعاتیم حذف شد و گسسته هم فقط به خوندن گراف رضایت دادم و درس طراحی پیاده سازی زبان ها هم کلا نصفه خوندم اما کلا سعی کرم که روحیه خوبی داشته باشم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
<br />
سعی کردم که به تعداد تست ها توجه کنم و همچنین به نقاط قوت خودم مثلا درس ساختمان داده در کنکور درس نمره بیاریه اما من چون در این درس ضعیف بودم خیلی وقت صرفش نکردم در عوض درس نظریه تست کمتری نسبت به ساختمان داده داره اما من در این درس قویتر بودم پس اینو تقویت کردم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا همین بود درس ها رو دسته بندی کردم یه سری از درس ها توش قوی بودم که کلا میشه گفت دوتا درس بیشتر نبود یک سری از درس ها بود که قوی نبودم اما میدونستم میتونم توش موفق شم و یک سری از درس ها که دید خوبی نسبت بهشون نداشتم یعنی همیشه میگفتم که نمیشه که این ها هم کم بودن<br />
اول از همه تصمیم گرفتم زبان رو سفید بزارم بعدش میدونستم ریاضیم خیلی ضعیفه و پارسال 8درصد ریاضی زدم از همون پارسال نسبت به درس محاسبات عددی بد بین شده بودم پس اونم کنار گذاشتم به ریاضی مهندسی مطمئن بودم که میتونم اگه بخونم، گسسته رو با اینکه دوسش داشتم اما بخاطر گستردگی زیادش مبحثی خوندم و میشه گفت فقط گراف رو خوندم یک تست هم ازش زدم درس آمار رو میخواستم که بخونم اما مطمئن نبودم که حتما میشه کل کتاب پارسه رو خوندم و فقط هم یک تست ازش زدم دروس مشترک با ساختمان داده مشکل داشتم با اینکه درس آسونی به نظر میرسه اما دید منفی که نمیتونم باعث شد زیاد نخونمش و به یه تست ازش رضایت دادم در درس نظریه قوی بودم سعی کردم همون رو حفظ کنم و مدار منطقی رو همه خوب میزنن و درس به نسبت ساده ای هم هست پس اون رو هم خوب خوندم ،درس معماری و سیستم عامل رو دوس داشتم و از اول اوضاع بد نبود اما هرچی جلوتر رفتم بیشتر مبحثی شدم تا کلی چون وقت نداشتم!!!<br />
دروس تخصصی نرم افزار رو واقعا دوس داشتم پایگاه رو قوی بودم کامپایلر رو میتونستم قوی باشم طراحی پیاده سازی رو نصفه و نیمه خوندم اما سعی کردم مباحثی رو بخونم که احتمال تست بیشتری دارند درس طراحی الگوریتم روخوب نبودم اما تلاش خودم رو کردم چون من باید با دروس تخصصی یه کاری میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا قبل از شروع به درس خوندن یه دفترچه برداشتم و لیست درس ها منابعی رو که میخوام بخونم و مباحث اون درس رو نوشتم این طور نبود که بگم هفته ای چند ساعت درس میخونم اما دقیقا میدونستم که این هفته از هر درس چه مباحثی رو میخونم و منابع هم مشخص بود روزهای هفته رو تقسیم بندی کرده بودم و در هر روز دوتا درس رو گنجانده بودم یک درس سخت و سنگین و یک درس ساده تر که وقت کمتری میگیره و پایان هر روز جلو مبحثی که خونده بودم تو دفترچه تیک میزدم اگه برای اون مبحث 3تا منبع داشتم جای 3تا تیک جلوش گذاشته بود که خیلی وقت ها درست به برنامه نمیرسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
زبان رو نخوندم<br />
ریاضی:<br />
ریاضی مهندسی: جزوه پارسه رو خوندم و ویس هاش رو گوش دادم همین اما جزوه و تمرین هاش رو بارها و بارها حل کردم.<br />
آمار:کتاب پارس<br />
محاسبات عددی :حذف<br />
گسسته: تقریبا حذف فقط گراف رو خوندم از رو کتاب پوران و جزوه دکتر سید جوادی<br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داده:جزوه دکتر ابراهیمی مقدم کتاب پارسه از رو پوران هم تست زدم البته کلا ضعیف بودم.<br />
نظریه: فقط کتاب لینز و تست های 10سال اخیر کنکور<br />
منطقی:مدارمنطقی مانو،حزوه دکتر اجلالی و تست های 10سال اخیر کنکور.<br />
معماری:جزوه دکتر اجلالی و بعضی مباحث کتاب پوران.<br />
سیستم عامل:کتاب پارسه نرسیدم خیلی هم تست بزنم.<br />
<br />
دروس تخصصی:<br />
کامپایلر:کتاب پارسه ،پوران، جزوه دکتر کارگهی<br />
طراحی پیاده سازی ربان ها:پوران<br />
الگوریتم: جزوه و ویس دکتر سیدجوادی و تست های کنکور<br />
پایگاه داده: جزوه دکتر کیوان پور و کتاب مقسمی <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
<br />
نظریه و مدار منطقی و معماری البته اگه کسی وقت داشته باشه clrs رو هم بخونه که عالی میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
<br />
در بعضی از درس ها اونم نه کل درس رو مباحثی رو که متوجه نمیشدم از رو کتاب مرجع میخوندم اما در کل میشه گفت جزوه محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
<br />
وقتی نداشتم که به زبان بدم پس از همون اول به خاطر اینکه زبان ضعیفی داشتم زبان رو 0 حساب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
<br />
ریاضی رو میشه خوب زد و حذف یکی یا دوتا از درس هاش اونم نه کامل میشه مبحثی هم خوند فقط باید اون درسها رو که قراره بخونیم رو خوب بخونیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
<br />
برنامه ریزی کلی من این بود که موازی جلو برم همه درس ها رو و اینکه درسی مثل طراحی پیاده سازی زبان ها که به خاطر حجم زیاد مطالبش خیلی ها اون رو کنار میزارن من اون درس رو به قسمت های حداکثر 7صفحه ای تقسیم کرده بودم و روزانه یه قسمتش رو میخوندم این طور کمتر حجمش اذیتم کرد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<br />
تنها درس میخوندم و در خانه اما اواخر آذر ماه و اوایل دی ماه که دیگه خسته شده بودم با دوستم که دانشجوی دانشگاه تهران بود میرفتم دانشگاهشون و کتابخونه اونجا درس میخوندم که خیلی به برگشتم به درس خوندن کمک کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
هیچ کدوم هیچ وقت به حجم درس هایی که مونده فکر نمیکردم کنکورهای آزمایشی از این نظر خوب بودن که به من زمان بندی میدادن و سعی میکردم در زمان به برنامه برسم بیشتر رو برنامه کوتاه مدتم تمرکز داشتم.میخواستم تا آخر آذر تموم کنم درس ها رو اما از یکی دو هفته تاخیر هم نمیترسیدم بیشتر برنامه ام شناور بود خیلی سعی میکردم به جای فکر کردن به برنامه ریزی ساده عمل کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
<br />
خیلی وقت ها میشد که از برنامه هفته جا میموندم اول سعی میکردم که آخر هفته جبران کنم یا حتی بعضی از درس ها از اولویت هام خارج شدن اوایل میخواستم سیستم عامل و معماری رو خوب بزنم اما وقتی دیدم وقت کمه مبحثی جلو رفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
<br />
از روز اول میدونستم که میخوام گرایش نرم افزار شرکت کنم و از همون اول دروس تخصصی جز برنامه ام بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
<br />
بله خیلی زیاد مهرماه شروع کردم به درس خوندن اما میشه گفت کل آبان ماه انگیزه ای برا درس خوندن نداشتم دوباره سعی کردم و انرژی رو به خودم برگردوندم اما باز هم اواخر آذر ماه و اوایل دی ماه سست شده بودم و فکر میکردم نمیشه که این بار  دوستم کمکم کرد و بهم انگیزه داد .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
<br />
بله استفاده کردم ریاضی مهندسی و طراحی الگوریتم رو کلاس رفتم و راضی بودم از کلاس رفتنم شاید خیلی هم کمک علمی به من نکرد اما منو پایبند کرد که این دو تا درس رو که همیشه از خوندنش فراری بودم رو بخونم و واقعا راضی هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
<br />
بله کنکورهای آزمایشی موسسه پارسه رو میدادم همش رو برا اینکه من در برنامه قرار میداد وگرنه بار علمی چندانی برام نداشت جالب اینه که حتی یکبار هم در این کنکورها رتبه زیر 50 نیاوردم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
از نیمه دی ماه فقط به جمع بندی رسیدم و هرچی هم که نخونده بودم دیگه نخوندم و هر روز دوره میکردم و تست میزدم و گاهی یه خورده مبحثی درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
<br />
روز قبل از کنکور استرس داشتم اما به خودم میگفتم که میتونم یه جورایی یه حس پیروزمندانه داشتم دقیقا نمیدونم چطور به این حس رسیدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
<br />
بله دقیقا میدونستم که قراره در هر درس چه تعداد تست بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا یک دور دفترچه اول رو جلو رفتم و کلا7تا تست زده بودم و خیلی ناراحت عصبی شدم اما خودم رو پیدا کردم چون بارها به خودم گفته بودم اگه من نتونم یعنی هیچ کس نمیتونه اینجا بود خودمو پیدا کردم و دوباره رفتم سراغ تست ها ،تست های مدارمنطقی خیلی اذیتم کرد و افکارم رو داغون کرد قرار بود 12 تست درست در درس مشترک بزنم که نشد و کلا 9تا زدم اما خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم که بهم نریزم و بتونم تست های تخصصی رو بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
نه همون ترتیب دفترچه رو جلو رفتم البته از اول ریاضی شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
<br />
اغلب به جنگ سوال میرفتم تو اون لحظه اصلا نمیتونستم به یاد بیارم شبیه چه تستی هست اما از نظر مبحثی چرا مشابه ها رو دیده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
<br />
وقت خوب بود اما دروس مشترک وقت کم آوردم که 3تا تست رو پشت پاسخنامه نوشتم و تو وقت تخصصی روشون فکر کردم در کل وقت خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
<br />
اره گزینه ها رو آورده بودم بیرون و چک کردم اما درصد ریاضیم خیلی فرق داشت و مشترک هم فکر میکردم کمتر میشه رتبه ام رو 200 میدیدیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی:به جز یکی دوتا از درس ها خیلی موثر نبود 10<br />
دانشگاه کارشناسی: 10<br />
برنامه ریز برای کنکور:30<br />
 کلاس کنکور:15<br />
 کنکور آزمایشی:15<br />
شرایط سر کنکور:10<br />
 شرایط مطالعه و زندگی:10<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
<br />
نمیدونم دقیقا چی پیش میاد اما دوس دارم که دکترا بگیرم و فرد مفیدی باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
<br />
خیلی زیاد استرسم رو کم میکرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
<br />
مادرم و بهترین دوستم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
<br />
شاید طراحی الگوریتم رو میتونستم بهتر هم بخونم و بیشتر تست بزنم اما از حذف درس هام ناراضی نیستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
<br />
دوست دارم دانشگاه تهران درس بخونم قبولیم هم دست خداست انشاالله هرچه که خیره پیش میاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
<br />
اینکه مطمئن باشن که اگه بخوان موفق میشن همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
 آره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
کنکور یک هفته عقب افتاد چه تاثیری در روند شما داشت مثبت یا منفی؟<br />
عالی بود اگه این اتفاق نمیفتاد من نمیتونستم چون دقیقا اون هفته من از نظر روحی باخته بودم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
مانشت و دوستان مانشتی خیلی به من کمک کردند مخصوصا در دوران جمع بندی عالی بود مشاوره هاهمینطور.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
<br />
سلام من در تابستان سال 1367 در کرمانشاه بدنیا اومدم <br />
رتبه 43 گرایش نرم افزار <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
<br />
مدرک کارشناسی پیوسته ام رو سال 91 در رشته مهندسی کامپیوتر نرم افزار گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
<br />
با این رشته کمی آشنایی داشتم اما برام دانشگاه و شهر انتخابی بیشتر مهم بود اما در هر دانشگاهی قبل از هر انتخابی اول مهندسی کامپیوتر رو انتخاب کردم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
<br />
دانشگاه الزهرا مدرکم رو گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
<br />
کلا درس ها برام رتبه بندی داشت دروس تخصصی رو بیشتر دوس داشتم و اکثرا جز نمره های برتر بودم اما مثلا دروس پایه رو فقط ناپلئونی پاس کردم !!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
<br />
از ابتدا به ارشد فکر میکردم اما کمی این تفکر برام کمرنگ شد تا اینکه ترم 8 دوباره مصمم شدم که درس بخونم و مطمئن بودم که موفق میشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
<br />
از اول به همین رشته و گرایش علاقه داشتم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
</span><br />
<br />
گروه مهندسی کامپیوتر<br />
زبان سفید<br />
ریاضی ۳۱/۲۵ (5تا درست ریاضی مهندسی 3تا امار 1و گسسته1)<br />
دروس مشترک ۳۴/۶۲	(9تا درست:ساختمان داده 1، نظریه 3،منطقی3،معماری1 و سیستم عامل1)<br />
تخصصی نرم افزار ۵۱/۱۱	(8درست و 1غلط:کامپایلر 2،برنامه سازی 2،الگوریتم 2،پایگاه داد 2درست و 1غلط)<br />
<br />
دومین بار بودکه کنکور میدادم پارسال هم شرکت کردم و رتبه ام شد 537 نرم افزار که مجازی دانشگاه بهشتی قبول شدم و نرفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
<br />
بستگی به خود دانشجو داره کسانی که علاوه بر جزوه کلاسی از کتب مرجع هم استفاده میکردن اغلب در کنکور موفق بودن و پایبند بودن به جزوه و فقط نمره گرفتن از استاد خیلی با درس خوندن برا کنکور متفاوته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا قرار بود از اول مهر شروع کنم و تا آخر آذر ماه هم درس ها رو کلا تموم کنم اما خیلی نتونستم طبق برنامه جلو برم میشه گفت کل آبان ماه رو درس نخوندم و تا نیمه دی ماه هم درس هام تموم نشد حتی بعضی از درس ها هیچ وقت تموم نشد البته مهم نبود چون از نیمه دی ماه دیگه درس جدید نخوندم و فقط سعی کردم که جمع بندی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
<br />
تغییراتی تو برنامه ام اتفاق افتاد اینکه کلا محاسبات عددی از برنامه مطالعاتیم حذف شد و گسسته هم فقط به خوندن گراف رضایت دادم و درس طراحی پیاده سازی زبان ها هم کلا نصفه خوندم اما کلا سعی کرم که روحیه خوبی داشته باشم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
<br />
سعی کردم که به تعداد تست ها توجه کنم و همچنین به نقاط قوت خودم مثلا درس ساختمان داده در کنکور درس نمره بیاریه اما من چون در این درس ضعیف بودم خیلی وقت صرفش نکردم در عوض درس نظریه تست کمتری نسبت به ساختمان داده داره اما من در این درس قویتر بودم پس اینو تقویت کردم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا همین بود درس ها رو دسته بندی کردم یه سری از درس ها توش قوی بودم که کلا میشه گفت دوتا درس بیشتر نبود یک سری از درس ها بود که قوی نبودم اما میدونستم میتونم توش موفق شم و یک سری از درس ها که دید خوبی نسبت بهشون نداشتم یعنی همیشه میگفتم که نمیشه که این ها هم کم بودن<br />
اول از همه تصمیم گرفتم زبان رو سفید بزارم بعدش میدونستم ریاضیم خیلی ضعیفه و پارسال 8درصد ریاضی زدم از همون پارسال نسبت به درس محاسبات عددی بد بین شده بودم پس اونم کنار گذاشتم به ریاضی مهندسی مطمئن بودم که میتونم اگه بخونم، گسسته رو با اینکه دوسش داشتم اما بخاطر گستردگی زیادش مبحثی خوندم و میشه گفت فقط گراف رو خوندم یک تست هم ازش زدم درس آمار رو میخواستم که بخونم اما مطمئن نبودم که حتما میشه کل کتاب پارسه رو خوندم و فقط هم یک تست ازش زدم دروس مشترک با ساختمان داده مشکل داشتم با اینکه درس آسونی به نظر میرسه اما دید منفی که نمیتونم باعث شد زیاد نخونمش و به یه تست ازش رضایت دادم در درس نظریه قوی بودم سعی کردم همون رو حفظ کنم و مدار منطقی رو همه خوب میزنن و درس به نسبت ساده ای هم هست پس اون رو هم خوب خوندم ،درس معماری و سیستم عامل رو دوس داشتم و از اول اوضاع بد نبود اما هرچی جلوتر رفتم بیشتر مبحثی شدم تا کلی چون وقت نداشتم!!!<br />
دروس تخصصی نرم افزار رو واقعا دوس داشتم پایگاه رو قوی بودم کامپایلر رو میتونستم قوی باشم طراحی پیاده سازی رو نصفه و نیمه خوندم اما سعی کردم مباحثی رو بخونم که احتمال تست بیشتری دارند درس طراحی الگوریتم روخوب نبودم اما تلاش خودم رو کردم چون من باید با دروس تخصصی یه کاری میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا قبل از شروع به درس خوندن یه دفترچه برداشتم و لیست درس ها منابعی رو که میخوام بخونم و مباحث اون درس رو نوشتم این طور نبود که بگم هفته ای چند ساعت درس میخونم اما دقیقا میدونستم که این هفته از هر درس چه مباحثی رو میخونم و منابع هم مشخص بود روزهای هفته رو تقسیم بندی کرده بودم و در هر روز دوتا درس رو گنجانده بودم یک درس سخت و سنگین و یک درس ساده تر که وقت کمتری میگیره و پایان هر روز جلو مبحثی که خونده بودم تو دفترچه تیک میزدم اگه برای اون مبحث 3تا منبع داشتم جای 3تا تیک جلوش گذاشته بود که خیلی وقت ها درست به برنامه نمیرسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
زبان رو نخوندم<br />
ریاضی:<br />
ریاضی مهندسی: جزوه پارسه رو خوندم و ویس هاش رو گوش دادم همین اما جزوه و تمرین هاش رو بارها و بارها حل کردم.<br />
آمار:کتاب پارس<br />
محاسبات عددی :حذف<br />
گسسته: تقریبا حذف فقط گراف رو خوندم از رو کتاب پوران و جزوه دکتر سید جوادی<br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داده:جزوه دکتر ابراهیمی مقدم کتاب پارسه از رو پوران هم تست زدم البته کلا ضعیف بودم.<br />
نظریه: فقط کتاب لینز و تست های 10سال اخیر کنکور<br />
منطقی:مدارمنطقی مانو،حزوه دکتر اجلالی و تست های 10سال اخیر کنکور.<br />
معماری:جزوه دکتر اجلالی و بعضی مباحث کتاب پوران.<br />
سیستم عامل:کتاب پارسه نرسیدم خیلی هم تست بزنم.<br />
<br />
دروس تخصصی:<br />
کامپایلر:کتاب پارسه ،پوران، جزوه دکتر کارگهی<br />
طراحی پیاده سازی ربان ها:پوران<br />
الگوریتم: جزوه و ویس دکتر سیدجوادی و تست های کنکور<br />
پایگاه داده: جزوه دکتر کیوان پور و کتاب مقسمی <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
<br />
نظریه و مدار منطقی و معماری البته اگه کسی وقت داشته باشه clrs رو هم بخونه که عالی میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
<br />
در بعضی از درس ها اونم نه کل درس رو مباحثی رو که متوجه نمیشدم از رو کتاب مرجع میخوندم اما در کل میشه گفت جزوه محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
<br />
وقتی نداشتم که به زبان بدم پس از همون اول به خاطر اینکه زبان ضعیفی داشتم زبان رو 0 حساب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
<br />
ریاضی رو میشه خوب زد و حذف یکی یا دوتا از درس هاش اونم نه کامل میشه مبحثی هم خوند فقط باید اون درسها رو که قراره بخونیم رو خوب بخونیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
<br />
برنامه ریزی کلی من این بود که موازی جلو برم همه درس ها رو و اینکه درسی مثل طراحی پیاده سازی زبان ها که به خاطر حجم زیاد مطالبش خیلی ها اون رو کنار میزارن من اون درس رو به قسمت های حداکثر 7صفحه ای تقسیم کرده بودم و روزانه یه قسمتش رو میخوندم این طور کمتر حجمش اذیتم کرد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<br />
تنها درس میخوندم و در خانه اما اواخر آذر ماه و اوایل دی ماه که دیگه خسته شده بودم با دوستم که دانشجوی دانشگاه تهران بود میرفتم دانشگاهشون و کتابخونه اونجا درس میخوندم که خیلی به برگشتم به درس خوندن کمک کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
هیچ کدوم هیچ وقت به حجم درس هایی که مونده فکر نمیکردم کنکورهای آزمایشی از این نظر خوب بودن که به من زمان بندی میدادن و سعی میکردم در زمان به برنامه برسم بیشتر رو برنامه کوتاه مدتم تمرکز داشتم.میخواستم تا آخر آذر تموم کنم درس ها رو اما از یکی دو هفته تاخیر هم نمیترسیدم بیشتر برنامه ام شناور بود خیلی سعی میکردم به جای فکر کردن به برنامه ریزی ساده عمل کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
<br />
خیلی وقت ها میشد که از برنامه هفته جا میموندم اول سعی میکردم که آخر هفته جبران کنم یا حتی بعضی از درس ها از اولویت هام خارج شدن اوایل میخواستم سیستم عامل و معماری رو خوب بزنم اما وقتی دیدم وقت کمه مبحثی جلو رفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
<br />
از روز اول میدونستم که میخوام گرایش نرم افزار شرکت کنم و از همون اول دروس تخصصی جز برنامه ام بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
<br />
بله خیلی زیاد مهرماه شروع کردم به درس خوندن اما میشه گفت کل آبان ماه انگیزه ای برا درس خوندن نداشتم دوباره سعی کردم و انرژی رو به خودم برگردوندم اما باز هم اواخر آذر ماه و اوایل دی ماه سست شده بودم و فکر میکردم نمیشه که این بار  دوستم کمکم کرد و بهم انگیزه داد .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
<br />
بله استفاده کردم ریاضی مهندسی و طراحی الگوریتم رو کلاس رفتم و راضی بودم از کلاس رفتنم شاید خیلی هم کمک علمی به من نکرد اما منو پایبند کرد که این دو تا درس رو که همیشه از خوندنش فراری بودم رو بخونم و واقعا راضی هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
<br />
بله کنکورهای آزمایشی موسسه پارسه رو میدادم همش رو برا اینکه من در برنامه قرار میداد وگرنه بار علمی چندانی برام نداشت جالب اینه که حتی یکبار هم در این کنکورها رتبه زیر 50 نیاوردم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
از نیمه دی ماه فقط به جمع بندی رسیدم و هرچی هم که نخونده بودم دیگه نخوندم و هر روز دوره میکردم و تست میزدم و گاهی یه خورده مبحثی درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
<br />
روز قبل از کنکور استرس داشتم اما به خودم میگفتم که میتونم یه جورایی یه حس پیروزمندانه داشتم دقیقا نمیدونم چطور به این حس رسیدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
<br />
بله دقیقا میدونستم که قراره در هر درس چه تعداد تست بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
<br />
دقیقا یک دور دفترچه اول رو جلو رفتم و کلا7تا تست زده بودم و خیلی ناراحت عصبی شدم اما خودم رو پیدا کردم چون بارها به خودم گفته بودم اگه من نتونم یعنی هیچ کس نمیتونه اینجا بود خودمو پیدا کردم و دوباره رفتم سراغ تست ها ،تست های مدارمنطقی خیلی اذیتم کرد و افکارم رو داغون کرد قرار بود 12 تست درست در درس مشترک بزنم که نشد و کلا 9تا زدم اما خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم که بهم نریزم و بتونم تست های تخصصی رو بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
نه همون ترتیب دفترچه رو جلو رفتم البته از اول ریاضی شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
<br />
اغلب به جنگ سوال میرفتم تو اون لحظه اصلا نمیتونستم به یاد بیارم شبیه چه تستی هست اما از نظر مبحثی چرا مشابه ها رو دیده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
<br />
وقت خوب بود اما دروس مشترک وقت کم آوردم که 3تا تست رو پشت پاسخنامه نوشتم و تو وقت تخصصی روشون فکر کردم در کل وقت خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
<br />
اره گزینه ها رو آورده بودم بیرون و چک کردم اما درصد ریاضیم خیلی فرق داشت و مشترک هم فکر میکردم کمتر میشه رتبه ام رو 200 میدیدیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی:به جز یکی دوتا از درس ها خیلی موثر نبود 10<br />
دانشگاه کارشناسی: 10<br />
برنامه ریز برای کنکور:30<br />
 کلاس کنکور:15<br />
 کنکور آزمایشی:15<br />
شرایط سر کنکور:10<br />
 شرایط مطالعه و زندگی:10<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
<br />
نمیدونم دقیقا چی پیش میاد اما دوس دارم که دکترا بگیرم و فرد مفیدی باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
<br />
خیلی زیاد استرسم رو کم میکرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
<br />
مادرم و بهترین دوستم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
<br />
شاید طراحی الگوریتم رو میتونستم بهتر هم بخونم و بیشتر تست بزنم اما از حذف درس هام ناراضی نیستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
<br />
دوست دارم دانشگاه تهران درس بخونم قبولیم هم دست خداست انشاالله هرچه که خیره پیش میاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
<br />
اینکه مطمئن باشن که اگه بخوان موفق میشن همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
 آره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
کنکور یک هفته عقب افتاد چه تاثیری در روند شما داشت مثبت یا منفی؟<br />
عالی بود اگه این اتفاق نمیفتاد من نمیتونستم چون دقیقا اون هفته من از نظر روحی باخته بودم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
مانشت و دوستان مانشتی خیلی به من کمک کردند مخصوصا در دوران جمع بندی عالی بود مشاوره هاهمینطور.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 60 رشته it گرایش امنیت وشبکه]]></title>
			<link>/forum/thread-24491.html</link>
			<pubDate>Thu, 05 Jun 2014 15:59:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24491.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
جواد عسکری هستم،متولد 1370 از گچساران. رشته ی آی تی رتبه ی 60 امنیت و شبکه، 80 اون دوتای دیگه <br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
رشته ی کامپیوتر،نرم افزار میخونم ،نه هنوز تموم نشده!این ترم اگه خدا کمک کنه.آره پیوسته خوندم .<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
چون واسه کنکور نخونده بودم،نه رشته مهم بود نه دانشگاه  تا قبل از دانشگاه هم اصلن این رشته رو دوس نداشتم ولی الان با هیچی عوضش نمیکنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟ دانشگاه دولتی جهرم<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
خیلی از درسا رو مثه این آخر صورت سوالتون پاس کردم،ولی نه با بیست  دوس داشتم بیشتر برم سراغ کارای عملی تا اینکه بخوام نمره بگیرم،ولی تو چنتا درس که بحٍث آبروی پسرا در میان بود،نمره الف شدم  فقط واسه اینکه کم نیاریم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
اوایل دانشگاه که اصلن برنامه ای تو کارم نبود، ولی از عید قبل کنکور به فکرش بودم و از تابستون کم و بیش شروع کردم.<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟ بله<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان : 51 % ، مشترک : 30% ، تخصصی : 66% و معماری هم سفید  دیگه خورده ی درصدها رو ننوشتم.اره سال اولم بود.<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
زمین تا آسمون فرق داره ، به جز یک یا نهایتآ دو استاد که سعی کردن تستی و شبیه کنکور امتحان بگیرن،اونم این ترمهای آخر وگرنه اوایل که اصلن  واسه دانشگاهی مثه دانشگاه ما، آره باید متفاوت بخونی.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
تو یکی از سوالای بالا گفتم کی شروع کردم، چون برنامم واسه کنکور خیلی انعطاف پذیر بود  واسه همین به مشکل برنخوردم، از این جهت انعطاف پذیر بود که از اول خودمو به زمان یا چیز خاصی محدود نکردم،فقط سعی کردم زمان رو هدر ندم و هروقت تونستم بخونم .<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
ثابت بود به جز یه اشتباه بزرگی، اونم اینکه تو تابستون معماری رو خوندم از روی کتاب موریس مانو،تقریبآ تسلط داشتم،ولی از مهرماه بیخیالش شدم، مصاحیه ی رتبه ی 32 پارسال یکم تو این تصمیم دخیل بود،ولی کم کاری از خودم بود <br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
به جز مورد بالا سعی کردم بقیه رو با یه دید بهشون نگاه کنم،ولی طبیعیه که مشترکا بیشتر آدمو واسه خوندن وسوسه میکنن <br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
با توجه به شرایط دانشگاه،درسای که مال سالهای اول و دوم میشد، سخت تر به نظر میرسیدن،ولی کلی با خودم درگیر بودم که به این دید به درسا نگاه نکنم، دیگه اواخر کار تقریبآ موفق شده بودم، اگرچه نتیجه اون درسا اونجور که میخواستم نشد <br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
چنتا از منابع رو که از روی کتابای مرجع خوندم که تو سوالای بعدی میگم، نه اصلن اینطوری نبودم، اون اوایل بصورت اتفاقی با کتابای پوران آشنا شدم، و با توجه به قیمتشون  سعی کردم همه منابع رو از همین موسسه تهییه کنم، ولی خوب خداییش تو بعضی درسا خوب نیستن!در ضمن سعی کردم که کتابا رو باهم جلو ببرم، فصل به فصل .<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
من که به خاطر شرایط خاص خودم که یه اشاره کوچیکی بهش کردم توی سوال قبلی  از پوران پژوهش استفاده کردم و توی شبکه و سیستم عامل و پایگاه و معماری هم از خود کتابای مرجع(البته فارسی) استفاده کردم، راستی واسه تست پایگاه هم از مدرسان شریف استفاده کردم،آخه واقعا پوران پژوهش چیزی واسه گفتن نداشت.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
اسم درسا رو که بالا گفتم، ولی خودم معتقدم تو تابستون که وقت هست خیلی خوبه که کتب مرجع مطالعه بشه حتی اگه خیلی با دقت و حوصله مطالعه نشن.<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
این چن ترم آخر آره، ولی قبلش نه، جزوه ی دوستان واسه نمره اوردن و رد شدن از اون ترمهای وحشتناک کافی بود <br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
چون عموم استاد زبان هست، از 2 سال پیش زبان واسه من کلآ یه درس جدایی شد واقعآ، من واسه کنکور هم اصن تست نزدم، یا کتاب کنکوری خاصی رو نخوندم، واسه اونایی که میخوان زبان بخونن کتاب 504 میتونه شروع خوبی باشه، ولی به این شرط که فقط خودتو محدود به لغات این کتاب نکنی ! نمیدونم تو چه سطحی باشم، اینو خودتون جواب بدین <br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
من که خودم معتقدم که خیلیا استعداد ریاضیات ندارن، و اینو هرکسی میدونه که استعدادشو داره یا نه  ولی خوب معمولآ همیشه تو این درسا یکی دو سوال هستن که در سطحی هست که اکثرآ بتونن جواب بدن،هر کسی خودش باید این تصمیمو بگیره که ریاضیات بخونه یا نخونه.<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
کلا سعی کردم که تابستون فقط به کتابای مرجع بپردازم و مفهومی بخونم و از اوایل مهر تقریبآ تست زدن رو به برنامم اضافه کردم، توصیه میکنم این کارو بکنن پشت کنکوریا ولی جزییاتش به خود شخص بستگی داره .<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
کلآ عادت دارم تنها مطالعه کنم، ولی شاید خیلیا اینطور نباشن، مهم اینه که کدوم حالتش بهتر یاد میگیری، همونو باید انتخاب کنی، خدارو شکر هم خونه ای های خوبی داشتم، واسه همین تو خونه (دانشجویی، یه چیزی تو مایه های خوابگاه خودگردان) مطالعه میکردم.<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون فصل به فصل میخوندم،قبل از هر تصمیم، بصورت منطقی برآورد میکردم که این فصل با توجه به حجم و مباحثش، چن روزه تموم میشه،و طبق این برنامه پیش میرفتم، سخت نمیگرفتم به خودم، اگه تموم نمیکردم،نهایتش یه روز بیشتر وقت میزاشتم. فیدبک خاصی نداشت <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
من از همون اول واسه امنیت و شبکه خوندم ، خودم که خیلی دوس دارم امنیت قبول شم، ولی هرچی قسمت باشه  ببینیم خدا چی میخواد.<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
کلا چن وقتی یه بار، از همه چی نامید میشدم و میخواستم بیخیال همه چی شم، بعد خدا خودش کمک میکرد دوباره حالم خوب میشد، توصیه میکنم وقتی که یه خورده حالتون میگیره میتونین از یه دوست خوب(پسر) واسه دردو دل استفاده کنید، ولی اگه موضوع جدیه، با خدا دردودل کنین،حتمآ حله، اگه هم که آدم خیلی با اعتقاد یا کلآ تنهایی هستین، فقط خدا. اینم تریپ مذهبی <br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
کلا اهل کلاس های کمک درسی نیستم، چون معتقدم که آدم کافیه خودش وقت بزاره، البته دیدم کسایی که واقعآ نیاز دارن به کلاس، کسی ناراحت نشه از دستم، ولی احساس میکنم به آی کیو افراد بستگی داره. البته من تجربه ندارم، شاید کلاسا واقعا مفید باشن، خلاصه شرایط من که به کلاس رفتن نمیخورد، نه مادی نه معنوی .<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟ <br />
<br />
دقیقآ جواب سوال قبلی : ) واییییییییییییییییییییی کجاس این آخره سوالا؟؟؟؟ :دی<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
جمع بندی رو نمیدونم، ولی از همون تابستون سعی کردم خلاصه برداری داشته باشم، آخرش هم بدرد خوردن خداییش <br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
ای ای ای! نگو که دلم خونه  اصلن همون یه هفته ای که کنکور عقب افتاد، کاسه کوزه ی ما بهم ریخت، حتی یه پروژه داشتم بعد کنکور، که اونم درست نشد تحویل بدم  خلاصه اینکه هفته ای که عفب نیافتاده بود، از نظر خودم که به جز معماری، آماده بودم، ولی اون یه هفته کلا همه چیو بهم ریخت.<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
صدرصد رو نمیدونم، ولی احساس میکردم خیلی از درسا رو بتونم درصد بالایی بزنم(البته تاکید کنم، منظورم وقتیه کنکور عقب نیافتاده بود)—بعد که کنکور عقب افتاد فقط سعی کردم روحیه خودمو از دست ندم، که خدا کمکم کرد فقط.<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
نه خدارو شکر.<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
نه ، طبق ترتیب دفترچه پیش رفتم.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
نه فقط انتظار داشتم که بتونم حلش کنم، اگه نمیتونستم هم ، میگفت بزارش آخر کار دوباره میام سراغش. <br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
وقت کم نیاوردم، شاید علتش این بود که معماری رو سفید گذاشتم، ولی چنتا اشتباه بچگانه کردم، یعنی خیلی راحت میتونستم یکی دو درس از تخصصی ها رو صد در صد بزنم،<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
میدونستم چیا زدم، با اون کلید اولیه چک کردم، همون درصدا بود تقریبآ ، اگرچه احساس میکنم چندتا از کلیدا اشتباه بود ولی حتی تو کلید نهایی هم درست نشدن <br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
اگه پایه تحصیلی مربوط به دانشگاه کارشناسی هم میشه که کمتر از 10 درصد، دانشگاه : 7-8 درصد،اونم به خاطر یکی دو استاد این اواخر، برنامه ریزی :40 درصد، کلاس کنکور:0، کنکور آزمایشی :0، شرایط :10درصد،شرایط مطالعه : بقیه ی درصدا رو به جز یکی دو درصد واسه سایر موارد.<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
چیکار بشم و هدفم ناگفته بمونه ، ولی خیلی دوس دارم بتونم واسه کسایی که کمک میکنن بهم تو زندگی جبران کنم.<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
به نظرم اعتقاد باید باشه، ولی درصد اعتقاد یه چیز کاملآ شخصیه، واسه من که خدا همه کاره بود.<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
آره خوب، اول از همه عموم ، واقعا دمش گرم، اگه خیلی از چیزا تو زندگیم نبود ولی خداوکیلی بودنش واسم جبران همه اون چیزا بود، از هم خونه ای هام هم ممنونم که واقعا مرام گذاشتن،  ولی باز همه ی اینا خواسته خدا بوده.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
آره ، معماری رو نباید حذف میکردم.<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
اول که چنتا دانشگاه برتر رو میزنم، ولی بعد از اونا فقط گرایش امنیت برام مهمه. نمیدونم هر کدوم که قسمت باشه.<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید. <br />
<br />
واسه همه آدما یکسری سختیا و شریط هست که فک میکنن از اون بدتر نیس، ولی همه این چیزا گذرا هست، با توجه به درصد اعتقادت فقط کافیه به خدا توکل کنی تو اینجور مسایل، و اینکه قبل از کنکور سعی کنیین در اون حدی که خودتون از خودتون راضی میشین تلاش کنین، نیازی نیس که حتمآ با دیگران مقایسه بشین، ملاک مقایسه خودتون باشید، همین،<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
اره،جوابو میگم سوالو خودتون پیدا کنید  مادرم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
این رتبه رو دوس دارین به چه کسی تقدیم کنین؟اینم سوال.<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
بعد کنکور ارشد باهاش آشنا شدم ، باحاله اگه کنکوری بمونه و سمت حاشیه نره ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
جواد عسکری هستم،متولد 1370 از گچساران. رشته ی آی تی رتبه ی 60 امنیت و شبکه، 80 اون دوتای دیگه <br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
رشته ی کامپیوتر،نرم افزار میخونم ،نه هنوز تموم نشده!این ترم اگه خدا کمک کنه.آره پیوسته خوندم .<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
چون واسه کنکور نخونده بودم،نه رشته مهم بود نه دانشگاه  تا قبل از دانشگاه هم اصلن این رشته رو دوس نداشتم ولی الان با هیچی عوضش نمیکنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟ دانشگاه دولتی جهرم<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
خیلی از درسا رو مثه این آخر صورت سوالتون پاس کردم،ولی نه با بیست  دوس داشتم بیشتر برم سراغ کارای عملی تا اینکه بخوام نمره بگیرم،ولی تو چنتا درس که بحٍث آبروی پسرا در میان بود،نمره الف شدم  فقط واسه اینکه کم نیاریم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
اوایل دانشگاه که اصلن برنامه ای تو کارم نبود، ولی از عید قبل کنکور به فکرش بودم و از تابستون کم و بیش شروع کردم.<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟ بله<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان : 51 % ، مشترک : 30% ، تخصصی : 66% و معماری هم سفید  دیگه خورده ی درصدها رو ننوشتم.اره سال اولم بود.<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
زمین تا آسمون فرق داره ، به جز یک یا نهایتآ دو استاد که سعی کردن تستی و شبیه کنکور امتحان بگیرن،اونم این ترمهای آخر وگرنه اوایل که اصلن  واسه دانشگاهی مثه دانشگاه ما، آره باید متفاوت بخونی.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
تو یکی از سوالای بالا گفتم کی شروع کردم، چون برنامم واسه کنکور خیلی انعطاف پذیر بود  واسه همین به مشکل برنخوردم، از این جهت انعطاف پذیر بود که از اول خودمو به زمان یا چیز خاصی محدود نکردم،فقط سعی کردم زمان رو هدر ندم و هروقت تونستم بخونم .<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
ثابت بود به جز یه اشتباه بزرگی، اونم اینکه تو تابستون معماری رو خوندم از روی کتاب موریس مانو،تقریبآ تسلط داشتم،ولی از مهرماه بیخیالش شدم، مصاحیه ی رتبه ی 32 پارسال یکم تو این تصمیم دخیل بود،ولی کم کاری از خودم بود <br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
به جز مورد بالا سعی کردم بقیه رو با یه دید بهشون نگاه کنم،ولی طبیعیه که مشترکا بیشتر آدمو واسه خوندن وسوسه میکنن <br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
