<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - تجارب شخصی داوطلبین از آزمون ارشد ۹۲]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Mon, 11 May 2026 06:14:18 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[تجربه ی شخصی قبل از قبولی در ارشد]]></title>
			<link>/forum/thread-25139.html</link>
			<pubDate>Thu, 24 Jul 2014 16:20:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-25139.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام، امیدوارم که حالتون خوب و طاعات و عباداتتون قبول باشه. در مورد برنامه ریزی و نحوه ی مطالعه برای کنکور خیلی صحبت شده، بنده هم قصد ندارم که مشاوره بدم و بهتون بگم چطور برنامه ریزی کنید. برای مشاوره میتونید به نوشته های آقای جهانی رجوع کنید و برای تجربه و نحوه ی برنامه ریزی و مطالعه هم فایلی که جناب آقای عباسیان تهیه کردن به نظر خوب و کامل میاد. با توجه به درخواستی که دوستان در پیام ها داشتن تصمی گرفتم کمی هم در مورد گذشته صحبت کنم. هدفی که از نوشتن این مطلب دارم، ایجاد کمی اعتماد به نفس تو دانشجوها و پشت کنکوری ها و گفتن عواملی هست که نقش موثری توی قبولیم داشتن. شاید تجربیات بنده از این نظر متفاوت باشن، چون پیام نور درس خوندم، معدلی که برای سنجش فرستادم 14.08 بود و اینکه سال اول قبول شدم و دانشگاهمون یه هیات علمی بشتر نداشت که ایشون هم مدرک کارشناسی ارشد داشتن و در کل اصلا استاد نداشتیم. دانشگاهمون هم یه مدرسه ی ابتدایی بود که آموزش و پرورش در اختیارمون قرار داده بود و ماهی 600هزار تومن کرایه میگرفت (البته الان ساختمان جدید ساخته شده و وضعیت بهتره). اینکه تو دوران کارشناسی و قبل از اینکه دانشجو بشم سر کار میرفتم و اینکه هیچ کلاس کنکوری شرکت نکردم و... . باز هم مطالب رو توی چند دسته تقسیم بندی می کنیم تا اگه دوست داشتید تنها بخش هاییش رو بخونید و تاکید مجدد از بابت اینکه اینها فقط تجربیات بنده بوده و ممکنه برای افراد دیگه اتفاقات دیگه ای افتاده باشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش اول وضعیت تحصیلی</span><br />
شاید خیلی ها دلیل عدم موفقیتشون رو پایه ی تحصیلیشون میدونن. اگه به دوران مدرسه برگردیم میبینیم که چندان هم از اطلاعاتی که توی مدرسه یادگرفتیم تو کارشناسی استفاده نکردیم، شیمی، فیزیک، دروس عمومی، کدومش به دردمون خورد؟ به جز قسمت هایی از ریاضی که اگه کل ریاضیات دوران مدرسه رو جمع کنیم اندازه ی یه ریاضی عمومی (1) سه واحده بیشتر نمیشه، هیچ چیز دیگه ای از مدرسه برامون مهم نیست. اگه فکر می کنید که دلیل ضعیف بودن پایه تون به دوران مدرسه برمیگرده خب بردارید یه بار دیگه  ریاضی عمومی (1) رو بخونید تا مشکل ضعیف بودن دوران مدرسه تون برطرف بشه و میشه. پس تا اینجا همه از نظر سطح تحصیل توی مدرسه با هم برابر می شیم.<br />
<br />
راستش بنده وقتی که برای کنکور میخوندم اصلا متوجه نبودم که کنکور و دانشگاه چی هستن و برای چی کنکور می دیم، فقط میدونستم که بعد از پیش دانشگاهی باید کنکور بدیم، خیلی ها تو جو کنکور بودن و هف هش ماه بود که داشتن میخوندن بعضیا دومین و سومین سالشون بود، ولی بنده فکر می کنم بعد از امتحانات پایانی دوره ی پیش دانشگاهی یعنی خرداد ماه حدود یه ماهی نگاهی به کتابهام انداختم و بعد هم کنکور و نتایج و انتخاب رشته و قبولی در رشته ی فناوری اطلاعات در دانشگاه پیام نور قزوین واحد الوند(شهر خودمون) که 99امین اولویتم بود. اصلا حوصله ی موندن پشت کنکور رو نداشتم و رفتم دانشگاه. دانشگاهمون یه دانشگاه تازه تاسیس بود (سال 86) و سال 87 رشته ی کامپیوتر رو آووردن و ما که سال 88 وارد شدیم، دومین ورودی های رشته ی خودمون بودیم. ساختمان دانشگاه قبلا یعنی دو سال قبلش ساختمان یه مدرسه ی ابتدایی بود. سر جمع چهار تا کلاس داشت و یه اتاق که کل مسئولین اونجا بودن. البته الان ساختمانش عوض شده و اون ساختمان قبلی هم به حالت قبلیه خودش یعنی مدرسه ی دخترونه ی ابتدایی در اومده. این هم تصویری از دانشگاهمون:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
</div>
<br />
کل هیات علمی رشته ی کامپیوتر و آی تی یک خانم بود که مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه علم و صنعت داشتن و تقریبا اوایل خیلی از دروس رو ایشون تدریس میکردن و خیلی هاش هم استاد نداشتیم. رفته رفته چند نفر دیگه به لیست اساتید اضافه شدن که همشون مدرک کارشناسی ارشد داشتن و یادم نمیاد که به جز یه نفر بقیه همشون از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل شده بودن (البته قصد توهین به هیچ دانشگاهی رو ندارم فقط میخوام وضعیت خودمون رو توصیف کنم) به جز یکی دو نفر، اساتیدمون خیلی ببخشید اندازه ی گنجشک بارشون نبود. فقط یه نمونش رو بگم که تو آزمایشگاه پایگاه داده استادمون فرق VS و SSMS رو نمیدونست، بهشون پیشنهاد دادم که پایگاه داده رو به همراه زبان سی شارپ تو کلاس به بچه ها بگم و قبول کردن، یه روزی بنده رو کشیدن کنار گفتن که " آقای محمدپور هر چیزی که سر کلاس به بچه ها میگی رو ترو تمیز بنویس تو یه برگه بده من"، چند وقت پیش دوستانم رو دیدم گفتن که فلان استاد یعنی همین استاد پایگاه داده به جرم تقلبی بودن مدرکش دستگیر شدن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ، من دیگه توضیح بیشتری ندم بهتره.<br />
<br />
اکثر کلاس ها رو شرکت نمی کردم حتی استادمون همون که هیات علمی هستن بهم میگفتن که بیا و من 6 نمره ی کلاسی رو بهت میدم ولی قبول نمی کردم و دوست داشتم خودخوان پیش برم. درس پایگاه داده رو با 10 پاس کردم، طراحی الگوریتم 10 شدم، و خیلی از درسهای دیگه رو هم 10 شدم. معدلم هم به لطف خدا در آخرین لحظات تونستم به بالای 14 برسونم و 14.08 رو توی سایت سنجش وارد کنم. لازم به ذکره که 2 ترم مشروط شدم، و فقط هم دو تا درس رو افتادم، فرهنگ و تمدن اسلامی، و اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره). این بود وضعیت تحصیلیه بنده. به جز این هم سابقه ی کلاس خصوصی و... رو نداشتم. فقط پاس می کردیم که تموم بشه و اینکه بگید با علاقه و مشتاقانه درس ها رو میخوندم که یاد بگیرم نه، تنها هدفی که دنبال میشد گرفتن نمره ی قبولی و تموم کردن هر چه زودتر دروس بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دوم وضعیت شغلی</span><br />
ما شهرستانی ها از همون اولش هم بدبخت بودیم. درآمد پایین، پدر کارگر و زحمت کش، محیط فرهنگی نامناسب، دوستان ناباب و خلاصه همه چیز ما رو از اینکه درس بخونیم نگه می داشتن. یادمه تا چهارم پنجم ابتدایی که تابستون ها میرفتم روستا و چوپانی میکردم، البته هم فال بود هم تماشا، خونه کاری نداشتم که بخوام به خاطرش بمونم و میرفتم پیش داییم کار می کردم. ولی کم کم باید وارد بازار کار میشدیم، با فروختن آب آلبالو شروع کردم البته درآمدش زیاد نبود ولی خب سرگرمیه خوبی بود. وقتی که سوم راهنمایی رو تموم کردم رفتن یه کارگاه که طوقه ی موتور مونتاژ می کردن. تابستان اول دبیرستان و دوم دبیرستان هم اونجا بودم. تابستان سوم دبیرستان رفتم میوه چینی، دقیقا خرداد ماهی که پیش دانشگاهیم تموم شد به طریقی از 3 خرداد ماه با یکی از دوستانم مسئولیت یه کتابخونه رو به عهده گرفتیم و با ماهی 80 تومن شروع به کار کردیم. دو سالی اونجا بودم و خرج دانشگاه و پول توجیبیه خودم رو در میاووردم. مدتی رفتم تو یه شرکت تولید قطعات الکتریکی کار کردم که اونجا هم روز مزد کار می کردم، مدتی کلید میاووردم خونه و مونتاژ می کردم، مدتی مسئول سایت دانشگاه بودم و چندرغازی پول می گرفتم، مدتی رو بنایی کردم و مدتی هم کارهای دیگه که واقعا جاش نیست اینجا بگم. یه بار یکی از کارهایی که انجام میدادم رو به یکی از دوستانم گفتم عوض من، دیدم اون بنده خدا از خجالت قرمز شد. فقط اینکه کار عار نیست.<br />
<br />
با این اوصاف تو دوران تحصیل وقت زیادی برای درس خوندن نداشتم و دائم به فکر کار کردن و جور کردن شهریه بودم، پروژه دانشجویی انجام میدادم و برای اینون اون برنامه های کوچیک مینوشتم. شاید شما شرایطتتون بد تر از شرایط بنده باشه ولی اینو میخوام بگم که خیلی ها هم شرایطتشون بهتر از بنده هست ولی با این حال قدر شرایطشون رو نمیدونن و وقتشون رو هدر میدن. بنابراین وضعیت اقتصادی بد هم دلیل خوبی برای نخوندن و قبول نشدن و رتبه ی خوب نیاووردن در ارشد نیست و یه برنامه ریزی خوب و هدف گذاری مناسب میتونه وضعیت شما رو خیلی تغییر بده، خیلی.<br />
<br />
برادران و خواهران عزیز، مخصوصا اونهایی که هنوز دست به سیاه و سفید نزدید و توی نازو نعمت بزرگ شدید، هیچ کاری سخت تر از بنایی نیست، هیچ کاری هم آسونتر از درس خوندن نیست. ببینم میتونید این صحنه رو تحمل کنید؟: یه روز که سر کار بنایی بودم، اوستا کارمون روی داربست بود و من پایین ملات درست میکرم و با قرره میفرستادم بالا، تازه کار بودم و هر از چند گاهی هم سوتی هایی میدادم، اون روز توی کوچه کنار خونه ای که ما داشتیم کار می کردیم یه عروسی بود و یه گوسفند خریده بودن و بسته بودن به درخت. همینطور شوخی شوخی اوستا کارم برگشت بهم گفت :" اون گوسفنده بیشتر از تو میفهمه" منم لبخندی زدمو ادامه ی کار. برای خانم ها هم باید بگم تا ببینن میتونن این صحنه رو تحمل کنن: چند وقت پیش میدون انقلاب بودم که چشمم به یه دختر حدود 21-22 ساله خورد که نشسته بود کنار پیاده رو و داشت جوراب میفروخت. کدومتون از این کارها میکنید؟ سختیه درس خوندن کجا سختیه این کارهایی که گفتم کجا؟ پس خواهشا بهونه نیارید باور کنید کاری ساده تر از درس خوندن زیر کولر وجود نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش سوم تصمیم گیری</span><br />
دقیقا نمیدونم این ذهنیت از کجا شروع شد که رفتن به دانشگاه MIT از همون ابتدای دوران تحصیل در دانشگاه جزء مسائلی شد که هر از چند گاهی بهش فکر می کردم(اگه از کاربرای قدیمی مانشت باشید احتمالا با شنیدن این جمله نام کاربری قدیمه بنده یادتون بیاد) .فروردین سال 89 وقتی که ترم دوم بودم برنامه  و هدفی رو برای زندگیم ریختم، تصویری از برنامه ام کشیدم که در ابتدای اون قبولی ارشد در دانشگاه تهران (برای خودم هم جالبه)، دکترا در دانشگاه تهران و درنهایت رفتن به دانشگاه MIT بعد از دکتر شدن بود. همون 31 فروردین بود که رفتم پیش آقای طریحی که تو دانشگاه خواجه نصیر دانشجوی ارشد بودن و ازشون در رابطه با ساخت سیستم عامل سوال پرسیدم ولی ایشون حرفی زدن که اولین جرقه تو زندگی بنده بود و به من گفتن که اولین کاری که میکنی یه هدف خیلی بزرگ (تاکید کردن خیلی بزرگ) انتخاب کنم و بنده همونجا بهشون گفتم میخوام برم MIT گفتن که خیلی خوبه بدون اینکه مسخره کنن. <br />
<br />
ترم سوم که تموم شد تصمیم گرفتم ترم پنجم به صورت آزمایشی کنکور بدم و ترم هفتم اگه خدا بخواد کنکور اصلی رو. بنابراین  28 اسفند سال 89 رفتم انقلاب جایی که چند دقیقه پیش هم اونجا بودم و به دوستم گفتم یادش بخیر سال 89 اومدم اینجا، و تمام کتابهام رو گرفتم . گذشت و گذشت تا اینکه تابستان سال 90 تصمیم گرفتم برای کار کردن برم شرکت امن پرداز که اونموقع تهران میدون ونک بود. قرار شد که مدتی رو به عنوان کار آموز برم اونجا و اگه اونها از کارم خوششون اومد باهام قرار داد ببندن. به مدت دو ماه هفته ای سه چهار روز از قزوین میرفتم تهران و برمیگشتم. اونجا هم افرادی رو دیدم که باز هم توی تصمیم گیری من خیلی تاثیر گذاشتن. دو سه نفر فارغ التحصیل ارشد نرم افزار شریف، یکی دانشگاه تهران، یکی داشت میرفت کانادا و... . اونها رو که دیدم تصمیم گرفتم من هم درس بخونم و بعد بیوفتم تو کار. دوباره برگشتم سر همون کار قبلیم که کتابداری بود و تا آخر بهمن ماه سال 90 اونجا کار کردم و دقیقا 1 اسفند ماه اومدم بیرون که دیگه درس بخونم. ترم پنجم کنکور ندادم که آزمایشی باشه، ترم هفتم میخواستم آزمایشی بدم، یکی از دوستانم گفت که اگه امسال تونستی قبول بشی میشی، اگه نشدی دیگه نمیشی. واسه همین عزمم رو جزم کردم که همین امسال رتبه ی خوبی بیارم. و خوندن شروع شد. این هم تصویری از تصمیمی که گرفتم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش چهارم جمع آوری منابع</span><br />
همونطور که گفتم منابع رو خیلی زودتر و حدود یک سال زودتر گرفته بودم و خونه داشتن خاک میخوردن. منابع رو طبق یه فایل PDF که تو سایت برنامه نویس یکی گذاشته بود گرفتم. نکته ای که در مورد منابع باید بهش اشاره کنم اینه که اصلا مهم نیست منابع شما چیه. باور کنید مهم نیست. داشتم منابعی که آقای عباسیان خونده بودن رو نگاه می کردم، هیچ تطابقی بیان چیزهایی که من خودم و ایشون خوندن وجود نداره ولی در عین حال هر دومون رتبه ی نسبتا خوبی آووردیم. شما حتی منابعی که رتبه های برتر هم خوندن اگه برسی کنید میبینید که خیلی با هم فرق دارن. بنابراین اصلا نگران منابعی که میخونید نباشید. هر چیزی که دم دستتون هست رو بردارید و شروع به خوندن کنید. <br />
<br />
بنده برای هر درس یه کتاب مرجع و یک کتاب درس و کنکور تهیه کرده بودم که اکثرا هم برای انشارات گسترش علوم پایه یا همون آقای مقسمی بودند که بنده ازشون راضی بودم. شما هم هرچیزی که دوست دارید بخونید. تنها نکته ای که وجود داره با علاقه بخونید، و عمیق بخونید و سطحی از مطالب رد نشید.<br />
<br />
توصیه میکنم که وقتتون رو بیش از این سر منابع هدر ندید، بعضی ها با جزوه راحت تر هستن، بعضی ها با کتاب، بعضی ها با ویس بعضی ها با کلاس. خلاصه منبع شما هر چیزی باشه دلیل بر این نیست که حتما اون منبع خوبه. مهمتر از منبع، میزان تلاشی هست که شما می کنید. شاید اگه درصدی بخوام بگم تاثیر منبع رو 30 درصد و تاثیر تلاش کردن رو 70 درصد میدونم. پس از همین الان شروع به خوندن چیزی که دم دستتون هست کنید و منتظر نباشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش پنجم جبران گذشته</span><br />
بنده قبول کرده بودم که ضعیفم، قبول کرده بودم که من کارشناسی شریف و تهران و امیرکبیر نبودم که به دانش قبلیم متکی باشم. قبول کرده بودم که تو چهار سال گذشته هیچ چیز یاد نگرفتم. قبول کرده بودم که باید زیاد تلاش کنم و قبول کرده بودم برای اینکه دارم از رشته ی آی تی میرم سراغ نرم افزار سختی هایی پیش رو خواهم داشت واسه همین کار خوبی که کردم این بود که زود شروع کردم. خیلی زود. همونطور که گفتم 1 استفند 90 شروع کردم به خوندن. با خوندن مراجع درس های کامپایلر، زبانهای برنامه سازی، ریاضی مهندسی و محاسبات عددی شروع کردم چون این درسها رو پاس هم نکرده بودم و قرار بود که کنکورشون رو بدم. تا عید اینها تموم شد و دوباره به علت ضعیف بودن پایه شروع به خودن مراجع بقیه ی دروس کردم و حدودا تا اواخر اردیبهشت مرجع خوندم. بعد از اون شروع کردم به خوندن درس و کنکور و مجددا 10 تیر به علت یه راهنمایی (درست یا غلط) شروع به خوندن مرجع کردم و در نهایت 24 مرداد ماه سال 91 دیگه واقعا استارت درس رو به صورت جدی زدم. پس فکر نکنید که دیر شده، قبل از این چیز زیادی نخونده بودم و در واقع داشتم درسها رو مرور میکردم و عملا شروع به خوندنم همون 24 مرداد ماه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش ششم برنامه ریزی</span><br />
از 24 مرداد که  شروع به خوندن کردم تصمیم گرفتم تا پایان شهریور دروس ریاضی، تا پایان مهر دروس مشترک و تا پایان آبان ماه دروس تخصصی رو کتاب های درس و کنکورشون رو کامل بخونم و از هر درس و مبحثی تعدادی تست بزنم. خوشبختانه اواسط آبان ماه کار خوندن تموم شد. دو هفته ی باقی مانده به پایان آبان رو نشستم و مجددا تست زدم از کلیه ی مباحث. بعدش دور دوم رو شروع کردم و خلاصه هایی که تو کتاب مشخص کرده بودم رو خوندنم و این کار به مدت 5 هفته طول کشید. و عملا به هفته ی اول دی ماه رسیدیم. لازم به ذکر هست که بنده ترم هفتم 12 واحد برداشتم تا بتونم هم واحد هامو تا ترم هشت تموم کنم و هم اینکه کمتر از 12 واحد بهم واحد نمی دادن. از دی ماه به صورت موازی شروع کردم به خوندن درس های دانشگاه و هفته ای دو دوره تست زدن هر سه روز یک سال کنکور آی تی و یک سال کنکور کامپیوتر رو تستاش رو میزدم و بررسی می کردم. بنابراین هفته ای 4 دوره کنکور میگذروندم. این کار هم به مدت 5 هفته طول کشید و من تونستم حدودا 20 دوره کنکور کامپیوتر و آی تی رو بزنم.<br />
<br />
بنده هر دو کنکور رو شرکت کرده بودم ولی آی تی رو فقط برای اینکه استرسم کم بشه و این حرفا شرکت کردم که تاثیر چندانی هم نداشت. هفته ی آخر هم که باز درس ها رو مرور کردمو در نهایت 19 و 20 بهمن ماه کنکور دادیم. بنده آزمون های سازمان سنجش رو شرکت کردم که تنها دلیلش هزینه ی پایینش بود و توقعات بنده رو برآورده می کردن. یکی زمانبندی بود و یکی هم سنجش نسبی به اینکه کجای کار هستم. شرکت کننده ها کم بودن حدود 300-400 نفر ولی با این حال تو همین 300-400 نفر اگه رتبتون تک رقمی بشه میتونید امیدوار باشید در غیر این صورت باید تلاشتون رو بیشتر کنید. رتبه های بند هم تو همون رنج 3-6-9 و بودن. پیشنهاد می کنم اگه میتونید آزمون شرکت کنید.<br />
برنامه ریزیم رو به صورت کلی عرض کردم و یه برنامه ی جزئی تر هم داشتم و اون برنامه ی هفتگی و برنامه روزانه بود. مثلا میگفتم تو این هفته باید تا فلان جای کتاب بخونم و تمام تلاشم رو می کردم که برسونم، لقمه رو کمی بزرگتر بر میداشتم که بیشتر تلاش کنم، و اکثر اوقات هم کمی عقبتر بودم ولی باز با این حال سعی نمی کردم با کم خوندن خودم رو گول بزنم. هر چه بیشتر بهتر. بنابراین یه برنامه کلی، داشتم یه برنامه ی هفتگی که جمعه شب ها میریختم و یه برنامه روزانه که هر شب قبل از خواب برای فردا انجام میدادم. مهم نبود که به برنامه ی روزانه یا هفتگی رسیدم یا نه مهم این بود که به برنامه ی کلی برسم. پس اگه یکی دو روز این وسط براتون مشکلی پیش اومد دوباره شروع نکنید از صفر برنامه ریزی کنید. مثلا یه بار پنجشنبه برنامه ریخته بودم که درس بخونم و خواهرم اسباب کشی داشتن و کل روزم رو رفتم به اون کمک کردم. ولی هیچ تاثیر منفی روی کارم نذاشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هفتم مطالعه</span><br />
بنده از اونجایی که با محیط کتابخونه آشنا بودم و هر ساله میدیدم که افرادی که واقعا مداومت داشت و همیشه کتابخونه میومدن رتبه های خوبی آووردن و جای خوبی قبول شدن، توی کتابخونه درس میخوندم. تقریبا صبح ساعت 7:30 یا 8 میرفتم کتابخونه و تا ظهر میخوندم، شبها مادرم برام غذا درست میکرد و میبرم کتابخونه و ناهارم رو همونجا میخوردم و مجددا تا شب ساعت 10 میخوندم. توی راه لغات 504 رو حفظ می کردم. البته از کتابخونه تا خونه 10 دقیقه بیشتر راه نبود ولی میخوندم و از وقت استفاده می کردم.<br />
<br />
همونطور که گفتم درسها رو به سه بخش ریاضی، تخصصی و مشترک تقسیم کرده بودم. برای ماه اول که ریاضی قرار بود بخونم هر دو روز درس ها دوره میشدن. به این صورت که شنبه صبح درس1، ظهر درس2، یکشنبه صبح درس 3 و ظهر درس 4 و مجددا از دوشنبه شروع به خوندن درس 1 میکردم. هر درس رو نصف روز می خوندم. اواخر که داشتم کنکور ها رو بررسی می کردم باز به همین صورت بود. شنبه سوالات ریاضی، یکشنبه، مشترک و سه شنبه تخصصی.<br />
<br />
البته هر فردی یه جور راحته. هر جور که راحتید مطالعه کنید. فقط از خوندن خودتون راضی باشید. مثلا آخر شب بگید که آره فلان چیزو یاد گرفتم، آره هفته بگید که فلان چیزها رو یاد گرفتم و آخر ماه که درس ها تموم میشه بگید که آره من 50 درصد از سوالات فلان درس رو میتونم حل کنم. سعی کنید فصل به فصل بخونید درس ها رو، کتاب های درس و کنکور خوبیش اینه که مثال هم وسط هاش هست و خودش حل کرده، اول درس و کنکور و مثال ها رو بخونید وقتی که فصل تموم شد چند تا تست از اون فصل بزنید و فصل رو جمع کنید. وقتی که کل کتاب تموم شد از تمامی مباحث اون کتاب چند تا تست بزنید و کتاب رو جمع کنید و وقتی که مثلا ریاضیات رو کلا خوندید چهار تا کتاب ریاضی رو کلا ازش تست بزنید و ریاضیات و مشترک و تخصصی ها رو جمع کنید. و در نهایت هم اگه تونستید یه کنکور آزمایشی از خودتو بگیرید تا ببینید چند مرده حلاج هست و با توجه به تجربیاتی که کسب کردید دور دوم رو شروع کنید. در مورد خلاصه نوسی هم قبلا تو همین فروم مطلبی نوشتم که میتونید اون رو با عنوان تجربه ی شخصی در امر خلاصه نویسی توی این لینک بخونید. فقط اینکه سعی کنید خلاصه ننوسید بلکه اونارو های لایت کنید که هم وقت گرفته نشه و هم تمرکز روی درس بیشتر بشه. این هم گوشه ی کتابخونه ای که حدود شش ماهی اونجا درس خوندم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هشتم دلسردی</span><br />
هر پسری تو هر سنی که باشه بالاخره احساس سربار بودن بهش دست میده. حالا خوشبختانه بنده نسبت به دوروبری هام کمی شرایطم بهتر بود و متولد 70 بودم ولی با این من هم گاهی اوقات دلسرد میشدم. می گفتم درس بخونم که چی؟ خیلی ها رفتن سر کار و وضعیتشون خیلی بهتر از منه، بهتره که منم برم سر کار. خلاصه از این فکر ها خیلی میومد تو ذهنم و اکثر اوقات با این موضوع درگیر بودم تا اینکه روزی یکی از دوستانم که روانشناسی میخوند (برای کنکور با هم میخوندیم و رتبش 3 شد و الان دانشگاه تهران میخونه) رو دیدم و قضیه رو بهش گفتم و ایشون هم دریغ نکردن و مشاوره ی خوبی دادن، گفتن چرا به این فکر نمیکنی که اگه قبول بشی چی؟ چقدر شرایط بهتر میشه، چقدر پدر و مادرت خوشحال میشن و... دیدم راست میگه و گفت که فعلا یه مدت رو تحمل کن و بعد از اون برو سر کار و من هم قبول کردم و با انرژی مضاعت برگشتم سر درس.<br />
<br />
برادران عزیزم تکلیف خودشون رو روشن کنن. اگه فعلا اونقدری پول دارید که بتونید هف هش ماه خرج خودتون رو بدید پس بهتره که فعلا سر کار نرید و بشینید بخونید، اگه وضع خونوادتون خوبه و میتونن بهتون کمک کنن ازشون کمک بگیرید و سر کار نرید، ولی اگه وضع اقتصادی خونواده خوب نیست به نظرم درس خوندن اصلا به صلاح نیست و بهتره که به فعلا به اونها در صورت رضایت، کمک کنید و برید سر کار. خلاصه اینکه بهتره خیالتون رو در رابطه با وضعیت مالی برای چند ماه آینده راحت کنید تا هر روز تصمیمتون عوض نشه و فشار اقتصادی باعث نشه که درس رو ول کنید، کما اینکه خیلی ها ول کردن و تنها دلیلش هم وضعیت اقتصادی بوده. و در نهایت اینکه همه احساس سر بار بودن رو دارن (مگر اینکه خیلی بی خیال باشن) . به این فکر کنید که خیلی ها وضعیتشون از شما هم بدتره ولی با این حال نه درس میخونن و نه سر کار میرن و از جیب پدرشون میخورن. همین الان هم دانشجوهای دکترا وجود دارن که سر کار نمیرن و از خونواده کمک میگیرن. البته این بد نیست و همه چیز بستگی به موقعیت شما داره. فقط خواستم بگم که فکر نکنید که فقط شمایی که 23 سالته و داری از پدرت پول میگیر. یادمه یکی از بچه ها میگفت که یکی از دوستاش بدون اینکه کار داشته باشه ازدواج کرده و پرسیده بود که از کجا پول میاری گفته بود از بابام میگیرم گفته بود خانمت چی؟ گفته بود اونم از باباش میگیره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . من دیگه حرفی ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش نهم کنکور</span><br />
ما همیشه گروهی برای کنکور می خوندیم. البته رشته هامون با هم فرق می کرد ولی تو کتابخونه با هم آشنا بودیم. روز قبل از کنکور به دوستان زنگ زدم و اونها زنگ میزدن که به هم دلداری بدیم و استرس نداشته باشم. تو کتابخونه خیلی خوش میگذشت بهمون. هر روز عصرونه آماده می کردیم و میخوردیم. تصویر زیر رو حدود یه هفته قبل از کنکور گرفتیم و هر کسی رتبه ی خودش رو روی یه کاغذی نوشت و یه عکس گرفت. این تصویر حولوحوش ساعت 10-11 شب گرفته شده و بچه ها واقعا تلاش میکردن. تو این 5 نفر قبول شدن یکی برق میخونه امیرکبیر، یکی روانشناسی دانشگاه تهرن (رتبش گفتم سه شد)، یکی فلسفه غرب میخونه دانشگاه اصفهان، یکی مکانیک میخونه دانشگاه زنجان و بنده که نرم افزار میخونم دانشگاه تهران. به خودتون اعتماد داشته باشید لطفا و بگید که رتبه ی یک میارید (این عکس دیگه قابلیت بزرگ نمایی نداره :دی):<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/84j7uy17tae8wym/286986_62924055326235204542.jpg" border="0" alt="[تصویر:  286986_62924055326235204542.jpg]" /></div>
<br />
کنکور هم به لطف خدا خوب بود. سر جلسه یه 15 دقیقه ای زبان خارجه زدم و بعد رفتم سراغ درس های دیگه. ریاضی مون خیلی سخت بود ولی با این حال به خودم گفتم که اگه من نتونستم پس برای خیلی ها هم سخت بوده ولی با این حال 22 درصد ریاضی زدم که خیلی خوب بود. بعدش هم که دروس مشترک و تخصصی. سر جلسه میدونستم که خیلی از سوالها واقعا سخته و هیچ کس نمیتونه پاسخ بده. اول دنبال سوال های آسون بودم و بعد رفتم سراغ سوال های متوسط. مشترک هام شد 40 درصد و تخصصی هام 56 درصد البته تخصصی ها با کلید 65 درصد شد ولی نتیجه ی کارنامه چیز دیگه ای بود.سر جلسه هم ریلکس باشید، کوه که نمی کنید همون سوال هایی رو که هر روز تو خونه و کتابخونه تو کتابای تست حل می کردید حالا نشستید پشت میز دارید حل میکنید، سوال ها هم از فضا نیومدن اگه خوب خونده باشید میتونید به راحتی به خیلی هاشون پاسخ بدید.<br />
<br />
بعد از اینکه کنکور رو دادم و کلید ها اومد در صدها مو حساب کردم زبان 11، ریاضی 14، مشترک 37 و تخصصی 65 که گفتم نتیجه شد زبان 11، ریاضی 22، مشترک 40 و تخصصی56 و رتبه رو هم بین 100 تا 200 پیشبینی کرده بودم که 62 نرم افزار آووردم 46 طراحی الگوریتم. به نظرم بعد از کنکور درصد گیری کنید و رتبه رو نسبت به سالهای گذشته تخمین بزنید و اگه دیدید که خیلی داغون هست نتایج فرض رو بر این بذارید که قبول نمیشید و به زندگیه عادیتون برگردید و الکی منتظر معجزه نباشید. حالا اگه خدا خواست بعد از اینکه نتایج اومد و نتیجه ها خوب بود که ادامه ی داستان ولی اگه نتایج بد بود وقت رو از دست ندادید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دهم چند توصیه</span><br />
چند تا از عواملی که فکر می کنم خیلی تاثیر گذار هستن تو گرفتن یه نتیجه ی خوب رو میگم:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-	قطع کردن اینترنت.</span> بنده تقریبا از پاییز سال 90 اینترنت رو قطع کردم و این در حالی بود که حدود 1.5 سال مونده بود به کنکور، چون میدونستم که اینترنت میتونه سد بزرگی برام باشه و واقعا هم بهش نیاز نداشتم. چیزی که بنده رو به هدفم میرسوند خوندن کتاب هامو بود نه وب گردی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	انتخاب یه هدف خیلی بزرگ.</span> حتما همین الان بنویسید که از زندگی چی میخوایی و میخوایید به کجا برسید و ببینید راه حل رسیدنش چیه؟ آیا واقعا باید درس بخونید تا به هدفتون برسید یا نه راه های بهتر  و کوتاهتری هم وجود دارن؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	مداومت در خوندن و تلاش بیش از حد</span>. میخواستم حداقل به یه نفر که خودم باشم ثابت کنم که خواستن توانستن است و این فقط یه شعار نیست. پس هر چی میتونستم تلاش می کردم. تفریحات و سرگرمی و استراحت رو به شدت کم کرده بودم و فقط میخوندم. سر جمع 5-6 ماه توی زندگیتون فرصت دارید که پشت کنکور باشید مخصوصا آقایون عزیز.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	توکل به خدا.</span> هیچوقت از اینکه تلاش هام بی ثمر باشه نترسیدم. اگه نتایج بد میشد ناراحت نمی شدم و با خودم میگفتم که تو تلاشت رو کردی و خدا نخواست. مگر اینکه کم تلاش می کردم و نتیجه نمیگرفتم اون وقت ناراحت میشدم که چرا فلان کار رو انجام ندادم، چرا فلان زمان که وقت داشتم بیشتر نخوندم. ولی بنده به لطف خدا از تمام وقتم استفاده می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-	برنامه ی روزانه، هفتگی، ماهانه و کلی</span>. خیلی قشنگ روند درس خوندنتون رو روی کاغذ بنویسید. الان یه برنامه کلی بریزی. سر هر ماه یه برنامه ی ماهانه، هر هفته یه برنامه ی هفتگی و هر روز یه برنامه ی روزانه و سعی کنید که بهش عمل کنید اگه نرسیدید نگران نباشید و سعی کنید روزهای بعدی یا جمعه جبران کنید. جمعه ها بنده زبان میخوندم، آزمون میدادم و یا همینکه گفتم کم کاری روزهای قبلی رو جبران می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	به خودتون اعتماد داشته باشید.</span> هر چقدر هم شرایطتون بد باشه باز هم میتونید یکی از رتبه های تک رقمی باشید. باور کنید که میتونید. باور کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	بنده پدر مادرم رو خیلی دوست دارم.</span> تنها کاری که میتونم در مقابل زحماتی که پدر مادر برامون کشیدن انجام بدیم اینه که خواسته های اونها رو برآورده کنیم. یکی از خواسته های هر پدر و مادری دیدن بچه اش تو جاهای خوب هست. پس برای خوشحال کردن اونها هم که شده خوب درس بخونید تا یه رتبه ی خوب بیارید.<br />
<br />
