<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - مصاحبه‌های سال ۹۲ ]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Thu, 07 May 2026 12:46:04 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه نقل قول شده یکی از کاربران مانشت با تعدادی از ورودیهای 92 دانشگاه امیرکبیر]]></title>
			<link>/forum/thread-19023.html</link>
			<pubDate>Tue, 08 Oct 2013 13:44:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-19023.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #9400D3;"><span style="font-weight: bold;">این مصاحبه ها توسط یکی از کابران سایت با نام کاربری <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> با برخی از دانشجویان ورودی جدید دانشگاه امیرکبیر انجام شده است و از طریق ایمیل در اختیار ما گذاشته شده اند تا برای استفاده سایر دوستان منتشر بشه. از انجایی که افراد مصاحبه شونده در تالار عضویت ندارد، صحت و سقم آن مورد تایید مانشت نیست.<br />
ضمنا اسامی افراد  مصاحبه شونده ، با توجه به عدم حضورشان در مانشت و نبود اجازه انتشار اسامی، حذف شده اند.</span></span><br />
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟</span> ..... هستم ، متولد ۱۳۶۸،<span style="font-weight: bold;">رتبه ۴۲ تجارت الکترونیک</span>،دومین سال <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟</span> دانشگاه صنعتی شیراز ، رشته IT، با معدل ۱۵/۶۷، <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟</span> از تابستون شروع کردم ۱۲ واحد برای ترم مهرم داشتم توی خوابگاه هم شرایط برام سخت بود تمرکز کافی نداشتم رتبه ام ۵۰۰ شد همه دولتی هارو زدم ولی جایی قبول نشدم سال بعد توی خونه خوندم ورتبه ۴۲ تجارت الکترونیک شدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴/چند ساعت در روز می خوندید؟</span> ساعت مشخصی نداشت هممه روز ها مثل هم نبود بعضی روزها خیلی خوب میخوندم (مثلا نزدیک ازمون های پارسه...)نزدیک ۱۰ ساعت ، بعضی روزها هم به خاطر کارهای دیگه کمتر می رسیدم بخونم حداقل ۲-۳ ساعت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟</span> نه وقتی امتحان دادم فکر می کردم خیلی خراب کردم فقط دعا می کردم یه جا قبول بشم وقتی رتبه ام اومد خیلی تعجب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟</span> منابع خاصی نخوندم بیشتر برای هر درس روی یک کتاب تاکید می کردم خیلی کتاب مرجع نخوندم .شبکه جزوه پارسه ، پایگاه و ساختمان داده و طراحی الگوریتم رو از روی جزوه استادام خوندم ومقسمی ، فقط مدیریت رو از روی کتاب مرجع خوندم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟</span> من شهریور پروژه کارشناسیم رو تحویل دادم و از شیراز برگشتم کرمانشاه شهر خودمون ۵ ماه بیشتر وقت نداشتم نمی تونستم کتاب جدید بخونم به همین خاطر به یک کتاب اکتفا کردم گاهی که یه مبحث رو نمی فهمیدم از یه منبع دیگه می خوندم به نظرم بهتره روی یک منبع تاکید کنید تا با چند تا منبع خودتون رو گیج کنید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟</span> از اول برای گرایش تجارت الکترونیک خوندم چون بیشتر دوست داشتم .به معماری علاقه نداشتم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟</span> ازمون های پارسه شرکت کردم برای تنظیم وقت خیلی برام مفید بود چون سال اول هم که من ازمون دادم توی تست زدن کند بودم ،زمان کم اوردم، برای محک زدن اطلاعاتم هم خیلی مفید بود. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟</span> دقیقا یادم نیست. دروس تخصصی تقریبا 42/59%، دروس مشترک 33/33% ،مدیریت 64/44% و زبان رو هم نرسیدم بزنم امسال تعداد سوالات زیاد شده بود و من نمی دویستم به همین خاطر وقت کم اوردم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟</span> بله هوش مصنوعی بعضی مباحثش رو دوست داشتم ولی تعضی های دیگه رو اصلا .........خوندمش ولی سوالاتش همه برام تو ازمون جدیدبود ۲-۳ تا تست بیشتر نتونستم جواب بدم . معماری هم برام سخت بود سال اول به زور خوندم گفتم باید بزنم ولی بازم نتونستم تست هاش رو بزنم امسال دیگه کنار گذاشتمش <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟</span>(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) فکر می کنم من استعداد خاصی نداشتم خانواده ام همیشه میگن پشتکار و برنامه ریزی خوبی دارم توی کوچک ترین کارها هم برنامه ریزی میکنم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟</span> هر کس خودش برنامه ریزی داشته باشه و پشتکار و هدف داشته باشه نتیجه می گیری من سال اول فکر می کردم خیلی خوب خوندم ولی وقتی رفتم سر جلسه دیدم با کیفیت نخونده بودم پشتکار و برنامه ریزی حرف اول رو می زنه ،به علاقه تون توجه کنید وبعد با کیفیت خوندن (با تمرکز) چون سوالات همه مفهومین ... تعداد ساعات درس خوندن مهم نیست هر کی باید خودش و توانایی هاش رو بشناسه مثلا من شب ها بیشتر می خوندم چون راحت تر بودم ظهرها هم حتما باید می خوابیدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴/حرف اخر</span>.... محیط خونه ما خیلی اروم بود وپدر و مادرم همه چیز رو اماده کردن برای اینکه من راحت تر درس بخونم به خصوص که برادرم هم ارشد داشت و اینم به جو حاکم بر خونه کمک می کرد خانواده ام خیلی بهم کمک کردن واقعا ازشون ممنونم.<br />
-----------------------------------------------------------<br />
<br />
۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟ .... هستم متولد ۶۸ ، امسال <span style="font-weight: bold;">رتبه ۹۰ گرایش هوش مصنوعی</span> رو اوردم <br />
<br />
۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟ کارشناسی علم و صنعت خوندم ،معدلم ۱۴/۷۰ بود ۲-۳ ترم اول رو هیچ درسی نخوندم از ترم ۴-۵ جدیتر شروع به خوندن کردم ۱۰ ترمه هم تموم کردم . <br />
<br />
۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟ ارشد رو از اواخر ترم ۸ تصمیم گرفتم بخونم تابستان یه مرور کوتاه داشتم ولی خیلی نخوندم از اول مهر تو پارسه ثبت نام کردم و شروع کردم به جدیتر خوندن و از ابان دیگه فشار درسی رو بیشتر کردم . <br />
<br />
۴/چند ساعت در روز می خوندید؟ چون دانشجو بودم و کلاس هم داشتم ابان تقریبا به طور متوسط روزی ۳-۴ ساعت البته به طور متوسط چون روز های که تعطیل بودم ۶-۷ ساعت بود روز هایی که کلاس داشتم ۲ساعت ولی سعی کردم حداقل اخراش به ۵-۶ ساعت به طور متوسط برسونم . <br />
<br />
۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟ امیدوار بودم بهتر بشه ، چون رتبه های ازمونم خیلی بهتر بود ، امتحان اول ۵شدم که البته دلیلش این بود که هیچ کس نخونده بود ، بقیه ازمون ها هم حول و حوش ۲۰-۳۰ ،یکی دو تا از ازمون ها خورد به امتحانات پایان ترم دانشگاهم و به همین خاطر خراب شد ولی ازمون اخر هم ۴۰-۵۰ شدم.<br />
<br />
 ۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟ برای دروس ریاضی پیشنهاد من پارسه است ، به جز محاسبات عددی که من راهیان ارشد خوندم ،ولی خب امار و ریاضی مهندسی وگسسته اش خوب بود ، گسسته پوران پژوهش کتاب خیلی خوبی بود ،سیستم عامل پارسه عالیه ولی خیلی حجیمه کسی که وقت نداره من پیشنهاد می کنم که مقسمی بخونه ، مدارمنطقی ،معماری مقسمی و یه قسمتی هم پوران ،ساختمان داده مقسمی ، الگوریتم مقسمی ، مدارالکتریکی ۱ که هوش داشت کمی پارسه خوندم البته کلاس پارسه رو هم ثبت نام کردم ولی نهایتا هیچ کدوم از تست هاش رو درست نزدم ، هوش مصنوعی پوران پژوهش بهترین کتابه ولی باز هم خیلی ناقصه اگه کسی بخواد همه تست هاش رو بزنه باید منابع رو بخونه. زبان ویژگی که داره خیلی وقت می بره به جز گرامر که هر کسی خیلی راحت می تونه یاد بگیره (کتاب های کنکور هم خوبند) ،قسمت کلمات و معنی خیلی سخته یا شانس میاری کلمه اشناست یا اصلا نمی زنی یه سری کلمات بود که من در تمام عمرم نشنیدم و حتی معلم تافل زبانم هم نشنیده بود. <br />
<br />
۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟ به نظرم منابع کافی بودن به غیر از هوش مصنوعی که دو تا از تست هاش رو من هیچ جا ندیده بودم بقیه خوب بود . <br />
<br />
۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟ من زمانی که شروع کردم به خوندن چون برایم سخت بود که برای هر سه تا گرایش بخونم بین نرم افزار و هوش مصنوعی هوش رو انتخاب کردم چون ادامه تحصیلم رو توی این حوزه می خواستم بدم <br />
<br />
۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟ ۸ازمون پارسه ثبت نام کردم کلاس خصوصی هم من چون مدارم خیلی ضعیف بود در دوره کارشناسی کلاس مدار پارسه رو ثبت نام کردم یه مقدار وقفه افتاد و کلاس ما با بچه های برق مشترک بود نهایتا هیچی تو ازمون نزدم فکر می کردم بلدم و سوالات امسال به نظر خیلی ساده میومد ومن همه رو زدم ولی هر کدوم یه نکته ریز داشت و همه بلا استثنا غلط شد . <br />
<br />
۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟ زبان ۶۰%، ریاضی ۱۲% (امسال خیلی سخت بود)،دروس مشترک ۴۹% ، دروس تخصصی هوش ۲۵% ، دروس تخصصی نرم افزار رو منفی زدم ، معماری رو هم ۲-۳% زدم . <br />
<br />
۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟ من توی درس ریاضی مهندسی ، امار و مدار ضعیف بودم .مدار که گفتم رفتم کلاس ، ریاضی مهندسی تصمیم گرفتم نزنم که بزرگترین اشتباهی بود که توی کنکور کردم چون اون سال ریاضی مهندسی خیلی اسون بود ، و امارواحتمال بیشتر وقت گذاشتم بیشتر از همه درس ها امار تست زدم .<br />
<br />
 ۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) این که استرس نداشتم یعنی دلیل اینکه من تو این دانشگاهم بچه هایی هستن که خیلی استرس داشتن و توی کنکور خودشون رو باختن .چون درصدها خیلی بالا نیست مهم اینه که هر چی بلدی بزنی ...... <br />
<br />
۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟ اولین چیز اینه که بدونن کجا می خوان قبول بشن حدو مرز خودشون رو بدونن چون من طمع کردم گفتم که می خوام تک رقمی بشم که واقعا در اون اندازه نبودم ، اتفاقی که افتاد تو کنکور غلط خیلی زدم می شد رتبه ام ۴۰-۵۰ بشه اگر درسی رو ضعیف اند زودتر شروعش کنند و حتما هم یه ازمون ازمایشی ثبت نام کنند تا سطح خودشون رو بفهمند و به علاوه ازمون ها نظم هم میدن به درس خوندن <br />
<br />
۱۴/حرف اخر.... امیدوارم نفرات بعدی هم موفق باشن....... <br />
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟ ..... هستم متولد ۱۳۶۹ ، اولین سال بود،رتبه ام <span style="font-weight: bold;">71 تجارت الکترونیک</span> شدم. <br />
<br />
۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟ دانشگاه صنعتی شیراز ،الان که کنکور دادم پروژه و کاراموزیم مونده یه تک درس هم دارم به همین خاطر معدل ندارم ولی تقریبا ۱۵/۵ می شه <br />
<br />
۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟ من لیسانس گرفتم همه می گفتن انشاالله برای ارشد ولی من می گفتم حالا بذارید لیسانس رو بگیریم .... واقعا قصد ارشد خوندن نداشتم من کلا اومدم رشته مهندسی چون ۴ساله تموم میشه ولی پزشکی ۷سال طول می کشید من کاری که طولانی میشه ولش می کنم ولی ترم ۷جو دانشگاه ما یه جوریه که بچه ها همه برای ارشد می خونن منم جو گرفت و امتحان دادم خیلی ها می گفتن اشتباه می کنی درس های دانشگاهت تموم نشده می خوای ارشد بدی خیلی دانشگاه ها میذارن دانشگاهشون تموم بشه بعد ارشد میدن ولی جو دانشگاه ما اینجوریه..!!......یه دفعه شد تابستون ترم ۷ تصمیم گرفتیم بخونیم ولی تابستون زیاد نخوندم فقط الگوریتم رو تونستم تو تابستون یه دورتموم کنم بقیه درس ها ۱-۲ فصل بیشتر نرسیدم بخونم ...از اول مهر هم که کلاس ها شروع شد. <br />
<br />
۴/چند ساعت در روز می خوندید؟ تابستون خیلی کم خوندم ترم ۷ هم ۱۵ واحد داشتم سر همه کلاس ها هم می رفتم بعد از کلاس ها از ۴ مثلا میخوندم تا ۱۰ شب روزهایی که خونه بودم برام سخت بود خوابم رو تنظیم کنم بعد تصمیم گرفتم برم کتابخونه ....تا ابان ماه خیلی کم وقت میذاشتم ولی دو ماه اخر با دو تا از دوستام شروع کردیم به خوندن توی کتابخانه تست سالهای گذشته رو میزدیم ولی من اشتباهی که کردم بیشتر درس خواندم و کم تست زدم ای کاش هر درس رو که می خوندم تستش رو می زدم من خیلی از درس ها رو نرسیدم تموم کنم ....شبکه ۳ فصل اخر رو نرسیدم بخونم۵فصل از مدیریت رو یه بار هم نخونده بودم روز اخر یکی از بچه ها یه فصل رو برای من توضیح می داد. <br />
<br />
۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟ نه البته از سر جلسه که اومدم بیرون خیلی ناراضی نبودم <br />
<br />
۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟ سیستم عامل و شبکه کتاب دکتر حقیقت پارسه ساختمان داده پارسه ،نرم افزار سپاهان ارشد،زبان هیچی ، هوش مصنوعی هنوز ما تو دانشگاه نخونده بودیم جزوه کلاس های پارسه دوستام رو همراه ویس گرفتم و خوندم ولی بچه ها پوران رو خوندن خیلی سخت و حجیمه جزوه ای که من خوند م خیلی خلاصه و خوب بود. <br />
<br />
۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟ نه پایگاه داده همه گفتن مدرسان خوبه ولی مقسمی بهتر توضیح داده من فکر میکنم از تست های پایگاه هیچی نزدم یاشاید یکی ،امسال پایگاه خیلی سخت بود... <br />
<br />
۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟ نه من اول می خواستم شبکه بخونم چون شیراز فقط شبکه داشت و دوست داشتم پیش خانواده ام باشم ولی بعدها که با بچه ها شروع به خوندن کردیم بچه ها گفتن اشتباه می کنی چون معماری خیلی سخته اکثرا نمیتونن بزنن ، تصمیم گرفتم تغییر گرایش بدم. <br />
<br />
۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟ بله ازمون های پارسه ، البته من زمان بندی سر جلسه رو خیلی دقت نمی کردم ولی اینکه تا این تاریخ باید اینقدر درس بخونی خیلی خوب بود یعنی اگه نبود نمی خوندم برنامه ریزی خاصی هم نداشتم فقط همین که تا این تاریخ مثلا باید تا اینجا بخونم . <br />
<br />
۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟ مدیریت ۴۴،مشترک ۳۶ ،تخصصی ۳۶،زبان ۶/۶۸ <br />
<br />
۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟ اره مثلا الگوریتم هیچی خوندم بعد الان که داشتم می خوندم تازه متوجه شدم که اونقدرها هم سخت نبود که وقتی می خواستم پاس کنم فکر می کردم سخته . <br />
<br />
۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) خدا خواست......دقیقا این رو می تونم بگم چون من نه انتظار داشتم این رتبه رو بیارم نه این دانشگاه ...من چیزی که خیلی کمکم کرد درس خوندن گروهی بود چون همدیگه رو می کشوندیم که مثلا ۸اینجا باش حالا این ۸ میشد ۹ ولی بالاخره میومدیم......یه چیز دیگه هم که بود بچه هایی که ازمون میدادن معمولا رتبه کنکورشون خیلی بدتر از ازمون هاشون شده بود چون تو ازمون استرسشون خیلی کمتر بود و خیلی از سوالات تکراری بود ولی من رتبه ازمونم خوب نمی شد حتی یک بار ۴۰۰شدم ،ولی من با خودم می گفتم امسال امتحانیه اصل کنکور من سال دیگه است به همین خاطر ارامش کامل داشتم اصلا هم وقت کم نیاوردم. <br />
<br />
۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟ اینکه حتما یه ا زمون بدن حالا هر جایی که شده وهمونطور که گفتم خودشون ببینن برنامه درس خوندنشون چه طوریه مثلا ما حداکثر ساعتی که درس خوندیم تو یه روز ۸ ساعت بود <br />
<br />
۱۴/حرف اخر.... انشاالله همه موفق باشن.........]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #9400D3;"><span style="font-weight: bold;">این مصاحبه ها توسط یکی از کابران سایت با نام کاربری <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> با برخی از دانشجویان ورودی جدید دانشگاه امیرکبیر انجام شده است و از طریق ایمیل در اختیار ما گذاشته شده اند تا برای استفاده سایر دوستان منتشر بشه. از انجایی که افراد مصاحبه شونده در تالار عضویت ندارد، صحت و سقم آن مورد تایید مانشت نیست.<br />
ضمنا اسامی افراد  مصاحبه شونده ، با توجه به عدم حضورشان در مانشت و نبود اجازه انتشار اسامی، حذف شده اند.</span></span><br />
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟</span> ..... هستم ، متولد ۱۳۶۸،<span style="font-weight: bold;">رتبه ۴۲ تجارت الکترونیک</span>،دومین سال <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟</span> دانشگاه صنعتی شیراز ، رشته IT، با معدل ۱۵/۶۷، <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟</span> از تابستون شروع کردم ۱۲ واحد برای ترم مهرم داشتم توی خوابگاه هم شرایط برام سخت بود تمرکز کافی نداشتم رتبه ام ۵۰۰ شد همه دولتی هارو زدم ولی جایی قبول نشدم سال بعد توی خونه خوندم ورتبه ۴۲ تجارت الکترونیک شدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴/چند ساعت در روز می خوندید؟</span> ساعت مشخصی نداشت هممه روز ها مثل هم نبود بعضی روزها خیلی خوب میخوندم (مثلا نزدیک ازمون های پارسه...)نزدیک ۱۰ ساعت ، بعضی روزها هم به خاطر کارهای دیگه کمتر می رسیدم بخونم حداقل ۲-۳ ساعت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟</span> نه وقتی امتحان دادم فکر می کردم خیلی خراب کردم فقط دعا می کردم یه جا قبول بشم وقتی رتبه ام اومد خیلی تعجب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟</span> منابع خاصی نخوندم بیشتر برای هر درس روی یک کتاب تاکید می کردم خیلی کتاب مرجع نخوندم .شبکه جزوه پارسه ، پایگاه و ساختمان داده و طراحی الگوریتم رو از روی جزوه استادام خوندم ومقسمی ، فقط مدیریت رو از روی کتاب مرجع خوندم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟</span> من شهریور پروژه کارشناسیم رو تحویل دادم و از شیراز برگشتم کرمانشاه شهر خودمون ۵ ماه بیشتر وقت نداشتم نمی تونستم کتاب جدید بخونم به همین خاطر به یک کتاب اکتفا کردم گاهی که یه مبحث رو نمی فهمیدم از یه منبع دیگه می خوندم به نظرم بهتره روی یک منبع تاکید کنید تا با چند تا منبع خودتون رو گیج کنید .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟</span> از اول برای گرایش تجارت الکترونیک خوندم چون بیشتر دوست داشتم .به معماری علاقه نداشتم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟</span> ازمون های پارسه شرکت کردم برای تنظیم وقت خیلی برام مفید بود چون سال اول هم که من ازمون دادم توی تست زدن کند بودم ،زمان کم اوردم، برای محک زدن اطلاعاتم هم خیلی مفید بود. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟</span> دقیقا یادم نیست. دروس تخصصی تقریبا 42/59%، دروس مشترک 33/33% ،مدیریت 64/44% و زبان رو هم نرسیدم بزنم امسال تعداد سوالات زیاد شده بود و من نمی دویستم به همین خاطر وقت کم اوردم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟</span> بله هوش مصنوعی بعضی مباحثش رو دوست داشتم ولی تعضی های دیگه رو اصلا .........خوندمش ولی سوالاتش همه برام تو ازمون جدیدبود ۲-۳ تا تست بیشتر نتونستم جواب بدم . معماری هم برام سخت بود سال اول به زور خوندم گفتم باید بزنم ولی بازم نتونستم تست هاش رو بزنم امسال دیگه کنار گذاشتمش <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟</span>(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) فکر می کنم من استعداد خاصی نداشتم خانواده ام همیشه میگن پشتکار و برنامه ریزی خوبی دارم توی کوچک ترین کارها هم برنامه ریزی میکنم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟</span> هر کس خودش برنامه ریزی داشته باشه و پشتکار و هدف داشته باشه نتیجه می گیری من سال اول فکر می کردم خیلی خوب خوندم ولی وقتی رفتم سر جلسه دیدم با کیفیت نخونده بودم پشتکار و برنامه ریزی حرف اول رو می زنه ،به علاقه تون توجه کنید وبعد با کیفیت خوندن (با تمرکز) چون سوالات همه مفهومین ... تعداد ساعات درس خوندن مهم نیست هر کی باید خودش و توانایی هاش رو بشناسه مثلا من شب ها بیشتر می خوندم چون راحت تر بودم ظهرها هم حتما باید می خوابیدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴/حرف اخر</span>.... محیط خونه ما خیلی اروم بود وپدر و مادرم همه چیز رو اماده کردن برای اینکه من راحت تر درس بخونم به خصوص که برادرم هم ارشد داشت و اینم به جو حاکم بر خونه کمک می کرد خانواده ام خیلی بهم کمک کردن واقعا ازشون ممنونم.<br />
-----------------------------------------------------------<br />
<br />
۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟ .... هستم متولد ۶۸ ، امسال <span style="font-weight: bold;">رتبه ۹۰ گرایش هوش مصنوعی</span> رو اوردم <br />
<br />
۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟ کارشناسی علم و صنعت خوندم ،معدلم ۱۴/۷۰ بود ۲-۳ ترم اول رو هیچ درسی نخوندم از ترم ۴-۵ جدیتر شروع به خوندن کردم ۱۰ ترمه هم تموم کردم . <br />
<br />
۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟ ارشد رو از اواخر ترم ۸ تصمیم گرفتم بخونم تابستان یه مرور کوتاه داشتم ولی خیلی نخوندم از اول مهر تو پارسه ثبت نام کردم و شروع کردم به جدیتر خوندن و از ابان دیگه فشار درسی رو بیشتر کردم . <br />
<br />
۴/چند ساعت در روز می خوندید؟ چون دانشجو بودم و کلاس هم داشتم ابان تقریبا به طور متوسط روزی ۳-۴ ساعت البته به طور متوسط چون روز های که تعطیل بودم ۶-۷ ساعت بود روز هایی که کلاس داشتم ۲ساعت ولی سعی کردم حداقل اخراش به ۵-۶ ساعت به طور متوسط برسونم . <br />
<br />
۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟ امیدوار بودم بهتر بشه ، چون رتبه های ازمونم خیلی بهتر بود ، امتحان اول ۵شدم که البته دلیلش این بود که هیچ کس نخونده بود ، بقیه ازمون ها هم حول و حوش ۲۰-۳۰ ،یکی دو تا از ازمون ها خورد به امتحانات پایان ترم دانشگاهم و به همین خاطر خراب شد ولی ازمون اخر هم ۴۰-۵۰ شدم.<br />
<br />
 ۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟ برای دروس ریاضی پیشنهاد من پارسه است ، به جز محاسبات عددی که من راهیان ارشد خوندم ،ولی خب امار و ریاضی مهندسی وگسسته اش خوب بود ، گسسته پوران پژوهش کتاب خیلی خوبی بود ،سیستم عامل پارسه عالیه ولی خیلی حجیمه کسی که وقت نداره من پیشنهاد می کنم که مقسمی بخونه ، مدارمنطقی ،معماری مقسمی و یه قسمتی هم پوران ،ساختمان داده مقسمی ، الگوریتم مقسمی ، مدارالکتریکی ۱ که هوش داشت کمی پارسه خوندم البته کلاس پارسه رو هم ثبت نام کردم ولی نهایتا هیچ کدوم از تست هاش رو درست نزدم ، هوش مصنوعی پوران پژوهش بهترین کتابه ولی باز هم خیلی ناقصه اگه کسی بخواد همه تست هاش رو بزنه باید منابع رو بخونه. زبان ویژگی که داره خیلی وقت می بره به جز گرامر که هر کسی خیلی راحت می تونه یاد بگیره (کتاب های کنکور هم خوبند) ،قسمت کلمات و معنی خیلی سخته یا شانس میاری کلمه اشناست یا اصلا نمی زنی یه سری کلمات بود که من در تمام عمرم نشنیدم و حتی معلم تافل زبانم هم نشنیده بود. <br />
<br />
۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟ به نظرم منابع کافی بودن به غیر از هوش مصنوعی که دو تا از تست هاش رو من هیچ جا ندیده بودم بقیه خوب بود . <br />
<br />
۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟ من زمانی که شروع کردم به خوندن چون برایم سخت بود که برای هر سه تا گرایش بخونم بین نرم افزار و هوش مصنوعی هوش رو انتخاب کردم چون ادامه تحصیلم رو توی این حوزه می خواستم بدم <br />
<br />
۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟ ۸ازمون پارسه ثبت نام کردم کلاس خصوصی هم من چون مدارم خیلی ضعیف بود در دوره کارشناسی کلاس مدار پارسه رو ثبت نام کردم یه مقدار وقفه افتاد و کلاس ما با بچه های برق مشترک بود نهایتا هیچی تو ازمون نزدم فکر می کردم بلدم و سوالات امسال به نظر خیلی ساده میومد ومن همه رو زدم ولی هر کدوم یه نکته ریز داشت و همه بلا استثنا غلط شد . <br />
<br />
۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟ زبان ۶۰%، ریاضی ۱۲% (امسال خیلی سخت بود)،دروس مشترک ۴۹% ، دروس تخصصی هوش ۲۵% ، دروس تخصصی نرم افزار رو منفی زدم ، معماری رو هم ۲-۳% زدم . <br />
<br />
۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟ من توی درس ریاضی مهندسی ، امار و مدار ضعیف بودم .مدار که گفتم رفتم کلاس ، ریاضی مهندسی تصمیم گرفتم نزنم که بزرگترین اشتباهی بود که توی کنکور کردم چون اون سال ریاضی مهندسی خیلی اسون بود ، و امارواحتمال بیشتر وقت گذاشتم بیشتر از همه درس ها امار تست زدم .<br />
<br />
 ۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) این که استرس نداشتم یعنی دلیل اینکه من تو این دانشگاهم بچه هایی هستن که خیلی استرس داشتن و توی کنکور خودشون رو باختن .چون درصدها خیلی بالا نیست مهم اینه که هر چی بلدی بزنی ...... <br />
<br />
۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟ اولین چیز اینه که بدونن کجا می خوان قبول بشن حدو مرز خودشون رو بدونن چون من طمع کردم گفتم که می خوام تک رقمی بشم که واقعا در اون اندازه نبودم ، اتفاقی که افتاد تو کنکور غلط خیلی زدم می شد رتبه ام ۴۰-۵۰ بشه اگر درسی رو ضعیف اند زودتر شروعش کنند و حتما هم یه ازمون ازمایشی ثبت نام کنند تا سطح خودشون رو بفهمند و به علاوه ازمون ها نظم هم میدن به درس خوندن <br />
<br />
۱۴/حرف اخر.... امیدوارم نفرات بعدی هم موفق باشن....... <br />
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
۱/خودتون رو معرفی کنید چندمین سالی بود که کنکور میدادین؟ ..... هستم متولد ۱۳۶۹ ، اولین سال بود،رتبه ام <span style="font-weight: bold;">71 تجارت الکترونیک</span> شدم. <br />
<br />
۲/ دوره کارشناسی رو در کدوم دانشگاه وبا چه معدلی گذروندید؟ دانشگاه صنعتی شیراز ،الان که کنکور دادم پروژه و کاراموزیم مونده یه تک درس هم دارم به همین خاطر معدل ندارم ولی تقریبا ۱۵/۵ می شه <br />
<br />
۳/از کی تصمیم گرفتید برای ارشد بخونید؟ من لیسانس گرفتم همه می گفتن انشاالله برای ارشد ولی من می گفتم حالا بذارید لیسانس رو بگیریم .... واقعا قصد ارشد خوندن نداشتم من کلا اومدم رشته مهندسی چون ۴ساله تموم میشه ولی پزشکی ۷سال طول می کشید من کاری که طولانی میشه ولش می کنم ولی ترم ۷جو دانشگاه ما یه جوریه که بچه ها همه برای ارشد می خونن منم جو گرفت و امتحان دادم خیلی ها می گفتن اشتباه می کنی درس های دانشگاهت تموم نشده می خوای ارشد بدی خیلی دانشگاه ها میذارن دانشگاهشون تموم بشه بعد ارشد میدن ولی جو دانشگاه ما اینجوریه..!!......یه دفعه شد تابستون ترم ۷ تصمیم گرفتیم بخونیم ولی تابستون زیاد نخوندم فقط الگوریتم رو تونستم تو تابستون یه دورتموم کنم بقیه درس ها ۱-۲ فصل بیشتر نرسیدم بخونم ...از اول مهر هم که کلاس ها شروع شد. <br />
<br />
۴/چند ساعت در روز می خوندید؟ تابستون خیلی کم خوندم ترم ۷ هم ۱۵ واحد داشتم سر همه کلاس ها هم می رفتم بعد از کلاس ها از ۴ مثلا میخوندم تا ۱۰ شب روزهایی که خونه بودم برام سخت بود خوابم رو تنظیم کنم بعد تصمیم گرفتم برم کتابخونه ....تا ابان ماه خیلی کم وقت میذاشتم ولی دو ماه اخر با دو تا از دوستام شروع کردیم به خوندن توی کتابخانه تست سالهای گذشته رو میزدیم ولی من اشتباهی که کردم بیشتر درس خواندم و کم تست زدم ای کاش هر درس رو که می خوندم تستش رو می زدم من خیلی از درس ها رو نرسیدم تموم کنم ....شبکه ۳ فصل اخر رو نرسیدم بخونم۵فصل از مدیریت رو یه بار هم نخونده بودم روز اخر یکی از بچه ها یه فصل رو برای من توضیح می داد. <br />
<br />
۵/فکر می کردید همچین رتبه ای بیارید؟ نه البته از سر جلسه که اومدم بیرون خیلی ناراضی نبودم <br />
<br />
۶/منابعی که خوندید رو میشه بگید؟ سیستم عامل و شبکه کتاب دکتر حقیقت پارسه ساختمان داده پارسه ،نرم افزار سپاهان ارشد،زبان هیچی ، هوش مصنوعی هنوز ما تو دانشگاه نخونده بودیم جزوه کلاس های پارسه دوستام رو همراه ویس گرفتم و خوندم ولی بچه ها پوران رو خوندن خیلی سخت و حجیمه جزوه ای که من خوند م خیلی خلاصه و خوب بود. <br />
<br />
۷/به نظرتون منابعی که خوندید خوب بود اگر دوباره بخواید بخونید تغییرشون می دادید؟ نه پایگاه داده همه گفتن مدرسان خوبه ولی مقسمی بهتر توضیح داده من فکر میکنم از تست های پایگاه هیچی نزدم یاشاید یکی ،امسال پایگاه خیلی سخت بود... <br />
<br />
۸/چرا این گرایش رو انتخاب کردید؟ نه من اول می خواستم شبکه بخونم چون شیراز فقط شبکه داشت و دوست داشتم پیش خانواده ام باشم ولی بعدها که با بچه ها شروع به خوندن کردیم بچه ها گفتن اشتباه می کنی چون معماری خیلی سخته اکثرا نمیتونن بزنن ، تصمیم گرفتم تغییر گرایش بدم. <br />
<br />
۹/از کلاس های خصوصی و ازمون ها هم استفاده می کردید ؟به نظرتون لازمه ؟ بله ازمون های پارسه ، البته من زمان بندی سر جلسه رو خیلی دقت نمی کردم ولی اینکه تا این تاریخ باید اینقدر درس بخونی خیلی خوب بود یعنی اگه نبود نمی خوندم برنامه ریزی خاصی هم نداشتم فقط همین که تا این تاریخ مثلا باید تا اینجا بخونم . <br />
<br />
۱۰/ درصد هاتون توی ازمون رو میشه بگید ؟ مدیریت ۴۴،مشترک ۳۶ ،تخصصی ۳۶،زبان ۶/۶۸ <br />
<br />
۱۱/درسی بود که توش ضعیف باشید اون درس رو چه کار کردید؟ اره مثلا الگوریتم هیچی خوندم بعد الان که داشتم می خوندم تازه متوجه شدم که اونقدرها هم سخت نبود که وقتی می خواستم پاس کنم فکر می کردم سخته . <br />
<br />
۱۲/به نظرتون مهم ترین چیزی که باعث موفقیتتون شده چیه ؟(استعداد ، تلاش ، برنامه ریزی، اعتماد به نفس و...) خدا خواست......دقیقا این رو می تونم بگم چون من نه انتظار داشتم این رتبه رو بیارم نه این دانشگاه ...من چیزی که خیلی کمکم کرد درس خوندن گروهی بود چون همدیگه رو می کشوندیم که مثلا ۸اینجا باش حالا این ۸ میشد ۹ ولی بالاخره میومدیم......یه چیز دیگه هم که بود بچه هایی که ازمون میدادن معمولا رتبه کنکورشون خیلی بدتر از ازمون هاشون شده بود چون تو ازمون استرسشون خیلی کمتر بود و خیلی از سوالات تکراری بود ولی من رتبه ازمونم خوب نمی شد حتی یک بار ۴۰۰شدم ،ولی من با خودم می گفتم امسال امتحانیه اصل کنکور من سال دیگه است به همین خاطر ارامش کامل داشتم اصلا هم وقت کم نیاوردم. <br />
<br />
۱۳/به بچه هایی که میخوان ارشد بخونن چه توصیه ای دارید؟ اینکه حتما یه ا زمون بدن حالا هر جایی که شده وهمونطور که گفتم خودشون ببینن برنامه درس خوندنشون چه طوریه مثلا ما حداکثر ساعتی که درس خوندیم تو یه روز ۸ ساعت بود <br />
<br />
۱۴/حرف اخر.... انشاالله همه موفق باشن.........]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92:مصاحبه رتبه 8 شبکه و امنیت - 37 تجارت]]></title>
			<link>/forum/thread-18670.html</link>
			<pubDate>Thu, 26 Sep 2013 21:33:44 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-18670.html</guid>
			<description><![CDATA[اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
آرش مندمی هستم، متولد ۶۹ از سنندج<br />
رتبه ۸ شبکه و امنیت - ۳۷ تجارت و آی تی<br />
<br />
۱-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات... پیوسته<br />
<br />
۲-با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
از بچگی به کامپیوتر علاقه داشتم و دوس داشتم از همه چی سر در بیارم. بله با علاقه انتخاب کردم<br />
<br />
۳-کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه کردستان<br />
<br />
<br />
۴- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
دانشجوی شب امتحانی بودم، البته درسهای تخصصی رو همیشه با علاقه میخوندم<br />
<br />
۵- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
از همون اول میخواستم ارشد هم بخونم ولی از ترم ۶ بهش فک کردم.<br />
<br />
۶- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
فقط آیتی !<br />
<br />
۷-میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید<br />
<br />
آیتی : <br />
زبان : ۷<br />
مشترک : ۴۱<br />
تخصصی: ۵۵<br />
معماری: ۴۴<br />
<br />
۸- آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
سال اولم بود<br />
<br />
۹-بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به نظر من هیچ شباهتی نداره، من خودم برای امتحانات دانشگاه شب امتحانی بودم ولی برای کنکور روش درس خوندن کاملا متفاوته.<br />
<br />
۱۰-از کی دقیقاً برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
از اول مرداد شروع کردم، کلا سعی میکردم بر طبق برنامه پیش برم . بله توی پاییز حدودا یک وقفه ۱ ماهه پیش اومد ولی بعدش دوباره طبق برنامه پیش رفتم.<br />
<br />
۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
کم کم اصلاحش کردم.<br />
<br />
۱۲-بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
سعی میکردم همه درسها رو بخونم و وقت درسی رو به یه درس دیگه ندم. ولی درسهایی رو که اهمیت بیشتری دارن وقت بیشتری بهشون میدادم<br />
<br />
۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
بله توی درس معماری خیلی کندتر از بقیه درسها پیش میرفتم، برای همین وقت بیشری بهش اختصاص دادم.<br />
<br />
۱۴- خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
برای هر درس یک کتاب رو به عنوان منبع اصلی انتخاب کرده بودم که با جزئیات بخونم و یک کتاب کمکی رو هم مشخص کرده بودم که بعد از کتاب اصلی به صورت سریع بخونم، مثلا برای سیستم عامل کتاب اصلیم پارسه بود و کمکی مقسمی.<br />
<br />
۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین<br />
زبان: مجوعه لغات خودم و کتاب ۵۰۴ و لغات ضروری تافل<br />
گسسته: پوران<br />
ساختمان داده: مقسمی + پارسه<br />
الگوریتم: مقسمی<br />
نرم: پارسه + پوران<br />
شبکه: پارسه + راس<br />
هوش: پوران<br />
پایگاه داده: مقسمی <br />
سیستم عامل: پارسه + مقسمی<br />
معماری: پوران<br />
<br />
۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
نرم افزار و شبکه<br />
<br />
۱۷-ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
جفتش<br />
<br />
۱۸-زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
زبانم متوسط بود و برای کنکور هم خوندم ولی سر جلسه متاسفانه خوب نزدم.<br />
<br />
۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
توی رشته آی تی تنها درسی که ریاضی داره گسسته بود که اونم نمیشه روش زیاد حساب کرد چون تستهاش خیلی سختن.<br />
<br />
۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
توی تابستون درسها رو مرور کردم و یک دور سریع مطالب رو خوندم، از پاییز به بعد طبق آزمونا پیش رفتم و تست زیاد حل میکردم، ۱۵ روز آخر هم فقط مرور میکردم و آزمونهای سالهای قبل رو حل میکردم.<br />
<br />
۲۱- آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
تنها درس میخوندم<br />
<br />
۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین<br />
بر اساس برنامه آزمونا حجم مطالبی رو که باید میخوندم تعیین میکردم، و سرعتم رو جوری تنظیم میکردم که بر طبق برنامه پیش برم و تست هم حل کنم و درسها رو مرور کنم<br />
<br />
۲۳-اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
روزای جمعه خالی بود و مخصوص درسای عقب افتاده.<br />
<br />
۲۴- اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
از همون اول روی شبکه تمرکز کرده بودم.<br />
<br />
۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید<br />
بله بعضی وقتا به دلیل مشکلات شخصی سرعت مطالعم کم میشد ولی هدفی که داشتم بهم انگیزه میداد. <br />
<br />
۲۶-از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
کلا هیچ کلاسی نرفتم واسه کنکور. کلاس رفتن رو قبول ندارم و فک میکنم فقط وقت تلف کردنه.<br />
<br />
۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
پارسه بودم همه آزمون هاشو شرکت کردم و غیر از آزمون اول که ۳۵ شدم رتبم بین ۴ تا ۲۰ نوسان داشت. کلا خود آزمون مهم نیست. مهم اینه که به آدم برنامه میده و باعث میشه بفهمید کجای کارید<br />
۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
برنامم جوری بود که هر دو هفته کل مطالبی رو که خونده بودم مرور میکردم.<br />
<br />
۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
آمادگی ۱۰۰ درصد داشتم خیالم خیلی راحت بود و میدونستم به نتیجه ای که میخوام میرسم ولی یکم ترس داشتم که اتفاق غیر منتظره ای بیوفته و نتونم نتیج بگیرم<br />
<br />
۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟<br />
با توجه به شناختی که از خودم داشتم، انتظار داشتم که معماری رو بالای ۷۰ بزنم و پایگاه رو ۱۰۰ مشترک هم انتظار بالای ۶۰ داشتم.<br />
<br />
۳۱- سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
بله توی دروس مشترک چند لحظه ناامید شدم چون امسال سبک سوالات کامل عوض شده بود و خیلی سخت بود ولی چون میدونستم که همه مثل من دارن این سوالات رو جواب میدن نگرانیم کم شد و وقتی دروس تخصصی رو جواب دادم کاملا آرامش پیدا کردم.<br />
<br />
۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
زبان رو گذاشتم برا آخر و بقیه رو به ترتیب زدم.<br />
<br />
۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
مطمئن بودم خیلی کم پیش میاد که تکراری پیدا بشه. تک تک سوالا رو با دقت و تمرکز خوندم و حتی بعضی از سوالات رو چندبار حل کردم.<br />
<br />
۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
یکم برای زبان وقت کم آوردم، ولی در کل وقت کافی بود و هرچی رو که بلد بودم جواب دادم.<br />
<br />
۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
به اصرار دوستام و استرسهایی که وارد میکردن کلید رو بررسی کردم و دقیقا درصدهام با کلید اولیه سنجش برابر بود. حدس میزدم رتبم زیر ۲۰ باشه.<br />
<br />
<br />
۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۲۰%<br />
دانشگاه: ۵%<br />
برنامه ریزی: ۴۰%<br />
کلاس کنکور: ۰%<br />
–کنکور آزمایشی: ۱۰%<br />
شرایط سر جلسه: ۱۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی: ۱۰%<br />
<br />
۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
دوس دارم یه متخصص شبکه خوب بشم.<br />
<br />
۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاد<br />
<br />
<br />
۳۹- کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
خانواده و دوستای نزدیکم<br />
<br />
۴۰-ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
شبکه رو باید بیشتر از مرجع میخوندم<br />
<br />
۴۱-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
برای خودتون هدف تعیین کنید و برای رسیدن به اون هدف برنامه ریزی کنید و به برنامتون پایبند باشید.<br />
<br />
۴۲-بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟<br />
نه خیلی زیاد بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۴۳-و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟<br />
کمک خیلی خوبی برای دوستان کنکوریه.<br />
<br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
خواهش <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
آرش مندمی هستم، متولد ۶۹ از سنندج<br />
رتبه ۸ شبکه و امنیت - ۳۷ تجارت و آی تی<br />
<br />
۱-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات... پیوسته<br />
<br />
۲-با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
از بچگی به کامپیوتر علاقه داشتم و دوس داشتم از همه چی سر در بیارم. بله با علاقه انتخاب کردم<br />
<br />
۳-کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه کردستان<br />
<br />
<br />
۴- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید <br />
دانشجوی شب امتحانی بودم، البته درسهای تخصصی رو همیشه با علاقه میخوندم<br />
<br />
۵- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
از همون اول میخواستم ارشد هم بخونم ولی از ترم ۶ بهش فک کردم.<br />
<br />
۶- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
فقط آیتی !<br />
<br />
۷-میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید<br />
<br />
آیتی : <br />
زبان : ۷<br />
مشترک : ۴۱<br />
تخصصی: ۵۵<br />
معماری: ۴۴<br />
<br />
۸- آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
سال اولم بود<br />
<br />
۹-بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به نظر من هیچ شباهتی نداره، من خودم برای امتحانات دانشگاه شب امتحانی بودم ولی برای کنکور روش درس خوندن کاملا متفاوته.<br />
<br />
۱۰-از کی دقیقاً برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
از اول مرداد شروع کردم، کلا سعی میکردم بر طبق برنامه پیش برم . بله توی پاییز حدودا یک وقفه ۱ ماهه پیش اومد ولی بعدش دوباره طبق برنامه پیش رفتم.<br />
<br />
۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
کم کم اصلاحش کردم.<br />
<br />
۱۲-بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
سعی میکردم همه درسها رو بخونم و وقت درسی رو به یه درس دیگه ندم. ولی درسهایی رو که اهمیت بیشتری دارن وقت بیشتری بهشون میدادم<br />
<br />
۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
بله توی درس معماری خیلی کندتر از بقیه درسها پیش میرفتم، برای همین وقت بیشری بهش اختصاص دادم.<br />
<br />
۱۴- خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
برای هر درس یک کتاب رو به عنوان منبع اصلی انتخاب کرده بودم که با جزئیات بخونم و یک کتاب کمکی رو هم مشخص کرده بودم که بعد از کتاب اصلی به صورت سریع بخونم، مثلا برای سیستم عامل کتاب اصلیم پارسه بود و کمکی مقسمی.<br />
<br />
۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین<br />
زبان: مجوعه لغات خودم و کتاب ۵۰۴ و لغات ضروری تافل<br />
گسسته: پوران<br />
ساختمان داده: مقسمی + پارسه<br />
الگوریتم: مقسمی<br />
نرم: پارسه + پوران<br />
شبکه: پارسه + راس<br />
هوش: پوران<br />
پایگاه داده: مقسمی <br />
سیستم عامل: پارسه + مقسمی<br />
معماری: پوران<br />
<br />
۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
نرم افزار و شبکه<br />
<br />
۱۷-ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
جفتش<br />
<br />
۱۸-زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
زبانم متوسط بود و برای کنکور هم خوندم ولی سر جلسه متاسفانه خوب نزدم.<br />
<br />
۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
توی رشته آی تی تنها درسی که ریاضی داره گسسته بود که اونم نمیشه روش زیاد حساب کرد چون تستهاش خیلی سختن.<br />
<br />
۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
توی تابستون درسها رو مرور کردم و یک دور سریع مطالب رو خوندم، از پاییز به بعد طبق آزمونا پیش رفتم و تست زیاد حل میکردم، ۱۵ روز آخر هم فقط مرور میکردم و آزمونهای سالهای قبل رو حل میکردم.<br />
<br />
۲۱- آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
تنها درس میخوندم<br />
<br />
۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین<br />
بر اساس برنامه آزمونا حجم مطالبی رو که باید میخوندم تعیین میکردم، و سرعتم رو جوری تنظیم میکردم که بر طبق برنامه پیش برم و تست هم حل کنم و درسها رو مرور کنم<br />
<br />
۲۳-اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
روزای جمعه خالی بود و مخصوص درسای عقب افتاده.<br />
<br />
۲۴- اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
از همون اول روی شبکه تمرکز کرده بودم.<br />
<br />
۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید<br />
بله بعضی وقتا به دلیل مشکلات شخصی سرعت مطالعم کم میشد ولی هدفی که داشتم بهم انگیزه میداد. <br />
<br />
۲۶-از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
کلا هیچ کلاسی نرفتم واسه کنکور. کلاس رفتن رو قبول ندارم و فک میکنم فقط وقت تلف کردنه.<br />
<br />
۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
پارسه بودم همه آزمون هاشو شرکت کردم و غیر از آزمون اول که ۳۵ شدم رتبم بین ۴ تا ۲۰ نوسان داشت. کلا خود آزمون مهم نیست. مهم اینه که به آدم برنامه میده و باعث میشه بفهمید کجای کارید<br />
۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
برنامم جوری بود که هر دو هفته کل مطالبی رو که خونده بودم مرور میکردم.<br />
<br />
۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
آمادگی ۱۰۰ درصد داشتم خیالم خیلی راحت بود و میدونستم به نتیجه ای که میخوام میرسم ولی یکم ترس داشتم که اتفاق غیر منتظره ای بیوفته و نتونم نتیج بگیرم<br />
<br />
۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟<br />
با توجه به شناختی که از خودم داشتم، انتظار داشتم که معماری رو بالای ۷۰ بزنم و پایگاه رو ۱۰۰ مشترک هم انتظار بالای ۶۰ داشتم.<br />
<br />
۳۱- سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
بله توی دروس مشترک چند لحظه ناامید شدم چون امسال سبک سوالات کامل عوض شده بود و خیلی سخت بود ولی چون میدونستم که همه مثل من دارن این سوالات رو جواب میدن نگرانیم کم شد و وقتی دروس تخصصی رو جواب دادم کاملا آرامش پیدا کردم.<br />
<br />
۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
زبان رو گذاشتم برا آخر و بقیه رو به ترتیب زدم.<br />
<br />
۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
مطمئن بودم خیلی کم پیش میاد که تکراری پیدا بشه. تک تک سوالا رو با دقت و تمرکز خوندم و حتی بعضی از سوالات رو چندبار حل کردم.<br />
<br />
۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
یکم برای زبان وقت کم آوردم، ولی در کل وقت کافی بود و هرچی رو که بلد بودم جواب دادم.<br />
<br />
۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
به اصرار دوستام و استرسهایی که وارد میکردن کلید رو بررسی کردم و دقیقا درصدهام با کلید اولیه سنجش برابر بود. حدس میزدم رتبم زیر ۲۰ باشه.<br />
<br />
<br />
۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۲۰%<br />
دانشگاه: ۵%<br />
برنامه ریزی: ۴۰%<br />
کلاس کنکور: ۰%<br />
–کنکور آزمایشی: ۱۰%<br />
شرایط سر جلسه: ۱۵%<br />
شرایط مطالعه و زندگی: ۱۰%<br />
<br />
۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
دوس دارم یه متخصص شبکه خوب بشم.<br />
<br />
۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاد<br />
<br />
<br />
۳۹- کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
خانواده و دوستای نزدیکم<br />
<br />
۴۰-ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
شبکه رو باید بیشتر از مرجع میخوندم<br />
<br />
۴۱-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
برای خودتون هدف تعیین کنید و برای رسیدن به اون هدف برنامه ریزی کنید و به برنامتون پایبند باشید.<br />
<br />
۴۲-بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟<br />
نه خیلی زیاد بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۴۳-و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟<br />
کمک خیلی خوبی برای دوستان کنکوریه.<br />
<br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
خواهش <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه 233 شبکه و امنیت و رتبه 509 تجارت]]></title>
			<link>/forum/thread-17696.html</link>
			<pubDate>Wed, 04 Sep 2013 16:04:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-17696.html</guid>
			<description><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
رتبه ۲۳۳شبکه وامنیت<br />
۵۰۹تجارت<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
کارشناسی پیوسته ای تی –۳۰تیر فارغ تحصیل شدم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
اولا برام مهم بود که تورشته های مهندسی تحصیل کنم چون فکر میکردم جا برایه پیشرفت نسبت به علوم پایه بیشتر هستش.(البته فکر میکنم)البته نه همه رشته های مهندسی.<br />
بعدش برام مهم بود شهر خودم باشم.اینم بگم پدرم خیلی دوست داشت این رشته تحصبل کنم<br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
بیرجند<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
معدل کارشناسیم ۱۷/۱۸هست.جزءده درصد اولم کلاسم بودم.اغلب درسایی که میدونستم توکنکور میادو از روکتابهای ارشد میخوندم موقع امتحانا.زیاده زیادم درس خون نبودم یماه اخر ترم معمولا شروع میکردم به خوندن.هیچ درسیم نبود که فقط بخام پاسش کنم.اما درسایی مثله معماریوشبکه وهوشو..خیلی دوست داشتمو از درسایی خوندنی (منظورم درسای مدیریت ای تی هست)خوشم نمیومد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
از همون اول که وارد دانشگاه شدم به فکرارشد بودم(منظورم اینکه علاقه داشتم بخونم)<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
من تقریبا از ترم ۵تصمیم گرفتم شبکه وامنیت بخونم برای ارشد<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان—۶/۶۷<br />
مشترک۲۱/۸۴<br />
(گسسته۳۳/۳۳-ساختمان داده۴۴-الگوریتم۴تاغلط-نرم افزار۱۶/۶۷-شبکه ۳۳/۳۳<br />
مدیریت سفید<br />
مشترک تخصصی۴۰/۷۴<br />
پایگاه۳۳/۳۳<br />
هوش۸۳/۳۳<br />
سیستم۵/۵<br />
معماری ۲۷/۷۸<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
اینونمیشه دقیق جواب داد.خیلیا هستن تو طول تحصیل درس خون هستنوکنکور خوب نمیدنو خیلیا هم برعکس.<br />
اما کلاس ما۴ نفر دولتی قبول شدن که سه تا جزوه ده درصد بودیم.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
از ۱۴تیرشروع کردم اما نه برنامه خاصی نداشتم(راستش بخاطر اینکه اکثر درساروقبلا باکتابایه کنکوری خونده بودم ،یه حس تنبلی توتابستون سراغم اومد که توکه همروخوندی !!!)تا اول مرداد که میشد اول رمضون دستوپاشکسته خوندم وتورمضون هیچی نخوندم!!!واز۶شهریور تازه شروع کردم جدی خوندن.<br />
ازاول مهرم که برنامه درسیم مشخص شدهرروز میرفتم کتابخونه دانشگاه بادوستم تا شب بیشتر وقتها بودیم.نمیدونم چرا اما خیلی وقت میشد کم انگیزه میشدم.برعکس دوستم.<br />
واسه امتحانایه پایانترمم که کلا۲۰روزتقریبا به جز نرم افزار وکمی از درسایه دیگه نشد زیاد بخونم.<br />
در حالت کلی از طرز خوندنم راضی نیستم.یکم اعتماد به نفسمو از دست داده بودم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
<br />
تقریبا ثابت بود.نزدیک کنکور ومخصوصا هفته اخر هرجی خونده بودمو دورکردن که واقعا اگه اینکارو مخصوصا هفته اخر نمیکردم رتبه شاید۲۰۰۰هم نمیشد.<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
هر سواله دروس مشترک ۳/۳۳درصد میشه (۳۰*۳/۳۳=۱۰۰)ضریبش هم ۴ پس تو نمره کلی به اندازه۱۳/۳۲تاثیر داره تونمره کل.<br />
سوالات مشترک تخصصی۵/۵۵درصد میشه ،ضریبش هم ۲ به اندازه۱۱/۱<br />
معماری هرسوال۸/۳۳<br />
زبان از همه کمتر۳/۳۳<br />
میبینیم زیادم تفاوتی بین معماریومشترک نخصصی نیست وکنارگذاشتن هیچ درسی خوب نیست.کاری که من برای زبان کردموخیلی ضرر کردم.<br />
هرچند که تاثیر کمتره.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
<br />
اره من درساییکه متوسط بودموبیشتر کارکردم.(سیستم عامل معماری پایگاه ،الگوریتم)درساییکه قوی بودن یکم کمتر.(هوش شبکه ساختمان داده)ودرسی مثله گسسته هم که سوالاش همیشه سخت میادو خیلی خیلی کارنکردم بااین حال۲تا درست زدم.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<br />
نه بقول اون جمله قدیمی ۱۰۰درصد ۸۰درصد ازمطالبو فهمیدن بهتراز ۸۰درصد فهمیدنه ۱۰۰ مطالبه.(نمیدونم ربط داشت یا نه Big Grin<br />
واسه هیچ درسی دوتاکتاب نخوندمومنابعم از قبل تابستون مشخص بود.من واسه هر درس تایم خاصیو درنظر میگرفتمو سعی میکردم مثلا تو۴ جلسه ۲ساعته فصل مثلا۴ امه سیستم عامله پارسه رو بخونم.<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
بله ویس معماری دکتر اجلالی که واقعا خوب بود.همینجاهم ازکسی که ویس روگذاشته بود تشکرمیکنم.<br />
گسسته:پوران—گریمالدی هم داشتم که وقت نشد بخونم<br />
ساختمان داده:مقسمی— Clrsهم داشتم که بازم وقت نشد.<br />
الگوریتم :پوران<br />
نرم افزار:پوران-جزوه درسی استاد-علوی هم دوستم داشت یک فصلو ازش خوندم(متاسفانه چون نرم افزار اکثرا فصلایه اخرش ماهیت حفظی داشت خیلی کم میخوندمش وواقعا چوبشم سرجلسه خوردم-هر درسیو کنار بذارین اما نرم افزارواز رو پرسمن حتما بخونین-واسه تست هم پوران کافیه)<br />
شبکه:پارسه<br />
هوش:اسلایدهادرسیم که واقعا بخاطر استاد خوبم خیلی این درسو نخودمو۸۳درصد زدم.پوران وکتاب رهنمون که خیلی هم مفید بود<br />
پایگاه داده:مقسمی.واقعا یکی از بهترین کتاباست مخصوصا فصلایه اخرش.<br />
سیستم عامل:پارسه.خوب توضیج داده ولی یکم حجیمه که البته نباید ترسید چون بیشتر فصلاش روونه .کساییکه پارسه ندارن پوران بخونن(ترجیحا مقسمی نخونین)<br />
معماری:پوران وویس کلاس دکتر اجلالی.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
نرم افزار حتماپرسمن بخونین.<br />
بقیه درسا لازم نیست همشو از مرجع خوند.جایی ابهام دارین مرجعه کنین.اونجور که شنیدم تمرینات clrs<br />
هم خیلی مفیده.<br />
واسه گسسته هم اگه خیلی وقت دارین گریمالدی بخونین (من باشم وقت مرجع خوندن برای گسسته رو نرم افزار میخونم که لااقل بشه حلش کرد Big Grin<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<br />
گفتم بالا اکثر مواقع کتاب کنکوری میخوندمو ازتستا بجایه نمونه سوال استفاده میکردم.<br />
مرجع خیلی کم.(معماری فقط موریس مانو خوندم)<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
من قبلا کلاس زبان میزفتمو پایم خوب بود اما خب زبان درسیه کمرور نکنی فراموش میکنی.منم اصلا زبان نخوندموسرجلسه هم فقط تونستم۶تا سول بزنم.<br />
توصیه من اینکه زبان حتما بخونین<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
گسسته فکرمیکنم از درسایی باشه که خیلیا مشکل دارن.راستش برنامه ای خاص ندارم چون مشکل این درس بیشتر از فهمیدنش توسوالایه عجیبه که براش طرح میشه<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
بادوستم توکتابخونه.<br />
واسه هرکسی فرق میکنه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
متوجه نشدم درست سوالا.<br />
اما همون حجم مطالعه شده چون من تاچیزیو نمیفهمیدم رد نمیکردم مگه دیگه مطمئنشم نمیفهمم.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
فکرکنم روش اخرو انتخاب میکردم.چون برای هردرس فقط یه منبع داشتم<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
نه از همون اول درس مدیریتو کنار گذاشتموبه فکر شبکه بودم.واقعا درسای حفظی منو عذاب میده<br />
Big Grin<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<br />
اره خیلی وقتها مخصو صاوقتی نزدیک ازمونای ازمایشی میشدم این سرعت تغییرمیکرد.<br />
وقتی میدیدم بااینکه اونقدر که بقیه خوندن نخوندمو نتیجه بهتر گرفتن توازمونا انگیزم بیشتر میشد.<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<br />
نه شهرما اصلا کلاس کنکوری نداره.اما بنظرم بعضا میتونه مفید باشه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
بله.سنجش.<br />
بنظرم نزدیکترین ازمون به کنکوره کاش فقط جامعه اماریش بیشتر میبود.<br />
نه از ۷تا ۵تاشو شرکت کردم.خیلی موثر بود بنظرم شرکت کردن تو ازمون یا شبیه سازی این جلسات هرچند وقت یبار واقعا لازمه.<br />
خب مسلما تاثیر مثبتی برام داشت<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<br />
نه من از تقریباهفته اخر بهمن شروع کردم به مرور کردن هرچی خونده بودم.<br />
مرور نکنی درساروتوماهه اخر انگار هیچی نخوندی.<br />
اگه برگردم از یماه قبل کنکور شروع میکنم به دورکردن.<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
تویه درس خوب تویه درس مثله نرم افزارو گسسته راضی نبودم ازخودم و۴۰درصد .تودرسی مثله معماری هم همینطور.شبکه هم کاش لایه های بالایرو ازیه کتاب دیگه میخوندم هرچند دوتاسوالی که جواب دادم ودرست هم زدم ازکتاب پارسه بودوباخوندن پارسه میشد ۳تا سوالوراحت زد.اما ۳تا سواله دیگه به گوشمم نخورده بود.<br />
درساییکه دیگه تقریبا ازخودم راضی بودم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
<br />
نه زیاد .به صورت تکی به هردرس فکرنکردم<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
نه اصلا .خیلی ریلکس بودم.انگار نه انگار کنکوره.فقط خیلی ناراحت شدم که وقت کمه ونمیتونم ومعماریارو خوب بزنم.<br />
خداروشکردرکل خوب بود.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
نه از دروس مشترک مثله همیشه شروع کردمورفتم جلو.زیاد خودمو درگیر یه سوال نمیکردم.دنباله سوالایی بودم که حتما بلد بودمو اخر دوبار برمیگشتمواوناییکه شک داشتمو بررسی میکردم.سعی کردم الکی نزنم.هرچند تعدا زیاد غلطام نشون میده اشتباه داشتم تواین امر<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<br />
نه سعی میکردم حلش کنم.لزوما سوالا شبیه نیستن.مگر سبکه سوال<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<br />
بشدت برای بچههایی که معماری میخواستن جواب بدن وقت کم بود.اگه وقت بیشتر بود معماریو حداقل ۵۰میزدم.<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
بله بلافاصله بادوستان بررسی کردم.<br />
بعد ازاومدن کلیدنهایی هم بررسی کردم ودقیقه دقیق درصدام همونایی بود که حساب کرده بود حتی صدمه درصدام.<br />
رتبمم گفته بودن بین ۱۸۰تا۲۵۰که ۲۳۳شد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
پایه—۲۰/دانشگاه۱۰-برنامه ریزی ۳۰-کنکورازمایشی۱۰-شرایط جلسه۱۵-شرایط مطالعه ۱۵<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<br />
هنوز تصمیم قطعی نگرفتم.اگه بشه ادامه تحصیل(البته به جاییکه نرسیدم Big Grin<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااد.ماتلاش میکنیمو بقیش باخداست.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
مسلما خانواده وعزیزانم نقش زیاده دارن وازشون تشکرمیکنم.<br />
ازدوستان مانشت خیلی تشکرمیکنم.بی شک نقش زیادی داشت.از دوسته خوبم احمد هم ایتجا تشکر میکنموامیدوارهمیشه موفق یاشه.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
بالاجواب دادم<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
براساس علاقه انتخاب کردم.اول تمام رشته های شبکه رو زدم.وانتخاب فکرکنم هفتممو قبول شدم.(شبکه های کامپیوتری دانشگاه یزد)<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
به عنوان یه برادر کوچکتر میخوام بگم خیلیارو میشناسم از وسط مهر حتی ابان شروع کردنو دورقمی شدن اما وقتی شروع کردن درست حسابیومداوم حوندن.اصلا فکراینکه امسال که نمیشه ساله دیگه میخونیمو نکنن.همین الان هم شروع کنین قول میدم یه رتبه حداقل از رتبه من بهترو بیارین.اینو جدی مبگن وقصد الکی روحیه دادن به کسیو ندارم.<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<br />
چی بگم والاBig Grin<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
وقتی به درصدایه بچهاا نگاه میکنم میبینم اگه ۳تاتسته غلطم دزست میشدالان رتبم حدوده صدبودواگه ۳تا تست درستم غلظ میشد نزدیکه هزار.<br />
کنکور ملاکه خوبی برای ارزیابی دانش بچهها نیست اما کاریشم نمیشه کرد.جلسه رو جدی بگیرین.یکیو میشناسم بخاطراینکه فکرمیکرد چون توازمونای ازمایشی مثلا۲۰تامشترک میزده کنکورم باید بزنه۲۰تا.کنکورم که سخت بودوخیلی از جواباش غلط وازروشک وتردید.<br />
جمله اخر:به اصرار یکی از بچه های گل مانشت مصاحبه کردم.ازاینکه جسارت کردمو مصاحبه کردم (بااین رتبه نه چندان خوب)ازهمه عذر میخوام.<br />
موفق باشید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
رتبه ۲۳۳شبکه وامنیت<br />
۵۰۹تجارت<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
کارشناسی پیوسته ای تی –۳۰تیر فارغ تحصیل شدم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
اولا برام مهم بود که تورشته های مهندسی تحصیل کنم چون فکر میکردم جا برایه پیشرفت نسبت به علوم پایه بیشتر هستش.(البته فکر میکنم)البته نه همه رشته های مهندسی.<br />
بعدش برام مهم بود شهر خودم باشم.اینم بگم پدرم خیلی دوست داشت این رشته تحصبل کنم<br />
<br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
بیرجند<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
معدل کارشناسیم ۱۷/۱۸هست.جزءده درصد اولم کلاسم بودم.اغلب درسایی که میدونستم توکنکور میادو از روکتابهای ارشد میخوندم موقع امتحانا.زیاده زیادم درس خون نبودم یماه اخر ترم معمولا شروع میکردم به خوندن.هیچ درسیم نبود که فقط بخام پاسش کنم.اما درسایی مثله معماریوشبکه وهوشو..خیلی دوست داشتمو از درسایی خوندنی (منظورم درسای مدیریت ای تی هست)خوشم نمیومد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
از همون اول که وارد دانشگاه شدم به فکرارشد بودم(منظورم اینکه علاقه داشتم بخونم)<br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
من تقریبا از ترم ۵تصمیم گرفتم شبکه وامنیت بخونم برای ارشد<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
زبان—۶/۶۷<br />
مشترک۲۱/۸۴<br />
(گسسته۳۳/۳۳-ساختمان داده۴۴-الگوریتم۴تاغلط-نرم افزار۱۶/۶۷-شبکه ۳۳/۳۳<br />
مدیریت سفید<br />
مشترک تخصصی۴۰/۷۴<br />
پایگاه۳۳/۳۳<br />
هوش۸۳/۳۳<br />
سیستم۵/۵<br />
معماری ۲۷/۷۸<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
اینونمیشه دقیق جواب داد.خیلیا هستن تو طول تحصیل درس خون هستنوکنکور خوب نمیدنو خیلیا هم برعکس.<br />
اما کلاس ما۴ نفر دولتی قبول شدن که سه تا جزوه ده درصد بودیم.<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
از ۱۴تیرشروع کردم اما نه برنامه خاصی نداشتم(راستش بخاطر اینکه اکثر درساروقبلا باکتابایه کنکوری خونده بودم ،یه حس تنبلی توتابستون سراغم اومد که توکه همروخوندی !!!)تا اول مرداد که میشد اول رمضون دستوپاشکسته خوندم وتورمضون هیچی نخوندم!!!واز۶شهریور تازه شروع کردم جدی خوندن.<br />
ازاول مهرم که برنامه درسیم مشخص شدهرروز میرفتم کتابخونه دانشگاه بادوستم تا شب بیشتر وقتها بودیم.نمیدونم چرا اما خیلی وقت میشد کم انگیزه میشدم.برعکس دوستم.<br />
واسه امتحانایه پایانترمم که کلا۲۰روزتقریبا به جز نرم افزار وکمی از درسایه دیگه نشد زیاد بخونم.<br />
در حالت کلی از طرز خوندنم راضی نیستم.یکم اعتماد به نفسمو از دست داده بودم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
<br />
تقریبا ثابت بود.نزدیک کنکور ومخصوصا هفته اخر هرجی خونده بودمو دورکردن که واقعا اگه اینکارو مخصوصا هفته اخر نمیکردم رتبه شاید۲۰۰۰هم نمیشد.<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
هر سواله دروس مشترک ۳/۳۳درصد میشه (۳۰*۳/۳۳=۱۰۰)ضریبش هم ۴ پس تو نمره کلی به اندازه۱۳/۳۲تاثیر داره تونمره کل.<br />
سوالات مشترک تخصصی۵/۵۵درصد میشه ،ضریبش هم ۲ به اندازه۱۱/۱<br />
معماری هرسوال۸/۳۳<br />
زبان از همه کمتر۳/۳۳<br />
میبینیم زیادم تفاوتی بین معماریومشترک نخصصی نیست وکنارگذاشتن هیچ درسی خوب نیست.کاری که من برای زبان کردموخیلی ضرر کردم.<br />
هرچند که تاثیر کمتره.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<br />
<br />
اره من درساییکه متوسط بودموبیشتر کارکردم.(سیستم عامل معماری پایگاه ،الگوریتم)درساییکه قوی بودن یکم کمتر.(هوش شبکه ساختمان داده)ودرسی مثله گسسته هم که سوالاش همیشه سخت میادو خیلی خیلی کارنکردم بااین حال۲تا درست زدم.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<br />
نه بقول اون جمله قدیمی ۱۰۰درصد ۸۰درصد ازمطالبو فهمیدن بهتراز ۸۰درصد فهمیدنه ۱۰۰ مطالبه.(نمیدونم ربط داشت یا نه Big Grin<br />
واسه هیچ درسی دوتاکتاب نخوندمومنابعم از قبل تابستون مشخص بود.من واسه هر درس تایم خاصیو درنظر میگرفتمو سعی میکردم مثلا تو۴ جلسه ۲ساعته فصل مثلا۴ امه سیستم عامله پارسه رو بخونم.<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
بله ویس معماری دکتر اجلالی که واقعا خوب بود.همینجاهم ازکسی که ویس روگذاشته بود تشکرمیکنم.<br />
گسسته:پوران—گریمالدی هم داشتم که وقت نشد بخونم<br />
ساختمان داده:مقسمی— Clrsهم داشتم که بازم وقت نشد.<br />
الگوریتم :پوران<br />
نرم افزار:پوران-جزوه درسی استاد-علوی هم دوستم داشت یک فصلو ازش خوندم(متاسفانه چون نرم افزار اکثرا فصلایه اخرش ماهیت حفظی داشت خیلی کم میخوندمش وواقعا چوبشم سرجلسه خوردم-هر درسیو کنار بذارین اما نرم افزارواز رو پرسمن حتما بخونین-واسه تست هم پوران کافیه)<br />
شبکه:پارسه<br />
هوش:اسلایدهادرسیم که واقعا بخاطر استاد خوبم خیلی این درسو نخودمو۸۳درصد زدم.پوران وکتاب رهنمون که خیلی هم مفید بود<br />
پایگاه داده:مقسمی.واقعا یکی از بهترین کتاباست مخصوصا فصلایه اخرش.<br />
سیستم عامل:پارسه.خوب توضیج داده ولی یکم حجیمه که البته نباید ترسید چون بیشتر فصلاش روونه .کساییکه پارسه ندارن پوران بخونن(ترجیحا مقسمی نخونین)<br />
معماری:پوران وویس کلاس دکتر اجلالی.<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
نرم افزار حتماپرسمن بخونین.<br />
بقیه درسا لازم نیست همشو از مرجع خوند.جایی ابهام دارین مرجعه کنین.اونجور که شنیدم تمرینات clrs<br />
هم خیلی مفیده.<br />
واسه گسسته هم اگه خیلی وقت دارین گریمالدی بخونین (من باشم وقت مرجع خوندن برای گسسته رو نرم افزار میخونم که لااقل بشه حلش کرد Big Grin<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<br />
گفتم بالا اکثر مواقع کتاب کنکوری میخوندمو ازتستا بجایه نمونه سوال استفاده میکردم.<br />
مرجع خیلی کم.(معماری فقط موریس مانو خوندم)<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
من قبلا کلاس زبان میزفتمو پایم خوب بود اما خب زبان درسیه کمرور نکنی فراموش میکنی.منم اصلا زبان نخوندموسرجلسه هم فقط تونستم۶تا سول بزنم.<br />
توصیه من اینکه زبان حتما بخونین<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
گسسته فکرمیکنم از درسایی باشه که خیلیا مشکل دارن.راستش برنامه ای خاص ندارم چون مشکل این درس بیشتر از فهمیدنش توسوالایه عجیبه که براش طرح میشه<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
بادوستم توکتابخونه.<br />
واسه هرکسی فرق میکنه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
متوجه نشدم درست سوالا.<br />
اما همون حجم مطالعه شده چون من تاچیزیو نمیفهمیدم رد نمیکردم مگه دیگه مطمئنشم نمیفهمم.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
فکرکنم روش اخرو انتخاب میکردم.چون برای هردرس فقط یه منبع داشتم<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
نه از همون اول درس مدیریتو کنار گذاشتموبه فکر شبکه بودم.واقعا درسای حفظی منو عذاب میده<br />
Big Grin<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<br />
اره خیلی وقتها مخصو صاوقتی نزدیک ازمونای ازمایشی میشدم این سرعت تغییرمیکرد.<br />
وقتی میدیدم بااینکه اونقدر که بقیه خوندن نخوندمو نتیجه بهتر گرفتن توازمونا انگیزم بیشتر میشد.<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<br />
نه شهرما اصلا کلاس کنکوری نداره.اما بنظرم بعضا میتونه مفید باشه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
بله.سنجش.<br />
بنظرم نزدیکترین ازمون به کنکوره کاش فقط جامعه اماریش بیشتر میبود.<br />
نه از ۷تا ۵تاشو شرکت کردم.خیلی موثر بود بنظرم شرکت کردن تو ازمون یا شبیه سازی این جلسات هرچند وقت یبار واقعا لازمه.<br />
خب مسلما تاثیر مثبتی برام داشت<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<br />
نه من از تقریباهفته اخر بهمن شروع کردم به مرور کردن هرچی خونده بودم.<br />
مرور نکنی درساروتوماهه اخر انگار هیچی نخوندی.<br />
اگه برگردم از یماه قبل کنکور شروع میکنم به دورکردن.<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<br />
تویه درس خوب تویه درس مثله نرم افزارو گسسته راضی نبودم ازخودم و۴۰درصد .تودرسی مثله معماری هم همینطور.شبکه هم کاش لایه های بالایرو ازیه کتاب دیگه میخوندم هرچند دوتاسوالی که جواب دادم ودرست هم زدم ازکتاب پارسه بودوباخوندن پارسه میشد ۳تا سوالوراحت زد.اما ۳تا سواله دیگه به گوشمم نخورده بود.<br />
درساییکه دیگه تقریبا ازخودم راضی بودم<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
<br />
نه زیاد .به صورت تکی به هردرس فکرنکردم<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
نه اصلا .خیلی ریلکس بودم.انگار نه انگار کنکوره.فقط خیلی ناراحت شدم که وقت کمه ونمیتونم ومعماریارو خوب بزنم.<br />
خداروشکردرکل خوب بود.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
نه از دروس مشترک مثله همیشه شروع کردمورفتم جلو.زیاد خودمو درگیر یه سوال نمیکردم.دنباله سوالایی بودم که حتما بلد بودمو اخر دوبار برمیگشتمواوناییکه شک داشتمو بررسی میکردم.سعی کردم الکی نزنم.هرچند تعدا زیاد غلطام نشون میده اشتباه داشتم تواین امر<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<br />
نه سعی میکردم حلش کنم.لزوما سوالا شبیه نیستن.مگر سبکه سوال<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<br />
بشدت برای بچههایی که معماری میخواستن جواب بدن وقت کم بود.اگه وقت بیشتر بود معماریو حداقل ۵۰میزدم.<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
بله بلافاصله بادوستان بررسی کردم.<br />
بعد ازاومدن کلیدنهایی هم بررسی کردم ودقیقه دقیق درصدام همونایی بود که حساب کرده بود حتی صدمه درصدام.<br />
رتبمم گفته بودن بین ۱۸۰تا۲۵۰که ۲۳۳شد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
پایه—۲۰/دانشگاه۱۰-برنامه ریزی ۳۰-کنکورازمایشی۱۰-شرایط جلسه۱۵-شرایط مطالعه ۱۵<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<br />
هنوز تصمیم قطعی نگرفتم.اگه بشه ادامه تحصیل(البته به جاییکه نرسیدم Big Grin<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااد.ماتلاش میکنیمو بقیش باخداست.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
مسلما خانواده وعزیزانم نقش زیاده دارن وازشون تشکرمیکنم.<br />
ازدوستان مانشت خیلی تشکرمیکنم.بی شک نقش زیادی داشت.از دوسته خوبم احمد هم ایتجا تشکر میکنموامیدوارهمیشه موفق یاشه.<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
بالاجواب دادم<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
براساس علاقه انتخاب کردم.اول تمام رشته های شبکه رو زدم.وانتخاب فکرکنم هفتممو قبول شدم.(شبکه های کامپیوتری دانشگاه یزد)<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
به عنوان یه برادر کوچکتر میخوام بگم خیلیارو میشناسم از وسط مهر حتی ابان شروع کردنو دورقمی شدن اما وقتی شروع کردن درست حسابیومداوم حوندن.اصلا فکراینکه امسال که نمیشه ساله دیگه میخونیمو نکنن.همین الان هم شروع کنین قول میدم یه رتبه حداقل از رتبه من بهترو بیارین.اینو جدی مبگن وقصد الکی روحیه دادن به کسیو ندارم.<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<br />
چی بگم والاBig Grin<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
وقتی به درصدایه بچهاا نگاه میکنم میبینم اگه ۳تاتسته غلطم دزست میشدالان رتبم حدوده صدبودواگه ۳تا تست درستم غلظ میشد نزدیکه هزار.<br />
کنکور ملاکه خوبی برای ارزیابی دانش بچهها نیست اما کاریشم نمیشه کرد.جلسه رو جدی بگیرین.یکیو میشناسم بخاطراینکه فکرمیکرد چون توازمونای ازمایشی مثلا۲۰تامشترک میزده کنکورم باید بزنه۲۰تا.کنکورم که سخت بودوخیلی از جواباش غلط وازروشک وتردید.<br />
جمله اخر:به اصرار یکی از بچه های گل مانشت مصاحبه کردم.ازاینکه جسارت کردمو مصاحبه کردم (بااین رتبه نه چندان خوب)ازهمه عذر میخوام.<br />
موفق باشید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92: مصاحبه با رتبه 8 علوم کامپیوتر و 16 هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-16611.html</link>
			<pubDate>Fri, 26 Jul 2013 18:02:52 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16611.html</guid>
			<description><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
سلام<br />
اصلان مهرابی. ۶۸، شیراز.<br />
۸ علوم کامپیوتر و ۱۶ هوش مصنوعی<br />
با اجازه صاحبین مانشت، یه سری سوالارو یه کم عوض یا حذف(اگه جوابشو تو سوالا قبلیش گفته بودم) کردم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
کارشناسی پیوسته، مهندسی نرم افزار دانشگاه شیراز<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
من رشتم برق بود، بعد از دو سال دیدم  برق جواب منو نمی ده، شایدم من جواب برق رو نمی دادم. به هرحال خیلی انگیزه تحصیلی تو برق نداشتم. کمکم با رشته کامپیوتر آشنا شدم(شروعش هم با درسای مبانی برنامه نویسی و مدار منطقی بود که تو برق داشتیم) و دید کامپیوتری(از جنس علوم کامپیوتر و گسسته ) رو کاملا پسندیدم و نهایتا با یه دردسری تونستم تغییر رشته بدم و الان کاملا راضی هستم ازین تصمیمم.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
وقتی رشتم برق بود که نمره هام اصلا تعریفی نداشت، علاقه هم به درس خاصی چندان وجود نداشت. وقتی اومدم کامپیوتر، نسبت به درسا انگیزه و علاقه داشتم. اون درس هایی که می پسندیدمشون(درس های کامپیوتری نزدیک به علوم)، علاقه مندانه وقت روش می گذاشتم و نمره هام  هم توی اون درس ها خوب می شد. ولی بیشتر درس های تخصصی مهندسی نرم افزار(که بیشتر مهندسی بود تا کامپیوتر) برای من چندان جذاب نبودن، ولی ازونجا که درس های گلابی بودن، با یه تلاش دیروز امتحاناش یه نمره در حد ۱۵ می شد ازشون گرفت.<br />
برای مسابقه برنامه نویسی ACM هم کمابیش کار کردم که خیلی جذاب، مفید و خوب بود. و فکر می کنم دید کامپیوتری من رو خیلی بهتر کرده(که تو درس ها و طبعا کنکور موثر بود). و اکیدا به دانشجوهای سال پایین کامپیوتر اونو توصیه می کنم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
نیت ادامه تحصیل رو که داشتم چون از دوره دبیرستان کارپژوهشی رو می پسندید. الانم هنوز انگیزه آموزشی و پژوهشی کامپیوتر رو در خودم زنده می بینم. <br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
علوم و هوش و گرایش الگوریتم و محاسبات برای من جذاب بودن. علوم رو که شناور نوشتم ولی تصمیم گرفتم تلاش خودم رو بذارم روی هوش.<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
۸ و ۱۰ علوم، ۱۶ هوش، ۴۳ معماری، ۸۹ نرم، ۱۵۵ الگوریتم.  معدل ۱۶/۷۲ دانشگاه شیراز<br />
پارسال هم آزمایشی علوم کامپیوتر شرکت کردم که ۶۴ شدم. <br />
۴۸/۸۹	زبان <br />
۲۹/۱۷	ریاضیات<br />
۴۴/۹۳	دروس مشترک <br />
سفید	دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۵۰/۰۰	دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
۶/۲۵	دروس تخصصی نرم افزار<br />
<br />
<br />
۱۷/۰۵	۷- معدل موثر<br />
<br />
۵۸/۶۲	زبان عمومی وتخصصی<br />
۴۴/۷۶	ریاضی عمومی -امارواحتمال ومبانی کامپیوتر<br />
۶۲/۹۶	ریاضیات گسسته وساختمان داده هاوالگوریتم ها<br />
۶۷/۷۸	اصول سیستم های کامپیوتری ونظریه اتوماتاوزبانها<br />
۲۲/۲۲	انالیزعددی<br />
سفید	تحقیق درعملیات ۱<br />
۱۷/۴۲	۷- معدل موثر <br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به طور کلی بچه های خوب تو دانشگاه، تو کنکور هم خوب می شن. ولی مثال نقض معدل خراب که رتبه آباد شده و همین طور معدل آباد که رتبه خراب شده هم چندینتاشو به چشم دیدم.<br />
به نظر من کسایی که درس ها رو موقع خودشون خوب فهمیده بودن و درک کرده بودن(ممکنه نمرشون حتی کم هم باشه) ، کنکورشون خوب میشه. و مثال نقض هایی که گفتم هم از همین جا نشات میگیره که اون معدل کمه، ممکنه بخش های اصلی درس رو فهمیده ولی به هردلیل نمرهاش خوب نمی شده و یه سری معدل بالا هم ممکنه فهم عمیقی از درس ها نداشته باشن که تو کنکور مشکل ساز میشه.<br />
البته یه عده ای هم هستن که تو دوره کارشناسی اصلا درس نخوندن و برای کنکور سفت خوندن. که از این قشر افراد رتبه خوب و بد من دیدم. و خوب شده های این قشر که من دیدم، افراد با استعدادی بودن که اون فهم عمیق درس هارو موقع خوندن کنکور بدست آوردن.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
شروع تلاش برای کنکور خودندن مهر ماه بود(۴،۵ ماه قبل از کنکور). ولی از مهر من دست و پا شکسته درس می خوندم و در این مدت کارهای دیگه ای هم داشتم. می تونم بگم تقریبا از اوایل دی بود که سفت برای کنکور درس خوندم.<br />