با توجه به شرایط دانشگاه،درسای که مال سالهای اول و دوم میشد، سخت تر به نظر میرسیدن،ولی کلی با خودم درگیر بودم که به این دید به درسا نگاه نکنم، دیگه اواخر کار تقریبآ موفق شده بودم، اگرچه نتیجه اون درسا اونجور که میخواستم نشد <br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
چنتا از منابع رو که از روی کتابای مرجع خوندم که تو سوالای بعدی میگم، نه اصلن اینطوری نبودم، اون اوایل بصورت اتفاقی با کتابای پوران آشنا شدم، و با توجه به قیمتشون  سعی کردم همه منابع رو از همین موسسه تهییه کنم، ولی خوب خداییش تو بعضی درسا خوب نیستن!در ضمن سعی کردم که کتابا رو باهم جلو ببرم، فصل به فصل .<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
من که به خاطر شرایط خاص خودم که یه اشاره کوچیکی بهش کردم توی سوال قبلی  از پوران پژوهش استفاده کردم و توی شبکه و سیستم عامل و پایگاه و معماری هم از خود کتابای مرجع(البته فارسی) استفاده کردم، راستی واسه تست پایگاه هم از مدرسان شریف استفاده کردم،آخه واقعا پوران پژوهش چیزی واسه گفتن نداشت.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
اسم درسا رو که بالا گفتم، ولی خودم معتقدم تو تابستون که وقت هست خیلی خوبه که کتب مرجع مطالعه بشه حتی اگه خیلی با دقت و حوصله مطالعه نشن.<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
این چن ترم آخر آره، ولی قبلش نه، جزوه ی دوستان واسه نمره اوردن و رد شدن از اون ترمهای وحشتناک کافی بود <br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
چون عموم استاد زبان هست، از 2 سال پیش زبان واسه من کلآ یه درس جدایی شد واقعآ، من واسه کنکور هم اصن تست نزدم، یا کتاب کنکوری خاصی رو نخوندم، واسه اونایی که میخوان زبان بخونن کتاب 504 میتونه شروع خوبی باشه، ولی به این شرط که فقط خودتو محدود به لغات این کتاب نکنی ! نمیدونم تو چه سطحی باشم، اینو خودتون جواب بدین <br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
من که خودم معتقدم که خیلیا استعداد ریاضیات ندارن، و اینو هرکسی میدونه که استعدادشو داره یا نه  ولی خوب معمولآ همیشه تو این درسا یکی دو سوال هستن که در سطحی هست که اکثرآ بتونن جواب بدن،هر کسی خودش باید این تصمیمو بگیره که ریاضیات بخونه یا نخونه.<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
کلا سعی کردم که تابستون فقط به کتابای مرجع بپردازم و مفهومی بخونم و از اوایل مهر تقریبآ تست زدن رو به برنامم اضافه کردم، توصیه میکنم این کارو بکنن پشت کنکوریا ولی جزییاتش به خود شخص بستگی داره .<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
کلآ عادت دارم تنها مطالعه کنم، ولی شاید خیلیا اینطور نباشن، مهم اینه که کدوم حالتش بهتر یاد میگیری، همونو باید انتخاب کنی، خدارو شکر هم خونه ای های خوبی داشتم، واسه همین تو خونه (دانشجویی، یه چیزی تو مایه های خوابگاه خودگردان) مطالعه میکردم.<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون فصل به فصل میخوندم،قبل از هر تصمیم، بصورت منطقی برآورد میکردم که این فصل با توجه به حجم و مباحثش، چن روزه تموم میشه،و طبق این برنامه پیش میرفتم، سخت نمیگرفتم به خودم، اگه تموم نمیکردم،نهایتش یه روز بیشتر وقت میزاشتم. فیدبک خاصی نداشت <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
من از همون اول واسه امنیت و شبکه خوندم ، خودم که خیلی دوس دارم امنیت قبول شم، ولی هرچی قسمت باشه  ببینیم خدا چی میخواد.<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
کلا چن وقتی یه بار، از همه چی نامید میشدم و میخواستم بیخیال همه چی شم، بعد خدا خودش کمک میکرد دوباره حالم خوب میشد، توصیه میکنم وقتی که یه خورده حالتون میگیره میتونین از یه دوست خوب(پسر) واسه دردو دل استفاده کنید، ولی اگه موضوع جدیه، با خدا دردودل کنین،حتمآ حله، اگه هم که آدم خیلی با اعتقاد یا کلآ تنهایی هستین، فقط خدا. اینم تریپ مذهبی <br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
کلا اهل کلاس های کمک درسی نیستم، چون معتقدم که آدم کافیه خودش وقت بزاره، البته دیدم کسایی که واقعآ نیاز دارن به کلاس، کسی ناراحت نشه از دستم، ولی احساس میکنم به آی کیو افراد بستگی داره. البته من تجربه ندارم، شاید کلاسا واقعا مفید باشن، خلاصه شرایط من که به کلاس رفتن نمیخورد، نه مادی نه معنوی .<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟ <br />
<br />
دقیقآ جواب سوال قبلی : ) واییییییییییییییییییییی کجاس این آخره سوالا؟؟؟؟ :دی<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
جمع بندی رو نمیدونم، ولی از همون تابستون سعی کردم خلاصه برداری داشته باشم، آخرش هم بدرد خوردن خداییش <br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
ای ای ای! نگو که دلم خونه  اصلن همون یه هفته ای که کنکور عقب افتاد، کاسه کوزه ی ما بهم ریخت، حتی یه پروژه داشتم بعد کنکور، که اونم درست نشد تحویل بدم  خلاصه اینکه هفته ای که عفب نیافتاده بود، از نظر خودم که به جز معماری، آماده بودم، ولی اون یه هفته کلا همه چیو بهم ریخت.<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
صدرصد رو نمیدونم، ولی احساس میکردم خیلی از درسا رو بتونم درصد بالایی بزنم(البته تاکید کنم، منظورم وقتیه کنکور عقب نیافتاده بود)—بعد که کنکور عقب افتاد فقط سعی کردم روحیه خودمو از دست ندم، که خدا کمکم کرد فقط.<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
نه خدارو شکر.<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
نه ، طبق ترتیب دفترچه پیش رفتم.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
نه فقط انتظار داشتم که بتونم حلش کنم، اگه نمیتونستم هم ، میگفت بزارش آخر کار دوباره میام سراغش. <br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
وقت کم نیاوردم، شاید علتش این بود که معماری رو سفید گذاشتم، ولی چنتا اشتباه بچگانه کردم، یعنی خیلی راحت میتونستم یکی دو درس از تخصصی ها رو صد در صد بزنم،<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
میدونستم چیا زدم، با اون کلید اولیه چک کردم، همون درصدا بود تقریبآ ، اگرچه احساس میکنم چندتا از کلیدا اشتباه بود ولی حتی تو کلید نهایی هم درست نشدن <br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
اگه پایه تحصیلی مربوط به دانشگاه کارشناسی هم میشه که کمتر از 10 درصد، دانشگاه : 7-8 درصد،اونم به خاطر یکی دو استاد این اواخر، برنامه ریزی :40 درصد، کلاس کنکور:0، کنکور آزمایشی :0، شرایط :10درصد،شرایط مطالعه : بقیه ی درصدا رو به جز یکی دو درصد واسه سایر موارد.<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
چیکار بشم و هدفم ناگفته بمونه ، ولی خیلی دوس دارم بتونم واسه کسایی که کمک میکنن بهم تو زندگی جبران کنم.<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
به نظرم اعتقاد باید باشه، ولی درصد اعتقاد یه چیز کاملآ شخصیه، واسه من که خدا همه کاره بود.<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
آره خوب، اول از همه عموم ، واقعا دمش گرم، اگه خیلی از چیزا تو زندگیم نبود ولی خداوکیلی بودنش واسم جبران همه اون چیزا بود، از هم خونه ای هام هم ممنونم که واقعا مرام گذاشتن،  ولی باز همه ی اینا خواسته خدا بوده.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
آره ، معماری رو نباید حذف میکردم.<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
اول که چنتا دانشگاه برتر رو میزنم، ولی بعد از اونا فقط گرایش امنیت برام مهمه. نمیدونم هر کدوم که قسمت باشه.<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید. <br />
<br />
واسه همه آدما یکسری سختیا و شریط هست که فک میکنن از اون بدتر نیس، ولی همه این چیزا گذرا هست، با توجه به درصد اعتقادت فقط کافیه به خدا توکل کنی تو اینجور مسایل، و اینکه قبل از کنکور سعی کنیین در اون حدی که خودتون از خودتون راضی میشین تلاش کنین، نیازی نیس که حتمآ با دیگران مقایسه بشین، ملاک مقایسه خودتون باشید، همین،<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
اره،جوابو میگم سوالو خودتون پیدا کنید  مادرم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
این رتبه رو دوس دارین به چه کسی تقدیم کنین؟اینم سوال.<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
بعد کنکور ارشد باهاش آشنا شدم ، باحاله اگه کنکوری بمونه و سمت حاشیه نره ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 60 معماری کامپیوتر]]></title>
			<link>/forum/thread-24465.html</link>
			<pubDate>Tue, 03 Jun 2014 16:14:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24465.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام و خداقوت پیشاپیش خدمت تمام دوستانی که تمایل دارن سال آینده درکنکور شرکت کنند.<br />
شرمنده که اینقد دیر شد تا این مصاحبه رو تکمیل کنم. حتی نمیخواستم بفرستمش چون خیلی ها رتبه های بهتری از من کسب کردند و مسلما تجاربشون مفیدتره.پس منو به عنوان کسی که با تجربه تلخ جلو آمده بود در نظر بگیرین . امیدوارم حرفام و تجربم براتون مفید باشه.<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
من سودابه م, متواد سال 69 در شهرستان قاین(استان خراسان جنوبی) هستم و به لطف خدا و دعای خیر پدر و مادرم تونستم رتبه 60 مهندسی کامپیوتر گرایش معماری سال 93 رو کسب کنم.<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر- سخت افزار هستم . بصورت پیوسته.<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
راستش هیچ وقت تصور هم نمی کردم بخوام کامپیوتر بخونم. همیشه فکر می کردم مهندس شیمی میشم ولی چون خیلی تمایل داشتم دانشگاه فردوسی درس بخونم بی توجه به اولویت هام برای رشته, تمام مهندسی های این دانشگاه رو زدم که در نهایت ناباوری(بومی گزینی که سال 87 انجام شد) این رشته که آخرین انتخابم تو رشته های این دانشگاه بود قبول شدم:دی<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
دوره کارشناسی پیوسته-دانشگاه فردوسی مشهد<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
باتوجه به توضیحاتی که تو سوال3 دادم اوایل هیچ علاقه ای به این رشته نداشتم! حتی به انصراف و خوندن شیمی زاهدان هم فکر کردم(بر مبنای کارنامه سبز).ترم 2 واقعا افت داشتم ولی چون خیلی بهم برخورد ترم3 جدی درس خوندم تا بتونم با معدل ارشد بخونم ولی نشد ازون به بعد که درسایی مثل منطقی, مدار, معماری و.... رو برداشتم تو طول سال درس رو میخوندم, فقطم صرف علاقم بود نه نمره خوب. بیستم نمیگرفتم ولی تو درسایی که بهشون علاقه داشتم نمره خوب می گرفتم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
اوایل نه ولی از ترم 5 هدفم برای ارشد جدی شد.<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته رو میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
نه ازهمون اول که به فکر ارشد افتادم به سخت افزار علاقه داشتم و حتی دروس اختیاری رو هم دروسی برمیداشتم که برای آینده درسیم مفید باشه.<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان عمومی و تخصصی:13.33<br />
ریاضی:22.92<br />
مشترک:28.21<br />
دروس تخصصی معماری:37.5<br />
سال سومی بود که کنکور شرکت میکردم.ترم 7 تصمیم داشتم بخونم ولی تمام دانشجویان کامپیوتری میدونن که به به وقت تحویل پروژه ها که میرسه درس بی درس و من هم دیر شروع کرده بودم.و تنها در غیرانتفاعی و پیام نور مجاز شدم. سال دوم بدک نخوندم ولی ماه آخر اصلا جمع بندی هم نکردم و رتبم و درصدام داغون بود یعنی!!!!!!!و امسال هم که  به لطف خدا قبول شدم.<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
خیلی نمیتونم نظر بدم. ولی مسلما تفاوت داره. درمورد سوال دومتون باید بگم کم نبودن افرادی که معدل های خوب داشتن و ارشد هم خوب قبول میشدن و برعکسشم هم کم نبودن پس نمیتونم قضاوت کنم.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
با توجه به تجربه تلخی که داشتم اصلا به خوندن دوباره فکر هم نمیکردم.اما با اصرار مادرم و یکی از دوستان دقیقا از30 شهریور و بدون برنامه شروع کردم!!!!!!! پیشنهادم برای تمام اونایی که هی امروز و فردا می کنن اینه که با درسی شروع کنن که بهش علاقه دارند و طی دو یا سه روز اول خیلی روخودشون فشار نیارند ولی کم کم خودشون رو ملزم کنن با برنامه پیش برن.من ادعا نمیکنم خیلی رتبه خوبی آوردم اما میتونم یه امید به تمام اونایی که مثل خودم تجربه تلخی داشتن بدم که با امید به لطف خدا دوباره شروع کنن.خدا هیچ کس رو تنها نمیذاره.<br />
چون آزمون خاصی ثبت نام نکرده بودم برنامه آزمون های مدرسان رو به در کمدم چسبونده بودم و برنامه ریزی کرده بودم دروسی که می خوام بخونم رو حتما تا تایمی که آزمون ها برای اتمام 75% در نظرگرفته بود تمام کنم و خدارو شکر دقیقا همون شد.<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
نه برنامم رو تغییر ندادم فقط زبانمو اواخر رها کردم که امیدوارم کسی اینکارو نکنه.<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
قبل از شروع تصمیم داشتم روی دروس مشترک بیشتر سرمایه گذاری کنم و همه رو بخونم و از ریاضی محاسبات و آمار و از تخصصی ها تنها مدارالکتریکی رو بخونم , اما موقع ثبت نام وقتی دیدم ضریب دروس تخصصی 4 شده برنامم تغییر کرد و دروس VLSI و الکترونیک دیجیتال رو تو برنامم جا دادم ولی به نسبت دروس مشترک و ریاضی ها عقب تر پیش میرفت.<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
حتما همینطور بوده. من تایمی که رو درسی مثل نظریه و داده گذاشتم خیلی بیشتر از منطقی و معماری بود.من اهل مرجع خوندن نیستم و تمام درسا رو از کتب کمک درسی میخوندم ولی برای 20 صفحه درس منطقی شاید2ساعت کافی بود اما برای نظریه و داده  اینطور نبود.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
شاید تنبل تر اونی باشم که بخوام چند منبع رو بخونم!!!ترجیح میدم تنها یه کتاب رو با دقت بخونم تا اینکه چندتا کتاب رو کنارم بذارم و هیچ کدوم رو هم کامل نخونمو فقط به خودم استرس وارد کنم!!!تو دروسی که ضعیف بودم مثل سیستم عامل کتاب پارسه رو خوندم و تست هاشو زدم و برای مرور و از کتاب مقسمی کمک گرفتم.برای درس مدار الکتریکی و دیجیتال هم همین کارو کردم. <br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
زبان عمومی: 504 واژه و کتاب زبان عمومی پارسه<br />
زبان تخصصی: زبان تخصصی پارسه<br />
آمار و احتمالات : پارسه<br />
محاسبات عددی: مقسمی و تست های پوران پژوهش<br />
ساختمان داده: مقسمی(اصلا پیشنهاد نمیکنم)<br />
نظریه زبان ها و ماشین ها: پوران پژوهش<br />
مدارهای منطقی: پوران پژوهش<br />
معماری کامپیوتر: پوران پژوهش<br />
سیستم عامل: پارسه و مرور از کتاب مقسمی<br />
مدارهای الکتریکی: پارسه و تست های سراسری راهیان ارشد<br />
VLSI: راهیان ارشد<br />
الکترونیک دیجیتال : جزوه دانشجویان شریف( استاد منظوری )و تست هم کتاب پوران پژوهش<br />
اونایی هم که نگفتم نخوندم.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
نظریه اگرم وقت نکردین کتاب پوران خیلی بهتره<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
در 99% موارد جزوه محور بودم فقط مدارالکتریکی 1 رو از کتاب تمرین حل میکردم و حتی کتاب منطقی مانو رو هم تو ترمی که حل تمرین این درس بودم مجبور شدم بخونم نه اون ترمی که این درسو داشتم:دی<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟<br />
<br />
برای کنکور شروع کردم اما از دیماه کلا نخوندم دیگه و فقط متن های  آزمون های آزمایشی رو میخوندم.سطح زبانمم افتضاحه از زبان متنفرم در واقع <br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
من تنها دو درس رو خوندم و درصدم هم خوب بود به نسبت همون دو درس.به نظرم بهتره یکیو با دقت بخونین تا بتونین به تستاش جواب بدین تا اینکه همه رو ناقص بخونین.البته باید بگم که مثلا ممکنه شما تنها آمار و انتخاب کنین و شانستون تست های آمار از همه سخت تر باشه و خودتون رو ببازین.این انتخاب خودتونه میتونین حذف کنین میتونین هم همه رو بخونین.<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
من کلا ازون آدمایی هستم که اگه بی برنامه خوام کاریو بکنم هیچ وقت انجامش نمیدم یعنی یه جورایی تنبلم! و چیزی دیگه ای که هست کلازیاد میخونم و برمبنای تایم مطالعم نتیجه نمیگیرم. شاید خیلیا ساعت مطالعشون از من کمتر بوده و نتیجه شون هم بهتر ازمن بوده واین یه چیز کاملا نسبیه و فرد به فرد فرق داره.من روزی 10 ساعتو مطالعه داشتم.صبح ها 5.30 و شبها هم 4 تا 5 ساعت. جمعه هر هفته برای کل هفته بعدم برنامه ریزی میکردم و اگه جایی عقب افتاده بودم از هفته قبل, همونو اول جبران میکردم. اصولا 3یا 4 فصل رو از کتاب های کنکور در هردرسی میخوندم(بر مبنای حجم اون مبحث)و برمیگشتم هم مرور میکردم و هم تست هاشو میزدم.کاری که برای ماه آخر خیلی بهم کمک کرد نوشتن نکات تست های هر فصلی بود که چسبونده بودم ته هر فصل و با یه نگاه همه چی برام مرور می شد.<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
تنهایی میخوندم اونم تو خونه و کلا عادت به گروهی خوندن ندارم,یکم زیادی پرحرفم:دی هم وقت خودمو میگیرم هم طرفی که میخواد باهام درس بخونه.<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون جمعه  هر هفته برای کل هفته آیندم برنامه ریزی میکردم حتی اگرم که به حجم مورد نظر نمیرسیدم ساعت مطالعمو بیشتر میکردم به طوری که آخر هفته اون جاهایی که مشخص کرده بودمو تا 90% خونده باشم.بالاتر هم گفتم برمبنای برنامه مدرسان پیش میرفتم و البته جلوتر.<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
خیلی عقب نبودم خدارو شکر فقط زبانو به نفع تمام درسا کنار گذاشتم:دی<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
همونطور که گفتم اوایل نمیخواستم تخصصی های معماری رو بخونم ولی با تغییر ضرایب مجبور بودم همچین کاری بکنم و فقط روی معماری تمرکز کردم و نه بیشتر<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
هر روز با ترس و دلهره پیش میرفتم که اگه مثل پارسال قبول نشمو.... میتونم بگم اول توکل به خدا بهم آرامش میداد و اینکه برم جلو و بعد خانوادم و یه  دوست خوب وعالی که کنارم بود و حتی شب کنکور که از استرس خوابم نمی برد تا صبح برای من بیدار مونده بود تا اگه بهش اس ام اس زدم تنها نباشم.واقعا ازش ممنونم و براش بهترین آرزوها رو دارم.با وجود تمام این انگیزه ها درکنارم نامید نشدم.<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
نه نرفتم چون اولا تو شهر ما ازین خبرا نبود و علاقه ای هم نداشتم برم.<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
در مدرسان شریف اونم فقط سه تای جامع.پس تاثیر شگرفی در روند مطالعاتیم نداشت حتی وقتی رتبه هامو میدیدم فقط استرس منومیگرفت!!تو آزمون اول 7معماری شدم بعدی 5 و آخری 212:دی<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون کلا طبق برنامه ای که داشتم همه درس ها رو تاقبل از آزمون جامع اول مدرسان خونده بودم ویه مرور سطحی هم کرده بودم بعد آزمون اول رفتم سراغ جمع بندی که البته الک دیجیتال رو هنوز تمام نکرده بودم و همزمان میخوندم.<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
من روز قبلش فقط دعا میکردم مجاز بشم!!! هیچ پیش فرضی از خودم نداشتم)<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
به هیچی فکر نمیکردم فقط توکلم به خدا بود و دعا میکردم هرچی صلاحمه پیش بیاد.نمیگم تمام تلاشمو کرده بودم اما تلاش کرده بودم و نتیجه رو سپرده بودم دست خدا.<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
<br />
چون سال قبلش همین بلا سرم آمده بود و نتیجشم دیده بودم نه!!!خیلی مراقب خودم بودم.حتی بین دو دفترچه که تو حوزه امتحانیم سر و صدا بود و مراقب محترمه!!! چرت میزدند و نتونستم 2تا سوال مشترکو حل کنم واقعا عصبی شدم ولی برای کنترل خودم و اینکه تخصصی ها رو خراب نکنم تا 5دقیقه بعد دادن دفترچه تخصصی, دفترچه رو باز نکردم کیک و ابمیوه مو خوردم:دی و یکم قرآن خوندمو دفترچه رو باز کردم و خدا رو شکر درصد تخصصی هام در خور خودم عالی بود.<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
نه دقیقا ترتیب دفترچه.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
دوست داشتم سوالاتو دیده باشم ولی اینجور نبود البته خیلی هم یادم نمیاد:دی سوالاتو حل میکردم و تا به جواب نمیرسیدم نمیزدم چون نمره منفی نمیخواستم<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
سر مشترکا اونم بخاطر شرایط حوزه.فقط اگه 5مین تایم میداشتم 2تا سوال مشترکی که تانیمه رفته بودمو تمام میکردم و شاید الان رتبم خیلی با این متفاوت می شد ولی بازم خدارو شکر ولی به همتون میگم یه چیزی بذارین تو گوشتون تا این اتفاق برای کسی نیافته<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
نه اینکارو نکردم,نمیخواستم اولا زندگیو برای خودم زهر کنم و ثانیا از بقیه خبر نداشتم شاید من مثلا حساب میکردم مشترکمو زدم 60% و کلی امیدوار میشدم ولی میبینین برای همه آسون بوده و همین درصد من جز درصدای داغون بوده برعکسشم امکان داره یعنی یه درصد پایین یه نمره کل خوب رو برام میداشت.<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
سایر عوامل 100%:دی<br />
لطف خدا 90% و بقیه عوامل به جز کلاس کنکور به طور مساوی. البته دانشگاه و استاد تاثیر داره چون تو درس های ساختمان داده و ساختمان گسسته خیلی میلنگم چون اصلا اساتیدمون خوب نبودن یعنی ازمون کار نکشیدن خیلی ولی در مقابل مدار واقعا مجبور میشدیم بخونیم چون استاد سختگیری داشتیم.پس بچه ها از استادای سخت گیر ننالین تهش به نفعتونه<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
نمیدونم والا.ببینم کجا قبول میشم شاید دری به تخته خورد رفتم دنبال دکترا<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
همش چون آرامش سر جلسه و کنترل خودم سر جلسه فقط لطف خدا بود.<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
بعد از خدا مادرم که همیشه به درد دل هام گوش میداد و بعدم همون دوست خوبم چون علاوه براینکه همیشه کنارم بود منو وادار کرد دوباره بخونم.توضیح اینکه الان ترم 2 ارشد نرم افزار دانشگاه تهران میخونه و رتبشم پارسال 40 بود فکر کنم.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
ساخمان داده ها هیچ کدوم از تستهاشو نتونستم بزنم مقسمی نخونین. در مورد حذفیاتم نظری ندارم<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
براساس بار علمی و امکانات خوابگاه.انتخابام هم اینجوری بود(در معماری کامپیوتر البته):<br />
دانشگاه صنعتی شریف || روزانه<br />
دانشگاه تهران || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر-تهران || روزانه <br />
دانشگاه شهیدبهشتی -تهران || روزانه <br />
دانشگاه علم وصنعت ایران -تهران || روزانه <br />
دانشگاه تربیت مدرس || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی شریف -تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر-تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه صنعتی اصفهان || روزانه <br />
دانشگاه اصفهان || روزانه <br />
دانشگاه شهیدباهنر-کرمان || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی -تهران || روزانه <br />
دانشگاه شهیدبهشتی -تهران || مجازی-آموزش محور - پردیس دانشگاه شهید بهشتی<br />
احتمال میدم بهشتی قبول بشم.ولی بازم هرچی خدا بخواد همونه<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
با توکل به خدا شروع کنین و لحظه ای هم از راهی که توش قدم گذاشتین ناامید نشین.شاید الان باخودتون بگین من خیلی خرخون بودم ولی آن چنان نتیجه ای نگرفتم:دی شاید هنوز هم نیاز دارم سبک مطالعاتیمو بهبود ببخشم چون فقط صرف خوندن نتیجه بدست نمیاد درست خوندن مهمه.<br />
و اینکه:<br />
وقتی چشم امیدتان به خدا باشد و باور و ایمان قوی داشته باشید:<br />
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشدهیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید...<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
فکر کنم یکم زیاد هم بود:دی<br />
خودم هم مصاحبه های پارسال رو تا ته نمیخوندم خسته میشدم<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
واقعا عالیه مخصوصا بحث و تبادل نظرات در مورد سوالات بقیه. همیشه وقتی میتونی بگی یه درسی رو مسلطی که بتونی اونو به بقیه هم القا کنیم. و واقعا باید از آقای جهانی و مشاوره های مفیدشون تشکر کنم.<br />
<br />
در پایان هم واقعا برای همه آرزوی موفقیت و شادکامی در تمام مراحل زندگی دارم. و التماس دعا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام و خداقوت پیشاپیش خدمت تمام دوستانی که تمایل دارن سال آینده درکنکور شرکت کنند.<br />
شرمنده که اینقد دیر شد تا این مصاحبه رو تکمیل کنم. حتی نمیخواستم بفرستمش چون خیلی ها رتبه های بهتری از من کسب کردند و مسلما تجاربشون مفیدتره.پس منو به عنوان کسی که با تجربه تلخ جلو آمده بود در نظر بگیرین . امیدوارم حرفام و تجربم براتون مفید باشه.<br />
<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
من سودابه م, متواد سال 69 در شهرستان قاین(استان خراسان جنوبی) هستم و به لطف خدا و دعای خیر پدر و مادرم تونستم رتبه 60 مهندسی کامپیوتر گرایش معماری سال 93 رو کسب کنم.<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر- سخت افزار هستم . بصورت پیوسته.<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
راستش هیچ وقت تصور هم نمی کردم بخوام کامپیوتر بخونم. همیشه فکر می کردم مهندس شیمی میشم ولی چون خیلی تمایل داشتم دانشگاه فردوسی درس بخونم بی توجه به اولویت هام برای رشته, تمام مهندسی های این دانشگاه رو زدم که در نهایت ناباوری(بومی گزینی که سال 87 انجام شد) این رشته که آخرین انتخابم تو رشته های این دانشگاه بود قبول شدم:دی<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
دوره کارشناسی پیوسته-دانشگاه فردوسی مشهد<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
باتوجه به توضیحاتی که تو سوال3 دادم اوایل هیچ علاقه ای به این رشته نداشتم! حتی به انصراف و خوندن شیمی زاهدان هم فکر کردم(بر مبنای کارنامه سبز).ترم 2 واقعا افت داشتم ولی چون خیلی بهم برخورد ترم3 جدی درس خوندم تا بتونم با معدل ارشد بخونم ولی نشد ازون به بعد که درسایی مثل منطقی, مدار, معماری و.... رو برداشتم تو طول سال درس رو میخوندم, فقطم صرف علاقم بود نه نمره خوب. بیستم نمیگرفتم ولی تو درسایی که بهشون علاقه داشتم نمره خوب می گرفتم.<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
اوایل نه ولی از ترم 5 هدفم برای ارشد جدی شد.<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته رو میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
نه ازهمون اول که به فکر ارشد افتادم به سخت افزار علاقه داشتم و حتی دروس اختیاری رو هم دروسی برمیداشتم که برای آینده درسیم مفید باشه.<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان عمومی و تخصصی:13.33<br />
ریاضی:22.92<br />
مشترک:28.21<br />
دروس تخصصی معماری:37.5<br />
سال سومی بود که کنکور شرکت میکردم.ترم 7 تصمیم داشتم بخونم ولی تمام دانشجویان کامپیوتری میدونن که به به وقت تحویل پروژه ها که میرسه درس بی درس و من هم دیر شروع کرده بودم.و تنها در غیرانتفاعی و پیام نور مجاز شدم. سال دوم بدک نخوندم ولی ماه آخر اصلا جمع بندی هم نکردم و رتبم و درصدام داغون بود یعنی!!!!!!!و امسال هم که  به لطف خدا قبول شدم.<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
خیلی نمیتونم نظر بدم. ولی مسلما تفاوت داره. درمورد سوال دومتون باید بگم کم نبودن افرادی که معدل های خوب داشتن و ارشد هم خوب قبول میشدن و برعکسشم هم کم نبودن پس نمیتونم قضاوت کنم.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
با توجه به تجربه تلخی که داشتم اصلا به خوندن دوباره فکر هم نمیکردم.اما با اصرار مادرم و یکی از دوستان دقیقا از30 شهریور و بدون برنامه شروع کردم!!!!!!! پیشنهادم برای تمام اونایی که هی امروز و فردا می کنن اینه که با درسی شروع کنن که بهش علاقه دارند و طی دو یا سه روز اول خیلی روخودشون فشار نیارند ولی کم کم خودشون رو ملزم کنن با برنامه پیش برن.من ادعا نمیکنم خیلی رتبه خوبی آوردم اما میتونم یه امید به تمام اونایی که مثل خودم تجربه تلخی داشتن بدم که با امید به لطف خدا دوباره شروع کنن.خدا هیچ کس رو تنها نمیذاره.<br />
چون آزمون خاصی ثبت نام نکرده بودم برنامه آزمون های مدرسان رو به در کمدم چسبونده بودم و برنامه ریزی کرده بودم دروسی که می خوام بخونم رو حتما تا تایمی که آزمون ها برای اتمام 75% در نظرگرفته بود تمام کنم و خدارو شکر دقیقا همون شد.<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
نه برنامم رو تغییر ندادم فقط زبانمو اواخر رها کردم که امیدوارم کسی اینکارو نکنه.<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
قبل از شروع تصمیم داشتم روی دروس مشترک بیشتر سرمایه گذاری کنم و همه رو بخونم و از ریاضی محاسبات و آمار و از تخصصی ها تنها مدارالکتریکی رو بخونم , اما موقع ثبت نام وقتی دیدم ضریب دروس تخصصی 4 شده برنامم تغییر کرد و دروس VLSI و الکترونیک دیجیتال رو تو برنامم جا دادم ولی به نسبت دروس مشترک و ریاضی ها عقب تر پیش میرفت.<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
حتما همینطور بوده. من تایمی که رو درسی مثل نظریه و داده گذاشتم خیلی بیشتر از منطقی و معماری بود.من اهل مرجع خوندن نیستم و تمام درسا رو از کتب کمک درسی میخوندم ولی برای 20 صفحه درس منطقی شاید2ساعت کافی بود اما برای نظریه و داده  اینطور نبود.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
شاید تنبل تر اونی باشم که بخوام چند منبع رو بخونم!!!ترجیح میدم تنها یه کتاب رو با دقت بخونم تا اینکه چندتا کتاب رو کنارم بذارم و هیچ کدوم رو هم کامل نخونمو فقط به خودم استرس وارد کنم!!!تو دروسی که ضعیف بودم مثل سیستم عامل کتاب پارسه رو خوندم و تست هاشو زدم و برای مرور و از کتاب مقسمی کمک گرفتم.برای درس مدار الکتریکی و دیجیتال هم همین کارو کردم. <br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
زبان عمومی: 504 واژه و کتاب زبان عمومی پارسه<br />
زبان تخصصی: زبان تخصصی پارسه<br />
آمار و احتمالات : پارسه<br />
محاسبات عددی: مقسمی و تست های پوران پژوهش<br />
ساختمان داده: مقسمی(اصلا پیشنهاد نمیکنم)<br />
نظریه زبان ها و ماشین ها: پوران پژوهش<br />
مدارهای منطقی: پوران پژوهش<br />
معماری کامپیوتر: پوران پژوهش<br />
سیستم عامل: پارسه و مرور از کتاب مقسمی<br />
مدارهای الکتریکی: پارسه و تست های سراسری راهیان ارشد<br />
VLSI: راهیان ارشد<br />
الکترونیک دیجیتال : جزوه دانشجویان شریف( استاد منظوری )و تست هم کتاب پوران پژوهش<br />
اونایی هم که نگفتم نخوندم.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
نظریه اگرم وقت نکردین کتاب پوران خیلی بهتره<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
در 99% موارد جزوه محور بودم فقط مدارالکتریکی 1 رو از کتاب تمرین حل میکردم و حتی کتاب منطقی مانو رو هم تو ترمی که حل تمرین این درس بودم مجبور شدم بخونم نه اون ترمی که این درسو داشتم:دی<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟<br />
<br />
برای کنکور شروع کردم اما از دیماه کلا نخوندم دیگه و فقط متن های  آزمون های آزمایشی رو میخوندم.سطح زبانمم افتضاحه از زبان متنفرم در واقع <br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
من تنها دو درس رو خوندم و درصدم هم خوب بود به نسبت همون دو درس.به نظرم بهتره یکیو با دقت بخونین تا بتونین به تستاش جواب بدین تا اینکه همه رو ناقص بخونین.البته باید بگم که مثلا ممکنه شما تنها آمار و انتخاب کنین و شانستون تست های آمار از همه سخت تر باشه و خودتون رو ببازین.این انتخاب خودتونه میتونین حذف کنین میتونین هم همه رو بخونین.<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
من کلا ازون آدمایی هستم که اگه بی برنامه خوام کاریو بکنم هیچ وقت انجامش نمیدم یعنی یه جورایی تنبلم! و چیزی دیگه ای که هست کلازیاد میخونم و برمبنای تایم مطالعم نتیجه نمیگیرم. شاید خیلیا ساعت مطالعشون از من کمتر بوده و نتیجه شون هم بهتر ازمن بوده واین یه چیز کاملا نسبیه و فرد به فرد فرق داره.من روزی 10 ساعتو مطالعه داشتم.صبح ها 5.30 و شبها هم 4 تا 5 ساعت. جمعه هر هفته برای کل هفته بعدم برنامه ریزی میکردم و اگه جایی عقب افتاده بودم از هفته قبل, همونو اول جبران میکردم. اصولا 3یا 4 فصل رو از کتاب های کنکور در هردرسی میخوندم(بر مبنای حجم اون مبحث)و برمیگشتم هم مرور میکردم و هم تست هاشو میزدم.کاری که برای ماه آخر خیلی بهم کمک کرد نوشتن نکات تست های هر فصلی بود که چسبونده بودم ته هر فصل و با یه نگاه همه چی برام مرور می شد.<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
تنهایی میخوندم اونم تو خونه و کلا عادت به گروهی خوندن ندارم,یکم زیادی پرحرفم:دی هم وقت خودمو میگیرم هم طرفی که میخواد باهام درس بخونه.<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون جمعه  هر هفته برای کل هفته آیندم برنامه ریزی میکردم حتی اگرم که به حجم مورد نظر نمیرسیدم ساعت مطالعمو بیشتر میکردم به طوری که آخر هفته اون جاهایی که مشخص کرده بودمو تا 90% خونده باشم.بالاتر هم گفتم برمبنای برنامه مدرسان پیش میرفتم و البته جلوتر.<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
خیلی عقب نبودم خدارو شکر فقط زبانو به نفع تمام درسا کنار گذاشتم:دی<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
همونطور که گفتم اوایل نمیخواستم تخصصی های معماری رو بخونم ولی با تغییر ضرایب مجبور بودم همچین کاری بکنم و فقط روی معماری تمرکز کردم و نه بیشتر<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
هر روز با ترس و دلهره پیش میرفتم که اگه مثل پارسال قبول نشمو.... میتونم بگم اول توکل به خدا بهم آرامش میداد و اینکه برم جلو و بعد خانوادم و یه  دوست خوب وعالی که کنارم بود و حتی شب کنکور که از استرس خوابم نمی برد تا صبح برای من بیدار مونده بود تا اگه بهش اس ام اس زدم تنها نباشم.واقعا ازش ممنونم و براش بهترین آرزوها رو دارم.با وجود تمام این انگیزه ها درکنارم نامید نشدم.<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
نه نرفتم چون اولا تو شهر ما ازین خبرا نبود و علاقه ای هم نداشتم برم.<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
در مدرسان شریف اونم فقط سه تای جامع.پس تاثیر شگرفی در روند مطالعاتیم نداشت حتی وقتی رتبه هامو میدیدم فقط استرس منومیگرفت!!تو آزمون اول 7معماری شدم بعدی 5 و آخری 212:دی<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
چون کلا طبق برنامه ای که داشتم همه درس ها رو تاقبل از آزمون جامع اول مدرسان خونده بودم ویه مرور سطحی هم کرده بودم بعد آزمون اول رفتم سراغ جمع بندی که البته الک دیجیتال رو هنوز تمام نکرده بودم و همزمان میخوندم.<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
من روز قبلش فقط دعا میکردم مجاز بشم!!! هیچ پیش فرضی از خودم نداشتم)<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
به هیچی فکر نمیکردم فقط توکلم به خدا بود و دعا میکردم هرچی صلاحمه پیش بیاد.نمیگم تمام تلاشمو کرده بودم اما تلاش کرده بودم و نتیجه رو سپرده بودم دست خدا.<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
<br />
چون سال قبلش همین بلا سرم آمده بود و نتیجشم دیده بودم نه!!!خیلی مراقب خودم بودم.حتی بین دو دفترچه که تو حوزه امتحانیم سر و صدا بود و مراقب محترمه!!! چرت میزدند و نتونستم 2تا سوال مشترکو حل کنم واقعا عصبی شدم ولی برای کنترل خودم و اینکه تخصصی ها رو خراب نکنم تا 5دقیقه بعد دادن دفترچه تخصصی, دفترچه رو باز نکردم کیک و ابمیوه مو خوردم:دی و یکم قرآن خوندمو دفترچه رو باز کردم و خدا رو شکر درصد تخصصی هام در خور خودم عالی بود.<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
نه دقیقا ترتیب دفترچه.<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
دوست داشتم سوالاتو دیده باشم ولی اینجور نبود البته خیلی هم یادم نمیاد:دی سوالاتو حل میکردم و تا به جواب نمیرسیدم نمیزدم چون نمره منفی نمیخواستم<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
سر مشترکا اونم بخاطر شرایط حوزه.فقط اگه 5مین تایم میداشتم 2تا سوال مشترکی که تانیمه رفته بودمو تمام میکردم و شاید الان رتبم خیلی با این متفاوت می شد ولی بازم خدارو شکر ولی به همتون میگم یه چیزی بذارین تو گوشتون تا این اتفاق برای کسی نیافته<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
نه اینکارو نکردم,نمیخواستم اولا زندگیو برای خودم زهر کنم و ثانیا از بقیه خبر نداشتم شاید من مثلا حساب میکردم مشترکمو زدم 60% و کلی امیدوار میشدم ولی میبینین برای همه آسون بوده و همین درصد من جز درصدای داغون بوده برعکسشم امکان داره یعنی یه درصد پایین یه نمره کل خوب رو برام میداشت.<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
سایر عوامل 100%:دی<br />
لطف خدا 90% و بقیه عوامل به جز کلاس کنکور به طور مساوی. البته دانشگاه و استاد تاثیر داره چون تو درس های ساختمان داده و ساختمان گسسته خیلی میلنگم چون اصلا اساتیدمون خوب نبودن یعنی ازمون کار نکشیدن خیلی ولی در مقابل مدار واقعا مجبور میشدیم بخونیم چون استاد سختگیری داشتیم.پس بچه ها از استادای سخت گیر ننالین تهش به نفعتونه<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
نمیدونم والا.ببینم کجا قبول میشم شاید دری به تخته خورد رفتم دنبال دکترا<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
همش چون آرامش سر جلسه و کنترل خودم سر جلسه فقط لطف خدا بود.<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
بعد از خدا مادرم که همیشه به درد دل هام گوش میداد و بعدم همون دوست خوبم چون علاوه براینکه همیشه کنارم بود منو وادار کرد دوباره بخونم.توضیح اینکه الان ترم 2 ارشد نرم افزار دانشگاه تهران میخونه و رتبشم پارسال 40 بود فکر کنم.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
ساخمان داده ها هیچ کدوم از تستهاشو نتونستم بزنم مقسمی نخونین. در مورد حذفیاتم نظری ندارم<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
براساس بار علمی و امکانات خوابگاه.انتخابام هم اینجوری بود(در معماری کامپیوتر البته):<br />