صحبت دیگه ای ندارم. ببخشید که زیاد حرف زدم. نخواستم حرفی جا بمونه. البته خیلی حرف خاصی شاید نزده باشم و بیشتر زندگی نامه ام بود. فقط میخواستم بگم که همه می تونن به آرزوهاشون برسن فقط باید کمی تلاش کنید و با برنامه پیش برید. امیدوارم که مفید بوده باشه صحبت هام. برامون دعا کنید. و اینکه ممنون از وقتی که گذاشتید و مطالب رو خوندید. اگه باز هم سوالی داشتید بگید تا اگه تونستیم پاسخ بدیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام، امیدوارم که حالتون خوب و طاعات و عباداتتون قبول باشه. در مورد برنامه ریزی و نحوه ی مطالعه برای کنکور خیلی صحبت شده، بنده هم قصد ندارم که مشاوره بدم و بهتون بگم چطور برنامه ریزی کنید. برای مشاوره میتونید به نوشته های آقای جهانی رجوع کنید و برای تجربه و نحوه ی برنامه ریزی و مطالعه هم فایلی که جناب آقای عباسیان تهیه کردن به نظر خوب و کامل میاد. با توجه به درخواستی که دوستان در پیام ها داشتن تصمی گرفتم کمی هم در مورد گذشته صحبت کنم. هدفی که از نوشتن این مطلب دارم، ایجاد کمی اعتماد به نفس تو دانشجوها و پشت کنکوری ها و گفتن عواملی هست که نقش موثری توی قبولیم داشتن. شاید تجربیات بنده از این نظر متفاوت باشن، چون پیام نور درس خوندم، معدلی که برای سنجش فرستادم 14.08 بود و اینکه سال اول قبول شدم و دانشگاهمون یه هیات علمی بشتر نداشت که ایشون هم مدرک کارشناسی ارشد داشتن و در کل اصلا استاد نداشتیم. دانشگاهمون هم یه مدرسه ی ابتدایی بود که آموزش و پرورش در اختیارمون قرار داده بود و ماهی 600هزار تومن کرایه میگرفت (البته الان ساختمان جدید ساخته شده و وضعیت بهتره). اینکه تو دوران کارشناسی و قبل از اینکه دانشجو بشم سر کار میرفتم و اینکه هیچ کلاس کنکوری شرکت نکردم و... . باز هم مطالب رو توی چند دسته تقسیم بندی می کنیم تا اگه دوست داشتید تنها بخش هاییش رو بخونید و تاکید مجدد از بابت اینکه اینها فقط تجربیات بنده بوده و ممکنه برای افراد دیگه اتفاقات دیگه ای افتاده باشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش اول وضعیت تحصیلی</span><br />
شاید خیلی ها دلیل عدم موفقیتشون رو پایه ی تحصیلیشون میدونن. اگه به دوران مدرسه برگردیم میبینیم که چندان هم از اطلاعاتی که توی مدرسه یادگرفتیم تو کارشناسی استفاده نکردیم، شیمی، فیزیک، دروس عمومی، کدومش به دردمون خورد؟ به جز قسمت هایی از ریاضی که اگه کل ریاضیات دوران مدرسه رو جمع کنیم اندازه ی یه ریاضی عمومی (1) سه واحده بیشتر نمیشه، هیچ چیز دیگه ای از مدرسه برامون مهم نیست. اگه فکر می کنید که دلیل ضعیف بودن پایه تون به دوران مدرسه برمیگرده خب بردارید یه بار دیگه  ریاضی عمومی (1) رو بخونید تا مشکل ضعیف بودن دوران مدرسه تون برطرف بشه و میشه. پس تا اینجا همه از نظر سطح تحصیل توی مدرسه با هم برابر می شیم.<br />
<br />
راستش بنده وقتی که برای کنکور میخوندم اصلا متوجه نبودم که کنکور و دانشگاه چی هستن و برای چی کنکور می دیم، فقط میدونستم که بعد از پیش دانشگاهی باید کنکور بدیم، خیلی ها تو جو کنکور بودن و هف هش ماه بود که داشتن میخوندن بعضیا دومین و سومین سالشون بود، ولی بنده فکر می کنم بعد از امتحانات پایانی دوره ی پیش دانشگاهی یعنی خرداد ماه حدود یه ماهی نگاهی به کتابهام انداختم و بعد هم کنکور و نتایج و انتخاب رشته و قبولی در رشته ی فناوری اطلاعات در دانشگاه پیام نور قزوین واحد الوند(شهر خودمون) که 99امین اولویتم بود. اصلا حوصله ی موندن پشت کنکور رو نداشتم و رفتم دانشگاه. دانشگاهمون یه دانشگاه تازه تاسیس بود (سال 86) و سال 87 رشته ی کامپیوتر رو آووردن و ما که سال 88 وارد شدیم، دومین ورودی های رشته ی خودمون بودیم. ساختمان دانشگاه قبلا یعنی دو سال قبلش ساختمان یه مدرسه ی ابتدایی بود. سر جمع چهار تا کلاس داشت و یه اتاق که کل مسئولین اونجا بودن. البته الان ساختمانش عوض شده و اون ساختمان قبلی هم به حالت قبلیه خودش یعنی مدرسه ی دخترونه ی ابتدایی در اومده. این هم تصویری از دانشگاهمون:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
</div>
<br />
کل هیات علمی رشته ی کامپیوتر و آی تی یک خانم بود که مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه علم و صنعت داشتن و تقریبا اوایل خیلی از دروس رو ایشون تدریس میکردن و خیلی هاش هم استاد نداشتیم. رفته رفته چند نفر دیگه به لیست اساتید اضافه شدن که همشون مدرک کارشناسی ارشد داشتن و یادم نمیاد که به جز یه نفر بقیه همشون از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل شده بودن (البته قصد توهین به هیچ دانشگاهی رو ندارم فقط میخوام وضعیت خودمون رو توصیف کنم) به جز یکی دو نفر، اساتیدمون خیلی ببخشید اندازه ی گنجشک بارشون نبود. فقط یه نمونش رو بگم که تو آزمایشگاه پایگاه داده استادمون فرق VS و SSMS رو نمیدونست، بهشون پیشنهاد دادم که پایگاه داده رو به همراه زبان سی شارپ تو کلاس به بچه ها بگم و قبول کردن، یه روزی بنده رو کشیدن کنار گفتن که " آقای محمدپور هر چیزی که سر کلاس به بچه ها میگی رو ترو تمیز بنویس تو یه برگه بده من"، چند وقت پیش دوستانم رو دیدم گفتن که فلان استاد یعنی همین استاد پایگاه داده به جرم تقلبی بودن مدرکش دستگیر شدن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ، من دیگه توضیح بیشتری ندم بهتره.<br />
<br />
اکثر کلاس ها رو شرکت نمی کردم حتی استادمون همون که هیات علمی هستن بهم میگفتن که بیا و من 6 نمره ی کلاسی رو بهت میدم ولی قبول نمی کردم و دوست داشتم خودخوان پیش برم. درس پایگاه داده رو با 10 پاس کردم، طراحی الگوریتم 10 شدم، و خیلی از درسهای دیگه رو هم 10 شدم. معدلم هم به لطف خدا در آخرین لحظات تونستم به بالای 14 برسونم و 14.08 رو توی سایت سنجش وارد کنم. لازم به ذکره که 2 ترم مشروط شدم، و فقط هم دو تا درس رو افتادم، فرهنگ و تمدن اسلامی، و اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره). این بود وضعیت تحصیلیه بنده. به جز این هم سابقه ی کلاس خصوصی و... رو نداشتم. فقط پاس می کردیم که تموم بشه و اینکه بگید با علاقه و مشتاقانه درس ها رو میخوندم که یاد بگیرم نه، تنها هدفی که دنبال میشد گرفتن نمره ی قبولی و تموم کردن هر چه زودتر دروس بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دوم وضعیت شغلی</span><br />
ما شهرستانی ها از همون اولش هم بدبخت بودیم. درآمد پایین، پدر کارگر و زحمت کش، محیط فرهنگی نامناسب، دوستان ناباب و خلاصه همه چیز ما رو از اینکه درس بخونیم نگه می داشتن. یادمه تا چهارم پنجم ابتدایی که تابستون ها میرفتم روستا و چوپانی میکردم، البته هم فال بود هم تماشا، خونه کاری نداشتم که بخوام به خاطرش بمونم و میرفتم پیش داییم کار می کردم. ولی کم کم باید وارد بازار کار میشدیم، با فروختن آب آلبالو شروع کردم البته درآمدش زیاد نبود ولی خب سرگرمیه خوبی بود. وقتی که سوم راهنمایی رو تموم کردم رفتن یه کارگاه که طوقه ی موتور مونتاژ می کردن. تابستان اول دبیرستان و دوم دبیرستان هم اونجا بودم. تابستان سوم دبیرستان رفتم میوه چینی، دقیقا خرداد ماهی که پیش دانشگاهیم تموم شد به طریقی از 3 خرداد ماه با یکی از دوستانم مسئولیت یه کتابخونه رو به عهده گرفتیم و با ماهی 80 تومن شروع به کار کردیم. دو سالی اونجا بودم و خرج دانشگاه و پول توجیبیه خودم رو در میاووردم. مدتی رفتم تو یه شرکت تولید قطعات الکتریکی کار کردم که اونجا هم روز مزد کار می کردم، مدتی کلید میاووردم خونه و مونتاژ می کردم، مدتی مسئول سایت دانشگاه بودم و چندرغازی پول می گرفتم، مدتی رو بنایی کردم و مدتی هم کارهای دیگه که واقعا جاش نیست اینجا بگم. یه بار یکی از کارهایی که انجام میدادم رو به یکی از دوستانم گفتم عوض من، دیدم اون بنده خدا از خجالت قرمز شد. فقط اینکه کار عار نیست.<br />
<br />
با این اوصاف تو دوران تحصیل وقت زیادی برای درس خوندن نداشتم و دائم به فکر کار کردن و جور کردن شهریه بودم، پروژه دانشجویی انجام میدادم و برای اینون اون برنامه های کوچیک مینوشتم. شاید شما شرایطتتون بد تر از شرایط بنده باشه ولی اینو میخوام بگم که خیلی ها هم شرایطتشون بهتر از بنده هست ولی با این حال قدر شرایطشون رو نمیدونن و وقتشون رو هدر میدن. بنابراین وضعیت اقتصادی بد هم دلیل خوبی برای نخوندن و قبول نشدن و رتبه ی خوب نیاووردن در ارشد نیست و یه برنامه ریزی خوب و هدف گذاری مناسب میتونه وضعیت شما رو خیلی تغییر بده، خیلی.<br />
<br />
برادران و خواهران عزیز، مخصوصا اونهایی که هنوز دست به سیاه و سفید نزدید و توی نازو نعمت بزرگ شدید، هیچ کاری سخت تر از بنایی نیست، هیچ کاری هم آسونتر از درس خوندن نیست. ببینم میتونید این صحنه رو تحمل کنید؟: یه روز که سر کار بنایی بودم، اوستا کارمون روی داربست بود و من پایین ملات درست میکرم و با قرره میفرستادم بالا، تازه کار بودم و هر از چند گاهی هم سوتی هایی میدادم، اون روز توی کوچه کنار خونه ای که ما داشتیم کار می کردیم یه عروسی بود و یه گوسفند خریده بودن و بسته بودن به درخت. همینطور شوخی شوخی اوستا کارم برگشت بهم گفت :" اون گوسفنده بیشتر از تو میفهمه" منم لبخندی زدمو ادامه ی کار. برای خانم ها هم باید بگم تا ببینن میتونن این صحنه رو تحمل کنن: چند وقت پیش میدون انقلاب بودم که چشمم به یه دختر حدود 21-22 ساله خورد که نشسته بود کنار پیاده رو و داشت جوراب میفروخت. کدومتون از این کارها میکنید؟ سختیه درس خوندن کجا سختیه این کارهایی که گفتم کجا؟ پس خواهشا بهونه نیارید باور کنید کاری ساده تر از درس خوندن زیر کولر وجود نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش سوم تصمیم گیری</span><br />
دقیقا نمیدونم این ذهنیت از کجا شروع شد که رفتن به دانشگاه MIT از همون ابتدای دوران تحصیل در دانشگاه جزء مسائلی شد که هر از چند گاهی بهش فکر می کردم(اگه از کاربرای قدیمی مانشت باشید احتمالا با شنیدن این جمله نام کاربری قدیمه بنده یادتون بیاد) .فروردین سال 89 وقتی که ترم دوم بودم برنامه  و هدفی رو برای زندگیم ریختم، تصویری از برنامه ام کشیدم که در ابتدای اون قبولی ارشد در دانشگاه تهران (برای خودم هم جالبه)، دکترا در دانشگاه تهران و درنهایت رفتن به دانشگاه MIT بعد از دکتر شدن بود. همون 31 فروردین بود که رفتم پیش آقای طریحی که تو دانشگاه خواجه نصیر دانشجوی ارشد بودن و ازشون در رابطه با ساخت سیستم عامل سوال پرسیدم ولی ایشون حرفی زدن که اولین جرقه تو زندگی بنده بود و به من گفتن که اولین کاری که میکنی یه هدف خیلی بزرگ (تاکید کردن خیلی بزرگ) انتخاب کنم و بنده همونجا بهشون گفتم میخوام برم MIT گفتن که خیلی خوبه بدون اینکه مسخره کنن. <br />
<br />
ترم سوم که تموم شد تصمیم گرفتم ترم پنجم به صورت آزمایشی کنکور بدم و ترم هفتم اگه خدا بخواد کنکور اصلی رو. بنابراین  28 اسفند سال 89 رفتم انقلاب جایی که چند دقیقه پیش هم اونجا بودم و به دوستم گفتم یادش بخیر سال 89 اومدم اینجا، و تمام کتابهام رو گرفتم . گذشت و گذشت تا اینکه تابستان سال 90 تصمیم گرفتم برای کار کردن برم شرکت امن پرداز که اونموقع تهران میدون ونک بود. قرار شد که مدتی رو به عنوان کار آموز برم اونجا و اگه اونها از کارم خوششون اومد باهام قرار داد ببندن. به مدت دو ماه هفته ای سه چهار روز از قزوین میرفتم تهران و برمیگشتم. اونجا هم افرادی رو دیدم که باز هم توی تصمیم گیری من خیلی تاثیر گذاشتن. دو سه نفر فارغ التحصیل ارشد نرم افزار شریف، یکی دانشگاه تهران، یکی داشت میرفت کانادا و... . اونها رو که دیدم تصمیم گرفتم من هم درس بخونم و بعد بیوفتم تو کار. دوباره برگشتم سر همون کار قبلیم که کتابداری بود و تا آخر بهمن ماه سال 90 اونجا کار کردم و دقیقا 1 اسفند ماه اومدم بیرون که دیگه درس بخونم. ترم پنجم کنکور ندادم که آزمایشی باشه، ترم هفتم میخواستم آزمایشی بدم، یکی از دوستانم گفت که اگه امسال تونستی قبول بشی میشی، اگه نشدی دیگه نمیشی. واسه همین عزمم رو جزم کردم که همین امسال رتبه ی خوبی بیارم. و خوندن شروع شد. این هم تصویری از تصمیمی که گرفتم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش چهارم جمع آوری منابع</span><br />
همونطور که گفتم منابع رو خیلی زودتر و حدود یک سال زودتر گرفته بودم و خونه داشتن خاک میخوردن. منابع رو طبق یه فایل PDF که تو سایت برنامه نویس یکی گذاشته بود گرفتم. نکته ای که در مورد منابع باید بهش اشاره کنم اینه که اصلا مهم نیست منابع شما چیه. باور کنید مهم نیست. داشتم منابعی که آقای عباسیان خونده بودن رو نگاه می کردم، هیچ تطابقی بیان چیزهایی که من خودم و ایشون خوندن وجود نداره ولی در عین حال هر دومون رتبه ی نسبتا خوبی آووردیم. شما حتی منابعی که رتبه های برتر هم خوندن اگه برسی کنید میبینید که خیلی با هم فرق دارن. بنابراین اصلا نگران منابعی که میخونید نباشید. هر چیزی که دم دستتون هست رو بردارید و شروع به خوندن کنید. <br />
<br />
بنده برای هر درس یه کتاب مرجع و یک کتاب درس و کنکور تهیه کرده بودم که اکثرا هم برای انشارات گسترش علوم پایه یا همون آقای مقسمی بودند که بنده ازشون راضی بودم. شما هم هرچیزی که دوست دارید بخونید. تنها نکته ای که وجود داره با علاقه بخونید، و عمیق بخونید و سطحی از مطالب رد نشید.<br />
<br />
توصیه میکنم که وقتتون رو بیش از این سر منابع هدر ندید، بعضی ها با جزوه راحت تر هستن، بعضی ها با کتاب، بعضی ها با ویس بعضی ها با کلاس. خلاصه منبع شما هر چیزی باشه دلیل بر این نیست که حتما اون منبع خوبه. مهمتر از منبع، میزان تلاشی هست که شما می کنید. شاید اگه درصدی بخوام بگم تاثیر منبع رو 30 درصد و تاثیر تلاش کردن رو 70 درصد میدونم. پس از همین الان شروع به خوندن چیزی که دم دستتون هست کنید و منتظر نباشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش پنجم جبران گذشته</span><br />
بنده قبول کرده بودم که ضعیفم، قبول کرده بودم که من کارشناسی شریف و تهران و امیرکبیر نبودم که به دانش قبلیم متکی باشم. قبول کرده بودم که تو چهار سال گذشته هیچ چیز یاد نگرفتم. قبول کرده بودم که باید زیاد تلاش کنم و قبول کرده بودم برای اینکه دارم از رشته ی آی تی میرم سراغ نرم افزار سختی هایی پیش رو خواهم داشت واسه همین کار خوبی که کردم این بود که زود شروع کردم. خیلی زود. همونطور که گفتم 1 استفند 90 شروع کردم به خوندن. با خوندن مراجع درس های کامپایلر، زبانهای برنامه سازی، ریاضی مهندسی و محاسبات عددی شروع کردم چون این درسها رو پاس هم نکرده بودم و قرار بود که کنکورشون رو بدم. تا عید اینها تموم شد و دوباره به علت ضعیف بودن پایه شروع به خودن مراجع بقیه ی دروس کردم و حدودا تا اواخر اردیبهشت مرجع خوندم. بعد از اون شروع کردم به خوندن درس و کنکور و مجددا 10 تیر به علت یه راهنمایی (درست یا غلط) شروع به خوندن مرجع کردم و در نهایت 24 مرداد ماه سال 91 دیگه واقعا استارت درس رو به صورت جدی زدم. پس فکر نکنید که دیر شده، قبل از این چیز زیادی نخونده بودم و در واقع داشتم درسها رو مرور میکردم و عملا شروع به خوندنم همون 24 مرداد ماه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش ششم برنامه ریزی</span><br />
از 24 مرداد که  شروع به خوندن کردم تصمیم گرفتم تا پایان شهریور دروس ریاضی، تا پایان مهر دروس مشترک و تا پایان آبان ماه دروس تخصصی رو کتاب های درس و کنکورشون رو کامل بخونم و از هر درس و مبحثی تعدادی تست بزنم. خوشبختانه اواسط آبان ماه کار خوندن تموم شد. دو هفته ی باقی مانده به پایان آبان رو نشستم و مجددا تست زدم از کلیه ی مباحث. بعدش دور دوم رو شروع کردم و خلاصه هایی که تو کتاب مشخص کرده بودم رو خوندنم و این کار به مدت 5 هفته طول کشید. و عملا به هفته ی اول دی ماه رسیدیم. لازم به ذکر هست که بنده ترم هفتم 12 واحد برداشتم تا بتونم هم واحد هامو تا ترم هشت تموم کنم و هم اینکه کمتر از 12 واحد بهم واحد نمی دادن. از دی ماه به صورت موازی شروع کردم به خوندن درس های دانشگاه و هفته ای دو دوره تست زدن هر سه روز یک سال کنکور آی تی و یک سال کنکور کامپیوتر رو تستاش رو میزدم و بررسی می کردم. بنابراین هفته ای 4 دوره کنکور میگذروندم. این کار هم به مدت 5 هفته طول کشید و من تونستم حدودا 20 دوره کنکور کامپیوتر و آی تی رو بزنم.<br />
<br />
بنده هر دو کنکور رو شرکت کرده بودم ولی آی تی رو فقط برای اینکه استرسم کم بشه و این حرفا شرکت کردم که تاثیر چندانی هم نداشت. هفته ی آخر هم که باز درس ها رو مرور کردمو در نهایت 19 و 20 بهمن ماه کنکور دادیم. بنده آزمون های سازمان سنجش رو شرکت کردم که تنها دلیلش هزینه ی پایینش بود و توقعات بنده رو برآورده می کردن. یکی زمانبندی بود و یکی هم سنجش نسبی به اینکه کجای کار هستم. شرکت کننده ها کم بودن حدود 300-400 نفر ولی با این حال تو همین 300-400 نفر اگه رتبتون تک رقمی بشه میتونید امیدوار باشید در غیر این صورت باید تلاشتون رو بیشتر کنید. رتبه های بند هم تو همون رنج 3-6-9 و بودن. پیشنهاد می کنم اگه میتونید آزمون شرکت کنید.<br />
برنامه ریزیم رو به صورت کلی عرض کردم و یه برنامه ی جزئی تر هم داشتم و اون برنامه ی هفتگی و برنامه روزانه بود. مثلا میگفتم تو این هفته باید تا فلان جای کتاب بخونم و تمام تلاشم رو می کردم که برسونم، لقمه رو کمی بزرگتر بر میداشتم که بیشتر تلاش کنم، و اکثر اوقات هم کمی عقبتر بودم ولی باز با این حال سعی نمی کردم با کم خوندن خودم رو گول بزنم. هر چه بیشتر بهتر. بنابراین یه برنامه کلی، داشتم یه برنامه ی هفتگی که جمعه شب ها میریختم و یه برنامه روزانه که هر شب قبل از خواب برای فردا انجام میدادم. مهم نبود که به برنامه ی روزانه یا هفتگی رسیدم یا نه مهم این بود که به برنامه ی کلی برسم. پس اگه یکی دو روز این وسط براتون مشکلی پیش اومد دوباره شروع نکنید از صفر برنامه ریزی کنید. مثلا یه بار پنجشنبه برنامه ریخته بودم که درس بخونم و خواهرم اسباب کشی داشتن و کل روزم رو رفتم به اون کمک کردم. ولی هیچ تاثیر منفی روی کارم نذاشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هفتم مطالعه</span><br />
بنده از اونجایی که با محیط کتابخونه آشنا بودم و هر ساله میدیدم که افرادی که واقعا مداومت داشت و همیشه کتابخونه میومدن رتبه های خوبی آووردن و جای خوبی قبول شدن، توی کتابخونه درس میخوندم. تقریبا صبح ساعت 7:30 یا 8 میرفتم کتابخونه و تا ظهر میخوندم، شبها مادرم برام غذا درست میکرد و میبرم کتابخونه و ناهارم رو همونجا میخوردم و مجددا تا شب ساعت 10 میخوندم. توی راه لغات 504 رو حفظ می کردم. البته از کتابخونه تا خونه 10 دقیقه بیشتر راه نبود ولی میخوندم و از وقت استفاده می کردم.<br />
<br />
همونطور که گفتم درسها رو به سه بخش ریاضی، تخصصی و مشترک تقسیم کرده بودم. برای ماه اول که ریاضی قرار بود بخونم هر دو روز درس ها دوره میشدن. به این صورت که شنبه صبح درس1، ظهر درس2، یکشنبه صبح درس 3 و ظهر درس 4 و مجددا از دوشنبه شروع به خوندن درس 1 میکردم. هر درس رو نصف روز می خوندم. اواخر که داشتم کنکور ها رو بررسی می کردم باز به همین صورت بود. شنبه سوالات ریاضی، یکشنبه، مشترک و سه شنبه تخصصی.<br />
<br />
البته هر فردی یه جور راحته. هر جور که راحتید مطالعه کنید. فقط از خوندن خودتون راضی باشید. مثلا آخر شب بگید که آره فلان چیزو یاد گرفتم، آره هفته بگید که فلان چیزها رو یاد گرفتم و آخر ماه که درس ها تموم میشه بگید که آره من 50 درصد از سوالات فلان درس رو میتونم حل کنم. سعی کنید فصل به فصل بخونید درس ها رو، کتاب های درس و کنکور خوبیش اینه که مثال هم وسط هاش هست و خودش حل کرده، اول درس و کنکور و مثال ها رو بخونید وقتی که فصل تموم شد چند تا تست از اون فصل بزنید و فصل رو جمع کنید. وقتی که کل کتاب تموم شد از تمامی مباحث اون کتاب چند تا تست بزنید و کتاب رو جمع کنید و وقتی که مثلا ریاضیات رو کلا خوندید چهار تا کتاب ریاضی رو کلا ازش تست بزنید و ریاضیات و مشترک و تخصصی ها رو جمع کنید. و در نهایت هم اگه تونستید یه کنکور آزمایشی از خودتو بگیرید تا ببینید چند مرده حلاج هست و با توجه به تجربیاتی که کسب کردید دور دوم رو شروع کنید. در مورد خلاصه نوسی هم قبلا تو همین فروم مطلبی نوشتم که میتونید اون رو با عنوان تجربه ی شخصی در امر خلاصه نویسی توی این لینک بخونید. فقط اینکه سعی کنید خلاصه ننوسید بلکه اونارو های لایت کنید که هم وقت گرفته نشه و هم تمرکز روی درس بیشتر بشه. این هم گوشه ی کتابخونه ای که حدود شش ماهی اونجا درس خوندم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هشتم دلسردی</span><br />
هر پسری تو هر سنی که باشه بالاخره احساس سربار بودن بهش دست میده. حالا خوشبختانه بنده نسبت به دوروبری هام کمی شرایطم بهتر بود و متولد 70 بودم ولی با این من هم گاهی اوقات دلسرد میشدم. می گفتم درس بخونم که چی؟ خیلی ها رفتن سر کار و وضعیتشون خیلی بهتر از منه، بهتره که منم برم سر کار. خلاصه از این فکر ها خیلی میومد تو ذهنم و اکثر اوقات با این موضوع درگیر بودم تا اینکه روزی یکی از دوستانم که روانشناسی میخوند (برای کنکور با هم میخوندیم و رتبش 3 شد و الان دانشگاه تهران میخونه) رو دیدم و قضیه رو بهش گفتم و ایشون هم دریغ نکردن و مشاوره ی خوبی دادن، گفتن چرا به این فکر نمیکنی که اگه قبول بشی چی؟ چقدر شرایط بهتر میشه، چقدر پدر و مادرت خوشحال میشن و... دیدم راست میگه و گفت که فعلا یه مدت رو تحمل کن و بعد از اون برو سر کار و من هم قبول کردم و با انرژی مضاعت برگشتم سر درس.<br />
<br />
برادران عزیزم تکلیف خودشون رو روشن کنن. اگه فعلا اونقدری پول دارید که بتونید هف هش ماه خرج خودتون رو بدید پس بهتره که فعلا سر کار نرید و بشینید بخونید، اگه وضع خونوادتون خوبه و میتونن بهتون کمک کنن ازشون کمک بگیرید و سر کار نرید، ولی اگه وضع اقتصادی خونواده خوب نیست به نظرم درس خوندن اصلا به صلاح نیست و بهتره که به فعلا به اونها در صورت رضایت، کمک کنید و برید سر کار. خلاصه اینکه بهتره خیالتون رو در رابطه با وضعیت مالی برای چند ماه آینده راحت کنید تا هر روز تصمیمتون عوض نشه و فشار اقتصادی باعث نشه که درس رو ول کنید، کما اینکه خیلی ها ول کردن و تنها دلیلش هم وضعیت اقتصادی بوده. و در نهایت اینکه همه احساس سر بار بودن رو دارن (مگر اینکه خیلی بی خیال باشن) . به این فکر کنید که خیلی ها وضعیتشون از شما هم بدتره ولی با این حال نه درس میخونن و نه سر کار میرن و از جیب پدرشون میخورن. همین الان هم دانشجوهای دکترا وجود دارن که سر کار نمیرن و از خونواده کمک میگیرن. البته این بد نیست و همه چیز بستگی به موقعیت شما داره. فقط خواستم بگم که فکر نکنید که فقط شمایی که 23 سالته و داری از پدرت پول میگیر. یادمه یکی از بچه ها میگفت که یکی از دوستاش بدون اینکه کار داشته باشه ازدواج کرده و پرسیده بود که از کجا پول میاری گفته بود از بابام میگیرم گفته بود خانمت چی؟ گفته بود اونم از باباش میگیره <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . من دیگه حرفی ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش نهم کنکور</span><br />
ما همیشه گروهی برای کنکور می خوندیم. البته رشته هامون با هم فرق می کرد ولی تو کتابخونه با هم آشنا بودیم. روز قبل از کنکور به دوستان زنگ زدم و اونها زنگ میزدن که به هم دلداری بدیم و استرس نداشته باشم. تو کتابخونه خیلی خوش میگذشت بهمون. هر روز عصرونه آماده می کردیم و میخوردیم. تصویر زیر رو حدود یه هفته قبل از کنکور گرفتیم و هر کسی رتبه ی خودش رو روی یه کاغذی نوشت و یه عکس گرفت. این تصویر حولوحوش ساعت 10-11 شب گرفته شده و بچه ها واقعا تلاش میکردن. تو این 5 نفر قبول شدن یکی برق میخونه امیرکبیر، یکی روانشناسی دانشگاه تهرن (رتبش گفتم سه شد)، یکی فلسفه غرب میخونه دانشگاه اصفهان، یکی مکانیک میخونه دانشگاه زنجان و بنده که نرم افزار میخونم دانشگاه تهران. به خودتون اعتماد داشته باشید لطفا و بگید که رتبه ی یک میارید (این عکس دیگه قابلیت بزرگ نمایی نداره :دی):<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/84j7uy17tae8wym/286986_62924055326235204542.jpg" border="0" alt="[تصویر:  286986_62924055326235204542.jpg]" /></div>
<br />
کنکور هم به لطف خدا خوب بود. سر جلسه یه 15 دقیقه ای زبان خارجه زدم و بعد رفتم سراغ درس های دیگه. ریاضی مون خیلی سخت بود ولی با این حال به خودم گفتم که اگه من نتونستم پس برای خیلی ها هم سخت بوده ولی با این حال 22 درصد ریاضی زدم که خیلی خوب بود. بعدش هم که دروس مشترک و تخصصی. سر جلسه میدونستم که خیلی از سوالها واقعا سخته و هیچ کس نمیتونه پاسخ بده. اول دنبال سوال های آسون بودم و بعد رفتم سراغ سوال های متوسط. مشترک هام شد 40 درصد و تخصصی هام 56 درصد البته تخصصی ها با کلید 65 درصد شد ولی نتیجه ی کارنامه چیز دیگه ای بود.سر جلسه هم ریلکس باشید، کوه که نمی کنید همون سوال هایی رو که هر روز تو خونه و کتابخونه تو کتابای تست حل می کردید حالا نشستید پشت میز دارید حل میکنید، سوال ها هم از فضا نیومدن اگه خوب خونده باشید میتونید به راحتی به خیلی هاشون پاسخ بدید.<br />
<br />
بعد از اینکه کنکور رو دادم و کلید ها اومد در صدها مو حساب کردم زبان 11، ریاضی 14، مشترک 37 و تخصصی 65 که گفتم نتیجه شد زبان 11، ریاضی 22، مشترک 40 و تخصصی56 و رتبه رو هم بین 100 تا 200 پیشبینی کرده بودم که 62 نرم افزار آووردم 46 طراحی الگوریتم. به نظرم بعد از کنکور درصد گیری کنید و رتبه رو نسبت به سالهای گذشته تخمین بزنید و اگه دیدید که خیلی داغون هست نتایج فرض رو بر این بذارید که قبول نمیشید و به زندگیه عادیتون برگردید و الکی منتظر معجزه نباشید. حالا اگه خدا خواست بعد از اینکه نتایج اومد و نتیجه ها خوب بود که ادامه ی داستان ولی اگه نتایج بد بود وقت رو از دست ندادید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دهم چند توصیه</span><br />
چند تا از عواملی که فکر می کنم خیلی تاثیر گذار هستن تو گرفتن یه نتیجه ی خوب رو میگم:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-	قطع کردن اینترنت.</span> بنده تقریبا از پاییز سال 90 اینترنت رو قطع کردم و این در حالی بود که حدود 1.5 سال مونده بود به کنکور، چون میدونستم که اینترنت میتونه سد بزرگی برام باشه و واقعا هم بهش نیاز نداشتم. چیزی که بنده رو به هدفم میرسوند خوندن کتاب هامو بود نه وب گردی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	انتخاب یه هدف خیلی بزرگ.</span> حتما همین الان بنویسید که از زندگی چی میخوایی و میخوایید به کجا برسید و ببینید راه حل رسیدنش چیه؟ آیا واقعا باید درس بخونید تا به هدفتون برسید یا نه راه های بهتر  و کوتاهتری هم وجود دارن؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	مداومت در خوندن و تلاش بیش از حد</span>. میخواستم حداقل به یه نفر که خودم باشم ثابت کنم که خواستن توانستن است و این فقط یه شعار نیست. پس هر چی میتونستم تلاش می کردم. تفریحات و سرگرمی و استراحت رو به شدت کم کرده بودم و فقط میخوندم. سر جمع 5-6 ماه توی زندگیتون فرصت دارید که پشت کنکور باشید مخصوصا آقایون عزیز.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	توکل به خدا.</span> هیچوقت از اینکه تلاش هام بی ثمر باشه نترسیدم. اگه نتایج بد میشد ناراحت نمی شدم و با خودم میگفتم که تو تلاشت رو کردی و خدا نخواست. مگر اینکه کم تلاش می کردم و نتیجه نمیگرفتم اون وقت ناراحت میشدم که چرا فلان کار رو انجام ندادم، چرا فلان زمان که وقت داشتم بیشتر نخوندم. ولی بنده به لطف خدا از تمام وقتم استفاده می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-	برنامه ی روزانه، هفتگی، ماهانه و کلی</span>. خیلی قشنگ روند درس خوندنتون رو روی کاغذ بنویسید. الان یه برنامه کلی بریزی. سر هر ماه یه برنامه ی ماهانه، هر هفته یه برنامه ی هفتگی و هر روز یه برنامه ی روزانه و سعی کنید که بهش عمل کنید اگه نرسیدید نگران نباشید و سعی کنید روزهای بعدی یا جمعه جبران کنید. جمعه ها بنده زبان میخوندم، آزمون میدادم و یا همینکه گفتم کم کاری روزهای قبلی رو جبران می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	به خودتون اعتماد داشته باشید.</span> هر چقدر هم شرایطتون بد باشه باز هم میتونید یکی از رتبه های تک رقمی باشید. باور کنید که میتونید. باور کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	بنده پدر مادرم رو خیلی دوست دارم.</span> تنها کاری که میتونم در مقابل زحماتی که پدر مادر برامون کشیدن انجام بدیم اینه که خواسته های اونها رو برآورده کنیم. یکی از خواسته های هر پدر و مادری دیدن بچه اش تو جاهای خوب هست. پس برای خوشحال کردن اونها هم که شده خوب درس بخونید تا یه رتبه ی خوب بیارید.<br />
<br />
صحبت دیگه ای ندارم. ببخشید که زیاد حرف زدم. نخواستم حرفی جا بمونه. البته خیلی حرف خاصی شاید نزده باشم و بیشتر زندگی نامه ام بود. فقط میخواستم بگم که همه می تونن به آرزوهاشون برسن فقط باید کمی تلاش کنید و با برنامه پیش برید. امیدوارم که مفید بوده باشه صحبت هام. برامون دعا کنید. و اینکه ممنون از وقتی که گذاشتید و مطالب رو خوندید. اگه باز هم سوالی داشتید بگید تا اگه تونستیم پاسخ بدیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تجربه ی شخصی بعد از قبولی در ارشد]]></title>