اما توصیه می کنم اگه بتونید از تابستان شروع کنید چون خیلی بهتر هست<br />
برنامه مدونی نداشتم، فقط به صورت ذهنی یه برنامه کلی داشتم که به چه ترتیبی درس ها رو بخونم، که اونم به خاطر تنگی وقت آخر کار، در عمل خیلی عوض شد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
صد در صد.<br />
کنکور یه فرایندی هست که باید مهندسی بشه. لازم هست با توجه به وقت باقی مونده، سوادی که تا الان دارید، و توانمندی هایی که تو هرکدوم از درس ها تو خودتون می بینید، سعی کنید بهترین نتیجه رو بگیرید.(در ادامه بیشتر توضیح میدم)<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
کاملا،<br />
مثلا درس ریاضی مهندسی و مدار پایه چندان قوی ای روشون نداشتم، و اونارو نخوندم و واگذار کردم به آموخته هایی که تو ترم ازشون کسب می کنم(ترم کنکور این دو درس رو گرفته بودم) و حساب چندانی هم تو کنکور روی این دو تا درس باز نکرده بودم(اگه از هرکدون یه تست می زدم، راضی بودم). و اتفاقی که افتاد تو کنکور، ریاضی مهندسی هیچی نزدم ولی سوالای مدار امسال(۹۲) آسون بود و من هر ۴تاشو زدم که ۳تاش درست درومد. به همین جهت توصیه می کنم حتی المقدور درسی رو ول نکیند چون شاید آسون ازش سوال بیاد.(ولی اگه تنگی وقت داشتید دیگه با خیال راحت ول کنید بره)<br />
تو درس های گسسته، طراحی الگوریتم ، ساختمان داده و هوش ، احساس قوت می کردم و وقتم رو روی بقیه درس ها گذاشتم و این درس هارو هفته های آخر فقط یه مرور کلی کردم.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
چقدر سواله طولانیه!<br />
اوایلش که وقت بود، یه کتاب مشخص رو تموم می کردم(مستقل از زمانی که طول می کشید)، ولی دیگه آخرا که به تنگی وقت خوردم برای هر درس یه زمان مشخص می گذاشتم که اصولا در عمل یه مقدار بیشتر طول می کشید و از وقت بقیه کم میشد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
من برای کنکور هوش خوندم، ولی درس های مشترک با علوم کامپیوتر هم فراوون داشت. از فیلم(آموزشی) هم استفاده نکردم<br />
<br />
این ۳ تا کتاب رو کامل خوندم:<br />
- منطقی: پوران (خوب بود)  ==&gt; رو این درس حساب ویژه باز کنید، میشه خوب زدش. سخت نیست، حفظی هم نیست، سوال هاش هم عجیب و غریب نیست.<br />
- معماری: پوران (بد نبود)<br />
- سیستم عامل: پوران نوشته موسوی طیبی(عالی بود) – پارسه هم میگن خوبه(نخوندمش)<br />
- محاسبات عددی: پوران(بد نبود) – شنیدم پارسه مختصر و مفید تره(نخوندمش) ==&gt; هفته های آخر این درسو بخونید، حجمش کم هست و فقط فرمول داره که باید حفظ باشید<br />
<br />
یه قسمت هایی از این کتابارو خوندم ولی نه همش رو:<br />
- هوش: مدرسان(متوسط بود)، پوران(متوسط بود) ==&gt; درس آسونی هست، ولی خیلی منبع خوبی براش من ندیدم، هفته های آخر بخونیدش<br />
- گسسته: پوران(خوب بود)<br />
- مدار: پارسه(خوب بود)<br />
- ساختمان داده: شنیدم پوران خوبه(نخوندمش)<br />
<br />
این ها رو اصلا از رو کتاب تست نخوندم:  (ولی شما بخونید)<br />
- آمار: شنیدم پارسه خوبه (ولی زیاده)، مدرسان مختصر تره.<br />
- طراحی الگوریتم: من جزوه استادمون تو دانشگاه (دکتر طاهری) رو فقط خوندم، شنیدم پورانش بد نیست<br />
- نظریه: نمیدونم چه کتاب تستی خوبه ولی میگن خود کتاب لینز خوبه<br />
- ریاضی مهندسی:  ؟<br />
<br />
در مورد درس های گسسته(و نصفه اول آمار)، ساختمان داده و طراحی الگوریتم، راهی ندارید جز این که عمقی و مفهومی این درس هارو بفهمید. یعنی اگه بخواید از یه سری کتاب کنکور فرمول حفظ کنید، تقریبا به هیچ دردی نمی خوره.چون طراح سوال این درس ها، خیلی راحت می تونه یه تغییر کوچک تو مسئله بده که فرمول گفته شده تو کتاب ها روش جواب نده. سعی کنید همه چیز رو بفهمید و فرمول ها رو برای خودتون اثبات کنید. تو این درس ها نیاز به حفظ  کردن چیز خاصی هم (تقریبا) نیست.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
کتاب داده ساختارهای  دکتر قدسی به نظر من مفید هست. چون علاوه بر اینکه کتاب خوبیه واقعا، طراح سوال ایشون هست(حتی فونت سوال های ساختمان داده و طراحی الگوریتم امسال با فونت بقیه سوال های کنکور فرق داشت و فونت اختصاصی کتاب دکتر قدسی بود). حداقل خوندن فصل ۳ و ۴اش رو توصیه میکنم. البته اگه بتونید ۵ و۶ و ۷ اش رو هم بخونید خوبه. ولی کتاب سختی هست(به ویژه تمرین هاش). برای همین اگه دیدید از کتاب تست بخونید راحت ترید، خب کتاب تست رو بخونید.<br />
برای نظریه هم شنیدم کتاب لینز خوبه.<br />
ولی از خوندن هرکتاب درسی دیگه ای برای کنکور اکیدا خودداری کنید.(این کار مثل یک آفت می مونه)<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
درس های که بهشون علاقه داشتم(گسسته، دیتا، طراحی، برنامه نویسی)، اصولا یه بخش هایی یا بعضا کلشون رو از کتاب می خوندم. ولی بقیه درس ها حداکثر جزوه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
با دانسته های پیشینم رفتم، وضع زبانم هم متوسط بود. بعضیا خوندن لغت های ۵۰۴ رو توصیه میکنن، به هرحال ضرر که نداره!<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
بسته به شرایط افراد فرق داره. محاسبات عددی که کار ۲،۳ روز هست رو اصلا ول نکنید، چون فقط یه سری فرمول هست. گسسته و نصفه اول آمار شبیه هم هست و توصیه می کنم عمقی و مفهومی اینارو بخونید تا نتیجه بگیرید. نصفه دوم آمار هم بیشتر فرمولی هست و سخت هم نیست، پس اگه وقت دارید ولش نکنید. مخصوصا چون آمار تو ۲ سال اخیر تقریبا همه سوالا از نصفه اول بوده و تو ۲ سال قبلش از نصفه دوم کتاب بوده. برای همین باید همشو خوند. چون معلوم نیست طراحای سوالاش با خودشون چند چندن!<br />
در مورد ریاضی مهندسی هم من صاحب نظر نیستم متاسفانه، ولی اگه می خواید نخونید هم یه سری فصل هایش مثل نگاشت روون هست، میشه اونارو خوند.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
یکی دو ماه آخر اصولا با دوستام کتابخانه بودیم. که به نظرم تاثیر مثبت داشت. باید حواستون باشه، گروهی که می خونید بازدهی رو پایین نیاره. ممکنه برای یه عده ای خودشون تنها بخونن مفیدتر باشه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<br />
من برای درس خوندن از قدیم الایام کند بودم. یکی از دلایلش هم این بود که می خواستم همه چیز رو بفهمم، بعد ازش رد شم. ازین کار راضی هم بودم تا الان. چون ممکنه که یه سری چیزارو نرسم که بخونم، بجاش اونارو که خوندم دیگه نگرانی ازشون ندارم. که این مسئله تو کنکور ارشد خیلی حیاتی هست.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
از مهر که خواستم کنکور بخونم، تصمیمم روی هوش بود. بهتره از اول تکلیفتون رو مشخص کنید و برای یک گرایش بخونید، ولی تو کنکور چون وقت تخصصی زیاد هست، می تونید بعد از گرایش اصلیتون که تموم شد، سراغ یه گرایش دیگه هم برید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
سرعت و میزان درس خوندن که متغیر بود. ولی احساس ناامیدی برام پیش نیومد. اما آخرا دیگه داشتم خسته می شدم و می خواستم زودتر کنکوره تموم شه بره.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
کلاس نرفتم، ولی یکی از دوستامون یه تکه هایی از درس ها رو برامون می گفت(ممنون آقا رضا).<br />
فکر می کنم یه نفر اگه از پایه احساس ضعف نکنه، می تونه  راحت خودشو با کتابا جمع و جور کنه. ولی اگه پایه ای احساس ضعف می کنید، شاید برای چندتا(تعدادش زیاد نشه) از درس ها، کلاس بتونه مفید باشه.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
۲ تا کنکور آخر سنجش رو دادم. مفید بود، ولی تاثیر خیلی شگرفی هم نداشت. <br />
برای ماه های آخر توصیه  می کنم، اینکه یه کمی جو کنکور شبیه سازی میشه، مفید هست.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
من چنین دوره ای برام وجود نداشت(به خاطر بحران تنگی وقت). ولی اگه یه نفر بتونه حدود ۳ هفته برای جمع بندی و گرفتن کنکور سالهای پیش(و بررسی اون ها) برای خودش بذاره، خیلی می تونه مفید باشه.<br />
ولی به هر حال اگه تنگی وفت هم داشتید حتما هفته های آخر، کنکور سال های پیش رو از خودتون امتحان بگیرید و بعدش کامل بررسی شون کنید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
شرایطم بد نبود، اواخر با عجله و به سختی تونسته بودم درس ها رو جمع کنم، کنکور آزمایشی های سنجش و کنکورهای سال های قبل هم که از خودم گرفته بودم هم راضی کننده بودند.<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
چنین تفکراتی روزهای آخر وجود داره، ولی باید منطقی باهاشون برخورد کرد. مخصوصا تفکر یه درسیو ۱۰۰ زدن اگه سوالارو سخت بدن و آدم سر جلسه بخواد احساسی و به زور همون ۱۰۰ درصد روز ازتوش در بیاره، یک بلای خانمان سوز خواهد بود.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
مثلا درس ساختمان داده  که روش حساب کرده بودم، امسال به نظر من بد فرم(شاید یه عده بگن سخت) بود. ازونجا که من بعد از زبان، مشترک رو زدم، در واقع این درس می شد شروع کنکور من. یه مقدار وقت بیشتر از معمول ازم گرفت ولی همونجور که گفتم سعی کردم احساسی با این موضوع برخورد نکنم و تبدیل به بحران نشد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
زبان(آخر نگذاریدش،چون شاید وقت کم بیارید که خیلی بد میشه)، مشترک(تسلطم رو مشترک بیشتر بود و ترجیح می دادم هرچی وقت موند بیام سراغ ریاضی، البته ساعت خاص برای تموم شدن هرکدوم از درس های مشترک هم تعیین کرده بودم)، ریاضی(که از گسسته و آمار تو ریاضی شروع کردم)<br />
تخصصی هوش، وقت اضافی(حدود ۵ دقیقه) تخصصی نرم<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
جنگ.<br />
 رو هیچ چیز دیگه حساب نکنید. باید جنگید با سوال ها.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
من اصولا تو امتحان ها مشکل وقت دارم. تو کنکور اگه رو یه سوال گیر می کردم، یه علامت می زدم که بعد اگه وقت موند بیام سراغش، که حتما این کارو انجام بدید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
درمورد  زبان، ریاضی و تخصصی هوش، تخمین من تقریبا با نتیجه یکی بود. ولی در مورد مشترک تفاوت چشمگیر داشت(دست پایین رو در نظر گرفته بودم که ۲۵ درصد بود، ولی تو کارنامه ۴۴ درصد بود). یه بخشی از تفاوت به خاطر ۳ تا سوالی بود که گزینه شون تو کلید نهایی سنجش عوض شد، یا سوال حذف شد. که تغییرات به نفع من بود و همین طور چندتا از سوال ها دقیق یادم نبود که کدوم گزینه رو زدم. نتیجه کنکور هم فکر می کردم بدتر ازین شه.<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی{۲۵درصد} ،<br />
دانشگاه کارشناسی{۱۰درصد}، البته تو پایه تحصیلی هم تاثیر گذار بوده<br />
برنامه ریز برای کنکور{۱۵ درصد}، <br />
کلاس کنکور {۰درصدر} ،<br />
 کنکور آزمایشی و بررسی کنکور سال های پیش {۱۵ درصد}<br />
،شرایط سر کنکور{۲۵درصد}،<br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،{۱۰درصد} <br />
<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
اگه معلوم  بود می گفتم بهتون حتما. تدریس تو دانشگاه شغل مفید و خوبیه ولی به نظر من واقعا سخته. کار پژوهشی(صنعتی یا غیر صنعتی) رو هم کاملا می پسندم.<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
----<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
خانواده و دوستان.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
من مشکل روش بد درس خوندن یا انتخاب غلط منبع فکر نمی کنم که داشتم. اگه زودتر شروع به درس خوندن برای کنکور می کردم، فکر کنم می تونستم نتیجه بهتری بگیرم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
من هوش شریف رو انتخاب کردم.<br />
در مورد رشته و انتخاب هوش، یه مقدار مشورت کردم، ولی واقعا آدم تا وارد رشته نشه نمی دونه چی براش بهتره. من موقع کنکور توجهی به گرایش الگوریتم و محاسبات نکردم ولی بعدش دیدم اونم می تونست گزینه خوبی باشه.(البته میگن تو ارشد دست آدم بازه و خیلی محدود به گرایش نیست)<br />
شریف به جهت جو دانشجویی قوی از نظر علمی که داره رو ترجیح دادم.<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
۱- درسها رو عمقی و مفهومی بخونید<br />
۲- از خوندن منبع اضافی(چندتا کتاب برای یه درس، یا خوندن کتاب مرجع بجز موارد خاص) جدا خودداری کنید<br />
۳- بدیهیه که هرچی تست های سال ها پیش رو بیشتر حل کنید بهتره<br />
۴- هفته های آخر، کنکور سال های پیش + جمع بندی خونده هاتون(بجز یه سری مباجث خاص که هنوز نخوندید و می دونید زود می تونید جمعشون کنید)<br />
۵- تنظیم وقت سر کنکور و طبیعتا تو کنکورهای آزمایش قبلش<br />
مهم تر از هم، با اقتباس از فیلم مارمولک: به عدد آدم ها، راه هست برای  کنکور خوب دادن. بنابراین اگه بهتون یه سری توصیه هایی می کنن ولی احساس می کنید شما با یه روش دیگه بهتر می تونید نتیجه بگیرید(و ترجیحا ازون روش قبلا هم نتیجه گرفتید)، شک نکنید و روش خودتون رو انجام بدید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
نه، قربون شما     <br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
نمی دونم مشکل از منه یا سایت شما، ولی من واقعا سختمه یه مطلب خاص رو توش پیدا کنم. نقشه سایتتون در واقع مثل نقشه گنجه، خیلی باید بگردی تا پیدا کنی. در کل ممنون از زحمتاتون<br />
<br />
با آرزوی موفقیت شما کنکوری عزیز،  و اگه کمکی از من برمیومد درخدمتم:<br />
aslan.mehrabi@gmail<br />
<br />
<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-12222/مانشت جواب.docx" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/docx.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			مانشت جواب.docx</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">39.35 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
سلام<br />
اصلان مهرابی. ۶۸، شیراز.<br />
۸ علوم کامپیوتر و ۱۶ هوش مصنوعی<br />
با اجازه صاحبین مانشت، یه سری سوالارو یه کم عوض یا حذف(اگه جوابشو تو سوالا قبلیش گفته بودم) کردم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
کارشناسی پیوسته، مهندسی نرم افزار دانشگاه شیراز<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
من رشتم برق بود، بعد از دو سال دیدم  برق جواب منو نمی ده، شایدم من جواب برق رو نمی دادم. به هرحال خیلی انگیزه تحصیلی تو برق نداشتم. کمکم با رشته کامپیوتر آشنا شدم(شروعش هم با درسای مبانی برنامه نویسی و مدار منطقی بود که تو برق داشتیم) و دید کامپیوتری(از جنس علوم کامپیوتر و گسسته ) رو کاملا پسندیدم و نهایتا با یه دردسری تونستم تغییر رشته بدم و الان کاملا راضی هستم ازین تصمیمم.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
وقتی رشتم برق بود که نمره هام اصلا تعریفی نداشت، علاقه هم به درس خاصی چندان وجود نداشت. وقتی اومدم کامپیوتر، نسبت به درسا انگیزه و علاقه داشتم. اون درس هایی که می پسندیدمشون(درس های کامپیوتری نزدیک به علوم)، علاقه مندانه وقت روش می گذاشتم و نمره هام  هم توی اون درس ها خوب می شد. ولی بیشتر درس های تخصصی مهندسی نرم افزار(که بیشتر مهندسی بود تا کامپیوتر) برای من چندان جذاب نبودن، ولی ازونجا که درس های گلابی بودن، با یه تلاش دیروز امتحاناش یه نمره در حد ۱۵ می شد ازشون گرفت.<br />
برای مسابقه برنامه نویسی ACM هم کمابیش کار کردم که خیلی جذاب، مفید و خوب بود. و فکر می کنم دید کامپیوتری من رو خیلی بهتر کرده(که تو درس ها و طبعا کنکور موثر بود). و اکیدا به دانشجوهای سال پایین کامپیوتر اونو توصیه می کنم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
نیت ادامه تحصیل رو که داشتم چون از دوره دبیرستان کارپژوهشی رو می پسندید. الانم هنوز انگیزه آموزشی و پژوهشی کامپیوتر رو در خودم زنده می بینم. <br />
<br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
علوم و هوش و گرایش الگوریتم و محاسبات برای من جذاب بودن. علوم رو که شناور نوشتم ولی تصمیم گرفتم تلاش خودم رو بذارم روی هوش.<br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
۸ و ۱۰ علوم، ۱۶ هوش، ۴۳ معماری، ۸۹ نرم، ۱۵۵ الگوریتم.  معدل ۱۶/۷۲ دانشگاه شیراز<br />
پارسال هم آزمایشی علوم کامپیوتر شرکت کردم که ۶۴ شدم. <br />
۴۸/۸۹	زبان <br />
۲۹/۱۷	ریاضیات<br />
۴۴/۹۳	دروس مشترک <br />
سفید	دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۵۰/۰۰	دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
۶/۲۵	دروس تخصصی نرم افزار<br />
<br />
<br />
۱۷/۰۵	۷- معدل موثر<br />
<br />
۵۸/۶۲	زبان عمومی وتخصصی<br />
۴۴/۷۶	ریاضی عمومی -امارواحتمال ومبانی کامپیوتر<br />
۶۲/۹۶	ریاضیات گسسته وساختمان داده هاوالگوریتم ها<br />
۶۷/۷۸	اصول سیستم های کامپیوتری ونظریه اتوماتاوزبانها<br />
۲۲/۲۲	انالیزعددی<br />
سفید	تحقیق درعملیات ۱<br />
۱۷/۴۲	۷- معدل موثر <br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به طور کلی بچه های خوب تو دانشگاه، تو کنکور هم خوب می شن. ولی مثال نقض معدل خراب که رتبه آباد شده و همین طور معدل آباد که رتبه خراب شده هم چندینتاشو به چشم دیدم.<br />
به نظر من کسایی که درس ها رو موقع خودشون خوب فهمیده بودن و درک کرده بودن(ممکنه نمرشون حتی کم هم باشه) ، کنکورشون خوب میشه. و مثال نقض هایی که گفتم هم از همین جا نشات میگیره که اون معدل کمه، ممکنه بخش های اصلی درس رو فهمیده ولی به هردلیل نمرهاش خوب نمی شده و یه سری معدل بالا هم ممکنه فهم عمیقی از درس ها نداشته باشن که تو کنکور مشکل ساز میشه.<br />
البته یه عده ای هم هستن که تو دوره کارشناسی اصلا درس نخوندن و برای کنکور سفت خوندن. که از این قشر افراد رتبه خوب و بد من دیدم. و خوب شده های این قشر که من دیدم، افراد با استعدادی بودن که اون فهم عمیق درس هارو موقع خوندن کنکور بدست آوردن.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
شروع تلاش برای کنکور خودندن مهر ماه بود(۴،۵ ماه قبل از کنکور). ولی از مهر من دست و پا شکسته درس می خوندم و در این مدت کارهای دیگه ای هم داشتم. می تونم بگم تقریبا از اوایل دی بود که سفت برای کنکور درس خوندم.<br />
اما توصیه می کنم اگه بتونید از تابستان شروع کنید چون خیلی بهتر هست<br />
برنامه مدونی نداشتم، فقط به صورت ذهنی یه برنامه کلی داشتم که به چه ترتیبی درس ها رو بخونم، که اونم به خاطر تنگی وقت آخر کار، در عمل خیلی عوض شد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
صد در صد.<br />
کنکور یه فرایندی هست که باید مهندسی بشه. لازم هست با توجه به وقت باقی مونده، سوادی که تا الان دارید، و توانمندی هایی که تو هرکدوم از درس ها تو خودتون می بینید، سعی کنید بهترین نتیجه رو بگیرید.(در ادامه بیشتر توضیح میدم)<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
کاملا،<br />
مثلا درس ریاضی مهندسی و مدار پایه چندان قوی ای روشون نداشتم، و اونارو نخوندم و واگذار کردم به آموخته هایی که تو ترم ازشون کسب می کنم(ترم کنکور این دو درس رو گرفته بودم) و حساب چندانی هم تو کنکور روی این دو تا درس باز نکرده بودم(اگه از هرکدون یه تست می زدم، راضی بودم). و اتفاقی که افتاد تو کنکور، ریاضی مهندسی هیچی نزدم ولی سوالای مدار امسال(۹۲) آسون بود و من هر ۴تاشو زدم که ۳تاش درست درومد. به همین جهت توصیه می کنم حتی المقدور درسی رو ول نکیند چون شاید آسون ازش سوال بیاد.(ولی اگه تنگی وقت داشتید دیگه با خیال راحت ول کنید بره)<br />
تو درس های گسسته، طراحی الگوریتم ، ساختمان داده و هوش ، احساس قوت می کردم و وقتم رو روی بقیه درس ها گذاشتم و این درس هارو هفته های آخر فقط یه مرور کلی کردم.<br />
<br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
چقدر سواله طولانیه!<br />
اوایلش که وقت بود، یه کتاب مشخص رو تموم می کردم(مستقل از زمانی که طول می کشید)، ولی دیگه آخرا که به تنگی وقت خوردم برای هر درس یه زمان مشخص می گذاشتم که اصولا در عمل یه مقدار بیشتر طول می کشید و از وقت بقیه کم میشد.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
من برای کنکور هوش خوندم، ولی درس های مشترک با علوم کامپیوتر هم فراوون داشت. از فیلم(آموزشی) هم استفاده نکردم<br />
<br />
این ۳ تا کتاب رو کامل خوندم:<br />
- منطقی: پوران (خوب بود)  ==&gt; رو این درس حساب ویژه باز کنید، میشه خوب زدش. سخت نیست، حفظی هم نیست، سوال هاش هم عجیب و غریب نیست.<br />
- معماری: پوران (بد نبود)<br />
- سیستم عامل: پوران نوشته موسوی طیبی(عالی بود) – پارسه هم میگن خوبه(نخوندمش)<br />
- محاسبات عددی: پوران(بد نبود) – شنیدم پارسه مختصر و مفید تره(نخوندمش) ==&gt; هفته های آخر این درسو بخونید، حجمش کم هست و فقط فرمول داره که باید حفظ باشید<br />
<br />
یه قسمت هایی از این کتابارو خوندم ولی نه همش رو:<br />
- هوش: مدرسان(متوسط بود)، پوران(متوسط بود) ==&gt; درس آسونی هست، ولی خیلی منبع خوبی براش من ندیدم، هفته های آخر بخونیدش<br />
- گسسته: پوران(خوب بود)<br />
- مدار: پارسه(خوب بود)<br />
- ساختمان داده: شنیدم پوران خوبه(نخوندمش)<br />
<br />
این ها رو اصلا از رو کتاب تست نخوندم:  (ولی شما بخونید)<br />
- آمار: شنیدم پارسه خوبه (ولی زیاده)، مدرسان مختصر تره.<br />
- طراحی الگوریتم: من جزوه استادمون تو دانشگاه (دکتر طاهری) رو فقط خوندم، شنیدم پورانش بد نیست<br />
- نظریه: نمیدونم چه کتاب تستی خوبه ولی میگن خود کتاب لینز خوبه<br />
- ریاضی مهندسی:  ؟<br />
<br />
در مورد درس های گسسته(و نصفه اول آمار)، ساختمان داده و طراحی الگوریتم، راهی ندارید جز این که عمقی و مفهومی این درس هارو بفهمید. یعنی اگه بخواید از یه سری کتاب کنکور فرمول حفظ کنید، تقریبا به هیچ دردی نمی خوره.چون طراح سوال این درس ها، خیلی راحت می تونه یه تغییر کوچک تو مسئله بده که فرمول گفته شده تو کتاب ها روش جواب نده. سعی کنید همه چیز رو بفهمید و فرمول ها رو برای خودتون اثبات کنید. تو این درس ها نیاز به حفظ  کردن چیز خاصی هم (تقریبا) نیست.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
کتاب داده ساختارهای  دکتر قدسی به نظر من مفید هست. چون علاوه بر اینکه کتاب خوبیه واقعا، طراح سوال ایشون هست(حتی فونت سوال های ساختمان داده و طراحی الگوریتم امسال با فونت بقیه سوال های کنکور فرق داشت و فونت اختصاصی کتاب دکتر قدسی بود). حداقل خوندن فصل ۳ و ۴اش رو توصیه میکنم. البته اگه بتونید ۵ و۶ و ۷ اش رو هم بخونید خوبه. ولی کتاب سختی هست(به ویژه تمرین هاش). برای همین اگه دیدید از کتاب تست بخونید راحت ترید، خب کتاب تست رو بخونید.<br />
برای نظریه هم شنیدم کتاب لینز خوبه.<br />
ولی از خوندن هرکتاب درسی دیگه ای برای کنکور اکیدا خودداری کنید.(این کار مثل یک آفت می مونه)<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
درس های که بهشون علاقه داشتم(گسسته، دیتا، طراحی، برنامه نویسی)، اصولا یه بخش هایی یا بعضا کلشون رو از کتاب می خوندم. ولی بقیه درس ها حداکثر جزوه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
با دانسته های پیشینم رفتم، وضع زبانم هم متوسط بود. بعضیا خوندن لغت های ۵۰۴ رو توصیه میکنن، به هرحال ضرر که نداره!<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
بسته به شرایط افراد فرق داره. محاسبات عددی که کار ۲،۳ روز هست رو اصلا ول نکنید، چون فقط یه سری فرمول هست. گسسته و نصفه اول آمار شبیه هم هست و توصیه می کنم عمقی و مفهومی اینارو بخونید تا نتیجه بگیرید. نصفه دوم آمار هم بیشتر فرمولی هست و سخت هم نیست، پس اگه وقت دارید ولش نکنید. مخصوصا چون آمار تو ۲ سال اخیر تقریبا همه سوالا از نصفه اول بوده و تو ۲ سال قبلش از نصفه دوم کتاب بوده. برای همین باید همشو خوند. چون معلوم نیست طراحای سوالاش با خودشون چند چندن!<br />
در مورد ریاضی مهندسی هم من صاحب نظر نیستم متاسفانه، ولی اگه می خواید نخونید هم یه سری فصل هایش مثل نگاشت روون هست، میشه اونارو خوند.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
یکی دو ماه آخر اصولا با دوستام کتابخانه بودیم. که به نظرم تاثیر مثبت داشت. باید حواستون باشه، گروهی که می خونید بازدهی رو پایین نیاره. ممکنه برای یه عده ای خودشون تنها بخونن مفیدتر باشه.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<br />
من برای درس خوندن از قدیم الایام کند بودم. یکی از دلایلش هم این بود که می خواستم همه چیز رو بفهمم، بعد ازش رد شم. ازین کار راضی هم بودم تا الان. چون ممکنه که یه سری چیزارو نرسم که بخونم، بجاش اونارو که خوندم دیگه نگرانی ازشون ندارم. که این مسئله تو کنکور ارشد خیلی حیاتی هست.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
از مهر که خواستم کنکور بخونم، تصمیمم روی هوش بود. بهتره از اول تکلیفتون رو مشخص کنید و برای یک گرایش بخونید، ولی تو کنکور چون وقت تخصصی زیاد هست، می تونید بعد از گرایش اصلیتون که تموم شد، سراغ یه گرایش دیگه هم برید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
سرعت و میزان درس خوندن که متغیر بود. ولی احساس ناامیدی برام پیش نیومد. اما آخرا دیگه داشتم خسته می شدم و می خواستم زودتر کنکوره تموم شه بره.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
کلاس نرفتم، ولی یکی از دوستامون یه تکه هایی از درس ها رو برامون می گفت(ممنون آقا رضا).<br />
فکر می کنم یه نفر اگه از پایه احساس ضعف نکنه، می تونه  راحت خودشو با کتابا جمع و جور کنه. ولی اگه پایه ای احساس ضعف می کنید، شاید برای چندتا(تعدادش زیاد نشه) از درس ها، کلاس بتونه مفید باشه.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
۲ تا کنکور آخر سنجش رو دادم. مفید بود، ولی تاثیر خیلی شگرفی هم نداشت. <br />
برای ماه های آخر توصیه  می کنم، اینکه یه کمی جو کنکور شبیه سازی میشه، مفید هست.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
من چنین دوره ای برام وجود نداشت(به خاطر بحران تنگی وقت). ولی اگه یه نفر بتونه حدود ۳ هفته برای جمع بندی و گرفتن کنکور سالهای پیش(و بررسی اون ها) برای خودش بذاره، خیلی می تونه مفید باشه.<br />
ولی به هر حال اگه تنگی وفت هم داشتید حتما هفته های آخر، کنکور سال های پیش رو از خودتون امتحان بگیرید و بعدش کامل بررسی شون کنید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
شرایطم بد نبود، اواخر با عجله و به سختی تونسته بودم درس ها رو جمع کنم، کنکور آزمایشی های سنجش و کنکورهای سال های قبل هم که از خودم گرفته بودم هم راضی کننده بودند.<br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
چنین تفکراتی روزهای آخر وجود داره، ولی باید منطقی باهاشون برخورد کرد. مخصوصا تفکر یه درسیو ۱۰۰ زدن اگه سوالارو سخت بدن و آدم سر جلسه بخواد احساسی و به زور همون ۱۰۰ درصد روز ازتوش در بیاره، یک بلای خانمان سوز خواهد بود.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
مثلا درس ساختمان داده  که روش حساب کرده بودم، امسال به نظر من بد فرم(شاید یه عده بگن سخت) بود. ازونجا که من بعد از زبان، مشترک رو زدم، در واقع این درس می شد شروع کنکور من. یه مقدار وقت بیشتر از معمول ازم گرفت ولی همونجور که گفتم سعی کردم احساسی با این موضوع برخورد نکنم و تبدیل به بحران نشد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
زبان(آخر نگذاریدش،چون شاید وقت کم بیارید که خیلی بد میشه)، مشترک(تسلطم رو مشترک بیشتر بود و ترجیح می دادم هرچی وقت موند بیام سراغ ریاضی، البته ساعت خاص برای تموم شدن هرکدوم از درس های مشترک هم تعیین کرده بودم)، ریاضی(که از گسسته و آمار تو ریاضی شروع کردم)<br />
تخصصی هوش، وقت اضافی(حدود ۵ دقیقه) تخصصی نرم<br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
جنگ.<br />
 رو هیچ چیز دیگه حساب نکنید. باید جنگید با سوال ها.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
من اصولا تو امتحان ها مشکل وقت دارم. تو کنکور اگه رو یه سوال گیر می کردم، یه علامت می زدم که بعد اگه وقت موند بیام سراغش، که حتما این کارو انجام بدید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
درمورد  زبان، ریاضی و تخصصی هوش، تخمین من تقریبا با نتیجه یکی بود. ولی در مورد مشترک تفاوت چشمگیر داشت(دست پایین رو در نظر گرفته بودم که ۲۵ درصد بود، ولی تو کارنامه ۴۴ درصد بود). یه بخشی از تفاوت به خاطر ۳ تا سوالی بود که گزینه شون تو کلید نهایی سنجش عوض شد، یا سوال حذف شد. که تغییرات به نفع من بود و همین طور چندتا از سوال ها دقیق یادم نبود که کدوم گزینه رو زدم. نتیجه کنکور هم فکر می کردم بدتر ازین شه.<br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی{۲۵درصد} ،<br />
دانشگاه کارشناسی{۱۰درصد}، البته تو پایه تحصیلی هم تاثیر گذار بوده<br />
برنامه ریز برای کنکور{۱۵ درصد}، <br />
کلاس کنکور {۰درصدر} ،<br />
 کنکور آزمایشی و بررسی کنکور سال های پیش {۱۵ درصد}<br />
،شرایط سر کنکور{۲۵درصد}،<br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،{۱۰درصد} <br />
<br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
اگه معلوم  بود می گفتم بهتون حتما. تدریس تو دانشگاه شغل مفید و خوبیه ولی به نظر من واقعا سخته. کار پژوهشی(صنعتی یا غیر صنعتی) رو هم کاملا می پسندم.<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
----<br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
خانواده و دوستان.<br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
من مشکل روش بد درس خوندن یا انتخاب غلط منبع فکر نمی کنم که داشتم. اگه زودتر شروع به درس خوندن برای کنکور می کردم، فکر کنم می تونستم نتیجه بهتری بگیرم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
من هوش شریف رو انتخاب کردم.<br />
در مورد رشته و انتخاب هوش، یه مقدار مشورت کردم، ولی واقعا آدم تا وارد رشته نشه نمی دونه چی براش بهتره. من موقع کنکور توجهی به گرایش الگوریتم و محاسبات نکردم ولی بعدش دیدم اونم می تونست گزینه خوبی باشه.(البته میگن تو ارشد دست آدم بازه و خیلی محدود به گرایش نیست)<br />
شریف به جهت جو دانشجویی قوی از نظر علمی که داره رو ترجیح دادم.<br />
<br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
۱- درسها رو عمقی و مفهومی بخونید<br />
۲- از خوندن منبع اضافی(چندتا کتاب برای یه درس، یا خوندن کتاب مرجع بجز موارد خاص) جدا خودداری کنید<br />
۳- بدیهیه که هرچی تست های سال ها پیش رو بیشتر حل کنید بهتره<br />
۴- هفته های آخر، کنکور سال های پیش + جمع بندی خونده هاتون(بجز یه سری مباجث خاص که هنوز نخوندید و می دونید زود می تونید جمعشون کنید)<br />
۵- تنظیم وقت سر کنکور و طبیعتا تو کنکورهای آزمایش قبلش<br />
مهم تر از هم، با اقتباس از فیلم مارمولک: به عدد آدم ها، راه هست برای  کنکور خوب دادن. بنابراین اگه بهتون یه سری توصیه هایی می کنن ولی احساس می کنید شما با یه روش دیگه بهتر می تونید نتیجه بگیرید(و ترجیحا ازون روش قبلا هم نتیجه گرفتید)، شک نکنید و روش خودتون رو انجام بدید.<br />
<br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
نه، قربون شما     <br />
<br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
نمی دونم مشکل از منه یا سایت شما، ولی من واقعا سختمه یه مطلب خاص رو توش پیدا کنم. نقشه سایتتون در واقع مثل نقشه گنجه، خیلی باید بگردی تا پیدا کنی. در کل ممنون از زحمتاتون<br />
<br />
با آرزوی موفقیت شما کنکوری عزیز،  و اگه کمکی از من برمیومد درخدمتم:<br />
aslan.mehrabi@gmail<br />
<br />
<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-12222/مانشت جواب.docx" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/docx.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			مانشت جواب.docx</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">39.35 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 19 آی تی]]></title>
			<link>/forum/thread-16331.html</link>
			<pubDate>Sat, 13 Jul 2013 20:57:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-16331.html</guid>
			<description><![CDATA[بنام خدا<br />
 سلام به همه دوستان مانشتی....<br />
موفقیت دوستان را در آزمون کارشناسی ارشد ۹۲ تبریک میگم...روال سال قبل این بود که سوالات را برای دوستان ارسال میکردیم... اما امسال تصمیم گرفتیم که سوالات رو به صورت عمومی قرار بدیم چون همون طور که میدونید جمعیت مانشت داره روز به روز بیشتر میشه و رتبه ها خوب مانشت هم که تعدادشون کم نیست و میترسیم که تو ارسال کردن سولات کسی از قلم بیافته...<br />
من همین جا از همه دوستانی که دوست دارن تجربیات خودشون رو در اختیار دوستان خودشون قرار بدن (چقد جمله ی پردوستی شد )، دعوت میکنم تو مصاحبه شرکت کنند(باور کنید راه دوری نمیره ثواب دنیا اخرت داره ) <br />
پیشاپیش از وقتی که برای جواب دادن به سوالات میگذارین بی نهایت سپاس گذاریم...<br />
در نهایت جواب های خودتون رو برای من به صورت پیام خصوصی ارسال کنید تا در قسمت مصاحبه ها قرار داده بشه...<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
قبل از جواب دادن به سئوالات اول باید عذرخواهی کنم بابت انتشار دیرهنگام این مصاحبه چون سرم خیلی شلوغ بود و بعد باید بگم که دلیل اینکه این مصاحبه خیلی طولانی هست اینه که خواستم بیشتر وارد جزئیات بشم شاید نکات ریزی که گفتم در رسیدن به موفقیت دانشجوهائی که مثل خودم تقریبا ضعیف هستند(البته بودم) کمک بکنه(البته ضعیف هم که نبودیم تنبل و درس نخون و بی انگیزه و یه خورده هم فاقد اعتماد به نفس)<br />
 ک.م هستم،متولد ۱۳۶۷ از بابل<br />
رتبه ۱۹ گرایش فناوری اطلاعات و ۲۹ شبکه<br />
</span><br />
۱-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">کارشناسی پیوسته IT تموم شد سربازی هم رفتیم!</span><br />
<br />
۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">من کلا از عمران خوشم میومد ! و اصلا به کامپیوتر و IT هم فکر نمی کردم ولی جبر زمونه(همون رتبه کنکور) مجبورم کرد بیام تو این رشته(آخه اون موقعها مثل الان نبود که دانشگاهها جای خالی داشته باشن بیان خواهش و التماس کنن بیا اینجا درس بخون  و هر رشته ای رو که خواستی راحت بری) به تدریج از ترم دوم به بعد به واسطه بعضی از افراد مثل مدیر گروه به این رشته علاقه پیدا کردم<br />
</span><br />
۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">ترم اول رو علوم کامپیوتر بابلسر خوندم بعدش با فشار خانواده تکمیل ظرفیت رو علوم و فنون بابل زدم و قبول شدم البته یکی از دلایل موفقیتم هم همین دانشگاه هست که اون موقع با اومدن مدیر گروه جدید خیلی تغییر کرده بود و محیطی انگیزاننده! و پویا داشت<br />
</span><br />
۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا شب امتحانی بودم و معدلم تا ترم آخر زیر ۱۴ بود تا اینکه ترم آخر یه خورده تکون خوردم و معدلم بالای ۱۴ شد.<br />
الان هم به هر کدوم از همکلاسی هام رتبم رو می گم باور نمی کنند و تا ۵ ثانیه ساکت میشن و فقط نگام میکنن.....<br />
</span><br />
۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">اولش نه، فقط می خواستم یه مدرکی بگیرم و بزنم تو بازار ولی بعدش فکر ارشد اومد تو ذهنم ولی با خودم میگفتم با این معدل درخشانم چطوری می تونم میون ۴۰۰ نفر قرار بگیرم(داشتم به ارشد دانشگاه خودمون فکر می کردم)ولی یواش یواش که سئوالات کنکور رو که گرفتم بررسی کردم دیدم چیز خاصی نداره و اگه بشینم بخونم می تونم جوابشون رو بدم از اینجا دیگه پروسه شروع شد<br />
</span><br />
۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<span style="font-weight: bold;">گرایش خاصی مد نظرم نبود</span><br />
<br />
۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۰<br />
مشترک ۴۳<br />
مدیریت ۲۹<br />
مشترک تخصصی ۴۴<br />
معماری ۱۴ (هر چی بلد بودم از پارسال بود امسال نخوندم و جمع بندی هم نداشتم)<br />
</span><br />
۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
<span style="font-weight: bold;">سال اول که همون سالی بود که به رتبه ۴۰۰ راضی بودم(کنکور سال ۹۰)(اگه علاقه مند هستید برای دیدن جزئیاتش به پیوست مراجعه کنید، برای افرادی که اعتماد به نفس ندارند و فکر می کنند که ضعیف هستند می تونه مفید باشه)<br />
<br />
کنکور اصلی که خونده بودم کنکور ۹۱ بود که خوب به دلیل پروژه پایانی از اواسط مهر شروع کردم و خوب هم پیش رفته بودم ولی به دلیل بدشانسی و  چند تا اشتباه ساده و بچه گانه در جواب دادن رتبم شد ۴۰۰ وگرنه راحت می تونستم زیر ۱۰۰ بیارم (اینجا بود که متوجه نقش شانس در کنکور شدم )<br />
<br />
و سومین کنکور که همین کنکور ۹۲ هست بلافاصله بعد از کنکور ۹۱ رفتم سربازی و خوشبختانه مدت زمان سربازیم زیاد نبود و در اواخر پائیز تموم شد و قصدم این بود که از بهمن برم به دانشگاه آزاد ولی دیدم که تقریبا ۲ ماه وقت دارم و گفتم دوباره می شینم یه نگاهی به درسها می ندازم<br />
از برگه های خلاصه ای که پارسال برای جمع بندی نوشته بودم خوندم و امتحان رو دادم <br />
کلا این کنکور فقط مطالب رو مرور کردم و از نظر آمادگی پارسال خیلی آماده تر بودم<br />
اگه بخواهیم کلا مدت زمان مفید درس خوندنم در این ۳ تا کنکور رو با هم جمع کنیم به ۹ ماه هم نمی رسه که خوب چون ۳ بار بود خیلی از مطالب دوباره خونی میشد <br />
البته باید ۲ ماه خوندن برای المپیاد دانشجوئی رو هم به اون اضافه کنید<br />
</span><br />
۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تا حدود زیادی با هم دیگه فرق می کنند البته برای دانشگاههای خیلی خوب مثل شریف و ... که من داشتم سرفصلهاشون رو نگاه می کردم دیدم خیلی کامل درس می دهند و پروژه های درست حسابی می خواهند که خوب باعث میشه پایه این دانشجوها قوی تر بشه<br />
 ولی برای دانشگاههای معمولی یکی از دلایلی که باعث بشه درس دانشگاه زیاد به درد کنکور نخوره می تونه این باشه که تو دانشگاه کمتر از ۳۰% بچه ها به طور جدی به دنبال ادامه تحصیل هستند پس این باعث میشه که بقیه ای که به دنبال گرفتن نمره و مدرک هستند در اکثریت قرار بگیرند و وقتی هم که استادی پیدا میشه که سخت گیری میکنه و درس رو عمقی تر درس میده اونا فشار بیارن و استاد مجبور شه ۴ تا مطلب تو جزوه بگه و امتحان رو از اونا بیاره که خوب باعث میشه اون درس خوندن زیاد به درد کنکور نخوره البته می شه برای بعضی از اساتید استثناء آورد که واقعا خوب درس میدهند<br />
</span><br />
۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟<br />
<span style="font-weight: bold;">چون من تمام درسهایی رو که بلد بودم رو در کنکور دوم(سال ۹۱) خونده بودم درباره اون زمان توضیح میدم<br />
قصدم این بود که از اواسط تابستان شروع کنم ولی چون پروژه داشتم و به دلیل المپیاد چند تا از امتحانام عقب افتاده بودند باز از آخرهای مهر شروع کردم<br />
خوشبختانه مشکلی نداشتم ولی یکبار پیش اومده بود که تا ۲ هفته از درس زده شده بودم و درست حسابی نمی خوندم ولی خوشبختانه دوباره رفتم رو غلتک!<br />
</span><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">یه برنامه کلی برای خودم چیده بودم که مطابق با برنامه پارسه بود و برنامه های کوتاه مدت(هفته ای) و میان مدت(ماهانه) بود که با توجه به میزان درسی که خونده بودم تغییر می کرد.<br />
</span><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰۰% منتهی چون تراز خیلی تاثیر داره اینطور نبود که درسهای ضریب کم مثل مدیریت یا زبان رو نادیده بگیرم<br />
خیلی ها چون فکر می کنند این در سها ضریب پائین دارند به اونا خیلی کم بها می دن و فرصت رو برای بقیه ایجاد می کنند تا با مقداری خوندن درصد های متوسط ولی با تاثیر خیلی بالا بدست بیارن.<br />
</span><br />
۱۳-	آیا هنگام برنامه ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">دقیقا پایگاه و سیستم رو امسال خیلی وقت گذاشتم وعمقی تر خوندم<br />
</span><br />
۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
با تحقیقاتم برای هر درس بهترین منبع از نظر خودم رو پیدا کرده بودم و اساس کار رو روی اون منبع قرار دادم و منابع دیگر رو هم در نظر گرفته بودم که اگر وقت اضافه داشتم یه نگاهی روزنامه وار به اونها داشته باشم تا هم مروری باشه و هم اگر مطلبی جدید در اونها بود رو یاداشت برداری کنم<br />
</span><br />
۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
گسسته: پوران (خلاصه مفیدی از گریمالدی هست) اگه جائیش رو نمی فهمیدم به کتاب مرجع مراجعه می کردم<br />
طراحی: پوران و CLRS<br />
ساختمان داده: پارسه(اصلی) و مقسمی و پوران<br />
نرم افزار:کل کتاب پرسمن<br />
شبکه:نسخه قدیمی پارسه(حقیقت) و ۳۰۰۰ مسئله (برای تکرار و تمرین برای لایه های پائین شبکه خوب هست ولی با سئوالات جدیدی که از لایه های بالاتر هست فکر کنم دیگه به درد نمی خوره)<br />
مدیریت:پوران (فقط ۳۰% رو رسیدم بخونم بدون تست زدن)<br />
هوش:پوران(خلاصه کتاب مرجع هست و خیلی مفید برای زمانی که وقت کم هست ولی تو حل سئوالات خیلی اشکال داشت و به جواباش نباید اعتماد کنید ،اگه یه خورده هوش بلد باشی از بعضی جواباش خندتون میگیره)<br />
پایگاه: مقسمی و پوران(متن درسش خیلی سنگین بود)<br />
سیستم:حقیقت<br />
معماری:پوران(خلاصه مانو هست) و کلاس دکتر (بنا به حکم ادمین نمی تونم ازشون تعریف کنم و اسمشون رو بیارم) البته از نظر من ایشون آقای خاص آموزش معماری ایران هستند</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
دیگه وقت فیلم و ویس رو نداشتم<br />
</span><br />
۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
<span style="font-weight: bold;">اکثرشون ولی بیشتر به ترتیب اولویت: نرم افزار، طراحی، ساختمان داده</span><br />
<br />
۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">فقط معماری از مانو و طراحی از نیپولیتان و مدیریت از دفت</span><br />
<br />
۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟<span style="font-weight: bold;"><br />
تو هیچ کدوم از کنکورهام ۱ ساعت هم برای زبان وقت نزاشتم چون به خاطر سیستم زبان دانشگاه ۳ تا زبان پیش تکمیلی خورده بودم که هر کدومشون اندازه یه کتاب زبان عمومی بودن و بعدش زبان عمومی رو هم از روی کتاب تافل writing , listening &amp; reading رو باهامون کار کردن</span><br />
<br />
۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<span style="font-weight: bold;"> حداقل تو IT هیچ وقت به این بهونه که درسی سخت هست و خیلی وقت گیره نباید اون رو کنار گذاشت چون ممکنه که از این درس سئوالای راحت بدن و از اون درسی که شما روش سرمایه گذاری کردیدسئوالات سخت که نتیجه اش مثلا می تونه این باشه که ۴ سئوال رو نتونید بزنید که همین ۴ تا می تونه رتبه ۵۰ رو به رتبه ۳۰۰ تبدیل کنه (من پارسال واقعا درد ۴ تا سئوال رو کشیدم که دارم این حرف رو می زنم)<br />
</span><br />
۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<span style="font-weight: bold;"><br />
با دوستانم به کتابخانه می رفتم ولی مطالعه ام تنهائی بود فقط زمانی که مطلبی رو نمی فهمیدیم با هم مشورت و بحث می کردیم<br />
</span><br />
۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<span style="font-weight: bold;"><br />
خوب فیدبک های مختلفی باید وجود داشته باشه که هر کدوم بتونه دیگری رو تایید کنه و اگر همگرا باشن با هم دیگه نشون دهنده میزان پیشرفت هستند<br />
ملاکهائی مثل ساعت مفید مطالعه، رتبه آزمون های آزمایشی، تعداد جوابها به تستهای کنکورهای سال قبل، تعداد درس های خونده شده و ....<br />
همه اینها زمانی می تونند میزان آماده بودن رو نشون بدن که با هم دیگه استفاده بشن نه به تنها<br />
مثلا آزمون آزمایشی به تنهائی نمی تونه مفید باشه چون ممکنه که سئوالاتی که می دهند با سئوالاتی که شما خوندید یکی باشه و شما به راحتی اونها رو جواب بدید<br />
یا تعداد ساعات مطالعه شاید از نظر خودتون خیلی خوب خونده باشید ولی دیگرانی هم وجود دارند که از شما خیلی بهتر و با بازدهی بیشتری می خونند مثلا شاید ۳ ساعت مطالعه شما با ۱ ساعت مطالعه اونها یکی باشه</span><br />
<br />
۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بسته به شرایط تصمیم گیری می کردم</span><br />
<br />
۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<span style="font-weight: bold;">به دلیل رو برنامه بودن سازمان سنجش و ...<br />
من پارسال فکر کردم شریف از شبکه می گیره به خاطر همین معماری خونده بودم ولی دیدم که از IT گرفتن و امسال به خاطر همین مدیریت خوندم که خوب بقیه رو دوستان می دونند که چه شد!<br />
</span><br />
۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;">من فکر می کنم برای همه همچین چیزی پیش می یاد و فرق افراد موفق با افراد عادی اینه که به سرعت به حالت عادی بر می گردن و ادامه می دهند<br />
بیشتر نتیجه کنکورهای آزمایش به من انگیزه میداد یا حل سئوالات کنکورهای سالهای قبل و مقایسه درصدها با افراد موفق<br />
</span><br />
۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">فقط معماری به کلاس ویدئو کنفرانس دکتر (آوردن اسمشون ممنوع شده) رفتم<br />
کلا اگر استاد واقعا خوب باشه و امکان مالی وجود داشته باشه کلاس رفتن با فایده هست <br />
البته(برای دادن انگیزه به اونهائی که امکان کلاس رفتن ندارن) اینطور نیست که فکر کنید کسی که کلاس نرفته قبول نمیشه(مثل کلی از بچه های دیگه ای که مصاحبشون رو خوندید) و کسی که رفته حتما قبول میشه تو همین کلاسی که رفتم از ۱۲ نفر فقط من زیر ۲۰ شدم و بقیه به جز ۵ نفر هیچکس مجاز نشد<br />
</span><br />
۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله پارسه<br />
خیلی ها میگن که این کنکورها چون سئوالاتشون استاندارد نیست به درد نمی خورند ولی به نظر من فایده اون از بدی هاش بیشتره<br />
ارزش این کنکورها بیشتر به خاطر:<br />
۱-	 برنامه ریزی (این برنامه ریزی باعث می شه آدم با اطمینان خاطر بیشتری درس ها رو بخونه چون خوب اینها نتیجه سالها کار علمی و تجربه متخصصانی (یاد حرف آدمی که قبل از خراب کردن یک کشور میاد این حرفا رو میزنه می افتم اسمشو که خودتون میدونید!!) هست که هم خودشون کنکور دادن و هم کارشون همینه)یک کنکور با حاشیه هاش یک سال از وقت یک نفر رو می گیره و آدم مگه چقدر وقت داره که بشینه چند بار کنکور بده و با آزمایش و خطا یاد بگیره چطوری برنامه ریزی کنه پس بهتره که آدم به یه باتجربه اعتماد کنه و با تجربه و برنامه اونها درسهاش رو بخونه(البته منظورم برنامه کلی هست نه جزئیات)<br />
۲-	شبیه سازی جلسه امتحان: با چند بار امتحان دادن یاد می گیرید که چطور مدیریت زمان انجام بدید چطور و به چه ترتیبی به سئوالات جواب بدید(ممکنه شما به یه ترتیبی برسید که اونطوری می تونید بهتر به سئوالات جواب بدید)، اشتباه کنید و از اشتباهاتتون درس بگیریئ<br />
۳-	مقایسه با دیگران: می تونید بفهمید که کجای کار هستید .مثلا کسی که رتبش تو آزمایشی میشه ۲۰۰ دیگه نمی تونه انتظار داشته باشه که رتبه تک رقمی میاره<br />
البته باز هم باید بگم که (مثل کلاس کنکور) اینطور نیست که هر کس رفته موفق شده و هر کس که نرفته نا موفق یه نگاه به حدود ۳ هزار نفری که در آزمونهای موسسات مختلف شرکت می کنند بکنید آیا همه رتبه زیر ۱۰۰ می آورند؟<br />
</span><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;">البته تو کنکور امسال کل ۲ ماهی رو که وقت داشتم رو داشتم مرور و جمع بندی و تست زنی می کردم ولی در کنکور پارسال ماه آخر رو به این کار اختصاص دادم<br />
</span><br />
۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;">من قبل کنکور با توجه به معیارهایی که قبلا گفته بودم ۱۰۰% احتمال می دادم اگه اتفاق خاص نیفته زیر ۵۰ میشدم<br />
</span><br />
۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله البته هیچ درسی رو ۱۰۰% در نظر نداشتم چون تقریبا امکان پذیر نیست <br />
با توجه به سختی درسها و دیدن کارنامه های سالهای قبل بین ۳۰ تا ۶۰ درصد درنظر داشتم که خوب واقع بینانه بود چون اگر می گفتم که خوب مثلا همه رو می خواهم بالای ۷۰ بزنم هم واقع بینانه نبود و هم اینکه وقتی ببینم که نمی تونم این میزان رو بزنم روی خودم فشار میارم و به زور می خواهم چند تا سئوال رو بزنم که نتیجش نمره منفی میشه و هم روحیه ام رو برای جواب دادن به بقیه سئوالات خراب میکنه<br />
مثلا برای درس گسسته با توجه به سطح سئوالات سالهای قبل جواب دادن به ۱ سئوال رو در نظر داشتم ولی خوب چون خیلی سخت بود هیچی نزدم در صورتیکه اگر بدون بررسی همینطوری می گفتم که می خواهم به ۴ تا سئوال جواب بدهم باعث می شد تاثیر بدی روی روحیه ام داشته باشه<br />
</span><br />
۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<span style="font-weight: bold;">امسال نه خودم رو کنترل کردم ولی سالهای قبل چرا اتفاق افتاد <br />
شاید یکی از دلایل موفقیتم در امسال همینه<br />
</span><br />
۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;">بله ترتیبش رو در کنکور آزمایشی تمرین کرده بودم<br />
ترتیب جواب دادن شبیه الگوریتم آسانسور در سیستم عامل بود<br />
از گسسته شروع می کردم و تا آخر می رفتم هر سئوالی رو که راحت بود رو جواب میدادم و اگر سئوالی رو نمی تونستم یا راه حلش به ذهنم نمی رسید و یا وقت گیر بود رو ول می کردم برای دور بعدی اینطوری برای سئوالات راحت وقت کم نمی آوردم دور اول تقریبا ۱ ساعت طول می گشه<br />
دور دوم از زبان شروع میشه و سئوالاتی رو که در دور قبلی جواب نداده بودم رو بررسی می کردم و جواب می دادم و همینطور تا آخر می رفتم و این دور هر بال با سئوالات باقیمانده از دور قبل تکرار میشد<br />
</span><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">برای امسال نه، وقت اضافی زیاد به دردم نخورد، حدودا 15 دقیقه وقت اضافه آوردم که 4 تا سئوال از دو تا مبحثی که فرصت نکرده بودم بخونم رو میتونستم با اون بزنم<br />
</span><br />
۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">در صدهام از درصدهای توی کارنامه کمتر بود که خوب به دلیل اصلاح و حذف سئوالات بود<br />
نسبت به درصدهای بچه های دیگه که تو مانشت گفته بودن و کنکور آزمایشی تخمینم زیر ۵۰ بود<br />
</span><br />
۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی ۵% ، دانشگاه کارشناسی ۲۰%،<br />
 برنامه ریز برای کنکور ۳۵%، کلاس کنکور ۳%،<br />
 کنکور آزمایشی۲۰%، شرایط سر کنکور۵% <br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۱۲%<br />
</span><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<span style="font-weight: bold;">خیلی زیاد</span><br />
<br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
اولش که خوب اونیه که اون بالا مراقب همه هست<br />
بعد از همه خانواده با پشتیبانی هایی که از من انجام دادند<br />
بعد مهندس خدابنده مدیر گروه دانشگاه که با یه تصمیم تاریخی(که نمی خوام بگم چی بود)و سرنوشت ساز برای من، کمک زیادی کردند <br />
</span><br />
۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <span style="font-weight: bold;"><br />
اینکه می بایست بیشتر می خوندم که بدیهی است ولی خوب دیگه بیشتر وقت نداشتم <br />
متاسفانه کتاب جدید شبکه دکتر حقیقت امسال در اومده بود و من فرصت نکردم بحث های جدید اون رو بخونم وگرنه می تونستم ۲ سئوال شبکه رو اضافه تر می زدم<br />
و همچنین به دلیل کمبود وقت فرصت نکردم به یک مبحث از هوش مصنوعی نگاه کنم که ۲ سئوال رو هم اینجا از دست دادم<br />
و اگر امسال مثل پارسال وقت داشتم فرمولهای مربوط به گراف رو حفظ می کردم(البته نه اینکه بشینم از رو بخونم حفظ بشم با تکرار و تمرین روی فرمول های کتاب ساختمان داده پارسه) که باعث میشد ۲ سئوال از گسسته رو هم جواب می دادم و<br />
 اما و اگرهایی که هرکس بعد از پایان هر رقابتی حصرتش رو می خوره<br />
</span><br />
۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<span style="font-weight: bold;">برای شروع کردن هیچ وقت دیر نیست و از همین حالا شروع کنید، نگید که از شنبه شروع می کنم چون اون شنبه هیچوقت نمیرسه!</span><br />
<br />
۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">سایت خیلی خوبی برای مشاوره و مشورت بادیگران هست و امیدوارم هر روز از قبل پربارتر بشه</span><br />
<br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<hr /><span style="font-weight: bold;">پیوست(کنکور سال 90)<br />
<br />
پایه ام خیلی ضعیف بود چون درسای دانشگاه رو به زور از رو جزوه حفظ می کردم و امتحان می دادم و یه نمره ای می گرفتم و تموم می شد میرفت پی کارش در ضمن تو عمرم هیچ وقت نتونسته بودم به مدت طولانی و بصورت ممتد زیاد درس بخونم(دلم می خواست ولی نمی تونستم حواسم رو جمع کنم)از اواسط شهریور شروع کردم و رفتم پارسه ثبت نام کردم بعد از اولین امتحان رتبم شد 500 و رتبه دوستم شده بو 60 ازش پرسیدم چطوری درس بخونم؟ بهم گفت: بیا کتابخونه همراه من. از اواخر مهر رفتم کتابخونه از اون به بعد بود که ساعت مفید مطالعه ام رو بردم بالای 2 ساعت.<br />
 بعد از امتحان دوم رتبم اومد زیر 300 با بعضی از بچه هایی که پارسال پارسه شرکت کرده بودند صحبت کردم دیدم بعضی هاشون رتبه ارشدشون با رتبه پارسه یکی بود(نظر شخصی: بعدا به این نتیجه رسیدم که پارسه بهترین رتبه ای رو که آدم میتونه بدست بیاره رو میده نه اون رتبه ای رو که حتما بدست میاری مثلا اگر کسی رتبش تو پارسه بالای 50 بود بهترین رتبه ای که تو کنکور می تونه بیاره دور و ور 50 هست ولی الزاما نمیتونه 50 بیاره)<br />
امیدوار شدم و ادامه دادم و به تدریج ساعت مطالعه ام رو بالا بردم  ولی دیدم که نمی رسم که همه درسها رو اساسی بخونم(چون تو دانشگاه هم واحد داشتم) پس بیشتر وقتم رو گذاشتم رو دروس ضریب 4 . درسهای سیستم عامل و پایگاه(که ترم قبل پاس کرده بودم) رو دیدم با جزوه دانشگاه تونستم کنکورهای قبلی رو تقریبا 30% بزنم(اون موقع سئوالات این دو درس راحت بودن) معماری که وقت گیر بود ولش کردم ، مدیریت رو هم دیدم که با همون چیزهایی که تو دانشگاه خونده بودم و با تجزیه و تحلیل می تونم بالای 20 بزنم ، زبان هم که خوشبختانه سیستم زبان دانشگامون خیلی قوی بود(چند تا زبان تکمیلی و زبان عمومی اش هم که کتاب تافل بود)و دیدم که میتونم بالای 30 بزنم و در آخر هوش رو هم همون ترم گرفته بودم وهمزمان داشتم برای دانشگاه و کنکور با هم می خوندم.<br />
خلاصه اینکه با توجه به اینکه تو دانشگاه هم واحد داشتم آخرش رسیدم تو درسهای مشترک 80 درصد رو بخونم و تو درسهای تخصصی هم تقریبا 40 درصد رو خوندم تا رسیدیم به امتحان و بدون تست زدن و جمع بندی و اینچیزا راه افتادیم رفتیم سر جلسه امتحان<br />
زبان رو حدودا 10% زدم (زیاد وقت روش نزاشتم)<br />
مشترک رو حدودا 28% زدم(سئوالاتش خیلی راحت بوداگه خوب جمع بندی می کردم میتونستم راحت بالای 60% بزنم  که تقریبا درصد رتبه های زیر 20 بود که باعث شد با خودم فکر کنم اگه رو بقیه درسها همینطوری وقت بزارم می تونم رتبه زیر 50 بیارم)<br />
مدیریت 22%<br />
پایگاه داده منفی (اولین سالی بود که سئوالات به این سختی داده بودن من هم الکی یه چیزی زدم) تجربه: سئوالی رو که بلد نیستم جواب ندم<br />
سیستم منفی (یه سئوال رو بلد بودم اون یدونه رو هم جواب رو اشتباهی زدم)<br />
هوش 22% (اگه جو منو نمی گرفت می تونستم راحت تا 80% بزنم)<br />
رتبه:بالای 2000<br />
<br />
نتیجه ای که این امتحان برای من داشت<br />
1-	بعد از امتحان با بررسی کارنامه های رتبه های برتر و مقایسه اونها با درصدهایی که در صورت خوب خوندن درس ها می تونستم بزنم به انگیزه در من ایجاد شد و به این نتیجه رسیدم که سال دیگه می تونم راحت زیر 50 بیارم<br />
2-	با دیدن سئوالات سیستم و پایگاه متوجه شدم که حتما باید درس رو عمیقا خوند نه با جزوه دانشگاه<br />
3-	دیدم به دلیل جمع  بندی نکردن خیلی از چیزهائی رو که خوب خونده بودم رو نتونستم جواب بدم که باعث شد به اهمیت جمع بندی پی ببرم<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بنام خدا<br />
 سلام به همه دوستان مانشتی....<br />
موفقیت دوستان را در آزمون کارشناسی ارشد ۹۲ تبریک میگم...روال سال قبل این بود که سوالات را برای دوستان ارسال میکردیم... اما امسال تصمیم گرفتیم که سوالات رو به صورت عمومی قرار بدیم چون همون طور که میدونید جمعیت مانشت داره روز به روز بیشتر میشه و رتبه ها خوب مانشت هم که تعدادشون کم نیست و میترسیم که تو ارسال کردن سولات کسی از قلم بیافته...<br />
من همین جا از همه دوستانی که دوست دارن تجربیات خودشون رو در اختیار دوستان خودشون قرار بدن (چقد جمله ی پردوستی شد )، دعوت میکنم تو مصاحبه شرکت کنند(باور کنید راه دوری نمیره ثواب دنیا اخرت داره ) <br />
پیشاپیش از وقتی که برای جواب دادن به سوالات میگذارین بی نهایت سپاس گذاریم...<br />
در نهایت جواب های خودتون رو برای من به صورت پیام خصوصی ارسال کنید تا در قسمت مصاحبه ها قرار داده بشه...<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
قبل از جواب دادن به سئوالات اول باید عذرخواهی کنم بابت انتشار دیرهنگام این مصاحبه چون سرم خیلی شلوغ بود و بعد باید بگم که دلیل اینکه این مصاحبه خیلی طولانی هست اینه که خواستم بیشتر وارد جزئیات بشم شاید نکات ریزی که گفتم در رسیدن به موفقیت دانشجوهائی که مثل خودم تقریبا ضعیف هستند(البته بودم) کمک بکنه(البته ضعیف هم که نبودیم تنبل و درس نخون و بی انگیزه و یه خورده هم فاقد اعتماد به نفس)<br />
 ک.م هستم،متولد ۱۳۶۷ از بابل<br />
رتبه ۱۹ گرایش فناوری اطلاعات و ۲۹ شبکه<br />
</span><br />
۱-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">کارشناسی پیوسته IT تموم شد سربازی هم رفتیم!</span><br />
<br />
۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">من کلا از عمران خوشم میومد ! و اصلا به کامپیوتر و IT هم فکر نمی کردم ولی جبر زمونه(همون رتبه کنکور) مجبورم کرد بیام تو این رشته(آخه اون موقعها مثل الان نبود که دانشگاهها جای خالی داشته باشن بیان خواهش و التماس کنن بیا اینجا درس بخون  و هر رشته ای رو که خواستی راحت بری) به تدریج از ترم دوم به بعد به واسطه بعضی از افراد مثل مدیر گروه به این رشته علاقه پیدا کردم<br />
</span><br />
۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">ترم اول رو علوم کامپیوتر بابلسر خوندم بعدش با فشار خانواده تکمیل ظرفیت رو علوم و فنون بابل زدم و قبول شدم البته یکی از دلایل موفقیتم هم همین دانشگاه هست که اون موقع با اومدن مدیر گروه جدید خیلی تغییر کرده بود و محیطی انگیزاننده! و پویا داشت<br />
</span><br />
۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<span style="font-weight: bold;">کلا شب امتحانی بودم و معدلم تا ترم آخر زیر ۱۴ بود تا اینکه ترم آخر یه خورده تکون خوردم و معدلم بالای ۱۴ شد.<br />
الان هم به هر کدوم از همکلاسی هام رتبم رو می گم باور نمی کنند و تا ۵ ثانیه ساکت میشن و فقط نگام میکنن.....<br />
</span><br />
۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">اولش نه، فقط می خواستم یه مدرکی بگیرم و بزنم تو بازار ولی بعدش فکر ارشد اومد تو ذهنم ولی با خودم میگفتم با این معدل درخشانم چطوری می تونم میون ۴۰۰ نفر قرار بگیرم(داشتم به ارشد دانشگاه خودمون فکر می کردم)ولی یواش یواش که سئوالات کنکور رو که گرفتم بررسی کردم دیدم چیز خاصی نداره و اگه بشینم بخونم می تونم جوابشون رو بدم از اینجا دیگه پروسه شروع شد<br />
</span><br />
۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<span style="font-weight: bold;">گرایش خاصی مد نظرم نبود</span><br />
<br />
۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۰<br />
مشترک ۴۳<br />
مدیریت ۲۹<br />
مشترک تخصصی ۴۴<br />
معماری ۱۴ (هر چی بلد بودم از پارسال بود امسال نخوندم و جمع بندی هم نداشتم)<br />
</span><br />
۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
<span style="font-weight: bold;">سال اول که همون سالی بود که به رتبه ۴۰۰ راضی بودم(کنکور سال ۹۰)(اگه علاقه مند هستید برای دیدن جزئیاتش به پیوست مراجعه کنید، برای افرادی که اعتماد به نفس ندارند و فکر می کنند که ضعیف هستند می تونه مفید باشه)<br />
<br />
کنکور اصلی که خونده بودم کنکور ۹۱ بود که خوب به دلیل پروژه پایانی از اواسط مهر شروع کردم و خوب هم پیش رفته بودم ولی به دلیل بدشانسی و  چند تا اشتباه ساده و بچه گانه در جواب دادن رتبم شد ۴۰۰ وگرنه راحت می تونستم زیر ۱۰۰ بیارم (اینجا بود که متوجه نقش شانس در کنکور شدم )<br />
<br />
و سومین کنکور که همین کنکور ۹۲ هست بلافاصله بعد از کنکور ۹۱ رفتم سربازی و خوشبختانه مدت زمان سربازیم زیاد نبود و در اواخر پائیز تموم شد و قصدم این بود که از بهمن برم به دانشگاه آزاد ولی دیدم که تقریبا ۲ ماه وقت دارم و گفتم دوباره می شینم یه نگاهی به درسها می ندازم<br />
از برگه های خلاصه ای که پارسال برای جمع بندی نوشته بودم خوندم و امتحان رو دادم <br />
کلا این کنکور فقط مطالب رو مرور کردم و از نظر آمادگی پارسال خیلی آماده تر بودم<br />
اگه بخواهیم کلا مدت زمان مفید درس خوندنم در این ۳ تا کنکور رو با هم جمع کنیم به ۹ ماه هم نمی رسه که خوب چون ۳ بار بود خیلی از مطالب دوباره خونی میشد <br />
البته باید ۲ ماه خوندن برای المپیاد دانشجوئی رو هم به اون اضافه کنید<br />
</span><br />
۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">تا حدود زیادی با هم دیگه فرق می کنند البته برای دانشگاههای خیلی خوب مثل شریف و ... که من داشتم سرفصلهاشون رو نگاه می کردم دیدم خیلی کامل درس می دهند و پروژه های درست حسابی می خواهند که خوب باعث میشه پایه این دانشجوها قوی تر بشه<br />
 ولی برای دانشگاههای معمولی یکی از دلایلی که باعث بشه درس دانشگاه زیاد به درد کنکور نخوره می تونه این باشه که تو دانشگاه کمتر از ۳۰% بچه ها به طور جدی به دنبال ادامه تحصیل هستند پس این باعث میشه که بقیه ای که به دنبال گرفتن نمره و مدرک هستند در اکثریت قرار بگیرند و وقتی هم که استادی پیدا میشه که سخت گیری میکنه و درس رو عمقی تر درس میده اونا فشار بیارن و استاد مجبور شه ۴ تا مطلب تو جزوه بگه و امتحان رو از اونا بیاره که خوب باعث میشه اون درس خوندن زیاد به درد کنکور نخوره البته می شه برای بعضی از اساتید استثناء آورد که واقعا خوب درس میدهند<br />
</span><br />
۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟<br />
<span style="font-weight: bold;">چون من تمام درسهایی رو که بلد بودم رو در کنکور دوم(سال ۹۱) خونده بودم درباره اون زمان توضیح میدم<br />
قصدم این بود که از اواسط تابستان شروع کنم ولی چون پروژه داشتم و به دلیل المپیاد چند تا از امتحانام عقب افتاده بودند باز از آخرهای مهر شروع کردم<br />
خوشبختانه مشکلی نداشتم ولی یکبار پیش اومده بود که تا ۲ هفته از درس زده شده بودم و درست حسابی نمی خوندم ولی خوشبختانه دوباره رفتم رو غلتک!<br />
</span><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<span style="font-weight: bold;">یه برنامه کلی برای خودم چیده بودم که مطابق با برنامه پارسه بود و برنامه های کوتاه مدت(هفته ای) و میان مدت(ماهانه) بود که با توجه به میزان درسی که خونده بودم تغییر می کرد.<br />
</span><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰۰% منتهی چون تراز خیلی تاثیر داره اینطور نبود که درسهای ضریب کم مثل مدیریت یا زبان رو نادیده بگیرم<br />
خیلی ها چون فکر می کنند این در سها ضریب پائین دارند به اونا خیلی کم بها می دن و فرصت رو برای بقیه ایجاد می کنند تا با مقداری خوندن درصد های متوسط ولی با تاثیر خیلی بالا بدست بیارن.<br />
</span><br />
۱۳-	آیا هنگام برنامه ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">دقیقا پایگاه و سیستم رو امسال خیلی وقت گذاشتم وعمقی تر خوندم<br />
</span><br />
۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
با تحقیقاتم برای هر درس بهترین منبع از نظر خودم رو پیدا کرده بودم و اساس کار رو روی اون منبع قرار دادم و منابع دیگر رو هم در نظر گرفته بودم که اگر وقت اضافه داشتم یه نگاهی روزنامه وار به اونها داشته باشم تا هم مروری باشه و هم اگر مطلبی جدید در اونها بود رو یاداشت برداری کنم<br />
</span><br />
۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
گسسته: پوران (خلاصه مفیدی از گریمالدی هست) اگه جائیش رو نمی فهمیدم به کتاب مرجع مراجعه می کردم<br />
طراحی: پوران و CLRS<br />
ساختمان داده: پارسه(اصلی) و مقسمی و پوران<br />
نرم افزار:کل کتاب پرسمن<br />
شبکه:نسخه قدیمی پارسه(حقیقت) و ۳۰۰۰ مسئله (برای تکرار و تمرین برای لایه های پائین شبکه خوب هست ولی با سئوالات جدیدی که از لایه های بالاتر هست فکر کنم دیگه به درد نمی خوره)<br />
مدیریت:پوران (فقط ۳۰% رو رسیدم بخونم بدون تست زدن)<br />
هوش:پوران(خلاصه کتاب مرجع هست و خیلی مفید برای زمانی که وقت کم هست ولی تو حل سئوالات خیلی اشکال داشت و به جواباش نباید اعتماد کنید ،اگه یه خورده هوش بلد باشی از بعضی جواباش خندتون میگیره)<br />
پایگاه: مقسمی و پوران(متن درسش خیلی سنگین بود)<br />
سیستم:حقیقت<br />
معماری:پوران(خلاصه مانو هست) و کلاس دکتر (بنا به حکم ادمین نمی تونم ازشون تعریف کنم و اسمشون رو بیارم) البته از نظر من ایشون آقای خاص آموزش معماری ایران هستند</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
دیگه وقت فیلم و ویس رو نداشتم<br />
</span><br />
۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
<span style="font-weight: bold;">اکثرشون ولی بیشتر به ترتیب اولویت: نرم افزار، طراحی، ساختمان داده</span><br />
<br />
۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">فقط معماری از مانو و طراحی از نیپولیتان و مدیریت از دفت</span><br />
<br />
۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟<span style="font-weight: bold;"><br />
تو هیچ کدوم از کنکورهام ۱ ساعت هم برای زبان وقت نزاشتم چون به خاطر سیستم زبان دانشگاه ۳ تا زبان پیش تکمیلی خورده بودم که هر کدومشون اندازه یه کتاب زبان عمومی بودن و بعدش زبان عمومی رو هم از روی کتاب تافل writing , listening &amp; reading رو باهامون کار کردن</span><br />
<br />
۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<span style="font-weight: bold;"> حداقل تو IT هیچ وقت به این بهونه که درسی سخت هست و خیلی وقت گیره نباید اون رو کنار گذاشت چون ممکنه که از این درس سئوالای راحت بدن و از اون درسی که شما روش سرمایه گذاری کردیدسئوالات سخت که نتیجه اش مثلا می تونه این باشه که ۴ سئوال رو نتونید بزنید که همین ۴ تا می تونه رتبه ۵۰ رو به رتبه ۳۰۰ تبدیل کنه (من پارسال واقعا درد ۴ تا سئوال رو کشیدم که دارم این حرف رو می زنم)<br />
</span><br />
۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<span style="font-weight: bold;"><br />
با دوستانم به کتابخانه می رفتم ولی مطالعه ام تنهائی بود فقط زمانی که مطلبی رو نمی فهمیدیم با هم مشورت و بحث می کردیم<br />
</span><br />
۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<span style="font-weight: bold;"><br />
خوب فیدبک های مختلفی باید وجود داشته باشه که هر کدوم بتونه دیگری رو تایید کنه و اگر همگرا باشن با هم دیگه نشون دهنده میزان پیشرفت هستند<br />
ملاکهائی مثل ساعت مفید مطالعه، رتبه آزمون های آزمایشی، تعداد جوابها به تستهای کنکورهای سال قبل، تعداد درس های خونده شده و ....<br />
همه اینها زمانی می تونند میزان آماده بودن رو نشون بدن که با هم دیگه استفاده بشن نه به تنها<br />
مثلا آزمون آزمایشی به تنهائی نمی تونه مفید باشه چون ممکنه که سئوالاتی که می دهند با سئوالاتی که شما خوندید یکی باشه و شما به راحتی اونها رو جواب بدید<br />
یا تعداد ساعات مطالعه شاید از نظر خودتون خیلی خوب خونده باشید ولی دیگرانی هم وجود دارند که از شما خیلی بهتر و با بازدهی بیشتری می خونند مثلا شاید ۳ ساعت مطالعه شما با ۱ ساعت مطالعه اونها یکی باشه</span><br />
<br />
۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بسته به شرایط تصمیم گیری می کردم</span><br />
<br />
۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<span style="font-weight: bold;">به دلیل رو برنامه بودن سازمان سنجش و ...<br />
من پارسال فکر کردم شریف از شبکه می گیره به خاطر همین معماری خونده بودم ولی دیدم که از IT گرفتن و امسال به خاطر همین مدیریت خوندم که خوب بقیه رو دوستان می دونند که چه شد!<br />
</span><br />
۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<span style="font-weight: bold;">من فکر می کنم برای همه همچین چیزی پیش می یاد و فرق افراد موفق با افراد عادی اینه که به سرعت به حالت عادی بر می گردن و ادامه می دهند<br />
بیشتر نتیجه کنکورهای آزمایش به من انگیزه میداد یا حل سئوالات کنکورهای سالهای قبل و مقایسه درصدها با افراد موفق<br />
</span><br />
۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">فقط معماری به کلاس ویدئو کنفرانس دکتر (آوردن اسمشون ممنوع شده) رفتم<br />
کلا اگر استاد واقعا خوب باشه و امکان مالی وجود داشته باشه کلاس رفتن با فایده هست <br />
البته(برای دادن انگیزه به اونهائی که امکان کلاس رفتن ندارن) اینطور نیست که فکر کنید کسی که کلاس نرفته قبول نمیشه(مثل کلی از بچه های دیگه ای که مصاحبشون رو خوندید) و کسی که رفته حتما قبول میشه تو همین کلاسی که رفتم از ۱۲ نفر فقط من زیر ۲۰ شدم و بقیه به جز ۵ نفر هیچکس مجاز نشد<br />
</span><br />
۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله پارسه<br />
خیلی ها میگن که این کنکورها چون سئوالاتشون استاندارد نیست به درد نمی خورند ولی به نظر من فایده اون از بدی هاش بیشتره<br />
ارزش این کنکورها بیشتر به خاطر:<br />
۱-	 برنامه ریزی (این برنامه ریزی باعث می شه آدم با اطمینان خاطر بیشتری درس ها رو بخونه چون خوب اینها نتیجه سالها کار علمی و تجربه متخصصانی (یاد حرف آدمی که قبل از خراب کردن یک کشور میاد این حرفا رو میزنه می افتم اسمشو که خودتون میدونید!!) هست که هم خودشون کنکور دادن و هم کارشون همینه)یک کنکور با حاشیه هاش یک سال از وقت یک نفر رو می گیره و آدم مگه چقدر وقت داره که بشینه چند بار کنکور بده و با آزمایش و خطا یاد بگیره چطوری برنامه ریزی کنه پس بهتره که آدم به یه باتجربه اعتماد کنه و با تجربه و برنامه اونها درسهاش رو بخونه(البته منظورم برنامه کلی هست نه جزئیات)<br />
۲-	شبیه سازی جلسه امتحان: با چند بار امتحان دادن یاد می گیرید که چطور مدیریت زمان انجام بدید چطور و به چه ترتیبی به سئوالات جواب بدید(ممکنه شما به یه ترتیبی برسید که اونطوری می تونید بهتر به سئوالات جواب بدید)، اشتباه کنید و از اشتباهاتتون درس بگیریئ<br />
۳-	مقایسه با دیگران: می تونید بفهمید که کجای کار هستید .مثلا کسی که رتبش تو آزمایشی میشه ۲۰۰ دیگه نمی تونه انتظار داشته باشه که رتبه تک رقمی میاره<br />
البته باز هم باید بگم که (مثل کلاس کنکور) اینطور نیست که هر کس رفته موفق شده و هر کس که نرفته نا موفق یه نگاه به حدود ۳ هزار نفری که در آزمونهای موسسات مختلف شرکت می کنند بکنید آیا همه رتبه زیر ۱۰۰ می آورند؟<br />
</span><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;">البته تو کنکور امسال کل ۲ ماهی رو که وقت داشتم رو داشتم مرور و جمع بندی و تست زنی می کردم ولی در کنکور پارسال ماه آخر رو به این کار اختصاص دادم<br />
</span><br />
۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;">من قبل کنکور با توجه به معیارهایی که قبلا گفته بودم ۱۰۰% احتمال می دادم اگه اتفاق خاص نیفته زیر ۵۰ میشدم<br />
</span><br />
۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<span style="font-weight: bold;">بله البته هیچ درسی رو ۱۰۰% در نظر نداشتم چون تقریبا امکان پذیر نیست <br />
با توجه به سختی درسها و دیدن کارنامه های سالهای قبل بین ۳۰ تا ۶۰ درصد درنظر داشتم که خوب واقع بینانه بود چون اگر می گفتم که خوب مثلا همه رو می خواهم بالای ۷۰ بزنم هم واقع بینانه نبود و هم اینکه وقتی ببینم که نمی تونم این میزان رو بزنم روی خودم فشار میارم و به زور می خواهم چند تا سئوال رو بزنم که نتیجش نمره منفی میشه و هم روحیه ام رو برای جواب دادن به بقیه سئوالات خراب میکنه<br />
مثلا برای درس گسسته با توجه به سطح سئوالات سالهای قبل جواب دادن به ۱ سئوال رو در نظر داشتم ولی خوب چون خیلی سخت بود هیچی نزدم در صورتیکه اگر بدون بررسی همینطوری می گفتم که می خواهم به ۴ تا سئوال جواب بدهم باعث می شد تاثیر بدی روی روحیه ام داشته باشه<br />
</span><br />
۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<span style="font-weight: bold;">امسال نه خودم رو کنترل کردم ولی سالهای قبل چرا اتفاق افتاد <br />
شاید یکی از دلایل موفقیتم در امسال همینه<br />
</span><br />
۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<span style="font-weight: bold;">بله ترتیبش رو در کنکور آزمایشی تمرین کرده بودم<br />
ترتیب جواب دادن شبیه الگوریتم آسانسور در سیستم عامل بود<br />
از گسسته شروع می کردم و تا آخر می رفتم هر سئوالی رو که راحت بود رو جواب میدادم و اگر سئوالی رو نمی تونستم یا راه حلش به ذهنم نمی رسید و یا وقت گیر بود رو ول می کردم برای دور بعدی اینطوری برای سئوالات راحت وقت کم نمی آوردم دور اول تقریبا ۱ ساعت طول می گشه<br />
دور دوم از زبان شروع میشه و سئوالاتی رو که در دور قبلی جواب نداده بودم رو بررسی می کردم و جواب می دادم و همینطور تا آخر می رفتم و این دور هر بال با سئوالات باقیمانده از دور قبل تکرار میشد<br />
</span><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<span style="font-weight: bold;">برای امسال نه، وقت اضافی زیاد به دردم نخورد، حدودا 15 دقیقه وقت اضافه آوردم که 4 تا سئوال از دو تا مبحثی که فرصت نکرده بودم بخونم رو میتونستم با اون بزنم<br />
</span><br />
۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">در صدهام از درصدهای توی کارنامه کمتر بود که خوب به دلیل اصلاح و حذف سئوالات بود<br />
نسبت به درصدهای بچه های دیگه که تو مانشت گفته بودن و کنکور آزمایشی تخمینم زیر ۵۰ بود<br />
</span><br />
۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی ۵% ، دانشگاه کارشناسی ۲۰%،<br />
 برنامه ریز برای کنکور ۳۵%، کلاس کنکور ۳%،<br />
 کنکور آزمایشی۲۰%، شرایط سر کنکور۵% <br />
 شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۱۲%<br />
</span><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<span style="font-weight: bold;">خیلی زیاد</span><br />
<br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
اولش که خوب اونیه که اون بالا مراقب همه هست<br />
بعد از همه خانواده با پشتیبانی هایی که از من انجام دادند<br />
بعد مهندس خدابنده مدیر گروه دانشگاه که با یه تصمیم تاریخی(که نمی خوام بگم چی بود)و سرنوشت ساز برای من، کمک زیادی کردند <br />
</span><br />
۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <span style="font-weight: bold;"><br />
اینکه می بایست بیشتر می خوندم که بدیهی است ولی خوب دیگه بیشتر وقت نداشتم <br />
متاسفانه کتاب جدید شبکه دکتر حقیقت امسال در اومده بود و من فرصت نکردم بحث های جدید اون رو بخونم وگرنه می تونستم ۲ سئوال شبکه رو اضافه تر می زدم<br />
و همچنین به دلیل کمبود وقت فرصت نکردم به یک مبحث از هوش مصنوعی نگاه کنم که ۲ سئوال رو هم اینجا از دست دادم<br />
و اگر امسال مثل پارسال وقت داشتم فرمولهای مربوط به گراف رو حفظ می کردم(البته نه اینکه بشینم از رو بخونم حفظ بشم با تکرار و تمرین روی فرمول های کتاب ساختمان داده پارسه) که باعث میشد ۲ سئوال از گسسته رو هم جواب می دادم و<br />
 اما و اگرهایی که هرکس بعد از پایان هر رقابتی حصرتش رو می خوره<br />
</span><br />
۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<span style="font-weight: bold;">برای شروع کردن هیچ وقت دیر نیست و از همین حالا شروع کنید، نگید که از شنبه شروع می کنم چون اون شنبه هیچوقت نمیرسه!</span><br />
<br />
۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ <br />