دانشگاه صنعتی شریف || روزانه<br />
دانشگاه تهران || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر-تهران || روزانه <br />
دانشگاه شهیدبهشتی -تهران || روزانه <br />
دانشگاه علم وصنعت ایران -تهران || روزانه <br />
دانشگاه تربیت مدرس || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی شریف -تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر-تهران || نوبت دوم <br />
دانشگاه صنعتی اصفهان || روزانه <br />
دانشگاه اصفهان || روزانه <br />
دانشگاه شهیدباهنر-کرمان || روزانه <br />
دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی -تهران || روزانه <br />
دانشگاه شهیدبهشتی -تهران || مجازی-آموزش محور - پردیس دانشگاه شهید بهشتی<br />
احتمال میدم بهشتی قبول بشم.ولی بازم هرچی خدا بخواد همونه<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
با توکل به خدا شروع کنین و لحظه ای هم از راهی که توش قدم گذاشتین ناامید نشین.شاید الان باخودتون بگین من خیلی خرخون بودم ولی آن چنان نتیجه ای نگرفتم:دی شاید هنوز هم نیاز دارم سبک مطالعاتیمو بهبود ببخشم چون فقط صرف خوندن نتیجه بدست نمیاد درست خوندن مهمه.<br />
و اینکه:<br />
وقتی چشم امیدتان به خدا باشد و باور و ایمان قوی داشته باشید:<br />
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشدهیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید...<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
فکر کنم یکم زیاد هم بود:دی<br />
خودم هم مصاحبه های پارسال رو تا ته نمیخوندم خسته میشدم<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
واقعا عالیه مخصوصا بحث و تبادل نظرات در مورد سوالات بقیه. همیشه وقتی میتونی بگی یه درسی رو مسلطی که بتونی اونو به بقیه هم القا کنیم. و واقعا باید از آقای جهانی و مشاوره های مفیدشون تشکر کنم.<br />
<br />
در پایان هم واقعا برای همه آرزوی موفقیت و شادکامی در تمام مراحل زندگی دارم. و التماس دعا]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ۷۲ هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-24464.html</link>
			<pubDate>Tue, 03 Jun 2014 15:54:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24464.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">توجه خیلی مهم:</span> به نظرم خوندن تجربیات بقیه ضرر نداره ولی این درست نیست که حتما مثل اونا رفتار کنیم. من خودم مصاحبه ی خیلی از کنکوری ها رو خونده بودم، نه برای اینکه ازشون روش های مطالعه رو یاد بگیرم بلکه برای اینکه روحیم بره بالا چون بعضی ها بعضی وقتا چیزایی می نوشتن که برای من یکی که نقش انرژی مثبت رو داشت. به نظرم تنها کاری که باید بکنید تلاش کردنه، همین.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
- نام: مهرداد<br />
- سال تولد: ۱۳۷۰<br />
- ساکن: فردیس کرج<br />
- رتبه: ۷۲ هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
- رشته کارشناسی: مهندسی نرم افزار<br />
- تمام شده<br />
- کارشناسی پیوسته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
- راستش یه مقدار به کامپیوتر و IT علاقه داشتم ولی به برق و مکانیک بیشتر علاقه داشتم. تو انتخاب رشته یه اشتباهاتی کردم و کامپیوتر قبول شدم.<br />
- اولویتم اینجوری بود: ۶۰ درصد دانشگاه، ۴۰درصد رشته. هیچ آشنایی هم از این که قراره تو کارشناسی کامپیوتر چی بخونم نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
- دانشگاه صنعتی شاهرود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
- درست حسابی درس نمی خوندم، شب امتحانی بودم.<br />
- اون اوایل، همه رو فقط پاس می کردم ولی از ترم ۵ به بعد درس هایی که به نظرم برام مفیدتر بودن رو درست حسابی می خوندم و بقیه رو همچنان فقط پاس می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
- ترم ۷<br />
- از همون موقعی که دیپلم رو گرفتم، خودم رو برای دکترا بستم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
- از همون اول به هوش علاقه داشتم ولی وقتی ترم ۷ خواستم شروع کنم به خوندن برای ارشد، دیدم که دروس نرم رو بیشتر بلدم پس تصمیم گرفتم واسه نرم بخونم، ولی اواسط خوندن برای نرم، با خودم گفتم که باید به علاقه ام فکر کنم. همون جا بود که دیگه واسه کنکور نرم نخوندم و کنکور رو بیخیال شدم تا سال بعد(یعنی امسال) واسه هوش بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
- زبان ۳۳.۳۳               ریاضی ۱۴.۵۸             مشترک ۴۱.۰۳             تخصصی هوش         ۳۱.۲۵<br />
- سال دوم ام بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
- فرق می کنن. ولی کسی که تو دانشگاه مطالب رو مفهومی فهمیده یاشه کارش راحت تره. ولی اگه مفهومی نخوندین مثل من، بازم مشکلی نیست چون میشه تو یکی دو ماه با خوندن( درست حسابی) این کمبود رو جبران کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
- واسه مهر ماه برنامه ریختم و از همون موقع هم شروع کردم.<br />
- تو آذرماه یه کم ناامید شده بودم و همون موقع یه مشکلی برام پیش اومد و مجبور شدم برم شهرستان و تو این یک ماه فقط نیم ساعت یا ۱ ساعت درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم. دل بخواهی درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
- بله همین طوره. با توجه به ضریب ها درس میخوندم. تا قبل اینکه بفهمم ضریب تخصصی ۴ شده، بیشتر به ریاضی اهمیت میدادم ولی بعدش توجه ام به تخصصی نسبت به ریاضی خیلی بیشتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
- بله همین طور بود. تو درس های هوش و نظریه زبان ها و مدار منطقی خیلی ضعیف بودم، پس وقت بیشتری براشون صرف کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
- برنامه ریزی براساس منابع. مثلا با خودم گفته بودم که باید سیستم عامل پارسه رو بخونم به همراه یه فصل هایی از کتاب پوران.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
- از ویس و فیلم استفاده نکردم.<br />
<br />
- زبان: زبان عمومی پارسه<br />
<br />
- گسسته: گریمالدی، پوران<br />
- ریاضی مهندسی: نخوندم.(به نظرم یه جزوه خوب براش کافیه)<br />
- محاسبات عددی: نیکوکار، پوران(هیچ سوالی رو جواب ندادم)<br />
- آمار: پارسه<br />
<br />
- ساختمان داده: گسترش علوم پایه، پوران پژوهش، قدسی(نصف و نیمه خوندم)<br />
- منطقی: پوران<br />
- نظریه زبان ها: پوران(پور محقق)، پارسه<br />
- معماری: پوران<br />
- سیستم عامل: پارسه<br />
<br />
مدار الکتریکی: نخوندم.<br />
طراحی الگوریتم: پوران(یوسفی)<br />
هوش مصنوعی: راهیان ارشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
- ساختمان داده، نظریه، معماری، طراحی الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
- اگه اشتباه نکنم سیستم عامل و گسسته رو فقط کتاب مرجع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
- زبان رو پارسال خوب خونده بودم و نزدیکای ۸۰درصد زدم. امسال گذاشتم آخر از همه بزنم که وقت کم آوردم. ولی دوبه شک ها رو زدم. <br />
- سطح زبانم هم متوسط به بالا هستش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
- کار نشد نداره ولی باید خیلی بیشتر از بقیه روش وقت بزاری که شاید خیلی نمی ارزه. من خودم یه جاهایی از محاسبات و کل ریاضی مهندسی رو حذف کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم(به عبارتی به صورت هردن بیر میخوندم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
- تنها مطالعه می کردم در خانه.<br />
- به نظرم گروهی مطالعه کردن اشتباهه واسه کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
- والا سرعت مطالعه ام رو اندازه نمی گرفتم! از همون دوران مدرسه سرعتم نسبت به بقیه پایین بود(شاید چون بیشتر گیر میدادم به مسایل).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم و از همون موقع ریاضی مهندسی و معماری و مدار الکتریکی رو حذف کرده بودم. تنها تغییری که کردم این بود که دو سه تا از فصل های معماری که آسون بود رو هفته آخر کنکور(به توصیه دوستان) خوندم که ۱ سوال معماری رو هم درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
- از همون اول فقط دروس تخصصی هوش رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
- خیلی اتفاق می افتاد که سرعتم کم و زیاد بشه. و خیلی وقت ها ناامید میشدم.<br />
- موقع ناامیدی می اومدم مانشت یا سایت های دیگه و درصد رتبه های برتر رو نگاه می کردم و می دیدم که اگه میانگین همه رو ۲۵ هم بزنم میتونم جای خوب قبول شم و این بهم روحیه میداد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
- کلاس کنکور نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
- امسال شرکت نکردم ولی پارسال پارسه شرکت کردم و حداقلش که واسه من، هیچ فایده ای نداشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
- اون یه هفته ای که کنکور عقب افتاد، شروع کردم به جمع بندی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
- شب کنکور با خودم میگفتم که یا رتبه زیر ۱۰ میشم یا بالای ۱۰۰۰. اصلا نمی دونستم که چی به چیه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
- یه همچین حسی تقریبا داشتم. مثلا با خودم می گفتم که باید همه سوالات سیستم عامل  رو جواب بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
- آره، شد. اونم چندین بار. حتی وقتی داشتم دفترچه تخصصی رو شروع می کردم داشتم به سربازی فکر می کردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
- نه به ترتیب دفترچه جلو رفتم. فقط زبان رو بعد از مشترک ها زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
- جفتش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
- تو مشترک و زبان که خیلی وقت کم آوردم. ولی تخصصی رو فکر کنم یه ۴۵ دقیقه داشتم دوروبر رو نگاه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
- با توجه به کلید اولیه سازمان سنجش فکر می کردم رتبم یه چیزی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ بشه ولی با کلید نهایی رتبم ۷۲ شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
- پایه تحصیلی: ۵ درصد<br />
- دانشگاه کارشناسی: ۵ درصد<br />
- برنامه ریزی برای کنکور و تلاش: ۵۰ درصد<br />
- کنکور آزمایشی: ۵ درصد<br />
- شرایط مطالعه: ۳۵ درصد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
- ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است</span><br />
- توکل به خدا خیلی تاثیر داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
- خانواده ام.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
- درس مدار الکتریکی رو به نظرم بهتر بود حذف نمی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
- پرس و جو از کسایی که بیشتر اطلاعات دارن در مورد دانشگا ها.<br />
- تهران. چون یکی از دوستام که الان داره دانشگاه تهران میخونه قانع ام کرد که این دانشگاه تو زمینه هوش بهترین دانشگاه ایرانه(منظورم فقط سطح علمی نیست).<br />
- احتمال خیلی زیاد علم و صنعت قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
- هر جور دوست دارید و راحت ترید درس بخونید!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
- نه، تازه میخواستم بگم تعداد سوالات خیلی زیاده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۴ : و آخرین سوال: نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
- یه محل مناسب برای گپ و گفت بین بروبچ دانشجو<br />
- انتظار خاصی ندارم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">توجه خیلی مهم:</span> به نظرم خوندن تجربیات بقیه ضرر نداره ولی این درست نیست که حتما مثل اونا رفتار کنیم. من خودم مصاحبه ی خیلی از کنکوری ها رو خونده بودم، نه برای اینکه ازشون روش های مطالعه رو یاد بگیرم بلکه برای اینکه روحیم بره بالا چون بعضی ها بعضی وقتا چیزایی می نوشتن که برای من یکی که نقش انرژی مثبت رو داشت. به نظرم تنها کاری که باید بکنید تلاش کردنه، همین.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
- نام: مهرداد<br />
- سال تولد: ۱۳۷۰<br />
- ساکن: فردیس کرج<br />
- رتبه: ۷۲ هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
- رشته کارشناسی: مهندسی نرم افزار<br />
- تمام شده<br />
- کارشناسی پیوسته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
- راستش یه مقدار به کامپیوتر و IT علاقه داشتم ولی به برق و مکانیک بیشتر علاقه داشتم. تو انتخاب رشته یه اشتباهاتی کردم و کامپیوتر قبول شدم.<br />
- اولویتم اینجوری بود: ۶۰ درصد دانشگاه، ۴۰درصد رشته. هیچ آشنایی هم از این که قراره تو کارشناسی کامپیوتر چی بخونم نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
- دانشگاه صنعتی شاهرود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
- درست حسابی درس نمی خوندم، شب امتحانی بودم.<br />
- اون اوایل، همه رو فقط پاس می کردم ولی از ترم ۵ به بعد درس هایی که به نظرم برام مفیدتر بودن رو درست حسابی می خوندم و بقیه رو همچنان فقط پاس می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
- ترم ۷<br />
- از همون موقعی که دیپلم رو گرفتم، خودم رو برای دکترا بستم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
- از همون اول به هوش علاقه داشتم ولی وقتی ترم ۷ خواستم شروع کنم به خوندن برای ارشد، دیدم که دروس نرم رو بیشتر بلدم پس تصمیم گرفتم واسه نرم بخونم، ولی اواسط خوندن برای نرم، با خودم گفتم که باید به علاقه ام فکر کنم. همون جا بود که دیگه واسه کنکور نرم نخوندم و کنکور رو بیخیال شدم تا سال بعد(یعنی امسال) واسه هوش بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
- زبان ۳۳.۳۳               ریاضی ۱۴.۵۸             مشترک ۴۱.۰۳             تخصصی هوش         ۳۱.۲۵<br />
- سال دوم ام بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
- فرق می کنن. ولی کسی که تو دانشگاه مطالب رو مفهومی فهمیده یاشه کارش راحت تره. ولی اگه مفهومی نخوندین مثل من، بازم مشکلی نیست چون میشه تو یکی دو ماه با خوندن( درست حسابی) این کمبود رو جبران کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
- واسه مهر ماه برنامه ریختم و از همون موقع هم شروع کردم.<br />
- تو آذرماه یه کم ناامید شده بودم و همون موقع یه مشکلی برام پیش اومد و مجبور شدم برم شهرستان و تو این یک ماه فقط نیم ساعت یا ۱ ساعت درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم. دل بخواهی درس میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
- بله همین طوره. با توجه به ضریب ها درس میخوندم. تا قبل اینکه بفهمم ضریب تخصصی ۴ شده، بیشتر به ریاضی اهمیت میدادم ولی بعدش توجه ام به تخصصی نسبت به ریاضی خیلی بیشتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
- بله همین طور بود. تو درس های هوش و نظریه زبان ها و مدار منطقی خیلی ضعیف بودم، پس وقت بیشتری براشون صرف کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
- برنامه ریزی براساس منابع. مثلا با خودم گفته بودم که باید سیستم عامل پارسه رو بخونم به همراه یه فصل هایی از کتاب پوران.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
- از ویس و فیلم استفاده نکردم.<br />
<br />
- زبان: زبان عمومی پارسه<br />
<br />
- گسسته: گریمالدی، پوران<br />
- ریاضی مهندسی: نخوندم.(به نظرم یه جزوه خوب براش کافیه)<br />
- محاسبات عددی: نیکوکار، پوران(هیچ سوالی رو جواب ندادم)<br />
- آمار: پارسه<br />
<br />
- ساختمان داده: گسترش علوم پایه، پوران پژوهش، قدسی(نصف و نیمه خوندم)<br />
- منطقی: پوران<br />
- نظریه زبان ها: پوران(پور محقق)، پارسه<br />
- معماری: پوران<br />
- سیستم عامل: پارسه<br />
<br />
مدار الکتریکی: نخوندم.<br />
طراحی الگوریتم: پوران(یوسفی)<br />
هوش مصنوعی: راهیان ارشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
- ساختمان داده، نظریه، معماری، طراحی الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
- اگه اشتباه نکنم سیستم عامل و گسسته رو فقط کتاب مرجع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
- زبان رو پارسال خوب خونده بودم و نزدیکای ۸۰درصد زدم. امسال گذاشتم آخر از همه بزنم که وقت کم آوردم. ولی دوبه شک ها رو زدم. <br />
- سطح زبانم هم متوسط به بالا هستش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
- کار نشد نداره ولی باید خیلی بیشتر از بقیه روش وقت بزاری که شاید خیلی نمی ارزه. من خودم یه جاهایی از محاسبات و کل ریاضی مهندسی رو حذف کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم(به عبارتی به صورت هردن بیر میخوندم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
- تنها مطالعه می کردم در خانه.<br />
- به نظرم گروهی مطالعه کردن اشتباهه واسه کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
- والا سرعت مطالعه ام رو اندازه نمی گرفتم! از همون دوران مدرسه سرعتم نسبت به بقیه پایین بود(شاید چون بیشتر گیر میدادم به مسایل).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
- برنامه خاصی نداشتم و از همون موقع ریاضی مهندسی و معماری و مدار الکتریکی رو حذف کرده بودم. تنها تغییری که کردم این بود که دو سه تا از فصل های معماری که آسون بود رو هفته آخر کنکور(به توصیه دوستان) خوندم که ۱ سوال معماری رو هم درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
- از همون اول فقط دروس تخصصی هوش رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
- خیلی اتفاق می افتاد که سرعتم کم و زیاد بشه. و خیلی وقت ها ناامید میشدم.<br />
- موقع ناامیدی می اومدم مانشت یا سایت های دیگه و درصد رتبه های برتر رو نگاه می کردم و می دیدم که اگه میانگین همه رو ۲۵ هم بزنم میتونم جای خوب قبول شم و این بهم روحیه میداد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
- کلاس کنکور نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
- امسال شرکت نکردم ولی پارسال پارسه شرکت کردم و حداقلش که واسه من، هیچ فایده ای نداشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
- اون یه هفته ای که کنکور عقب افتاد، شروع کردم به جمع بندی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
- شب کنکور با خودم میگفتم که یا رتبه زیر ۱۰ میشم یا بالای ۱۰۰۰. اصلا نمی دونستم که چی به چیه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
- یه همچین حسی تقریبا داشتم. مثلا با خودم می گفتم که باید همه سوالات سیستم عامل  رو جواب بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
- آره، شد. اونم چندین بار. حتی وقتی داشتم دفترچه تخصصی رو شروع می کردم داشتم به سربازی فکر می کردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
- نه به ترتیب دفترچه جلو رفتم. فقط زبان رو بعد از مشترک ها زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
- جفتش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
- تو مشترک و زبان که خیلی وقت کم آوردم. ولی تخصصی رو فکر کنم یه ۴۵ دقیقه داشتم دوروبر رو نگاه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
- با توجه به کلید اولیه سازمان سنجش فکر می کردم رتبم یه چیزی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ بشه ولی با کلید نهایی رتبم ۷۲ شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
- پایه تحصیلی: ۵ درصد<br />
- دانشگاه کارشناسی: ۵ درصد<br />
- برنامه ریزی برای کنکور و تلاش: ۵۰ درصد<br />
- کنکور آزمایشی: ۵ درصد<br />
- شرایط مطالعه: ۳۵ درصد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
- ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است</span><br />
- توکل به خدا خیلی تاثیر داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
- خانواده ام.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
- درس مدار الکتریکی رو به نظرم بهتر بود حذف نمی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
- پرس و جو از کسایی که بیشتر اطلاعات دارن در مورد دانشگا ها.<br />
- تهران. چون یکی از دوستام که الان داره دانشگاه تهران میخونه قانع ام کرد که این دانشگاه تو زمینه هوش بهترین دانشگاه ایرانه(منظورم فقط سطح علمی نیست).<br />
- احتمال خیلی زیاد علم و صنعت قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
- هر جور دوست دارید و راحت ترید درس بخونید!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
- نه، تازه میخواستم بگم تعداد سوالات خیلی زیاده!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۴ : و آخرین سوال: نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
- یه محل مناسب برای گپ و گفت بین بروبچ دانشجو<br />
- انتظار خاصی ندارم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ۲۱ نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-24451.html</link>
			<pubDate>Mon, 02 Jun 2014 19:52:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24451.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
 <br />
سلام<br />
پوریا درخشان فر متولد 71 تهران<br />
رتبه 21 نرم افزار<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
 <br />
من ورودی 89 دانشگاه خوارزمی ( تربیت معلم سابق ) رشته ی مهندسی کامپیوتر نرم افزار هستم. کارشناسی پیوسته<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
 <br />
 <br />
من با توجه به شرایط و علایقم دوست داشتم یا برق بخونم یا مهندسی پزشکی و یا کامپیوتر. موقع انتخاب رشته کارشناسیم هم اگه بگم دانشگاه واسم مهم نبوده دروغ گفتم :دی و همه ی رشته های مهندسی دانشگاه هارو زدم ولی اولویت ام با این سه تا رشته بود که خدا خواست و آخر سر آخرین جایی که حدس میزدم قبول شم قبول شدم!<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
 <br />
دانشگاه خوارزمی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
 <br />
توی سه ترم اول استاد ناپلئونی پاس کردن درس ها بودم :دی ولی بعد از اون یکم به خودم اومدم و کم کم تونستم نتایج بهتری بگیرم. توی درس هایی که علاقه داشتم همیشه نمرم خوب بود بالای 17 بود.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
 <br />
من راستش تا اواخر شهریور حتی تصمیمی برای کنکور دادن نداشتم . دوست داشتم اگر ادامه تحصیلم میدم تو یه دانشگاه خوب باشه ( از دانشگاهی که توش کارشناسیمو داشتم میگذروندم راستش زیاد راضی نبودم ! ) برای همین اول سعی کردم که اگر شه به همراه دوستان اپلای کنیم ولی متاسفانه شرایطش بوجود نیومد و من از همون هفته آخر تابستون تصمیم گرفتم بصورت جدی خودم رو برای کنکور آماده کنم. شاید باورتون نشه تا اون موقع حتی نمیدونستم کدوم درس ها تو کنکور میاد :|<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
 <br />
از همون اولم میخواستم مهندسی کامپیوتر رو ادامه بدم. به دو تا گرایش هوش و نرم هم علاقه داشتم. ولی بعلت وقت کمی که داشتم متاسفانه مجبور شدم بین این دو گرایش یکی رو انتخاب کنم که بتونم تو این وقت کمم روش تسلط کافی رو پیدا کنم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
 </span><br />
زبان 26/67<br />
( 11 تا صحیح 9 تا غلط )<br />
اگر تو یه درسی تو آزمون آزمایشی بد نمیزنید و یا مثل من فکر میکنید وضع زبانتون بد نیست حتما سر کنکورم نباید تعداد زیادی سوال جواب بدید . وگرنه میشید مثل من با 9 تا غلط :|<br />
 <br />
 <br />
ریاضی 12/5<br />
( 2 تا صحیح )<br />
دوستانی که مثل من ریاضیشون ضعیفه... من کلا با ریاضی ضعیفم 2 فصل آمار خوندم با نصف کتاب محاسبات دکتر یوسفی! همیشه سوال ساده میدن که در حد خودتون بتونید درصد خوب بگیرید.<br />
 <br />
مشترک 56/41<br />
(15 تا صحیح 1 غلط)<br />
سعی کنید تا جایی که میشه تمرکز داشته باشید و استرس نداشته باشید سر کنکور و وقتی دیدی تمرکز ندارید یه 2 دقیقه سوال هارو ول کنی سعی کنید آرامش پیدا کنید. وقتی دیدید سوالی سخته ردش کنید بره به این امید که بعدیش ساده تر باشه! سوالایی که مطمئنید 100 درصد رو بزنید یه سوال و 99 درصد هم مطمئن بودید نزنید.<br />
 <br />
 <br />
تخصصی نرم 44/44<br />
(8 تا صحیح 4 تا غلط)<br />
من هوشم رتبم 200 بوده که سفید دادم نرم ام 21 ! فقط واسه 8 تا سوال درست !!! تازه 4 تا غلط هم داشتم . نتیجه : از وقتی تخصصی ها ضریب 4 شدن هر سوالش رسما حکم طلا رو داره!<br />
 <br />
سال اولم بود که شرکت میکردم! فقط هم کنکور مهندسی کامپیوتر رو شرکت کردم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
 <br />
بستگی به استاد داره ! مثلا من درس کامپایلر رو کاملا مدیون استادم توی دانشگاه بودم .<br />
ولی درسی مثل معماری کامل استاد ما یه چیز هایی گفته بود که اصلا مهم نبود تو کنکور .<br />
 <br />
مطمئنا اون هایی که تو دوره تحصیلشون به درس های اصلی علاقه دارن و بیشتر دنبال یادگیری هستن وقتی میخوان شروع کنند برای کنکور بخونن یک قدم از بقیه جلوتر هستن. ولی خوب نمیشه گفت نوع درس خوندن تو دانشگاه و کنکور یکی هستش. تو کنکور یکم زرنگ باشی اگر به مبحثی تسلط 100 درصد هم نداشته باشی میشه زد تست رو ولی تو دانشگاه اینجوری نیست.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
 <br />
همونطور که تو سوال 6 گفتم از هفته آخر شهریور تازه برنامه ریزی کردم و مثلا با خودم گفتم تو این وقت کم کدوم درس ها رئ بخونم کدوم ها رو نه و همون موقع هم بلافاصله شروع کردم.<br />
برنامم 5 ماهه بود ولی چون ترم 7 بودم تو دانشگاه خودمون قشنگ یک ماه این وسط رفت برای خوندن امتحانات پایان ترمم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
 <br />
برنامه من با توجه به شرایط یکسر تغییر میکرد ( dynamic بود :دی ) حالا چه جزئی چه کلی. اگه حس می کردم روش بدی رو واسه خوندن فلان درس دارم سریع عوضش میکردم. بعنوان مثال من زیاد به درس های تخصصی بها نمیدادم تا موقع ثبت نام که دفترچه اومد فهمیدم ضریبش چهاره و از اون موقع سعی کردم تایم بیشتری برای اون درس ها قرار بدم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
 </span><br />
بله من هم همینکار رو کردم و بنظرم هرکسی می خواد کنکور قبول شه هم باید این کار رو بکنه. من تمام بودجه بندی ریز تمام دروس رو واسه چند سال اخیرش رو از همین مانشت دانلود کردم و وقتی میدیدم که تایمم واسه خوندن کمه و مثلا باید 5 تا فصل از یک درس رو بخونم ! جای اینکه بشینم هر 5 تا فصل رو بخونم 3 تاشو مینداختم دور 2 تای دیگه رو که تو چند سال اخیر ازش سوال بیشتر اومده بود رو سعی میکردم خیلی خوب بخونم. یا مثلا میدیدم درسی مثل گسسته یا ریاضی مهندسی سخته ضریبشم پایینه! خوب مطمئنا ترجیح می دادم اون تایمم رو بذارم مثلا نظریه زبان هام رو قوی تر کنم که ضریبش 4 هستش و سوالاشم راحتتره !<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
 <br />
اصلا اولین کاری که کردم این بود که درس هایی که تو کنکور میاد رو به سه دسته ی قوی و متوسط و ضعیف تقسیم کنم.<br />
البته اول فکر می کردم باید وقت بذارم و درس هایی که توش ضعیفم ر به متوسط برسونم. ولی یکی از مشاور های ارشد به من  یک توصیه ی بسیار ارزشمند کرد ! اونم اینه که جا اینکه دروس ضعیفتو روش کار کنی که مثلا بتونی یکی تست بزنی ! جاش اونایی که توش بهتری رو سعی کن به سطحی برسونی که بتونی 80 درصد سوالاش رو جواب بدی ! و واقعا هم جواب داد مثلا من تو درس نظریه همیجوریشم نخونده سوالای کنکور رو شروع میکردم به حل کردن 2 تا از 5 تاش رو میزدم ولی با تمرین زیاد تو این درسی که جز درس هی قوی ام به حساب میومد تونستم 5 تاش رو هم تو کنکور درست بزنم ! یا واسه دیتابیس من توی شغلم هم زیاد با این مفاهیمش سر و کار داشتم ولی بازم نشستم خوندمش حسابی و تونستم 4 تاشو بزنم . کلا یه نکته ای که هست بنظر من اینه که آدم تو 4 تا درس کلا خیلی قوی باشه و تو بقیشون شوتم باشه میتونه راحت کنکور نتیجه خوب بیاره چون راحت اون درس قوی ها ضعفت رو تو درس های بدت میپوشونن.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
 <br />
من بر اساس مباحث برنامه ریزی میکردم.. نمیگفتم چند تا کتاب رو باید واسه فلان درس بخونم :دی میگفتم باید مثلا مبحث پایپلاین معماری رو تا هفته ی بعد خوب بلد باشم و تعداد قابل قبولی هم تست زده باشم توش! حالا منابع واسه خوندن اون مبحث هم یه کتاب مثلا پوران رو میخوندم جاییش حس میکردم کتاب جابگو نیست از اینور اونور (مثلا جزواتی که تو مانشت هست ) کمک میگرفتم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
 <br />
 <br />
زبان عمومی و تخصصی<br />
 <br />
فقط روی reading هاش کار کردم ( کتاب زبان تخصصی پارسه )<br />
 <br />
ریاضیات مهندسی<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
آمار و احتمالات<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
محاسبات عددی<br />
 <br />
پوران + voice های کلاس دکتر یوسفی<br />
 <br />
ساختمان‌های گسسته<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
ساختمان داده ها<br />
 <br />
پوران<br />
 <br />
نظریه زبانها و ماشینها<br />
 <br />
شرکت در کلاس دکتر سید جوادی ( فقط جزوه ی ایشون رو چند بار خوندم)<br />
 <br />
مدارهای منطقی<br />
 <br />
پوران<br />
 <br />
معماری کامپیوتر<br />
 <br />
شرکت در کلاس دکتر یوسفی + پوران<br />
 <br />
سیستم عامل<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
کامپایلر<br />
 <br />
پارسه + جزوه استاد خودم تو دانشگاه<br />
 <br />
زبان‌های برنامه سازی<br />
 <br />
یه جزوه تایپ شده از اینترنت دانلود کردم از استاد نورالله ( زیادم جالب نبود و بسیار ناقص بود ) فقط مباحثی رو خوندم که تو سالهای قبل ازش بیشتر سوال اومده بود .<br />
 <br />
طراحی الگوریتم<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
پایگاه داده<br />
 <br />
پارسه + جزوه دکتر ابراهیمی مقدم<br />
 <br />
هوش مصنوعی<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
 <br />
من هیچکدوم رو از منبع نخوندم و راستش اطلاعی هم ندارم درمورد این موضوع :دی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
کاملا جزوه محور بودم!</span><br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
من فکر میکردم زبانم خوبه تو آزمون آزمایشی هم همیشه بالای 50 میزدمش بدون اینکه چیز زیادی بخونم ( فقط همون reading رو کار کردم یکم ! ) ولی خوب نتیجه ی خوبی تو کنکور نگرفتم تو این درس.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
 <br />
بعضی ها ریاضیشون خیلی خوبه ! اون افراد میتونن بالا بزنن ولی اون هایی که مثل من نه پایه قوی داشتن و نه وقتش رو هم میتونن 2 3 تاشو جواب بدن که خوب همین میش17 18 درصد و واسه ریاضی که خیلیا منفی میزدن درصد بدی به حساب نمیاد.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
 <br />
برنامه ریزی من 10 روز 10 روز بودش مثلا میگفتم تا 10 روز دیگه باید مبحث زمانبندی سیستم عامل و فلیپ فلاپ های منطقی و حافظه ی معماری رو بخونم. بعد سعی میکردم انجام بدمش! که البته همیشه هم به برنامم نمیرسیدم و مجبور میشدم برای اینکهاز آزمون آزمایشی ها عقب نمونم مباحث بیشتری رو حذف کنم :دی<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
با چند تا از دوستان هم دانشگاهیم با هم میخوندیم و از اونهایی هم که از تابستون شروع کرده بودن کمک میگرفتیم. درکل اگر اون ها نبودن عمرا من میخوندم :دی واقعا جا داره ازشون تشکر کنم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
من بین دوستام معروفم به کند درس خوندن. ولی اصلا برام مهم نبوود که کند میخونم . بنظرم کیفیت خیلی مهمتره !<br />
من نسبت به خیلی از افراد شرکت کننده تو کنکور حجم بیشتری رو بخاطر وقت کمم مجبور شدم حذف کنم . و چون راه دیگه ای هم نداشتم مجبور بودم همونایی که وقت هست رو خوب بخونم و توکلم به خدا باشه .<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
 <br />
تو سوالات بالا جواب این سوال رو دادم.<br />
در کل من توی ریاضی فقط 2 تا فصل اول آمار پارسه رو خوندم و نصف محاسبات عددی پوران – توی مشترک ها از ساختمان داده گراف ها رو حذف کردم و سیستم عامل هم اصلا مباحث مربوط به حافظه رو نخوندم – توی تخصصی هم باز گراف طراحی الگوریتم رو نخوندم و تقریبا خیلی جاهای پیاده سازی رو نخوندم ( ای کاش کلا حذفش میکردم ! دو تا تست غلط گذاشت رو  دستمون !!! )<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
 <br />
من هم به گرایش نرم علاقه دارم و هم هوش ولی وقتی دیدم وقتم کمه مجبور شدم یکیش رو انتخاب کنم که آخر سر با توجه به درس های تخصصی ای که داشتن فقط گرایش نرم رو واسش آماده شدم.<br />
نه مثلا درسی مثل طراحی الگوریتم رو نمیشه واقعا تو ماه های آخر خوند :دی باید تقسیم بندی میشد. کامپایلر رو هم همون ترمی که واسه کنکور میخوندم تو دانشگاه خودمون با یکی از اساتید خوبمون برداشتم که فوق العاده درس دادن و اونم تو همون طول ترم میخوندم. دیتابیس هم همونطور که گفتم خیلی از مباحث مربوط به query هاش و منطق رابطه ایش رو باهاش زیاد سر و کار داشتم از قبل فقط اون نرمال سازیش رو خوندم اون ماه آخر و کلا با یکی از جزواتی که گفتم از مانشت دانلود کردم یه مرور کلی کردم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
 <br />
بله چون کلی کار هم در طول ترم باید برای دروسی که تو دانشگاه داشتم انجام میدادم سرعتم کند و یا حتی متوقف میشد ولی همیشه دوباره سعی میکردم به حالت عادی برش گردونم.<br />
 <br />
کلا من امسال زیاد انگیزه نداشتم قبول شم . اولین آزمون آزمایشی 50 دردی که شرکت کردم وقتی نتیجش اومد و دیدم رتبه 8 آوردم ( با اینکه تعداد شرکت کننده هاش خیلی زیاد نبود ) خیلی بهم روحیه داد که با تمرکز بیشتری بخونم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
 <br />
بله دو تا درس معماری کامپیوتر و نظریه زبان ها رو کلاس رفتم.<br />
الزامی نیست که حتما کسی کلاس بره! ولی اگه کسی هم خواست بره باید به 2 تا نکته توجه کنه : 1 – به اسم آموزشگاه نگاه نکنه فقط ببینه استادش کیه و با اونای برداره که خیلی معروفن 2 – اون درس هایی رو بره که توشون متوسط رو به بالاست و میخواد قوی شه.<br />
کلا بنظرم کسی هم خواست کلاس بره 2 3 تاشو ثبت نام کنه نه همشو . اون آموزشگاهی که من میرفتم طرف همرو ثبت نام کرده بود قشنگ برنامه کلاسیش انقدر زیاد بود که من مونده بودم کی وقت میکنه اینایی که یاد میگیره سر کلاس رو خونه خودش بخونه !<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
 <br />
بله . پارسه . من همش رو ثبت نام کردم ولی توصیه ام به دوستان اینه که اگر خواستن ثبت نام کنن فقط 50 درصد ها و 100 درصد هاش رو ثبت نام کنن.<br />
 <br />
خیلی تو مدیریت زمان کمکم کرد و بهم یاد داد سر امتحان تمرکز کنم و تا جایی که میشه با اطمینان تست بزنم و اونایی که حتی 99 درصد هم مطمئنم نزنم تا تعداد غلط هام بالا نره . ولی از نظر اینکه سوالاش هم سطح سوالات کنکور باشه نه ! کمکی نکرد.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
 <br />
من یک ماه آخر رو 80 درصدش رو گذاشتم برای دوره و تو این مدت مباحثی که بنظرم ساده میومد و سال های قبل ازش سوال زیاد اومده بود ولی نخونده بودمشون رو هم سعی میکردم بخونم در کنار دوره های دروسی که قبلا خوندم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
 <br />
از نظر سطح دانش و مطالعه 50 درصد . از نظر روحیه و تمرکز 90 درصد ! چون از اولشم با خودم گفته بودم اگر امسال قبول نشم چیز خاصی رو از دست ندادم و سال بعد هست. همین خیلی کمکم کرد که استرس نداشته باشم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
 <br />
 <br />
بله ... همونطور که تو سوالای بالا جواب دادم بنظرم آدم باید یه دو سه تا درس بعنوان برگ برنده داشته باشه سر کنکور :دی واسه خودم به شخصه نظریه زبان ها و دیتابیس و منطقی و کامپایلر بود که تو دو تاش هم تونستم 100 درصد جواب بدم (نظریه و دیتابیس)<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
 <br />
نا امیدی نه ! ولی وقتی دفترچه دوم رو  دادن یوهو همه پاشدن رفتن ! خیلی شلوغ شده بود سالن و واقعا کل تمرکزم به هم ریخت شاید واسه همین کامپایلرم خوب نشد نتیجش ( همون زمین کج ی خودمون :دی )<br />
اونموقع یه چند دقیقه سعی کردم کلا سوال ها رو بیخیال شم و سعی کنم آروم شم !<br />
بعد از اینکه سالن خلوت تر شد شروع کردم .<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
نه از همون اول به ترتیب جواب میدادم سر کنکورم همین کار رو کردم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
 <br />
 <br />
اگه کسی خوب تمرین حل کرده باشه احتمال اینکه سوالات مشابه ببینه زیاده. ولی بعضی سوال ها هم هست (بخصوص برای درس های ساختمان داده و طراحی الگوریتم ) کلا همیشه باید رفت به جنگشون ! عموما هم هستن سوال هایی که با یکم تمرکز و دقت میبینید سوال یه نکته ی کلیدی داره که با همون اون سوال به نظر سخت راحت حل میشه.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
 </span><br />
 <br />
من چون خیلی چیزارو حذف کرده بودم سر تخصصی وقت اضافه هم آوردم :دی<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
 <br />
 <br />
آره با بچه های مانشت یه چند تاییش رو چک کردیم تو انجمن ها ... کلید بنظرم چند تا مشکل داشت که اعتراض هم دادم ولی هیچ تاثیری نداشت :دی<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
 </span><br />
پایه تحصیلی تو بعضی دروس واقعا کمک میکنه.<br />
دانشگاهم بجز یکی دو تا استاد خوبی که داشت تاثیر آنچنانی ای نداشت توی موفقیت ام . بخصوص امکاناتی که برای دانشجو ها داشتن ( یه سالن مطالعه نداشت بشینی توش درس بخونی ! )<br />
 <br />
آدم برای هر کاری باید برنامه ریزی داشته باشه پس صددرصد تاثیر زبادی داشته برنامه ریزی.<br />
چون با استادای خوبی کلاس برداشتم ( دکتر یوسفی و دکتر سید جوادی ) واقعا تاثیر داشت برای من .<br />
کنکور آزمایشی هم تو سوالات بالا گفتم.<br />
حساس ترین نقطه ی کنکور همون شرایط سر کنکوره ! میتونه یکی با صد در صد آمادگی رو بکنه رتبه هزار .. یکی مثل من که کم خونده بودم هم بکنه 21 !<br />
شرایط خونه و کمک هایی که خانواده کردن صد در صد تاثیر بسیار زیادی نه تنها توی کنکور بلکه توی تمام مراحل زندگیم داشته.<br />