			<link>/forum/thread-25092.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 Jul 2014 21:09:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-25092.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام، امیدوارم که حالتون خوب و طاعات و عباداتتون قبول باشه. بنده هم مثل خیلی از شماها که الان دارید این مطلب رو میخونید یه زمانی پشت کنکور بودم ولی الان به لطف خدا، کنکور رو پشت سر گذاشتم و ترم دومم رو توی دانشگاه تهران به پایان رسوندم. قبل از هر چیز به خاطر رتبه ی خوبتون بهتون تبریک میگم و اگه هنوز کنکور ندادید، احتمالا با خوندن این مطلب انگیزتون برای خوندن خیلی بیشتر میشه و به خاطر رتبه ی خوبی که در آینده قراره بیارید بهتون تبریک می گم. راستش توی این تقریبا یه سالی که گذشت تجربه های زیادی کسب کردم که فکر می کنم بتونه راهگشای خیلی ها باشه، و اینکه بنده خودم پارسال تو همچین زمانی واقعا به این تجربیات نیاز داشتم و اگه یه همچین مطلبی پیدا میشد، شاید الان وضعیت بهتر از این بود. به هر حال مطالب رو توی چند بخش دسته بندی کردم که میتونید فقط بعضی هاش رو بخونید یا اینکه همه شون رو بخونید ولی بعضی قسمت ها مثل سربازی و کسری خدمت فکر کنم به کار خانم ها نیاد و بیشتر به درد آقایون بخوره. و اینکه اینها تجربیات بنده هست و ممکنه برای خیلی ها اتفاقات دیگه ای افتاده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش اول وضعیت درس:</span><br />
خب همونطور که میدونید توی ارشد سرجمع ۳۲ واحد درس پاس می کنیم، از این ۳۲ واحد ۲۴ واحدش ۸ تا درس ۳ واحدی، ۲ واحد سمینار و ۶ واحد پروژه ی پایان نامه هست. البته بعضی دانشگاه ها شاید از نظر واحدی با این چیزی که گفتم متفاوت باشن ولی چیزی که متداول هست اینه. در مورد دروس جبرانی هم خیلی کم دیدم که کسی درس جبرانی پاس کرده باشه ولی میتونید یکی دو تا درس برای افزایش معدل یا اینکه درسش به دردتون میخوره پاس کنید. ترم اول ۹ واحد پاس کردیم، ترم دوم هم ۹ واحد، ترم سوم هم ۸ واحد و ترم چهارم و پنجم و ششم مشغول انجام پایان نامه خواهیم بود. اگه خیلی زرنگ باشید ترم ۴ دفاع می کنید، اگه کمی زرنگ باشید ترم ۵ و اگه فقط زرنگ باشید ترم ۶ دفاع می کنید. اگه هم که زرنگ نباشید به احتمال قوی بدون دفاع دانشگاه رو ترک کنید و احتمال آموزش محور شدن مخصوصا توی دانشگاه شریف بیشتره.<br />
<br />
اگه دانشگاهی که قبول میشید مثل دانشگاه امیرکبیر سخت گیر نباشن و بهتون نگن که فقط تا آخر مهر ماه فرصت انتخاب موضوع و استاد راهنما دارید، حدود ۳-۴ ماهی فرصت دارید که استاد راهنماتون رو مشخص کنید. تو بعضی گرایش ها مثل هوش مصنوعی این امر خیلی طولانی تره و حدود ۸ ماهی فرصت انجام این کار رو دارد. بنابراین دروسی که ترم اول انتخاب میشن اگه مدیرگروهتون اجازه بده دست خودتون هست. سعی کنید اگه در انتخاب درس های ترم اول آزاد بودید، درس "طراحی الگوریتم پیشرفته" رو توی برنامه تون داشته باشید. بقیه ی درس ها رو هم با توجه به علاقتون انتخاب کنید و فقط برای پاس کردن اون درس رو برندارید. از ترم دوم به بعد چون موضوع و استاد راهنماتون یه جورایی مشخص شده، درسهایی که بر میدارید هم باید استاد راهنما تایید کنه و هم اینکه خودتون میدونید که چه درسهایی بیشتر برای پایان نامتون به دردتون میخورن و اونها رو بر میدارید.<br />
<br />
در مورد میزان درس خوندن و سختی دروس هم باید بگم که برای هر درس ۳ واحدی در هر هفته دو جلسه ی ۱/۵ ساعته برگزار میشه که اگه خوش شانس باشید توی دو روز کل کلاس ها تشکیل میشه و هر روز شما ۴/۵ ساعت تو کلاس خواهید بود. اگه هم خوش شانس نباشید که ۴ روز در هفته باید کلاس برید (البته اینها اتفاق هایی هست که تو دانشگاه تهران میوفته دانشگاه های دیگه کمی تفاوت دارن) ولی پنجشنبه و جمعه معمولا کلاسی وجود نداره. درس ها رو اگه همون قدر که بهتون درس میدن بخونید مثلا ۴/۵ ساعت میتونید از پسش بر بیایید و نمره ی قبولی بگیرید. تنها تفاوتی که توی ارشد کمی محسوس هست تمرینات زیاد، پروژه، ارائه، کوئیز هست. علاوه بر اینها شما میانترم و پایان ترم هم خواهید داشت. سعی کنید توی کلاس حواستون به درس باشه، سر کلاس با استادتون تعامل داشته باشید، اگه تمرین ها رو خودتون حل کنید برای امتحان پایانی مشکلی نخواهید داشت. در کل اگه خیلی شل بگیرید درس رو میوفتید، اگه معمولی باشید مثل من معدلتون حدود ۱۷ میشه و اگه خوب عمل کنید معدل ۱۸ به بالا دور از انتظار نیست، البته نیازی نیست که خیلی به خودتون فشار بیارید تا به معدل ۱۸ برسید فقط با برنامه پیش برید، با این حال میتونید ۳ روز در هفته برای خودتون خالی کنید. (توضیحات اضافی در مورد درس رو در بخش های دیگه بیان می کنم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دوم وضعیت کار:</span><br />
از نظر وجود داشتن یا نداشتن کار باید بگم که خیالتون کاملا راحت باشه (البته تو تهران ولی تو شهرستان هم تا حدودی این حرف ها صادقه). اصلا نیازی به گشتن به دنبال کار ندارید. کافیه بُرد هایی که تو خود دانشگاه وجود داره رو نگاه کنید و خواهید دید که چقدر آگهی دعوت به همکاری وجود داره (دانشگاه تهران که اینطوریه جاهای دیگه رو خدا می دونه). خیلی از شرکت ها به اسم دانشگاهتون خیلی اهمیت میدن و خیلی هاشون هم حتی نمیدونن کجا دارید درس میخونید. مثلا من جایی رفته بودم برای مصاحبه و گفتم که دانشگاه تهران درس میخونم، بعد ایشون برگشت به من گفت که دانشگاه تهران غیر انتفاعیه، فراگیره، آزاده؟... چیه؟ گفتم دانشگاه تهران دیگه، روزانه هست. ولی در کل زیاد براشون اهمیت نداشت. ولی بعضی جاها یا بهتر بگم خیلی جاها براشون خیلی اهمیت داشت اینکه دانشگاه تهران درس میخونم و با شما راه میان.<br />
<br />
نکته ی دیگه اینکه شمایی که داری ارشد میگیری بهتره سر کارهایی برید که از به علمتون بها بدن نه اینکه برید تو یه شرکت و به عنوان طراح سایت یا توسعه دهنده استخدام بشید. گرچه این بستگی به خود شما. در مورد نوع کارهایی که پیشنهاد میشه باید بگم که معمولا کارهای علمی هستن و در خیلی از موارد R&amp;D ولی خب کارهای روتینی مثل طراحی سایت و نرم افزار های ویندوزی و اندرویدی هم تا حدودی الان زیاد شدن و میتونید بین اینها چیزی رو که خودتون دوست دارید رو انتخاب کنید. حتما میپرسید که از کی میتونید کار کنید و چقدر میتونید کار کنید. این موضوع بستگی به کارتون داره. بالاتر تو قسمت درس توضیح دادم اگه بخوایید معدل خیلی بالا بیارید یعنی بالاتر از ۱۸، هفته ای ۳ روز خالی خواهید داشت ولی اگه به ۱۶-۱۷ راضی هستید هفته ای ۴ روز رو میتونید خالی کنید. منظورم اینه که بتونید برید سر کار ولی بعد از ظهرش باید کمی هم به درستون نگاه بندازید. دو سه ماه اول ترم ها معمولا کمی سبک تر هست ولی سه چهار هفته ی آخر که باید پروژه ی درسها رو تحویل بدید و برای امتحان ها آمده بشید کمی سرتون شلوغ میشه و شاید حتی دو روز رو هم نتونید خالی کنید. بنابراین باید با جایی که میخوایید برید کار کنید در مورد این موضوعات صحبت کنید. <br />
<br />
خیلی از شرکت ها از شما میخوان که در روزها و زمانهای معینی حتما توی شرکت باشید و کمی سخت هست که بتونید یه زمان تعیین کنید، البته ترم اول راحته ولی از ترم دوم به بعد کمی سخت میشه (البته بستگی به استاد راهنماتون هم داره، بعضی از اساتید خودشون اجازه میدون که تا سه روز در هفته کار کنید). به شما پیشنهاد میکنم که کارهای پروژه ای رو قبول کنید، کارهایی که الزامی به حضور شما در شرکت ندارن. اینطوری خیلی راحت می تونید شب و روز برنامه ریزی کنید و به همه ی کارهاتون برسید بدون اینکه نگران چیزی باشید. ولی شرکت هایی که حضور شما را الزامی می کنن کمی ریسکشون بالاست، چون بعضی وقت ها جلسه دارید، بعضی روزها کلاس جبرانی دارید، بعضی روز ها بار تمرین ها زیاد و کم میشه و... . ولی این دلیل بر این نیست که نتونید توی شرکت ها کار کنید، فقط گفتم که کمی سخته. اگه برنامه ریزی خوبی داشته باشید میتونید به همه ی کارهاتون برسید و از همون ترم اول برید سر کار.<br />
<br />
اگه خیلی عجله دارید به کار کردن و هیچ مهارتی ندارید بهتره تو این دو ماهی که باقی مونده تا برید دانشگاه، کارهای عملی رو یاد بگیرید حتی اگه سابقه ی کار هم نداشته باشید بعضی از شرکت ها به خاطر اینکه ارشد میخونید و دانشگاهتون هم معتبر هست، شما رو قبول می کنن، فقط باید بهشون بگید که میتونید تا یکی دو ماه آینده راه بیوفتید و کارهایی که اونها از شما میخوان رو انجام بدید. این شرکت ها معمولا پول کمی میدن، بنده خودم چند تا شرکت رفتم برای مصاحبه، که دو تاشون با بستن قرار داد موافقت کردن با اینکه هیچ تجربه ای توی طراحی وب نداشتم و فقط میگفتم که کتاب خوندم اونها قبول می کردن. یکی از شرکت ها بنده رو به عنوان مدیر پروژه میخواست که با ساعتی ۸ تومن موافقت کردن (خیلی کمه ولی کارش خوب بود و برای بنده که تجربه ی چندانی نداشتم برای شروع مناسب بود) و شرکت دیگری هم با ساعتی ۱۰ تومن به عنوان توسعه دهنده بنده رو قبول کردن. ولی هر دوی این شرکت نیاز داشتن که حضور تقریبا تمام وقت توی شرکت داشته باشم که بنده موافقت نکردم (بگذریم). در بدترین حالت جاهایی مثل صنایع دفاع شما رو خواهند پذیرفت چون اونجا معیار و ملاک اصلی دانشگاهی بودن فرد هست و حقوقش هم از ۹ تا ۱۵ تومن متغیر خواهد بود. البته اینکه با ساعتی ۱۰ تومن شروع میکنید به زودی این حقوق افزایش پیدا میکنه و به ساعتی حدود ۱۵ الی ۲۰ تومن میرسه، فقط کافیه که خودتون رو نشون بدید و کارهای زیادی یاد بگیرید و انجام بدید.<br />
<br />
اگه خیلی عجله ندارید منتظر بمونید تا یه کار خوب و مناسب با درآمد خوب داشته باشید و به درستون لطمه نزنید. معدلتون برای شما باید خیلی مهم باشه که درآینده در مورد این هم توضیح خواهم داد. یکی از دوستان بنده الان با حدود ۲۰ تومن دارن کار میکنن (هم ورودیِ خودمون هستن) کارشون هم اینه که هم برنامه اندروید مینویسن، هم وب سایت طراحی میکنن و هم یه برنامه ویندوزی رو توسعه می دن همه ی این کارها هم تو یه شرکته و چون توانایی دوستم بالاست حقوق خوبی هم میگیره. ولی کمی از درس عقب هستن البته پاس میکنن ولی بعد ها از نظر آکادمیک رزومه ی خوبی برای دکترا و اپلای کردن نخواهند داشت. در عوض یکی از دوستان من در حال حاضر برنامه ها و بازی های اندروید رو خیلی حرفه ای میتونن بسازن و پیشنهاد هایی با ماهی ۳-۴ ملیون رو رد کردن و عین جمله ای که به من گفتن این بود " اگه ۱۰۰ ملیون بهم بدن ولی معدلم ۱ نمره بیاد پایین، میخوام اون ۱۰۰ ملیون رو نداشته باشم ولی معدلم هم کم نشه" هر کسی دنبال چیزیه و باید ببینه هدفش چیه و بین اینها یه چیز رو انتخاب کنه. یا اینکه متعادل باشه یعنی هم کار کنه و هم درس بخونه و با کمی سختی به هر دوتاشون برسه. نکته ای هم که خوبه بهش اشاره کنم برخی از اساتید پروژه های صنعتی هم انجام میدن و اونها رو به دانشجوها میسپارم که بهشون پول هم میدن. البته زیاد نیست ولی پول توجیبیتون در میاد. الان یکی از دوستام پیش استادش ساعتی ۵ تومن میگیره یکی ۶ تومن و یکی هم قبلا ۸ تومن میگرفت. زیاد نگران پیدا شدن و نشدن کار نباشید. کار ریخته فقط باید با یه برنامه ریزی درست گزینه ی خوب رو انتخاب کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یه تجربه ی کوچیک هم در مورد تهیه ی رزومه بهتون بگم</span>. فعلا نمیخوام وارد جزئیات نحوه ی نوشتن رزومه بشم، بنده یه زمانی یه رزومه ی فارسی نوشتم، چندان مرتب هم نبود، یعنی خوشگل نبود، حتی Justify هم نکرده بودمش،  فقط یه چیزای خیلی کلی رو توش نوشته بودم، مثل شماره و چیزایی که بلدمو و کارهایی که انجام دادمو و تحصیلاتم رو. این رزومرو به حدود ۱۰-۱۵ جا ارسال کردم نهایتاً ۲-۳ جا باهام تماس گرفتن که آقا بیا برای مصاحبه. وقتی که میرفتم مصاحبه میدیدم که از ۳۰-۴۰ تا رزومه ای که ارسال کردن، فقط رزومه ی منه که فارسیه و خیلی نامرتبه، بقیه جدول کشی کرده بودنو خلاصه تیترها با یه فونتو خیلی خوشگل و میگم مهمتر از همه اینکه انگلیسی بودن. منم تصمیم گرفتم که رزممو انگلیسیش کنم. خلاصه یه جوری نوشتم که رزومم شد سه صفحه، همه چیزو نوشتم، از پروژه هایی که انجام دادم گرفته تا مسابقات و افتخارات و مقام هایی که کسب نکردم ( دو نقطه دی )، هر کاری که کرده بودم دیگه، سردبیر نشریه بودم، مدیر انجمن علمی بودم و.... . مهمترین نکته این بود که انگلیسی شد. آقا ما این رزومرو به چهار پنج جا فرستادیم، فرداش دیدم یکی یکی دارن زنگ میزنن، تقریبا اکثرشون زنگ زدن. گفتم این مطلبو اینجا بگم که اگه یه موقع خواستید از این تجربه استفاده کنید. دوستم که رزومشو نوشته بود دیدم که توی افتخارات زده ۳۸ امین نفر در المپیاد فلان. گفتم این دیگه چیه؟ گفت نوشتم دیگه! گفتم چند تا تیم بودید، گفت کلا ۵۶ تا تیم بودیم. بعد گفت که این ۳۸ امین رو که تو رزومم میبینن، انقدر روی اینها تاثیر میذاره که انگار مقام اول المپیاد رو آووردم( دو نقطه پی ) . سعی کنید رزومتون کامل، مرتب و با استفاده از اصول رزومه نویسی که تو کشورهای خارجی مرسومه نوشته بشه که این اصول هم توی نت هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش سوم وضعیت سربازی:</span><br />
برای برادرن عزیزم که نگران سربازیشون هستن باید بگم که تا دلتون بخواد پروژه های کسری خدمت وجود داره و هر زمانی که اقدام کنید به راحتی میتونید یکی از این پروژه ها رو بگیرید. پروژه ها از ارگان های مختلف مثل صنایع دفاع (بخش های مختلفش)، سپاه و ارگان های دولتیِ دیگه که هر چند روز یک بار پروژه هایی تعریف می کنن و آگهی اون رو روی بردهای دانشگاه خواهید دید. این پروژه ها هم به این صورته که حداکثر ۲ تا بهتون میدن و هر کدوم حدود ۶ تا ۹ ماه از خدمتتون کم میکنه. سر جمع ۱۲ تا ۱۸ ماه میتونید کسری بگیرید. بعضی از این ارگانها بهتون پیشنهاد میدن که ۱۲ تا ۶ ماه باقی مونده رو هم به صورت امریه تو همون ارگان بمونید و باز هم پروژه انجام بدید.<br />
<br />
در صورتی که نخوایید از پروژه های کسری خدمت استفاده کنید راه هایی دیگه ای هم برای پیچوندن سربازی وجود داره. یکی از راه هاش اینه که اگه زرنگ باشید معدلتون رو بالای ۱۷ ببرید و 1 مقاله ISI (توی ارشد) یا 2 تا مقاله ی ISI (توی دکترا) چاپ کنید و یا اینکه معدل بالای ۱۷، یه مقاله ی ISI و یه ثبت اختراع داشته باشید، یا راه های دیگه... تا بتونید عضو بنیاد نخبگان بشید، اگه بتونید به این مرحله برسید، اونجا بهتون یه پروژه میدن که کل سربازیتون رو پوشش میده، البته در هر صورت باید ۴۵ روز سرباز باشید که بعضی جاها کچل میکنن وبعضی جاها حتی کچلی هم ندارن و خیلی راحت خواهید بود. حتی بعضی اوقات خیلی نزدیک به محل زندگیتون هست به طوری که میتونید بعد از ظهر خونه باشید.<br />
<br />
اگه باز این موقعیت ها برای شما پیش نیومد بعد از گرفتن ارشد (اگه ادامه ندادید) جاهای خیلی زیادی هستن که بخوان شما رو به صورت امریه بگیرن و برید براشون کار کنید و سربازیتون رو بگذرونید که خب خیلی بهتر از سربازیه. تو این مدت میتونید کار نیمه وقت داشته باشید و کارهای خیلی زیادی یاد بگیرید تا اینکه فقط یه سرباز باشید. بهر حال خیلی کم پیش میاد که طرف دکتراش رو بگیره و هنوز مشکل سربازی داشته باشه (البته اگه سربازی جزو دغدغه های اون فرد باشه میتونه بپیچونه ولی اگه نباشه ممکنه دکتر هم بشه ولی هنوز وضعیت سربازیش مشخص نباشه). ولی چیزایی که گفتم خیلی متداول هستن و خیلی ها رو دیدم که سربازیشون رو به طرق مختلفی که گفتم پیچوندن، نگران سربازی نباشید و اگه بین سربازی و درس موندید، درس رو انتخاب کنید. بعضی جاها هم با شما قرار دادن ۵-۶ ساله می بندن و براشون کار می کنید و بعد از ۵ سال سربازیتون به نحوی پَر میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش چهارم زبان خارجه: </span><br />
دوستانی که زبانشون ضعیفه، بجنبید، درس هایی که تو دانشگاه تهران داده میشه همشون انگلیسی هست، منابع انگلیسیه، اسلاید ها انگلیسیه، مقالات انگلیسیه، و امتحان ها هم در برخی موارد سوالاتش انگلیسه (البته میتونید فارسی جواب بدید). بعضی وقتها مجبور خواهید شد تا با نویسندگان مقالات ارتباط برقرار کنی و راهی به جز ایمیل زدن به زبان انگلیسی ندارید. گاهی اوقات کنفرانس هایی در دانشگاه برگزار میشه و از یه فرد خارجی دعوت میکنن که ایشون انگلیسی صحبت میکنه و اگه شما بخوایید سوال بپرسید مجبورید انگلیسی سوال بپرسید. گاهی اوقات مثل ترم گذشته ممکنه یکی از آمریکا بیاد و سر کلاس بشینه و بعد کلاس بخوایید با اون صحبت کنید که تو تجربه ای که بنده داشتم یه آقای ۲۴ ساله از آمریکا اومده بودن و بعد از کلاس در مورد GPU و Cloud Computing با ایشون صحبت کردم و ایشون گفتن که تو گوگل کار میکنن و... . خلاصه از این آدم ها تو محیط آکادمیک زیاد هستن و شما مجبور خواهید بود که انگلیسیتون خوب باشه. برای نوشت مقالات و شرکت در کنفرانس های خارجی هم که دیگه فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشه. فقط خواستم ضرورت زبان انگلیسی رو بهتون بگم.<br />
<br />
برای زبان چی کار کنیم؟ خب الان تا وقتی که دانشگاه ها شروع بشه، شروع به خوندن زبان کنید، ۵۰۴ بخونید، لغات ضروری تافل بخونید، متن های انگلیسی بخونید و هر جوری که راحتید، بعد از اینکه دانشگاهتون شروع شد. یکی از دغدغه هاتون باید رفتن به کلاس زبان باشه. اگه از همون اول برید کلاس زبان خوبه و میتونید دوره های غیر فشرده رو شرکت کنید ولی اگه تاخیر بندازید باید دوره های فشرده رو برید. چون یکی از چیزهایی که تو آزمون مصاحبه ی دکترا میخوان مدرک زبان هست، برای اپلای کردن هم که بماند. البته خودخوان بعضی کارها رو میشه انجام داد ولی برای اینکه نظم خوبی به کارهاتون بدید برید کلاس. اگه کلاس نرید مثل من میشید که یه هفته روزی ۵ ساعت میخونید بعد یه مدت که سرتون شلوغ شد کلا زبان رو میبوسید میذارید کنار، چون فعلا بهش نیاز ندارید. زبان هم چیزی نیست که بشه تو یکی دو روز یاد گرفت و باید خوندنش مداوم باشه تا به نتیجه برسید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش پنجم استاد راهنما و پایان نامه:</span> <br />
خیلی هاتون پروژه ی پایان نامه ی کارشناسیتون الان تموم شده و دیگه نمیشه کاریش کرد. از سوال هایی که برای استاد راهنما خیلی مهمه یکی معدل کارشناسی هست، و دیگری پروژه ی کارشناسیه. اونهایی که هنوز فرصت دارن، سعی نکنن که پروژه رو بپیچونن مثل بنده که کل داکیومت پروژه ام با بسم الله الرحمن الرحیمش و فهرست و منابعش شد ۲۳ صفحه و وقتی کالینگورش کردم خیلی داغون بود ولی هدف من پیچوندن بود و استادمون هم چیزی بهم نگفت چون من ازش نخواستم. و این شد که توی انتخاب استاد راهنما خیلی گیر کردم. معدل هم معیار دومی هست که اگه هنوز میتونید زیادش کنید، حتما این کار رو انجام بدید. معدل بنده ۱۴ بود و واقعا هیچ کاری نمیتونستم کنم. واسه همین خیلی تلاش کردم تا خودم رو به کسی که دوست داشتم باهاش کار کنم نزدیک کنم، ولی خب در نهایت با استاد دیگه ای افتادم.<br />
<br />
اگه واقعا به موضوع و استاد خاصی از همین الان دست به کار بشید، در مورد موضوع مورد نظر تحقیق کنید، مقاله بخونید و در طول ترم اول قبل از انتخاب استاد راهنما سعی کنید خودتون رو به استاد مورد نظر نشون بدید. البته نه خیلی تابلو مثل بنده. دو سه بار بهش بگید که میخوایید باهاشون کار کنید و اگه موضوع خاصی رو پیشنهاد کردن برید و در مورد اون بخونید و براش توضیح بدید تا از شما خوشش بیاد. اگه خوش شانس باشید و معدلتون بالا باشه، با استاد مورد علاقتون خواهید بود در غیر این صورت مجبور خواهید بود با یه استاد به صورت تصادفی کار کنید که معلوم نیست از موضوعش خوشتون بیاد یا نه.<br />
<br />
البته زیاد هم نگران این موضوع نباشید. موضوعات شاید اولش براتون جذاب نباشن، ولی این جذاب نبودن یکی از دلایلش اینه که شما در مورد اون موضوع اطلاع ندارد. مثل بنده که اصلا روحم در مورد کاری که الان داریم انجام میدیم اطلاع نداشت و الان خیلی بیشتر از موضوع و استادی که در ابتدا بهش علاقه داشتم به موضوع و استاد راهنمام علاقه مند هستم. ولی اگه ادامه ی پروژه ی کارشناسیتون باشه احتمال اینکه زودتر به نتیجه برسید و مقاله بدید خیلی بیشتره تا اینکه یه موضوع رو از صفر شروع کنید.<br />
<br />
بعضی وقت ها از کارها و تزهای دانشجوهای دکترا و ارشد قبلی میتونید استفاده کنید و تزی رو برای پایان نامه تون انجام بدید و گاهی اوقات استادتون بهتون موضوعی رو پیشنهاد میکنه و میگه که روی این موضوع کار کن، ولی اکثر اوقات استاد از شما میخواد که در مورد حوزه های کاریِ خودش تحقیق کنید و موضوع مورد علاقتون رو بهش بگید تا کم کم به یه تز برسید. بعد از انتخاب استاد راهنما خیلی سریع موضوعتون رو مشخص کنید چون ممکنه که نوشتن پروپوزالتون به تاخیر بیوفته و موضوع خوبی رو سر هم نکنید و بعد ها هر روز به خودتو یا دیگری ناسزا بگید. همونطور که قبلا هم گفتم، اگه خیلی زرنگ باشید، ۴ ترمه فارغ التحصیل بشید (راستش من کسی رو تو گرایش خودمون ندیدم) اگه کمی زرنگ باشید ۵ ترمه فارغ التحصیل میشید ( یکی دو نفر رو شنیدم که ترم ۵ فارغ التحصیل شدن) ولی اگه فقط زرنگ باشید ترم شیش کار پایان نامتون تموم میشه (ما الان تو آزمایشگاهمون ۴ نفر داریم که ترم شیش هستن، دو نفر هم داریم که ترم ۴ هستن و میدونن که ترم شیش فارغ میشن و دو نفر هم ترم دوم هستیم که به ترم ۵ امید داریم و اصلا به ترم ۴ فکر نمی کنیم) ولی عوضش اگه ترم ۴ بخوایید فارغ بشید مقاله ای نخواهید داشت و توی ترم شیش اگه زرنگ باشید ۱ مقاله و اگه خیلی زرنگ باشید ۲ تا مقاله میتونید بدید که برای دکترا و اپلای میتونه خیلی خوب باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش ششم دکترا (رفتن و ماندن)</span>: <br />
برای دکترا (چه تو ایران و چه خارج) معدل کارشناسی خیلی خیلی خیلی... مهم هست اگه هنوز فرصت دارید اونو بالا بیارید. چیزهای دیگه ای هم که خیلی مهمه، مقالاتی که نوشتید، موضوع که کار کردید، ریکام هایی که از اساتیدتون میگیرید، کتاب هایی که ترجمه و تالیف کردید، نمره و مدرک زبان، معدل کارشناسی ارشد و نمره هایی که تو بعضی از درس ها گرفتید و استادی که میخوایید باهاش کار کنید، خیلی مهم هستن. چیزایی که برای دکترا مهم نیست، کارها و پروژه های صنعتی که انجام دادید و مهارت های عملی مثل طراحی سایت و ... هست. <br />
<br />
تجربه ای که تو این زمینه کسب کردم این بود که در ابتدای سال تحصیلی همه دوست داشتن برن خارج، به هر کی میگفتی میگفت میخوام برم، ولی یه مدت بعد خیلی ها رفتن سر کار و گفتن که میخوام بمونم، حتی دکترا هم نمیخوان بخونن و فقط کار براشون اهمیت داره. البته موضوع رفتن و موندن خیلی در موردش بحث شده فقط این رو میخوام بگم که اگه بخوایید برید خیلی راحت میتونید اپلای کنید و نگران گرفتن پذیرش نباشید. و اینکه اگه هدفتون مونده سعی کنید درسهای طراحی الگوریتم، سیستم عامل و پایگاه داده پیشرفتشون رو جزو دروسی قرار بدید که پاس می کنید. خیلی ها بدون اینکه بخونن رتبه ی تک رقمی میارن ولی اونهایی که ضعیف هستن باید یه برنامه برای خوندن منابع آزمون دکترا داشته باشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هفتم وضعیت زندگی:</span> <br />
خب عملا هر کی یه انتظاراتی از زندگیش داره، اگه خوابگاهی بوده باشید باید بدونید که وضعیت به چه صورت هست، البته خوابگاه ها به نسبت، خوب هستن، امکانات لازم رو دارن، اینترنت پرسرعت از ۵۰-۶۰ کیلو تا ۲۰۰ کیلوبایت و دانلود نامحدود (اینجا که اینطوریه) در اختیارمونه همیشه. کتاب خانه و سلف غذاخوری و ... هم خوبه. اگه نخوایید سر کار برید و فعلا میخوایید از جیبتون خرج کنید تو یه دانشگاه دولتی هزینه ی غذا هفته ای حدودا ۱۰ تومن بیشتر نمیشه (فعلا) و خوابگاه هم ترمی حدودا ۱۰۰ و ۲۰-۳۰ تومن میگیرن. اگه زیاد هم اهل رفت و آمد نباشید با ماهی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تومن یه زندگی نه چندان مرفه رو میتونید داشته باشید و آخر هفته سینما برید و هر دو سه روز یه بار میوه بگیرید و نوش جون کنید.<br />
<br />
خیلی ها یادمه پارسال نگران خوابگاه و بچه های اون بودن که نکنه بیان اینجا و از راه بدر بشن و به همین خاطر انتخاب رشتشون فرق کرد. چیزی که هست ارشد کمی با کارشناسی فرق میکنه و بچه ها دیگه دغدغه هاشون خیلی فرق کرده و دیگه افتادن تو زندگی، اگه کاری به کار کسی نداشته باشید اونها هم کاری به کارتون ندارید، خیلی راحت میتونید کنار هم زندگی کنید و هیچ مشکلی پیش نیاد. احتمالا یکی از اهدافتون هم ازدواج خواهد بود که خب نیازمند اینه که شما کار و درآمد خوب داشته باشید که بالاتر توضیح دادم، وضیعت درستون برای بعد از ارشد مشخص بشه، اینکه میرید یا میمونید و وضعیت سربازی رو هم که باز بالاتر توضیح دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چند تا توصیه:</span><br />
۱- 	اگه هنوز فرصت دارید معدل کارشناسی تون رو بالا ببرید و موضوع پایان نامه تون رو چیز خوبی انتخاب کنید و خوب روش کار کنید.<br />
۲- 	تو این دو ماه باقی مونده زبانتون رو خوب کنید و مهارت هایی رو که دوست دارید (طراحی سایت، اندروید و...) رو یاد بگیرید تا اگه خواستید برید سر کار راحت باشید.<br />
<br />
۳- هدف خودتون رو از ارشد خوندن مشخص کنید و اینکه حتما برنامه ای برای بعد از ارشد سعی کنید از همین ابتدا داشته باشید. (گرچه سخته و ممکنه اهداف تغییر کنه ولی این تصمیم میتونه خیلی کمکتون کنه، چه توی درس چه توی زندگی، بعضی وقتا پیش میاد،چونکه نمیدونید هدفتون چیه نا امید میشید و ممکنه شب امتحان ساعت ها بشینید و فقط فکر کنید که واسه چی باید درس بخونید و انگیزه ی کافی برای درس خوندن پیدا نمی کنید، ولی اگه هدف مشخص باشه با برنامه پیش میرید)<br />
<br />
۴- خیلی از چیزهایی که گفتم توی کارشناسی گیر آدم نمیاد مخصوصا تو بحث کار (مخصوصا کارهای صنعتیِ علمی  که به هر کسی نمی دن) پس اگه شرایط براتون فراهمه و از کارهای روتین خوشتون نمیاد و اگه دوست دارید "خِرَدی اندک به جهانیان اضافه کنید" حتما ادامه ی تحصیل بدید. البته میدونم که ادامه ی تحصیل در خیلی از مواقع باعث بهبود شرایط زندگی نمیشه و این موضوع رو میفهمم ولی با این حال:<br />
<br />
"زندگی ثروت نیست<br />
زندگی داشتن همسر نیست<br />
زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست"<br />
<br />
و اینکه <br />
<br />
"من شدم خلق که با عزمی جزم،<br />
پای از بند هواها گسلم،<br />
پای در راه حقائق بنهم،<br />
با دلی آسوده،<br />
فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل<br />
مملو از عشق و جوانمردی و زهد<br />
در ره کشف حقائق کوشم<br />
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم<br />
ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم<br />
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش<br />
ره نمایم به همه گر چه سراپا سوزم.<br />
من شدم خلق که مثمر باشم<br />
نه چنین زائد و بی جوش و خروش<br />
عمر بر باد و به حسرت خاموش"<br />
<br />
و در نهایت اینکه اگه سوالی داشتید که فکر می کنید بتونم پاسخ بدم تو همین تاپیک بپرسید. و اینکه باز هم تاکید میکنم که اینها تجربیات بنده بود ممکنه شخص به شخص و دانشگاه به دانشگاه شرایط فرق کنه و حرف هایی که اینجا زدم برای خیلی ها صدق نکنه.<br />
<br />
با تشکر، موفق و پیروز باشید. التماس دعا.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام، امیدوارم که حالتون خوب و طاعات و عباداتتون قبول باشه. بنده هم مثل خیلی از شماها که الان دارید این مطلب رو میخونید یه زمانی پشت کنکور بودم ولی الان به لطف خدا، کنکور رو پشت سر گذاشتم و ترم دومم رو توی دانشگاه تهران به پایان رسوندم. قبل از هر چیز به خاطر رتبه ی خوبتون بهتون تبریک میگم و اگه هنوز کنکور ندادید، احتمالا با خوندن این مطلب انگیزتون برای خوندن خیلی بیشتر میشه و به خاطر رتبه ی خوبی که در آینده قراره بیارید بهتون تبریک می گم. راستش توی این تقریبا یه سالی که گذشت تجربه های زیادی کسب کردم که فکر می کنم بتونه راهگشای خیلی ها باشه، و اینکه بنده خودم پارسال تو همچین زمانی واقعا به این تجربیات نیاز داشتم و اگه یه همچین مطلبی پیدا میشد، شاید الان وضعیت بهتر از این بود. به هر حال مطالب رو توی چند بخش دسته بندی کردم که میتونید فقط بعضی هاش رو بخونید یا اینکه همه شون رو بخونید ولی بعضی قسمت ها مثل سربازی و کسری خدمت فکر کنم به کار خانم ها نیاد و بیشتر به درد آقایون بخوره. و اینکه اینها تجربیات بنده هست و ممکنه برای خیلی ها اتفاقات دیگه ای افتاده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش اول وضعیت درس:</span><br />
