<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت -  مصاحبه‌های سال ۹۱]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Wed, 13 May 2026 16:00:23 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 30 علوم كامپيوتر]]></title>
			<link>/forum/thread-8984.html</link>
			<pubDate>Sat, 21 Jul 2012 16:17:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8984.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
با یاد خدا و عرض سلام خدمت همه مانشتی¬های عزیزی که این مصاحبه را می¬خونن. به سؤالات با دقت و حوصله جواب میدم تا علاوه بر احترام به مخاطبین، به بعضی سوالاتی هم که ممکنه به ذهن داوطلبین خطور کنه جواب داده باشم؛ اینه که ممکنه مصاحبه کمی طولانی بشه.<br />
مسعود شریعتی هستم، متولد سال ۶۶ و اهل شهرهای قوچان و مشهد. و موفق شدم در آزمون سال ۹۱ در رشته علوم کامپیوتر رتبه ۳۰ را کسب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
دوره مهندسی نرم¬افزار را به صورت ناپیوسته در سال ۸۹ تموم کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
از کودکی علاقمند به رشته¬هایی مثل برق و الکترونیک و مکانیک بودم. وقتی سال اول دبیرستان را تموم کردم مطمئن بودم که می¬خوام در رشته¬های فنی ادامه تحصیل بدم پس لیستی از شش، هفت رشته¬ی مورد علاقه خودمو بر اساس اولویت علاقه تهیه کردم و با برادر بزرگترم دوره افتادم برای ثبت نام در هنرستان. اما چون دیر اقدام کرده بودم و اواخر مهلت ثبت نام بود، ظرفیت اکثر رشته¬های خوب تکمیل شده بود. بالآخره موفق شدم در یکی از هنرستان¬های خوب مشهد به نام ایمان و هنر که بدلیل جابجایی مکانی ساختمونش هنوز ظرفیت داشت، در رشته کامپیوتر ثبت نام کنم. ناگفته نماند که اون موقع هیچ اطلاعی از این رشته و حتی از خود کامپیوتر نداشتم و این رشته اولویت پنجم، ششمم بود ولی می¬دونستم که دارم انتخاب مهمی انجام میدم و باید پاش بمونم. سال اول هنرستان با تحمل سختی¬ها و کمک دبیران (خوبی مثل مهندس پورفرخی که همینجا ازشون قدردانی می¬کنم) به این رشته و مخصوصاً برنامه¬نویسی علاقمند شدم. سال سوم را در هنرستان محمودیه۱۲ قوچان به پایان بردم و تابستان همون سال با ۴۰ روز خوندن برای کنکور در آزمون کاردانی پیوسته شرکت کردم و (با رتبه ۲۶۸۹ از بین حدود ۹۰۰۰۰ شرکت کننده) از مهر ۸۴ وارد مقطع کاردانی نرم¬افزار شدم. کاردانی رو ۵ ترمه تموم کردم تا وقت بیشتری برای خوندن جهت شرکت تو کنکور داشته باشم. بعدش ۴ ماه خوندم و (با رتبه ۵۳ از بین حدود ۴۰۰۰۰ شرکت کننده) از مهر ۸۷ در مقطع کارشناسی ناپیوسته نرم¬افزار پذیرفته شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی را در آموزشکده فنی شریعتی نیشابور (که الآن شده دانشکده فنی و حرفه¬ای نیشابور) و کارشناسی ناپیوسته را در دانشگاه زنجان تحصیل کردم. هر دو دوره را بصورت روزانه قبول شدم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
در کارشناسی و بلکه کلاً در طول تحصیلاتم هیچ وقت بهتر از شاگرد دهم کلاس نبودم (کلاس¬ها معمولاً بالای ۳۰ نفر بود). و هیچ وقت برای نمره درس نخوندم. و هیچ وقت شب امتحان برای درس خوندن بیدار نموندم. و هیچ وقت تلاش نکردم جزو ۳ نفر برتر کلاس باشم و شاید به ندرت خودم را در سطح رقابت تو چنین مسابقه¬ای می¬دیدم. چراکه در سطح undergraduate لازمه¬ی این کار را برای نمره درس خوندن می¬دیدم؛ ولی امیدوارم در تحصیلات تکمیلی شاهد شرایط بهتری باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
ادامه تحصیل را تو ذهنم داشتم ولی تا اتمام کار پایان¬نامه¬ام یعنی آبان ۸۹ هیچ برنامه¬ای برای کنکور ارشد نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از وقتی که در ترم ۳ کارشناسی درس هوش مصنوعی را با دکتر محسن افشارچی (استاد راهنمای عزیزم و رئیس دانشگاه زنجان – که جا داره از زحماتشون تشکر کنم) پاس کردم، تصمیمم بر این شد که برای ارشد گرایش هوش را انتخاب کنم. ولی وقتی حساب کتاب کردم دیدم بالآخره کنکور یه نصفه روزه که امکانش هست که به هر دلیلی تو اون زحمات چند ماهه من هدر بره و از طرفی چون به رشته¬ی علوم و علی الخصوص گرایش سیستم¬ها علاقه زیادی داشتم (و بعلاوه رقابت در این رشته کمتره و موارد درسی کمتری نسبت به IT نیاز داره) تصمیم گرفتم در رشته دوم هم شرکت کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
ترم ۳ کارشناسی که همه همکلاسی¬هام خودشونو برای کنکور ۸۹ آماده می¬کردند، من با اطمینان تمام شرکت نکردم چون اعتقاد داشتم که آمادگی رقابت در آزمون را ندارم. (و وقتی سؤالات گرایش هوش از مهندسی سال ۸۷ را در آبان ۸۹ برای سنجش اولیه¬ی خودم زدم، از این کارم واقعاً خوشحال شدم چون در حد صفر درصد تونستم جواب بدم.) کنکور سال ۹۰ فقط در گرایش هوش شرکت کردم ولی بدلیل طولانی شدن پیاده¬سازی پروژه¬ی پایان¬نامه¬ام، تنها ۳ ماه البته فشرده و مرتب خوندم ولی سر جلسه اصلاً خوب جواب ندادم و رتبه¬ام ۲۴۲۴ شد. در کنکور ۹۱ در دو رشته شرکت کردم که نتایج زیر بدست اومد:<br />
هوش مصنوعی: زبان ۳۴   ریاضیات ۲۶(ریاضی مهندسی و محاسبات عددی سفید)   مشترک ۲۱(معماری سفید)   تخصصی ۳۱   معدل موثر ۱۶/۲۰  رتبه ۵۵۳ -عدم تسلط (که در جای مناسب علتشو می گم) اینجا کار خودشو کرد، مشترک  را لااقل ۲۰ درصد کمتر از توانم زدم.<br />
علوم کامپیوتر: زبان ۵۹   دروس پایه ۲۷(ریاضی ۱ و ۲ سفید)   گسسته ۱۶   ساختمان داده و الگوریتم ۲۹   اصول سیستمهای کامپیوتری ۷۵   نظریه ۴۹   آنالیز عددی سفید   معدل موثر ۱۵/۸۶  رتبه ۳۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
قطعاً دو نوع درس خوندن متفاوت را می¬طلبه که مکمل هم هستند. همون طور که قبلاً هم گفتم من هیچ وقت تو کلاس (هنرستان، کاردانی، و کارشناسی) شاگرد نمونه¬ای به شمار نمیومدم ولی همیشه بهترین نتایج کلاس را تو کنکور می¬آوردم. درسته که درس خوندن من تو یک مقطع موجب کسب نمره عالی نمی¬شد ولی چون عمیق و پایه¬ای می¬خوندم این منو برای پاسخ به سؤالات جدید و خلاقانه¬ای که معمولاً در آزمون¬ها میاد آماده می¬کرد. به نظرم اگه کسی در زمان پاس کردن درس¬ها از منابع اصلی بخونه و لااقل یک منبع از هر درس را ولی کامل بخونه، دو ماه کنکوری خوندن و تست زدن اونو به اوج آمادگی می¬رسونه ولی اگه کسی این پایه را برای خودش ایجاد نکرده باشه حدوداً به ۳ ماه تا یک سال مطالعه¬ی کتب مرجع دروس نیاز داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
با توجه به اینکه سال دومم بود، از مهرماه شروع کردم که تا کنکور میشه ۵ ماه ولی ۱ دی به شکل غیر مترقبه¬ای به خدمت وظیفه اعزام شدم و تنها تونستم ۳ ماه رو برنامه بخونم که سرجمع با ۳ ماه سال قبلش میشه ۶ ماه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
اصرارم بر این بود که برنامه ثابت باشه. یعنی یک حد ایده¬آل از توانایی خودم و منابع موجودی مثل زمان را در نظر می¬گرفتم و طبق اون برنامه را می¬چیدم و تمام سعی خودمو می¬کردم بهش عمل کنم. ولی چون عملاً از برنامه (ای که ایده¬آلیستی تنظیم شده بود) عقب می¬موندم، هر ۲۰ الی ۵۰ روزی (که احساس می¬کردم به شکل قابل توجهی عقب موندم) در برنامه اصلاحات جزئی به وجود می¬آوردم مثلاً بعضی از موارد کم اهمیت را از برنامه مطالعه حذف می¬کردم و مدت زمان خوندن دروس را تغییر می¬دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
مسلماً بین دروسی با ضرایب مختلف تفاوت قائل می¬شدم. ولی اگه منظور از بودجه¬بندی این باشه که از فلان فصل و فلان مبحث درسی تا کنون سؤالات زیادی در کنکور آمده، پس باید بیشتر و بهتر مطالعه بشه؛ نه، تاکنون تو هیچ آزمونی تا این حد ریز به این مسئله نپرداختم و تمام مطالب یک کتاب را با دقت یکسان می¬خوندم (که شاید از بعضی جنبه¬ها کار خیلی درستی هم نباشه).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله، هم در برنامه¬ریزی و مخصوصاً در سر جلسه، مثلاً دروسی مثل ریاضی ۱ و ۲ و آنالیز عددی را کلاً از ابتدای برنامه¬ریزی کنار گذاشتم؛ از زمان پرداختن به درسی مثل آمار و همچنین سرفصل¬هاش کم کردم؛ و به درس زبان در سر جلسه از این نظر اهمیت و وقت بیشتری اختصاص دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه¬ریزی من بر اساس منابع بود. قبل از شروع برنامه¬ریزی تمام منابعی را که از هر درس انتخاب کردم، در نظر می¬گیرم و با توجه به زمان در اختیارم حجمی از هر منبع که باید مطالعه بشه را بر حسب معیار (ساده و خام ولی کارآمد) تعداد صفحه و با توجه به اهمیت دروس مختلف، تعیین می¬کنم. روزانه حدود ۴ کتاب و از هر کتاب ۵ تا ۱۵ صفحه بسته به سطح مطلب می-خونم. تصاویر مربوط به دفترچه¬ای که برنامه¬ریزی¬ها و ارزیابی¬هامو در اون ثبت کردم، ضمیمه می¬کنم. البته زیاد تمیز و مرتب و خوش خط نیست ولی امیدوارم مفید واقع بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم. از سری کتاب¬های کنکوری پوران پژوهش استفاده کردم و از Textbookهای زیر تا جای ممکن مطالعه کردم:<br />
<div style="text-align: left;">
Discrete and Combinatorial Mathematics by Ralph P.Grimaldi<br />
Artificial Intelligence: A Modern Approach by Stuart J.Russell and Peter Norvig<br />
An Introduction to Formal Languages and Automata by Peter Linz<br />
Operating Systems: Internals and Design Principles by William Stallings<br />
Introduction to Algorithms by CLRS<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
اگه بشه همه را اونم از چند مرجع!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
فقط قسمت¬های کمی از ۵ – ۶  مرجع اصلی را تونستم بخونم. ولی کاملاً کتاب محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
چون سطح زبانم نسبتاً خوب بود و از طرفی اعتقاد دارم تقویت زبان نیاز به کار زیاد و بلند¬مدت داره، برنامه خاصی برای این درس نگذاشتم و تنها قسمتی از کتاب ۵۰۴ لغت را اونم با پایین¬ترین اولویت نسبت به بقیه¬ی درس¬ها خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی من زیاد خوب نیست و در کنکور مهندسی تنها به سؤالات آسون آمار و گسسته جواب دادم. در کنکور علوم هم دروس ریاضی ۱ و ۲ و آنالیز عددی را کنار گذاشتم. اساساً برای کسی مثل من که خیلی با تست¬ها درگیر میشه، با حوصله و دقت زیاد تست می¬زنه، و همیشه وقت کم میاره وجود درسی که بشه اونو با خیال راحت کنار گذاشت نعمته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
از کل زمان باقیمونده تا کنکور یک روز آخر را برای استراحت و حدود ۵ روز قبلش را برای فقط کنکور دادن و ارزیابی آزمون می¬گذارم. بقیه¬ی روزهای باقیمونده را (به غیر از چند روز که برای آزمون ارزیابی اولیه و میان مهلت در نظر می¬گیرم) به مطالعه اختصاص میدم. هر کتابی را از اول  به آخر (تا جایی که برنامه¬ریزی شده بود) می¬خونم. در مورد کتاب¬هایی که کنکوری هستند بعد از هر فصل تست¬های اون فصل رو می¬زنم (البته حدود ۳۰% تست¬ها را برای دور دوم که مرور کتاب هست باقی می¬گذارم)؛ زمان و درصد بدست اومده را برای بررسی¬های بعدی ثبت می¬کنم؛ و تست¬های سخت و یا نکته¬دار را علامت میزنم تا موقع مرور دوباره کتاب حتماً اونها را هم بزنم. در مورد کتاب¬های غیر کنکوری هم حتماً به سؤالات آخر فصل جواب میدم و با حل تمرین مقایسه می¬کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها و بیشتر در کتابخانه مطالعه می¬کردم. در روز حدود ۷ ساعت مفید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من حجم مطالب بود. و به صورت حجم مطالب مطالعه شده، هر روز مورد ارزیابی قرار می¬گرفت. به هیچ وجه سعی نداشتم خودمو نسبت به سایرین بسنجم و خودمو نسبت به توانایی¬های خودم و هدفی که براش می¬جنگیدم ارزیابی می¬کردم. سطح یادگیری هم با تست¬ها و یا آزمون¬هایی که برای خودم ترتیب می¬دادم سنجیده میشد و ملاک درصدهای ایده¬آلی بود که در چشم انداز برای خودم متصور بودم. یعنی درصدهایی که با اونها بدون توجه به تلاش دیگران به هدفم می¬رسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
حذف سرفصل، حذف منبع، و در نهایت حذف درس. و البته از این کارم زیاد ناراحت نمی¬شدم چون این کار مثل عکس چرخه¬ی حلزونی تولید نرم¬افزار هست. اونجا در ابتدا قسمت¬های مهم نرم افزار ساخته میشه تا با functionality اصلی و ریسک¬های مهم پروژه زودتر و به مدت طولانی¬تر مواجهه داشته باشیم. اینجا هم هرچه به کنکور نزدیکتر می¬شیم فرعییات کنار میرن و بیشتر به اصل می¬پردازیم. عکس بودن جهت رشد حلقه¬ها اینجا دو کمک به ما می¬کنه؛ یکی اینکه نیازی نیست از اول کار دقیقاً مشخص باشه که چه چیزی واقعاً مهمه و این ریسک خطا در تحلیل و برنامه¬ریزی اولیه را کاهش میده و دیگر اینکه زمان تمرکز روی بخش¬های مهم به زمان کنکور نزدیک میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از ابتدا و قبل از هرگونه برنامه¬ریزی قصد داشتم در گرایش هوش از مهندسی شرکت کنم. و از زمانی که در دانشگاه زنجان با استاد خوبم دکتر حسین محمدی آشنا شدم به گرایش سیستم¬های کامپیوتری از شاخه¬ی علوم کامپیوتر علاقمند شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
تقریباً سرعت یکنواخت و مثل همیشه کندی داشتم. به موفقیت در کاری که می¬کردم ایمان داشتم و هدفی مثل رتبه¬ی دو رقمی در کنکور هیچ وقت در ذهنم بزرگ و دست نیافتنی نبود. البته گاهی خسته یا کلافه می¬شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من دشمن سرسخت صنعت جور کنکورم! کلاسها، مؤسسات کنکوری و مشاوره و برنامه¬هاشون، انتشارات، و حتی آزمون¬های آزمایشی! به نظرم وقتی داوطلبی پاشو تو یک مؤسسه¬ی کنکور می¬گذاره خود به خود بخشی از اعتماد به نفسش را بی¬خیال شده. و شاید ناخودآگاه به کسر بزرگی از این افراد امر اینگونه مشتبه میشه که کاری رو که مختص اونهاست کس دیگری بدوش خواهد کشید. واقعیت اینه که داوطلب روز کنکور باید سر جلسه حاضر بشه و تنهایی به سؤالات جواب بده و از سد کنکور عبور کنه. واقعیت اینه که برنامه¬ریزی برای کنکور کار فوق العاده پیچیده¬ای نیست و بهترین شناخت را خود فرد از خودش و توانایی¬هاش داره و اینکه خود فرد می¬تونه بهترین برنامه را برای خودش تنظیم کنه، به برنامه¬ی خودش اطمینان و تعصب داشته باشه و پاش بمونه، اگر شکستی خورد بدونه که مسئولش خودشه و اگر موفقیتی کسب کرد بدونه که کار خودش بوده و اعتماد به نفسش برای کارهای بعدی بیشتر بشه. واقعیت اینه که بسیاری از کتب کنکوری به شکل غلطی تدوین شدن (مثلاً نکته نکته¬ای بودن و عدم پیوستگی مطالب و یا جا نیانداختن صحیح مطلب) که کمکی به فهم صحیح و خوب در ذهن ماندن مطالب نمی¬کنه. و واقعیت اینه که حتی داوطلب نیازی نداره خودشو با یک جامعه¬ی آماری ولو بزرگ مقایسه کنه و خودشو درگیر آمار و جزئیات ریز کارنامه¬های شلوغ و جذابی که بهش میدن بکنه. چرا داوطلب وضعیت خودشو نسبت به درصد ۱۰۰ و یا یک درصد ایده¬آل در هر درس نسنجه و موفقیت خودشو بدون توجه به نتایج دیگران تضمین نکنه؟ بنده هیچ کلاس کنکوری نرفتم، به هیچ مؤسسه¬ی کنکوری مراجعه نکردم، فقط از سری کتاب¬های کنکوری پوران پژوهش استفاده کردم (که به استثنای کتاب هوش مصنوعی، کم و بیش مفید واقع شدن)، و هیچ آزمون آزمایشی هم شرکت نکردم (خودمو با آزمون¬های استاندارد سال¬های گذشته کنکور و کارنامه¬های موجود از اون سال می¬سنجیدم) و اعتقاد دارم اگر امسال بر حسب اتفاق* رتبم خوب نمی¬شد و قرار بود سال آینده هم شرکت کنم، به یاری خدا با اختلاف رتبه¬ی ۱ را از آن خودم می¬کردم!<br />
<br />
* اون اتفاق (شاید میمون) همونطور که قبلاً هم اشاره کردم این بود که دو ماه آخر برنامه¬ریزیم را که دوران طلایی محسوب میشه، ناچار شدم برم آموزش خدمت سربازی. هنگام شرکت در کنکور چشم به کنکور سال بعد داشتم و فقط به این فکر بودم که برم سر جلسه و با تست¬ها حال کنم و یکم خستگی دوران آموزشی را از تن در کنم. همینطور که خود دوران آموزشی در قرارگاه آموزش مرزبانی محمد رسول الله(ص) بیرجند حسابی خستگی ۳ ماه درس خوندن رو از تنم بیرون کرد. تو کنکور علوم سؤالات تئوریک و مفهومی در کل بیشتره ولی کنکور مهندسی نسبت به رشته علوم به شکل ملموسی سخت تر طراحی میشه و باید توش تسلط و آمادگی خیلی بالاتر باشه. خب قبل کنکور هم فکر می¬کردم که رتبم در علوم حتی زیر ۱۰۰ بشه ولی نه در حد ۳۰، و این منو مجاب کرد که انتخاب رشته کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو برنامه من جمعبندی یعنی مرور یک کتاب خوانده شده با سرعت سه برابر. یعنی اگر روزی ۴۰ صفحه مطالعه می¬کردم، در دوران جمعبندی روزی ۱۲۰ صفحه مرور میشد. در مورد کتاب¬هایی که باید مرور بشن بعد از پایان مطالعه¬ی هر کتاب (که معمولا با توجه به برنامه¬ریزی¬ همه¬ی کتابها تقریباً با هم تموم میشن)، دور مرور اون را شروع می¬کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
۶۰ – ۷۰ درصد، سؤالات کنکورهای گذشته معیار من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اصلاً چنین فکرایی نکردم. البته تا حدی برام روشن بود تو هر درس چند درصد می¬زنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
خیر، مشغول تست¬ها بودم و در اکثر اوقات هم حال بسیار خوشی داشتم (مثل کنکورهای دو مقطع قبلی که قبول شدم) و از تست¬های طراحی شده و ابتکار طراح لذت می¬بردم؛ حتی اگه از عهده جواب دادن به چنین تست¬هایی بر نمی¬اومدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله، ترتیب و زمانبندی خاص خودمو داشتم که در عکس¬ها اومده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
همونطور که قبلاً هم گفتم من خیلی با تست¬ها درگیر میشم (و برنامم هم این امر استواره مثلاً حذف برخی از دروس برای بدست آوردن وقت بیشتر در دروس دیگر).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
خب جواب¬ها که تا وقت انتشار دفترچه سؤالات تو ذهن می¬مونه، فقط آمار پاسخگویی تو هر درس را و درصدی را که حدس می¬زنم کسب شده باشه پشت برگ داوطلبی که به میز چسبیده یادداشت می¬کنم و بیرون میارم. اینجوری لااقل سقف رتبمو می¬تونم به درستی تخمین بزنم. به نظرم پایه¬ای مطالعه کردن و با دقت زیاد به تست¬ها جواب دادن باعث شده که هر دو سالی که ارشد شرکت کردم تو کارنامه مقدار کمی رشد نسبت به کلید اولیه داشته باشم. تخمین رتبه¬ام در گرایش هوش کاملاً دقیق بود و در رشته علوم کامپیوتر ۱۲۰ پیشبینی کرده بودم که خیلی بهتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
به تدریس خیلی علاقه دارم و استعدادشو هم فکر کنم دارم. کسی هستم که حتی اگه دیگران به تخصص من احتیاجی نداشته باشند، حاضرم یک تنه به میدون بزنم و خودم کسب و کار متناسب با تخصصم را راه بندازم. اینهایی که گفتم هیچ کدوم را هدفم به شمار نمیارم و هدفهام برای آینده فکر می¬کنم خیلی خارج از موضوع باشه! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
در یک دنیای متلاطم پر از پارامترهای متغییر چه چیزی به انسان این تضمین را میده که به نتیجه¬ی رنج و محنتش میرسه؟ و چه چیزی انسان عاقل مقایسه¬گر را آنچنان تطمیع می¬کنه که اینچنین خیره¬سرانه بر راه خود پافشاری کنه؟ جز آیات مورد وثوق الهی، جز سخنان گهربار مردان حق، و جز تلاش فرد برای قرار گرفتن در مسیر خدا؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
خدا و سناریوی تربیت خوبی که پیش رویم گذاشت، پدر و مادر و خانواده¬ام، و تمام معلمین و اساتید زحمتکش دوران تحصیلم علی الخصوص کسانی که پیشتر نام بردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
خیر، مورد شاخصی در نظرم نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
اولویت¬هایم اول علاقه، بعد سطح علمی، و بعد امکانات هستند. از وقتی که به ارشد فکر کردم علاقه خاصی به دانشگاه تهران داشتم ولی اخیراً نظرم به امیرکبیر و کمی هم شهید بهشتی جلب شده، با توجه به انتخاب رشته¬ای که انجام دادم، فکر کنم در گرایش سیستم¬های کامپیوتری یا هوشمند امیرکبیر قبول بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
کوچیک همه¬شونم ولی میگم؛ خودشون را دست¬کم نگیرن و کنکور ارشد منتهی آمالشون نباشه (و زندگی رو توی همه¬ی عرصه¬های لازم برنده باشند).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه، فقط می¬خواستم یادآوری کنم که برنامه¬ریزی من شاید کامل نباشه و حتی عیب¬های زیادی داشته باشه ولی چون مال خودمه برای من یکی خیلی می¬تونه مفید باشه. پس داوطلبین هم، ضمن استفاده از نظرات دیگران، حتماً خودشون برای خودشون برنامه¬ریزی کنن و صرفاً به برنامه¬ی دیگران عمل نکنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت که خیلی خوبه! رقبایی رفیق و مدیرانی زحمتکش که فضایی صمیمانه و علمی و به دور از حاشیه را پدید آوردن.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span><br />
________________________________________________________________________________&#8203;__________________________<br />
<br />
تصاویری از روند مطالعه که آقای شریعتی تهیه کردن پیوست شده:<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5772/Study and planning process.zip" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/zip.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Study and planning process.zip</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">2.19 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
با یاد خدا و عرض سلام خدمت همه مانشتی¬های عزیزی که این مصاحبه را می¬خونن. به سؤالات با دقت و حوصله جواب میدم تا علاوه بر احترام به مخاطبین، به بعضی سوالاتی هم که ممکنه به ذهن داوطلبین خطور کنه جواب داده باشم؛ اینه که ممکنه مصاحبه کمی طولانی بشه.<br />
مسعود شریعتی هستم، متولد سال ۶۶ و اهل شهرهای قوچان و مشهد. و موفق شدم در آزمون سال ۹۱ در رشته علوم کامپیوتر رتبه ۳۰ را کسب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
دوره مهندسی نرم¬افزار را به صورت ناپیوسته در سال ۸۹ تموم کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