یکی دیگه از عوامل موفقیت توی هرکاری بنظرم دوستان خوب و پایه در اون مورد هستش.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 <br />
 <br />
راستش من کلا نظرم و اهدافم خیلی زیاد عوض میشه :دی ولی در حال حاضر شاید اصلی ترین هدفم کسب موفقیت تو دوره ی ارشدم باشه که بتونم بعد از اون باز برای اپلای اقدام کنم .<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
 <br />
 <br />
توی تمام مراحل زندگیم سعی کردم توکل به خدا رو داشته باشم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
 <br />
تعدادشون خیلی زیاده نمیشه گفت . دوستان و خانواده و بعضی از اساتیدم واقعا نقش زیادی داشتن توی موفقیتم. و همچنین همین سایت مانشت :دی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
 <br />
بله ... اگر برمیگشتم احتمالا جای اینکه پیاده سازی زبان ها بخونم بیشتر رو طراحی اگوریتم و ساختمان داده تمرکز می کردم. کلا هیچوقت نفهمیدم چجوری باید این پیاده سازی رو خوند که نتیجه بشه گرفت ازش :دی لطفا کسی میدونه بگه به خودمم واقعا سوال بزرگی شده واسم!<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
 <br />
فکر کنم با رتبم یا تهران قبول شم یا شریف . که خوب ترجیح میدم شریف باشه ! دلیلشم فکر نکنم لازم باشه توضیح بدم :دی مشخصه !<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
 </span><br />
من همیشه به هرکی راجع به درس و دانشگاه بخوام توصیه ای کنم میگم قبل از انجام هر کاری ببین رشته ای که توش هستی رو واقعا دوست داری یا نه. علاقه به یه چیزی خیلی مهم هستش توی پیشرفت آدم!<br />
و اینکه کنکور رو هرچقدر سخت بگیرید همونقدر سخت میشه . پس سعی کنید ازش غول نسازید.<br />
( میدونم خیلی توصیه های کلیشه ای بودن ! ولی واقعا من خودم با تمام وجود حسشون کردم)<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
 <br />
 <br />
نه !<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
 <br />
مانشت توی مسیر دادن و راهنمایی دانشجو ها خیلی میتونه موثر باشه . تو این چند هفته هر کی از من در مورد کنکور سوال کرده مانشت رو بهش معرفی کردم !<br />
انتظارمم این هستش که بتونه همیشه به این مسیری که داره میره ادامه بده و یه محیط گرم و دوستانه رو برای تمام دانشجو ها بوجود بیاره.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
 <br />
سلام<br />
پوریا درخشان فر متولد 71 تهران<br />
رتبه 21 نرم افزار<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
 <br />
من ورودی 89 دانشگاه خوارزمی ( تربیت معلم سابق ) رشته ی مهندسی کامپیوتر نرم افزار هستم. کارشناسی پیوسته<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
 <br />
 <br />
من با توجه به شرایط و علایقم دوست داشتم یا برق بخونم یا مهندسی پزشکی و یا کامپیوتر. موقع انتخاب رشته کارشناسیم هم اگه بگم دانشگاه واسم مهم نبوده دروغ گفتم :دی و همه ی رشته های مهندسی دانشگاه هارو زدم ولی اولویت ام با این سه تا رشته بود که خدا خواست و آخر سر آخرین جایی که حدس میزدم قبول شم قبول شدم!<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
 <br />
دانشگاه خوارزمی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
 <br />
توی سه ترم اول استاد ناپلئونی پاس کردن درس ها بودم :دی ولی بعد از اون یکم به خودم اومدم و کم کم تونستم نتایج بهتری بگیرم. توی درس هایی که علاقه داشتم همیشه نمرم خوب بود بالای 17 بود.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
 <br />
من راستش تا اواخر شهریور حتی تصمیمی برای کنکور دادن نداشتم . دوست داشتم اگر ادامه تحصیلم میدم تو یه دانشگاه خوب باشه ( از دانشگاهی که توش کارشناسیمو داشتم میگذروندم راستش زیاد راضی نبودم ! ) برای همین اول سعی کردم که اگر شه به همراه دوستان اپلای کنیم ولی متاسفانه شرایطش بوجود نیومد و من از همون هفته آخر تابستون تصمیم گرفتم بصورت جدی خودم رو برای کنکور آماده کنم. شاید باورتون نشه تا اون موقع حتی نمیدونستم کدوم درس ها تو کنکور میاد :|<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
 <br />
از همون اولم میخواستم مهندسی کامپیوتر رو ادامه بدم. به دو تا گرایش هوش و نرم هم علاقه داشتم. ولی بعلت وقت کمی که داشتم متاسفانه مجبور شدم بین این دو گرایش یکی رو انتخاب کنم که بتونم تو این وقت کمم روش تسلط کافی رو پیدا کنم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
 </span><br />
زبان 26/67<br />
( 11 تا صحیح 9 تا غلط )<br />
اگر تو یه درسی تو آزمون آزمایشی بد نمیزنید و یا مثل من فکر میکنید وضع زبانتون بد نیست حتما سر کنکورم نباید تعداد زیادی سوال جواب بدید . وگرنه میشید مثل من با 9 تا غلط :|<br />
 <br />
 <br />
ریاضی 12/5<br />
( 2 تا صحیح )<br />
دوستانی که مثل من ریاضیشون ضعیفه... من کلا با ریاضی ضعیفم 2 فصل آمار خوندم با نصف کتاب محاسبات دکتر یوسفی! همیشه سوال ساده میدن که در حد خودتون بتونید درصد خوب بگیرید.<br />
 <br />
مشترک 56/41<br />
(15 تا صحیح 1 غلط)<br />
سعی کنید تا جایی که میشه تمرکز داشته باشید و استرس نداشته باشید سر کنکور و وقتی دیدی تمرکز ندارید یه 2 دقیقه سوال هارو ول کنی سعی کنید آرامش پیدا کنید. وقتی دیدید سوالی سخته ردش کنید بره به این امید که بعدیش ساده تر باشه! سوالایی که مطمئنید 100 درصد رو بزنید یه سوال و 99 درصد هم مطمئن بودید نزنید.<br />
 <br />
 <br />
تخصصی نرم 44/44<br />
(8 تا صحیح 4 تا غلط)<br />
من هوشم رتبم 200 بوده که سفید دادم نرم ام 21 ! فقط واسه 8 تا سوال درست !!! تازه 4 تا غلط هم داشتم . نتیجه : از وقتی تخصصی ها ضریب 4 شدن هر سوالش رسما حکم طلا رو داره!<br />
 <br />
سال اولم بود که شرکت میکردم! فقط هم کنکور مهندسی کامپیوتر رو شرکت کردم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
 <br />
بستگی به استاد داره ! مثلا من درس کامپایلر رو کاملا مدیون استادم توی دانشگاه بودم .<br />
ولی درسی مثل معماری کامل استاد ما یه چیز هایی گفته بود که اصلا مهم نبود تو کنکور .<br />
 <br />
مطمئنا اون هایی که تو دوره تحصیلشون به درس های اصلی علاقه دارن و بیشتر دنبال یادگیری هستن وقتی میخوان شروع کنند برای کنکور بخونن یک قدم از بقیه جلوتر هستن. ولی خوب نمیشه گفت نوع درس خوندن تو دانشگاه و کنکور یکی هستش. تو کنکور یکم زرنگ باشی اگر به مبحثی تسلط 100 درصد هم نداشته باشی میشه زد تست رو ولی تو دانشگاه اینجوری نیست.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
 <br />
همونطور که تو سوال 6 گفتم از هفته آخر شهریور تازه برنامه ریزی کردم و مثلا با خودم گفتم تو این وقت کم کدوم درس ها رئ بخونم کدوم ها رو نه و همون موقع هم بلافاصله شروع کردم.<br />
برنامم 5 ماهه بود ولی چون ترم 7 بودم تو دانشگاه خودمون قشنگ یک ماه این وسط رفت برای خوندن امتحانات پایان ترمم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
 <br />
برنامه من با توجه به شرایط یکسر تغییر میکرد ( dynamic بود :دی ) حالا چه جزئی چه کلی. اگه حس می کردم روش بدی رو واسه خوندن فلان درس دارم سریع عوضش میکردم. بعنوان مثال من زیاد به درس های تخصصی بها نمیدادم تا موقع ثبت نام که دفترچه اومد فهمیدم ضریبش چهاره و از اون موقع سعی کردم تایم بیشتری برای اون درس ها قرار بدم.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
 </span><br />
بله من هم همینکار رو کردم و بنظرم هرکسی می خواد کنکور قبول شه هم باید این کار رو بکنه. من تمام بودجه بندی ریز تمام دروس رو واسه چند سال اخیرش رو از همین مانشت دانلود کردم و وقتی میدیدم که تایمم واسه خوندن کمه و مثلا باید 5 تا فصل از یک درس رو بخونم ! جای اینکه بشینم هر 5 تا فصل رو بخونم 3 تاشو مینداختم دور 2 تای دیگه رو که تو چند سال اخیر ازش سوال بیشتر اومده بود رو سعی میکردم خیلی خوب بخونم. یا مثلا میدیدم درسی مثل گسسته یا ریاضی مهندسی سخته ضریبشم پایینه! خوب مطمئنا ترجیح می دادم اون تایمم رو بذارم مثلا نظریه زبان هام رو قوی تر کنم که ضریبش 4 هستش و سوالاشم راحتتره !<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
 <br />
اصلا اولین کاری که کردم این بود که درس هایی که تو کنکور میاد رو به سه دسته ی قوی و متوسط و ضعیف تقسیم کنم.<br />
البته اول فکر می کردم باید وقت بذارم و درس هایی که توش ضعیفم ر به متوسط برسونم. ولی یکی از مشاور های ارشد به من  یک توصیه ی بسیار ارزشمند کرد ! اونم اینه که جا اینکه دروس ضعیفتو روش کار کنی که مثلا بتونی یکی تست بزنی ! جاش اونایی که توش بهتری رو سعی کن به سطحی برسونی که بتونی 80 درصد سوالاش رو جواب بدی ! و واقعا هم جواب داد مثلا من تو درس نظریه همیجوریشم نخونده سوالای کنکور رو شروع میکردم به حل کردن 2 تا از 5 تاش رو میزدم ولی با تمرین زیاد تو این درسی که جز درس هی قوی ام به حساب میومد تونستم 5 تاش رو هم تو کنکور درست بزنم ! یا واسه دیتابیس من توی شغلم هم زیاد با این مفاهیمش سر و کار داشتم ولی بازم نشستم خوندمش حسابی و تونستم 4 تاشو بزنم . کلا یه نکته ای که هست بنظر من اینه که آدم تو 4 تا درس کلا خیلی قوی باشه و تو بقیشون شوتم باشه میتونه راحت کنکور نتیجه خوب بیاره چون راحت اون درس قوی ها ضعفت رو تو درس های بدت میپوشونن.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
 <br />
من بر اساس مباحث برنامه ریزی میکردم.. نمیگفتم چند تا کتاب رو باید واسه فلان درس بخونم :دی میگفتم باید مثلا مبحث پایپلاین معماری رو تا هفته ی بعد خوب بلد باشم و تعداد قابل قبولی هم تست زده باشم توش! حالا منابع واسه خوندن اون مبحث هم یه کتاب مثلا پوران رو میخوندم جاییش حس میکردم کتاب جابگو نیست از اینور اونور (مثلا جزواتی که تو مانشت هست ) کمک میگرفتم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
 <br />
 <br />
زبان عمومی و تخصصی<br />
 <br />
فقط روی reading هاش کار کردم ( کتاب زبان تخصصی پارسه )<br />
 <br />
ریاضیات مهندسی<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
آمار و احتمالات<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
محاسبات عددی<br />
 <br />
پوران + voice های کلاس دکتر یوسفی<br />
 <br />
ساختمان‌های گسسته<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
ساختمان داده ها<br />
 <br />
پوران<br />
 <br />
نظریه زبانها و ماشینها<br />
 <br />
شرکت در کلاس دکتر سید جوادی ( فقط جزوه ی ایشون رو چند بار خوندم)<br />
 <br />
مدارهای منطقی<br />
 <br />
پوران<br />
 <br />
معماری کامپیوتر<br />
 <br />
شرکت در کلاس دکتر یوسفی + پوران<br />
 <br />
سیستم عامل<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
 <br />
 <br />
 <br />
کامپایلر<br />
 <br />
پارسه + جزوه استاد خودم تو دانشگاه<br />
 <br />
زبان‌های برنامه سازی<br />
 <br />
یه جزوه تایپ شده از اینترنت دانلود کردم از استاد نورالله ( زیادم جالب نبود و بسیار ناقص بود ) فقط مباحثی رو خوندم که تو سالهای قبل ازش بیشتر سوال اومده بود .<br />
 <br />
طراحی الگوریتم<br />
 <br />
پارسه<br />
 <br />
پایگاه داده<br />
 <br />
پارسه + جزوه دکتر ابراهیمی مقدم<br />
 <br />
هوش مصنوعی<br />
 <br />
نخوندم<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
 <br />
من هیچکدوم رو از منبع نخوندم و راستش اطلاعی هم ندارم درمورد این موضوع :دی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
کاملا جزوه محور بودم!</span><br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
من فکر میکردم زبانم خوبه تو آزمون آزمایشی هم همیشه بالای 50 میزدمش بدون اینکه چیز زیادی بخونم ( فقط همون reading رو کار کردم یکم ! ) ولی خوب نتیجه ی خوبی تو کنکور نگرفتم تو این درس.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
 <br />
بعضی ها ریاضیشون خیلی خوبه ! اون افراد میتونن بالا بزنن ولی اون هایی که مثل من نه پایه قوی داشتن و نه وقتش رو هم میتونن 2 3 تاشو جواب بدن که خوب همین میش17 18 درصد و واسه ریاضی که خیلیا منفی میزدن درصد بدی به حساب نمیاد.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
 <br />
برنامه ریزی من 10 روز 10 روز بودش مثلا میگفتم تا 10 روز دیگه باید مبحث زمانبندی سیستم عامل و فلیپ فلاپ های منطقی و حافظه ی معماری رو بخونم. بعد سعی میکردم انجام بدمش! که البته همیشه هم به برنامم نمیرسیدم و مجبور میشدم برای اینکهاز آزمون آزمایشی ها عقب نمونم مباحث بیشتری رو حذف کنم :دی<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
با چند تا از دوستان هم دانشگاهیم با هم میخوندیم و از اونهایی هم که از تابستون شروع کرده بودن کمک میگرفتیم. درکل اگر اون ها نبودن عمرا من میخوندم :دی واقعا جا داره ازشون تشکر کنم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
من بین دوستام معروفم به کند درس خوندن. ولی اصلا برام مهم نبوود که کند میخونم . بنظرم کیفیت خیلی مهمتره !<br />
من نسبت به خیلی از افراد شرکت کننده تو کنکور حجم بیشتری رو بخاطر وقت کمم مجبور شدم حذف کنم . و چون راه دیگه ای هم نداشتم مجبور بودم همونایی که وقت هست رو خوب بخونم و توکلم به خدا باشه .<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
 <br />
تو سوالات بالا جواب این سوال رو دادم.<br />
در کل من توی ریاضی فقط 2 تا فصل اول آمار پارسه رو خوندم و نصف محاسبات عددی پوران – توی مشترک ها از ساختمان داده گراف ها رو حذف کردم و سیستم عامل هم اصلا مباحث مربوط به حافظه رو نخوندم – توی تخصصی هم باز گراف طراحی الگوریتم رو نخوندم و تقریبا خیلی جاهای پیاده سازی رو نخوندم ( ای کاش کلا حذفش میکردم ! دو تا تست غلط گذاشت رو  دستمون !!! )<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
 <br />
من هم به گرایش نرم علاقه دارم و هم هوش ولی وقتی دیدم وقتم کمه مجبور شدم یکیش رو انتخاب کنم که آخر سر با توجه به درس های تخصصی ای که داشتن فقط گرایش نرم رو واسش آماده شدم.<br />
نه مثلا درسی مثل طراحی الگوریتم رو نمیشه واقعا تو ماه های آخر خوند :دی باید تقسیم بندی میشد. کامپایلر رو هم همون ترمی که واسه کنکور میخوندم تو دانشگاه خودمون با یکی از اساتید خوبمون برداشتم که فوق العاده درس دادن و اونم تو همون طول ترم میخوندم. دیتابیس هم همونطور که گفتم خیلی از مباحث مربوط به query هاش و منطق رابطه ایش رو باهاش زیاد سر و کار داشتم از قبل فقط اون نرمال سازیش رو خوندم اون ماه آخر و کلا با یکی از جزواتی که گفتم از مانشت دانلود کردم یه مرور کلی کردم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
 <br />
بله چون کلی کار هم در طول ترم باید برای دروسی که تو دانشگاه داشتم انجام میدادم سرعتم کند و یا حتی متوقف میشد ولی همیشه دوباره سعی میکردم به حالت عادی برش گردونم.<br />
 <br />
کلا من امسال زیاد انگیزه نداشتم قبول شم . اولین آزمون آزمایشی 50 دردی که شرکت کردم وقتی نتیجش اومد و دیدم رتبه 8 آوردم ( با اینکه تعداد شرکت کننده هاش خیلی زیاد نبود ) خیلی بهم روحیه داد که با تمرکز بیشتری بخونم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
 <br />
بله دو تا درس معماری کامپیوتر و نظریه زبان ها رو کلاس رفتم.<br />
الزامی نیست که حتما کسی کلاس بره! ولی اگه کسی هم خواست بره باید به 2 تا نکته توجه کنه : 1 – به اسم آموزشگاه نگاه نکنه فقط ببینه استادش کیه و با اونای برداره که خیلی معروفن 2 – اون درس هایی رو بره که توشون متوسط رو به بالاست و میخواد قوی شه.<br />
کلا بنظرم کسی هم خواست کلاس بره 2 3 تاشو ثبت نام کنه نه همشو . اون آموزشگاهی که من میرفتم طرف همرو ثبت نام کرده بود قشنگ برنامه کلاسیش انقدر زیاد بود که من مونده بودم کی وقت میکنه اینایی که یاد میگیره سر کلاس رو خونه خودش بخونه !<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
 <br />
بله . پارسه . من همش رو ثبت نام کردم ولی توصیه ام به دوستان اینه که اگر خواستن ثبت نام کنن فقط 50 درصد ها و 100 درصد هاش رو ثبت نام کنن.<br />
 <br />
خیلی تو مدیریت زمان کمکم کرد و بهم یاد داد سر امتحان تمرکز کنم و تا جایی که میشه با اطمینان تست بزنم و اونایی که حتی 99 درصد هم مطمئنم نزنم تا تعداد غلط هام بالا نره . ولی از نظر اینکه سوالاش هم سطح سوالات کنکور باشه نه ! کمکی نکرد.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
 <br />
من یک ماه آخر رو 80 درصدش رو گذاشتم برای دوره و تو این مدت مباحثی که بنظرم ساده میومد و سال های قبل ازش سوال زیاد اومده بود ولی نخونده بودمشون رو هم سعی میکردم بخونم در کنار دوره های دروسی که قبلا خوندم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
 <br />
از نظر سطح دانش و مطالعه 50 درصد . از نظر روحیه و تمرکز 90 درصد ! چون از اولشم با خودم گفته بودم اگر امسال قبول نشم چیز خاصی رو از دست ندادم و سال بعد هست. همین خیلی کمکم کرد که استرس نداشته باشم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
 <br />
 <br />
بله ... همونطور که تو سوالای بالا جواب دادم بنظرم آدم باید یه دو سه تا درس بعنوان برگ برنده داشته باشه سر کنکور :دی واسه خودم به شخصه نظریه زبان ها و دیتابیس و منطقی و کامپایلر بود که تو دو تاش هم تونستم 100 درصد جواب بدم (نظریه و دیتابیس)<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
 <br />
نا امیدی نه ! ولی وقتی دفترچه دوم رو  دادن یوهو همه پاشدن رفتن ! خیلی شلوغ شده بود سالن و واقعا کل تمرکزم به هم ریخت شاید واسه همین کامپایلرم خوب نشد نتیجش ( همون زمین کج ی خودمون :دی )<br />
اونموقع یه چند دقیقه سعی کردم کلا سوال ها رو بیخیال شم و سعی کنم آروم شم !<br />
بعد از اینکه سالن خلوت تر شد شروع کردم .<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
 <br />
نه از همون اول به ترتیب جواب میدادم سر کنکورم همین کار رو کردم.<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
 <br />
 <br />
اگه کسی خوب تمرین حل کرده باشه احتمال اینکه سوالات مشابه ببینه زیاده. ولی بعضی سوال ها هم هست (بخصوص برای درس های ساختمان داده و طراحی الگوریتم ) کلا همیشه باید رفت به جنگشون ! عموما هم هستن سوال هایی که با یکم تمرکز و دقت میبینید سوال یه نکته ی کلیدی داره که با همون اون سوال به نظر سخت راحت حل میشه.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
 </span><br />
 <br />
من چون خیلی چیزارو حذف کرده بودم سر تخصصی وقت اضافه هم آوردم :دی<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
 <br />
 <br />
آره با بچه های مانشت یه چند تاییش رو چک کردیم تو انجمن ها ... کلید بنظرم چند تا مشکل داشت که اعتراض هم دادم ولی هیچ تاثیری نداشت :دی<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
 </span><br />
پایه تحصیلی تو بعضی دروس واقعا کمک میکنه.<br />
دانشگاهم بجز یکی دو تا استاد خوبی که داشت تاثیر آنچنانی ای نداشت توی موفقیت ام . بخصوص امکاناتی که برای دانشجو ها داشتن ( یه سالن مطالعه نداشت بشینی توش درس بخونی ! )<br />
 <br />
آدم برای هر کاری باید برنامه ریزی داشته باشه پس صددرصد تاثیر زبادی داشته برنامه ریزی.<br />
چون با استادای خوبی کلاس برداشتم ( دکتر یوسفی و دکتر سید جوادی ) واقعا تاثیر داشت برای من .<br />
کنکور آزمایشی هم تو سوالات بالا گفتم.<br />
حساس ترین نقطه ی کنکور همون شرایط سر کنکوره ! میتونه یکی با صد در صد آمادگی رو بکنه رتبه هزار .. یکی مثل من که کم خونده بودم هم بکنه 21 !<br />
شرایط خونه و کمک هایی که خانواده کردن صد در صد تاثیر بسیار زیادی نه تنها توی کنکور بلکه توی تمام مراحل زندگیم داشته.<br />
یکی دیگه از عوامل موفقیت توی هرکاری بنظرم دوستان خوب و پایه در اون مورد هستش.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 <br />
 <br />
راستش من کلا نظرم و اهدافم خیلی زیاد عوض میشه :دی ولی در حال حاضر شاید اصلی ترین هدفم کسب موفقیت تو دوره ی ارشدم باشه که بتونم بعد از اون باز برای اپلای اقدام کنم .<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
 <br />
 <br />
توی تمام مراحل زندگیم سعی کردم توکل به خدا رو داشته باشم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
 <br />
تعدادشون خیلی زیاده نمیشه گفت . دوستان و خانواده و بعضی از اساتیدم واقعا نقش زیادی داشتن توی موفقیتم. و همچنین همین سایت مانشت :دی<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
 <br />
بله ... اگر برمیگشتم احتمالا جای اینکه پیاده سازی زبان ها بخونم بیشتر رو طراحی اگوریتم و ساختمان داده تمرکز می کردم. کلا هیچوقت نفهمیدم چجوری باید این پیاده سازی رو خوند که نتیجه بشه گرفت ازش :دی لطفا کسی میدونه بگه به خودمم واقعا سوال بزرگی شده واسم!<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
 <br />
فکر کنم با رتبم یا تهران قبول شم یا شریف . که خوب ترجیح میدم شریف باشه ! دلیلشم فکر نکنم لازم باشه توضیح بدم :دی مشخصه !<br />
 <br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
 </span><br />
من همیشه به هرکی راجع به درس و دانشگاه بخوام توصیه ای کنم میگم قبل از انجام هر کاری ببین رشته ای که توش هستی رو واقعا دوست داری یا نه. علاقه به یه چیزی خیلی مهم هستش توی پیشرفت آدم!<br />
و اینکه کنکور رو هرچقدر سخت بگیرید همونقدر سخت میشه . پس سعی کنید ازش غول نسازید.<br />
( میدونم خیلی توصیه های کلیشه ای بودن ! ولی واقعا من خودم با تمام وجود حسشون کردم)<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
 <br />
 <br />
نه !<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
 <br />
مانشت توی مسیر دادن و راهنمایی دانشجو ها خیلی میتونه موثر باشه . تو این چند هفته هر کی از من در مورد کنکور سوال کرده مانشت رو بهش معرفی کردم !<br />
انتظارمم این هستش که بتونه همیشه به این مسیری که داره میره ادامه بده و یه محیط گرم و دوستانه رو برای تمام دانشجو ها بوجود بیاره.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه رتبه 90 نرم 231هوش 229امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-24450.html</link>
			<pubDate>Mon, 02 Jun 2014 18:14:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24450.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: blue;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span></span><br />
عموجان هستم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> متولد ۶۹ مشهدی. <br />
رتبه ها:<br />
نرم افزار ۹۰ (گرایش اصلی)<br />
هوش ۲۳۱<br />
معماری ۲۴۳<br />
امنیت و شبکه ۲۲۹<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span></span><br />
فارغ التحصیل کارشناسی پیوسته نرم افزار هستم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span></span><br />
خب این موضوع برمیگرده به دوران پارینه سنگی. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> عرضم به حضورتون که من ۶ سالم بود که بابام یه فروند میکرو گرفت که ما(من و داداشم) بشینیم تو خونه بازی کنیم. متاسفانه ما جنبه نداشتیم و عمر این میکرو محترم فقط ۸ روز بود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> سوخت آقا... اینقدر ازش کار کشیدیم که سوخت! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چندی بعد صاحب یه دستگاه سگا شدیم که البته این یکی ۷تا جون داشت و تا چندسال بعد که دیگه ازش خسته شدیم مثل مرد کار میکرد. با بازی کمبات معروف که البته اون دفترچه معروفش رو هم ما داشتیم زندگی با این سگا شروع شد. پنجم دبستان بودم که صاحب یک فروند PC شدیم. خدا پدر بابام رو بیامرزه که اون زمان با اون حقوق کارمندی کم برای پیشرفت ما هیچی کم نزاشت. یه پنتیوم ۳ گرفتم ۸۰۰Hz فول کش! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> دنیایی بود برا خودش... آقا این شد تمام زندگی ما... دیگه همین جور بود تا تو دبیرستان و اینا که من یکمی برنامه نویسی و کار با نرم افزارهای کاربردی مثل فتوشاپ و MMB و یه سری چیزای دیگه رو بلد بودم... به کنکور هم که رسید من فقط توی اون ۱۰۰ تا انتخاب فقط چندتا دونه نوشتم... نرم فردوسی و نرم غیرانتفاعی سجاد مشهد و یکی دوتای دیگه... عشق کامپیوتر بودیم عموجان! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span></span><br />
غیرانتفاعی سجاد مشهد.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span></span><br />
راستش رو بخواید از اول خرخون بودم! ۵سال ابتدایی رو با معدل ۲۰ پاس کردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> بعدش توی آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی بین ۲۵۰۰ نفر ۱۶ شدم و رفتم راهنمایی نمونه دولتی ابرار مشهد... اونجا رو هم با معدل ۱۹/۱۹ رد کردم و رفتم دبیرستان. اونجا هم معدل هام دقیق یادم نیست ولی از ۱۸/۵ کمتر نبود... فکر کنم ۱۸/۷۰ اینا بود...<br />
دانشگاه هم که اومدم می خواستم خرخون باشم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ترم اول معدلم شد ۱۷/۶۰ . ترم دوم مریض شدم و افتادم تو خونه و دانشگاه نرفتم ، از قوانین دانشگاه هم خبر نداشتم و تو همون فاز دبیرستان بودم. متاسفانه چیزی رو حدف نکردم و مثل مرد همه ی درسارو رفتم سر جلسه و معدلم شد ۱۰/۸۱ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> . هیچی دیگه تو کل ۱۲سال تحصیلم نمره زیر ۱۷ نداشتم ، اما آخر ترم دوم یه بقچه نمره ۸ و ۷ و ۱۰/۲۵! و اینا دیدم کلا افسردگی گرفتم! بعدشم که دیگه قبحش برام ریخت! از ترم بعدش گفتم من که قصد ادامه تحصیل ندارم ، فقط پاس میکنم بره و مدرک رو بگیرم. بیشتر تمرکزم رو گذاشتم روی کسب مهارت. بنابراین بیشتر شب امتحانی بودم ولی درسای کاربردی رو چون دوست داشتم و کاربرد داشتن رو نمره خوب میگرفتم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span></span><br />
بعد از اون داستان ترم دوم که براتون گفتم ، برنامم این بود که مدرک لیسانس بگیرم برم کار کنم و برنامه ارشد نداشتم. ترم ۷ یه ارائه درباره sql injection داشتم برای درس پایگاه داده. بعد از ارایه استاد پایگاه گیر داده بود بیا برو یه مسابقاتی تو دانشگاه شریف هست شرکت کن... برای همین موضوع امنیت و اینا بود... خیلی صحبت کردیم و تو همین بحثا منو ترقیب کردن که حداقل ارشد رو بگیرم بعد وارد بازار بشم. منم یه تحقیقی کردم و با مانشت آشنا شدم و کم کم به موضوع ارشد علاقه مند شدم.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span></span><br />
از اول برای نرم افزار شرکت کردم. البته الان یه چند وقتی هست که به امنیت و شبکه هم فکر میکنم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span></span><br />
سال اول (۹۲) که کنکور شرکت کردم رتبه ۴۵۰ نرم افزار رو بدست آوردم. امسال (۹۳) هم رتبه ۹۰ نرم افزار شدم. خداروشکر.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
راستی اینم بگم که تخصصی معماری رو همینطوری در ۱۵ثانیه ، شانسی زدم تست کنم ببینم اون روز روزه شانسم بوده یا نه!؟! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> که خداروشکر روز جالب نسبتا خوش شانسی داشتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span></span><br />
تفاوت که داره حتما. ولی بعضی از درسا که استاد از روی جزوه درس نمیده و منبع مهم هست ، تقریبا مثل کنکور هست ، فقط زمان کنکور شما تست هم میزنید. <br />
یک سری از درسا هم که فقط مبتنی بر جزوه استاد هست که هیچ ربطی به کنکور نداره! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
بچه های موفق(بخونید خرخون!) در کارشناسی حتما در کنکور هم موفق نیستند و بالعکس. مثلا رتبه ۹ سال پیش ، همکلاسی من بود. مثل من معدل جالبی نداره ، اما تو کنکور موفق بود.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span></span><br />
من سال اول (۹۲) از اردیبهشت کتاب ها رو تهیه کردم و از اوایل تابستون شروع به خوندن کردم. بعضی از درسها رو که چیزی ازش نمیدونستم ، میرفتم سر کلاس های ترم تابستون می نشستم یا سر کلاس حل تمرین هاشون. تا آخر تابستون بعضی از درس ها رو بسته بودم. از اول مهر هم آزمون های پارسه شرکت کردم. با برنامه میرفتم جلو. یک ماه آخر خسته شدم ، کم آوردم و ول کردم متاسفانه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> رتبه ام شد ۴۵۰ نرم افزار.<br />
<br />
سال دوم از ۲۰ مهر شروع کردم.تا ۲۰ام دنبال کارای پایان نامه ام بودم. چون درسها رو سال قبل کامل خونده بودم ، سرعت خوندنم بالا بود. با توجه به دیر شروع کردنم ، به هر صورتی که شده سعی میکردم که از برنامه عقب نمونم. اینم بگم که سال دوم رفتم سر آزمون های مدرسان شریف. تا اوایل دی بود فکر میکنم که درس ها رو تموم کردم و با یکی از دوستان خوبم که اون برای هوش میخوند ، شروع به زدن تست کردیم. تا خوده کنکور تست میزدیم و جمع بندی میکردیم.<br />
توی دوره تست زدن برنامه های ما تقریبا تا دوهفته مونده به کنکور هی عوض میشد! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
اول میخواستیم تست های ۸۰ به بعد همه گرایش های کامپیوتر و ای تی رو بزنیم آخرش هم بریم کنکور آزادرو بزنیم.<br />
 بعد شد ۸۰ به بعد گرایش های کامپیوتر. <br />
بعد شد ۸۳ به بعد بی خیال آزاد هم شدیم. <br />
بعد شد ۸۵ به بعد. <br />
بعد شد ۸۵ به بعد نرم و هوش! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
به زور این ۸۵ به بعد نرم و هوش رو تموم کردیم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span></span><br />
تقریبا ثابت بود. من همون طور که گفتم یه رفیق پایه داشتم که برنامه هامون رو تقریبا با هم میریختیم. این خیلی کمک میکنه که تا روز کنکور کم نیارید و از طرف دیگه یکی هست که هر روز ازتون بخاد که به برنامه عمل کنید. اصلاحات جزیی داشتیم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span></span><br />
بله! قبلا که فقط مشترک ضریب ۴ داشت ، بیشتر وقت رو روی مشترک میزاشتم و همه درسا رو فول میخوندم. امسال هم که خوشبختانه تخصصی هم ضریبش ۴ شد ، اونا رو هم همه رو خوندم. ولی برای ریاضی و زبان گفتم اگر وقت و حالش باشه میخونم که حالش نبود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span></span><br />
بلی. من منطقی و معماری و نظریه و سیستم عامل رو سال قبل کامل خونده بودم و قوی بودم. به علاوه این ها طراحی الگوریتم و پایگاه داده رو هم جویده بودم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سال اول طراحی و پیاده سازی و کامپایلر رو حذف کرده بودم که امسال خیلی روشون وقت گذاشتم. البته طراحی الگوریتم رو هم امسال یه گونی تست زدم که بعدش احساس میکردم به یه درجه عرفانی خاصی تو الگوریتم رسیدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angel.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angel" title="Angel" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span></span><br />
بیشتر زمان روی منابع بود. مثلا من باید فلان فصل از سیستم عامل عموحقیقت رو تموم کنم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span></span><br />
ویس و فیلم کلی داشتم ولی استفاده نکردم!<br />
تذکر : اونایی که <span style="color: red;">*</span> دارن کتاب اصلی بودن!<br />
زبان : هیچی.<br />
محاسبات عددی : پوران<span style="color: red;">*</span> + پارسه<br />
منطقی : پوران<span style="color: red;">*</span><br />
معماری :پوران<span style="color: red;">*</span><br />
نظریه : کتاب مرجع + راهیان ارشد<span style="color: red;">*</span> + پارسه (برای جمع بندی)<br />
سیستم عامل : پارسه<span style="color: red;">*</span><br />
ساختمان داده : پارسه<span style="color: red;">*</span> + پوران<span style="color: red;">*</span> + تست فراوان!<br />
پایگاه داده : مقسمی<span style="color: red;">*</span><br />
طراحی و پیاده سازی زبان های برنامه نویسی : پوران (خلیلیان)<span style="color: red;">*</span> + راهیان (خلیلی فر)<br />
کامپایلر : پوران + کانون نشر علوم (فردین شاپوری)<span style="color: red;">*</span> این جزو کشفیات من تو بازار کتاب بود! یادم نیست کی آمارش رو بهم داد... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
الگوریتم : پوران<span style="color: red;">*</span> + پارسه + تست فراوان!<br />
<br />
یک نکته ای که خیلی مهم هست رو میگم برای اونایی که هنوز کتاب تهیه نکردن.<br />
من سال اول یه حماقتی کردم و رفتم پک کامل پارسه رو گرفتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> نکنید این کار رو! چون نصف کتاباش به درد من نمیخورد. هر کتابی رو که میخواید برین فقط همون کتاب رو بخرید... <span style="color: red;"><span style="font-weight: bold;">به هیچ وجه من الوجوه! پک هیچ موسسه ای رو نخرید!</span></span> <br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span></span><br />
هیچ کدوم! برای کنکور فقط باید از روی کتاب کنکوری خوند.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span></span><br />
برای چندتا درس که استاد تمرین از توی کتاب مرجع میداد. اکثرا جزوه ای بودیم. البته استاد میومد از روی سر فصل و کتاب مرجع درس میداد ولی معمولا جزوه های ترم های قبل استفاده میکردیم که حاوی سوالات امتحان هم بودن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
مثلا برای درس مهندسی نرم افزار کلاس بر اساس کتاب پرسمن که خود استاد آقای سالخورده ترجمه کرده بودن جلو میرفت ولی سوال های امتحان با جزوه چندسال پیش حل میشد. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span></span><br />
پایه زبانم خوبه. متن ها رو راحت میخونم. برای کنکور هم فقط برنامه داشتم ریدینگ ها رو بزنم. سر جلسه امسال هم وقت کم آوردم و فقط یکی از ریدینگ ها رو زدم که همش درست بود.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span></span><br />
من همه رو به جز محاسبات حذف کردم! هم سال قبل هم امسال. مخصوصا از امسال با این تغییر ضرایب که اصلا ریاضی خوندن فایده نداره. فقط در حد ۱۰ ، ۱۵ درصد که فقط صفر نزده باشید مثل امسال من! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چون سفید گذاشتن خیلی آدم رو پایین میکشه.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span></span><br />
سوالای قبل یه توضیحی دادم. اما اینجا برای درسای تخصصی نرم افزار یه توضیحی میدم.<br />
پایگاه داده به شدت گلابی هست. با کتاب مقسمی میشه تمام سوال ها رو جواب داد.<br />
درباره کامپایلر ، من هم کتاب پوران رو داشتم و هم کتاب فردین شاپوری. ۹۰درصد مطالب یکی است اما من با متن کتاب شاپوری راحت تر بودم. این درس هم ساده هست ولی ممکنه مثل من روش ها رو با هم قاطی کنید! پس بهتره خلاصه برداری کنید و زیاد مرور کنید.<br />
PL درسی با مطالبی بسیار زیاد هست! اگر میخواین فقط یک دونه سوال جواب بدین از کتاب دومی که معرفی کردم استفاده کنید که خیلی حجم کمی داره و زود تموم میشه. مطالب رو به صورت خلاصه گفته و رد شده. اما اگر بخواید کامل بخونید کتاب اولی که نوشتم رو استفاده کنید. البته حجم بسیار زیادی داره که فکر کنم از مرجع هم بیشتر باشه! ولی همه مطالب رو گفته. اگر میخواید PL رو بخونید حتما از تابستون شروع کنید.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span></span><br />
تنها در خانه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ولی برای تست زدن با یکی از دوستام می رفتیم کتابخونه! خیلی تست با هم زدن برای من تاثیر مثبت داشت. البته باید یه رفیق درست داشته باشید که بازدهی تون بره بالاتر از تنهایی خوندن و از طرفی وقتتون به بطالت نگذره. من خوشبختانه یکی داشتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
باید طبق برنامه آزمون به درسا میرسیدم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span></span><br />
سعی میکردم بیشتر وقت بزارم. اواخر که دیگه کمی خسته هم شده بودم و از طرفی یکمی داشتم عقب می افتادم، درس آمار و هوش رو هم که میخواستم بخونم! نخوندم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> همین فکر که قرار بود بخونم کلی انرژی ازم میگرفت! از وقتی که گفتم نمیخونم کلی سرعتم بالارفت! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span></span><br />
از اول نرم افزار میخواستم بخونم و اگر وقت داشتم درس هوش رو هم بخونم تا تو گرایش هوش هم رتبه ام بهتر بشه. الان اگر بخوام دوباره کنکور بدم ، میرم برای گرایش های آی تی. به نظر گلابی تر هستن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> (الان بچه های آی تی میان منو میزنن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span></span><br />
بلی کند و تند میشد. ولی فکر کردن به برنامه ای که برای چندسال آینده ام دارم ، دوباره شارژم میکرد. به علاوه یک حقیقت مهمی هست که دوست دارم بچه های امسال اینو بدونن.<br />
کنکور خیلی ساده هست! دوست من! برادر گرامی! خواهر محترم! خیلی ساده هست! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /> <br />
۴۰هزار نفر تو کنکور شرکت میکنن که فقط ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر واقعا قصد درس خوندن دارن. از این تعداد هر روز یه عده ای به مرور شروع به ریزش میکنند. یه عده اول مهر... یه عده ای وسط آبان... گروهی اوایل آذر... یه تعداد زیادی قبل از دی خسته میشن... بعضی ها هم بعد از دی توی باتلاق جمع بندی کم میارن... کلا ۲۰۰ ، ۳۰۰ نفر تا روز آخر کم نمیارن که اینا رتبه های بین ۱ تا ۳۰۰ هستند. اینا هستن که برای کنکور و رتبه هاش با هم رقابت میکنند.<br />
<span style="color: green;"><span style="font-weight: bold;"> شما فقط با ۳۰۰ نفر دارید رقابت میکنید به شرطی که تا روزآخر کم نیارید. در حقیقت برای دانشگاه رفتن نمی جنگید ، برای دانشگاه بهتر می جنگید!</span></span><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span></span><br />
من کلاس نرفتم و هزینه ای هم براش ندادم. فقط سال اول که یه سری از درسا رو فقط پاس کرده بودم و نمیدونستم درباره ی چی هست ، تابستون رفتم سر کلاس دانشگاه یا حل تمرینش مستمع آزاد می نشستم و تو خونه از روی کتاب کنکوریش جلو میرفتم...<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روند زمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
</span><br />