<span style="font-weight: bold;">سایت خیلی خوبی برای مشاوره و مشورت بادیگران هست و امیدوارم هر روز از قبل پربارتر بشه</span><br />
<br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<hr /><span style="font-weight: bold;">پیوست(کنکور سال 90)<br />
<br />
پایه ام خیلی ضعیف بود چون درسای دانشگاه رو به زور از رو جزوه حفظ می کردم و امتحان می دادم و یه نمره ای می گرفتم و تموم می شد میرفت پی کارش در ضمن تو عمرم هیچ وقت نتونسته بودم به مدت طولانی و بصورت ممتد زیاد درس بخونم(دلم می خواست ولی نمی تونستم حواسم رو جمع کنم)از اواسط شهریور شروع کردم و رفتم پارسه ثبت نام کردم بعد از اولین امتحان رتبم شد 500 و رتبه دوستم شده بو 60 ازش پرسیدم چطوری درس بخونم؟ بهم گفت: بیا کتابخونه همراه من. از اواخر مهر رفتم کتابخونه از اون به بعد بود که ساعت مفید مطالعه ام رو بردم بالای 2 ساعت.<br />
 بعد از امتحان دوم رتبم اومد زیر 300 با بعضی از بچه هایی که پارسال پارسه شرکت کرده بودند صحبت کردم دیدم بعضی هاشون رتبه ارشدشون با رتبه پارسه یکی بود(نظر شخصی: بعدا به این نتیجه رسیدم که پارسه بهترین رتبه ای رو که آدم میتونه بدست بیاره رو میده نه اون رتبه ای رو که حتما بدست میاری مثلا اگر کسی رتبش تو پارسه بالای 50 بود بهترین رتبه ای که تو کنکور می تونه بیاره دور و ور 50 هست ولی الزاما نمیتونه 50 بیاره)<br />
امیدوار شدم و ادامه دادم و به تدریج ساعت مطالعه ام رو بالا بردم  ولی دیدم که نمی رسم که همه درسها رو اساسی بخونم(چون تو دانشگاه هم واحد داشتم) پس بیشتر وقتم رو گذاشتم رو دروس ضریب 4 . درسهای سیستم عامل و پایگاه(که ترم قبل پاس کرده بودم) رو دیدم با جزوه دانشگاه تونستم کنکورهای قبلی رو تقریبا 30% بزنم(اون موقع سئوالات این دو درس راحت بودن) معماری که وقت گیر بود ولش کردم ، مدیریت رو هم دیدم که با همون چیزهایی که تو دانشگاه خونده بودم و با تجزیه و تحلیل می تونم بالای 20 بزنم ، زبان هم که خوشبختانه سیستم زبان دانشگامون خیلی قوی بود(چند تا زبان تکمیلی و زبان عمومی اش هم که کتاب تافل بود)و دیدم که میتونم بالای 30 بزنم و در آخر هوش رو هم همون ترم گرفته بودم وهمزمان داشتم برای دانشگاه و کنکور با هم می خوندم.<br />
خلاصه اینکه با توجه به اینکه تو دانشگاه هم واحد داشتم آخرش رسیدم تو درسهای مشترک 80 درصد رو بخونم و تو درسهای تخصصی هم تقریبا 40 درصد رو خوندم تا رسیدیم به امتحان و بدون تست زدن و جمع بندی و اینچیزا راه افتادیم رفتیم سر جلسه امتحان<br />
زبان رو حدودا 10% زدم (زیاد وقت روش نزاشتم)<br />
مشترک رو حدودا 28% زدم(سئوالاتش خیلی راحت بوداگه خوب جمع بندی می کردم میتونستم راحت بالای 60% بزنم  که تقریبا درصد رتبه های زیر 20 بود که باعث شد با خودم فکر کنم اگه رو بقیه درسها همینطوری وقت بزارم می تونم رتبه زیر 50 بیارم)<br />
مدیریت 22%<br />
پایگاه داده منفی (اولین سالی بود که سئوالات به این سختی داده بودن من هم الکی یه چیزی زدم) تجربه: سئوالی رو که بلد نیستم جواب ندم<br />
سیستم منفی (یه سئوال رو بلد بودم اون یدونه رو هم جواب رو اشتباهی زدم)<br />
هوش 22% (اگه جو منو نمی گرفت می تونستم راحت تا 80% بزنم)<br />
رتبه:بالای 2000<br />
<br />
نتیجه ای که این امتحان برای من داشت<br />
1-	بعد از امتحان با بررسی کارنامه های رتبه های برتر و مقایسه اونها با درصدهایی که در صورت خوب خوندن درس ها می تونستم بزنم به انگیزه در من ایجاد شد و به این نتیجه رسیدم که سال دیگه می تونم راحت زیر 50 بیارم<br />
2-	با دیدن سئوالات سیستم و پایگاه متوجه شدم که حتما باید درس رو عمیقا خوند نه با جزوه دانشگاه<br />
3-	دیدم به دلیل جمع  بندی نکردن خیلی از چیزهائی رو که خوب خونده بودم رو نتونستم جواب بدم که باعث شد به اهمیت جمع بندی پی ببرم<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92:مصاحبه با رتبه 98 نرم،96 الگوریتم،208 هوش،216 معماری]]></title>
			<link>/forum/thread-15592.html</link>
			<pubDate>Thu, 30 May 2013 15:48:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15592.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا</span></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سجاد هستم.متولد ۱۳۶۶،اهل کرمانشاه.به لطف و یاری ایزد منان رتبه ۹۸ نرم افزار،۹۶ الگوریتم،۲۰۸ هوش،۲۱۶ معماری روتونستم بدست بیارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر-نرم افزار.تموم شده درسم.کارشناسی ناپیوسته بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
خیر.با علاقه نبود.باور کنید دوران دبیرستان ازین رشته بدم میومد.حتی تو انتخاب رشته سراسری کامپیوتر رو انتخاب نکرده بودم.اما یکی از آشنایان برگه انتخاب رشته رو دید و نرم افزار رو نوشت.اینم بگم من ریاضی فیزیک بودم.و سر یه بدشانسی و سهل انگاری با معدل ۱۹/۳۳ کاردانی قبول شدم.حتی چندبار خواستم انصراف بدم و بیام از اول سراسری امتحان بدم.بهرحال الان راضی هستم.الان بهش خیلی علاقه مند شدم.چون واقعا رشته قشنگیه.البته یه کم دید مردم به این رشته اذیت میکنه ولی رشته تاپیه به نظرم.جای پیشرفتش انتها نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
راستش معمولی.چون علاقه نداشتم پاس میکردم فقط.البته بعدها فهمیدم کار خیلی اشتباهیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
راستش من از دوران دبیرستان هدفم مدارج بالای علمی بود.اما خب به دلایلی که در بالا ذکر شد علاقه م سرکوب شد.از سال پیش جدی به ارشد فکر کردم.بعد از اینکه علاقه م بیشتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
بله.فقط نرم افزار.به نظرم باید تمرکز رو یه رشته باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
سال دوم بود.المپیاد نه.<br />
ریاضی ۲۰/۸۳<br />
مشترک ۴۷/۲۲<br />
تخصصی نرم ۳۹/۵۸<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
<br />
به نظر من کنکور کلا با درس خوندن دانشگاه فرق داره و ربط چندانی بهم ندارن.البته اونایی که دوران دانشگاه درساشون رو خوب میخونن شانس بیشتری دارن.از نظر زمان البته.همین.چون دوباره کاری ندارن.اما وقتی درسی رو خوب نمیخونی مجبوری چندبار دیگه هم بخونیش.اگه خوب بخونیش دوباره کاری نداری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
<br />
کلا برنامه بی وقفه در حد ۱ رویا بیش نیس.من از اواخر مهر شروع کردم.با اینکه از تابستون دنبال جمع آوری منابع بودم اما یه کم دیر شد.پیشنهاد میکنم از شهریور شروع کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
<br />
تقریبا ثابت بود.البته چندبار تغییر کرد.ولی بعدش تو یه روال خاصی افتاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله.۱۰۰%.این یه تکنیکه در مقابله با تعدد منابع.من اگه بار دیگه کنکور میدادم تمرکز رو مشترک ها رو چند برابر میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله.مثلا من کلا از نظریه خوشم نمیاد.حوصله خوندنشم نداشتم.اما خودمو مجاب کردم بخونمش،هرچند کار جالبی نبود.واسه همین وزن بیشتری بهش دادم.نزدیکای کنکور هم به این نتیجه رسیدم که بذارمش آخر جواب بدم.۲تا تست زدم که هر۲تاش درست بود.<br />
رو ریاضی حساب باز کرده بودم که کار اشتباهی بود.به نظرم رو تموم درسا باید وقت گذاشت اما..<br />
اماش اینه که درسایی که قوی هستین رو هیچوقت نذارین الکی از دستتون بره.رو اونایی که ضعیفید هم وقت بذارین اما نه زیاد.وسواس به خرج ندین.<br />
مثال میزنم:یکی هست که کلا با معماری راحت نیس.یعنی هرچی میخونه خیلی کمتر ازون چیزی که زحمت کشیده براش،جواب میده.ولی مثلا با یه دور ساختمان میتونه تستاشو براحتی جواب بده.خوب دوست من،مگه مجبوری زیاد رو معماری وقت بذاری؟نمیگم وقت نذار.اما تا حدی که مطمئن بودی میتونی ازش نتیجه بگیری.سر جلسه هم نمیتونی تستاشو بزنی بعد باخودت میگی این همه وقت الکی واسش گذاشتم...کاش رو درس دیگه....همین فکر کنکورتو به فنا میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.طبق تجربه پارسالم یاد گرفته بودم که به صورت گزینشی بخونم.ولی میدونستم واسه هر درسی باید چه کتابی خونده بشه.یا مثلا این مبحث از کدوم منبع بیشتر میاد.برنامه ریزیم هم بر اساس ساعت نبود.بر اساس مبحث بود.البته منظورم این نیست که زمان مهم نبود.مثلا میگفتم بایدتو ۳-۴ روز سرو ته این قسمت سیستم عامل رو هم بیاری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
خیر.به ویسو فیلم اعتقاد زیادی ندارم.<br />
این قسمت مورد علاقه منه.<br />
ز<span style="font-weight: bold;">بان:</span>هیچی نخوندم.توصیه ایم ندارم.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضیات گسسته:</span>پوران کتاب خوبیه.اما عالی نیس.اما در بین کتابای موجود از همه بهتره.حل تستش ضعیفه.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی مهندسی:</span>کتاب پارسه یه هیچ عنوان توصیه نمیشه.بچه ها میگفتن کتاب مدرسان شریف عالیه.ولی من ندیدمش.یه نگاهی بهش بندازین.اما پارسه خوب نیس.<br />
<span style="font-weight: bold;">آمار:</span>قهرمان بلامنازع این آیتم بدون شک استاد طورانیه.فقط پارسه کافیه.دنبال چیز دیگه نباشید.<br />
<span style="font-weight: bold;">محاسبات:</span>توصیه خاصی ندارم.من پوران خوندم که واسه امسال کافی نبود.تا پارسال جواب میداد.<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده:</span>پوران+پارسه طورانی.من اگه جای شما باشم کتاب دکتر قدسی رو از دست نمیدم.سبک سوالای ساختمان شباهت بسیاری به تمرینات کتاب این استاد عزیز داره.حتی امسال سبک سوالات گسسته هم به سبک ایشون نزدیک بود.<br />
کتاب آقای یوسفی مطالبش خوبه اما کلا زیاد دوس ندارن تست حل کنن.کتاب آقای طورانی حل تستش خیلی خوبه.اما مطالبش کافی نیس.به نظرم این دوتا باهم خوبن.البته کتاب دکتر قدسی به هیچ وجه فراموش نشه.حداقل به تمریناش یه نگاه بندازین که با سبک سوالات کنکور آشنا بشین.<br />
<span style="font-weight: bold;">یه توصیه:</span>اگه در ساختمان داده صفر هستین کتاب استاد هورویتز رو بخونین.اما اگه خوبین همون بالایی رو کار کنین.درکل سوالات ساختمان راحت نیس.باید زیاد کار کنین.<br />
<span style="font-weight: bold;">نظریه:</span>قهرمان بلامنازع این آیتم هم پیترلینز هست+حل تمریناتش<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری:</span>کتاب آقای یوسفی واسه مهندسی کامپیوتر کافیه.اما واسه آی تی خیر.بچه های مهندسی،اگه چندبار کتاب آقای یوسفی رو بخونین همه تستاشو میزنین.البته مبحث حافظه نانو رو نداره.اونو از یه کتاب مرجع حتما حتما یاد بگیرین.یکی از سوالات کنکور همین حافظه نانو هستش.بچه های آی تی نیاز دارن یه کتاب مرجع بخونن.مثلا پترسون.مانو کافی نیس واسه آی تی.زور این کتابا به آی تی نمیرسه.<br />
<span style="font-weight: bold;">مدارمنطقی: </span>قهرمان بلامنازع این آیتم هم کسی جز جناب آقای یوسفی نیس.همین کافی و عالیه.دنبال چیز دیگه نباشین.<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم عامل:</span>خود من به شخصه کتاب پروفسور تننباوم رو قبول دارم.اما کنکور چیز دیگه میگه.<br />
واسه کنکور حتما حتما استالینگز رو بخونین.مخصوصا بخش همزمانی.بهترین کتاب در این بخش همینه.من اگه میخواستم کنکور بدم:اول استالینگز رو خوب میخوندم،طوریکه نکته ای نمونه.بعد واسه تکمیلش کتاب آقای موسوی رومیخوندم.مخصوصا فصل همزمانیش.کتاب دکتر حقیقت بخش حافظه مجازیش عالیه و همچنین حل تستش.<br />
مرجع چندسال اخیر سیستم،استالینگز هستش.از دستش ندین.هیچ کتاب دیگه ای رو جایگزینش نکنین.حتما بخونینش.خوب بخونینش همه تستاشو میشه زد.شدنیه.<br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی الگوریتم:</span>بدون شک CLRS.مخصوصا تمریناتش.هرچیزی غیر ازین بخونین ضرر کردین.در ضمن کتاب آقای یوسفی خلاصه جالبیه ازین کتاب.واسه جمع بندی خیلی خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;">پایگاه داده:</span>بچه های مهندسی فقط مقسمی بخونن.بجه های آی تی سیلبرشاتش.زور کتاب مقسمی به آی تی نمیرسه.<br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی زبان:</span>من هیچی واسش نخوندم.با اطلاعات عمومی جواب دادم.هرچی زدم درست بود.اما مرجع اصلیش پرات هستش.<br />
<span style="font-weight: bold;">کامپایلر:</span>کتاب تست خوبی براش وجود نداره.من پوران خوندم.که اصلا کنکوری توضیح نداده.اگه بخوای سوالات رو به سبک این کتاب جواب بدی به نفعت نیس.دنبال یه کتاب بهتر باشین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
سیستم عامل(حتما" حتما")-نظریه(حتما" حتما")-الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
همه جوره بود.مرز مشخصی نداشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
والا زبانم خوبه.ولی ترجیح دادم بذارمش کنار که به نظرم کار جالبی نبود.شما بخونینش.من سر دفترچه اول وقت کم میاوردم واسه همین کنارش گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
<br />
قطعا.ریاضی رشته ما رو حتی میشه ۱۰۰ زد.در کل حذف هیچ درسی خوب نیس.چرا؟چون توی هر درسی یه سری سوالات ساده هست که همه میتونن جوابشون بدن.اگه حذف کنین شمایین که ضرر کردین.به این خاطر که سوالای سخت رو کمتر کسی میزنه.اما راحتا رو همه میزنن.پس اگه راحتا رو نزنی بیشترین ضرر رو کردین دقیقا همونطور که زدن یه سوال سخت میتونه تاثیر زیادی بذاره.این تاثیرش ذر جهت عکس هستش و شاید هم بدتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
به نظرم برنامه یه چیز فردیه.تقلید برنامه اشتباس.الهام بگیرین اما تقلید نکنین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<br />
تنها.تو خونه.با یکی از دوستاتون رقابت کنین بهتره.تنهایی دچار فرسایش میشین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
بر اساس حجم مطالبی که باید خونده میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
با کم کردن منابع یک درس.به آدم روحیه میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
فقط به نرم افزار فک میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
از مدیران عزیز و محترم خواهش میکنم این کلمه یاس وناامیدی رو ازین سوال حذف کنن و جایگزین بهتری براش پیدا کنن.ناامیدی کفر غیر مستقیم نسبت به خداوندتبارک وتعالی است.از گناهان غیر قابل بخشش است.<br />
حالا جواب سوال:بله.خیلی پیش میومد دچار دلزدگی بشم.اما موقتی بود.ولی هیچ وقت ناامید نشدم.بنا به دلیلی که در بالا ذکر شد.واسه دور شدن از دلزدگی برای خودتون هدف تعریف کنین.هرچند وقت یکبار بهش فک کنین.اما نه همیشه.مثلا یکی هدفش شریف قبول شدنه.هرچند وقتی،بهش یه نگاه بندازه ببینه چقدر بهش نزدیک شده.اما نه همیشه.چرا؟؟چون وقتی همیشه بهش فک کنی بعد یه مدت دچار فرسایش میشی.کاری کن که هروقت یادش میافتی برات تازگی داشته باشه و قند تو دلت آب شه.همین باعث تحرکت میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.به نظرم کلاس لازم نیس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
<br />
خیر شرکت نکردم.اما توصیه میکنم چندتا آزمون بدین،تا زمانبندی جلسه دستتون بیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
۱ ماه آخرو از دست ندین.جمع بندی و تست زیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
<br />
سوالات کنکور سالهای قبل.جز سیستم عامل که حسابی روش نیست بقیه رو تقریبا آماده بودم.خدا شاهده اگه کمی بیشتر تمرکز میکردم و اشتباهات دیداری شامل حال ما نمیشد شاید رتبه م زیر ۱۰ میشد.قسمت نشد.بازم خدا رو شکر.شاید میتونست بدتر ازین بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
<br />
بله.شما باید تو کنکور ارشد دنبال میانگین خوب باشید.شما اگه بتونی میانگین ۴۰ به بالا رو کسب کنی تقریبا هرجایی بخوای میتونی قبول شی.این نکته مد نظر من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
<br />
نه.فقط یه کم ریاضی حالمو گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
بهترین ترتیب همون ترتیب دفترچه هست.سعی کنین تغییرش ندین.به همون ترتیب تو کل درسا دنبال سوالای زدنی بگردین.شانسی نزنین ولی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
<br />
بینابین.چون کنکور اونقدر وقتش زیاد نیس که بخوای با سوال لج کنی و اصرار داشته باشی و بجنگی.به نظرم خود آدم با نگاه به سوال میدونه از پسش برمیاد یا نه.سهل انگاری نکنید.درمقابل لج هم نکنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
<br />
سر مشترکا وقت کم آوردم.شاید اگه ۱۰ دقیقه بیشتر زمان میداشتم نتیجه خیلی بهتر ازین میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
<br />
بله.قشنگ یادم بود و الانم یادمه که چی زدم.از ریاضیا ۷% و از تخصصیا ۱۱% درصد بیخود و بی دلیل کم شد.حتی الانم نیمدونم چرا؟؟!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
بدون جواب.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
انشالله اپلای.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
راستشو بخواید آدم عابدی نبودم.اما خیلی به خدا امید دارم.بعد کنکور مسیر زندگیم به لطفش عوض شده.البته نه به خاطر کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول وآخر خدا.چون اول و آخر و ظاهر و باطن فقط خودشه.اما وسیله ش ماردم بود.زیاد بهم روحیه میداد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
بله.نظریه رو باید بیشتر میخوندم.چون میتونستم بهتر بزنم.ریاضیا رو باید بیشتر دقت میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
انتخاب رشته مو که تو سایت گذاشتم.تقریبا احتمال قبولیم تو شریف و تهران وامیرکبیر صفره.بعد اینا شهید بهشتی رو ترجیح میدم.<br />
درمورد جای قبول شدنم،باید بگم که معلوم نیس.چون ظرفیتا رو کاهش دادن.باید منتظر موند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
مانشت جای خیلی خوبیه.ارتباطشون رو باش به هیچ وجه قطع نکنن.<br />
به همه دوستان پیشنهاد میکنم <span style="font-weight: bold;">مصاحبه آقای سیدجوادی(رتبه ۱ علوم ۹۱)</span>رو چندین بار با دقت تمام بخونن.نکاتی توش دیدم که بسیار ریز و کابردی و نتیجه گرایانه س.حتما بخونینش.بهتون ایده میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.وجدانا مگه بیشتر ازین هم میشه؟؟<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
در ۱ کلمه فوق العاده س.فقط بعضی وقتا مدیران محترم و زحمت کش کمی سخت میگیرن که البته باتوجه به حجم کاری که دارن طبیعیه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا</span></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سجاد هستم.متولد ۱۳۶۶،اهل کرمانشاه.به لطف و یاری ایزد منان رتبه ۹۸ نرم افزار،۹۶ الگوریتم،۲۰۸ هوش،۲۱۶ معماری روتونستم بدست بیارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر-نرم افزار.تموم شده درسم.کارشناسی ناپیوسته بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
خیر.با علاقه نبود.باور کنید دوران دبیرستان ازین رشته بدم میومد.حتی تو انتخاب رشته سراسری کامپیوتر رو انتخاب نکرده بودم.اما یکی از آشنایان برگه انتخاب رشته رو دید و نرم افزار رو نوشت.اینم بگم من ریاضی فیزیک بودم.و سر یه بدشانسی و سهل انگاری با معدل ۱۹/۳۳ کاردانی قبول شدم.حتی چندبار خواستم انصراف بدم و بیام از اول سراسری امتحان بدم.بهرحال الان راضی هستم.الان بهش خیلی علاقه مند شدم.چون واقعا رشته قشنگیه.البته یه کم دید مردم به این رشته اذیت میکنه ولی رشته تاپیه به نظرم.جای پیشرفتش انتها نداره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
راستش معمولی.چون علاقه نداشتم پاس میکردم فقط.البته بعدها فهمیدم کار خیلی اشتباهیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
راستش من از دوران دبیرستان هدفم مدارج بالای علمی بود.اما خب به دلایلی که در بالا ذکر شد علاقه م سرکوب شد.از سال پیش جدی به ارشد فکر کردم.بعد از اینکه علاقه م بیشتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
بله.فقط نرم افزار.به نظرم باید تمرکز رو یه رشته باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
سال دوم بود.المپیاد نه.<br />
ریاضی ۲۰/۸۳<br />
مشترک ۴۷/۲۲<br />
تخصصی نرم ۳۹/۵۸<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
<br />
به نظر من کنکور کلا با درس خوندن دانشگاه فرق داره و ربط چندانی بهم ندارن.البته اونایی که دوران دانشگاه درساشون رو خوب میخونن شانس بیشتری دارن.از نظر زمان البته.همین.چون دوباره کاری ندارن.اما وقتی درسی رو خوب نمیخونی مجبوری چندبار دیگه هم بخونیش.اگه خوب بخونیش دوباره کاری نداری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
<br />
کلا برنامه بی وقفه در حد ۱ رویا بیش نیس.من از اواخر مهر شروع کردم.با اینکه از تابستون دنبال جمع آوری منابع بودم اما یه کم دیر شد.پیشنهاد میکنم از شهریور شروع کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
<br />
تقریبا ثابت بود.البته چندبار تغییر کرد.ولی بعدش تو یه روال خاصی افتاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله.۱۰۰%.این یه تکنیکه در مقابله با تعدد منابع.من اگه بار دیگه کنکور میدادم تمرکز رو مشترک ها رو چند برابر میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله.مثلا من کلا از نظریه خوشم نمیاد.حوصله خوندنشم نداشتم.اما خودمو مجاب کردم بخونمش،هرچند کار جالبی نبود.واسه همین وزن بیشتری بهش دادم.نزدیکای کنکور هم به این نتیجه رسیدم که بذارمش آخر جواب بدم.۲تا تست زدم که هر۲تاش درست بود.<br />
رو ریاضی حساب باز کرده بودم که کار اشتباهی بود.به نظرم رو تموم درسا باید وقت گذاشت اما..<br />
اماش اینه که درسایی که قوی هستین رو هیچوقت نذارین الکی از دستتون بره.رو اونایی که ضعیفید هم وقت بذارین اما نه زیاد.وسواس به خرج ندین.<br />
مثال میزنم:یکی هست که کلا با معماری راحت نیس.یعنی هرچی میخونه خیلی کمتر ازون چیزی که زحمت کشیده براش،جواب میده.ولی مثلا با یه دور ساختمان میتونه تستاشو براحتی جواب بده.خوب دوست من،مگه مجبوری زیاد رو معماری وقت بذاری؟نمیگم وقت نذار.اما تا حدی که مطمئن بودی میتونی ازش نتیجه بگیری.سر جلسه هم نمیتونی تستاشو بزنی بعد باخودت میگی این همه وقت الکی واسش گذاشتم...کاش رو درس دیگه....همین فکر کنکورتو به فنا میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.طبق تجربه پارسالم یاد گرفته بودم که به صورت گزینشی بخونم.ولی میدونستم واسه هر درسی باید چه کتابی خونده بشه.یا مثلا این مبحث از کدوم منبع بیشتر میاد.برنامه ریزیم هم بر اساس ساعت نبود.بر اساس مبحث بود.البته منظورم این نیست که زمان مهم نبود.مثلا میگفتم بایدتو ۳-۴ روز سرو ته این قسمت سیستم عامل رو هم بیاری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
خیر.به ویسو فیلم اعتقاد زیادی ندارم.<br />
این قسمت مورد علاقه منه.<br />
ز<span style="font-weight: bold;">بان:</span>هیچی نخوندم.توصیه ایم ندارم.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضیات گسسته:</span>پوران کتاب خوبیه.اما عالی نیس.اما در بین کتابای موجود از همه بهتره.حل تستش ضعیفه.<br />
<span style="font-weight: bold;">ریاضی مهندسی:</span>کتاب پارسه یه هیچ عنوان توصیه نمیشه.بچه ها میگفتن کتاب مدرسان شریف عالیه.ولی من ندیدمش.یه نگاهی بهش بندازین.اما پارسه خوب نیس.<br />
<span style="font-weight: bold;">آمار:</span>قهرمان بلامنازع این آیتم بدون شک استاد طورانیه.فقط پارسه کافیه.دنبال چیز دیگه نباشید.<br />
<span style="font-weight: bold;">محاسبات:</span>توصیه خاصی ندارم.من پوران خوندم که واسه امسال کافی نبود.تا پارسال جواب میداد.<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده:</span>پوران+پارسه طورانی.من اگه جای شما باشم کتاب دکتر قدسی رو از دست نمیدم.سبک سوالای ساختمان شباهت بسیاری به تمرینات کتاب این استاد عزیز داره.حتی امسال سبک سوالات گسسته هم به سبک ایشون نزدیک بود.<br />
کتاب آقای یوسفی مطالبش خوبه اما کلا زیاد دوس ندارن تست حل کنن.کتاب آقای طورانی حل تستش خیلی خوبه.اما مطالبش کافی نیس.به نظرم این دوتا باهم خوبن.البته کتاب دکتر قدسی به هیچ وجه فراموش نشه.حداقل به تمریناش یه نگاه بندازین که با سبک سوالات کنکور آشنا بشین.<br />
<span style="font-weight: bold;">یه توصیه:</span>اگه در ساختمان داده صفر هستین کتاب استاد هورویتز رو بخونین.اما اگه خوبین همون بالایی رو کار کنین.درکل سوالات ساختمان راحت نیس.باید زیاد کار کنین.<br />
<span style="font-weight: bold;">نظریه:</span>قهرمان بلامنازع این آیتم هم پیترلینز هست+حل تمریناتش<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری:</span>کتاب آقای یوسفی واسه مهندسی کامپیوتر کافیه.اما واسه آی تی خیر.بچه های مهندسی،اگه چندبار کتاب آقای یوسفی رو بخونین همه تستاشو میزنین.البته مبحث حافظه نانو رو نداره.اونو از یه کتاب مرجع حتما حتما یاد بگیرین.یکی از سوالات کنکور همین حافظه نانو هستش.بچه های آی تی نیاز دارن یه کتاب مرجع بخونن.مثلا پترسون.مانو کافی نیس واسه آی تی.زور این کتابا به آی تی نمیرسه.<br />
<span style="font-weight: bold;">مدارمنطقی: </span>قهرمان بلامنازع این آیتم هم کسی جز جناب آقای یوسفی نیس.همین کافی و عالیه.دنبال چیز دیگه نباشین.<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم عامل:</span>خود من به شخصه کتاب پروفسور تننباوم رو قبول دارم.اما کنکور چیز دیگه میگه.<br />
واسه کنکور حتما حتما استالینگز رو بخونین.مخصوصا بخش همزمانی.بهترین کتاب در این بخش همینه.من اگه میخواستم کنکور بدم:اول استالینگز رو خوب میخوندم،طوریکه نکته ای نمونه.بعد واسه تکمیلش کتاب آقای موسوی رومیخوندم.مخصوصا فصل همزمانیش.کتاب دکتر حقیقت بخش حافظه مجازیش عالیه و همچنین حل تستش.<br />
مرجع چندسال اخیر سیستم،استالینگز هستش.از دستش ندین.هیچ کتاب دیگه ای رو جایگزینش نکنین.حتما بخونینش.خوب بخونینش همه تستاشو میشه زد.شدنیه.<br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی الگوریتم:</span>بدون شک CLRS.مخصوصا تمریناتش.هرچیزی غیر ازین بخونین ضرر کردین.در ضمن کتاب آقای یوسفی خلاصه جالبیه ازین کتاب.واسه جمع بندی خیلی خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;">پایگاه داده:</span>بچه های مهندسی فقط مقسمی بخونن.بجه های آی تی سیلبرشاتش.زور کتاب مقسمی به آی تی نمیرسه.<br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی زبان:</span>من هیچی واسش نخوندم.با اطلاعات عمومی جواب دادم.هرچی زدم درست بود.اما مرجع اصلیش پرات هستش.<br />
<span style="font-weight: bold;">کامپایلر:</span>کتاب تست خوبی براش وجود نداره.من پوران خوندم.که اصلا کنکوری توضیح نداده.اگه بخوای سوالات رو به سبک این کتاب جواب بدی به نفعت نیس.دنبال یه کتاب بهتر باشین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
سیستم عامل(حتما" حتما")-نظریه(حتما" حتما")-الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
همه جوره بود.مرز مشخصی نداشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
والا زبانم خوبه.ولی ترجیح دادم بذارمش کنار که به نظرم کار جالبی نبود.شما بخونینش.من سر دفترچه اول وقت کم میاوردم واسه همین کنارش گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
<br />
قطعا.ریاضی رشته ما رو حتی میشه ۱۰۰ زد.در کل حذف هیچ درسی خوب نیس.چرا؟چون توی هر درسی یه سری سوالات ساده هست که همه میتونن جوابشون بدن.اگه حذف کنین شمایین که ضرر کردین.به این خاطر که سوالای سخت رو کمتر کسی میزنه.اما راحتا رو همه میزنن.پس اگه راحتا رو نزنی بیشترین ضرر رو کردین دقیقا همونطور که زدن یه سوال سخت میتونه تاثیر زیادی بذاره.این تاثیرش ذر جهت عکس هستش و شاید هم بدتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
به نظرم برنامه یه چیز فردیه.تقلید برنامه اشتباس.الهام بگیرین اما تقلید نکنین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
<br />
تنها.تو خونه.با یکی از دوستاتون رقابت کنین بهتره.تنهایی دچار فرسایش میشین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
بر اساس حجم مطالبی که باید خونده میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
با کم کردن منابع یک درس.به آدم روحیه میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
فقط به نرم افزار فک میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
از مدیران عزیز و محترم خواهش میکنم این کلمه یاس وناامیدی رو ازین سوال حذف کنن و جایگزین بهتری براش پیدا کنن.ناامیدی کفر غیر مستقیم نسبت به خداوندتبارک وتعالی است.از گناهان غیر قابل بخشش است.<br />
حالا جواب سوال:بله.خیلی پیش میومد دچار دلزدگی بشم.اما موقتی بود.ولی هیچ وقت ناامید نشدم.بنا به دلیلی که در بالا ذکر شد.واسه دور شدن از دلزدگی برای خودتون هدف تعریف کنین.هرچند وقت یکبار بهش فک کنین.اما نه همیشه.مثلا یکی هدفش شریف قبول شدنه.هرچند وقتی،بهش یه نگاه بندازه ببینه چقدر بهش نزدیک شده.اما نه همیشه.چرا؟؟چون وقتی همیشه بهش فک کنی بعد یه مدت دچار فرسایش میشی.کاری کن که هروقت یادش میافتی برات تازگی داشته باشه و قند تو دلت آب شه.همین باعث تحرکت میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.به نظرم کلاس لازم نیس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
<br />
خیر شرکت نکردم.اما توصیه میکنم چندتا آزمون بدین،تا زمانبندی جلسه دستتون بیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
۱ ماه آخرو از دست ندین.جمع بندی و تست زیاد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
<br />
سوالات کنکور سالهای قبل.جز سیستم عامل که حسابی روش نیست بقیه رو تقریبا آماده بودم.خدا شاهده اگه کمی بیشتر تمرکز میکردم و اشتباهات دیداری شامل حال ما نمیشد شاید رتبه م زیر ۱۰ میشد.قسمت نشد.بازم خدا رو شکر.شاید میتونست بدتر ازین بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
<br />
بله.شما باید تو کنکور ارشد دنبال میانگین خوب باشید.شما اگه بتونی میانگین ۴۰ به بالا رو کسب کنی تقریبا هرجایی بخوای میتونی قبول شی.این نکته مد نظر من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
<br />
نه.فقط یه کم ریاضی حالمو گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
<br />
بهترین ترتیب همون ترتیب دفترچه هست.سعی کنین تغییرش ندین.به همون ترتیب تو کل درسا دنبال سوالای زدنی بگردین.شانسی نزنین ولی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
<br />
بینابین.چون کنکور اونقدر وقتش زیاد نیس که بخوای با سوال لج کنی و اصرار داشته باشی و بجنگی.به نظرم خود آدم با نگاه به سوال میدونه از پسش برمیاد یا نه.سهل انگاری نکنید.درمقابل لج هم نکنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
<br />
سر مشترکا وقت کم آوردم.شاید اگه ۱۰ دقیقه بیشتر زمان میداشتم نتیجه خیلی بهتر ازین میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
<br />
بله.قشنگ یادم بود و الانم یادمه که چی زدم.از ریاضیا ۷% و از تخصصیا ۱۱% درصد بیخود و بی دلیل کم شد.حتی الانم نیمدونم چرا؟؟!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
بدون جواب.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
انشالله اپلای.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
راستشو بخواید آدم عابدی نبودم.اما خیلی به خدا امید دارم.بعد کنکور مسیر زندگیم به لطفش عوض شده.البته نه به خاطر کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول وآخر خدا.چون اول و آخر و ظاهر و باطن فقط خودشه.اما وسیله ش ماردم بود.زیاد بهم روحیه میداد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
بله.نظریه رو باید بیشتر میخوندم.چون میتونستم بهتر بزنم.ریاضیا رو باید بیشتر دقت میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
انتخاب رشته مو که تو سایت گذاشتم.تقریبا احتمال قبولیم تو شریف و تهران وامیرکبیر صفره.بعد اینا شهید بهشتی رو ترجیح میدم.<br />
درمورد جای قبول شدنم،باید بگم که معلوم نیس.چون ظرفیتا رو کاهش دادن.باید منتظر موند.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
مانشت جای خیلی خوبیه.ارتباطشون رو باش به هیچ وجه قطع نکنن.<br />
به همه دوستان پیشنهاد میکنم <span style="font-weight: bold;">مصاحبه آقای سیدجوادی(رتبه ۱ علوم ۹۱)</span>رو چندین بار با دقت تمام بخونن.نکاتی توش دیدم که بسیار ریز و کابردی و نتیجه گرایانه س.حتما بخونینش.بهتون ایده میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
<br />
خیر.وجدانا مگه بیشتر ازین هم میشه؟؟<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
در ۱ کلمه فوق العاده س.فقط بعضی وقتا مدیران محترم و زحمت کش کمی سخت میگیرن که البته باتوجه به حجم کاری که دارن طبیعیه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه 140 گرایش هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-15569.html</link>
			<pubDate>Wed, 29 May 2013 13:56:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15569.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلیدخودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
ریحانه ترک زاده  هستم ، متولد ۷۰، اهل کرمان، رتبه ۱۴۰ هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار، ترم ۸ هستم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
از دوران دبیرستامن به این رشته علاقه داشتم ، انتخابام فقط مهندسی کامپیوتر-نرم افزار بود بعد سخت افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه شهید باهنر کرمان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتونمیومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
دانشجوی متوسط رو به بالا، سه چهار تا درس رو فقط واسه پاس کردن خوندم و تو بقیه معمولا نمره خوب میگرفتم (به جز ۴-۳ تا درس به بقیه علاقه داشتم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span>	 <br />
از ابتدای ورود به دانشگاه ، قصد ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر رو داشتم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدیننظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
ابتدا کمی بین نرم افزار و هوش مصنوعی دو دل بودم اما قبل شروع کردن واسه ارشد، مطمئن شدم که هوش مصنوعی رو دوست دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	میشه درصدهاتون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
زبان : ۳۵/۵۶<br />
دروس ریاضی : سفید<br />
دروس مشترک : ۴۳/۰۶<br />
دروس تخصصی هوش : ۲۲/۹۲<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
سال گذشته آزمایشی دادم و رتبه ام تو هوش مصنوعی ۳۵۰۰ بود.<br />
امسال سال اولی بود که المپیاد شرکت کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسهازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
بسیار تا بسیار با هم تفاوت دارن در واقع موفق بودن در تخصیل کارشناسی دلیل بر موفق بودن در آزمون ارشد نیست . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
دقیقا از ۲ مرداد شروع کردم، اصولا شروع خوبی دارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> <br />
از ۲ مرداد که شروع کردم برحسب شرایط ، برنامه رو تغییر می دادم اما درسته که ساعات مطالعم زیاد نبود اما در برنامم وقفه نداشتم و میشه گفت برنامم مداوم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
همونطور که گفتم برنامم ثابت نبود و تا نزدیکای کنکور هم اصلاحش می کردم. اوایل یکی دوبار اصلاحات کلی داشتم اما از اون به بعد تغییرات جزئی می دادم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
بله من هم مثل اکثریت همین کار رو انجام دادم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span> <br />
زبان رو که از روی دانش قبلیم زدم و وقت نذاشتم برا خوندنش (قصد داشتم سفید بذارو و عوضش وقتشو بدم به ریاضی و مشترک!!)<br />
تو دروس ریاضی مشکل خاصی نداشتم و بهشون علاقه داشتم و کمتر از دروس مشترک روشون وقت گذاشتم (قابل ذکره که تو ریاضی از خودم انتظار ۴۰-۵۰ داشتم اما سر کنکور خیلی هول شدم و ترجیح دادم سفید بذارم و عوضش زبان که قصد داشتم سفید باشه رو جواب دادم!!)<br />
بیشترین وقت رو رو دروس مشترک گذاشتم چون سطح دروس مشترکی  که در طول دوره کارشناسی خوندم زیاد برام قابل قبول نبود. نیاز داشتم که خیلی بیشتر رو این دروس کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید )بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسهشروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
من برای هر درس فقط یک منبع رو خوندم و برای بعضی درس ها تست های یک سری مباحث رو از سایر منابع هم میزدم.در واقع میشه گفت برنامه ریزی زمانی کردم (حالت اولی که توضیح دادین) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط از کتاب استفاده کردم <br />
زبان : نخوندم <br />
ریاضی مهنسی: پارسه<br />
آمار: پارسه <br />
گسسته : پوران پژوهش<br />
محاسبات : راهیان ارشد<br />
مدار منطقی : راهیان ارشد<br />
معماری : پوران پژوهش<br />
نظریه : پارسه<br />
ساختمان داده : پارسه <br />
سیستم عامل : نخوندم <br />
هوش مصنوعی : پوران پژوهش<br />
مدار الکتریکی: پارسه <br />
طراحی الگوریتم : پوران پژوهش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
خودم چون نظریه رو تو دوران تحصیل از رو کتاب مرجع خونده بودم واسه کنکور دیگه کتاب مرجع رو نخوندم و کتاب پارسه که به نظرم یه جور خلاصه از کتاب مرجع بود رو خوندم.<br />
در کل فکر میکنم طراحی الگوریتم و نظریه رو بهتره از رو کتاب مرجع خوند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17-	آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
واسه بعضی از دروس که زیاد مهم نبودن و استاد در حئ جزوه میخواست، جزوه می خوندم .<br />
بعضی دروس رو جزوه خوب بود اما فکر میکردم باید بیشتر بلد باشم، یه قسمتایی که نیاز بود رو از رو کتاب مرجع هم می خوندم.<br />
بعضی دروس هم جزوه خوبی نداشتن  اصلا سراغ جزوه نمی رفتم و فقط کتاب میخوندم (خیلی کم پیش می اومد این حالت!!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18-	زبان یه درس تقریبا"جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
قبلا هم گفتم، پایه قبلی داشتم و سر کنکور فقط اونایی که مطمئن بودم رو زدم (البته واسه همه درسا همین کار رو انجام دادم.)<br />
فکر میکنم سطح زبانم خوبه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
درمورد ریاضی، چون خودم تجربه بدی داشتم، باید بگم بستگی به سطح سوالا داره اگه متوسط باشه میشه خیلی خوب زد. <br />
در کل بستگی به شخص داوطلب داره اگه تو دروس ریاضی قویه و زود به تسلط میرسه، به نظرم چیزی رو حذف نکنه اما اگه باهاشون مشکل داره، یکی دو تارو که براش وقت گیره خوندش و البته سخته تست زدنش، رو بهتره حذف کنه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی کلی م از روی آزمون های آزمایشی بود یعنی مطالعه ۲۵% اول دروسی که قصد داشتم برا کنکور بخونم بعد ۲۵% دوم، بعد فرصتی برای کامل کردن ۵۰% اول و به همین منوال .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها مطاله میکردم چون به نظرم اکثر افراد وقتی تنها باشن تمرکز بیشتری دارن، البته گاهی اوقات با دوستام دور هم جمع میشدیم واسه رفع اشکال.<br />
من تو کتابخونه می خوندم چون تو خونه سرگرم مسائل متفرقه میشدم اما ممکنه بعضیا اینجوری نباشن و خب خونه براشون مناسب تر و راحت تره .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
معیارم حجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده بود. یعنی در اون مقطع زمانی هدفم این بود که بتونم تا قبل کنکور سر فصل ها رو کامل و دقیق مطالعه کنم، نه اینکه مثلا در کنکور آزمایشی از سایرین بالاتر باشم یا ...  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با باتعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
اگر با تعداد ساعات بیشتر قابل جبران بود و می تونستم تو اون سرفصل به تسلط برسم، قطعا ساعت مطالعه را بیشتر میکردم اما برا بعضی درس ها که عقب موندم و متوجه شدم که نمیتونم سرفصل رو کامل بخونم و به تسلط برسم، سرفصل را حذف کردم (مثلا فصل آخر ریاضی مهندسی پارسه رو حذف کردم، کل سیستم عامل رو!!! و ...)<br />
یه نکته مهم از نظر من اینه که سرفصلی رو که فکر میکنی نمیتونی روش مسلط شی ، حالا به هر دلیلی(کمبود زمان، نداشتن دانش کافی و ... ) اصلا نباید شروع کنی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من اول برا خودم مشخص کردم که کدوم گرایش رو میخوام امتحان بدم و فقط رو دروس همون گرایش وقت گذاشتم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
بعضی وقتا که نا امید میشدم سرعتم کم می شد (اصولا وقتایی که واسه یه درس زیاد وقت می گذاشتم بعد آزمون میدادم و تو آزمون  اون درسو کم میزدم به شدت ناامید میشدم وفکر میکردم خوندن هم دیگه فایده نداره!) یا وقتایی که تو امتحانات میانترم یا پایانترمم بود، از کنکور خسته می شدم. <br />
چند مورد بود که بهم انگیزه میداد:<br />
 ۱/ اینکه باید با یه رتبه قابل قبول از خجالت خانواده ام بخصوص مادر و پدرم در می اومدم <br />
۲/ با توجه به شناختی که از خودم دارم، اگه قبول نمیشدم روحیه خوبی واسه سال بعد نداشتم و میخواستم هر طور که شده همین امسال قبول شم.<br />
۳/ مامانم، خواهرم و ۲ تا از دوستام هم نقش مهمی داشتن تو انگیزه دادن بهم همین جا از فرصت استفاده میکنم و ازشون تشکر میکنم که نمیذاشتن امیدم رو از دست بدم و از همه مهمتر هرچی غر میزدم، تحمل میکردن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
۴/ اگه تو آزمونی رتبه خوبی بدست می آوردم بیشتر خودم رو باور میکردم و سرعت می گرفتم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه، از هیچ کلاسی استفاده نکردم . اما بعد کنکور کارشناسی به این نتیجه رسیدم اگه وقتی رو واسه رفتن به کلاس، حضور در کلاس و برگشتن از کلاس صرف میشه خودمومطالعه کنیم و هزینه کلاس رو هم کتاب بخریم، قطعا نتیجه بهتری حاصل میشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله، پارسه <br />
همه ی آزمون ها رو شرکت کردم و کلا هدفم از آزمون دادن این بود که به روند زمانی مطالعه پایبند باشم، فکر میکنم اگه آزمون نمی دادم ممکن بود از زمانبندی غافل می شدم و قسمت زیادی از منابعم نخونده می موند. آزمونا به درس خوندنم جهت دادن . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
واسه همه درسا، بعد از هربار خوندن، خلاصه نویسی میکردم و خلاصه ها رو وقتی به آزمون های ۵۰% اول، ۵۰% دوم و آزمون های جامع رسیدیم مرور میکردم اما معمولا فرصت این کار برای همه ی درس ها پیش نمیومد واسه همین ۲ هفته ی آخر ، دیگه مطلب جدید نخوندم و فقط مرور کردم و آزمون های ۵ سال اخیر رو زدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
فکر میکردم به ۷۰% آمادگی مورد انتظار رسیدم. معیارم هم کنکورای آموزشی بود هم سوالات کنکور سال قبل هم تسلط به منابع .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
حس میکردم تو ریاضی و دروس تخصصی هوش مصنوعی  میتونم ۴۰-۵۰ جواب بدم، واسه دروس مشترک به همون حدود ۳۰% قانع بودم. قصد داشتم زبان رو هم سفید بذارم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
از اونجایی که تصمیم گرفته بودم اول دروس مشترک رو جواب بدم و دروس مشترک مشکل خاصی نداشتن، سر دروس مشترک راحت بودم، تموم که شد خیالم واسه ریاضی راحت تر بود اما سر سوالای ریاضی هول شدم و به نظرم میومد میتونم یه سری ها رو جواب بدم اما نمیشد و  چون استرس گرفته بودم، تصمیم کبری!! گرفتم که  ریاضی رو بیخیال شم!! با خودم گفتم تو زبان حد اقلش اینه که به جوابام مطمئنم پس عوض ریاضی زدن، زبان رو خوب میزنم. سر این جریان داشتم نا امید میشدم اما به خودم اومدم و بدون فکر کردن به اینکه ریاضی جواب ندادم، تمرکزمو گذاشتم رو زبان ها.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگهاینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
همانطور که در سوال قبل گفتم چون دروس مشترک بالاترین ضریب رو داره، تصمیم گرفتم اول دروس مشترک رو جواب بدم و بعد ریاضی و آخرش هم اگه اگه شد ۱-۲ تا زبان بزنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
به جنگ سوال میرفتم و کلا وقی یه سوالو میبینم که به نظر تکراری میاد، تو جواب دادنش زیاد به جزئیاتی که تو سوال اومده توجه نمیکنم و این بی دقتی معمولا به ضررم تموم میشه! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
اگه یه کوچولو وقت بیشتر بود، خیلی بهتر بود اما نه، وقت آنچنانی کم نیاوردم. چون آخرین سوال معماری که سوال ساده ای هم بوده رو اصلا ندیدم و چون میدونستم تقریبا هر سال یه سوال این مدلی میدن کلی دنبالش گشتم باز ندیدم!!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /> میگم شاید اگه یه کم وقت بیشتر بود، با دقت تر نگاه میکردم و ۱۰۰% بلدش بودم، اما خب، شاید هم بهتر این  بوده که ندیدمش!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">35-	آیا جوابهاتونرااز جلسه بیرون آوردینکه بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتونکه با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
بله، مقایسه هم کردم. <br />
از رو کلید سنجش که چک کردم زبان رو ۴۱ زده بودم که الان کمتر شده، مشترک رو هم حدود ۳۵ حساب کرده بودم که احتمالا به علت تغییراتی که در پاسخنامه نهایی اعمال شد، الان بیشتر شده، دروس تخصصی که محاسبه کردم هم کمی کمتر از درصدای الان بود. <br />
تخمین خودم حدود ۲۰۰-۲۲۰  بود و جالبه بدونید که تو یک سامانه تخمین رتبه، درصدا و معدلم رو وارد کردم و تخمین زد ۲۷۹ !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی : ۲۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۵%<br />
 برنامه ریز برای کنکور : ۲۰%<br />
 کلاس کنکور ۰%<br />
 کنکور آزمایشی ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور ۱۰% <br />
شرایط مطالعه و زندگی ۱۰%<br />
کمک های خانواده و اطرافیان ۲۰%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 من خیلی خیلی به تدریس علاقه دارم و دوست دارم تو زمینه های پژوهش پیشرفت های خوبی داشته باشم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
خیلی خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
پدر و مادر و خواهرم همه جوره کمکم کردند و ۲ تا از دوستانم (خانم خواجویی و خانم عمادی) هم تو مسائل درسی بهم کمک کردند هم اینکه نمی ذاشتن روحیم رو از دست بدم، از همشون ممنونم و امیدوارم بتونم محبتاشون رو جبران کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">40-	آیا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگریمیخوندیدویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
به نظرم مدار الکتریکی رو باید بیشتر وقت میذاشتم که کامل بخونم (فقط ۲-۳ فصل ابتداییش رو خونده بودم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
به نظرم مهم ترین عامل موفقیت تلاش و پشتکاره، میتونین امتحان کنین<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
بعید میدونم!!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت،انتظاراتتون از مانشت؟</span><br />
مانشت بی نظیره ، ممنونم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلیدخودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
ریحانه ترک زاده  هستم ، متولد ۷۰، اهل کرمان، رتبه ۱۴۰ هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
مهندسی کامپیوتر- نرم افزار، ترم ۸ هستم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
از دوران دبیرستامن به این رشته علاقه داشتم ، انتخابام فقط مهندسی کامپیوتر-نرم افزار بود بعد سخت افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه شهید باهنر کرمان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتونمیومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
دانشجوی متوسط رو به بالا، سه چهار تا درس رو فقط واسه پاس کردن خوندم و تو بقیه معمولا نمره خوب میگرفتم (به جز ۴-۳ تا درس به بقیه علاقه داشتم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span>	 <br />
از ابتدای ورود به دانشگاه ، قصد ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر رو داشتم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدیننظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
ابتدا کمی بین نرم افزار و هوش مصنوعی دو دل بودم اما قبل شروع کردن واسه ارشد، مطمئن شدم که هوش مصنوعی رو دوست دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	میشه درصدهاتون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
زبان : ۳۵/۵۶<br />
دروس ریاضی : سفید<br />
دروس مشترک : ۴۳/۰۶<br />
دروس تخصصی هوش : ۲۲/۹۲<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
سال گذشته آزمایشی دادم و رتبه ام تو هوش مصنوعی ۳۵۰۰ بود.<br />
امسال سال اولی بود که المپیاد شرکت کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسهازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
بسیار تا بسیار با هم تفاوت دارن در واقع موفق بودن در تخصیل کارشناسی دلیل بر موفق بودن در آزمون ارشد نیست . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
دقیقا از ۲ مرداد شروع کردم، اصولا شروع خوبی دارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> <br />
از ۲ مرداد که شروع کردم برحسب شرایط ، برنامه رو تغییر می دادم اما درسته که ساعات مطالعم زیاد نبود اما در برنامم وقفه نداشتم و میشه گفت برنامم مداوم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
همونطور که گفتم برنامم ثابت نبود و تا نزدیکای کنکور هم اصلاحش می کردم. اوایل یکی دوبار اصلاحات کلی داشتم اما از اون به بعد تغییرات جزئی می دادم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
بله من هم مثل اکثریت همین کار رو انجام دادم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span> <br />
زبان رو که از روی دانش قبلیم زدم و وقت نذاشتم برا خوندنش (قصد داشتم سفید بذارو و عوضش وقتشو بدم به ریاضی و مشترک!!)<br />
تو دروس ریاضی مشکل خاصی نداشتم و بهشون علاقه داشتم و کمتر از دروس مشترک روشون وقت گذاشتم (قابل ذکره که تو ریاضی از خودم انتظار ۴۰-۵۰ داشتم اما سر کنکور خیلی هول شدم و ترجیح دادم سفید بذارم و عوضش زبان که قصد داشتم سفید باشه رو جواب دادم!!)<br />
بیشترین وقت رو رو دروس مشترک گذاشتم چون سطح دروس مشترکی  که در طول دوره کارشناسی خوندم زیاد برام قابل قبول نبود. نیاز داشتم که خیلی بیشتر رو این دروس کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید )بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسهشروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
من برای هر درس فقط یک منبع رو خوندم و برای بعضی درس ها تست های یک سری مباحث رو از سایر منابع هم میزدم.در واقع میشه گفت برنامه ریزی زمانی کردم (حالت اولی که توضیح دادین) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط از کتاب استفاده کردم <br />
زبان : نخوندم <br />
ریاضی مهنسی: پارسه<br />
آمار: پارسه <br />
گسسته : پوران پژوهش<br />
محاسبات : راهیان ارشد<br />
مدار منطقی : راهیان ارشد<br />
معماری : پوران پژوهش<br />
نظریه : پارسه<br />
ساختمان داده : پارسه <br />
سیستم عامل : نخوندم <br />
هوش مصنوعی : پوران پژوهش<br />
مدار الکتریکی: پارسه <br />
طراحی الگوریتم : پوران پژوهش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
خودم چون نظریه رو تو دوران تحصیل از رو کتاب مرجع خونده بودم واسه کنکور دیگه کتاب مرجع رو نخوندم و کتاب پارسه که به نظرم یه جور خلاصه از کتاب مرجع بود رو خوندم.<br />
در کل فکر میکنم طراحی الگوریتم و نظریه رو بهتره از رو کتاب مرجع خوند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17-	آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
واسه بعضی از دروس که زیاد مهم نبودن و استاد در حئ جزوه میخواست، جزوه می خوندم .<br />
بعضی دروس رو جزوه خوب بود اما فکر میکردم باید بیشتر بلد باشم، یه قسمتایی که نیاز بود رو از رو کتاب مرجع هم می خوندم.<br />
بعضی دروس هم جزوه خوبی نداشتن  اصلا سراغ جزوه نمی رفتم و فقط کتاب میخوندم (خیلی کم پیش می اومد این حالت!!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18-	زبان یه درس تقریبا"جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
قبلا هم گفتم، پایه قبلی داشتم و سر کنکور فقط اونایی که مطمئن بودم رو زدم (البته واسه همه درسا همین کار رو انجام دادم.)<br />
فکر میکنم سطح زبانم خوبه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
درمورد ریاضی، چون خودم تجربه بدی داشتم، باید بگم بستگی به سطح سوالا داره اگه متوسط باشه میشه خیلی خوب زد. <br />
در کل بستگی به شخص داوطلب داره اگه تو دروس ریاضی قویه و زود به تسلط میرسه، به نظرم چیزی رو حذف نکنه اما اگه باهاشون مشکل داره، یکی دو تارو که براش وقت گیره خوندش و البته سخته تست زدنش، رو بهتره حذف کنه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی کلی م از روی آزمون های آزمایشی بود یعنی مطالعه ۲۵% اول دروسی که قصد داشتم برا کنکور بخونم بعد ۲۵% دوم، بعد فرصتی برای کامل کردن ۵۰% اول و به همین منوال .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها مطاله میکردم چون به نظرم اکثر افراد وقتی تنها باشن تمرکز بیشتری دارن، البته گاهی اوقات با دوستام دور هم جمع میشدیم واسه رفع اشکال.<br />
من تو کتابخونه می خوندم چون تو خونه سرگرم مسائل متفرقه میشدم اما ممکنه بعضیا اینجوری نباشن و خب خونه براشون مناسب تر و راحت تره .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
معیارم حجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده بود. یعنی در اون مقطع زمانی هدفم این بود که بتونم تا قبل کنکور سر فصل ها رو کامل و دقیق مطالعه کنم، نه اینکه مثلا در کنکور آزمایشی از سایرین بالاتر باشم یا ...  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با باتعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
اگر با تعداد ساعات بیشتر قابل جبران بود و می تونستم تو اون سرفصل به تسلط برسم، قطعا ساعت مطالعه را بیشتر میکردم اما برا بعضی درس ها که عقب موندم و متوجه شدم که نمیتونم سرفصل رو کامل بخونم و به تسلط برسم، سرفصل را حذف کردم (مثلا فصل آخر ریاضی مهندسی پارسه رو حذف کردم، کل سیستم عامل رو!!! و ...)<br />
یه نکته مهم از نظر من اینه که سرفصلی رو که فکر میکنی نمیتونی روش مسلط شی ، حالا به هر دلیلی(کمبود زمان، نداشتن دانش کافی و ... ) اصلا نباید شروع کنی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من اول برا خودم مشخص کردم که کدوم گرایش رو میخوام امتحان بدم و فقط رو دروس همون گرایش وقت گذاشتم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
بعضی وقتا که نا امید میشدم سرعتم کم می شد (اصولا وقتایی که واسه یه درس زیاد وقت می گذاشتم بعد آزمون میدادم و تو آزمون  اون درسو کم میزدم به شدت ناامید میشدم وفکر میکردم خوندن هم دیگه فایده نداره!) یا وقتایی که تو امتحانات میانترم یا پایانترمم بود، از کنکور خسته می شدم. <br />
چند مورد بود که بهم انگیزه میداد:<br />
 ۱/ اینکه باید با یه رتبه قابل قبول از خجالت خانواده ام بخصوص مادر و پدرم در می اومدم <br />
۲/ با توجه به شناختی که از خودم دارم، اگه قبول نمیشدم روحیه خوبی واسه سال بعد نداشتم و میخواستم هر طور که شده همین امسال قبول شم.<br />
۳/ مامانم، خواهرم و ۲ تا از دوستام هم نقش مهمی داشتن تو انگیزه دادن بهم همین جا از فرصت استفاده میکنم و ازشون تشکر میکنم که نمیذاشتن امیدم رو از دست بدم و از همه مهمتر هرچی غر میزدم، تحمل میکردن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
۴/ اگه تو آزمونی رتبه خوبی بدست می آوردم بیشتر خودم رو باور میکردم و سرعت می گرفتم.<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه، از هیچ کلاسی استفاده نکردم . اما بعد کنکور کارشناسی به این نتیجه رسیدم اگه وقتی رو واسه رفتن به کلاس، حضور در کلاس و برگشتن از کلاس صرف میشه خودمومطالعه کنیم و هزینه کلاس رو هم کتاب بخریم، قطعا نتیجه بهتری حاصل میشه. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله، پارسه <br />
همه ی آزمون ها رو شرکت کردم و کلا هدفم از آزمون دادن این بود که به روند زمانی مطالعه پایبند باشم، فکر میکنم اگه آزمون نمی دادم ممکن بود از زمانبندی غافل می شدم و قسمت زیادی از منابعم نخونده می موند. آزمونا به درس خوندنم جهت دادن . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
واسه همه درسا، بعد از هربار خوندن، خلاصه نویسی میکردم و خلاصه ها رو وقتی به آزمون های ۵۰% اول، ۵۰% دوم و آزمون های جامع رسیدیم مرور میکردم اما معمولا فرصت این کار برای همه ی درس ها پیش نمیومد واسه همین ۲ هفته ی آخر ، دیگه مطلب جدید نخوندم و فقط مرور کردم و آزمون های ۵ سال اخیر رو زدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
فکر میکردم به ۷۰% آمادگی مورد انتظار رسیدم. معیارم هم کنکورای آموزشی بود هم سوالات کنکور سال قبل هم تسلط به منابع .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
حس میکردم تو ریاضی و دروس تخصصی هوش مصنوعی  میتونم ۴۰-۵۰ جواب بدم، واسه دروس مشترک به همون حدود ۳۰% قانع بودم. قصد داشتم زبان رو هم سفید بذارم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
از اونجایی که تصمیم گرفته بودم اول دروس مشترک رو جواب بدم و دروس مشترک مشکل خاصی نداشتن، سر دروس مشترک راحت بودم، تموم که شد خیالم واسه ریاضی راحت تر بود اما سر سوالای ریاضی هول شدم و به نظرم میومد میتونم یه سری ها رو جواب بدم اما نمیشد و  چون استرس گرفته بودم، تصمیم کبری!! گرفتم که  ریاضی رو بیخیال شم!! با خودم گفتم تو زبان حد اقلش اینه که به جوابام مطمئنم پس عوض ریاضی زدن، زبان رو خوب میزنم. سر این جریان داشتم نا امید میشدم اما به خودم اومدم و بدون فکر کردن به اینکه ریاضی جواب ندادم، تمرکزمو گذاشتم رو زبان ها.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگهاینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
همانطور که در سوال قبل گفتم چون دروس مشترک بالاترین ضریب رو داره، تصمیم گرفتم اول دروس مشترک رو جواب بدم و بعد ریاضی و آخرش هم اگه اگه شد ۱-۲ تا زبان بزنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
به جنگ سوال میرفتم و کلا وقی یه سوالو میبینم که به نظر تکراری میاد، تو جواب دادنش زیاد به جزئیاتی که تو سوال اومده توجه نمیکنم و این بی دقتی معمولا به ضررم تموم میشه! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
اگه یه کوچولو وقت بیشتر بود، خیلی بهتر بود اما نه، وقت آنچنانی کم نیاوردم. چون آخرین سوال معماری که سوال ساده ای هم بوده رو اصلا ندیدم و چون میدونستم تقریبا هر سال یه سوال این مدلی میدن کلی دنبالش گشتم باز ندیدم!!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" /> میگم شاید اگه یه کم وقت بیشتر بود، با دقت تر نگاه میکردم و ۱۰۰% بلدش بودم، اما خب، شاید هم بهتر این  بوده که ندیدمش!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">35-	آیا جوابهاتونرااز جلسه بیرون آوردینکه بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتونکه با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
بله، مقایسه هم کردم. <br />
از رو کلید سنجش که چک کردم زبان رو ۴۱ زده بودم که الان کمتر شده، مشترک رو هم حدود ۳۵ حساب کرده بودم که احتمالا به علت تغییراتی که در پاسخنامه نهایی اعمال شد، الان بیشتر شده، دروس تخصصی که محاسبه کردم هم کمی کمتر از درصدای الان بود. <br />
تخمین خودم حدود ۲۰۰-۲۲۰  بود و جالبه بدونید که تو یک سامانه تخمین رتبه، درصدا و معدلم رو وارد کردم و تخمین زد ۲۷۹ !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی : ۲۰%<br />
دانشگاه کارشناسی ۵%<br />
 برنامه ریز برای کنکور : ۲۰%<br />
 کلاس کنکور ۰%<br />
 کنکور آزمایشی ۱۵%<br />
شرایط سر کنکور ۱۰% <br />
شرایط مطالعه و زندگی ۱۰%<br />
کمک های خانواده و اطرافیان ۲۰%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 من خیلی خیلی به تدریس علاقه دارم و دوست دارم تو زمینه های پژوهش پیشرفت های خوبی داشته باشم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
خیلی خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
پدر و مادر و خواهرم همه جوره کمکم کردند و ۲ تا از دوستانم (خانم خواجویی و خانم عمادی) هم تو مسائل درسی بهم کمک کردند هم اینکه نمی ذاشتن روحیم رو از دست بدم، از همشون ممنونم و امیدوارم بتونم محبتاشون رو جبران کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">40-	آیا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگریمیخوندیدویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
به نظرم مدار الکتریکی رو باید بیشتر وقت میذاشتم که کامل بخونم (فقط ۲-۳ فصل ابتداییش رو خونده بودم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
به نظرم مهم ترین عامل موفقیت تلاش و پشتکاره، میتونین امتحان کنین<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
بعید میدونم!!!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت،انتظاراتتون از مانشت؟</span><br />
مانشت بی نظیره ، ممنونم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه ی 260 گرایش نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-15565.html</link>
			<pubDate>Wed, 29 May 2013 07:49:40 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15565.html</guid>
			<description><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سلام. رضا هستم. متولد ۱۳۶۷ . اهل کرمانشاه . کارمند  دولت ، رتبه ۲۶۰ نرم افزار.<br />
رتبه ی اکتسابی من رتبه ی خوبی نیست به نظرم، اما فک کردم تجربیاتم برای دوستان مفید باشه.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">در رشته ی نرم افزار، بهمن ماه سال ۸۸ فارغ التحصیل شدم. کاردانی به کارشناسی بودم. </span><br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آره ،  رشته م رو دوست داشتم اگرچه بهش کم لطفی کردم همیشه!<br />
بعد از گرفتن کاردانی، کنکور کاردانی به کارشناسی دادم و ادامه تحصیل دادم. چون هنرستانی بودم تقریبا از همون اول دبیرستان رشته م رو انتخاب کرده بودم و الان هم پشیمون نیستم چون همیشه دوسش داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هم کاردانی و هم کارشناسی رو آموزشکده های فنی و حرفه ای خوندم. دیپلمم هم هنرستانی هستش.</span><br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
ه<span style="font-weight: bold;">یچ وقت دانشجوی پرتلاشی نبودم متاسفانه. شب امتحان میخوندم و معمولا بین پونزده تا هفده میشدم!! معدل کاردانی شونزده و چهار صدم و معدل کارشناسی م هم ۱۵ و هشتادوهشت.</span><br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله علاقه مند به ادامه تحصیل بودم اما دو سه ماه بعد از فارغ التحصیلی رفتم خدمت و بعد خدمت هم استخدام شدم! و همین برنامه ی ادامه تحصیلم رو عقب انداخت. <br />
</span><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نظرم روی نرم افزار بود همیشه. با اینکه میدونستم گرایش های دیگه میتونم رتبه ی بهتری بیارم اما بیشتر نرم افزار دوست داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۱<br />
ریاضی ۶/۲۵<br />
مشترک .۵۴۰<br />
تخصصی هوش ۱۲<br />
تخصصی نرم افزار ۳۰<br />
معدل موثر ۱۵/۶۵<br />
۲۶۰ نرم افزار، ۴۰۰ هوش، ۴۵۱ معماری، ۲۶۹ محاسبات<br />
<br />
دومین باری بود که امتحان دادم. کنکور سال نود و در حین خدمت، یعنی دو کنکور قبل ، شرکت کردم و ۴۴۵ نرم افزار شدم. و مصر شدم که بعد از خدمت حتما شرکت کنم.</span><br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به نظرم کاملا متفاوته و کنکور راهکار و قلق های خاص خودش رو داره! خصوصا کنکور کامپیوتر! توصیه من به داوطلبا اینه که اگر زمان دانشجویی زرنگ بودید که اجازه بدید واستون انگیزه بشه این زرنگ بودن، و اگر ضعیف بودید فراموشش کنید و به فکر آینده باشید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .</span><br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من امسال از اخر ابان شروع کردم. خیلی دیر شاید. اما چون دو سال پیش در خلال خدمت حدود چهار ماه خونده بودم وضعم خیلی بد نبود (البته به نظر خودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ). <br />
امسال قصد داشتم که از مهر شروع کنم اما باز هم اتفاقاتی افتاد که نتونستم شروع کنم. طوری شده بود که کامل از فکر کنکور اومده بودم بیرون. تا اواخر آبان که شروع کردم به خوندن.  تقریبا از ۲۰ آبان. حتی در مدت این سه ماه ( از وقتی که شروع کردم، تا ۲۰ بهمن که کنکور بود) باز هم به خاطر یکسری از مسایل توقف های چند روزه داشتم و در این سه ماه هم به قول معروف بکوب نخوندم. شاید میانگین روزی ۶ ساعت مطالعه داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من سه ماه فرصت داشتم فقط، و تنها به تموم کردن درسام فکر میکردم!! و پی در پی کتابهارو میخوندم و اخر هر کتاب تستهای سالهای  اخیر، یعنی از سال ۸۰ تا ۸۹ رو میزدم( کتابهام چون مال دو سال پیش بود تستهای جدید رو نداشتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> !!)<br />
در واقع برنامه م بولدزری بود، خوندن و تموم کردن کتاب!! <br />
البته ناگفته نمونه من پنج درس رو حذف کردم! نه به خاطر اینکه سخت بود، به خاطر اینکه من کارمند بودم و شنبه تا سه شنبه سرکار میرفتم و وقتم کم بود. وگرنه به کسانی که وقت دارن، حذف کردن رو توصیه نمیکنم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله، من با توجه به وقتم ، چاره ای نداشتم که تمرکز رو بزارم روی دروس مشترک. میدونستم که اگر قبول شم باید مشترکهارو خوب بزنم. به بچه های کنکور ۹۳ هم میگم، ۸۰ درصد قبول شده ها بار خودشونو در دفترچه ی اول میبندن و نمیزارن کار به دفترچه دوم بکشه!<br />
</span><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<span style="font-weight: bold;">شاید دلیل اینکه من اومدم و مصاحبه مانشت رو پر کردم دقیقا همین سوال بود. بزارید مفصل بگم.<br />
<span style="font-style: italic;">من وقتم رو صرف قوی کردن دروس ضعیف نکردم، بلکه ترجیح دادم دروس قوی رو قوی تر کنم!</span><br />
من وقتم خیلی کم بود پس درسهایی که خوندشون وقت گیر بود رو کنار گذاشتم! دروسی مثل ریاضی مهندسی برای منی که چهارسال از درس دور شده بودم خوندش وقت گیر بود! من تمام دروس ریاضی و کامپایلر رو به ناچارحذف کردم.  یعنی پنج درس. نه به خاطر سخت بودنشون، بلکه به خاطر وقت گیر بودنش. <br />
محاسبات عددی رو حذف کردم چون دوره کارشناسی پاسش نکرده بودم و خوندش وقت گیر بود اگرچه دوستام میگفتن که درس سختی نیست و بخونش. اما من نرفتم سمتش.<br />
ریاضی مهندسی رو به خاطر حجمش حذف کردم.<br />
آمار و احتمالات درس مورد علاقه ی من بود در دانشگاه که هم کاردانی و هم کارشناسی جفتش رو بیست گرفتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . به خاطر حجمش من سراغ این درس نرفتم اما جزوه ی خلاصه ی پارسه رو پیدا کردم و در یک روزه مرورش کردم و چندتا تست زدم که سر کنکور دیدم حداقل دوتا از تستهای آمار رو بلدم که وقت کردم یکیش رو بزنم و بشم ۶/۲۵ درصد ریاضی!<br />
گسسته هم که درس سنگین و عمیقی بود که اونم حذف کردم. <br />
اما در مورد کامپایلر چون من دوره ی لیسانس پاسش نکرده بودم میدونستم که با این وقت نمیتونم یادش بگیرم و به تسلط برسم پس حذفش کردم. <br />
اما میدونستم که در سایر دروس اگر وقت بزارم به تسلط میرسم.<br />
</span><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">واقعیتش من وقتی برای فکر کردن زیاد در مورد برنامه ریزی نداشتم! پس ساده ترین برنامه ریزی ممکن ،یعنی شروع کردن به خوندن دروسی که حذف نکرده بودم، رو انتخاب کردم!<br />
کتابهام هم مشخص بود، جزوات جم بندی شده ی موسساتی که قبلا می شناختم، و نمیخواستم طرف منابع برم. پس از جزوات و کتابهای کنکوری استفاده کردم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان: من این درس رو ذاتا  از قبل قوی بودم. مثلا کنکور ۹۰ فقط با مطالعه ی لغتهای ۵۰۴ و تافل (این لغات رو با نرم افزار لایتنر روی گوشیم ریخته بودم و تنها وقتایی که سرکار و یا توی اتوبوس و تاکسی بیکار میشدم شروع به مرور میکردم وگرنه وقت آسوده ای براش نزاشتم) تونستم زبان رو ۶۰ درصد بزنم. چون درک مطلبم خوب بود.<br />
امسال جزوه ی پی دی اف خلاصه ی زبان پارسه (نود درصد) رو توی گوشیم ریختم و وقتهای بیکاری توی تاکسی و .... مطالعه ش کردم! جزوه ی خوبی بود چون تمام لغات نسبتا سخت کنکورهای اخیر رو جمع کرده بود. توصیه میکنم لغات ۵۰۴ و تافل رو همراه با مشتقاتشون (تاکید میکنم همراه با مشتقاتشون) یاد بگیرید و متون تخصصی سالهای گذشته رو مطالعه کنید.<br />
و اما سر کنکور: امسال که به تستهای زبان نگاه کردم حس کردم میتونم بالای هشتاد بزنم! اما میدونستم که دروس مشترک خیلی مهمتر هستن، یادمه که فقط دوازده تست اول رو با سرعت خوندم و زدم و باقی سوالات رو بدون نگاه کردن جا گذاشتم و نزدم! میدونستم که اگر مشترکهارو خوب بزنم برای قبولی روزانه این تعداد تست زبان کافیه. بعدا دیدم درصد زبان ۳۱ شده که خوب بود.<br />
<br />
ریاضی:<br />
همونطور که گفتم تمام این دروس رو حذف کردم. اما دو سال پیش گسسته پوران و آمار پارسه خوندم که واقعا کتابهای خوبی بودن. <br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داده: کاردانی این درس رو تقریبا خوب پاس کردم و برای کنکور کاردانی به کارشناسی (سال ۸۶) کتاب مقسمی رو خونده بودم.<br />
امسال جزوه پارسه (محسن طورانی) رو خوندم. کتاب بدی نبود اگرچه خیلی هم خوب نیست. البته بخشهای  ماتریس، لینک لیست و گراف رو حذف کردم چون توی کنکور ساختمان ارشد معمول از این بخشها سوال نمیاد. وقتی کتاب رو تموم کردم تستهای آخر همین کتاب رو تا ۸۹ زدم. ازکتاب (دروس مشترک مهندسی کامپیوتر راهیان ارشد) هم برای  تست استفاده کردم. خوبی  کتاب راهیان ارشد توضیح مشروح و پربار تستها بود. وقت تست زدن در این درس خوب از پسشون بر میومدم اما راستش من درس ساختمان داده رو توی کنکور خوب نزدم و فقط یک تست جواب دادم. شاید چون زیاد تست نزدم در این درس خوب عمل نکردم.<br />
البته نزدیکهای کنکور یه بار کتاب ساختمان پوران پژوهش رو هم دیدم (هادی یوسفی) که کتاب خیلی خوبی به نظر میومد که یه مرور کلی ش کردم. <br />
<br />
نظریه زبانها: من این درس رو کارشناسی خوب پاس کردم.<br />
برای کنکور از جزوه کلاس کنکور دکتر سید جوادی و نظریه پوران و نظریه پارسه استفاده کردم! هر سه تا خلاصه و مفید بودند. کتاب پوران کتاب خوبی هست اما اشتباه جزیی و علمی زیاد داره! وقت خوندش مراقب باشید. در کل کتاب خوبی بود.<br />
کتاب پارسه هم خوندم که کتاب بدی نیست. برای تست هم از همین کتابها استفاده کردم و کتاب تست راهیان ارشد (دروس مشترک کامپیوتر راهیان ارشد). <br />
<br />
مدار منطقی: من این درس رو پاس نکردم، نه دوره ی کاردانی و نه کارشناسی! اما من این درس رو برای کنکور کاردانی به کارشناسی خونده بودم و مشکلی نداشتم. بسیار درس خوش قلق و راحتی هست این درس. میشه روی ۱۰۰ درصدش حساب باز کرد. <br />
من برای این درس کتاب فوق العاده روان و عالی هادی یوسفی (پوران ) رو تنها در سه روز خوندم! واقعا کتاب خوبی بود و تستهارو هم روی همین کتاب زدم. کنکور هم این درس رو عاالی زدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .<br />
<br />
معماری کامپیوتر: این درس کمی بد قلق هستش ! البته چند سال اخیر تستهاش راحتتر شده. من سال ۹۰ از ویس دکتر اجلالی استفاده کردم که انصافا عالی بود و راهم انداخت اون سال ، و بعدش کتاب خوب هادی یوسفی (پوران) رو خوندم .<br />
امسال هم به صورت مشابه عمل کردم. از سایت مانشت ویس و جزوه سال نود معماری دکتر اجلالی رو گرفتم و مجددا گوش دادم و مطالعه کردم. واقعا کمکم کرد! بعد ویرایش جدید کتاب پوران (پاییز ۹۱) رو هم گرفتم و دوبار با دقت خوندمش! کتاب پوران هم واقعا عااالی بود. اگرچه کاملا حس میکردم که شنیدن ویس دکتر اجلالی چقد کمکم کرده در فهم کتاب پوران. تست رو هم از کتاب پوران زدم. توی کنکور سه تا از تستهای معماری رو زدم و درست بودن.<br />
<br />
** کتابهای آقای یوسفی در کل کتابهای بسیار خوبی هستند. کتابهاش انصافا کمترین اشتباه علمی رو داره. و تنها مشکلی دارند اینکه به نظرم خیلی تستهارو باز نمیکنه و خیلی خلاصه توضیح میده! کلا از متن درس هم معلومه آقای یوسفی خلاصه گویی رو دوست داره! در کل من آقای یوسفی رو بین نویسنده ها خیلی قبول داشتم.<br />
<br />
سیستم عامل: این درس هم وقتی دو سال پیش کنکور دادم ویس کلاسی دکتر حقیقت رو شنیده بودم که واقعا توی این درس راهم انداخت! امسال کتاب پارسه دکتر حقیقت رو با دقت خوندم و تستهارو هم از همین کتاب زدم. توو کنکور جز یکی از تستها، همه ش رو بلد بودم، اما دوتا از تستهای سیستم عامل رو با اینکه خوب بلد بودم نتونستم به جواب برسم ، شاید تست اشتباه بود (البته بعدا پیگیرش نشدم که تستها اشتباه بودن یا نه ، و حذف شدن یا نه)، و کلی  وقتم رو گرفت و آخر هم هیچی!! که آسیب بزرگی بود.. چون اگر وقت اضافی میاوردم میتونستم برم سراغ درس زبان که توانایی داشتم خیلی از تستهاش رو به راحتی بزنم. <br />
<br />
دروس تخصصی:<br />
کامپایلر: که حذفش کردم و الانم هیچی ازش بلد نیستم راستش! <br />
دوستام که برای ارشد میخوندن میگفتن که درس سختی نیست اما چون در کنکور ۹۱ فقط دو سوال از این درس اومده بود منم با خیال راحت گذاشتمش کنار <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . اما امسال فک کنم پنج شیش تایی ازش تست آورده بودن و حذف این درس بهم آسیب زد چون درصد دروس تخصصیم به شدت اومد پایین .<br />
پیاده سازی زبانهای برنامه سازی: جزوه پارسه رو خوندم. اما این جزوه خیلی خلاصه س، پس جاهایی رو که نمیفهمیدم به کتاب پررت مراجعه میکردم. توی کنکور دوتا از تستهای این درس رو زدم. که راضی کننده نبود متاسفانه.<br />
الگوریتم: در مورد این درس حرف زدن کمی سخته اما چیزی که واضح هست اینه که درس بسیار مهمیه و اصلا نباید حذف بشه! چون ارتباط شدیدی به سایر دورس مثل ساختمان داره و اینکه در دو گرایش ازش سوال مطرح میشه.<br />
این درس برای من سنگین و وقت گیر بود اما چون هم توی هوش و هم الگوریتم ازش سوال میومد نتونستم حذفش کنم! اما دیدم که بعضی بخشهاش زیاد مهم نیست مثل عقب گرد و برنامه نویسی پویا. پس این بخشهارو نخوندم! بخشهایی که خوندم اینا بودن : روابط بازگشتی، تقسیم و غلبه، حریصانه و گراف . بخش مرتب سازی رو هم که توی ساختمان خونده بودم. بیشتر تمرکزم روی بخش گراف بود که میدونستم خیلی مهمه! برای این درس از الگوریتم سپاهان و الگوریتم یوسفی استفاده کردم که انصافا کتابهای خوبی هستن! البته کتاب اصلیم سپاهان بود و بعضی جاها از کتاب یوسفی استفاده کردم. تست رو از سپاهان زدم چون بهتر توضیح داده بود. سر کنکور چهارتا تست زدم که فک کنم  دو تاش درست بود.اون یکی دوتارو با بی دقتی اشتباه زدم و همینکه از جلسه اومدم بیرون، توی ذهنم حساب و کتاب کردم فهمیدم اشتباه زدمش! نمیدونم چرا اینجور شد و حیف شد واقعا.<br />
از تستهای الگوریتم هوش هم دوتاش رو زدم که درست بود جفتش. <br />
پایگاه داده: درس خوش قلق و خوش تستی هستش. من فقط مقسمی رو دوبار خوندم و تست رو هم از کتاب مقسمی و راهیان ارشد زدم. توی کنکور هم همه ی تستهارو زدم که فک کنم جز یکی همه ش درست بود.</span><br />
 <br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چون من از مرجع استفاده نکردم نمیتونم جوابی به این سوال بدم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من دانشگاه های سطح بالایی درس نخوندم و معمولا جزوه محور بودم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">همونطور که گفتم زبانم خوبه و میتونستم عالی بزنم اما لزومی ندیدم که بیشتر از ۳۰ درصد روش وقت بزارم. اما اگر سرعت خوبی داشته باشید میشه زبان رو در کمتر از ده دقیقه بالای ۶۰ درصد زد. خصوصا متن های زبان تخصصی که خیلی راحته.<br />