از کودکی علاقمند به رشته¬هایی مثل برق و الکترونیک و مکانیک بودم. وقتی سال اول دبیرستان را تموم کردم مطمئن بودم که می¬خوام در رشته¬های فنی ادامه تحصیل بدم پس لیستی از شش، هفت رشته¬ی مورد علاقه خودمو بر اساس اولویت علاقه تهیه کردم و با برادر بزرگترم دوره افتادم برای ثبت نام در هنرستان. اما چون دیر اقدام کرده بودم و اواخر مهلت ثبت نام بود، ظرفیت اکثر رشته¬های خوب تکمیل شده بود. بالآخره موفق شدم در یکی از هنرستان¬های خوب مشهد به نام ایمان و هنر که بدلیل جابجایی مکانی ساختمونش هنوز ظرفیت داشت، در رشته کامپیوتر ثبت نام کنم. ناگفته نماند که اون موقع هیچ اطلاعی از این رشته و حتی از خود کامپیوتر نداشتم و این رشته اولویت پنجم، ششمم بود ولی می¬دونستم که دارم انتخاب مهمی انجام میدم و باید پاش بمونم. سال اول هنرستان با تحمل سختی¬ها و کمک دبیران (خوبی مثل مهندس پورفرخی که همینجا ازشون قدردانی می¬کنم) به این رشته و مخصوصاً برنامه¬نویسی علاقمند شدم. سال سوم را در هنرستان محمودیه۱۲ قوچان به پایان بردم و تابستان همون سال با ۴۰ روز خوندن برای کنکور در آزمون کاردانی پیوسته شرکت کردم و (با رتبه ۲۶۸۹ از بین حدود ۹۰۰۰۰ شرکت کننده) از مهر ۸۴ وارد مقطع کاردانی نرم¬افزار شدم. کاردانی رو ۵ ترمه تموم کردم تا وقت بیشتری برای خوندن جهت شرکت تو کنکور داشته باشم. بعدش ۴ ماه خوندم و (با رتبه ۵۳ از بین حدود ۴۰۰۰۰ شرکت کننده) از مهر ۸۷ در مقطع کارشناسی ناپیوسته نرم¬افزار پذیرفته شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی را در آموزشکده فنی شریعتی نیشابور (که الآن شده دانشکده فنی و حرفه¬ای نیشابور) و کارشناسی ناپیوسته را در دانشگاه زنجان تحصیل کردم. هر دو دوره را بصورت روزانه قبول شدم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
در کارشناسی و بلکه کلاً در طول تحصیلاتم هیچ وقت بهتر از شاگرد دهم کلاس نبودم (کلاس¬ها معمولاً بالای ۳۰ نفر بود). و هیچ وقت برای نمره درس نخوندم. و هیچ وقت شب امتحان برای درس خوندن بیدار نموندم. و هیچ وقت تلاش نکردم جزو ۳ نفر برتر کلاس باشم و شاید به ندرت خودم را در سطح رقابت تو چنین مسابقه¬ای می¬دیدم. چراکه در سطح undergraduate لازمه¬ی این کار را برای نمره درس خوندن می¬دیدم؛ ولی امیدوارم در تحصیلات تکمیلی شاهد شرایط بهتری باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
ادامه تحصیل را تو ذهنم داشتم ولی تا اتمام کار پایان¬نامه¬ام یعنی آبان ۸۹ هیچ برنامه¬ای برای کنکور ارشد نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از وقتی که در ترم ۳ کارشناسی درس هوش مصنوعی را با دکتر محسن افشارچی (استاد راهنمای عزیزم و رئیس دانشگاه زنجان – که جا داره از زحماتشون تشکر کنم) پاس کردم، تصمیمم بر این شد که برای ارشد گرایش هوش را انتخاب کنم. ولی وقتی حساب کتاب کردم دیدم بالآخره کنکور یه نصفه روزه که امکانش هست که به هر دلیلی تو اون زحمات چند ماهه من هدر بره و از طرفی چون به رشته¬ی علوم و علی الخصوص گرایش سیستم¬ها علاقه زیادی داشتم (و بعلاوه رقابت در این رشته کمتره و موارد درسی کمتری نسبت به IT نیاز داره) تصمیم گرفتم در رشته دوم هم شرکت کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
ترم ۳ کارشناسی که همه همکلاسی¬هام خودشونو برای کنکور ۸۹ آماده می¬کردند، من با اطمینان تمام شرکت نکردم چون اعتقاد داشتم که آمادگی رقابت در آزمون را ندارم. (و وقتی سؤالات گرایش هوش از مهندسی سال ۸۷ را در آبان ۸۹ برای سنجش اولیه¬ی خودم زدم، از این کارم واقعاً خوشحال شدم چون در حد صفر درصد تونستم جواب بدم.) کنکور سال ۹۰ فقط در گرایش هوش شرکت کردم ولی بدلیل طولانی شدن پیاده¬سازی پروژه¬ی پایان¬نامه¬ام، تنها ۳ ماه البته فشرده و مرتب خوندم ولی سر جلسه اصلاً خوب جواب ندادم و رتبه¬ام ۲۴۲۴ شد. در کنکور ۹۱ در دو رشته شرکت کردم که نتایج زیر بدست اومد:<br />
هوش مصنوعی: زبان ۳۴   ریاضیات ۲۶(ریاضی مهندسی و محاسبات عددی سفید)   مشترک ۲۱(معماری سفید)   تخصصی ۳۱   معدل موثر ۱۶/۲۰  رتبه ۵۵۳ -عدم تسلط (که در جای مناسب علتشو می گم) اینجا کار خودشو کرد، مشترک  را لااقل ۲۰ درصد کمتر از توانم زدم.<br />
علوم کامپیوتر: زبان ۵۹   دروس پایه ۲۷(ریاضی ۱ و ۲ سفید)   گسسته ۱۶   ساختمان داده و الگوریتم ۲۹   اصول سیستمهای کامپیوتری ۷۵   نظریه ۴۹   آنالیز عددی سفید   معدل موثر ۱۵/۸۶  رتبه ۳۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
قطعاً دو نوع درس خوندن متفاوت را می¬طلبه که مکمل هم هستند. همون طور که قبلاً هم گفتم من هیچ وقت تو کلاس (هنرستان، کاردانی، و کارشناسی) شاگرد نمونه¬ای به شمار نمیومدم ولی همیشه بهترین نتایج کلاس را تو کنکور می¬آوردم. درسته که درس خوندن من تو یک مقطع موجب کسب نمره عالی نمی¬شد ولی چون عمیق و پایه¬ای می¬خوندم این منو برای پاسخ به سؤالات جدید و خلاقانه¬ای که معمولاً در آزمون¬ها میاد آماده می¬کرد. به نظرم اگه کسی در زمان پاس کردن درس¬ها از منابع اصلی بخونه و لااقل یک منبع از هر درس را ولی کامل بخونه، دو ماه کنکوری خوندن و تست زدن اونو به اوج آمادگی می¬رسونه ولی اگه کسی این پایه را برای خودش ایجاد نکرده باشه حدوداً به ۳ ماه تا یک سال مطالعه¬ی کتب مرجع دروس نیاز داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
با توجه به اینکه سال دومم بود، از مهرماه شروع کردم که تا کنکور میشه ۵ ماه ولی ۱ دی به شکل غیر مترقبه¬ای به خدمت وظیفه اعزام شدم و تنها تونستم ۳ ماه رو برنامه بخونم که سرجمع با ۳ ماه سال قبلش میشه ۶ ماه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
اصرارم بر این بود که برنامه ثابت باشه. یعنی یک حد ایده¬آل از توانایی خودم و منابع موجودی مثل زمان را در نظر می¬گرفتم و طبق اون برنامه را می¬چیدم و تمام سعی خودمو می¬کردم بهش عمل کنم. ولی چون عملاً از برنامه (ای که ایده¬آلیستی تنظیم شده بود) عقب می¬موندم، هر ۲۰ الی ۵۰ روزی (که احساس می¬کردم به شکل قابل توجهی عقب موندم) در برنامه اصلاحات جزئی به وجود می¬آوردم مثلاً بعضی از موارد کم اهمیت را از برنامه مطالعه حذف می¬کردم و مدت زمان خوندن دروس را تغییر می¬دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
مسلماً بین دروسی با ضرایب مختلف تفاوت قائل می¬شدم. ولی اگه منظور از بودجه¬بندی این باشه که از فلان فصل و فلان مبحث درسی تا کنون سؤالات زیادی در کنکور آمده، پس باید بیشتر و بهتر مطالعه بشه؛ نه، تاکنون تو هیچ آزمونی تا این حد ریز به این مسئله نپرداختم و تمام مطالب یک کتاب را با دقت یکسان می¬خوندم (که شاید از بعضی جنبه¬ها کار خیلی درستی هم نباشه).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله، هم در برنامه¬ریزی و مخصوصاً در سر جلسه، مثلاً دروسی مثل ریاضی ۱ و ۲ و آنالیز عددی را کلاً از ابتدای برنامه¬ریزی کنار گذاشتم؛ از زمان پرداختن به درسی مثل آمار و همچنین سرفصل¬هاش کم کردم؛ و به درس زبان در سر جلسه از این نظر اهمیت و وقت بیشتری اختصاص دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه¬ریزی من بر اساس منابع بود. قبل از شروع برنامه¬ریزی تمام منابعی را که از هر درس انتخاب کردم، در نظر می¬گیرم و با توجه به زمان در اختیارم حجمی از هر منبع که باید مطالعه بشه را بر حسب معیار (ساده و خام ولی کارآمد) تعداد صفحه و با توجه به اهمیت دروس مختلف، تعیین می¬کنم. روزانه حدود ۴ کتاب و از هر کتاب ۵ تا ۱۵ صفحه بسته به سطح مطلب می-خونم. تصاویر مربوط به دفترچه¬ای که برنامه¬ریزی¬ها و ارزیابی¬هامو در اون ثبت کردم، ضمیمه می¬کنم. البته زیاد تمیز و مرتب و خوش خط نیست ولی امیدوارم مفید واقع بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم. از سری کتاب¬های کنکوری پوران پژوهش استفاده کردم و از Textbookهای زیر تا جای ممکن مطالعه کردم:<br />
<div style="text-align: left;">
Discrete and Combinatorial Mathematics by Ralph P.Grimaldi<br />
Artificial Intelligence: A Modern Approach by Stuart J.Russell and Peter Norvig<br />
An Introduction to Formal Languages and Automata by Peter Linz<br />
Operating Systems: Internals and Design Principles by William Stallings<br />
Introduction to Algorithms by CLRS<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
اگه بشه همه را اونم از چند مرجع!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
فقط قسمت¬های کمی از ۵ – ۶  مرجع اصلی را تونستم بخونم. ولی کاملاً کتاب محور بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
چون سطح زبانم نسبتاً خوب بود و از طرفی اعتقاد دارم تقویت زبان نیاز به کار زیاد و بلند¬مدت داره، برنامه خاصی برای این درس نگذاشتم و تنها قسمتی از کتاب ۵۰۴ لغت را اونم با پایین¬ترین اولویت نسبت به بقیه¬ی درس¬ها خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی من زیاد خوب نیست و در کنکور مهندسی تنها به سؤالات آسون آمار و گسسته جواب دادم. در کنکور علوم هم دروس ریاضی ۱ و ۲ و آنالیز عددی را کنار گذاشتم. اساساً برای کسی مثل من که خیلی با تست¬ها درگیر میشه، با حوصله و دقت زیاد تست می¬زنه، و همیشه وقت کم میاره وجود درسی که بشه اونو با خیال راحت کنار گذاشت نعمته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
از کل زمان باقیمونده تا کنکور یک روز آخر را برای استراحت و حدود ۵ روز قبلش را برای فقط کنکور دادن و ارزیابی آزمون می¬گذارم. بقیه¬ی روزهای باقیمونده را (به غیر از چند روز که برای آزمون ارزیابی اولیه و میان مهلت در نظر می¬گیرم) به مطالعه اختصاص میدم. هر کتابی را از اول  به آخر (تا جایی که برنامه¬ریزی شده بود) می¬خونم. در مورد کتاب¬هایی که کنکوری هستند بعد از هر فصل تست¬های اون فصل رو می¬زنم (البته حدود ۳۰% تست¬ها را برای دور دوم که مرور کتاب هست باقی می¬گذارم)؛ زمان و درصد بدست اومده را برای بررسی¬های بعدی ثبت می¬کنم؛ و تست¬های سخت و یا نکته¬دار را علامت میزنم تا موقع مرور دوباره کتاب حتماً اونها را هم بزنم. در مورد کتاب¬های غیر کنکوری هم حتماً به سؤالات آخر فصل جواب میدم و با حل تمرین مقایسه می¬کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها و بیشتر در کتابخانه مطالعه می¬کردم. در روز حدود ۷ ساعت مفید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من حجم مطالب بود. و به صورت حجم مطالب مطالعه شده، هر روز مورد ارزیابی قرار می¬گرفت. به هیچ وجه سعی نداشتم خودمو نسبت به سایرین بسنجم و خودمو نسبت به توانایی¬های خودم و هدفی که براش می¬جنگیدم ارزیابی می¬کردم. سطح یادگیری هم با تست¬ها و یا آزمون¬هایی که برای خودم ترتیب می¬دادم سنجیده میشد و ملاک درصدهای ایده¬آلی بود که در چشم انداز برای خودم متصور بودم. یعنی درصدهایی که با اونها بدون توجه به تلاش دیگران به هدفم می¬رسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
حذف سرفصل، حذف منبع، و در نهایت حذف درس. و البته از این کارم زیاد ناراحت نمی¬شدم چون این کار مثل عکس چرخه¬ی حلزونی تولید نرم¬افزار هست. اونجا در ابتدا قسمت¬های مهم نرم افزار ساخته میشه تا با functionality اصلی و ریسک¬های مهم پروژه زودتر و به مدت طولانی¬تر مواجهه داشته باشیم. اینجا هم هرچه به کنکور نزدیکتر می¬شیم فرعییات کنار میرن و بیشتر به اصل می¬پردازیم. عکس بودن جهت رشد حلقه¬ها اینجا دو کمک به ما می¬کنه؛ یکی اینکه نیازی نیست از اول کار دقیقاً مشخص باشه که چه چیزی واقعاً مهمه و این ریسک خطا در تحلیل و برنامه¬ریزی اولیه را کاهش میده و دیگر اینکه زمان تمرکز روی بخش¬های مهم به زمان کنکور نزدیک میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از ابتدا و قبل از هرگونه برنامه¬ریزی قصد داشتم در گرایش هوش از مهندسی شرکت کنم. و از زمانی که در دانشگاه زنجان با استاد خوبم دکتر حسین محمدی آشنا شدم به گرایش سیستم¬های کامپیوتری از شاخه¬ی علوم کامپیوتر علاقمند شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
تقریباً سرعت یکنواخت و مثل همیشه کندی داشتم. به موفقیت در کاری که می¬کردم ایمان داشتم و هدفی مثل رتبه¬ی دو رقمی در کنکور هیچ وقت در ذهنم بزرگ و دست نیافتنی نبود. البته گاهی خسته یا کلافه می¬شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من دشمن سرسخت صنعت جور کنکورم! کلاسها، مؤسسات کنکوری و مشاوره و برنامه¬هاشون، انتشارات، و حتی آزمون¬های آزمایشی! به نظرم وقتی داوطلبی پاشو تو یک مؤسسه¬ی کنکور می¬گذاره خود به خود بخشی از اعتماد به نفسش را بی¬خیال شده. و شاید ناخودآگاه به کسر بزرگی از این افراد امر اینگونه مشتبه میشه که کاری رو که مختص اونهاست کس دیگری بدوش خواهد کشید. واقعیت اینه که داوطلب روز کنکور باید سر جلسه حاضر بشه و تنهایی به سؤالات جواب بده و از سد کنکور عبور کنه. واقعیت اینه که برنامه¬ریزی برای کنکور کار فوق العاده پیچیده¬ای نیست و بهترین شناخت را خود فرد از خودش و توانایی¬هاش داره و اینکه خود فرد می¬تونه بهترین برنامه را برای خودش تنظیم کنه، به برنامه¬ی خودش اطمینان و تعصب داشته باشه و پاش بمونه، اگر شکستی خورد بدونه که مسئولش خودشه و اگر موفقیتی کسب کرد بدونه که کار خودش بوده و اعتماد به نفسش برای کارهای بعدی بیشتر بشه. واقعیت اینه که بسیاری از کتب کنکوری به شکل غلطی تدوین شدن (مثلاً نکته نکته¬ای بودن و عدم پیوستگی مطالب و یا جا نیانداختن صحیح مطلب) که کمکی به فهم صحیح و خوب در ذهن ماندن مطالب نمی¬کنه. و واقعیت اینه که حتی داوطلب نیازی نداره خودشو با یک جامعه¬ی آماری ولو بزرگ مقایسه کنه و خودشو درگیر آمار و جزئیات ریز کارنامه¬های شلوغ و جذابی که بهش میدن بکنه. چرا داوطلب وضعیت خودشو نسبت به درصد ۱۰۰ و یا یک درصد ایده¬آل در هر درس نسنجه و موفقیت خودشو بدون توجه به نتایج دیگران تضمین نکنه؟ بنده هیچ کلاس کنکوری نرفتم، به هیچ مؤسسه¬ی کنکوری مراجعه نکردم، فقط از سری کتاب¬های کنکوری پوران پژوهش استفاده کردم (که به استثنای کتاب هوش مصنوعی، کم و بیش مفید واقع شدن)، و هیچ آزمون آزمایشی هم شرکت نکردم (خودمو با آزمون¬های استاندارد سال¬های گذشته کنکور و کارنامه¬های موجود از اون سال می¬سنجیدم) و اعتقاد دارم اگر امسال بر حسب اتفاق* رتبم خوب نمی¬شد و قرار بود سال آینده هم شرکت کنم، به یاری خدا با اختلاف رتبه¬ی ۱ را از آن خودم می¬کردم!<br />
<br />
* اون اتفاق (شاید میمون) همونطور که قبلاً هم اشاره کردم این بود که دو ماه آخر برنامه¬ریزیم را که دوران طلایی محسوب میشه، ناچار شدم برم آموزش خدمت سربازی. هنگام شرکت در کنکور چشم به کنکور سال بعد داشتم و فقط به این فکر بودم که برم سر جلسه و با تست¬ها حال کنم و یکم خستگی دوران آموزشی را از تن در کنم. همینطور که خود دوران آموزشی در قرارگاه آموزش مرزبانی محمد رسول الله(ص) بیرجند حسابی خستگی ۳ ماه درس خوندن رو از تنم بیرون کرد. تو کنکور علوم سؤالات تئوریک و مفهومی در کل بیشتره ولی کنکور مهندسی نسبت به رشته علوم به شکل ملموسی سخت تر طراحی میشه و باید توش تسلط و آمادگی خیلی بالاتر باشه. خب قبل کنکور هم فکر می¬کردم که رتبم در علوم حتی زیر ۱۰۰ بشه ولی نه در حد ۳۰، و این منو مجاب کرد که انتخاب رشته کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تو برنامه من جمعبندی یعنی مرور یک کتاب خوانده شده با سرعت سه برابر. یعنی اگر روزی ۴۰ صفحه مطالعه می¬کردم، در دوران جمعبندی روزی ۱۲۰ صفحه مرور میشد. در مورد کتاب¬هایی که باید مرور بشن بعد از پایان مطالعه¬ی هر کتاب (که معمولا با توجه به برنامه¬ریزی¬ همه¬ی کتابها تقریباً با هم تموم میشن)، دور مرور اون را شروع می¬کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
۶۰ – ۷۰ درصد، سؤالات کنکورهای گذشته معیار من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اصلاً چنین فکرایی نکردم. البته تا حدی برام روشن بود تو هر درس چند درصد می¬زنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
خیر، مشغول تست¬ها بودم و در اکثر اوقات هم حال بسیار خوشی داشتم (مثل کنکورهای دو مقطع قبلی که قبول شدم) و از تست¬های طراحی شده و ابتکار طراح لذت می¬بردم؛ حتی اگه از عهده جواب دادن به چنین تست¬هایی بر نمی¬اومدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله، ترتیب و زمانبندی خاص خودمو داشتم که در عکس¬ها اومده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
همونطور که قبلاً هم گفتم من خیلی با تست¬ها درگیر میشم (و برنامم هم این امر استواره مثلاً حذف برخی از دروس برای بدست آوردن وقت بیشتر در دروس دیگر).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
خب جواب¬ها که تا وقت انتشار دفترچه سؤالات تو ذهن می¬مونه، فقط آمار پاسخگویی تو هر درس را و درصدی را که حدس می¬زنم کسب شده باشه پشت برگ داوطلبی که به میز چسبیده یادداشت می¬کنم و بیرون میارم. اینجوری لااقل سقف رتبمو می¬تونم به درستی تخمین بزنم. به نظرم پایه¬ای مطالعه کردن و با دقت زیاد به تست¬ها جواب دادن باعث شده که هر دو سالی که ارشد شرکت کردم تو کارنامه مقدار کمی رشد نسبت به کلید اولیه داشته باشم. تخمین رتبه¬ام در گرایش هوش کاملاً دقیق بود و در رشته علوم کامپیوتر ۱۲۰ پیشبینی کرده بودم که خیلی بهتر شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
به تدریس خیلی علاقه دارم و استعدادشو هم فکر کنم دارم. کسی هستم که حتی اگه دیگران به تخصص من احتیاجی نداشته باشند، حاضرم یک تنه به میدون بزنم و خودم کسب و کار متناسب با تخصصم را راه بندازم. اینهایی که گفتم هیچ کدوم را هدفم به شمار نمیارم و هدفهام برای آینده فکر می¬کنم خیلی خارج از موضوع باشه! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
در یک دنیای متلاطم پر از پارامترهای متغییر چه چیزی به انسان این تضمین را میده که به نتیجه¬ی رنج و محنتش میرسه؟ و چه چیزی انسان عاقل مقایسه¬گر را آنچنان تطمیع می¬کنه که اینچنین خیره¬سرانه بر راه خود پافشاری کنه؟ جز آیات مورد وثوق الهی، جز سخنان گهربار مردان حق، و جز تلاش فرد برای قرار گرفتن در مسیر خدا؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
خدا و سناریوی تربیت خوبی که پیش رویم گذاشت، پدر و مادر و خانواده¬ام، و تمام معلمین و اساتید زحمتکش دوران تحصیلم علی الخصوص کسانی که پیشتر نام بردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
خیر، مورد شاخصی در نظرم نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
اولویت¬هایم اول علاقه، بعد سطح علمی، و بعد امکانات هستند. از وقتی که به ارشد فکر کردم علاقه خاصی به دانشگاه تهران داشتم ولی اخیراً نظرم به امیرکبیر و کمی هم شهید بهشتی جلب شده، با توجه به انتخاب رشته¬ای که انجام دادم، فکر کنم در گرایش سیستم¬های کامپیوتری یا هوشمند امیرکبیر قبول بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
کوچیک همه¬شونم ولی میگم؛ خودشون را دست¬کم نگیرن و کنکور ارشد منتهی آمالشون نباشه (و زندگی رو توی همه¬ی عرصه¬های لازم برنده باشند).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه، فقط می¬خواستم یادآوری کنم که برنامه¬ریزی من شاید کامل نباشه و حتی عیب¬های زیادی داشته باشه ولی چون مال خودمه برای من یکی خیلی می¬تونه مفید باشه. پس داوطلبین هم، ضمن استفاده از نظرات دیگران، حتماً خودشون برای خودشون برنامه¬ریزی کنن و صرفاً به برنامه¬ی دیگران عمل نکنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت که خیلی خوبه! رقبایی رفیق و مدیرانی زحمتکش که فضایی صمیمانه و علمی و به دور از حاشیه را پدید آوردن.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span><br />
________________________________________________________________________________&#8203;__________________________<br />
<br />
تصاویری از روند مطالعه که آقای شریعتی تهیه کردن پیوست شده:<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5772/Study and planning process.zip" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/zip.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Study and planning process.zip</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">2.19 MB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ۱۰ رشته مهندسی کامپیوتر گرایش معماری (shahram_sharifnia)]]></title>
			<link>/forum/thread-8701.html</link>
			<pubDate>Fri, 06 Jul 2012 16:58:26 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8701.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای شریف نیا و دوستان مانشتی از بابت حذف چند روزه مصاحبه ایشان از مانشت مجددا" این مصاحبه جهت استفاده دوستان منتشر میشه.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span>     <br />
شهرام شریف نیا متولد ۱۳۶۸ و ساکن تهران – رتبه ۱۰ رشته مهندسی کامپیوتر و گرایش معماری کامپیوتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
بنده در سال ۱۳۸۶ با رتبه‌ی ۲۱۵۷ وارد دانشگاه شاهد تهران شدم و مشغول به تحصیل در رشته‌ی مهندسی کامپیوتر (سخت افزار) به صرت کارشناسی پیوسته گشتم . پس از گذراندن ۸ ترم تیرماه ۱۳۹۰ فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
من اصلاً با رشته کامپیوتر هیچ آشنایی نداشتم و تنها اولویت من دانشگاه‌های روزانه تهران بود. البته الان خیلی راضیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
شاهدولی لازم به ذکر است که هیچ ارتباطی به سهمیه خانواده های معظم شهدا و ایثارگران ندارد و دانشگاهی است مانند بقیه دانشگاه‌های دولتی با این تفاوت که یک مصاحبه هم دارد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید</span> .<br />
معدل من ۶۴/۱۶ شد و در دانشگاه دانشجوی معمولی بودم و فکر کنم در نهایت شاگرد پنجم یا ششم شدم. راستش در ترم اول و دوم خیلی نمره هام بد بود تا جایی که درس فیزیک ۲ را افتادم ولی بعد از آن با آشنایی که با نامزدم داشتم به یکباره پیشرفت چشمگیری داشتم چون ایشون جز دانشجوهای ممتاز دانشگاه بودند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
من صرفا میخواستم مدرک کارشناسی را بگیرم و وارد بازار کار شوم ولی از ترم ۶ یا ۷ به بعد با توصیه‌های اساتید به خصوص توصیه خانم اسعد که استاد درس مدار منطقی پیشرفته بودند تصمیم جدی برای ادامه تحصیل گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
به IT هم فکر مردم ولی قبل از شروع درس خواندن تصمیم جدی برای گرایش معماری گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
من فقط مهندسی کامپیوتر شرکت کردم.<br />
زبان: ۶۷/۱ - %		مشترک: ۲۷/۶۰ %<br />
ریاضی: ۶۷/۴۱ %		اختصاصی معماری: ۶۷/۲۹ %<br />
سال ۱۳۹۰ در رشته IT شرکت کردم ولی کاملا آزمایشی و رتبه‌ام حدود ۲۰۰۰ شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