این موضوع هم خیلی مهم هست. برای بچه هایی که بین پارسه و مدرسان موندم میگم چون من هر دو رو رفتم ، گوش کنن. با شما هستم ، گوش کن عموجان! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دوستان حتما آزمون یکی از موسسات رو شرکت کنید چون به شما برنامه میده ، هر دو هفته شارژتون میکنه ، تو جو کنکور نگهتون میداره ، با یه سری کنکوری آشنا میشید که این خیلی مهمه! <span style="color: green;">چون کنکور ارشد ۵۰% درس خوندن + ۵۰% حواشی کنکور هست.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">حالا موضوع اینکه پارسه بریم یا مدرسان؟</span><br />
هیچ فرقی با هم ندارن! <br />
هیچ کدوم سوال استاندارد ندارن! <br />
هیچ کدوم شما براشون مهم نیستین! <br />
این جیب شماست که مهمه! <br />
پس جایی برید که ارزون تر در میاد! باور کنید که هیچ فرقی با هم ندارن. من هر دو رو رفتم که میگم.<br />
یه موضوع دیگه هم درباره آزمون ها هست اینه که رتبه هاشون هیچ ربطی به رتبه های شما در کنکور ندارن! فقط وقتی رتبه ی آزمون آزمایشیتون رو دیدید لبخند بزنید این طوری : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
اول همه درسا تموم شد بعد رفتیم سر جمع بندی. فکر کنم اوایل یا اواسط دی بود که خیلی دیره! خیلی دیر... اگر دوباره کنکور بدم حتما تا اول آذر درسا رو تموم میکنم و میرم سر جمع بندی و تست! <br />
<span style="color: green;">تسلط بر مباحث کنکور = ۲۰% درسنامه + ۸۰% تست و تمرین</span><br />
سعی کنید زود درس ها رو تموم کنید و برید سر تست. از سرگذشت من عبرت بگیرید تا عبرت سایرین نشید!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span></span><br />
به موضوع بسیار حساسی اشاره کردید که نمیشه تو ضیحش داد! این یه موضوع کاملا حسیه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span></span><br />
چرا بسیار زیاد... مثلا من پایگاه داده و منطقی و سیستم عامل رو خدا بودم! رفتم برای ۱۰۰<br />
در ساختمان داده و الگوریتم هم ادعاهایی داشتم که سرجلسه فهمیدم یه سری ادعاهای کذب بیشتر نبودن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
ریاضی هم دوست داشتم که ۱۰ ، ۲۰ درصد بزنم که طراح محترم سر جلسه داشت یکی از انگشتان دستش رو بهم نشون میداد!<br />
زبان هم میخواستم بالای ۳۰ بزنم که وقت کم آوردم... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span></span><br />
باور کنید من کل عمرم زمان هایی سر جلسه های کنکور یا امتحان که میشستم ، جزو ریلکس ترین اوقات عمرم بوده... مثلا کنکور کارشناسی با یه صندل و یه پیرهن آستین کوتاه به علاوه ی مدادفشاری و پاک کن خیلی ریلکس رفتم سر جلسه البته با اتوبوس! یه عده رو خانواده میاوردن محل آزمون استرسی با یه گونی شکلات و آب و میوه و ... یک ریز میرفتن سرویس بهداشتی... میخندیدم به اینا...<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
کنکور سال پیش هم همینطوری ریلکس بودم... کنکور آی تی امسال هم همین بود...<br />
اما کنکور کامپیوتر امسال اولش ریلکس شروع شد... من سوالات رو به ترتیب اول مشترک بعد ریاضی آخر زبان میزنم. از باتلاق سوالات مشترک که اومدم بیرون دیدم کلا ۲۰ دقیقه مونده! یه لحظه قلبم ریخت! آقا استرس وجودما رو فرا گرفت! به دستم نیگا کردم دیدم داره میلرزه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> خندم میگرفت که این چه وضعشه! اما بازم ول کن نبود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> یه نیگا به سوالات ریاضی انداختم اصلا مغزم جواب نمیداد... جوابم میداد حل نمیشد... جواب سوال اول محاسبات (همینی که الان بچه ها میگن سنجش اشتباه زده) رو دراوردم ولی چون سوال دیگه ای رو جواب نداده بودم ریسک داشت که منفی بزنم... ریاضی رو سفید گذاشتم رفتم سر زبان که گلابی بود... ولی خیلی استرسش بد بود... همش به این فکر میکردم که گند زدم به کنکور... همه برنامه هام نابود شد رفت... بعد با خودم میگفتم نه بابا برای همه این جوریه! بعد یه صدایی از درونم میگفت کچل این تزای روانشناسی روی تو جواب نمیده!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> هیچی دیگه همش از این گفت وگو ها داشتم با خودم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> تو کل آزمونای آزمایشی من این موضوع رو تمرین کرده بودم که سر وقت مشترک تموم بشه و بعد ریاضی و زبان... ولی سر جلسه زمان از دستم در رفت... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
اول مشترک =&gt; ریاضی =&gt; زبان... دفترچه دوم هم که مهم نیست اگرچه من اول پایگاه داده رو که مسلط هستم میزنم تا حس اعتماد به نفس کاذب! بده بهم بعد میرم سر کامپایلر و PL در آخر هم شیرجه میرم تو الگوریتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span></span><br />
اول سوالای آشنا رو پیدا می کردم که هر سال هست بعد می رفتم با سوالا جدید آشنا می شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span></span><br />
امسال برعکس سال های قبل ، همه سوال ها رو میشد حل کرد. سالهای قبل این طوری بود که مثلا یه سری سوال گلابی بودن ، یه سری سوال نکته داشت و زمان میبرد حل کردنش ، یه تعدادی هم تشریفاتی و تزیینی بودن! فقط بودن که دفترچه پر شده باشه... کسی نمیتونست حل کنه... خوده طراح هم نمیتونست! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
اما امسال همه سوال ها رو میشد حل کرد ولی همه زمان بر بودن...<br />
درباره وقت کم آوردن هم که گفتم سوال قبلی... اگر زمان داشتم که الان داشتین با رتبه ۱ مصاحبه میکردین نه ۹۰! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span></span><br />
آره بیرون آوردم. ریاضی و زبان دقیق بود. مشترک ۱/۵ درصد اضافه شده و تخصصی ۳ درصد کم شده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
البته من هنوزم فکر میکن یه سوال ریاضی زدم که یادم نمیاد کدوم سوال بود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span></span><br />
پایه تحصیلی : ۵%<br />
دانشگاه کارشناسی : ۵%<br />
برنامه ریز برای کنکور : ۲%<br />
کلاس کنکور : ۰/۵%<br />
کنکور آزمایشی : ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور : ۱۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) : ۲۵%<br />
سایر عوامل : ۲/۵%<br />
انگیزه : ۳۰%<br />
 <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span></span><br />
قبل از برنامه ارشد ، میخواستم مدرکم رو بگیرم برم تو بازار کار کنم... بیشتر از یکسال تو بازار کار کردم ولی با حقوقش نمیشه زندگی کرد. الان برنامه اینه که ارشد بخونم. بعدش اگر یه کاری پیدا کنم که بدونم بعد از مثلا ۲ سال کارکردن به ارزش پول امروز ۴ ، ۵ تومن حقوق داره ، میمونم و میرم کار میکنم. پیدا نکنم به اپلای کردن و رفتن فکر میکنم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span></span><br />
بسی زیاد! یه چیزیو بگم از یک سال پیش هرچی خواستم خدا بهم داده... اگر تو انتخاب رشته و یکی دو مساله شخصی دیگه هم خدا هوای منو داشته باشه دیگه خیلی خوب میشه... کولاک میشه!... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span></span><br />
دوستم علی. امسال برای هوش میخوند. دوران جمع بندی با هم میخوندیم ، خیلی به من کمک کرد. هم توی برنامه ریزی تا کنکور هم دوران جمع بندی. اگر چه نتیجه ی کنکورش جالب نشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> ازش خیلی ممنونم و امیدوارم همیشه موفق باشه. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span></span><br />
اگر ۱۰ ، ۱۵ درصد ریاضی زده بودم الان به جای بهشتی و فردوسی به شریف و تهران فکر میکردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span></span><br />
قصدم این بود که دانشگاه های تهران بخونم و اگر نشد فردوسی مشهد. زمان انتخاب رشته چون مادرم دوست داشت که مشهد بمونم ، فردوسی رو بالاتر زدم. توی چند روز بعدش که انتخاب رشته باز بود ، نظرم رو عوض کردند! که تهران رو اول بزنم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> حالا دانشگاه های تهران رو بالاتر زدم و بعدش فردوسی که حتما میارم.<br />
فردوسی مشهد یا بهشتی احتمالا.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span></span><br />
حتما تکلیفتون رو با برنامه آیندتون مشخص کنید. میخواین کار کنید یا درس بخونید برید برای دکترا و اینا... به این فکر کنید که آخرش چی میشید. چطوری میخواید پول دربیارید و زندگی کنید! با این فکر که حالا بریم ارشد تا ببینیم چی میشه جلو نرید... با این حرکت گوسفندی! درس خوندن جلو نرید! اگر میخواید درس بخونید حتما یک برنامه داشته باشید که بعدش قراره دقیقا چیکار بکنید. الکی عمرتون رو تلف نکنید.<br />
<br />
ودر پایان توصیه میکنم<br />
سیگار نکشین و تخمه هم کم بخورید!<br />
در طول دوران خوندن برای کنکور هم کانتر آنلاین بازی کنید کلی حال میده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
ضمنا طرف فیلم و سریال نرین که معتاد میشین مثل من!<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span></span><br />
حرف که بسیار است ولی دیگه اگه بشه که بزارین ما به زندگی مون برسیم! چقدر سوال میپرسین؟! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span></span><br />
مانشت خوب است! مانشت رو دوست میدارم! ولی اخیرا حواشی بسیار شده است! کاش که بخش های جدیدی اضافه بشه که به درد بچه های ارشد و دکتری که قبلا تو مانشت بودن هم بخوره که بچه ها فقط برای کنکور اینجا نباشند و بعدش برن...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: blue;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span></span><br />
عموجان هستم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> متولد ۶۹ مشهدی. <br />
رتبه ها:<br />
نرم افزار ۹۰ (گرایش اصلی)<br />
هوش ۲۳۱<br />
معماری ۲۴۳<br />
امنیت و شبکه ۲۲۹<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span></span><br />
فارغ التحصیل کارشناسی پیوسته نرم افزار هستم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span></span><br />
خب این موضوع برمیگرده به دوران پارینه سنگی. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> عرضم به حضورتون که من ۶ سالم بود که بابام یه فروند میکرو گرفت که ما(من و داداشم) بشینیم تو خونه بازی کنیم. متاسفانه ما جنبه نداشتیم و عمر این میکرو محترم فقط ۸ روز بود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> سوخت آقا... اینقدر ازش کار کشیدیم که سوخت! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چندی بعد صاحب یه دستگاه سگا شدیم که البته این یکی ۷تا جون داشت و تا چندسال بعد که دیگه ازش خسته شدیم مثل مرد کار میکرد. با بازی کمبات معروف که البته اون دفترچه معروفش رو هم ما داشتیم زندگی با این سگا شروع شد. پنجم دبستان بودم که صاحب یک فروند PC شدیم. خدا پدر بابام رو بیامرزه که اون زمان با اون حقوق کارمندی کم برای پیشرفت ما هیچی کم نزاشت. یه پنتیوم ۳ گرفتم ۸۰۰Hz فول کش! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> دنیایی بود برا خودش... آقا این شد تمام زندگی ما... دیگه همین جور بود تا تو دبیرستان و اینا که من یکمی برنامه نویسی و کار با نرم افزارهای کاربردی مثل فتوشاپ و MMB و یه سری چیزای دیگه رو بلد بودم... به کنکور هم که رسید من فقط توی اون ۱۰۰ تا انتخاب فقط چندتا دونه نوشتم... نرم فردوسی و نرم غیرانتفاعی سجاد مشهد و یکی دوتای دیگه... عشق کامپیوتر بودیم عموجان! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span></span><br />
غیرانتفاعی سجاد مشهد.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span></span><br />
راستش رو بخواید از اول خرخون بودم! ۵سال ابتدایی رو با معدل ۲۰ پاس کردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> بعدش توی آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی بین ۲۵۰۰ نفر ۱۶ شدم و رفتم راهنمایی نمونه دولتی ابرار مشهد... اونجا رو هم با معدل ۱۹/۱۹ رد کردم و رفتم دبیرستان. اونجا هم معدل هام دقیق یادم نیست ولی از ۱۸/۵ کمتر نبود... فکر کنم ۱۸/۷۰ اینا بود...<br />
دانشگاه هم که اومدم می خواستم خرخون باشم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ترم اول معدلم شد ۱۷/۶۰ . ترم دوم مریض شدم و افتادم تو خونه و دانشگاه نرفتم ، از قوانین دانشگاه هم خبر نداشتم و تو همون فاز دبیرستان بودم. متاسفانه چیزی رو حدف نکردم و مثل مرد همه ی درسارو رفتم سر جلسه و معدلم شد ۱۰/۸۱ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /> . هیچی دیگه تو کل ۱۲سال تحصیلم نمره زیر ۱۷ نداشتم ، اما آخر ترم دوم یه بقچه نمره ۸ و ۷ و ۱۰/۲۵! و اینا دیدم کلا افسردگی گرفتم! بعدشم که دیگه قبحش برام ریخت! از ترم بعدش گفتم من که قصد ادامه تحصیل ندارم ، فقط پاس میکنم بره و مدرک رو بگیرم. بیشتر تمرکزم رو گذاشتم روی کسب مهارت. بنابراین بیشتر شب امتحانی بودم ولی درسای کاربردی رو چون دوست داشتم و کاربرد داشتن رو نمره خوب میگرفتم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span></span><br />
بعد از اون داستان ترم دوم که براتون گفتم ، برنامم این بود که مدرک لیسانس بگیرم برم کار کنم و برنامه ارشد نداشتم. ترم ۷ یه ارائه درباره sql injection داشتم برای درس پایگاه داده. بعد از ارایه استاد پایگاه گیر داده بود بیا برو یه مسابقاتی تو دانشگاه شریف هست شرکت کن... برای همین موضوع امنیت و اینا بود... خیلی صحبت کردیم و تو همین بحثا منو ترقیب کردن که حداقل ارشد رو بگیرم بعد وارد بازار بشم. منم یه تحقیقی کردم و با مانشت آشنا شدم و کم کم به موضوع ارشد علاقه مند شدم.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span></span><br />
از اول برای نرم افزار شرکت کردم. البته الان یه چند وقتی هست که به امنیت و شبکه هم فکر میکنم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span></span><br />
سال اول (۹۲) که کنکور شرکت کردم رتبه ۴۵۰ نرم افزار رو بدست آوردم. امسال (۹۳) هم رتبه ۹۰ نرم افزار شدم. خداروشکر.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
راستی اینم بگم که تخصصی معماری رو همینطوری در ۱۵ثانیه ، شانسی زدم تست کنم ببینم اون روز روزه شانسم بوده یا نه!؟! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> که خداروشکر روز جالب نسبتا خوش شانسی داشتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span></span><br />
تفاوت که داره حتما. ولی بعضی از درسا که استاد از روی جزوه درس نمیده و منبع مهم هست ، تقریبا مثل کنکور هست ، فقط زمان کنکور شما تست هم میزنید. <br />
یک سری از درسا هم که فقط مبتنی بر جزوه استاد هست که هیچ ربطی به کنکور نداره! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
بچه های موفق(بخونید خرخون!) در کارشناسی حتما در کنکور هم موفق نیستند و بالعکس. مثلا رتبه ۹ سال پیش ، همکلاسی من بود. مثل من معدل جالبی نداره ، اما تو کنکور موفق بود.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span></span><br />
من سال اول (۹۲) از اردیبهشت کتاب ها رو تهیه کردم و از اوایل تابستون شروع به خوندن کردم. بعضی از درسها رو که چیزی ازش نمیدونستم ، میرفتم سر کلاس های ترم تابستون می نشستم یا سر کلاس حل تمرین هاشون. تا آخر تابستون بعضی از درس ها رو بسته بودم. از اول مهر هم آزمون های پارسه شرکت کردم. با برنامه میرفتم جلو. یک ماه آخر خسته شدم ، کم آوردم و ول کردم متاسفانه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> رتبه ام شد ۴۵۰ نرم افزار.<br />
<br />
سال دوم از ۲۰ مهر شروع کردم.تا ۲۰ام دنبال کارای پایان نامه ام بودم. چون درسها رو سال قبل کامل خونده بودم ، سرعت خوندنم بالا بود. با توجه به دیر شروع کردنم ، به هر صورتی که شده سعی میکردم که از برنامه عقب نمونم. اینم بگم که سال دوم رفتم سر آزمون های مدرسان شریف. تا اوایل دی بود فکر میکنم که درس ها رو تموم کردم و با یکی از دوستان خوبم که اون برای هوش میخوند ، شروع به زدن تست کردیم. تا خوده کنکور تست میزدیم و جمع بندی میکردیم.<br />
توی دوره تست زدن برنامه های ما تقریبا تا دوهفته مونده به کنکور هی عوض میشد! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
اول میخواستیم تست های ۸۰ به بعد همه گرایش های کامپیوتر و ای تی رو بزنیم آخرش هم بریم کنکور آزادرو بزنیم.<br />
 بعد شد ۸۰ به بعد گرایش های کامپیوتر. <br />
بعد شد ۸۳ به بعد بی خیال آزاد هم شدیم. <br />
بعد شد ۸۵ به بعد. <br />
بعد شد ۸۵ به بعد نرم و هوش! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> <br />
به زور این ۸۵ به بعد نرم و هوش رو تموم کردیم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span></span><br />
تقریبا ثابت بود. من همون طور که گفتم یه رفیق پایه داشتم که برنامه هامون رو تقریبا با هم میریختیم. این خیلی کمک میکنه که تا روز کنکور کم نیارید و از طرف دیگه یکی هست که هر روز ازتون بخاد که به برنامه عمل کنید. اصلاحات جزیی داشتیم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span></span><br />
بله! قبلا که فقط مشترک ضریب ۴ داشت ، بیشتر وقت رو روی مشترک میزاشتم و همه درسا رو فول میخوندم. امسال هم که خوشبختانه تخصصی هم ضریبش ۴ شد ، اونا رو هم همه رو خوندم. ولی برای ریاضی و زبان گفتم اگر وقت و حالش باشه میخونم که حالش نبود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span></span><br />
بلی. من منطقی و معماری و نظریه و سیستم عامل رو سال قبل کامل خونده بودم و قوی بودم. به علاوه این ها طراحی الگوریتم و پایگاه داده رو هم جویده بودم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سال اول طراحی و پیاده سازی و کامپایلر رو حذف کرده بودم که امسال خیلی روشون وقت گذاشتم. البته طراحی الگوریتم رو هم امسال یه گونی تست زدم که بعدش احساس میکردم به یه درجه عرفانی خاصی تو الگوریتم رسیدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angel.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angel" title="Angel" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span></span><br />
بیشتر زمان روی منابع بود. مثلا من باید فلان فصل از سیستم عامل عموحقیقت رو تموم کنم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span></span><br />
ویس و فیلم کلی داشتم ولی استفاده نکردم!<br />
تذکر : اونایی که <span style="color: red;">*</span> دارن کتاب اصلی بودن!<br />
زبان : هیچی.<br />
محاسبات عددی : پوران<span style="color: red;">*</span> + پارسه<br />
منطقی : پوران<span style="color: red;">*</span><br />
معماری :پوران<span style="color: red;">*</span><br />
نظریه : کتاب مرجع + راهیان ارشد<span style="color: red;">*</span> + پارسه (برای جمع بندی)<br />
سیستم عامل : پارسه<span style="color: red;">*</span><br />
ساختمان داده : پارسه<span style="color: red;">*</span> + پوران<span style="color: red;">*</span> + تست فراوان!<br />
پایگاه داده : مقسمی<span style="color: red;">*</span><br />
طراحی و پیاده سازی زبان های برنامه نویسی : پوران (خلیلیان)<span style="color: red;">*</span> + راهیان (خلیلی فر)<br />
کامپایلر : پوران + کانون نشر علوم (فردین شاپوری)<span style="color: red;">*</span> این جزو کشفیات من تو بازار کتاب بود! یادم نیست کی آمارش رو بهم داد... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
الگوریتم : پوران<span style="color: red;">*</span> + پارسه + تست فراوان!<br />
<br />
یک نکته ای که خیلی مهم هست رو میگم برای اونایی که هنوز کتاب تهیه نکردن.<br />
من سال اول یه حماقتی کردم و رفتم پک کامل پارسه رو گرفتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> نکنید این کار رو! چون نصف کتاباش به درد من نمیخورد. هر کتابی رو که میخواید برین فقط همون کتاب رو بخرید... <span style="color: red;"><span style="font-weight: bold;">به هیچ وجه من الوجوه! پک هیچ موسسه ای رو نخرید!</span></span> <br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span></span><br />
هیچ کدوم! برای کنکور فقط باید از روی کتاب کنکوری خوند.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span></span><br />
برای چندتا درس که استاد تمرین از توی کتاب مرجع میداد. اکثرا جزوه ای بودیم. البته استاد میومد از روی سر فصل و کتاب مرجع درس میداد ولی معمولا جزوه های ترم های قبل استفاده میکردیم که حاوی سوالات امتحان هم بودن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
مثلا برای درس مهندسی نرم افزار کلاس بر اساس کتاب پرسمن که خود استاد آقای سالخورده ترجمه کرده بودن جلو میرفت ولی سوال های امتحان با جزوه چندسال پیش حل میشد. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span></span><br />
پایه زبانم خوبه. متن ها رو راحت میخونم. برای کنکور هم فقط برنامه داشتم ریدینگ ها رو بزنم. سر جلسه امسال هم وقت کم آوردم و فقط یکی از ریدینگ ها رو زدم که همش درست بود.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span></span><br />
من همه رو به جز محاسبات حذف کردم! هم سال قبل هم امسال. مخصوصا از امسال با این تغییر ضرایب که اصلا ریاضی خوندن فایده نداره. فقط در حد ۱۰ ، ۱۵ درصد که فقط صفر نزده باشید مثل امسال من! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چون سفید گذاشتن خیلی آدم رو پایین میکشه.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span></span><br />
سوالای قبل یه توضیحی دادم. اما اینجا برای درسای تخصصی نرم افزار یه توضیحی میدم.<br />
پایگاه داده به شدت گلابی هست. با کتاب مقسمی میشه تمام سوال ها رو جواب داد.<br />
درباره کامپایلر ، من هم کتاب پوران رو داشتم و هم کتاب فردین شاپوری. ۹۰درصد مطالب یکی است اما من با متن کتاب شاپوری راحت تر بودم. این درس هم ساده هست ولی ممکنه مثل من روش ها رو با هم قاطی کنید! پس بهتره خلاصه برداری کنید و زیاد مرور کنید.<br />
PL درسی با مطالبی بسیار زیاد هست! اگر میخواین فقط یک دونه سوال جواب بدین از کتاب دومی که معرفی کردم استفاده کنید که خیلی حجم کمی داره و زود تموم میشه. مطالب رو به صورت خلاصه گفته و رد شده. اما اگر بخواید کامل بخونید کتاب اولی که نوشتم رو استفاده کنید. البته حجم بسیار زیادی داره که فکر کنم از مرجع هم بیشتر باشه! ولی همه مطالب رو گفته. اگر میخواید PL رو بخونید حتما از تابستون شروع کنید.<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span></span><br />
تنها در خانه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ولی برای تست زدن با یکی از دوستام می رفتیم کتابخونه! خیلی تست با هم زدن برای من تاثیر مثبت داشت. البته باید یه رفیق درست داشته باشید که بازدهی تون بره بالاتر از تنهایی خوندن و از طرفی وقتتون به بطالت نگذره. من خوشبختانه یکی داشتم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
باید طبق برنامه آزمون به درسا میرسیدم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span></span><br />
سعی میکردم بیشتر وقت بزارم. اواخر که دیگه کمی خسته هم شده بودم و از طرفی یکمی داشتم عقب می افتادم، درس آمار و هوش رو هم که میخواستم بخونم! نخوندم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> همین فکر که قرار بود بخونم کلی انرژی ازم میگرفت! از وقتی که گفتم نمیخونم کلی سرعتم بالارفت! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span></span><br />
از اول نرم افزار میخواستم بخونم و اگر وقت داشتم درس هوش رو هم بخونم تا تو گرایش هوش هم رتبه ام بهتر بشه. الان اگر بخوام دوباره کنکور بدم ، میرم برای گرایش های آی تی. به نظر گلابی تر هستن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> (الان بچه های آی تی میان منو میزنن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span></span><br />
بلی کند و تند میشد. ولی فکر کردن به برنامه ای که برای چندسال آینده ام دارم ، دوباره شارژم میکرد. به علاوه یک حقیقت مهمی هست که دوست دارم بچه های امسال اینو بدونن.<br />
کنکور خیلی ساده هست! دوست من! برادر گرامی! خواهر محترم! خیلی ساده هست! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /> <br />
۴۰هزار نفر تو کنکور شرکت میکنن که فقط ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر واقعا قصد درس خوندن دارن. از این تعداد هر روز یه عده ای به مرور شروع به ریزش میکنند. یه عده اول مهر... یه عده ای وسط آبان... گروهی اوایل آذر... یه تعداد زیادی قبل از دی خسته میشن... بعضی ها هم بعد از دی توی باتلاق جمع بندی کم میارن... کلا ۲۰۰ ، ۳۰۰ نفر تا روز آخر کم نمیارن که اینا رتبه های بین ۱ تا ۳۰۰ هستند. اینا هستن که برای کنکور و رتبه هاش با هم رقابت میکنند.<br />
<span style="color: green;"><span style="font-weight: bold;"> شما فقط با ۳۰۰ نفر دارید رقابت میکنید به شرطی که تا روزآخر کم نیارید. در حقیقت برای دانشگاه رفتن نمی جنگید ، برای دانشگاه بهتر می جنگید!</span></span><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span></span><br />
من کلاس نرفتم و هزینه ای هم براش ندادم. فقط سال اول که یه سری از درسا رو فقط پاس کرده بودم و نمیدونستم درباره ی چی هست ، تابستون رفتم سر کلاس دانشگاه یا حل تمرینش مستمع آزاد می نشستم و تو خونه از روی کتاب کنکوریش جلو میرفتم...<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روند زمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
</span><br />
این موضوع هم خیلی مهم هست. برای بچه هایی که بین پارسه و مدرسان موندم میگم چون من هر دو رو رفتم ، گوش کنن. با شما هستم ، گوش کن عموجان! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دوستان حتما آزمون یکی از موسسات رو شرکت کنید چون به شما برنامه میده ، هر دو هفته شارژتون میکنه ، تو جو کنکور نگهتون میداره ، با یه سری کنکوری آشنا میشید که این خیلی مهمه! <span style="color: green;">چون کنکور ارشد ۵۰% درس خوندن + ۵۰% حواشی کنکور هست.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">حالا موضوع اینکه پارسه بریم یا مدرسان؟</span><br />
هیچ فرقی با هم ندارن! <br />
هیچ کدوم سوال استاندارد ندارن! <br />
هیچ کدوم شما براشون مهم نیستین! <br />
این جیب شماست که مهمه! <br />
پس جایی برید که ارزون تر در میاد! باور کنید که هیچ فرقی با هم ندارن. من هر دو رو رفتم که میگم.<br />
یه موضوع دیگه هم درباره آزمون ها هست اینه که رتبه هاشون هیچ ربطی به رتبه های شما در کنکور ندارن! فقط وقتی رتبه ی آزمون آزمایشیتون رو دیدید لبخند بزنید این طوری : <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
اول همه درسا تموم شد بعد رفتیم سر جمع بندی. فکر کنم اوایل یا اواسط دی بود که خیلی دیره! خیلی دیر... اگر دوباره کنکور بدم حتما تا اول آذر درسا رو تموم میکنم و میرم سر جمع بندی و تست! <br />
<span style="color: green;">تسلط بر مباحث کنکور = ۲۰% درسنامه + ۸۰% تست و تمرین</span><br />
سعی کنید زود درس ها رو تموم کنید و برید سر تست. از سرگذشت من عبرت بگیرید تا عبرت سایرین نشید!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span></span><br />
به موضوع بسیار حساسی اشاره کردید که نمیشه تو ضیحش داد! این یه موضوع کاملا حسیه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span></span><br />
چرا بسیار زیاد... مثلا من پایگاه داده و منطقی و سیستم عامل رو خدا بودم! رفتم برای ۱۰۰<br />
در ساختمان داده و الگوریتم هم ادعاهایی داشتم که سرجلسه فهمیدم یه سری ادعاهای کذب بیشتر نبودن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
ریاضی هم دوست داشتم که ۱۰ ، ۲۰ درصد بزنم که طراح محترم سر جلسه داشت یکی از انگشتان دستش رو بهم نشون میداد!<br />
زبان هم میخواستم بالای ۳۰ بزنم که وقت کم آوردم... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span></span><br />
باور کنید من کل عمرم زمان هایی سر جلسه های کنکور یا امتحان که میشستم ، جزو ریلکس ترین اوقات عمرم بوده... مثلا کنکور کارشناسی با یه صندل و یه پیرهن آستین کوتاه به علاوه ی مدادفشاری و پاک کن خیلی ریلکس رفتم سر جلسه البته با اتوبوس! یه عده رو خانواده میاوردن محل آزمون استرسی با یه گونی شکلات و آب و میوه و ... یک ریز میرفتن سرویس بهداشتی... میخندیدم به اینا...<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
کنکور سال پیش هم همینطوری ریلکس بودم... کنکور آی تی امسال هم همین بود...<br />
اما کنکور کامپیوتر امسال اولش ریلکس شروع شد... من سوالات رو به ترتیب اول مشترک بعد ریاضی آخر زبان میزنم. از باتلاق سوالات مشترک که اومدم بیرون دیدم کلا ۲۰ دقیقه مونده! یه لحظه قلبم ریخت! آقا استرس وجودما رو فرا گرفت! به دستم نیگا کردم دیدم داره میلرزه! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> خندم میگرفت که این چه وضعشه! اما بازم ول کن نبود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> یه نیگا به سوالات ریاضی انداختم اصلا مغزم جواب نمیداد... جوابم میداد حل نمیشد... جواب سوال اول محاسبات (همینی که الان بچه ها میگن سنجش اشتباه زده) رو دراوردم ولی چون سوال دیگه ای رو جواب نداده بودم ریسک داشت که منفی بزنم... ریاضی رو سفید گذاشتم رفتم سر زبان که گلابی بود... ولی خیلی استرسش بد بود... همش به این فکر میکردم که گند زدم به کنکور... همه برنامه هام نابود شد رفت... بعد با خودم میگفتم نه بابا برای همه این جوریه! بعد یه صدایی از درونم میگفت کچل این تزای روانشناسی روی تو جواب نمیده!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> هیچی دیگه همش از این گفت وگو ها داشتم با خودم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> تو کل آزمونای آزمایشی من این موضوع رو تمرین کرده بودم که سر وقت مشترک تموم بشه و بعد ریاضی و زبان... ولی سر جلسه زمان از دستم در رفت... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span></span><br />
اول مشترک =&gt; ریاضی =&gt; زبان... دفترچه دوم هم که مهم نیست اگرچه من اول پایگاه داده رو که مسلط هستم میزنم تا حس اعتماد به نفس کاذب! بده بهم بعد میرم سر کامپایلر و PL در آخر هم شیرجه میرم تو الگوریتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span></span><br />
اول سوالای آشنا رو پیدا می کردم که هر سال هست بعد می رفتم با سوالا جدید آشنا می شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span></span><br />
امسال برعکس سال های قبل ، همه سوال ها رو میشد حل کرد. سالهای قبل این طوری بود که مثلا یه سری سوال گلابی بودن ، یه سری سوال نکته داشت و زمان میبرد حل کردنش ، یه تعدادی هم تشریفاتی و تزیینی بودن! فقط بودن که دفترچه پر شده باشه... کسی نمیتونست حل کنه... خوده طراح هم نمیتونست! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
اما امسال همه سوال ها رو میشد حل کرد ولی همه زمان بر بودن...<br />
درباره وقت کم آوردن هم که گفتم سوال قبلی... اگر زمان داشتم که الان داشتین با رتبه ۱ مصاحبه میکردین نه ۹۰! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span></span><br />
آره بیرون آوردم. ریاضی و زبان دقیق بود. مشترک ۱/۵ درصد اضافه شده و تخصصی ۳ درصد کم شده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
البته من هنوزم فکر میکن یه سوال ریاضی زدم که یادم نمیاد کدوم سوال بود! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span></span><br />
پایه تحصیلی : ۵%<br />
دانشگاه کارشناسی : ۵%<br />
برنامه ریز برای کنکور : ۲%<br />
کلاس کنکور : ۰/۵%<br />
کنکور آزمایشی : ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور : ۱۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) : ۲۵%<br />
سایر عوامل : ۲/۵%<br />
انگیزه : ۳۰%<br />
 <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span></span><br />
قبل از برنامه ارشد ، میخواستم مدرکم رو بگیرم برم تو بازار کار کنم... بیشتر از یکسال تو بازار کار کردم ولی با حقوقش نمیشه زندگی کرد. الان برنامه اینه که ارشد بخونم. بعدش اگر یه کاری پیدا کنم که بدونم بعد از مثلا ۲ سال کارکردن به ارزش پول امروز ۴ ، ۵ تومن حقوق داره ، میمونم و میرم کار میکنم. پیدا نکنم به اپلای کردن و رفتن فکر میکنم.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span></span><br />
بسی زیاد! یه چیزیو بگم از یک سال پیش هرچی خواستم خدا بهم داده... اگر تو انتخاب رشته و یکی دو مساله شخصی دیگه هم خدا هوای منو داشته باشه دیگه خیلی خوب میشه... کولاک میشه!... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span></span><br />
دوستم علی. امسال برای هوش میخوند. دوران جمع بندی با هم میخوندیم ، خیلی به من کمک کرد. هم توی برنامه ریزی تا کنکور هم دوران جمع بندی. اگر چه نتیجه ی کنکورش جالب نشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> ازش خیلی ممنونم و امیدوارم همیشه موفق باشه. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span></span><br />
اگر ۱۰ ، ۱۵ درصد ریاضی زده بودم الان به جای بهشتی و فردوسی به شریف و تهران فکر میکردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span></span><br />
قصدم این بود که دانشگاه های تهران بخونم و اگر نشد فردوسی مشهد. زمان انتخاب رشته چون مادرم دوست داشت که مشهد بمونم ، فردوسی رو بالاتر زدم. توی چند روز بعدش که انتخاب رشته باز بود ، نظرم رو عوض کردند! که تهران رو اول بزنم. <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> حالا دانشگاه های تهران رو بالاتر زدم و بعدش فردوسی که حتما میارم.<br />
فردوسی مشهد یا بهشتی احتمالا.<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span></span><br />
حتما تکلیفتون رو با برنامه آیندتون مشخص کنید. میخواین کار کنید یا درس بخونید برید برای دکترا و اینا... به این فکر کنید که آخرش چی میشید. چطوری میخواید پول دربیارید و زندگی کنید! با این فکر که حالا بریم ارشد تا ببینیم چی میشه جلو نرید... با این حرکت گوسفندی! درس خوندن جلو نرید! اگر میخواید درس بخونید حتما یک برنامه داشته باشید که بعدش قراره دقیقا چیکار بکنید. الکی عمرتون رو تلف نکنید.<br />
<br />
ودر پایان توصیه میکنم<br />
سیگار نکشین و تخمه هم کم بخورید!<br />
در طول دوران خوندن برای کنکور هم کانتر آنلاین بازی کنید کلی حال میده! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
ضمنا طرف فیلم و سریال نرین که معتاد میشین مثل من!<br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span></span><br />
حرف که بسیار است ولی دیگه اگه بشه که بزارین ما به زندگی مون برسیم! چقدر سوال میپرسین؟! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: blue;"><span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span></span><br />
مانشت خوب است! مانشت رو دوست میدارم! ولی اخیرا حواشی بسیار شده است! کاش که بخش های جدیدی اضافه بشه که به درد بچه های ارشد و دکتری که قبلا تو مانشت بودن هم بخوره که بچه ها فقط برای کنکور اینجا نباشند و بعدش برن...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 32 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-24449.html</link>
			<pubDate>Mon, 02 Jun 2014 17:33:54 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24449.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">دنبال یک برنامه منظم برای کنکور میگردی؟!<br />
دنبال یک الگو برای موفقیت میگردی؟!<br />
بدنبال راهکار های موفقیت میگردی؟!<br />
بدنبال هرچی میگردی این مصاحبه رو ولش کن برو بعدی! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> من نه برنامه منظمی داشتم که بدرد کسی بخوره، نه راهکار های موفقیت رو بلدم! تنها چیزی که میدونم اینه که برای موفقیت تو هر کاری دوتا چیز لازمه! ۱-علاقه ۲- تلاش<br />
سلام!<br />
باید ببخشید که اینقد طول کشید تکمیل مصاحبه! البته من تقصیری ندارما! سوالا خیلی بود! سه روزه بین کارام دارم سوال جواب میدم تا امروز که دیگه تموم شد... <br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
مسعود هاشمیان آدریانی متولد ۶۹ اصفهان<br />
رتبه ۳۲ گرایش نرم افزار<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span>کارشناسی هم بصورت پیوسته در رشته نرم افزار گرفتم و اخرین واحدش هم شنبه همین هفته پاس شد!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>این سوال داغ منو تازه میکنه! من عاشق مهندسی نرم افزار بودم و هستم! تو انتخاب رشته کارشناسیم هم ۹۰% انتخابام همین رشته بود! اما نمیدونم چرا جوگیر شدمو انتخاب ۳۵ رو زدم مهندسی برق ملایر!!! از شانس بد ما هم زدو همونو قبول شدم!  دوترم که برق خوندم دیدم فایده نداره! نه اون دانشگاه دانشگاستو نه من برق بخون! افتادم دنبال کارای تغییر رشته و انتقالی، سرت رو درد نیارم بعد ۴ ماه دوندگی آخر ترم ۳ موفق شدم از برق ملایر انتقالی توام با تغییر رشته بگیرم به نرم افزار گیلان...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>کاردانی که نبودم اما ۳ترم برق قدرت ملایر خوندم و ۷ ترم هم کامپیوتر نرم افزار گیلان!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span>تا اون سه ترمی که برق میخوندم بخاطر شرایط خوابگاه و دوستان همه کاری میکردیم الا درس خوندن! معدل هم در حد ۱۶ راضی بودیم! اما گیلان که رفتم شرایط یکم فرق کرد! درسایی که خوشم میومد رو میخوندم و طبیعتاً شب امتحان راحت بودم و معمولا نمره بالا میگرفتم، درسای چرت و پرت که مجبور به پاس کردنش هستیم رو هم نه کلاس درست حسابی میرفتم و نه میخوندم و شب امتحان میشستم میخوندم و یه نمره که زیاد معدل رو خراب نکنه میگرفتم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>هدف که بعله! ادامه تحصیل هست تا جایی که بتونم!<br />
ارشد هم چون واقعا میخواستم رتبه ۱ بیارم! این بود که از فروردین شروع کنم! اما یه اتفاقاتی افتاد که از اواسط آبان شروع کردم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span>از همون اول اول گرایش نرم افزار، تو درصدام هم ببینی اصلا هوش و معماری نزدم و تو IT هم شرکت نکردم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span>سال اولم بود – المپیاد شرکت نکردم.<br />
زبان ۲۳/۳۳<br />
ریاضی ۶/۲۵<br />
مشترک ۴۳/۵۹ (طبق آمار خودم باس ۵۳ میشد!)<br />