خب همونطور که میدونید توی ارشد سرجمع ۳۲ واحد درس پاس می کنیم، از این ۳۲ واحد ۲۴ واحدش ۸ تا درس ۳ واحدی، ۲ واحد سمینار و ۶ واحد پروژه ی پایان نامه هست. البته بعضی دانشگاه ها شاید از نظر واحدی با این چیزی که گفتم متفاوت باشن ولی چیزی که متداول هست اینه. در مورد دروس جبرانی هم خیلی کم دیدم که کسی درس جبرانی پاس کرده باشه ولی میتونید یکی دو تا درس برای افزایش معدل یا اینکه درسش به دردتون میخوره پاس کنید. ترم اول ۹ واحد پاس کردیم، ترم دوم هم ۹ واحد، ترم سوم هم ۸ واحد و ترم چهارم و پنجم و ششم مشغول انجام پایان نامه خواهیم بود. اگه خیلی زرنگ باشید ترم ۴ دفاع می کنید، اگه کمی زرنگ باشید ترم ۵ و اگه فقط زرنگ باشید ترم ۶ دفاع می کنید. اگه هم که زرنگ نباشید به احتمال قوی بدون دفاع دانشگاه رو ترک کنید و احتمال آموزش محور شدن مخصوصا توی دانشگاه شریف بیشتره.<br />
<br />
اگه دانشگاهی که قبول میشید مثل دانشگاه امیرکبیر سخت گیر نباشن و بهتون نگن که فقط تا آخر مهر ماه فرصت انتخاب موضوع و استاد راهنما دارید، حدود ۳-۴ ماهی فرصت دارید که استاد راهنماتون رو مشخص کنید. تو بعضی گرایش ها مثل هوش مصنوعی این امر خیلی طولانی تره و حدود ۸ ماهی فرصت انجام این کار رو دارد. بنابراین دروسی که ترم اول انتخاب میشن اگه مدیرگروهتون اجازه بده دست خودتون هست. سعی کنید اگه در انتخاب درس های ترم اول آزاد بودید، درس "طراحی الگوریتم پیشرفته" رو توی برنامه تون داشته باشید. بقیه ی درس ها رو هم با توجه به علاقتون انتخاب کنید و فقط برای پاس کردن اون درس رو برندارید. از ترم دوم به بعد چون موضوع و استاد راهنماتون یه جورایی مشخص شده، درسهایی که بر میدارید هم باید استاد راهنما تایید کنه و هم اینکه خودتون میدونید که چه درسهایی بیشتر برای پایان نامتون به دردتون میخورن و اونها رو بر میدارید.<br />
<br />
در مورد میزان درس خوندن و سختی دروس هم باید بگم که برای هر درس ۳ واحدی در هر هفته دو جلسه ی ۱/۵ ساعته برگزار میشه که اگه خوش شانس باشید توی دو روز کل کلاس ها تشکیل میشه و هر روز شما ۴/۵ ساعت تو کلاس خواهید بود. اگه هم خوش شانس نباشید که ۴ روز در هفته باید کلاس برید (البته اینها اتفاق هایی هست که تو دانشگاه تهران میوفته دانشگاه های دیگه کمی تفاوت دارن) ولی پنجشنبه و جمعه معمولا کلاسی وجود نداره. درس ها رو اگه همون قدر که بهتون درس میدن بخونید مثلا ۴/۵ ساعت میتونید از پسش بر بیایید و نمره ی قبولی بگیرید. تنها تفاوتی که توی ارشد کمی محسوس هست تمرینات زیاد، پروژه، ارائه، کوئیز هست. علاوه بر اینها شما میانترم و پایان ترم هم خواهید داشت. سعی کنید توی کلاس حواستون به درس باشه، سر کلاس با استادتون تعامل داشته باشید، اگه تمرین ها رو خودتون حل کنید برای امتحان پایانی مشکلی نخواهید داشت. در کل اگه خیلی شل بگیرید درس رو میوفتید، اگه معمولی باشید مثل من معدلتون حدود ۱۷ میشه و اگه خوب عمل کنید معدل ۱۸ به بالا دور از انتظار نیست، البته نیازی نیست که خیلی به خودتون فشار بیارید تا به معدل ۱۸ برسید فقط با برنامه پیش برید، با این حال میتونید ۳ روز در هفته برای خودتون خالی کنید. (توضیحات اضافی در مورد درس رو در بخش های دیگه بیان می کنم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش دوم وضعیت کار:</span><br />
از نظر وجود داشتن یا نداشتن کار باید بگم که خیالتون کاملا راحت باشه (البته تو تهران ولی تو شهرستان هم تا حدودی این حرف ها صادقه). اصلا نیازی به گشتن به دنبال کار ندارید. کافیه بُرد هایی که تو خود دانشگاه وجود داره رو نگاه کنید و خواهید دید که چقدر آگهی دعوت به همکاری وجود داره (دانشگاه تهران که اینطوریه جاهای دیگه رو خدا می دونه). خیلی از شرکت ها به اسم دانشگاهتون خیلی اهمیت میدن و خیلی هاشون هم حتی نمیدونن کجا دارید درس میخونید. مثلا من جایی رفته بودم برای مصاحبه و گفتم که دانشگاه تهران درس میخونم، بعد ایشون برگشت به من گفت که دانشگاه تهران غیر انتفاعیه، فراگیره، آزاده؟... چیه؟ گفتم دانشگاه تهران دیگه، روزانه هست. ولی در کل زیاد براشون اهمیت نداشت. ولی بعضی جاها یا بهتر بگم خیلی جاها براشون خیلی اهمیت داشت اینکه دانشگاه تهران درس میخونم و با شما راه میان.<br />
<br />
نکته ی دیگه اینکه شمایی که داری ارشد میگیری بهتره سر کارهایی برید که از به علمتون بها بدن نه اینکه برید تو یه شرکت و به عنوان طراح سایت یا توسعه دهنده استخدام بشید. گرچه این بستگی به خود شما. در مورد نوع کارهایی که پیشنهاد میشه باید بگم که معمولا کارهای علمی هستن و در خیلی از موارد R&amp;D ولی خب کارهای روتینی مثل طراحی سایت و نرم افزار های ویندوزی و اندرویدی هم تا حدودی الان زیاد شدن و میتونید بین اینها چیزی رو که خودتون دوست دارید رو انتخاب کنید. حتما میپرسید که از کی میتونید کار کنید و چقدر میتونید کار کنید. این موضوع بستگی به کارتون داره. بالاتر تو قسمت درس توضیح دادم اگه بخوایید معدل خیلی بالا بیارید یعنی بالاتر از ۱۸، هفته ای ۳ روز خالی خواهید داشت ولی اگه به ۱۶-۱۷ راضی هستید هفته ای ۴ روز رو میتونید خالی کنید. منظورم اینه که بتونید برید سر کار ولی بعد از ظهرش باید کمی هم به درستون نگاه بندازید. دو سه ماه اول ترم ها معمولا کمی سبک تر هست ولی سه چهار هفته ی آخر که باید پروژه ی درسها رو تحویل بدید و برای امتحان ها آمده بشید کمی سرتون شلوغ میشه و شاید حتی دو روز رو هم نتونید خالی کنید. بنابراین باید با جایی که میخوایید برید کار کنید در مورد این موضوعات صحبت کنید. <br />
<br />
خیلی از شرکت ها از شما میخوان که در روزها و زمانهای معینی حتما توی شرکت باشید و کمی سخت هست که بتونید یه زمان تعیین کنید، البته ترم اول راحته ولی از ترم دوم به بعد کمی سخت میشه (البته بستگی به استاد راهنماتون هم داره، بعضی از اساتید خودشون اجازه میدون که تا سه روز در هفته کار کنید). به شما پیشنهاد میکنم که کارهای پروژه ای رو قبول کنید، کارهایی که الزامی به حضور شما در شرکت ندارن. اینطوری خیلی راحت می تونید شب و روز برنامه ریزی کنید و به همه ی کارهاتون برسید بدون اینکه نگران چیزی باشید. ولی شرکت هایی که حضور شما را الزامی می کنن کمی ریسکشون بالاست، چون بعضی وقت ها جلسه دارید، بعضی روزها کلاس جبرانی دارید، بعضی روز ها بار تمرین ها زیاد و کم میشه و... . ولی این دلیل بر این نیست که نتونید توی شرکت ها کار کنید، فقط گفتم که کمی سخته. اگه برنامه ریزی خوبی داشته باشید میتونید به همه ی کارهاتون برسید و از همون ترم اول برید سر کار.<br />
<br />
اگه خیلی عجله دارید به کار کردن و هیچ مهارتی ندارید بهتره تو این دو ماهی که باقی مونده تا برید دانشگاه، کارهای عملی رو یاد بگیرید حتی اگه سابقه ی کار هم نداشته باشید بعضی از شرکت ها به خاطر اینکه ارشد میخونید و دانشگاهتون هم معتبر هست، شما رو قبول می کنن، فقط باید بهشون بگید که میتونید تا یکی دو ماه آینده راه بیوفتید و کارهایی که اونها از شما میخوان رو انجام بدید. این شرکت ها معمولا پول کمی میدن، بنده خودم چند تا شرکت رفتم برای مصاحبه، که دو تاشون با بستن قرار داد موافقت کردن با اینکه هیچ تجربه ای توی طراحی وب نداشتم و فقط میگفتم که کتاب خوندم اونها قبول می کردن. یکی از شرکت ها بنده رو به عنوان مدیر پروژه میخواست که با ساعتی ۸ تومن موافقت کردن (خیلی کمه ولی کارش خوب بود و برای بنده که تجربه ی چندانی نداشتم برای شروع مناسب بود) و شرکت دیگری هم با ساعتی ۱۰ تومن به عنوان توسعه دهنده بنده رو قبول کردن. ولی هر دوی این شرکت نیاز داشتن که حضور تقریبا تمام وقت توی شرکت داشته باشم که بنده موافقت نکردم (بگذریم). در بدترین حالت جاهایی مثل صنایع دفاع شما رو خواهند پذیرفت چون اونجا معیار و ملاک اصلی دانشگاهی بودن فرد هست و حقوقش هم از ۹ تا ۱۵ تومن متغیر خواهد بود. البته اینکه با ساعتی ۱۰ تومن شروع میکنید به زودی این حقوق افزایش پیدا میکنه و به ساعتی حدود ۱۵ الی ۲۰ تومن میرسه، فقط کافیه که خودتون رو نشون بدید و کارهای زیادی یاد بگیرید و انجام بدید.<br />
<br />
اگه خیلی عجله ندارید منتظر بمونید تا یه کار خوب و مناسب با درآمد خوب داشته باشید و به درستون لطمه نزنید. معدلتون برای شما باید خیلی مهم باشه که درآینده در مورد این هم توضیح خواهم داد. یکی از دوستان بنده الان با حدود ۲۰ تومن دارن کار میکنن (هم ورودیِ خودمون هستن) کارشون هم اینه که هم برنامه اندروید مینویسن، هم وب سایت طراحی میکنن و هم یه برنامه ویندوزی رو توسعه می دن همه ی این کارها هم تو یه شرکته و چون توانایی دوستم بالاست حقوق خوبی هم میگیره. ولی کمی از درس عقب هستن البته پاس میکنن ولی بعد ها از نظر آکادمیک رزومه ی خوبی برای دکترا و اپلای کردن نخواهند داشت. در عوض یکی از دوستان من در حال حاضر برنامه ها و بازی های اندروید رو خیلی حرفه ای میتونن بسازن و پیشنهاد هایی با ماهی ۳-۴ ملیون رو رد کردن و عین جمله ای که به من گفتن این بود " اگه ۱۰۰ ملیون بهم بدن ولی معدلم ۱ نمره بیاد پایین، میخوام اون ۱۰۰ ملیون رو نداشته باشم ولی معدلم هم کم نشه" هر کسی دنبال چیزیه و باید ببینه هدفش چیه و بین اینها یه چیز رو انتخاب کنه. یا اینکه متعادل باشه یعنی هم کار کنه و هم درس بخونه و با کمی سختی به هر دوتاشون برسه. نکته ای هم که خوبه بهش اشاره کنم برخی از اساتید پروژه های صنعتی هم انجام میدن و اونها رو به دانشجوها میسپارم که بهشون پول هم میدن. البته زیاد نیست ولی پول توجیبیتون در میاد. الان یکی از دوستام پیش استادش ساعتی ۵ تومن میگیره یکی ۶ تومن و یکی هم قبلا ۸ تومن میگرفت. زیاد نگران پیدا شدن و نشدن کار نباشید. کار ریخته فقط باید با یه برنامه ریزی درست گزینه ی خوب رو انتخاب کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یه تجربه ی کوچیک هم در مورد تهیه ی رزومه بهتون بگم</span>. فعلا نمیخوام وارد جزئیات نحوه ی نوشتن رزومه بشم، بنده یه زمانی یه رزومه ی فارسی نوشتم، چندان مرتب هم نبود، یعنی خوشگل نبود، حتی Justify هم نکرده بودمش،  فقط یه چیزای خیلی کلی رو توش نوشته بودم، مثل شماره و چیزایی که بلدمو و کارهایی که انجام دادمو و تحصیلاتم رو. این رزومرو به حدود ۱۰-۱۵ جا ارسال کردم نهایتاً ۲-۳ جا باهام تماس گرفتن که آقا بیا برای مصاحبه. وقتی که میرفتم مصاحبه میدیدم که از ۳۰-۴۰ تا رزومه ای که ارسال کردن، فقط رزومه ی منه که فارسیه و خیلی نامرتبه، بقیه جدول کشی کرده بودنو خلاصه تیترها با یه فونتو خیلی خوشگل و میگم مهمتر از همه اینکه انگلیسی بودن. منم تصمیم گرفتم که رزممو انگلیسیش کنم. خلاصه یه جوری نوشتم که رزومم شد سه صفحه، همه چیزو نوشتم، از پروژه هایی که انجام دادم گرفته تا مسابقات و افتخارات و مقام هایی که کسب نکردم ( دو نقطه دی )، هر کاری که کرده بودم دیگه، سردبیر نشریه بودم، مدیر انجمن علمی بودم و.... . مهمترین نکته این بود که انگلیسی شد. آقا ما این رزومرو به چهار پنج جا فرستادیم، فرداش دیدم یکی یکی دارن زنگ میزنن، تقریبا اکثرشون زنگ زدن. گفتم این مطلبو اینجا بگم که اگه یه موقع خواستید از این تجربه استفاده کنید. دوستم که رزومشو نوشته بود دیدم که توی افتخارات زده ۳۸ امین نفر در المپیاد فلان. گفتم این دیگه چیه؟ گفت نوشتم دیگه! گفتم چند تا تیم بودید، گفت کلا ۵۶ تا تیم بودیم. بعد گفت که این ۳۸ امین رو که تو رزومم میبینن، انقدر روی اینها تاثیر میذاره که انگار مقام اول المپیاد رو آووردم( دو نقطه پی ) . سعی کنید رزومتون کامل، مرتب و با استفاده از اصول رزومه نویسی که تو کشورهای خارجی مرسومه نوشته بشه که این اصول هم توی نت هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش سوم وضعیت سربازی:</span><br />
برای برادرن عزیزم که نگران سربازیشون هستن باید بگم که تا دلتون بخواد پروژه های کسری خدمت وجود داره و هر زمانی که اقدام کنید به راحتی میتونید یکی از این پروژه ها رو بگیرید. پروژه ها از ارگان های مختلف مثل صنایع دفاع (بخش های مختلفش)، سپاه و ارگان های دولتیِ دیگه که هر چند روز یک بار پروژه هایی تعریف می کنن و آگهی اون رو روی بردهای دانشگاه خواهید دید. این پروژه ها هم به این صورته که حداکثر ۲ تا بهتون میدن و هر کدوم حدود ۶ تا ۹ ماه از خدمتتون کم میکنه. سر جمع ۱۲ تا ۱۸ ماه میتونید کسری بگیرید. بعضی از این ارگانها بهتون پیشنهاد میدن که ۱۲ تا ۶ ماه باقی مونده رو هم به صورت امریه تو همون ارگان بمونید و باز هم پروژه انجام بدید.<br />
<br />
در صورتی که نخوایید از پروژه های کسری خدمت استفاده کنید راه هایی دیگه ای هم برای پیچوندن سربازی وجود داره. یکی از راه هاش اینه که اگه زرنگ باشید معدلتون رو بالای ۱۷ ببرید و 1 مقاله ISI (توی ارشد) یا 2 تا مقاله ی ISI (توی دکترا) چاپ کنید و یا اینکه معدل بالای ۱۷، یه مقاله ی ISI و یه ثبت اختراع داشته باشید، یا راه های دیگه... تا بتونید عضو بنیاد نخبگان بشید، اگه بتونید به این مرحله برسید، اونجا بهتون یه پروژه میدن که کل سربازیتون رو پوشش میده، البته در هر صورت باید ۴۵ روز سرباز باشید که بعضی جاها کچل میکنن وبعضی جاها حتی کچلی هم ندارن و خیلی راحت خواهید بود. حتی بعضی اوقات خیلی نزدیک به محل زندگیتون هست به طوری که میتونید بعد از ظهر خونه باشید.<br />
<br />
اگه باز این موقعیت ها برای شما پیش نیومد بعد از گرفتن ارشد (اگه ادامه ندادید) جاهای خیلی زیادی هستن که بخوان شما رو به صورت امریه بگیرن و برید براشون کار کنید و سربازیتون رو بگذرونید که خب خیلی بهتر از سربازیه. تو این مدت میتونید کار نیمه وقت داشته باشید و کارهای خیلی زیادی یاد بگیرید تا اینکه فقط یه سرباز باشید. بهر حال خیلی کم پیش میاد که طرف دکتراش رو بگیره و هنوز مشکل سربازی داشته باشه (البته اگه سربازی جزو دغدغه های اون فرد باشه میتونه بپیچونه ولی اگه نباشه ممکنه دکتر هم بشه ولی هنوز وضعیت سربازیش مشخص نباشه). ولی چیزایی که گفتم خیلی متداول هستن و خیلی ها رو دیدم که سربازیشون رو به طرق مختلفی که گفتم پیچوندن، نگران سربازی نباشید و اگه بین سربازی و درس موندید، درس رو انتخاب کنید. بعضی جاها هم با شما قرار دادن ۵-۶ ساله می بندن و براشون کار می کنید و بعد از ۵ سال سربازیتون به نحوی پَر میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش چهارم زبان خارجه: </span><br />
دوستانی که زبانشون ضعیفه، بجنبید، درس هایی که تو دانشگاه تهران داده میشه همشون انگلیسی هست، منابع انگلیسیه، اسلاید ها انگلیسیه، مقالات انگلیسیه، و امتحان ها هم در برخی موارد سوالاتش انگلیسه (البته میتونید فارسی جواب بدید). بعضی وقتها مجبور خواهید شد تا با نویسندگان مقالات ارتباط برقرار کنی و راهی به جز ایمیل زدن به زبان انگلیسی ندارید. گاهی اوقات کنفرانس هایی در دانشگاه برگزار میشه و از یه فرد خارجی دعوت میکنن که ایشون انگلیسی صحبت میکنه و اگه شما بخوایید سوال بپرسید مجبورید انگلیسی سوال بپرسید. گاهی اوقات مثل ترم گذشته ممکنه یکی از آمریکا بیاد و سر کلاس بشینه و بعد کلاس بخوایید با اون صحبت کنید که تو تجربه ای که بنده داشتم یه آقای ۲۴ ساله از آمریکا اومده بودن و بعد از کلاس در مورد GPU و Cloud Computing با ایشون صحبت کردم و ایشون گفتن که تو گوگل کار میکنن و... . خلاصه از این آدم ها تو محیط آکادمیک زیاد هستن و شما مجبور خواهید بود که انگلیسیتون خوب باشه. برای نوشت مقالات و شرکت در کنفرانس های خارجی هم که دیگه فکر نمی کنم نیازی به توضیح باشه. فقط خواستم ضرورت زبان انگلیسی رو بهتون بگم.<br />
<br />
برای زبان چی کار کنیم؟ خب الان تا وقتی که دانشگاه ها شروع بشه، شروع به خوندن زبان کنید، ۵۰۴ بخونید، لغات ضروری تافل بخونید، متن های انگلیسی بخونید و هر جوری که راحتید، بعد از اینکه دانشگاهتون شروع شد. یکی از دغدغه هاتون باید رفتن به کلاس زبان باشه. اگه از همون اول برید کلاس زبان خوبه و میتونید دوره های غیر فشرده رو شرکت کنید ولی اگه تاخیر بندازید باید دوره های فشرده رو برید. چون یکی از چیزهایی که تو آزمون مصاحبه ی دکترا میخوان مدرک زبان هست، برای اپلای کردن هم که بماند. البته خودخوان بعضی کارها رو میشه انجام داد ولی برای اینکه نظم خوبی به کارهاتون بدید برید کلاس. اگه کلاس نرید مثل من میشید که یه هفته روزی ۵ ساعت میخونید بعد یه مدت که سرتون شلوغ شد کلا زبان رو میبوسید میذارید کنار، چون فعلا بهش نیاز ندارید. زبان هم چیزی نیست که بشه تو یکی دو روز یاد گرفت و باید خوندنش مداوم باشه تا به نتیجه برسید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش پنجم استاد راهنما و پایان نامه:</span> <br />
خیلی هاتون پروژه ی پایان نامه ی کارشناسیتون الان تموم شده و دیگه نمیشه کاریش کرد. از سوال هایی که برای استاد راهنما خیلی مهمه یکی معدل کارشناسی هست، و دیگری پروژه ی کارشناسیه. اونهایی که هنوز فرصت دارن، سعی نکنن که پروژه رو بپیچونن مثل بنده که کل داکیومت پروژه ام با بسم الله الرحمن الرحیمش و فهرست و منابعش شد ۲۳ صفحه و وقتی کالینگورش کردم خیلی داغون بود ولی هدف من پیچوندن بود و استادمون هم چیزی بهم نگفت چون من ازش نخواستم. و این شد که توی انتخاب استاد راهنما خیلی گیر کردم. معدل هم معیار دومی هست که اگه هنوز میتونید زیادش کنید، حتما این کار رو انجام بدید. معدل بنده ۱۴ بود و واقعا هیچ کاری نمیتونستم کنم. واسه همین خیلی تلاش کردم تا خودم رو به کسی که دوست داشتم باهاش کار کنم نزدیک کنم، ولی خب در نهایت با استاد دیگه ای افتادم.<br />
<br />
اگه واقعا به موضوع و استاد خاصی از همین الان دست به کار بشید، در مورد موضوع مورد نظر تحقیق کنید، مقاله بخونید و در طول ترم اول قبل از انتخاب استاد راهنما سعی کنید خودتون رو به استاد مورد نظر نشون بدید. البته نه خیلی تابلو مثل بنده. دو سه بار بهش بگید که میخوایید باهاشون کار کنید و اگه موضوع خاصی رو پیشنهاد کردن برید و در مورد اون بخونید و براش توضیح بدید تا از شما خوشش بیاد. اگه خوش شانس باشید و معدلتون بالا باشه، با استاد مورد علاقتون خواهید بود در غیر این صورت مجبور خواهید بود با یه استاد به صورت تصادفی کار کنید که معلوم نیست از موضوعش خوشتون بیاد یا نه.<br />
<br />
البته زیاد هم نگران این موضوع نباشید. موضوعات شاید اولش براتون جذاب نباشن، ولی این جذاب نبودن یکی از دلایلش اینه که شما در مورد اون موضوع اطلاع ندارد. مثل بنده که اصلا روحم در مورد کاری که الان داریم انجام میدیم اطلاع نداشت و الان خیلی بیشتر از موضوع و استادی که در ابتدا بهش علاقه داشتم به موضوع و استاد راهنمام علاقه مند هستم. ولی اگه ادامه ی پروژه ی کارشناسیتون باشه احتمال اینکه زودتر به نتیجه برسید و مقاله بدید خیلی بیشتره تا اینکه یه موضوع رو از صفر شروع کنید.<br />
<br />
بعضی وقت ها از کارها و تزهای دانشجوهای دکترا و ارشد قبلی میتونید استفاده کنید و تزی رو برای پایان نامه تون انجام بدید و گاهی اوقات استادتون بهتون موضوعی رو پیشنهاد میکنه و میگه که روی این موضوع کار کن، ولی اکثر اوقات استاد از شما میخواد که در مورد حوزه های کاریِ خودش تحقیق کنید و موضوع مورد علاقتون رو بهش بگید تا کم کم به یه تز برسید. بعد از انتخاب استاد راهنما خیلی سریع موضوعتون رو مشخص کنید چون ممکنه که نوشتن پروپوزالتون به تاخیر بیوفته و موضوع خوبی رو سر هم نکنید و بعد ها هر روز به خودتو یا دیگری ناسزا بگید. همونطور که قبلا هم گفتم، اگه خیلی زرنگ باشید، ۴ ترمه فارغ التحصیل بشید (راستش من کسی رو تو گرایش خودمون ندیدم) اگه کمی زرنگ باشید ۵ ترمه فارغ التحصیل میشید ( یکی دو نفر رو شنیدم که ترم ۵ فارغ التحصیل شدن) ولی اگه فقط زرنگ باشید ترم شیش کار پایان نامتون تموم میشه (ما الان تو آزمایشگاهمون ۴ نفر داریم که ترم شیش هستن، دو نفر هم داریم که ترم ۴ هستن و میدونن که ترم شیش فارغ میشن و دو نفر هم ترم دوم هستیم که به ترم ۵ امید داریم و اصلا به ترم ۴ فکر نمی کنیم) ولی عوضش اگه ترم ۴ بخوایید فارغ بشید مقاله ای نخواهید داشت و توی ترم شیش اگه زرنگ باشید ۱ مقاله و اگه خیلی زرنگ باشید ۲ تا مقاله میتونید بدید که برای دکترا و اپلای میتونه خیلی خوب باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش ششم دکترا (رفتن و ماندن)</span>: <br />
برای دکترا (چه تو ایران و چه خارج) معدل کارشناسی خیلی خیلی خیلی... مهم هست اگه هنوز فرصت دارید اونو بالا بیارید. چیزهای دیگه ای هم که خیلی مهمه، مقالاتی که نوشتید، موضوع که کار کردید، ریکام هایی که از اساتیدتون میگیرید، کتاب هایی که ترجمه و تالیف کردید، نمره و مدرک زبان، معدل کارشناسی ارشد و نمره هایی که تو بعضی از درس ها گرفتید و استادی که میخوایید باهاش کار کنید، خیلی مهم هستن. چیزایی که برای دکترا مهم نیست، کارها و پروژه های صنعتی که انجام دادید و مهارت های عملی مثل طراحی سایت و ... هست. <br />
<br />
تجربه ای که تو این زمینه کسب کردم این بود که در ابتدای سال تحصیلی همه دوست داشتن برن خارج، به هر کی میگفتی میگفت میخوام برم، ولی یه مدت بعد خیلی ها رفتن سر کار و گفتن که میخوام بمونم، حتی دکترا هم نمیخوان بخونن و فقط کار براشون اهمیت داره. البته موضوع رفتن و موندن خیلی در موردش بحث شده فقط این رو میخوام بگم که اگه بخوایید برید خیلی راحت میتونید اپلای کنید و نگران گرفتن پذیرش نباشید. و اینکه اگه هدفتون مونده سعی کنید درسهای طراحی الگوریتم، سیستم عامل و پایگاه داده پیشرفتشون رو جزو دروسی قرار بدید که پاس می کنید. خیلی ها بدون اینکه بخونن رتبه ی تک رقمی میارن ولی اونهایی که ضعیف هستن باید یه برنامه برای خوندن منابع آزمون دکترا داشته باشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بخش هفتم وضعیت زندگی:</span> <br />
خب عملا هر کی یه انتظاراتی از زندگیش داره، اگه خوابگاهی بوده باشید باید بدونید که وضعیت به چه صورت هست، البته خوابگاه ها به نسبت، خوب هستن، امکانات لازم رو دارن، اینترنت پرسرعت از ۵۰-۶۰ کیلو تا ۲۰۰ کیلوبایت و دانلود نامحدود (اینجا که اینطوریه) در اختیارمونه همیشه. کتاب خانه و سلف غذاخوری و ... هم خوبه. اگه نخوایید سر کار برید و فعلا میخوایید از جیبتون خرج کنید تو یه دانشگاه دولتی هزینه ی غذا هفته ای حدودا ۱۰ تومن بیشتر نمیشه (فعلا) و خوابگاه هم ترمی حدودا ۱۰۰ و ۲۰-۳۰ تومن میگیرن. اگه زیاد هم اهل رفت و آمد نباشید با ماهی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تومن یه زندگی نه چندان مرفه رو میتونید داشته باشید و آخر هفته سینما برید و هر دو سه روز یه بار میوه بگیرید و نوش جون کنید.<br />
<br />
خیلی ها یادمه پارسال نگران خوابگاه و بچه های اون بودن که نکنه بیان اینجا و از راه بدر بشن و به همین خاطر انتخاب رشتشون فرق کرد. چیزی که هست ارشد کمی با کارشناسی فرق میکنه و بچه ها دیگه دغدغه هاشون خیلی فرق کرده و دیگه افتادن تو زندگی، اگه کاری به کار کسی نداشته باشید اونها هم کاری به کارتون ندارید، خیلی راحت میتونید کنار هم زندگی کنید و هیچ مشکلی پیش نیاد. احتمالا یکی از اهدافتون هم ازدواج خواهد بود که خب نیازمند اینه که شما کار و درآمد خوب داشته باشید که بالاتر توضیح دادم، وضیعت درستون برای بعد از ارشد مشخص بشه، اینکه میرید یا میمونید و وضعیت سربازی رو هم که باز بالاتر توضیح دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چند تا توصیه:</span><br />
۱- 	اگه هنوز فرصت دارید معدل کارشناسی تون رو بالا ببرید و موضوع پایان نامه تون رو چیز خوبی انتخاب کنید و خوب روش کار کنید.<br />
۲- 	تو این دو ماه باقی مونده زبانتون رو خوب کنید و مهارت هایی رو که دوست دارید (طراحی سایت، اندروید و...) رو یاد بگیرید تا اگه خواستید برید سر کار راحت باشید.<br />
<br />
۳- هدف خودتون رو از ارشد خوندن مشخص کنید و اینکه حتما برنامه ای برای بعد از ارشد سعی کنید از همین ابتدا داشته باشید. (گرچه سخته و ممکنه اهداف تغییر کنه ولی این تصمیم میتونه خیلی کمکتون کنه، چه توی درس چه توی زندگی، بعضی وقتا پیش میاد،چونکه نمیدونید هدفتون چیه نا امید میشید و ممکنه شب امتحان ساعت ها بشینید و فقط فکر کنید که واسه چی باید درس بخونید و انگیزه ی کافی برای درس خوندن پیدا نمی کنید، ولی اگه هدف مشخص باشه با برنامه پیش میرید)<br />
<br />
۴- خیلی از چیزهایی که گفتم توی کارشناسی گیر آدم نمیاد مخصوصا تو بحث کار (مخصوصا کارهای صنعتیِ علمی  که به هر کسی نمی دن) پس اگه شرایط براتون فراهمه و از کارهای روتین خوشتون نمیاد و اگه دوست دارید "خِرَدی اندک به جهانیان اضافه کنید" حتما ادامه ی تحصیل بدید. البته میدونم که ادامه ی تحصیل در خیلی از مواقع باعث بهبود شرایط زندگی نمیشه و این موضوع رو میفهمم ولی با این حال:<br />
<br />
"زندگی ثروت نیست<br />
زندگی داشتن همسر نیست<br />
زندگانی کردن، فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست"<br />
<br />
و اینکه <br />
<br />
"من شدم خلق که با عزمی جزم،<br />
پای از بند هواها گسلم،<br />
پای در راه حقائق بنهم،<br />
با دلی آسوده،<br />
فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل<br />
مملو از عشق و جوانمردی و زهد<br />
در ره کشف حقائق کوشم<br />
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم<br />
ره حق پویم و حق جویم و بس حق گویم<br />
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش<br />
ره نمایم به همه گر چه سراپا سوزم.<br />
من شدم خلق که مثمر باشم<br />
نه چنین زائد و بی جوش و خروش<br />
عمر بر باد و به حسرت خاموش"<br />
<br />
و در نهایت اینکه اگه سوالی داشتید که فکر می کنید بتونم پاسخ بدم تو همین تاپیک بپرسید. و اینکه باز هم تاکید میکنم که اینها تجربیات بنده بود ممکنه شخص به شخص و دانشگاه به دانشگاه شرایط فرق کنه و حرف هایی که اینجا زدم برای خیلی ها صدق نکنه.<br />
<br />
با تشکر، موفق و پیروز باشید. التماس دعا.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[توصیه ها و پیشنهادات رتبه 11 کنکور ارشد IT سال 1392 به کنکوری های ارشد آینده]]></title>
			<link>/forum/thread-23255.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 Apr 2014 19:40:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-23255.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا <br />
<br />
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت تمامی دوستان عزیز  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
این تاپیک جهت راهنمایی و کمک به کنکوری های ارشد آینده ایجاد شده است تا  شما ارشدی های عزیز آینده از این تاپیک استفاده کنید و <br />
<br />
امیدوارم تاپیک برای شما دوستان عزیز مفید واقع بشه. بریم سراغ اصل مطلب... در زمان کنکور ارشد ۹۲ که آقای مهدی صمیمی رتبه ۱۱ <br />
<br />
گرایش امنیت و شبکه در کنکور ارشد رشته IT شدن ایشون اومدن تجارب خودشون در زمینه های مختلف مربوط به کنکور ارشد رو در قالب <br />
<br />
فایل های صوتی در اختیار کاربران سایت مانشت قرار دادند.بنده هم در آن زمان فایل ها رو از حالت صوتی به حالت متنی تبدیل کرده بودم <br />
<br />
که تقدیم شما دوستان عزیز می کنم و امیدوارم برای شما مفید باشند . <br />
<br />
فایل ها شامل موضوعاتی همچون نحوه برنامه ریزی , منابع مطالعاتی پیشنهادی, دلایل شرکت در آزمون های آزمایشی و عوامل مخرب در <br />
<br />
رسیدن به موفقیت در کنکور ارشد هستند. این رو هم بگم که فایل ها کامل هستند و خیالتون هم از بابت کامل بودن فایل ها راحت باشه . <br />
<br />
فایل ها رو هم در ادامه می تونید دریافت کنید .<br />
 <br />
پیشنهاد می کنم که این فایل ها رو از دست ندین علی الخصوص واسه اونایی که دنبال نحوه مطالعه و برنامه ریزی و زمینه های مختلف <br />
<br />
دیگه کنکور هستن . <br />
<br />
در پایان, از آقای صمیمی  که اجازه منتشر شدن صحبت هاشون در قالب فایل های متنی رو به بنده دادند از ایشون بسیار تشکر می کنم و <br />
<br />
همچنین از مدیریت سایت آقای دکتر تنهایی عزیز هم بابت اینکه اجازه ایجاد تاپیک رو دادند ممنونم .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">***</span></span> <span style="color: #9400D3;"><span style="font-weight: bold;">اگه لینک فایل های پیوست کار نکردن می تونین از لینک های زیر واسه دانلود فایلها استفاده کنین.</span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
شاد و موفق باشید.  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />                   <br />
<br />
التماس دعا <br />
<br />
یا علی<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16179/Barnamerizi Pishnehadi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Barnamerizi Pishnehadi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">138.7 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16180/Azmoon Azemayeshi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Azmoon Azemayeshi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">90.1 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16183/Manabe Pishnehadi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Manabe Pishnehadi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">96.61 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16184/Afat ha.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Afat ha.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">104.41 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا <br />