در دانشگاه ما که کاملا متفاوت بود و من و دوستم (رتبه ۵ IT) برای کنکور تقریبا همه ی دروس را از صفر شروع کردیم چون حتی اگر اساتید بعضی از دروس نظیر الکتونیک دیجیتال و یا هوش مصنوعی (برای دوستم) هم بسیار عالی درس داده بودند ما فراموش کرده بودیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من تصمیم داشتم از اول تابستون شروع کنم که بعد از یک یا دو هفته مشکلاتی پیش اومد که تا اواخر مهر نتونستم درس بخونم یعنی حتی به کتاب‌هایم هم دست نزدم ولی بعد از اولین آزمون پارسه که خراب کردم (رتبه ۱۸۰) به طور جدی استارت زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
برنامه‌ی ثابتی بود تقریبا. دروس مشترک با IT را به همراه دوستم میخوندیم و باقی را به تنهایی. بعضی‌ها را هم کلا نخوندم. مانند زبان، ریاضی مهندسی، نظریه زبان و مدار الکتریکی ۱/ در اواخر دی ماه هم دو هفته‌ای را کلا استراحت کردم به قول معروف باد خورد پشتمون.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
دقیقا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span> <br />
بله. سعی کردم در درس‌هایی که علاقه بیشتری دارم نظیر سیستم عامل و یا درس‌هایی که تاثیر زیادی دارن د تمرکز بیشتری کنم تا بتوانم آن‌هارا ۱۰۰% بزنم و کاستی‌هایم را برای دروسی که کنار گذاشته‌ام جبران کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
من در دوره‌ی کارشناسی هم برای یک درس دو کتاب نخوندم و به قول گاج یک کتاب را چندین بار خوندم. و این دید را که برای هر درس چه منابعی را بخونم در اون زمان دو هفته‌ی تابستان پیدا کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط کتاب یا جزوه.<br />
زبان : کلا نخوندم!!!<br />
مدار منطقی : فقط کتاب پوران<br />
معماری کامپیوتر : فقط کتاب پوران<br />
ساختمان داده : فقط کتاب مقسمی<br />
سیستم عامل : فقط کتاب ابوالفضل طرقی حقیقت (پارسه)<br />
نظریه زبان ها : کلا نخوندم!!!<br />
آمار و احتمال: کتاب دکتر عرب‌زاده و دکتر نکویی و تست کتاب مدرسان شریف<br />
ریاضیات گسسته : فقط کتاب پوران<br />
محاسبات عددی : فقط کتاب پوران<br />
ریاضی مهندسی : اصلا نخوندم!!!<br />
الکترونیک دیجیتال : فقط کتاب پوران و جزوه دکتر ناصر محمد زاده<br />
VLSI :کتاب دکتر صاحب الزمانی و جزوه دکتر ناصر محمد زاده<br />
انقال داده ها: ۷ فصل اول کتاب شبکه کامپیوتری ابوالفضل طرقی حقیقت (پارسه)<br />
مدار الکتریکی ۱ : کلا نخوندم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من غیر از آمار و احتمال هیچ کتاب مرجعی نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه محور کامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
سطح زبانم ضعیف بود و یک تست را زدم که آن هم غلط از آب در آمد و کلا هم نخوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
دروسی مانند آمار و محاسبات را حتی با کمی دقت می‌توان ۱۰۰% زد و گسسته نیز کمی بد قلق است و ریاضی مهندسی خیلی زیاده. من ریاضی مهندسی را حذف کردم. از درصد ریاضیم اصلا راضی نیستم و با همین سه درس هم میتونستم ۶۰% هم بزنم ولی نشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
معمولا در هر روز من دو درس میخوندم که یک درس مشترک به علاوه‌ یک درس ریاضی یا اختصاصی بود چون ضریب دروس مشترک دو برابر ریاضی و اختصاصی بود. ولی در کل امری کاملا شخصی است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
من با دوستم مطالعه کردم و هم اینکه برای هم توضیح میدادیم بسیار زیاد تاثیر داشتو البته ما چون همیشه با نامزدم درس میخوندم این سبک را میپسندم ولی خب ایشان سال ۱۳۹۰ در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شدند و من با یکی دیگر از دوستانم خوندیم که بحمدالله موفق شدیم ولی اگر نامزد هم بودند حتما بهتر میشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
راستش من هیچ‌گاه با زمان مشکل نداشتم چه هنگام مطالعه و چه هنگام آزمون. روز کنکور هم کاملا ۴۵ دقیقه بیکار بودم و منتظر دوستانم بودم که تموم کنن. و به نظرم  برای خوندن با توجه به حجم مطالب زمان زیاد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
اگر عقب میافتادم از خوابم میزدم و جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار</span>؟<br />
من فقط یک گرایش میخواستم هرچند که به لطف دروس مشترک و ریاضی رتبه‌ی بقیه گرایش‌ها هم خوب شد ولی دروس اختصاصی را کمتر از همه و در آخر خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
به نظرم فاکتور مهم در رسیدن به موفقیت یکنواختی سرعت مطالعه است. من هم مانند بقیه دوستان از برنامه عقب میافتادم و کمی تندش میکردم ولی در کل از اول آبان یکنواخت خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
هیچ کلاس کنکوری نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
در آزمون‌های پارسه شرکت کردم و از نظر فضای رقابتی و سنکرون شدن با بودجه بندی دروس بسیار مفید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
از ۱۵ بهمن به بعد سوالات کنکور ۸۳ تا ۹۰ را با دوستم در دو رشته‌ی IT و مهندسی کامپیوتر به طور کامل بررسی کردیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
۹۰% آمادگی هم از لحاظ منابه و هم جمع بندی و اون ۱۰% هم اثرات مخرب استرس بود.<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
دقیقا همینطور بود. باید در دروس سیستم عامل، مدار منطقی و معماری ۱۰۰% میزدم که سیستم نشد. و در دروس اختصاصی دقیقا هدفم ۳۰% بود که زدم چون وقت نسبتا کمتری گذاشته بودم و در دروس ریاضی نیز به محاسبات خیلی تکیه داشتم که خداروشکر خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
- دور اول که دروس مشترک مخصوصا سیستم راخوندم خیلی ناامید شدم وفقط به این موضوع فکر میکردم که شریف پرید و وقتی به سراغ سوالات ریاضی رفتم به طور کامل ناامید شدم ولی نمی‌دانم به یکباره چی شد که سوالات ساختمان داده یک به یک حل شدند و من روحیه‌ی عجیبی گرفتم و بعد از آن سوالات منطقی به طوری که سوال نا متعارفی در درس معماری بود ( مربوط به پنجره‌ها )که در کتاب پوران هم نبود ولی کاملا به طور ابتکاری حلش کردم و خیلی اون موقع کیف کردم. ولی سیستم واقعا غیراستاندارد بود و نشد کاریش کنم و فقط یک سوال رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. ابتدا مشترک بعد ریاضی و این حلقه تا نیم‌ ساعت مانده به پایان ادامه داشت و در نیم ساعت آخر زبان میزدم که در کنکور نمی‌دانم چرا اصلا به زبان فکر نکردم. برای دفترچه دوم هم فقط دروس اختصاصی معماری با همان ترتیب موجود در دفترچه.<br />
.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
انتظار داشتم مشابه پارسه یا سال‌های قبل باشه و کاملا آمادگی مبارزه به سوالات جدید را هم داشتم و حل این سوالات خیلی بیشتر لذت داشت هرچند که بعضی از آن‌ها نیز حل نمی‌شدند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
به نظرم وقت کافی بود و زیاد شدن زمان تفاوتی به حال من نمی‌کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
جواب‌ها راحفظ بودم و با کلید اولیه سنجش دقیقا درصد‌هایم یکی بود غیر از دروس مشترک که به نظرم دو تا سوال اشتباه بود که خوشبختانه درست کردند و ۵/۵۳ % من به ۲۷/۶۰ % تبدیل شد. تخمین من از سیستم مدرسان شریف ۲۱ بود که اگر مشترک را با ۶۰% محاسبه میکردم به احتمال زیاد خیلی نزدیک ۱۰ میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۵% - دانشگاه کارشناسی: ۱۰% - برنامه ریزی: ۳۰% - کلاس کنکور: ۰%  - شرایط سر کنکور: ۱۰% - شرایط مطالعه و زندگی: ۱۰۰%.<br />
نمیدونم چرا ۱۰۰% بیشتر شد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
یک کوچولو شخصیه..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
خیلی زیاد. باور نکردنیه. البته عبادت فقط نماز و روزه نیست بلکه اعتقاد قلبی به خداست <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
بله. خانوادم و نامزدم نقش بسیار زیادی داشتند و کم و کاستی‌های من را در بقیه امور نادیده گرفتند که من صمیمانه ازشون تشکر میکنم. و البته اون دوست مذکورم هم خداییش خیلی موثر بود در نوع درس خوندنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
- نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
اعتماد به نفس نقش بسزایی دارد و همیشه برنامه ریزی را با توجه به عادات روزانه خود انجام دهید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<span style="color: #FF0000;">(این سوال بعد از مصاحبه با آقای شریف نیا اضافه شده ،اگه ایشان جوابش را ارسال کنند عینا" درج میشه.)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
- انگیزت از شرکت در کنکور چه بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
من از بهمن پارسال که تصمیم گرفتم برای کنکور بخوانم با توصیه دوستم با مانشت آشنا شدم و به دور از تعارف بسیار فوق‌العادست و روز به روز رشد می‌کند. امیدوارم موفق باشند.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای شریف نیا و دوستان مانشتی از بابت حذف چند روزه مصاحبه ایشان از مانشت مجددا" این مصاحبه جهت استفاده دوستان منتشر میشه.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span>     <br />
شهرام شریف نیا متولد ۱۳۶۸ و ساکن تهران – رتبه ۱۰ رشته مهندسی کامپیوتر و گرایش معماری کامپیوتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
بنده در سال ۱۳۸۶ با رتبه‌ی ۲۱۵۷ وارد دانشگاه شاهد تهران شدم و مشغول به تحصیل در رشته‌ی مهندسی کامپیوتر (سخت افزار) به صرت کارشناسی پیوسته گشتم . پس از گذراندن ۸ ترم تیرماه ۱۳۹۰ فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
من اصلاً با رشته کامپیوتر هیچ آشنایی نداشتم و تنها اولویت من دانشگاه‌های روزانه تهران بود. البته الان خیلی راضیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
شاهدولی لازم به ذکر است که هیچ ارتباطی به سهمیه خانواده های معظم شهدا و ایثارگران ندارد و دانشگاهی است مانند بقیه دانشگاه‌های دولتی با این تفاوت که یک مصاحبه هم دارد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید</span> .<br />
معدل من ۶۴/۱۶ شد و در دانشگاه دانشجوی معمولی بودم و فکر کنم در نهایت شاگرد پنجم یا ششم شدم. راستش در ترم اول و دوم خیلی نمره هام بد بود تا جایی که درس فیزیک ۲ را افتادم ولی بعد از آن با آشنایی که با نامزدم داشتم به یکباره پیشرفت چشمگیری داشتم چون ایشون جز دانشجوهای ممتاز دانشگاه بودند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
من صرفا میخواستم مدرک کارشناسی را بگیرم و وارد بازار کار شوم ولی از ترم ۶ یا ۷ به بعد با توصیه‌های اساتید به خصوص توصیه خانم اسعد که استاد درس مدار منطقی پیشرفته بودند تصمیم جدی برای ادامه تحصیل گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
به IT هم فکر مردم ولی قبل از شروع درس خواندن تصمیم جدی برای گرایش معماری گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
من فقط مهندسی کامپیوتر شرکت کردم.<br />
زبان: ۶۷/۱ - %		مشترک: ۲۷/۶۰ %<br />
ریاضی: ۶۷/۴۱ %		اختصاصی معماری: ۶۷/۲۹ %<br />
سال ۱۳۹۰ در رشته IT شرکت کردم ولی کاملا آزمایشی و رتبه‌ام حدود ۲۰۰۰ شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
در دانشگاه ما که کاملا متفاوت بود و من و دوستم (رتبه ۵ IT) برای کنکور تقریبا همه ی دروس را از صفر شروع کردیم چون حتی اگر اساتید بعضی از دروس نظیر الکتونیک دیجیتال و یا هوش مصنوعی (برای دوستم) هم بسیار عالی درس داده بودند ما فراموش کرده بودیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من تصمیم داشتم از اول تابستون شروع کنم که بعد از یک یا دو هفته مشکلاتی پیش اومد که تا اواخر مهر نتونستم درس بخونم یعنی حتی به کتاب‌هایم هم دست نزدم ولی بعد از اولین آزمون پارسه که خراب کردم (رتبه ۱۸۰) به طور جدی استارت زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
برنامه‌ی ثابتی بود تقریبا. دروس مشترک با IT را به همراه دوستم میخوندیم و باقی را به تنهایی. بعضی‌ها را هم کلا نخوندم. مانند زبان، ریاضی مهندسی، نظریه زبان و مدار الکتریکی ۱/ در اواخر دی ماه هم دو هفته‌ای را کلا استراحت کردم به قول معروف باد خورد پشتمون.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
دقیقا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span> <br />
بله. سعی کردم در درس‌هایی که علاقه بیشتری دارم نظیر سیستم عامل و یا درس‌هایی که تاثیر زیادی دارن د تمرکز بیشتری کنم تا بتوانم آن‌هارا ۱۰۰% بزنم و کاستی‌هایم را برای دروسی که کنار گذاشته‌ام جبران کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
من در دوره‌ی کارشناسی هم برای یک درس دو کتاب نخوندم و به قول گاج یک کتاب را چندین بار خوندم. و این دید را که برای هر درس چه منابعی را بخونم در اون زمان دو هفته‌ی تابستان پیدا کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
فقط کتاب یا جزوه.<br />
زبان : کلا نخوندم!!!<br />
مدار منطقی : فقط کتاب پوران<br />
معماری کامپیوتر : فقط کتاب پوران<br />
ساختمان داده : فقط کتاب مقسمی<br />
سیستم عامل : فقط کتاب ابوالفضل طرقی حقیقت (پارسه)<br />
نظریه زبان ها : کلا نخوندم!!!<br />
آمار و احتمال: کتاب دکتر عرب‌زاده و دکتر نکویی و تست کتاب مدرسان شریف<br />
ریاضیات گسسته : فقط کتاب پوران<br />
محاسبات عددی : فقط کتاب پوران<br />
ریاضی مهندسی : اصلا نخوندم!!!<br />
الکترونیک دیجیتال : فقط کتاب پوران و جزوه دکتر ناصر محمد زاده<br />
VLSI :کتاب دکتر صاحب الزمانی و جزوه دکتر ناصر محمد زاده<br />
انقال داده ها: ۷ فصل اول کتاب شبکه کامپیوتری ابوالفضل طرقی حقیقت (پارسه)<br />
مدار الکتریکی ۱ : کلا نخوندم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من غیر از آمار و احتمال هیچ کتاب مرجعی نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه محور کامل<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
سطح زبانم ضعیف بود و یک تست را زدم که آن هم غلط از آب در آمد و کلا هم نخوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
دروسی مانند آمار و محاسبات را حتی با کمی دقت می‌توان ۱۰۰% زد و گسسته نیز کمی بد قلق است و ریاضی مهندسی خیلی زیاده. من ریاضی مهندسی را حذف کردم. از درصد ریاضیم اصلا راضی نیستم و با همین سه درس هم میتونستم ۶۰% هم بزنم ولی نشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
معمولا در هر روز من دو درس میخوندم که یک درس مشترک به علاوه‌ یک درس ریاضی یا اختصاصی بود چون ضریب دروس مشترک دو برابر ریاضی و اختصاصی بود. ولی در کل امری کاملا شخصی است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
من با دوستم مطالعه کردم و هم اینکه برای هم توضیح میدادیم بسیار زیاد تاثیر داشتو البته ما چون همیشه با نامزدم درس میخوندم این سبک را میپسندم ولی خب ایشان سال ۱۳۹۰ در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شدند و من با یکی دیگر از دوستانم خوندیم که بحمدالله موفق شدیم ولی اگر نامزد هم بودند حتما بهتر میشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
راستش من هیچ‌گاه با زمان مشکل نداشتم چه هنگام مطالعه و چه هنگام آزمون. روز کنکور هم کاملا ۴۵ دقیقه بیکار بودم و منتظر دوستانم بودم که تموم کنن. و به نظرم  برای خوندن با توجه به حجم مطالب زمان زیاد هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
اگر عقب میافتادم از خوابم میزدم و جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار</span>؟<br />
من فقط یک گرایش میخواستم هرچند که به لطف دروس مشترک و ریاضی رتبه‌ی بقیه گرایش‌ها هم خوب شد ولی دروس اختصاصی را کمتر از همه و در آخر خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
به نظرم فاکتور مهم در رسیدن به موفقیت یکنواختی سرعت مطالعه است. من هم مانند بقیه دوستان از برنامه عقب میافتادم و کمی تندش میکردم ولی در کل از اول آبان یکنواخت خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
هیچ کلاس کنکوری نرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
در آزمون‌های پارسه شرکت کردم و از نظر فضای رقابتی و سنکرون شدن با بودجه بندی دروس بسیار مفید بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
از ۱۵ بهمن به بعد سوالات کنکور ۸۳ تا ۹۰ را با دوستم در دو رشته‌ی IT و مهندسی کامپیوتر به طور کامل بررسی کردیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
۹۰% آمادگی هم از لحاظ منابه و هم جمع بندی و اون ۱۰% هم اثرات مخرب استرس بود.<br />
<br />
م<span style="font-weight: bold;">انشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
دقیقا همینطور بود. باید در دروس سیستم عامل، مدار منطقی و معماری ۱۰۰% میزدم که سیستم نشد. و در دروس اختصاصی دقیقا هدفم ۳۰% بود که زدم چون وقت نسبتا کمتری گذاشته بودم و در دروس ریاضی نیز به محاسبات خیلی تکیه داشتم که خداروشکر خوب بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
- دور اول که دروس مشترک مخصوصا سیستم راخوندم خیلی ناامید شدم وفقط به این موضوع فکر میکردم که شریف پرید و وقتی به سراغ سوالات ریاضی رفتم به طور کامل ناامید شدم ولی نمی‌دانم به یکباره چی شد که سوالات ساختمان داده یک به یک حل شدند و من روحیه‌ی عجیبی گرفتم و بعد از آن سوالات منطقی به طوری که سوال نا متعارفی در درس معماری بود ( مربوط به پنجره‌ها )که در کتاب پوران هم نبود ولی کاملا به طور ابتکاری حلش کردم و خیلی اون موقع کیف کردم. ولی سیستم واقعا غیراستاندارد بود و نشد کاریش کنم و فقط یک سوال رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله. ابتدا مشترک بعد ریاضی و این حلقه تا نیم‌ ساعت مانده به پایان ادامه داشت و در نیم ساعت آخر زبان میزدم که در کنکور نمی‌دانم چرا اصلا به زبان فکر نکردم. برای دفترچه دوم هم فقط دروس اختصاصی معماری با همان ترتیب موجود در دفترچه.<br />
.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
انتظار داشتم مشابه پارسه یا سال‌های قبل باشه و کاملا آمادگی مبارزه به سوالات جدید را هم داشتم و حل این سوالات خیلی بیشتر لذت داشت هرچند که بعضی از آن‌ها نیز حل نمی‌شدند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
به نظرم وقت کافی بود و زیاد شدن زمان تفاوتی به حال من نمی‌کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
جواب‌ها راحفظ بودم و با کلید اولیه سنجش دقیقا درصد‌هایم یکی بود غیر از دروس مشترک که به نظرم دو تا سوال اشتباه بود که خوشبختانه درست کردند و ۵/۵۳ % من به ۲۷/۶۰ % تبدیل شد. تخمین من از سیستم مدرسان شریف ۲۱ بود که اگر مشترک را با ۶۰% محاسبه میکردم به احتمال زیاد خیلی نزدیک ۱۰ میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
پایه تحصیلی: ۵% - دانشگاه کارشناسی: ۱۰% - برنامه ریزی: ۳۰% - کلاس کنکور: ۰%  - شرایط سر کنکور: ۱۰% - شرایط مطالعه و زندگی: ۱۰۰%.<br />
نمیدونم چرا ۱۰۰% بیشتر شد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
یک کوچولو شخصیه..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
خیلی زیاد. باور نکردنیه. البته عبادت فقط نماز و روزه نیست بلکه اعتقاد قلبی به خداست <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
بله. خانوادم و نامزدم نقش بسیار زیادی داشتند و کم و کاستی‌های من را در بقیه امور نادیده گرفتند که من صمیمانه ازشون تشکر میکنم. و البته اون دوست مذکورم هم خداییش خیلی موثر بود در نوع درس خوندنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
- نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
اعتماد به نفس نقش بسزایی دارد و همیشه برنامه ریزی را با توجه به عادات روزانه خود انجام دهید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<span style="color: #FF0000;">(این سوال بعد از مصاحبه با آقای شریف نیا اضافه شده ،اگه ایشان جوابش را ارسال کنند عینا" درج میشه.)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
- انگیزت از شرکت در کنکور چه بود؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
من از بهمن پارسال که تصمیم گرفتم برای کنکور بخوانم با توصیه دوستم با مانشت آشنا شدم و به دور از تعارف بسیار فوق‌العادست و روز به روز رشد می‌کند. امیدوارم موفق باشند.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 5 گرایش شبکه، 39 تجارت رشته آی تی(سپهر)]]></title>
			<link>/forum/thread-8687.html</link>
			<pubDate>Fri, 06 Jul 2012 06:33:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8687.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای سپهر و دوستان مانشتی از بابت حذف چند روزه مصاحبه ایشان از مانشت مجددا" این مصاحبه جهت استفاده دوستان منتشر میشه.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.    </span> <br />
مهندسی فناوری اطلاعات رتبه ۵ شبکه رتبه ۳۹ تجارت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
۱/	کارشناسی پیوسته رشته کامپیوتر سخت افزار هنوز پروژه ام مانده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
(بدون جواب)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
شاهد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
من فقط شب امتحان درس می خوندم و دانشجوی متوسطی بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
تقریبا از ترم ۶  فکر ارشد خوندن داشتم ولی ترم ۸ خیلی مصمم شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
به خاطر علاقه به شبکه دوست داشتم توی این گرایش ادامه بدم و از اول هم تصمیمم همین بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان ۰، مشترک ۴۳، مدیریت ۰، پایگاه ۸۳ ،هوش ۸۳، سیستم ۱۶، معماری ۱۰۰، بله سال اول بود که درس خوندم و کنکور دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
تفاوت داره. چیزی که هست توی کنکور دانشجو فقط نباید حواسش به درس باشه باید هم زمان رو خوب کنترل کنه همین که پیش بینی کنه چه تست هایی رو زودتر بزنه چه تست هایی رو بذاره آخر <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