توصیه م به داوطلبا اینه که دایره لغاتشون رو بالا ببرن و اگر  فقط برای کنکور، زبان رو میخونن روی کتابهای گرامر وقت نزارن. سعی کن قدرت اسکن و اسکیم خودشونو بالا ببرن.<br />
لغت حفظ کنند و متن بخونن، همین! بعد یه مدت میبینن که به راحتی سی چهل درصد زبان میزنن.<br />
من توصیه نمیکنم که این درس سفید رها بشه چون با سطح زبان پایینتر از متوسط هم میشه بین بیست تا سی درصد نمره آورد.</span><br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ما که مردونه همه ش رو حذف کردیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . اما برای کسانی که وقت دارن من حذف کردن رو پیشنهاد نمیکنم. به نظرم میشه درصد خوبی زد خصوصا توی درس آمار. مثلا من دو سال پیش ریاضی رو بیست درصد زدم چون اون سال گسسته و آمار رو کم و بیش خوندم. پس چندان سخت نیست به نظرم.</span><br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سوالای قبلی تقریبا این سوال رو جواب دادم.<br />
</span><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تنها بودم. من هم خونه خوندم و هم کتابخونه. کتابخونه بهتر بود به نظرم.</span><br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">با توجه به برنامه ریزی ای که توضیح دادم جوابی برای این سوال ندارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
-----<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من تنها روی نرم افزار تمرکز کردم. اما اگر وقت داشتم شاید روی رشته های دیگه و قطعا روی گرایش های دیگه هم وقت میزاشتم که برای انتخاب رشته و دانشگاه دستم باز باشه.<br />
</span><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله گاهی میخواست که پیش بیاد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> اما من دلیلی برای ناامیدی نداشتم! چون هم خدمت رفته بودم و سرکار میرفتم! اگر قبول نمیشدم سال بعد با قدرت بیشتری ادامه میدادم و حتما از تابستون شروع میکردم البته، نه از آخر آبان!! <br />
</span><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه استفاده نکردم.<br />
کلاس کنکور بد نیست و کمک میکنه به صورت فشرده و سریع یک درس رو هماهنگ با سرفصل کنکور یاد بگیرید اما یادتون نره که رفتن سر این کلاسها ابعاد منفی هم داره. مثلا با توجه به قیمت بالای کلاسها مطمئنا توقع اطرافیان و خانواده ازتون بالا میره و این یعنی استرس زایی. <br />
من شخصا پولی برای کلاس کنکور نمیدم و نخواهم داد و اگر در شرایطش بودم خودم میخوندم. البته همونطور که گفتم من از ویسهای کلاس کنکور معماری و سیستم عامل استفاده کردم ( که  با اجازه ی مدرسینش بود. مثلا به دکتر حقیقت ایمیل زدم که گفت مشکلی نداره. و غیر مستقیم از دکتر اجلالی هم اجازه گرفتم).</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">امسال شرکت نکردم. اما کنکور  ۹۰ سه تای آخر پارسه رو رفتم که به نظرم تاثیر چندانی نداشت (حداقل برای من یکی تاثیری نداشت). رتبه هام در پارسه اول بار شد ۴۰، دفعه دوم ۱۵، و آخری هم ۴۱/ و توی کنکور شدم ۴۴۵/  اما به نظرم اگر کسی کاملتر و پابندتر کنکور آزمایشی بده خوبه. اگه میتونید شرکت کنید و باهاش هماهنگ پیش برید، چون اگر با برنامه ش هماهنگ نباشید ارزش چندانی نداره و براتون میشه یک دغدغه ی اضافی.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اگرچه وقتم کم بود، اما برای جمع بندی، وقتهایی که سرکار بودم (ببخشید اینجا بد آموزی داشت کمی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ) پای کامپیوتر جزوات جمع بندی پارسه و یا همون ۹۰ درصد پارسه استفاده کردم که خیلی خوب بود به نظرم.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
با توجه به دروس حذفی آنچنان حس آمادگی نداشتم اما روحیه م خوب بود. در خودم می دیدم که زیر دویست بشم. اما توقع بیشتر از این از خودم نداشتم راستش، و سعی کردم واقع گرا باشم.<br />
معیارم آمادگی در دروس مشترک و تا حدودی دروس تخصصی بود و اینکه از پس تستهای سالهای گذشته خوب برمیومدم.<br />
<br />
من یک روز مونده به کنکور رو دیگه درس نخوندم و با دوستام رفتیم خارج از شهر و حسابی پیاده روی کردم تا خسته شم و راحت بخوابم! دقیقا همین طور هم شد و من شب راحت خوابیدم و روز کنکور تقریبا سرحال بودم.<br />
<br />
و یک تجربه شخصی اینکه: دوستانی که کنکور دادن میدونن که کنکور ارشد نیم ساعت دیرتر از <br />
وقت اعلام شده شروع میشه. من میدونستم که کنکور هشت و نیم شروع میشه اگرچه ساعت شروع ۸ اعلام شده! سی چهل دقیقه نشستن روی صندلی در قبل کنکور واقعا کسالت آور و خسته کننده س! و از خوش شانسی من، حوزه کنکورم افتاد نزدیک خونمون. من چون حوزه به محل سکونتم نزدیک بود طوری تنظیم کردم که قبل از توزیع دفترچه زیاد معطل نمونم و در جو استرس زای کنکور قرار نگیرم. یعنی دیر رفتم سر جلسه!! و به نظرم کار بسیار درستی کردم اگرچه کمی دیر رفتن ریسک بود یه جورایی. <br />
</span><br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
بله. من میدونستم که مشترکهارو خوب میزنم. خودم حول و حوش پنجاه درصد رو برای مشترکها پیش بینی میکردم که چون ساختمان رو خوب نزدم و روی دوتا تست سیستم عامل هم نتیجه نگرفتم نتونستم به پنجاه برسم.<br />
برای زبان همین حدود سی درصد مد نظرم بود و وقتی حس کردم به ۳۰ درصد رسیدم دیگه ادامه ندادم و رفتم سراغ مشترکها.<br />
برای ریاضی هم که فقط توکلم به خدا بود که بتونم یکی دوتا بزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />.<br />
برای دروس تخصصی هم با توجه به حذف کامپایلر حول و حوش ۴۰ مدنظرم بود که با توجه سهل انگاری خودم و موفق نبودن در درس پیاده سازی زبانهای برنامه سازی نتونستم به چهل برسم. اگرچه حذف کامپایلر شاید اجازه نمیداد که درصدم رو بالا ببرم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من  چون ریاضی هارو حذف کرده بودم میدونستم که مشکل وقت ندارم. اما چون من کنکور آزمایشی نرفته بودم و حتی توی خونه کنکورهارو هم شبیه سازی نکرده بودم نتونستم از وقتم استفاده بهینه کنم. متاسفانه  چوب بی تجربگی رو خوردم وگرنه با همین بضاعت علمی میتونستم خیلی رتبه بهتری بیارم! <br />
اما ناامید نشدم سرجلسه وگرنه شرایط جور شد برای نا امیدی! مثلا اولین درس مشترکها ساختمان بود که من نتونستم خوب بزنمش. فک کنید که من از زبان گذشته بودم، ریاضی هم که نزده بودم و مشترکها رو هم خوب شروع نکردم و همه چی آماده شد برای به هم ریختن اما میدونستم که جلوترهارو میتونم بهتر بزنم. وقت ، وقت حساب پس دادن بود نه نا امیدی:<br />
<br />
<div style="text-align: center;">دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست<br />
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست.<br />
</div>
توصیه من اینه که: در مورد شرایط سر کنکور تحقیق کنید و با کنکور آزمایشی و شبیه سازی کنکور در خونه خودتون رو وفق بدید اما زیاد حساست به خرج ندید و بدونید که سر کنکور ممکنه اتفاقاتی پیش بینی نشده </span>رخ بده و این اجتناب ناپذیره! <br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تمرین که نه ولی ترتیب رو هم خراب نکردم. ترتیب دفترچه ترتیب خوبیه.</span><br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله، با توجه به تستهای سال قبل میدونستم که سوالات بعضی دروس چطوره! کلیت دروسی مثل منطقی ، معماری، پایگاه داده، زبان و الگوریتم  همون جوری بود که فک میکردم. </span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">وقت زیاد نیارودم. کم هم نیاوردم ولی چون بی تجربه بودم نتونستم وقتم رو مدیریت کنم وگرنه با توجه به حذف اون همه درس باید درصدهای بهتری در سایر دروس میزدم. چون بنیه ی علمیش رو داشتم اما مدیر خوبی نبودم.</span><br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">باور کنید تا لحظه ی اعلام نتیجه اصلا سراغش نرفتم . توصیه نمیکنم که شما هم این کار رو کنید و بی خیال باشید ولی خودم بی خیالی رو ترجیح دادم. <br />
اومدم بیرون راضی نبودم چندان. چون گفتم که وقت رو نتونستم خوب مدیریت کنم. خودم حس میکردم که رتبه م حدود ۲۵۰ بشه که تقریبا اینجور هم شد. البته تنها حس میکردم چون من سراغ کلید نرفتم.</span><br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی: ۱۰ درصد.<br />
دانشگاه کارشناسی: ۱۰ درصد<br />
برنامه ریزی: ۴۰ درصد.<br />
کلاس: ۰ درصد<br />
کنکور آزمایشی: ۰ درصد.<br />
شرایط سر کنکور: ۳۰ درصد.<br />
شرایط مطالعه: ۱۰  درصد.</span><br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انشالا برای دکتری هم میخونم و تلاش میکنم، اما نه مثل ارشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> </span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یاد خدا آرامش بود برام. روزهایی که برای کنکور میخوندم با مسایل دیگه ای هم درگیر بودم متاسفانه. دغدغه م زیاد بود... اولش که شروع کردم میدونستم هم دیر شروع کردم و هم اینکه در جبهه های غیردرسی دیگه هم باید بجنگم! از خدا خواستم کمکم کنه. میدونستم اگر شروع کنم بی نصیب نمیمونم.   </span><br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نقش مثبت  که نه، ولی اطرافیانم تا بخواید نقش منفی داشتن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
-------<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من کرمانشاه هستم با توجه به محل کار و زندگی م ترجیح میدم همین شهر خودم و این اطراف درس بخونم. احتمالا دانشگاه رازی کرمانشاه محل تحصیلم باشه.<br />
</span><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پیچیده حرف زدن رو بلد نیستم اما میتونم بگم برای پیروزی بجنگید، حتی اگر هزاران مشکل داشته باشید، حتی اگر وقتتون خیلی کم باشه. من با تمام دغدغه هام و همون سه ماه وقت که در هفته چند روزش رو هم میرفتم اداره هم میتونستم رتبه زیر ۱۰۰ بیارم. اگر اونقدر که بایدخوب نشدم چون از تمام توانایی هام استفاده نکردم و چون مدیر خوبی نبودم که سرجلسه وقتم رو مدیریت کنم. </span><br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه. به نظرم سوالایی به درد داوطلبا بخوره گنجونده شده.</span><br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت عالیه و هر روز داره عالی تر میشه! ازتون ممنونم واقعا...</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سلام. رضا هستم. متولد ۱۳۶۷ . اهل کرمانشاه . کارمند  دولت ، رتبه ۲۶۰ نرم افزار.<br />
رتبه ی اکتسابی من رتبه ی خوبی نیست به نظرم، اما فک کردم تجربیاتم برای دوستان مفید باشه.</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">در رشته ی نرم افزار، بهمن ماه سال ۸۸ فارغ التحصیل شدم. کاردانی به کارشناسی بودم. </span><br />
<br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آره ،  رشته م رو دوست داشتم اگرچه بهش کم لطفی کردم همیشه!<br />
بعد از گرفتن کاردانی، کنکور کاردانی به کارشناسی دادم و ادامه تحصیل دادم. چون هنرستانی بودم تقریبا از همون اول دبیرستان رشته م رو انتخاب کرده بودم و الان هم پشیمون نیستم چون همیشه دوسش داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">هم کاردانی و هم کارشناسی رو آموزشکده های فنی و حرفه ای خوندم. دیپلمم هم هنرستانی هستش.</span><br />
<br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
<br />
ه<span style="font-weight: bold;">یچ وقت دانشجوی پرتلاشی نبودم متاسفانه. شب امتحان میخوندم و معمولا بین پونزده تا هفده میشدم!! معدل کاردانی شونزده و چهار صدم و معدل کارشناسی م هم ۱۵ و هشتادوهشت.</span><br />
<br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله علاقه مند به ادامه تحصیل بودم اما دو سه ماه بعد از فارغ التحصیلی رفتم خدمت و بعد خدمت هم استخدام شدم! و همین برنامه ی ادامه تحصیلم رو عقب انداخت. <br />
</span><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نظرم روی نرم افزار بود همیشه. با اینکه میدونستم گرایش های دیگه میتونم رتبه ی بهتری بیارم اما بیشتر نرم افزار دوست داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۱<br />
ریاضی ۶/۲۵<br />
مشترک .۵۴۰<br />
تخصصی هوش ۱۲<br />
تخصصی نرم افزار ۳۰<br />
معدل موثر ۱۵/۶۵<br />
۲۶۰ نرم افزار، ۴۰۰ هوش، ۴۵۱ معماری، ۲۶۹ محاسبات<br />
<br />
دومین باری بود که امتحان دادم. کنکور سال نود و در حین خدمت، یعنی دو کنکور قبل ، شرکت کردم و ۴۴۵ نرم افزار شدم. و مصر شدم که بعد از خدمت حتما شرکت کنم.</span><br />
<br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به نظرم کاملا متفاوته و کنکور راهکار و قلق های خاص خودش رو داره! خصوصا کنکور کامپیوتر! توصیه من به داوطلبا اینه که اگر زمان دانشجویی زرنگ بودید که اجازه بدید واستون انگیزه بشه این زرنگ بودن، و اگر ضعیف بودید فراموشش کنید و به فکر آینده باشید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .</span><br />
<br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من امسال از اخر ابان شروع کردم. خیلی دیر شاید. اما چون دو سال پیش در خلال خدمت حدود چهار ماه خونده بودم وضعم خیلی بد نبود (البته به نظر خودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> ). <br />
امسال قصد داشتم که از مهر شروع کنم اما باز هم اتفاقاتی افتاد که نتونستم شروع کنم. طوری شده بود که کامل از فکر کنکور اومده بودم بیرون. تا اواخر آبان که شروع کردم به خوندن.  تقریبا از ۲۰ آبان. حتی در مدت این سه ماه ( از وقتی که شروع کردم، تا ۲۰ بهمن که کنکور بود) باز هم به خاطر یکسری از مسایل توقف های چند روزه داشتم و در این سه ماه هم به قول معروف بکوب نخوندم. شاید میانگین روزی ۶ ساعت مطالعه داشتم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من سه ماه فرصت داشتم فقط، و تنها به تموم کردن درسام فکر میکردم!! و پی در پی کتابهارو میخوندم و اخر هر کتاب تستهای سالهای  اخیر، یعنی از سال ۸۰ تا ۸۹ رو میزدم( کتابهام چون مال دو سال پیش بود تستهای جدید رو نداشتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> !!)<br />
در واقع برنامه م بولدزری بود، خوندن و تموم کردن کتاب!! <br />
البته ناگفته نمونه من پنج درس رو حذف کردم! نه به خاطر اینکه سخت بود، به خاطر اینکه من کارمند بودم و شنبه تا سه شنبه سرکار میرفتم و وقتم کم بود. وگرنه به کسانی که وقت دارن، حذف کردن رو توصیه نمیکنم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله، من با توجه به وقتم ، چاره ای نداشتم که تمرکز رو بزارم روی دروس مشترک. میدونستم که اگر قبول شم باید مشترکهارو خوب بزنم. به بچه های کنکور ۹۳ هم میگم، ۸۰ درصد قبول شده ها بار خودشونو در دفترچه ی اول میبندن و نمیزارن کار به دفترچه دوم بکشه!<br />
</span><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
<span style="font-weight: bold;">شاید دلیل اینکه من اومدم و مصاحبه مانشت رو پر کردم دقیقا همین سوال بود. بزارید مفصل بگم.<br />
<span style="font-style: italic;">من وقتم رو صرف قوی کردن دروس ضعیف نکردم، بلکه ترجیح دادم دروس قوی رو قوی تر کنم!</span><br />
من وقتم خیلی کم بود پس درسهایی که خوندشون وقت گیر بود رو کنار گذاشتم! دروسی مثل ریاضی مهندسی برای منی که چهارسال از درس دور شده بودم خوندش وقت گیر بود! من تمام دروس ریاضی و کامپایلر رو به ناچارحذف کردم.  یعنی پنج درس. نه به خاطر سخت بودنشون، بلکه به خاطر وقت گیر بودنش. <br />
محاسبات عددی رو حذف کردم چون دوره کارشناسی پاسش نکرده بودم و خوندش وقت گیر بود اگرچه دوستام میگفتن که درس سختی نیست و بخونش. اما من نرفتم سمتش.<br />
ریاضی مهندسی رو به خاطر حجمش حذف کردم.<br />
آمار و احتمالات درس مورد علاقه ی من بود در دانشگاه که هم کاردانی و هم کارشناسی جفتش رو بیست گرفتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . به خاطر حجمش من سراغ این درس نرفتم اما جزوه ی خلاصه ی پارسه رو پیدا کردم و در یک روزه مرورش کردم و چندتا تست زدم که سر کنکور دیدم حداقل دوتا از تستهای آمار رو بلدم که وقت کردم یکیش رو بزنم و بشم ۶/۲۵ درصد ریاضی!<br />
گسسته هم که درس سنگین و عمیقی بود که اونم حذف کردم. <br />
اما در مورد کامپایلر چون من دوره ی لیسانس پاسش نکرده بودم میدونستم که با این وقت نمیتونم یادش بگیرم و به تسلط برسم پس حذفش کردم. <br />
اما میدونستم که در سایر دروس اگر وقت بزارم به تسلط میرسم.<br />
</span><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">واقعیتش من وقتی برای فکر کردن زیاد در مورد برنامه ریزی نداشتم! پس ساده ترین برنامه ریزی ممکن ،یعنی شروع کردن به خوندن دروسی که حذف نکرده بودم، رو انتخاب کردم!<br />
کتابهام هم مشخص بود، جزوات جم بندی شده ی موسساتی که قبلا می شناختم، و نمیخواستم طرف منابع برم. پس از جزوات و کتابهای کنکوری استفاده کردم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان: من این درس رو ذاتا  از قبل قوی بودم. مثلا کنکور ۹۰ فقط با مطالعه ی لغتهای ۵۰۴ و تافل (این لغات رو با نرم افزار لایتنر روی گوشیم ریخته بودم و تنها وقتایی که سرکار و یا توی اتوبوس و تاکسی بیکار میشدم شروع به مرور میکردم وگرنه وقت آسوده ای براش نزاشتم) تونستم زبان رو ۶۰ درصد بزنم. چون درک مطلبم خوب بود.<br />
امسال جزوه ی پی دی اف خلاصه ی زبان پارسه (نود درصد) رو توی گوشیم ریختم و وقتهای بیکاری توی تاکسی و .... مطالعه ش کردم! جزوه ی خوبی بود چون تمام لغات نسبتا سخت کنکورهای اخیر رو جمع کرده بود. توصیه میکنم لغات ۵۰۴ و تافل رو همراه با مشتقاتشون (تاکید میکنم همراه با مشتقاتشون) یاد بگیرید و متون تخصصی سالهای گذشته رو مطالعه کنید.<br />
و اما سر کنکور: امسال که به تستهای زبان نگاه کردم حس کردم میتونم بالای هشتاد بزنم! اما میدونستم که دروس مشترک خیلی مهمتر هستن، یادمه که فقط دوازده تست اول رو با سرعت خوندم و زدم و باقی سوالات رو بدون نگاه کردن جا گذاشتم و نزدم! میدونستم که اگر مشترکهارو خوب بزنم برای قبولی روزانه این تعداد تست زبان کافیه. بعدا دیدم درصد زبان ۳۱ شده که خوب بود.<br />
<br />
ریاضی:<br />
همونطور که گفتم تمام این دروس رو حذف کردم. اما دو سال پیش گسسته پوران و آمار پارسه خوندم که واقعا کتابهای خوبی بودن. <br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داده: کاردانی این درس رو تقریبا خوب پاس کردم و برای کنکور کاردانی به کارشناسی (سال ۸۶) کتاب مقسمی رو خونده بودم.<br />
امسال جزوه پارسه (محسن طورانی) رو خوندم. کتاب بدی نبود اگرچه خیلی هم خوب نیست. البته بخشهای  ماتریس، لینک لیست و گراف رو حذف کردم چون توی کنکور ساختمان ارشد معمول از این بخشها سوال نمیاد. وقتی کتاب رو تموم کردم تستهای آخر همین کتاب رو تا ۸۹ زدم. ازکتاب (دروس مشترک مهندسی کامپیوتر راهیان ارشد) هم برای  تست استفاده کردم. خوبی  کتاب راهیان ارشد توضیح مشروح و پربار تستها بود. وقت تست زدن در این درس خوب از پسشون بر میومدم اما راستش من درس ساختمان داده رو توی کنکور خوب نزدم و فقط یک تست جواب دادم. شاید چون زیاد تست نزدم در این درس خوب عمل نکردم.<br />
البته نزدیکهای کنکور یه بار کتاب ساختمان پوران پژوهش رو هم دیدم (هادی یوسفی) که کتاب خیلی خوبی به نظر میومد که یه مرور کلی ش کردم. <br />
<br />
نظریه زبانها: من این درس رو کارشناسی خوب پاس کردم.<br />
برای کنکور از جزوه کلاس کنکور دکتر سید جوادی و نظریه پوران و نظریه پارسه استفاده کردم! هر سه تا خلاصه و مفید بودند. کتاب پوران کتاب خوبی هست اما اشتباه جزیی و علمی زیاد داره! وقت خوندش مراقب باشید. در کل کتاب خوبی بود.<br />
کتاب پارسه هم خوندم که کتاب بدی نیست. برای تست هم از همین کتابها استفاده کردم و کتاب تست راهیان ارشد (دروس مشترک کامپیوتر راهیان ارشد). <br />
<br />
مدار منطقی: من این درس رو پاس نکردم، نه دوره ی کاردانی و نه کارشناسی! اما من این درس رو برای کنکور کاردانی به کارشناسی خونده بودم و مشکلی نداشتم. بسیار درس خوش قلق و راحتی هست این درس. میشه روی ۱۰۰ درصدش حساب باز کرد. <br />
من برای این درس کتاب فوق العاده روان و عالی هادی یوسفی (پوران ) رو تنها در سه روز خوندم! واقعا کتاب خوبی بود و تستهارو هم روی همین کتاب زدم. کنکور هم این درس رو عاالی زدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .<br />
<br />
معماری کامپیوتر: این درس کمی بد قلق هستش ! البته چند سال اخیر تستهاش راحتتر شده. من سال ۹۰ از ویس دکتر اجلالی استفاده کردم که انصافا عالی بود و راهم انداخت اون سال ، و بعدش کتاب خوب هادی یوسفی (پوران) رو خوندم .<br />
امسال هم به صورت مشابه عمل کردم. از سایت مانشت ویس و جزوه سال نود معماری دکتر اجلالی رو گرفتم و مجددا گوش دادم و مطالعه کردم. واقعا کمکم کرد! بعد ویرایش جدید کتاب پوران (پاییز ۹۱) رو هم گرفتم و دوبار با دقت خوندمش! کتاب پوران هم واقعا عااالی بود. اگرچه کاملا حس میکردم که شنیدن ویس دکتر اجلالی چقد کمکم کرده در فهم کتاب پوران. تست رو هم از کتاب پوران زدم. توی کنکور سه تا از تستهای معماری رو زدم و درست بودن.<br />
<br />
** کتابهای آقای یوسفی در کل کتابهای بسیار خوبی هستند. کتابهاش انصافا کمترین اشتباه علمی رو داره. و تنها مشکلی دارند اینکه به نظرم خیلی تستهارو باز نمیکنه و خیلی خلاصه توضیح میده! کلا از متن درس هم معلومه آقای یوسفی خلاصه گویی رو دوست داره! در کل من آقای یوسفی رو بین نویسنده ها خیلی قبول داشتم.<br />
<br />
سیستم عامل: این درس هم وقتی دو سال پیش کنکور دادم ویس کلاسی دکتر حقیقت رو شنیده بودم که واقعا توی این درس راهم انداخت! امسال کتاب پارسه دکتر حقیقت رو با دقت خوندم و تستهارو هم از همین کتاب زدم. توو کنکور جز یکی از تستها، همه ش رو بلد بودم، اما دوتا از تستهای سیستم عامل رو با اینکه خوب بلد بودم نتونستم به جواب برسم ، شاید تست اشتباه بود (البته بعدا پیگیرش نشدم که تستها اشتباه بودن یا نه ، و حذف شدن یا نه)، و کلی  وقتم رو گرفت و آخر هم هیچی!! که آسیب بزرگی بود.. چون اگر وقت اضافی میاوردم میتونستم برم سراغ درس زبان که توانایی داشتم خیلی از تستهاش رو به راحتی بزنم. <br />
<br />
دروس تخصصی:<br />
کامپایلر: که حذفش کردم و الانم هیچی ازش بلد نیستم راستش! <br />
دوستام که برای ارشد میخوندن میگفتن که درس سختی نیست اما چون در کنکور ۹۱ فقط دو سوال از این درس اومده بود منم با خیال راحت گذاشتمش کنار <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . اما امسال فک کنم پنج شیش تایی ازش تست آورده بودن و حذف این درس بهم آسیب زد چون درصد دروس تخصصیم به شدت اومد پایین .<br />
پیاده سازی زبانهای برنامه سازی: جزوه پارسه رو خوندم. اما این جزوه خیلی خلاصه س، پس جاهایی رو که نمیفهمیدم به کتاب پررت مراجعه میکردم. توی کنکور دوتا از تستهای این درس رو زدم. که راضی کننده نبود متاسفانه.<br />
الگوریتم: در مورد این درس حرف زدن کمی سخته اما چیزی که واضح هست اینه که درس بسیار مهمیه و اصلا نباید حذف بشه! چون ارتباط شدیدی به سایر دورس مثل ساختمان داره و اینکه در دو گرایش ازش سوال مطرح میشه.<br />
این درس برای من سنگین و وقت گیر بود اما چون هم توی هوش و هم الگوریتم ازش سوال میومد نتونستم حذفش کنم! اما دیدم که بعضی بخشهاش زیاد مهم نیست مثل عقب گرد و برنامه نویسی پویا. پس این بخشهارو نخوندم! بخشهایی که خوندم اینا بودن : روابط بازگشتی، تقسیم و غلبه، حریصانه و گراف . بخش مرتب سازی رو هم که توی ساختمان خونده بودم. بیشتر تمرکزم روی بخش گراف بود که میدونستم خیلی مهمه! برای این درس از الگوریتم سپاهان و الگوریتم یوسفی استفاده کردم که انصافا کتابهای خوبی هستن! البته کتاب اصلیم سپاهان بود و بعضی جاها از کتاب یوسفی استفاده کردم. تست رو از سپاهان زدم چون بهتر توضیح داده بود. سر کنکور چهارتا تست زدم که فک کنم  دو تاش درست بود.اون یکی دوتارو با بی دقتی اشتباه زدم و همینکه از جلسه اومدم بیرون، توی ذهنم حساب و کتاب کردم فهمیدم اشتباه زدمش! نمیدونم چرا اینجور شد و حیف شد واقعا.<br />
از تستهای الگوریتم هوش هم دوتاش رو زدم که درست بود جفتش. <br />
پایگاه داده: درس خوش قلق و خوش تستی هستش. من فقط مقسمی رو دوبار خوندم و تست رو هم از کتاب مقسمی و راهیان ارشد زدم. توی کنکور هم همه ی تستهارو زدم که فک کنم جز یکی همه ش درست بود.</span><br />
 <br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">چون من از مرجع استفاده نکردم نمیتونم جوابی به این سوال بدم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من دانشگاه های سطح بالایی درس نخوندم و معمولا جزوه محور بودم.</span><br />
<br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">همونطور که گفتم زبانم خوبه و میتونستم عالی بزنم اما لزومی ندیدم که بیشتر از ۳۰ درصد روش وقت بزارم. اما اگر سرعت خوبی داشته باشید میشه زبان رو در کمتر از ده دقیقه بالای ۶۰ درصد زد. خصوصا متن های زبان تخصصی که خیلی راحته.<br />
توصیه م به داوطلبا اینه که دایره لغاتشون رو بالا ببرن و اگر  فقط برای کنکور، زبان رو میخونن روی کتابهای گرامر وقت نزارن. سعی کن قدرت اسکن و اسکیم خودشونو بالا ببرن.<br />
لغت حفظ کنند و متن بخونن، همین! بعد یه مدت میبینن که به راحتی سی چهل درصد زبان میزنن.<br />
من توصیه نمیکنم که این درس سفید رها بشه چون با سطح زبان پایینتر از متوسط هم میشه بین بیست تا سی درصد نمره آورد.</span><br />
<br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ما که مردونه همه ش رو حذف کردیم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> . اما برای کسانی که وقت دارن من حذف کردن رو پیشنهاد نمیکنم. به نظرم میشه درصد خوبی زد خصوصا توی درس آمار. مثلا من دو سال پیش ریاضی رو بیست درصد زدم چون اون سال گسسته و آمار رو کم و بیش خوندم. پس چندان سخت نیست به نظرم.</span><br />
<br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سوالای قبلی تقریبا این سوال رو جواب دادم.<br />
</span><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تنها بودم. من هم خونه خوندم و هم کتابخونه. کتابخونه بهتر بود به نظرم.</span><br />
<br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">با توجه به برنامه ریزی ای که توضیح دادم جوابی برای این سوال ندارم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
<br />
-----<br />
<br />
<br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من تنها روی نرم افزار تمرکز کردم. اما اگر وقت داشتم شاید روی رشته های دیگه و قطعا روی گرایش های دیگه هم وقت میزاشتم که برای انتخاب رشته و دانشگاه دستم باز باشه.<br />
</span><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله گاهی میخواست که پیش بیاد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> اما من دلیلی برای ناامیدی نداشتم! چون هم خدمت رفته بودم و سرکار میرفتم! اگر قبول نمیشدم سال بعد با قدرت بیشتری ادامه میدادم و حتما از تابستون شروع میکردم البته، نه از آخر آبان!! <br />
</span><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه استفاده نکردم.<br />
کلاس کنکور بد نیست و کمک میکنه به صورت فشرده و سریع یک درس رو هماهنگ با سرفصل کنکور یاد بگیرید اما یادتون نره که رفتن سر این کلاسها ابعاد منفی هم داره. مثلا با توجه به قیمت بالای کلاسها مطمئنا توقع اطرافیان و خانواده ازتون بالا میره و این یعنی استرس زایی. <br />
من شخصا پولی برای کلاس کنکور نمیدم و نخواهم داد و اگر در شرایطش بودم خودم میخوندم. البته همونطور که گفتم من از ویسهای کلاس کنکور معماری و سیستم عامل استفاده کردم ( که  با اجازه ی مدرسینش بود. مثلا به دکتر حقیقت ایمیل زدم که گفت مشکلی نداره. و غیر مستقیم از دکتر اجلالی هم اجازه گرفتم).</span><br />
<br />
<br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">امسال شرکت نکردم. اما کنکور  ۹۰ سه تای آخر پارسه رو رفتم که به نظرم تاثیر چندانی نداشت (حداقل برای من یکی تاثیری نداشت). رتبه هام در پارسه اول بار شد ۴۰، دفعه دوم ۱۵، و آخری هم ۴۱/ و توی کنکور شدم ۴۴۵/  اما به نظرم اگر کسی کاملتر و پابندتر کنکور آزمایشی بده خوبه. اگه میتونید شرکت کنید و باهاش هماهنگ پیش برید، چون اگر با برنامه ش هماهنگ نباشید ارزش چندانی نداره و براتون میشه یک دغدغه ی اضافی.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اگرچه وقتم کم بود، اما برای جمع بندی، وقتهایی که سرکار بودم (ببخشید اینجا بد آموزی داشت کمی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ) پای کامپیوتر جزوات جمع بندی پارسه و یا همون ۹۰ درصد پارسه استفاده کردم که خیلی خوب بود به نظرم.<br />
</span><br />
<br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
با توجه به دروس حذفی آنچنان حس آمادگی نداشتم اما روحیه م خوب بود. در خودم می دیدم که زیر دویست بشم. اما توقع بیشتر از این از خودم نداشتم راستش، و سعی کردم واقع گرا باشم.<br />
معیارم آمادگی در دروس مشترک و تا حدودی دروس تخصصی بود و اینکه از پس تستهای سالهای گذشته خوب برمیومدم.<br />
<br />
من یک روز مونده به کنکور رو دیگه درس نخوندم و با دوستام رفتیم خارج از شهر و حسابی پیاده روی کردم تا خسته شم و راحت بخوابم! دقیقا همین طور هم شد و من شب راحت خوابیدم و روز کنکور تقریبا سرحال بودم.<br />
<br />
و یک تجربه شخصی اینکه: دوستانی که کنکور دادن میدونن که کنکور ارشد نیم ساعت دیرتر از <br />
وقت اعلام شده شروع میشه. من میدونستم که کنکور هشت و نیم شروع میشه اگرچه ساعت شروع ۸ اعلام شده! سی چهل دقیقه نشستن روی صندلی در قبل کنکور واقعا کسالت آور و خسته کننده س! و از خوش شانسی من، حوزه کنکورم افتاد نزدیک خونمون. من چون حوزه به محل سکونتم نزدیک بود طوری تنظیم کردم که قبل از توزیع دفترچه زیاد معطل نمونم و در جو استرس زای کنکور قرار نگیرم. یعنی دیر رفتم سر جلسه!! و به نظرم کار بسیار درستی کردم اگرچه کمی دیر رفتن ریسک بود یه جورایی. <br />
</span><br />
<br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
<br />
بله. من میدونستم که مشترکهارو خوب میزنم. خودم حول و حوش پنجاه درصد رو برای مشترکها پیش بینی میکردم که چون ساختمان رو خوب نزدم و روی دوتا تست سیستم عامل هم نتیجه نگرفتم نتونستم به پنجاه برسم.<br />
برای زبان همین حدود سی درصد مد نظرم بود و وقتی حس کردم به ۳۰ درصد رسیدم دیگه ادامه ندادم و رفتم سراغ مشترکها.<br />
برای ریاضی هم که فقط توکلم به خدا بود که بتونم یکی دوتا بزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />.<br />
برای دروس تخصصی هم با توجه به حذف کامپایلر حول و حوش ۴۰ مدنظرم بود که با توجه سهل انگاری خودم و موفق نبودن در درس پیاده سازی زبانهای برنامه سازی نتونستم به چهل برسم. اگرچه حذف کامپایلر شاید اجازه نمیداد که درصدم رو بالا ببرم.<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من  چون ریاضی هارو حذف کرده بودم میدونستم که مشکل وقت ندارم. اما چون من کنکور آزمایشی نرفته بودم و حتی توی خونه کنکورهارو هم شبیه سازی نکرده بودم نتونستم از وقتم استفاده بهینه کنم. متاسفانه  چوب بی تجربگی رو خوردم وگرنه با همین بضاعت علمی میتونستم خیلی رتبه بهتری بیارم! <br />
اما ناامید نشدم سرجلسه وگرنه شرایط جور شد برای نا امیدی! مثلا اولین درس مشترکها ساختمان بود که من نتونستم خوب بزنمش. فک کنید که من از زبان گذشته بودم، ریاضی هم که نزده بودم و مشترکها رو هم خوب شروع نکردم و همه چی آماده شد برای به هم ریختن اما میدونستم که جلوترهارو میتونم بهتر بزنم. وقت ، وقت حساب پس دادن بود نه نا امیدی:<br />
<br />
<div style="text-align: center;">دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست<br />
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست.<br />
</div>
توصیه من اینه که: در مورد شرایط سر کنکور تحقیق کنید و با کنکور آزمایشی و شبیه سازی کنکور در خونه خودتون رو وفق بدید اما زیاد حساست به خرج ندید و بدونید که سر کنکور ممکنه اتفاقاتی پیش بینی نشده </span>رخ بده و این اجتناب ناپذیره! <br />
<br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تمرین که نه ولی ترتیب رو هم خراب نکردم. ترتیب دفترچه ترتیب خوبیه.</span><br />
<br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بله، با توجه به تستهای سال قبل میدونستم که سوالات بعضی دروس چطوره! کلیت دروسی مثل منطقی ، معماری، پایگاه داده، زبان و الگوریتم  همون جوری بود که فک میکردم. </span><br />
<br />
<br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">وقت زیاد نیارودم. کم هم نیاوردم ولی چون بی تجربه بودم نتونستم وقتم رو مدیریت کنم وگرنه با توجه به حذف اون همه درس باید درصدهای بهتری در سایر دروس میزدم. چون بنیه ی علمیش رو داشتم اما مدیر خوبی نبودم.</span><br />
<br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">باور کنید تا لحظه ی اعلام نتیجه اصلا سراغش نرفتم . توصیه نمیکنم که شما هم این کار رو کنید و بی خیال باشید ولی خودم بی خیالی رو ترجیح دادم. <br />
اومدم بیرون راضی نبودم چندان. چون گفتم که وقت رو نتونستم خوب مدیریت کنم. خودم حس میکردم که رتبه م حدود ۲۵۰ بشه که تقریبا اینجور هم شد. البته تنها حس میکردم چون من سراغ کلید نرفتم.</span><br />
<br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی: ۱۰ درصد.<br />
دانشگاه کارشناسی: ۱۰ درصد<br />
برنامه ریزی: ۴۰ درصد.<br />
کلاس: ۰ درصد<br />
کنکور آزمایشی: ۰ درصد.<br />
شرایط سر کنکور: ۳۰ درصد.<br />
شرایط مطالعه: ۱۰  درصد.</span><br />
<br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">انشالا برای دکتری هم میخونم و تلاش میکنم، اما نه مثل ارشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> </span><br />
<br />
<br />
<br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">یاد خدا آرامش بود برام. روزهایی که برای کنکور میخوندم با مسایل دیگه ای هم درگیر بودم متاسفانه. دغدغه م زیاد بود... اولش که شروع کردم میدونستم هم دیر شروع کردم و هم اینکه در جبهه های غیردرسی دیگه هم باید بجنگم! از خدا خواستم کمکم کنه. میدونستم اگر شروع کنم بی نصیب نمیمونم.   </span><br />
<br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نقش مثبت  که نه، ولی اطرافیانم تا بخواید نقش منفی داشتن <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
<br />
-------<br />
<br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من کرمانشاه هستم با توجه به محل کار و زندگی م ترجیح میدم همین شهر خودم و این اطراف درس بخونم. احتمالا دانشگاه رازی کرمانشاه محل تحصیلم باشه.<br />
</span><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پیچیده حرف زدن رو بلد نیستم اما میتونم بگم برای پیروزی بجنگید، حتی اگر هزاران مشکل داشته باشید، حتی اگر وقتتون خیلی کم باشه. من با تمام دغدغه هام و همون سه ماه وقت که در هفته چند روزش رو هم میرفتم اداره هم میتونستم رتبه زیر ۱۰۰ بیارم. اگر اونقدر که بایدخوب نشدم چون از تمام توانایی هام استفاده نکردم و چون مدیر خوبی نبودم که سرجلسه وقتم رو مدیریت کنم. </span><br />
<br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">نه. به نظرم سوالایی به درد داوطلبا بخوره گنجونده شده.</span><br />
<br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت عالیه و هر روز داره عالی تر میشه! ازتون ممنونم واقعا...</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه 11 شبکه و امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-15555.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 May 2013 18:28:26 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15555.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.   </span>  <br />
<span style="color: #006400;">مهدی صمیمی هستم. متولد سال ۶۸ هستم. متولد و ساکن شهر ارومیه هستم.</span><br />
<span style="color: #006400;">در کنکور فناوری اطلاعات سال ۹۲ تونستم رتبه ۱۱ رو در گرایش های امنیت اطلاعات و شبکه های کامپیوتری به دست بیارم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">کارشناسی فناوری اطلاعات را در شهریور ۹۱ گرفتم. بصورت کارشناسی پیوسته بوده.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">من علاقه خاصی به رشته فناوری اطلاعات داشتم و با شناخت و علاقه وارد این رشته شدم. ولی متاسفانه در انتخاب دانشگاه یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی ام رو مرتکب شدم. با اینکه رتبه کنکور سراسری ام در حدی بود که بتونم در تهران درس بخونم (حتی علوم کامپیوتر شریف رو قبول میشدم) ولی بنا به دلایلی (که متاسفانه امروز میبینم اشتباه بودن) تصمیم گرفتم در شهر خودم بمونم و متاسفانه یکی از بدترین دانشگاه های کشور رو برای کارشناسی انتخاب کردم ... دانشگاهی که واقعا هیچ چیزی نداشت ... بدون اغراق میگم ... هیچی!!!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">در دانشگاه صنعتی ارومیه کارشناسی ام را گرفتم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<span style="color: #006400;">من از اون بچه درس خون ها نبودم. متاسفانه اصلا هم از بچه درس خون ها (حجیم خون ها!) خوشم نمیاد! فقط میخوندم که پاس شم. البته جو دانشگاه هم مهم بود و متاسفانه من اصلا این جو رو دوست نداشتم چون وارد دانشگاهی شده بودم که دوستش نداشتم و این قضیه تا آخرین روز باعث عذاب من بود و روحیه درس خوندن رو ازم گرفته بود.<br />
اکثر اوقات شب امتحانی بودم و بعضی از درس ها رو هم حتی شب امتحانم نخوندم و رفتم سر جلسه!<br />
البته امروز که دارم به اون روز ها نگاه میکنم به خودم میگم شاید بهتر بود کمی بیشتر درس میخوندم تا معدلم کمی بالاتر می رفت... ولی دیگه مهم نیست و صد البته همچنان از حجیم خون ها (!) اصلا خوشم نمیاد!!!<br />
البته این رو بگم که تو آخرین ترمم تصمیم گرفتم که خوب بخونم ... شب امتحانی بودن رو تو اون ترم کنار گذاشتم و مثل یه دانشجوی واقعی از اول ترم همه کلاس هام رو رفتم و درسها رو خوندم ... پایان نامه دوره کارشناسی (به همراه پروژه اش) رو هم در همین ترم آخر داشتم که کلی زمان از من میگرفت ولی با این حال از روز اول خوب خوندم و نتیجه این شد که تو ترم آخر تو تمام درس های اصلی و تخصصی که اخذ کرده بودم نمره 20 گرفتم ... به غیر از درس اندیشه اسلامی 2 که متاسفانه 15 گرفتم! ... فکر کنم ترم آخر شاگرد اول کل دانشگاهمون شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">از ۲ سال پیش. سال اول نتیجه نگرفتم ولی سال دوم موفق شدم. هدف من از ابتدا درس خوندن نبوده و الان هم نیست. درس و دانشگاه صرفا ابزاری هستن برای من تا به یک سری اهداف خاص برسم... هیچ علاقه ای به مدرک و علم و دانش ندارم به اون صورت... اینها صرفا وسایلی هستن برای زندگی ای که سال ها براش برنامه ریزی کردم و ذره ذره اش رو تا به امروز با تلاش زیاد محقق کردم و از اینجا به بعد هم به همین ترتیب خواهد بود.<br />
علاقه ای به جا به جا کردن مرز های علم ندارم! علم ابزاری هست که باعث کسب قدرت بیشتر برای من میشه، و این قدرت ابزاری هست برای جلو بردن اهدافی که دارم.<br />
خدایی نکرده قصد جسارت به علم و دوستان علاقه مند به دانش ندارم ... ولی یک جمله رو همیشه با خودم تکرار میکنم و بهش ایمان دارم: <span style="font-weight: bold;">من زندگی نمیکنم که درس بخونم، بلکه درس میخونم تا بهترین زندگی رو بکنم!</span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<span style="color: #006400;">هدفم از اول شبکه بود و برای شبکه درس خوندم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	 میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
<span style="color: #006400;">زبان ۲۸<br />
مشترک ۳۴<br />
تخصصی ۵۰<br />
معماری ۵۰<br />
معدل موثر ۱۷/۰۹ (هفده و نه صدم)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span> <br />
<span style="color: #006400;">خیر. سال دومم بود. سال قبلی رتبه بسیار بدی آوردم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<span style="color: #006400;">به نظر من با هم ارتباط دارن ولی تفاوت های زیادی هم با هم دارن. کسی که تو دانشگاه خوب درس خونده، پایه قوی تری داره و سریع تر میتونه به تسلط خوبی در زمینه کنکور برسه ولی لزوما هرکسی که معدل بالا داشته باشه یا شاگرد اول باشه دلیل نمیشه که تو کنکور نتایج عالی بگیره. نمونه هاش رو هم دیدم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من تقریبا از اردیبهشت ۹۱ شروع کردم و کم کم حجم درس ها رو بیشتر کردم. قرار بود تا روز قبل کنکور درس بخونم اما متاسفانه ۲ ماه مونده به کنکور برام مشکلی پیش اومد و نتونستم درس بخونم. تو کنکور هم کم نبودن سوالاتی که جوابشون رو نتونستم بدم ولی مبحثشون رو خونده بودم اما صرفا چون مرور نکرده بودم، مطالب به شکل دقیق یادم نمونده بود. مثلا تو درس معماری ۴ تا تست رو به همین دلیل جواب ندادم و اگر جواب داده بودم الان درصدم 86 درصد بود تو معماری که تو رتبه ام خیلی تاثیر می گذاشت</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">خیر ثابت بود... از دوران دبیرستان تا به حال صرفا با یک قلق مشخص درس خوندم و همیشه هم ازش نتیجه گرفتم و راضی بودم ... و فکر میکنم نحوه برنامه ریزی (البته در سطح جزئیات منظورم هست) بیشتر به خود فرد بر میگرده و نمیشه یه نسخه رو برای همه تجویز کرد.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<span style="color: #006400;">نه. البته حواسم به ضرایب بود ولی معنی اش این نیست که بر اساس ضرایب درس بخونم... سعی می کردم همه چیز رو در سطح عالی بخونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">بله. مثلا تو معماری خیلی ضعیف بودم و همیشه تو برنامه ریزی بیشتر به معماری توجه می کردم تا بتونم از پسش بر بیام.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من سعی میکردم تو مدت مشخص (مثلا ۲ هفته) از هر درس یک سری مباحث مشخص رو بخونم. از قبل هم کتاب های مورد نظرم رو مشخص کرده بودم. برنامه ریزی ام رو هم منطبق با آزمون های آزمایشی انجام میدادم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<span style="color: #006400;">از وویس و فیلم استفاده نکردم<br />
زبان: نخوندم (هیچ وقت نخوندم و نخواهم خوند!!!)<br />
گسسته: پوران + گریمالدی + تست<br />
ساختمان و طراحی الگوریتم: کتاب دکتر قدسی + پوران + تست فراوان!<br />
شبکه: فقط حقیقت<br />
نرم افزار: فقط پرسمن + اسلام ناظمی (انتشارات جلوه)<br />
پایگاه: المثری + مقداری حق جو + مقسمی<br />
سیستم عامل: فقط حقیقت (همه تست هاش رو زدم)<br />
هوش: فقط راهیان ارشد<br />
معماری: پوران + راهیان ارشد</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
<span style="color: #006400;">اگر برای کنکور میپرسید، فقط نرم افزار و تا حدی درس شبکه های کامپیوتری<br />
اگر برای دانشگاه میپرسید، بستگی به دانشگاه و استاد داره</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17-	آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">جزوه که معمولا نمی نوشتم... کم جزوه می نوشتم و معمولا از جزوه دوستام که کامل مینوشتن استفاده می کردم. کتاب مرجع هم که تقریبا نه! ولی ۲-۳ روز مونده به امتحان از دوستان عزیزی که خوب جزوه می نوشتن، جزوه شون رو می گرفتم و کپی می کردم و می رفتم به جنگ سوالات!!! البته تو بعضی درسا مجبور بودم کتاب مرجع رو مطالعه کنم ... مثلا تو درس شبیه سازی کامپیوتری یا درس تعامل انسان و کامپیوتر یا درس سیستم های چند رسانه ای و خلاصه یه سری از درس ها واقعا چاره ای جز مرجع خوندن نداشتم ... چون خبری از جزوه و کپی و اینها نبود... در واقع با اینکه اهل مرجع خوندن نبودم، ولی گاهی میخوندم و نتیجه خوبی هم میگرفتم...<br />
در واقع خیلی محور خاصی نداشتم!!! بیشتر بر اساس قلق استاد فعالیت می کردم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من برای زبان از ۱۱ سالگی کلاس رفتم و همیشه هم فیلم و سریال های زبان اصلی تماشا می کردم و هنوز هم تماشا می کنم. سطح زبانم خیلی عالیه و حتی ادعا هم دارم! کمتر کسی رو دیدم که بتونه به سرعت من و با لهجه سلیس آمریکایی مثل من انگلیسی رو صحبت کنه!<br />
البته حتما میگین این همه که برای خودت نوشابه باز کردی چرا درصد زبانت پایینه؟! درست میگین! دلیلش اینه که فقط حدود ۵ دقیقه تونستن روی زبان وقت بزارم و برای همینم نتونستم سوالات زیادی رو جواب بدم... ولی در همون حد ۵ دقیقه نتیجه خوبی گرفتم (به نظر خودم!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من کنکور آی تی دادم و درس ریاضی نداشتیم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
<span style="color: #006400;">من بر اساس برنامه کنکور های آزمایشی درس میخوندم. بصورت ۲ هفته ای برنامه میریختم و سعی میکردم بودجه بندی هر آزمون رو به اتمام برسونم. بیشتر صبح ها درس میخوندم و عصر ها رو استراحت میکردم یا به استخر میرفتم. برای درسی مثل معماری که مشکل زیادی باهاش داشتم، سعی میکردم هر روز یا حداقل تو بیشتر روزها بخونمش. ضمنا برنامه ام هم مکتوب بود و روی کاغذ می نوشتمش... همه چیز مشخص بود.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<span style="color: #006400;">تنها تو خونه. البته هفته ای چند روز پیش یکی از دوستام میرفتم و بهش درس میدادم...</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">همون طور که گفتم برنامه ام بر اساس بودجه بندی کنکور های آزمایشی بود و بر اساس اون حجمی که باید تو ۲ هفته مطالعه میکردم برنامه ریزی میکردم و معمولا هم از پس این حجم بر میومدم. سرعتم هم با در نظر گرفتن چیزایی که گفتم متناسب بود. در واقع متناسب با حجمی که تو ۲ هفته باید مطالعه بشه.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<span style="color: #006400;">معمولا عقب نمی افتادم. اگر عقب میوفتادم هم چیزی رو حذف نمی کردم... به جای استخر رفتن، میموندم سر درس خوندن و جبران میکردم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<span style="color: #006400;">از روز اول تمرکزم روی گرایش شبکه بود.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<span style="color: #006400;">اوایل خوب بود .. اما ۲ ماه مونده به کنکور کند که نه، به کل قطع شد!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">بعضی درس ها را استفاده کردم که تا حدی مفید بود. به استاد و سطح دانشجو بستگی داره.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. پارسه شرکت کردم. خیلی راضی بودم و به برنامه ریزی ام هم کمک کرده.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. قرار بود از ۴۵ روز مونده به کنکور برم سراغ جمع بندی اما نتونستم چون قبلش برام مشکلی پیش اومد که اصلا نتونستم درس بخونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
<span style="color: #006400;">با اینکه حدود ۲ ماه بود که درس نخونده بودم ولی تا حدی احساس آمادگی داشتم. دقیقا یادمه که روز کنکور وقتی دفترچه رو از زمین برداشتم و گذاشتمش روی میز، قبل از شروع به جواب دادن به سوالا، دفترچه رو تو دستم گرفتم و با همه وجودم خطاب به دفترچه سوالا عبارت زیر رو گفتم:<br />
You wanna fight?! Bring it on! (یعنی میخوای باهام بجنگی؟! هرچی داری رو کن!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">تا حدی بله. تو هوش انتظار ۱۰۰ داشتم. تو مدیریت انتظار صفر!!! (همین طور هم شد!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... با بیخیالی رفته بودم سر جلسه و تقریبا تا آخرش هم کاملا بیخیال بودم! هیچ اضطرابی هم نداشتم. چون چیزی برای از دست دادن نداشتم. البته آخرش کمی قضیه تفاوت کرد ... چون به دلیل افزایش تعداد سوالا برای زبان وقت کم آورده بودم (زبان رو نگه داشته بودم برای آخر) و مراقب داشت سعی می کرد برگه منو بگیره و منو بندازه بیرون ولی من مقاومت میکردم و از رو نمیرفتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. از دروس مشترک شروع کردم، بعد تخصصی، بعد معماری، بعد زبان (متاسفانه برای زبان فقط تونستم ۵ دقیقه زمان بزارم و به 28% رسیدم! اگر کمی بیشتر وقت داشتم خیلی بهتر جواب میدادم)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... کاملا انتظار سوالات جدید رو داشتم و از همون اول رفته بودم که بجنگم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">اگر ۱۵ دقیقه وقت بیشتر داشتم احتمالا زبان رو بالای ۷۰ میزدم! همین!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">35-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله آوردم. با کلید نهایی هم که حساب کردم، سازمان سنجش لطف کردن و درصد دروس تخصصی مشترک من رو هفت و نیم درصد کمتر اعلام کردن! اگر درست اعلام کرده بودن رتبه ام بهتر میشد!<br />
همه بهم میگفتن زیر ۶۰ میشم... خودم هم در بد بینانه ترین حالت رتبه حوالی ۸۰ رو در نظر داشتم که شکر خدا رتبه ام خیلی خیلی بهتر از این حرفا شد و تونستم رتبه ۱۱ رو بیارم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<span style="color: #006400;">پایه تحصیلی: ۱۰%<br />
دانشگاه کارشناسی: -۲۰% (بله درست خوندین! منفی بیست درصد! اگر تو دانشگاهی بودم که به اندازه رتبه کنکور سراسری ام خوب بود (من رتبه ۲۰۰۰ آورده بودم و به علوم کامپیوتر شریف هم میرسیدم) خیلی زودتر از اینها به موفقیت های بزرگتر رسیده بودم)<br />
برنامه ریزی برای کنکور: ۴۰%<br />
کلاس کنکور: ۲۰%<br />
کنکور آزمایشی: ۱۰%<br />
شرایط سر جلسه کنکور: ۲۰% (واقعا خیلی تاثیر داره ... و داشت!)<br />
شرایط مطالعه و زندگی: ۲۰%</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<span style="color: #006400;">هدف های خاصی دارم که تحصیل و دانشگاه فقط یک ابزار هستن برام... اگر اجازه بدین چیزی در مورد اهداف آینده ام نگم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<span style="color: #006400;">خیلی زیاد</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
<span style="color: #006400;">مادر عزیزم و پدر بزرگوارم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">40-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
<span style="color: #006400;">نه!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<span style="color: #006400;">هیچ وقت پا پس نکشین... هیچ وقت جا نزنین... موفقیت مال کسانی هست که یاد گرفتن اگر زمین خوردن، دوباره بلند بشن و با سرعت و قدرت بیشتری راه شون رو ادامه بدن.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... هرچی که لازم بود رو پرسیدین.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">سایت خیلی خوبیه ... یلی به من کمک کرد ... خیلی به انگیزه گرفتنم کمک کرد ... حتی باعث شد به خود باوری برسم. تو مسائل درسی هم خیلی زیاد از این سایت استفاده کردم و سوالاتم رو میپرسیدم و بچه ها جواب میدادن. مصاحبه هایی که میخوندم همیشه برای من یه چراغ راهنما و ابزار انگیزه بودن. واقعا سایت فوق العاده ای هست و امیدوارم بتونم به اندازه توانم من هم تو این سایت برای دیگران مفید باشم... از جناب دکتر تنهایی (موسس سایت) و جناب مهندس علیخانی (مدیر کل سایت) و همچنین تک تک مدیر ها و از همه مهم تر از تمامی کاربران عزیز این سایت کمال تشکر رو دارم و برای همه گی آرزوی بهترین و بزرگترین موفقیت ها رو دارم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.   </span>  <br />
<span style="color: #006400;">مهدی صمیمی هستم. متولد سال ۶۸ هستم. متولد و ساکن شهر ارومیه هستم.</span><br />
<span style="color: #006400;">در کنکور فناوری اطلاعات سال ۹۲ تونستم رتبه ۱۱ رو در گرایش های امنیت اطلاعات و شبکه های کامپیوتری به دست بیارم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">کارشناسی فناوری اطلاعات را در شهریور ۹۱ گرفتم. بصورت کارشناسی پیوسته بوده.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">من علاقه خاصی به رشته فناوری اطلاعات داشتم و با شناخت و علاقه وارد این رشته شدم. ولی متاسفانه در انتخاب دانشگاه یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی ام رو مرتکب شدم. با اینکه رتبه کنکور سراسری ام در حدی بود که بتونم در تهران درس بخونم (حتی علوم کامپیوتر شریف رو قبول میشدم) ولی بنا به دلایلی (که متاسفانه امروز میبینم اشتباه بودن) تصمیم گرفتم در شهر خودم بمونم و متاسفانه یکی از بدترین دانشگاه های کشور رو برای کارشناسی انتخاب کردم ... دانشگاهی که واقعا هیچ چیزی نداشت ... بدون اغراق میگم ... هیچی!!!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">در دانشگاه صنعتی ارومیه کارشناسی ام را گرفتم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<span style="color: #006400;">من از اون بچه درس خون ها نبودم. متاسفانه اصلا هم از بچه درس خون ها (حجیم خون ها!) خوشم نمیاد! فقط میخوندم که پاس شم. البته جو دانشگاه هم مهم بود و متاسفانه من اصلا این جو رو دوست نداشتم چون وارد دانشگاهی شده بودم که دوستش نداشتم و این قضیه تا آخرین روز باعث عذاب من بود و روحیه درس خوندن رو ازم گرفته بود.<br />
اکثر اوقات شب امتحانی بودم و بعضی از درس ها رو هم حتی شب امتحانم نخوندم و رفتم سر جلسه!<br />
البته امروز که دارم به اون روز ها نگاه میکنم به خودم میگم شاید بهتر بود کمی بیشتر درس میخوندم تا معدلم کمی بالاتر می رفت... ولی دیگه مهم نیست و صد البته همچنان از حجیم خون ها (!) اصلا خوشم نمیاد!!!<br />
البته این رو بگم که تو آخرین ترمم تصمیم گرفتم که خوب بخونم ... شب امتحانی بودن رو تو اون ترم کنار گذاشتم و مثل یه دانشجوی واقعی از اول ترم همه کلاس هام رو رفتم و درسها رو خوندم ... پایان نامه دوره کارشناسی (به همراه پروژه اش) رو هم در همین ترم آخر داشتم که کلی زمان از من میگرفت ولی با این حال از روز اول خوب خوندم و نتیجه این شد که تو ترم آخر تو تمام درس های اصلی و تخصصی که اخذ کرده بودم نمره 20 گرفتم ... به غیر از درس اندیشه اسلامی 2 که متاسفانه 15 گرفتم! ... فکر کنم ترم آخر شاگرد اول کل دانشگاهمون شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">از ۲ سال پیش. سال اول نتیجه نگرفتم ولی سال دوم موفق شدم. هدف من از ابتدا درس خوندن نبوده و الان هم نیست. درس و دانشگاه صرفا ابزاری هستن برای من تا به یک سری اهداف خاص برسم... هیچ علاقه ای به مدرک و علم و دانش ندارم به اون صورت... اینها صرفا وسایلی هستن برای زندگی ای که سال ها براش برنامه ریزی کردم و ذره ذره اش رو تا به امروز با تلاش زیاد محقق کردم و از اینجا به بعد هم به همین ترتیب خواهد بود.<br />
علاقه ای به جا به جا کردن مرز های علم ندارم! علم ابزاری هست که باعث کسب قدرت بیشتر برای من میشه، و این قدرت ابزاری هست برای جلو بردن اهدافی که دارم.<br />
خدایی نکرده قصد جسارت به علم و دوستان علاقه مند به دانش ندارم ... ولی یک جمله رو همیشه با خودم تکرار میکنم و بهش ایمان دارم: <span style="font-weight: bold;">من زندگی نمیکنم که درس بخونم، بلکه درس میخونم تا بهترین زندگی رو بکنم!</span></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<span style="color: #006400;">هدفم از اول شبکه بود و برای شبکه درس خوندم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-	 میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
<span style="color: #006400;">زبان ۲۸<br />
مشترک ۳۴<br />
تخصصی ۵۰<br />
معماری ۵۰<br />
معدل موثر ۱۷/۰۹ (هفده و نه صدم)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span> <br />
<span style="color: #006400;">خیر. سال دومم بود. سال قبلی رتبه بسیار بدی آوردم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<span style="color: #006400;">به نظر من با هم ارتباط دارن ولی تفاوت های زیادی هم با هم دارن. کسی که تو دانشگاه خوب درس خونده، پایه قوی تری داره و سریع تر میتونه به تسلط خوبی در زمینه کنکور برسه ولی لزوما هرکسی که معدل بالا داشته باشه یا شاگرد اول باشه دلیل نمیشه که تو کنکور نتایج عالی بگیره. نمونه هاش رو هم دیدم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من تقریبا از اردیبهشت ۹۱ شروع کردم و کم کم حجم درس ها رو بیشتر کردم. قرار بود تا روز قبل کنکور درس بخونم اما متاسفانه ۲ ماه مونده به کنکور برام مشکلی پیش اومد و نتونستم درس بخونم. تو کنکور هم کم نبودن سوالاتی که جوابشون رو نتونستم بدم ولی مبحثشون رو خونده بودم اما صرفا چون مرور نکرده بودم، مطالب به شکل دقیق یادم نمونده بود. مثلا تو درس معماری ۴ تا تست رو به همین دلیل جواب ندادم و اگر جواب داده بودم الان درصدم 86 درصد بود تو معماری که تو رتبه ام خیلی تاثیر می گذاشت</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">خیر ثابت بود... از دوران دبیرستان تا به حال صرفا با یک قلق مشخص درس خوندم و همیشه هم ازش نتیجه گرفتم و راضی بودم ... و فکر میکنم نحوه برنامه ریزی (البته در سطح جزئیات منظورم هست) بیشتر به خود فرد بر میگرده و نمیشه یه نسخه رو برای همه تجویز کرد.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<span style="color: #006400;">نه. البته حواسم به ضرایب بود ولی معنی اش این نیست که بر اساس ضرایب درس بخونم... سعی می کردم همه چیز رو در سطح عالی بخونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">بله. مثلا تو معماری خیلی ضعیف بودم و همیشه تو برنامه ریزی بیشتر به معماری توجه می کردم تا بتونم از پسش بر بیام.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من سعی میکردم تو مدت مشخص (مثلا ۲ هفته) از هر درس یک سری مباحث مشخص رو بخونم. از قبل هم کتاب های مورد نظرم رو مشخص کرده بودم. برنامه ریزی ام رو هم منطبق با آزمون های آزمایشی انجام میدادم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<span style="color: #006400;">از وویس و فیلم استفاده نکردم<br />
زبان: نخوندم (هیچ وقت نخوندم و نخواهم خوند!!!)<br />
گسسته: پوران + گریمالدی + تست<br />
ساختمان و طراحی الگوریتم: کتاب دکتر قدسی + پوران + تست فراوان!<br />
شبکه: فقط حقیقت<br />
نرم افزار: فقط پرسمن + اسلام ناظمی (انتشارات جلوه)<br />
پایگاه: المثری + مقداری حق جو + مقسمی<br />
سیستم عامل: فقط حقیقت (همه تست هاش رو زدم)<br />
هوش: فقط راهیان ارشد<br />
معماری: پوران + راهیان ارشد</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
<span style="color: #006400;">اگر برای کنکور میپرسید، فقط نرم افزار و تا حدی درس شبکه های کامپیوتری<br />
اگر برای دانشگاه میپرسید، بستگی به دانشگاه و استاد داره</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">17-	آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">جزوه که معمولا نمی نوشتم... کم جزوه می نوشتم و معمولا از جزوه دوستام که کامل مینوشتن استفاده می کردم. کتاب مرجع هم که تقریبا نه! ولی ۲-۳ روز مونده به امتحان از دوستان عزیزی که خوب جزوه می نوشتن، جزوه شون رو می گرفتم و کپی می کردم و می رفتم به جنگ سوالات!!! البته تو بعضی درسا مجبور بودم کتاب مرجع رو مطالعه کنم ... مثلا تو درس شبیه سازی کامپیوتری یا درس تعامل انسان و کامپیوتر یا درس سیستم های چند رسانه ای و خلاصه یه سری از درس ها واقعا چاره ای جز مرجع خوندن نداشتم ... چون خبری از جزوه و کپی و اینها نبود... در واقع با اینکه اهل مرجع خوندن نبودم، ولی گاهی میخوندم و نتیجه خوبی هم میگرفتم...<br />
در واقع خیلی محور خاصی نداشتم!!! بیشتر بر اساس قلق استاد فعالیت می کردم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">18-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من برای زبان از ۱۱ سالگی کلاس رفتم و همیشه هم فیلم و سریال های زبان اصلی تماشا می کردم و هنوز هم تماشا می کنم. سطح زبانم خیلی عالیه و حتی ادعا هم دارم! کمتر کسی رو دیدم که بتونه به سرعت من و با لهجه سلیس آمریکایی مثل من انگلیسی رو صحبت کنه!<br />
البته حتما میگین این همه که برای خودت نوشابه باز کردی چرا درصد زبانت پایینه؟! درست میگین! دلیلش اینه که فقط حدود ۵ دقیقه تونستن روی زبان وقت بزارم و برای همینم نتونستم سوالات زیادی رو جواب بدم... ولی در همون حد ۵ دقیقه نتیجه خوبی گرفتم (به نظر خودم!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
<span style="color: #006400;">من کنکور آی تی دادم و درس ریاضی نداشتیم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
<span style="color: #006400;">من بر اساس برنامه کنکور های آزمایشی درس میخوندم. بصورت ۲ هفته ای برنامه میریختم و سعی میکردم بودجه بندی هر آزمون رو به اتمام برسونم. بیشتر صبح ها درس میخوندم و عصر ها رو استراحت میکردم یا به استخر میرفتم. برای درسی مثل معماری که مشکل زیادی باهاش داشتم، سعی میکردم هر روز یا حداقل تو بیشتر روزها بخونمش. ضمنا برنامه ام هم مکتوب بود و روی کاغذ می نوشتمش... همه چیز مشخص بود.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<span style="color: #006400;">تنها تو خونه. البته هفته ای چند روز پیش یکی از دوستام میرفتم و بهش درس میدادم...</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">همون طور که گفتم برنامه ام بر اساس بودجه بندی کنکور های آزمایشی بود و بر اساس اون حجمی که باید تو ۲ هفته مطالعه میکردم برنامه ریزی میکردم و معمولا هم از پس این حجم بر میومدم. سرعتم هم با در نظر گرفتن چیزایی که گفتم متناسب بود. در واقع متناسب با حجمی که تو ۲ هفته باید مطالعه بشه.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<span style="color: #006400;">معمولا عقب نمی افتادم. اگر عقب میوفتادم هم چیزی رو حذف نمی کردم... به جای استخر رفتن، میموندم سر درس خوندن و جبران میکردم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<span style="color: #006400;">از روز اول تمرکزم روی گرایش شبکه بود.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">25-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<span style="color: #006400;">اوایل خوب بود .. اما ۲ ماه مونده به کنکور کند که نه، به کل قطع شد!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">بعضی درس ها را استفاده کردم که تا حدی مفید بود. به استاد و سطح دانشجو بستگی داره.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. پارسه شرکت کردم. خیلی راضی بودم و به برنامه ریزی ام هم کمک کرده.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. قرار بود از ۴۵ روز مونده به کنکور برم سراغ جمع بندی اما نتونستم چون قبلش برام مشکلی پیش اومد که اصلا نتونستم درس بخونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
<span style="color: #006400;">با اینکه حدود ۲ ماه بود که درس نخونده بودم ولی تا حدی احساس آمادگی داشتم. دقیقا یادمه که روز کنکور وقتی دفترچه رو از زمین برداشتم و گذاشتمش روی میز، قبل از شروع به جواب دادن به سوالا، دفترچه رو تو دستم گرفتم و با همه وجودم خطاب به دفترچه سوالا عبارت زیر رو گفتم:<br />
You wanna fight?! Bring it on! (یعنی میخوای باهام بجنگی؟! هرچی داری رو کن!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<span style="color: #006400;">تا حدی بله. تو هوش انتظار ۱۰۰ داشتم. تو مدیریت انتظار صفر!!! (همین طور هم شد!)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... با بیخیالی رفته بودم سر جلسه و تقریبا تا آخرش هم کاملا بیخیال بودم! هیچ اضطرابی هم نداشتم. چون چیزی برای از دست دادن نداشتم. البته آخرش کمی قضیه تفاوت کرد ... چون به دلیل افزایش تعداد سوالا برای زبان وقت کم آورده بودم (زبان رو نگه داشته بودم برای آخر) و مراقب داشت سعی می کرد برگه منو بگیره و منو بندازه بیرون ولی من مقاومت میکردم و از رو نمیرفتم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله. از دروس مشترک شروع کردم، بعد تخصصی، بعد معماری، بعد زبان (متاسفانه برای زبان فقط تونستم ۵ دقیقه زمان بزارم و به 28% رسیدم! اگر کمی بیشتر وقت داشتم خیلی بهتر جواب میدادم)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... کاملا انتظار سوالات جدید رو داشتم و از همون اول رفته بودم که بجنگم!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<span style="color: #006400;">اگر ۱۵ دقیقه وقت بیشتر داشتم احتمالا زبان رو بالای ۷۰ میزدم! همین!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">35-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<span style="color: #006400;">بله آوردم. با کلید نهایی هم که حساب کردم، سازمان سنجش لطف کردن و درصد دروس تخصصی مشترک من رو هفت و نیم درصد کمتر اعلام کردن! اگر درست اعلام کرده بودن رتبه ام بهتر میشد!<br />
همه بهم میگفتن زیر ۶۰ میشم... خودم هم در بد بینانه ترین حالت رتبه حوالی ۸۰ رو در نظر داشتم که شکر خدا رتبه ام خیلی خیلی بهتر از این حرفا شد و تونستم رتبه ۱۱ رو بیارم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<span style="color: #006400;">پایه تحصیلی: ۱۰%<br />
دانشگاه کارشناسی: -۲۰% (بله درست خوندین! منفی بیست درصد! اگر تو دانشگاهی بودم که به اندازه رتبه کنکور سراسری ام خوب بود (من رتبه ۲۰۰۰ آورده بودم و به علوم کامپیوتر شریف هم میرسیدم) خیلی زودتر از اینها به موفقیت های بزرگتر رسیده بودم)<br />
برنامه ریزی برای کنکور: ۴۰%<br />
کلاس کنکور: ۲۰%<br />
کنکور آزمایشی: ۱۰%<br />
شرایط سر جلسه کنکور: ۲۰% (واقعا خیلی تاثیر داره ... و داشت!)<br />
شرایط مطالعه و زندگی: ۲۰%</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<span style="color: #006400;">هدف های خاصی دارم که تحصیل و دانشگاه فقط یک ابزار هستن برام... اگر اجازه بدین چیزی در مورد اهداف آینده ام نگم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<span style="color: #006400;">خیلی زیاد</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
<span style="color: #006400;">مادر عزیزم و پدر بزرگوارم</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">40-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
<span style="color: #006400;">نه!</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<span style="color: #006400;">هیچ وقت پا پس نکشین... هیچ وقت جا نزنین... موفقیت مال کسانی هست که یاد گرفتن اگر زمین خوردن، دوباره بلند بشن و با سرعت و قدرت بیشتری راه شون رو ادامه بدن.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
<span style="color: #006400;">نه... هرچی که لازم بود رو پرسیدین.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
<span style="color: #006400;">سایت خیلی خوبیه ... یلی به من کمک کرد ... خیلی به انگیزه گرفتنم کمک کرد ... حتی باعث شد به خود باوری برسم. تو مسائل درسی هم خیلی زیاد از این سایت استفاده کردم و سوالاتم رو میپرسیدم و بچه ها جواب میدادن. مصاحبه هایی که میخوندم همیشه برای من یه چراغ راهنما و ابزار انگیزه بودن. واقعا سایت فوق العاده ای هست و امیدوارم بتونم به اندازه توانم من هم تو این سایت برای دیگران مفید باشم... از جناب دکتر تنهایی (موسس سایت) و جناب مهندس علیخانی (مدیر کل سایت) و همچنین تک تک مدیر ها و از همه مهم تر از تمامی کاربران عزیز این سایت کمال تشکر رو دارم و برای همه گی آرزوی بهترین و بزرگترین موفقیت ها رو دارم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه رتبه 17 نرم افزار ، 19 الگوریتم ، 36 معماری ، 56 هوش]]></title>
			<link>/forum/thread-15552.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 May 2013 15:29:50 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15552.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
آرمین بلالایی هستم. متولد اسفند ۱۳۶۸/ اهل رشت هستم و در کنکور سال ۹۲ موفق شدم رتبه ی ۱۷ نرم افزار ۱۹ الگوریتم ۳۶ معماری و ۵۶ هوش را کسب کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
در رشته ی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار تحصیل می کنم. انشاالله این ترم درسم به اتمام مس رسه. درسمم به صورت کارشناسی پیوسته خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
من سمپادی بودم و توی دوره ی دبیرستان ما یه سری گروه های پژوهشی داشتیم مثل کامپیوتر ، برق ، شیمی ، فیزیک و ... که توسط فارغ التحصیل های مرکز اداره می شد. من عضو گروه کامپیوتر بودم و تقریبا از سال اول دبیرستان برنامه نویسی می کردم. یه سری نمایشگاه های سالانه هم داشتیم که کارامونو ارائه می کردیم. واسه همین من کاملا با علاقه به این رشته اومدم و تمام انتخاب رشته های لیسانسم کامپیوتر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه شیراز<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
نه من کلا بچه درس خون نیستم و اکثرا درسارو شب امتحانی پاس می کردم و حتی خیلی درسارو سر کلاسم نمی رفتم. ولی درسایی که دوس داشتمو سر کلاس می رفتم و کار می کردم و نمره ی خوبی هم می گرفتم. ولی همیشه پروژه های آخر ترمم جز بهترین پروژه ها بوده.<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
برنامه ی ادامه ی تحصیل داشتم ولی نه داخل ایران. برنامم این بود که واسه ارشد برم خارج از کشور ولی به خاطر یه سری مسائل تصمیم گرفتم کنکور ارشد بدم و این تصمیمو دقیقا تو اواخر مرداد ۹۱ گرفتم و از همون موقع هم دسه به کار شدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
من از اول همین رشته و همین گرایش رو در نظر داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">7- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.</span><br />
زبان ۴۸<br />
ریاضی ۲۰<br />
مشترک ۵۳<br />
تخصصی ۴۳<br />
<span style="font-weight: bold;">8- آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
نه خیر اولین سالی بود که شرکت می کردم. پارسال ثبت نام کردم ولی چون صبح امتحان خوابم میومد خوابیدم و نرفتم سر جلسه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
مسلما نحوه ی درس خوندن واسه کنکور فرق می کنه چون خیلی مسائل توش دخیله. چون امتحان تستی هست و وقت محدود واسه هم تمرین های خاص خودشو می طلبه.<br />
اما اینکه تو کارشناسی تو دانشگاه خوبی باشید و مطالب بهتر و کامل تر درک کنید خیلی تو این مسیر بهتون کمک می کنه و مسلما تاثیر زیادی داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
تقریبا از اوایل شهریور شروع کردم و سعی کردم ساعات مطالعه ام رو بالا ببرم. از روزی ۱ ۲ ساعت شروع کردم و نا اواسط مهر به روزی ۵ ساعت رسیدم و سعی کردم تا آخر میانگین ساعات مطالعه ی روزانم رو همین مقدار نگه دارم. جز دو حدود ۱۰ روز در این بین که هیچی نخوندم باقی روزها این روال رو حفظ کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
من سعی کردم تا ۱۵ مهر تعدادی دروس رو کامل بخونم و بعد از اون با برنامه ی پارسه جلو می رفتم و خودمو واسه آزمونا آماده می کردم. اول هر هقته واسه کل روزای هفته برنامه ریزی می کردم و سعی می کردم تا آخر هفته انجامش بدم ولی لزوما تموم نمی شد. سعی می کردم جمعه هام برنامه خاصی نزارم که اگه خواستم برم بیرون و یه تفریحی کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
خب من نقطه ی قوتم دروس مشترکم بود. و تو اونا بیشتر وقت می گذاشتم چون واقعا هم بیشتر وقت می خواد. بعد از اون هم تو تخصصی که البته اوضاعم خوب بود توش. بعد ریاضی آخرش هم زمان. سعی می کردم اگه می تونم تو درسی نتیجه ی خوبی بگیرم از تمام پتانسیلم استفاده کنم توش.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳- آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
بله. من سعی کردم درسایی که توشون احساس مشکل می کردم یا حس می کردم بعدا جمع کردنش سخت خواهد بود رو زودتر بخونم چون روحیم اینجوریه که اگه اینکارو نمی کردم هر چه به کنکور نزدیک تر می شدیم استرسشون واسم بیشتر میشد و خوندنشون سخت تر. من ساختمان و طراحی رو اول از همه خوندم. بعدشم نظریه. والبته یکی از اشتباهاتم این بود که آمار رو گذاشتم واسه آخر.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴- خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
منابع رو قبل شروع کردن واسه هر درسی مشخص می کردم و سعی می کردم همون منبع رو تموم کنم و اگه جایی احساس می کردم که این منبع خاص تو یه مبحثی جوابگو نیست به منابع دیگه نگاهی می انداختم. من اصراری واسه این که تمام منابع دنیا رو بخونم هم نداشتم. سعی کردم تو هر درسی با مینیمم منابع کارمو را بندازم. و به هر درس به اندازه ی سختیش اهمیت میدادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵- میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
خیر از ویس و فیلم استفاده نکردم.<br />
زبان : ۵۰۴<br />
ریاضی مهندسی : نخوندم<br />
آمار و احتمال : پارسه<br />
محاسبات : پارسه<br />
ساختمان : مقسمی ، بعضی مباحث پارسه یا CLRS<br />
منطقی : پوران و مقسمی<br />
معماری : پوران و مقسمی<br />
سیستم عامل : پارسه<br />
نظریه : لینز و حل المسائلش و پارسه<br />
کامپایلر : پوران و فصل ۵ از آهو<br />
زبان های برنامه سازی : مقسمی<br />
پایگاه داده : مقسمی<br />
طراحی : مقسمی و بعضی مطالب CLRS<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶- بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
نظریه چون کتاب کنکوری خوبی واسش وجود نداره. ساختمان و طراحی هم اگه وقت بشه که بخونی خیلی خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷- ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
یه سری درسا آره یه سری هم نه. بستگی به درس داشت و استادش و خودت<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸- زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
سطح زبانم متوسطه. فکر کنم ۳۳ درس ۵۰۴ رو خوندم و آخرش نرسیدم خوبم مرور کنم و تقریبا لغتارو از دست دادم . ۳ ۴ تا زدم که فک کنم یکیش هم غلط بود. ولی درک مطلبم له خاطر خوندن کتاب های زبان اصلی و گشت و گذار تو نت و خوندن مطالب مختلف خوب بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹- در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
من که ریاضی مهندسی رو حذف کردم ولی میشه بالا زد به نظرم. مخصوصا سوالای محاسبات و آمار رو میشه زد گسسته هم تا حدودی. بستگی به سوالا داره. امسال که نمیشد به اون صورت بالا زد <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰- اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی خاصی نداشتم. فقط سعی کردم قبل از شروع آزمون های آزمایشی چند تا درس رو تموم کنم که بتونم به برنامه هر آزمون برسم و بعدش با برنامه ی آزمون پیش می رفتم. تستای هر قسمتی که می خوندمو می زدم. بهم کمک می کرد که بفهمم مطلبو گرفتم یا نه. برنامه ریزیمم هفتگی بود و اول هفته می نوشتم که در طول هتفه هر روز چی باید بخونم. تقریبا یک ماه آخر رو هم گذاشتم واسه کنکورای سالای قبل. و از سال ۸۱ تا ۹۱ رو زدم. توی آزمونا هر جا می دیدم مطلبی رو یادم رفته عنوانش رو روی یک کاغذ می نوشتم و در حین زدن کنکورا سعی می کردم اونارو هم مرور کنم وتقریبا تا آخر دیگه اکثر سوراخ سنبه ها رو پر کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱- آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها تو خونه. بستگی به روحیات هر کس داره. من تنهایی تو خونه راحت تر بودم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲- حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
من معیارم احساس رضایتم بود. خیلی به خودم فشار نمی آوردم و بعد یه مدت خود به خود ۵ ساعت می خوندمو خسته می شدمو دیگه نمی خوندم. اصلا هم مهم نبود چقدر دیگه مونده با خودم رقابت می کردم و سعی می کردم به مرور بهتر بشم. رنبه های آزمون های آزمایشی هم معیار خوبی بود و بهم انگیزه می داد.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