<br />
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت تمامی دوستان عزیز  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
این تاپیک جهت راهنمایی و کمک به کنکوری های ارشد آینده ایجاد شده است تا  شما ارشدی های عزیز آینده از این تاپیک استفاده کنید و <br />
<br />
امیدوارم تاپیک برای شما دوستان عزیز مفید واقع بشه. بریم سراغ اصل مطلب... در زمان کنکور ارشد ۹۲ که آقای مهدی صمیمی رتبه ۱۱ <br />
<br />
گرایش امنیت و شبکه در کنکور ارشد رشته IT شدن ایشون اومدن تجارب خودشون در زمینه های مختلف مربوط به کنکور ارشد رو در قالب <br />
<br />
فایل های صوتی در اختیار کاربران سایت مانشت قرار دادند.بنده هم در آن زمان فایل ها رو از حالت صوتی به حالت متنی تبدیل کرده بودم <br />
<br />
که تقدیم شما دوستان عزیز می کنم و امیدوارم برای شما مفید باشند . <br />
<br />
فایل ها شامل موضوعاتی همچون نحوه برنامه ریزی , منابع مطالعاتی پیشنهادی, دلایل شرکت در آزمون های آزمایشی و عوامل مخرب در <br />
<br />
رسیدن به موفقیت در کنکور ارشد هستند. این رو هم بگم که فایل ها کامل هستند و خیالتون هم از بابت کامل بودن فایل ها راحت باشه . <br />
<br />
فایل ها رو هم در ادامه می تونید دریافت کنید .<br />
 <br />
پیشنهاد می کنم که این فایل ها رو از دست ندین علی الخصوص واسه اونایی که دنبال نحوه مطالعه و برنامه ریزی و زمینه های مختلف <br />
<br />
دیگه کنکور هستن . <br />
<br />
در پایان, از آقای صمیمی  که اجازه منتشر شدن صحبت هاشون در قالب فایل های متنی رو به بنده دادند از ایشون بسیار تشکر می کنم و <br />
<br />
همچنین از مدیریت سایت آقای دکتر تنهایی عزیز هم بابت اینکه اجازه ایجاد تاپیک رو دادند ممنونم .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-weight: bold;">***</span></span> <span style="color: #9400D3;"><span style="font-weight: bold;">اگه لینک فایل های پیوست کار نکردن می تونین از لینک های زیر واسه دانلود فایلها استفاده کنین.</span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
شاد و موفق باشید.  <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />                   <br />
<br />
التماس دعا <br />
<br />
یا علی<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16179/Barnamerizi Pishnehadi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Barnamerizi Pishnehadi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">138.7 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16180/Azmoon Azemayeshi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Azmoon Azemayeshi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">90.1 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16183/Manabe Pishnehadi.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Manabe Pishnehadi.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">96.61 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-16184/Afat ha.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Afat ha.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">104.41 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کنکور تمام شد!توصیه ای مهم به شما!]]></title>
			<link>/forum/thread-22522.html</link>
			<pubDate>Sat, 15 Feb 2014 05:05:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-22522.html</guid>
			<description><![CDATA[ب نام خدا<br />
سلام به همه دوستان عزیز<br />
کنکور تموم شد ، خوب یا بد!!!الان که من دارم این و می نویسم ساعت ۸ و ۲۱ دقیقه صب ۲۶ بهمن ۹۲ احتمالا همتونم خواب باشید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
شاید خیلی ها هنوز درسایی داشته باشن که بخوان پاس کنن ، شاید خیلی ها بخوان برن سربازی ، شاید خیلی ها  خیلی خسته ان و فقط برنامه واسه خواب دارن.ممکنه خیلی هاتون اصلا رهگذری باشید که یه هو از مانشت میگذرید ، یا هنوز دانشجوی ترم ۴ یا بیشتر و یا کمتر کامپیوتر باشید.<br />
خلاصه اینکه چیزی که میخوام بگم به درد همه میخوره و مخاطب خاصش شما هستید.واقعیتش ما توی زمینه کامپیوتر از اون ور آبی ها عقبیم.علم به زبان انگلیسی تولید میشه و نشر داده میشه.خوندنش واسمون سخته.کاری که من نکردم رو شما انجام بدید.از امروز تا روزی ک نتیجه هاتون بیاد و بار وبندیل تون رو می خواید ببندید و برید توی دانشگاه جدیدتون ثبت نام کنید شبی ۲۰ دقیقه انگلیسی بخونید.<br />
ارشد که قبول شید اولین چیزی که بهتون میگن کلا بحث مقاله است.یه سری ها رفتن روی یه زمینه ای تحقیق کردن و شما برای آشنایی با کارهای جدید نیاز دارید این مقالات رو بخونید.بدون شک مقالات اگه از جاهای معتبر باشن ارزش بیشتری دارن.مقالات معتبر هم فقط و فقط به زبان انگلیسی نوشته شدن و میشن.!<br />
رشته ی ما هم طوریه که نیاز شدید به انگلیسی داریم.اگه انگلیسی تون خوب باشه ارشد گرفتن و دکترا قبول شدن و دکترا گرفتن  براتون از آب خوردن هم راحت تره.دوستی داشتم که بهم پیشنهاد داد انگلیسی بخونم، راستش منابع مفیدی واسه خوندن نداشتم.و خودم هم سهل انگاری کردم.بهتون پیشنهاد میکنم شما اشتباه من و تکرار نکنید.از الان تا روزی که نتیجه ها تون بیاد فقط ۲۰ دقیقه در طول شبانه روز برای انگلیسی وقت بذارید.من واسه شروع به نظرم کتاب ۵۰۴ رو بخونید.ترجمه شده اش هم توی اینترنت پیدا میشه.<br />
دو سایت زیر رو بهتون پیشنهاد میکنم،هرچیزی که فکرشو کنید توی این دو تا سایت پیدا میشه.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> ، <br />
 <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>  <br />
 دوستان فقط از فایل هایی که برای دانلود گذاشتن استفاده کنید و نه هیچ چیز دیگه.من منظورم فقط فایل هاشونه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
....<br />
بهترین سایت هایی هستن ک من دیدم.<br />
یه پیشنهاد دیگه هم داشتم هرچقدر میتونید متون انگلیسی بخونید.از <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>  هم استفاده کنید.شاید بعضا ترجمه هاش خنده دار <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> باشه.ولی خیلی مفیده واسه خوندن مطالب.من بهتون اطمینان میدم اگر این مقدار وقت رو در طول روز بذارید بعد از ۳ ماه شایدم زودتر مشکلی واسه انگلیسی نخواهید داشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ب نام خدا<br />
سلام به همه دوستان عزیز<br />
کنکور تموم شد ، خوب یا بد!!!الان که من دارم این و می نویسم ساعت ۸ و ۲۱ دقیقه صب ۲۶ بهمن ۹۲ احتمالا همتونم خواب باشید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
شاید خیلی ها هنوز درسایی داشته باشن که بخوان پاس کنن ، شاید خیلی ها بخوان برن سربازی ، شاید خیلی ها  خیلی خسته ان و فقط برنامه واسه خواب دارن.ممکنه خیلی هاتون اصلا رهگذری باشید که یه هو از مانشت میگذرید ، یا هنوز دانشجوی ترم ۴ یا بیشتر و یا کمتر کامپیوتر باشید.<br />
خلاصه اینکه چیزی که میخوام بگم به درد همه میخوره و مخاطب خاصش شما هستید.واقعیتش ما توی زمینه کامپیوتر از اون ور آبی ها عقبیم.علم به زبان انگلیسی تولید میشه و نشر داده میشه.خوندنش واسمون سخته.کاری که من نکردم رو شما انجام بدید.از امروز تا روزی ک نتیجه هاتون بیاد و بار وبندیل تون رو می خواید ببندید و برید توی دانشگاه جدیدتون ثبت نام کنید شبی ۲۰ دقیقه انگلیسی بخونید.<br />
ارشد که قبول شید اولین چیزی که بهتون میگن کلا بحث مقاله است.یه سری ها رفتن روی یه زمینه ای تحقیق کردن و شما برای آشنایی با کارهای جدید نیاز دارید این مقالات رو بخونید.بدون شک مقالات اگه از جاهای معتبر باشن ارزش بیشتری دارن.مقالات معتبر هم فقط و فقط به زبان انگلیسی نوشته شدن و میشن.!<br />
رشته ی ما هم طوریه که نیاز شدید به انگلیسی داریم.اگه انگلیسی تون خوب باشه ارشد گرفتن و دکترا قبول شدن و دکترا گرفتن  براتون از آب خوردن هم راحت تره.دوستی داشتم که بهم پیشنهاد داد انگلیسی بخونم، راستش منابع مفیدی واسه خوندن نداشتم.و خودم هم سهل انگاری کردم.بهتون پیشنهاد میکنم شما اشتباه من و تکرار نکنید.از الان تا روزی که نتیجه ها تون بیاد فقط ۲۰ دقیقه در طول شبانه روز برای انگلیسی وقت بذارید.من واسه شروع به نظرم کتاب ۵۰۴ رو بخونید.ترجمه شده اش هم توی اینترنت پیدا میشه.<br />
دو سایت زیر رو بهتون پیشنهاد میکنم،هرچیزی که فکرشو کنید توی این دو تا سایت پیدا میشه.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> ، <br />
 <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>  <br />
 دوستان فقط از فایل هایی که برای دانلود گذاشتن استفاده کنید و نه هیچ چیز دیگه.من منظورم فقط فایل هاشونه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
....<br />
بهترین سایت هایی هستن ک من دیدم.<br />
یه پیشنهاد دیگه هم داشتم هرچقدر میتونید متون انگلیسی بخونید.از <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>  هم استفاده کنید.شاید بعضا ترجمه هاش خنده دار <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> باشه.ولی خیلی مفیده واسه خوندن مطالب.من بهتون اطمینان میدم اگر این مقدار وقت رو در طول روز بذارید بعد از ۳ ماه شایدم زودتر مشکلی واسه انگلیسی نخواهید داشت.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیشنهاد در مورد سوالات اشتباه احتمالی]]></title>
			<link>/forum/thread-22459.html</link>
			<pubDate>Thu, 13 Feb 2014 16:09:53 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-22459.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام<br />
دوستان کنکورهای سال های گذشته ثابت کرده که هر سال به نظر بنده سوالات اشتباه عمدی طرح میشه چون احتمال اینکه بعد نظارت هایی که میگن میشه نباید اشتباهاتی خیلی ساده مثل اشتباه تایپی یا چاپی وجود داشته باشه.<br />
<br />
<br />
<br />
به نظر بنده سوالاتی که مطمئن هستین اشتباهه مثل چند سوال کنکور نرم افزار ۹۲ حتما یک گزینه که به نظرتون درسته رو بزنید ویا شانسی بزنید چون دو حالت پیش میاد یا سوال حذف میشه ویا تاثیر مثبت میدن اگر تاثیر مثبت بدن و شانس باهاتون یار باشه و اون گزینه درست از اب در بیاد خیلی به نفعتون میشه و اگر هم حذف بشه چیزی از دست ندادین.<br />
<br />
این نظر بنده بود . سال گذشته در مورد تاثیر مثبت این طیف سوالات اشتباه به من کسی چیزی نگفت و خیلی به ضررم تموم شد.<br />
و یک نکته دیگر اگر با این سوالات مواجه شدین <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> به هیچ وجه خودتون رو نبازین و به عنوان یک فرصت بهش نگاه کنید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />.<br />
<br />
موفق باشید....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام<br />
دوستان کنکورهای سال های گذشته ثابت کرده که هر سال به نظر بنده سوالات اشتباه عمدی طرح میشه چون احتمال اینکه بعد نظارت هایی که میگن میشه نباید اشتباهاتی خیلی ساده مثل اشتباه تایپی یا چاپی وجود داشته باشه.<br />
<br />
<br />
<br />
به نظر بنده سوالاتی که مطمئن هستین اشتباهه مثل چند سوال کنکور نرم افزار ۹۲ حتما یک گزینه که به نظرتون درسته رو بزنید ویا شانسی بزنید چون دو حالت پیش میاد یا سوال حذف میشه ویا تاثیر مثبت میدن اگر تاثیر مثبت بدن و شانس باهاتون یار باشه و اون گزینه درست از اب در بیاد خیلی به نفعتون میشه و اگر هم حذف بشه چیزی از دست ندادین.<br />
<br />
این نظر بنده بود . سال گذشته در مورد تاثیر مثبت این طیف سوالات اشتباه به من کسی چیزی نگفت و خیلی به ضررم تموم شد.<br />
و یک نکته دیگر اگر با این سوالات مواجه شدین <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> به هیچ وجه خودتون رو نبازین و به عنوان یک فرصت بهش نگاه کنید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" />.<br />
<br />
موفق باشید....]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خاطره ای از کنکور 92 و استرس هایی که اولش نبودند اما ...]]></title>
			<link>/forum/thread-22395.html</link>
			<pubDate>Tue, 11 Feb 2014 11:21:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-22395.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه کاربرای گل مانشت<br />
امیدوارم که استرس نداشته باشه!بالاخره موضوع مهمیه و می تونه روی روند کاری تون تاثیر بذاره.<br />
دوستان اینقدر حرص ارشد رو نخورید واقعا خبر خاصی نیست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /> البته از هیچی بهتره و خیلی ها هم هستن که ازش استفاده کردن<br />
خلاصه بریم سر اصل مطلب!دقیقا همین موقع های روز بود  یه چند ساعتی  مونده به کنکور 92 یه نفر ازم پرسید استرس داری؟ خندیدم و  گفتم نه ندارم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> واقعا هم نداشتم.یه مقدار خلاصه نویسی محاسبات عددی داشتم و میخواستم اونارو بخونم. یه دور خوندمشون و دیگ  گذاشتم کنار و دیگ بی خیال درس شدم.گفتم دیگ هرچی بادا باد.شب هم رفتم خونه عمه ام ، تا ساعت 12 هم بیدار بودم .شما نکنید این کارو <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />سعی کنید زود بخوابید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> . صبم قرار بود پسر عمه ام قرار بود برسونتم ، امتحان من شهر صدرا بود از  شیراز یه نیم ساعتی راه بود.توی راه ازم پرسید استرس داری گفتم نه عامو صدای ضبطتو بلند کن یه کم شادی کنیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> .خلاصه یه دیوونه بازی دراوردیم و به پردیس دانشگاه ازاد که رسیدیم دیگ نمیذاشتن ماشینا برن داخل ، البته ما نمی دونستیم میشده بری داخل!خلاصه من و پیاده کرد و منم یه مقدار ابمیوه و شکلات و این بند و بساط هارو گرفتم . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />چیز خوبیه بگیرید حتما<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> <br />
دیگ راه افتادم ،یه مقداری پیاده روی داشت از اونجا که من پیاده شدم تا حوزه.منم که دقیق بلدش نبودم پرسون پرسون راه افتادم.دیدم ساعت 7 و 50 دقه است و من هنوز حوزه رو پیدا نکردم.دیگ شروع کردم به دویدن ، تو راه از یه نفر پرسیدم دانشکده مهندسی.... (حالا نمی دونم مهندسی برق بود مهندسی مواد یا هم اصلا مهندسی زبان و ادبیات فارسی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />). اون پسره نشونم داد و منم سرعت دوندگی رو بیشتر کردم ، من که خیلی وقت بود ندویده بودم هی نفس نفس میزدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  کلی از انرژیم و گرفت!!بنده خدا بهم گفت آقا ندو ندو حیفه انرژی تو هدر میدی ، امتحان 8 و نیم شروع میشه نه ساعت 8 . من گوش ندادم ولی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />شما گوش بدید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />.سعی کنید زود اماده شید که 8 اونجا باشید ولی امتحان 8 و نیم شروع میشه.خلاصه منم که دوس نداشتم زحمتم هدر بره و از ترس اینکه نکنه یه هو  سرجلسه رام  ندن، حرفشو گوش ندادم  و می دویدم ،دیدی میگن که آدم وقت نداره همه چیز و خودش تجربه کنه باید از تجربه دیگران هم استفاده کنه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> خلاصه من 8 رسیدم  و یه نیم ساعتی هم قشنگ علاف شدم سرجلسه!البته خوبم ادم زود بره ها ولی نه اینکه انرژی شو هدر بده تازه اونم شیراز<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سر جلسه همون اول خسته بودم یه کم ، سوالای ریاضی رو هم که دیدم دیگ ترکیدم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /> انتظار داشتم حداقل 7-8 تا سوال بزنم ولی کلا دو تا سوال جواب دادم.خیلی استرس گرفتم.به خودم گفتم دیدی امسالم قبول نشدم!!!دیگ سوالای مشترک و با تمام توان جواب دادم البته استرس هم یه کم اذیتم میکرد. و وقتی هم واسه زبان کنار گذاشته بودم و گذاشتم واسه مشترکا.<br />
خوبیش این بود که دیگ وقت مشترکام تموم شد وگرنه یه هو میدیدی همه چی خراب میشد.!سوالای تخصصی رو فک کنم همه رو جواب دادم به جز سوال آخر پایگاه داده که ندیده بودمش.به خیال خودم امسال هم سوالای تخصصی و تعدادشو کم کردن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> دفترچه B  بودم من.دیگ سوال 105 که پشت برگه بود رو نخوندم.اگ سوالای تخصصی رو با دقت بیشتر پاسخ میدادم و سعی میکردم سوالایی رو که خیلی مطمئن نیستم جواب ندم نتیجه ام بهتر میشد ولی پیش خودم فکر کردم حالا که ریاضی کم جواب دادم ، البته بازم یه جورایی سعی میکردم خودمو دلداری بدم و یاد این جمله معروف می افتادم که اگ<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> سخته واسه همه سخته <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />!<br />
امتحان تموم شد و با چند نفری صحبت کردم،کسی نبود راضی باشه.همه از ریاضی می نالیدن.20 دقه بعد امتحان بابام زنگ زدم چه خبر؟ شیری یا روباه منم گفتم:سوسک بعد دیگ گوشی قط شد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> یعنی با خاک کوچه یکسانم کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> ، واقعا فکر میکردم قبول نمیشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
نتیجه اخلاقی هم که از این خاطره میگیریم اینه که اگ سرجلسه دیر برسید و قبلش بدو بدو کنید و خسته بشید و سوالارو با جنگندگی جواب بدید و شانسی هم بزنید و اخرشم فکر کنید سوسک شدین همون جایی که دوس دارید قبول میشید . اما قول نمیدم همون قدر که فکر میکردید بعد قبولی بهتون خوش بگذره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دانشگاه شیراز منتظرتونم سال دیگ ، امیدوارم همگی موفق باشید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه کاربرای گل مانشت<br />
امیدوارم که استرس نداشته باشه!بالاخره موضوع مهمیه و می تونه روی روند کاری تون تاثیر بذاره.<br />
دوستان اینقدر حرص ارشد رو نخورید واقعا خبر خاصی نیست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /> البته از هیچی بهتره و خیلی ها هم هستن که ازش استفاده کردن<br />
خلاصه بریم سر اصل مطلب!دقیقا همین موقع های روز بود  یه چند ساعتی  مونده به کنکور 92 یه نفر ازم پرسید استرس داری؟ خندیدم و  گفتم نه ندارم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> واقعا هم نداشتم.یه مقدار خلاصه نویسی محاسبات عددی داشتم و میخواستم اونارو بخونم. یه دور خوندمشون و دیگ  گذاشتم کنار و دیگ بی خیال درس شدم.گفتم دیگ هرچی بادا باد.شب هم رفتم خونه عمه ام ، تا ساعت 12 هم بیدار بودم .شما نکنید این کارو <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />سعی کنید زود بخوابید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> . صبم قرار بود پسر عمه ام قرار بود برسونتم ، امتحان من شهر صدرا بود از  شیراز یه نیم ساعتی راه بود.توی راه ازم پرسید استرس داری گفتم نه عامو صدای ضبطتو بلند کن یه کم شادی کنیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> .خلاصه یه دیوونه بازی دراوردیم و به پردیس دانشگاه ازاد که رسیدیم دیگ نمیذاشتن ماشینا برن داخل ، البته ما نمی دونستیم میشده بری داخل!خلاصه من و پیاده کرد و منم یه مقدار ابمیوه و شکلات و این بند و بساط هارو گرفتم . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />چیز خوبیه بگیرید حتما<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> <br />
دیگ راه افتادم ،یه مقداری پیاده روی داشت از اونجا که من پیاده شدم تا حوزه.منم که دقیق بلدش نبودم پرسون پرسون راه افتادم.دیدم ساعت 7 و 50 دقه است و من هنوز حوزه رو پیدا نکردم.دیگ شروع کردم به دویدن ، تو راه از یه نفر پرسیدم دانشکده مهندسی.... (حالا نمی دونم مهندسی برق بود مهندسی مواد یا هم اصلا مهندسی زبان و ادبیات فارسی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />). اون پسره نشونم داد و منم سرعت دوندگی رو بیشتر کردم ، من که خیلی وقت بود ندویده بودم هی نفس نفس میزدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  کلی از انرژیم و گرفت!!بنده خدا بهم گفت آقا ندو ندو حیفه انرژی تو هدر میدی ، امتحان 8 و نیم شروع میشه نه ساعت 8 . من گوش ندادم ولی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />شما گوش بدید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />.سعی کنید زود اماده شید که 8 اونجا باشید ولی امتحان 8 و نیم شروع میشه.خلاصه منم که دوس نداشتم زحمتم هدر بره و از ترس اینکه نکنه یه هو  سرجلسه رام  ندن، حرفشو گوش ندادم  و می دویدم ،دیدی میگن که آدم وقت نداره همه چیز و خودش تجربه کنه باید از تجربه دیگران هم استفاده کنه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /> خلاصه من 8 رسیدم  و یه نیم ساعتی هم قشنگ علاف شدم سرجلسه!البته خوبم ادم زود بره ها ولی نه اینکه انرژی شو هدر بده تازه اونم شیراز<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سر جلسه همون اول خسته بودم یه کم ، سوالای ریاضی رو هم که دیدم دیگ ترکیدم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /> انتظار داشتم حداقل 7-8 تا سوال بزنم ولی کلا دو تا سوال جواب دادم.خیلی استرس گرفتم.به خودم گفتم دیدی امسالم قبول نشدم!!!دیگ سوالای مشترک و با تمام توان جواب دادم البته استرس هم یه کم اذیتم میکرد. و وقتی هم واسه زبان کنار گذاشته بودم و گذاشتم واسه مشترکا.<br />
خوبیش این بود که دیگ وقت مشترکام تموم شد وگرنه یه هو میدیدی همه چی خراب میشد.!سوالای تخصصی رو فک کنم همه رو جواب دادم به جز سوال آخر پایگاه داده که ندیده بودمش.به خیال خودم امسال هم سوالای تخصصی و تعدادشو کم کردن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> دفترچه B  بودم من.دیگ سوال 105 که پشت برگه بود رو نخوندم.اگ سوالای تخصصی رو با دقت بیشتر پاسخ میدادم و سعی میکردم سوالایی رو که خیلی مطمئن نیستم جواب ندم نتیجه ام بهتر میشد ولی پیش خودم فکر کردم حالا که ریاضی کم جواب دادم ، البته بازم یه جورایی سعی میکردم خودمو دلداری بدم و یاد این جمله معروف می افتادم که اگ<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> سخته واسه همه سخته <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />!<br />
امتحان تموم شد و با چند نفری صحبت کردم،کسی نبود راضی باشه.همه از ریاضی می نالیدن.20 دقه بعد امتحان بابام زنگ زدم چه خبر؟ شیری یا روباه منم گفتم:سوسک بعد دیگ گوشی قط شد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> یعنی با خاک کوچه یکسانم کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> ، واقعا فکر میکردم قبول نمیشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
نتیجه اخلاقی هم که از این خاطره میگیریم اینه که اگ سرجلسه دیر برسید و قبلش بدو بدو کنید و خسته بشید و سوالارو با جنگندگی جواب بدید و شانسی هم بزنید و اخرشم فکر کنید سوسک شدین همون جایی که دوس دارید قبول میشید . اما قول نمیدم همون قدر که فکر میکردید بعد قبولی بهتون خوش بگذره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
دانشگاه شیراز منتظرتونم سال دیگ ، امیدوارم همگی موفق باشید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ترتیب جواب دادن به سوالات سر جلسه کنکور]]></title>
			<link>/forum/thread-17744.html</link>
			<pubDate>Thu, 05 Sep 2013 12:37:31 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-17744.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام خدمت همه مانشتی های عزیز<br />
سوالم راجه به رشته مهندسی کامپیوتره<br />
چند ساله سوالات زبان هم تو همون دفترچه سوالات ریاضی و تخصصی مشترک داده میشه،یعنی روز اول کنکور یه دفترچه میدن،حالا بهترین ترتیب برای جواب دادن به دروس چیه؟<br />
کسایی که تجربه ای دارن یا نکته ای میدونن لطف کنن مطرح کنن<br />
ممنون]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام خدمت همه مانشتی های عزیز<br />
سوالم راجه به رشته مهندسی کامپیوتره<br />
چند ساله سوالات زبان هم تو همون دفترچه سوالات ریاضی و تخصصی مشترک داده میشه،یعنی روز اول کنکور یه دفترچه میدن،حالا بهترین ترتیب برای جواب دادن به دروس چیه؟<br />
کسایی که تجربه ای دارن یا نکته ای میدونن لطف کنن مطرح کنن<br />
ممنون]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تنظیم خواب= احتمال موفقیت بیشتر]]></title>
			<link>/forum/thread-16826.html</link>
			<pubDate>Wed, 07 Aug 2013 04:19:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16826.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام<br />
یه مسئله مهم که حتما باید در طول آمادگی برای کنکور مد نظر داشته باشیم <span style="font-weight: bold;">تنظیم خوابه</span>، خواب کم هوشیاری آدم رو تو طول روز کمتر میکنه و تمرکز آدما رو نیز به همچنین، خواب زیاد هم آدما رو کسل و تنبل میکنه واسه همین باید بتونیم از همین حالا خوابمون رو تظیم کنیم.<br />
ماه رمضون که تنظیم خواب خودش رو داره اما بعد ماه رمضون باید خوابمون کافی باشه نه کم و نه زیاد.<br />
من فکر میکنم که ساعت 12 یا 1 شب خوابیدن و 6 یا 7 صبح پا شدن نیاز به خواب شب رو برطرف کنه. البته خوابیدن در طول روز(ظهر ها) بین 1 تا 1.5 ساعت حتما باید فراموش نشه.<br />
البته اگه الان تا لنگ ظهر میخوابین تنظیم مناسب خواب شاید یه کم سخت باشه من پیش نهاد میکنم هفته ای یه ساعت از خوابتون کم کنین تا به اون تنظیم ایده ال خود برسین، اینجوری تنظیم خوابتون ثبات بیشتری داره .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام<br />
یه مسئله مهم که حتما باید در طول آمادگی برای کنکور مد نظر داشته باشیم <span style="font-weight: bold;">تنظیم خوابه</span>، خواب کم هوشیاری آدم رو تو طول روز کمتر میکنه و تمرکز آدما رو نیز به همچنین، خواب زیاد هم آدما رو کسل و تنبل میکنه واسه همین باید بتونیم از همین حالا خوابمون رو تظیم کنیم.<br />
ماه رمضون که تنظیم خواب خودش رو داره اما بعد ماه رمضون باید خوابمون کافی باشه نه کم و نه زیاد.<br />
من فکر میکنم که ساعت 12 یا 1 شب خوابیدن و 6 یا 7 صبح پا شدن نیاز به خواب شب رو برطرف کنه. البته خوابیدن در طول روز(ظهر ها) بین 1 تا 1.5 ساعت حتما باید فراموش نشه.<br />
البته اگه الان تا لنگ ظهر میخوابین تنظیم مناسب خواب شاید یه کم سخت باشه من پیش نهاد میکنم هفته ای یه ساعت از خوابتون کم کنین تا به اون تنظیم ایده ال خود برسین، اینجوری تنظیم خوابتون ثبات بیشتری داره .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نتایج کنکورهای آزمایشی  و ارتباط آن با کنکور اصلی]]></title>
			<link>/forum/thread-16743.html</link>
			<pubDate>Sat, 03 Aug 2013 14:52:36 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16743.html</guid>
			<description><![CDATA[یه نکته ای هست که قبلا توی<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> هم گفتم و اینجا دوباره روی اون تاکید میکنم و بازترش میکنم<br />
دوستانی که کنکور آزمایشی میدن در نظر داشته باشن که از رتبه هایی که در اونجا میارن مغرور نشن و فکر نکنن که چون تو چند تا از امتحاناتش مثلا رنج رتبشون اطراف ۱۰ بود پس تو کنکور هم میتونن همین رتبه رو <span style="font-weight: bold;">حتما</span>   بیارن، به دلایل زیر <span style="font-weight: bold;">همه</span>  نمیتونن <br />
<br />
۱-ممکنه سوالات اون موسسه تکراری از کنکورهای قبلی باشه (با کمی تغییر) که این باعث میشه که اونهایی که حفظ کردنیشون خوبه چون سئوالات کنکورهای قبلی رو بارها خوندن بدون فکر زیاد و سریع اونا رو جواب بدن ولی وقتی که در کنکور با سوالات جدیدی مواجهه میشن چون حفظ کردنیشون خوب بود و زیاد درگیر حل مسئله نبودن نتونن خوب به این سئوالات جواب بدن <br />
شما فرض کنید که توی هر درسی ۱ سئوال جدید باشه در اینصورت شما کلا نتونید ۸ تا سوال رو جواب بدید در اینصورت رتبتون مثلا از زیر ۱۰۰ به بالای ۱۰۰۰ میره<br />
<br />
۲-شرایط کنکور آزمایشی با شرایط جلسه امتحان فرق میکنه<br />