تخصصی نرم افزار ۵۲/۰۸ (طبق آمار خودم باید ۶۶ میشد! البته هنوز با کلید های سنجش چک نکردم ببینم من اشتباه میکنم یا سنجش... کلا نمیفهمم چرا یک همچین آزمونی باید حدود ۷تا غلط داشته باشه...)<br />
تخصصی معماری سفید<br />
تخصصی هوش سفید<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span>راستش من اصلا نمره های کارشناسی رو قبول ندارم! و اینکه یکی ۲۰ شده دلیل نمیشه که از اونی که ۱۵ شده بیشتر بفهمه! و نتیجش هم از کنکور ارشد جداست! چون اونجا استاد میاد یکسری سرفصل ها رو مشخص میکنه بعضی از ملت هم میشنن تو یک روز حالا بزور حفظ و تقلب و ... میان یک نمره ای میگیرن اما تو ارشد اگه میخوای نتیجه بگیری باید درس ها رو مفهومی خونده باشی، اگه درس رو فهمیده باشی راحت میتونی همه تست هاشو بزنی مخصوصا تو رشته ما...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span>برنامه خاصی که نداشتم! از اواسط آبان شروع کردم درسایی که بنظرم بیشتر مهم بود رو خوندن و ۳۰-۴۰ روز آخر رو با برنامه جمع بندی کردم و تست زدم...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>عرض کردم که برنامه نداشتم! البته یه کلیاتی هست که میشه گفت برنامه!<br />
۱-	ریاضی رو بیخیال!<br />
۲-زبان رو همینی که بلدم بسه! (کار دیگه نمیتونستم بکنم تو این مدت کم)<br />
۳-دروس اصلی رو خوب و عمقی بخون و دوره کن...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span>بعله! همونطور که گفتم ریاضی رو بیخیا شدم چون وقت گیر بود (البته همیشه تو ازمون های ازمایشی از چیزایی که بلد بودم -حدود ۳۰% میزدم ولی تو کنکور فقط یدونه از محاسبات تونستم بزنم...)<br />
درس های مشترک و تخصصی هم بنظرم همه مهم بودن و سعی کردم همه رو خوب بخونم و چیزی رو حذف نکردم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span>خوب آره، بعضی از درسا رو تو دوره کارشناسی خوب نخونده بودم و ضعیف بودم اما اول اون درسام رو رسوندم و بعد موازی همه رو خوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>۱) زبان عمومی و تخصصی <br />
۲) ریاضیات مهندسی<br />
۳) آمار و احتمالات<br />
۴) محاسبات عددی<br />
۵) ساختمان های گسسته<br />
این پنج مورد رو کلا نخوندم!  <br />
<br />
۶) ساختمان داده ها<br />
تست های مقسمی<br />
<br />
۷) نظریه زبانها و ماشینها<br />
پیتر لینز واقعا محشره...<br />
<br />
۸) مدارهای منطقی<br />
پوران<br />
<br />
۹) معماری کامپیوتر<br />
پوران<br />
<br />
۱۰) سیستم عامل<br />
پارسه (فقط باید به سیستم عامل علاقه داشته باشی تا بتونی این کتاب رو بخونی و نتیجه بگیری ازش...)<br />
<br />
۱۵) کامپایلر<br />
پوران (آل شیخ) + ای هو<br />
<br />
۱۶) زبان های برنامه سازی<br />
راهیان ارشد (چندان جالب نبود کتابش!) + اینترنت!<br />
<br />
۱۷) طراحی الگوریتم<br />
CLRS + پوران<br />
<br />
۱۸) پایگاه داده<br />
مقسمی + روحانی<br />
<br />
۱۹) هوش مصنوعی<br />
نخوندم...<br />
<br />
وویس گوش ندادم اما ویدو های جلسات آخر معماری (فک کنم دانشگاه علمو صنعت) رو از مکتبخونه دان کردم و دیدم خیلی خوب بودن...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span>معماری و منطقی رو بعد خوندن کتاب های مانو برید سر کتاب تست<br />
طراحی الگوریتم رو بصورت موردی از روی CLRS بخونید و تست های زیاد از هر مبحث بزنید تا مسلط بشید...<br />
نظریه پیتر لینز هم حتما بخونید و یه نصیحت هم از من به شما! به هیچ وجه نظریه و کامپایلر رو حذف نکنید! بنظرم این دوتا درس از ساده ترین درسهای کنکور هستن! اگه با حل تمرین زیاد روشون تسلط پیدا کنید در کمترین زمان میتونید تست های این دوتا درس رو بزنید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span>مرجع هم میخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span>متاسفانه زبانم ضعیف هست و تا الان هم هیچ اقدامی براش نکردم! باشد که در آینده بفکر بیافتم! برای کنکور هم هیچی نخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>اگه وقت به اندازه کافی دارید حتما بخونید... من چون وقت نداشتم ریاضی مهندسی رو بیخیال شدم، از کسسته هم خوشم میاد اما از سوالای تستیش خوشم نیمیادو قرار بود آمار و محاسبات رو بخونم که اونم بعد ها بیخیال شدم!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنها میخوندم... چون ترم آخر دانشگاه بودم و گیلان بودم مجبور بودم برم کتابخونه بخونم... صبح تا عصر که دانشگاه بودم بین کلاسا میرفتم کتاب خونه شب هم که میومدم خونه به لطف هم خونه ای مکانیک درسخونم! وسوسه میشدم میخوندم! اصلا من نصف این موفقیتم رو مدیون این همخونه ایم بودم! لامصب چشم که باز میکردم رو کتاباش بود شب هم که میخوابیدم بازم رو کتاباش بود!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>خوب کنکور های آزمایشی سنجش که شرکت میکردم یجورایی کمک میکرد که بفهمم چه درسایی رو عقب هستم و بیشتر وقت صرفشون کنم (البته نه در مقایسه با دیگر داوطلبان، بلکه با توجه به نتیجه ای که میگرفتم و سرفصل های هر آزمون، کلا کاری به بقیه نداشتم که چقد خوندنو چقد میخوننو ...)، اما یه هدف کلی داشتم که یک ماه قبل از کنکور همه درسا رو خوب خونده باشم و ماه اخر رو فقط تست بزنم طبق همین معیار سرعتم رو کمو زیاد میکردم! تا برسونم... (آخرش هم نرسوندم...)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>اون ۴۰-۵۰ روز آخر که دیدم بعضی از درسا خوب برام جا نیافتاده خودمو تنبیه کردم و ساعت دیدن سریال های شبانه!!! (۱۰ تا ۱۲) رو حذف کردم و درسام رو رسوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>تو سوال های قبل هم عرض کردم که از همون اول کارشناسی هدفم گرایش نرم افزار بوده...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>احساس نومیدی! که هیچوقت نداشتم و همیشه امیدوار بودم، اما هر موقع خسته میشدم نصف روز و حتی بعضی وقتا تا دو سه روز استراحت میکردم و بعد با انرژی ادامه میدادم... اون یک ماه آخر هم چون به فینال نزدیکتر شده بودم یه انگیزه قویی داشتم که باعث می شد خسته نشم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>هیچ کلاسی شرکت نکردم...<br />
بنظرم تو این رشته اگه خودت بشینی بخونی و مطلب رو بفهمی هم سرعت یادگیری بیشتر میشه و هم کیفیت یادگیری... (و البته جاهایی که خیلی برات گنگه رو از اساتید بپرسی)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>بله، سنجش شرکت کردم.<br />
بنظرم کنکور آزمایشی نیازه از چند جهت:<br />
باعث میشه برنامت رو نتظیم نگه داری<br />
به بعضی از نقاط ضعفت پی ببری<br />
هر چند مدت یک بار یه تعدادی کنکوری میبینی که دارن برای کسب رتبه بهتر میجنگن و انرژی میگیری که بجنگی!<br />
باعث میشه هدف های کوچیک کوچیک برای خودت مشخص کنی و هر چند مدت یکیش رو فتح کنی که مانع خسته شدنت میشه و ...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span>نه! کلا من درس خوندن موردی برای کنکور رو نمیپسندم! یعنی اینکه یک درس رو تموم کنی بذاری کنار بعد بری سراغ درس بعدی، بنظرم موازی خوندن خیلی بهتر جواب میده... همون طور که قبلا گفتم من همه درسا رو تا ۳۰-۴۵ روز آخر خوندم و جمع بندی رو روز های آخر همراه با تست زنی انجام دادم....<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span>خیلی خیلی حس آماده بودن داشتم! در حدی که وقتی کنکور یک هفته عقب افتاد داشت اشکم در میومد! تو اون یک هفته ای هم که اضافه شد کار خاصی نکردم و زیاد درس نخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>زبان و ریاضی رو برای ۳۰% و دروس تخصصی و مشترک رو برای ۱۰۰% رفتم! (البته با شناخت از سنجش میدونستم که سوالات اشتباه و عجیب غریب حتماً وجود داره...) اما خوب شرایط کنکور بودو نشد که بشه! یکسری تصمیمات اشتباهی سر جلسه گرفتن که بعد که اومد بیرون باورم نمیشد این تصمیمات رو من گرفته باشم!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>نه سر جلسه خیلی به خودم امیدوار تر شدم و طبق تست هایی که زده بودم مطمئن بودم که دروس مشترک و نخصصی رو بالای ۷۰ زدم! واسه همین خیلی شاد و شنگول بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> اما بعد اومدم دیدم یک سری اشتباهاتی کردم که درصدام رو خیلی خراب کرده واقعاً ناراحت شدم... فقط نمیدونم چرا برای تخصصی وقت کم اوردم! و نشد اون سوال شاخ دیتابیس رو حل کنم! لعنتی طراح انگار سر جنگ داشت با داوطلب! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>بله من همیشه اول دروس مشترک رو جواب میدادم تموم که می شد ۲۰ تا ۳۰ دقیقه رو زبان وقت میذاشتم و یه نگاهی به سوالات ریاضی مینداختم و هرکدوم رو میتونستم حل میکردم و اگه وقتی میموند دوباره میرفتم سراغ سوالای مشترک و اونایی که وقت گیرتر بود رو حل میکردم...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span>خب از اونجایی که تقریباً تمام مباحث کنکور رو خونده بودم برام مهم نبود که قبلا مشابهش رو دیدم یا نه و شروع میکردم به حل کردنش...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span>فقط برای سوال آخر دیتابیس وقت کم آوردم! در صورتی که همیشه تو کنکور های ازمایشی سر تخصصی ها وقت اضافه هم میاوردم و چندتا از تست های هوش هم میزدم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>بله خب منم مثل خیلیای دیگه جواب هایی که زده بودم رو بررسی کردم و انتظارم قبل بررسی این بود که مشترک و تخصصی رو بالای ۷۰ زدم! بعد از بررسی سوالات فهمیدم که مشترک ۵۴ زدم و تخصصی ۶۶ بعد که با کلید های کنکور مقایسه کردم دیدم مشترک ۴۳ شد و تخصصی ۵۲! همینجور پیش میرفت یچیزم بدهکار میشدم که دیگه بررسی نکردم تا نتایج بیاد! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
رتبم هم قبل کنکور به ۱ فکر میکردم! بعد کنکور به زیر ۱۰ و بعد اعلام نتایج به ۳۲ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span>پایه تحصیلی ۳۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۰%<br />
برنامه ریز برای کنکور ۲۰%<br />
کلاس کنکور ۰%<br />
کنکور آزمایشی ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور ۱۵%<br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) ۲۰%<br />
 سایر عوامل ۰%<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>هیچی دیگه یه فوق بگیریم بعدشم یه دکترا بگیریم بعد بریم چیزایی که بلدیم رو به بچه های مردم یاد بدیم، بعد یه تعدادی از اون بچه ها برن دکترا بگیرن و اونا هم به دیگر بچه های ملت یاد بدن و ... این روند بدرد نخور ادامه دارد!<br />
نه آقا! به محیط دانشگاه و آموزش زیاد علاقه مند نیستم! دوست دارم در آینده به جایی برسم که بتونم پروژه های بزرگ رو تجربه کنم و در کنارش روی زمینه های مختلف تحقیق داشته باشم و ...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span>خیلی خیلی خیلی زیاد، کلا آدم مذهبی هستم (یا حداقل اینجور نشون میدم!) و به اینکه خدا بندش رو تو سختی ها تنها نمیذاره اعتقاد خاصی دارم! مطمئن بودم الان که من دارم تلاش میکنم خدا هم پشتمو میادو نمیذاره زحمتام هدر بره...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>صد درصد اگه بعد از خدا یک پشتوانه ای مثل خونوادم نداشتم به این راحتی نمیتونستم بشینم درس بخونم و موفق بشم و واقعا از تک تکشون ممنونم و دست تک تکشون رو میبوسم... همچنین یکی از دوستام که همیشه با راهنمایی ها و انگیزه دادن هاش تو همه زمینه ها کمکم کرده و واقعا از اون هم ممنونم. ممنون آقا حسین.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>از روش خوندن خودم راضیم و هر درس رو متناسب با خودش خوندم اما الان پیش خودم میگم ای کاش روی ریاضی هم وقت میذاشتم... کلا از ریاضی بدم نمیاد اما خوب واسه کنکور درسای کامپیوتر خیلی جذاب تر از حل سوالای ریاضیه...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
دوست دارم تو دانشگاهی باشم که با آدمای با سوادی سرو کله بزنم... از این شهر اون شهر رفتن خسته شدم و بد نیست همینجا برم صنعتی اصفهان که تا خونمون ۱۰ دیقه فاصله داره اما خوب دانشگاه های تهران یه سرو گردن بالاتره...<br />
خیلی دوست دارم شریف بیارم اما بعید میدنم واسه همین بیشتر به تهران یا امیرکبیر فکر میکنم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span>توصیه میکنم این مصاحبه رو بیخیال بشید برید درستونو بخونید! مگه چند ماه دیگه کنکور ندارید!؟<br />
شوخی میکنم، اینکه بخواید برای کنکور همه چیز رو تعطیل کنید باعث میشه زود خسته بشید، تفریحتون رو کم بکنید اما حذفش نکنید، به مانشت هم زیاد سر بزنید و در جریان اخبار و اطلاعات کنکور باشید اما اینطور نشه که وقت زیادی رو از دست بدید و همش تو بخشای مختلف مانشت چرخ بزنید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span>نهههههههههههههههه! خیلی هم خوب بود! دیگه اضافه نکنیدا! آیندگان فوشمون میدن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
بنظرم سوالای خیلی خوبی پرسیده بودید و سال قبل که خودم چندتا مصاحبه رو خوندم برام مفید بود و از طراح سوالات و همه زحمت کشای مانشت تشکر میکنم... همچنین همه دوستانی که حوصله کردن و مصاحبه رو خوندن...<br />
 بازم باید ببخشید که تکمیل مصاحبم اینقد طول کشید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>مانشت که عالیه! خیلی خوشحالم که یک همچین انجمنی وجود داره که برای دانشجویان کامپیوتر و ای تی هم حکم تفریح رو داره هم آموزش هم اطلاع رسانی هم آشنایی و کلا یک محیط دوستانه و خیلی مناسب هست... امیدوارم روز به روز بر تعداد اعضای این خانواده اضافه بشه...<br />
از خود مانشت انتظاری ندارم اما از اعضای مانشت انتظار دارم که تو دانشگاه هاشون مانشت رو به همکلاس هاشون توصیه کنن تا افراد بیشتری از این فضا فیض! ببرن...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">دنبال یک برنامه منظم برای کنکور میگردی؟!<br />
دنبال یک الگو برای موفقیت میگردی؟!<br />
بدنبال راهکار های موفقیت میگردی؟!<br />
بدنبال هرچی میگردی این مصاحبه رو ولش کن برو بعدی! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> من نه برنامه منظمی داشتم که بدرد کسی بخوره، نه راهکار های موفقیت رو بلدم! تنها چیزی که میدونم اینه که برای موفقیت تو هر کاری دوتا چیز لازمه! ۱-علاقه ۲- تلاش<br />
سلام!<br />
باید ببخشید که اینقد طول کشید تکمیل مصاحبه! البته من تقصیری ندارما! سوالا خیلی بود! سه روزه بین کارام دارم سوال جواب میدم تا امروز که دیگه تموم شد... <br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
مسعود هاشمیان آدریانی متولد ۶۹ اصفهان<br />
رتبه ۳۲ گرایش نرم افزار<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span>کارشناسی هم بصورت پیوسته در رشته نرم افزار گرفتم و اخرین واحدش هم شنبه همین هفته پاس شد!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span>این سوال داغ منو تازه میکنه! من عاشق مهندسی نرم افزار بودم و هستم! تو انتخاب رشته کارشناسیم هم ۹۰% انتخابام همین رشته بود! اما نمیدونم چرا جوگیر شدمو انتخاب ۳۵ رو زدم مهندسی برق ملایر!!! از شانس بد ما هم زدو همونو قبول شدم!  دوترم که برق خوندم دیدم فایده نداره! نه اون دانشگاه دانشگاستو نه من برق بخون! افتادم دنبال کارای تغییر رشته و انتقالی، سرت رو درد نیارم بعد ۴ ماه دوندگی آخر ترم ۳ موفق شدم از برق ملایر انتقالی توام با تغییر رشته بگیرم به نرم افزار گیلان...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span>کاردانی که نبودم اما ۳ترم برق قدرت ملایر خوندم و ۷ ترم هم کامپیوتر نرم افزار گیلان!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span>تا اون سه ترمی که برق میخوندم بخاطر شرایط خوابگاه و دوستان همه کاری میکردیم الا درس خوندن! معدل هم در حد ۱۶ راضی بودیم! اما گیلان که رفتم شرایط یکم فرق کرد! درسایی که خوشم میومد رو میخوندم و طبیعتاً شب امتحان راحت بودم و معمولا نمره بالا میگرفتم، درسای چرت و پرت که مجبور به پاس کردنش هستیم رو هم نه کلاس درست حسابی میرفتم و نه میخوندم و شب امتحان میشستم میخوندم و یه نمره که زیاد معدل رو خراب نکنه میگرفتم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span>هدف که بعله! ادامه تحصیل هست تا جایی که بتونم!<br />
ارشد هم چون واقعا میخواستم رتبه ۱ بیارم! این بود که از فروردین شروع کنم! اما یه اتفاقاتی افتاد که از اواسط آبان شروع کردم <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span>از همون اول اول گرایش نرم افزار، تو درصدام هم ببینی اصلا هوش و معماری نزدم و تو IT هم شرکت نکردم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span>سال اولم بود – المپیاد شرکت نکردم.<br />
زبان ۲۳/۳۳<br />
ریاضی ۶/۲۵<br />
مشترک ۴۳/۵۹ (طبق آمار خودم باس ۵۳ میشد!)<br />
تخصصی نرم افزار ۵۲/۰۸ (طبق آمار خودم باید ۶۶ میشد! البته هنوز با کلید های سنجش چک نکردم ببینم من اشتباه میکنم یا سنجش... کلا نمیفهمم چرا یک همچین آزمونی باید حدود ۷تا غلط داشته باشه...)<br />
تخصصی معماری سفید<br />
تخصصی هوش سفید<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span>راستش من اصلا نمره های کارشناسی رو قبول ندارم! و اینکه یکی ۲۰ شده دلیل نمیشه که از اونی که ۱۵ شده بیشتر بفهمه! و نتیجش هم از کنکور ارشد جداست! چون اونجا استاد میاد یکسری سرفصل ها رو مشخص میکنه بعضی از ملت هم میشنن تو یک روز حالا بزور حفظ و تقلب و ... میان یک نمره ای میگیرن اما تو ارشد اگه میخوای نتیجه بگیری باید درس ها رو مفهومی خونده باشی، اگه درس رو فهمیده باشی راحت میتونی همه تست هاشو بزنی مخصوصا تو رشته ما...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span>برنامه خاصی که نداشتم! از اواسط آبان شروع کردم درسایی که بنظرم بیشتر مهم بود رو خوندن و ۳۰-۴۰ روز آخر رو با برنامه جمع بندی کردم و تست زدم...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>عرض کردم که برنامه نداشتم! البته یه کلیاتی هست که میشه گفت برنامه!<br />
۱-	ریاضی رو بیخیال!<br />
۲-زبان رو همینی که بلدم بسه! (کار دیگه نمیتونستم بکنم تو این مدت کم)<br />
۳-دروس اصلی رو خوب و عمقی بخون و دوره کن...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span>بعله! همونطور که گفتم ریاضی رو بیخیا شدم چون وقت گیر بود (البته همیشه تو ازمون های ازمایشی از چیزایی که بلد بودم -حدود ۳۰% میزدم ولی تو کنکور فقط یدونه از محاسبات تونستم بزنم...)<br />
درس های مشترک و تخصصی هم بنظرم همه مهم بودن و سعی کردم همه رو خوب بخونم و چیزی رو حذف نکردم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span>خوب آره، بعضی از درسا رو تو دوره کارشناسی خوب نخونده بودم و ضعیف بودم اما اول اون درسام رو رسوندم و بعد موازی همه رو خوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>۱) زبان عمومی و تخصصی <br />
۲) ریاضیات مهندسی<br />
۳) آمار و احتمالات<br />
۴) محاسبات عددی<br />
۵) ساختمان های گسسته<br />
این پنج مورد رو کلا نخوندم!  <br />
<br />
۶) ساختمان داده ها<br />
تست های مقسمی<br />
<br />
۷) نظریه زبانها و ماشینها<br />
پیتر لینز واقعا محشره...<br />
<br />
۸) مدارهای منطقی<br />
پوران<br />
<br />
۹) معماری کامپیوتر<br />
پوران<br />
<br />
۱۰) سیستم عامل<br />
پارسه (فقط باید به سیستم عامل علاقه داشته باشی تا بتونی این کتاب رو بخونی و نتیجه بگیری ازش...)<br />
<br />
۱۵) کامپایلر<br />
پوران (آل شیخ) + ای هو<br />
<br />
۱۶) زبان های برنامه سازی<br />
راهیان ارشد (چندان جالب نبود کتابش!) + اینترنت!<br />
<br />
۱۷) طراحی الگوریتم<br />
CLRS + پوران<br />
<br />
۱۸) پایگاه داده<br />
مقسمی + روحانی<br />
<br />
۱۹) هوش مصنوعی<br />
نخوندم...<br />
<br />
وویس گوش ندادم اما ویدو های جلسات آخر معماری (فک کنم دانشگاه علمو صنعت) رو از مکتبخونه دان کردم و دیدم خیلی خوب بودن...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span>معماری و منطقی رو بعد خوندن کتاب های مانو برید سر کتاب تست<br />
طراحی الگوریتم رو بصورت موردی از روی CLRS بخونید و تست های زیاد از هر مبحث بزنید تا مسلط بشید...<br />
نظریه پیتر لینز هم حتما بخونید و یه نصیحت هم از من به شما! به هیچ وجه نظریه و کامپایلر رو حذف نکنید! بنظرم این دوتا درس از ساده ترین درسهای کنکور هستن! اگه با حل تمرین زیاد روشون تسلط پیدا کنید در کمترین زمان میتونید تست های این دوتا درس رو بزنید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span>مرجع هم میخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span>متاسفانه زبانم ضعیف هست و تا الان هم هیچ اقدامی براش نکردم! باشد که در آینده بفکر بیافتم! برای کنکور هم هیچی نخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>اگه وقت به اندازه کافی دارید حتما بخونید... من چون وقت نداشتم ریاضی مهندسی رو بیخیال شدم، از کسسته هم خوشم میاد اما از سوالای تستیش خوشم نیمیادو قرار بود آمار و محاسبات رو بخونم که اونم بعد ها بیخیال شدم!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>تنها میخوندم... چون ترم آخر دانشگاه بودم و گیلان بودم مجبور بودم برم کتابخونه بخونم... صبح تا عصر که دانشگاه بودم بین کلاسا میرفتم کتاب خونه شب هم که میومدم خونه به لطف هم خونه ای مکانیک درسخونم! وسوسه میشدم میخوندم! اصلا من نصف این موفقیتم رو مدیون این همخونه ایم بودم! لامصب چشم که باز میکردم رو کتاباش بود شب هم که میخوابیدم بازم رو کتاباش بود!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span>خوب کنکور های آزمایشی سنجش که شرکت میکردم یجورایی کمک میکرد که بفهمم چه درسایی رو عقب هستم و بیشتر وقت صرفشون کنم (البته نه در مقایسه با دیگر داوطلبان، بلکه با توجه به نتیجه ای که میگرفتم و سرفصل های هر آزمون، کلا کاری به بقیه نداشتم که چقد خوندنو چقد میخوننو ...)، اما یه هدف کلی داشتم که یک ماه قبل از کنکور همه درسا رو خوب خونده باشم و ماه اخر رو فقط تست بزنم طبق همین معیار سرعتم رو کمو زیاد میکردم! تا برسونم... (آخرش هم نرسوندم...)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span>اون ۴۰-۵۰ روز آخر که دیدم بعضی از درسا خوب برام جا نیافتاده خودمو تنبیه کردم و ساعت دیدن سریال های شبانه!!! (۱۰ تا ۱۲) رو حذف کردم و درسام رو رسوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span>تو سوال های قبل هم عرض کردم که از همون اول کارشناسی هدفم گرایش نرم افزار بوده...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>احساس نومیدی! که هیچوقت نداشتم و همیشه امیدوار بودم، اما هر موقع خسته میشدم نصف روز و حتی بعضی وقتا تا دو سه روز استراحت میکردم و بعد با انرژی ادامه میدادم... اون یک ماه آخر هم چون به فینال نزدیکتر شده بودم یه انگیزه قویی داشتم که باعث می شد خسته نشم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>هیچ کلاسی شرکت نکردم...<br />
بنظرم تو این رشته اگه خودت بشینی بخونی و مطلب رو بفهمی هم سرعت یادگیری بیشتر میشه و هم کیفیت یادگیری... (و البته جاهایی که خیلی برات گنگه رو از اساتید بپرسی)<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>بله، سنجش شرکت کردم.<br />
بنظرم کنکور آزمایشی نیازه از چند جهت:<br />
باعث میشه برنامت رو نتظیم نگه داری<br />
به بعضی از نقاط ضعفت پی ببری<br />
هر چند مدت یک بار یه تعدادی کنکوری میبینی که دارن برای کسب رتبه بهتر میجنگن و انرژی میگیری که بجنگی!<br />
باعث میشه هدف های کوچیک کوچیک برای خودت مشخص کنی و هر چند مدت یکیش رو فتح کنی که مانع خسته شدنت میشه و ...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span>نه! کلا من درس خوندن موردی برای کنکور رو نمیپسندم! یعنی اینکه یک درس رو تموم کنی بذاری کنار بعد بری سراغ درس بعدی، بنظرم موازی خوندن خیلی بهتر جواب میده... همون طور که قبلا گفتم من همه درسا رو تا ۳۰-۴۵ روز آخر خوندم و جمع بندی رو روز های آخر همراه با تست زنی انجام دادم....<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span>خیلی خیلی حس آماده بودن داشتم! در حدی که وقتی کنکور یک هفته عقب افتاد داشت اشکم در میومد! تو اون یک هفته ای هم که اضافه شد کار خاصی نکردم و زیاد درس نخوندم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>زبان و ریاضی رو برای ۳۰% و دروس تخصصی و مشترک رو برای ۱۰۰% رفتم! (البته با شناخت از سنجش میدونستم که سوالات اشتباه و عجیب غریب حتماً وجود داره...) اما خوب شرایط کنکور بودو نشد که بشه! یکسری تصمیمات اشتباهی سر جلسه گرفتن که بعد که اومد بیرون باورم نمیشد این تصمیمات رو من گرفته باشم!<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>نه سر جلسه خیلی به خودم امیدوار تر شدم و طبق تست هایی که زده بودم مطمئن بودم که دروس مشترک و نخصصی رو بالای ۷۰ زدم! واسه همین خیلی شاد و شنگول بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> اما بعد اومدم دیدم یک سری اشتباهاتی کردم که درصدام رو خیلی خراب کرده واقعاً ناراحت شدم... فقط نمیدونم چرا برای تخصصی وقت کم اوردم! و نشد اون سوال شاخ دیتابیس رو حل کنم! لعنتی طراح انگار سر جنگ داشت با داوطلب! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>بله من همیشه اول دروس مشترک رو جواب میدادم تموم که می شد ۲۰ تا ۳۰ دقیقه رو زبان وقت میذاشتم و یه نگاهی به سوالات ریاضی مینداختم و هرکدوم رو میتونستم حل میکردم و اگه وقتی میموند دوباره میرفتم سراغ سوالای مشترک و اونایی که وقت گیرتر بود رو حل میکردم...<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span>خب از اونجایی که تقریباً تمام مباحث کنکور رو خونده بودم برام مهم نبود که قبلا مشابهش رو دیدم یا نه و شروع میکردم به حل کردنش...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span>فقط برای سوال آخر دیتابیس وقت کم آوردم! در صورتی که همیشه تو کنکور های ازمایشی سر تخصصی ها وقت اضافه هم میاوردم و چندتا از تست های هوش هم میزدم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>بله خب منم مثل خیلیای دیگه جواب هایی که زده بودم رو بررسی کردم و انتظارم قبل بررسی این بود که مشترک و تخصصی رو بالای ۷۰ زدم! بعد از بررسی سوالات فهمیدم که مشترک ۵۴ زدم و تخصصی ۶۶ بعد که با کلید های کنکور مقایسه کردم دیدم مشترک ۴۳ شد و تخصصی ۵۲! همینجور پیش میرفت یچیزم بدهکار میشدم که دیگه بررسی نکردم تا نتایج بیاد! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
رتبم هم قبل کنکور به ۱ فکر میکردم! بعد کنکور به زیر ۱۰ و بعد اعلام نتایج به ۳۲ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span>پایه تحصیلی ۳۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۰%<br />
برنامه ریز برای کنکور ۲۰%<br />
کلاس کنکور ۰%<br />
کنکور آزمایشی ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور ۱۵%<br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) ۲۰%<br />
 سایر عوامل ۰%<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span>هیچی دیگه یه فوق بگیریم بعدشم یه دکترا بگیریم بعد بریم چیزایی که بلدیم رو به بچه های مردم یاد بدیم، بعد یه تعدادی از اون بچه ها برن دکترا بگیرن و اونا هم به دیگر بچه های ملت یاد بدن و ... این روند بدرد نخور ادامه دارد!<br />
نه آقا! به محیط دانشگاه و آموزش زیاد علاقه مند نیستم! دوست دارم در آینده به جایی برسم که بتونم پروژه های بزرگ رو تجربه کنم و در کنارش روی زمینه های مختلف تحقیق داشته باشم و ...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span>خیلی خیلی خیلی زیاد، کلا آدم مذهبی هستم (یا حداقل اینجور نشون میدم!) و به اینکه خدا بندش رو تو سختی ها تنها نمیذاره اعتقاد خاصی دارم! مطمئن بودم الان که من دارم تلاش میکنم خدا هم پشتمو میادو نمیذاره زحمتام هدر بره...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span>صد درصد اگه بعد از خدا یک پشتوانه ای مثل خونوادم نداشتم به این راحتی نمیتونستم بشینم درس بخونم و موفق بشم و واقعا از تک تکشون ممنونم و دست تک تکشون رو میبوسم... همچنین یکی از دوستام که همیشه با راهنمایی ها و انگیزه دادن هاش تو همه زمینه ها کمکم کرده و واقعا از اون هم ممنونم. ممنون آقا حسین.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span>از روش خوندن خودم راضیم و هر درس رو متناسب با خودش خوندم اما الان پیش خودم میگم ای کاش روی ریاضی هم وقت میذاشتم... کلا از ریاضی بدم نمیاد اما خوب واسه کنکور درسای کامپیوتر خیلی جذاب تر از حل سوالای ریاضیه...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
دوست دارم تو دانشگاهی باشم که با آدمای با سوادی سرو کله بزنم... از این شهر اون شهر رفتن خسته شدم و بد نیست همینجا برم صنعتی اصفهان که تا خونمون ۱۰ دیقه فاصله داره اما خوب دانشگاه های تهران یه سرو گردن بالاتره...<br />
خیلی دوست دارم شریف بیارم اما بعید میدنم واسه همین بیشتر به تهران یا امیرکبیر فکر میکنم...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span>توصیه میکنم این مصاحبه رو بیخیال بشید برید درستونو بخونید! مگه چند ماه دیگه کنکور ندارید!؟<br />
شوخی میکنم، اینکه بخواید برای کنکور همه چیز رو تعطیل کنید باعث میشه زود خسته بشید، تفریحتون رو کم بکنید اما حذفش نکنید، به مانشت هم زیاد سر بزنید و در جریان اخبار و اطلاعات کنکور باشید اما اینطور نشه که وقت زیادی رو از دست بدید و همش تو بخشای مختلف مانشت چرخ بزنید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span>نهههههههههههههههه! خیلی هم خوب بود! دیگه اضافه نکنیدا! آیندگان فوشمون میدن! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
بنظرم سوالای خیلی خوبی پرسیده بودید و سال قبل که خودم چندتا مصاحبه رو خوندم برام مفید بود و از طراح سوالات و همه زحمت کشای مانشت تشکر میکنم... همچنین همه دوستانی که حوصله کردن و مصاحبه رو خوندن...<br />
 بازم باید ببخشید که تکمیل مصاحبم اینقد طول کشید...<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span>مانشت که عالیه! خیلی خوشحالم که یک همچین انجمنی وجود داره که برای دانشجویان کامپیوتر و ای تی هم حکم تفریح رو داره هم آموزش هم اطلاع رسانی هم آشنایی و کلا یک محیط دوستانه و خیلی مناسب هست... امیدوارم روز به روز بر تعداد اعضای این خانواده اضافه بشه...<br />
از خود مانشت انتظاری ندارم اما از اعضای مانشت انتظار دارم که تو دانشگاه هاشون مانشت رو به همکلاس هاشون توصیه کنن تا افراد بیشتری از این فضا فیض! ببرن...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 44 هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-24428.html</link>
			<pubDate>Sun, 01 Jun 2014 18:12:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24428.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
علی شریعت بهادری هستم، متولد ۷۰ و متولد و اهل شهر تهران، رتبه ۴۴ مهندسی کامپیوتر گرایش هوش مصنوعی شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
ترم آخر کارشناسی پیوسته مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
رتبه کنکور کارشناسیم زیاد خوب نبود و اولین انتخاب کنکور کارشناسیم برق بود و بعد از برق کامپیوتر رو زده بودم. که فکر میکنم اون زمان دید درستی نداشتم، رشته کامپیوتر نسبت به خیلی از رشته های دیگه ای که وجود داره هم جذاب تر هست و هم جا برای کار زیاد داره، خصوصا هوش مصنوعی و رباتیک.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
اصلا درسم خوب نبود توی کارشناسی و سر بعضی از کلاس ها اصلا نمی رفتم و معدلم هم خیلی پایین بود(۱۴/۰۷) و در کل دانشجوی درسخونی نبودم و چندتا درس هم افتادم.  نمیشه گفت بر حسب علاقه درسها رو میخوندم! چون بیشترشون رو فقط شب امتحان خوندم. کارشناسیم هم ۵ ساله تموم داره میشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
نه اصلاً توی فکر ارشد خوندن نبودم تا سال قبل از کنکور. بعد از کنکور آزمایشی که دادم یعنی بهمن ۹۱ به فکر خوندن و قبول شدن توی کنکور افتادم، فروردین از کاری که توی دوران دانشجوییم میکردم بیرون اومدم و جدی از تیرماه ۹۲ شروع کردم برای خوندن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
از ابتدا تصمیم داشتم که کامپیوتر شرکت کنم ولی تصمیم قطعی نداشتم که چه گرایشی امتحان بدم، اول شروع کردم به خوندن درسهای ریاضی و مشترک و به خودم فرصت دادم تا آخر تابستون فکر کنم و تصمیم بگیرم چه رشته ای برم. اول بیشتر سمت معماری کامپیوتر بودم ولی در نهایت تصمیم گرفتم که هوش مصنوعی بخونم. هم به خاطر زمینه های تحقیقاتی که داره و هم آینده ای که حداقل من براش متصور هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
زبان ۸<br />
 ریاضی ۳۳<br />
 مشترک ۴۶<br />
هوش ۳۱<br />
کارنامه ام توی این لینک برای ملاحضه وجود دارد. <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
سال دوم بود، البته سال اولی بود که جدی امتحان دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
فرقش از زمین تا آسمون هست. خیلی از درسا توی کارشناسی منبع مشخصی براشون وجود نداشت و استاد هر چیزی که دوست داشت رو امتحان میگرفت و باید استاد رو با جوابت قانع میکردی یعنی صرف درک مطلب کافی نبود باید میتونستی استاد رو قانع کنی ولی توی کنکور اینجوری نیست و تو همین که مطلب رو درک کرده باشی میتونی جواب درست رو بزنی. بعدش برای خیلی از درسایی که توی کارشناسی میخوندیم هدفی وجود نداشت و در نتیجه بی انگیزه می شدیم و برنامه ریزی هم انجام نمیدادیم ولی توی کنکور تو میدونی که باید یه برنامه ریزی قوی داشته باشی و هدف خوبی هم داری که باعث میشه انگیزه داشته باشی بهتر عمل کنی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
برنامه خیلی سفت و سختی نداشتم. توی تابستون برای کارآموزی میرفتم و همزمان هم از تیر برنامه ریختم تا آخر تابستون ریاضی و نصف درسای مشترک رو تموم کنم. نه مشکل خاصی پیش نیومد گرچه نتونستم دقیقا برنامه ام رو اجرا کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
نه مرتب برنامه ام رو اصلاحات جزئی میکردم، مثلا آخر تابستون ریاضی مهندسی رو کنار گذاشتم و آخر آذر هم سیستم عامل رو کنار گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
بله، خیلی توجه زیادی به این تاثیر داشتم و زمانی که معلوم شد ضریب درسهای تخصصی ۴ شده وقت زیادتری رو صرف این درسها کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
بله، مثلا من با ساختمان گسسته و منطقی شروع کردم که درسهای آسانتری هستند و اینکارم باعث شد علاقه مند بشم و ساعت مطالعه ام بالاتر بره، ولی توی درس ریاضی مهندسی و مدار ضعیف بودم و حساب کردم که باید زمان زیادی براشون بزارم و چون زمان کافی نداشتم کنار گذاشتمشون. سیستم عامل هم با توجه به اینکه چند نوبتی که خوندمش نتونستم توی آزمون های آزمایشی ازش نتیجه مطلوبی بگیرم آخرا کنارش گذاشتم و جدی نخوندمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من فقط توی برنامه ای که میریختم خوندن یک منبع بودش و به هیچ وجه خوندن چند منبع رو نمی پسندم. البته توی بعضی درسها مثل نظریه و ساختمان داده چون منبع های زیاد خوبی وجود نداشت مخصوصا نظریه مجبور شدم چند تا منبع رو امتحان کنم ولی بقیه درسها فقط یک منبع رو میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
آمار و احتمال – پارسه<br />
محاسبات عددی – پوران پژوهش<br />
گسسته – پوران پژوهش<br />
<br />
ساختمان داده – مقسمی و پارسه<br />
نظریه – لینز و چند تا جزوه و کتاب دیگه ...<br />
منطقی – پوران پژوهش<br />
معماری – پوران پژوهش<br />
سیستم عامل – پارسه<br />
<br />
الگوریتم – پوران پژوهش<br />
هوش – پوران پژوهش<br />
<br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<br />
به نظرم اگه کتاب خوب وجود داشته باشه لزومی به خوندن کتاب مرجع نیست و اصلا وقت کافی برای خوندن کتاب مرجع نیست ولی توی نظریه فک میکنم راهی جز خوندن کتاب لینز نیست، چون کتاب خوبی وجود نداره. البته اگه کسی وقت داشته باشه خوندن کتاب CLRS برای ساختمان داده و الگوریتم خیلی خوب میتونه باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
اگه نگم برای تمام درس ها، برای بیشتر درسها جزوه خوندم ولی بعضی از درسها مثل ساختمان گسسته کتاب مرجع خوندم که البته علاقه شخصی هم به این درس داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
زبانم خیلی خوب نیست و توی کنکور هم با محاسبات من خیلی وقتگیر هست و بهینه نبود که میخوندم یا حتی میزدم، فقط چند تا تست زدم که درصدم صفر نباشه و وقت براش نگذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
بله، میشه بالا زد قطعاً، به نظرم خوندن درس ریاضی مهندسی خیلی زمانبر هست و اگه کسی زمان کافی یا پایه قوی نداشته باشه بهتره که نخوننش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
باید تلاش کرد تا ریاضی(محاسبات، گسسته و آمار) رو حتماً قبل از اتمام تابستون تموم کرد. همینطور درس ساختمان داده و نظریه و منطقی رو هم توی تابستون تموم کرد. باید تلاش کرد تا بقیه درسها هم با برنامه آزمون های یک موسسه پیش برد. شرکت کردن توی آزمون های آزمایشی خیلی خیلی مهمه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
با یکی از دوستانم توی کتابخونه اندیشه درس میخوندیم، اتفاقا دوستم هم رتبه ۲۲ هوش مصنوعی شد. بستگی به آدمش داره، به نظر من اگه دو نفر بتونن با هم هماهنگ باشن و درس بخونن خیلی خوب میتونن پیش برن. گاهی اوقات هم تنهایی توی کتابخونه درس میخوندم. البته ماه آخر به نظر من بهتر هست که تنها درس خوند و ما هم ماه آخر تنها و توی خونه درس خواندیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
تلاش میکردم همیشه به برنامه آزمون ها برسم، آزمون های آزمایشی از این نظر برای من خیلی خوب بود. چون آخرش مطمئن بودم که همه چیز رو خوندم و چیزی جا نمونده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
درس ریاضی مهندسی، سیستم عامل و مدار الکتریکی به دلیل نرسیدن به برنامه حذف شدند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
در سوال های قبلی توضیح دادم. آخر تابستون تصمیم گرفتم هوش بخونم و توی تابستون بیشتر روی مشترک و ریاضی کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