خیلی به اون قدرت عقب نمی افتادم چون برنامه ها معقول می نوشتم تا بتونم انجامش بدم. و خیلی اوقات با یکی ۲ ساعت خوندن بیشتر تو روزای دیگه جمع میشد. حتی بعضی اوقات برنامه یه روزو خیلی کم می گذاشتم که اگه روزای قبلش نرسیدم اون روز جبران کنم مثل سوپاپ اطمینان.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴- اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من از اول قصدم نرم افزار بود و واسه ی همونم خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵- آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
روال خوندم معمولا ثابت بود و خیلی پستی بلندی نداشت. جز یه ۱۰ روز اون وسطا که هیچی نخوندم ولی به کمک خونواده خودمو جمع و جور کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
خیر. مشکل حادی تو هیج درسی احساس نکردم. تو این چند سالم عادت کردم خودآموز باشم چون به نظرم تو کلاسا یه مطلب ساده که می تونی تو چند دقیقه بفهمی چند ساعت طولش می دن و اعصابتو خورد می کنن و هدر دادن وقته ولی ممکنه واسه بعضیا خوب باشه. این نظز شخصی منه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷- آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله. پارسه شرکت کردم. همه ی آزمون هارو. به نظرم خوب بود. خیلی بهم انگیزه میداد. البته در صورتی خوبه که بتونی با برنامش جلو بری و عقب نمونی وگرنه فقط باعث استرس میشه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۸- تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
بله بالا در این مورد توضیح دادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹- برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
به نظرم آماده بودم. تلاشمو کرده بودم دیگه. یه کم از ریاضی می ترسیدم که ترسمم الکی نبود Big Grin هرچند که سر جلسه از تمام آمادگیم استفاده نکردم و سوالات ساده ای رو اشتباه زدم یا حل نکردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰- آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
خب مسلما تو بعضی احساس آمادگی بیشتری داشتم ولی همش می ترسیدم که سوالات غلط بدن که اینم شد مثل سیستم عامل.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱- سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه فقط سعی می کردم تا جایی که بتونم جواب بدم. البته اطافیان خیلی سر و صدا می کردن و تمرکزمو به هم می ریختن.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲- آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. من تو تمام آزمون های آزمایشی و خود کنکور اول مشترک بعد زبان و بعد ریاضی رو میزدم و دوباره بر می گشتم رو مشترک.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳- وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
در هر صورت باید باهاش می جنگیدی دیگه حالا چه آشنا و چه نا آشنا ولی سعی می کردم رو سوالات نا آشنا زیاد گیر نکنم و بعد اگه وقتی موند روش فکر کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴- وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
یه مقداری تو دفترچه ی اول. ولی دفترچه ی دوم وقت زیادم بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵- آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
بیرون که نیاوردم جواب هام یادم بود و وقتی دفترچه ها اومد رو سایت تو دفترچه علامت زدم. بله درصد هام کاملا همون هایی که فکر می کردم شدن جز مشترک که با اصلاح کلید بیشتر شد. البته باید بیشتر از اینا هم میشد ولی باز خدارو شکر.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶- بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ۳۵%، دانشگاه کارشناسی ۲۰%، برنامه ریز برای کنکور ۱۵%، کلاس کنکور ۰%، کنکور آزمایشی ۱۰%،شرایط سر کنکور ۵%، شرایط مطالعه و زندگی ۱۵%(مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷- حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
هنوزم دوست دارم برای ادامه برم خارج از کشور و امیدوارم بتونم از یه دانشگاه خیلی خوب پذیرش بگیرم . برم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸- چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
واقعا نمی دونم. این که آدم یکیو تو مسیر داشته باشه که بهش تکیه کنه خوبه. ولی اینکه واقعا توکل به خدا چیزیو درست می کنه نمی دونم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹- کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
مادرم و خواهرم که همیشه در کنارم بودن و بهم روحیه می دادن یا اگه از مسیر خارج می شدم سعی می کردن منو ذوباره به مسیر بر گردونن.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰- ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
شاید اگه ساختمان و طراحی رو از روی قدسی و CLRS می خوندم نتیجه ی بهتری می گرفتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱- توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
هیچ کس بهتر از شما عادت های زندگیتون رو نمی دونه و نمی تونه برنامه ی بهتری بهتون بده فقط شاید یه سری اصول خوب بهتون معرفی کنه. تلاش رو فراموش نکنید و و واقع بین باشید و سعی کنید خودتون رو برای بدترین شرایط آماده کنید تا اثر فاکتورهایی مثل استرس رو از بین ببرید.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲- بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
نه دیگه بسته <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳- و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
مانشت سایت خوبیه ولی می تونه بهتر هم بشه. مدیریت خوبی داره ولی بعضا برخوردهای خوبی نمی کنن. و فکر می کنم باید در برخورد با افراد سابقه ی اون ها در نظر گرفته بشه و اینکه مانشت می تونه فعالیت های دیگه ای جز کنکور داشته باشه تا مخاطبینش دوره ای نباشن و حضورشون همیشگی بشه. و در پایان به نظرم ایجاد یه ویکی واسه کنکور لازمه تا داوطلبا تو انبوه اطلاعات موجود تو سایت گم نشن و باعث سردرگمی شون نشه. یک ویکی از اطلاعات خوب موجود در سایت به نظر وجودش ضروریه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
آرمین بلالایی هستم. متولد اسفند ۱۳۶۸/ اهل رشت هستم و در کنکور سال ۹۲ موفق شدم رتبه ی ۱۷ نرم افزار ۱۹ الگوریتم ۳۶ معماری و ۵۶ هوش را کسب کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
در رشته ی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار تحصیل می کنم. انشاالله این ترم درسم به اتمام مس رسه. درسمم به صورت کارشناسی پیوسته خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
من سمپادی بودم و توی دوره ی دبیرستان ما یه سری گروه های پژوهشی داشتیم مثل کامپیوتر ، برق ، شیمی ، فیزیک و ... که توسط فارغ التحصیل های مرکز اداره می شد. من عضو گروه کامپیوتر بودم و تقریبا از سال اول دبیرستان برنامه نویسی می کردم. یه سری نمایشگاه های سالانه هم داشتیم که کارامونو ارائه می کردیم. واسه همین من کاملا با علاقه به این رشته اومدم و تمام انتخاب رشته های لیسانسم کامپیوتر بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه شیراز<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
نه من کلا بچه درس خون نیستم و اکثرا درسارو شب امتحانی پاس می کردم و حتی خیلی درسارو سر کلاسم نمی رفتم. ولی درسایی که دوس داشتمو سر کلاس می رفتم و کار می کردم و نمره ی خوبی هم می گرفتم. ولی همیشه پروژه های آخر ترمم جز بهترین پروژه ها بوده.<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
برنامه ی ادامه ی تحصیل داشتم ولی نه داخل ایران. برنامم این بود که واسه ارشد برم خارج از کشور ولی به خاطر یه سری مسائل تصمیم گرفتم کنکور ارشد بدم و این تصمیمو دقیقا تو اواخر مرداد ۹۱ گرفتم و از همون موقع هم دسه به کار شدم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
من از اول همین رشته و همین گرایش رو در نظر داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">7- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.</span><br />
زبان ۴۸<br />
ریاضی ۲۰<br />
مشترک ۵۳<br />
تخصصی ۴۳<br />
<span style="font-weight: bold;">8- آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
نه خیر اولین سالی بود که شرکت می کردم. پارسال ثبت نام کردم ولی چون صبح امتحان خوابم میومد خوابیدم و نرفتم سر جلسه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
مسلما نحوه ی درس خوندن واسه کنکور فرق می کنه چون خیلی مسائل توش دخیله. چون امتحان تستی هست و وقت محدود واسه هم تمرین های خاص خودشو می طلبه.<br />
اما اینکه تو کارشناسی تو دانشگاه خوبی باشید و مطالب بهتر و کامل تر درک کنید خیلی تو این مسیر بهتون کمک می کنه و مسلما تاثیر زیادی داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
تقریبا از اوایل شهریور شروع کردم و سعی کردم ساعات مطالعه ام رو بالا ببرم. از روزی ۱ ۲ ساعت شروع کردم و نا اواسط مهر به روزی ۵ ساعت رسیدم و سعی کردم تا آخر میانگین ساعات مطالعه ی روزانم رو همین مقدار نگه دارم. جز دو حدود ۱۰ روز در این بین که هیچی نخوندم باقی روزها این روال رو حفظ کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
من سعی کردم تا ۱۵ مهر تعدادی دروس رو کامل بخونم و بعد از اون با برنامه ی پارسه جلو می رفتم و خودمو واسه آزمونا آماده می کردم. اول هر هقته واسه کل روزای هفته برنامه ریزی می کردم و سعی می کردم تا آخر هفته انجامش بدم ولی لزوما تموم نمی شد. سعی می کردم جمعه هام برنامه خاصی نزارم که اگه خواستم برم بیرون و یه تفریحی کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
خب من نقطه ی قوتم دروس مشترکم بود. و تو اونا بیشتر وقت می گذاشتم چون واقعا هم بیشتر وقت می خواد. بعد از اون هم تو تخصصی که البته اوضاعم خوب بود توش. بعد ریاضی آخرش هم زمان. سعی می کردم اگه می تونم تو درسی نتیجه ی خوبی بگیرم از تمام پتانسیلم استفاده کنم توش.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳- آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
بله. من سعی کردم درسایی که توشون احساس مشکل می کردم یا حس می کردم بعدا جمع کردنش سخت خواهد بود رو زودتر بخونم چون روحیم اینجوریه که اگه اینکارو نمی کردم هر چه به کنکور نزدیک تر می شدیم استرسشون واسم بیشتر میشد و خوندنشون سخت تر. من ساختمان و طراحی رو اول از همه خوندم. بعدشم نظریه. والبته یکی از اشتباهاتم این بود که آمار رو گذاشتم واسه آخر.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴- خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
منابع رو قبل شروع کردن واسه هر درسی مشخص می کردم و سعی می کردم همون منبع رو تموم کنم و اگه جایی احساس می کردم که این منبع خاص تو یه مبحثی جوابگو نیست به منابع دیگه نگاهی می انداختم. من اصراری واسه این که تمام منابع دنیا رو بخونم هم نداشتم. سعی کردم تو هر درسی با مینیمم منابع کارمو را بندازم. و به هر درس به اندازه ی سختیش اهمیت میدادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵- میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
خیر از ویس و فیلم استفاده نکردم.<br />
زبان : ۵۰۴<br />
ریاضی مهندسی : نخوندم<br />
آمار و احتمال : پارسه<br />
محاسبات : پارسه<br />
ساختمان : مقسمی ، بعضی مباحث پارسه یا CLRS<br />
منطقی : پوران و مقسمی<br />
معماری : پوران و مقسمی<br />
سیستم عامل : پارسه<br />
نظریه : لینز و حل المسائلش و پارسه<br />
کامپایلر : پوران و فصل ۵ از آهو<br />
زبان های برنامه سازی : مقسمی<br />
پایگاه داده : مقسمی<br />
طراحی : مقسمی و بعضی مطالب CLRS<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶- بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
نظریه چون کتاب کنکوری خوبی واسش وجود نداره. ساختمان و طراحی هم اگه وقت بشه که بخونی خیلی خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷- ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
یه سری درسا آره یه سری هم نه. بستگی به درس داشت و استادش و خودت<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸- زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
سطح زبانم متوسطه. فکر کنم ۳۳ درس ۵۰۴ رو خوندم و آخرش نرسیدم خوبم مرور کنم و تقریبا لغتارو از دست دادم . ۳ ۴ تا زدم که فک کنم یکیش هم غلط بود. ولی درک مطلبم له خاطر خوندن کتاب های زبان اصلی و گشت و گذار تو نت و خوندن مطالب مختلف خوب بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹- در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
من که ریاضی مهندسی رو حذف کردم ولی میشه بالا زد به نظرم. مخصوصا سوالای محاسبات و آمار رو میشه زد گسسته هم تا حدودی. بستگی به سوالا داره. امسال که نمیشد به اون صورت بالا زد <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰- اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی خاصی نداشتم. فقط سعی کردم قبل از شروع آزمون های آزمایشی چند تا درس رو تموم کنم که بتونم به برنامه هر آزمون برسم و بعدش با برنامه ی آزمون پیش می رفتم. تستای هر قسمتی که می خوندمو می زدم. بهم کمک می کرد که بفهمم مطلبو گرفتم یا نه. برنامه ریزیمم هفتگی بود و اول هفته می نوشتم که در طول هتفه هر روز چی باید بخونم. تقریبا یک ماه آخر رو هم گذاشتم واسه کنکورای سالای قبل. و از سال ۸۱ تا ۹۱ رو زدم. توی آزمونا هر جا می دیدم مطلبی رو یادم رفته عنوانش رو روی یک کاغذ می نوشتم و در حین زدن کنکورا سعی می کردم اونارو هم مرور کنم وتقریبا تا آخر دیگه اکثر سوراخ سنبه ها رو پر کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱- آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها تو خونه. بستگی به روحیات هر کس داره. من تنهایی تو خونه راحت تر بودم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲- حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
من معیارم احساس رضایتم بود. خیلی به خودم فشار نمی آوردم و بعد یه مدت خود به خود ۵ ساعت می خوندمو خسته می شدمو دیگه نمی خوندم. اصلا هم مهم نبود چقدر دیگه مونده با خودم رقابت می کردم و سعی می کردم به مرور بهتر بشم. رنبه های آزمون های آزمایشی هم معیار خوبی بود و بهم انگیزه می داد.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
خیلی به اون قدرت عقب نمی افتادم چون برنامه ها معقول می نوشتم تا بتونم انجامش بدم. و خیلی اوقات با یکی ۲ ساعت خوندن بیشتر تو روزای دیگه جمع میشد. حتی بعضی اوقات برنامه یه روزو خیلی کم می گذاشتم که اگه روزای قبلش نرسیدم اون روز جبران کنم مثل سوپاپ اطمینان.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴- اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من از اول قصدم نرم افزار بود و واسه ی همونم خوندم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵- آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
روال خوندم معمولا ثابت بود و خیلی پستی بلندی نداشت. جز یه ۱۰ روز اون وسطا که هیچی نخوندم ولی به کمک خونواده خودمو جمع و جور کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
خیر. مشکل حادی تو هیج درسی احساس نکردم. تو این چند سالم عادت کردم خودآموز باشم چون به نظرم تو کلاسا یه مطلب ساده که می تونی تو چند دقیقه بفهمی چند ساعت طولش می دن و اعصابتو خورد می کنن و هدر دادن وقته ولی ممکنه واسه بعضیا خوب باشه. این نظز شخصی منه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷- آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله. پارسه شرکت کردم. همه ی آزمون هارو. به نظرم خوب بود. خیلی بهم انگیزه میداد. البته در صورتی خوبه که بتونی با برنامش جلو بری و عقب نمونی وگرنه فقط باعث استرس میشه.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۸- تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
بله بالا در این مورد توضیح دادم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹- برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
به نظرم آماده بودم. تلاشمو کرده بودم دیگه. یه کم از ریاضی می ترسیدم که ترسمم الکی نبود Big Grin هرچند که سر جلسه از تمام آمادگیم استفاده نکردم و سوالات ساده ای رو اشتباه زدم یا حل نکردم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰- آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
خب مسلما تو بعضی احساس آمادگی بیشتری داشتم ولی همش می ترسیدم که سوالات غلط بدن که اینم شد مثل سیستم عامل.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱- سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه فقط سعی می کردم تا جایی که بتونم جواب بدم. البته اطافیان خیلی سر و صدا می کردن و تمرکزمو به هم می ریختن.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲- آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. من تو تمام آزمون های آزمایشی و خود کنکور اول مشترک بعد زبان و بعد ریاضی رو میزدم و دوباره بر می گشتم رو مشترک.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳- وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
در هر صورت باید باهاش می جنگیدی دیگه حالا چه آشنا و چه نا آشنا ولی سعی می کردم رو سوالات نا آشنا زیاد گیر نکنم و بعد اگه وقتی موند روش فکر کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴- وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
یه مقداری تو دفترچه ی اول. ولی دفترچه ی دوم وقت زیادم بود.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵- آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
بیرون که نیاوردم جواب هام یادم بود و وقتی دفترچه ها اومد رو سایت تو دفترچه علامت زدم. بله درصد هام کاملا همون هایی که فکر می کردم شدن جز مشترک که با اصلاح کلید بیشتر شد. البته باید بیشتر از اینا هم میشد ولی باز خدارو شکر.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶- بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ۳۵%، دانشگاه کارشناسی ۲۰%، برنامه ریز برای کنکور ۱۵%، کلاس کنکور ۰%، کنکور آزمایشی ۱۰%،شرایط سر کنکور ۵%، شرایط مطالعه و زندگی ۱۵%(مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷- حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
هنوزم دوست دارم برای ادامه برم خارج از کشور و امیدوارم بتونم از یه دانشگاه خیلی خوب پذیرش بگیرم . برم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸- چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
واقعا نمی دونم. این که آدم یکیو تو مسیر داشته باشه که بهش تکیه کنه خوبه. ولی اینکه واقعا توکل به خدا چیزیو درست می کنه نمی دونم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹- کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
مادرم و خواهرم که همیشه در کنارم بودن و بهم روحیه می دادن یا اگه از مسیر خارج می شدم سعی می کردن منو ذوباره به مسیر بر گردونن.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰- ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
شاید اگه ساختمان و طراحی رو از روی قدسی و CLRS می خوندم نتیجه ی بهتری می گرفتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱- توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
هیچ کس بهتر از شما عادت های زندگیتون رو نمی دونه و نمی تونه برنامه ی بهتری بهتون بده فقط شاید یه سری اصول خوب بهتون معرفی کنه. تلاش رو فراموش نکنید و و واقع بین باشید و سعی کنید خودتون رو برای بدترین شرایط آماده کنید تا اثر فاکتورهایی مثل استرس رو از بین ببرید.<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲- بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
نه دیگه بسته <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳- و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
مانشت سایت خوبیه ولی می تونه بهتر هم بشه. مدیریت خوبی داره ولی بعضا برخوردهای خوبی نمی کنن. و فکر می کنم باید در برخورد با افراد سابقه ی اون ها در نظر گرفته بشه و اینکه مانشت می تونه فعالیت های دیگه ای جز کنکور داشته باشه تا مخاطبینش دوره ای نباشن و حضورشون همیشگی بشه. و در پایان به نظرم ایجاد یه ویکی واسه کنکور لازمه تا داوطلبا تو انبوه اطلاعات موجود تو سایت گم نشن و باعث سردرگمی شون نشه. یک ویکی از اطلاعات خوب موجود در سایت به نظر وجودش ضروریه.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه  4 شبکه و امنیت  و 52 تجارت و 75 هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-15543.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 May 2013 05:49:03 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15543.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
محمد جواد خوشتراش هستم.متولد شهریور سال 69.اهل ساری هستم. رتبه 4 گرایش شبکه و امنیت و 52 تجارت و فناوری اطلاعات.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
در رشته مهندسی کامپیوتر-نرم افزار در دانشگاه فردوسی مشهد در حال تحصیل هستم.البته فقط پروژم مونده!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
کلا از وقتی با کامپیوتر آشنا شدم علاقه ی خاصی بهش داشتم.اوایل فقط باهاش بازی میکردم.ولی بعدش شروع کردم کار کردن باهاش و به قسمت های مختلفش سرک کشیدن.مخصوصا امکانات شبکش مثل remote desktop  و این چیزا خیلی واسم جذاب بود.برای کارشناسی هم به اصرا خانواده اول برق و مکانیک رو زدم و انتخاب سومم کامپیوتر بود که خوشبختانه همونی شد که من میخواستم!! شناخت نسبی راجب رشته کامپیوتر داشتم.یعنی در حد برنامه نویسی pascal  ازش اطالاعات داشتم.ولی وقتی وارد این رشته شدم خیلی ازش خوشم اومد و علاقم چندین برابر شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
فردوسی مشهد<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
دو سال اول کارشناسی خیلی درسم و نمره هام جالب نبود .ولی از سال سوم بعد ازاینکه درس شبکه رو پاس کردم یه علاقه ی خاصی نسبت بهش توی خودم احساس کردم.شروع کردم مطالعه راجب شبکه.هر مطلبی از شبکه دستم میرسید میخوندم. از پیکربندی روتر سیسکو و ویندوز سرور گرفته تا مقالات مختلف راجع به امنیت شبکه. بعدش شبکه 2 و انتقال داده و مهندسی اینترنت رو که مرتبط با شبکه یودن پاس کردم. همه ی این درس ها رو هم چون با علاقه میخوندم نمرم بالای 19 بود. کلا علاقم به شبکه باعث شد درس های دیگه رو هم خوب بخونم واسه همون تقریبا از سال دوم به بعد دیگه معدلم خوب شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
راستش من خیلی به ارشد فکر نمی کردم.یعنی به ارشد تو ایران فکر نمیکردم.همیشه فکر میکردم که باید برم.اما تعدادی از دوستان و آشناها و خانواده پیشنهاد دادن که ارشد رو اینجا بخون بعد به رفتن فکر کن.منم از اول مرداد سال 91 شروع کردم به خوندن ارشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
اصلا من چون رشته ای به نام امنیت و شبکه توی ارشد وجود داره ارشد دادم.وگرنه حاضر نبودم تو هیچ رشته ی دیگه ای ادامه تحصیل بدم.یعنی علاقم باعث شد که ارشد بدم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
من در دو رشته شرکت کردم.فناوری اطالاعات و کامپیوتر .البته کامپیوتر رو همینطوری شرکت کردم.یعنی درس هایی مثل ریاضیات ، مدار منطقی ، نظریه مدار ، کامپایلر و pl رو نخوندم و نزدم.<br />
در فناوری اطلاعات درصدهام به صورت زیر بود :<br />
زبان :33.33<br />
مشترک : 31<br />
تخصصی : 62<br />
معماری : 72<br />
در گرایش شبکه رتبم 4 شد و در گرایش تجارت رتبم 52 شد.<br />
در کامپیوتر درصدهام به صورت زیر بود :<br />
زبان : 55<br />
مشترک :37<br />
ریاضی : 0<br />
تخصص هوش : 44<br />
تخصص نرم افزار : 29<br />
رتبم در هوش شد 75   و در نرم افزار شد 192.<br />
بله سال اولم بود که کنکور میدادم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
حتما همینطوره. برای موفقیت توی کنکور خیلی فاکتورهای دیگه هم دخیل هستن.فاکتورهایی مثل شانس ، سرعت عمل ، پشتکار قوی. چون برای امتحان ترم ممکنه حداکثر یه هفته بخونی اما برای کنکور 8 ماه میخونی و تقریبا نمیدونی که چه آینده ای برات در انتظاره.ممکن روز کنکور مریض شی و  یا هر اتفاق دیگه ای بیفته.باید خودتو برای همه ی این اتفاقا آماده کنی.و براشون برنامه داشته باشی.مثلا من یه ماه آخر خیلی حواسم بود که مریض نشم.در صورتی که چنین برنامه ریزی هایی برای امتحان ترم نیاز نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
من از مرداد شروع کردم به درس خوندن.وقفه ای هم در درس خوندنم نداشتم. برنامم این بود که منابعی که انتخاب کردم رو یه بار بخونم و یه بار هم مرورشون کنم. و چون منابعی که انتخاب کردم خیلی کم بود خیلی راحت تونستم به برنامم برسم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
برنامه من از اول  تا آخر یه جورایی ثابت بود.کلا من در این 8 ماه هیچ فشاری رو احساس نکردم.معمولا روزی 6 ساعت میخوندم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
من بر عکس خیلی ها هیچ اولویتی رو برای درس ها قائل نشدم.یعنی همون قدر وقت برای شبکه که ضریب 4 داره گذاشتم همون اندازه وقت برای معماری که ضریب 1 داره گذاشتم.چون معتقدم برای ارشد این درس های ضریب 1 که خیلی از بچه ها نمیخونن اگر اینو خوب بزنی میتونه کمک زیادی به رتبت بکنه.چون ممکنه رو یه درس ضریب بالا سرمایه گذاری زیادی بکنی و با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن سبک سوالات ، سبک سوالات طوری باشه که نتونی بهشون جواب بدی و کل زحمتات هدر بره.مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم امسال که سبکش فرق کرده بود. ولی معماری سبکش مثل قبل بود و من 72 زدمش و تاثیر زیادی در رتبم داشت.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
کلا من همه ی درس ها رو به یه اندازه واسشون انرژی گذاشتم.البته بعضی از درس ها مثل گسسته و معماری که یکم ضعیفتر بودم کمی وقت بیشتری ازم گرفت ولی کلا برای همه ی درس ها یه اندازه وقت گذاشتم و هیچ توجهی به ضرایب درس ها نداشتم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من برای هر درس یک منبع رو مشخص کردم و تصمیم گرفتم فقط همون یه منبع رو خوب و با دقت بخونم و تستاشو بزنم. کل زمانم رو هم بر اساس همین منابع برنامه ریزی کردم.و تقریبا منبعی جدیدی به منابعم اضافه نشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
زبان : کتاب زبان پارسه.<br />
  گسسته :  پوران پژوهش نوشته یوسفی.<br />
 ساختمان داده :  پارسه<br />
طراحی الگوریتم : پارسه<br />
شبکه :   پارسه دکتر حقیقت <br />
مهندسی نرم افزار: کتاب پرسمن و کتاب پارسه<br />
پایگاه داده : پایگاه داده پارسه<br />
هوش مصنوعی : پوران پژوهش<br />
سیستم عامل : پارسه دکتر حقیقت<br />
معماری : پوران پژوهش نوشته یوسفی<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
درس هایی مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم و گسسته رو به نظرم از روی منبع بخونیم بهتره.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
کلا من فقط کتاب منبع خوندم. تقریبا از ترم 3 به بعد شروع کردم به خوندن کتاب های مرجع.با جزوه خیلی راحت نیستم. کلا معروف بودم به خوندن PDF!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من برای زبان وقت تقریبا کمی گذاشتم.چون در طول تحصیل کتاب زبان اصلی میخوندم تقریبا قسمت reading رو مشکلی نداشتم.اما در قسمت لغت ضعیف بودم. سر جلسه فناوری اطلاعات  هم برعکس شد.زبان رو گذاشتم برای آخر و فقط رسیدم لغت ها رو بزنم وبه reading نرسیدم!!!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
من کلا ریاضی نخوندم!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
برای هر درس برنامه ریزی کردم که در طول هفته مثلا 10 ساعت اون درسو مطالعه کنم.کلا برنامه ریزیم برای هر درس بر حسب ساعت بود.حالا بعضی درس ها که حجمش بیشتر بود ساعت بشتری بهشون اختصاص می دادم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنهایی مطالعه می کردم.محل مطالعه هم خونه بود.  بستگی به فرد داره که چطور راحتره.به نظرم این مساله رو نمیشه یه نسخه کلی براش پیچید!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
خیلی معیار دقیقی نداشتم.یه جوری حسی بود.نمیشه توضیح داد!! ولی خوب بر اساس جچمی از کتاب که خونده میشد می تونستم بفهمم که چقدر دارم خوب پیش میرم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
تقریبا کم پیش میومد که برنامم رو اجرا نکنم. اگر هم این اتفاق می افتاد برام خیلی مهم نبود.چون برنامم  از انعطاف کافی برخودار بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
من از همون اول برای گرایش شبکه و امنیت خوندم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
هدفی که برای قبول شدن داشتم بهم انگیزه میداد که ادامه بدم .<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
من هیچ کلاسی نرفتم. کلاس هم به نظرم بستگی به پایه طرف داره.بعضی ها به کلاس نیاز دارن. من خودم خیلی پایه ی قوی نداشتم.اما من به شخصه به کلاس برای ارشد اعتقاد ندارم.چون کتاب ها و منابع خوبی  برای ارشد وجود داره.اگر خودمون تلاشمون رو زیاد کنیم میتونیم رتبه ی خوبی بیاریم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
من دو مرحله آخر  کنکور پارسه رو شرکت کردم. از نظر علمی تاثیری برام نداشت اما برای قرار گرفتن در شرایط امتخان خوب بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمع بندی من همون مرور منابعی بود که انتخاب کرده بودم. یه ماه آخرو بیشتر تست میزدم .در کنارش کتاب هامو هم مرور می کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
آمادگیم خوب بود.چون اون چیزهایی که برنامه ریخته بودم بخونم رو خوندم .  و تقریبا آماده بودم واسه کنکور.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
نه.با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن کنکور   دید دقیقی به درصد هایی که میزنم نداشتم. ولی با توجه به کنکور آزمایشی که داده بودم دید نسبی نسبت به این قضیه داشتم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
اره .وقتی سوالات گسسته و ساختمان و طراحی رو دیدم یکم بهم ریختم.فکر نمی کردم تا این حد سخت باشه.اما تونستم خودمو کنترل کنم و بعد تونستم سوالات نرم و شبکه و تخصصی را خیلی خوب بزنم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
<br />
قرار بود همون ترتیب دفترچه رو رعایت کنم.فقط قرار شد زبان رو بزارم واسه آخر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
فکر نکم در یکی دو دقیقه زمان بشه به جنگ سوال رفت.اگر اون تیپ سوال رو قبلا دیده باشی خیلی خوبه.یعنی اونایی که درصد های بالا میزنن معمولا اینطورن.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
فقط برای زبان یه مقداری وقت کم آوردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
بله.درصد هامو حساب کردم.خیلی به درصد هایی که سنجش داده بود نزدیک بود.تقریبا حدس میزدم که رتبه خوبی بیارم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی : 25 %<br />
برنامه ریزی :25%<br />
شرایط مطالعه :25%<br />
سایر : 25 %<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
<br />
میخوام اگر تونستم همین رشته رو تا دکترا ادامه بدم. تو ایران برنامه ریزی برای آینده واقعا سخته.فعلا هدف اولم رفتن از ایرانه و بعد هم ادامه دادن کار علمی در اونجا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
تاثیر خیلی زیادی داشت.چون من همه تلاشم رو می کردم و بعدش می گفتم بقیش رو دیگه هر چی خدا صلاح میدونه همون میشه.یعنی  توکل به خدا بهم آرامش میداد و از استرسم کم می کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
خانواده و دوستان و استاد دانشگاهمون و مانشت و بچه های مانشت .همه  یه جورایی بهم کمک کردن.دست همشون درد نکنه.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
خیر.فقط برای شبکه در مورد  لایه های بالایی بهتر بود بیشتر مطالعه می کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
شریف!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
مهم ترین توصیم اینه که خیلی خودتون رو درگیر کتاب ها و منابع مختلف نکنید.از هر درس یک منبع خوب رو بشناسید و همونو خوب بخونید.بعدش هم حتما رو همه ی درسها سرمایه گذاری کنید.مطمئن باشید ضرر نمی کنید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
نخیر!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
مانشت عالیه.من واقعا سهم مانشت و بچه های مانشت رو در رتبه خودم زیاد میدونم.واقعا بهم کمک کردن.دست همشون درد نکنه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
محمد جواد خوشتراش هستم.متولد شهریور سال 69.اهل ساری هستم. رتبه 4 گرایش شبکه و امنیت و 52 تجارت و فناوری اطلاعات.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
در رشته مهندسی کامپیوتر-نرم افزار در دانشگاه فردوسی مشهد در حال تحصیل هستم.البته فقط پروژم مونده!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
کلا از وقتی با کامپیوتر آشنا شدم علاقه ی خاصی بهش داشتم.اوایل فقط باهاش بازی میکردم.ولی بعدش شروع کردم کار کردن باهاش و به قسمت های مختلفش سرک کشیدن.مخصوصا امکانات شبکش مثل remote desktop  و این چیزا خیلی واسم جذاب بود.برای کارشناسی هم به اصرا خانواده اول برق و مکانیک رو زدم و انتخاب سومم کامپیوتر بود که خوشبختانه همونی شد که من میخواستم!! شناخت نسبی راجب رشته کامپیوتر داشتم.یعنی در حد برنامه نویسی pascal  ازش اطالاعات داشتم.ولی وقتی وارد این رشته شدم خیلی ازش خوشم اومد و علاقم چندین برابر شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
<br />
فردوسی مشهد<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
دو سال اول کارشناسی خیلی درسم و نمره هام جالب نبود .ولی از سال سوم بعد ازاینکه درس شبکه رو پاس کردم یه علاقه ی خاصی نسبت بهش توی خودم احساس کردم.شروع کردم مطالعه راجب شبکه.هر مطلبی از شبکه دستم میرسید میخوندم. از پیکربندی روتر سیسکو و ویندوز سرور گرفته تا مقالات مختلف راجع به امنیت شبکه. بعدش شبکه 2 و انتقال داده و مهندسی اینترنت رو که مرتبط با شبکه یودن پاس کردم. همه ی این درس ها رو هم چون با علاقه میخوندم نمرم بالای 19 بود. کلا علاقم به شبکه باعث شد درس های دیگه رو هم خوب بخونم واسه همون تقریبا از سال دوم به بعد دیگه معدلم خوب شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
راستش من خیلی به ارشد فکر نمی کردم.یعنی به ارشد تو ایران فکر نمیکردم.همیشه فکر میکردم که باید برم.اما تعدادی از دوستان و آشناها و خانواده پیشنهاد دادن که ارشد رو اینجا بخون بعد به رفتن فکر کن.منم از اول مرداد سال 91 شروع کردم به خوندن ارشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
اصلا من چون رشته ای به نام امنیت و شبکه توی ارشد وجود داره ارشد دادم.وگرنه حاضر نبودم تو هیچ رشته ی دیگه ای ادامه تحصیل بدم.یعنی علاقم باعث شد که ارشد بدم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
<br />
من در دو رشته شرکت کردم.فناوری اطالاعات و کامپیوتر .البته کامپیوتر رو همینطوری شرکت کردم.یعنی درس هایی مثل ریاضیات ، مدار منطقی ، نظریه مدار ، کامپایلر و pl رو نخوندم و نزدم.<br />
در فناوری اطلاعات درصدهام به صورت زیر بود :<br />
زبان :33.33<br />
مشترک : 31<br />
تخصصی : 62<br />
معماری : 72<br />
در گرایش شبکه رتبم 4 شد و در گرایش تجارت رتبم 52 شد.<br />
در کامپیوتر درصدهام به صورت زیر بود :<br />
زبان : 55<br />
مشترک :37<br />
ریاضی : 0<br />
تخصص هوش : 44<br />
تخصص نرم افزار : 29<br />
رتبم در هوش شد 75   و در نرم افزار شد 192.<br />
بله سال اولم بود که کنکور میدادم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
حتما همینطوره. برای موفقیت توی کنکور خیلی فاکتورهای دیگه هم دخیل هستن.فاکتورهایی مثل شانس ، سرعت عمل ، پشتکار قوی. چون برای امتحان ترم ممکنه حداکثر یه هفته بخونی اما برای کنکور 8 ماه میخونی و تقریبا نمیدونی که چه آینده ای برات در انتظاره.ممکن روز کنکور مریض شی و  یا هر اتفاق دیگه ای بیفته.باید خودتو برای همه ی این اتفاقا آماده کنی.و براشون برنامه داشته باشی.مثلا من یه ماه آخر خیلی حواسم بود که مریض نشم.در صورتی که چنین برنامه ریزی هایی برای امتحان ترم نیاز نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
<br />
من از مرداد شروع کردم به درس خوندن.وقفه ای هم در درس خوندنم نداشتم. برنامم این بود که منابعی که انتخاب کردم رو یه بار بخونم و یه بار هم مرورشون کنم. و چون منابعی که انتخاب کردم خیلی کم بود خیلی راحت تونستم به برنامم برسم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
<br />
برنامه من از اول  تا آخر یه جورایی ثابت بود.کلا من در این 8 ماه هیچ فشاری رو احساس نکردم.معمولا روزی 6 ساعت میخوندم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
<br />
من بر عکس خیلی ها هیچ اولویتی رو برای درس ها قائل نشدم.یعنی همون قدر وقت برای شبکه که ضریب 4 داره گذاشتم همون اندازه وقت برای معماری که ضریب 1 داره گذاشتم.چون معتقدم برای ارشد این درس های ضریب 1 که خیلی از بچه ها نمیخونن اگر اینو خوب بزنی میتونه کمک زیادی به رتبت بکنه.چون ممکنه رو یه درس ضریب بالا سرمایه گذاری زیادی بکنی و با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن سبک سوالات ، سبک سوالات طوری باشه که نتونی بهشون جواب بدی و کل زحمتات هدر بره.مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم امسال که سبکش فرق کرده بود. ولی معماری سبکش مثل قبل بود و من 72 زدمش و تاثیر زیادی در رتبم داشت.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
<br />
کلا من همه ی درس ها رو به یه اندازه واسشون انرژی گذاشتم.البته بعضی از درس ها مثل گسسته و معماری که یکم ضعیفتر بودم کمی وقت بیشتری ازم گرفت ولی کلا برای همه ی درس ها یه اندازه وقت گذاشتم و هیچ توجهی به ضرایب درس ها نداشتم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
من برای هر درس یک منبع رو مشخص کردم و تصمیم گرفتم فقط همون یه منبع رو خوب و با دقت بخونم و تستاشو بزنم. کل زمانم رو هم بر اساس همین منابع برنامه ریزی کردم.و تقریبا منبعی جدیدی به منابعم اضافه نشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
<br />
زبان : کتاب زبان پارسه.<br />
  گسسته :  پوران پژوهش نوشته یوسفی.<br />
 ساختمان داده :  پارسه<br />
طراحی الگوریتم : پارسه<br />
شبکه :   پارسه دکتر حقیقت <br />
مهندسی نرم افزار: کتاب پرسمن و کتاب پارسه<br />
پایگاه داده : پایگاه داده پارسه<br />
هوش مصنوعی : پوران پژوهش<br />
سیستم عامل : پارسه دکتر حقیقت<br />
معماری : پوران پژوهش نوشته یوسفی<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
درس هایی مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم و گسسته رو به نظرم از روی منبع بخونیم بهتره.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
کلا من فقط کتاب منبع خوندم. تقریبا از ترم 3 به بعد شروع کردم به خوندن کتاب های مرجع.با جزوه خیلی راحت نیستم. کلا معروف بودم به خوندن PDF!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
<br />
من برای زبان وقت تقریبا کمی گذاشتم.چون در طول تحصیل کتاب زبان اصلی میخوندم تقریبا قسمت reading رو مشکلی نداشتم.اما در قسمت لغت ضعیف بودم. سر جلسه فناوری اطلاعات  هم برعکس شد.زبان رو گذاشتم برای آخر و فقط رسیدم لغت ها رو بزنم وبه reading نرسیدم!!!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
من کلا ریاضی نخوندم!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
<br />
برای هر درس برنامه ریزی کردم که در طول هفته مثلا 10 ساعت اون درسو مطالعه کنم.کلا برنامه ریزیم برای هر درس بر حسب ساعت بود.حالا بعضی درس ها که حجمش بیشتر بود ساعت بشتری بهشون اختصاص می دادم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنهایی مطالعه می کردم.محل مطالعه هم خونه بود.  بستگی به فرد داره که چطور راحتره.به نظرم این مساله رو نمیشه یه نسخه کلی براش پیچید!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
خیلی معیار دقیقی نداشتم.یه جوری حسی بود.نمیشه توضیح داد!! ولی خوب بر اساس جچمی از کتاب که خونده میشد می تونستم بفهمم که چقدر دارم خوب پیش میرم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
تقریبا کم پیش میومد که برنامم رو اجرا نکنم. اگر هم این اتفاق می افتاد برام خیلی مهم نبود.چون برنامم  از انعطاف کافی برخودار بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
<br />
من از همون اول برای گرایش شبکه و امنیت خوندم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
هدفی که برای قبول شدن داشتم بهم انگیزه میداد که ادامه بدم .<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
من هیچ کلاسی نرفتم. کلاس هم به نظرم بستگی به پایه طرف داره.بعضی ها به کلاس نیاز دارن. من خودم خیلی پایه ی قوی نداشتم.اما من به شخصه به کلاس برای ارشد اعتقاد ندارم.چون کتاب ها و منابع خوبی  برای ارشد وجود داره.اگر خودمون تلاشمون رو زیاد کنیم میتونیم رتبه ی خوبی بیاریم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
من دو مرحله آخر  کنکور پارسه رو شرکت کردم. از نظر علمی تاثیری برام نداشت اما برای قرار گرفتن در شرایط امتخان خوب بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمع بندی من همون مرور منابعی بود که انتخاب کرده بودم. یه ماه آخرو بیشتر تست میزدم .در کنارش کتاب هامو هم مرور می کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
آمادگیم خوب بود.چون اون چیزهایی که برنامه ریخته بودم بخونم رو خوندم .  و تقریبا آماده بودم واسه کنکور.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
نه.با توجه به غیر قابل پیش بینی بودن کنکور   دید دقیقی به درصد هایی که میزنم نداشتم. ولی با توجه به کنکور آزمایشی که داده بودم دید نسبی نسبت به این قضیه داشتم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
<br />
اره .وقتی سوالات گسسته و ساختمان و طراحی رو دیدم یکم بهم ریختم.فکر نمی کردم تا این حد سخت باشه.اما تونستم خودمو کنترل کنم و بعد تونستم سوالات نرم و شبکه و تخصصی را خیلی خوب بزنم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
<br />
قرار بود همون ترتیب دفترچه رو رعایت کنم.فقط قرار شد زبان رو بزارم واسه آخر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
<br />
فکر نکم در یکی دو دقیقه زمان بشه به جنگ سوال رفت.اگر اون تیپ سوال رو قبلا دیده باشی خیلی خوبه.یعنی اونایی که درصد های بالا میزنن معمولا اینطورن.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
فقط برای زبان یه مقداری وقت کم آوردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
<br />
بله.درصد هامو حساب کردم.خیلی به درصد هایی که سنجش داده بود نزدیک بود.تقریبا حدس میزدم که رتبه خوبی بیارم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
پایه تحصیلی : 25 %<br />
برنامه ریزی :25%<br />
شرایط مطالعه :25%<br />
سایر : 25 %<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
<br />
میخوام اگر تونستم همین رشته رو تا دکترا ادامه بدم. تو ایران برنامه ریزی برای آینده واقعا سخته.فعلا هدف اولم رفتن از ایرانه و بعد هم ادامه دادن کار علمی در اونجا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
تاثیر خیلی زیادی داشت.چون من همه تلاشم رو می کردم و بعدش می گفتم بقیش رو دیگه هر چی خدا صلاح میدونه همون میشه.یعنی  توکل به خدا بهم آرامش میداد و از استرسم کم می کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
خانواده و دوستان و استاد دانشگاهمون و مانشت و بچه های مانشت .همه  یه جورایی بهم کمک کردن.دست همشون درد نکنه.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
خیر.فقط برای شبکه در مورد  لایه های بالایی بهتر بود بیشتر مطالعه می کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
شریف!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
مهم ترین توصیم اینه که خیلی خودتون رو درگیر کتاب ها و منابع مختلف نکنید.از هر درس یک منبع خوب رو بشناسید و همونو خوب بخونید.بعدش هم حتما رو همه ی درسها سرمایه گذاری کنید.مطمئن باشید ضرر نمی کنید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
نخیر!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
مانشت عالیه.من واقعا سهم مانشت و بچه های مانشت رو در رتبه خودم زیاد میدونم.واقعا بهم کمک کردن.دست همشون درد نکنه.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه 65 تجارت و 101 شبکه و امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-15530.html</link>
			<pubDate>Mon, 27 May 2013 13:45:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15530.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
به نام خدا<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
مرتضی هستم متولد ۶۶ و از سامان؛ به لطف خدا رتبم در گرایش تجارت ۶۵ و گرایش شبکه و امنیت ۱۰۱ شد<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی ناپیوسته کامپیوتر خوندم و سال ۸۹ فارغ التحصیل شدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
زمانی که وارد هنرستان شدم برخلاف نظر خانواده این رشته رو خودم انتخاب کردم چون واقعا به کامپیوتر علاقه داشتم و بعدش دوره کاردانی و بعد کارشناسی<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی:آموزشکده فنی شهرکرد ، کارشناسی: جهاددانشگاهی اصفهان<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دوره کاردانی شاگرد اول کلاس بودم ولی دوره کارشناسی دانشجوی تاپی نبودم و خیلی معمولی بودم جوری که حتی  معماری و معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی رو به زور پاس کردم،ولی من به شدت به شبکه علاقه داشتم و توی یه شرکت هم کار میکردم که اونجا هم کارم در زمینه شبکه بود و درسهای شبکه رو با علاقه میخوندم و بقیه رو فقط آخر ترم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من از زمانی که کاردانی میخوندم به فکر ارشد بودم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
هدف من فقط شبکه بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان:۲۸ ،مشترک:۳۳،مدیریت:۴۰،دروس تخصصی:۳۷،معماری:۱۲<br />
البته کامپیوتر هم امتحان دادم که درصدهاش ایجور بود:<br />
زبان:۲۵،ریاضیات:۳،مشترک:۲۵،تخصصی معماری:۹،تخصصی هوش:۹،تخصصی نرم افزار:۰<br />
<br />
راستش من از سال ۸۸ ارشد شرکت میکردم یعنی امسال سال پنجم بود که شرکت کردم، البته نمی خوندم و واسه اینکه تو حال و هوای ارشد بمونم سالهای پیش شرکت میکردم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
بنظر من بستگی به روش خوندن داره، مثلا خوندن تو دانشگاه به قصد پاس کردن با اینکه بخایم واسه کنکور بخونیم خیلی فرق میکنه؛ واسه کنکور باید درس رو فهمید<br />
اصلا هم نمیشه گفت شاگرد اولا همیشه بهتر میخونن و بهتر قبول میشن، بستگی به نوع خوندن داره<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
راستش من معلم هستم  و به خاطر کمبود وقت واسه خوندن، یه برنامه دوساله برای کنکور داشتم. برنامم هم این جوری بود که چون محل کارم یه روستای دور افتادس بهمین خاطر مجبور بودم ۳ شب اونجا بمونم و محیط خوابگاه اونجا بخاطر شلوغی اصلا جای خوبی واسه مطالعه نبود ولی با این شرایط من از مهرماه سال ۹۰ شروع به خوندن کردم و شب هایی که اونجا بودم، زمانی که همکارام بیدار بودن و سروصدا میکردن من میخابیدم و زمانی که اونا میخابیدن من بیدار می شدم و تا صبح میخوندم با این حال پارسال  رتبم ۱۳۰۰ شد و مجازی قبول شدم ولی نرفتم و سال ۹۱ متاسفانه پدرم رو از دست دادم و اصلا روحیه ای برای خوندن نداشتم ولی دوباره از اول شهریور ۹۱ شروع به خوندن کردم تا آخر آبان خوندم  ولی بعدش توی محیط مدرسه، مدیر مدرسه بخاطر یکسری مسائل شخصی، برنامه هفتگی کار منو به هم زد و کل برنامه های من بهم ریخت و بخاطر ناراحتی روحی هم که داشتم دیگه کلا قید کنکور رو زدم و دیگه نخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
تا اون زمانی که میخوندم برنامم ثابت نبود و مجبور بودم با شرایط محیط کار هم هماهنگ باشم بعضی مواقع برنامم کلا به هم میریخت ولی سعی میکردم روال کلی خوندن حفظ بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله، من بیشتر سعی میکردم دروس مشترک رو بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
من با معماری رابطه خوبی نداشتم بخاطر همین کمترین وقت رو روش گذاشتم که الان وقتی به کارنامم نگاه میکنم میبینم که اگه معماری خونده بودم رتبم خیلی بهتر میشد<br />
ریاضی گسسته ضعیف بودم ولی نشستم خوندمش و نتیجه خوبی گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
خب چون من سال پیش هم کنکور دادم تقریبا میدونستم کدوم منابع رو باید واسه امسال بخونم و برنامه ریزیم بیشتر بصورت زمانی بود و منابع رو مشخص کرده بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
گسسته: کتاب دکتر بهروز قلی زاده که همشو خوندم و کل تمریناتشو حل کردم<br />
ساختمان داده و الگورییتم: کتاب پارسه و توی بعضی مباحث از روی پوران هم میخوندم<br />
شبکه: فقط کتاب پارسه دکتر حقیقت<br />
مهندسی نرم افزار: کتاب پارسه(البته همه میگن بدرد نمیخوره) و بعدش کتاب پوران؛ باید جفتش خونده بشه<br />
هوش : کتاب راسل<br />
سیستم عامل: پارسه<br />
پایگاه: پوران<br />
زبان: فقط لغات زبان تخصصی پارسه<br />
مدیریت: پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
این بستگی به شخص داره که کدوم درسا رو ضعیفتره و بخواد از روی منبع بخونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من واسه دروس شبکه ای مرجع میخوندم و کاری به کلاس نداشتم و مطالعه در زمینه شبکه رو دوس داشتم و البته یه سری دیگه از دروس رو از روی مرجع میخوندم ولی بیشتر سعی میکردم اونا رو با جزوه یه جوری بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من از مهر۹۰ کتاب زبان تخصصی پارسه رو میخوندم و فقط لغات رو با جعبه لایتنر حفظ میکردم و خودمو درگیر گرامر و ... نکردم. زبانم هم بد نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من گسسته رو نمی فهمیدم ولی نشستم و کل کتاب دکتر قلی زاده رو کامل خوندم و کل تمریناشو حل کردم و نتیجه خوبی هم گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
اول یه برنامه ماهیانه همراه با بودجه بندی دروس انجام می دادم و بعد هر هفته واسه کل هفته برنامه ریزی میکردم. دروس مشترک رو هم همیشه صبح ها میخوندم و بعدازظهرها یا مهندسی و هوش میخوندم یا جعبه لایتنر را میذاشتم جلوم و لغت میخوندم و شبها هم بیشتر اوقات، درسهایی را که خونده بودم مرور می کردم<br />
<br />
یه اشتباهی که سال پیش کردم این بود که خودمو درگیر کتابا کرده بودم؛ یعنی مثلا واسه سیستم عامل هم پوران میخوندم و هم پارسه<br />
اینو تجربه کردم که اگه یه درسو از روی دوتا کتاب بخونم نمی تونم روی مطلب تمرکز کنم و نتیجه نمیده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها توی خونه مطالعه میکردم و توی محیط کار هم با اینکه با همکارا توی یه خوابگاه بودیم و اونا دوس داشتن بگن و بخندن و.... من زمانی که همکارا بیدار بودن میخابیدم و دورتادور تختمو با پتو میپوشوندم و وقتی اونا میخابیدن یه لامپ اون داخل روشن میکردم و درس میخوندم تا صبح<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
براساس تجربه سال پیشم فقط هدفم این بود که مفهوم درسو کامل بفهمم و معیارم همین بود، چون هرموقع معیار تموم کردن یه درس بود اونو سرسری میخوندم که فقط تمومش کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آیا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
سعی میکردم از درسهای دیگه بصورت نامحسوس از وقت شون کم کنم تا درسی را که عقب بودمو برسونم<br />
ولی معماری رو کامل گذاشتمش کنار که اشتباه بزرگی بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
هدفم فقط شبکه بود ولی خب بدم نمی اومد تجارت هم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بله خیلی از مواقع بود که برنامم بهم میریخت که توی یکی از سوالای بالا هم توضیح دادم که تو این ۲ سال که میخوندم چه فراز و نشیب هایی توی زندگی بود؛مشکلات من خیلی زیاد بود و الانم که قبول شدم، معتقدم خدا همه چیزو درست کرد که من بتونم رتبه دورقمی بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه من از کلاس کنکور استفاده نکردم یعنی اصلا وقتشو نداشتم که کلاس برم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من آزمون های پارسه رو ثبت نام کردم، سال پیش کل آزمون هاشو شرکت کردم ولی امسال فقط آزمون ۲۵ درصد اولشو شرکت کردم و بخاطر مشکلاتی که برام پیش اومد دیگه بقیه رو شرکت نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
امسال که هیچی ولی سال پیش جمع بندی من از دی ماه شروع شد و درخلالش بعضی درسا بودن که هنوز تموم نشده بود که اونارو هم میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
احساس خوبی نداشتم  چون سه ماه طلایی آخر رو نخونده بودم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اصلا د فکر این چیزا نبودم<br />
به بچه ها هم پیشنهاد میکنم که قبل از کنکور نشینن حساب کنن که فلان درس رو چند درصد بزنن، چون اگه این تصور رو داشته باشن ممکنه اون درس خاصی رو که مثلا  روش ۱۰۰ حساب کردن سوالاش خیلی سخت باشه و نتونن بزنن و روحیه خودشونو سر جلسه از دست بدن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
بهترین حس رو سر جلسه داشتم، ذره ای استرس نداشتم و با آرامش خاصی کار خودمو انجام میدادم<br />
با این حال که میدونستم سه ماه آخر هیچی نخوندم ولی با دقت تست ها رو میخوندم و روشون فکر میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من همیشه سوالای زبان رو میذاشتم واسه آخر از همه، ولی امسال از اول دفترچه شروع کردم به خوندن و تست زدن<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
خب البته انتظارشو داشتم که قبلا مشابه سوال رو دیده باشم  ولی اونایی که برام جدید بود رو خیلی باهاشون کلنجار میرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت کم نیاوردم و حدود ۱۰ دقیقه هم زودتر بلندشدم از سر جلسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
بله من پشت کارتی که روی صندلی زده بودن سوالارو با جواباش نوشتم و بیرون آوردم و تقریبا مشابهت داشت با درصدای الانم و تخمین رتبه هم تقریبا درست بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
تمام این موارد تاثیر دارن ولی چیزی که من تجربه کردم اینه که شرایط سر کنکور و شرایط مطالعه و زندگی خیلی مهم هستن<br />
سعی کنید توی بازه زمانی که واسه کنکور میخونید خودتونو زیاد درگیر استرس ها و مشکلات زندگی نکنید<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
من الان که معلم هستم ولی از شغلم راضی نیستم و میخام تو زمینه امنیت کار کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
وقتی عبادت و توکل به خدا هست احساس میکنی تنها نیستی و یکی هست که کمکت میکنه، همین احساس خیلی شوق به وجود میاره که بخونی <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
مادر عزیزم که قبولیم رو مرهون دعای خیرش میدونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه معماری رو خونده بودم قطعا نتیجه خیلی بهتری میگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
امنیت امیرکبیر<br />
امنیت تربیت مدرس<br />
شبانه امنیت امیرکبیر<br />
شبکه امیر کبیر<br />
شبکه علم و صنعت<br />
شبانه شبکه امیرکبیر<br />
امنیت اصفهان<br />
شبکه اصفهان<br />
...<br />
بنظر خودم به احتمال خیلی کم علم و صنعت رو میارم ولی امنیت اصفهان رو بیشتر احتمال میدم قبول شم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
دوستای گلم اونایی که قبول میشن آدمای خاصی نیستن که فکر کنید نابغن، اونا هم افرادی هستن مث همه که فقط روش مطالعه درستی انتخاب کردن و پشتکار داشتن و نذاشتن تحت هیچ شرایطی تعادل روانی شون به هم بخوره<br />
من با این همه مشکلاتی که داشتم بازم به خودم امیدوار بودم و باید اینو بدونید که خدا هیچ تلاشی رو بدون پاداش نمی ذاره<br />
پس تا موفقیت راهی نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
فکر نمی کنم چیز مهمی از قلم افتاده باشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span> <br />
مانشت؛ مانشت بهترین همراه من بود. انتظار که نه بلکه به مانشت مدیونم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
به نام خدا<br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
مرتضی هستم متولد ۶۶ و از سامان؛ به لطف خدا رتبم در گرایش تجارت ۶۵ و گرایش شبکه و امنیت ۱۰۱ شد<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی ناپیوسته کامپیوتر خوندم و سال ۸۹ فارغ التحصیل شدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
زمانی که وارد هنرستان شدم برخلاف نظر خانواده این رشته رو خودم انتخاب کردم چون واقعا به کامپیوتر علاقه داشتم و بعدش دوره کاردانی و بعد کارشناسی<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی:آموزشکده فنی شهرکرد ، کارشناسی: جهاددانشگاهی اصفهان<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دوره کاردانی شاگرد اول کلاس بودم ولی دوره کارشناسی دانشجوی تاپی نبودم و خیلی معمولی بودم جوری که حتی  معماری و معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی رو به زور پاس کردم،ولی من به شدت به شبکه علاقه داشتم و توی یه شرکت هم کار میکردم که اونجا هم کارم در زمینه شبکه بود و درسهای شبکه رو با علاقه میخوندم و بقیه رو فقط آخر ترم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من از زمانی که کاردانی میخوندم به فکر ارشد بودم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
هدف من فقط شبکه بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان:۲۸ ،مشترک:۳۳،مدیریت:۴۰،دروس تخصصی:۳۷،معماری:۱۲<br />
البته کامپیوتر هم امتحان دادم که درصدهاش ایجور بود:<br />
زبان:۲۵،ریاضیات:۳،مشترک:۲۵،تخصصی معماری:۹،تخصصی هوش:۹،تخصصی نرم افزار:۰<br />
<br />
راستش من از سال ۸۸ ارشد شرکت میکردم یعنی امسال سال پنجم بود که شرکت کردم، البته نمی خوندم و واسه اینکه تو حال و هوای ارشد بمونم سالهای پیش شرکت میکردم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
بنظر من بستگی به روش خوندن داره، مثلا خوندن تو دانشگاه به قصد پاس کردن با اینکه بخایم واسه کنکور بخونیم خیلی فرق میکنه؛ واسه کنکور باید درس رو فهمید<br />
اصلا هم نمیشه گفت شاگرد اولا همیشه بهتر میخونن و بهتر قبول میشن، بستگی به نوع خوندن داره<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
راستش من معلم هستم  و به خاطر کمبود وقت واسه خوندن، یه برنامه دوساله برای کنکور داشتم. برنامم هم این جوری بود که چون محل کارم یه روستای دور افتادس بهمین خاطر مجبور بودم ۳ شب اونجا بمونم و محیط خوابگاه اونجا بخاطر شلوغی اصلا جای خوبی واسه مطالعه نبود ولی با این شرایط من از مهرماه سال ۹۰ شروع به خوندن کردم و شب هایی که اونجا بودم، زمانی که همکارام بیدار بودن و سروصدا میکردن من میخابیدم و زمانی که اونا میخابیدن من بیدار می شدم و تا صبح میخوندم با این حال پارسال  رتبم ۱۳۰۰ شد و مجازی قبول شدم ولی نرفتم و سال ۹۱ متاسفانه پدرم رو از دست دادم و اصلا روحیه ای برای خوندن نداشتم ولی دوباره از اول شهریور ۹۱ شروع به خوندن کردم تا آخر آبان خوندم  ولی بعدش توی محیط مدرسه، مدیر مدرسه بخاطر یکسری مسائل شخصی، برنامه هفتگی کار منو به هم زد و کل برنامه های من بهم ریخت و بخاطر ناراحتی روحی هم که داشتم دیگه کلا قید کنکور رو زدم و دیگه نخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
تا اون زمانی که میخوندم برنامم ثابت نبود و مجبور بودم با شرایط محیط کار هم هماهنگ باشم بعضی مواقع برنامم کلا به هم میریخت ولی سعی میکردم روال کلی خوندن حفظ بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله، من بیشتر سعی میکردم دروس مشترک رو بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
من با معماری رابطه خوبی نداشتم بخاطر همین کمترین وقت رو روش گذاشتم که الان وقتی به کارنامم نگاه میکنم میبینم که اگه معماری خونده بودم رتبم خیلی بهتر میشد<br />
ریاضی گسسته ضعیف بودم ولی نشستم خوندمش و نتیجه خوبی گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
خب چون من سال پیش هم کنکور دادم تقریبا میدونستم کدوم منابع رو باید واسه امسال بخونم و برنامه ریزیم بیشتر بصورت زمانی بود و منابع رو مشخص کرده بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
گسسته: کتاب دکتر بهروز قلی زاده که همشو خوندم و کل تمریناتشو حل کردم<br />
ساختمان داده و الگورییتم: کتاب پارسه و توی بعضی مباحث از روی پوران هم میخوندم<br />
شبکه: فقط کتاب پارسه دکتر حقیقت<br />
مهندسی نرم افزار: کتاب پارسه(البته همه میگن بدرد نمیخوره) و بعدش کتاب پوران؛ باید جفتش خونده بشه<br />
هوش : کتاب راسل<br />
سیستم عامل: پارسه<br />
پایگاه: پوران<br />
زبان: فقط لغات زبان تخصصی پارسه<br />
مدیریت: پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
این بستگی به شخص داره که کدوم درسا رو ضعیفتره و بخواد از روی منبع بخونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من واسه دروس شبکه ای مرجع میخوندم و کاری به کلاس نداشتم و مطالعه در زمینه شبکه رو دوس داشتم و البته یه سری دیگه از دروس رو از روی مرجع میخوندم ولی بیشتر سعی میکردم اونا رو با جزوه یه جوری بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من از مهر۹۰ کتاب زبان تخصصی پارسه رو میخوندم و فقط لغات رو با جعبه لایتنر حفظ میکردم و خودمو درگیر گرامر و ... نکردم. زبانم هم بد نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من گسسته رو نمی فهمیدم ولی نشستم و کل کتاب دکتر قلی زاده رو کامل خوندم و کل تمریناشو حل کردم و نتیجه خوبی هم گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
اول یه برنامه ماهیانه همراه با بودجه بندی دروس انجام می دادم و بعد هر هفته واسه کل هفته برنامه ریزی میکردم. دروس مشترک رو هم همیشه صبح ها میخوندم و بعدازظهرها یا مهندسی و هوش میخوندم یا جعبه لایتنر را میذاشتم جلوم و لغت میخوندم و شبها هم بیشتر اوقات، درسهایی را که خونده بودم مرور می کردم<br />
<br />
یه اشتباهی که سال پیش کردم این بود که خودمو درگیر کتابا کرده بودم؛ یعنی مثلا واسه سیستم عامل هم پوران میخوندم و هم پارسه<br />
اینو تجربه کردم که اگه یه درسو از روی دوتا کتاب بخونم نمی تونم روی مطلب تمرکز کنم و نتیجه نمیده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها توی خونه مطالعه میکردم و توی محیط کار هم با اینکه با همکارا توی یه خوابگاه بودیم و اونا دوس داشتن بگن و بخندن و.... من زمانی که همکارا بیدار بودن میخابیدم و دورتادور تختمو با پتو میپوشوندم و وقتی اونا میخابیدن یه لامپ اون داخل روشن میکردم و درس میخوندم تا صبح<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
براساس تجربه سال پیشم فقط هدفم این بود که مفهوم درسو کامل بفهمم و معیارم همین بود، چون هرموقع معیار تموم کردن یه درس بود اونو سرسری میخوندم که فقط تمومش کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آیا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
سعی میکردم از درسهای دیگه بصورت نامحسوس از وقت شون کم کنم تا درسی را که عقب بودمو برسونم<br />
ولی معماری رو کامل گذاشتمش کنار که اشتباه بزرگی بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
هدفم فقط شبکه بود ولی خب بدم نمی اومد تجارت هم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بله خیلی از مواقع بود که برنامم بهم میریخت که توی یکی از سوالای بالا هم توضیح دادم که تو این ۲ سال که میخوندم چه فراز و نشیب هایی توی زندگی بود؛مشکلات من خیلی زیاد بود و الانم که قبول شدم، معتقدم خدا همه چیزو درست کرد که من بتونم رتبه دورقمی بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه من از کلاس کنکور استفاده نکردم یعنی اصلا وقتشو نداشتم که کلاس برم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من آزمون های پارسه رو ثبت نام کردم، سال پیش کل آزمون هاشو شرکت کردم ولی امسال فقط آزمون ۲۵ درصد اولشو شرکت کردم و بخاطر مشکلاتی که برام پیش اومد دیگه بقیه رو شرکت نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
امسال که هیچی ولی سال پیش جمع بندی من از دی ماه شروع شد و درخلالش بعضی درسا بودن که هنوز تموم نشده بود که اونارو هم میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
احساس خوبی نداشتم  چون سه ماه طلایی آخر رو نخونده بودم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اصلا د فکر این چیزا نبودم<br />
به بچه ها هم پیشنهاد میکنم که قبل از کنکور نشینن حساب کنن که فلان درس رو چند درصد بزنن، چون اگه این تصور رو داشته باشن ممکنه اون درس خاصی رو که مثلا  روش ۱۰۰ حساب کردن سوالاش خیلی سخت باشه و نتونن بزنن و روحیه خودشونو سر جلسه از دست بدن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
بهترین حس رو سر جلسه داشتم، ذره ای استرس نداشتم و با آرامش خاصی کار خودمو انجام میدادم<br />
با این حال که میدونستم سه ماه آخر هیچی نخوندم ولی با دقت تست ها رو میخوندم و روشون فکر میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من همیشه سوالای زبان رو میذاشتم واسه آخر از همه، ولی امسال از اول دفترچه شروع کردم به خوندن و تست زدن<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
خب البته انتظارشو داشتم که قبلا مشابه سوال رو دیده باشم  ولی اونایی که برام جدید بود رو خیلی باهاشون کلنجار میرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت کم نیاوردم و حدود ۱۰ دقیقه هم زودتر بلندشدم از سر جلسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
بله من پشت کارتی که روی صندلی زده بودن سوالارو با جواباش نوشتم و بیرون آوردم و تقریبا مشابهت داشت با درصدای الانم و تخمین رتبه هم تقریبا درست بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
تمام این موارد تاثیر دارن ولی چیزی که من تجربه کردم اینه که شرایط سر کنکور و شرایط مطالعه و زندگی خیلی مهم هستن<br />
سعی کنید توی بازه زمانی که واسه کنکور میخونید خودتونو زیاد درگیر استرس ها و مشکلات زندگی نکنید<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
من الان که معلم هستم ولی از شغلم راضی نیستم و میخام تو زمینه امنیت کار کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
وقتی عبادت و توکل به خدا هست احساس میکنی تنها نیستی و یکی هست که کمکت میکنه، همین احساس خیلی شوق به وجود میاره که بخونی <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
مادر عزیزم که قبولیم رو مرهون دعای خیرش میدونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه معماری رو خونده بودم قطعا نتیجه خیلی بهتری میگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
امنیت امیرکبیر<br />
امنیت تربیت مدرس<br />
شبانه امنیت امیرکبیر<br />
شبکه امیر کبیر<br />
شبکه علم و صنعت<br />
شبانه شبکه امیرکبیر<br />
امنیت اصفهان<br />
شبکه اصفهان<br />
...<br />
بنظر خودم به احتمال خیلی کم علم و صنعت رو میارم ولی امنیت اصفهان رو بیشتر احتمال میدم قبول شم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
دوستای گلم اونایی که قبول میشن آدمای خاصی نیستن که فکر کنید نابغن، اونا هم افرادی هستن مث همه که فقط روش مطالعه درستی انتخاب کردن و پشتکار داشتن و نذاشتن تحت هیچ شرایطی تعادل روانی شون به هم بخوره<br />
من با این همه مشکلاتی که داشتم بازم به خودم امیدوار بودم و باید اینو بدونید که خدا هیچ تلاشی رو بدون پاداش نمی ذاره<br />
پس تا موفقیت راهی نیست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
فکر نمی کنم چیز مهمی از قلم افتاده باشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span> <br />
مانشت؛ مانشت بهترین همراه من بود. انتظار که نه بلکه به مانشت مدیونم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه با رتبه  ۸۸نرم افزار و69 الگوریتم  و 75 گرایش امنیت و شبکه]]></title>
			<link>/forum/thread-15529.html</link>
			<pubDate>Mon, 27 May 2013 13:39:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15529.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
به نام خدا <br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
مرتضی علی پور هستم، از شهر بابل،گرایش نرم افزار رتبه ۸۸ والگوریتم ۶۹ و امنیت و شبکه آی تی ۷۵ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
رشته مهندسی نرم افزار،از دانشگاه مازندران،کارشناسی پیوسته خوندم و تحصیلم در مقطع کارشناسی تمام شده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
حس میکردم این رشته رو دوست دارم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> کلا از فیزیک بدم میومد برای همین از برق و مکانیک متنفر بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> مهندسی رو دوست داشتم و رفتم این رشته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه مازندران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
تا ترم ۴ معدلم داغون بود<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(حدود ۱۴) ۴ ترم آخر بیشتر خوندم ( بنا به دلایلی<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) میانگین رو به ۱۸ رسوندم که در کل معدلم ۱۶ شد<br />
میشه گفت ۴ ترم آخر هم به خاطر معدل و هم به خاطر خود درس،میخوندمش<br />
اصولا هم ریاضیات رو فقط برای پاس کردن میخوندم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />مثل ریاضی مهندسی که حدود ۱۳ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
دقیقا از ۱۵ شهریور ۹۱ تصمیم گرفتم بخونم(تقریبا قصد ادامه تحصیل نداشتم) و رسما هم از اول مهر ۹۱ شروع کردم و به کوب خوندم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از همون اول دوست داشتم نرم بخونم ولی اوایل قصد ارشد نداشتم ولی وقتی شروع کردم فقط برای نرم خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال دوم بودم،سال قبل آزمایشی شرکت کردم و ۱۱ هزار شدم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
المپیادی نبودم<br />
نرم افزار<br />
زبان ۴۶/۴۷<br />
ریاضی ۲/۰۸<br />
مشترک ۳۸/۸۹<br />
هوش ۲/۰۸<br />
نرم ۴۷/۹۲<br />
آی تی<br />
زبان ۳۶/۶۷<br />
مشترک ۱۳/۷۹<br />
تخصصی مشترک ۴۶/۳۰<br />
معماری ۷۲/۲۲<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خب خیلی باهم تفاوت داره،دلیل نمیشه که چون شاگرد اول هستی رتبتم از بقیه بهتر باشه،مثالش امسال تودانشگاهمون بود که شاگرد اول رتبش خیلی بالا بود و یه شاگرد متوسط رتبش شد ۶ شبکه!<br />
به نظرم به خوندن و پشتکار شخص برمیگرده<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
دقیقا از یک مهر ۹۱ شروع کردم و خداروشکر و باکمک همسرم تونستم به موقع درس ها رو تموم کنم و دقیقا طبق برنامم رفتم جلو و خداروشکر مشکل خاصی پیش نیومد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
اصولا ثابت و فشرده بود،برای بعضی از درس ها تغیراتی ایجاد کرده بودم، مثلا نزدیک کنکور به این نتیجه رسیدم که باید محاسبات کنار بذارم و خیلی راحت هم حذفش کردم ولی بقیه درس ها رو خوندم(طبق برنامه خودم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله،دقیقا همینکار رو کردم و برای دروس مشترک وبعد از اون تخصصی وقت خیلی بیشتری گذاشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله،همینطور بود<br />
تو ریاضیات ضعیف بودم و برای همین کمتر روشون وقت گذاشتم و بیشتر مشترک و تخصصی رو خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
بله،همینطوره بیشتر برنامه ریزی من بر اساس منابع بود و برای همین سعی کردم منابع رو درست تر ( البته به نظر خودم) انتخاب کنم<br />
گاهی هم پیش میومد که بین چند تا منبع مختلف بگردم تا یه مطلب خاص رو متوجه بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان ، از منبع خاصی نخوندم بیشتر فیلم و سریال زبان اصلی میدیدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
آمار از روی مدرسان خوندم، در کنارش پارسه هم میخوندم ولی مدرسان بیشتر خوندم<br />
گسسته فقط پوران خوندم<br />
محاسبات اصلا نخوندم<br />
ریاضی مهندسی فقط از روی مدرسان خوندم<br />
ساختمان داده از روی پوران و پارسه و مدرسان خوندم ( مخصوصا پوران)<br />
منطقی پوران خوندم(واقعا عالیه و من فقط و فقط اینو خوندم)<br />
معماری پوران خوندم ( اینم فوق العادست به نظرم و فقط و فقط اینو خوندم، حدود ۴،۵ دور)<br />
نظریه لینز و پوران خوندم ( پوران خیلی غلط داره نخونین بهتره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />)<br />
سیستم عامل فقط پارسه خوندم،تقریبا ۳ دور، خوب بود بد نبود<br />
طراحی الگوریتم پوران و مدرسان خوندم،پوران خیلی بهتره<br />
پیاده سازی مدرسان خوندم،از مقسمی خیلی بهتره<br />
پایگاه فقط مدرسان خوندم،واقعا کتاب خوبیه،پایگاه گرایش نرم افزار رو صد زده بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
کامپایلر هم جزوه استادمونو خوندم و فقط یه تست زدم که درست بود<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
پیاده سازی و نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
نه من اصولا جزوه محور بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من زبان پایه قبلی داشتم و سطحم متوسطه، درک مفاهیمم خوبه و چون فیلم و سریال زیاد میدیدم سرعتم توخوندن زبان بالا بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
در مورد ریاضی نظری نمیدم،چون زیاد خوشم نمیاد از ریاضیات<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزی من بیشتر به صورت هفتگی بود و معمولا برای هر ۳ روز برنامه ریز میذاشتم،جزئیات و ساعت دقیق شروع و خاتمه هر درس توبرنامم نبود و فقط اسم درس رو میذاشتم و وقتی خوندم کنارش یه تیک میزدم<br />
یه نکته مهم هست که دوست دارم بچه ها دقت کنن،اونم اینکه درسی رو بعد از خوندن،مثلا برای یک ماه کنارنذارین و سعی کنین درس ها رو باهم بخونین،چون اونطور ممکنه فراموشتون بشه و دوباره کاری بشه!<br />
سعی کنین حداقل هفته ای چندساعتم شده برای درسای کامل خوندتون وقت بذارید<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها مطالعه میکردم و مشکلاتم رو به صورت تلفنی بادوستام درمیون میذاشتم،ولی خب همسرم بیشتر مواقع کنارم بود و حضورش باعث دلگرمیم میشد و خیلی هم کمکم کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سرعت خوندنم به نظرم بالا بود، هم باتوجه به حجم درس به این نتیجه رسیدم و هم خودمو وقتی با دوستام مقایسه میکردم این نتیجه رو میگرفتم،سرعتم بالا بود ولی حافظم زیاد قوی نبود،برای همین نیاز به تکرار داشتم و به همین علتم بیشتر درس هارو ۳ دور خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
بیشتر مواقع سعی میکردم ساعت درسیم رو بیشتر کنم تا جبران بشه و اگرهم زمانی حس میکردم نمیشه اعصابمو خورد نمیکردم بلکه خیلی راحت درس رو حذف میکردم،مث محاسبات<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
دوست داشتم هم هوش بدم و هم نرم ولی بعد از چند وقت تصمیم گرفتم که فقط نرم بدم،چون اینطور تمرکزم بیشتر میشد<br />