قرار بود تیر شروع کنم که کردم ماه رمضان کلا درس نخوندم شهریور هم مسافرت رفتم مهر رو خوندم ولی اولین آزمون پارسه رو که دادم فهمیدم که روش درس خوندنم کاملا اشتباه است تا الان خودم رو داشتم گول می زدم . بعد از اون با دوستم می رفتم دانشگاه و اونجا درس می خوندیم و بازده درس خوندن خیلی بالا رفت  هر چند ساعت مطالعه ام کمتر شده بود. یادمه برای آزمون ۲۵ درصد چهارم  پارسه نشد درس بخونیم و ۲ هفته استراحت کردیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
دقیقا طبق سر فصل های پارسه فقط اگر عقب می افتادم در ۵۰ درصد دوره ها عقب افتادگی ها رو جبران می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
توی این زمینه خیلی فکر کردم و تصمیم گرفتم که زبان نزنم و دفترچه رو از آخر شروع به حل می کردم یعنی اول معماری بعد سیستم و ... ولی به دروس مشترک که می رسیدم سعی می کردم در حد ۱ دقیقه استراحت کنم و یه چیزی بخورم بعد با انرژی بیشتری شروع می کردم کلا این برمی گرده به این که هر کسی در چه درسی قوی تر هست و اول باید اون رو بزنه (به نظر من)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
دقیقا. من درس معماری و سیستم رو خیلی ضعیف پاس کردم و با دوستم روی این دو درس خیلی وقت گذاشتیم درس مهندسی نرم افزار رو که پاس نکرده بودم یه روز در میان می خوندم بقیه درس ها رو این قدر می خوندم تا بفهمم بعضی درس ها مثل پایگاه تو یک ساعت میشد ۱ فصلش رو خوند بعضی درس ها مثل گسسته با ۲ روز خوندن هم هنوز درک درستی پیدا نمی کردیم من خودم رو مقید به زمان نمی کردم چیزی که برام مهم بود این بود که درس رو بفهمم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برنامه ریزی من براساس منابعی که داشتم و تسلط کامل به همون منبع. فقط اگر مبحثی رو نمی فهمیدم اون مبحث رو از جای دیگه می خوندم مثل انواع درخت ها در ساختمان داده، که کتاب مقسمی اون بخش ها رو کامل نگفته.من خودم رو نه مقید به زمان می کردم نه به منابع اون قدری درس می خوندم که خودم از خودم راضی باشم البته بعد از اولین آزمون پارسه به این نتیجه رسیدم  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
۱/	از فیلم و ویس استفاده نکردم <br />
گسسته : پوران پژوهش البته تست ها به قدری سخت شده که واقعا کافی نیست ولی من فقط همین رو خوندم<br />
ساختمان داده : اول کتاب دکتر قدسی رو خوندم که خیلی هم به درد طراحی خورد همزمان مقسمی رو هم می خوندم<br />
طراحی الگوریتم: راهیان ارشد (چندان راضی کننده نبود) البته قبلا قدسی رو خونده بودم <br />
 شبکه : طرقی حقیقت واقعا عالی نوشته شده کتاب جدیدش<br />
مهندسی نرم افزار : چون این درس رو پاس نکرده بودم مرجع کتاب پرسمن ترجمه سالخورده تست هم پوران<br />
پایگاه : مقسمی<br />
سیستم: طرقی حقیقت<br />
هوش : پوران ، فصل آخر و ضمیمه ۱ کتاب راهیان ارشد <br />
معماری : پوران<br />
در ضمن برای امتحانات پارسه منابع مهندسی نرم افزار که معرفی کردم اصلا خوب نیستند من همیشه تو پارسه مهندسی نرمافزار رو پایین می زدم ولی تو کنکور خوب زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من چون مهندسی نرم افزار پاس نکرده بودم اون رو از روی مرجع خوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه محور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
اصلا جواب ندادم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
این سوال ربطی به رشته IT نداره این جا فقط گسسته است که چون ضریب ۴ داره خوندنش مهم هست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span>.<br />
برنامه ریزی من طبق سر فصل های پارسه بود معمولا هفته ی اول رو می رفتیم دانشگاه و دروس مشترکم با شهرام مثل سیستم و معماری و ساختمان و گسسته و شبکه(انتقال) رو می خوندم و هفته ی دوم که نزدیک بود به امتحان پارسه بقیه ی درس هارو <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
بعضی از دروس رو  با دوستم در دانشگاه می خونیدم البته گروهی درس خوندن می تونه اصلا مفید نباشه. بقیه رو هم خودم تنها. چیزی که مهم بود فهمیدن درس بود زیاد خودمون رو درگیر زمان یا تمام کردن منبع نمی کردیم و همیشه این شعار قلم چی که می گفت اگر به هشتاد درصد مطالب ۱۰۰% تسلط داشته باشید بهتر از این است که به صد در صد مطالب ۸۰% تسلط داشته باشید درنظر داشتیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
در سوال قبل توضیح دادم چیزی که برام مهم بود تسلط کامل به موضوع بود حال اگر لازم بود زمان بیشتری می ذاشتم اگر هم نیاز بود بخش هایی رو از منابع دیگه ایی می خوندم مثل هوش <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی می کردم در۵۰ درصد ها که دوره بود جبران کنم و اگر نمی شد در صددرصد ها فقط یادمه فصل هایی که مسلط نبودم رو در هر درس یادداشت کرده بودم که یادم نره <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من از اول فقط it گرایش شبکه می خواستم و فقط برای این گرایش درس خوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
بله بعضی موقع ها خسته می شدم ولی فقط یه بار نا امید شدم که اون هم بعد از اولین آزمون پارسه بود ولی سبک درس خوندنم رو عوض کردم محکم ادامه دادم. یه بار هم برای آزمون ۲۵ درصد چهارم پارسه خیلی کم خوندم و استراحت کردم تا مدت زمان باقیمونده رو محکم تر ادامه بدم معمولا بین آزمون های پارسه ۲ هفته وقت است هفته اول زیاد فشار نمی اوردم ولی هفته ی دوم رو زیاد می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
کلاس کنکور نرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
آزمون های پارسه که واقعا به درس خوندنم نظم داده بود و فیدبک بسیار مناسبی ازشون می گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
دوره جمع بندی همون آزمون های ۱۰۰ در صد پارسه بود که البته گفتم تمام فصل هایی که مشکل داشتم رو یادداشت کرده بودم و در آن دوره سعی می کردم اون مشکلات رو هم برطرف کنم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
من به صددرصد آمادگی رسیده بودم و بهترین رتبه ام رو هم در کنکور اوردم معیارم هم رضایتی بود که خودم از خودم داشتم و به این باور رسیدم که در این مدت برای کنکور چیزی کم نذاشتم و هر چه در توانم بوده انجام دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
دقیقا تمام این ها مد نظرم بود می دونستم که اگر به ۳ تا سوال گسسته جواب بدم خیلی کار بزرگی کردم ولی برای معماری سیستم و هوش به صد درصد فکر می کردم این رو هم بگم که سیستم بد زدم ولی روحیه ام رو در جلسه  نباختم چون همیشه این مد نظرم بود که اگر سوالی رو نتونم حل کنم پس هیچ کس نمی تونه حل کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه اصلا تمام شرایطی که ممکن بود اتفاق بیافته رو تو ذهنم بررسی کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله من دفترچه رو از آخر به اول حل می کردم چون که به درس های معماری و سیستم و هوش خیلی مسلط بودم به دروس مشترک که می رسیدم معمولا ۲ ساعت زمان داشتم که بعد از استراحت کوتاهی ۱ ساعت از زمان رو برای تست های مشترک می ذاشتم ۱ ساعت هم برای تست هایی که زمان بر بود و می گذاشتم آخر سر. این که سر جلسه بفهمی چه تسی رو اول باید حل کنی چه تستی رو آخر واقعا یه هنر می باشد که در کنکور هم یه اشتباه کوچولو داشتم و برای یک تست سیستم خیلی وقت گذاشتم و به جواب نرسیدم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
تست هایی که نیاز به جنگیدن داشت رو می ذاشتم آخر سر تست هایی که روتین بود رو اول  می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
یه خورده وقت کم اوردم فکر می کنم یه تست سیستم رو می تونستم حل کنم ولی نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
اصلا این کار رو نکردم<br />
.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
من دوست دارم مهندس شبکه باشم و فقط برای همین هم تلاش می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
۱/	خیلی خیلی یه مطلب توی این زمینه نوشتم این هم لینکش <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
بله اول خدا بعد دعای خیر پدر و مادرم .  دوستم شهرام و یکی دیگه از دوستام که اعتماد به نفس زیادی به من می دادند و سایت مانشت و متن زیبایی که آقای تنهایی نوشته بودند این هم لینکش <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
آره درس مدیریت رو نباید حذف می کردم چون شریف داره دانشجو ها شبکه  رو از گرایش ۴ میگیرد و من هم نمی تونم اونجا برم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
برای ارزوهاتون تلاش کنید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای سپهر و دوستان مانشتی از بابت حذف چند روزه مصاحبه ایشان از مانشت مجددا" این مصاحبه جهت استفاده دوستان منتشر میشه.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.    </span> <br />
مهندسی فناوری اطلاعات رتبه ۵ شبکه رتبه ۳۹ تجارت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
۱/	کارشناسی پیوسته رشته کامپیوتر سخت افزار هنوز پروژه ام مانده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
(بدون جواب)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
شاهد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
من فقط شب امتحان درس می خوندم و دانشجوی متوسطی بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
تقریبا از ترم ۶  فکر ارشد خوندن داشتم ولی ترم ۸ خیلی مصمم شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
به خاطر علاقه به شبکه دوست داشتم توی این گرایش ادامه بدم و از اول هم تصمیمم همین بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان ۰، مشترک ۴۳، مدیریت ۰، پایگاه ۸۳ ،هوش ۸۳، سیستم ۱۶، معماری ۱۰۰، بله سال اول بود که درس خوندم و کنکور دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
تفاوت داره. چیزی که هست توی کنکور دانشجو فقط نباید حواسش به درس باشه باید هم زمان رو خوب کنترل کنه همین که پیش بینی کنه چه تست هایی رو زودتر بزنه چه تست هایی رو بذاره آخر <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
قرار بود تیر شروع کنم که کردم ماه رمضان کلا درس نخوندم شهریور هم مسافرت رفتم مهر رو خوندم ولی اولین آزمون پارسه رو که دادم فهمیدم که روش درس خوندنم کاملا اشتباه است تا الان خودم رو داشتم گول می زدم . بعد از اون با دوستم می رفتم دانشگاه و اونجا درس می خوندیم و بازده درس خوندن خیلی بالا رفت  هر چند ساعت مطالعه ام کمتر شده بود. یادمه برای آزمون ۲۵ درصد چهارم  پارسه نشد درس بخونیم و ۲ هفته استراحت کردیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
دقیقا طبق سر فصل های پارسه فقط اگر عقب می افتادم در ۵۰ درصد دوره ها عقب افتادگی ها رو جبران می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
توی این زمینه خیلی فکر کردم و تصمیم گرفتم که زبان نزنم و دفترچه رو از آخر شروع به حل می کردم یعنی اول معماری بعد سیستم و ... ولی به دروس مشترک که می رسیدم سعی می کردم در حد ۱ دقیقه استراحت کنم و یه چیزی بخورم بعد با انرژی بیشتری شروع می کردم کلا این برمی گرده به این که هر کسی در چه درسی قوی تر هست و اول باید اون رو بزنه (به نظر من)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
دقیقا. من درس معماری و سیستم رو خیلی ضعیف پاس کردم و با دوستم روی این دو درس خیلی وقت گذاشتیم درس مهندسی نرم افزار رو که پاس نکرده بودم یه روز در میان می خوندم بقیه درس ها رو این قدر می خوندم تا بفهمم بعضی درس ها مثل پایگاه تو یک ساعت میشد ۱ فصلش رو خوند بعضی درس ها مثل گسسته با ۲ روز خوندن هم هنوز درک درستی پیدا نمی کردیم من خودم رو مقید به زمان نمی کردم چیزی که برام مهم بود این بود که درس رو بفهمم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
برنامه ریزی من براساس منابعی که داشتم و تسلط کامل به همون منبع. فقط اگر مبحثی رو نمی فهمیدم اون مبحث رو از جای دیگه می خوندم مثل انواع درخت ها در ساختمان داده، که کتاب مقسمی اون بخش ها رو کامل نگفته.من خودم رو نه مقید به زمان می کردم نه به منابع اون قدری درس می خوندم که خودم از خودم راضی باشم البته بعد از اولین آزمون پارسه به این نتیجه رسیدم  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
۱/	از فیلم و ویس استفاده نکردم <br />
گسسته : پوران پژوهش البته تست ها به قدری سخت شده که واقعا کافی نیست ولی من فقط همین رو خوندم<br />
ساختمان داده : اول کتاب دکتر قدسی رو خوندم که خیلی هم به درد طراحی خورد همزمان مقسمی رو هم می خوندم<br />
طراحی الگوریتم: راهیان ارشد (چندان راضی کننده نبود) البته قبلا قدسی رو خونده بودم <br />
 شبکه : طرقی حقیقت واقعا عالی نوشته شده کتاب جدیدش<br />
مهندسی نرم افزار : چون این درس رو پاس نکرده بودم مرجع کتاب پرسمن ترجمه سالخورده تست هم پوران<br />
پایگاه : مقسمی<br />
سیستم: طرقی حقیقت<br />
هوش : پوران ، فصل آخر و ضمیمه ۱ کتاب راهیان ارشد <br />
معماری : پوران<br />
در ضمن برای امتحانات پارسه منابع مهندسی نرم افزار که معرفی کردم اصلا خوب نیستند من همیشه تو پارسه مهندسی نرمافزار رو پایین می زدم ولی تو کنکور خوب زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
من چون مهندسی نرم افزار پاس نکرده بودم اون رو از روی مرجع خوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
جزوه محور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
اصلا جواب ندادم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
این سوال ربطی به رشته IT نداره این جا فقط گسسته است که چون ضریب ۴ داره خوندنش مهم هست<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.</span>.<br />
برنامه ریزی من طبق سر فصل های پارسه بود معمولا هفته ی اول رو می رفتیم دانشگاه و دروس مشترکم با شهرام مثل سیستم و معماری و ساختمان و گسسته و شبکه(انتقال) رو می خوندم و هفته ی دوم که نزدیک بود به امتحان پارسه بقیه ی درس هارو <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
بعضی از دروس رو  با دوستم در دانشگاه می خونیدم البته گروهی درس خوندن می تونه اصلا مفید نباشه. بقیه رو هم خودم تنها. چیزی که مهم بود فهمیدن درس بود زیاد خودمون رو درگیر زمان یا تمام کردن منبع نمی کردیم و همیشه این شعار قلم چی که می گفت اگر به هشتاد درصد مطالب ۱۰۰% تسلط داشته باشید بهتر از این است که به صد در صد مطالب ۸۰% تسلط داشته باشید درنظر داشتیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
در سوال قبل توضیح دادم چیزی که برام مهم بود تسلط کامل به موضوع بود حال اگر لازم بود زمان بیشتری می ذاشتم اگر هم نیاز بود بخش هایی رو از منابع دیگه ایی می خوندم مثل هوش <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
سعی می کردم در۵۰ درصد ها که دوره بود جبران کنم و اگر نمی شد در صددرصد ها فقط یادمه فصل هایی که مسلط نبودم رو در هر درس یادداشت کرده بودم که یادم نره <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
من از اول فقط it گرایش شبکه می خواستم و فقط برای این گرایش درس خوندم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
بله بعضی موقع ها خسته می شدم ولی فقط یه بار نا امید شدم که اون هم بعد از اولین آزمون پارسه بود ولی سبک درس خوندنم رو عوض کردم محکم ادامه دادم. یه بار هم برای آزمون ۲۵ درصد چهارم پارسه خیلی کم خوندم و استراحت کردم تا مدت زمان باقیمونده رو محکم تر ادامه بدم معمولا بین آزمون های پارسه ۲ هفته وقت است هفته اول زیاد فشار نمی اوردم ولی هفته ی دوم رو زیاد می خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
کلاس کنکور نرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
آزمون های پارسه که واقعا به درس خوندنم نظم داده بود و فیدبک بسیار مناسبی ازشون می گرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
دوره جمع بندی همون آزمون های ۱۰۰ در صد پارسه بود که البته گفتم تمام فصل هایی که مشکل داشتم رو یادداشت کرده بودم و در آن دوره سعی می کردم اون مشکلات رو هم برطرف کنم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
من به صددرصد آمادگی رسیده بودم و بهترین رتبه ام رو هم در کنکور اوردم معیارم هم رضایتی بود که خودم از خودم داشتم و به این باور رسیدم که در این مدت برای کنکور چیزی کم نذاشتم و هر چه در توانم بوده انجام دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
دقیقا تمام این ها مد نظرم بود می دونستم که اگر به ۳ تا سوال گسسته جواب بدم خیلی کار بزرگی کردم ولی برای معماری سیستم و هوش به صد درصد فکر می کردم این رو هم بگم که سیستم بد زدم ولی روحیه ام رو در جلسه  نباختم چون همیشه این مد نظرم بود که اگر سوالی رو نتونم حل کنم پس هیچ کس نمی تونه حل کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه اصلا تمام شرایطی که ممکن بود اتفاق بیافته رو تو ذهنم بررسی کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
بله من دفترچه رو از آخر به اول حل می کردم چون که به درس های معماری و سیستم و هوش خیلی مسلط بودم به دروس مشترک که می رسیدم معمولا ۲ ساعت زمان داشتم که بعد از استراحت کوتاهی ۱ ساعت از زمان رو برای تست های مشترک می ذاشتم ۱ ساعت هم برای تست هایی که زمان بر بود و می گذاشتم آخر سر. این که سر جلسه بفهمی چه تسی رو اول باید حل کنی چه تستی رو آخر واقعا یه هنر می باشد که در کنکور هم یه اشتباه کوچولو داشتم و برای یک تست سیستم خیلی وقت گذاشتم و به جواب نرسیدم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
تست هایی که نیاز به جنگیدن داشت رو می ذاشتم آخر سر تست هایی که روتین بود رو اول  می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
یه خورده وقت کم اوردم فکر می کنم یه تست سیستم رو می تونستم حل کنم ولی نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
اصلا این کار رو نکردم<br />
.<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
<span style="font-weight: bold;">پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
من دوست دارم مهندس شبکه باشم و فقط برای همین هم تلاش می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
۱/	خیلی خیلی یه مطلب توی این زمینه نوشتم این هم لینکش <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
بله اول خدا بعد دعای خیر پدر و مادرم .  دوستم شهرام و یکی دیگه از دوستام که اعتماد به نفس زیادی به من می دادند و سایت مانشت و متن زیبایی که آقای تنهایی نوشته بودند این هم لینکش <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
آره درس مدیریت رو نباید حذف می کردم چون شریف داره دانشجو ها شبکه  رو از گرایش ۴ میگیرد و من هم نمی تونم اونجا برم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
برای ارزوهاتون تلاش کنید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
بدون جواب<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 23 نرم افزار - 43هوش رشته مهندسی کامپیوتر(_MAjid_)]]></title>
			<link>/forum/thread-8685.html</link>
			<pubDate>Fri, 06 Jul 2012 06:12:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8685.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای امین زاده و همه دوستان مانشتی بخاطر اینکه این مصاحبه چند روزی از انجمن حذف شده بود مجددا" اونرا برای استفاده دوستان عزیز قرار دادم.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     </span><br />
مجید امین زاده-متولد ۶۹- -رتبه ۲۳ نرم افزار و ۴۳ هوش(شهرشون را نگفتند)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
مهندسی نرم افزار دانشگاه علوم وفنون-ترم آخر هتسم(ورودی ۸۷)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
کاملا با شناخت بود و خیلی به این رشته علاقه داشتم.برام رشته مهمتر از دانشگاه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
علوم و فنون مازندران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
معدلمم ۱۷/۰۲،البته این ترم هم مونده که هنوز حساب امتحانش مونده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
چون به رشته علاقمند بودم مشکله خاصی با درسا نداشتمو راحت بودم.بخاطره معدلم هیچوقت درس نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
از قبل دانشگاه،بعد قبولی توی دانشگاه کاملا پیگیر بودم.از ترم دو هم برنامه ریزی کرده بودم تا ترم ۷ مرخصی بگیرمو برای ارشد بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
ازاول قصدم کامپیوتر و هوش بود(سرجلسه دیدم نرم افزار هم سوالاش راحته زدم و بهتر از هوش شد)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان ۲۴/۴۴<br />
ریاضی ۵۰<br />
مشترک ۴۸/۷۲<br />
تخصصی هوش ۲۵<br />
تخصصی نرم ۳۷/۷۸<br />
ترم ۵ هم امتحان داده بودم و رتبم شده بود ۲۵۰۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
بنظرم تو هردانشگاه باشید میتونید تو ارشد موفق باشید و اصلا ربطی به دانشگاه نداره،درسته شاید سطح دانشگاه متفاوت باشه و این باعث بشه که میزان تلاش متفاوت بشه و یکی که تو دانشگاه ضعیفتر بوده باید بیشتر بخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
دقیقا از ۲۸ مرداد شروع کردم.البته قصد داشتم زودتر شروع کنم که ترم تابستون مشکلات دیگه اجازه نداد.مشکلات که زیاد پیش میومد ولی چیزی که کلا برناممو خراب کنه نه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
عوض میکردم.هم ساعتاشو هم درسارو هم نحوه خوندنم،البته ساعت خوندن که مثلا یک ساعتع بخونم دوساعته یا اینکه صبح چقد بخونم بعدازظهر چقد بعد چند وقت به یک نقطه متعادلی رسیدم ولی بقیه رو عوض میکردم.و پیشنهادم میکنم که اینکارو انجام بدید تا به نقطخ قابل قبولی برای خودتو برسونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
خیلی توجه نمیکردم همه رو میخوندم.البته بعضی درسارو که کمتر بلد بودم بیشتر میخوندم،همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
بله دقیقا.اون درسایی که کمتر بلد بودم یا حجم درسش بیشتر دادشتو تو برنامه ریزی سعی میکردن بیشتر بهشون توجه کنم.البته،برنامه ریزی من جوری بود که هرروز تمام درسارو توش بود.مثلا ریاضی مهندسی هم حجمش زیاد بود هم اینکه ضعف داشتم توش بیشتر از بقیه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