شما در جلسه آزمایشی استرس ندارید چون اگر هم سئوالی رو خراب کنید در دنیای واقعی هیچ چیزی رو از دست نمیدید ولی در کنکور  واقعی به دلیل استرس به خیلی از سئوالات جواب نمیدید،با اشتباهات بچه گونه ناشی از استرس خیلی از سئوالات رو خراب میکنید و ....<br />
<br />
۳-یکسری تغییراتی در سئوالات کنکور ایجاد میشود که از قبل توسط سنجش اعلام نشده مثل<br />
<br />
     * امسال سئوالات مدیریت و معماری رو اضافه تر کردن ولی در زمان پاسخ گویی تغییری ایجاد نکردن<br />
این ممکنه باعث ایجاد استرس در خیلی ها بشه ولی اونهایی که طرز فکرشون اینطوریه که پیش خودشون میگن: (که اگر این تغییر هست برای همه هست نه فقط برای من)  هیچ تاثیری از این تغییر در جواب دادنشون ایجاد نمیشه ولی خیلی ها از این تغییر طوری آشفته میشن که انگار سئوالات فقط برای اونا تغییر کرده و بقیه دارن به این درس با همون ۶ سئوال قبلی جواب میدن<br />
<br />
      ** یه نفر روی یه درس خیلی سرمایه گذاری کرده(مثل یکی از دوستام که تو پارسه رتبش زیر ۲۰ بود تو درس معماری) و تصمیم میگیره که اولین درسی رو که میخواهد جواب بدهد همون درس باشه و وقتی که در امتحان با سئوالات سخت اون درس مواجه میشه طوری که نمیتونه ۱ سئوالش رو جواب بده(این خطر وجود داره که به خاطر سرمایه گذاری که توی اون درس انجام داده به اصرار دلش (نه عقلش) چند تا سئوال رو الکی جواب بده و با درصد منفی وضع رو خرابتر هم بکنه) روحیه اش خیلی خراب میشه و نمیتونه با تمرکز حواس به بقیه سئوالات جواب بده و کنکور رو خراب میکنه در صورتی که پیش خودش فکر نمیکنه که اگه این درس خیلی سخت هست برای بقیه هم همینطوره و اونا هم نمیتونن به خوبی به سئوالات اون درس جواب بدن و درصد خوبی بیارن.<br />
 اون سال بهترین رتبه های کنکور نتونستن بیشتر از ۵۰ درصد بزنن و به خاطر نزدن حالا حداکثر ۲-۳ سئوال توی این درس بقیه رو هم خراب کرد(امسال درس گسسته اینطوری بود )<br />
<br />
و موارد دیگه ای که فعلا به ذهنم نمیرسه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یه نکته ای هست که قبلا توی<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> هم گفتم و اینجا دوباره روی اون تاکید میکنم و بازترش میکنم<br />
دوستانی که کنکور آزمایشی میدن در نظر داشته باشن که از رتبه هایی که در اونجا میارن مغرور نشن و فکر نکنن که چون تو چند تا از امتحاناتش مثلا رنج رتبشون اطراف ۱۰ بود پس تو کنکور هم میتونن همین رتبه رو <span style="font-weight: bold;">حتما</span>   بیارن، به دلایل زیر <span style="font-weight: bold;">همه</span>  نمیتونن <br />
<br />
۱-ممکنه سوالات اون موسسه تکراری از کنکورهای قبلی باشه (با کمی تغییر) که این باعث میشه که اونهایی که حفظ کردنیشون خوبه چون سئوالات کنکورهای قبلی رو بارها خوندن بدون فکر زیاد و سریع اونا رو جواب بدن ولی وقتی که در کنکور با سوالات جدیدی مواجهه میشن چون حفظ کردنیشون خوب بود و زیاد درگیر حل مسئله نبودن نتونن خوب به این سئوالات جواب بدن <br />
شما فرض کنید که توی هر درسی ۱ سئوال جدید باشه در اینصورت شما کلا نتونید ۸ تا سوال رو جواب بدید در اینصورت رتبتون مثلا از زیر ۱۰۰ به بالای ۱۰۰۰ میره<br />
<br />
۲-شرایط کنکور آزمایشی با شرایط جلسه امتحان فرق میکنه<br />
شما در جلسه آزمایشی استرس ندارید چون اگر هم سئوالی رو خراب کنید در دنیای واقعی هیچ چیزی رو از دست نمیدید ولی در کنکور  واقعی به دلیل استرس به خیلی از سئوالات جواب نمیدید،با اشتباهات بچه گونه ناشی از استرس خیلی از سئوالات رو خراب میکنید و ....<br />
<br />
۳-یکسری تغییراتی در سئوالات کنکور ایجاد میشود که از قبل توسط سنجش اعلام نشده مثل<br />
<br />
     * امسال سئوالات مدیریت و معماری رو اضافه تر کردن ولی در زمان پاسخ گویی تغییری ایجاد نکردن<br />
این ممکنه باعث ایجاد استرس در خیلی ها بشه ولی اونهایی که طرز فکرشون اینطوریه که پیش خودشون میگن: (که اگر این تغییر هست برای همه هست نه فقط برای من)  هیچ تاثیری از این تغییر در جواب دادنشون ایجاد نمیشه ولی خیلی ها از این تغییر طوری آشفته میشن که انگار سئوالات فقط برای اونا تغییر کرده و بقیه دارن به این درس با همون ۶ سئوال قبلی جواب میدن<br />
<br />
      ** یه نفر روی یه درس خیلی سرمایه گذاری کرده(مثل یکی از دوستام که تو پارسه رتبش زیر ۲۰ بود تو درس معماری) و تصمیم میگیره که اولین درسی رو که میخواهد جواب بدهد همون درس باشه و وقتی که در امتحان با سئوالات سخت اون درس مواجه میشه طوری که نمیتونه ۱ سئوالش رو جواب بده(این خطر وجود داره که به خاطر سرمایه گذاری که توی اون درس انجام داده به اصرار دلش (نه عقلش) چند تا سئوال رو الکی جواب بده و با درصد منفی وضع رو خرابتر هم بکنه) روحیه اش خیلی خراب میشه و نمیتونه با تمرکز حواس به بقیه سئوالات جواب بده و کنکور رو خراب میکنه در صورتی که پیش خودش فکر نمیکنه که اگه این درس خیلی سخت هست برای بقیه هم همینطوره و اونا هم نمیتونن به خوبی به سئوالات اون درس جواب بدن و درصد خوبی بیارن.<br />
 اون سال بهترین رتبه های کنکور نتونستن بیشتر از ۵۰ درصد بزنن و به خاطر نزدن حالا حداکثر ۲-۳ سئوال توی این درس بقیه رو هم خراب کرد(امسال درس گسسته اینطوری بود )<br />
<br />
و موارد دیگه ای که فعلا به ذهنم نمیرسه]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تکنیک خلاصه نویسی تکاملی]]></title>
			<link>/forum/thread-16710.html</link>
			<pubDate>Thu, 01 Aug 2013 21:10:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16710.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام خدمت همه دوستان،<br />
<br />
توی انجمن دیدم که خیلی در مورد خلاصه نویسی بحث شده ولی در عین حال تعدادی از بچه ها رو دیدم که زیاد از خلاصه نویسی هاشون استفاده نمیکنن و دلیل این هم بیشتر وسواس مطالعه درس از روی کتابه. منظورم چیه؟ منظورم اینه که بعضی دوستان مثل خود من نسبت به خوندن کامل دروس حتی در مرحله مرور وسواس دارند و ترجیح میدن حتی از روی مرجع درس رو مرور کنن که خب این باعث میشه وقت بیشتری صرف این کار بشه. اما من زمانیکه واسه ارشد میخوندم با یک تکنیک ساده تونستم در اواخر آذرماه و اواسط دیماه یه خلاصه نویسی کامل و عالی داشته باشم طوری که وسواس مطالعه از روی مرجع تقریبا به صفر رسید. <br />
<br />
توی این روش که ساخته و پرداخته ذهن مشوش خودم است <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و البته من ازش نتیجه گرفتم، روال کار به این صورته:<br />
<br />
من عادت داشتم و دارم که زمانیکه که مشغول مطالعه هستم، حتما یه کاغذ خالی زیر دستم باشه و هر مطلب رو بنویسم برای خودم. من فکر می کنم که هر درس اعم از سیستم عامل، نظریه و غیره باید حداقل 3 دور از روی کتاب ( چه مرجع چه کتب کنکوری) خونده بشه ولی با سرعت های متفاوت که الان عرض میکنم. در دور اول من کتاب رو به طور کل و با سرعت کم میخوندم، در حین مطالعه تمام نکاتی که به نظرم مهم بود رو روی یه کاغذ A4 مینوشتم و این روال تا پایان دور اول ادامه پیدا میکرد. تا اینجا یه خلاصه نویسی اولیه داشتم و ممکن بود خیلی از نکات مهم به این خلاصه نویسی اضافه نشده باشه، وسواس به مطالعه از روی خلاصه نویسی هم دقیقا به همین دلیل بود.  به فاصله چند روز از اتمام دور اول، دور دوم مطالعه درس موردنظر رو شروع میکردم ولی بالطبع تو دور دوم سرعت مطالعه بیشتر میشه چون مباحث آشناست ولی همیشه یادم بود که سرسری و بی انگیزه مطالعه نکنم. تفاوت این دور با دور اول این بود که خلاصه نویسی دور اول رو تکمیل میکردم، مثلا هر نکته جدید که یاد میگرفتم و تو خلاصه نویسی نبود رو با مداد اضافه میکردم. این دور هم به این روند ادامه پیدا میکرد. دور نهایی که دور سوم بود توام میشد با حل مفهومی تست های سال گذشته. مجددا خلاصه نویسی ای که از این درس داشتم رو مذاشتم جلوم و هر نکته که برام جدید بود بهش اضافه میکردم. معمولا نکات تست های مهم با آدرسشون  رو به این خلاصه نویسی اضافه میکردم و این باعث میشد که در انتهای دور سوم از مطالعه، که تقریبا مصادف میشد با اواخر آذرماه تا اواسط دی ماه، کار من با کتب مرجع تموم بشه و دیگه رو بیارم به برگه های A4 دستنویس خودم. شاید به جرات میتونم بگم اینقدر این خلاصه نویسی ها کامل بود که هر نکته و یا تستی که بهش برخورد میکردم نکته مربوطه اش توی این خلاصه نویسی ها بود. <br />
فکر میکنم اگه بخوام بیشتر از این بنویسم خسته کننده باشه به همین خاطر ترجیح میدم اگه نیاز به توضیح بیشتری هست در قالب پاسخ به سوالای دوستان باشه.<br />
<br />
شاد و موفق باشید :-)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام خدمت همه دوستان،<br />
<br />
توی انجمن دیدم که خیلی در مورد خلاصه نویسی بحث شده ولی در عین حال تعدادی از بچه ها رو دیدم که زیاد از خلاصه نویسی هاشون استفاده نمیکنن و دلیل این هم بیشتر وسواس مطالعه درس از روی کتابه. منظورم چیه؟ منظورم اینه که بعضی دوستان مثل خود من نسبت به خوندن کامل دروس حتی در مرحله مرور وسواس دارند و ترجیح میدن حتی از روی مرجع درس رو مرور کنن که خب این باعث میشه وقت بیشتری صرف این کار بشه. اما من زمانیکه واسه ارشد میخوندم با یک تکنیک ساده تونستم در اواخر آذرماه و اواسط دیماه یه خلاصه نویسی کامل و عالی داشته باشم طوری که وسواس مطالعه از روی مرجع تقریبا به صفر رسید. <br />
<br />
توی این روش که ساخته و پرداخته ذهن مشوش خودم است <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و البته من ازش نتیجه گرفتم، روال کار به این صورته:<br />
<br />
من عادت داشتم و دارم که زمانیکه که مشغول مطالعه هستم، حتما یه کاغذ خالی زیر دستم باشه و هر مطلب رو بنویسم برای خودم. من فکر می کنم که هر درس اعم از سیستم عامل، نظریه و غیره باید حداقل 3 دور از روی کتاب ( چه مرجع چه کتب کنکوری) خونده بشه ولی با سرعت های متفاوت که الان عرض میکنم. در دور اول من کتاب رو به طور کل و با سرعت کم میخوندم، در حین مطالعه تمام نکاتی که به نظرم مهم بود رو روی یه کاغذ A4 مینوشتم و این روال تا پایان دور اول ادامه پیدا میکرد. تا اینجا یه خلاصه نویسی اولیه داشتم و ممکن بود خیلی از نکات مهم به این خلاصه نویسی اضافه نشده باشه، وسواس به مطالعه از روی خلاصه نویسی هم دقیقا به همین دلیل بود.  به فاصله چند روز از اتمام دور اول، دور دوم مطالعه درس موردنظر رو شروع میکردم ولی بالطبع تو دور دوم سرعت مطالعه بیشتر میشه چون مباحث آشناست ولی همیشه یادم بود که سرسری و بی انگیزه مطالعه نکنم. تفاوت این دور با دور اول این بود که خلاصه نویسی دور اول رو تکمیل میکردم، مثلا هر نکته جدید که یاد میگرفتم و تو خلاصه نویسی نبود رو با مداد اضافه میکردم. این دور هم به این روند ادامه پیدا میکرد. دور نهایی که دور سوم بود توام میشد با حل مفهومی تست های سال گذشته. مجددا خلاصه نویسی ای که از این درس داشتم رو مذاشتم جلوم و هر نکته که برام جدید بود بهش اضافه میکردم. معمولا نکات تست های مهم با آدرسشون  رو به این خلاصه نویسی اضافه میکردم و این باعث میشد که در انتهای دور سوم از مطالعه، که تقریبا مصادف میشد با اواخر آذرماه تا اواسط دی ماه، کار من با کتب مرجع تموم بشه و دیگه رو بیارم به برگه های A4 دستنویس خودم. شاید به جرات میتونم بگم اینقدر این خلاصه نویسی ها کامل بود که هر نکته و یا تستی که بهش برخورد میکردم نکته مربوطه اش توی این خلاصه نویسی ها بود. <br />
فکر میکنم اگه بخوام بیشتر از این بنویسم خسته کننده باشه به همین خاطر ترجیح میدم اگه نیاز به توضیح بیشتری هست در قالب پاسخ به سوالای دوستان باشه.<br />
<br />
شاد و موفق باشید :-)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[يك پيشنهاد: از كورنومتر استفاده كنيد!]]></title>
			<link>/forum/thread-16678.html</link>
			<pubDate>Wed, 31 Jul 2013 07:04:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16678.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه کنکوری های عزیز.<br />
یه توصیه دوستانه: از کورنومتر استفاده کنید! <br />
<br />
موقع کنکور کورنومتر خیلی به دردم خورد. با اینکه توی مصاحبم گفتم، ولی چون به نظرم مهم بود میخواستم دوباره اینجا مطرح کنم واستون.<br />
<br />
فقط وقتی میشینید پای درس و کتاب، اون موقع کورنومتر رو Start کنید. وقتایی که میرید چای بخورید یا دست و صورتی بشورید،‌ اون موقع Pause کنید. به این ترتیب آخر شب Time دقیق درس خوندن امروزتون رو میتونید بفهمید.<br />
<br />
ببینید، اینکار 2 فایده داره:<br />
1) اگه تنبلی کرده باشین زود بهتون نشون میده. بعضی وقتا ما از صبح تا شب میشینیم پای درس و کلی خوشحالیم که چقدر درس میخونیم. ولی غافل از اینکه از این همه درس خوندن فقط 3 ساعتش مفید بوده!‌ پس اولین خوبی کورنومتر اینه که زود اشتباهمون رو میفهمیم و بهمون میگه چقدر تنبلی کردیم و از فرداش سعی میکنیم خودمون رو اصلاح کنیم.<br />
<br />
2) اگه خوب درس خونده باشید هم بهتون میگه!‌خیلی حس خوبیه وقتی موقع خواب کورنومتر رو نگاه کنی و ببینی که داره 11 ساعت و 40 دقیقه رو نشون میده!‌ خیلی حس خوبیه که ساعت 6 عصر کورنومتر رو نگاه کنی و عدد 7 ساعت و 12 دقیقه رو ببینی! خیلی روحیه میگیرید.<br />
<br />
بنابراین، انجام این کار میتونه شما رو خیلی خیلی زود از  تنبلی و درس خوندن نامفیدتون آگاه کنه و همچنین اگه خوب درس میخونین بهتون کلی روحیه و انرژی بده.<br />
<br />
موفق باشید همگی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه کنکوری های عزیز.<br />
یه توصیه دوستانه: از کورنومتر استفاده کنید! <br />
<br />
موقع کنکور کورنومتر خیلی به دردم خورد. با اینکه توی مصاحبم گفتم، ولی چون به نظرم مهم بود میخواستم دوباره اینجا مطرح کنم واستون.<br />
<br />
فقط وقتی میشینید پای درس و کتاب، اون موقع کورنومتر رو Start کنید. وقتایی که میرید چای بخورید یا دست و صورتی بشورید،‌ اون موقع Pause کنید. به این ترتیب آخر شب Time دقیق درس خوندن امروزتون رو میتونید بفهمید.<br />
<br />
ببینید، اینکار 2 فایده داره:<br />
1) اگه تنبلی کرده باشین زود بهتون نشون میده. بعضی وقتا ما از صبح تا شب میشینیم پای درس و کلی خوشحالیم که چقدر درس میخونیم. ولی غافل از اینکه از این همه درس خوندن فقط 3 ساعتش مفید بوده!‌ پس اولین خوبی کورنومتر اینه که زود اشتباهمون رو میفهمیم و بهمون میگه چقدر تنبلی کردیم و از فرداش سعی میکنیم خودمون رو اصلاح کنیم.<br />
<br />
2) اگه خوب درس خونده باشید هم بهتون میگه!‌خیلی حس خوبیه وقتی موقع خواب کورنومتر رو نگاه کنی و ببینی که داره 11 ساعت و 40 دقیقه رو نشون میده!‌ خیلی حس خوبیه که ساعت 6 عصر کورنومتر رو نگاه کنی و عدد 7 ساعت و 12 دقیقه رو ببینی! خیلی روحیه میگیرید.<br />
<br />
بنابراین، انجام این کار میتونه شما رو خیلی خیلی زود از  تنبلی و درس خوندن نامفیدتون آگاه کنه و همچنین اگه خوب درس میخونین بهتون کلی روحیه و انرژی بده.<br />
<br />
موفق باشید همگی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نگاهی به کتب کنکوری و مرجعِ مفید در آزمون ارشد]]></title>
			<link>/forum/thread-16199.html</link>
			<pubDate>Sun, 07 Jul 2013 06:06:50 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16199.html</guid>
			<description><![CDATA[با درود. چون من از مطالبِ این سایت استفاده‌های زیادی کردم، بر خودم لازم میدونستم که یه جوری این دِین رو پرداخت کنم. خب دیدم بهترین کار اینه که نظرمو در مورد کتابهایی که تا الان خوندم بگم، شاید برای دوستای دیگه مفید واقع بشه. به این خاطر که من کتابهای زیادی رو دیدم و خوندم، در مورد تعدادِ زیادی از کتابهایی که تو بازار هست، یه چیزایی میدونم که احتمالا به درد دوستان میخوره. خب بریم سر اصل مطلب، اما قبلش یه نکته‌ای رو باید بگم و اون اینکه تمامِ این‌ها نظراتِ شخصیِ برگرفته از تجربیاتِ شخصی، گفتگو و مشورت با دانشجوها و اساتید دیگه، استفاده از نظراتِ دوستان در همین سایت و...  هستش و من هیچ ادعایی در مورد درست بودنِ اینها ندارم، یعنی تمامِ اینها قابل نقد و بررسی هستند. <br />
<br />
۱-گسسته: مطمئنا میدونید که شناخته‌شده‌ترین کتابِ مرجع در این مورد کتابِ گریمالدی هستش. با اینحال حجمِ این کتاب بسیار زیاد هستش و اصلا توصیه نمیشه که این کتاب رو به طور کامل بخونید. البته خودم سه جلدشو خوندم(بیش از دو دور!)، اما بعد فهمیدم اشتباه کردم. چون کسی که فقط کتابِ یوسفی رو خوب خونده بود، نسبت به من چیزی رو از دست نداده بود. پس اگر فقط برای کنکور میخونین، اصلا توصیه نمیشه که کتابِ گریمالدی رو بخونین. به جای اون من کتاب ریاضیات گسسته مقدماتی، اثر بالاکریشنان و ترجمه محمدعلی رضوانی رو قویا توصیه میکنم. دوستان این کتاب خیلی کم حجمه اما واقعا عالیه. خیلی خوب و مختصر درس داده و تمرین‌های خیلی خوبی هم داره. ضمن اینکه من دیدم که چندتا از سئوالاتِ گسسته ارشدِ سالهای پیش، عینا از روی تمریناتِ این کتاب کپی شدن. بعد از اون، کتابِ یوسفی رو خوبِ خوب بخونید. ایمان داشته باشید که اگر این دوتا کتاب رو خوب بخونید، اونوقت اگر شما نتونید یه سوالی رو جواب بدید، هیچ کس دیگه هم تو کنکور نمیتونه جواب بده!(مخصوصا دوستان رشته‌ی آی تی). یعنی منظورِ من این هستش که واقعا تو کتاب گریمالدی چیزِ آنچنانی‌ای افزون بر مطالبی که این دو کتاب گفتن پیدا نمیکنید جز یه سری فصلهای اضافی که اصلا تو کنکور نمیاد (مثل شمارش پولیا)، یه سری مطالبی که بازم برای کنکور لازم نیستند و تمرینات زیاد که مهمترن نقطه قوت این کتاب هستش. <br />
<br />
۲-آمار و احتمال: در مورد این درس چند کتاب رو من میشناسم:<br />
مبانی احتمال سعید قهرمانی( استاد و رئیس دانشکده ریاضی دانشگاه تاوسون-مریلند آمریکا)، انتشارات دانشگاه صنعتی شریف. این کتاب بسیار جامع هستش اما برای کنکور زیاد هستش. خیلی کتاب خوبی هستش واسه کسی که میخاد احتمال یاد بگیره ، اما برای کسی که میخاد کنکور بده، این کتاب شاید یه مقدار وقت تلف کنه. ضمن اینکه فصلهای آزمون‌های فرض و نظریه برآورد توش نیستند. البته امسال دیگه از این فصلها تستی نیومده بود. شاید برجسته‌ترین نقطه‌ی قوتِ این کتاب، تمریناش باشن. تمریناتِ بسیار نابی داره، مخصوصا که راهنماش هم چاپ شده. علاوه بر این، نویسنده خیلی عالی توزیع‌های احتمالی رو توضیح داده. با مثالهای متعدد.<br />
<br />
مفاهیم پایه‌ای آمار و احتمال، نوشته عبدالرضا بازرگان. این کتاب هم خیلی جامع هستش و بر خلاف کتابِ قبلی، تمام سرفصل‌ها رو پوشش میده. این کتاب هم تمرینات خوبی داره و علاوه بر اون، خیلی خوب و ساده همه چیز رو توضیح داده که واقعا مزیتِ قابل توجهی برای کسایی که میخاین واسه کنکور این درس رو بخونن به حساب میاد. راهنمای مسائلِ این کتاب هم چاپ شده که واقعا شاهکاره، چون خیلی مبسوط مسائل رو توضیح داده(قطرِ حل‌المسائل تقریبا با خودِ کتاب اصلی برابری میکنه). <br />
<br />
شما از هر کدام از کتابهای بالا به عنوانِ مرجع بخاید میتونید استفاده بکنید. کتابهای کنکوری که من میشناسم به ترتیب زیر هستن:<br />
آمار احتمالات(ویژه رشته‌های مهندسی برق و کامپیوتر) مدرسان شریف. بهترین کتابِ کنکوری برای این درس از نظر من. واقعا اگر چه مختصر هستش، اما کاملا کنکور رو پوشش میده و اگه فقط این کتاب رو کامل بخونید، هیچ چیزی رو از دست نمیدید. تستهاش هم خیلی زیاد هستن و اصلا کمبود تست پیدا نمیکنید. خوبی این کتاب اینه که هم میتونید راحت بخونیدش و هم اینکه خیلی راحت میتونید جمع‌بندی کنید.<br />
<br />
آمار و احتمال مهندسی، نوشته دکتر نیکوکار. این کتاب بعد از اینکه یه توضیحِ خیلی مختصر پیرامون درس میده، سئوالاتِ کنکورهای سالِ قبل رو به ترتیبِ سال میاره.  سئوالات هم فقط مختص به رشته کامپیوتر نیستند و تقریبا هر رشته‌ای که توش آمار احتمال داره، سئوالاتش تو این کتاب هست(البته فقط رشته‌های مهندسی). بدی این کتاب اینه که سئوالات رو تقریبا با توضیح مختصری حل کرده و تستهای تکراری هم توش زیاده.<br />
<br />
آمار و احتمال مهندسی، نوشته محسن طورانی. این کتاب رو فقط به این خاطر که به اسم کنکور نوشته شده، تو لیست کتابای کنکوری آوردم وگرنه هیچ‌جور دیگه‌ای نمیشه این کتاب رو کنکوری حساب کرد و در واقع یه کتاب مرجع هستش. چیزی نیست در مورد احتمال که توش نباشه. سئوالاتِ کنکوری هم خیلی زیاد داره. بزرگترین مزیتش اینه که فصلهای آزمون فرض و برآورد رو برخلاف کتابِ مدرسان شریف، خیلی خوب و روان درس داده. اما این کتاب خیلی زیاده و وقت شما رو ممکنه بگیره. من پیشنهاد میکنم برای کتابِ کنکوری همون کتابِ مدرسان شریف رو بخونید و برای کمک تو دو فصلِ آخر که یه مقدار آزار دهنده هستش از این کتاب یا از کتاب بازرگان استفاده کنید. <br />
<br />
۳-نظریه اعداد: بی برو برگرد، کتاب آنالیز عددی۱ پیام نور  ، اسماعیلِ بابلیان. این بهترین کتابِ مرجع در این مورد هستش که هم حجمش کمه و هم اینکه خیلی خوب درس رو توضیح داده. علاوه بر اینکه تست و تمرین هم توش زیاده. تنها اشکالش اینه که راهنماش تو بازار نیست(یا اینکه من ندیدم). البته تستها و بعضی از تمرینا رو جواب داده. برای کتاب کنکوری من کتابهای امیرفخریان از پوران پژوهش و کتابِ هادی یوسفی رو میشناسم. هر دوتاشون خوبن. البته حجم کتابِ امیرفخریان بیشتره، اما خب نظر من اینه که این کتاب رو بخونید بهتره! دلیلش  هم اینه که کتاب یوسفی دیگه خیلی مختصر هستش و بعضی وقتا اصلا نمیشه فهمید که داره در مورد چی حرف میزنه. همچنین تستاش هم کم هستن. توصیه نهایی من اینه که از یکی از این سه ترکیب استفاده کنید: بابلیان+امیرفخریان(بیش از آنچه که لازم است میخونید)؛ بابلیان+یوسفی(خیلی خوب و کافی) ؛ امیرفخریان+یوسفی(کافی)<br />
<br />
۴-ریاضیات مهندسی : نخوندم!<br />
<br />
۵-زبان: خب این درس خیلی مهم هستش. متاسفانه از اینکه گفته میشه این درس ضریب یک داره، یه نگرشِ نادرست بین دوستان شکل گرفته که فکر میکنن این درس چندان مهم نیست. اما این تصور، سراسر اشتباه هستش. برای اینکه متوجه بشید که چرا میگم، یکی از دوستانی که تو همین انجمن کارنامشونو گذاشته، تنها یه بیست درصدی بیشتر از من زبان رو زده، اما حدودِ ۴۰ نفر از من جلوتر بوده (جال اینکه تو بعضی از درسا از من کمتر زدن). برای ایشون آرزوی موفقیت میکنم و البته همین ۲۰ درصد زبان، به سادگی باعث میشه که ایشون احتمالا روزانه امیرکبیر بخونن و من شاید علم و صنعت یا تربیت مدرس. پس این درس رو جدی بگیرید. البته من این درس رو واقعا جدی گرفته بودم، اما سر جلسه اصلا وقت نکردم. همین ۲۸ درصدی که زدم، تو پنج دقیقه زدم. البته فکر میکردم بیشتر از ۴۰ درصد زده باشم اما گویا اشتباه زدم. با اینحال برای پنج دقیقه، خوب بود. من فقط حدود ۱۴ تا سوال رو نگاه کردم و همونا رو هم زدم. برای این درس، من کتابهای زیر رو میتونم توصیه کنم:<br />
Select readings: یه کتابِ بسیار عالی برای تقویتِ توانایی ریدینگ. این کتاب تو سه سطح پیش-متوسط، متوسط، و پس-متوسط منتشر شده. من تا همون سطح متوسط رو پیشنها میکنم. دوستانی که زبانشون ضعیفه میتونن از سطح پیش-متوسط شروع کنن و دوستانی که سطحشون بهتره میتونن از سطح متوسط استفاده کنن. ترجمه‌های این کتاب هم تو بازار زیاد هستن. من راهنمای نوشته رضا دانشوری رو توصیه میکنم. به هر حال تاکید میکنم این کتاب رو از دست ندید و ازش استفاده کنید چون واقعا برای بهبودِ مهارتِ درک مطلب‌تون خیلی خوبه. البته نکته‌های گرامری، لغات، اصطلاحات و ... هم توش زیاد هست. میتونید هفته‌ای یه درسشو بخونید.( سطح متوسط‌ش ۱۴ درس هستش).<br />
<br />
۵۰۴:این کتاب رو دیگه همه میشناسن؛ کتابِ خوبیه! اما اصلا برای کنکور کافی نیست. پس روش برای کنکور ارشد واقعا حساب نکنید.<br />
<br />
۱۱۰۰: جامع، خوب، کامل و کاملا کاربردی. من این کتاب رو توصیه میکنم به این دلیل که واقعا میتونید مطمئن باشید که تو کنکور دیگه حداقل ۸۰ درصد لغات رو میشناسید. علاوه بر این، لغاتی که تو این کتاب توضیح داده میشن، واقعا کاربردی و لازم هستن و تو آزمون‌های بین‌المللی هم خیلی بهتون کمک میکنه. من متاسفانه نرسیدم این کتاب رو تا آخر بخونم و فقط ۲۰ درس از ۴۶ درسشو خوندم.<br />
<br />
کتابهای لغاتِ دیگه‌ای رو هم میشناسم مثل Verbal Advantage  که واقعا یه کتابِ بی‌نظیر و فوق‌العاده هستش برای لغات. اما سطحش بالاست و سنگینه. اما اگه کسی از دوستان میخاد برای آیلس یا تافل یا حتی GRE آماده بشه، این کتاب خیلی عالیه و البته سطحش از ۱۱۰۰ هم یه مقدار بیشتره و لغات‌های سخت و سنگین توش زیاده. یه کتاب دیگه هم هست به نام Vocabulary for the College-Bound Student که این کتاب هم خیلی خوبه. من این کتاب رو نخوندم، اما از دوستام تعریفشو زیاد شنیدم. این کتاب بر حسب عناوینِ مختلف، یه سری لغات رو معرفی کرده. مثلا زیر عنوان Praise  (ستایش و تمجید) یا Cleanliness( تمیزی، پاکی) یه سری لغات رو درس داده و یا اینکه واژه‌هایی که از زبانهای مختلف واردِ زبانِ انگلیسی شدند رو با ریشه‌هاشون معرفی کرده.حدود ۱۰۰۰ تا لغت تو این کتاب درس داده شده. ترجمه‌ی این کتاب از رضا دانشوری منتشر شده، اما تقریبا در سطح ۱۱۰۰ هستش. (متن اصلای این کتابا تو اینترنت زیاد هستن، اگه کسی خواست و پیدا نکرد، بگه بهش لینک بدم).<br />
<br />
کسایی که میخان برای کنکور گرامر بخونن، اصلا این کار رو توصیه نمیکنم. به جای اینکار بهتره که متون انگلیسی زیاد بخونید. همون کتابِ Select Readings رو بخونید و ساختار و سازمان جمله‌های انگلیسی رو باهاش که یاد بگیرید، کافیه، زیاد هم هست. <br />
<br />
<br />
خب، این از بخش اول، ادامه رو تو پست‌های بعدی، بعد از کمی استراحت خدمتتون میگم. فعلا!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با درود. چون من از مطالبِ این سایت استفاده‌های زیادی کردم، بر خودم لازم میدونستم که یه جوری این دِین رو پرداخت کنم. خب دیدم بهترین کار اینه که نظرمو در مورد کتابهایی که تا الان خوندم بگم، شاید برای دوستای دیگه مفید واقع بشه. به این خاطر که من کتابهای زیادی رو دیدم و خوندم، در مورد تعدادِ زیادی از کتابهایی که تو بازار هست، یه چیزایی میدونم که احتمالا به درد دوستان میخوره. خب بریم سر اصل مطلب، اما قبلش یه نکته‌ای رو باید بگم و اون اینکه تمامِ این‌ها نظراتِ شخصیِ برگرفته از تجربیاتِ شخصی، گفتگو و مشورت با دانشجوها و اساتید دیگه، استفاده از نظراتِ دوستان در همین سایت و...  هستش و من هیچ ادعایی در مورد درست بودنِ اینها ندارم، یعنی تمامِ اینها قابل نقد و بررسی هستند. <br />
<br />
۱-گسسته: مطمئنا میدونید که شناخته‌شده‌ترین کتابِ مرجع در این مورد کتابِ گریمالدی هستش. با اینحال حجمِ این کتاب بسیار زیاد هستش و اصلا توصیه نمیشه که این کتاب رو به طور کامل بخونید. البته خودم سه جلدشو خوندم(بیش از دو دور!)، اما بعد فهمیدم اشتباه کردم. چون کسی که فقط کتابِ یوسفی رو خوب خونده بود، نسبت به من چیزی رو از دست نداده بود. پس اگر فقط برای کنکور میخونین، اصلا توصیه نمیشه که کتابِ گریمالدی رو بخونین. به جای اون من کتاب ریاضیات گسسته مقدماتی، اثر بالاکریشنان و ترجمه محمدعلی رضوانی رو قویا توصیه میکنم. دوستان این کتاب خیلی کم حجمه اما واقعا عالیه. خیلی خوب و مختصر درس داده و تمرین‌های خیلی خوبی هم داره. ضمن اینکه من دیدم که چندتا از سئوالاتِ گسسته ارشدِ سالهای پیش، عینا از روی تمریناتِ این کتاب کپی شدن. بعد از اون، کتابِ یوسفی رو خوبِ خوب بخونید. ایمان داشته باشید که اگر این دوتا کتاب رو خوب بخونید، اونوقت اگر شما نتونید یه سوالی رو جواب بدید، هیچ کس دیگه هم تو کنکور نمیتونه جواب بده!(مخصوصا دوستان رشته‌ی آی تی). یعنی منظورِ من این هستش که واقعا تو کتاب گریمالدی چیزِ آنچنانی‌ای افزون بر مطالبی که این دو کتاب گفتن پیدا نمیکنید جز یه سری فصلهای اضافی که اصلا تو کنکور نمیاد (مثل شمارش پولیا)، یه سری مطالبی که بازم برای کنکور لازم نیستند و تمرینات زیاد که مهمترن نقطه قوت این کتاب هستش. <br />
<br />
۲-آمار و احتمال: در مورد این درس چند کتاب رو من میشناسم:<br />
مبانی احتمال سعید قهرمانی( استاد و رئیس دانشکده ریاضی دانشگاه تاوسون-مریلند آمریکا)، انتشارات دانشگاه صنعتی شریف. این کتاب بسیار جامع هستش اما برای کنکور زیاد هستش. خیلی کتاب خوبی هستش واسه کسی که میخاد احتمال یاد بگیره ، اما برای کسی که میخاد کنکور بده، این کتاب شاید یه مقدار وقت تلف کنه. ضمن اینکه فصلهای آزمون‌های فرض و نظریه برآورد توش نیستند. البته امسال دیگه از این فصلها تستی نیومده بود. شاید برجسته‌ترین نقطه‌ی قوتِ این کتاب، تمریناش باشن. تمریناتِ بسیار نابی داره، مخصوصا که راهنماش هم چاپ شده. علاوه بر این، نویسنده خیلی عالی توزیع‌های احتمالی رو توضیح داده. با مثالهای متعدد.<br />
<br />