آی تی هم همینطور الکی شرکت کردم و شبکه و مهندسی نرم افزار و مدیریتش رو کلا خالی گذاشتم ولی با اینحال رتبم خوب شد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
سرعتم اصولا ثابت بود و تو اون ۵ ماه از همه چیزم زدم تا خداروشکر تونستم به این موفقیت برسم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه هیچ کلاس کنکوری نرفتم،اصلا هم بهش معتقد نیستم ولی آزمون خوبه که شرکت کنین<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
مدرسان شرکت کردم،۸ آزمون حضوریشو دادم به نظرم خیلی خوبه که حتما کنکور آزمایشی شرکت کنن(چه پارسه . چه مدرسان وچه ...)<br />
تو زمان بندی خیلی کمکتون میکنه و واقعا میتونه مفید باشه براتون<br />
شاید باورتون نشه ولی با توجه به تجربه ای که تو کنکور آزمایشی داشتم سرعتم تو تست زدن انقدر بالا رفته بود که توکنکور اصلی تو دفترچه اول حدود ۴۰ دقیقه وقت اضافه آوردم و بیشتر وقتم رو توریاضیا صرف کردم که کاش نمیکردم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله جمع بندی بود و از اول بهمن شروع به جمع بندی کردم و در کنارش هم بعضی درسا رو که هنوز دور دوم و یا سومش رو تموم نکرده بودم میخوندم،بیشتر اون تکرار ها برام مثل جمع بندی بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
میدونین،انگار از درس خوندن اشباع شده بودم و فقط دوست داشتم بدم وتموم شه،حس میکردم صد در صد آماده هستم وخب زیاد هم استرس نداشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله همینطوره<br />
مثلا ریاضیات به ده درصد هم راضی بودم ولی امیدم توبعضی درسا مثل منطقی و نظریه و پایگاه حتی برای صد در صد بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه اینطور نبود، گفتم که سر دفترچه اول فقط ۴۰ مین وقت زیاد آوردم که گذاشتم سر ریاضیات، اون لحظه حس میکردم که به نسبت خوب زدم تا این جا رو <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله،من با مشترک شروع میکردم و سپس ریاضیات مزدم وبعد از اون زبان<br />
این ترتیب رو هم با توجه به ضرایب انتخاب کردم و چون تو آزمون آزمایشی جواب گرفته بودم همین روش رو اعمال کردم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
دوست داشتم که تکراری باشه و سریع جواب بدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و خب اگه تکراری نبود که میرفتیم به جنگ با سوال<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
وقت زیاد آوردم، سر ریاضات گذاشتم که سودی برام نداشت<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب هامو حفظ بودم، با کلید نهایی سنجش هم مقایسه کردم که نامردا ۱۰ درصد مشترک کم دادن بهم و اعتراض هم کردم<br />
فکر نمیکردم که رتبم این بشه،حس میکردم شاید بالای ۱۰۰ و زیر ۲۰۰ بشم،البته خانومم حدس میزد بین ۷۰ تا صد باشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی خب میتونه مهم باشه، ولی پشتکار مهمتره<br />
دانشگاه زیاد ملاک نیست<br />
برنامه ریزی برای کنکور خیلی مهمه<br />
کلاس کنکور بهش اعتقادی ندارم<br />
کنکور آزمایشی هم مهمه<br />
شرایط کنکور هم همینطور<br />
شرایط مطالعه و زندگی و حمایت خانواده هم بسیار مهمه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دوست دارم تدریس کنم(البته تو دانشگاه)معلمی شغل قشنگیه برام به نظرم شغل مقدسیه،در کنارش تصمیم راسخ دارم برای ادامه تحصیل و ایشالا مراتب بالاتر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
بسیار زیاد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله،همسرم و خونواده خودم و خونواده همسرم<br />
تو این چند وقت هم همسرم خیلی سختی ها رو تحمل کرد برام،از صمیم قلبم ازش تشکر میکنم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
به نظرم اگه رو ریاضیات انقدر وقت نمیذاشتم نتیجه بهتری میگرفتم( البته این برای من صادقه چون ریاضیاتم خوب نیست و حرف من برای بقیه شاید صادق نباشه)<br />
نتیجمم الان مطمئنم که بهتر از این میشد چون مشترکم رو کم زدن، ولی خب چی بگم،خداروشکر<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
احتمالا نرم علم و صنعت بیارم<br />
۳ تا دانشگاه برتر تهران رو (شریف ، تهران ، امیرکبیر) رو بالاتر ازهمه زدم برای این اگه از اینها فارغ التحصیل بشی احتمال قبولیت برای دکتری بیشتره، امیدوارم که تو یکی از این ۳ تا قبول بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
پشتکار و پشتکار و پشتکار...<br />
امید و امید و امید...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه خب هر چی بود پرسیدین<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
همینطور ادامه بدین،چون فوف العاده هستین<br />
از مسئولین سایت هم کمال تشکر رو دارم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><br />
به نام خدا <br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
مرتضی علی پور هستم، از شهر بابل،گرایش نرم افزار رتبه ۸۸ والگوریتم ۶۹ و امنیت و شبکه آی تی ۷۵ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
رشته مهندسی نرم افزار،از دانشگاه مازندران،کارشناسی پیوسته خوندم و تحصیلم در مقطع کارشناسی تمام شده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
حس میکردم این رشته رو دوست دارم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> کلا از فیزیک بدم میومد برای همین از برق و مکانیک متنفر بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> مهندسی رو دوست داشتم و رفتم این رشته<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه مازندران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
تا ترم ۴ معدلم داغون بود<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(حدود ۱۴) ۴ ترم آخر بیشتر خوندم ( بنا به دلایلی<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />) میانگین رو به ۱۸ رسوندم که در کل معدلم ۱۶ شد<br />
میشه گفت ۴ ترم آخر هم به خاطر معدل و هم به خاطر خود درس،میخوندمش<br />
اصولا هم ریاضیات رو فقط برای پاس کردن میخوندم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />مثل ریاضی مهندسی که حدود ۱۳ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
دقیقا از ۱۵ شهریور ۹۱ تصمیم گرفتم بخونم(تقریبا قصد ادامه تحصیل نداشتم) و رسما هم از اول مهر ۹۱ شروع کردم و به کوب خوندم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از همون اول دوست داشتم نرم بخونم ولی اوایل قصد ارشد نداشتم ولی وقتی شروع کردم فقط برای نرم خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال دوم بودم،سال قبل آزمایشی شرکت کردم و ۱۱ هزار شدم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
المپیادی نبودم<br />
نرم افزار<br />
زبان ۴۶/۴۷<br />
ریاضی ۲/۰۸<br />
مشترک ۳۸/۸۹<br />
هوش ۲/۰۸<br />
نرم ۴۷/۹۲<br />
آی تی<br />
زبان ۳۶/۶۷<br />
مشترک ۱۳/۷۹<br />
تخصصی مشترک ۴۶/۳۰<br />
معماری ۷۲/۲۲<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خب خیلی باهم تفاوت داره،دلیل نمیشه که چون شاگرد اول هستی رتبتم از بقیه بهتر باشه،مثالش امسال تودانشگاهمون بود که شاگرد اول رتبش خیلی بالا بود و یه شاگرد متوسط رتبش شد ۶ شبکه!<br />
به نظرم به خوندن و پشتکار شخص برمیگرده<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
دقیقا از یک مهر ۹۱ شروع کردم و خداروشکر و باکمک همسرم تونستم به موقع درس ها رو تموم کنم و دقیقا طبق برنامم رفتم جلو و خداروشکر مشکل خاصی پیش نیومد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
اصولا ثابت و فشرده بود،برای بعضی از درس ها تغیراتی ایجاد کرده بودم، مثلا نزدیک کنکور به این نتیجه رسیدم که باید محاسبات کنار بذارم و خیلی راحت هم حذفش کردم ولی بقیه درس ها رو خوندم(طبق برنامه خودم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله،دقیقا همینکار رو کردم و برای دروس مشترک وبعد از اون تخصصی وقت خیلی بیشتری گذاشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله،همینطور بود<br />
تو ریاضیات ضعیف بودم و برای همین کمتر روشون وقت گذاشتم و بیشتر مشترک و تخصصی رو خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
بله،همینطوره بیشتر برنامه ریزی من بر اساس منابع بود و برای همین سعی کردم منابع رو درست تر ( البته به نظر خودم) انتخاب کنم<br />
گاهی هم پیش میومد که بین چند تا منبع مختلف بگردم تا یه مطلب خاص رو متوجه بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان ، از منبع خاصی نخوندم بیشتر فیلم و سریال زبان اصلی میدیدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
آمار از روی مدرسان خوندم، در کنارش پارسه هم میخوندم ولی مدرسان بیشتر خوندم<br />
گسسته فقط پوران خوندم<br />
محاسبات اصلا نخوندم<br />
ریاضی مهندسی فقط از روی مدرسان خوندم<br />
ساختمان داده از روی پوران و پارسه و مدرسان خوندم ( مخصوصا پوران)<br />
منطقی پوران خوندم(واقعا عالیه و من فقط و فقط اینو خوندم)<br />
معماری پوران خوندم ( اینم فوق العادست به نظرم و فقط و فقط اینو خوندم، حدود ۴،۵ دور)<br />
نظریه لینز و پوران خوندم ( پوران خیلی غلط داره نخونین بهتره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />)<br />
سیستم عامل فقط پارسه خوندم،تقریبا ۳ دور، خوب بود بد نبود<br />
طراحی الگوریتم پوران و مدرسان خوندم،پوران خیلی بهتره<br />
پیاده سازی مدرسان خوندم،از مقسمی خیلی بهتره<br />
پایگاه فقط مدرسان خوندم،واقعا کتاب خوبیه،پایگاه گرایش نرم افزار رو صد زده بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
کامپایلر هم جزوه استادمونو خوندم و فقط یه تست زدم که درست بود<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
پیاده سازی و نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
نه من اصولا جزوه محور بودم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من زبان پایه قبلی داشتم و سطحم متوسطه، درک مفاهیمم خوبه و چون فیلم و سریال زیاد میدیدم سرعتم توخوندن زبان بالا بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
در مورد ریاضی نظری نمیدم،چون زیاد خوشم نمیاد از ریاضیات<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزی من بیشتر به صورت هفتگی بود و معمولا برای هر ۳ روز برنامه ریز میذاشتم،جزئیات و ساعت دقیق شروع و خاتمه هر درس توبرنامم نبود و فقط اسم درس رو میذاشتم و وقتی خوندم کنارش یه تیک میزدم<br />
یه نکته مهم هست که دوست دارم بچه ها دقت کنن،اونم اینکه درسی رو بعد از خوندن،مثلا برای یک ماه کنارنذارین و سعی کنین درس ها رو باهم بخونین،چون اونطور ممکنه فراموشتون بشه و دوباره کاری بشه!<br />
سعی کنین حداقل هفته ای چندساعتم شده برای درسای کامل خوندتون وقت بذارید<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها مطالعه میکردم و مشکلاتم رو به صورت تلفنی بادوستام درمیون میذاشتم،ولی خب همسرم بیشتر مواقع کنارم بود و حضورش باعث دلگرمیم میشد و خیلی هم کمکم کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سرعت خوندنم به نظرم بالا بود، هم باتوجه به حجم درس به این نتیجه رسیدم و هم خودمو وقتی با دوستام مقایسه میکردم این نتیجه رو میگرفتم،سرعتم بالا بود ولی حافظم زیاد قوی نبود،برای همین نیاز به تکرار داشتم و به همین علتم بیشتر درس هارو ۳ دور خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
بیشتر مواقع سعی میکردم ساعت درسیم رو بیشتر کنم تا جبران بشه و اگرهم زمانی حس میکردم نمیشه اعصابمو خورد نمیکردم بلکه خیلی راحت درس رو حذف میکردم،مث محاسبات<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
دوست داشتم هم هوش بدم و هم نرم ولی بعد از چند وقت تصمیم گرفتم که فقط نرم بدم،چون اینطور تمرکزم بیشتر میشد<br />
آی تی هم همینطور الکی شرکت کردم و شبکه و مهندسی نرم افزار و مدیریتش رو کلا خالی گذاشتم ولی با اینحال رتبم خوب شد<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
سرعتم اصولا ثابت بود و تو اون ۵ ماه از همه چیزم زدم تا خداروشکر تونستم به این موفقیت برسم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه هیچ کلاس کنکوری نرفتم،اصلا هم بهش معتقد نیستم ولی آزمون خوبه که شرکت کنین<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
مدرسان شرکت کردم،۸ آزمون حضوریشو دادم به نظرم خیلی خوبه که حتما کنکور آزمایشی شرکت کنن(چه پارسه . چه مدرسان وچه ...)<br />
تو زمان بندی خیلی کمکتون میکنه و واقعا میتونه مفید باشه براتون<br />
شاید باورتون نشه ولی با توجه به تجربه ای که تو کنکور آزمایشی داشتم سرعتم تو تست زدن انقدر بالا رفته بود که توکنکور اصلی تو دفترچه اول حدود ۴۰ دقیقه وقت اضافه آوردم و بیشتر وقتم رو توریاضیا صرف کردم که کاش نمیکردم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله جمع بندی بود و از اول بهمن شروع به جمع بندی کردم و در کنارش هم بعضی درسا رو که هنوز دور دوم و یا سومش رو تموم نکرده بودم میخوندم،بیشتر اون تکرار ها برام مثل جمع بندی بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
میدونین،انگار از درس خوندن اشباع شده بودم و فقط دوست داشتم بدم وتموم شه،حس میکردم صد در صد آماده هستم وخب زیاد هم استرس نداشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله همینطوره<br />
مثلا ریاضیات به ده درصد هم راضی بودم ولی امیدم توبعضی درسا مثل منطقی و نظریه و پایگاه حتی برای صد در صد بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه اینطور نبود، گفتم که سر دفترچه اول فقط ۴۰ مین وقت زیاد آوردم که گذاشتم سر ریاضیات، اون لحظه حس میکردم که به نسبت خوب زدم تا این جا رو <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله،من با مشترک شروع میکردم و سپس ریاضیات مزدم وبعد از اون زبان<br />
این ترتیب رو هم با توجه به ضرایب انتخاب کردم و چون تو آزمون آزمایشی جواب گرفته بودم همین روش رو اعمال کردم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
دوست داشتم که تکراری باشه و سریع جواب بدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> و خب اگه تکراری نبود که میرفتیم به جنگ با سوال<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
وقت زیاد آوردم، سر ریاضات گذاشتم که سودی برام نداشت<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب هامو حفظ بودم، با کلید نهایی سنجش هم مقایسه کردم که نامردا ۱۰ درصد مشترک کم دادن بهم و اعتراض هم کردم<br />
فکر نمیکردم که رتبم این بشه،حس میکردم شاید بالای ۱۰۰ و زیر ۲۰۰ بشم،البته خانومم حدس میزد بین ۷۰ تا صد باشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی خب میتونه مهم باشه، ولی پشتکار مهمتره<br />
دانشگاه زیاد ملاک نیست<br />
برنامه ریزی برای کنکور خیلی مهمه<br />
کلاس کنکور بهش اعتقادی ندارم<br />
کنکور آزمایشی هم مهمه<br />
شرایط کنکور هم همینطور<br />
شرایط مطالعه و زندگی و حمایت خانواده هم بسیار مهمه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دوست دارم تدریس کنم(البته تو دانشگاه)معلمی شغل قشنگیه برام به نظرم شغل مقدسیه،در کنارش تصمیم راسخ دارم برای ادامه تحصیل و ایشالا مراتب بالاتر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
بسیار زیاد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله،همسرم و خونواده خودم و خونواده همسرم<br />
تو این چند وقت هم همسرم خیلی سختی ها رو تحمل کرد برام،از صمیم قلبم ازش تشکر میکنم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
به نظرم اگه رو ریاضیات انقدر وقت نمیذاشتم نتیجه بهتری میگرفتم( البته این برای من صادقه چون ریاضیاتم خوب نیست و حرف من برای بقیه شاید صادق نباشه)<br />
نتیجمم الان مطمئنم که بهتر از این میشد چون مشترکم رو کم زدن، ولی خب چی بگم،خداروشکر<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
احتمالا نرم علم و صنعت بیارم<br />
۳ تا دانشگاه برتر تهران رو (شریف ، تهران ، امیرکبیر) رو بالاتر ازهمه زدم برای این اگه از اینها فارغ التحصیل بشی احتمال قبولیت برای دکتری بیشتره، امیدوارم که تو یکی از این ۳ تا قبول بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
پشتکار و پشتکار و پشتکار...<br />
امید و امید و امید...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه خب هر چی بود پرسیدین<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
همینطور ادامه بدین،چون فوف العاده هستین<br />
از مسئولین سایت هم کمال تشکر رو دارم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ازمون ارشد92: مصاحبه ی رتبه11 فناوری اطلاعات  و 51 شبکه و امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-15467.html</link>
			<pubDate>Fri, 24 May 2013 09:16:09 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15467.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بنام خدا<br />
 سلام به همه دوستان مانشتی....<br />
موفقیت دوستان را در آزمون کارشناسی ارشد ۹۲ تبریک میگم...روال سال قبل این بود که سوالات را برای دوستان ارسال میکردیم... اما امسال تصمیم گرفتیم که سوالات رو به صورت عمومی قرار بدیم چون همون طور که میدونید جمعیت مانشت داره روز به روز بیشتر میشه و رتبه ها خوب مانشت هم که تعدادشون کم نیست و میترسیم که تو ارسال کردن سولات کسی از قلم بیافته...<br />
من همین جا از همه دوستانی که دوست دارن تجربیات خودشون رو در اختیار دوستان خودشون قرار بدن (چقد جمله ی پردوستی شد )، دعوت میکنم تو مصاحبه شرکت کنند(باور کنید راه دوری نمیره ثواب دنیا اخرت داره ) <br />
پیشاپیش از وقتی که برای جواب دادن به سوالات میگذارین بی نهایت سپاس گذاریم...<br />
در نهایت جواب های خودتون رو برای من به صورت پیام خصوصی ارسال کنید تا در قسمت مصاحبه ها قرار داده بشه...<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span> <br />
 ۱۳۶۷- تهران- ۱۱فناوری اطلاعات و ۵۱ امنیت و شبکه<br />
   <br />
<span style="font-weight: bold;">۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟  </span>        <br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات  . فقط پروژه پایانی مونده<br />
<span style="font-weight: bold;">۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
اول دانشگاه بود بعد رشته<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
</span>صنعتی ارومیه<br />
<span style="font-weight: bold;">۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
تو عمرم هیچ وقت دوست نداشتم به خاطر معدل درس بخونم بعضی درسا رو خوب میخوندم ولی نمره بد میگرفتم درسی بود که اصلا علاقه نداشتم و فقط دو روز وقت گذاشتم و بقیه بچه ها یک هفته از کل دو هفته فرجه رو فقط این درس و خوندن من شدم ۱۷ اونا شدن ۱۱ . ولی درسی بود که خیلی خوندم و خوب فهمیدم ولی با ۱۳ پاس کردم <br />
برا من نمره ملاک نبود بیشتر فهمیدن مطلب برام ملاک بود و این که ازش چی فهمیدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
</span>از کنکور کارشناسی تصمیم داشتم <br />
<span style="font-weight: bold;">۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
چون سال قبل ۶۰۰ شدم امسال میخاستم برم هوش مصنوعی امتحان بدم که به دلیل حجم زیاد درس ها منصرف شدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
</span>مشترک : ۴۴<br />
مدیریت : ۵۱<br />
تخصصی : ۴۸<br />
تو هوش مصنوعی هم امتحان دادم که تخصصی هوش رو ۲۵ زدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
</span>سال قبل نرسیدم خوب بخونم چون ۲۰ واحد درس تخصصی برداشته بودم حدود۶۰۰ اوردم<br />
<span style="font-weight: bold;">۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
این دو باهم فرق دارد ولی اگه مفهوم یه درس رو فهمیدی تو کنکور مشکلی نخواهی داشت <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
تابستون یه بار از روی راس ، رانکوهی و پرسمن خوندم خیلی کم خوندم ولی شروع اصلی من از ۲۸ مهر بود که تو پارسه ثبت نام کردم متوسط ۵ ساعت میخوندم همیشه از برنامه پارسه عقب بودم چون دیر شروع کرده بودم .  درسا روربه دو گروه تقسیم کردم و هرروز یه گروه رو میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>برنامه ای که ثابت باشه اصلا به درد نمیخوره . من اوایل برا هر درس زیاد وقت میگذاشتم (حدود۲ ساعت) بعدا اینو کم کردم تا خسته نشم<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
قبلا هر کس مشترک رو خوب میزد رتبه خوبی می اورد ولی الان با این تغییرات با دروس تخصصی و معماری یا مدیریت راحت میشه اینو جبران کرد <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
تو نرم افزار و پایگاه ضعف داشتم و سعی میکردم زیاد بخونم<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
اوایل برحسب منبع بود و فقط رو یکی وقت میگذاشتم مثلا برای سیستم عامل اول مقسمی رو خوندم بعد که اون فصل خاص رو تموم میکردم  میرفتم پارسه رو میخوندم بعدا که یه دور یک کتاب خوندم برای هر درس دیگه مطالب رو بلد بوم و مبحث به مبحث میرفتم جلو و هر دو کتاب رو باهم میخوندم<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>از ویس و فیلم استفاده نکردم<br />
من برای همه درس ها بجز شبکه و هوش از کتاب های اقای مقسمی استفاده کردم کتابهای مقسمی غلط هم دارند ولی من با اینا بیشتر راحت بودم<br />
گسسته : مقسمی – پارسه-   گریمالدی (من بیشتر پارسه خوندم ولی همه میگن پوران بخون)<br />
ساختمان داده : مقسمی – پارسه (این دو کتاب مکمل هم هستن بعضی چیزا رو مقسمی ناقص گفته بعضی ها رو هم پارسه من بیشتر مقسمی رو خوندم)<br />
طراحی الگوریتم : مقسمی – پارسه- جزوه دکتر سید جوادی  <br />
شبکه : حقیقت – راس(همانطور که گفتم من یه بار راس رو تابستون خوندم ولی برای من زیاد مفید نبود شاید من خوب نخوندم با حقیقت میشد ۳ تا رو جواب داد)<br />
نرم افزار : مقسمی –پرسمن(من ویرایش ۵ پرسمن ترجمه سالخورده رو خوندم نزدیکای کنکور بودکه بکی از بچه ها گفت  ویرایش ۷ پرسمن کتاب خوبیه و احتمالا از اون سوال بدن من دیگه وقت نداشتم اونو بخونم ولی سعی کنید اونو بخونید پرسمن برای این درس کافی هست دنبال کتابهای سامرویل و ... نرید مقسمی حجم کمی داره برای خوندن اذیت نمیشید البته کتاب دیگری هم برای این درس هست مثل ارشد سپاهان که من هرچی گشتم پیدا نکردم بعد مجبور شدم مقسمی رو بخونم)<br />
مدیریت : مقسمی – مبانی مدیریت رابینز(تا اذر ماه میخواستم معماری هم بخونم ولی اذر ماه بنا به دلایلی تصمیم گرفتم فقط مدیریت بخونم کتاب مقسمی هم خلاصه رابینز هست)<br />
پایگاه داده : مقسمی – رانکوهی <br />
سیستم عامل : مقسمی – حقیقت(برای این درس نیازی به منبع خوندن نیس همون حقیقت خودش منبع هست خوبی مقسمی حجم کم اون هست برعکس حقیقت )<br />
هوش : رهنمون- پوران – راسل(کتاب رهنمون خیلی ساده نوشته من از این کتاب خوشم امد بهتر از پوران هست ولی معمولا بچه های سال قبل همه پوران میخوندن) . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span>بجز سیستم عامل (البته حقیقت دست کمی از مرجع نداره)باید حداقل یه باریک مرجع رو خونده باشی این نظر من هست<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
</span>به نظر من این سوال درست نیست . این دو مکمل هم هستن .<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
هیچ کتابی برای زبان نخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>مشاور پارسه اولین بار که با من تماس گرفت گفت گسسته نخون چون نمیتونی بزنی . ولی من گفتم میخونم تو کنکور یه سوال رو زدم که نمیدونم درست بود یا غلط ولی باز به همان روز برگردم دوباره گسسته رو میخونم<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.. </span><br />
راجع به برنامه ریزی کلی تو سوالای قبلی توضیح دادم . فکر نکنم درس خاصی باشه که همه باهاش مشکل دارن . تا اون جایی که من پیگیری کردم هر کس تو ۲ یا ۳ درس مشکل داره که اینا هم ثابت نیستن<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>روزای فرد میرفتم کتابخونه بقیه روزا تو خونه میخوندم . تنها میخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سرعت مهم  نبود فهم از اون مطلب مهم بود این که از بقیه عقب باشم خوب سرفصل های ازمونای پارسه مشخص میکرد و همیشه هم عقب بودم و کار خاصی نمیکردم چون دیر شروع کرده بودم مقایسه با رتبه های ازمونای ازمایشی ملاک خوبی نیست چون معمولا این سوالا از کتابای پارسه میاد و خیلیا به این خاطر رتبه خوبی میارن .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی میکردم در ۵۰ درصدها جبران کنم .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
گفتم من تا اذر ماه میخاستم معماری رو هم بخونم ولی بنا به دلایلی تصمیم گرفتم فقط مدیریت بخونم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>وقتی خسته میشدم درس نمیخوندم میرفتم پارک یا زنگ میزدم  با یکی از بچه های دوران کارشناسی حرف میزدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>به نظر من کلاس لازم نیس .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>پارسه . من تو ازمایشی ها رتبه خوب نمی اوردم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span>جمع بندی واقعی رو دو هفته فبل از کنکور انجام دادم سعی میکردم مطلب جدید نخونم فقط مرور کنم<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
</span>طبعتا برای همه تو زندگی مشکلاتی پیش میاد برای من هم پیش اومد سعی کردم یه ماه اخر زیاد تفریح کنم تا اینکه به مشکلات فکر کنم . امادگی من روز کنکور ۴۰ درصد بود حتی به این رتبه هم فکر نمیکردم خدا رو شکر کنکور رو خراب نکردم <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>استرس داشتم . فقط میدونستم که اونایی رو که بلدم جواب بدم سر کنکور وقتی به اخر سوالای مشترک  رسیدم دیگه کلا ناامید شدم واقعا طراحی و ساختمان داده امسال سخت بود شبکه هم دست کمی از اونا نداشت نرم افزار همه اش سر دو گزینه شک داشتم . دیوانه شده بودم . بعد تصمیم گرفتم که اونایی رو که شک دارم چند تا رو بزنم <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>چرا به اخر سوالای مشترک که رسیدم واقعا نا امید شده بودم معمولا هر سال مشترک دو درس اسون میدادن امسال واقعا سخت بودن . <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>قبلا به هیچ ترتیب خاصی فکر نمیکردم ولی موقع رفتن به سر کنکور تو راه یه فکر به سرم زد گفتم اول مدیریت رو بزنم اول رفتم ۶ تا مدیریت زدم دیدم سوالا هم زیاد شده بودن بعد رفتم سراغ بقیه احتمالا این کار در ناامید شدنم تاثیر گذاشت چون اونایی که بلد بودم رو زده بودم وقتی اخر مشترک ها دوباره به مدیریت رسیدم دیدم بقیه سوالاش سخته . اگه بعداز مشترک ها یه چند تا مدیریت میزدم باز روحیه میگرفتم . به نظرم همون ترتیب دفترچه بهترین ترتیب هست .<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span> سعی میکردم سوال دیگری که بلدم رو بزنم بعد برم سراغ اون سوالای سخت . امسال فکر کنم فقط تو گسسته یه سوال تکراری بود که من هم اونو نزدم پس انتظار تکراری بودن نداشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span>من چون زبان نزدم وقت کافی بود <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>بعد جلسه رفتم فقط اونایی رو که خودم زده بودم رو مشخص کردم . بعد که کلیدها اومد درصدها رو مشخص کردم بله به درصدهای تخمینی نزدیک بود <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۳۰<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،۴۰<br />
کنکور آزمایشی۳۰<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاد.<br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
</span>خدا<br />
پدر و مادرم<br />
دوستانم <br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
</span>۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
۴<span style="font-weight: bold;">۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
من چند سال پیش اینجا یه بار اتفاقی اومده بودم و عضو شده بودم ولی ازش استفاده نمیکردم موقعی که برا کنکور میخوندم یادم افتاد که یه همچین جایی هست اسمش یادم رفته بود بعد جست و جو کردم دوباره پیدا کردم .<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
ممنون]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بنام خدا<br />
 سلام به همه دوستان مانشتی....<br />
موفقیت دوستان را در آزمون کارشناسی ارشد ۹۲ تبریک میگم...روال سال قبل این بود که سوالات را برای دوستان ارسال میکردیم... اما امسال تصمیم گرفتیم که سوالات رو به صورت عمومی قرار بدیم چون همون طور که میدونید جمعیت مانشت داره روز به روز بیشتر میشه و رتبه ها خوب مانشت هم که تعدادشون کم نیست و میترسیم که تو ارسال کردن سولات کسی از قلم بیافته...<br />
من همین جا از همه دوستانی که دوست دارن تجربیات خودشون رو در اختیار دوستان خودشون قرار بدن (چقد جمله ی پردوستی شد )، دعوت میکنم تو مصاحبه شرکت کنند(باور کنید راه دوری نمیره ثواب دنیا اخرت داره ) <br />
پیشاپیش از وقتی که برای جواب دادن به سوالات میگذارین بی نهایت سپاس گذاریم...<br />
در نهایت جواب های خودتون رو برای من به صورت پیام خصوصی ارسال کنید تا در قسمت مصاحبه ها قرار داده بشه...<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span> <br />
 ۱۳۶۷- تهران- ۱۱فناوری اطلاعات و ۵۱ امنیت و شبکه<br />
   <br />
<span style="font-weight: bold;">۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟  </span>        <br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات  . فقط پروژه پایانی مونده<br />
<span style="font-weight: bold;">۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
اول دانشگاه بود بعد رشته<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
</span>صنعتی ارومیه<br />
<span style="font-weight: bold;">۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
تو عمرم هیچ وقت دوست نداشتم به خاطر معدل درس بخونم بعضی درسا رو خوب میخوندم ولی نمره بد میگرفتم درسی بود که اصلا علاقه نداشتم و فقط دو روز وقت گذاشتم و بقیه بچه ها یک هفته از کل دو هفته فرجه رو فقط این درس و خوندن من شدم ۱۷ اونا شدن ۱۱ . ولی درسی بود که خیلی خوندم و خوب فهمیدم ولی با ۱۳ پاس کردم <br />
برا من نمره ملاک نبود بیشتر فهمیدن مطلب برام ملاک بود و این که ازش چی فهمیدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
</span>از کنکور کارشناسی تصمیم داشتم <br />
<span style="font-weight: bold;">۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
چون سال قبل ۶۰۰ شدم امسال میخاستم برم هوش مصنوعی امتحان بدم که به دلیل حجم زیاد درس ها منصرف شدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
</span>مشترک : ۴۴<br />
مدیریت : ۵۱<br />
تخصصی : ۴۸<br />
تو هوش مصنوعی هم امتحان دادم که تخصصی هوش رو ۲۵ زدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
</span>سال قبل نرسیدم خوب بخونم چون ۲۰ واحد درس تخصصی برداشته بودم حدود۶۰۰ اوردم<br />
<span style="font-weight: bold;">۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
این دو باهم فرق دارد ولی اگه مفهوم یه درس رو فهمیدی تو کنکور مشکلی نخواهی داشت <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
تابستون یه بار از روی راس ، رانکوهی و پرسمن خوندم خیلی کم خوندم ولی شروع اصلی من از ۲۸ مهر بود که تو پارسه ثبت نام کردم متوسط ۵ ساعت میخوندم همیشه از برنامه پارسه عقب بودم چون دیر شروع کرده بودم .  درسا روربه دو گروه تقسیم کردم و هرروز یه گروه رو میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span>برنامه ای که ثابت باشه اصلا به درد نمیخوره . من اوایل برا هر درس زیاد وقت میگذاشتم (حدود۲ ساعت) بعدا اینو کم کردم تا خسته نشم<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
قبلا هر کس مشترک رو خوب میزد رتبه خوبی می اورد ولی الان با این تغییرات با دروس تخصصی و معماری یا مدیریت راحت میشه اینو جبران کرد <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
تو نرم افزار و پایگاه ضعف داشتم و سعی میکردم زیاد بخونم<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
اوایل برحسب منبع بود و فقط رو یکی وقت میگذاشتم مثلا برای سیستم عامل اول مقسمی رو خوندم بعد که اون فصل خاص رو تموم میکردم  میرفتم پارسه رو میخوندم بعدا که یه دور یک کتاب خوندم برای هر درس دیگه مطالب رو بلد بوم و مبحث به مبحث میرفتم جلو و هر دو کتاب رو باهم میخوندم<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span>از ویس و فیلم استفاده نکردم<br />
من برای همه درس ها بجز شبکه و هوش از کتاب های اقای مقسمی استفاده کردم کتابهای مقسمی غلط هم دارند ولی من با اینا بیشتر راحت بودم<br />
گسسته : مقسمی – پارسه-   گریمالدی (من بیشتر پارسه خوندم ولی همه میگن پوران بخون)<br />
ساختمان داده : مقسمی – پارسه (این دو کتاب مکمل هم هستن بعضی چیزا رو مقسمی ناقص گفته بعضی ها رو هم پارسه من بیشتر مقسمی رو خوندم)<br />
طراحی الگوریتم : مقسمی – پارسه- جزوه دکتر سید جوادی  <br />
شبکه : حقیقت – راس(همانطور که گفتم من یه بار راس رو تابستون خوندم ولی برای من زیاد مفید نبود شاید من خوب نخوندم با حقیقت میشد ۳ تا رو جواب داد)<br />
نرم افزار : مقسمی –پرسمن(من ویرایش ۵ پرسمن ترجمه سالخورده رو خوندم نزدیکای کنکور بودکه بکی از بچه ها گفت  ویرایش ۷ پرسمن کتاب خوبیه و احتمالا از اون سوال بدن من دیگه وقت نداشتم اونو بخونم ولی سعی کنید اونو بخونید پرسمن برای این درس کافی هست دنبال کتابهای سامرویل و ... نرید مقسمی حجم کمی داره برای خوندن اذیت نمیشید البته کتاب دیگری هم برای این درس هست مثل ارشد سپاهان که من هرچی گشتم پیدا نکردم بعد مجبور شدم مقسمی رو بخونم)<br />
مدیریت : مقسمی – مبانی مدیریت رابینز(تا اذر ماه میخواستم معماری هم بخونم ولی اذر ماه بنا به دلایلی تصمیم گرفتم فقط مدیریت بخونم کتاب مقسمی هم خلاصه رابینز هست)<br />
پایگاه داده : مقسمی – رانکوهی <br />
سیستم عامل : مقسمی – حقیقت(برای این درس نیازی به منبع خوندن نیس همون حقیقت خودش منبع هست خوبی مقسمی حجم کم اون هست برعکس حقیقت )<br />
هوش : رهنمون- پوران – راسل(کتاب رهنمون خیلی ساده نوشته من از این کتاب خوشم امد بهتر از پوران هست ولی معمولا بچه های سال قبل همه پوران میخوندن) . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span>بجز سیستم عامل (البته حقیقت دست کمی از مرجع نداره)باید حداقل یه باریک مرجع رو خونده باشی این نظر من هست<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
</span>به نظر من این سوال درست نیست . این دو مکمل هم هستن .<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
هیچ کتابی برای زبان نخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span>مشاور پارسه اولین بار که با من تماس گرفت گفت گسسته نخون چون نمیتونی بزنی . ولی من گفتم میخونم تو کنکور یه سوال رو زدم که نمیدونم درست بود یا غلط ولی باز به همان روز برگردم دوباره گسسته رو میخونم<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.. </span><br />
راجع به برنامه ریزی کلی تو سوالای قبلی توضیح دادم . فکر نکنم درس خاصی باشه که همه باهاش مشکل دارن . تا اون جایی که من پیگیری کردم هر کس تو ۲ یا ۳ درس مشکل داره که اینا هم ثابت نیستن<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span>روزای فرد میرفتم کتابخونه بقیه روزا تو خونه میخوندم . تنها میخوندم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سرعت مهم  نبود فهم از اون مطلب مهم بود این که از بقیه عقب باشم خوب سرفصل های ازمونای پارسه مشخص میکرد و همیشه هم عقب بودم و کار خاصی نمیکردم چون دیر شروع کرده بودم مقایسه با رتبه های ازمونای ازمایشی ملاک خوبی نیست چون معمولا این سوالا از کتابای پارسه میاد و خیلیا به این خاطر رتبه خوبی میارن .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی میکردم در ۵۰ درصدها جبران کنم .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
گفتم من تا اذر ماه میخاستم معماری رو هم بخونم ولی بنا به دلایلی تصمیم گرفتم فقط مدیریت بخونم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span>وقتی خسته میشدم درس نمیخوندم میرفتم پارک یا زنگ میزدم  با یکی از بچه های دوران کارشناسی حرف میزدم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span>به نظر من کلاس لازم نیس .<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span>پارسه . من تو ازمایشی ها رتبه خوب نمی اوردم <br />
<span style="font-weight: bold;">۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span>جمع بندی واقعی رو دو هفته فبل از کنکور انجام دادم سعی میکردم مطلب جدید نخونم فقط مرور کنم<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
</span>طبعتا برای همه تو زندگی مشکلاتی پیش میاد برای من هم پیش اومد سعی کردم یه ماه اخر زیاد تفریح کنم تا اینکه به مشکلات فکر کنم . امادگی من روز کنکور ۴۰ درصد بود حتی به این رتبه هم فکر نمیکردم خدا رو شکر کنکور رو خراب نکردم <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span>استرس داشتم . فقط میدونستم که اونایی رو که بلدم جواب بدم سر کنکور وقتی به اخر سوالای مشترک  رسیدم دیگه کلا ناامید شدم واقعا طراحی و ساختمان داده امسال سخت بود شبکه هم دست کمی از اونا نداشت نرم افزار همه اش سر دو گزینه شک داشتم . دیوانه شده بودم . بعد تصمیم گرفتم که اونایی رو که شک دارم چند تا رو بزنم <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span>چرا به اخر سوالای مشترک که رسیدم واقعا نا امید شده بودم معمولا هر سال مشترک دو درس اسون میدادن امسال واقعا سخت بودن . <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span>قبلا به هیچ ترتیب خاصی فکر نمیکردم ولی موقع رفتن به سر کنکور تو راه یه فکر به سرم زد گفتم اول مدیریت رو بزنم اول رفتم ۶ تا مدیریت زدم دیدم سوالا هم زیاد شده بودن بعد رفتم سراغ بقیه احتمالا این کار در ناامید شدنم تاثیر گذاشت چون اونایی که بلد بودم رو زده بودم وقتی اخر مشترک ها دوباره به مدیریت رسیدم دیدم بقیه سوالاش سخته . اگه بعداز مشترک ها یه چند تا مدیریت میزدم باز روحیه میگرفتم . به نظرم همون ترتیب دفترچه بهترین ترتیب هست .<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span> سعی میکردم سوال دیگری که بلدم رو بزنم بعد برم سراغ اون سوالای سخت . امسال فکر کنم فقط تو گسسته یه سوال تکراری بود که من هم اونو نزدم پس انتظار تکراری بودن نداشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span>من چون زبان نزدم وقت کافی بود <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span>بعد جلسه رفتم فقط اونایی رو که خودم زده بودم رو مشخص کردم . بعد که کلیدها اومد درصدها رو مشخص کردم بله به درصدهای تخمینی نزدیک بود <br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۳۰<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،۴۰<br />
کنکور آزمایشی۳۰<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
خیلی زیاد.<br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
</span>خدا<br />
پدر و مادرم<br />
دوستانم <br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
</span>۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
۴<span style="font-weight: bold;">۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
من چند سال پیش اینجا یه بار اتفاقی اومده بودم و عضو شده بودم ولی ازش استفاده نمیکردم موقعی که برا کنکور میخوندم یادم افتاد که یه همچین جایی هست اسمش یادم رفته بود بعد جست و جو کردم دوباره پیدا کردم .<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
ممنون]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد ۹۲: مصاحبه ی رتبه 3 فناوری اطلاعات و تجارت و 5 شبکه و امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-15463.html</link>
			<pubDate>Thu, 23 May 2013 22:12:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15463.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید. </span><br />
سلام،اصفهان زندگی میکنم ، رتبه ۳ تجارت و ۵ شبکه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات ، درسم تمام شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span> <br />
پدرم خیلی علاقه داشتن من مهندس بشم ،منم توی مهندسیا کامپیوتر و آی تی رو ترجیح دادم.خیلی عاشق رشتم نیستم ولی بدمم نمیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
یه دانشگاه غیر انتفاعی توی اصفهان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
نفر اول نبودم ولی درسخون بودم ،فکر میکنم بیشتر به خاطر غرورم درس خوندم کل عمرم،چون خوشم نمیومد پایین تر از بقیه باشم یعنی درس خوندنم ربطی به علاقه نداشت<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
بعد از فارغ تحصیلی مشغول کار شدم چند جا ولی هیچکدوم راضیم نکرد این شد که تصمیم گرفتم درسمو بخونم ،پیدا کردن مانشت هم انگیزمو دو برابر کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
از اول آی تی بود تو فکرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.</span><br />
زبان : ۶۳/۳۳<br />
مشترک : ۴۹/۴۳<br />
مدیریت: ۲۲/۲۲<br />
تخصصی: ۴۲/۵۹<br />
معماری سفید<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span><br />
 ۲ سال شرکت کردم ولی هیچی نخونده بودم و رتبم دورو بر ۱۰۰۰ میشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
خیلی فرق میکنه و اصلا ربطی به هم نداره ، ولی اگه استاد یه درس خوب باشه واسه خوندن ارشد توی اون درس خیلی راحت ترید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-	از کی دقیقاً برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من از تیر شرو ع کردم و ماه اول روزی ۴ ساعت تقریبا میخوندم ،توی مرداد یهویی ولش کردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  شهریور بحث جایابی بدون کنکور شاگرد اولا پیش اومد و من با اعتماد بنفس فکر کردم توی یه دانشگاه دولتی پذیرفته میشم و هر دفعه یه نگاه سرسری به درسا میکردم ،اواسط مهر بود که فهمیدم یه دانشگاه غیر انتفاعی توی قم پذیرفته شدم،بعد از اون دیگه سفت شروع کردم به خوندن تا کنکور دیگه هم وقفه نیفتاد<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
راستش من برنامه خاصی نداشتم و اصلا زمانبندی نداشت ساعت استراحت و مطالعم،صبح ساعت ۱۲ به زور از خواب پا میشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  فقط مطابق با آزمونای سنجش پیش میرفتم و همیشه هم یکم توی هوش و نرم ازش عقب بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
بله من روی ساختمان و الگوریتم و شبکه خیلی بیشتر وقت گذاشتم،ساختمان و الگوریتم خیلی خوب جواب داد ولی شبکه نه،گسسته رو متوسط خوندم چون میدونستم در هر صورت نمیشه تستاش رو زد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
شبکه واسه من سخت ترین بود و خیلی روش وقت گذاشتم ولی چون منبعم خوب نبود فکر میکنم جواب نداد،ولی بقیه درسا فرقی با هم نداشت واسم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
 ۳تا منبع؟یا علی!!!! من منابع رو از روی همین مصاحبه های مانشت در آوردم و همونا رو کم کم خوندم فقط هوش پوران گرفته بودم که ماه آذر فهمیدم چقدر به درد نخوره و عوضش کردم راهیان ارشد رو خوندم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
گسسته:پوران خوندم و ویس های استاد یوسفی رو گوش دادم،خود پوران رو خوب میفهمیدم ولی واسه کنکور فقط ۲تا از تستاشو زدم اونم با کلی شک ، آخرم نفهمیدم درست بود یا غلط ،مثل اینکه همه میگن باید گریمالدی خوند ولی من اصلا حوصله reference  خوندن نداشتم و فکر میکردم اونم بخونم باز نمیتونم بزنم<br />
ساختمان : فقط پارسه + ویس های استاد طورانی که واقعا بهم کمک کرد و ساختمان خیلی خوب تو مغزم نشست<br />
الگوریتم:مقسمی +یه قسمتایی از پارسه<br />
شبکه: پارسه + ویس دکتر حقیقت واسه کنکور امسال که اصلا فایده نداشت ولی ویس های دکتر حقیقت خیلی روحیم رو شاد میکرد LOL (بحث غیر درسی توش زیاد بود)<br />
نرم افزار: پوران خوندم و از اون جایی که استاد دوره لیسانسم مبا حث مفیدویادمون داده بود زیاد مشکلی نداشتم<br />
پایگاه:مقسمی + رانکوهی ، واسه کنکور امسال خوب بود اما من تستای ۹۰ و ۹۱ رو اصلا نمیتونستم بزنم با اینا<br />
هوش:اول پوران خوندم که نه تنها هیچ کمکی نکرد بلکه گیجم کرد،بعدش راهیان ارشد گرفتم که به نظر من عالی بود و تازه فهمیدم هوش چیه<br />
سیستم:پارسه +ویس های دکتر حقیقت ، که عالی بود<br />
مدیریت : هیچی نخوندم وسر جلسه با فکر و منطق جواب دادم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  که خدا رحم کرد و شد ۲۲% <br />
زبان:فقط یکم ۱۱۰۰ واژه خوندم اونم خیلی کم در حد همون ۱۰۰ واژه فقط <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من اگه بر میگشتم عقب شبکه رو از مرجع میخوندم ولی بقیه اش نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸-	زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
زبان من خوب بود از قبل وهمیشه زبان کنکورا رو بین ۵۰ تا ۷۰ میزدم،واسه کنکور یکم لغت حفظ کردم و هفته آخر کنکورای سال پیش رو خوندم،فکر میکنم کار خوبی بود ،لغات تا ۱۰ سال پیش کنکور رو حفظ کنید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
فقط گسسته بود که از اول روش حسابی نکرده بودم ،پوران و خوندم ولی سر جلسه هم از اینکه میدیدم نمیتونم تستا رو بزنم هول نکردم وبیخیالش شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی خاصی نداشتم و فقط مطابق آزمون پیش میرفتم،فقط دوره کردن درسا واسه من خیلی مهم بود ،همیشه جوری میخوندم که چیزایی که توی اون ۲ یا ۳ هفته خوندم رو ۳ روز قبل از آزمون مرور کنم،حتی بعضی وقتا که یه قسمتایی از هوش یا نرم رو کلا نخونده بودم مطابق آزمون،بیخیالش میشدم و درسایی که خونده بودم رو دوباره دوره میکردم.من کلا آدمیم که با یه بار خوندن اصلا اعتماد بنفس ندارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها توی خونه ، فکر میکنم این شخصیه بعضیا توی کتابخونه تمرکز بیشتری دارن و بعضی توی خونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سعی میکردم ۳تا درس مختلف رو در روز بخونم اگه میشد ۲ تا میفهمیدم عقبم ، معیار دیگه هم که کنکور آزمایشی که من همیشه یکم ازش عقب بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
هیچ کاری نمیکردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  همون جوری ادامه میدادم.من کلا عقب بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
توی IT  4تا گرایش هست که دوتاش معماری میخواد،۲تاش مدیریت و من هیچ کدوم رو نخوندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
نه زیاد،من آدمیم که آهسته و پیوسته درس میخونم و خودم رو اذیت نمیکنم ،در حد ۶/۷ ساعت در روز میخوندم ،تفریحم و میکردم تلویزیونم میدیدم یه ۱ ساعتی،۱ ساعتم تو اینترنت میگشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
.نه کلاس نرفتم،فکر میکنم وقت گیره بعدم شهرستان فکر نکنم استاد خوب باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
سنجش دادم،جالبه که توی اونم همیشه رتبم ۱ یا ۲ یا ۳ میشد و فکر میکردم با توجه به اینکه جامعه آماریش کمه توی کنکور ۱۰۰ میشم....ولی فکر میکنم واقعا مهم نیست چه کنکوری میدید فقط این مهمه که طبق برنامش پیش برید. ولی سطح سوالای کنکور بالاتر از سنجش هست.در ضمن بین چندتا از آزموناش وقت خیلی کمی بود که من اگه زود شروع نمیکردم و توی تابستون یه سری از مباحث رو نمیخوندم واقعا بهش نمیرسیدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
سنجش ۳ تا آزمون آخرش جامع بود و من توی همون زمان جمع بندی میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
اصلا بهش فکر نکردم ولی شب کنکور نیم ساعت فقط خوابیدم،استرس نداشتم ولی از فکر زیاد خوابم نمیبرد،درست مثل شب کنکور کارشناسی.دو ستانی که این مشکل رو داشتن حتما با نظر دکتر یه داروی گیاهی واسه خواب مصرف کنند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بله حس میکردم هوش ،سیستم و ساختمان رو میتونم ۱۰۰ بزنم !!! ودقیقا میدونستم شبکه و گسسته رو خراب میکنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟</span><br />
نه اصلا ، اما نرسیدم چند تا سوالی که علامت زده بودم رو دوره کنم فقط واسه همین یکم بعد از کنکور اعصابم خرد شد،ولی سر جلسه خوب بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
گسسته رو که گذاشتم آخرآخر بعد از زبان ،بقیشو به ترتیب زدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
به جنگ میرفتم ولی شکست خورده برمیگشتم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
وقت کم آوردم اما واسه دوره کردن چند تا سوال فقط وگرنه همشو رسیدم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
نه دیگه اعصابشو نداشتم بهش فکرم نکردم،هنوزنمیدونم چیو درست زدم چیو غلط<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۵% <br />
دانشگاه:۲۰%<br />
 برنامه ریزی:۲۰%<br />
کلاس کنکور: ۰%<br />
–کنکور آزمایشی:۲۵%<br />
شرایط سر جلسه:۱۰%<br />
 شرایط مطالعه و زندگی:۳۰%<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
نمیدونم الان،ببینم چی پیش میاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
 خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹-	کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
خدا،پدر مادر،خواهر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت</span>. <br />
شبکه رو از کتاب مرجع میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
دیگه گفتم همه چیزو<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟ </span><br />
مانشت خیلی به من انگیزه داد و توی پیدا کردن منبع و انتخاب کنکور آزمایشی بینهایت کمکم کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
مرسی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید. </span><br />
سلام،اصفهان زندگی میکنم ، رتبه ۳ تجارت و ۵ شبکه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
کارشناسی پیوسته فناوری اطلاعات ، درسم تمام شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span> <br />
پدرم خیلی علاقه داشتن من مهندس بشم ،منم توی مهندسیا کامپیوتر و آی تی رو ترجیح دادم.خیلی عاشق رشتم نیستم ولی بدمم نمیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
یه دانشگاه غیر انتفاعی توی اصفهان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
نفر اول نبودم ولی درسخون بودم ،فکر میکنم بیشتر به خاطر غرورم درس خوندم کل عمرم،چون خوشم نمیومد پایین تر از بقیه باشم یعنی درس خوندنم ربطی به علاقه نداشت<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
بعد از فارغ تحصیلی مشغول کار شدم چند جا ولی هیچکدوم راضیم نکرد این شد که تصمیم گرفتم درسمو بخونم ،پیدا کردن مانشت هم انگیزمو دو برابر کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
از اول آی تی بود تو فکرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.</span><br />
زبان : ۶۳/۳۳<br />
مشترک : ۴۹/۴۳<br />
مدیریت: ۲۲/۲۲<br />
تخصصی: ۴۲/۵۹<br />
معماری سفید<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;">۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span><br />
 ۲ سال شرکت کردم ولی هیچی نخونده بودم و رتبم دورو بر ۱۰۰۰ میشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
خیلی فرق میکنه و اصلا ربطی به هم نداره ، ولی اگه استاد یه درس خوب باشه واسه خوندن ارشد توی اون درس خیلی راحت ترید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-	از کی دقیقاً برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من از تیر شرو ع کردم و ماه اول روزی ۴ ساعت تقریبا میخوندم ،توی مرداد یهویی ولش کردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  شهریور بحث جایابی بدون کنکور شاگرد اولا پیش اومد و من با اعتماد بنفس فکر کردم توی یه دانشگاه دولتی پذیرفته میشم و هر دفعه یه نگاه سرسری به درسا میکردم ،اواسط مهر بود که فهمیدم یه دانشگاه غیر انتفاعی توی قم پذیرفته شدم،بعد از اون دیگه سفت شروع کردم به خوندن تا کنکور دیگه هم وقفه نیفتاد<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
راستش من برنامه خاصی نداشتم و اصلا زمانبندی نداشت ساعت استراحت و مطالعم،صبح ساعت ۱۲ به زور از خواب پا میشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  فقط مطابق با آزمونای سنجش پیش میرفتم و همیشه هم یکم توی هوش و نرم ازش عقب بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
بله من روی ساختمان و الگوریتم و شبکه خیلی بیشتر وقت گذاشتم،ساختمان و الگوریتم خیلی خوب جواب داد ولی شبکه نه،گسسته رو متوسط خوندم چون میدونستم در هر صورت نمیشه تستاش رو زد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
شبکه واسه من سخت ترین بود و خیلی روش وقت گذاشتم ولی چون منبعم خوب نبود فکر میکنم جواب نداد،ولی بقیه درسا فرقی با هم نداشت واسم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
 ۳تا منبع؟یا علی!!!! من منابع رو از روی همین مصاحبه های مانشت در آوردم و همونا رو کم کم خوندم فقط هوش پوران گرفته بودم که ماه آذر فهمیدم چقدر به درد نخوره و عوضش کردم راهیان ارشد رو خوندم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
گسسته:پوران خوندم و ویس های استاد یوسفی رو گوش دادم،خود پوران رو خوب میفهمیدم ولی واسه کنکور فقط ۲تا از تستاشو زدم اونم با کلی شک ، آخرم نفهمیدم درست بود یا غلط ،مثل اینکه همه میگن باید گریمالدی خوند ولی من اصلا حوصله reference  خوندن نداشتم و فکر میکردم اونم بخونم باز نمیتونم بزنم<br />
ساختمان : فقط پارسه + ویس های استاد طورانی که واقعا بهم کمک کرد و ساختمان خیلی خوب تو مغزم نشست<br />
الگوریتم:مقسمی +یه قسمتایی از پارسه<br />
شبکه: پارسه + ویس دکتر حقیقت واسه کنکور امسال که اصلا فایده نداشت ولی ویس های دکتر حقیقت خیلی روحیم رو شاد میکرد LOL (بحث غیر درسی توش زیاد بود)<br />
نرم افزار: پوران خوندم و از اون جایی که استاد دوره لیسانسم مبا حث مفیدویادمون داده بود زیاد مشکلی نداشتم<br />
پایگاه:مقسمی + رانکوهی ، واسه کنکور امسال خوب بود اما من تستای ۹۰ و ۹۱ رو اصلا نمیتونستم بزنم با اینا<br />
هوش:اول پوران خوندم که نه تنها هیچ کمکی نکرد بلکه گیجم کرد،بعدش راهیان ارشد گرفتم که به نظر من عالی بود و تازه فهمیدم هوش چیه<br />
سیستم:پارسه +ویس های دکتر حقیقت ، که عالی بود<br />
مدیریت : هیچی نخوندم وسر جلسه با فکر و منطق جواب دادم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  که خدا رحم کرد و شد ۲۲% <br />
زبان:فقط یکم ۱۱۰۰ واژه خوندم اونم خیلی کم در حد همون ۱۰۰ واژه فقط <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من اگه بر میگشتم عقب شبکه رو از مرجع میخوندم ولی بقیه اش نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۸-	زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
زبان من خوب بود از قبل وهمیشه زبان کنکورا رو بین ۵۰ تا ۷۰ میزدم،واسه کنکور یکم لغت حفظ کردم و هفته آخر کنکورای سال پیش رو خوندم،فکر میکنم کار خوبی بود ،لغات تا ۱۰ سال پیش کنکور رو حفظ کنید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
فقط گسسته بود که از اول روش حسابی نکرده بودم ،پوران و خوندم ولی سر جلسه هم از اینکه میدیدم نمیتونم تستا رو بزنم هول نکردم وبیخیالش شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
برنامه ریزی خاصی نداشتم و فقط مطابق آزمون پیش میرفتم،فقط دوره کردن درسا واسه من خیلی مهم بود ،همیشه جوری میخوندم که چیزایی که توی اون ۲ یا ۳ هفته خوندم رو ۳ روز قبل از آزمون مرور کنم،حتی بعضی وقتا که یه قسمتایی از هوش یا نرم رو کلا نخونده بودم مطابق آزمون،بیخیالش میشدم و درسایی که خونده بودم رو دوباره دوره میکردم.من کلا آدمیم که با یه بار خوندن اصلا اعتماد بنفس ندارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها توی خونه ، فکر میکنم این شخصیه بعضیا توی کتابخونه تمرکز بیشتری دارن و بعضی توی خونه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سعی میکردم ۳تا درس مختلف رو در روز بخونم اگه میشد ۲ تا میفهمیدم عقبم ، معیار دیگه هم که کنکور آزمایشی که من همیشه یکم ازش عقب بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
هیچ کاری نمیکردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  همون جوری ادامه میدادم.من کلا عقب بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
توی IT  4تا گرایش هست که دوتاش معماری میخواد،۲تاش مدیریت و من هیچ کدوم رو نخوندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
نه زیاد،من آدمیم که آهسته و پیوسته درس میخونم و خودم رو اذیت نمیکنم ،در حد ۶/۷ ساعت در روز میخوندم ،تفریحم و میکردم تلویزیونم میدیدم یه ۱ ساعتی،۱ ساعتم تو اینترنت میگشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
.نه کلاس نرفتم،فکر میکنم وقت گیره بعدم شهرستان فکر نکنم استاد خوب باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
سنجش دادم،جالبه که توی اونم همیشه رتبم ۱ یا ۲ یا ۳ میشد و فکر میکردم با توجه به اینکه جامعه آماریش کمه توی کنکور ۱۰۰ میشم....ولی فکر میکنم واقعا مهم نیست چه کنکوری میدید فقط این مهمه که طبق برنامش پیش برید. ولی سطح سوالای کنکور بالاتر از سنجش هست.در ضمن بین چندتا از آزموناش وقت خیلی کمی بود که من اگه زود شروع نمیکردم و توی تابستون یه سری از مباحث رو نمیخوندم واقعا بهش نمیرسیدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
سنجش ۳ تا آزمون آخرش جامع بود و من توی همون زمان جمع بندی میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
اصلا بهش فکر نکردم ولی شب کنکور نیم ساعت فقط خوابیدم،استرس نداشتم ولی از فکر زیاد خوابم نمیبرد،درست مثل شب کنکور کارشناسی.دو ستانی که این مشکل رو داشتن حتما با نظر دکتر یه داروی گیاهی واسه خواب مصرف کنند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بله حس میکردم هوش ،سیستم و ساختمان رو میتونم ۱۰۰ بزنم !!! ودقیقا میدونستم شبکه و گسسته رو خراب میکنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟</span><br />
نه اصلا ، اما نرسیدم چند تا سوالی که علامت زده بودم رو دوره کنم فقط واسه همین یکم بعد از کنکور اعصابم خرد شد،ولی سر جلسه خوب بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
گسسته رو که گذاشتم آخرآخر بعد از زبان ،بقیشو به ترتیب زدم<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
به جنگ میرفتم ولی شکست خورده برمیگشتم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
وقت کم آوردم اما واسه دوره کردن چند تا سوال فقط وگرنه همشو رسیدم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
نه دیگه اعصابشو نداشتم بهش فکرم نکردم،هنوزنمیدونم چیو درست زدم چیو غلط<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۵% <br />
دانشگاه:۲۰%<br />
 برنامه ریزی:۲۰%<br />
کلاس کنکور: ۰%<br />
–کنکور آزمایشی:۲۵%<br />
شرایط سر جلسه:۱۰%<br />
 شرایط مطالعه و زندگی:۳۰%<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
نمیدونم الان،ببینم چی پیش میاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
 خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳۹-	کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
خدا،پدر مادر،خواهر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت</span>. <br />
شبکه رو از کتاب مرجع میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
دیگه گفتم همه چیزو<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟ </span><br />
مانشت خیلی به من انگیزه داد و توی پیدا کردن منبع و انتخاب کنکور آزمایشی بینهایت کمکم کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
مرسی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد ۹۲: مصاحبه با رتبه 44 علوم کامپیوتر]]></title>
			<link>/forum/thread-15443.html</link>
			<pubDate>Thu, 23 May 2013 08:19:06 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15443.html</guid>
			<description><![CDATA[بنام خدا<br />
<br />
۱-	اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
با سلام <br />
من مهدی فرشی هستم.متولد ۶۹ در کرمان.<br />
رتبه ۴۴ در رشته علوم کامپیوتر در گرایش اول     <br />
<br />
۲-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
در رشته علوم کامپیوتر.پروژه کارشناسی هنوز در جریانه.کارشناسی پیوسته<br />
<br />
۳-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
برادرم ورودی ۸۴ همین رشته بود و از طریق ایشون با این رشته آشنا شدم با این حال اون زمان رشته معماری وعمران رو بیشتر دوست داشتم و به این رشته علاقه خاصی نداشتم.فقط رتبه کنکور من رو به این رشته رسوند و خدا رو شکر خیلی راضیم .اگه الان می خواستم انتخاب رشته کارشناسی رو دوباره انجام بدم مطمئنا همین رشته رو انتخاب می کردم.<br />
<br />
۴-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه شهید باهنر کرمان<br />
<br />
۵-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
دانشجویه متوسطی بودم.درس هایی که علاقه داشتم رو کار می کردم.اما کلا   شب امتحانی بودم تا جایی که یادمه از ترم های سه یا چهار بود که اکثر کلاس  ها رو می پیچوندم(از دلایلش هم یکی اساتید نابلد و درس های بی مصرف بود).ولی خدا رو شکر تنها واحدی که افتادم تربیت ۱ بود .<br />
<br />
۶-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
از همون ابتدای ورود به دانشگاه قصد ادامه تحصیل داشتم ، اما خب شرایط زندگی بعضی وقت ها باعث می شد فقط به کار کردن فکر کنم و ادامه تحصیل ندم.<br />
<br />
۷-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
از اونجایی که خیلی به علوم کامپیوتر علاقه داشتم قصدم هم ادامه تحصیل در همین رشته بود....اما خب متاسفانه امکانات بیشتر و اساتید بهتر در رشته های مهندسی باعث شد که آزمون مهندسی هم شرکت کنم،اما خب وقت مطالعه برای مهندسی نداشتم و بیخیالش شدم.<br />
<br />
۸-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
علوم کامپیوتر:<br />
زبان:۱۷/۲۴<br />
پایه:۳۴/۲۹<br />
ساختمان گسسته و داده:۳۸/۲۷<br />
اصول سیستم و اتومات:۴۶/۶۷<br />
آنالیز:۵۵/۵۶<br />
<br />
۹-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
سال اولم بود و المپیاد هم شرکت نکرده بودم.<br />
<br />
۱۰-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به نظر من نمراتی که دانشجو در طول ترمش می گیره ملاکه خوبی برای تخمین رتبه ارشدش نیست...همین<br />
<br />
۱۱-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟<br />
دوست داشتم از اوایله شهریور شروع کنم اما خب از اوایله آذر واقعا شروع به خوندن کردم...در واقع اصلا به برنامه ای که تابستون برای ارشد بسته بودم نرسیدم.اواخره شهریور که شروع به خوندن کردم به مدت ۱۰ تا ۱۲ روز برنامه ی ثابتی رو دنبال می کردم اما بعد از اون درگیر مسائل ازدواج شدم و تقریبا ۲  ،۳ ماه درگیر بودم .<br />
<br />
۱۲-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
اوایله آذر که شروع  جدیم بود متوسط روزی ۶ ساعت می خوندم این روند تا اوایله دی ادامه داشت و از دی متوسط روزی ۸ تا ۱۰ ساعت میخوندم و روزهای آخر به ۱۵ ساعت هم رسید.بیشتر برنامم رو روی درسهایی که قرار بود بخونم تنظیم می کردم.<br />
<br />
۱۳-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
توی زمان کمی که داشتم قطعا برنامم همین بود و به جایه اینکه سعی کنم تمام مطالب رو بخونم ،مطالب مهم رو با دقت می خوندم. <br />
<br />
۱۴-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ <br />
تنها وزنی که به درس ها می دادم بر اساس اهمیتشون توی کنکور بود....برای هر درسی و همچنین هر فصلی ابتدا یه مرور توی سوالای ارشد های گذشته می کردم ببینم ارزشه خوندن داره یا نه!البته در این مسیر تجربیات بچه ها ،مخصوصا مصاحبه نفر اول سال گذشته خیلی مفید بود.<br />
زبان:<br />
وقتی برایه این درس به صورت اختصاصی کنار نگذاشته بودم ، درصدی هم که زدم بیشتر به خاطره کمبود وقت بود.<br />
ریاضی:<br />
فقط توی همون ۱۰،۱۲ روزی که توی شهریور خوندم و یه ۱۰ روزی هم توی آذر روش وقت گذاشتم.بعدش خیلی پشیمون شدم چون می تونستم روی درسهای با حجم کمتر سرمایه گذاری کنم.چهار فصل اول ریاضی ۱ رو خوندم  و تونستم ۱ سوال جواب بدم.<br />
آمار:<br />
دوهفته مونده بود به امتحان شروع کردم(اشتباه مهلکی بود،شما نکنین) و ۳ فصلش رو خوندم و تونستم ۴ تا سوال جواب بدم که یکیش غلط شد.درس ساده ای بود که باید بیشتر بهش بها می دادم.تقریبا از هر فصل یک سوال میاد.<br />
مبانی:<br />
بیشتر تجربیات برنامه نویسی کمکم کرد اما جزوه پارسه هم بدک نبود(طی ۲ روز مطالعش کردم)،۸ تا ازسوالها رو جواب دادم و فکر می کنم یکیش غلط  در اومد.<br />
گسسته:<br />
فصل های مهم کتاب پوران رو مطالعه کردم.اصلا سمت کتاب مرجع نرفتم چون واقعا نیازی نبود.<br />
ساختمان داده و الگوریتم:<br />
تمام فصل های این درس رو مطالعه کردم،اما چند فصل که خیلی مهم بود(گراف،درخت،مرتب سازی ،..) بیشتر وقتم رو گرفت.کتاب پوران رو خوندم و توی فصل های مهم سراغ پارسه هم رفتم.هر جفتشون خوب بود.الگوریتم هم وقت نداشتم بخونم و رهاش کردم.<br />
اتوماتا:<br />
بیشتر مباحث رو از روی جزوات دانشگاهی مطالعه کردم، بیشتر تلاشم روی فهمیدن مطالب بود و مهم تر از اون تست زدن.برای تست هم هر کتابی دم دستم بود استفاده می کردم(پیشنهاد می کنم فقط تست های ارشد سالهای قبل رو بزنید)<br />
معماری:<br />
چهار تا از فصلهای کتاب پوران رو خوندم که می دونستم می تونم با همین ۴ فصل حدود ۵۰ درصد سوال ها رو جواب بدم.به نظر من پوران کافیه ....<br />
آنالیز:<br />
فقط جزوه دانشگاهیم رو خوندم و تست ارشد های گذشته مدرسان رو زدم.<br />
<br />
۱۵-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟ <br />
من با اینکه دیر شروع به مطالعه کردم اما از تابستان ۹۱ منابع رو تعیین کرده بودم.البته باید بگم با توجه به تجربیات دوستان که اون منابع رو زودتر مطالعه کرده بودند بعضی از منابعی که مشخص کردم تغییر می کرد.<br />
<br />
۱۶-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
جوابشو توی سوالات قبل گفتم.از هیچ ویس و فیلمی هم استفاده نکردم.<br />
<br />
۱۷-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
به نظر من  اوتماتا اونم از مرجع اصلی نه ترجمه شده،بقیه هم نیازی نیست.<br />
<br />
۱۸-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
بیشتر جزوه محور. <br />
<br />
۱۹-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟<br />
زبان من متوسطه، کلاسی نرفتم فقط مطالعه ی مطالب زبان اصلی باعث شد یه چیزایی یاد بگیرم.توی امتحان فقط ۱۰ دقیقه وقت داشتم تا سوالاش رو جواب بدم.<br />
<br />
۲۰-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
من که نخوندم و نظری هم ندارم <br />
<br />
۲۱-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
از درس های مهم و فصل های مهم شروع کردم.تعداد سوالایه تکرار شده از هر مبحث تعیین کننده اهمیت اون مطلب بود.مثلا فصل گراف گسسته یکی از مهمترین مباحثه این درسه  که تویه ساختمان هم تکرار شده پس باید حتما مطالعه می شد.من همه درسها رو با همین اولویت بندی مطالعه کردم...<br />
<br />
۲۲-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
هم تنها هم با دوستام هم توی خونه هم کتابخونه<br />
پیشنهادم اینه که جایی رو برای مطالعه انتخاب کنید که بیشترین بازدهی رو داره.همچنین دوستی رو برایه همراهیتون انتخاب کنید که به شما توی درس ها کمک کنه .اگه دیدید که مکان مطالعه داره براتون کسل کننده می شه سریعا مکان رو عوض کنید.یکی از عوامل مهم در نتیجه من دوستان خوبی (مهران۲۵ و مهدی۱۵۶)  بود که برای مطالعه انتخاب کرده بودم.بعضی مباحث رو هماهنگ می کردیم ،جداگانه مطالعه و آخر هفته  با هم تست می زدیم.البته نه تویه همه ی مباحث.<br />
<br />
۲۳-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
من شبها برنامه فردام رو آماده می کردم و مثلا می گفتم فلان درس رو باید تا فلان صفحه بخونم تویه حداقل ۱ ساعت و حداکثر ۳ ساعت(بسته به سختی واهمیت درس) اینجوری هم برنامه داشتم هم زیاد وقتم رو صرفه درس خواصی نمی کردم.در ضمن اینجوری زمانی که یه مطلب رو تموم می کردم دیگه ۱ ساعت فکر نمی کردم که حالا کدوم درس رو بخونم(کدوم رو حالش رو دارم ؛کدوم قشنگتره ... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> )<br />
تعداد روزهای مانده به کنکور و مباحثه مانده رو هر هفته حساب می کردم و یه زمان بندی کلی انجام میدادم  وممکن بود بعضی مباحث رو از برنامم حذف کنم. <br />
<br />
۲۴-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
معمولا سعی میکردم ساعات رو بیشترکنم ، اما یه جاهایی دیگه ساعت اضافی هم نداشتم و ناچارا مبحث رو از برنامم حذف می کردم.<br />
<br />
۲۵-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
فقط علوم کامپیوتر <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۲۶-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
معمولا ثابت بود چون من زمان کمی برای مطالعه داشتم .<br />
<br />
۲۷-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
بابا بی خیال....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /><br />
<br />
۲۸-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
نه شرکت نکردم.فکر کنم فقط مدرسان شریف رشته ی ما رو امتحان می گرفت که با صحبتی که با دوستام داشتم اصلا راضی نبودن.<br />
<br />
۲۹-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
من ۱ ماه برایه جمع بندی کنار گذاشتم که البته باید بگم به سفارش دوستام(خدا خیرشون بده) مطالبه جدیدی هم شروع کردم(مثل آمار)<br />
<br />
۳۰-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
حدود ۱ هفته قبل از کنکور خودمون شروع به امتحان دادن سوالات سالهای قبل (۸۷ به بعد)کردیم..با توجه به نتایج و شناختی که به خودم داشتم احساس می کردم می تونم نتیجه ی خوبی بگیرم<br />
<br />
۳۱-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
نه نکردم   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۳۲-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
نه نشدم   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۳۳-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
بله.فقط باید زبان رو آخر می زدم.همین<br />
<br />
۳۴-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
سوال نفهمیدم....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۳۵-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
۱۰۰ % وقت کم آوردم و البته این رو هم پیشبینی کرده بودم.من مدت مطالعم کم بود بنابراین برای حله سوالات باید بیشتر وقت می گذاشتم چون هنوز روی مطالب روان نشده بودم.<br />
<br />
۳۶-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> پسته پنجم<br />
<br />
۳۷-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی ۱۰%<br />
دانشگاه کارشناسی۰%<br />
 برنامه ریز برای کنکور۲۰%<br />
کلاس کنکور۰%<br />
کنکور آزمایشی۰%<br />
شرایط سر کنکور:یعنی چی؟<br />
شرایط مطالعه و زندگی:۳۵%<br />
سایر عوامل(به خصوص خانمم) :۳۵%<br />
<br />
۳۸-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
انشالا قصد دارم تا آخرش برم.از تدریس خوشم می یاد اما نه برایه تامین مخارج زندگی.بقیش هم اینجا جاش نیست... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۳۹-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
فقط توکل کردم... می دونستم نمیتونم از خدا رتبه خوب بخوام ، فقط از خدا خواستم که حادثه ناخواسته ای برام پیش نیاد که زحماتم بر باد بره....<br />
<br />
۴۰-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
اول خانمم که با اینکه تویه دوران نامزدی بودم دوری من رو تحمل می کرد و علاوه بر اون منو تشویق میکرد که ادامه بدم....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br />
مانشت والبته دوستانم مهدی و مهران<br />
<br />
۴۱-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
به نظرم به آمار ظلم کردم ، می تونستم بهتر از اینا از خجالتش در بیام ولی خوب چه میشه کرد..<br />
معماری هم کم خوندم که خیلی پشیمونوم؛اصلا پشیمون نیستم که ریاضی نخوندم.<br />
<br />
۴۲-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />زیاد خوندن مهم نیست ؛ درست خوندن مهمه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /><br />
<br />
۴۳-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
واقعا سوالی هست که نپرسیده باشید؟؟؟؟؟؟؟ <br />
<br />
۴۴-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ <br />
مانشت عالیه<br />
البته تا۱ ماه پیش معنیش رو نمی دونستم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بنام خدا<br />
<br />
۱-	اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
با سلام <br />
من مهدی فرشی هستم.متولد ۶۹ در کرمان.<br />
رتبه ۴۴ در رشته علوم کامپیوتر در گرایش اول     <br />
<br />
۲-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
در رشته علوم کامپیوتر.پروژه کارشناسی هنوز در جریانه.کارشناسی پیوسته<br />
<br />
۳-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
برادرم ورودی ۸۴ همین رشته بود و از طریق ایشون با این رشته آشنا شدم با این حال اون زمان رشته معماری وعمران رو بیشتر دوست داشتم و به این رشته علاقه خاصی نداشتم.فقط رتبه کنکور من رو به این رشته رسوند و خدا رو شکر خیلی راضیم .اگه الان می خواستم انتخاب رشته کارشناسی رو دوباره انجام بدم مطمئنا همین رشته رو انتخاب می کردم.<br />
<br />
۴-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟<br />
دانشگاه شهید باهنر کرمان<br />
<br />
۵-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
دانشجویه متوسطی بودم.درس هایی که علاقه داشتم رو کار می کردم.اما کلا   شب امتحانی بودم تا جایی که یادمه از ترم های سه یا چهار بود که اکثر کلاس  ها رو می پیچوندم(از دلایلش هم یکی اساتید نابلد و درس های بی مصرف بود).ولی خدا رو شکر تنها واحدی که افتادم تربیت ۱ بود .<br />
<br />
۶-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
از همون ابتدای ورود به دانشگاه قصد ادامه تحصیل داشتم ، اما خب شرایط زندگی بعضی وقت ها باعث می شد فقط به کار کردن فکر کنم و ادامه تحصیل ندم.<br />
<br />
۷-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
از اونجایی که خیلی به علوم کامپیوتر علاقه داشتم قصدم هم ادامه تحصیل در همین رشته بود....اما خب متاسفانه امکانات بیشتر و اساتید بهتر در رشته های مهندسی باعث شد که آزمون مهندسی هم شرکت کنم،اما خب وقت مطالعه برای مهندسی نداشتم و بیخیالش شدم.<br />
<br />
۸-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
علوم کامپیوتر:<br />
زبان:۱۷/۲۴<br />
پایه:۳۴/۲۹<br />
ساختمان گسسته و داده:۳۸/۲۷<br />
اصول سیستم و اتومات:۴۶/۶۷<br />
آنالیز:۵۵/۵۶<br />
<br />
۹-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. <br />
سال اولم بود و المپیاد هم شرکت نکرده بودم.<br />
<br />
۱۰-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
به نظر من نمراتی که دانشجو در طول ترمش می گیره ملاکه خوبی برای تخمین رتبه ارشدش نیست...همین<br />
<br />
۱۱-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟<br />