از قبل همچیو آماده کرده بودم.اینکه چی بخونم و..البته تو طول خوندن بعضی منابع رو اضافه کردم.مثلا هوش،محاسبات(دوهفته آخر کتاب پورانو گرفتم و خیلی برام مفید بود،خیلی)،گسسته و...بعضی درسام نه،منبعی اضافه نکردم چون دیدم کامله یا انیکه دیگه نمیرسم چیزه دیگه ای بخونم،مثلا ریاضی و آمار حجمش زیاد بود و دیگه نمیشد منبع دیگه ای داشت(پارسه داشتم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم.منابعم هم :<br />
ساختمان گسسته : پوران پژوهش-برای مرجع هم قلی زاده،کتابه نسبتا خوبیه واسه شروع.اوایل کتاب پارسه رو هم میخونم و پورانو نداشتم بعدش دیدم اصلا مثلالی نداره و خیلی گنگه رفتم پورانوهم گرفتم<br />
ساختمان داده: پوران پژوهش- کتاب پارسه هم بود.یه جزوه بود که از یکی از دوستان گرفتم<br />
طراحی الگوریتم: کتاب پارسه-جزوه پارسه هم داشتم،جزوه ای که ماله کلاسهای الگوریتم پارسه بود که خیلی بهم کمک کرد.برای مرجع هم نیپولیتان خوندم که خیلی خوب بود<br />
هوش مصنوعی: کتاب راسل-پارسه(خوب ولی پر از اشکالات تایپیو...).آخراهم کتاب پورانو گرفتم که خوب بودو کمک کرد.یعنی ای کاش ازاول اینو گرفته بودم.البته،باید بگم همه این کتابا ترجمه راسلن،اگه راسلو خوب بفهمید برای تست هر کتابی خوبه،فکر نکنم فرقه خاصی داشته باشن<br />
سیستم عامل: کتابه پارسه کامله،منم همونو خوندم،درسشو کامل بلد بودم و مشکلی نداشتم.هرچند این یکی دوسال مخصوصا امسال واقعا سوالای عجیب و خارج از عرف دادن(امسال من اصلا سیستم نزدم بسکه سوالاش طولانی بود)ولی میشه روش حساب کرد،درسه ساده ایه<br />
آمارواحتمال: کتاب پارسه.<br />
ریاضی مهندسی: کتاب پارسه<br />
محاسبات عددی: کتاب پارسه،کتابه خیلی خوبیه.مرجع هم بابلییان خوندم.آخراهم کتاب پورانو گرفتم برای تست که خیلی خیلی بهم کمک کرد.<br />
نظریه زبان: پیترلینز – پارسه،مقسمی.مشکل خاصی توش نداشتم ولی حتما مرجع،پیتر لینزو بخونید<br />
مدار منطقی: بلدو بودم،خیلیم بلد بودم،فقط پورانو خوندم،چندتا فصلی که نکته دار بود.<br />
معماری کامپیوتر: پوران پژوهش<br />
مدار الکتریکی: پارسه.کتابه خوبیه ولی یذره برقی میگه،باید پایت خوب باشه.پورانم گرفتم ولی بازم سخت بود برام<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
هوش،الگوریتم،سیستم عامل،نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
اکثر درسارو ازروی کتاب میخونم و میرفتم امتحان میدادم،کم پیش میومد درسای کنکوری رو از روی جزوه بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
قصد خوندن داشتم ولی زیاد نخوندم.پایمم قوی بود ولی ۴سال بود که تمامش کرده بودم و خیلی چیزا یادم رفته بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
بنظرم حذف کردنش بشدت اشتباست،خیلی سادست،خیلی راحت میشه زد.مخصوصا آمار و ریاضی مهندسی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
اوایل روزی ۸ ۹ساعت برنامه ریزی کرده بودم ولی خوب عملا کمتر از این میتونستم بخونم.کم کم تا ۱۲ساعت هم رسید.البته تو برنامه ریزی ۱۲ساعت بود ولی این به این معنی نیست که من ۱۲ ساعت میخوندم،شاید روزی بود که بیشترم میخوندم ولی اکثرا کمتر از این میشد ولی میانگین روزی ۹ ۱۰ ساعت می خوندم،مخصوصا آخرا.پیشنهاد میکنم اصلا اوایل به خودتون فشار نیارید چون آخرا خیلی خسته میشید.اوایل ۲ساعته با نیم ساعت استراحت برنامه ریزی میکردم،بعدا اینجوری تغییر دادم که ۲تا یک ساعت دوتا درسو میخوندم بعدش یه ربع استراحت میکردم بعد بازم ۲تا درس تو دوساعت هر درس یک ساعت.بعد کردمش ۳تا یک ساعت یه ربع استراحت.البته از بعضی درسارو یک ساعتو نیم میخوندم(ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی).صبح از ساعت ۸ شروع میکردم تا یک(تو برنامه ریزی)صبحو بدون استراحت ادامه میدادم،یعنی ۵ساعت.بعدازظهر از ۲شروع میکردم تا ۵بعد یه ربع استراحت بعد یک ساعت میخوندم بعدش نیم ساعت ۴۵دقیقه استراحت میکردم بعدش تا شام میخوندم و بعدشام یه ربع استراحت میکردم و دوباره تا ۱۱ادامه میدادم.۱۱به بعد تو برنامه ریزیم زبان بود ولی اصولا یا نمیخوندم یا اونایی که عقب بودم میخوندم.البته بسته به حالم ممکن بود همچیو عوض کنمو برنامه رو اصلا نگاهم نکنم.یه کاری که خیلی به نظر خودم به خودم کمک کرد این بود که هرروز همه درسارو میخوندم(تو برنامه ریزی)این قضیه باعث میشد که هرروز بتونم مطالبو تکرار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها.نمیتونم بکم کدوم بهترهمن تنها راحتتر بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
هم حجمی بود هم معیار اینکه این مطلبو فهمیدم یا نه.کنکور آزمایشی هم معیار بود ولی نه خیلی.بیشتر سعی میکردم بفهمم.اوایل حجمی چیش میرفتم تا بتونم قبل از شروع آزمونا ۲دوری کتابارو خونده باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
درسیو که بلد بودم میذاشتم کنار و اونی که عقب بودمو میخوندم.سیستم عامل و بخصوص منطقی همیشه فدایی بودن.البته،نظریه آلترناتیو سیستم عامل بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از اول روس هوش تمرکز داشتم،هرجند قبل شروع کردم میخواستم درسای نرم افزارم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
خسته یا اینکه احساس یاس کنه آدم که مسلما پیش میاد در طول ۶ماه.ولی با کمک دوستان تونستن دوباره خیلی زود ادامه بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه نرفتم.تو درسی پایه ای مشکل نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
امتحانات پارسه رو شرکت کردم.شرکت کردنم به این دلیل نبود که تاثیر زیادی میذاره بلکه فقط برای درست برنامه ریزی کردن و محک زدن خودم بود.تمام امتحاناتشو شرکت کردم.چیزه بدی نیست،اگه ازنظر مالی کسی مشکلی نداره شرکت کنه بد نیست،بهتر از خونه نشستنو خوندنه،به آدم ضعفاشو میگه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
آخرا همه درسارو دوره میکردم و نکاتی که تو طول خوندنم توی کتاب نوشته بودمو میخوندم.جمع بندی خاصی نداشتم،فقط خلاصه میخوندم تا مرور بشه برام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
من فکر میکنم ۹۰% آماده بودم،این ده درصد بخاطره مدارالکتریکی بود.هرچند سرجلسه استرس اجازه استفاده از تمام آمادگیتونو نمیده ولی خوبه آدم آماده آماده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
چرا،پیشه خودم  یه حداقلهای برای درسا درنظر داشتم.فکر بدی نیست این کارو انجام بدید ولی اگه اون کف نشد دیگه نباید ناامید بشید،باید حواستون به این نکته باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
انقد استرس داشتم میانگین ۱۰۰ تا ۶۰۰و ۶۵۰ بدست آوردم،فکر میکنم همین کافی باشه تا نشون بده چه حالی داشتم سره جلسه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
اول مشترکو شروع کردم بعد رفتم ریاضی بعد رفتم زبان بعد دوباره شروع کردم مشترکو ریاضی هرچی که لازم بودو زدم.البته بازم وقت کم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
اگه دیده بودم خیلی خوشحال میشدم ولی اگه نه سعی میکردم حلش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
کم اآوردم،مخصوصا اینکه میتونستم حداقل ۴تا دیگه ریاضی بزنم،زبانو فقط یدور دیدمو زدم،اصلا کار به دوره دوم نکشید!برای تخصصی وقت کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
تقریبا همونی شد که حساب کردم.خیلی فرق نکرد.حس میکنم حذف یسری سوالا باعث شد بالاتر بره.رتبه هوشو بین ۴۰ تا ۸۰ حدس میزدم که شد.روی نرم افزارم اصلا فکری نمیکردم،چون مهم نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
بیشتر تاثیر برای پایه خوب و برنامه ریزی بود.بقیه هم به نسبت تاثیرشونو میذارن.مخصوصا شرایط سرجلسه که آدم بتونه استرسشو کنترل کنه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
شخصیه ولی کلا به کارای تحقیقاتی علاقه دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
روزای سختیو گذروندم که فقط با لطف خدا میشد چنین کاری کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
مسلما.خانواده در راس و دوستان در ادامه کار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
مدار الکتریکی.ای کاش کنار نمیگذاشتمش آخرا.در طول خوندمم خوب نبود روش خوندنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید</span>.<br />
اگه ۱۰۰% هم آماده باشن استرس آمادگیشونو نصف میکنه،اگه ۷۰% هم آماده باشن شرایط امتحان شاید فقط ۱۰% تاثیر بذاره،پس میشه گفت اونی که استرسشو کنترل میکنه بهتر عمل میکنه.پس حتما استرستونو کنترل کنترل کنید،خیلی مهمه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
جوری انتخاب میکنم که آینده ام برای رفتن به خارج ازکشور باز باشه،ولی این به این معنی نیست که میخوام برم خارج از کشور،ولی اگه الان راهمو باز نگه دارم هروقت اراده کنم میتونم.هوش شریف،تهران و امیرکبیر ۳تا انتخاب اولمه.بقیه هم از دانشگاههای تهرانه.فکر میکنم تهران یا امیرکبیر قبول بشم(ظرفیت خیلی کم شده و با ۴۳///)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
چیره خاصی بنظرم نمیاد بجز هدف از شرکت.آدم باید هدف داشته باشه،هدف داشته باشی میزان هزینه ای که حاضری بابتش بکنی هم معلوم میشه و تلاشتو بهمون اندازه میکنی و به اندازه تلاشت نتیجه میگیری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
خیلی بهم کمک کرد.از وقتی این انجمنو پیدا کردم خیلی کارم جلو افتاد،تو نت خیلی دنبال کارنامه و منابع و... بودم ولی همیشه چیزای تکراری کپی پیستی پیدا میکردم.ولی اینجا کلی تجربه بود که خیلی ازشون کمک گرفتم.امیدوارم حالا حالاها سرپا باشه مانشت.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;">ضمن پوزش فراوان از آقای امین زاده و همه دوستان مانشتی بخاطر اینکه این مصاحبه چند روزی از انجمن حذف شده بود مجددا" اونرا برای استفاده دوستان عزیز قرار دادم.</span><br />
<span style="color: #0000CD;">بنام خدا<br />
 موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۱: اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.     </span><br />
مجید امین زاده-متولد ۶۹- -رتبه ۲۳ نرم افزار و ۴۳ هوش(شهرشون را نگفتند)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲: در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
مهندسی نرم افزار دانشگاه علوم وفنون-ترم آخر هتسم(ورودی ۸۷)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟ </span><br />
کاملا با شناخت بود و خیلی به این رشته علاقه داشتم.برام رشته مهمتر از دانشگاه بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴: کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی  را تحصیل کردین؟</span><br />
علوم و فنون مازندران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۵:در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
معدلمم ۱۷/۰۲،البته این ترم هم مونده که هنوز حساب امتحانش مونده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /><br />
چون به رشته علاقمند بودم مشکله خاصی با درسا نداشتمو راحت بودم.بخاطره معدلم هیچوقت درس نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۶:از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ </span><br />
از قبل دانشگاه،بعد قبولی توی دانشگاه کاملا پیگیر بودم.از ترم دو هم برنامه ریزی کرده بودم تا ترم ۷ مرخصی بگیرمو برای ارشد بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت ۷: آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
ازاول قصدم کامپیوتر و هوش بود(سرجلسه دیدم نرم افزار هم سوالاش راحته زدم و بهتر از هوش شد)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید. آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان ۲۴/۴۴<br />
ریاضی ۵۰<br />
مشترک ۴۸/۷۲<br />
تخصصی هوش ۲۵<br />
تخصصی نرم ۳۷/۷۸<br />
ترم ۵ هم امتحان داده بودم و رتبم شده بود ۲۵۰۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
بنظرم تو هردانشگاه باشید میتونید تو ارشد موفق باشید و اصلا ربطی به دانشگاه نداره،درسته شاید سطح دانشگاه متفاوت باشه و این باعث بشه که میزان تلاش متفاوت بشه و یکی که تو دانشگاه ضعیفتر بوده باید بیشتر بخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۰ : از کی دقیقا" برای  کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید  برنامه را عوض کنید؟</span><br />
دقیقا از ۲۸ مرداد شروع کردم.البته قصد داشتم زودتر شروع کنم که ترم تابستون مشکلات دیگه اجازه نداد.مشکلات که زیاد پیش میومد ولی چیزی که کلا برناممو خراب کنه نه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
عوض میکردم.هم ساعتاشو هم درسارو هم نحوه خوندنم،البته ساعت خوندن که مثلا یک ساعتع بخونم دوساعته یا اینکه صبح چقد بخونم بعدازظهر چقد بعد چند وقت به یک نقطه متعادلی رسیدم ولی بقیه رو عوض میکردم.و پیشنهادم میکنم که اینکارو انجام بدید تا به نقطخ قابل قبولی برای خودتو برسونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
خیلی توجه نمیکردم همه رو میخوندم.البته بعضی درسارو که کمتر بلد بودم بیشتر میخوندم،همین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟ </span><br />
بله دقیقا.اون درسایی که کمتر بلد بودم یا حجم درسش بیشتر دادشتو تو برنامه ریزی سعی میکردن بیشتر بهشون توجه کنم.البته،برنامه ریزی من جوری بود که هرروز تمام درسارو توش بود.مثلا ریاضی مهندسی هم حجمش زیاد بود هم اینکه ضعف داشتم توش بیشتر از بقیه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ.  یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
از قبل همچیو آماده کرده بودم.اینکه چی بخونم و..البته تو طول خوندن بعضی منابع رو اضافه کردم.مثلا هوش،محاسبات(دوهفته آخر کتاب پورانو گرفتم و خیلی برام مفید بود،خیلی)،گسسته و...بعضی درسام نه،منبعی اضافه نکردم چون دیدم کامله یا انیکه دیگه نمیرسم چیزه دیگه ای بخونم،مثلا ریاضی و آمار حجمش زیاد بود و دیگه نمیشد منبع دیگه ای داشت(پارسه داشتم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.</span><br />
از ویس و فیلم استفاده نکردم.منابعم هم :<br />
ساختمان گسسته : پوران پژوهش-برای مرجع هم قلی زاده،کتابه نسبتا خوبیه واسه شروع.اوایل کتاب پارسه رو هم میخونم و پورانو نداشتم بعدش دیدم اصلا مثلالی نداره و خیلی گنگه رفتم پورانوهم گرفتم<br />
ساختمان داده: پوران پژوهش- کتاب پارسه هم بود.یه جزوه بود که از یکی از دوستان گرفتم<br />
طراحی الگوریتم: کتاب پارسه-جزوه پارسه هم داشتم،جزوه ای که ماله کلاسهای الگوریتم پارسه بود که خیلی بهم کمک کرد.برای مرجع هم نیپولیتان خوندم که خیلی خوب بود<br />
هوش مصنوعی: کتاب راسل-پارسه(خوب ولی پر از اشکالات تایپیو...).آخراهم کتاب پورانو گرفتم که خوب بودو کمک کرد.یعنی ای کاش ازاول اینو گرفته بودم.البته،باید بگم همه این کتابا ترجمه راسلن،اگه راسلو خوب بفهمید برای تست هر کتابی خوبه،فکر نکنم فرقه خاصی داشته باشن<br />
سیستم عامل: کتابه پارسه کامله،منم همونو خوندم،درسشو کامل بلد بودم و مشکلی نداشتم.هرچند این یکی دوسال مخصوصا امسال واقعا سوالای عجیب و خارج از عرف دادن(امسال من اصلا سیستم نزدم بسکه سوالاش طولانی بود)ولی میشه روش حساب کرد،درسه ساده ایه<br />
آمارواحتمال: کتاب پارسه.<br />
ریاضی مهندسی: کتاب پارسه<br />
محاسبات عددی: کتاب پارسه،کتابه خیلی خوبیه.مرجع هم بابلییان خوندم.آخراهم کتاب پورانو گرفتم برای تست که خیلی خیلی بهم کمک کرد.<br />
نظریه زبان: پیترلینز – پارسه،مقسمی.مشکل خاصی توش نداشتم ولی حتما مرجع،پیتر لینزو بخونید<br />
مدار منطقی: بلدو بودم،خیلیم بلد بودم،فقط پورانو خوندم،چندتا فصلی که نکته دار بود.<br />
معماری کامپیوتر: پوران پژوهش<br />
مدار الکتریکی: پارسه.کتابه خوبیه ولی یذره برقی میگه،باید پایت خوب باشه.پورانم گرفتم ولی بازم سخت بود برام<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. </span><br />
هوش،الگوریتم،سیستم عامل،نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان  جزوه محور بودین؟</span><br />
اکثر درسارو ازروی کتاب میخونم و میرفتم امتحان میدادم،کم پیش میومد درسای کنکوری رو از روی جزوه بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا  عالی؟</span><br />
قصد خوندن داشتم ولی زیاد نخوندم.پایمم قوی بود ولی ۴سال بود که تمامش کرده بودم و خیلی چیزا یادم رفته بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند  یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span><br />
بنظرم حذف کردنش بشدت اشتباست،خیلی سادست،خیلی راحت میشه زد.مخصوصا آمار و ریاضی مهندسی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس  بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
اوایل روزی ۸ ۹ساعت برنامه ریزی کرده بودم ولی خوب عملا کمتر از این میتونستم بخونم.کم کم تا ۱۲ساعت هم رسید.البته تو برنامه ریزی ۱۲ساعت بود ولی این به این معنی نیست که من ۱۲ ساعت میخوندم،شاید روزی بود که بیشترم میخوندم ولی اکثرا کمتر از این میشد ولی میانگین روزی ۹ ۱۰ ساعت می خوندم،مخصوصا آخرا.پیشنهاد میکنم اصلا اوایل به خودتون فشار نیارید چون آخرا خیلی خسته میشید.اوایل ۲ساعته با نیم ساعت استراحت برنامه ریزی میکردم،بعدا اینجوری تغییر دادم که ۲تا یک ساعت دوتا درسو میخوندم بعدش یه ربع استراحت میکردم بعد بازم ۲تا درس تو دوساعت هر درس یک ساعت.بعد کردمش ۳تا یک ساعت یه ربع استراحت.البته از بعضی درسارو یک ساعتو نیم میخوندم(ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی).صبح از ساعت ۸ شروع میکردم تا یک(تو برنامه ریزی)صبحو بدون استراحت ادامه میدادم،یعنی ۵ساعت.بعدازظهر از ۲شروع میکردم تا ۵بعد یه ربع استراحت بعد یک ساعت میخوندم بعدش نیم ساعت ۴۵دقیقه استراحت میکردم بعدش تا شام میخوندم و بعدشام یه ربع استراحت میکردم و دوباره تا ۱۱ادامه میدادم.۱۱به بعد تو برنامه ریزیم زبان بود ولی اصولا یا نمیخوندم یا اونایی که عقب بودم میخوندم.البته بسته به حالم ممکن بود همچیو عوض کنمو برنامه رو اصلا نگاهم نکنم.یه کاری که خیلی به نظر خودم به خودم کمک کرد این بود که هرروز همه درسارو میخوندم(تو برنامه ریزی)این قضیه باعث میشد که هرروز بتونم مطالبو تکرار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
تنها.نمیتونم بکم کدوم بهترهمن تنها راحتتر بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
هم حجمی بود هم معیار اینکه این مطلبو فهمیدم یا نه.کنکور آزمایشی هم معیار بود ولی نه خیلی.بیشتر سعی میکردم بفهمم.اوایل حجمی چیش میرفتم تا بتونم قبل از شروع آزمونا ۲دوری کتابارو خونده باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۳ :  اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
درسیو که بلد بودم میذاشتم کنار و اونی که عقب بودمو میخوندم.سیستم عامل و بخصوص منطقی همیشه فدایی بودن.البته،نظریه آلترناتیو سیستم عامل بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از اول روس هوش تمرکز داشتم،هرجند قبل شروع کردم میخواستم درسای نرم افزارم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
خسته یا اینکه احساس یاس کنه آدم که مسلما پیش میاد در طول ۶ماه.ولی با کمک دوستان تونستن دوباره خیلی زود ادامه بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس  را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
نه نرفتم.تو درسی پایه ای مشکل نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
امتحانات پارسه رو شرکت کردم.شرکت کردنم به این دلیل نبود که تاثیر زیادی میذاره بلکه فقط برای درست برنامه ریزی کردن و محک زدن خودم بود.تمام امتحاناتشو شرکت کردم.چیزه بدی نیست،اگه ازنظر مالی کسی مشکلی نداره شرکت کنه بد نیست،بهتر از خونه نشستنو خوندنه،به آدم ضعفاشو میگه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ  میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
آخرا همه درسارو دوره میکردم و نکاتی که تو طول خوندنم توی کتاب نوشته بودمو میخوندم.جمع بندی خاصی نداشتم،فقط خلاصه میخوندم تا مرور بشه برام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل  یا تسلط به منابع؟</span><br />
من فکر میکنم ۹۰% آماده بودم،این ده درصد بخاطره مدارالکتریکی بود.هرچند سرجلسه استرس اجازه استفاده از تمام آمادگیتونو نمیده ولی خوبه آدم آماده آماده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
چرا،پیشه خودم  یه حداقلهای برای درسا درنظر داشتم.فکر بدی نیست این کارو انجام بدید ولی اگه اون کف نشد دیگه نباید ناامید بشید،باید حواستون به این نکته باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
انقد استرس داشتم میانگین ۱۰۰ تا ۶۰۰و ۶۵۰ بدست آوردم،فکر میکنم همین کافی باشه تا نشون بده چه حالی داشتم سره جلسه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
اول مشترکو شروع کردم بعد رفتم ریاضی بعد رفتم زبان بعد دوباره شروع کردم مشترکو ریاضی هرچی که لازم بودو زدم.البته بازم وقت کم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
اگه دیده بودم خیلی خوشحال میشدم ولی اگه نه سعی میکردم حلش کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
کم اآوردم،مخصوصا اینکه میتونستم حداقل ۴تا دیگه ریاضی بزنم،زبانو فقط یدور دیدمو زدم،اصلا کار به دوره دوم نکشید!برای تخصصی وقت کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون  آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با  کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
تقریبا همونی شد که حساب کردم.خیلی فرق نکرد.حس میکنم حذف یسری سوالا باعث شد بالاتر بره.رتبه هوشو بین ۴۰ تا ۸۰ حدس میزدم که شد.روی نرم افزارم اصلا فکری نمیکردم،چون مهم نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟</span><br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
بیشتر تاثیر برای پایه خوب و برنامه ریزی بود.بقیه هم به نسبت تاثیرشونو میذارن.مخصوصا شرایط سرجلسه که آدم بتونه استرسشو کنترل کنه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
شخصیه ولی کلا به کارای تحقیقاتی علاقه دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