بله، چون دانشگاه میرفتم و درس کنترل خطی داشتم و هر دو هفته امتحان میگرفت باعث میشد برنامه درس خوندنم به هم بریزه خیلی از اوقات. ولی نتایج آزمون های آزمایشی خیلی باعث میشد انگیزه بگیرم برای درس خوندن بیشتر و بهتر شدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
بله، کلاس ساختمان داده پارسه، مهندس طورانی رو میرفتم توی تابستون، به نظرم یک کلاس رفتن باعث میشه تا توی جو کنکور قرار بگیرید ولی تعداد زیاد کلاس رفتن مسخره است، باید وقت درس خوندن هم داشته باشید، فقط کلاس برید فایده ای نداره، باید خودتون بیشتر بخونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
بله. موسسه پارسه. به غیر از یکی از آزمون ها که روز قبل از امتحان ترم کنترل خطی بود همه را شرکت کردم.  واقعا مفید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
طبق برنامه آزمون ها جمع بندی هم انجام دادم. مخصوصاً یک ماه آخر. از قبل برنامه ریزی شده نبود زمانی که حس کردم کافیه درس خوندن شروع کردم به جمع بندی، البته اون وسط چیزای جدید هم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
آمادگی نسبتاً خوبی داشتم. فک میکنم ۸۰ درصد آمادگی رو داشتم. نسبت به شرایط خودم و تلاشی که کردم میگم ولی اگه آمادگی ایده آل برای رتبه ۱ مدنظر باشه ۴۰ درصد آمادگی داشتم. برای این درصد بیشتر مدنظرم آزمون های آزمایشی و تسلط به منابع هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
نه، به این چیزا فک نکردم. روز قبل از کنکور موقع فک کردن به این چیزا نیست، چون نمیشه کاری کرد براش. پس فکر نکنید بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
نمیدونستم ساعت ۸:۳۰ شروع میشه چون آزمون های آزمایشی ۸ شروع میشد این موضوع باعث شد یک کم به هم بریزم و اون نیم ساعتی که همین جوری نشسته بودیم اونجا عصبی شده بودم یکم. از طرفی جایی که بودیم صندلی های خیلی بد آهنی و با دسته کج و کوله و نامناسب داشت که این موضوع هم روی اعصابم بود. وسط سوالای ریاضی هم دستشوییم گرفته بود و رفتم دستشویی اومدم ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت تلف شد. به نظر خودم میتونستم ریاضی رو بهتر بزنم اگه این مشکلات نبود. من همیشه ریاضی رو بالا میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
بله، با مشترک شروع میکردم بعد میرفتم سراغ ریاضی و آخرش هم اگه وقت میشد زبان. توی تخصصی هم اول الگوریتم بعد هوش بعد اگه میتونستم و بلد بودم چند تا سوال از مدار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
معمولاً انتظار داشتم که قبلاً دیده باشم شبیهش رو ولی اگه ندیده بودم باز هم تلاش میکردم که حلش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
نوشتنی که نبود! توی دفترچه اول مشکل وقت پیدا کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
بله. بعد از کنکور درصدم رو بررسی کردم. دقیقاً الان خاطرم نیست ولی بعضی از سوالات اشتباه بود و باعث  میشد درصد شما قطعی نباشه ولی حدود همین درصدا رو انتظار داشتم. با ۵ تا ۱۰ درصد تلورانس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
شرایط مطالعه و زندگی ۵۰%<br />
کنکور آزمایشی ۲۵%<br />
برنامه ریزی برای کنکور  ۲۵%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
من به کار در حوزه رباتیک علاقه دارم. البته به کارهای آکادمیک هم علاقه دارم، مثل پردازش متن طبیعی و حتی تدریس در دانشگاه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
توکل به خدا خیلی تاثیر داره. خیلی زیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
دوستم علی درخشان که باهاش درس میخوندم و خانواده ام که شرایط درس خوندن رو برام فراهم کردن خیلی توی این موفقیت نقش داشتند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
بله. محاسبات عددی، نظریه، سیستم عامل و هوش درسهایی بود که من اگه قرار بود یه بار دیگه میخوندم جدی تر و قوی تر و با روش دیگه ای میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
احتمال میدم که دانشگاه تهران یا امیرکبیر قبول بشم. بر اساس رنک دانشگاه، اساتید و دانشجویان انتخاب رشته کرده ام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
توصیه من این هست که روابط خودتون رو مدیریت کنید، آدم های اطرافتون رو کم کنید و از دوستی با افرادی که زمان زیادی از شما تلف میکنند خودداری کنید و همین طور هر چیزی که وقت شما رو میگیره رو حذف کنید. باشگاه، کلاس متفرقه و ... <br />
سعی کنید روحیه خودتون رو حفظ کنید و کم نیارید، دوست هایی داشته باشید که وقتی کم میارید باهاشون حرف بزنید ولی زیاده روی نکنید، باید مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
در مورد رشته کامپیوتر فقط میخواستم یک توضیحی بدم. ما اول که رفته بودیم دانشگاه دید درستی نداشتیم و خیلی از ماها رفتند و شروع کردند به کار کردن ولی اینکار اشتباه هست. کاری که یک دانشجوی کامپیوتر باید بکنه درس خوندن و کارهای علمی هست وگرنه برنامه نویسی رو خیلی از آدمای سطح پایین تر از تحصیلات دانشگاهی میتونن انجام بدن. حداقل من اینجوری فکر میکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
به شخصه، مانشت خیلی به من کمک کرد مخصوصا در مورد انتخاب منابع درسی، اگه چند تا مصاحبه بخونید به یک درک درستی میرسید و همین طور بعضی وقتا که خسته میشدم و بی انگیزه خوندن مصاحبه ها باعث شد انگیزه بگیرم و قوی تر پیش برم. از همه فعالان و دست اندرکاران این سایت تشکر میکنم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
علی شریعت بهادری هستم، متولد ۷۰ و متولد و اهل شهر تهران، رتبه ۴۴ مهندسی کامپیوتر گرایش هوش مصنوعی شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
ترم آخر کارشناسی پیوسته مهندسی کامپیوتر گرایش سخت افزار هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
رتبه کنکور کارشناسیم زیاد خوب نبود و اولین انتخاب کنکور کارشناسیم برق بود و بعد از برق کامپیوتر رو زده بودم. که فکر میکنم اون زمان دید درستی نداشتم، رشته کامپیوتر نسبت به خیلی از رشته های دیگه ای که وجود داره هم جذاب تر هست و هم جا برای کار زیاد داره، خصوصا هوش مصنوعی و رباتیک.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
اصلا درسم خوب نبود توی کارشناسی و سر بعضی از کلاس ها اصلا نمی رفتم و معدلم هم خیلی پایین بود(۱۴/۰۷) و در کل دانشجوی درسخونی نبودم و چندتا درس هم افتادم.  نمیشه گفت بر حسب علاقه درسها رو میخوندم! چون بیشترشون رو فقط شب امتحان خوندم. کارشناسیم هم ۵ ساله تموم داره میشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
نه اصلاً توی فکر ارشد خوندن نبودم تا سال قبل از کنکور. بعد از کنکور آزمایشی که دادم یعنی بهمن ۹۱ به فکر خوندن و قبول شدن توی کنکور افتادم، فروردین از کاری که توی دوران دانشجوییم میکردم بیرون اومدم و جدی از تیرماه ۹۲ شروع کردم برای خوندن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
از ابتدا تصمیم داشتم که کامپیوتر شرکت کنم ولی تصمیم قطعی نداشتم که چه گرایشی امتحان بدم، اول شروع کردم به خوندن درسهای ریاضی و مشترک و به خودم فرصت دادم تا آخر تابستون فکر کنم و تصمیم بگیرم چه رشته ای برم. اول بیشتر سمت معماری کامپیوتر بودم ولی در نهایت تصمیم گرفتم که هوش مصنوعی بخونم. هم به خاطر زمینه های تحقیقاتی که داره و هم آینده ای که حداقل من براش متصور هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
زبان ۸<br />
 ریاضی ۳۳<br />
 مشترک ۴۶<br />
هوش ۳۱<br />
کارنامه ام توی این لینک برای ملاحضه وجود دارد. <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
سال دوم بود، البته سال اولی بود که جدی امتحان دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
فرقش از زمین تا آسمون هست. خیلی از درسا توی کارشناسی منبع مشخصی براشون وجود نداشت و استاد هر چیزی که دوست داشت رو امتحان میگرفت و باید استاد رو با جوابت قانع میکردی یعنی صرف درک مطلب کافی نبود باید میتونستی استاد رو قانع کنی ولی توی کنکور اینجوری نیست و تو همین که مطلب رو درک کرده باشی میتونی جواب درست رو بزنی. بعدش برای خیلی از درسایی که توی کارشناسی میخوندیم هدفی وجود نداشت و در نتیجه بی انگیزه می شدیم و برنامه ریزی هم انجام نمیدادیم ولی توی کنکور تو میدونی که باید یه برنامه ریزی قوی داشته باشی و هدف خوبی هم داری که باعث میشه انگیزه داشته باشی بهتر عمل کنی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
برنامه خیلی سفت و سختی نداشتم. توی تابستون برای کارآموزی میرفتم و همزمان هم از تیر برنامه ریختم تا آخر تابستون ریاضی و نصف درسای مشترک رو تموم کنم. نه مشکل خاصی پیش نیومد گرچه نتونستم دقیقا برنامه ام رو اجرا کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
نه مرتب برنامه ام رو اصلاحات جزئی میکردم، مثلا آخر تابستون ریاضی مهندسی رو کنار گذاشتم و آخر آذر هم سیستم عامل رو کنار گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
بله، خیلی توجه زیادی به این تاثیر داشتم و زمانی که معلوم شد ضریب درسهای تخصصی ۴ شده وقت زیادتری رو صرف این درسها کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
بله، مثلا من با ساختمان گسسته و منطقی شروع کردم که درسهای آسانتری هستند و اینکارم باعث شد علاقه مند بشم و ساعت مطالعه ام بالاتر بره، ولی توی درس ریاضی مهندسی و مدار ضعیف بودم و حساب کردم که باید زمان زیادی براشون بزارم و چون زمان کافی نداشتم کنار گذاشتمشون. سیستم عامل هم با توجه به اینکه چند نوبتی که خوندمش نتونستم توی آزمون های آزمایشی ازش نتیجه مطلوبی بگیرم آخرا کنارش گذاشتم و جدی نخوندمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من فقط توی برنامه ای که میریختم خوندن یک منبع بودش و به هیچ وجه خوندن چند منبع رو نمی پسندم. البته توی بعضی درسها مثل نظریه و ساختمان داده چون منبع های زیاد خوبی وجود نداشت مخصوصا نظریه مجبور شدم چند تا منبع رو امتحان کنم ولی بقیه درسها فقط یک منبع رو میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
آمار و احتمال – پارسه<br />
محاسبات عددی – پوران پژوهش<br />
گسسته – پوران پژوهش<br />
<br />
ساختمان داده – مقسمی و پارسه<br />
نظریه – لینز و چند تا جزوه و کتاب دیگه ...<br />
منطقی – پوران پژوهش<br />
معماری – پوران پژوهش<br />
سیستم عامل – پارسه<br />
<br />
الگوریتم – پوران پژوهش<br />
هوش – پوران پژوهش<br />
<br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<br />
به نظرم اگه کتاب خوب وجود داشته باشه لزومی به خوندن کتاب مرجع نیست و اصلا وقت کافی برای خوندن کتاب مرجع نیست ولی توی نظریه فک میکنم راهی جز خوندن کتاب لینز نیست، چون کتاب خوبی وجود نداره. البته اگه کسی وقت داشته باشه خوندن کتاب CLRS برای ساختمان داده و الگوریتم خیلی خوب میتونه باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
اگه نگم برای تمام درس ها، برای بیشتر درسها جزوه خوندم ولی بعضی از درسها مثل ساختمان گسسته کتاب مرجع خوندم که البته علاقه شخصی هم به این درس داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
زبانم خیلی خوب نیست و توی کنکور هم با محاسبات من خیلی وقتگیر هست و بهینه نبود که میخوندم یا حتی میزدم، فقط چند تا تست زدم که درصدم صفر نباشه و وقت براش نگذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
بله، میشه بالا زد قطعاً، به نظرم خوندن درس ریاضی مهندسی خیلی زمانبر هست و اگه کسی زمان کافی یا پایه قوی نداشته باشه بهتره که نخوننش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
باید تلاش کرد تا ریاضی(محاسبات، گسسته و آمار) رو حتماً قبل از اتمام تابستون تموم کرد. همینطور درس ساختمان داده و نظریه و منطقی رو هم توی تابستون تموم کرد. باید تلاش کرد تا بقیه درسها هم با برنامه آزمون های یک موسسه پیش برد. شرکت کردن توی آزمون های آزمایشی خیلی خیلی مهمه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
با یکی از دوستانم توی کتابخونه اندیشه درس میخوندیم، اتفاقا دوستم هم رتبه ۲۲ هوش مصنوعی شد. بستگی به آدمش داره، به نظر من اگه دو نفر بتونن با هم هماهنگ باشن و درس بخونن خیلی خوب میتونن پیش برن. گاهی اوقات هم تنهایی توی کتابخونه درس میخوندم. البته ماه آخر به نظر من بهتر هست که تنها درس خوند و ما هم ماه آخر تنها و توی خونه درس خواندیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
تلاش میکردم همیشه به برنامه آزمون ها برسم، آزمون های آزمایشی از این نظر برای من خیلی خوب بود. چون آخرش مطمئن بودم که همه چیز رو خوندم و چیزی جا نمونده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
درس ریاضی مهندسی، سیستم عامل و مدار الکتریکی به دلیل نرسیدن به برنامه حذف شدند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
در سوال های قبلی توضیح دادم. آخر تابستون تصمیم گرفتم هوش بخونم و توی تابستون بیشتر روی مشترک و ریاضی کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
بله، چون دانشگاه میرفتم و درس کنترل خطی داشتم و هر دو هفته امتحان میگرفت باعث میشد برنامه درس خوندنم به هم بریزه خیلی از اوقات. ولی نتایج آزمون های آزمایشی خیلی باعث میشد انگیزه بگیرم برای درس خوندن بیشتر و بهتر شدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
بله، کلاس ساختمان داده پارسه، مهندس طورانی رو میرفتم توی تابستون، به نظرم یک کلاس رفتن باعث میشه تا توی جو کنکور قرار بگیرید ولی تعداد زیاد کلاس رفتن مسخره است، باید وقت درس خوندن هم داشته باشید، فقط کلاس برید فایده ای نداره، باید خودتون بیشتر بخونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
بله. موسسه پارسه. به غیر از یکی از آزمون ها که روز قبل از امتحان ترم کنترل خطی بود همه را شرکت کردم.  واقعا مفید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
طبق برنامه آزمون ها جمع بندی هم انجام دادم. مخصوصاً یک ماه آخر. از قبل برنامه ریزی شده نبود زمانی که حس کردم کافیه درس خوندن شروع کردم به جمع بندی، البته اون وسط چیزای جدید هم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
آمادگی نسبتاً خوبی داشتم. فک میکنم ۸۰ درصد آمادگی رو داشتم. نسبت به شرایط خودم و تلاشی که کردم میگم ولی اگه آمادگی ایده آل برای رتبه ۱ مدنظر باشه ۴۰ درصد آمادگی داشتم. برای این درصد بیشتر مدنظرم آزمون های آزمایشی و تسلط به منابع هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
نه، به این چیزا فک نکردم. روز قبل از کنکور موقع فک کردن به این چیزا نیست، چون نمیشه کاری کرد براش. پس فکر نکنید بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
نمیدونستم ساعت ۸:۳۰ شروع میشه چون آزمون های آزمایشی ۸ شروع میشد این موضوع باعث شد یک کم به هم بریزم و اون نیم ساعتی که همین جوری نشسته بودیم اونجا عصبی شده بودم یکم. از طرفی جایی که بودیم صندلی های خیلی بد آهنی و با دسته کج و کوله و نامناسب داشت که این موضوع هم روی اعصابم بود. وسط سوالای ریاضی هم دستشوییم گرفته بود و رفتم دستشویی اومدم ۵ تا ۱۰ دقیقه وقت تلف شد. به نظر خودم میتونستم ریاضی رو بهتر بزنم اگه این مشکلات نبود. من همیشه ریاضی رو بالا میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
بله، با مشترک شروع میکردم بعد میرفتم سراغ ریاضی و آخرش هم اگه وقت میشد زبان. توی تخصصی هم اول الگوریتم بعد هوش بعد اگه میتونستم و بلد بودم چند تا سوال از مدار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
معمولاً انتظار داشتم که قبلاً دیده باشم شبیهش رو ولی اگه ندیده بودم باز هم تلاش میکردم که حلش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
نوشتنی که نبود! توی دفترچه اول مشکل وقت پیدا کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
بله. بعد از کنکور درصدم رو بررسی کردم. دقیقاً الان خاطرم نیست ولی بعضی از سوالات اشتباه بود و باعث  میشد درصد شما قطعی نباشه ولی حدود همین درصدا رو انتظار داشتم. با ۵ تا ۱۰ درصد تلورانس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
شرایط مطالعه و زندگی ۵۰%<br />
کنکور آزمایشی ۲۵%<br />
برنامه ریزی برای کنکور  ۲۵%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
من به کار در حوزه رباتیک علاقه دارم. البته به کارهای آکادمیک هم علاقه دارم، مثل پردازش متن طبیعی و حتی تدریس در دانشگاه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
توکل به خدا خیلی تاثیر داره. خیلی زیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
دوستم علی درخشان که باهاش درس میخوندم و خانواده ام که شرایط درس خوندن رو برام فراهم کردن خیلی توی این موفقیت نقش داشتند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
بله. محاسبات عددی، نظریه، سیستم عامل و هوش درسهایی بود که من اگه قرار بود یه بار دیگه میخوندم جدی تر و قوی تر و با روش دیگه ای میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
احتمال میدم که دانشگاه تهران یا امیرکبیر قبول بشم. بر اساس رنک دانشگاه، اساتید و دانشجویان انتخاب رشته کرده ام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
توصیه من این هست که روابط خودتون رو مدیریت کنید، آدم های اطرافتون رو کم کنید و از دوستی با افرادی که زمان زیادی از شما تلف میکنند خودداری کنید و همین طور هر چیزی که وقت شما رو میگیره رو حذف کنید. باشگاه، کلاس متفرقه و ... <br />
سعی کنید روحیه خودتون رو حفظ کنید و کم نیارید، دوست هایی داشته باشید که وقتی کم میارید باهاشون حرف بزنید ولی زیاده روی نکنید، باید مشکلاتتون رو خودتون حل کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
در مورد رشته کامپیوتر فقط میخواستم یک توضیحی بدم. ما اول که رفته بودیم دانشگاه دید درستی نداشتیم و خیلی از ماها رفتند و شروع کردند به کار کردن ولی اینکار اشتباه هست. کاری که یک دانشجوی کامپیوتر باید بکنه درس خوندن و کارهای علمی هست وگرنه برنامه نویسی رو خیلی از آدمای سطح پایین تر از تحصیلات دانشگاهی میتونن انجام بدن. حداقل من اینجوری فکر میکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
به شخصه، مانشت خیلی به من کمک کرد مخصوصا در مورد انتخاب منابع درسی، اگه چند تا مصاحبه بخونید به یک درک درستی میرسید و همین طور بعضی وقتا که خسته میشدم و بی انگیزه خوندن مصاحبه ها باعث شد انگیزه بگیرم و قوی تر پیش برم. از همه فعالان و دست اندرکاران این سایت تشکر میکنم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ی 12 معماری]]></title>
			<link>/forum/thread-24415.html</link>
			<pubDate>Sat, 31 May 2014 20:30:54 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24415.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">1371 ، شیراز ، ۱۲ معماری کامپیوتر</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">مهندسی کامپیوتر - سخت افزار، سال آخر کارشناسی پیوسته</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">از همون زمانی که کامپیوتر دار شدم ، علاقه شدیدی به کار با کامپیوتر پیدا کردم.<br />
از دوران دبیرستان هم می خواستم برای دانشگاه رشته کامپیوتر رو انتخاب کنم.<br />
سال پیش‌دانشگاهی فقط برای رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز می‌خوندم و خوشبختانه رتبه لازم رو آوردم،<br />
اما همون سال ۸۹ یه سری تغییرات در دانشگاه شیراز به وجود اومد که باعث شد،<br />
ظرفیت رشته مهندسی کامپیوتر نصف و بومی گزینی این رشته برداشته بشه.<br />
به همین دلیل به جای مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز، مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان قبول شدم.<br />
این نکته رو هم اضافه کنم که من برای انتخاب رشته کارشناسی ۸۰ انتخاب کردم،<br />
که فقط شامل رشته های مهندسی کامپیوتر( نرم‌افزار - سخت‌افزار ) ، IT و علوم کامپیوتر می‌شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">دانشگاه اصفهان</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش می‌کردید.</span> <br />
<span style="font-style: italic;">از همون ترم اول به دلیل مواجهه با درس های بی ربط پایه (ریاضی ، فیزیک ، ادبیات ، زبان ، معارف و ... ) با بحران معدل روبه‌رو شدم،<br />
و همین روند باعث شد به کلی از معدل صرف نظر کنم و یادگرفتن علایق رو به کسب نمره ترجیح بدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">سال سوم کارشناسی(پارسال) تصمیم رو برای ادامه تحصیل گرفتم.<br />
از اونجایی که فعلا نمی‌تونم برای ادامه تحصیل به یه دانشگاه خوب اروپایی یا آمریکایی برم،<br />
و موقعیت کاری مناسبی هم ندارم، بهترین گزینه برای من کنکور کارشناسی ارشد شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون گرایش سخت افزار بودم و ترم هفت دروس وی‌ال‌اس‌ای و انتقال داده رو داشتم، راحت‌تر بودم گرایش معماری امتحان بدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">درصد ها به اختصار:<br />
زبان ۱۰% - ریاضی ۴% - مشترک ۴۳% - تخصصی معماری ۵۲%<br />
برای دیدن کل کارنامه( و مقایسه تفاوت رتبه ۱۲ و ۲۲ )به لینک زیر مراجعه کنید.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">بسیار به استاد درس بستگی داره.<br />
برای نمونه استاد درس وی‌ال‌اس‌ای و انتقال داده ما بسیار عالی بود،<br />
یعنی درسی که داد هم از روی منبع بود هم برای کنکور کاملا کافی بود<br />
اما استاد درس الکترونیک دیجیتال کاملا نامربوط تدریس کرد،<br />
به طوری که هیچکس از مفاهیم الکترونیک دیجیتال چیزی یاد نگرفت چه برسه بخواد تست بزنه.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ؟</span><br />
اواخر تیر (تیر ۹۲)<br />
<span style="font-weight: bold;">از کی شروع کردید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">اواخر شهریور</span><br />
<span style="font-weight: bold;">آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">نه، کلا چون تعداد درس ها زیاد بودن شروع سختی داشتم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه تون چند ماهه بود؟ </span><br />
<span style="font-style: italic;">اول یه برنامه ۶ ماهه داشتم که عملا به سه ماه تقلیل پیدا کرد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">اواخر تیر برنامه درسی چیدم. چون دیدم وقت زیاده تا اواسط شهریور چیزی نخوندم<br />
دو هفته کم و بیش خوندم. دوباره تا اواخر آذر درس کنکور به تعویق افتاد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون اول برنامه ریزی کردم بعد به خاطر مسائلی که پیش اومد چند ماه درس رو رها کردم کلا برنامم عوض شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<span style="font-style: italic;">اول می خواستم تمام دروس رو به مرز تسلط برسونم، اما چون یه بازه سه ماهه درس نخوندم<br />
و دیر شده بود فقط روی دروس مشترک و تخصصی وقت گذاشتم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">در برنامه اولیه می خواستم رو نقاط ضعفم تمرکز کنم ولی چون اجرایی نشد فقط رو نقاط قوت‌م سرمایه گذاری کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">قانون من برای درس خوندن اینه : " برای موفقیت در هر درس وجود یک کتاب آموزشی (ترجیحا منبع) لازم و یک کتاب تست کافیه"<br />
اما باید بهترین منبع و کتاب تست رو انتخاب کنید وگرنه این قانون جواب نمیده ; )</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">منابع آموزشی : جزوه استاد یا منبع سازمان سنجش<br />
منابع تست :<br />
     زبان : ۵۰۴<br />
     ریاضی :<br />
          آمار : جزوه جمع‌بندی پارسه<br />
          گسسته : پوران پژوهش<br />
     مشترک :<br />
          ساختمان داده : مقسمی<br />
          نظریه : پوران پژوهش<br />
          منطقی : پوران پژوهش<br />
          معماری : پوران پژوهش<br />
          سیستم عامل : پارسه (در صورت کمبود وقت - مقسمی)<br />
     تخصصی :<br />
          مدار الکتریکی : پوران پژوهش<br />
          الکترونیک دیجیتال : پوران پژوهش<br />
          وی‌ال‌اس‌ای : راهیان ارشد<br />
          انتقال داده : راهیان ارشد</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<span style="font-style: italic;">نظریه - معماری - مدار الکتریکی - وی‌ال‌اس‌ای - انتقال داده</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">مرجع در کنار جزوه، به طوری که هر جا جزوه ناقص بود به مرجع مراجعه می کردم<br />
و در آخر یه نگاه کلی به مرجع می انداختم که چیزی جا نمونده باشه.(بخش سختش همین تطبیق جزوه و مرجع بود).</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">زبانم خوب بود. تقریبا یک سوم ۵۰۴ رو هم خوندم.<br />
سر جلسه چون بیشتر وقتم رو گذاشتم برای دروس مشترک از زبان هرچی ساده بود رو زدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون ریاضی از امسال تاثیرش کمتر شده، بهتره بیشتر وقت رو برای مشترک و تخصصی بزارین.<br />
ولی تسلط کامل روی دو درس ریاضی و تسلط جزئی روی دو درس دیگه توصیه میشه.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به طور کل من دروس تخصصی و مشترک رو خیلی بیشتر از ریاضیات و زبان خوندم.<br />
و کلا تمرکزم روی دروس مشترک بود. چون دروس تخصصی رو همزمان با تدریس استاد در دانشگاه جلو می‌بردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<span style="font-style: italic;">بدون شک یک از بزرگترین دلایل موفقیت من(اگه بشه اسمش رو موفقیت گذاشت) برمیگرده به دوستم.<br />
ما جدا از هم درس می‌خوندیم ولی اکثرا باهم در ارتباط بودیم که هر درس رو تا کجا پیش بردیم و کلا به هم کمک می کردیم.</span><br />
<span style="font-style: italic;">در ضمن چون من تنها زندگی می‌کنم نیازی به کتابخونه نبود. یه میز تو خونه رو به کنکور اختصاص داده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">با دوستم هماهنگ بودم و چون دوستم آزمون های آزمایشی رو شرکت می‌کرد سرعتم رو با اون هماهنگ می‌کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">سیاست من کلا سیاست حذف درس بود. هفته آخر که کنکور تمدید عقب افتادگی‌هام رو جبران کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">در برنامه اولیه دو گرایش معماری و هوش رو در نظر گرفته بودم ولی چون وقت کم اوردم کلا هوش رو بیخیال شدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به جز اون دوستم که با هم پیشرفت درسی‌مون رو هماهنگ می‌کردیم، یه دوست دیگه دارم که اوقات غیر درسی رو باهم می‌گذرونیم.<br />
هر وقت ناامید می‌شدم بهم روحیه میداد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">کلا کلاس نرفتم و لازم هم ندیدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">کنکور آزمایشی هم ندادم.<br />
ولی دو هفته آخر کل کنکورهای سال ۸۵ تا ۹۲ و آزمایشی های پارسه و آزمایش های سنجش<br />
رو تو خونه به صورت زمان بندی شده و به سبک امتحان کنکور، از خودم آزمون گرفتم که تاثیر خیلی خوبی داشت.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون دیر شروع کردم نیاز به جمع بندی نداشتم<br />
و کلا چون خلاصه برداری داشتم جمع بندی و مرور هر درس در حد یکی دو ساعت انجام میشد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون دو هفته آخر مشغول آزمون گرفتن از خودم بودم کاملا به نقاط ضعف و قوت‌م پی برده بودم و تسلط کافی پیدا کرده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">به ریاضیات اصلا امیدی نداشتم ولی رو مشترک و تخصصی ۵۰% فکر می کردم که دقیقا همون شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون امسال سال اولی بود که کنکور می‌دادم و برای سال دیگه هم وقت داشتم خیالم راحت بود.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">کلا اول زبان رو یه نگاهی می انداختم بعد می‌رفتم سراغ مشترک و در آخر ریاضی.<br />
اگه وقت زیاد می‌آوردم دوباره به همون ترتیب.<br />
دفترچه تخصصی هم که جداست و چون مدار الکتریکی تسلط کافی نداشتم سوالاتش رو در وقت اضافه حل می کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">تقریبا به جر دو سوال مشابه‌ش رو تو کنکورهای سال قبل یا آزمایشی‌ها دیده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">وقت کم نیاوردم ولی زیاد هم نیاوردم. دقیقا طبق همون چیزی که برنامه ریزی کرده بودم جواب دادم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<span style="font-style: italic;">نه، کلید اولیه رو نگاه نکردم.<br />
تا قبل از دیدن نتایج هم هیچ پیش‌بینی نکردم.<br />
ولی احتمال میدادم یا رتبه خیلی خوبی بیارم یا رتبه بسیار بدی.<br />
چون می دونستم ریاضی و زبان رو خراب کردم ولی مشترک و تخصصی رو خوب زدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<span style="font-style: italic;">شرایط مطالعه(خوانوده و دوستان) : ۵۰%<br />
پایه تحصیلی و دانشگاه :               ۳۰%<br />
شرایط سر جلسه :                       ۱۵%<br />
سایر موارد :                                 ۵%</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به احتمال زیاد به سمت شغل‌های تحقیقاتی و با موضوع علوم شناختی و عصب شناسی خواهم رفت.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">بیشترین کمک در روند کنکور رو من از مادرم داشتم. واقعا چند هفته آخر مثل فرشته نجات بودن.<br />
اگه کمک مادرم در این برهه زمانی نبود فکر نمیکنم رتبه ای زیر ۱۰۰۰ می‌آوردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<span style="font-style: italic;">مدار الکتریکی و کلیه دروس ریاضیات رو باید از تابستون شروع کرد و در طول زمان خوند.<br />
چون من دیر شروع کردم مجبور شدم همه اینها رو حذف کنم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">بین دانشگاه شریف و تهران مردد بودم اما در آخر شریف رو انتخاب کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">هر چقدر هم دیر شروع می‌کنید ناامید نشید. برای گرفتن نتیجه خوب در کنکور دوماه درس خوندن کافیه.<br />
در ضمن سعی کنید در طول مدتی که دارید برای کنکور درس می خونید،<br />
اینترنت ، تلویزیون ، تلفن و ... رو به طور کامل قطع کنید و فقط یک ساعت مشخص از شبانه‌روز رو بهش اختصاص بدید.<br />
من فقط ۴ ساعت در هفته به اینترنت دسترسی داشتم چون اینترنت خونه رو قطع کرده بودم.<br />
تلویزیون رو هم به طور کلی قطع کرده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">من چون اینترنت نداشتم در طول مدت درس خوندنم کم اینجا میومدم اما پارسال که مصاحبه ها رو خوندم خیلی برام مفید بود.<br />
در مجموع سایت خوبی درست کردید. ممنون.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">1371 ، شیراز ، ۱۲ معماری کامپیوتر</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">مهندسی کامپیوتر - سخت افزار، سال آخر کارشناسی پیوسته</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">از همون زمانی که کامپیوتر دار شدم ، علاقه شدیدی به کار با کامپیوتر پیدا کردم.<br />
از دوران دبیرستان هم می خواستم برای دانشگاه رشته کامپیوتر رو انتخاب کنم.<br />
سال پیش‌دانشگاهی فقط برای رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز می‌خوندم و خوشبختانه رتبه لازم رو آوردم،<br />
اما همون سال ۸۹ یه سری تغییرات در دانشگاه شیراز به وجود اومد که باعث شد،<br />
ظرفیت رشته مهندسی کامپیوتر نصف و بومی گزینی این رشته برداشته بشه.<br />
به همین دلیل به جای مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز، مهندسی کامپیوتر دانشگاه اصفهان قبول شدم.<br />
این نکته رو هم اضافه کنم که من برای انتخاب رشته کارشناسی ۸۰ انتخاب کردم،<br />
که فقط شامل رشته های مهندسی کامپیوتر( نرم‌افزار - سخت‌افزار ) ، IT و علوم کامپیوتر می‌شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">دانشگاه اصفهان</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش می‌کردید.</span> <br />
<span style="font-style: italic;">از همون ترم اول به دلیل مواجهه با درس های بی ربط پایه (ریاضی ، فیزیک ، ادبیات ، زبان ، معارف و ... ) با بحران معدل روبه‌رو شدم،<br />
و همین روند باعث شد به کلی از معدل صرف نظر کنم و یادگرفتن علایق رو به کسب نمره ترجیح بدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">سال سوم کارشناسی(پارسال) تصمیم رو برای ادامه تحصیل گرفتم.<br />
از اونجایی که فعلا نمی‌تونم برای ادامه تحصیل به یه دانشگاه خوب اروپایی یا آمریکایی برم،<br />
و موقعیت کاری مناسبی هم ندارم، بهترین گزینه برای من کنکور کارشناسی ارشد شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون گرایش سخت افزار بودم و ترم هفت دروس وی‌ال‌اس‌ای و انتقال داده رو داشتم، راحت‌تر بودم گرایش معماری امتحان بدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">درصد ها به اختصار:<br />
زبان ۱۰% - ریاضی ۴% - مشترک ۴۳% - تخصصی معماری ۵۲%<br />
برای دیدن کل کارنامه( و مقایسه تفاوت رتبه ۱۲ و ۲۲ )به لینک زیر مراجعه کنید.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">بسیار به استاد درس بستگی داره.<br />
برای نمونه استاد درس وی‌ال‌اس‌ای و انتقال داده ما بسیار عالی بود،<br />
یعنی درسی که داد هم از روی منبع بود هم برای کنکور کاملا کافی بود<br />
اما استاد درس الکترونیک دیجیتال کاملا نامربوط تدریس کرد،<br />
به طوری که هیچکس از مفاهیم الکترونیک دیجیتال چیزی یاد نگرفت چه برسه بخواد تست بزنه.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ؟</span><br />
اواخر تیر (تیر ۹۲)<br />
<span style="font-weight: bold;">از کی شروع کردید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">اواخر شهریور</span><br />
<span style="font-weight: bold;">آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">نه، کلا چون تعداد درس ها زیاد بودن شروع سختی داشتم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه تون چند ماهه بود؟ </span><br />
<span style="font-style: italic;">اول یه برنامه ۶ ماهه داشتم که عملا به سه ماه تقلیل پیدا کرد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">اواخر تیر برنامه درسی چیدم. چون دیدم وقت زیاده تا اواسط شهریور چیزی نخوندم<br />
دو هفته کم و بیش خوندم. دوباره تا اواخر آذر درس کنکور به تعویق افتاد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون اول برنامه ریزی کردم بعد به خاطر مسائلی که پیش اومد چند ماه درس رو رها کردم کلا برنامم عوض شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<span style="font-style: italic;">اول می خواستم تمام دروس رو به مرز تسلط برسونم، اما چون یه بازه سه ماهه درس نخوندم<br />
و دیر شده بود فقط روی دروس مشترک و تخصصی وقت گذاشتم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">در برنامه اولیه می خواستم رو نقاط ضعفم تمرکز کنم ولی چون اجرایی نشد فقط رو نقاط قوت‌م سرمایه گذاری کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">قانون من برای درس خوندن اینه : " برای موفقیت در هر درس وجود یک کتاب آموزشی (ترجیحا منبع) لازم و یک کتاب تست کافیه"<br />
اما باید بهترین منبع و کتاب تست رو انتخاب کنید وگرنه این قانون جواب نمیده ; )</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">منابع آموزشی : جزوه استاد یا منبع سازمان سنجش<br />
منابع تست :<br />
     زبان : ۵۰۴<br />
     ریاضی :<br />
          آمار : جزوه جمع‌بندی پارسه<br />
          گسسته : پوران پژوهش<br />
     مشترک :<br />
          ساختمان داده : مقسمی<br />
          نظریه : پوران پژوهش<br />
          منطقی : پوران پژوهش<br />
          معماری : پوران پژوهش<br />
          سیستم عامل : پارسه (در صورت کمبود وقت - مقسمی)<br />
     تخصصی :<br />
          مدار الکتریکی : پوران پژوهش<br />
          الکترونیک دیجیتال : پوران پژوهش<br />
          وی‌ال‌اس‌ای : راهیان ارشد<br />
          انتقال داده : راهیان ارشد</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
<span style="font-style: italic;">نظریه - معماری - مدار الکتریکی - وی‌ال‌اس‌ای - انتقال داده</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">مرجع در کنار جزوه، به طوری که هر جا جزوه ناقص بود به مرجع مراجعه می کردم<br />
و در آخر یه نگاه کلی به مرجع می انداختم که چیزی جا نمونده باشه.(بخش سختش همین تطبیق جزوه و مرجع بود).</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبه یا عالی؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">زبانم خوب بود. تقریبا یک سوم ۵۰۴ رو هم خوندم.<br />
سر جلسه چون بیشتر وقتم رو گذاشتم برای دروس مشترک از زبان هرچی ساده بود رو زدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون ریاضی از امسال تاثیرش کمتر شده، بهتره بیشتر وقت رو برای مشترک و تخصصی بزارین.<br />
ولی تسلط کامل روی دو درس ریاضی و تسلط جزئی روی دو درس دیگه توصیه میشه.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به طور کل من دروس تخصصی و مشترک رو خیلی بیشتر از ریاضیات و زبان خوندم.<br />
و کلا تمرکزم روی دروس مشترک بود. چون دروس تخصصی رو همزمان با تدریس استاد در دانشگاه جلو می‌بردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<span style="font-style: italic;">بدون شک یک از بزرگترین دلایل موفقیت من(اگه بشه اسمش رو موفقیت گذاشت) برمیگرده به دوستم.<br />
ما جدا از هم درس می‌خوندیم ولی اکثرا باهم در ارتباط بودیم که هر درس رو تا کجا پیش بردیم و کلا به هم کمک می کردیم.</span><br />
<span style="font-style: italic;">در ضمن چون من تنها زندگی می‌کنم نیازی به کتابخونه نبود. یه میز تو خونه رو به کنکور اختصاص داده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">با دوستم هماهنگ بودم و چون دوستم آزمون های آزمایشی رو شرکت می‌کرد سرعتم رو با اون هماهنگ می‌کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">سیاست من کلا سیاست حذف درس بود. هفته آخر که کنکور تمدید عقب افتادگی‌هام رو جبران کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">در برنامه اولیه دو گرایش معماری و هوش رو در نظر گرفته بودم ولی چون وقت کم اوردم کلا هوش رو بیخیال شدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به جز اون دوستم که با هم پیشرفت درسی‌مون رو هماهنگ می‌کردیم، یه دوست دیگه دارم که اوقات غیر درسی رو باهم می‌گذرونیم.<br />