دوست داشتم از اوایله شهریور شروع کنم اما خب از اوایله آذر واقعا شروع به خوندن کردم...در واقع اصلا به برنامه ای که تابستون برای ارشد بسته بودم نرسیدم.اواخره شهریور که شروع به خوندن کردم به مدت ۱۰ تا ۱۲ روز برنامه ی ثابتی رو دنبال می کردم اما بعد از اون درگیر مسائل ازدواج شدم و تقریبا ۲  ،۳ ماه درگیر بودم .<br />
<br />
۱۲-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
اوایله آذر که شروع  جدیم بود متوسط روزی ۶ ساعت می خوندم این روند تا اوایله دی ادامه داشت و از دی متوسط روزی ۸ تا ۱۰ ساعت میخوندم و روزهای آخر به ۱۵ ساعت هم رسید.بیشتر برنامم رو روی درسهایی که قرار بود بخونم تنظیم می کردم.<br />
<br />
۱۳-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
توی زمان کمی که داشتم قطعا برنامم همین بود و به جایه اینکه سعی کنم تمام مطالب رو بخونم ،مطالب مهم رو با دقت می خوندم. <br />
<br />
۱۴-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ <br />
تنها وزنی که به درس ها می دادم بر اساس اهمیتشون توی کنکور بود....برای هر درسی و همچنین هر فصلی ابتدا یه مرور توی سوالای ارشد های گذشته می کردم ببینم ارزشه خوندن داره یا نه!البته در این مسیر تجربیات بچه ها ،مخصوصا مصاحبه نفر اول سال گذشته خیلی مفید بود.<br />
زبان:<br />
وقتی برایه این درس به صورت اختصاصی کنار نگذاشته بودم ، درصدی هم که زدم بیشتر به خاطره کمبود وقت بود.<br />
ریاضی:<br />
فقط توی همون ۱۰،۱۲ روزی که توی شهریور خوندم و یه ۱۰ روزی هم توی آذر روش وقت گذاشتم.بعدش خیلی پشیمون شدم چون می تونستم روی درسهای با حجم کمتر سرمایه گذاری کنم.چهار فصل اول ریاضی ۱ رو خوندم  و تونستم ۱ سوال جواب بدم.<br />
آمار:<br />
دوهفته مونده بود به امتحان شروع کردم(اشتباه مهلکی بود،شما نکنین) و ۳ فصلش رو خوندم و تونستم ۴ تا سوال جواب بدم که یکیش غلط شد.درس ساده ای بود که باید بیشتر بهش بها می دادم.تقریبا از هر فصل یک سوال میاد.<br />
مبانی:<br />
بیشتر تجربیات برنامه نویسی کمکم کرد اما جزوه پارسه هم بدک نبود(طی ۲ روز مطالعش کردم)،۸ تا ازسوالها رو جواب دادم و فکر می کنم یکیش غلط  در اومد.<br />
گسسته:<br />
فصل های مهم کتاب پوران رو مطالعه کردم.اصلا سمت کتاب مرجع نرفتم چون واقعا نیازی نبود.<br />
ساختمان داده و الگوریتم:<br />
تمام فصل های این درس رو مطالعه کردم،اما چند فصل که خیلی مهم بود(گراف،درخت،مرتب سازی ،..) بیشتر وقتم رو گرفت.کتاب پوران رو خوندم و توی فصل های مهم سراغ پارسه هم رفتم.هر جفتشون خوب بود.الگوریتم هم وقت نداشتم بخونم و رهاش کردم.<br />
اتوماتا:<br />
بیشتر مباحث رو از روی جزوات دانشگاهی مطالعه کردم، بیشتر تلاشم روی فهمیدن مطالب بود و مهم تر از اون تست زدن.برای تست هم هر کتابی دم دستم بود استفاده می کردم(پیشنهاد می کنم فقط تست های ارشد سالهای قبل رو بزنید)<br />
معماری:<br />
چهار تا از فصلهای کتاب پوران رو خوندم که می دونستم می تونم با همین ۴ فصل حدود ۵۰ درصد سوال ها رو جواب بدم.به نظر من پوران کافیه ....<br />
آنالیز:<br />
فقط جزوه دانشگاهیم رو خوندم و تست ارشد های گذشته مدرسان رو زدم.<br />
<br />
۱۵-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟ <br />
من با اینکه دیر شروع به مطالعه کردم اما از تابستان ۹۱ منابع رو تعیین کرده بودم.البته باید بگم با توجه به تجربیات دوستان که اون منابع رو زودتر مطالعه کرده بودند بعضی از منابعی که مشخص کردم تغییر می کرد.<br />
<br />
۱۶-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
جوابشو توی سوالات قبل گفتم.از هیچ ویس و فیلمی هم استفاده نکردم.<br />
<br />
۱۷-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
به نظر من  اوتماتا اونم از مرجع اصلی نه ترجمه شده،بقیه هم نیازی نیست.<br />
<br />
۱۸-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟<br />
بیشتر جزوه محور. <br />
<br />
۱۹-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟<br />
زبان من متوسطه، کلاسی نرفتم فقط مطالعه ی مطالب زبان اصلی باعث شد یه چیزایی یاد بگیرم.توی امتحان فقط ۱۰ دقیقه وقت داشتم تا سوالاش رو جواب بدم.<br />
<br />
۲۰-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
من که نخوندم و نظری هم ندارم <br />
<br />
۲۱-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
از درس های مهم و فصل های مهم شروع کردم.تعداد سوالایه تکرار شده از هر مبحث تعیین کننده اهمیت اون مطلب بود.مثلا فصل گراف گسسته یکی از مهمترین مباحثه این درسه  که تویه ساختمان هم تکرار شده پس باید حتما مطالعه می شد.من همه درسها رو با همین اولویت بندی مطالعه کردم...<br />
<br />
۲۲-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
هم تنها هم با دوستام هم توی خونه هم کتابخونه<br />
پیشنهادم اینه که جایی رو برای مطالعه انتخاب کنید که بیشترین بازدهی رو داره.همچنین دوستی رو برایه همراهیتون انتخاب کنید که به شما توی درس ها کمک کنه .اگه دیدید که مکان مطالعه داره براتون کسل کننده می شه سریعا مکان رو عوض کنید.یکی از عوامل مهم در نتیجه من دوستان خوبی (مهران۲۵ و مهدی۱۵۶)  بود که برای مطالعه انتخاب کرده بودم.بعضی مباحث رو هماهنگ می کردیم ،جداگانه مطالعه و آخر هفته  با هم تست می زدیم.البته نه تویه همه ی مباحث.<br />
<br />
۲۳-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
من شبها برنامه فردام رو آماده می کردم و مثلا می گفتم فلان درس رو باید تا فلان صفحه بخونم تویه حداقل ۱ ساعت و حداکثر ۳ ساعت(بسته به سختی واهمیت درس) اینجوری هم برنامه داشتم هم زیاد وقتم رو صرفه درس خواصی نمی کردم.در ضمن اینجوری زمانی که یه مطلب رو تموم می کردم دیگه ۱ ساعت فکر نمی کردم که حالا کدوم درس رو بخونم(کدوم رو حالش رو دارم ؛کدوم قشنگتره ... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> )<br />
تعداد روزهای مانده به کنکور و مباحثه مانده رو هر هفته حساب می کردم و یه زمان بندی کلی انجام میدادم  وممکن بود بعضی مباحث رو از برنامم حذف کنم. <br />
<br />
۲۴-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
معمولا سعی میکردم ساعات رو بیشترکنم ، اما یه جاهایی دیگه ساعت اضافی هم نداشتم و ناچارا مبحث رو از برنامم حذف می کردم.<br />
<br />
۲۵-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
فقط علوم کامپیوتر <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۲۶-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
معمولا ثابت بود چون من زمان کمی برای مطالعه داشتم .<br />
<br />
۲۷-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
بابا بی خیال....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/dodgy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Dodgy" title="Dodgy" /><br />
<br />
۲۸-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
نه شرکت نکردم.فکر کنم فقط مدرسان شریف رشته ی ما رو امتحان می گرفت که با صحبتی که با دوستام داشتم اصلا راضی نبودن.<br />
<br />
۲۹-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
من ۱ ماه برایه جمع بندی کنار گذاشتم که البته باید بگم به سفارش دوستام(خدا خیرشون بده) مطالبه جدیدی هم شروع کردم(مثل آمار)<br />
<br />
۳۰-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟<br />
حدود ۱ هفته قبل از کنکور خودمون شروع به امتحان دادن سوالات سالهای قبل (۸۷ به بعد)کردیم..با توجه به نتایج و شناختی که به خودم داشتم احساس می کردم می تونم نتیجه ی خوبی بگیرم<br />
<br />
۳۱-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
نه نکردم   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۳۲-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
نه نشدم   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
۳۳-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
بله.فقط باید زبان رو آخر می زدم.همین<br />
<br />
۳۴-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
سوال نفهمیدم....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۳۵-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
۱۰۰ % وقت کم آوردم و البته این رو هم پیشبینی کرده بودم.من مدت مطالعم کم بود بنابراین برای حله سوالات باید بیشتر وقت می گذاشتم چون هنوز روی مطالب روان نشده بودم.<br />
<br />
۳۶-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> پسته پنجم<br />
<br />
۳۷-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی ۱۰%<br />
دانشگاه کارشناسی۰%<br />
 برنامه ریز برای کنکور۲۰%<br />
کلاس کنکور۰%<br />
کنکور آزمایشی۰%<br />
شرایط سر کنکور:یعنی چی؟<br />
شرایط مطالعه و زندگی:۳۵%<br />
سایر عوامل(به خصوص خانمم) :۳۵%<br />
<br />
۳۸-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
انشالا قصد دارم تا آخرش برم.از تدریس خوشم می یاد اما نه برایه تامین مخارج زندگی.بقیش هم اینجا جاش نیست... <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
۳۹-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
فقط توکل کردم... می دونستم نمیتونم از خدا رتبه خوب بخوام ، فقط از خدا خواستم که حادثه ناخواسته ای برام پیش نیاد که زحماتم بر باد بره....<br />
<br />
۴۰-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.<br />
اول خانمم که با اینکه تویه دوران نامزدی بودم دوری من رو تحمل می کرد و علاوه بر اون منو تشویق میکرد که ادامه بدم....<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br />
مانشت والبته دوستانم مهدی و مهران<br />
<br />
۴۱-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
به نظرم به آمار ظلم کردم ، می تونستم بهتر از اینا از خجالتش در بیام ولی خوب چه میشه کرد..<br />
معماری هم کم خوندم که خیلی پشیمونوم؛اصلا پشیمون نیستم که ریاضی نخوندم.<br />
<br />
۴۲-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" />زیاد خوندن مهم نیست ؛ درست خوندن مهمه<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /><br />
<br />
۴۳-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
واقعا سوالی هست که نپرسیده باشید؟؟؟؟؟؟؟ <br />
<br />
۴۴-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ <br />
مانشت عالیه<br />
البته تا۱ ماه پیش معنیش رو نمی دونستم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه رتبه 46 نرم افزار 183 هوش و 120 معماری]]></title>
			<link>/forum/thread-15419.html</link>
			<pubDate>Wed, 22 May 2013 11:24:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15419.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
رحیم فریدونی هستم متولد شهریور ۶۷ در شهرستان مرودشت استان فارس متولد شدم و در کنکور کارشناسی ارشد ۹۲ به لطف خدا رتبه ۴۶ نرم افزار ۴۰ الگوریتم ۱۸۳ هوش مصنوعی و ۱۲۰ معماری کامپیوتر رو کسب کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار کارشناسی ناپیوسته در اسفند سال ۹۰ در دانشگاه شهید باهنر کرمان فارغ التحصیل شدم ، دوره کاردانی رو نیز در آموزشکده فنی شهر کرد گذراندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
من به رشته های فنی علاقه داشتم، و در دوره نو جوانی هم قصد داشتم وارد رشته برق در هنرستان شهرمون شوم، ولی چون ظرفیت پر بود اسم من رو تو لیست بچه های کامپیوتر نوشتند و گفتند در صورت خالی شدن ظرفیت می تونی تغییر رشته بدی و بیای برق، ولی بعد از اینکه وارد رشته کامپیوتر شدم به این رشته علاقه پیدا کردم و تصمیم گرفتم تو همین رشته بمونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
کاردانی آموزشکده فنی شهر کرد و کارشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان دانشکده زرند<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
من درس ها رو بر اساس علاقه می خوندم و نمره زیاد برام مهم نبود، حتی درسی بود که به دلیل عدم علاقه تو اون درس ۹ گرفتم، ترم بعد هم ۰ گرفتم تا اینکه بعد از دو سال اون درس رو با نمره ۱۵ پاس کردم، و باعث شد طول دوره تحصیل من از ۲ سال به ۳ سال و ۶ ماه فقط به خاطر یک درس افزایش پیدا کنه، جالب اینجاست که تو این درس اونقدر قوی شدم که موضوع پایان نامه ام رو بر اساس موضوعات این درس برداشتم و تونستم موفقیت خوبی بدست آورم، در کل تو نمره گرفتن دانشجوی متوسطی بودم ولی تو حل تمرین ها یه سرو گردن از بقیه بچه ها بالاتر بودم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
سال ۸۹ یک بار آزمایشی کنکور دادم و ۲۵۰۰ شدم و فقط شب کنکور درس خونده بودم بعد از اون هم قصد ادامه تحصیل نداشتم در واقع قصد داشتم وارد صنعت بشم و بعد از کسب تجربیات، تحصیلاتم رو ادامه بدم برای همین  سال ۹۰ و ۹۱ رو کنکور ندادم و تو این دوسال تجربیات بسیار خوبی بدست آوردم تا اینکه تو یک شرکت دولتی تو تهران استخدام شدم و همزمان با اون تو کنکور ۹۲ هم شرکت کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
از همون اول به نرم افزار فکر می کردم، تغییر رشته رو قبول ندارم چون در صورت تغییر رشته هر چی زحمت در مورد رشته قبلی کشیدی  هدر میره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
بار دوم هست شرکت می کنم شرایط شرکت در المپیاد رو نداشتم<br />
زبان ۰<br />
ریاضی ۲۵ (۴ تا درست)<br />
مشترک ۴۹/۲۸ (۱۲ درست ۲ تا غلط)<br />
تخصصی نرم افزار  ۴۳/۷۵ (۸ تا درست ۳ تا غلط)<br />
هوش و معماری هم ۰<br />
معدل موثر ۱۶<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
به نظر من  امتحانات دانشگاه بار علمی دانشجویان رو دقیق مشخص نمی کنه، خیلی از دانشجویان شب امتحان درس میخونن و بعد از امتحان هم تمام مباحثی رو که خونده بودن رو یادشون میره. ثانیا  هر استاد شیوه طرح سوال  خودش رو داره، و ممکنه یک استاد طوری سوال طرح کنه که بچه هایی که بیشتر خوندن نمره کمتری بیارن، خیلی ها هستند که تو کارشناسی نمره کمی دارن ولی توی کنکور رتبه بسیار خوبی میارن برعکس این قضیه هم وجود داره<br />
در کل کنکور تفاوت علمی دانشجویان رو بهتر نشون میده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
از ۱۲ آبان مطالعه رو همراه با برنامه شروع کردم، برنامه من سه بخش بود بخش اول مطالعه دروس مشترک و ریاضی تا آخر آذر و بخش دوم مطالعه دروس نرم افزار و مرور مشترک و ریاضی تا ۶ بهمن و بخش سوم زدن تست کنکور های سال پیش ۸۵ تا ۹۱<br />
بعضی وقت ها از برنامه عقب می موندم ولی بعد جبران می کردم ساعت مطالعه هم شبی ۲ الی ۳ ساعت بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
یک سری اصلاحات جزئی داشتم ولی ساختار همون ساختار بود، مثلا اوایل یک درس رو در یک روز خاص می خوندم ولی بعدا برنامه رو عوض کردم و درسی رو می خوندم که تو اون روز حس و حالش رو داشتم یعنی بر حسب علاقه می خوندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟</span><br />
بله من روی دروس مشترک بیشتر کار کردم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
شالوده تمام درس ها تقریبا یکی بود و من سعی می کردم همه رو بخونم. ولی به دلیل کمبود وقت مجبور بودم بعضی درس ها رو اصلا نخونم مثل ریاضی مهندسی، آمار و احتمالات، و زبان عمومی و تخصصی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برنامه ریزی من بر اساس زمان بود مثلا تو این دو هفته یک سوم مطالب دروس مشترک و ریاضی باید خوانده شود. منابع هم از هر درس فقط یک کتاب می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط کتاب های پوران پژوهش رو خوندم به جز زبان های برنامه سازی که رهیان ارشد خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
بعضی دروس کتاب مرجع خوندن مفید و گاهی الزام است مثل نظریه زبان ها و ماشین ها، طراحی الگوریتم، ساختمان گسسته ولی اکثر دروس اصلا نیازی به کتاب مرجع نیست و گاهی نیز مضر است مثل درس سیستم عامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
هر چی استاد میگفت می خوندیم، بعضیا رو مرجع خوندیم و بعضیا رو جزوه ولی خودم مرجع رو هم برای فهم بیشتر می خوندم<br />
در کل در طول دوره تحصیل حتما باید کتاب های مرجع رو خوند و تمریناتش رو حل کرد.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
زبان رو نخوندم، و ۶۰ دقیقه وقتی که برای زبان بود رو روی دروس مشترک گذاشتم اگه ۲ تا سوال مشترک بزنی معادل ۳۰ درصد زبانه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
خوندن ریاضی وقت گیره ولی اگه کسی وقتش رو داشته باشه بهتره روش خیلی کار کنه چون نیاز به تمرین زیاد داره، من خودم چون وقت نداشتم آمار و ریاضی مهندسی رو نخوندم، به علاوه نمره این درس برای تمام گرایش هاست پس ارزش خوندن رو داره، توصیه میکنم دروس ریاضی در دوران تحصیل و قبل از برنامه ریزی کنکور مطالعه شود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
خوب من برنامم رو به صورت مفصل اینجا میذارم:<br />
من از ۱۲ آبان درس خوندم رو شروع کردم و چون میدونستم نمیرسم همه درس ها رو بخونم بعضی از درس ها رو حذف کردم یکی از اونها زبان بود و دو تا درس ریاضی مهندسی و آمار و احتمالات هم به دلیل سخت و زمانگیر بودن اصلا نخوندم. زبان رو به این دلیل حذف کردم که تعداد سوالات این درس تو کنکور زیاده ولی ضریب خیلی پایین داره و از اون طرف وقت زیادی رو هم به این درس اختصاص دادند (۶۰ دقیقه) خوب حالا اگر این ۶۰ دقیقه زمان روی دروس مشترک بذاری و بتونی حتی ۲ سوال مشترک رو درست جواب بدی این برابری میکنه با اینکه شما ۳۰ درصد زبان زده باشی، یعنی ۲ سوال مشترک برابر ۱۰ سوال زبان است.<br />
از دروس ریاضی هم دو درس رو حذف و محاسبات عددی به دلیل سادگی بسیار و ساختمان گسسته به دلیل علاقه ای که به این درس داشتم رو برای خوندن انتخاب کردم.<br />
برنامه خوندن من این طوری بود که تقریبا تا آخر آذر ماه (دقیق یادم نیست) فقط ذروس ریاضی و مشترک رو خوندم، برنامه هم به صورت دو هفته ای بود به صورت زیر<br />
شنبه و یکشنبه:ساختمان داده<br />
دوشنبه و سه شنبه:سیستم عامل<br />
چهارشنبه و پنج شنبه تا ظهر:مدار منطقی<br />
پنج شنبه عصر و جمعه: معماری کامپیوتر<br />
شنبه و یکشنبه: نظریه زبان ها و ماشین ها<br />
دوشنبه و سه شنبه: محاسبات عددی<br />
چهارشنبه و پنج شنبه:ریاضی مهندسی<br />
جمعه: مرور و مطالعه میزان مطالب باقیمانده از برنامه در صورت وجود<br />
البته اینو بگم ترتیب دروس بالا هر دو هفته یکبار عوض میشد، و سعی می کردم اون درسی رو که حس و حالشو داشتم بخونم مثلا اگه شنبه هوس کردم ساختمان بخونم شنبه و یکشنبه رو می ذاشتم برای ساختمان چون اگه برنامه خشک و یکروال باشه می دونی که آدم زده می شه که همینم باعث شد من تو این ۳ ماه بیشترین لذت رو از درس خوندم ببرم<br />
حجم مطالعه هم متناسب با کنکور های آزمایشی بود. بدین صورت که دو هفته اول یک سوم مطالب، دو هفته دوم یک سوم بعدی، دو هفته سوم سه چهارم مطالب، و دو هفته چهارم یک سوم آخر<br />
تقریبا آخرای آذر دروس مشترک و ریاضی رو تموم کردم حالا می ماند دروس نرم افزار این دروس چون اکثرا حفظی هستند و نیاز به تمرین زیاد نداره گذاشته بودم آخر ولی خوب اگه اینا رو می خوندم و تموم می کردم تمام مطالبی رو که برای مشترک و ریاضی خونده بودم یادم می رفت به علاوه دروس مشترک و ریاضی نیاز به تمرین زیاد داره و باید دائما مرور بشه برا همین هم، برنامه دو هفته ایم رو این جوری چیدم که یک هفته مرور مشترک و ریاضی(۷ تا درس بود روزی یک درس)و یک هفته خوندن دروس نرم افزار البته بعضی مطالب دروس مثل محاسبات و گسسته رو هم نرسیده بودم بخونم یعنی از برنامه عقب مونده بودم برا همین این دو تا درس رو گذاشتم پنج شنبه و جمعه که بیشتر روش کار کنم (چون شنبه تا چهارشنبه سر کارم و فقط شب ها درس می خوندم) هفته دوم هم همونطور که گفتم دروس نرم افزار رو می خوندم، ۴ تا درس بود و تو یک هفته یک سوم مطالب رو مطالعه می کردم. یعنی تو سه هفته کل مطالب نرم افزار رو تموم کردم یعنی تا ۶ بهمن.<br />
به صورت خلاصه برنامه بعد از آذر من این طوری بود<br />
هفته اول مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته دوم خوندن یک سوم اول نرم افزار<br />
هفته سوم مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته چهارم خوندن یک سوم دوم نرم افزار<br />
هفته پنجم مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته ششم خوندن یک سوم آخر نرم افزار<br />
از ۶ بهمن به بعد تو خونه هر روز یه کنکور آزمایشی می دادم کنکور های ۸۶ تا ۹۱<br />
البته یک روز کنکور می دادم و روز بعد سوالاتشو بررسی می کردم، یعنی همه سوالاتشو چه اون هایی که درست زدم چه اون هایی که نزده بودم و چه اون هایی که غلط زدم و زیر نکاتش خط می کشیدم و اگه نیاز بود متناسب با سوالی که بررسی می کردم یک مرور کوچولو که مطلبش مربوط به همان سوال بود هم می کردم(این خیلی تاثیر داشت).<br />
روش درس خواندن:<br />
روش درس خوندنم این طوری نبود که بشینم خلاصه برداری کنم، البته خلاصه برداری خیلی تاثیر داره ولی چون وقت کافی نداشتم نمی تونستم از این شیوه استفاده کنم مثلا من از یک آبان تا ۱۲ آبان از روش خلاصه برداری استفاده کردم و فقط تونستم تنها یک کتاب بخونم اونم سیستم عامل بود هر چند که مطالبش خوب تو ذهنم موند ولی خیلی وقتم رو گرفت و تصمیم گرفتم از یک روش دیگه استفاده کنم اونم این جوری بود که کتاب رو شروع می کردم به صورت عمیق مطالعه کردن و زیر جاهایی که بعدا باید مرور بشه خط می کشیدم<br />
برای مرور و تکرار مطالب هم روش خاص خودم رو داشتم و از لایتنر یا g5 استفاده نکردم و این روش ها رو اصلا قبول ندارم چون تو این روش ها تکرار مطالب به صورت ثابت است و ارزش افزوده ای ایجاد نمی کنه فقط مطلبی رو که خوندی رو دوباره مرور می کنی و چیز جدیدی یاد نمی گیری من به این روش های تکرار میگم تکرار دایره ای، یعنی تو هر تکرار بازه فهمت گسترده تر نمی شه و انگار داری توی یک دایره می چرخی.<br />
یک روش دیگه هست که خودم درستش کردم و اسمشو گذاشتم روش حلزونی، یعنی تو هر تکرار بازه فهمت گسترده تر می شه و شکل حلزون به خودش می گیره، این روش این طوریه که برای تکرار اول یه مرور کوتاه روی اون مطلب می کنی و متناسب با اون مطلب یه تست پیدا می کنی و می زنی به همین راحتی، این باعث می شه که مطلبی که مرور می کنی توی یک فضای جدید باشه و علاوه بر اینکه نکات جدید تر یاد می گیری توی حافظت هم بهتر ثبت می شه<br />
برای مرور هم چون از خلاصه برداری استفاده نمی کردم فقط اون مطالبی که تو کتاب خط کشیده بودم رو مرور می کردم، یعنی تو یک شب می شه ۲ یا ۳ تا کتاب مرور کرد.<br />
<br />
منابع درسی:<br />
منابع هم من فقط کتاب های پوران پژوهش خوندم چون وقت کافی نداشتم مرجع بخونم و در واقع اصلا مرجع خوندم رو هم پیشنهاد نمی کنم، کتاب های پوران هم بسیار عالی بودن و تقریبا تمام مطالب رو پوشش می دادن البته کتاب زبان های برنامه سازی پوران خیلی حجیم بود برا همین من این کتاب رو نخوندم و به جاش راهیان ارشد رو خوندم<br />
البته برای بعضی درس ها که حل کردنی مثل نظریه زبان و طراحی الگوریتم کتاب مرجع خوندن در صورت وجود وقت خیلی مفیده مثلا کتاب های زیر<br />
گریمالدی<br />
لینز<br />
clrs<br />
ولی مثلا خوندن سیستم عامل استالینگز اشتباه محضه آخه کی میاد برا چهار تا سوال که اونم معمولا یا اشتباه طراحی می شه یا سخت، کتاب مرجع ۶۰۰ صفحه ای بخونه. برای سیستم عامل کتاب پوران عالی بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
من تنها مطالعه میکردم، به نظر من اکثر اوقات باید تنها مطالعه کنی چون تمرکز بیشتری داری ولی برای مرور و بحث در مورد مطالب گروهی مطالعه کردن هم مفیده ولی زمان زیادی رو می گیره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
همونجور که تو برنامه مطالعاتیم نوشتم سرعت مطالعم خیلی خوب بود چون بهینه درس می خوندم و از کارای وقت گیر و اضافی پرهیز می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
یک روز مرخصی می گرفتم و بیشتر درس می خوندم به علاوه تو برنامم زمان هایی رو برای جبران گذاشته بودم چون عقب موندن از برنامه رو پیش بینی می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از همون اول نرم افزار<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
روز های بود که به دیدن خانواده م می رفتم و تا ۳ الی ۴ روز درس نمی خوندم بعضی روز ها هم که حس و حال بیشتری داشتم بیشتر درس می خوندم، و هیچ وقت هم نا امید نشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه کلاس کنکور نمی رفتم اصلا وقتش رو هم نداشتم و به علاوه برای کسی که با دروس آشنایی داره نیازی به کلاس رفتن نیست، کلاس برای افرادی مناسبه که طی سال های طولانی از درس فاصله گرفتن یا افرادی که می خواهن تغییر رشته بدن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله کنکور سازمان سنجش شرکت کردم همه رو شرکت کردم و تو برنامه ریزی و مطالعاتی خیلی تاثیر داشت، و در موفقیتم هم بی تاثیر نبود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
با تست زدن و مرور های کوتاه جمع بندی می کردم، دی ماه، دروس مشترک و ریاضی رو مرور می کردم و از ۶ بهمن ماه هم تست می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
تست های سال قبل رو که می زدم فکر کنم حدود ۶۰ الی ۷۰ درصد آمادگی رسیده بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بله درس محاسبات عددی و پایگاه داده رو صد در صد فکر میکردم که محاسبات رو فقط یک سوال  درست زدم و پایگاه داده رو فقط یک سوال غلط زدم ولی بعضی دروس مثل نظریه زبان رو رو ۴۰ درصد. در کل نقطه هدف من ۳۰ درصد ریاضی ۴۰ درصد مشترک و ۵۰ درصد نرم افزار بود و نقطه ایده آل من ۳۰ درصد ریاضی ۵۰ درصد مشترک و ۶۰ درصد نرم افزار بود که خوشبختانه بالاتر از نقطه هدف رو تونستم بدست بیارم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
سر جلسه امیدوار بودم ولی وقتی دفترچه کنکور رو پخش کردن و چشمم بهش افتاد استرس گرفتم و کمی تو سرعت عملم تاثیر گذاشت و باعث شد وقت کم بیارم و چند تا سوال ساده مشترک رو از دست بدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
به همون  ترتیب دفترچه میزدم ولی اول سوالای ساده رو میزدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
انتظار داشتم سوال برام آشنا باشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
در دفترچه اول وقت کم آوردم که دلیلش هم دروس ریاضی و کمی هم استرس بود، طبق برنامه قرار بود ۳۰ دقیقه روی ریاضی وقت بذارم ولی ۴۵ دقیقه وقت گذاشتم همین باعث شد تو مشترک وقت کم بیارم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
وقت اینو نداشتم که جواب هام رو بنویسم، درصدام هم درست بود ولی دروس مشترک ۱۲ در صد زیاد تر شده بود دلیلش هم حذف چند تا سوال و تغییر کلید یک سوال سیستم عامل بود که غلط من درست شده بود. فکر میکردم رتبه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ بیارم ولی خدا رو شکر رتبه ۴۶ آوردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
۱۰   ۱۰   ۴۰    ۰    ۲۰  ۰   ۲۰<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
می خوام یه دانشمند بشم و در کنارش تئوریاتم رو در عرصه عمل پیاده کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
با خداوند معامله کردم دعا کردم اگه شریف بیارم یک کار سختی رو در عوض انجام بدم، هر وقت اینطور معامله می کنم نتیجه می گیرم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
کس خاصی نبود فقط برادرم تشویقم می کرد که تو کنکور شرکت کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
از آنچه خوندم پشیمون نیستم، در واقع به نظرم بهترین شیوه مطالعاتی رو داشتم<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
نرم افزار شریف<br />
الگوریتم شریف<br />
نرم افزار تهران<br />
احتمالا الگوریتم شریف قبول می شم، به گرایش الگوریتم علاقه دارم البته به گرایش نرم افزار هم علاقه دارم ولی اگر الگوریتم قبول بشم در کنارش دروس نرم افزار رو هم می خونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
در حد تعادل درس بخونین، و برنامه ریزی خوبی داشته باشین<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
نه دیگه بسه، چیک و پیک ما رو درآووردی، دیگه چقدر سوال می پرسی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
سایت بسیار عالی و تاثیر گذار، و سپاس بسیار از مدیران سایت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
رحیم فریدونی هستم متولد شهریور ۶۷ در شهرستان مرودشت استان فارس متولد شدم و در کنکور کارشناسی ارشد ۹۲ به لطف خدا رتبه ۴۶ نرم افزار ۴۰ الگوریتم ۱۸۳ هوش مصنوعی و ۱۲۰ معماری کامپیوتر رو کسب کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار کارشناسی ناپیوسته در اسفند سال ۹۰ در دانشگاه شهید باهنر کرمان فارغ التحصیل شدم ، دوره کاردانی رو نیز در آموزشکده فنی شهر کرد گذراندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
من به رشته های فنی علاقه داشتم، و در دوره نو جوانی هم قصد داشتم وارد رشته برق در هنرستان شهرمون شوم، ولی چون ظرفیت پر بود اسم من رو تو لیست بچه های کامپیوتر نوشتند و گفتند در صورت خالی شدن ظرفیت می تونی تغییر رشته بدی و بیای برق، ولی بعد از اینکه وارد رشته کامپیوتر شدم به این رشته علاقه پیدا کردم و تصمیم گرفتم تو همین رشته بمونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span><br />
کاردانی آموزشکده فنی شهر کرد و کارشناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان دانشکده زرند<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
من درس ها رو بر اساس علاقه می خوندم و نمره زیاد برام مهم نبود، حتی درسی بود که به دلیل عدم علاقه تو اون درس ۹ گرفتم، ترم بعد هم ۰ گرفتم تا اینکه بعد از دو سال اون درس رو با نمره ۱۵ پاس کردم، و باعث شد طول دوره تحصیل من از ۲ سال به ۳ سال و ۶ ماه فقط به خاطر یک درس افزایش پیدا کنه، جالب اینجاست که تو این درس اونقدر قوی شدم که موضوع پایان نامه ام رو بر اساس موضوعات این درس برداشتم و تونستم موفقیت خوبی بدست آورم، در کل تو نمره گرفتن دانشجوی متوسطی بودم ولی تو حل تمرین ها یه سرو گردن از بقیه بچه ها بالاتر بودم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
سال ۸۹ یک بار آزمایشی کنکور دادم و ۲۵۰۰ شدم و فقط شب کنکور درس خونده بودم بعد از اون هم قصد ادامه تحصیل نداشتم در واقع قصد داشتم وارد صنعت بشم و بعد از کسب تجربیات، تحصیلاتم رو ادامه بدم برای همین  سال ۹۰ و ۹۱ رو کنکور ندادم و تو این دوسال تجربیات بسیار خوبی بدست آوردم تا اینکه تو یک شرکت دولتی تو تهران استخدام شدم و همزمان با اون تو کنکور ۹۲ هم شرکت کردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
از همون اول به نرم افزار فکر می کردم، تغییر رشته رو قبول ندارم چون در صورت تغییر رشته هر چی زحمت در مورد رشته قبلی کشیدی  هدر میره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
بار دوم هست شرکت می کنم شرایط شرکت در المپیاد رو نداشتم<br />
زبان ۰<br />
ریاضی ۲۵ (۴ تا درست)<br />
مشترک ۴۹/۲۸ (۱۲ درست ۲ تا غلط)<br />
تخصصی نرم افزار  ۴۳/۷۵ (۸ تا درست ۳ تا غلط)<br />
هوش و معماری هم ۰<br />
معدل موثر ۱۶<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
به نظر من  امتحانات دانشگاه بار علمی دانشجویان رو دقیق مشخص نمی کنه، خیلی از دانشجویان شب امتحان درس میخونن و بعد از امتحان هم تمام مباحثی رو که خونده بودن رو یادشون میره. ثانیا  هر استاد شیوه طرح سوال  خودش رو داره، و ممکنه یک استاد طوری سوال طرح کنه که بچه هایی که بیشتر خوندن نمره کمتری بیارن، خیلی ها هستند که تو کارشناسی نمره کمی دارن ولی توی کنکور رتبه بسیار خوبی میارن برعکس این قضیه هم وجود داره<br />
در کل کنکور تفاوت علمی دانشجویان رو بهتر نشون میده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
از ۱۲ آبان مطالعه رو همراه با برنامه شروع کردم، برنامه من سه بخش بود بخش اول مطالعه دروس مشترک و ریاضی تا آخر آذر و بخش دوم مطالعه دروس نرم افزار و مرور مشترک و ریاضی تا ۶ بهمن و بخش سوم زدن تست کنکور های سال پیش ۸۵ تا ۹۱<br />
بعضی وقت ها از برنامه عقب می موندم ولی بعد جبران می کردم ساعت مطالعه هم شبی ۲ الی ۳ ساعت بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
یک سری اصلاحات جزئی داشتم ولی ساختار همون ساختار بود، مثلا اوایل یک درس رو در یک روز خاص می خوندم ولی بعدا برنامه رو عوض کردم و درسی رو می خوندم که تو اون روز حس و حالش رو داشتم یعنی بر حسب علاقه می خوندم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟</span><br />
بله من روی دروس مشترک بیشتر کار کردم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
شالوده تمام درس ها تقریبا یکی بود و من سعی می کردم همه رو بخونم. ولی به دلیل کمبود وقت مجبور بودم بعضی درس ها رو اصلا نخونم مثل ریاضی مهندسی، آمار و احتمالات، و زبان عمومی و تخصصی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برنامه ریزی من بر اساس زمان بود مثلا تو این دو هفته یک سوم مطالب دروس مشترک و ریاضی باید خوانده شود. منابع هم از هر درس فقط یک کتاب می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط کتاب های پوران پژوهش رو خوندم به جز زبان های برنامه سازی که رهیان ارشد خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
بعضی دروس کتاب مرجع خوندن مفید و گاهی الزام است مثل نظریه زبان ها و ماشین ها، طراحی الگوریتم، ساختمان گسسته ولی اکثر دروس اصلا نیازی به کتاب مرجع نیست و گاهی نیز مضر است مثل درس سیستم عامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
هر چی استاد میگفت می خوندیم، بعضیا رو مرجع خوندیم و بعضیا رو جزوه ولی خودم مرجع رو هم برای فهم بیشتر می خوندم<br />
در کل در طول دوره تحصیل حتما باید کتاب های مرجع رو خوند و تمریناتش رو حل کرد.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span><br />
زبان رو نخوندم، و ۶۰ دقیقه وقتی که برای زبان بود رو روی دروس مشترک گذاشتم اگه ۲ تا سوال مشترک بزنی معادل ۳۰ درصد زبانه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
خوندن ریاضی وقت گیره ولی اگه کسی وقتش رو داشته باشه بهتره روش خیلی کار کنه چون نیاز به تمرین زیاد داره، من خودم چون وقت نداشتم آمار و ریاضی مهندسی رو نخوندم، به علاوه نمره این درس برای تمام گرایش هاست پس ارزش خوندن رو داره، توصیه میکنم دروس ریاضی در دوران تحصیل و قبل از برنامه ریزی کنکور مطالعه شود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
خوب من برنامم رو به صورت مفصل اینجا میذارم:<br />
من از ۱۲ آبان درس خوندم رو شروع کردم و چون میدونستم نمیرسم همه درس ها رو بخونم بعضی از درس ها رو حذف کردم یکی از اونها زبان بود و دو تا درس ریاضی مهندسی و آمار و احتمالات هم به دلیل سخت و زمانگیر بودن اصلا نخوندم. زبان رو به این دلیل حذف کردم که تعداد سوالات این درس تو کنکور زیاده ولی ضریب خیلی پایین داره و از اون طرف وقت زیادی رو هم به این درس اختصاص دادند (۶۰ دقیقه) خوب حالا اگر این ۶۰ دقیقه زمان روی دروس مشترک بذاری و بتونی حتی ۲ سوال مشترک رو درست جواب بدی این برابری میکنه با اینکه شما ۳۰ درصد زبان زده باشی، یعنی ۲ سوال مشترک برابر ۱۰ سوال زبان است.<br />
از دروس ریاضی هم دو درس رو حذف و محاسبات عددی به دلیل سادگی بسیار و ساختمان گسسته به دلیل علاقه ای که به این درس داشتم رو برای خوندن انتخاب کردم.<br />
برنامه خوندن من این طوری بود که تقریبا تا آخر آذر ماه (دقیق یادم نیست) فقط ذروس ریاضی و مشترک رو خوندم، برنامه هم به صورت دو هفته ای بود به صورت زیر<br />
شنبه و یکشنبه:ساختمان داده<br />
دوشنبه و سه شنبه:سیستم عامل<br />
چهارشنبه و پنج شنبه تا ظهر:مدار منطقی<br />
پنج شنبه عصر و جمعه: معماری کامپیوتر<br />
شنبه و یکشنبه: نظریه زبان ها و ماشین ها<br />
دوشنبه و سه شنبه: محاسبات عددی<br />
چهارشنبه و پنج شنبه:ریاضی مهندسی<br />
جمعه: مرور و مطالعه میزان مطالب باقیمانده از برنامه در صورت وجود<br />
البته اینو بگم ترتیب دروس بالا هر دو هفته یکبار عوض میشد، و سعی می کردم اون درسی رو که حس و حالشو داشتم بخونم مثلا اگه شنبه هوس کردم ساختمان بخونم شنبه و یکشنبه رو می ذاشتم برای ساختمان چون اگه برنامه خشک و یکروال باشه می دونی که آدم زده می شه که همینم باعث شد من تو این ۳ ماه بیشترین لذت رو از درس خوندم ببرم<br />
حجم مطالعه هم متناسب با کنکور های آزمایشی بود. بدین صورت که دو هفته اول یک سوم مطالب، دو هفته دوم یک سوم بعدی، دو هفته سوم سه چهارم مطالب، و دو هفته چهارم یک سوم آخر<br />
تقریبا آخرای آذر دروس مشترک و ریاضی رو تموم کردم حالا می ماند دروس نرم افزار این دروس چون اکثرا حفظی هستند و نیاز به تمرین زیاد نداره گذاشته بودم آخر ولی خوب اگه اینا رو می خوندم و تموم می کردم تمام مطالبی رو که برای مشترک و ریاضی خونده بودم یادم می رفت به علاوه دروس مشترک و ریاضی نیاز به تمرین زیاد داره و باید دائما مرور بشه برا همین هم، برنامه دو هفته ایم رو این جوری چیدم که یک هفته مرور مشترک و ریاضی(۷ تا درس بود روزی یک درس)و یک هفته خوندن دروس نرم افزار البته بعضی مطالب دروس مثل محاسبات و گسسته رو هم نرسیده بودم بخونم یعنی از برنامه عقب مونده بودم برا همین این دو تا درس رو گذاشتم پنج شنبه و جمعه که بیشتر روش کار کنم (چون شنبه تا چهارشنبه سر کارم و فقط شب ها درس می خوندم) هفته دوم هم همونطور که گفتم دروس نرم افزار رو می خوندم، ۴ تا درس بود و تو یک هفته یک سوم مطالب رو مطالعه می کردم. یعنی تو سه هفته کل مطالب نرم افزار رو تموم کردم یعنی تا ۶ بهمن.<br />
به صورت خلاصه برنامه بعد از آذر من این طوری بود<br />
هفته اول مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته دوم خوندن یک سوم اول نرم افزار<br />
هفته سوم مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته چهارم خوندن یک سوم دوم نرم افزار<br />
هفته پنجم مرور مطالب مشترک و ریاضی<br />
هفته ششم خوندن یک سوم آخر نرم افزار<br />
از ۶ بهمن به بعد تو خونه هر روز یه کنکور آزمایشی می دادم کنکور های ۸۶ تا ۹۱<br />
البته یک روز کنکور می دادم و روز بعد سوالاتشو بررسی می کردم، یعنی همه سوالاتشو چه اون هایی که درست زدم چه اون هایی که نزده بودم و چه اون هایی که غلط زدم و زیر نکاتش خط می کشیدم و اگه نیاز بود متناسب با سوالی که بررسی می کردم یک مرور کوچولو که مطلبش مربوط به همان سوال بود هم می کردم(این خیلی تاثیر داشت).<br />
روش درس خواندن:<br />
روش درس خوندنم این طوری نبود که بشینم خلاصه برداری کنم، البته خلاصه برداری خیلی تاثیر داره ولی چون وقت کافی نداشتم نمی تونستم از این شیوه استفاده کنم مثلا من از یک آبان تا ۱۲ آبان از روش خلاصه برداری استفاده کردم و فقط تونستم تنها یک کتاب بخونم اونم سیستم عامل بود هر چند که مطالبش خوب تو ذهنم موند ولی خیلی وقتم رو گرفت و تصمیم گرفتم از یک روش دیگه استفاده کنم اونم این جوری بود که کتاب رو شروع می کردم به صورت عمیق مطالعه کردن و زیر جاهایی که بعدا باید مرور بشه خط می کشیدم<br />
برای مرور و تکرار مطالب هم روش خاص خودم رو داشتم و از لایتنر یا g5 استفاده نکردم و این روش ها رو اصلا قبول ندارم چون تو این روش ها تکرار مطالب به صورت ثابت است و ارزش افزوده ای ایجاد نمی کنه فقط مطلبی رو که خوندی رو دوباره مرور می کنی و چیز جدیدی یاد نمی گیری من به این روش های تکرار میگم تکرار دایره ای، یعنی تو هر تکرار بازه فهمت گسترده تر نمی شه و انگار داری توی یک دایره می چرخی.<br />
یک روش دیگه هست که خودم درستش کردم و اسمشو گذاشتم روش حلزونی، یعنی تو هر تکرار بازه فهمت گسترده تر می شه و شکل حلزون به خودش می گیره، این روش این طوریه که برای تکرار اول یه مرور کوتاه روی اون مطلب می کنی و متناسب با اون مطلب یه تست پیدا می کنی و می زنی به همین راحتی، این باعث می شه که مطلبی که مرور می کنی توی یک فضای جدید باشه و علاوه بر اینکه نکات جدید تر یاد می گیری توی حافظت هم بهتر ثبت می شه<br />
برای مرور هم چون از خلاصه برداری استفاده نمی کردم فقط اون مطالبی که تو کتاب خط کشیده بودم رو مرور می کردم، یعنی تو یک شب می شه ۲ یا ۳ تا کتاب مرور کرد.<br />
<br />
منابع درسی:<br />
منابع هم من فقط کتاب های پوران پژوهش خوندم چون وقت کافی نداشتم مرجع بخونم و در واقع اصلا مرجع خوندم رو هم پیشنهاد نمی کنم، کتاب های پوران هم بسیار عالی بودن و تقریبا تمام مطالب رو پوشش می دادن البته کتاب زبان های برنامه سازی پوران خیلی حجیم بود برا همین من این کتاب رو نخوندم و به جاش راهیان ارشد رو خوندم<br />
البته برای بعضی درس ها که حل کردنی مثل نظریه زبان و طراحی الگوریتم کتاب مرجع خوندن در صورت وجود وقت خیلی مفیده مثلا کتاب های زیر<br />
گریمالدی<br />
لینز<br />
clrs<br />
ولی مثلا خوندن سیستم عامل استالینگز اشتباه محضه آخه کی میاد برا چهار تا سوال که اونم معمولا یا اشتباه طراحی می شه یا سخت، کتاب مرجع ۶۰۰ صفحه ای بخونه. برای سیستم عامل کتاب پوران عالی بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
من تنها مطالعه میکردم، به نظر من اکثر اوقات باید تنها مطالعه کنی چون تمرکز بیشتری داری ولی برای مرور و بحث در مورد مطالب گروهی مطالعه کردن هم مفیده ولی زمان زیادی رو می گیره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
همونجور که تو برنامه مطالعاتیم نوشتم سرعت مطالعم خیلی خوب بود چون بهینه درس می خوندم و از کارای وقت گیر و اضافی پرهیز می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
یک روز مرخصی می گرفتم و بیشتر درس می خوندم به علاوه تو برنامم زمان هایی رو برای جبران گذاشته بودم چون عقب موندن از برنامه رو پیش بینی می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از همون اول نرم افزار<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
روز های بود که به دیدن خانواده م می رفتم و تا ۳ الی ۴ روز درس نمی خوندم بعضی روز ها هم که حس و حال بیشتری داشتم بیشتر درس می خوندم، و هیچ وقت هم نا امید نشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه کلاس کنکور نمی رفتم اصلا وقتش رو هم نداشتم و به علاوه برای کسی که با دروس آشنایی داره نیازی به کلاس رفتن نیست، کلاس برای افرادی مناسبه که طی سال های طولانی از درس فاصله گرفتن یا افرادی که می خواهن تغییر رشته بدن<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بله کنکور سازمان سنجش شرکت کردم همه رو شرکت کردم و تو برنامه ریزی و مطالعاتی خیلی تاثیر داشت، و در موفقیتم هم بی تاثیر نبود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
با تست زدن و مرور های کوتاه جمع بندی می کردم، دی ماه، دروس مشترک و ریاضی رو مرور می کردم و از ۶ بهمن ماه هم تست می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
تست های سال قبل رو که می زدم فکر کنم حدود ۶۰ الی ۷۰ درصد آمادگی رسیده بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بله درس محاسبات عددی و پایگاه داده رو صد در صد فکر میکردم که محاسبات رو فقط یک سوال  درست زدم و پایگاه داده رو فقط یک سوال غلط زدم ولی بعضی دروس مثل نظریه زبان رو رو ۴۰ درصد. در کل نقطه هدف من ۳۰ درصد ریاضی ۴۰ درصد مشترک و ۵۰ درصد نرم افزار بود و نقطه ایده آل من ۳۰ درصد ریاضی ۵۰ درصد مشترک و ۶۰ درصد نرم افزار بود که خوشبختانه بالاتر از نقطه هدف رو تونستم بدست بیارم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
سر جلسه امیدوار بودم ولی وقتی دفترچه کنکور رو پخش کردن و چشمم بهش افتاد استرس گرفتم و کمی تو سرعت عملم تاثیر گذاشت و باعث شد وقت کم بیارم و چند تا سوال ساده مشترک رو از دست بدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
به همون  ترتیب دفترچه میزدم ولی اول سوالای ساده رو میزدم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
انتظار داشتم سوال برام آشنا باشه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
در دفترچه اول وقت کم آوردم که دلیلش هم دروس ریاضی و کمی هم استرس بود، طبق برنامه قرار بود ۳۰ دقیقه روی ریاضی وقت بذارم ولی ۴۵ دقیقه وقت گذاشتم همین باعث شد تو مشترک وقت کم بیارم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
وقت اینو نداشتم که جواب هام رو بنویسم، درصدام هم درست بود ولی دروس مشترک ۱۲ در صد زیاد تر شده بود دلیلش هم حذف چند تا سوال و تغییر کلید یک سوال سیستم عامل بود که غلط من درست شده بود. فکر میکردم رتبه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ بیارم ولی خدا رو شکر رتبه ۴۶ آوردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
۱۰   ۱۰   ۴۰    ۰    ۲۰  ۰   ۲۰<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
می خوام یه دانشمند بشم و در کنارش تئوریاتم رو در عرصه عمل پیاده کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
با خداوند معامله کردم دعا کردم اگه شریف بیارم یک کار سختی رو در عوض انجام بدم، هر وقت اینطور معامله می کنم نتیجه می گیرم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span><br />
کس خاصی نبود فقط برادرم تشویقم می کرد که تو کنکور شرکت کنم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
از آنچه خوندم پشیمون نیستم، در واقع به نظرم بهترین شیوه مطالعاتی رو داشتم<br />
<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
نرم افزار شریف<br />
الگوریتم شریف<br />
نرم افزار تهران<br />
احتمالا الگوریتم شریف قبول می شم، به گرایش الگوریتم علاقه دارم البته به گرایش نرم افزار هم علاقه دارم ولی اگر الگوریتم قبول بشم در کنارش دروس نرم افزار رو هم می خونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
در حد تعادل درس بخونین، و برنامه ریزی خوبی داشته باشین<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟</span><br />
نه دیگه بسه، چیک و پیک ما رو درآووردی، دیگه چقدر سوال می پرسی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
سایت بسیار عالی و تاثیر گذار، و سپاس بسیار از مدیران سایت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد ۹۲: مصاحبه با رتبه ۱۱۹ معماری، ۱۷۷ هوش، ۱۰۹ نرم، ۱۴۴ الگوریتم]]></title>
			<link>/forum/thread-15414.html</link>
			<pubDate>Wed, 22 May 2013 10:15:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15414.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
بهزاد بدری هستم متولد ۶۸ و اهل اردبیل. رتبم که تو عنوان تاپیک ذکر شده و مهندسی نرم میخوندم!!! (ممکنه برم معماری)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در حال تحصیل (ترم آخر). کارشناسی ناپیوسته خوندم و رشتم مهندسی نرم افزار بوده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
از اونجایی که بنده فنی بودم و فنی ها از همون هنرستان رشتشون رو انتخاب می کنن پس مطمئنا علاقه بوده. البته اون موقع زیاد شناخت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی دانشکده رازی اردبیل و کارشناسی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
بنده کلا از همون دوران ابتدایی بچه درس خونی نبودم و این خصوصیت تو دانشگاه هم همراهم بوده و هست. یعنی کلا شب امتحانی و دقیقه نودی هستم!!!!! ولی این مورد راجع به کنکور صدق نمی کنه که پایین تر مفصل راجع بهش میگم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
خیلی وقت پیش به فکرش بودم ولی به فکر چیزی بودن صرفا به معنیه تلاش کردن در اون راستا نیست!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از همون اول کار تصمیمم رو نرم افزار بود ولی بعده اینکه رتبه معماریم ۱۱۹ اومد تصمیمم یه ذره عوض شد و تو انتخابام معماری هم زدم؛ پس ممکنه معماری قبول بشم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان ۳۳/۳۳<br />
ریاضی سفید<br />
مشترک ۵۲/۷۸<br />
تخصصی نرم ۲۲/۹۲<br />
بقیه سفید<br />
سال قبل همینطوری رفتم شدم ۴۸۰۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظر من کلا کنکور یه سبک دیگه ای داره و صرفا با خرخونی محض نمیشه نتیجه خوبی گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از ۲۱ تیر شروع کردم، برنامم ۷ ماهه بود و کلا نتونستم اون چیزی رو که پیش بینی کرده بودمو بهش برسم. یکی دو ماه اول خوب بود و بطور میانگین روزانه ۴ ۵ ساعت میخوندم ولی بعده اون انگیزه هام یواش یواش کم رنگ شدن و منم دلسرد و دیگه کلا سیر نزولی داشتم تا اینکه نزدیکای یه ماه مونده به کنکور ساعت مطالعم روزانه حتی به ۲ ساعتم نمی رسید!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
کلا برنامه ثابتی نداشتم مثلا روزایی که رو فرم بودم ۷ ۸ ساعت میخوندم و روزایی که حسش نبود اصلا نمی خوندم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
من کلا درسی رو که خوشم میادو بیشتر وقت میذارم براش و خوشبختانه از دروس مشترک خیلی خوشم میومد و برا همین بیشتر رو اونا وقت میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله ولی تو دروسی که ازشون خوشم نمیاد ضعیف بودم و همین باعث میشد وقت بیشتری براشون در نظر بگیرم. ولی در نظر گرفتن زمان زیاد برای اون دروس نه تنها باعث نشد تو اون دروس ضعفام برطرف بشن بلکه حوصلمو سر میبردن و نمی تونستم بخونمشونو وقتم تلف میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست. پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
از اونجایی که ساعات مطالعم کم بود برا همین فقط یه منبع برا هر درس در نظر گرفته بودم و برا بعضی از دروس حتی نتونستم اون یه منبع رو هم تموم کنم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: زبان نخوندم و هرچی زدم از روی مطالعات قبلی بود!!!<br />
ریاضی: ریاضی فقط گسسته رو از رو کتاب هادی یوسفی (پوران پژوهش) خونده بودم.<br />
مدار منطقی، ساختمان داده ها، معماری: هادی یوسفی (پوران پژوهش)<br />
سیستم عامل: موسوی طیبی (پوران پژوهش)<br />
نظریه زبان: دکتر نوراله (پارسه)<br />
برنامه سازی: مقسمی<br />
کامپایلر: نخوندم!!!!<br />
پایگاه: مقسمی<br />
الگوریتم: هادی یوسفی (پوران پژوهش) و جزوه دکتر نوراله<br />
ویس و فیلم هم به هیچ وجه!!!!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من کلا ربطی به درسش نداره، تو هر درسی که ضعف داری باید از رو مرجع بخونیش. البته به وقتی که داری هم بستگی داره. من کلا چون ساعات مطالعم کم بود تصمیم گرفتم که به کتب مرجع فقط تو مباحثی که از رو کتب بالا متوجهشون نمیشم مراجعه کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
آخه کتب مرجع به قیافه من میخوره!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> جزوه محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
پایه قبلی داشتم. سطحم متوسطه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی درسیه که با یکی دوماه خوندن نمیشه کاریش کرد باید مستمر بخونیش؛ البته من چون ریاضی نزدم نمیشه رو حرف من حساب کرد ولی با توجه به تجربه ای که داشتم میتونم بگم که میشه ریاضی رو بالا زد. به نظر من حذف کردن یه درسی اشتباهه مگر اینکه وقتشو نداشته باشی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزیم اینطوری بود که برا هر درسی دو روز تو هفته وقت گذاشته بودم و نسبت به تسلطم تو اون درس ساعتش از ۴ ساعت تا ۶ ساعت در هفته متغیر بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من خونه و تنها مطالعه می کردم. به نظر من (تاکید می کنم، به نظر من) کتابخونه بهتره. از اونجایی که من همیشه خوابم میاد خونه برام جای مناسبی نیست چون تخت خواب همیشه کنارمه و همیشه آماده برای خواب!!!! حالا چرا نمی رفتم کتابخونه؟ چون کتابخونه نزدیک خونمون تا ۱۲ بیشتر باز نبود و اگه میخواستم برم کتابخونه دیگه باید روزی یکی دو ساعت صرف رفت و آمدش میکردم و مشکلات تغذیه و چنتا مشکل دیگه باعث شد که کلا کتابخونه رو بیخیال بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
کلا سرعت مطالعه برام مهم نبود؛ بیشتر میخواستم مطلبی رو که میخونم بفهمم و یادش بگیرم هرچند ممکن بود سر یه مطلبی بیشتر از ۴ ساعت وقتم تلف شه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ یا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
یه درس خاص رو کنار میذاشتم. مصداقش درس کامپایلره که مجبور شدم حذفش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
کلا از اولش برا نرم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
همونطور که گفتم بعده دو ماه اول دیگه سیر نزولی داشتم دلیلشم نداشتن انگیزه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم و کلا با کلاس مخالفم البته کلاس میتونست تو درسایی که ازشون بدم میومد مفید باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
متاسفانه موسسه مهستان رو انتخاب کردم و فک می کردم مثه کتاباش میتونه کمکم کنه ولی دلیله اصلیه دلسرد شدنم همین موسسه و آزموناش بود!!! طرح سوالای غلط و جوابگو نبودن موسسه نسبت به مشکلات و ... .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو برنامم بود ولی طبق معمول نشد!!! میخواستم بعد از اتمام دروس جمع بندی کنم که ۴۰ روز مونده به کنکور یه کاری برام پیش اومد که حتی نتونستم بعضی از دروسو تموم کنم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به نظر خودم خیلی آماده نبودم؛ آدمی که چنتا از دروسو حذف کرده و بعضی از درسارو نتونسته تموم کنه و جمع بندی هم نکرده چقدر احساس آمادگی می کنه؟!!!!<br />
معیارم تسلط به منابع بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
با توجه به سیستم سازمان سنجش اصلا نمیشه گفت که من امسال فلان درسو فلان میزنم!!!!<br />
نمونش درس سیستم عامل!! با اینکه این درسو خوب خونده بودم فقط تونستم به یکی از سوالاش جواب بدم!!! دوتاش که غلط بود یکیشم که راجع به نخها بود که تو هیچ کدوم از کتابایی که داشتم نتونستم پیداش کنم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
</span><br />
خوشبختانه با اینکه خوب نخونده بودم ولی هیچوقت نشد که نومید بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله؛ یکی از مزیت هایی که آزمون آزمایشی داره اینه که میشه این چیزارو توش تست کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
کلا از سوالای ابتکاری خوشم میاد و دوست داشتم سوالای نا آشنا بدن که بقیه داوطلبا نتونن بزنن و من بزنم!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
تو هیچکدوم از آزمونای آزمایشی وقت کم نمی آوردم ولی تو کنکور اون چنتا سوال غلط (سوال زمانبندیه سیستم عامل با سوال ریزبرنامه ریزی معماری و با یکی از سوالای مدار منطقی که الان خاطرم نیست) نیم ساعت وقتمو گرفتن؛ چون فک می کردم من دارم اشتباه حل می کنم و چنبار حلشون کردم!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
با کلید اولیه وضعیتم خیلی جالب نبود. فک می کردم رتبم به ۲۰۰ نزدیکتر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
تو دروس مشترک و زبان پایه تحصیلیم خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دوست ندارم هوفمو بگم در این حد بدونید که میخوام کارآفرینی کنم تا اینکه یه جایی استخدام بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
...............<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
کلا تو این موفقیته بخصوص شخصه خاصی دخیل نبود ولی مادرم تو تمام مراحل زندگیم خیلی برام زحمت کشیدن. امیدوارم بتونم زحماتشو جبران کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
صد در صد.<br />
اگه زمان بیشتری رو صرف مطالعه می کردم مطمئنا تمام دروسو تموم می کردم و جمع بندیشون می کردم و مجبور نبودم چنتا درسو حذف کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
بیشتر بر اساس علاقه انتخاب می کنم.<br />
از اونجایی که معماری بیشتر به علاقیاتم نزدیکه اول معماری دانشگاه تهران و شریف و امیرکبیر رو میزنم و اگه از اینا درنیام نرم بهشتی و مدرس و علم و صنعت.<br />
به احتمال کم معماری تهران و به احتمال خیلی زیاد نرم بهشتی یا مدرس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
اکیدا توصیه می کنم که هرکسی شخصیت و اهدافه خاص خودشو داره و نمیشه از رو حرفای کسی برای کسه دیگه ای تصمیم گرفت!!!<br />
و از اونجایی که بنده و کسایی که دارن این مصاحبه رو میخونن از این قائده مستثنی نیستیم پس خواهش می کنم که هر برداشتی که میخواید بکنید در راستای شخصیت و اهدافه خودتون باشه.<br />
به عنوان مثال چون من اهدافم با خیلی از اونایی که میخوان ادامه تحصیل بدن فرق می کنه پس مسلما کارایی هم که می کنم در راستای اهدافه خودمه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم چون شخصیت افراد باهم فرق میکنه باید اینو به سوال اولتون اضافه کنید:<br />
شخصیت و خصوصیات اخلاقیتونو در صورت امکان توصیف کنید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟<br />
</span><br />
مانشت سایت بسیار خوبیه ولی شدیدا اعتیاد آوره!!!! به دوستان توصیه می کنم که مواظب باشن معتادش نشن.<br />
و انتظار دارم همینطور پر انرژی باقی بمونه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
بهزاد بدری هستم متولد ۶۸ و اهل اردبیل. رتبم که تو عنوان تاپیک ذکر شده و مهندسی نرم میخوندم!!! (ممکنه برم معماری)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در حال تحصیل (ترم آخر). کارشناسی ناپیوسته خوندم و رشتم مهندسی نرم افزار بوده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
از اونجایی که بنده فنی بودم و فنی ها از همون هنرستان رشتشون رو انتخاب می کنن پس مطمئنا علاقه بوده. البته اون موقع زیاد شناخت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی دانشکده رازی اردبیل و کارشناسی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاطر معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
بنده کلا از همون دوران ابتدایی بچه درس خونی نبودم و این خصوصیت تو دانشگاه هم همراهم بوده و هست. یعنی کلا شب امتحانی و دقیقه نودی هستم!!!!! ولی این مورد راجع به کنکور صدق نمی کنه که پایین تر مفصل راجع بهش میگم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
خیلی وقت پیش به فکرش بودم ولی به فکر چیزی بودن صرفا به معنیه تلاش کردن در اون راستا نیست!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از همون اول کار تصمیمم رو نرم افزار بود ولی بعده اینکه رتبه معماریم ۱۱۹ اومد تصمیمم یه ذره عوض شد و تو انتخابام معماری هم زدم؛ پس ممکنه معماری قبول بشم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان ۳۳/۳۳<br />
ریاضی سفید<br />
مشترک ۵۲/۷۸<br />
تخصصی نرم ۲۲/۹۲<br />
بقیه سفید<br />
سال قبل همینطوری رفتم شدم ۴۸۰۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظر من کلا کنکور یه سبک دیگه ای داره و صرفا با خرخونی محض نمیشه نتیجه خوبی گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از ۲۱ تیر شروع کردم، برنامم ۷ ماهه بود و کلا نتونستم اون چیزی رو که پیش بینی کرده بودمو بهش برسم. یکی دو ماه اول خوب بود و بطور میانگین روزانه ۴ ۵ ساعت میخوندم ولی بعده اون انگیزه هام یواش یواش کم رنگ شدن و منم دلسرد و دیگه کلا سیر نزولی داشتم تا اینکه نزدیکای یه ماه مونده به کنکور ساعت مطالعم روزانه حتی به ۲ ساعتم نمی رسید!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
کلا برنامه ثابتی نداشتم مثلا روزایی که رو فرم بودم ۷ ۸ ساعت میخوندم و روزایی که حسش نبود اصلا نمی خوندم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
من کلا درسی رو که خوشم میادو بیشتر وقت میذارم براش و خوشبختانه از دروس مشترک خیلی خوشم میومد و برا همین بیشتر رو اونا وقت میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله ولی تو دروسی که ازشون خوشم نمیاد ضعیف بودم و همین باعث میشد وقت بیشتری براشون در نظر بگیرم. ولی در نظر گرفتن زمان زیاد برای اون دروس نه تنها باعث نشد تو اون دروس ضعفام برطرف بشن بلکه حوصلمو سر میبردن و نمی تونستم بخونمشونو وقتم تلف میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست. پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
از اونجایی که ساعات مطالعم کم بود برا همین فقط یه منبع برا هر درس در نظر گرفته بودم و برا بعضی از دروس حتی نتونستم اون یه منبع رو هم تموم کنم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: زبان نخوندم و هرچی زدم از روی مطالعات قبلی بود!!!<br />
ریاضی: ریاضی فقط گسسته رو از رو کتاب هادی یوسفی (پوران پژوهش) خونده بودم.<br />
مدار منطقی، ساختمان داده ها، معماری: هادی یوسفی (پوران پژوهش)<br />
سیستم عامل: موسوی طیبی (پوران پژوهش)<br />
نظریه زبان: دکتر نوراله (پارسه)<br />
برنامه سازی: مقسمی<br />
کامپایلر: نخوندم!!!!<br />
پایگاه: مقسمی<br />
الگوریتم: هادی یوسفی (پوران پژوهش) و جزوه دکتر نوراله<br />
ویس و فیلم هم به هیچ وجه!!!!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من کلا ربطی به درسش نداره، تو هر درسی که ضعف داری باید از رو مرجع بخونیش. البته به وقتی که داری هم بستگی داره. من کلا چون ساعات مطالعم کم بود تصمیم گرفتم که به کتب مرجع فقط تو مباحثی که از رو کتب بالا متوجهشون نمیشم مراجعه کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
آخه کتب مرجع به قیافه من میخوره!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> جزوه محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
پایه قبلی داشتم. سطحم متوسطه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی درسیه که با یکی دوماه خوندن نمیشه کاریش کرد باید مستمر بخونیش؛ البته من چون ریاضی نزدم نمیشه رو حرف من حساب کرد ولی با توجه به تجربه ای که داشتم میتونم بگم که میشه ریاضی رو بالا زد. به نظر من حذف کردن یه درسی اشتباهه مگر اینکه وقتشو نداشته باشی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزیم اینطوری بود که برا هر درسی دو روز تو هفته وقت گذاشته بودم و نسبت به تسلطم تو اون درس ساعتش از ۴ ساعت تا ۶ ساعت در هفته متغیر بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من خونه و تنها مطالعه می کردم. به نظر من (تاکید می کنم، به نظر من) کتابخونه بهتره. از اونجایی که من همیشه خوابم میاد خونه برام جای مناسبی نیست چون تخت خواب همیشه کنارمه و همیشه آماده برای خواب!!!! حالا چرا نمی رفتم کتابخونه؟ چون کتابخونه نزدیک خونمون تا ۱۲ بیشتر باز نبود و اگه میخواستم برم کتابخونه دیگه باید روزی یکی دو ساعت صرف رفت و آمدش میکردم و مشکلات تغذیه و چنتا مشکل دیگه باعث شد که کلا کتابخونه رو بیخیال بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
کلا سرعت مطالعه برام مهم نبود؛ بیشتر میخواستم مطلبی رو که میخونم بفهمم و یادش بگیرم هرچند ممکن بود سر یه مطلبی بیشتر از ۴ ساعت وقتم تلف شه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ یا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
یه درس خاص رو کنار میذاشتم. مصداقش درس کامپایلره که مجبور شدم حذفش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
کلا از اولش برا نرم میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
همونطور که گفتم بعده دو ماه اول دیگه سیر نزولی داشتم دلیلشم نداشتن انگیزه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم و کلا با کلاس مخالفم البته کلاس میتونست تو درسایی که ازشون بدم میومد مفید باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
متاسفانه موسسه مهستان رو انتخاب کردم و فک می کردم مثه کتاباش میتونه کمکم کنه ولی دلیله اصلیه دلسرد شدنم همین موسسه و آزموناش بود!!! طرح سوالای غلط و جوابگو نبودن موسسه نسبت به مشکلات و ... .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بود از کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو برنامم بود ولی طبق معمول نشد!!! میخواستم بعد از اتمام دروس جمع بندی کنم که ۴۰ روز مونده به کنکور یه کاری برام پیش اومد که حتی نتونستم بعضی از دروسو تموم کنم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به نظر خودم خیلی آماده نبودم؛ آدمی که چنتا از دروسو حذف کرده و بعضی از درسارو نتونسته تموم کنه و جمع بندی هم نکرده چقدر احساس آمادگی می کنه؟!!!!<br />
معیارم تسلط به منابع بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
با توجه به سیستم سازمان سنجش اصلا نمیشه گفت که من امسال فلان درسو فلان میزنم!!!!<br />
نمونش درس سیستم عامل!! با اینکه این درسو خوب خونده بودم فقط تونستم به یکی از سوالاش جواب بدم!!! دوتاش که غلط بود یکیشم که راجع به نخها بود که تو هیچ کدوم از کتابایی که داشتم نتونستم پیداش کنم!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
</span><br />
خوشبختانه با اینکه خوب نخونده بودم ولی هیچوقت نشد که نومید بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله؛ یکی از مزیت هایی که آزمون آزمایشی داره اینه که میشه این چیزارو توش تست کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
کلا از سوالای ابتکاری خوشم میاد و دوست داشتم سوالای نا آشنا بدن که بقیه داوطلبا نتونن بزنن و من بزنم!!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
تو هیچکدوم از آزمونای آزمایشی وقت کم نمی آوردم ولی تو کنکور اون چنتا سوال غلط (سوال زمانبندیه سیستم عامل با سوال ریزبرنامه ریزی معماری و با یکی از سوالای مدار منطقی که الان خاطرم نیست) نیم ساعت وقتمو گرفتن؛ چون فک می کردم من دارم اشتباه حل می کنم و چنبار حلشون کردم!!! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
با کلید اولیه وضعیتم خیلی جالب نبود. فک می کردم رتبم به ۲۰۰ نزدیکتر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
تو دروس مشترک و زبان پایه تحصیلیم خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دوست ندارم هوفمو بگم در این حد بدونید که میخوام کارآفرینی کنم تا اینکه یه جایی استخدام بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
...............<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
کلا تو این موفقیته بخصوص شخصه خاصی دخیل نبود ولی مادرم تو تمام مراحل زندگیم خیلی برام زحمت کشیدن. امیدوارم بتونم زحماتشو جبران کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
صد در صد.<br />
اگه زمان بیشتری رو صرف مطالعه می کردم مطمئنا تمام دروسو تموم می کردم و جمع بندیشون می کردم و مجبور نبودم چنتا درسو حذف کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
بیشتر بر اساس علاقه انتخاب می کنم.<br />
از اونجایی که معماری بیشتر به علاقیاتم نزدیکه اول معماری دانشگاه تهران و شریف و امیرکبیر رو میزنم و اگه از اینا درنیام نرم بهشتی و مدرس و علم و صنعت.<br />
به احتمال کم معماری تهران و به احتمال خیلی زیاد نرم بهشتی یا مدرس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
اکیدا توصیه می کنم که هرکسی شخصیت و اهدافه خاص خودشو داره و نمیشه از رو حرفای کسی برای کسه دیگه ای تصمیم گرفت!!!<br />
و از اونجایی که بنده و کسایی که دارن این مصاحبه رو میخونن از این قائده مستثنی نیستیم پس خواهش می کنم که هر برداشتی که میخواید بکنید در راستای شخصیت و اهدافه خودتون باشه.<br />
به عنوان مثال چون من اهدافم با خیلی از اونایی که میخوان ادامه تحصیل بدن فرق می کنه پس مسلما کارایی هم که می کنم در راستای اهدافه خودمه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم چون شخصیت افراد باهم فرق میکنه باید اینو به سوال اولتون اضافه کنید:<br />
شخصیت و خصوصیات اخلاقیتونو در صورت امکان توصیف کنید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟<br />
</span><br />
مانشت سایت بسیار خوبیه ولی شدیدا اعتیاد آوره!!!! به دوستان توصیه می کنم که مواظب باشن معتادش نشن.<br />
و انتظار دارم همینطور پر انرژی باقی بمونه.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد ۹۲: مصاحبه ی رتبه 9 فناوری اطلاعات و 32 شبکه و امنیت]]></title>
			<link>/forum/thread-15390.html</link>
			<pubDate>Tue, 21 May 2013 17:47:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15390.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.  </span>   </span><br />
سلام به همه. امیر هستم از مشهد. خدا رو شکر رتبه ۹ گرایش فناوری اطلاعات و ۳۲ گرایش شبکه و امنیت رو کسب کردم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">1-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span></span><br />
من شهریور ۹۱ فارغ التحصیل شدم. کارشناسی پیوسته خوندم رشته فناوری اطلاعات.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span></span><br />
والا یادم نیست چی شد که اومدم. ولی اون موقع ها من از طریقی با لینوکس آشنا شدم و به کامپیوتر علاقمند شدم و به هر حال اومدم IT. ولی خب یه علاقه‌ی نسبی داشتم ولی اونطور نبود که بگم یا IT یا هیچی!<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span></span><br />
دانشگاه آزاد مشـهد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span></span>والا بچه درس خون نبودم ولی نمره‌هام خوب میشد از آخر که این نمره‌های خوب رو درصدیش تلاش خودم بود و درصدیش ارتباط با استادام که با همشون رفیق شده بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> اکثر درس‌هام رو هم دوست داشتم بجز تحقیق در عملیات. از ریاضی و معادلات هم متنفرم هر چند که هر دوش رو ۲۰ گرفتم فک کنم!<br />
توی طول ترم تقریبا هیچی درس نمیخوندم. فقط سر کلاس میشستم و آخر ترم هم از بچه‌ها جزوه می‌گرفتم و میخوندم و نمره می‌گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span></span><br />
از اول تو فکرش بودم. میدونستم که با لیسانس هیچکاری نمیشه کرد! هر چند که فوق هم زیاد فرقی نداره، ولی اگه توش دانشجوی خوبی باشی خوبه! خلاصه با قبول شدن یکی از دوستام منم کمی جوگیر شدم و مطالعه رو استارت زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span></span><br />
من چون چند سالیه که تو زمینه‌ی شبکه تخصصی دارم کار میکنم، زیاد برام مهم نبود که چی بخونم. از طرفی میدونستم توی شبکه چیز خاصی یاد نمیگیرم واسه همین معماری نخوندم و مدیریت خوندم که برم گرایش IT یا تجارت که چارتا چیز جدید یاد بگیرم. ولی به هر حال الان تصمیم دارم توی ارشد شبکه کار کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">7- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
</span></span>من فقط IT کنکور دادم که درصدام ایناس:<br />
زبان: ۳۲%<br />
مشترک: ۳۷%<br />
مدیریت: ۳۵%<br />
تخصصی: ۵۱%<br />
معماری: سفید<br />
معدل موثر: ۱۷/۲۶ (هفده و بیست و شش صدم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span></span><br />
نه پارسال الکی کنکور دادم ۸۰۰۰ شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span></span><br />
درس خوندن توی دانشگاه به نظرم زمین تا آسمون فرق می‌کنه! چون تو دانشگاه استادا اصلا چیزی درس نمیدن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">10-	از کی دقیقاً برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span></span><br />
از اواسط مرداد شروع کردم و با پارسه میرفتم جلو. فقط میخوندم تو کار پیش‌بینی و این چیزا نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span></span><br />
فقط با پارسه میرفتم جلو. توی آذر بود یکی دو هفته مغزم داغون شده بود هیچی نمیخوندم ولی بعدش دوباره خودم رو رسوندم.<br />
واقعا توصیه‌ی اکید میکنم که طبق برنامه ریزی آزمون‌هاتون حرکت کنید. خیلی خیلی بهتون جهت میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">12-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span></span><br />
بله بعضی درس‌ها ضریب بالاتری دارن و مهمترن. ولی من همه رو بطور مساوی خوندم و سعی کردم همه رو خوب یاد بگیرم.<br />
البته چیزایی که ازشون خوشم نمیومد رو میزاشتم کنار. مثل احتمال و اعداد و اینطور چیزا تو گسسته که نگاشون هم نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">13-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span></span><br />
نه احساس خاصی به هیچ درسی نداشتم. بجز یه مورد به نام معماری که با اینکه درسش رو با دکترای معماری کامپیوتر گذرونده بودم و ۲۰ شده بودم، خیلی ازش بدم میومد. واسه همین معماری نخوندم اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span></span><br />
از این کارا هم نکردم من. قبل از شروع مطالعه تحقیق کردم منابع رو انتخاب کردم و همونا رو خوندم. فقط یه تغییر کوچیک داشتم توی کتابام اونم مهندسی نرم بود که پوران گرفته بودم، دیدم خوب نیست رفتم اسلام ناظمی انتشارات جلوه رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
[b]<span style="color: #4682B4;">ساختمان گسسته:</span></span> (ازش متنفرم) فقط پوران خوندم. اونم فقط بعضی از مباحثش رو. به نظرم گسسته سخت ترین درس کنکوره. کسی اگه میخواد توپ یادش بگیره اصلن نمیتونه به یه کتاب کنکور بسنده کنه. باید گریمالدی خونده بشه و بعدش پوران. چون متن پوران خیلی فرمولی و خشکه!<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">ساختمان:</span></span> مقسمی+پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">طراحی:</span></span> مقسمی+پوران<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">هوش:</span></span> پوران ( که کپی راسله بجز بعضی جاها)+مقسمی. از ویدئوهای استاد رهنمون هم استفاده کردم که واقعا فوق العاده بود. لینکش رو میزارم اینجا <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF4500;">حتما</span></span> استفاده کنید:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
ضمنا یه منبع دیگه هم که خیلی خیلی مفید بود Wikipedia ست. برید توی سایت Wikipedia و مثلا Genetic Algorithm رو سرچ کنید. خیلی خیلی خوب توضیح داده. حرفایی که توش زده بسیار مفیده و خیلی از سوالات کنکور رو شامل میشه. سعی کنید تا جایی که میتونید پس از تسلط به یک موضوع، حتما از Wikipedia استفاده کنید. واسه همه‌ی درساتون میتونه مفید باشه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">سیستم عامل:</span></span> پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">شبکه:</span></span> پارسه+کتاب کروس رو هم واسه مباحث لایه‌های بالاتر بخونید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">پایگاه:</span></span> مقسمی. جاهایی که مشکل داشتم از رانکوهی نگاه میکردم + گوگل!<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">مدیریت:</span></span> کتاب پرچ و مقسمی. یه کتاب ۲۰۰ صفحه ایه که خلاصه‌ی مدیریت رابینزه. کتاب کم حجم و خوبیه.<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">زبان:</span></span> من خودم زبانم خوب بود هیچی نخوندم، ولی میگن ۵۰۴ و ۱۱۰۰ و کتاب پارسه خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">معماری:</span></span> میگن جزوه‌ی اجلالی + صدای کلاساش خیلی خوب بوده ولی من نخوندم هیچی.<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">مهندسی نرم:</span></span> اسلام ناظمی انتشارات جلوه+پوران. ضمنا به شدت توصیه میشه قسمت UML Diagrams رو از گوگل سرچ کنید و بخونید.<br />
مثلا از دو لینک زیر که توضیحات خوبی واسه UML Diagram ها دادن:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">[color=#4682B4]16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span></span></span>به جرات میشه گفت هیچ کدوم. البته نه برای همه. برای کسی که پایش خوب باشه واقعن لازم نیس. به نظرم باید از روی کتاب کنکوری بخونی بعد هر جاش رو که نفهمیدی و مشکل داشتی از روی مرجع بخونی. این که بخوای همش رو از رو مرجع بخونی به نظرم خیلی وقت گیره و واقعا واسه کنکور لازم نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">17-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span></span><br />