روزای سختیو گذروندم که فقط با لطف خدا میشد چنین کاری کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۳۹ : کسی یا کسانی  هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون  را مرهون او بدونید.</span><br />
مسلما.خانواده در راس و دوستان در ادامه کار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون  باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. </span><br />
مدار الکتریکی.ای کاش کنار نمیگذاشتمش آخرا.در طول خوندمم خوب نبود روش خوندنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۱ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید</span>.<br />
اگه ۱۰۰% هم آماده باشن استرس آمادگیشونو نصف میکنه،اگه ۷۰% هم آماده باشن شرایط امتحان شاید فقط ۱۰% تاثیر بذاره،پس میشه گفت اونی که استرسشو کنترل میکنه بهتر عمل میکنه.پس حتما استرستونو کنترل کنترل کنید،خیلی مهمه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۲: چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
جوری انتخاب میکنم که آینده ام برای رفتن به خارج ازکشور باز باشه،ولی این به این معنی نیست که میخوام برم خارج از کشور،ولی اگه الان راهمو باز نگه دارم هروقت اراده کنم میتونم.هوش شریف،تهران و امیرکبیر ۳تا انتخاب اولمه.بقیه هم از دانشگاههای تهرانه.فکر میکنم تهران یا امیرکبیر قبول بشم(ظرفیت خیلی کم شده و با ۴۳///)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟</span><br />
چیره خاصی بنظرم نمیاد بجز هدف از شرکت.آدم باید هدف داشته باشه،هدف داشته باشی میزان هزینه ای که حاضری بابتش بکنی هم معلوم میشه و تلاشتو بهمون اندازه میکنی و به اندازه تلاشت نتیجه میگیری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟ </span><br />
خیلی بهم کمک کرد.از وقتی این انجمنو پیدا کردم خیلی کارم جلو افتاد،تو نت خیلی دنبال کارنامه و منابع و... بودم ولی همیشه چیزای تکراری کپی پیستی پیدا میکردم.ولی اینجا کلی تجربه بود که خیلی ازشون کمک گرفتم.امیدوارم حالا حالاها سرپا باشه مانشت.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت  به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 140 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-8636.html</link>
			<pubDate>Tue, 03 Jul 2012 16:04:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8636.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
امیدوارم تجربیات من هرچند ناچیز اما مفید باشه .ادعایی واسه هیچ چیز ندارم.فقط به فقط هر کس خودش میدونه چطوری میتونه با مسائل زندگیش از جمله کنکور کنار بیاد و به موفقیتی که خودش تو زندگیش تعریف کرده برسه.<br />
به لطف  خدا تونستم رتبه 140 کنکور امسال رو در رشته مهندسی نرم افزار گرایش نرم افزار کسب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر ( ناپیوسته) فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
علاقه زیادی به کامپیوتر داشتم طوری که موقع انتخاب رشته کنکور سراسری فقط رشته مد نظرم بود و به همین خاطر نتونستم کارشناسی قبول شم (البته شهرشم واسم مهم بود) و اینطوری شد که من نیز به جمع کاردانی ها پیوستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
کلا دانشجوی معمولی بودم اما خیلی سخت کوش برای دروسی که دوست داشتم بیشتر ازشون سر در بیارم.خوب دانشگاه ما زیاد اساتید خوبی نداشت.<br />
در کل واسه فهمیدن دروس خیلی زحمت میکشیدم و کمتر از اساتید محترم عنایتی میشد.(ضمن احترام به تمام اساتید) و اینکه بر اساس علاقه درس میخوندم نه معدل.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
از زمان ترم آخر کارشناسی علاقه مند شدم ادامه تحصیل بدم.اما متاسفانه این علاقه و احساس نیاز رو دیر متوجه شدم و در صورتی که اگر زودتر اتفاق می افتاد دروسی که برای کنکور مطرح هستندرو بیشتر روشون سرمایه گذاری میکردم و به همین خاطرکه از بعضی دروس مهم غفلت کردم کارم یکم سخت شد طوری که وقتی من به طور جدی شروع کردم به خوندن واسه کنکور توی خیلی ازدروس تقریبا صفر بودم و هیچی نمیدونستم.مثل ریاضی مهندسی یا نظریه یا معماری ..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
خوب من اول اولش واقعا نمیدونستم چه گرایشی رو بخونم.هرچند به هوش علاقه بیشتری داشتم اما با دو دوتا چهار تا تصمیم گرفتم در نهایت نرم بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان 5/56<br />
ریاضیات 50/00<br />
مشترک 35/90<br />
تخصصی نرم 31/11<br />
این درصدهای سال دومم بود.سال اول رتبم 600 شد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
اصلا و ابدا نمیشه این دوتا رو یکی دونست.لاقل تو دانشگاه ما بچه ها یا دنبال کنکور بودن یا دنبال تجربه کار حر فه ای.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
ببینید من تصمیم گرفتم واسه ارشد بخونم اما مدام مسائل دیگه ای پیش میومد که باعث میشد من خوب نخونم و همین باعث شکستم میشد.تا زمانی که هدفم فقط کنکور نبود ذهنم به خیلی چیزها معطوف بود و تمرکز چندانی رو دروس نداشتم.اما بالاخره تصمیم گرفتم تقریبا بعضی کارهارو کنار بزارم و بیشتر بیشتر به درس و کنکور تمرکز کنم.خواستن فقط علاقه نیست.خواستن یه تلاش مستمر هست برای چیزی میخاید بهش برسید.بخاطر همین دوره درس خوندن من طولانی شد.اما بطور جدی از آبان ماه شروع کردم تا بهمن ماه.دقیقا تو همین دوره بودکه من درس خوندن واقعی رو تجربه کردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
-نه برنامه من ثابت نبود.هرچقد بیشتر جلو میرفتم دنبال اشکالات کارم بودم که روال کارمو بهتر کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله صد درصد.مشترکا رو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله.من تو دروس ریاضی مهندسی و گسسته خیلی ضعیف بودم.و بیشتر خوندم.کتاب سی ال ار اس رو هم با جزئیات خوندم.رو نظریه هم زیاد وقت میزاشتم تا مفهمومی بفهممش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
نه من فقط میخوندم تا جایی که بدونم مثلا یک  مبحث خاص رو فهمیدم و مسلط شدم.حالا یا نیازبه بیشتر از یه کتاب میشد یا نه فقط یه کتاب کارمو راه می انداخت.با تست زدن هم اینو متوجه میشدم.البته زمان رو هم مد نظر داشتم و مثلا رو چیزای بی اهمیت یا مسائلی که خیلی نامفهوم بود واسم زیاد زمان نمیزاشتم چون میدونستم زمان مهمتره تا مسلط شدن به تمام مطالب.و راحت ازشون میگذشتم.اما مواردی که خیلی مهم بود تو کنکور و تا جایی که میشد میخوندم.مثل مبحث حافظه تو معماری و از این قبیل سوالات تکراری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
ویس داشتم اما وقت زیادی میگرفت و استفاده نکردم کلا.البته بجز زبان پارسه دکتر مظفری که تابستون گوش دادم و خوب بود.<br />
زبان فقط لغت میخوندم 504 و تافل<br />
ریاضی مهندسی پارسه و مدرسان شریف<br />
گسسته گریمالدی و پوران<br />
امار پارسه<br />
محاسبات پوران<br />
نظریه لینز سودکمپ پوران<br />
ساختمان پوران<br />
معماری راهیان پوران مقسمی<br />
منطقی پوران<br />
سیستم عامل پارسه و پوران<br />
کامپایلر نخوندم<br />
برنامه سازی پارسه و جعفر نژاد (به طور موردی)<br />
پایگاه مقسمی<br />
الگوریتم سی ال ار اس و پوران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
الگوریتم و نظریه و معماری و گسسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من فقط الگوریتم نیپولیتان و برنامه سازی پرات، سیستم عامل استالینگ،منطقی مانو، نظریه لینز ،خوندم .واقعیتش من جزوه درست حسابی نداشتم!بیشتر کتابای ترجمه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبانم چون ضعیف بود لغت زیاد میخوندم اما فایده ای واسه کنکورم نداشت چندان.اما باید یه چند تا میزدم!سال قبلش خیلی ضربه خوردم از زبان.هرچند امسال هم ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی رو اگه بخونین واقعا میشه بالا زد.مخصوصا گسسته و آمار.شاید بشه ریاضی مهندسی رو حذف کرد اما عوضش باید اونای دیگه رو کامل خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزی من طبق سرفصل های پارسه بود.یه محدوده مشخص از کتابارو باید سر 2 هفته تموم میکردم و اگه نمیرسیدم میشد ازجمعه هم میزدم و یا شاید هفته بعدش بیشتر تلاش میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنهای تنها تو خونه.البته یه رقیب نتی هم داشتم که خیلی بهم روحیه میداد.تقریبا مسابقه داشتیم با هم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
-من با آزمونا پیش میرفتم که عقب نمونم از دیگران اما ملاک اصلیم مسلط شدن رو نقاط ضعفم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از ابتدا به نرم افزار زوم کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
آهسته و پیوسته میخوندم .البته خستگی داشت که البته خستگی تو همه کارای تکراری واسم وجود داره.من کلا از یه جا نشستن متنفرم و این منو خسته میکرد اما به هدفم که فکر میکردم از خستگیم کم میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله پارسه بخاطر نرخ بالای شرکت کننده هاش نه بخاطر سطح سوالاش.این فقط یه دیسیپلین میداد بهم و یه آمار از خودم دستم میومد که تا الان چقد از این جمعیت عقبم یا جلو.کلا بی تاثیر نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمعبندی رو از یک ماه مونده به کنکور تقریبا واسه همه دروس شروع کردم.مهم نبود چی خوندم یا چی نخوندم.دیگه وقتش بود که جمع و جور کنم همرو.چون بدون  جمعبندی علنا صفر بودم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
بله تقریبا میشه گفت از خوندنم راضی بودم.هم نتیجه آزمونا هم سوالات سالهای قبل.اما خودمونیم دیگه غریبه که نیس همش به فکر سوپرایز شدن از طرف سازمان سنجش بودم!و البته این طرز فکر منفی خیلی بده خیلی بد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
صد در صد.من منطقی و آمارو ساختمان و الگوریتم و به 100 فکر میکردم.اما به نظریه و سیستم عامل اطمینانی نداشتم.هرچند تمام کتاب حقیقت و خونده بودم اما سنجش یه چیز دیگس!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
اصلا و ابدا.من فقط تست میزدم و ساعتم رو چک میکردم.کاری که یک ماه تمرین کردم واسه همچین روزی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه فقط ترتیب دفترچه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اصلا انتظار سوال شبیه نداشتم و بهمین خاطر یا روی مبحثی مسلط بودم و حلش میکردم یا کنار گذاشته بودمش و سر جلسه هم ازش میگذشتم یا اینکه حد وسط بود و میرفتم دور بعدی سعی میکردم حلش کنم.اما با اطمینان جواب میدادم. نه با شک.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
اگه وقت داشتم ریاضی و زبان بیشتر میزدم اما سر اختصاصی ها خیلی خسته شده بودم و فقط دلم میخواست برم بیرون و تموم شه.بهمین خاطر درصدام کم شد.الگوریتم بعدا که میخوندم کلی ناراحت شدم که چرا سوالات به این راحتی رو نزدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
چرا یه تخمین سرسری زدم اما دیگه واسم مهم نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی 10<br />
دانشگاه کارشناسی 5<br />
برنامه ریز برای کنکور40<br />
کلاس کنکور0،<br />
کنکور آزمایشی10، <br />
شرایط سر کنکور10(خیلی خسته کننده بود)<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)10<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
میخوام با سواد شم و سوادم رو عرضه کنم واسه کسی که مشتاق علم هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
من مسیر و انتخاب کردم و تمام تلاشم رو کردم و بقیشو سپردم به خدا.به خاطر همین واسم مهم نبود که چی میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
مادرم،مادرم،مادرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
خیر.فقط شاید اگه اساتید خوبی داشتم بهتر و زودتر نتیجه میگرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دانشگاهی که اساتید خوبی داشته باشه و راهنمای خوبی واسه ادامه مسیرم باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
خواستن فقط دوست داشتن نیست،تلاش کردن واسه رسیدن  بهش مهمتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نمیدونم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت واسه من راهنما بود.ممنونم از آقای دکتر و کسانی که مارو همراهی کردن تو این راه.یادم نمیره جمله ای که دکتر نوشته بودن و روی من خیلی تاثیر گذاشت "یه نیت درست خرج زیادی نداره!" منم نیت کردم و با یه یا علی شروع کردم.<br />
همگی موفق باشید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
امیدوارم تجربیات من هرچند ناچیز اما مفید باشه .ادعایی واسه هیچ چیز ندارم.فقط به فقط هر کس خودش میدونه چطوری میتونه با مسائل زندگیش از جمله کنکور کنار بیاد و به موفقیتی که خودش تو زندگیش تعریف کرده برسه.<br />
به لطف  خدا تونستم رتبه 140 کنکور امسال رو در رشته مهندسی نرم افزار گرایش نرم افزار کسب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر ( ناپیوسته) فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
علاقه زیادی به کامپیوتر داشتم طوری که موقع انتخاب رشته کنکور سراسری فقط رشته مد نظرم بود و به همین خاطر نتونستم کارشناسی قبول شم (البته شهرشم واسم مهم بود) و اینطوری شد که من نیز به جمع کاردانی ها پیوستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
کلا دانشجوی معمولی بودم اما خیلی سخت کوش برای دروسی که دوست داشتم بیشتر ازشون سر در بیارم.خوب دانشگاه ما زیاد اساتید خوبی نداشت.<br />
در کل واسه فهمیدن دروس خیلی زحمت میکشیدم و کمتر از اساتید محترم عنایتی میشد.(ضمن احترام به تمام اساتید) و اینکه بر اساس علاقه درس میخوندم نه معدل.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
از زمان ترم آخر کارشناسی علاقه مند شدم ادامه تحصیل بدم.اما متاسفانه این علاقه و احساس نیاز رو دیر متوجه شدم و در صورتی که اگر زودتر اتفاق می افتاد دروسی که برای کنکور مطرح هستندرو بیشتر روشون سرمایه گذاری میکردم و به همین خاطرکه از بعضی دروس مهم غفلت کردم کارم یکم سخت شد طوری که وقتی من به طور جدی شروع کردم به خوندن واسه کنکور توی خیلی ازدروس تقریبا صفر بودم و هیچی نمیدونستم.مثل ریاضی مهندسی یا نظریه یا معماری ..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
خوب من اول اولش واقعا نمیدونستم چه گرایشی رو بخونم.هرچند به هوش علاقه بیشتری داشتم اما با دو دوتا چهار تا تصمیم گرفتم در نهایت نرم بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان 5/56<br />
ریاضیات 50/00<br />
مشترک 35/90<br />
تخصصی نرم 31/11<br />
این درصدهای سال دومم بود.سال اول رتبم 600 شد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
اصلا و ابدا نمیشه این دوتا رو یکی دونست.لاقل تو دانشگاه ما بچه ها یا دنبال کنکور بودن یا دنبال تجربه کار حر فه ای.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
ببینید من تصمیم گرفتم واسه ارشد بخونم اما مدام مسائل دیگه ای پیش میومد که باعث میشد من خوب نخونم و همین باعث شکستم میشد.تا زمانی که هدفم فقط کنکور نبود ذهنم به خیلی چیزها معطوف بود و تمرکز چندانی رو دروس نداشتم.اما بالاخره تصمیم گرفتم تقریبا بعضی کارهارو کنار بزارم و بیشتر بیشتر به درس و کنکور تمرکز کنم.خواستن فقط علاقه نیست.خواستن یه تلاش مستمر هست برای چیزی میخاید بهش برسید.بخاطر همین دوره درس خوندن من طولانی شد.اما بطور جدی از آبان ماه شروع کردم تا بهمن ماه.دقیقا تو همین دوره بودکه من درس خوندن واقعی رو تجربه کردم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
-نه برنامه من ثابت نبود.هرچقد بیشتر جلو میرفتم دنبال اشکالات کارم بودم که روال کارمو بهتر کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله صد درصد.مشترکا رو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله.من تو دروس ریاضی مهندسی و گسسته خیلی ضعیف بودم.و بیشتر خوندم.کتاب سی ال ار اس رو هم با جزئیات خوندم.رو نظریه هم زیاد وقت میزاشتم تا مفهمومی بفهممش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
نه من فقط میخوندم تا جایی که بدونم مثلا یک  مبحث خاص رو فهمیدم و مسلط شدم.حالا یا نیازبه بیشتر از یه کتاب میشد یا نه فقط یه کتاب کارمو راه می انداخت.با تست زدن هم اینو متوجه میشدم.البته زمان رو هم مد نظر داشتم و مثلا رو چیزای بی اهمیت یا مسائلی که خیلی نامفهوم بود واسم زیاد زمان نمیزاشتم چون میدونستم زمان مهمتره تا مسلط شدن به تمام مطالب.و راحت ازشون میگذشتم.اما مواردی که خیلی مهم بود تو کنکور و تا جایی که میشد میخوندم.مثل مبحث حافظه تو معماری و از این قبیل سوالات تکراری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
ویس داشتم اما وقت زیادی میگرفت و استفاده نکردم کلا.البته بجز زبان پارسه دکتر مظفری که تابستون گوش دادم و خوب بود.<br />
زبان فقط لغت میخوندم 504 و تافل<br />
ریاضی مهندسی پارسه و مدرسان شریف<br />
گسسته گریمالدی و پوران<br />
امار پارسه<br />
محاسبات پوران<br />
نظریه لینز سودکمپ پوران<br />
ساختمان پوران<br />
معماری راهیان پوران مقسمی<br />
منطقی پوران<br />
سیستم عامل پارسه و پوران<br />
کامپایلر نخوندم<br />
برنامه سازی پارسه و جعفر نژاد (به طور موردی)<br />
پایگاه مقسمی<br />
الگوریتم سی ال ار اس و پوران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
الگوریتم و نظریه و معماری و گسسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من فقط الگوریتم نیپولیتان و برنامه سازی پرات، سیستم عامل استالینگ،منطقی مانو، نظریه لینز ،خوندم .واقعیتش من جزوه درست حسابی نداشتم!بیشتر کتابای ترجمه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبانم چون ضعیف بود لغت زیاد میخوندم اما فایده ای واسه کنکورم نداشت چندان.اما باید یه چند تا میزدم!سال قبلش خیلی ضربه خوردم از زبان.هرچند امسال هم ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
ریاضی رو اگه بخونین واقعا میشه بالا زد.مخصوصا گسسته و آمار.شاید بشه ریاضی مهندسی رو حذف کرد اما عوضش باید اونای دیگه رو کامل خوند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
برنامه ریزی من طبق سرفصل های پارسه بود.یه محدوده مشخص از کتابارو باید سر 2 هفته تموم میکردم و اگه نمیرسیدم میشد ازجمعه هم میزدم و یا شاید هفته بعدش بیشتر تلاش میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنهای تنها تو خونه.البته یه رقیب نتی هم داشتم که خیلی بهم روحیه میداد.تقریبا مسابقه داشتیم با هم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
-من با آزمونا پیش میرفتم که عقب نمونم از دیگران اما ملاک اصلیم مسلط شدن رو نقاط ضعفم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از ابتدا به نرم افزار زوم کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
آهسته و پیوسته میخوندم .البته خستگی داشت که البته خستگی تو همه کارای تکراری واسم وجود داره.من کلا از یه جا نشستن متنفرم و این منو خسته میکرد اما به هدفم که فکر میکردم از خستگیم کم میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
بله پارسه بخاطر نرخ بالای شرکت کننده هاش نه بخاطر سطح سوالاش.این فقط یه دیسیپلین میداد بهم و یه آمار از خودم دستم میومد که تا الان چقد از این جمعیت عقبم یا جلو.کلا بی تاثیر نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمعبندی رو از یک ماه مونده به کنکور تقریبا واسه همه دروس شروع کردم.مهم نبود چی خوندم یا چی نخوندم.دیگه وقتش بود که جمع و جور کنم همرو.چون بدون  جمعبندی علنا صفر بودم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
بله تقریبا میشه گفت از خوندنم راضی بودم.هم نتیجه آزمونا هم سوالات سالهای قبل.اما خودمونیم دیگه غریبه که نیس همش به فکر سوپرایز شدن از طرف سازمان سنجش بودم!و البته این طرز فکر منفی خیلی بده خیلی بد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
صد در صد.من منطقی و آمارو ساختمان و الگوریتم و به 100 فکر میکردم.اما به نظریه و سیستم عامل اطمینانی نداشتم.هرچند تمام کتاب حقیقت و خونده بودم اما سنجش یه چیز دیگس!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
اصلا و ابدا.من فقط تست میزدم و ساعتم رو چک میکردم.کاری که یک ماه تمرین کردم واسه همچین روزی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه فقط ترتیب دفترچه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اصلا انتظار سوال شبیه نداشتم و بهمین خاطر یا روی مبحثی مسلط بودم و حلش میکردم یا کنار گذاشته بودمش و سر جلسه هم ازش میگذشتم یا اینکه حد وسط بود و میرفتم دور بعدی سعی میکردم حلش کنم.اما با اطمینان جواب میدادم. نه با شک.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
اگه وقت داشتم ریاضی و زبان بیشتر میزدم اما سر اختصاصی ها خیلی خسته شده بودم و فقط دلم میخواست برم بیرون و تموم شه.بهمین خاطر درصدام کم شد.الگوریتم بعدا که میخوندم کلی ناراحت شدم که چرا سوالات به این راحتی رو نزدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
چرا یه تخمین سرسری زدم اما دیگه واسم مهم نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی 10<br />
دانشگاه کارشناسی 5<br />
برنامه ریز برای کنکور40<br />
کلاس کنکور0،<br />
کنکور آزمایشی10، <br />
شرایط سر کنکور10(خیلی خسته کننده بود)<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)10<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
میخوام با سواد شم و سوادم رو عرضه کنم واسه کسی که مشتاق علم هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
من مسیر و انتخاب کردم و تمام تلاشم رو کردم و بقیشو سپردم به خدا.به خاطر همین واسم مهم نبود که چی میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
مادرم،مادرم،مادرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
خیر.فقط شاید اگه اساتید خوبی داشتم بهتر و زودتر نتیجه میگرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دانشگاهی که اساتید خوبی داشته باشه و راهنمای خوبی واسه ادامه مسیرم باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