مفاهیم پایه‌ای آمار و احتمال، نوشته عبدالرضا بازرگان. این کتاب هم خیلی جامع هستش و بر خلاف کتابِ قبلی، تمام سرفصل‌ها رو پوشش میده. این کتاب هم تمرینات خوبی داره و علاوه بر اون، خیلی خوب و ساده همه چیز رو توضیح داده که واقعا مزیتِ قابل توجهی برای کسایی که میخاین واسه کنکور این درس رو بخونن به حساب میاد. راهنمای مسائلِ این کتاب هم چاپ شده که واقعا شاهکاره، چون خیلی مبسوط مسائل رو توضیح داده(قطرِ حل‌المسائل تقریبا با خودِ کتاب اصلی برابری میکنه). <br />
<br />
شما از هر کدام از کتابهای بالا به عنوانِ مرجع بخاید میتونید استفاده بکنید. کتابهای کنکوری که من میشناسم به ترتیب زیر هستن:<br />
آمار احتمالات(ویژه رشته‌های مهندسی برق و کامپیوتر) مدرسان شریف. بهترین کتابِ کنکوری برای این درس از نظر من. واقعا اگر چه مختصر هستش، اما کاملا کنکور رو پوشش میده و اگه فقط این کتاب رو کامل بخونید، هیچ چیزی رو از دست نمیدید. تستهاش هم خیلی زیاد هستن و اصلا کمبود تست پیدا نمیکنید. خوبی این کتاب اینه که هم میتونید راحت بخونیدش و هم اینکه خیلی راحت میتونید جمع‌بندی کنید.<br />
<br />
آمار و احتمال مهندسی، نوشته دکتر نیکوکار. این کتاب بعد از اینکه یه توضیحِ خیلی مختصر پیرامون درس میده، سئوالاتِ کنکورهای سالِ قبل رو به ترتیبِ سال میاره.  سئوالات هم فقط مختص به رشته کامپیوتر نیستند و تقریبا هر رشته‌ای که توش آمار احتمال داره، سئوالاتش تو این کتاب هست(البته فقط رشته‌های مهندسی). بدی این کتاب اینه که سئوالات رو تقریبا با توضیح مختصری حل کرده و تستهای تکراری هم توش زیاده.<br />
<br />
آمار و احتمال مهندسی، نوشته محسن طورانی. این کتاب رو فقط به این خاطر که به اسم کنکور نوشته شده، تو لیست کتابای کنکوری آوردم وگرنه هیچ‌جور دیگه‌ای نمیشه این کتاب رو کنکوری حساب کرد و در واقع یه کتاب مرجع هستش. چیزی نیست در مورد احتمال که توش نباشه. سئوالاتِ کنکوری هم خیلی زیاد داره. بزرگترین مزیتش اینه که فصلهای آزمون فرض و برآورد رو برخلاف کتابِ مدرسان شریف، خیلی خوب و روان درس داده. اما این کتاب خیلی زیاده و وقت شما رو ممکنه بگیره. من پیشنهاد میکنم برای کتابِ کنکوری همون کتابِ مدرسان شریف رو بخونید و برای کمک تو دو فصلِ آخر که یه مقدار آزار دهنده هستش از این کتاب یا از کتاب بازرگان استفاده کنید. <br />
<br />
۳-نظریه اعداد: بی برو برگرد، کتاب آنالیز عددی۱ پیام نور  ، اسماعیلِ بابلیان. این بهترین کتابِ مرجع در این مورد هستش که هم حجمش کمه و هم اینکه خیلی خوب درس رو توضیح داده. علاوه بر اینکه تست و تمرین هم توش زیاده. تنها اشکالش اینه که راهنماش تو بازار نیست(یا اینکه من ندیدم). البته تستها و بعضی از تمرینا رو جواب داده. برای کتاب کنکوری من کتابهای امیرفخریان از پوران پژوهش و کتابِ هادی یوسفی رو میشناسم. هر دوتاشون خوبن. البته حجم کتابِ امیرفخریان بیشتره، اما خب نظر من اینه که این کتاب رو بخونید بهتره! دلیلش  هم اینه که کتاب یوسفی دیگه خیلی مختصر هستش و بعضی وقتا اصلا نمیشه فهمید که داره در مورد چی حرف میزنه. همچنین تستاش هم کم هستن. توصیه نهایی من اینه که از یکی از این سه ترکیب استفاده کنید: بابلیان+امیرفخریان(بیش از آنچه که لازم است میخونید)؛ بابلیان+یوسفی(خیلی خوب و کافی) ؛ امیرفخریان+یوسفی(کافی)<br />
<br />
۴-ریاضیات مهندسی : نخوندم!<br />
<br />
۵-زبان: خب این درس خیلی مهم هستش. متاسفانه از اینکه گفته میشه این درس ضریب یک داره، یه نگرشِ نادرست بین دوستان شکل گرفته که فکر میکنن این درس چندان مهم نیست. اما این تصور، سراسر اشتباه هستش. برای اینکه متوجه بشید که چرا میگم، یکی از دوستانی که تو همین انجمن کارنامشونو گذاشته، تنها یه بیست درصدی بیشتر از من زبان رو زده، اما حدودِ ۴۰ نفر از من جلوتر بوده (جال اینکه تو بعضی از درسا از من کمتر زدن). برای ایشون آرزوی موفقیت میکنم و البته همین ۲۰ درصد زبان، به سادگی باعث میشه که ایشون احتمالا روزانه امیرکبیر بخونن و من شاید علم و صنعت یا تربیت مدرس. پس این درس رو جدی بگیرید. البته من این درس رو واقعا جدی گرفته بودم، اما سر جلسه اصلا وقت نکردم. همین ۲۸ درصدی که زدم، تو پنج دقیقه زدم. البته فکر میکردم بیشتر از ۴۰ درصد زده باشم اما گویا اشتباه زدم. با اینحال برای پنج دقیقه، خوب بود. من فقط حدود ۱۴ تا سوال رو نگاه کردم و همونا رو هم زدم. برای این درس، من کتابهای زیر رو میتونم توصیه کنم:<br />
Select readings: یه کتابِ بسیار عالی برای تقویتِ توانایی ریدینگ. این کتاب تو سه سطح پیش-متوسط، متوسط، و پس-متوسط منتشر شده. من تا همون سطح متوسط رو پیشنها میکنم. دوستانی که زبانشون ضعیفه میتونن از سطح پیش-متوسط شروع کنن و دوستانی که سطحشون بهتره میتونن از سطح متوسط استفاده کنن. ترجمه‌های این کتاب هم تو بازار زیاد هستن. من راهنمای نوشته رضا دانشوری رو توصیه میکنم. به هر حال تاکید میکنم این کتاب رو از دست ندید و ازش استفاده کنید چون واقعا برای بهبودِ مهارتِ درک مطلب‌تون خیلی خوبه. البته نکته‌های گرامری، لغات، اصطلاحات و ... هم توش زیاد هست. میتونید هفته‌ای یه درسشو بخونید.( سطح متوسط‌ش ۱۴ درس هستش).<br />
<br />
۵۰۴:این کتاب رو دیگه همه میشناسن؛ کتابِ خوبیه! اما اصلا برای کنکور کافی نیست. پس روش برای کنکور ارشد واقعا حساب نکنید.<br />
<br />
۱۱۰۰: جامع، خوب، کامل و کاملا کاربردی. من این کتاب رو توصیه میکنم به این دلیل که واقعا میتونید مطمئن باشید که تو کنکور دیگه حداقل ۸۰ درصد لغات رو میشناسید. علاوه بر این، لغاتی که تو این کتاب توضیح داده میشن، واقعا کاربردی و لازم هستن و تو آزمون‌های بین‌المللی هم خیلی بهتون کمک میکنه. من متاسفانه نرسیدم این کتاب رو تا آخر بخونم و فقط ۲۰ درس از ۴۶ درسشو خوندم.<br />
<br />
کتابهای لغاتِ دیگه‌ای رو هم میشناسم مثل Verbal Advantage  که واقعا یه کتابِ بی‌نظیر و فوق‌العاده هستش برای لغات. اما سطحش بالاست و سنگینه. اما اگه کسی از دوستان میخاد برای آیلس یا تافل یا حتی GRE آماده بشه، این کتاب خیلی عالیه و البته سطحش از ۱۱۰۰ هم یه مقدار بیشتره و لغات‌های سخت و سنگین توش زیاده. یه کتاب دیگه هم هست به نام Vocabulary for the College-Bound Student که این کتاب هم خیلی خوبه. من این کتاب رو نخوندم، اما از دوستام تعریفشو زیاد شنیدم. این کتاب بر حسب عناوینِ مختلف، یه سری لغات رو معرفی کرده. مثلا زیر عنوان Praise  (ستایش و تمجید) یا Cleanliness( تمیزی، پاکی) یه سری لغات رو درس داده و یا اینکه واژه‌هایی که از زبانهای مختلف واردِ زبانِ انگلیسی شدند رو با ریشه‌هاشون معرفی کرده.حدود ۱۰۰۰ تا لغت تو این کتاب درس داده شده. ترجمه‌ی این کتاب از رضا دانشوری منتشر شده، اما تقریبا در سطح ۱۱۰۰ هستش. (متن اصلای این کتابا تو اینترنت زیاد هستن، اگه کسی خواست و پیدا نکرد، بگه بهش لینک بدم).<br />
<br />
کسایی که میخان برای کنکور گرامر بخونن، اصلا این کار رو توصیه نمیکنم. به جای اینکار بهتره که متون انگلیسی زیاد بخونید. همون کتابِ Select Readings رو بخونید و ساختار و سازمان جمله‌های انگلیسی رو باهاش که یاد بگیرید، کافیه، زیاد هم هست. <br />
<br />
<br />
خب، این از بخش اول، ادامه رو تو پست‌های بعدی، بعد از کمی استراحت خدمتتون میگم. فعلا!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تجربه شخصی در امر خلاصه نویسی و نکته برداری]]></title>
			<link>/forum/thread-16043.html</link>
			<pubDate>Fri, 28 Jun 2013 09:26:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16043.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان من تجربه ی خودمو مینویسم هر کسی خواست عمل کنه ، کلا سه تا نکته وجود داره:<br />
<br />
۱- تو دور اول هرگز نه خلاصه برداری کنید و نه نکته برداری (حتی یک کلمه) علت :<br />
<br />
* الف : اینکه شما تو دور اول هیچ چی بلد نیستی و اگه بخوای نکته برداری مجبوری کل کتاب رو به عنوان نکته حساب کنی و اگه بخوای خلاصه برداری فردا که میای خلاصه رو بخونی هیچ چی ازش نمی فهمی.<br />
<br />
* ب : وقتی خلاصه می نویسی یا نکته برمیداری فکر میکنی که با نوشتن، اون مطلب رو تو ذهنت می نویسی ولی در واقع داری تو کاغذ می نویسی و هیچ فایده ای نداره ، به جای یک بار نوشتن سعی کن دو بار مطلب رو به دقت بخونی.<br />
<br />
۲- تو دور دوم هم هرگز نه خلاصه هاتونو بنویسید و نه نکته هاتونو(حتی یک کلمه) علت :<br />
<br />
*الف : نوشتن مطالب کلی ازتون وقت میگیره ، مثلا من خودم برای ریاضیات کلا ۱۰۰ صفه خلاصه و نکته و فرمول نوشته بودم . حالا حساب کنید نوشتن ۱۰۰ صفحه متن (فقط نوشتن) چقدر از آدم وقت میگیره چه برسه به اینکه بخوای اون مطلب رو از یه جا بخونی و انتخاب هم کنی...<br />
<br />
*ب : وقتی یه آدمی اومده های لایتر (highlighter) یا به قولی ماژیک فسفری رو اختراع کرده دیگه چه نیازی به نوشتن مطالب تکراریه؟ (خب های لایتش کن) بابا الان Adobe Reader هم های لایتر داره ، به شخصه همه ی درس ها حتی ریاضیات رو اگه میخواستم یه قسمت رو که مهمه رو مشخص کنم به جای نوشتن اونو های لایت میکردم. اینطوری هم سرعت میره بالا و هم فوکوس روی مطلب بیشتر میشه.<br />
<br />
۳- در موارد زیر میتونید خلاصه برداری و نکته برداری کنید:<br />
<br />
*الف : لغت های زبان که باید بیش از حد تکرار بشن و مرور اونها توسط کتاب امکان پذیر نیست ، اگه کتاب زبانتون جیبی هست نیازی به اینگونه نوشتن ها هم نیست . من کل لغات ۵۰۴ رو تو مسیر رفت برگشت به کتابخونه خوندم ۱۰ دقیقه صبح موقع رفتن ۱۰ دقیقه هم شب موقع برگشتن. کتابم هم جیبی بود.<br />
<br />
*ب : در مواردی که خیلی رفت و آمد میکنید، مسافرت میرید، سرکار میرید .در اینجور مواقع میتونید یه تعداد نکته و خلاصه با خودتون حمل کنید تا بتونید از همه ی وقتتون به صورت مفید استفاده کنید. ولی جایی که کتاب کنارتون هست نیازی به خلاصه نیست ، کتاب رو باز کنید و جایی که های لایت شده رو بخونید ، مثالی که های لایت شده رو حل کنید و اگه نفهمیدید مطالب قبلش رو نگاه کنید.<br />
<br />
*ج : در مواقع که فرمول هایی رو نمیتونید حفظ کنید مثل فرمول های آمار یا فرمول های آنالیز . اینها رو هم میتونید تو کاغذ بنویسید و هر دو سه ساعت مرورشون کنید که تا آخر شب میره تو ذهنتون. در اینجور مواقع کتاب خوندن اذیتتون میکنه .<br />
<br />
بنده خودم خیلی نکته و خلاصه مینوشتم البته اون اوایل ولی وقتی دیدم حتی یک بار هم این خلاصه ها و نکته ها رو نمیخونم گفتم چه نیازی به نوشتنشون هست . واقعا وقتمو با نوشتن برخی از چیزها تلف کردم در صورتی که از اون وقت برای بهتر فهمیدن مطالب میتونستم استفاده کنم . خلاصه هر کی خواست از تجربه استفاده کنه و هر کی هم مخالف بود استفاده نکته ، اجباری در کار نیست. استفاده از های لایتر هم فراموش نشه الان فکر کنم ۱۵۰۰ تومنه دو تا بگیرید میشه سه تومن که برای کل کنکور کافیه. در ضمن از این مطلب اینطور برداشت نشه که من مخالف خلاصه و نکته هستم ،من مخالف نوشتنش هستم وگرنه بدون خلاصه و نکته موفقیت اگه غیر ممکن نباشه خیلی دشواره... یاعلی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان من تجربه ی خودمو مینویسم هر کسی خواست عمل کنه ، کلا سه تا نکته وجود داره:<br />
<br />
۱- تو دور اول هرگز نه خلاصه برداری کنید و نه نکته برداری (حتی یک کلمه) علت :<br />
<br />
* الف : اینکه شما تو دور اول هیچ چی بلد نیستی و اگه بخوای نکته برداری مجبوری کل کتاب رو به عنوان نکته حساب کنی و اگه بخوای خلاصه برداری فردا که میای خلاصه رو بخونی هیچ چی ازش نمی فهمی.<br />
<br />
* ب : وقتی خلاصه می نویسی یا نکته برمیداری فکر میکنی که با نوشتن، اون مطلب رو تو ذهنت می نویسی ولی در واقع داری تو کاغذ می نویسی و هیچ فایده ای نداره ، به جای یک بار نوشتن سعی کن دو بار مطلب رو به دقت بخونی.<br />
<br />
۲- تو دور دوم هم هرگز نه خلاصه هاتونو بنویسید و نه نکته هاتونو(حتی یک کلمه) علت :<br />
<br />
*الف : نوشتن مطالب کلی ازتون وقت میگیره ، مثلا من خودم برای ریاضیات کلا ۱۰۰ صفه خلاصه و نکته و فرمول نوشته بودم . حالا حساب کنید نوشتن ۱۰۰ صفحه متن (فقط نوشتن) چقدر از آدم وقت میگیره چه برسه به اینکه بخوای اون مطلب رو از یه جا بخونی و انتخاب هم کنی...<br />
<br />
*ب : وقتی یه آدمی اومده های لایتر (highlighter) یا به قولی ماژیک فسفری رو اختراع کرده دیگه چه نیازی به نوشتن مطالب تکراریه؟ (خب های لایتش کن) بابا الان Adobe Reader هم های لایتر داره ، به شخصه همه ی درس ها حتی ریاضیات رو اگه میخواستم یه قسمت رو که مهمه رو مشخص کنم به جای نوشتن اونو های لایت میکردم. اینطوری هم سرعت میره بالا و هم فوکوس روی مطلب بیشتر میشه.<br />
<br />
۳- در موارد زیر میتونید خلاصه برداری و نکته برداری کنید:<br />
<br />
*الف : لغت های زبان که باید بیش از حد تکرار بشن و مرور اونها توسط کتاب امکان پذیر نیست ، اگه کتاب زبانتون جیبی هست نیازی به اینگونه نوشتن ها هم نیست . من کل لغات ۵۰۴ رو تو مسیر رفت برگشت به کتابخونه خوندم ۱۰ دقیقه صبح موقع رفتن ۱۰ دقیقه هم شب موقع برگشتن. کتابم هم جیبی بود.<br />
<br />
*ب : در مواردی که خیلی رفت و آمد میکنید، مسافرت میرید، سرکار میرید .در اینجور مواقع میتونید یه تعداد نکته و خلاصه با خودتون حمل کنید تا بتونید از همه ی وقتتون به صورت مفید استفاده کنید. ولی جایی که کتاب کنارتون هست نیازی به خلاصه نیست ، کتاب رو باز کنید و جایی که های لایت شده رو بخونید ، مثالی که های لایت شده رو حل کنید و اگه نفهمیدید مطالب قبلش رو نگاه کنید.<br />
<br />
*ج : در مواقع که فرمول هایی رو نمیتونید حفظ کنید مثل فرمول های آمار یا فرمول های آنالیز . اینها رو هم میتونید تو کاغذ بنویسید و هر دو سه ساعت مرورشون کنید که تا آخر شب میره تو ذهنتون. در اینجور مواقع کتاب خوندن اذیتتون میکنه .<br />
<br />
بنده خودم خیلی نکته و خلاصه مینوشتم البته اون اوایل ولی وقتی دیدم حتی یک بار هم این خلاصه ها و نکته ها رو نمیخونم گفتم چه نیازی به نوشتنشون هست . واقعا وقتمو با نوشتن برخی از چیزها تلف کردم در صورتی که از اون وقت برای بهتر فهمیدن مطالب میتونستم استفاده کنم . خلاصه هر کی خواست از تجربه استفاده کنه و هر کی هم مخالف بود استفاده نکته ، اجباری در کار نیست. استفاده از های لایتر هم فراموش نشه الان فکر کنم ۱۵۰۰ تومنه دو تا بگیرید میشه سه تومن که برای کل کنکور کافیه. در ضمن از این مطلب اینطور برداشت نشه که من مخالف خلاصه و نکته هستم ،من مخالف نوشتنش هستم وگرنه بدون خلاصه و نکته موفقیت اگه غیر ممکن نباشه خیلی دشواره... یاعلی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مهارت های مطالعه( تکنیک های حافظه خلاق، نقشه ذهن، تند خوانی)]]></title>
			<link>/forum/thread-15859.html</link>
			<pubDate>Mon, 17 Jun 2013 12:41:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15859.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه شروع کنیم؟!]]></title>
			<link>/forum/thread-15549.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 May 2013 14:01:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15549.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
سلام خدمت تو که میخونی<br />
شاید واسه خیلی ها سوال باشه که چطوری شروع کنم!شایدم واسه همه است.<br />
اولین موضوع منابع ارشد،اینکه قراره چه کتابی بخونی و چه کتابی رو نخونی.بهترین چیز واسه بدست آوردن منابع گرفتن یه اشتراک یا در برخی دروس یه اجتماع از منابعی هست که دوستان سال قبل نوشتن.<br />
برای منابع :سوال شماره۱۵ در  <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>به عنوان به روز ترین مطلب.یا کمی قدیمی تر میتونید از <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>هم استفاده کنید.<br />
بعد از مشخص کردن منابع  و تهیه منابع . با خیال راحت باید یه برنامه ریزی کلی برای درس خوندن داشته باشید.هرکسی میتونه برنامه ریزی خاص خودشو داشته باشه.تفاوتی که وجود داره و برنامه ریزی هر فرد رو خاص  میکنه اینه که اولا" سطح داوطلبان یکسان نیست.عملا خیلی ها توی بعضی از درس ها پایه ی درسی ضعیفی دارن.نیاز دارن که روی اون درس ها تمرکز بیشتری داشته باشن و اون درس هارو با حوصله ی بیشتری یاد بگیرن.و .. من برای شروع برای اینکه دیدتون باز شه راجب برنامه ی کلی :سوال ۲۰ مصاحبه هارو بخونید.<br />
من شخصا از این مصاحبه استفاده کردم.مال سال ۹۱ هستش لینکش اینه <br />
<span style="color: #32CD32;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
امثال این جور روش ها و حرفای مفید تو بقیه مصاحبه ها هست.من خیلی از مصاحبه های مفید رو save کرده بودم.وگاها توی طول دوره درس خوندن یه نگاهی بهشون مینداختم.<br />
چیزی که برنامه ی کلی تونو میسازه،هدفیه که دارید.شاید از نظر خیلی ها خنده دار باشه ولی من اگه رتبه ام ۸۷ هم بود بازم انتخاب اولم شیراز بود.به دلایل  شخصی.!هدف من مشخص بود.اینک هدف مشخص باشه درسته که باعث استرس میشه تا حدودی ولی دیگ میدونی در چه حد باید بخونی.میدونی که باید چقدر تلاش کنی.<br />
به نظرم برای اونایی که  از الان یعنی خرداد ماه یا تیرماه یا هر روزی قبل از ۴-۵ماه اخر بخوان شروع کنن،باید درسای ضعیف رو مشخص کنن.مثلا بگن من توی درس معماری،ریاضی مهندسی و آمار پایه ی درسی ضعیفی دارم و اکثر مطالب ارشد رو هم نمی دونم چی هس.به نظرم اینا باید یه کتاب خوب (پیشنهاد کلی من توی درسایی که ضعیف هستید کتابای مرجع و حل تشریحی سوالاشه).چون من دلیل این ضعف رو خوب نخوندن درس توی دوران کارشناسی میدونم.مرجع یا کتابی که انتخاب میشه لااقل باید ۲ دور خونده بشه که بتونه وارد مرحله ی تست و درس بشه).<br />
یعنی بعد از خوندن مرجع ،یه تسلط نسبی به دست میاد،من با توجه به تغییر اساسی که کنکور ۹۲ به کنکور ۹۱ داشت ،خوندن مرجع رو واسه بقیه درسا هم توصیه میکنم.درسته که کنکور۹۳ یه چیز غیرقابل  پیش بینی دیگه است ولی برداشت من از کنکور ۹۲ این بود که دانشجویانی که پایه درسی خوبی داشتند.توی دانشگاههای خوب با اساتید خوب درس خوندن. ویا در طول دوران تحصیل دروس رو یاد گرفتن توی کنکور امسال موفق تر از اونایی بودن که خیلی زیاد برای کنکور خونده بودن ولی پایه ی درسی نسبتا ضعیفی داشتند.<br />
<br />
خودتون رو توی دوهفته اول درس خوندن با هیچکس مقایسه نکنید.ممکنه شما تو دوهفته اول میانگین روزی ۳ ساعت هم نرسید.جوری هم نباید به خودتون فشار بیارید که از درس خوندن زده بشید.اگه میانگین ساعت درس خوندن بچه های موفق اینجارو ببینید بیشتر از روزی ۶-۷ ساعت نیست.و واقعا ۴ ماه هم میتونه کافی باشه.این ۴ماه باید واسه کتاب های درس و تست باشه و قبل از اون یعنی توی تابستون باید روی درس های ضعیف کار بشه.<br />
بعد از دوهفته میتونید به مرور زمان درس خوندن تون رو افزایش بدید و به یه حد مطلوب برسونید.<br />
برای کنکور ازمایشی هم میتونید از نفرات برتر سوال بپرسید،اگر کسی هم باشه که از لحاظ رفت و امد کنکور های ازمایشی مشکل داشته باشه میتونه از کنکور های اینترنتی استفاده کنه.<br />
من خودم امسال از کنکور اینترنتی استفاده کردم.چون ۸ تا ازمون قراره بدیم و واسه من ۲۴ روز هدر میرفت به دلیل شرایط خاص اگ قرار بود ازمون حضوری بدم.<br />
نکته اخر:توصیه میکنم مصاحبه هارو بخونید ،خودکار و کاغذ رو  بردارید نکات مهم همه شو خلاصه برداری کنید و با انرژی شروع کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
سلام خدمت تو که میخونی<br />
شاید واسه خیلی ها سوال باشه که چطوری شروع کنم!شایدم واسه همه است.<br />
اولین موضوع منابع ارشد،اینکه قراره چه کتابی بخونی و چه کتابی رو نخونی.بهترین چیز واسه بدست آوردن منابع گرفتن یه اشتراک یا در برخی دروس یه اجتماع از منابعی هست که دوستان سال قبل نوشتن.<br />
برای منابع :سوال شماره۱۵ در  <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>به عنوان به روز ترین مطلب.یا کمی قدیمی تر میتونید از <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>هم استفاده کنید.<br />
بعد از مشخص کردن منابع  و تهیه منابع . با خیال راحت باید یه برنامه ریزی کلی برای درس خوندن داشته باشید.هرکسی میتونه برنامه ریزی خاص خودشو داشته باشه.تفاوتی که وجود داره و برنامه ریزی هر فرد رو خاص  میکنه اینه که اولا" سطح داوطلبان یکسان نیست.عملا خیلی ها توی بعضی از درس ها پایه ی درسی ضعیفی دارن.نیاز دارن که روی اون درس ها تمرکز بیشتری داشته باشن و اون درس هارو با حوصله ی بیشتری یاد بگیرن.و .. من برای شروع برای اینکه دیدتون باز شه راجب برنامه ی کلی :سوال ۲۰ مصاحبه هارو بخونید.<br />
من شخصا از این مصاحبه استفاده کردم.مال سال ۹۱ هستش لینکش اینه <br />
<span style="color: #32CD32;"><font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font></span><br />
<br />
امثال این جور روش ها و حرفای مفید تو بقیه مصاحبه ها هست.من خیلی از مصاحبه های مفید رو save کرده بودم.وگاها توی طول دوره درس خوندن یه نگاهی بهشون مینداختم.<br />
چیزی که برنامه ی کلی تونو میسازه،هدفیه که دارید.شاید از نظر خیلی ها خنده دار باشه ولی من اگه رتبه ام ۸۷ هم بود بازم انتخاب اولم شیراز بود.به دلایل  شخصی.!هدف من مشخص بود.اینک هدف مشخص باشه درسته که باعث استرس میشه تا حدودی ولی دیگ میدونی در چه حد باید بخونی.میدونی که باید چقدر تلاش کنی.<br />
به نظرم برای اونایی که  از الان یعنی خرداد ماه یا تیرماه یا هر روزی قبل از ۴-۵ماه اخر بخوان شروع کنن،باید درسای ضعیف رو مشخص کنن.مثلا بگن من توی درس معماری،ریاضی مهندسی و آمار پایه ی درسی ضعیفی دارم و اکثر مطالب ارشد رو هم نمی دونم چی هس.به نظرم اینا باید یه کتاب خوب (پیشنهاد کلی من توی درسایی که ضعیف هستید کتابای مرجع و حل تشریحی سوالاشه).چون من دلیل این ضعف رو خوب نخوندن درس توی دوران کارشناسی میدونم.مرجع یا کتابی که انتخاب میشه لااقل باید ۲ دور خونده بشه که بتونه وارد مرحله ی تست و درس بشه).<br />
یعنی بعد از خوندن مرجع ،یه تسلط نسبی به دست میاد،من با توجه به تغییر اساسی که کنکور ۹۲ به کنکور ۹۱ داشت ،خوندن مرجع رو واسه بقیه درسا هم توصیه میکنم.درسته که کنکور۹۳ یه چیز غیرقابل  پیش بینی دیگه است ولی برداشت من از کنکور ۹۲ این بود که دانشجویانی که پایه درسی خوبی داشتند.توی دانشگاههای خوب با اساتید خوب درس خوندن. ویا در طول دوران تحصیل دروس رو یاد گرفتن توی کنکور امسال موفق تر از اونایی بودن که خیلی زیاد برای کنکور خونده بودن ولی پایه ی درسی نسبتا ضعیفی داشتند.<br />
<br />
خودتون رو توی دوهفته اول درس خوندن با هیچکس مقایسه نکنید.ممکنه شما تو دوهفته اول میانگین روزی ۳ ساعت هم نرسید.جوری هم نباید به خودتون فشار بیارید که از درس خوندن زده بشید.اگه میانگین ساعت درس خوندن بچه های موفق اینجارو ببینید بیشتر از روزی ۶-۷ ساعت نیست.و واقعا ۴ ماه هم میتونه کافی باشه.این ۴ماه باید واسه کتاب های درس و تست باشه و قبل از اون یعنی توی تابستون باید روی درس های ضعیف کار بشه.<br />
بعد از دوهفته میتونید به مرور زمان درس خوندن تون رو افزایش بدید و به یه حد مطلوب برسونید.<br />
برای کنکور ازمایشی هم میتونید از نفرات برتر سوال بپرسید،اگر کسی هم باشه که از لحاظ رفت و امد کنکور های ازمایشی مشکل داشته باشه میتونه از کنکور های اینترنتی استفاده کنه.<br />
من خودم امسال از کنکور اینترنتی استفاده کردم.چون ۸ تا ازمون قراره بدیم و واسه من ۲۴ روز هدر میرفت به دلیل شرایط خاص اگ قرار بود ازمون حضوری بدم.<br />
نکته اخر:توصیه میکنم مصاحبه هارو بخونید ،خودکار و کاغذ رو  بردارید نکات مهم همه شو خلاصه برداری کنید و با انرژی شروع کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تا سنجش هست ؛؛  عدالت نیست... ( ویژه ی دوستان آی تی)]]></title>
			<link>/forum/thread-15490.html</link>
			<pubDate>Sat, 25 May 2013 14:29:59 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15490.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان<br />
من رتبم دورقمی شد(89)<br />
ولی امید تک رقمی بودم<br />
امتحانات پارسه اکثرا تک رقمی بودم<br />
دو بار 2 شدم<br />
یه بار 4<br />
یه بار 7<br />
و باقیش هم تقریبا زیر 30<br />
واقعا پارسه مزخرف بود<br />
حیف ِ پول<br />
هیچ کدومشون به درد نمیخورن<br />
نه پارسه نه ماهان نه سنجش نه مدرسان.<br />
<br />
میدونم که این مطالب رو باید توی قسمت مربوط به مصاحبه ها میذاشتم ولی از اونجایی که دیدم خیلی بهتر از من هستن و مصاحبه کردن به خودم اجازه ندادم اونجا نظری بدم<br />
به همین دلیل میخوام اینجا هر چی که از این کنکور ِ نابرابر و نامساوی یاد گرفتم در اختیار کسانی که قراره سال 93 و بعد کنکور بدن بذارم.<br />
 <br />
* کنکور به هیچ عنوان سخت نیست. کنکور فقط و فقط غافل گیریه<br />
یعنی شما کلی واسه 6 تا سوال معماری برنامه ریزی میکنین(مثلا میگین از این دو تا فصل دو تا سوال میاد اگه بزنیم میشه 33 و کافیه) بعد میرین سر جلسه میبینید واااای شده 12 تا و زمان اضافی هم لحاظ نشده.تازه از اون دو فصل مهم که وقتی 6 تا سوال بود 2 تا میومد حالا که شده 12 حتی یه دونه هم نیومده و معماری میشه 0.0<br />
به خودت میگی مگه میشه؟؟؟؟؟نه نمیشه . بت حق میدم . با منطق هیچ انسانی سازگار نیست ولی متاسفانه با منطق ِ آقای سنجش سازگاره<br />
پس خواهش میکنم اصلا کار به تعداد سوالات نداشته باشید <br />
مطمئنم سال 93 دوباره تعداد سوالات تغییر میکنه . پس نگید کسی نگفت <br />
این خط ----- <br />
این نشون &amp;<br />
مثلا مشترک میشه 25 تا سوال <br />
تخصصی میشه 15 تا<br />
مدیریت میشه 25 تا<br />
معماری میشه 15<br />
شک نکنیییییییییییییییییییییید<br />
<br />
** اول یه توضیح کلی در مورد نحوه ی خوندن:<br />
این که شما بخواید واسه هر درس چندتا کتاب رو کامل بخونید نه تنها کار خوبی نیست بلکه نتیجه منفی میده.<br />
بعضی از دروس مثل نرم افزار لازمه ولی نه واسه هر درسی.<br />
البته نه اینکه واسه باقی دروس فقط یه کتاب بخونید . نه<br />
منظورم اینه که واسه باقی دروس یه کتاب رو به عنوان منبع اصلیتون انتخاب کنید و هر فصلی که از این کتاب متوجه نشدید یا اون فصل خیلی مهمه از روی یه کتاب دیگه هم بخونید.<br />
مثلا واسه شبکه فصل TCP/IP رو هم از پارسه بخونید هم گارسیا هم کتاب فراز تا فرود حاج رسولیها(سال 91 و 92 گویا از این کتاب سوال طرح شده).<br />
امسال که بی شک منبع همین بود<br />
یا مثلا واسه لایه شبکه هم پارسه رو بخونید هم تتن بام.<br />
در کل یه کتاب رو درست حسابی و مو بو مو و نکته به نکته بخونید و بفهمید بهتره تا چند تا کتاب رو سرعتی و کلی بخونید.<br />
چون هر کتابی به یه زبونی گفته و وقتی چندتا کتاب میخونید دچار سردرگمی میشید.<br />
<br />
*** من از مرداد شروع کردم<br />
خیلی دیر بود<br />
 اگه میخواید رتبه عالی بیارید حتما از دهه ی اولِ تیر ماه شروع کنید<br />
من تابستون روزی 4 ساعت میخوندم(شما بیش از 5 ساعت بخونید)<br />
از مهر تا آذر روزی 7 ساعت(شما روزی حداقل 8 ساعت بخونید)<br />
از دی تا کنکور هم روزی 10 ساعت (شما روزی حداقل 12 ساعت بخونید)<br />
وقت کم نیاوردم ولی الان پشیمونم چرا کم خوندم<br />
<br />
**** واسه خودن ِ کتابا به محض اینکه یه فصل از یه درس رو خوندید حتما همون موقع(درست همون موقع نه 24 ساعت یا 48 ساعت بعدش ) تستاش رو بزنید.<br />
توی دور اول تستایی که بلد نبودید رو با یه نقطه ی مشکی کنارش علامت بزنید و 24 ساعت بعدش دوباره حلش کنید.اگه بازم بلد نبودید این تست رو با رنگ قرمز کنارش علامت بذارید .<br />
توی دور دوم(مثلا یه ماه بعد) هم دوباره همه ی تستا رو بزنید.از مشکی ها اونایی که تو این مرحله بلد بودید، علامت مشکیش رو پاک کنید .<br />
توی دور سوم فقط تستای مشکی و قرمز رو بزنید.<br />
توی دور نهایی تستای رنگ قرمز رو فقط بزنید(چون اصلا وقت نمیشه همه ی تستا رو بزنی و نیازی هم نیست دیگه)<br />
از همه ی درسا توی تابستون خلاصه برداری کنید . یه کم سخت و اعصاب خوردیه ولی توی ماه آخر به شدت به کمکتون میاد.مخصوصا دروسی مثل نرم و مدیریت و هوش و پایگاه.<br />
توی دور اول و دوم کامل کتابو بخونید.<br />
توی دور سوم و نهایی فقط خلاصه هاتون رو بخونید.<br />
<br />
**** و اما در پایان باید بگم کنکور امسال بی حساب و کتاب و افتضاح بود<br />
ولی هیچ دلیلی نداره سال دیگه هم همین طور باشه وامیدوارم خوب بشه که فکر میکنم بهتر بشه<br />
پس بدون استرس از هر موقع که شد شروع کنید و ایشالا شما سال دیگه جز 100 نفر برتر ارشد آی تی باشید<br />
در ضمن لیست کتابایی که خوندم و توی این چند وقت فهمیدم منابع ِ امسال بودن و خوندشون ضروریه هم میذارم<br />
امیدورام به دردتون بخوره<br />
از مدیریت مانشت هم تشکر میکنم<br />
توی این یک سالی که عضو بودم خیلی چیزا یاد گرفتم<br />
و توی بهبود عملکردم نقش اساسی داشتن<br />
اینم لیست کتابام :<br />