هر وقت ناامید می‌شدم بهم روحیه میداد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">کلا کلاس نرفتم و لازم هم ندیدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">کنکور آزمایشی هم ندادم.<br />
ولی دو هفته آخر کل کنکورهای سال ۸۵ تا ۹۲ و آزمایشی های پارسه و آزمایش های سنجش<br />
رو تو خونه به صورت زمان بندی شده و به سبک امتحان کنکور، از خودم آزمون گرفتم که تاثیر خیلی خوبی داشت.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون دیر شروع کردم نیاز به جمع بندی نداشتم<br />
و کلا چون خلاصه برداری داشتم جمع بندی و مرور هر درس در حد یکی دو ساعت انجام میشد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون دو هفته آخر مشغول آزمون گرفتن از خودم بودم کاملا به نقاط ضعف و قوت‌م پی برده بودم و تسلط کافی پیدا کرده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">به ریاضیات اصلا امیدی نداشتم ولی رو مشترک و تخصصی ۵۰% فکر می کردم که دقیقا همون شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">چون امسال سال اولی بود که کنکور می‌دادم و برای سال دیگه هم وقت داشتم خیالم راحت بود.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="font-style: italic;">کلا اول زبان رو یه نگاهی می انداختم بعد می‌رفتم سراغ مشترک و در آخر ریاضی.<br />
اگه وقت زیاد می‌آوردم دوباره به همون ترتیب.<br />
دفترچه تخصصی هم که جداست و چون مدار الکتریکی تسلط کافی نداشتم سوالاتش رو در وقت اضافه حل می کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">تقریبا به جر دو سوال مشابه‌ش رو تو کنکورهای سال قبل یا آزمایشی‌ها دیده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">وقت کم نیاوردم ولی زیاد هم نیاوردم. دقیقا طبق همون چیزی که برنامه ریزی کرده بودم جواب دادم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<span style="font-style: italic;">نه، کلید اولیه رو نگاه نکردم.<br />
تا قبل از دیدن نتایج هم هیچ پیش‌بینی نکردم.<br />
ولی احتمال میدادم یا رتبه خیلی خوبی بیارم یا رتبه بسیار بدی.<br />
چون می دونستم ریاضی و زبان رو خراب کردم ولی مشترک و تخصصی رو خوب زدم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<span style="font-style: italic;">شرایط مطالعه(خوانوده و دوستان) : ۵۰%<br />
پایه تحصیلی و دانشگاه :               ۳۰%<br />
شرایط سر جلسه :                       ۱۵%<br />
سایر موارد :                                 ۵%</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">به احتمال زیاد به سمت شغل‌های تحقیقاتی و با موضوع علوم شناختی و عصب شناسی خواهم رفت.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">بیشترین کمک در روند کنکور رو من از مادرم داشتم. واقعا چند هفته آخر مثل فرشته نجات بودن.<br />
اگه کمک مادرم در این برهه زمانی نبود فکر نمیکنم رتبه ای زیر ۱۰۰۰ می‌آوردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<span style="font-style: italic;">مدار الکتریکی و کلیه دروس ریاضیات رو باید از تابستون شروع کرد و در طول زمان خوند.<br />
چون من دیر شروع کردم مجبور شدم همه اینها رو حذف کنم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">بین دانشگاه شریف و تهران مردد بودم اما در آخر شریف رو انتخاب کردم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<span style="font-style: italic;">هر چقدر هم دیر شروع می‌کنید ناامید نشید. برای گرفتن نتیجه خوب در کنکور دوماه درس خوندن کافیه.<br />
در ضمن سعی کنید در طول مدتی که دارید برای کنکور درس می خونید،<br />
اینترنت ، تلویزیون ، تلفن و ... رو به طور کامل قطع کنید و فقط یک ساعت مشخص از شبانه‌روز رو بهش اختصاص بدید.<br />
من فقط ۴ ساعت در هفته به اینترنت دسترسی داشتم چون اینترنت خونه رو قطع کرده بودم.<br />
تلویزیون رو هم به طور کلی قطع کرده بودم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<span style="font-style: italic;">من چون اینترنت نداشتم در طول مدت درس خوندنم کم اینجا میومدم اما پارسال که مصاحبه ها رو خوندم خیلی برام مفید بود.<br />
در مجموع سایت خوبی درست کردید. ممنون.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ی 46 معماری]]></title>
			<link>/forum/thread-24410.html</link>
			<pubDate>Sat, 31 May 2014 11:26:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24410.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
مهندسی کامپیوتر . پیوسته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
انتخاب اولم دانشگاه بود . بعد از مکانیک – برق و عمران کامپیوتر رو زده بودم و اوایل از اینکه تو این رشته قبول شدم ناراحت بودم و واسه تغییر رشته هم اقدام کردم اما نشد (شاید خوشبختانه !)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید</span><br />
 <br />
معمولی بودم . معدود درسایی بودن که بر اساس علاقه بخونم بیشترشون واسه پاس کردن و معدل بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
اگه بگم نه دروغ گفتم . از همون اول به فکر ادامه بودم چون بازار کار بیرون رو دوست نداشتم متاسفانه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
با اینکه خیلی از دوستام گرایششونو عوض کردن اما من همین گرایش رو دوست داشتم چون درساشو بیشتر دوست داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
</span><br />
زبان : ۲۲             ریاضی : ۰            مشترک :۳۱             تخصصی : ۵۰<br />
<br />
سال قبل آزمایشی دادم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
فک میکنم متفاوت باشه . حداقل دیده های من حاکی از اینه . من موقع خوندن واسه کنکور حس میکردم اولین باره که دارم این درسا رو می خونم !!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
برنامم این بود از اول تابستون یا حتی از همون طول ترم شروع کنم اما عملا فقط تو تابستون اون هم کم خوندم شاید به طور متوسط ۶-۵ ساعت تو روز . بعضی اتفاق ها افتاد اما خدارو شکر در حده تغییر برنامه نبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
برنامه ی من همون برنامه ی آزمون های آزمایشی بود واسه همین قایل تغییر نبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله . من ریاضی مهندسی و آمار رو گذاشتم کنار چون علاقه ای بهشون نداشتم وهمچنین تو تست زنی کند هستم و وقتی که اینها بهم میداد واسم ضروری بود .اما بقیه درسها همش رو خوندم و بعضی درسها مثل سیستم عامل و نظریه رو بیشتر .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
بله همونطور که گفتم من تو ریاضی مهندسی و آمار ضعف داشتم بهتره بگم دوست نداشتم و کنار گذاشتم. اما بعضی درسهای دیگه مثل مدار رو هم دوست نداشتم اما وقت گذاشتم و علاقه مند شدم . به طور کل واسه هر درس اونقدری وقت میذاشتم که بتونم به حد خوبی برسونم (اگه توش ضعیف بودم وقت بیشتر و اگه قوی بودم کمتر) البته به نظرم تکیه روی درس هایی که قوی هستین هم میتونه خیلی خوب باشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من ۸۰% منابع رو قبل از شروع به خوندن تو مانشت ویا با سوال از دوستام انتخاب کرده بودم . <br />
تقریبا میشه گفت روش اول اما من ساعتی رو واسه خوندن مشخص نمیکردم یعنی به خودم میگفتم باید این هفته طبق برنامه پارسه این ۲ فصل از سیستم عامل رو بخونم و شروع میکردم به خوندنش و هر جا خسته میشدم یا فک میکردم دارم به بقیه درسها کم توجهی ! میکنم ولش میکردم و میرفتم سراغ درس بعدی . یه روش خوبی هم که خودم ابداع کرده بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> این بود که بعد هر امتحان آزمایشی مباحثی که پارسه (موسسه مهم نیست !) واسه ۲هفته بعد میداد رو تو کاغذ مینوشتم و هر مبحثی از هر درسی رو که میخوندم روش با مداد خط میکشیدم و اگه تست هاشم میزدم با خودکار خط میکشیدم. (حق کپی رایت  رامحفوظ نمیدانم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) . این کار خیلی بهتون انگیزه میده .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
نه از ویس و فیلم استفاده نکردم .<br />
زبان : ۵۰۴ (کامل خوندم یعنی تمام لغاتی که تو تمرین ها هم بود خوندم )<br />
ریاضی مهندسی : نصیر (کریمی) که ۱ فصل خوندم بد نبود اما چون کنار گذاشتم این درس رو بقیش رو نخوندم.<br />
آمار : پارسه (طورانی) که مثل مهندسی ۱ فصل خوندم اما این هم به سرنوشت ریاضی مهندسی دچار شد . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
گسسته : پوران ۷۰-۸۰ درصدشو خوندم . خوبه اما فک میکنم یه خورده زیادی خلاصست .<br />
محاسبات : پوران . من کتاب دیگه ای رو نخوندم اما مطمئنا این کتاب واسه کنکور کافی نیست . حتی تو خود کتاب مجبور شدن واسه حل سوالات کنکور (که در آخر کتاب اومده) نکته های جدید بگن . البته از چاپ جدیدش (اگه داشته باشه) بی خبرم.<br />
ساختمان داده : پوران-مقسمی . اول با مقسمی شروع کردم اما با دیدن پوران رفتم سراغ پوران چون مختصرومفید تر بود مثلا تو بخش درهم سازی بر خلاف مقسمی فقط جاهای لازم رو گفت. البته بعضی جاها خیلی مختصر میشد و مجبور میشدم از مقسمی کمک بگیرم مثلا تو حل تست های کنکور . <br />
نظریه : لینز(ترجمه صرافزاده) – پارسه – مدرسان – پوران .* مدرسان و پوران که معلوم نبود اصلا واسه این درس هستند یا نه  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> (البته یه جاهایی مدرسان بد نبود). پارسه هم خیلی خیلی خلاصه بود . لینز هم بعضی جاها روون نبود اما خب کامل بود . کلا به نظر من اول لینز رو با تمریناش بخونید تا موضوع دستتون بیاد بعد برید سراغ پارسه . واسه جمع بندی پارسه عالیه . اگه بتونید جدولاش رو حفظ کنید که عالیه .<br />
منطقی : پوران . فکر نکنم نیاز به توضیح داشته باشه . کتاب کاملیه . <br />
معماری : پوران . مثل منطقی کامل . کتاب دیگه ای رو نمیشناسم . به نظرم توی معماری و منطقی تست زدن خیلی بیشتر از کتاب مهمه .<br />
سیستم عامل : پوران-پارسه : پارسه ی دکتر حقیقت خیلی کامل و خیلی از شما وقت خواهد گرفت . اما پوران مثل بقیه کتاباش مختصر تر و راحت الحلقوم تر . البته پوران ۲ تا سیستم عامل داره که  من واسه موسوی طیبی رو خوندم . من هر ۲ رو خوندم و پوران رو ترجیح میدم . البته حل تست دکتر حقیقت عالی بود مخصوصا جاهایی که به طراح ها تیکه مینداخت (بخونید میفهمید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />) .<br />
مدار : مدرسان-پوران .  واسه ما کامپیوتری ها =&gt;مدار فقط یک کلام مدرسان وسلام . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
الکترونیک دیجیتال و vlsi : مدرسان – راهیان ارشد – صاحبزمانی – پارسه – مقسمی . مدرسان از همه بهتر بود ولی ال دیجیتالو کامل پوشش نمیداد واسه اون بخشها راهیان بهتر بود . پارسه و مقسمی هم افتضاح بودن . از چاپ جدید پارسه (اگه وجود داشته باشه) بی خبرم .<br />
انتقال داده : فرشاد صفایی -  استالینگ (ترجمه سپیدنام) . کتاب صفایی خوب اما تست خوب نداره اونایی هم که داره پر اشتباه . استالینگ تو بعضی بخش ها مثل تکنیک های مخابره خیلی خوبه . اما فکر کنم کتاب مدرسان هم خیلی خوب باشه ما که نداشتیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
<br />
من فقط نظریه و بخشی از انتقال رو از کتاب مرجع خوندم . کلا کتاب مرجع خوندن خوبه به شرط اینکه وقت زیاد داشته باشید و حوصله ی خوندن جملاتی که در نگاه اول قابل درک نیستند رو داشته باشید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
کتاب مرجع میخریدیم اما نمیخوندیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />. میشه گفت جزوه محور بودم البته تو بعضی درس ها کتاب غیر مرجع محور بودم !  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من حدودا تمام صبح ها حدود نیم ساعت واسه زبان وقت میذاشتم . تو کنکور فقط ۱۰ تا سوال لغت و ریدینگ آخر (اون هم به صورت سر سری) خوندم . به نظرم اگه تو کنکور وقت میذاشتم سرش میشد تا ۵۰ هم زد . سطح زبانم فک مینم متوسط رو به پایین باشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
بله میشه بالا زد . به نظرم باید یکی رو حتما حذف کرد . اگه مثل من سرعت تست زنی تون پایینه ۲ تا درس رو حذف کنید . خیلی ها امسال سر ریاضی وقت گذاشتند و به سوالات ساده سیستم عامل نرسیدند و ضرر کردن .<br />
شاید بگید تو که ریاضی ۰ زدی چطور میگی میشه بالا زد . خب همه چی بستگی به روزه کنکور داره من اگه ۱۰ دوره دیگه هم ریاضی ها رو میخوندم میدونم با اون شرایطی که سر جلسه پیش اومد بازم ۰ میزدم. اما در شرایط عادی میشد ۲۰-۳۰ رو راحت زد .<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
اگه درست منظورتون رو فهمیده باشم برنامه من به این صورت بود که ۱۳ روز فقط و فقط درس می خوندم و روز ۱۴ ام که روز امتحان آزمایشی بود درس نمیخوندم . فک میکنم بیشتر مشکل هم گرایشی های من با مدار. من هم این مشکل داشتم تا اینکه با مدرسان آشنا شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
من تنها درس میخوندم و تو خونه . بسستگی به روحیات هر شخص داره . مطالعه با دوستان خیلی مفید (هم خستگی کمتره هم یادگیری بهتر میشه و هم اینکه سوالاتتون رو میتونید ازشون بپرسید) اما من با شناختی که از خودم داشتم میدونستم که تو مطالعه با دوستان وقت زیادی رو تلف خواهم کرد . در کل به کسایی که مثل من نیستند این روش رو توصیه می کنم چون تنها ۱۳-۱۴ ساعت در خونه درس خوندن گاهی اوقات کلافه کنندست .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
همونطور که گفتم بر اساس میزان مطالبی که خونده شده و میززان مطالبی که مونده سرعتمو حساب می کردم (تو هر ۱۴ روز قبل امتحان آزمایشی) البته تو تابستون و مهر به سرعت توجهی نداشتم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
اول سعی میکردم با بیشتر خوندن و ساعت بیشتری به اون درس اختصاص دادن جبرانش کنم اما اگه بازم وقت نشد مجبور میشدم اون مبحث رو بزارم کنار تا تو ۵۰ درصد مرور یا تو امتحانای جامع اونو بخونم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
من از همون اول معماری رو انتخاب کرده بودم و تمرکزم رو اون بود . هر چند تو تابستون درسهای مشترک و زبان رو خوندم و تخصصی نخوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
صد البته . مطمئنا همه ی کنکوری ها یه جاهایی خسته میشن اما مهم اینه که دوباره با قدرت شروع کنند . من همیشه روز های اول بعد کنکور آزمایشی خیلی پر انگیزه بودم و ۱-۲ روز قبل کنکور آزمایشی خسته و کند . بیشترین چیزی که بهم انگیزه میداد رتبه هام تو امتحانا بود (غیر از ۲ تا بقیه زیر ۲۰ بود) و همین مانشت . homepageمرورگر من مانشت بود و هنوز هم هست. خیلی کمک میکنه که آدم تو جو کنکور باقی بمونه .  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
من کلاس نرفتم و نمیتونم نظری داشته باشم اما میشناسم کسایی که رفتند و راضی بودند و نتیجه گرفتند . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
بله . پارسه . هر ۸ مرحله . به نظرم خیلی لازمه مخصوصا واسه کسایی که مثل من نه کلاس میرن نه دانشگاه. البته کدوم موسسه خیلی مهم نیست (نامردا خیلی پول میگیرن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> هر آزمونی ۶۰-۷۰ تومن بدونه هیچ خدماتی) .<br />
این آزمون ها به مسیر مطالعاتی من نظم داد و همونطور که گفتم برنامه من برنامه آزمون ها بود . اما مطمئنا واسه کسی که نخونه این امتحان ها معجزه نمیکنه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمع بندی من دقیقا همگام با جمعبندی آزمون های آزمایشی بود . البته مجبور بودم بعضی مباحثی رو که قبلا وقت نشد بخونم تو این دوره بخونم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
میدونید که امسال کنکور به خاطر برف ۱ هفته عقب افتاد واین خیلی از آمادگی من کم کرد . یه جورایی مثل کسی بودم که نفسم حبس کرده بودم که برم تو آب که یکدفعه گفتن الان زوده ۳۰ ثانیه دیگه برو . اما واسه همون هفته اول خیلی آماده بودم . معیارم هم رتبه هام تو آزمون ها و درصد هام وقتی که آزمون ۹۲ رو شبیه سازی کردم بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
این فکر رو نه روز قبل کنکور که تو کل اون ۷-۸ ماه داشتم. البته خوب نیست  این فکرا . من فکر میکردم منطقی ۵ یا ۶ تا میزنم ۳ تا زدم که یکیش غلط بود و سیستم عامل فکر میکردم یکی میزنم اما ۳ تا درست زدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">فقط به دوستان بگم بدترین شرایط رو واسه سر جلسه کنکور انتظار داشته باشند</span> شاید شرایط عالی باشه ولی آمادگی بدترین شرایط رو داشته باشید (اینکه بغل دستیتون دائما منتظر این باشه که شما جواب ها رو بهش نشون بدید – اینکه دوروبرتون همه در حال صحبت باشند – اینکه مجبور بشید از شدت گرما کفش و جوراب و  . . .  رو هم در بیارید -  اینکه ۱۰ دقیقه قبل پایان وقت دفترچه اول به خاطر یکسری نا هماهنگی دفترچه ها رو جمع کنند و شما به جای فکر کردن به سوال ها مشغول سر کله زدن با سرایدار دانشگاه که اتفاقا مسئول جمع کردن برگه ها هم بود بشید که هنوز وقت تمام نشده – اینکه فاصله دستشویی تا محل امتحان ۳-۴ دقیقه باشه . . . ) من به حدی دچار استرس بودم که تو دور اول به ۴۸ سوال اول جواب ندادم و تو طول جلسه فقط داشتم به زحمت هایی که کشیدم و الان داشت به باد میرفت فکر می کردم  و اینکه همونجا از سر جلسه بلند شم و برم کوه فقط فکر کنم . اما خدا رو شکر وقتی به سیستم عامل رسیدم دوباره روحیه گرفتمو یک بار دیگه سوال هارو چک کردم . این داستان ها رو نگفتم که پشت کنکوری ها رو مایوس کنم . اینا رو گفتم که بدونید تو اون همه نا امیدی میشه دوباره آدم برگرده پس هیچ وقت جا نزنید هر جا نا امید شدید بیشتر تلاش کنید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
خیر این کارو نکردم و توصیه هم نمیکنم . اما این روش رو داشتم که دور اول فقط سوال هایی رو که مطمئنم حل کنم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
متاسفانه همش انتظار داشتم سوال تکراری باشه و اصلا سر جلسه مغزم یاری نمیکرد که سوال ها رو تحلیل کنم یا به قول شما به جنگش برم  شاید خسته بود یا شایدم استرس باعثش بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
مطمئنا وقت بیشتر خیلی کمکم میکرد هر چند که خدا رو شکر به جز ۱-۲ تا بقیه سوال های آسون رو زدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
خیر جواب ها رو بیرون نیاوردم . اما به محض اومدن سوال ها اون ها رو چک کردم . فقط تو مشترک تفاوت داشت و اون هم گویا به این خاطر بود که یک سوال رو اشتباه وارد کردم و یک سوال اشتباه که تصحیح نکردند . البته خیلی سوال اشتباه دیگه بود که اونها تصحیح نکردند و من نزدم . نه انتظار این رتبه رو نداشتم چون به علت کم شدن هم پوشانی رتبه ها بهتر شده نسبت به سال قبل .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی : (۱۰% )   دانشگاه: (۵%)   برنامه ریزی: (۲۰%)  کلاس کنکور: (۰%)   کنکور آزمایشی: (۱۵%) شرایط سر کنکور (۲۰- %)   شرایط مطالع و زندگی: (۲۵%)   اراده و پشتکار : ( ۴۵%)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
متاسفانه هنوز هدفم مشخص نیست . کار های آکادمیک رو دوست دارم اما خوب وقتی از بعد مالی نگاه میکنم میبینم خوب نیست . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
من مذهبی نیستم ولی بیشترین توکلی که تو عمرم کردم تو همین مدت کنکور بود <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
البته . به غیر از خانواده و بالاخص مادرم  افراد دیگری هم نقش زیادی تو این نتیجه داشتند از جمله دوست خوبم رضا  که کتاب هاشو در  اختیارم گذاشت و اون بود که باعث شد عزمم برای موفقیت در کنکور بیشتر بشه و روح ا.. که تو دوران کنکور همش با هم بودیم و موقعی که خسته میشدم بهم روحیه میداد .  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
شاید اگه به جای گسسته ریاضی مهندسی می خوندم بهتر میبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
من به ترتیب شریف – تهران – امیر کبیر -  شهید بهشتی – علم وصنعت و تربیت مدرس و . . .  رو انتخاب کردم . بین شریف و تهران شک داشتم اما شریف رو اول زدم . اما از تهرانم خیلی تعریف شنیدم . در کل انتخابم ۵۰-۵۰ بود . بین شهید بهشتی و علم وصنعت اونطور که تو هیئت علمی دیدم گویا تو گرایش من بهشتی بهتره در ضمن جوش هم شنیدم بهتره . احتمال میدم امیر کبیر قبول شم .<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
سعی کنن واسه هر درس یک منبع یا نهایتا ۲ منبع انتخاب کنن و بخونن کتاب زیاد فقط شما رو گیج میکنه و همش شما رو وسوسه میکنه که به جای خوندن و فهمیدن یک مطلب برید ببینید که کتاب دیگه چطور گفته چیز دیگه ای الان یادم نمیاد .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
بله . اینکه نظرتون در مورد کنکور چیست ؟ جواب : به هیچ وجه معیار کاملی واسه سطح سواد نیست .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
<br />
مانشت نیروی محرکه ی من بود . خیلی جاها بهم کمکم کرد تو انتخاب کتاب تو انتخاب روش خوندن تو انتخاب موسسه تو انتخاب رشته . . .  البته منظور از مانشت کاربرای مانشتن و البته خود دکتر تنهایی و مدیران بخشها .<br />
این که تو ایام کنکور تو جو کنکور بمونید خیلی مهمه و مانشت میتونه خیلی به این مهم کمک کنه .<br />
<br />
 به امید مصاحبه ی شما با مانشت .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
مهندسی کامپیوتر . پیوسته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
انتخاب اولم دانشگاه بود . بعد از مکانیک – برق و عمران کامپیوتر رو زده بودم و اوایل از اینکه تو این رشته قبول شدم ناراحت بودم و واسه تغییر رشته هم اقدام کردم اما نشد (شاید خوشبختانه !)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید</span><br />
 <br />
معمولی بودم . معدود درسایی بودن که بر اساس علاقه بخونم بیشترشون واسه پاس کردن و معدل بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
<br />
اگه بگم نه دروغ گفتم . از همون اول به فکر ادامه بودم چون بازار کار بیرون رو دوست نداشتم متاسفانه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
با اینکه خیلی از دوستام گرایششونو عوض کردن اما من همین گرایش رو دوست داشتم چون درساشو بیشتر دوست داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
</span><br />
زبان : ۲۲             ریاضی : ۰            مشترک :۳۱             تخصصی : ۵۰<br />
<br />
سال قبل آزمایشی دادم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
فک میکنم متفاوت باشه . حداقل دیده های من حاکی از اینه . من موقع خوندن واسه کنکور حس میکردم اولین باره که دارم این درسا رو می خونم !!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
برنامم این بود از اول تابستون یا حتی از همون طول ترم شروع کنم اما عملا فقط تو تابستون اون هم کم خوندم شاید به طور متوسط ۶-۵ ساعت تو روز . بعضی اتفاق ها افتاد اما خدارو شکر در حده تغییر برنامه نبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
برنامه ی من همون برنامه ی آزمون های آزمایشی بود واسه همین قایل تغییر نبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله . من ریاضی مهندسی و آمار رو گذاشتم کنار چون علاقه ای بهشون نداشتم وهمچنین تو تست زنی کند هستم و وقتی که اینها بهم میداد واسم ضروری بود .اما بقیه درسها همش رو خوندم و بعضی درسها مثل سیستم عامل و نظریه رو بیشتر .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
بله همونطور که گفتم من تو ریاضی مهندسی و آمار ضعف داشتم بهتره بگم دوست نداشتم و کنار گذاشتم. اما بعضی درسهای دیگه مثل مدار رو هم دوست نداشتم اما وقت گذاشتم و علاقه مند شدم . به طور کل واسه هر درس اونقدری وقت میذاشتم که بتونم به حد خوبی برسونم (اگه توش ضعیف بودم وقت بیشتر و اگه قوی بودم کمتر) البته به نظرم تکیه روی درس هایی که قوی هستین هم میتونه خیلی خوب باشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من ۸۰% منابع رو قبل از شروع به خوندن تو مانشت ویا با سوال از دوستام انتخاب کرده بودم . <br />
تقریبا میشه گفت روش اول اما من ساعتی رو واسه خوندن مشخص نمیکردم یعنی به خودم میگفتم باید این هفته طبق برنامه پارسه این ۲ فصل از سیستم عامل رو بخونم و شروع میکردم به خوندنش و هر جا خسته میشدم یا فک میکردم دارم به بقیه درسها کم توجهی ! میکنم ولش میکردم و میرفتم سراغ درس بعدی . یه روش خوبی هم که خودم ابداع کرده بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /> این بود که بعد هر امتحان آزمایشی مباحثی که پارسه (موسسه مهم نیست !) واسه ۲هفته بعد میداد رو تو کاغذ مینوشتم و هر مبحثی از هر درسی رو که میخوندم روش با مداد خط میکشیدم و اگه تست هاشم میزدم با خودکار خط میکشیدم. (حق کپی رایت  رامحفوظ نمیدانم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) . این کار خیلی بهتون انگیزه میده .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
نه از ویس و فیلم استفاده نکردم .<br />
زبان : ۵۰۴ (کامل خوندم یعنی تمام لغاتی که تو تمرین ها هم بود خوندم )<br />
ریاضی مهندسی : نصیر (کریمی) که ۱ فصل خوندم بد نبود اما چون کنار گذاشتم این درس رو بقیش رو نخوندم.<br />
آمار : پارسه (طورانی) که مثل مهندسی ۱ فصل خوندم اما این هم به سرنوشت ریاضی مهندسی دچار شد . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
گسسته : پوران ۷۰-۸۰ درصدشو خوندم . خوبه اما فک میکنم یه خورده زیادی خلاصست .<br />
محاسبات : پوران . من کتاب دیگه ای رو نخوندم اما مطمئنا این کتاب واسه کنکور کافی نیست . حتی تو خود کتاب مجبور شدن واسه حل سوالات کنکور (که در آخر کتاب اومده) نکته های جدید بگن . البته از چاپ جدیدش (اگه داشته باشه) بی خبرم.<br />
ساختمان داده : پوران-مقسمی . اول با مقسمی شروع کردم اما با دیدن پوران رفتم سراغ پوران چون مختصرومفید تر بود مثلا تو بخش درهم سازی بر خلاف مقسمی فقط جاهای لازم رو گفت. البته بعضی جاها خیلی مختصر میشد و مجبور میشدم از مقسمی کمک بگیرم مثلا تو حل تست های کنکور . <br />
نظریه : لینز(ترجمه صرافزاده) – پارسه – مدرسان – پوران .* مدرسان و پوران که معلوم نبود اصلا واسه این درس هستند یا نه  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> (البته یه جاهایی مدرسان بد نبود). پارسه هم خیلی خیلی خلاصه بود . لینز هم بعضی جاها روون نبود اما خب کامل بود . کلا به نظر من اول لینز رو با تمریناش بخونید تا موضوع دستتون بیاد بعد برید سراغ پارسه . واسه جمع بندی پارسه عالیه . اگه بتونید جدولاش رو حفظ کنید که عالیه .<br />
منطقی : پوران . فکر نکنم نیاز به توضیح داشته باشه . کتاب کاملیه . <br />
معماری : پوران . مثل منطقی کامل . کتاب دیگه ای رو نمیشناسم . به نظرم توی معماری و منطقی تست زدن خیلی بیشتر از کتاب مهمه .<br />
سیستم عامل : پوران-پارسه : پارسه ی دکتر حقیقت خیلی کامل و خیلی از شما وقت خواهد گرفت . اما پوران مثل بقیه کتاباش مختصر تر و راحت الحلقوم تر . البته پوران ۲ تا سیستم عامل داره که  من واسه موسوی طیبی رو خوندم . من هر ۲ رو خوندم و پوران رو ترجیح میدم . البته حل تست دکتر حقیقت عالی بود مخصوصا جاهایی که به طراح ها تیکه مینداخت (بخونید میفهمید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />) .<br />
مدار : مدرسان-پوران .  واسه ما کامپیوتری ها =&gt;مدار فقط یک کلام مدرسان وسلام . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
الکترونیک دیجیتال و vlsi : مدرسان – راهیان ارشد – صاحبزمانی – پارسه – مقسمی . مدرسان از همه بهتر بود ولی ال دیجیتالو کامل پوشش نمیداد واسه اون بخشها راهیان بهتر بود . پارسه و مقسمی هم افتضاح بودن . از چاپ جدید پارسه (اگه وجود داشته باشه) بی خبرم .<br />
انتقال داده : فرشاد صفایی -  استالینگ (ترجمه سپیدنام) . کتاب صفایی خوب اما تست خوب نداره اونایی هم که داره پر اشتباه . استالینگ تو بعضی بخش ها مثل تکنیک های مخابره خیلی خوبه . اما فکر کنم کتاب مدرسان هم خیلی خوب باشه ما که نداشتیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
<br />
من فقط نظریه و بخشی از انتقال رو از کتاب مرجع خوندم . کلا کتاب مرجع خوندن خوبه به شرط اینکه وقت زیاد داشته باشید و حوصله ی خوندن جملاتی که در نگاه اول قابل درک نیستند رو داشته باشید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
<br />
کتاب مرجع میخریدیم اما نمیخوندیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />. میشه گفت جزوه محور بودم البته تو بعضی درس ها کتاب غیر مرجع محور بودم !  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من حدودا تمام صبح ها حدود نیم ساعت واسه زبان وقت میذاشتم . تو کنکور فقط ۱۰ تا سوال لغت و ریدینگ آخر (اون هم به صورت سر سری) خوندم . به نظرم اگه تو کنکور وقت میذاشتم سرش میشد تا ۵۰ هم زد . سطح زبانم فک مینم متوسط رو به پایین باشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<br />
بله میشه بالا زد . به نظرم باید یکی رو حتما حذف کرد . اگه مثل من سرعت تست زنی تون پایینه ۲ تا درس رو حذف کنید . خیلی ها امسال سر ریاضی وقت گذاشتند و به سوالات ساده سیستم عامل نرسیدند و ضرر کردن .<br />
شاید بگید تو که ریاضی ۰ زدی چطور میگی میشه بالا زد . خب همه چی بستگی به روزه کنکور داره من اگه ۱۰ دوره دیگه هم ریاضی ها رو میخوندم میدونم با اون شرایطی که سر جلسه پیش اومد بازم ۰ میزدم. اما در شرایط عادی میشد ۲۰-۳۰ رو راحت زد .<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
اگه درست منظورتون رو فهمیده باشم برنامه من به این صورت بود که ۱۳ روز فقط و فقط درس می خوندم و روز ۱۴ ام که روز امتحان آزمایشی بود درس نمیخوندم . فک میکنم بیشتر مشکل هم گرایشی های من با مدار. من هم این مشکل داشتم تا اینکه با مدرسان آشنا شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
من تنها درس میخوندم و تو خونه . بسستگی به روحیات هر شخص داره . مطالعه با دوستان خیلی مفید (هم خستگی کمتره هم یادگیری بهتر میشه و هم اینکه سوالاتتون رو میتونید ازشون بپرسید) اما من با شناختی که از خودم داشتم میدونستم که تو مطالعه با دوستان وقت زیادی رو تلف خواهم کرد . در کل به کسایی که مثل من نیستند این روش رو توصیه می کنم چون تنها ۱۳-۱۴ ساعت در خونه درس خوندن گاهی اوقات کلافه کنندست .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
همونطور که گفتم بر اساس میزان مطالبی که خونده شده و میززان مطالبی که مونده سرعتمو حساب می کردم (تو هر ۱۴ روز قبل امتحان آزمایشی) البته تو تابستون و مهر به سرعت توجهی نداشتم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
اول سعی میکردم با بیشتر خوندن و ساعت بیشتری به اون درس اختصاص دادن جبرانش کنم اما اگه بازم وقت نشد مجبور میشدم اون مبحث رو بزارم کنار تا تو ۵۰ درصد مرور یا تو امتحانای جامع اونو بخونم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
من از همون اول معماری رو انتخاب کرده بودم و تمرکزم رو اون بود . هر چند تو تابستون درسهای مشترک و زبان رو خوندم و تخصصی نخوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
صد البته . مطمئنا همه ی کنکوری ها یه جاهایی خسته میشن اما مهم اینه که دوباره با قدرت شروع کنند . من همیشه روز های اول بعد کنکور آزمایشی خیلی پر انگیزه بودم و ۱-۲ روز قبل کنکور آزمایشی خسته و کند . بیشترین چیزی که بهم انگیزه میداد رتبه هام تو امتحانا بود (غیر از ۲ تا بقیه زیر ۲۰ بود) و همین مانشت . homepageمرورگر من مانشت بود و هنوز هم هست. خیلی کمک میکنه که آدم تو جو کنکور باقی بمونه .  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
من کلاس نرفتم و نمیتونم نظری داشته باشم اما میشناسم کسایی که رفتند و راضی بودند و نتیجه گرفتند . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
بله . پارسه . هر ۸ مرحله . به نظرم خیلی لازمه مخصوصا واسه کسایی که مثل من نه کلاس میرن نه دانشگاه. البته کدوم موسسه خیلی مهم نیست (نامردا خیلی پول میگیرن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /> هر آزمونی ۶۰-۷۰ تومن بدونه هیچ خدماتی) .<br />
این آزمون ها به مسیر مطالعاتی من نظم داد و همونطور که گفتم برنامه من برنامه آزمون ها بود . اما مطمئنا واسه کسی که نخونه این امتحان ها معجزه نمیکنه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمع بندی من دقیقا همگام با جمعبندی آزمون های آزمایشی بود . البته مجبور بودم بعضی مباحثی رو که قبلا وقت نشد بخونم تو این دوره بخونم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
میدونید که امسال کنکور به خاطر برف ۱ هفته عقب افتاد واین خیلی از آمادگی من کم کرد . یه جورایی مثل کسی بودم که نفسم حبس کرده بودم که برم تو آب که یکدفعه گفتن الان زوده ۳۰ ثانیه دیگه برو . اما واسه همون هفته اول خیلی آماده بودم . معیارم هم رتبه هام تو آزمون ها و درصد هام وقتی که آزمون ۹۲ رو شبیه سازی کردم بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
این فکر رو نه روز قبل کنکور که تو کل اون ۷-۸ ماه داشتم. البته خوب نیست  این فکرا . من فکر میکردم منطقی ۵ یا ۶ تا میزنم ۳ تا زدم که یکیش غلط بود و سیستم عامل فکر میکردم یکی میزنم اما ۳ تا درست زدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">فقط به دوستان بگم بدترین شرایط رو واسه سر جلسه کنکور انتظار داشته باشند</span> شاید شرایط عالی باشه ولی آمادگی بدترین شرایط رو داشته باشید (اینکه بغل دستیتون دائما منتظر این باشه که شما جواب ها رو بهش نشون بدید – اینکه دوروبرتون همه در حال صحبت باشند – اینکه مجبور بشید از شدت گرما کفش و جوراب و  . . .  رو هم در بیارید -  اینکه ۱۰ دقیقه قبل پایان وقت دفترچه اول به خاطر یکسری نا هماهنگی دفترچه ها رو جمع کنند و شما به جای فکر کردن به سوال ها مشغول سر کله زدن با سرایدار دانشگاه که اتفاقا مسئول جمع کردن برگه ها هم بود بشید که هنوز وقت تمام نشده – اینکه فاصله دستشویی تا محل امتحان ۳-۴ دقیقه باشه . . . ) من به حدی دچار استرس بودم که تو دور اول به ۴۸ سوال اول جواب ندادم و تو طول جلسه فقط داشتم به زحمت هایی که کشیدم و الان داشت به باد میرفت فکر می کردم  و اینکه همونجا از سر جلسه بلند شم و برم کوه فقط فکر کنم . اما خدا رو شکر وقتی به سیستم عامل رسیدم دوباره روحیه گرفتمو یک بار دیگه سوال هارو چک کردم . این داستان ها رو نگفتم که پشت کنکوری ها رو مایوس کنم . اینا رو گفتم که بدونید تو اون همه نا امیدی میشه دوباره آدم برگرده پس هیچ وقت جا نزنید هر جا نا امید شدید بیشتر تلاش کنید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
خیر این کارو نکردم و توصیه هم نمیکنم . اما این روش رو داشتم که دور اول فقط سوال هایی رو که مطمئنم حل کنم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
متاسفانه همش انتظار داشتم سوال تکراری باشه و اصلا سر جلسه مغزم یاری نمیکرد که سوال ها رو تحلیل کنم یا به قول شما به جنگش برم  شاید خسته بود یا شایدم استرس باعثش بود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
مطمئنا وقت بیشتر خیلی کمکم میکرد هر چند که خدا رو شکر به جز ۱-۲ تا بقیه سوال های آسون رو زدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
خیر جواب ها رو بیرون نیاوردم . اما به محض اومدن سوال ها اون ها رو چک کردم . فقط تو مشترک تفاوت داشت و اون هم گویا به این خاطر بود که یک سوال رو اشتباه وارد کردم و یک سوال اشتباه که تصحیح نکردند . البته خیلی سوال اشتباه دیگه بود که اونها تصحیح نکردند و من نزدم . نه انتظار این رتبه رو نداشتم چون به علت کم شدن هم پوشانی رتبه ها بهتر شده نسبت به سال قبل .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی : (۱۰% )   دانشگاه: (۵%)   برنامه ریزی: (۲۰%)  کلاس کنکور: (۰%)   کنکور آزمایشی: (۱۵%) شرایط سر کنکور (۲۰- %)   شرایط مطالع و زندگی: (۲۵%)   اراده و پشتکار : ( ۴۵%)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
متاسفانه هنوز هدفم مشخص نیست . کار های آکادمیک رو دوست دارم اما خوب وقتی از بعد مالی نگاه میکنم میبینم خوب نیست . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
من مذهبی نیستم ولی بیشترین توکلی که تو عمرم کردم تو همین مدت کنکور بود <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
<br />
البته . به غیر از خانواده و بالاخص مادرم  افراد دیگری هم نقش زیادی تو این نتیجه داشتند از جمله دوست خوبم رضا  که کتاب هاشو در  اختیارم گذاشت و اون بود که باعث شد عزمم برای موفقیت در کنکور بیشتر بشه و روح ا.. که تو دوران کنکور همش با هم بودیم و موقعی که خسته میشدم بهم روحیه میداد .  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
شاید اگه به جای گسسته ریاضی مهندسی می خوندم بهتر میبود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
من به ترتیب شریف – تهران – امیر کبیر -  شهید بهشتی – علم وصنعت و تربیت مدرس و . . .  رو انتخاب کردم . بین شریف و تهران شک داشتم اما شریف رو اول زدم . اما از تهرانم خیلی تعریف شنیدم . در کل انتخابم ۵۰-۵۰ بود . بین شهید بهشتی و علم وصنعت اونطور که تو هیئت علمی دیدم گویا تو گرایش من بهشتی بهتره در ضمن جوش هم شنیدم بهتره . احتمال میدم امیر کبیر قبول شم .<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
سعی کنن واسه هر درس یک منبع یا نهایتا ۲ منبع انتخاب کنن و بخونن کتاب زیاد فقط شما رو گیج میکنه و همش شما رو وسوسه میکنه که به جای خوندن و فهمیدن یک مطلب برید ببینید که کتاب دیگه چطور گفته چیز دیگه ای الان یادم نمیاد .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
بله . اینکه نظرتون در مورد کنکور چیست ؟ جواب : به هیچ وجه معیار کاملی واسه سطح سواد نیست .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
<br />
مانشت نیروی محرکه ی من بود . خیلی جاها بهم کمکم کرد تو انتخاب کتاب تو انتخاب روش خوندن تو انتخاب موسسه تو انتخاب رشته . . .  البته منظور از مانشت کاربرای مانشتن و البته خود دکتر تنهایی و مدیران بخشها .<br />
این که تو ایام کنکور تو جو کنکور بمونید خیلی مهمه و مانشت میتونه خیلی به این مهم کمک کنه .<br />
<br />
 به امید مصاحبه ی شما با مانشت .]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>