خواستن فقط دوست داشتن نیست،تلاش کردن واسه رسیدن  بهش مهمتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نمیدونم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت واسه من راهنما بود.ممنونم از آقای دکتر و کسانی که مارو همراهی کردن تو این راه.یادم نمیره جمله ای که دکتر نوشته بودن و روی من خیلی تاثیر گذاشت "یه نیت درست خرج زیادی نداره!" منم نیت کردم و با یه یا علی شروع کردم.<br />
همگی موفق باشید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 41 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-8570.html</link>
			<pubDate>Sun, 01 Jul 2012 06:00:52 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8570.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
رضوان مهدوی هستم،متولد 67 و کرجی هستم. به لطف خدا امسال رتبه 41 رشته کامپیوتر-گرایش نرم افزار رو کسب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من کارشناسی پیوسته ام  رو در رشته کامپیوتر-گرایش نرم افزار گرفتم و شهریور 89 فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
من وقتی نوجوان بودم رشته کامپیوتر را دوست داشتم اما یهو ازش دل زده شدم و تو انتخاب رشته دانشگاه سراسریم حتی یک دونه کامپیوتر هم نزدم! واسه انتخاب رشته دانشگاه آزادم فقط واسه اینکه صبح روز امتحان نخوام راه دوری برم کامپیوتر کرج و زدم وگرنه می خواستم آی تی پرند بزنم.هیچوقت فکرشم نمی کردم بخوام دانشگاه آزاد برم اما وقتی نتایج کنکور اومد و دیدم سراسری جای خوبی قبول نشدم فقط به خاطر اینکه نخوام 1 سال پشت کنکور بمونم  رفتم دانشگاه آزاد.واسه همین اولش زیاد علاقمند نبودم به رشتم(البته بدم هم نمیومد) اما هرچی بیشتر گذشت علاقمندتر شدم تا جایی که الان فکر میکنم بهترین رشته ای که میتونستم بخونم رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه آزاد واحد کرج<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دانشجوی درسخونی بودم،اکثرا یکی از نمره های بالای کلاسو می گرفتم.همه درسهارو هم خوب میخوندم،همیشه نمره پایین کارنامه هام یا درسهای پایه مثل ریاضی 2 واینا بود یا درسهای عمومی مثل اندیشه و اخلاق.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من همیشه درس خوندن و دوست داشتم اما واسه ارشد از هفته آخر تابستون 89 تصمیم جدی گرفتم،این طور نبود که از سال سوم یا چهارم واسش برنامه ریزی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
قبل از اینکه بخوام شروع کنم یکم به هوش مصنوعی فکر کردم اما وقتی خواستم به طور جدی برنامه ریزی کنم نرم افزارو انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان 16.67<br />
ریاضی 41.67<br />
مشترک 51.28<br />
تخصصی نرم افزار 31.11<br />
معدل موثر17.27<br />
سال سومم بود.دفعه اول دانشجو بودم و هیچی نخونده بودم،رتبم شد 4000.دفعه دوم خوندم و رتبم 832 شد.اینم که دفعه سومم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
 هیچ شباهتی به هم نداره این دو مدل درس خوندن. ما اکثر استادامون جزوه میگفتن بهمون و از همون جزوه امتحان میگرفتن.<br />
تنها درسی که از روی مرجع خوندیم و امتحان دادیم معماری بود.من برای کنکور خیلی بهم فشار اومد تا سرفصل های هر درسو بخونم و یاد بگیرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من هر دو سالی که درس خوندم برنامم رو از اول مهر شروع کردم.به نظرم بهترین زمان واسه شروعه.سال اول در هفته یکی دو روزی درس نمی خوندم اما سال دوم به جز جمعه ها بقیه هفته فقط درس می خوندم یا کلاس می رفتم.با برنامه ریزیم پیش میرفتم و الهی شکر مشکلی پیش نیومد که برنامم عوض شه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامم ثابت بود مگر در شرایط خاص که عوضش میکردم.مثلا وقتی تست زدن رو شروع کردم برنامه ی هر روزم مشخص بود ولی یکی از دوستام خواست که باهم روزی 1 ساعت تست ریاضی مهندسی بزنیم و من اون رو هم تو برنامم گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
سعی میکردم با توجه به اهمیت درسها اونارو بخونم،مثلا در روز 2 تا درس مشترک،1درس ریاضی و 1 درس تخصصی میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره تو ذهنم بود.با توجه به اینکه سال پیش هم درسهارو خونده بودم و هم کنکور داده بودم نقاط قوت و ضعفم رو می دونستم.مثلا امسال ریاضی ها رو بیشتر واسشون وقت گذاشتم ، یا ساختمان و طراحی الگوریتم و بیشتر از پارسال خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من کاملا منابعم رو مشخص کردم و میدونستم واسه هر درسی باید چی بخونم.برنامه ریزیم منبعی بود یعنی مهم نبود 1 فصل از کتابو تو چند ساعت بخونم مهم این بود که تمومش کنم.البته بعضی منابعم عوض هم شد وسط درس خوندنم.مثل درس طراحی زبانها کتاب پرات رو تا نصفه خوندم و تقریبا اول آذر احساس کردم خیلی وقتمو میگیره و به همون کتاب کنکوریش قناعت کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان : من هیچی زبان نخوندم.اون درصدی هم که زدم با خوندنreading ها تو کنکور بود.<br />
ریاضی مهندسی : واسه این درس کلاس دکتر معتقدی رفتم.فقط جزوه ایشونو خوندم و تست سالهای پیشو زدم.<br />
گسسته : هم درس و هم تستو از کتاب پوران پژوهش (یوسفی) خوندم.<br />
آمارو احتمال : کتاب طورانی پارسه رو خوندم.هم واسه درس هم تست.<br />
محاسبات عددی : درس از روی کتاب راهیان ارشد خوندم اما تستاش کم بود.از روی کتاب پوران تست زدم.<br />
ساختمان داده : واسه درس CLRS خوندم ، تست از کتاب پوران زدم.البته یکم جزوه کلاسی یوسفی و کتاب پارسه (طورانی) رو هم خوندم.<br />
منطقی : هم درس و هم تست کتاب پوران پژوهش خوندم.<br />
معماری کامپیوتر : من کلاسهای نیمه حضوری دکتر اجلالی رفتم که خیلی واسم مفید بود.کتاب پوران رو هم خوندم که به نظرم کافی نبود.دکتر اجلالی سر کلاس میگفت فقط پترسن بخونید.<br />
نظریه زبانها : کتاب لینز را خوندم و تست از کتاب مدرسان شریف و پوران زدم که مدرسان غلط زیاد داشت.<br />
سیستم عامل : هم درس و هم تست از کتاب حقیقت پارسه خوندم.<br />
طراحی الگوریتم : CLRS واسه درس و پوران پژوهش واسه تست.<br />
طراحی پیاده سازی : نصف کتاب پرات و کتاب کنکوری مقسمی رو خوندم.<br />
کامپایلر : من واسه این درس منبع خوبی نداشتم.از روی کتاب پوران خوندم و تست زدم که کافی نبود.<br />
پایگاه داده : اول کتاب دکتر حق جو خوندم و بعد درس و تست مقسمی .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه زبان ها ، معماری کامپیوتر ،ساختمان و طراحی الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من به جز درس معماری که از روی کتاب مانو خوندم واسه بقیه درسها فقط جزوه میخوندم که البته تقصیر استادها هم بود.به خاطر همین جزوه محور بودن واسه خوندن بعضی درسها واقعا مشکل داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من معمولا reading ام خوبه.واسه کنکور وقتی واسه زبان نذاشتم چون میدونستم لغت حفظ کردن واسم سخته و گرامرم نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظر من هیچ درسی رو نباید حذف کرد مخصوصا تو ریاضی ها.همه رو باید خوند.اتفاقا ریاضی رو میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من سال اول که واسه کنکور خوندم خودم برنامه ریزی کردم و اینطور بود که چندتا درسو تموم میکردم بعد میرفتم سراغ چندتا درس دیگه.بعد از کنکور فهمیدم اشتباه کردم چون وقت واسه دوره کم آوردم و یه سری مطالب یادم رفت.امسال با وجود اینکه آزمون نمی دادم اما بودجه بندی آزمون های پارسه رو از سایتشون گرفتم و دقیقا مطابق اون پیش رفتم.خیلی خیلی راضی بودم.هم همه درسهارو خوندم هم رسیدم دوره کنم.من به اون برنامه واقعا پایبند بودم و جدیش گرفتم دقیقا مثل اینکه آزمون دارم و باید به برنامم برسم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من کتابخونه میرفتم چون تو خونه نمیتونم تمرکز کنم.واسه من کتابخونه عالی بود.اونجا چندتا دوستم پیدا کردم که درسهای مشترکو با اونا میخوندم و واسم خیلی خوب بود.البته ما هیچ کدوم اهل صحبت کردن زیاد نبودیم چون معمولا بعضی دوستان کتابخونه ای سر اینجور مسایل دردسر میشن واسه هم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من به برنامه آزمونا که باهاش درس میخوندم نگاه میکردم، اگه بعد از 2 هفته به سرفصل ها و تستها رسیده بودم یعنی سرعتم خوب بود اگر نرسیده بودم هفته بعدش بیشتر به خودم فشار می آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
به شرایط بستگی داشت.مثلا از یه زمانی دیگه طراحی پیاده سازی رو از مرجع پرات نخوندم چون وقتمو میگرفت و احساس میکردم لازم نیست.گاهی هم ساعت مطالعم رو زیاد میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از اول واسه نرم افزار خوندم و سراغ درسهای گرایش های دیگه نرفتم اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
من معمولا آخر هفته ها کند میشدم..جمعه ها کاملا استراحت میکردم  و شنبه دوباره پرانرژی میرفتم کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس کنکور برای من خیلی مفید بود.سال اول همه درسهارو خودم خوندم ولی ریاضی مهندسی رو حذف کردم،بعدش پشیمون شدم و پارسال کلاس دکتر معتقدی رفتم که عالی بود.از 4تا سوال مهندسی همشو درست زدم.کلاس نیمه حضوری معماری دکتر اجلالی هم رفتم که فقط تست حل می کردند و  دید من رو نسبت به حل تست توی همه درسها باز کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
نه شرکت نکردم.فقط 2 تا آزمون جامع ماهان دادم که اصلا استاندارد نبود فقط برای زمانبندی سر کنکور خوب بود و اینکه کمی متوجه شدم کدوم درسامو باید بیشتر دوره کنم.فقط از برنامه آزمونای پارسه واسه زمانبندی درس خوندن استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من دقیقا با برنامه پارسه پیش رفتم و تقریبا 1 ماه و نیم آخر رو جمع بندی و دوره گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به خاطر تسلط به منابع و اینکه مخصوصا سوالای سال 90 رو خیلی خوب زدم احساس می کردم آمادگی کافی واسه یه رتبه خوبو دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
به نظر من نمیشه قبل از کنکور اینو گفت.کاملا به سطح سوالا بستگی داره.من واسه خودم این آمادگی ذهنیو ایجاد کرده بودم که مثلا حتی شاید سوالای ریاضی مهندسی اینقدر سخت باشه که نتونم هیچکدومو جواب بدم، اما نباید خودمو ببازم سر کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه.خدارو شکر در تمام مدت کنکور راضی و باروحیه بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
کاملا به ترتیب دفترچه جواب دادم.به نظرم نباید ترتیب جواب دادن به سوالارو عوض کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
دور اول اون سوالایی رو زدم که نمیگم مشابهشونو دیده بودم اما مطمین بودم میتونم حلشون کنم.وقتی دور دوم برگشتم به جنگ سوالای جدید رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه.وقت کم نیاوردم.اگه بیشتر هم بود فکر نمیکنم بیشتر جواب میدادم،تقریبا هرچی بلد بودم رو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابارو یادداشت نکردم اما وقتی کلید اومد تا جایی که یادم بود چک کردم.چون بعضی جوابا یادم نبود درصدام دقیق نبود اما به واقعیت نزدیک بود.بعد از چک کردن با کلید چون حداقل و حداکثر واسه درصدام داشتم رتبمو بین 15 تا 150 تخمین زدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی :20%<br />
دانشگاه کارشناسی :0%<br />
برنامه ریز برای کنکور: 30%<br />
کلاس کنکور: 20%<br />
کنکور آزمایشی:0%<br />
،شرایط سر کنکور:10%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...):20%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
من دوست دارم دکترا هم بخونم و استاد دانشگاه شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
خیلی خیلی زیاااااااد.وقتی اول مهر میخواستم دوباره شروع کنم به خوندن اصلا روحیه خوبی نداشتم،هم اون موقع و هم در طول مدتی که درس خوندم توکل به خدا و عبادت کمکم کرد.الانم واقعا نمیدونم چطور باید شکرگزارش باشم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
پدرم، مادرم و خواهرام.اونا واقعا همراهم بودند و درهمه حال درکم کردند و کمکم بودند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
فکر میکنم معماری رو باید از روی پترسن میخوندم و کامپایلر رو از روی مرجع Aho<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
شریف - روزانه<br />
تهران- روزانه<br />
امیرکبیر- روزانه<br />
شهیدبهشتی – روزانه<br />
...<br />
خودم شریف رو 100% ترجیح میدم ولی با توجه به رتبم فکر میکنم تهران یا امیرکبیر قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
درس خوندن برای کنکور یک طرفه و اعتماد به نفس داشتن هم یک طرف.اگر میخواید بهترین نتیجه رو بدست بیارید باید سطح توقعتون رو از خودتون بالا ببرید.من سال اول به رتبه 300 هم راضی بودم و رتبم 832 شد و امسال فقط رتبه ای میخواستم که یکی از دانشگاههای تهران روزانه قبول شم،یعنی زیر 100 و خداروشکر بهش رسیدم.<br />
یه نکته دیگه ام اینه که به نظر من درس خوندن واسه کنکور ارشد یه پروسه 2 ساله است و اگه سال اول نتیجه دلخواهتون رو کسب نکردید، نا امید نشید و حتما برای باردوم تلاش کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه،سوالها کامل بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
من سال 89 عضو مانشت شدم و همه منابعم رو از خوندن مصاحبه ها و پست ها انتخاب کردم.به من مسیر درست رو برای شروع نشون داد و من خودمو مدیون مانشت میدونم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
رضوان مهدوی هستم،متولد 67 و کرجی هستم. به لطف خدا امسال رتبه 41 رشته کامپیوتر-گرایش نرم افزار رو کسب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من کارشناسی پیوسته ام  رو در رشته کامپیوتر-گرایش نرم افزار گرفتم و شهریور 89 فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
من وقتی نوجوان بودم رشته کامپیوتر را دوست داشتم اما یهو ازش دل زده شدم و تو انتخاب رشته دانشگاه سراسریم حتی یک دونه کامپیوتر هم نزدم! واسه انتخاب رشته دانشگاه آزادم فقط واسه اینکه صبح روز امتحان نخوام راه دوری برم کامپیوتر کرج و زدم وگرنه می خواستم آی تی پرند بزنم.هیچوقت فکرشم نمی کردم بخوام دانشگاه آزاد برم اما وقتی نتایج کنکور اومد و دیدم سراسری جای خوبی قبول نشدم فقط به خاطر اینکه نخوام 1 سال پشت کنکور بمونم  رفتم دانشگاه آزاد.واسه همین اولش زیاد علاقمند نبودم به رشتم(البته بدم هم نمیومد) اما هرچی بیشتر گذشت علاقمندتر شدم تا جایی که الان فکر میکنم بهترین رشته ای که میتونستم بخونم رو خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه آزاد واحد کرج<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
دانشجوی درسخونی بودم،اکثرا یکی از نمره های بالای کلاسو می گرفتم.همه درسهارو هم خوب میخوندم،همیشه نمره پایین کارنامه هام یا درسهای پایه مثل ریاضی 2 واینا بود یا درسهای عمومی مثل اندیشه و اخلاق.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من همیشه درس خوندن و دوست داشتم اما واسه ارشد از هفته آخر تابستون 89 تصمیم جدی گرفتم،این طور نبود که از سال سوم یا چهارم واسش برنامه ریزی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
قبل از اینکه بخوام شروع کنم یکم به هوش مصنوعی فکر کردم اما وقتی خواستم به طور جدی برنامه ریزی کنم نرم افزارو انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان 16.67<br />
ریاضی 41.67<br />
مشترک 51.28<br />
تخصصی نرم افزار 31.11<br />
معدل موثر17.27<br />
سال سومم بود.دفعه اول دانشجو بودم و هیچی نخونده بودم،رتبم شد 4000.دفعه دوم خوندم و رتبم 832 شد.اینم که دفعه سومم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
 هیچ شباهتی به هم نداره این دو مدل درس خوندن. ما اکثر استادامون جزوه میگفتن بهمون و از همون جزوه امتحان میگرفتن.<br />
تنها درسی که از روی مرجع خوندیم و امتحان دادیم معماری بود.من برای کنکور خیلی بهم فشار اومد تا سرفصل های هر درسو بخونم و یاد بگیرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من هر دو سالی که درس خوندم برنامم رو از اول مهر شروع کردم.به نظرم بهترین زمان واسه شروعه.سال اول در هفته یکی دو روزی درس نمی خوندم اما سال دوم به جز جمعه ها بقیه هفته فقط درس می خوندم یا کلاس می رفتم.با برنامه ریزیم پیش میرفتم و الهی شکر مشکلی پیش نیومد که برنامم عوض شه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامم ثابت بود مگر در شرایط خاص که عوضش میکردم.مثلا وقتی تست زدن رو شروع کردم برنامه ی هر روزم مشخص بود ولی یکی از دوستام خواست که باهم روزی 1 ساعت تست ریاضی مهندسی بزنیم و من اون رو هم تو برنامم گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
سعی میکردم با توجه به اهمیت درسها اونارو بخونم،مثلا در روز 2 تا درس مشترک،1درس ریاضی و 1 درس تخصصی میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره تو ذهنم بود.با توجه به اینکه سال پیش هم درسهارو خونده بودم و هم کنکور داده بودم نقاط قوت و ضعفم رو می دونستم.مثلا امسال ریاضی ها رو بیشتر واسشون وقت گذاشتم ، یا ساختمان و طراحی الگوریتم و بیشتر از پارسال خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من کاملا منابعم رو مشخص کردم و میدونستم واسه هر درسی باید چی بخونم.برنامه ریزیم منبعی بود یعنی مهم نبود 1 فصل از کتابو تو چند ساعت بخونم مهم این بود که تمومش کنم.البته بعضی منابعم عوض هم شد وسط درس خوندنم.مثل درس طراحی زبانها کتاب پرات رو تا نصفه خوندم و تقریبا اول آذر احساس کردم خیلی وقتمو میگیره و به همون کتاب کنکوریش قناعت کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان : من هیچی زبان نخوندم.اون درصدی هم که زدم با خوندنreading ها تو کنکور بود.<br />
ریاضی مهندسی : واسه این درس کلاس دکتر معتقدی رفتم.فقط جزوه ایشونو خوندم و تست سالهای پیشو زدم.<br />
گسسته : هم درس و هم تستو از کتاب پوران پژوهش (یوسفی) خوندم.<br />
آمارو احتمال : کتاب طورانی پارسه رو خوندم.هم واسه درس هم تست.<br />
محاسبات عددی : درس از روی کتاب راهیان ارشد خوندم اما تستاش کم بود.از روی کتاب پوران تست زدم.<br />
ساختمان داده : واسه درس CLRS خوندم ، تست از کتاب پوران زدم.البته یکم جزوه کلاسی یوسفی و کتاب پارسه (طورانی) رو هم خوندم.<br />
منطقی : هم درس و هم تست کتاب پوران پژوهش خوندم.<br />
معماری کامپیوتر : من کلاسهای نیمه حضوری دکتر اجلالی رفتم که خیلی واسم مفید بود.کتاب پوران رو هم خوندم که به نظرم کافی نبود.دکتر اجلالی سر کلاس میگفت فقط پترسن بخونید.<br />
نظریه زبانها : کتاب لینز را خوندم و تست از کتاب مدرسان شریف و پوران زدم که مدرسان غلط زیاد داشت.<br />
سیستم عامل : هم درس و هم تست از کتاب حقیقت پارسه خوندم.<br />
طراحی الگوریتم : CLRS واسه درس و پوران پژوهش واسه تست.<br />
طراحی پیاده سازی : نصف کتاب پرات و کتاب کنکوری مقسمی رو خوندم.<br />
کامپایلر : من واسه این درس منبع خوبی نداشتم.از روی کتاب پوران خوندم و تست زدم که کافی نبود.<br />
پایگاه داده : اول کتاب دکتر حق جو خوندم و بعد درس و تست مقسمی .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه زبان ها ، معماری کامپیوتر ،ساختمان و طراحی الگوریتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من به جز درس معماری که از روی کتاب مانو خوندم واسه بقیه درسها فقط جزوه میخوندم که البته تقصیر استادها هم بود.به خاطر همین جزوه محور بودن واسه خوندن بعضی درسها واقعا مشکل داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من معمولا reading ام خوبه.واسه کنکور وقتی واسه زبان نذاشتم چون میدونستم لغت حفظ کردن واسم سخته و گرامرم نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظر من هیچ درسی رو نباید حذف کرد مخصوصا تو ریاضی ها.همه رو باید خوند.اتفاقا ریاضی رو میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من سال اول که واسه کنکور خوندم خودم برنامه ریزی کردم و اینطور بود که چندتا درسو تموم میکردم بعد میرفتم سراغ چندتا درس دیگه.بعد از کنکور فهمیدم اشتباه کردم چون وقت واسه دوره کم آوردم و یه سری مطالب یادم رفت.امسال با وجود اینکه آزمون نمی دادم اما بودجه بندی آزمون های پارسه رو از سایتشون گرفتم و دقیقا مطابق اون پیش رفتم.خیلی خیلی راضی بودم.هم همه درسهارو خوندم هم رسیدم دوره کنم.من به اون برنامه واقعا پایبند بودم و جدیش گرفتم دقیقا مثل اینکه آزمون دارم و باید به برنامم برسم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من کتابخونه میرفتم چون تو خونه نمیتونم تمرکز کنم.واسه من کتابخونه عالی بود.اونجا چندتا دوستم پیدا کردم که درسهای مشترکو با اونا میخوندم و واسم خیلی خوب بود.البته ما هیچ کدوم اهل صحبت کردن زیاد نبودیم چون معمولا بعضی دوستان کتابخونه ای سر اینجور مسایل دردسر میشن واسه هم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من به برنامه آزمونا که باهاش درس میخوندم نگاه میکردم، اگه بعد از 2 هفته به سرفصل ها و تستها رسیده بودم یعنی سرعتم خوب بود اگر نرسیده بودم هفته بعدش بیشتر به خودم فشار می آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
به شرایط بستگی داشت.مثلا از یه زمانی دیگه طراحی پیاده سازی رو از مرجع پرات نخوندم چون وقتمو میگرفت و احساس میکردم لازم نیست.گاهی هم ساعت مطالعم رو زیاد میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از اول واسه نرم افزار خوندم و سراغ درسهای گرایش های دیگه نرفتم اصلا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
من معمولا آخر هفته ها کند میشدم..جمعه ها کاملا استراحت میکردم  و شنبه دوباره پرانرژی میرفتم کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس کنکور برای من خیلی مفید بود.سال اول همه درسهارو خودم خوندم ولی ریاضی مهندسی رو حذف کردم،بعدش پشیمون شدم و پارسال کلاس دکتر معتقدی رفتم که عالی بود.از 4تا سوال مهندسی همشو درست زدم.کلاس نیمه حضوری معماری دکتر اجلالی هم رفتم که فقط تست حل می کردند و  دید من رو نسبت به حل تست توی همه درسها باز کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