من جزوه محور بودم. اونم جزوه‌ی کپی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">18-	زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span></span><br />
من نزدیک ۱۰ سال کلاس زبان میرفتم و یه مدت هم مدرس زبان بودم. زبانم بد نیست. از طرفی چون من چند تا آزمون زبان اصلی دادم و نزدیک ۶۰۰۰ صفحه کتاب زبان اصلی خوندم Reading خوبی داشتم. واسه همین واسه زبان تقریبا هیچی وقت نذاشتم. البته میخواستم یکم Vocab بخونم حوصلم نیومد نخوندم. سر جلسه هم فقط گرامر و Reading جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span></span><br />
ما که ریاضی نداشتیم. فقط گسسته داشتیم که من ازش خوشم نمیومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span></span><br />
قبلن عرض کردم که با آزمون‌هام پیش میرفتم. خیلی مفیده و جهت میده. اول یکم راجه به آزمونا بگم. ببینید به نظرم واقعا زیاد مهم نیس که کدوم آزمون‌ها رو شرکت می‌کنید، مهم اینه که چطوری ازش استفاده می‌کنید. من جمعه‌ها بعد از آزمون، تا شنبه شب فقط میشستم پای سوالا شروع می‌کردم بررسی کردن. بعد نکاتی که بلد نبودم رو در میاوردم و روی کاغذ می‌نوشتم. اینطوری خیلی از ایراداتم در طول زمان در میومد.<br />
اما یه چی دیگه هم واسه آزمونا بگم. واسه هر آزمون ۲ هفته وقت دارین. من اوایل هر درس رو با تستش  میخوندم. یعنی پشت سر هم. بعد اینجا یه مشکلی بود. آخر هفته دوم که میشد یه دور تموم میشد. و من مطالبی که هفته پیش خوندم رو یادم میرفت! یعنی به مرور کردن نمیرسیدم. واسه همین تریپ درس خوندن رو عوض کردم. اول همه درسا رو میخوندم بدون تست زدن. بعد ۵ یا ۶ روز درسا تموم میشد. حالا بعدش میشستم تستاش رو میزدم. اینطوری انگار هم تست زدم، هم مرور کردم، هم دو سه دور درس رو خوندم. خلاصه این کار رو اگه بکنید بد نیس.<br />
خلاصه کردن درسا رو فراموش نکنید! خیلی به دردتون خواهد خورد. مخصوصا وقتی نزدیک کنکور میشین. اول درسو بخونین. بعد خلاصش کنید. بعد یه مدت دوباره اون خلاصه‌ها رو خلاصه‌تر کنید!<br />
نکته بعدی راجع به استفاده از اینترنته. اگه مثلا بحث گراف‌ها رو متوجه نمیشید، حتما گوگل سرچ کنید. PDF هایی پیدا خواهید کرد که به مراتب روان تر و قشنگ تر از کتاب‌های کنکوری ما مطالب رو توضیح دادن. منظورم PDF ها و Presentationهاییه که توی دانشگاه‌های خارجی واسه تدریس ازشون استفاده می‌شه. چون این کتاب کنکوری‌ها بعضی وقتا یه سری حرفای عجیب غریب نوشتن که واقعا نمیفهمید که چیه! اون موقع استفاده از گوگل و Wikipedia رو فراموش نکنید!<br />
راجع به تست زدن هم من تست‌های آزاد رو نمیزدم اصن چون خیلی آسون بود. دور اول تست زدن واسه خودتون بخش بندی کنید تست‌ها رو. مثلا اول تست‌های ضریب ۵ ، بعد زوج یا فرد...<br />
تفریحتون رو فراموش نکنید. شبا یه فیلمی سریالی چیزی ببینید. اگه فیلم ندارین هارد بیارین بریزم واستون<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ولی جدی جدی نشینین ۲۴ ساعت پای درس. چون بعد چند رو به هم میریزین.<br />
نکته‌ی دیگه ای اگه یادم اومد ویرایش میکنم اضافه می‌کنم. اگه سوالی مونده بود هم شما بپرسید من در خدمتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span></span>من تنها توی خونه. کتابخونه تا حالا توی عمرم نرفتم نمیدونم چطوریه ولی میگن خوبه! با دوستام هم من نمیتونم درس بخونم. وقتی با دوستامم همه کار می‌کنیم به جز درس خوندن   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> البته به نظرم خوبه که با هم اطلاعاتتون رو Sync کنید و رفع اشکال!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span></span><br />
معیار مقایسم کنکورهای آزمایشیم بود. اگه مثلن یه درسی رو واسه ۲۵% دوم نمیرسیدم بخونم، میفهمیدم که عقب افتادم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span></span><br />
اگه عقب میفتادم ساعت مطالعم رو بیشتر میکردم تا خودمو برسونم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span></span><br />
من از اول واسه  گرایش ۱ و ۴ خوندم. چون میدونستم معماری رو صفر بزنی زیاد اتفاق خاصی نمیفته. از طرفی اصلا اعصاب معماری خوندن نداشتم. خلاصه بیخیالش شدم دیگه.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span></span><br />
آره. گاهی اوقت آدم واقعا خسته میشه دلش میخواد سرشو به دیوار بکوبه! چون فشار روانی خیلی زیاده. معمولا وقتی خسته میشدم یه روز رو به زندگی عادی برمیگشتم. با رفقا میرفتم بیرون. شب یکی دو تا فیلم نگا میکردم. البته جا داره از بازی Counter Strike و Call of Duty هم تشکر کنم که منو تنها نزاشتن. شبا آنلاین بازیش میکردم خیلی Refresh میشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span></span>نه استفاده نکردم. به نظرم خوب نیست. چون خیلی وقت میگیره. باهاش در کل موافق نیستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span></span>پارسه شرکت کردم. به نظرم خیلی خوب بود. همینطور که قبلا گفتم خیلی خیلی برنامه‌ریزیش کمکم کرد و به مطالعم جهت داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span></span><br />
نه بابا! با آزمونات که پیش بری به همه چی میرسی. هم تست، هم دور کردن و جمع بندی. فقط خلاصه برداری یادتون نره!<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span></span><br />
به نظرم خوب بودم. فقط از بعضی چیزا میترسیدم. مثل مباحث گسسته‌ای که نخونده بودم. ولی بد نبود اوضاع. ولی بعد کنکور حسابی خورد تو پرم. چون خیلی بهم بد گذشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟</span></span><br />
من هوش رو باید ۱۰۰ میزدم. چون خیلی واسش تلاش کرده بودم و حسابی ته و توش رو درآورده بودم. ولی مبحث شبکه‌های باور رو نخوندم. چون توش فرمول احتمال و اینا داش حوصله نداشتم نخوندم. گفتم از این مبحث خیلی کم سوال اومده، انشالله که امسال سوال نمیاد. ولی متاسفانه ۲ تا سوال ازش اومد که نتونستم جواب بدم! جز اون دو تا ۴ تا هوش دیگه رو درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
</span></span>پوووفف... یادم میفته عصبی میشم. خیلی افتضاح بود. سوالا سخت بود، وقت خیلی کم بود... تعداد سوالا زیاد شده بود... خیلی بد بود کلا! سوال بعد لطفن :-| از اول تا آخر کنکور به هم ریخته بودم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span></span><br />
نه ترتیب خاصی نداشتم. همه رو به ترتیب میزدم. فقط زبان رو میزاشتم آخر میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span></span>نه زیاد انتظار سوال مشابه نداشتم البته بجز درس ساختمان که معمولا سوال تکراری داره. سر کنکور باید انتظار همه چی رو داشته باشید! از قبل برای خودتون تمرین کنین شرایط مختلف رو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span></span>آره بابا خیلی کم آوردم. فک کنم ۵ یا ۶ تا سوال علامت زده بودم که برگردم روش فکر کنم. ولی اصن وقت نشد. البته الان که نگاه می‌کنم میبینم اگه ۴ ساعت دیگه هم وقت میداشتم فکر نکنم بیشتر از یه سوال دیگه رو میتونستم جواب بدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">35-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span></span><br />
آره این کارو کردم. درصدام خیلی خیلی نزدیک بود به اینی که الان اومده. ولی فکرشو نمیکردم تک رقمی بشم! فکر میکردم اگه خیلی خیلی خوب شم ۱۵۰ باشه! ولی خدا رو شکر خیلی بهتر از اونی شد که فکر میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span></span><br />
چه سوال سختی. از اونجایی که من خیلی تنبلم به جای درصد کم و زیاد و متوسط جواب میدم.<br />
پایه تحصیلی: کم - دانشگاه: متوسط – برنامه ریزی: زیاد – کلاس کنکور:کم – کنکور آزمایشی: متوسط – شرایط سر جلسه: زیاد – شرایط مطالعه و زندگی: زیاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span></span>نمیگم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span></span>خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span></span><br />
اول از همه خدا. بعدش هم پدر و مادرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">40-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span></span><br />
فکر نکنم نتیجه‌ای از این بهتر میتونستم بگیرم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span></span><br />
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟<br />
</span></span>نه. ولی به نظرم بعضی سوالا رو نباید میپرسیدی خیلی طولانی بود خسته شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟ <br />
</span></span>من خیلی خیلی ممنونم از مانشت. از دکتر عزیز و فرداد عزیز. همچنین از بقیه‌ی مدیران و از همه بچه‌ها ممنونم که کمک کردن. امیدوارم بتونم کنکوریای عزیز رو حسابی کمک کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span></span><br />
<br />
سپاس از شما.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.  </span>   </span><br />
سلام به همه. امیر هستم از مشهد. خدا رو شکر رتبه ۹ گرایش فناوری اطلاعات و ۳۲ گرایش شبکه و امنیت رو کسب کردم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">1-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span></span><br />
من شهریور ۹۱ فارغ التحصیل شدم. کارشناسی پیوسته خوندم رشته فناوری اطلاعات.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">2-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span></span><br />
والا یادم نیست چی شد که اومدم. ولی اون موقع ها من از طریقی با لینوکس آشنا شدم و به کامپیوتر علاقمند شدم و به هر حال اومدم IT. ولی خب یه علاقه‌ی نسبی داشتم ولی اونطور نبود که بگم یا IT یا هیچی!<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">3-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span></span><br />
دانشگاه آزاد مشـهد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">4-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span></span>والا بچه درس خون نبودم ولی نمره‌هام خوب میشد از آخر که این نمره‌های خوب رو درصدیش تلاش خودم بود و درصدیش ارتباط با استادام که با همشون رفیق شده بودم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> اکثر درس‌هام رو هم دوست داشتم بجز تحقیق در عملیات. از ریاضی و معادلات هم متنفرم هر چند که هر دوش رو ۲۰ گرفتم فک کنم!<br />
توی طول ترم تقریبا هیچی درس نمیخوندم. فقط سر کلاس میشستم و آخر ترم هم از بچه‌ها جزوه می‌گرفتم و میخوندم و نمره می‌گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">5-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلاً ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span></span><br />
از اول تو فکرش بودم. میدونستم که با لیسانس هیچکاری نمیشه کرد! هر چند که فوق هم زیاد فرقی نداره، ولی اگه توش دانشجوی خوبی باشی خوبه! خلاصه با قبول شدن یکی از دوستام منم کمی جوگیر شدم و مطالعه رو استارت زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">6-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span></span><br />
من چون چند سالیه که تو زمینه‌ی شبکه تخصصی دارم کار میکنم، زیاد برام مهم نبود که چی بخونم. از طرفی میدونستم توی شبکه چیز خاصی یاد نمیگیرم واسه همین معماری نخوندم و مدیریت خوندم که برم گرایش IT یا تجارت که چارتا چیز جدید یاد بگیرم. ولی به هر حال الان تصمیم دارم توی ارشد شبکه کار کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">7- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.<br />
</span></span>من فقط IT کنکور دادم که درصدام ایناس:<br />
زبان: ۳۲%<br />
مشترک: ۳۷%<br />
مدیریت: ۳۵%<br />
تخصصی: ۵۱%<br />
معماری: سفید<br />
معدل موثر: ۱۷/۲۶ (هفده و بیست و شش صدم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">8-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span></span><br />
نه پارسال الکی کنکور دادم ۸۰۰۰ شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">9-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span></span><br />
درس خوندن توی دانشگاه به نظرم زمین تا آسمون فرق می‌کنه! چون تو دانشگاه استادا اصلا چیزی درس نمیدن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">10-	از کی دقیقاً برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومد مثلا اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span></span><br />
از اواسط مرداد شروع کردم و با پارسه میرفتم جلو. فقط میخوندم تو کار پیش‌بینی و این چیزا نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">11-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span></span><br />
فقط با پارسه میرفتم جلو. توی آذر بود یکی دو هفته مغزم داغون شده بود هیچی نمیخوندم ولی بعدش دوباره خودم رو رسوندم.<br />
واقعا توصیه‌ی اکید میکنم که طبق برنامه ریزی آزمون‌هاتون حرکت کنید. خیلی خیلی بهتون جهت میده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">12-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span></span><br />
بله بعضی درس‌ها ضریب بالاتری دارن و مهمترن. ولی من همه رو بطور مساوی خوندم و سعی کردم همه رو خوب یاد بگیرم.<br />
البته چیزایی که ازشون خوشم نمیومد رو میزاشتم کنار. مثل احتمال و اعداد و اینطور چیزا تو گسسته که نگاشون هم نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">13-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span></span><br />
نه احساس خاصی به هیچ درسی نداشتم. بجز یه مورد به نام معماری که با اینکه درسش رو با دکترای معماری کامپیوتر گذرونده بودم و ۲۰ شده بودم، خیلی ازش بدم میومد. واسه همین معماری نخوندم اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">14-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلاً کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span></span><br />
از این کارا هم نکردم من. قبل از شروع مطالعه تحقیق کردم منابع رو انتخاب کردم و همونا رو خوندم. فقط یه تغییر کوچیک داشتم توی کتابام اونم مهندسی نرم بود که پوران گرفته بودم، دیدم خوب نیست رفتم اسلام ناظمی انتشارات جلوه رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">15-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
[b]<span style="color: #4682B4;">ساختمان گسسته:</span></span> (ازش متنفرم) فقط پوران خوندم. اونم فقط بعضی از مباحثش رو. به نظرم گسسته سخت ترین درس کنکوره. کسی اگه میخواد توپ یادش بگیره اصلن نمیتونه به یه کتاب کنکور بسنده کنه. باید گریمالدی خونده بشه و بعدش پوران. چون متن پوران خیلی فرمولی و خشکه!<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">ساختمان:</span></span> مقسمی+پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">طراحی:</span></span> مقسمی+پوران<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">هوش:</span></span> پوران ( که کپی راسله بجز بعضی جاها)+مقسمی. از ویدئوهای استاد رهنمون هم استفاده کردم که واقعا فوق العاده بود. لینکش رو میزارم اینجا <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF4500;">حتما</span></span> استفاده کنید:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
ضمنا یه منبع دیگه هم که خیلی خیلی مفید بود Wikipedia ست. برید توی سایت Wikipedia و مثلا Genetic Algorithm رو سرچ کنید. خیلی خیلی خوب توضیح داده. حرفایی که توش زده بسیار مفیده و خیلی از سوالات کنکور رو شامل میشه. سعی کنید تا جایی که میتونید پس از تسلط به یک موضوع، حتما از Wikipedia استفاده کنید. واسه همه‌ی درساتون میتونه مفید باشه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">سیستم عامل:</span></span> پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">شبکه:</span></span> پارسه+کتاب کروس رو هم واسه مباحث لایه‌های بالاتر بخونید.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">پایگاه:</span></span> مقسمی. جاهایی که مشکل داشتم از رانکوهی نگاه میکردم + گوگل!<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">مدیریت:</span></span> کتاب پرچ و مقسمی. یه کتاب ۲۰۰ صفحه ایه که خلاصه‌ی مدیریت رابینزه. کتاب کم حجم و خوبیه.<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">زبان:</span></span> من خودم زبانم خوب بود هیچی نخوندم، ولی میگن ۵۰۴ و ۱۱۰۰ و کتاب پارسه خوبه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">معماری:</span></span> میگن جزوه‌ی اجلالی + صدای کلاساش خیلی خوب بوده ولی من نخوندم هیچی.<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">مهندسی نرم:</span></span> اسلام ناظمی انتشارات جلوه+پوران. ضمنا به شدت توصیه میشه قسمت UML Diagrams رو از گوگل سرچ کنید و بخونید.<br />
مثلا از دو لینک زیر که توضیحات خوبی واسه UML Diagram ها دادن:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">[color=#4682B4]16-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span></span></span>به جرات میشه گفت هیچ کدوم. البته نه برای همه. برای کسی که پایش خوب باشه واقعن لازم نیس. به نظرم باید از روی کتاب کنکوری بخونی بعد هر جاش رو که نفهمیدی و مشکل داشتی از روی مرجع بخونی. این که بخوای همش رو از رو مرجع بخونی به نظرم خیلی وقت گیره و واقعا واسه کنکور لازم نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">17-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span></span><br />
من جزوه محور بودم. اونم جزوه‌ی کپی <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">18-	زبان یه درس تقریباً جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلاً سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلاً جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span></span><br />
من نزدیک ۱۰ سال کلاس زبان میرفتم و یه مدت هم مدرس زبان بودم. زبانم بد نیست. از طرفی چون من چند تا آزمون زبان اصلی دادم و نزدیک ۶۰۰۰ صفحه کتاب زبان اصلی خوندم Reading خوبی داشتم. واسه همین واسه زبان تقریبا هیچی وقت نذاشتم. البته میخواستم یکم Vocab بخونم حوصلم نیومد نخوندم. سر جلسه هم فقط گرامر و Reading جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">19-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span></span><br />
ما که ریاضی نداشتیم. فقط گسسته داشتیم که من ازش خوشم نمیومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">20-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span></span><br />
قبلن عرض کردم که با آزمون‌هام پیش میرفتم. خیلی مفیده و جهت میده. اول یکم راجه به آزمونا بگم. ببینید به نظرم واقعا زیاد مهم نیس که کدوم آزمون‌ها رو شرکت می‌کنید، مهم اینه که چطوری ازش استفاده می‌کنید. من جمعه‌ها بعد از آزمون، تا شنبه شب فقط میشستم پای سوالا شروع می‌کردم بررسی کردن. بعد نکاتی که بلد نبودم رو در میاوردم و روی کاغذ می‌نوشتم. اینطوری خیلی از ایراداتم در طول زمان در میومد.<br />
اما یه چی دیگه هم واسه آزمونا بگم. واسه هر آزمون ۲ هفته وقت دارین. من اوایل هر درس رو با تستش  میخوندم. یعنی پشت سر هم. بعد اینجا یه مشکلی بود. آخر هفته دوم که میشد یه دور تموم میشد. و من مطالبی که هفته پیش خوندم رو یادم میرفت! یعنی به مرور کردن نمیرسیدم. واسه همین تریپ درس خوندن رو عوض کردم. اول همه درسا رو میخوندم بدون تست زدن. بعد ۵ یا ۶ روز درسا تموم میشد. حالا بعدش میشستم تستاش رو میزدم. اینطوری انگار هم تست زدم، هم مرور کردم، هم دو سه دور درس رو خوندم. خلاصه این کار رو اگه بکنید بد نیس.<br />
خلاصه کردن درسا رو فراموش نکنید! خیلی به دردتون خواهد خورد. مخصوصا وقتی نزدیک کنکور میشین. اول درسو بخونین. بعد خلاصش کنید. بعد یه مدت دوباره اون خلاصه‌ها رو خلاصه‌تر کنید!<br />
نکته بعدی راجع به استفاده از اینترنته. اگه مثلا بحث گراف‌ها رو متوجه نمیشید، حتما گوگل سرچ کنید. PDF هایی پیدا خواهید کرد که به مراتب روان تر و قشنگ تر از کتاب‌های کنکوری ما مطالب رو توضیح دادن. منظورم PDF ها و Presentationهاییه که توی دانشگاه‌های خارجی واسه تدریس ازشون استفاده می‌شه. چون این کتاب کنکوری‌ها بعضی وقتا یه سری حرفای عجیب غریب نوشتن که واقعا نمیفهمید که چیه! اون موقع استفاده از گوگل و Wikipedia رو فراموش نکنید!<br />
راجع به تست زدن هم من تست‌های آزاد رو نمیزدم اصن چون خیلی آسون بود. دور اول تست زدن واسه خودتون بخش بندی کنید تست‌ها رو. مثلا اول تست‌های ضریب ۵ ، بعد زوج یا فرد...<br />
تفریحتون رو فراموش نکنید. شبا یه فیلمی سریالی چیزی ببینید. اگه فیلم ندارین هارد بیارین بریزم واستون<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ولی جدی جدی نشینین ۲۴ ساعت پای درس. چون بعد چند رو به هم میریزین.<br />
نکته‌ی دیگه ای اگه یادم اومد ویرایش میکنم اضافه می‌کنم. اگه سوالی مونده بود هم شما بپرسید من در خدمتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">21-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span></span>من تنها توی خونه. کتابخونه تا حالا توی عمرم نرفتم نمیدونم چطوریه ولی میگن خوبه! با دوستام هم من نمیتونم درس بخونم. وقتی با دوستامم همه کار می‌کنیم به جز درس خوندن   <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /> البته به نظرم خوبه که با هم اطلاعاتتون رو Sync کنید و رفع اشکال!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">22-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span></span><br />
معیار مقایسم کنکورهای آزمایشیم بود. اگه مثلن یه درسی رو واسه ۲۵% دوم نمیرسیدم بخونم، میفهمیدم که عقب افتادم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">23-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span></span><br />
اگه عقب میفتادم ساعت مطالعم رو بیشتر میکردم تا خودمو برسونم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">24-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span></span><br />
من از اول واسه  گرایش ۱ و ۴ خوندم. چون میدونستم معماری رو صفر بزنی زیاد اتفاق خاصی نمیفته. از طرفی اصلا اعصاب معماری خوندن نداشتم. خلاصه بیخیالش شدم دیگه.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span></span><br />
آره. گاهی اوقت آدم واقعا خسته میشه دلش میخواد سرشو به دیوار بکوبه! چون فشار روانی خیلی زیاده. معمولا وقتی خسته میشدم یه روز رو به زندگی عادی برمیگشتم. با رفقا میرفتم بیرون. شب یکی دو تا فیلم نگا میکردم. البته جا داره از بازی Counter Strike و Call of Duty هم تشکر کنم که منو تنها نزاشتن. شبا آنلاین بازیش میکردم خیلی Refresh میشدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">26-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span></span>نه استفاده نکردم. به نظرم خوب نیست. چون خیلی وقت میگیره. باهاش در کل موافق نیستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">27-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span></span>پارسه شرکت کردم. به نظرم خیلی خوب بود. همینطور که قبلا گفتم خیلی خیلی برنامه‌ریزیش کمکم کرد و به مطالعم جهت داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">28-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلاً تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلاً طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمع بندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span></span><br />
نه بابا! با آزمونات که پیش بری به همه چی میرسی. هم تست، هم دور کردن و جمع بندی. فقط خلاصه برداری یادتون نره!<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">29-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span></span><br />
به نظرم خوب بودم. فقط از بعضی چیزا میترسیدم. مثل مباحث گسسته‌ای که نخونده بودم. ولی بد نبود اوضاع. ولی بعد کنکور حسابی خورد تو پرم. چون خیلی بهم بد گذشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">30-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلاً میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلاً همچین فکرایی نکردین؟</span></span><br />
من هوش رو باید ۱۰۰ میزدم. چون خیلی واسش تلاش کرده بودم و حسابی ته و توش رو درآورده بودم. ولی مبحث شبکه‌های باور رو نخوندم. چون توش فرمول احتمال و اینا داش حوصله نداشتم نخوندم. گفتم از این مبحث خیلی کم سوال اومده، انشالله که امسال سوال نمیاد. ولی متاسفانه ۲ تا سوال ازش اومد که نتونستم جواب بدم! جز اون دو تا ۴ تا هوش دیگه رو درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">31-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید؟<br />
</span></span>پوووفف... یادم میفته عصبی میشم. خیلی افتضاح بود. سوالا سخت بود، وقت خیلی کم بود... تعداد سوالا زیاد شده بود... خیلی بد بود کلا! سوال بعد لطفن :-| از اول تا آخر کنکور به هم ریخته بودم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">32-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلاً درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span></span><br />
نه ترتیب خاصی نداشتم. همه رو به ترتیب میزدم. فقط زبان رو میزاشتم آخر میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">33-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلاً مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span></span>نه زیاد انتظار سوال مشابه نداشتم البته بجز درس ساختمان که معمولا سوال تکراری داره. سر کنکور باید انتظار همه چی رو داشته باشید! از قبل برای خودتون تمرین کنین شرایط مختلف رو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">34-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span></span>آره بابا خیلی کم آوردم. فک کنم ۵ یا ۶ تا سوال علامت زده بودم که برگردم روش فکر کنم. ولی اصن وقت نشد. البته الان که نگاه می‌کنم میبینم اگه ۴ ساعت دیگه هم وقت میداشتم فکر نکنم بیشتر از یه سوال دیگه رو میتونستم جواب بدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">35-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span></span><br />
آره این کارو کردم. درصدام خیلی خیلی نزدیک بود به اینی که الان اومده. ولی فکرشو نمیکردم تک رقمی بشم! فکر میکردم اگه خیلی خیلی خوب شم ۱۵۰ باشه! ولی خدا رو شکر خیلی بهتر از اونی شد که فکر میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">36-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span></span><br />
چه سوال سختی. از اونجایی که من خیلی تنبلم به جای درصد کم و زیاد و متوسط جواب میدم.<br />
پایه تحصیلی: کم - دانشگاه: متوسط – برنامه ریزی: زیاد – کلاس کنکور:کم – کنکور آزمایشی: متوسط – شرایط سر جلسه: زیاد – شرایط مطالعه و زندگی: زیاد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">37-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span></span>نمیگم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">38-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span></span>خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">39-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.</span></span><br />
اول از همه خدا. بعدش هم پدر و مادرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">40-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span></span><br />
فکر نکنم نتیجه‌ای از این بهتر میتونستم بگیرم.<br />
<br />
<span style="color: #4682B4;"><span style="font-weight: bold;">41-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span></span><br />
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">42-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم؟<br />
</span></span>نه. ولی به نظرم بعضی سوالا رو نباید میپرسیدی خیلی طولانی بود خسته شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">43-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت؟ <br />
</span></span>من خیلی خیلی ممنونم از مانشت. از دکتر عزیز و فرداد عزیز. همچنین از بقیه‌ی مدیران و از همه بچه‌ها ممنونم که کمک کردن. امیدوارم بتونم کنکوریای عزیز رو حسابی کمک کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span></span><br />
<br />
سپاس از شما.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آزمون ارشد 92 : مصاحبه ی رتبه 3 شبکه و امنیت ، 7 تجارت و فناوری اطلاعات]]></title>
			<link>/forum/thread-15360.html</link>
			<pubDate>Tue, 21 May 2013 05:40:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-15360.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بنام خدا<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     <br />
</span><br />
نوری هستم. متولد ۱۳۶۷ .به لطف خدا در کنکور ارشد امسال (۱۳۹۲) در گرایش امنیت و شبکه رتبه ی ۳ و در گرایش تجارت و فناوری اطلاعات ، رتبه ی ۷ رو کسب کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
فارغ التحصیل کارشناسی پیوسته ی رشته ی فناوری اطلاعات هستم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ <br />
</span><br />
از دوران دبیرستان به کامپیوتر و مباحث اون علاقه داشتم. انتخاب اول من هم در کارشناسی ، رشته ی آی تی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه صنعتی ارومیه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
  </span><br />
 می شه گفت که آدم درس خونی بودم. به جز یک ترم ، بقیه ی ترم ها معدلم الف بود و به عنوان شاگرد دوم فارغ التحصیل شدم. به اکثر درس ها علاقه داشتم ولی بعضی از درس ها هم بود که می خواستم با نمره ی متوسط هم که شده پاس کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
  </span><br />
از ابتدا هدفم ادامه تحصیل بود. به طور جدی از اواخر ترم ۷ مطالعه کنکور ارشد رو شروع کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span>از همان اول به این رشته فکر می کردم. البته در کنکور کامپیوتر هم شرکت کردم.<span style="font-weight: bold;"><br />
۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
زبان تخصصی: ۴۵,۵۶<br />
مشترک ۳۷,۹۳<br />
مدیریت: ۲۸,۸۹<br />
تخصصی مشترک : ۴۸,۱۵<br />
معماری: ۵۰<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span><br />
سال دومی بود که به صورت جدی شرکت کرده بودم. سال پیش رتبه ام ۴۰۱ و ۴۵۷ شده بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
دقیقا نمیشه گفت. از جهاتی شبیه و از جهاتی متفاوت هستن. بستگی به درس ، منبع درسی و استاد اون درس داره. برای بعضی از دروس منابعی رو می خوندیم که منبع کنکور بود ولی برای بعضی نه. بعضی از دروس به صورت کامل تدریس نمی شد ( شاید به دلیل محدودیت زمان) در حالی که بسیاری از مباحث تدریس نشده ، جز مباحث مهم کنکور بودن.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
برنامه ی خیلی دقیقی نداشتم. در ابتدا ۴ تا از دروسی که در اون ها ضعیفتر بودم رو انتخاب کردم. چند ماه (شاید ۲ یا ۳ ماه) روی اون ها وقت گذاشتم و بعد دروس دیگر رو خوندم.  وقفه هم پیش اومد. چون امسال هم باید پروژه ی کارشناسی رو تحویل می دادم و هم برای کنکور وقت می ذاشتم ، در اواخر آذر ، وقفه ای در مطالعه ام پیش اومد.<br />
 <span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
در سوال قبلی جواب داده شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
سال پیش فقط روی دروس ضریب ۴ تمرکز کرده بودم و به دروس دیگر کمتر توجه کرده بودم ( به دلیل محدودیت زمانی ناشی از درس های دانشگاه). متاسفانه نتیجه ی خیلی خوبی نگرفتم. باید به دروس با ضریب بالا، بیشتر اهمیت داد ولی نباید به هیچ وجه از دروس دیگر غافل شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
بله. در سوال ۱۰ کمی توضیح دادم. مثلا الگوریتم ، هوش مصنوعی و معماری رو نسبت به سایر دروس، کمتر بلد بودم. به همین دلیل، امسال اول این دروس رو مطالعه کردم. دروسی مانند ساختمان داده و نرم افزار رو هفته های پایانی مطالعه کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برای اکثر دروس منابع رو مشخص کرده بودم. هر چند در مورد مفید بودن بعضیشون مطمئن نبودم. بر اساس منبع درس میخوندم. مثلا برای بحث درخت ها ، کتاب پارسه رو می خوندم و هرجا مبهم بود به کتب مقسمی مراجعه می کردم تا ببینم که آیا اون کتاب توضیح اضافی داره یا نه؟ البته گاهی اوقات که مطالعه مبحثی از نظر زمانی خیلی طولانی می شد، سعی می کردم تا اون مبحث رو عوض کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
از فیلم یا صدا استفاده نکردم. فقط از کتاب های مرجع و بعضی کتاب های تستی.<br />
منابع مورد استفاده ی خودم رو در ادامه ذکر کردم. این نکته رو  باید مد نظرتون باشه که هر کسی روش خاص خودش رو  برای مطالعه داره و ممکنه منابع مورد استفاده ی بنده، به درد دیگران نخوره. مثلا بنده رابطه ی خوبی با کتب تستی ندارم و بیشتر علاقه دارم کتب مرجع ( ترجیحا انگلیسی )رو مطالعه کنم و بعد سراغ کتاب تستی بروم. در حالی که بعضی از دوستان به خوندن کتب تستی علاقه دارن و کتب مرجع رو مطالعه نمی کنند. اینکه از چه روشی و از چه کتاب هایی استفاده کنید ،کاملا بستگی به خودتون داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان : </span>منبع خاصی رو نمی دونم ولی خیلی ها کتاب ۵۰۴ رو پیشنهاد می کنند.<br />
<span style="font-weight: bold;">گسسته :</span> بنده قسمت هایی از کتب ۴ جلدی گریمالدی رو مطالعه کردم. معمولا خوندن گسسته زمان زیادی رو می بره و امکان داره تستهایی رو مطرح کنند (مانند امسال) که نشه در سرجلسه حل کرد. اگه مبحثی که می خونید براتون خیلی جدیده و یا زمانبر هست ، اون مبحث رو نادیده بگیرید. کتب پوران پژوهش هم ظاهرا خوبه ( اینطوری شنیدم ) ولی به نظرم از بین گریمالدی و پوران ، یکی رو انتخاب کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده : </span>کتاب پارسه و مقسمی<br />
<span style="font-weight: bold;">الگوریتم :</span> قسمت هایی از نیوپولیتان ، قسمت هایی از CLRS را به همراه مساله های آن کتاب<br />
<span style="font-weight: bold;">شبکه :</span> مفاهیم لایه ی فیزیکی از کتاب دکتر بهروز فروزان (data communication and networking ) ،<br />
 مفاهیم لایه ی پیوند داده از فروزان و استالینگز (فصل ۷ و پیوست ۷ ویراست ۷ کتاب استالینگز که در فصل ۷ کتاب دکتر حقیقت  -فصل کنترل جریان-  هم اومده، خیلی مهمه که در چند سال اخیر از اون سوال مطرح شده ) ،<br />
 لایه ی شبکه و انتقال از کتاب اصول مهندسی اینترنت نوشته ی احسان ملکیان.<br />
 ضمنا ، قسمت هایی از کتاب پارسه رو هم مطالعه کردم.<br />
چند روز پیش که با یکی از دانشجوهای شریف ( که موفق به زدن ۵ تست شبکه شده بود) صحبت می کردم ، ایشون گفتن که سوالات امسال اکثرا از کتاب top down approach نوشته  Kurose بود. ترجمه ی این کتاب در بازار هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">نرم افزار: </span>کتاب مهندسی نرم افزار پرسمن - ویراست ۷(زبان اصلی). متن نسبتا سنگینی داره.  فصل های مربوط به تست نرم افزار و کیفیت نرم افزار بسیار مهم هستند. در آخر کتاب پیوستی در مورد مفاهیم و دیاگرام های شی گرا وجود داره که بسیار مهم هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">هوش مصنوعی :</span> کتاب پوران پژوهش . من تقریبا برای ۷ فصل کتاب زبان اصلی نوشته ی " راسل  " رو خوندم که متاسفانه زمان زیادی ازم برد. بعدا کتاب پوران پژوهش (ترجمه و تالیف خانم مهدیه شادی) رو دیدم. به نظرم واقعا کتاب خوبیه چون هم ترجمه ی روانی داره، تست های سال های پیش رو آورده و از همه مهمتر اینکه تمرینات مهم آخر فصل کتاب راسل رو هم در قالب تست حل کرده.<br />
<span style="font-weight: bold;">پایگاه داده :</span> قسمت هایی از کتاب database systems نوشته ی Elmasri . سعی کنید روی مفاهیم نرمالسازی زیاد کار کنید. از بین کتابهایی که دیدم ، به نظرم بهترین کتابی که در مورد نرمالسازی صحبت کرده ، همین کتاب هست. توصیه می کنم فصل ۱۵ و اوایل فصل ۱۶ این کتاب رو یک نگاهی بندازید.<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم عامل :</span> قسمت هایی از کتاب استالینگز که ترجمه ی بسیار روانی داره ( دکتر پدرام و صدیقی ) به همراه حل مساله های آن + قسمت هایی از کتاب مقسمی<br />
مدیریت: جلد اول کتاب پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری : </span>قسمت هایی از کتاب مرجع معماری ( موریس مانو) به همراه حل مساله های آن. برخی قسمت های این کتاب رو از نسخه ی انگلیسی خوندم. + بعضی از فصل های کتاب پوران پژوهش<br />
اینها بخشی از کتاب هایی بودند که بنده مطالعه کردم.<span style="font-weight: bold;"> اگه می خواید کتاب مرجع بخونید ، برای اینکه بتونید در کنکور نتیجه بگیرید ، حتما باید مساله های آخر فصل رو حل بکنید.</span>حل المسائل این کتاب ها رو می تونید از اینترنت پیدا کنید. (البته برای بعضی از دروس مانند نرم افزار ، نیازی به حل مسائل آخر فصل نیست) <br />
باز هم تاکید می کنم که این کتاب ها برای بنده مفید بودند ولی ممکن هست که شما با این منابع راحت نباشین و این منابع برای شما مفید نباشن. ضمنا اگه قبلا به خوندن کتاب زبان اصلی عادت نکردین ، به نظرم بهتره همون کتاب فارسی رو بخونین. خوندن کتاب زبان اصلی ، نسبتا زمانبر هست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
اگه منظورتون کنکور  هست ، دقیق نمیدونم. بستگی به فرد داره. اما اگه منظورتون مطالعه ی غیرکنکوری هست ، به نظرم باید به غیر از دروس عمومی، اکثر دروس دیگر رو از روی کتاب مرجع ( ترجیحا انگلیسی ) خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
شدیدا به خوندن کتاب مرجع علاقه داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوب یا  عالی؟</span><br />
در مورد  زبان ، پایه ی قبلی داشتم. امسال برای کنکور تقریبا منبع خاصی رو نخوندم. چند سال هست که برای دروس از منابع انگلیسی استفاده می کنم و به همین دلیل در کنکور مشکل خاصی نداشتم. به نظرم استفاده از نرم افزارهایی که از شیوه ی تکرار منظم استفاده می کنند (مانند نرم افزار نارسیس) خیلی می تونه مفید باشه. در زمینه ی reading ، سطح زبان بنده نسبتا خوب هست ولی در زمینه ی نوشتن و مکالمه، متاسفانه مهارت کافی رو ندارم که ان شاالله در آینده تقویت می کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
در کنکور آی تی، از بین دروس ریاضی فقط درس گسسته وجود داره که به نظرم باید در حد متوسطی اون رو خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
همانطوری که قبلا عرض کردم ، برنامه ریزی دقیقی نداشتم. فقط بر اساس نقاط ضعف و قوت خودم مطالعه می کردم. مثلا از بین دروسی که ضعیف بودم، ۴ تا رو انتخاب می کردم و ۲ یا ۳ ماه مطالعه می کردم. اوایل به صورت روزانه مطالعه میکردم و پس از مدتی یک روز در میان.  هر کدام را که تمام می کردم ، سعی میکردم یکی دیگه رو جایگزین کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها در خانه مطالعه می کردم. بعضی اوقات که به دانشگاه می رفتم ، با یکی از دوستان در مورد دروس بحث میکردیم و از همدیگه سوال می پرسیدیم و ...<br />
به نظرم بهتره آدم خودش تنها بخونه و در زمان های مشخصی (مثلا یکبار در هفته ) با دوستان کنکوری جلسه بذاره برای تبادل نظر.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سرعت رو اندازه نمی گرفتم ولی مدت زمان مطالعه رو به دقت اندازه می گرفتم و در جدول روزانه یادداشت می کردم. بر اساس مدت زمان مطالعه میشه سرعت رو محاسبه کرد.به نظرم سرعت مطالعه به خودی خود ارزش نداره چون مباحث با همدیگه متفاوت هستن. بعضی از درس ها آسون هستن و سریع میشه خوند ولی بعضی مباحث هستند که نیاز به تعمق و صرف زمان بیشتر دارند. با این حال وقتی می دیدم که مثلا مطالعه ی یک فصل، بیش از اندازه کش دار شده ، سعی می کردم مباحث کم اهمیت تر اون فصل رو نادیده بگیرم و فصل بعدی رو شروع کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی می کردم زمان بیشتری رو به اون درس اختصاص بدم. هیچ درسی رو کنار نگذاشتم. ولی بعضی از مباحث بعضی دروس رو کنار گذاشتم. مثلا می دانستم که فصل همزمانی در درس سیستم عامل، یکی از سخت ترین و زمانبرترین مباحث این درس هست که حتی با وجود مطالعه ی خیلی زیاد، لزوما نمیشه تست اون رو زد. به همین دلیل ، این فصل رو حذف کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
برای گرایش ۲و۳ باید معماری خوند و برای گرایش ۱و ۴ باید مدیریت خوند. از مدیریت خیلی خوشم نمی اومد ولی برای اینکه در انتخاب رشته دستم باز باشه ، اون رو هم کمی خوندم. تمرکز  اصلی بنده روی گرایش ۲و ۳ بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
همانطوری که قبلا عرض کردم ، سرعت مطالعه ، از جهاتی بستگی به نوع درس داره. از طرف دیگه نمیشه که همیشه به طور یکنواخت و با سرعت مشخصی درس خوند. بعضی وقتا سریع وبعضی وقتا کند. بعضی مواقع خستگی ناشی از درس خوندن و کار روی پروژه ، باعث بی انگیزه گی و بی میل  شدن من می شد که البته با استراحت کردن مشکل حل می شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
برای کنکور امسال (۱۳۹۲) از هیچ کلاسی استفاده نکردم. برای کنکور گذشته (۱۳۹۱) برای دو درس شبکه و گسسته سر کلاس رفتم که البته در نهایت، شبکه در اواسط تعطیل شد وپولمون رو برگرداندند و گسسته را هم نتوانستم در جلسات پایانی شرکت کنم.<br />
به نظرم شرکت در کلاس بستگی به خود آدم داره. مثلا من خودم دوست دارم به جای اینکه وقت خودم رو صرف رفتن و برگشتن و نشستن در کلاس بکنم ،توی خونه بشینم و مطالعه کنم. به همین دلیل امسال سرکلاس کنکور نرفتم. البته شاید یک علتش هم این بود که خیلی از دروس رو در دانشگاه خوب خونده بودم. به نظرم اگر دوستان در درسی ضعیف هستند ، می تونند از کلاس های کنکور  استفاده کنند. این باعث میشه که هم در حال و هوای کنکور قرار بگیرن و هم سرعت یادگیری شون بالا بره. البته باید تعداد کلاس ها متعادل باشه به طوری که بتونن ضمن کلاس رفتن ، درس رو در خونه هم مطالعه کنن.  بعضی وقتا فکر می کنم که شاید بهتر بود من هم برای بعضی درسا که در دانشگاه کامل تدریس نشده بود ، سر کلاس می رفتم. چون باعث می شد سریعتر یاد بگیرم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بنده امسال فقط در دو آزمون جامع پارسه شرکت کردم. به نظرم آزمون های مرحله ای ارزش چندانی ندارند ولی آزمون های جامع، تا حدودی می تونه نشان دهنده ی جایگاه علمی فرد نسبت به سایرین باشه. البته نباید به نتایج آزمون خیلی اعتنا کرد ، چرا که ممکنه عوامل زیادی ( از جمله شانس ) در نتیجه ی اون تاثیرگذار باشه. ضمن اینکه افراد زیادی (مانند خودم ) هستند که تا لحظه ی آخر مطالعه می کنند و سعی می کنند ضعف های خودشون رو برطرف کنند . اگر در چند آزمون متوالی رتبه تون خیلی بالا و پایین میشه  ( نوسان زیادی داره ) ، باید احساس خطر بکنید و  بدونید که نوع سوالات شدیدا در رتبه ی شما تاثیر گذار هستند.  <br />
اگر در آزمون های آزمایشی شرکت می کنید ، حتما بعد از آزمون، سوالات رو بررسی بکنید. ببینید که چرا سوالی رو غلط جواب دادید، جواب درست سوال کدومه و چرا و ....<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
متاسفانه خیلی از درس ها رو با وجود اینکه خیلی خوب خونده بودم ، نتونستم جمع بندی کنم. بعضی از درس هایی که سال پیش خوب خونده بودم رو ( مانند نرم افزار و  ساختمان داده) در  هفته های پایانی ، مرور کردم و اصلا نیازی به جمع بندی نشد. بعضی از دروس ها مانند الگوریتم و هوش مصنوعی رو روز قبل کنکور مرور کردم. ولی توصیه بنده به دوستان دیگر این هست که حتما زمان دقیقی رو ( مثلا از اوایل دی ) برای جمع بندی مشخص کنند. گاهی جمع بندی نکردن درس ، فرقی با نخوندن درس نداره. شاید علت اینکه بنده بدون جمع بندیِ درست نتیجه ی خوبی گرفتم این بود که پایه ی قوی داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
دقیق نمیدونم. شاید بشه گفت که آخرین هفته و آخرین روز قبل کنکور، بیشترین میزان مطالعه رو انجام دادم. سعی من بر این بود تا به اکثر مطالب یه نگاهی بندازم تا با حداکثر آمادگی در جلسه حاضر بشم و سریع جواب بدم. من در دو آزمون جامع پارسه در گرایش ۲و ۳ رتبه ی ۳۸ و ۳۹ رو بدست آورده بودم ولی می دونستم این رتبه به هیچ وجه قابل اعتنا نیست. با توجه به ظرفیت خیلی کمی که رشته ی آی تی داره ، فقط امیدوار بودم که بتونم رتبه ی زیر ۲۰۰ بیارم تا حداقل بتونم از روزانه یا شبانه قبول بشم. ولی بعد از اتمام کنکور ، احساس کردم که سر جلسه آمادگی بالایی داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بر اساس تجربه ای که داشتم، در مورد بعضی از دروس یکسری پیش بینی هایی کرده بودم. میدونستم که تقریبا نمی تونم درسی رو صد در صد بزنم. احتمال می دادم که هیچ یک از تست های سیستم عامل و یا معماری رو نتونم بزنم. بعضی از پیش بینی ها درست و بعضی نادرست بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه. به هیچ وجه. تقریبا می تونم بگم که کنکور دقیقا طوری که فکرش رو می کردم پیش رفت. این به دلیل تجربه ی من از سال پیش بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. زبان را گذاشته بودم برای ۲۰ دقیقه ی آخر. زدن تست رو از دروس مشترک شروع کردم. میدونستم که درس گسسته و طراحی الگوریتم رو  باید سریع رد شد. بقیه ی سوالات مشترک رو هم زدم و رفتم سراغ تخصصی مشترک. بعدش معماری. فکر کنم بعدش هم مدیریت رو زدم و در نهایت زبان. در مدت باقیمانده هم برگشتم و بعضی از سوالات رو که  برای آخر جلسه نگه داشته بودم رو حل کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
در کنکور باید انتظار هر نوع سوالی رو داشته باشید و برای هرکدامشون بایستی برنامه داشته باشید. اگه می خواهید رتبه ی خوبی بیارید، باید بدونید که برای هر سوالی چه عکس العملی باید داشته باشید. در حالت کلی می تونم بهتون بگم که کنکور جای جنگیدن با سوال نیست.<br />
به نظر من وقتی شما یک مبحثی رو خوب میخونید ، به احتمال بسیار زیاد (مثلا ۸۰ %) ، میتونید تست های مربوط به اون بحث حل کنید. همین موضوع باعث میشه که خیلی از ماها دچار اشتباه بشیم و فکر کنیم که چون برای خوندن اون موضوع خیلی وقت گذاشتیم، پس باید هر طوری که شده تست اون مبحث رو جواب بدیم. در حالی که باید بدونیم که بعضی اوقات، تسلط ما بر مبحثی ، کاربردش این هست که تشخیص دهیم سوال ، قابل حل شدن سر جلسه ی کنکور ( در مدت زمان حداکثر ۵ دقیقه ) نیست و باید سریعا ازش رد بشیم. <br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو دیدی و  می دونی که میتونی سرجلسه حل کنی. این سوالات رو همان لحظه حل میکنی. مثلا سوالی در مورد پیمایش درخت اومده و شما همون لحظه حل میکنی.<br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو دیدی ولی احتمال میدی که وقتگیر باشه و یا به نتیجه نرسی. این سوالات رو برای آخر جلسه نگه می داری. مثلا سوال شبکه در مورد زیرلایه ی دسترسی به رسانه (MAC) اومده و از شما خواسته شده تا بهترین اندازه اطلاعات برای کارایی بهینه رو محاسبه کنید و شما متوجه می شوید که برای حل این سوال باید مشتق گیری کنید و ... <br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو ندیدی ولی وقتی ۱ یا ۲ دقیقه بهش فکر می کنی ، احتمال می دی که می تونی حلش کنی. اگه ۲ یا ۳ دقیقه دیگه فکر کردی و تونستی حل کنی ، چه خوب ! ولی اگه نتونستی به جواب برسی ، نباید دیگه روی اون وقت بذاری ( و یا به اصلاح شما ، نباید باهاش بجنگی). اگه در آخر جلسه وقت کردی ، می تونی مجددا به این سوالات برگردی.<br />
بعضی از سوالات هم هستند که برات خیلی جدید هستن و وقتی کمی بهش فکر می کنی ، هیچ سرنخی که بتونه در حل اون کمکت کنه بدست نمیآری. سریعا باید اون سوال رو رد کنی.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
متن آخر انگلیسی رو وقت نکردم بخونم. با این حال به نظرم زمان رو تقریبا خوب مدیریت کردم. شاید اگه وقت بیشتری داشتم ، درصدهام از این بهتر میشد ( شاید ) ولی این رو هم باید در نظر داشت که محدودیت زمانی ۳ ساعت ، خودش جزعی از این رقابت کنکور هست و داوطلب باید خودش رو برای حداکثر آمادگی در این ۳ ساعت آماده کنه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
نه. نمی شد از جلسه بیرون آورد. ولی تقریبا همه ی جواب هام یادم بود. طبق محاسبات خودم زبان رو تقریبا ۵۰ زده بودم ولی در کارنامه ۴۵ درج شده ( البته شاید من اشتباه محاسبه کرده بودم و یک تست نادرست رو درست در نظر گرفته بودم ). بقیه ی درصد با در نظر گرفتن کلید نهایی سنجش ، با محاسبات من کاملا همخوانی داشت.<br />
 فکر میکردم در بهترین حالت رتبه ام حدود ۳۰ بشه ولی خدا رو شکر ۳ شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
همه ی عواملی که ذکر شده ، کم و بیش در موفقیت تاثیر دارن و دقیقا نمیشه گفت که هر کدام چند درصد. با اینحال به نظرم پایه ی تحصیلی و همچنین تجربه ی سال پیش (در لیست شما اشاره نشده) برای من بیشترین نقش رو داشت.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 یکسری اهداف دارم ولی متاسفانه فعلا نمیتونم بگم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
به نظرم خیلی زیاد. <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
خانواده ام<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
بله. مثلا هوش رو از کتاب مرجع انگلیسی خوندم و وقتم رو خیلی گرفت در حالی که میتونستم از کتاب تستی بخونم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
به نظرم گفتنی ها رو دوستان دیگر در مصاحبه هاشون به خوبی گفتن. <br />
کنکور فقط آزمون علمی نیست. امتحانی هست که مجموعه ای از مهارت های شما ( مهارت علمی ، مدیریت زمان ، صبر و استقامت در گذر زمان، مدیریت و اصلاح برنامه و ...) در معرض آزمایش قرار می گیرند. در هر کدام از این موارد ضعیف باشین ، با مشکل مواجه میشین. مثلا اگه تلاش زیاد بکنید ولی سر جلسه نتونید زمان رو مدیریت کنید ، نتیجه ی مورد نظرتون رو نمی گیرید.<br />
شاید جواب بعضی از سوالات رو ناقص داده باشم و یا مبهم باشن. اگه توضیح بیشتری لازم هست، دوستان محترم  نظر بدهند تا توضیح بدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
گمان نمی کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
هر چند من خودم تازه عضو این سایت شدم ( قبلا از این سایت استفاده میکردم اما به تازگی عضو شدم) ولی به نظرم محیط بسیار مناسبی هست برای دانشجویان تا بتونند در مورد مسائل درسی و یا غیردرسی با همدیگر تبادل نظر کنند. از همه ی مدیران این سایت که زحمات زیادی می کشند ، تشکر میکنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
بسیار ممنونم. بنده هم برای دوستان آرزوی موفقیت دارم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بنام خدا<br />
اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     <br />
</span><br />
نوری هستم. متولد ۱۳۶۷ .به لطف خدا در کنکور ارشد امسال (۱۳۹۲) در گرایش امنیت و شبکه رتبه ی ۳ و در گرایش تجارت و فناوری اطلاعات ، رتبه ی ۷ رو کسب کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱-	در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
فارغ التحصیل کارشناسی پیوسته ی رشته ی فناوری اطلاعات هستم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲-	با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ <br />
</span><br />
از دوران دبیرستان به کامپیوتر و مباحث اون علاقه داشتم. انتخاب اول من هم در کارشناسی ، رشته ی آی تی بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳-	کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
دانشگاه صنعتی ارومیه<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴-	در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
  </span><br />
 می شه گفت که آدم درس خونی بودم. به جز یک ترم ، بقیه ی ترم ها معدلم الف بود و به عنوان شاگرد دوم فارغ التحصیل شدم. به اکثر درس ها علاقه داشتم ولی بعضی از درس ها هم بود که می خواستم با نمره ی متوسط هم که شده پاس کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۵-	از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
  </span><br />
از ابتدا هدفم ادامه تحصیل بود. به طور جدی از اواخر ترم ۷ مطالعه کنکور ارشد رو شروع کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۶-	آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span>از همان اول به این رشته فکر می کردم. البته در کنکور کامپیوتر هم شرکت کردم.<span style="font-weight: bold;"><br />
۷-	میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو  را  بگید.</span><br />
زبان تخصصی: ۴۵,۵۶<br />
مشترک ۳۷,۹۳<br />
مدیریت: ۲۸,۸۹<br />
تخصصی مشترک : ۴۸,۱۵<br />
معماری: ۵۰<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۸-	آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید. </span><br />
سال دومی بود که به صورت جدی شرکت کرده بودم. سال پیش رتبه ام ۴۰۱ و ۴۵۷ شده بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹-	بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
دقیقا نمیشه گفت. از جهاتی شبیه و از جهاتی متفاوت هستن. بستگی به درس ، منبع درسی و استاد اون درس داره. برای بعضی از دروس منابعی رو می خوندیم که منبع کنکور بود ولی برای بعضی نه. بعضی از دروس به صورت کامل تدریس نمی شد ( شاید به دلیل محدودیت زمان) در حالی که بسیاری از مباحث تدریس نشده ، جز مباحث مهم کنکور بودن.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰-	از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
برنامه ی خیلی دقیقی نداشتم. در ابتدا ۴ تا از دروسی که در اون ها ضعیفتر بودم رو انتخاب کردم. چند ماه (شاید ۲ یا ۳ ماه) روی اون ها وقت گذاشتم و بعد دروس دیگر رو خوندم.  وقفه هم پیش اومد. چون امسال هم باید پروژه ی کارشناسی رو تحویل می دادم و هم برای کنکور وقت می ذاشتم ، در اواخر آذر ، وقفه ای در مطالعه ام پیش اومد.<br />
 <span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱-	برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
در سوال قبلی جواب داده شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲-	بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
سال پیش فقط روی دروس ضریب ۴ تمرکز کرده بودم و به دروس دیگر کمتر توجه کرده بودم ( به دلیل محدودیت زمانی ناشی از درس های دانشگاه). متاسفانه نتیجه ی خیلی خوبی نگرفتم. باید به دروس با ضریب بالا، بیشتر اهمیت داد ولی نباید به هیچ وجه از دروس دیگر غافل شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳-	آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
بله. در سوال ۱۰ کمی توضیح دادم. مثلا الگوریتم ، هوش مصنوعی و معماری رو نسبت به سایر دروس، کمتر بلد بودم. به همین دلیل، امسال اول این دروس رو مطالعه کردم. دروسی مانند ساختمان داده و نرم افزار رو هفته های پایانی مطالعه کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۴-	خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برای اکثر دروس منابع رو مشخص کرده بودم. هر چند در مورد مفید بودن بعضیشون مطمئن نبودم. بر اساس منبع درس میخوندم. مثلا برای بحث درخت ها ، کتاب پارسه رو می خوندم و هرجا مبهم بود به کتب مقسمی مراجعه می کردم تا ببینم که آیا اون کتاب توضیح اضافی داره یا نه؟ البته گاهی اوقات که مطالعه مبحثی از نظر زمانی خیلی طولانی می شد، سعی می کردم تا اون مبحث رو عوض کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۵-	میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
از فیلم یا صدا استفاده نکردم. فقط از کتاب های مرجع و بعضی کتاب های تستی.<br />
منابع مورد استفاده ی خودم رو در ادامه ذکر کردم. این نکته رو  باید مد نظرتون باشه که هر کسی روش خاص خودش رو  برای مطالعه داره و ممکنه منابع مورد استفاده ی بنده، به درد دیگران نخوره. مثلا بنده رابطه ی خوبی با کتب تستی ندارم و بیشتر علاقه دارم کتب مرجع ( ترجیحا انگلیسی )رو مطالعه کنم و بعد سراغ کتاب تستی بروم. در حالی که بعضی از دوستان به خوندن کتب تستی علاقه دارن و کتب مرجع رو مطالعه نمی کنند. اینکه از چه روشی و از چه کتاب هایی استفاده کنید ،کاملا بستگی به خودتون داره.<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان : </span>منبع خاصی رو نمی دونم ولی خیلی ها کتاب ۵۰۴ رو پیشنهاد می کنند.<br />
<span style="font-weight: bold;">گسسته :</span> بنده قسمت هایی از کتب ۴ جلدی گریمالدی رو مطالعه کردم. معمولا خوندن گسسته زمان زیادی رو می بره و امکان داره تستهایی رو مطرح کنند (مانند امسال) که نشه در سرجلسه حل کرد. اگه مبحثی که می خونید براتون خیلی جدیده و یا زمانبر هست ، اون مبحث رو نادیده بگیرید. کتب پوران پژوهش هم ظاهرا خوبه ( اینطوری شنیدم ) ولی به نظرم از بین گریمالدی و پوران ، یکی رو انتخاب کنید.<br />
<span style="font-weight: bold;">ساختمان داده : </span>کتاب پارسه و مقسمی<br />
<span style="font-weight: bold;">الگوریتم :</span> قسمت هایی از نیوپولیتان ، قسمت هایی از CLRS را به همراه مساله های آن کتاب<br />
<span style="font-weight: bold;">شبکه :</span> مفاهیم لایه ی فیزیکی از کتاب دکتر بهروز فروزان (data communication and networking ) ،<br />
 مفاهیم لایه ی پیوند داده از فروزان و استالینگز (فصل ۷ و پیوست ۷ ویراست ۷ کتاب استالینگز که در فصل ۷ کتاب دکتر حقیقت  -فصل کنترل جریان-  هم اومده، خیلی مهمه که در چند سال اخیر از اون سوال مطرح شده ) ،<br />
 لایه ی شبکه و انتقال از کتاب اصول مهندسی اینترنت نوشته ی احسان ملکیان.<br />
 ضمنا ، قسمت هایی از کتاب پارسه رو هم مطالعه کردم.<br />
چند روز پیش که با یکی از دانشجوهای شریف ( که موفق به زدن ۵ تست شبکه شده بود) صحبت می کردم ، ایشون گفتن که سوالات امسال اکثرا از کتاب top down approach نوشته  Kurose بود. ترجمه ی این کتاب در بازار هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">نرم افزار: </span>کتاب مهندسی نرم افزار پرسمن - ویراست ۷(زبان اصلی). متن نسبتا سنگینی داره.  فصل های مربوط به تست نرم افزار و کیفیت نرم افزار بسیار مهم هستند. در آخر کتاب پیوستی در مورد مفاهیم و دیاگرام های شی گرا وجود داره که بسیار مهم هست.<br />
<span style="font-weight: bold;">هوش مصنوعی :</span> کتاب پوران پژوهش . من تقریبا برای ۷ فصل کتاب زبان اصلی نوشته ی " راسل  " رو خوندم که متاسفانه زمان زیادی ازم برد. بعدا کتاب پوران پژوهش (ترجمه و تالیف خانم مهدیه شادی) رو دیدم. به نظرم واقعا کتاب خوبیه چون هم ترجمه ی روانی داره، تست های سال های پیش رو آورده و از همه مهمتر اینکه تمرینات مهم آخر فصل کتاب راسل رو هم در قالب تست حل کرده.<br />
<span style="font-weight: bold;">پایگاه داده :</span> قسمت هایی از کتاب database systems نوشته ی Elmasri . سعی کنید روی مفاهیم نرمالسازی زیاد کار کنید. از بین کتابهایی که دیدم ، به نظرم بهترین کتابی که در مورد نرمالسازی صحبت کرده ، همین کتاب هست. توصیه می کنم فصل ۱۵ و اوایل فصل ۱۶ این کتاب رو یک نگاهی بندازید.<br />
<span style="font-weight: bold;">سیستم عامل :</span> قسمت هایی از کتاب استالینگز که ترجمه ی بسیار روانی داره ( دکتر پدرام و صدیقی ) به همراه حل مساله های آن + قسمت هایی از کتاب مقسمی<br />
مدیریت: جلد اول کتاب پارسه<br />
<span style="font-weight: bold;">معماری : </span>قسمت هایی از کتاب مرجع معماری ( موریس مانو) به همراه حل مساله های آن. برخی قسمت های این کتاب رو از نسخه ی انگلیسی خوندم. + بعضی از فصل های کتاب پوران پژوهش<br />
اینها بخشی از کتاب هایی بودند که بنده مطالعه کردم.<span style="font-weight: bold;"> اگه می خواید کتاب مرجع بخونید ، برای اینکه بتونید در کنکور نتیجه بگیرید ، حتما باید مساله های آخر فصل رو حل بکنید.</span>حل المسائل این کتاب ها رو می تونید از اینترنت پیدا کنید. (البته برای بعضی از دروس مانند نرم افزار ، نیازی به حل مسائل آخر فصل نیست) <br />
باز هم تاکید می کنم که این کتاب ها برای بنده مفید بودند ولی ممکن هست که شما با این منابع راحت نباشین و این منابع برای شما مفید نباشن. ضمنا اگه قبلا به خوندن کتاب زبان اصلی عادت نکردین ، به نظرم بهتره همون کتاب فارسی رو بخونین. خوندن کتاب زبان اصلی ، نسبتا زمانبر هست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۶-	بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
اگه منظورتون کنکور  هست ، دقیق نمیدونم. بستگی به فرد داره. اما اگه منظورتون مطالعه ی غیرکنکوری هست ، به نظرم باید به غیر از دروس عمومی، اکثر دروس دیگر رو از روی کتاب مرجع ( ترجیحا انگلیسی ) خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۷-	ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
شدیدا به خوندن کتاب مرجع علاقه داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۸-	زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوب یا  عالی؟</span><br />
در مورد  زبان ، پایه ی قبلی داشتم. امسال برای کنکور تقریبا منبع خاصی رو نخوندم. چند سال هست که برای دروس از منابع انگلیسی استفاده می کنم و به همین دلیل در کنکور مشکل خاصی نداشتم. به نظرم استفاده از نرم افزارهایی که از شیوه ی تکرار منظم استفاده می کنند (مانند نرم افزار نارسیس) خیلی می تونه مفید باشه. در زمینه ی reading ، سطح زبان بنده نسبتا خوب هست ولی در زمینه ی نوشتن و مکالمه، متاسفانه مهارت کافی رو ندارم که ان شاالله در آینده تقویت می کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۹-	در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
در کنکور آی تی، از بین دروس ریاضی فقط درس گسسته وجود داره که به نظرم باید در حد متوسطی اون رو خوند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۰-	اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span><br />
همانطوری که قبلا عرض کردم ، برنامه ریزی دقیقی نداشتم. فقط بر اساس نقاط ضعف و قوت خودم مطالعه می کردم. مثلا از بین دروسی که ضعیف بودم، ۴ تا رو انتخاب می کردم و ۲ یا ۳ ماه مطالعه می کردم. اوایل به صورت روزانه مطالعه میکردم و پس از مدتی یک روز در میان.  هر کدام را که تمام می کردم ، سعی میکردم یکی دیگه رو جایگزین کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۱-	آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها در خانه مطالعه می کردم. بعضی اوقات که به دانشگاه می رفتم ، با یکی از دوستان در مورد دروس بحث میکردیم و از همدیگه سوال می پرسیدیم و ...<br />
به نظرم بهتره آدم خودش تنها بخونه و در زمان های مشخصی (مثلا یکبار در هفته ) با دوستان کنکوری جلسه بذاره برای تبادل نظر.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۲-	حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
سرعت رو اندازه نمی گرفتم ولی مدت زمان مطالعه رو به دقت اندازه می گرفتم و در جدول روزانه یادداشت می کردم. بر اساس مدت زمان مطالعه میشه سرعت رو محاسبه کرد.به نظرم سرعت مطالعه به خودی خود ارزش نداره چون مباحث با همدیگه متفاوت هستن. بعضی از درس ها آسون هستن و سریع میشه خوند ولی بعضی مباحث هستند که نیاز به تعمق و صرف زمان بیشتر دارند. با این حال وقتی می دیدم که مثلا مطالعه ی یک فصل، بیش از اندازه کش دار شده ، سعی می کردم مباحث کم اهمیت تر اون فصل رو نادیده بگیرم و فصل بعدی رو شروع کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۳-	 اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی می کردم زمان بیشتری رو به اون درس اختصاص بدم. هیچ درسی رو کنار نگذاشتم. ولی بعضی از مباحث بعضی دروس رو کنار گذاشتم. مثلا می دانستم که فصل همزمانی در درس سیستم عامل، یکی از سخت ترین و زمانبرترین مباحث این درس هست که حتی با وجود مطالعه ی خیلی زیاد، لزوما نمیشه تست اون رو زد. به همین دلیل ، این فصل رو حذف کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۴-	اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
برای گرایش ۲و۳ باید معماری خوند و برای گرایش ۱و ۴ باید مدیریت خوند. از مدیریت خیلی خوشم نمی اومد ولی برای اینکه در انتخاب رشته دستم باز باشه ، اون رو هم کمی خوندم. تمرکز  اصلی بنده روی گرایش ۲و ۳ بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۵-	آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
همانطوری که قبلا عرض کردم ، سرعت مطالعه ، از جهاتی بستگی به نوع درس داره. از طرف دیگه نمیشه که همیشه به طور یکنواخت و با سرعت مشخصی درس خوند. بعضی وقتا سریع وبعضی وقتا کند. بعضی مواقع خستگی ناشی از درس خوندن و کار روی پروژه ، باعث بی انگیزه گی و بی میل  شدن من می شد که البته با استراحت کردن مشکل حل می شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۶-	از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
برای کنکور امسال (۱۳۹۲) از هیچ کلاسی استفاده نکردم. برای کنکور گذشته (۱۳۹۱) برای دو درس شبکه و گسسته سر کلاس رفتم که البته در نهایت، شبکه در اواسط تعطیل شد وپولمون رو برگرداندند و گسسته را هم نتوانستم در جلسات پایانی شرکت کنم.<br />
به نظرم شرکت در کلاس بستگی به خود آدم داره. مثلا من خودم دوست دارم به جای اینکه وقت خودم رو صرف رفتن و برگشتن و نشستن در کلاس بکنم ،توی خونه بشینم و مطالعه کنم. به همین دلیل امسال سرکلاس کنکور نرفتم. البته شاید یک علتش هم این بود که خیلی از دروس رو در دانشگاه خوب خونده بودم. به نظرم اگر دوستان در درسی ضعیف هستند ، می تونند از کلاس های کنکور  استفاده کنند. این باعث میشه که هم در حال و هوای کنکور قرار بگیرن و هم سرعت یادگیری شون بالا بره. البته باید تعداد کلاس ها متعادل باشه به طوری که بتونن ضمن کلاس رفتن ، درس رو در خونه هم مطالعه کنن.  بعضی وقتا فکر می کنم که شاید بهتر بود من هم برای بعضی درسا که در دانشگاه کامل تدریس نشده بود ، سر کلاس می رفتم. چون باعث می شد سریعتر یاد بگیرم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۷-	آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
بنده امسال فقط در دو آزمون جامع پارسه شرکت کردم. به نظرم آزمون های مرحله ای ارزش چندانی ندارند ولی آزمون های جامع، تا حدودی می تونه نشان دهنده ی جایگاه علمی فرد نسبت به سایرین باشه. البته نباید به نتایج آزمون خیلی اعتنا کرد ، چرا که ممکنه عوامل زیادی ( از جمله شانس ) در نتیجه ی اون تاثیرگذار باشه. ضمن اینکه افراد زیادی (مانند خودم ) هستند که تا لحظه ی آخر مطالعه می کنند و سعی می کنند ضعف های خودشون رو برطرف کنند . اگر در چند آزمون متوالی رتبه تون خیلی بالا و پایین میشه  ( نوسان زیادی داره ) ، باید احساس خطر بکنید و  بدونید که نوع سوالات شدیدا در رتبه ی شما تاثیر گذار هستند.  <br />
اگر در آزمون های آزمایشی شرکت می کنید ، حتما بعد از آزمون، سوالات رو بررسی بکنید. ببینید که چرا سوالی رو غلط جواب دادید، جواب درست سوال کدومه و چرا و ....<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۸-	تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
متاسفانه خیلی از درس ها رو با وجود اینکه خیلی خوب خونده بودم ، نتونستم جمع بندی کنم. بعضی از درس هایی که سال پیش خوب خونده بودم رو ( مانند نرم افزار و  ساختمان داده) در  هفته های پایانی ، مرور کردم و اصلا نیازی به جمع بندی نشد. بعضی از دروس ها مانند الگوریتم و هوش مصنوعی رو روز قبل کنکور مرور کردم. ولی توصیه بنده به دوستان دیگر این هست که حتما زمان دقیقی رو ( مثلا از اوایل دی ) برای جمع بندی مشخص کنند. گاهی جمع بندی نکردن درس ، فرقی با نخوندن درس نداره. شاید علت اینکه بنده بدون جمع بندیِ درست نتیجه ی خوبی گرفتم این بود که پایه ی قوی داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲۹-	برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
دقیق نمیدونم. شاید بشه گفت که آخرین هفته و آخرین روز قبل کنکور، بیشترین میزان مطالعه رو انجام دادم. سعی من بر این بود تا به اکثر مطالب یه نگاهی بندازم تا با حداکثر آمادگی در جلسه حاضر بشم و سریع جواب بدم. من در دو آزمون جامع پارسه در گرایش ۲و ۳ رتبه ی ۳۸ و ۳۹ رو بدست آورده بودم ولی می دونستم این رتبه به هیچ وجه قابل اعتنا نیست. با توجه به ظرفیت خیلی کمی که رشته ی آی تی داره ، فقط امیدوار بودم که بتونم رتبه ی زیر ۲۰۰ بیارم تا حداقل بتونم از روزانه یا شبانه قبول بشم. ولی بعد از اتمام کنکور ، احساس کردم که سر جلسه آمادگی بالایی داشتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۰-	آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
بر اساس تجربه ای که داشتم، در مورد بعضی از دروس یکسری پیش بینی هایی کرده بودم. میدونستم که تقریبا نمی تونم درسی رو صد در صد بزنم. احتمال می دادم که هیچ یک از تست های سیستم عامل و یا معماری رو نتونم بزنم. بعضی از پیش بینی ها درست و بعضی نادرست بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۱-	سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه. به هیچ وجه. تقریبا می تونم بگم که کنکور دقیقا طوری که فکرش رو می کردم پیش رفت. این به دلیل تجربه ی من از سال پیش بود.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۲-	آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. زبان را گذاشته بودم برای ۲۰ دقیقه ی آخر. زدن تست رو از دروس مشترک شروع کردم. میدونستم که درس گسسته و طراحی الگوریتم رو  باید سریع رد شد. بقیه ی سوالات مشترک رو هم زدم و رفتم سراغ تخصصی مشترک. بعدش معماری. فکر کنم بعدش هم مدیریت رو زدم و در نهایت زبان. در مدت باقیمانده هم برگشتم و بعضی از سوالات رو که  برای آخر جلسه نگه داشته بودم رو حل کردم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۳-	وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
در کنکور باید انتظار هر نوع سوالی رو داشته باشید و برای هرکدامشون بایستی برنامه داشته باشید. اگه می خواهید رتبه ی خوبی بیارید، باید بدونید که برای هر سوالی چه عکس العملی باید داشته باشید. در حالت کلی می تونم بهتون بگم که کنکور جای جنگیدن با سوال نیست.<br />
به نظر من وقتی شما یک مبحثی رو خوب میخونید ، به احتمال بسیار زیاد (مثلا ۸۰ %) ، میتونید تست های مربوط به اون بحث حل کنید. همین موضوع باعث میشه که خیلی از ماها دچار اشتباه بشیم و فکر کنیم که چون برای خوندن اون موضوع خیلی وقت گذاشتیم، پس باید هر طوری که شده تست اون مبحث رو جواب بدیم. در حالی که باید بدونیم که بعضی اوقات، تسلط ما بر مبحثی ، کاربردش این هست که تشخیص دهیم سوال ، قابل حل شدن سر جلسه ی کنکور ( در مدت زمان حداکثر ۵ دقیقه ) نیست و باید سریعا ازش رد بشیم. <br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو دیدی و  می دونی که میتونی سرجلسه حل کنی. این سوالات رو همان لحظه حل میکنی. مثلا سوالی در مورد پیمایش درخت اومده و شما همون لحظه حل میکنی.<br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو دیدی ولی احتمال میدی که وقتگیر باشه و یا به نتیجه نرسی. این سوالات رو برای آخر جلسه نگه می داری. مثلا سوال شبکه در مورد زیرلایه ی دسترسی به رسانه (MAC) اومده و از شما خواسته شده تا بهترین اندازه اطلاعات برای کارایی بهینه رو محاسبه کنید و شما متوجه می شوید که برای حل این سوال باید مشتق گیری کنید و ... <br />
بعضی سوالات هستند که قبلا نمونه اش رو ندیدی ولی وقتی ۱ یا ۲ دقیقه بهش فکر می کنی ، احتمال می دی که می تونی حلش کنی. اگه ۲ یا ۳ دقیقه دیگه فکر کردی و تونستی حل کنی ، چه خوب ! ولی اگه نتونستی به جواب برسی ، نباید دیگه روی اون وقت بذاری ( و یا به اصلاح شما ، نباید باهاش بجنگی). اگه در آخر جلسه وقت کردی ، می تونی مجددا به این سوالات برگردی.<br />
بعضی از سوالات هم هستند که برات خیلی جدید هستن و وقتی کمی بهش فکر می کنی ، هیچ سرنخی که بتونه در حل اون کمکت کنه بدست نمیآری. سریعا باید اون سوال رو رد کنی.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۴-	وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
متن آخر انگلیسی رو وقت نکردم بخونم. با این حال به نظرم زمان رو تقریبا خوب مدیریت کردم. شاید اگه وقت بیشتری داشتم ، درصدهام از این بهتر میشد ( شاید ) ولی این رو هم باید در نظر داشت که محدودیت زمانی ۳ ساعت ، خودش جزعی از این رقابت کنکور هست و داوطلب باید خودش رو برای حداکثر آمادگی در این ۳ ساعت آماده کنه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۵-	آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
نه. نمی شد از جلسه بیرون آورد. ولی تقریبا همه ی جواب هام یادم بود. طبق محاسبات خودم زبان رو تقریبا ۵۰ زده بودم ولی در کارنامه ۴۵ درج شده ( البته شاید من اشتباه محاسبه کرده بودم و یک تست نادرست رو درست در نظر گرفته بودم ). بقیه ی درصد با در نظر گرفتن کلید نهایی سنجش ، با محاسبات من کاملا همخوانی داشت.<br />
 فکر میکردم در بهترین حالت رتبه ام حدود ۳۰ بشه ولی خدا رو شکر ۳ شد.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۶-	بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
همه ی عواملی که ذکر شده ، کم و بیش در موفقیت تاثیر دارن و دقیقا نمیشه گفت که هر کدام چند درصد. با اینحال به نظرم پایه ی تحصیلی و همچنین تجربه ی سال پیش (در لیست شما اشاره نشده) برای من بیشترین نقش رو داشت.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۷-	حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
 یکسری اهداف دارم ولی متاسفانه فعلا نمیتونم بگم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۸-	چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
به نظرم خیلی زیاد. <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳۹-	کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
خانواده ام<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۰-	ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
بله. مثلا هوش رو از کتاب مرجع انگلیسی خوندم و وقتم رو خیلی گرفت در حالی که میتونستم از کتاب تستی بخونم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۱-	توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
به نظرم گفتنی ها رو دوستان دیگر در مصاحبه هاشون به خوبی گفتن. <br />
کنکور فقط آزمون علمی نیست. امتحانی هست که مجموعه ای از مهارت های شما ( مهارت علمی ، مدیریت زمان ، صبر و استقامت در گذر زمان، مدیریت و اصلاح برنامه و ...) در معرض آزمایش قرار می گیرند. در هر کدام از این موارد ضعیف باشین ، با مشکل مواجه میشین. مثلا اگه تلاش زیاد بکنید ولی سر جلسه نتونید زمان رو مدیریت کنید ، نتیجه ی مورد نظرتون رو نمی گیرید.<br />
شاید جواب بعضی از سوالات رو ناقص داده باشم و یا مبهم باشن. اگه توضیح بیشتری لازم هست، دوستان محترم  نظر بدهند تا توضیح بدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۲-	بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
گمان نمی کنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴۳-	و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
هر چند من خودم تازه عضو این سایت شدم ( قبلا از این سایت استفاده میکردم اما به تازگی عضو شدم) ولی به نظرم محیط بسیار مناسبی هست برای دانشجویان تا بتونند در مورد مسائل درسی و یا غیردرسی با همدیگر تبادل نظر کنند. از همه ی مدیران این سایت که زحمات زیادی می کشند ، تشکر میکنم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span><br />
بسیار ممنونم. بنده هم برای دوستان آرزوی موفقیت دارم.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>