@ گسسته :<br />
من گسسته کتاب مقسمی رو خوندم و خیلی راضی بودم<br />
واسه بعضی از فصل ها مثل درخت و گراف و تابع مولد حتما کتاب مرجع(گریمالدی) رو بخونید.<br />
@ نرم افزار :<br />
کتاب مرجع ( پرسمن ورژن اخر) + کتاب پارسه + ارشد سپاهان + پوران(حتما حتما پوران رو بخونید)<br />
@ طراحی :<br />
منبع اصلیت ارشد سپاهان باشه.واقعا عالیه.مخصوصا فصل گراف (توی هیچ کتابی به اندازه این کتاب خوب گفته نشده)، +مقسمی(واسه تست) +  کتاب دکتر قدسی(چون دکتر قدسی چندین ساله طراح سوالن این کتاب رو حتما بخونید)<br />
@ ساختمان داده:<br />
فقط و فقط کتاب پارسه(بهترین منبع موجود همین کتابه)<br />
واسه تست هم کتاب مقسمی<br />
@ شبکه :<br />
منبع اصلیت پارسه باشه<br />
ولی واسه tcp/ip حتما کتاب گارسیا و کتاب حاج رسولی ها(فراز تا فرود) رو بخونید<br />
واسه لایه شبکه هم کتاب تنن بام<br />
اگه وقت کردی کتاب فراز تا فرود ِ حاج رسولی ها رو کامل بخون.خیلی عالیه( امسال که یقینا منبع بود . 90 و 91 هم جز منابع بود)<br />
@ پایگاه :<br />
مقسمی + ارشد سپاهان(فصل آموزش sql رو حتما از این کتاب بخونید)<br />
@ هوش :<br />
منبع اصلیت راهیان ارشد(بهترین و کاملترین منبعه). راسل هم اگه وقت کردید بخونید<br />
@ سیستم:<br />
فقط و فقط کتاب پارسه<br />
اگه خیلی مشکل داشتید استالینگز یا سیلبر شاتس(سیلبر در اولویته)رو هم بخونید<br />
@ زبان :<br />
504 + GRE<br />
@ مدیریت :<br />
کتاب تئوری مدیریت ترجمه ی "اعرابی" و دو نفر دیگه( :دی اسماشون یادم نیست) . عالیه(حتما ازش خلاصه برداری کنید)<br />
پارسه رو هم برخی از فصلای مهم( مثل رهبری - سازماندهی - مدیریت منابع انسانی و ..) رو حتما بخونید. (حتما ازش خلاصه برداری کنید)<br />
@ معماری :<br />
 پارسه (کتاب جدیدش) + پوران<br />
------------------------------------------------------------------<br />
ویرایش :<br />
از بحث در مورد درس نرم افزار با دوستان این نتیجه رو میگیرم که بنده در مورد این درس اشتباه کردم( واقعا از همگی معذرت خواهی میکنم)<br />
انگار همون کتاب پارسه "یا" پرسمن کافیه و من امسال بیهوده ۴ تا کتاب خوندم<br />
امیدوارم دوستانی که سال بعد کنکور دارن با خوندن یکی از این دو کتاب نتیجه ی دلخواه رو بگیرن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان<br />
من رتبم دورقمی شد(89)<br />
ولی امید تک رقمی بودم<br />
امتحانات پارسه اکثرا تک رقمی بودم<br />
دو بار 2 شدم<br />
یه بار 4<br />
یه بار 7<br />
و باقیش هم تقریبا زیر 30<br />
واقعا پارسه مزخرف بود<br />
حیف ِ پول<br />
هیچ کدومشون به درد نمیخورن<br />
نه پارسه نه ماهان نه سنجش نه مدرسان.<br />
<br />
میدونم که این مطالب رو باید توی قسمت مربوط به مصاحبه ها میذاشتم ولی از اونجایی که دیدم خیلی بهتر از من هستن و مصاحبه کردن به خودم اجازه ندادم اونجا نظری بدم<br />
به همین دلیل میخوام اینجا هر چی که از این کنکور ِ نابرابر و نامساوی یاد گرفتم در اختیار کسانی که قراره سال 93 و بعد کنکور بدن بذارم.<br />
 <br />
* کنکور به هیچ عنوان سخت نیست. کنکور فقط و فقط غافل گیریه<br />
یعنی شما کلی واسه 6 تا سوال معماری برنامه ریزی میکنین(مثلا میگین از این دو تا فصل دو تا سوال میاد اگه بزنیم میشه 33 و کافیه) بعد میرین سر جلسه میبینید واااای شده 12 تا و زمان اضافی هم لحاظ نشده.تازه از اون دو فصل مهم که وقتی 6 تا سوال بود 2 تا میومد حالا که شده 12 حتی یه دونه هم نیومده و معماری میشه 0.0<br />
به خودت میگی مگه میشه؟؟؟؟؟نه نمیشه . بت حق میدم . با منطق هیچ انسانی سازگار نیست ولی متاسفانه با منطق ِ آقای سنجش سازگاره<br />
پس خواهش میکنم اصلا کار به تعداد سوالات نداشته باشید <br />
مطمئنم سال 93 دوباره تعداد سوالات تغییر میکنه . پس نگید کسی نگفت <br />
این خط ----- <br />
این نشون &amp;<br />
مثلا مشترک میشه 25 تا سوال <br />
تخصصی میشه 15 تا<br />
مدیریت میشه 25 تا<br />
معماری میشه 15<br />
شک نکنیییییییییییییییییییییید<br />
<br />
** اول یه توضیح کلی در مورد نحوه ی خوندن:<br />
این که شما بخواید واسه هر درس چندتا کتاب رو کامل بخونید نه تنها کار خوبی نیست بلکه نتیجه منفی میده.<br />
بعضی از دروس مثل نرم افزار لازمه ولی نه واسه هر درسی.<br />
البته نه اینکه واسه باقی دروس فقط یه کتاب بخونید . نه<br />
منظورم اینه که واسه باقی دروس یه کتاب رو به عنوان منبع اصلیتون انتخاب کنید و هر فصلی که از این کتاب متوجه نشدید یا اون فصل خیلی مهمه از روی یه کتاب دیگه هم بخونید.<br />
مثلا واسه شبکه فصل TCP/IP رو هم از پارسه بخونید هم گارسیا هم کتاب فراز تا فرود حاج رسولیها(سال 91 و 92 گویا از این کتاب سوال طرح شده).<br />
امسال که بی شک منبع همین بود<br />
یا مثلا واسه لایه شبکه هم پارسه رو بخونید هم تتن بام.<br />
در کل یه کتاب رو درست حسابی و مو بو مو و نکته به نکته بخونید و بفهمید بهتره تا چند تا کتاب رو سرعتی و کلی بخونید.<br />
چون هر کتابی به یه زبونی گفته و وقتی چندتا کتاب میخونید دچار سردرگمی میشید.<br />
<br />
*** من از مرداد شروع کردم<br />
خیلی دیر بود<br />
 اگه میخواید رتبه عالی بیارید حتما از دهه ی اولِ تیر ماه شروع کنید<br />
من تابستون روزی 4 ساعت میخوندم(شما بیش از 5 ساعت بخونید)<br />
از مهر تا آذر روزی 7 ساعت(شما روزی حداقل 8 ساعت بخونید)<br />
از دی تا کنکور هم روزی 10 ساعت (شما روزی حداقل 12 ساعت بخونید)<br />
وقت کم نیاوردم ولی الان پشیمونم چرا کم خوندم<br />
<br />
**** واسه خودن ِ کتابا به محض اینکه یه فصل از یه درس رو خوندید حتما همون موقع(درست همون موقع نه 24 ساعت یا 48 ساعت بعدش ) تستاش رو بزنید.<br />
توی دور اول تستایی که بلد نبودید رو با یه نقطه ی مشکی کنارش علامت بزنید و 24 ساعت بعدش دوباره حلش کنید.اگه بازم بلد نبودید این تست رو با رنگ قرمز کنارش علامت بذارید .<br />
توی دور دوم(مثلا یه ماه بعد) هم دوباره همه ی تستا رو بزنید.از مشکی ها اونایی که تو این مرحله بلد بودید، علامت مشکیش رو پاک کنید .<br />
توی دور سوم فقط تستای مشکی و قرمز رو بزنید.<br />
توی دور نهایی تستای رنگ قرمز رو فقط بزنید(چون اصلا وقت نمیشه همه ی تستا رو بزنی و نیازی هم نیست دیگه)<br />
از همه ی درسا توی تابستون خلاصه برداری کنید . یه کم سخت و اعصاب خوردیه ولی توی ماه آخر به شدت به کمکتون میاد.مخصوصا دروسی مثل نرم و مدیریت و هوش و پایگاه.<br />
توی دور اول و دوم کامل کتابو بخونید.<br />
توی دور سوم و نهایی فقط خلاصه هاتون رو بخونید.<br />
<br />
**** و اما در پایان باید بگم کنکور امسال بی حساب و کتاب و افتضاح بود<br />
ولی هیچ دلیلی نداره سال دیگه هم همین طور باشه وامیدوارم خوب بشه که فکر میکنم بهتر بشه<br />
پس بدون استرس از هر موقع که شد شروع کنید و ایشالا شما سال دیگه جز 100 نفر برتر ارشد آی تی باشید<br />
در ضمن لیست کتابایی که خوندم و توی این چند وقت فهمیدم منابع ِ امسال بودن و خوندشون ضروریه هم میذارم<br />
امیدورام به دردتون بخوره<br />
از مدیریت مانشت هم تشکر میکنم<br />
توی این یک سالی که عضو بودم خیلی چیزا یاد گرفتم<br />
و توی بهبود عملکردم نقش اساسی داشتن<br />
اینم لیست کتابام :<br />
@ گسسته :<br />
من گسسته کتاب مقسمی رو خوندم و خیلی راضی بودم<br />
واسه بعضی از فصل ها مثل درخت و گراف و تابع مولد حتما کتاب مرجع(گریمالدی) رو بخونید.<br />
@ نرم افزار :<br />
کتاب مرجع ( پرسمن ورژن اخر) + کتاب پارسه + ارشد سپاهان + پوران(حتما حتما پوران رو بخونید)<br />
@ طراحی :<br />
منبع اصلیت ارشد سپاهان باشه.واقعا عالیه.مخصوصا فصل گراف (توی هیچ کتابی به اندازه این کتاب خوب گفته نشده)، +مقسمی(واسه تست) +  کتاب دکتر قدسی(چون دکتر قدسی چندین ساله طراح سوالن این کتاب رو حتما بخونید)<br />
@ ساختمان داده:<br />
فقط و فقط کتاب پارسه(بهترین منبع موجود همین کتابه)<br />
واسه تست هم کتاب مقسمی<br />
@ شبکه :<br />
منبع اصلیت پارسه باشه<br />
ولی واسه tcp/ip حتما کتاب گارسیا و کتاب حاج رسولی ها(فراز تا فرود) رو بخونید<br />
واسه لایه شبکه هم کتاب تنن بام<br />
اگه وقت کردی کتاب فراز تا فرود ِ حاج رسولی ها رو کامل بخون.خیلی عالیه( امسال که یقینا منبع بود . 90 و 91 هم جز منابع بود)<br />
@ پایگاه :<br />
مقسمی + ارشد سپاهان(فصل آموزش sql رو حتما از این کتاب بخونید)<br />
@ هوش :<br />
منبع اصلیت راهیان ارشد(بهترین و کاملترین منبعه). راسل هم اگه وقت کردید بخونید<br />
@ سیستم:<br />
فقط و فقط کتاب پارسه<br />
اگه خیلی مشکل داشتید استالینگز یا سیلبر شاتس(سیلبر در اولویته)رو هم بخونید<br />
@ زبان :<br />
504 + GRE<br />
@ مدیریت :<br />
کتاب تئوری مدیریت ترجمه ی "اعرابی" و دو نفر دیگه( :دی اسماشون یادم نیست) . عالیه(حتما ازش خلاصه برداری کنید)<br />
پارسه رو هم برخی از فصلای مهم( مثل رهبری - سازماندهی - مدیریت منابع انسانی و ..) رو حتما بخونید. (حتما ازش خلاصه برداری کنید)<br />
@ معماری :<br />
 پارسه (کتاب جدیدش) + پوران<br />
------------------------------------------------------------------<br />
ویرایش :<br />
از بحث در مورد درس نرم افزار با دوستان این نتیجه رو میگیرم که بنده در مورد این درس اشتباه کردم( واقعا از همگی معذرت خواهی میکنم)<br />
انگار همون کتاب پارسه "یا" پرسمن کافیه و من امسال بیهوده ۴ تا کتاب خوندم<br />
امیدوارم دوستانی که سال بعد کنکور دارن با خوندن یکی از این دو کتاب نتیجه ی دلخواه رو بگیرن]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آناتومی یک صعود 1000نفره]]></title>
			<link>/forum/thread-15357.html</link>
			<pubDate>Tue, 21 May 2013 05:13:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15357.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه دوستان گرامی<br />
نه تنها در جواب پست <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> این و ننوشتم،بلکه بسیار هم متاثر شدم و ته دلم واسش آرزوی خیر کردم<br />
این رو در جواب برداشت هایی که از اون پست میشد نوشتم.برداشت هایی مثل این که نکنه منم اینطوری بشم،نکنه من امسالم رتبه ام بد بشه.<br />
من پارسال رتبه ی خوبی نداشتم و رتبه ی امسالم به نسبت رتبه پارسال یه اختلاف حدود 1000 تا داره<br />
به همه دوستان که میخوان واسه سال بعد بخونن باید بگم هیچوقت استرس نداشته باشید.چیزی که شمارو از موفقیت و نتیجه دلخواهتون دور میکنه همین وسوسه های ناامید کننده است و همین استرس ها که توی طول دوران پشت کنکور نمیذاره با تمرکز درس بخونید،فشار عصبی براتون درست میکنه و شاید خیلی بدتر از اینا!<br />
توی جامعه داوطلبای کنکور همه جور اتفاقی می افته چیزی که مهمه اینه : <span style="color: #0000CD;">شما تلاشتو بکن و نتیجه رو بده دست خدا و هرچی شد راضی باش</span> داستان زندگی استیو جابز که هیچ تحصیلات دانشگاهی نداره می تونه خیلی مفید باشه.یه همچین آدم موفقی هست شاید همین دوست عزیز مون هم بتونن در آینده یه آدم موفق بشن،<span style="color: #006400;">زندگی رو نباید پیش بینی کرد زندگی رو باید زندگی کرد</span>!<br />
موفق باشید،و ناامیدی رو از افکارتون دور کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه دوستان گرامی<br />
نه تنها در جواب پست <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> این و ننوشتم،بلکه بسیار هم متاثر شدم و ته دلم واسش آرزوی خیر کردم<br />
این رو در جواب برداشت هایی که از اون پست میشد نوشتم.برداشت هایی مثل این که نکنه منم اینطوری بشم،نکنه من امسالم رتبه ام بد بشه.<br />
من پارسال رتبه ی خوبی نداشتم و رتبه ی امسالم به نسبت رتبه پارسال یه اختلاف حدود 1000 تا داره<br />
به همه دوستان که میخوان واسه سال بعد بخونن باید بگم هیچوقت استرس نداشته باشید.چیزی که شمارو از موفقیت و نتیجه دلخواهتون دور میکنه همین وسوسه های ناامید کننده است و همین استرس ها که توی طول دوران پشت کنکور نمیذاره با تمرکز درس بخونید،فشار عصبی براتون درست میکنه و شاید خیلی بدتر از اینا!<br />
توی جامعه داوطلبای کنکور همه جور اتفاقی می افته چیزی که مهمه اینه : <span style="color: #0000CD;">شما تلاشتو بکن و نتیجه رو بده دست خدا و هرچی شد راضی باش</span> داستان زندگی استیو جابز که هیچ تحصیلات دانشگاهی نداره می تونه خیلی مفید باشه.یه همچین آدم موفقی هست شاید همین دوست عزیز مون هم بتونن در آینده یه آدم موفق بشن،<span style="color: #006400;">زندگی رو نباید پیش بینی کرد زندگی رو باید زندگی کرد</span>!<br />
موفق باشید،و ناامیدی رو از افکارتون دور کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[از زبان غافل نشید!!!]]></title>
			<link>/forum/thread-15349.html</link>
			<pubDate>Mon, 20 May 2013 19:07:29 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15349.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام خدمت همه بچه های مانشتی عزیزم.<br />
<br />
راستش بحث زبان موضوعیه که شاید ذهن خیلی ها رو مشغول کرده باشه. اگرچه خیلی ها زبان رو سفید میزنن ولی واقعا زبان درسیه که شخص به صورت مستمر براش وقت بزاره خیلی راحت بتونه حداقل 40 یا 50 بزنه. البته من خودم زبان رو بالا نزدم ولی نسبت به مقداری که وقت گذاشتم واقعا راضی هستم. البته من فقط به سوالات درک مطلب و ریدینگ ها جواب دادم و تمام درصدمو از این بخش آوردم. برای درس زبان چند پیشنهاد و البته تجربه شخصی به ذهنم رسید بهتر دیدم با عزیزانی که امسال قصد دارن ارشد بخونن در میون بزارم. <br />
قبل از هر چیر باید بگم که در این که پایه زبان شخص برای درصد بالا زدن مهمه شکی نیست ولی این اصلا به این معنی نیست که افرادی که قبلا زبان کار نکردن نیم تونن زبان خوب بزنن. پس قبل از هرچیز هرگز قید این درس رو نزنید. <br />
من فکر می کنم برای خوندن زبان دو تا کار رو باید همزمان انجام داد. هم به لغات پرداخته بشه و هم به درک مطلب که هرکدم به نظرم شیوه خاصی رو طلب می کنن. اول به بحث درک مطلب اشاره می کنم.<br />
برای درک مطلب قبل از هرچیز شما باید یک سری لغات عمومی رو بدونید. برای این کار پیشنهاد من کتاب زبان عمومی پارسه هستش که شامل لغات کاربردی خیلی خوبی هست. پیشنهاد می کنم اول این کتاب رو تهیه کنید و طبق برنامه خودتون شروع کنید که خوندن لغاتش و حل تمرینات و تست های همین کتاب. شاید این مرحله 2 تا 3 ماه یا کمتر و یا حتی بیشتر طول بکشه ( بستگی به سرعت مطالعه  و پایه قبلی از زبان داره ) . طمانی که این کتاب تموم شد باید به سرغ تست های درک مطلب زبان سالهای قبل بریم. ببینید تقریبا میشه گفت که درک مطلب های سه رسته کامپیوتر و آیتی و علوم کامپیوتر تقریبا!! شبیه همه. پیشنهاد می کنم تست های زبان 10 سال اخیر این سه رشته رو تهیه کنید که مجموعا چیزی حدود 90 الی 100 درک مطلب میشه، هر رشته میانگین سه درک مطلب داره. بعد از این مرحله باید بر اساس برنامه ریزی خودتون روی ریدینگ های این رشته ها کار کنید، لغات جدید رو استخراج کنید، توی دفترچه یادداشت کنید و مرور کنید. بعد از یه مدت متوجه میشید که خیلی از لغات مشابه توی درک مطلب های متفاوت تکرار میشه. برای درک مطلب و ریدینگ و کلوز تست ها فکر می کنم همین دو مرحله کافی باشه. فقط تاکید می کنم که بعد از اتمام کتاب پارسه سراغ تست های سال قبل برید. دلیل این تاکید هم اینه که لغات توی کتاب پارسه بر اساس نوعشون دسته بندی شدن. مثلا اسامی، افعال، صفت ها و ممکنه شما به وسطهای کناب برسید ولی هنوز از صفت های چیزی نخونده باشید. <br />
<br />
اما برای کسی که میخواد 10 تا تست اول لغات تخصصی رو هم بزنه باید یه کار دیگه هم انجام بده. البته تا قبل از کنکور من از این موضوع اطلاع نداشتم و این مربوط میشه به حسرت های بعد از کنکور <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> اکثر لغات تخصصی 10 تست اول، لغاتی هستند که دو دوره GRE اومده، لغات فوق العاده تخصصی و سخت. به موازات اینکه برای درک مطلب ها می خونید کتاب لغات دوره تخصصی GRE رو هم تهیه کنید و کم کم شروع کنید به حفظ کردن لغات. البته مطالعه تست های لغات تخصصی  10 سال اخیر هم خیلی کمک می کنه مثل اونچه که در مورد درک مطلب گفتیم. شاید کتابی که برای دوره GREمعروف باشه و مفید باشه کتاب 3500 لغت انتشارات بارونز باشه. فکر می کنم با مطالعه این کتاب و تست های سالهای گذشته در آمادگی خوبی برای درصد بالا به دست بیارید. فقط به صورت مستمر و با پشتکار این روند را ادامه بدید. شاید روزی نیم ساعت وقت گذاشتن برای زبان تاثیر فوق العاده ای داشته باشه.<br />
<br />
خود من هم متاسفانه برای لغات تخصصی خیلی کار نکردم و از 10 تست اول فقط تونستم یک تست رو جواب بدم که اونم غلط بود ولی سوالات درک مطلب رو خیلی خوب زدم و همه درصدم رو از درک مطلب و ریدینگ ها کسب کردم.<br />
<br />
امیدوارم که همیشه برقرار و شاد و موفق باشید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام خدمت همه بچه های مانشتی عزیزم.<br />
<br />
راستش بحث زبان موضوعیه که شاید ذهن خیلی ها رو مشغول کرده باشه. اگرچه خیلی ها زبان رو سفید میزنن ولی واقعا زبان درسیه که شخص به صورت مستمر براش وقت بزاره خیلی راحت بتونه حداقل 40 یا 50 بزنه. البته من خودم زبان رو بالا نزدم ولی نسبت به مقداری که وقت گذاشتم واقعا راضی هستم. البته من فقط به سوالات درک مطلب و ریدینگ ها جواب دادم و تمام درصدمو از این بخش آوردم. برای درس زبان چند پیشنهاد و البته تجربه شخصی به ذهنم رسید بهتر دیدم با عزیزانی که امسال قصد دارن ارشد بخونن در میون بزارم. <br />
قبل از هر چیر باید بگم که در این که پایه زبان شخص برای درصد بالا زدن مهمه شکی نیست ولی این اصلا به این معنی نیست که افرادی که قبلا زبان کار نکردن نیم تونن زبان خوب بزنن. پس قبل از هرچیز هرگز قید این درس رو نزنید. <br />
من فکر می کنم برای خوندن زبان دو تا کار رو باید همزمان انجام داد. هم به لغات پرداخته بشه و هم به درک مطلب که هرکدم به نظرم شیوه خاصی رو طلب می کنن. اول به بحث درک مطلب اشاره می کنم.<br />
برای درک مطلب قبل از هرچیز شما باید یک سری لغات عمومی رو بدونید. برای این کار پیشنهاد من کتاب زبان عمومی پارسه هستش که شامل لغات کاربردی خیلی خوبی هست. پیشنهاد می کنم اول این کتاب رو تهیه کنید و طبق برنامه خودتون شروع کنید که خوندن لغاتش و حل تمرینات و تست های همین کتاب. شاید این مرحله 2 تا 3 ماه یا کمتر و یا حتی بیشتر طول بکشه ( بستگی به سرعت مطالعه  و پایه قبلی از زبان داره ) . طمانی که این کتاب تموم شد باید به سرغ تست های درک مطلب زبان سالهای قبل بریم. ببینید تقریبا میشه گفت که درک مطلب های سه رسته کامپیوتر و آیتی و علوم کامپیوتر تقریبا!! شبیه همه. پیشنهاد می کنم تست های زبان 10 سال اخیر این سه رشته رو تهیه کنید که مجموعا چیزی حدود 90 الی 100 درک مطلب میشه، هر رشته میانگین سه درک مطلب داره. بعد از این مرحله باید بر اساس برنامه ریزی خودتون روی ریدینگ های این رشته ها کار کنید، لغات جدید رو استخراج کنید، توی دفترچه یادداشت کنید و مرور کنید. بعد از یه مدت متوجه میشید که خیلی از لغات مشابه توی درک مطلب های متفاوت تکرار میشه. برای درک مطلب و ریدینگ و کلوز تست ها فکر می کنم همین دو مرحله کافی باشه. فقط تاکید می کنم که بعد از اتمام کتاب پارسه سراغ تست های سال قبل برید. دلیل این تاکید هم اینه که لغات توی کتاب پارسه بر اساس نوعشون دسته بندی شدن. مثلا اسامی، افعال، صفت ها و ممکنه شما به وسطهای کناب برسید ولی هنوز از صفت های چیزی نخونده باشید. <br />
<br />
اما برای کسی که میخواد 10 تا تست اول لغات تخصصی رو هم بزنه باید یه کار دیگه هم انجام بده. البته تا قبل از کنکور من از این موضوع اطلاع نداشتم و این مربوط میشه به حسرت های بعد از کنکور <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> اکثر لغات تخصصی 10 تست اول، لغاتی هستند که دو دوره GRE اومده، لغات فوق العاده تخصصی و سخت. به موازات اینکه برای درک مطلب ها می خونید کتاب لغات دوره تخصصی GRE رو هم تهیه کنید و کم کم شروع کنید به حفظ کردن لغات. البته مطالعه تست های لغات تخصصی  10 سال اخیر هم خیلی کمک می کنه مثل اونچه که در مورد درک مطلب گفتیم. شاید کتابی که برای دوره GREمعروف باشه و مفید باشه کتاب 3500 لغت انتشارات بارونز باشه. فکر می کنم با مطالعه این کتاب و تست های سالهای گذشته در آمادگی خوبی برای درصد بالا به دست بیارید. فقط به صورت مستمر و با پشتکار این روند را ادامه بدید. شاید روزی نیم ساعت وقت گذاشتن برای زبان تاثیر فوق العاده ای داشته باشه.<br />
<br />
خود من هم متاسفانه برای لغات تخصصی خیلی کار نکردم و از 10 تست اول فقط تونستم یک تست رو جواب بدم که اونم غلط بود ولی سوالات درک مطلب رو خیلی خوب زدم و همه درصدم رو از درک مطلب و ریدینگ ها کسب کردم.<br />
<br />
امیدوارم که همیشه برقرار و شاد و موفق باشید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اناتومی یک سقوط 120 نفره !]]></title>
			<link>/forum/thread-15325.html</link>
			<pubDate>Mon, 20 May 2013 11:16:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15325.html</guid>
			<description><![CDATA[پارسال بعد اینکه رتبم اومد کلی با بابام درگیری داشتم که: من با این رتبه (۲۷۹ نرم افزار) انتخاب رشته نمیکنم، میدونم میتونم سال دیگه یه رتبه بهتر بیارم و برم یه دانشگاه خوب و چون هدفم از ارشد خوندن پذیرش گرفتن از یه دانشگاه خوب خارجی بود، و با تحقیقاتی که کرده بودم به این نتیجه رسیدم که بهترین راه رسیدن به این هدف ارشد خوندن تو یه دانشگاه سطح اول کشور، خلاصه بعد از کلی کشمکش و فشار هایی که روم بود تصمیم گرفتم انتخاب رشته کنم، البته جاهایی رو زدم که مطمئن بودم قبول نمیشم که بتونم یه سال دیگه بخونم و یه دانشگاه تو تهران قبول شم.<br />
از اول مهر شروع کردم به درس خوندن، خیلی میخوندم، در حدی که همه شلوارام از بس رو زمین نشستم پشتشون سوراخ شد! روزی نبود که زیر ۱۲-۱۳ ساعت خونده باشم، بابا و مامانم خیلی تعجب میکردن از اینکه من اینجوری درس میخوندم، چون سال قبلش که میخوندم دانشگاه بودم و درس خوندنه من ندیده بودن...خلاصه همین جور روزها میگذشت و منم میخوندم و ذره ذره انتطارات همه از من و من از خودم بالا و بالاتر میرفت...<br />
پارسال ریاضیم کم شده بود واسه همین رو ریاضی بیشتر وقت گذاشتم و مخصوصن ریاضی مهندسی کلی خوندم که بتونم امسال بهترش کنم، دیگه مطلبی نبود که نخونده باشم و مسلط نباشم، اون روزای اخر دیگه خیلی اماده شده بودم، یه جوراییی انگار دیگه مطمئن بودم اونیکه میخوام میشه...<br />
شب قبل از کنکور که اصلن استرس نداشتم، حالا اون که هیچ خود صبح کنکور سر جلسه هم عمرن استرسی نشدم، حتی بعد از دیدن سوالای ریاضی که کلی خونده بودم و واسه یه درصد خوب اومده بودم...<br />
بعد کنکور دقیقن نمی دونستم چکار کردم چون صحیح هم نکردم، ولی حدس میزدم دیگه از پارسال بهتر میشه...<br />
صبح روز ۲۲ اردیبهشت خواب بودم که دوستم زنگ زد گفت رتبه ها اومده...پاشدم نگاه کردم...فک میکنی چند؟ ۳۹۹ نرم افزار ، ۱۲۰ تا از پارسال بدتر...وااای، یه لحظه خشکم زد، چی؟ ۳۹۹؟ چطور ممکنه؟ <br />
اول زنگ زدم به بابام، ازم میپرسه میخوای بم خبر خوش بدی؟ میگم نه! <br />
بعد داداشم...<br />
بعد مامانم...<br />
بعد اون یکی داداشم...<br />
بعد دیگه دوستا شروع کردن به زنگ زدن...فلانی چه شد؟ چند اوردی؟<br />
جوابی که میدادم این بود که هیچی دیگه سرباز شدیم رفت...<br />
حالا هم دنبال کارای خدمتم اگه ردیف شه که خوبه، اگه نه که کچل میکنم و اعزام...<br />
<br />
این پستم واسه این گذاشتم که خیلی از دوستان عزیز تو مانشت پ.خ. دادن که خبرت نیست،چه کار کردی؟وگرنه از روضه خوندن و اه و ناله کردن که چرا رتبم این شد خیلی بدم میاد.<br />
<br />
تبریک به همه دوستانی که رتبه های خوب اوردن و با امید موفقیت برای دوستانی که برای کنکور ۹۳ آماده میشن.<br />
بای.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پارسال بعد اینکه رتبم اومد کلی با بابام درگیری داشتم که: من با این رتبه (۲۷۹ نرم افزار) انتخاب رشته نمیکنم، میدونم میتونم سال دیگه یه رتبه بهتر بیارم و برم یه دانشگاه خوب و چون هدفم از ارشد خوندن پذیرش گرفتن از یه دانشگاه خوب خارجی بود، و با تحقیقاتی که کرده بودم به این نتیجه رسیدم که بهترین راه رسیدن به این هدف ارشد خوندن تو یه دانشگاه سطح اول کشور، خلاصه بعد از کلی کشمکش و فشار هایی که روم بود تصمیم گرفتم انتخاب رشته کنم، البته جاهایی رو زدم که مطمئن بودم قبول نمیشم که بتونم یه سال دیگه بخونم و یه دانشگاه تو تهران قبول شم.<br />
از اول مهر شروع کردم به درس خوندن، خیلی میخوندم، در حدی که همه شلوارام از بس رو زمین نشستم پشتشون سوراخ شد! روزی نبود که زیر ۱۲-۱۳ ساعت خونده باشم، بابا و مامانم خیلی تعجب میکردن از اینکه من اینجوری درس میخوندم، چون سال قبلش که میخوندم دانشگاه بودم و درس خوندنه من ندیده بودن...خلاصه همین جور روزها میگذشت و منم میخوندم و ذره ذره انتطارات همه از من و من از خودم بالا و بالاتر میرفت...<br />
پارسال ریاضیم کم شده بود واسه همین رو ریاضی بیشتر وقت گذاشتم و مخصوصن ریاضی مهندسی کلی خوندم که بتونم امسال بهترش کنم، دیگه مطلبی نبود که نخونده باشم و مسلط نباشم، اون روزای اخر دیگه خیلی اماده شده بودم، یه جوراییی انگار دیگه مطمئن بودم اونیکه میخوام میشه...<br />
شب قبل از کنکور که اصلن استرس نداشتم، حالا اون که هیچ خود صبح کنکور سر جلسه هم عمرن استرسی نشدم، حتی بعد از دیدن سوالای ریاضی که کلی خونده بودم و واسه یه درصد خوب اومده بودم...<br />
بعد کنکور دقیقن نمی دونستم چکار کردم چون صحیح هم نکردم، ولی حدس میزدم دیگه از پارسال بهتر میشه...<br />
صبح روز ۲۲ اردیبهشت خواب بودم که دوستم زنگ زد گفت رتبه ها اومده...پاشدم نگاه کردم...فک میکنی چند؟ ۳۹۹ نرم افزار ، ۱۲۰ تا از پارسال بدتر...وااای، یه لحظه خشکم زد، چی؟ ۳۹۹؟ چطور ممکنه؟ <br />
اول زنگ زدم به بابام، ازم میپرسه میخوای بم خبر خوش بدی؟ میگم نه! <br />
بعد داداشم...<br />
بعد مامانم...<br />
بعد اون یکی داداشم...<br />
بعد دیگه دوستا شروع کردن به زنگ زدن...فلانی چه شد؟ چند اوردی؟<br />
جوابی که میدادم این بود که هیچی دیگه سرباز شدیم رفت...<br />
حالا هم دنبال کارای خدمتم اگه ردیف شه که خوبه، اگه نه که کچل میکنم و اعزام...<br />
<br />
این پستم واسه این گذاشتم که خیلی از دوستان عزیز تو مانشت پ.خ. دادن که خبرت نیست،چه کار کردی؟وگرنه از روضه خوندن و اه و ناله کردن که چرا رتبم این شد خیلی بدم میاد.<br />
<br />
تبریک به همه دوستانی که رتبه های خوب اوردن و با امید موفقیت برای دوستانی که برای کنکور ۹۳ آماده میشن.<br />
بای.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه از 999 سال پیش شدم 76؟!! مشاوره ارشد93]]></title>
			<link>/forum/thread-15324.html</link>
			<pubDate>Mon, 20 May 2013 11:13:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15324.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه مانشتی ها...<br />
اولا من کمتر از اونم که بخوام مشاوره بدم . چون ماشاءالله استادتر از من خیلی تو مانشت هست، اما خواستم تجارب خودم در کنکور ارشد از سال پیش که شدم ۹۹۹ و امسال که شدم ۷۶ را به بچه های جدید بدم... امیدوارم به دردتون بخوره:<br />
<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
اینم لینک دانلود از ۴shared:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
اینم یه لینک دیگه:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-11242/76Ai,moshavere.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			76Ai,moshavere.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">2.04 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه مانشتی ها...<br />
اولا من کمتر از اونم که بخوام مشاوره بدم . چون ماشاءالله استادتر از من خیلی تو مانشت هست، اما خواستم تجارب خودم در کنکور ارشد از سال پیش که شدم ۹۹۹ و امسال که شدم ۷۶ را به بچه های جدید بدم... امیدوارم به دردتون بخوره:<br />
<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
اینم لینک دانلود از ۴shared:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
اینم یه لینک دیگه:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-11242/76Ai,moshavere.pdf" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/pdf.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			76Ai,moshavere.pdf</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">2.04 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>