نه شرکت نکردم.فقط 2 تا آزمون جامع ماهان دادم که اصلا استاندارد نبود فقط برای زمانبندی سر کنکور خوب بود و اینکه کمی متوجه شدم کدوم درسامو باید بیشتر دوره کنم.فقط از برنامه آزمونای پارسه واسه زمانبندی درس خوندن استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من دقیقا با برنامه پارسه پیش رفتم و تقریبا 1 ماه و نیم آخر رو جمع بندی و دوره گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به خاطر تسلط به منابع و اینکه مخصوصا سوالای سال 90 رو خیلی خوب زدم احساس می کردم آمادگی کافی واسه یه رتبه خوبو دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
به نظر من نمیشه قبل از کنکور اینو گفت.کاملا به سطح سوالا بستگی داره.من واسه خودم این آمادگی ذهنیو ایجاد کرده بودم که مثلا حتی شاید سوالای ریاضی مهندسی اینقدر سخت باشه که نتونم هیچکدومو جواب بدم، اما نباید خودمو ببازم سر کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه.خدارو شکر در تمام مدت کنکور راضی و باروحیه بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
کاملا به ترتیب دفترچه جواب دادم.به نظرم نباید ترتیب جواب دادن به سوالارو عوض کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
دور اول اون سوالایی رو زدم که نمیگم مشابهشونو دیده بودم اما مطمین بودم میتونم حلشون کنم.وقتی دور دوم برگشتم به جنگ سوالای جدید رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه.وقت کم نیاوردم.اگه بیشتر هم بود فکر نمیکنم بیشتر جواب میدادم،تقریبا هرچی بلد بودم رو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابارو یادداشت نکردم اما وقتی کلید اومد تا جایی که یادم بود چک کردم.چون بعضی جوابا یادم نبود درصدام دقیق نبود اما به واقعیت نزدیک بود.بعد از چک کردن با کلید چون حداقل و حداکثر واسه درصدام داشتم رتبمو بین 15 تا 150 تخمین زدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی :20%<br />
دانشگاه کارشناسی :0%<br />
برنامه ریز برای کنکور: 30%<br />
کلاس کنکور: 20%<br />
کنکور آزمایشی:0%<br />
،شرایط سر کنکور:10%<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...):20%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
من دوست دارم دکترا هم بخونم و استاد دانشگاه شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
خیلی خیلی زیاااااااد.وقتی اول مهر میخواستم دوباره شروع کنم به خوندن اصلا روحیه خوبی نداشتم،هم اون موقع و هم در طول مدتی که درس خوندم توکل به خدا و عبادت کمکم کرد.الانم واقعا نمیدونم چطور باید شکرگزارش باشم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
پدرم، مادرم و خواهرام.اونا واقعا همراهم بودند و درهمه حال درکم کردند و کمکم بودند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
فکر میکنم معماری رو باید از روی پترسن میخوندم و کامپایلر رو از روی مرجع Aho<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
شریف - روزانه<br />
تهران- روزانه<br />
امیرکبیر- روزانه<br />
شهیدبهشتی – روزانه<br />
...<br />
خودم شریف رو 100% ترجیح میدم ولی با توجه به رتبم فکر میکنم تهران یا امیرکبیر قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
درس خوندن برای کنکور یک طرفه و اعتماد به نفس داشتن هم یک طرف.اگر میخواید بهترین نتیجه رو بدست بیارید باید سطح توقعتون رو از خودتون بالا ببرید.من سال اول به رتبه 300 هم راضی بودم و رتبم 832 شد و امسال فقط رتبه ای میخواستم که یکی از دانشگاههای تهران روزانه قبول شم،یعنی زیر 100 و خداروشکر بهش رسیدم.<br />
یه نکته دیگه ام اینه که به نظر من درس خوندن واسه کنکور ارشد یه پروسه 2 ساله است و اگه سال اول نتیجه دلخواهتون رو کسب نکردید، نا امید نشید و حتما برای باردوم تلاش کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه،سوالها کامل بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
من سال 89 عضو مانشت شدم و همه منابعم رو از خوندن مصاحبه ها و پست ها انتخاب کردم.به من مسیر درست رو برای شروع نشون داد و من خودمو مدیون مانشت میدونم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 35 شبكه و 78 تجارت]]></title>
			<link>/forum/thread-8438.html</link>
			<pubDate>Sat, 23 Jun 2012 19:21:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8438.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
به نام خدا<br />
مجتبی ملکپور – متولد ۱۳۶۷ ساکن اصفهان –۳۵ شبکه و ۷۸ تجارت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته رشته مهندسی IT – درسم تموم شد پارسال رتبم خوب نشد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
راستش من در دوره نوجوانی به برق علاقه داشتم و هر از گاهی میرفتم از این کیت ها میخریدم!در کنکور کارشناسی رتبم ۸۰۰۰ منطقه ۱ شدم و به ترتیب تمام برقها رو در دانشگاه های تهران و نزدیک خونمون زدم و بعد هم رشته های دیگر رو شبانه هم که نباید میزدم.خلاصه اخرش از این ۱۰۰ انتخاب فقط ۲ تاش رو آوردم<br />
فناوری اطلاعات – کردستان<br />
برق مخابرات – زاهدان<br />
اولی رو که انتخاب ۸۴ بود اوردم و دومی که ۱۰۰ بود دیگه هیچی دیگه!<br />
در کل بدون آگاهی اومدم الان از برق خیلی خوشم نمیاد و به جای اون از رشته های زبان فرانسه یا انگلیسی- عکاسی و شیمی بیشتر خوشم میاد(البته الان از IT هم بدم نمیاد خیلی)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه کردستان (سنندج)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
در کل درسهای اختصاصی رو میخوندم ولی عمومی ها رو همش رو با ۱۰ -۱۱ پاس مردم و همین شد که معدلم اومد پایین.درس فیزیک ۱ رو هم که اوفتادم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
از روزی که وارد شدم.ولی تا پارسال کاری براش نمی کردم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من با کمی تحقیق به این نتیجه رسیدم که ادامه تحصیل در رشته های شبکه و امنیت هموارتره وبرای همین از اول تو فکر اینا بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
فناوری اطلاعات:<br />
زبان تخصصی ۴/۴۴<br />
مشترک ۵۴/۴۴<br />
اصول ومبانی مدیریت سفید<br />
پایگاه ۱۶/۶۷<br />
هوش مصنوعی ۳۸/۸۹<br />
سیستم های عامل ۵۰<br />
معماری کامپیوتر ۳۳/۳۳<br />
<br />
کامپیوتر:<br />
زبان ۲۵/۵۶<br />
ریاضیات ۱۱/۱۱<br />
دروس مشترک ۱۰/۲۶<br />
دروس تخصصی معماری کامپیوتر ۲۵<br />
دروس تخصصی هوش مصنوعی سفید<br />
دروس تخصصی نرم افزار ۱۱/۱۱<br />
اومدم بیرون سر جلسه جدی نگرفتم!<br />
<br />
خیر سال دوم پارسال خوب نشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
۱۰۰درصد متفاوت و البته بی ربطه به نظر من!روشهاش فرق داره <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من برای پارسال کمی خونده بودم ولی نه به صورت جدی.ولی امسال کل تابستون رو پایان نامه مینوشتم.ولذا از اول مهر شرو کردم.از این روز تا روز کنکور کلا درس خوندم به جز ۲ هفته که ۱ هفته شدیدا سرما خوردم و ا هفته هم برای اینکه خواهرم مهاجرت میکردند نشد بخونم.ولی کلا برنامم مثل پارسه بود.هر یک از ۲۵ درصد ها ۲ هفته بود که ۱ هفته خود درصها رو میخوندم و هفته بعد تا جایی که میرسیدم تست میزدم.توی ۵۰ درصدها هم باز مرور میکردم و تست ها رو میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
نه کلا مثل پارسه ولی با ۱ تفاوت که در ۵۰ درصد دوم رفتم اون مطالب جا مانده از ۵۰ درصد اول رو خوندم و تا سر ۱۰۰ درصد اول درسها ۱ دور کامل با تست شده بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
خیر.من برام مهم بود همه درسها تموم بشهو همه رو بخونم.ولی در کل برای گسسته و ساختمان و طراحی وقت بیشتری گذاشتم(چون حجیم تر بودند نه برای ضریب)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله من توی معماری و نرم افزار ضعیفتر بودم و بهترین بازه زمانی رو براشون میزاشتم<br />
توی سیستم عامل و گسسته قویتر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
سوال خوبیه.<br />
من چون پارسال هم کنکور دادم کمی با منابع آشنا بودم.وهر درسی رو به صورت خاصی خوندم.مثلا معماری رو ضعیف بودم و هیچ یک از این دو کتاب کامل نبودند هر دو کتاب رو همزمان میخوندم ولی گسسته رو تک منبع رفتم جلو بعد که تموم شد رفتم بعدی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
اولا  شخصا استفاده از ویس و فیلم رو توی این مورد توصیه نمیکنم.<br />
<br />
ولی منابع:<br />
<br />
زبان:کتابهای ۵۰۴ و تافل و پارسه رو فقط کلمه خوندم.<br />
باورکنید اینقدر هم زبانم بد نبود که ۴ بزنم ولی خیلی سر زبان هول شدم و حسابی خراب کردم!!!<br />
<br />
گسسته: راهیان ارشد (جز گراف و درخت)- پوران<br />
اکیدا کتاب راهیان ارشد را برای کسانی که وقت زیاد دارند و پایه درسی خوبی دارند توصیه میکنم.اگر دقیق بخونید.خیلی خوب میزنید ولی کتاب زمانگیر و سنگینیه!من خوندم و ۳ تا درست زدم امسال!<br />
<br />
ساختمان:پارسه – مقسمی<br />
به نظر من ترکیب این دو کتاب برای پاسخگویی به حداقل ۵ سوال از ۶تا کافیست<br />
<br />
طراحی:پارسه – مقسمی<br />
هر دو ناکاملند و مکمل هم ولی اگه یکی باشه مقسمی رو ترجیح میدم<br />
<br />
شبکه: پارسه<br />
یه نکته جالبی که داره اینه که دفعه اول هیچی ازش نفهمیدم و حتی تستاشم حل نکردم.ولی دفعات بعد راه افتادم و ۳تا زدم تو کنکور<br />
<br />
نرم:کتاب سالخورده – پوران<br />
راستش الان اگه باز کنکور میدادم دیگه سالخورده رو نمیخوندم (به نظر شخصی من که شایدم اشتباه باشه کتاب اصلی برای کنکور هیچ فایده نداره)و به جاش سپاهان رو میخوندم!میگن خوبه<br />
<br />
پایگاه:مقسمی و پوران<br />
از اون جفت کتاباییند که باید با هم باشند و مکمل البته مقسمی کاملتره شاید بشه برای پوران جایگزین بهتری پیدا کرد<br />
<br />
هوش:کتاب راسل- پوران<br />
درست کپی همند!پوران رو میخوندم ولی ۲ بار بهتر بود شاید<br />
<br />
سیستم:پارسه – مقسمی<br />
به نظرم کتاب پارسه خوبه ولی فصول بنبست و کلا حافظه ها رو خیلی بد گفته من اینا رو از روی پارسه نخوندم!<br />
<br />
معماری:مقسمی – پوران<br />
هر کدوم نصف مطالب رو دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من اگه پایتون نسبتا خوب باشه هیچ کدوم.من سال اول این اشتباه رو کردم.خوندن از روی ۳ کتاب تست بهتر از خوندن کتاب مرجع است(این نظر شخصی منه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
بستگی به درسش داره ولی تخصصی رو اکثرا را از روی کتاب میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
همون طور که گفتم کتابهای ۵۰۴ و تافل و پارسه رو خوندم.ولی سر جلسه راستش کمی هول شدم سوال اول هم بود خودم فکر میکردم ۲۰-۳۰ درصد بشه ولی شد ۴/بد نیست زبانم.دارم میرم کلاس IELTS تا اخر تابستون برم امتحان بدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
امسال ریاضی گسسته رو سخت داده بودن.ولی من به واسطه همون ۲ کتاب ۳ تاشو زدم درست.که به نظرم کافیه.فقط باید خیلی تست بزنید.در این صورت حتما میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
در کل برنامه ریزی من به این صورت بود که ابتدا سعی میکردم در هر روز ۳ درس بخونم . و هر روز درسی را که شروع میکردم فقط یک فصل یا مبحث از اون رو میخوندم در ۳ روز بعد که دوباره نوبت اون درس میشد اون رو خلاصه میکردم (اکیدا این کار را توصیه میکنم.)در کل خیلی قانون دقیق نداشت ولی در کل میشه گفت:<br />
شنبه: گسسته - سیستم - نرم افزار - زبان<br />
۱ شنبه:ساختمان – معماری -هوش- زبان<br />
۲ شنبه: طراحی – پایگاه – شبکه- زبان<br />
۳ شنبه: گسسته - سیستم - نرم افزار- زبان<br />
۴ شنبه: ساختمان – معماری -هوش- زبان<br />
۵ شنبه: طراحی – پایگاه – شبکه- زبان<br />
جمعه: مرور<br />
البته میگم جابجا هم میکردم خیلی این دقیق نیست<br />
هفته دوم تست اینا رو میزدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها<br />
اگه شرایط خانه اروم باشه همون خانه بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من سعی میکردم هر ۲ هفته ۲۵ درصد درسها رو بخونم و تست بزنم.البته برخی مواقع نمیرسیدم که میرفت برای جمعه یا ۵۰ درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
درسی رو کنار نگذاشتم ولی اگه جا میموندم ساعت رو زیاد میکردم.ولی هرگز نباید کیفیت رو فدا کرد.به نظر من خواندن بخشی از کتابها و تست زدن همه اونها خیلی بهتره از خوندن تمام کتابا با تست کم یا بدون تست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از همون اول همه درسها رو میخوندم چون هدفم معولم بود فقط شبکه و امنیت رو میخواستم.ولی حالا خیلی خیلی پشیمونم چرا مدیریت نخوندم.به این امید بودم که شریف بازم تو شبکه بیاد که نموند. حتما به دوستایی که برای سال بعد میخونند توصیه میکنم مدیریت رو بخونن حتما.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
طبیعتا در طول این ۵-۶ماه گاها ادم ناامید میشه.یا حوصله درس خوندن نداره.ولی این موارد انگیزه شما چاره سازه و ینکه چقدر براتون این قضیه مهمه.اگه برای ادامه تحصیل انگیزه کافی داشته باشید(حالا به هر دلیلی) حتما زود به حالت پر انرژی خود بر میگردید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من اصلا به کلاس کنکور هیچ اعتقادی ندارم.فقط وقت تلفیه.اگه همون زمان رو بزاری ۱ کتاب بیشتر بخونی درصدات خیلی بهتر از حالتی که کلاس بری!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من کل ازمونای پارسه رو شرکت کردم.به نظرم خیلی مفیده مخصوصا اگه رتبتون خوب شه!خود آزمون به خودی خود کمکی نمیکنه ولی به قول شما باعث میشه که حس کنکوری در شما به روز بشه که خیلی خوبه!میتونم بگم تاثیر زیادی داشت.هم خودش هم کتاباش!<br />
رتبه هام به ترتیب تو ۸ ازمون:<br />
۱۰<br />
۲۳<br />
۳۲<br />
۱۱۰<br />
۳۸<br />
۴۸<br />
۱۸۰<br />
۱۶۰<br />
مخصوص ازمون نمیخوندم!مخصوصا جامع ها رو<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بعد از پایان ۲۵ درصد دوم پارسه من تمام کتابا رو خونده بودم .تا ۲ هفته به کنکور فقط خلاصه ها رو مرور کردم و تست میزدم. ۲ هفته اخر هم سوالات سال قبل رو خوندم و تست زدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من معیار امادگیم تسلط به منابعی که خوندم بود.ولی در سیستم و معماری حافظه ها رو مسلط نبودم و میترسیدم ولی استرس نداشتم بیشتر از معماری میترسیدم.به ول ورزشکارا ۹۰% اماده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
۱۰۰% رو اصلا ولی معماری رو قانع بودم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه به نظرم ادمی که خونده باشه از این فکرا نمیکنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
هرگز این کار رو نکردم و دوباره هم کنکور بدم این کار رو نمیکنم.فقط متن اخر زبان رو نمیخوندم و بعد از معماری همیشه میامدم به زبان باز.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
حتما میرفتم به جنگش.مخصوصا سوالای گسسته.ولی واقعیتی که وجود داره شما اگر تستهای سالهای قبل رو زده باشی حتما با سوال تکراری تو کنکور مواجه میشی از این رو میگم خلاصه نویسی خیلی مفیده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
بله وقت کم آوردم ، معماری شاید اگه بیشتر کار میکردم سر جلسه ۱ سوال دیگه میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
در مورد تخمین خودم سیستم (۲۷)و مشترک (۵۰)بیشتر و هوش خیلی کمتر(۶۰) بود.<br />
رتبمو فکر میکردم ۷۰-۱۲۰ بشم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
ایه تحصیلی=۱۵ ، دانشگاه کارشناسی=۱۵، برنامه ریز برای کنکور=۳۰، کلاس کنکور=۰، کنکور آزمایشی=۲۰،شرایط سر کنکور۱۰، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۱۰،سایر عوامل=انگیزه=۱۰۰%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش من خیلی دوست داشتم و دارم که برای دکترا اپلای کنم و برای همین هم ارزو داشتم برم توی یکی از سه دانشگاه شریف تهران و امیر کبیر که مسیر هموارتر بشه ولی به خاطر اون اشتباهی که گفتم(نخوندن مدیریت) شریف و تهران رو که حتما نمیارم با این رتبه و امیر کبیر هم که حتما به من نمیرسه ۳۵ پارسال اخرین رتبه شبکه و ۳۶ امنیت بوده و چون امسال هم کمتر شده هم شریف توی گرایش فناوریه احتمالا برم علم و صنعت ):<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
حتما خیلی. توکل بخدا همیشه به من جواب داده.همیشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
البته پدر و مادرم نقش بزرگی داشتند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
حتما باید مدیریت رو میخوندم.<br />
نرم افزار رو نباید از سالخورده میخوندم کنکوری ها بهترن اگه ۲-۳-تا کتاب بخونی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
فناوری دانشگاه صنعتی شریف<br />
شبکه دانشگاه صنعتی امیرکبیر<br />
امنیت دانشگاه صنعتی امیرکبیر<br />
فناوری دانشگاه تهران<br />
شبکه دانشگاه علم و صنعت ایران<br />
امنیت دانشگاه تربیت مدرس<br />
<br />
چهار تا اولی رو نمیارم که<br />
احتمالا علم و صنعت بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
برای موفقیت به نظر من کافی است انگیزه داشته باشید چیزی که شما رو روزانه بیش از ۶-۷ ساعت پای کتاب نگه داره. توکل داشته باشید و ایمان داشته باشید که تلاش شما بی نتیجه نمی ماند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
من فقط یه پیشنهاد میدم . کاش یه قسمت wiki هم به جای home اصلی سایت و اطلاعات دسته بندی شده رو اونجا قرار میدادید.<br />
ولی کارتون عالیه!<br />
در آخر بگم ببخشید اگه اشتباه زیاد داره کلم داغ کرد!!<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
به نام خدا<br />
مجتبی ملکپور – متولد ۱۳۶۷ ساکن اصفهان –۳۵ شبکه و ۷۸ تجارت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته رشته مهندسی IT – درسم تموم شد پارسال رتبم خوب نشد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
راستش من در دوره نوجوانی به برق علاقه داشتم و هر از گاهی میرفتم از این کیت ها میخریدم!در کنکور کارشناسی رتبم ۸۰۰۰ منطقه ۱ شدم و به ترتیب تمام برقها رو در دانشگاه های تهران و نزدیک خونمون زدم و بعد هم رشته های دیگر رو شبانه هم که نباید میزدم.خلاصه اخرش از این ۱۰۰ انتخاب فقط ۲ تاش رو آوردم<br />
فناوری اطلاعات – کردستان<br />
برق مخابرات – زاهدان<br />
اولی رو که انتخاب ۸۴ بود اوردم و دومی که ۱۰۰ بود دیگه هیچی دیگه!<br />
در کل بدون آگاهی اومدم الان از برق خیلی خوشم نمیاد و به جای اون از رشته های زبان فرانسه یا انگلیسی- عکاسی و شیمی بیشتر خوشم میاد(البته الان از IT هم بدم نمیاد خیلی)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه کردستان (سنندج)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
در کل درسهای اختصاصی رو میخوندم ولی عمومی ها رو همش رو با ۱۰ -۱۱ پاس مردم و همین شد که معدلم اومد پایین.درس فیزیک ۱ رو هم که اوفتادم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
از روزی که وارد شدم.ولی تا پارسال کاری براش نمی کردم !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من با کمی تحقیق به این نتیجه رسیدم که ادامه تحصیل در رشته های شبکه و امنیت هموارتره وبرای همین از اول تو فکر اینا بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
فناوری اطلاعات:<br />
زبان تخصصی ۴/۴۴<br />
مشترک ۵۴/۴۴<br />
اصول ومبانی مدیریت سفید<br />
پایگاه ۱۶/۶۷<br />
هوش مصنوعی ۳۸/۸۹<br />
سیستم های عامل ۵۰<br />
معماری کامپیوتر ۳۳/۳۳<br />
<br />
کامپیوتر:<br />
زبان ۲۵/۵۶<br />
ریاضیات ۱۱/۱۱<br />
دروس مشترک ۱۰/۲۶<br />
دروس تخصصی معماری کامپیوتر ۲۵<br />
دروس تخصصی هوش مصنوعی سفید<br />
دروس تخصصی نرم افزار ۱۱/۱۱<br />
اومدم بیرون سر جلسه جدی نگرفتم!<br />
<br />
خیر سال دوم پارسال خوب نشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
۱۰۰درصد متفاوت و البته بی ربطه به نظر من!روشهاش فرق داره <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من برای پارسال کمی خونده بودم ولی نه به صورت جدی.ولی امسال کل تابستون رو پایان نامه مینوشتم.ولذا از اول مهر شرو کردم.از این روز تا روز کنکور کلا درس خوندم به جز ۲ هفته که ۱ هفته شدیدا سرما خوردم و ا هفته هم برای اینکه خواهرم مهاجرت میکردند نشد بخونم.ولی کلا برنامم مثل پارسه بود.هر یک از ۲۵ درصد ها ۲ هفته بود که ۱ هفته خود درصها رو میخوندم و هفته بعد تا جایی که میرسیدم تست میزدم.توی ۵۰ درصدها هم باز مرور میکردم و تست ها رو میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
نه کلا مثل پارسه ولی با ۱ تفاوت که در ۵۰ درصد دوم رفتم اون مطالب جا مانده از ۵۰ درصد اول رو خوندم و تا سر ۱۰۰ درصد اول درسها ۱ دور کامل با تست شده بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
خیر.من برام مهم بود همه درسها تموم بشهو همه رو بخونم.ولی در کل برای گسسته و ساختمان و طراحی وقت بیشتری گذاشتم(چون حجیم تر بودند نه برای ضریب)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله من توی معماری و نرم افزار ضعیفتر بودم و بهترین بازه زمانی رو براشون میزاشتم<br />
توی سیستم عامل و گسسته قویتر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
سوال خوبیه.<br />
من چون پارسال هم کنکور دادم کمی با منابع آشنا بودم.وهر درسی رو به صورت خاصی خوندم.مثلا معماری رو ضعیف بودم و هیچ یک از این دو کتاب کامل نبودند هر دو کتاب رو همزمان میخوندم ولی گسسته رو تک منبع رفتم جلو بعد که تموم شد رفتم بعدی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
اولا  شخصا استفاده از ویس و فیلم رو توی این مورد توصیه نمیکنم.<br />
<br />
ولی منابع:<br />
<br />
زبان:کتابهای ۵۰۴ و تافل و پارسه رو فقط کلمه خوندم.<br />
باورکنید اینقدر هم زبانم بد نبود که ۴ بزنم ولی خیلی سر زبان هول شدم و حسابی خراب کردم!!!<br />
<br />
گسسته: راهیان ارشد (جز گراف و درخت)- پوران<br />
اکیدا کتاب راهیان ارشد را برای کسانی که وقت زیاد دارند و پایه درسی خوبی دارند توصیه میکنم.اگر دقیق بخونید.خیلی خوب میزنید ولی کتاب زمانگیر و سنگینیه!من خوندم و ۳ تا درست زدم امسال!<br />
<br />
ساختمان:پارسه – مقسمی<br />
به نظر من ترکیب این دو کتاب برای پاسخگویی به حداقل ۵ سوال از ۶تا کافیست<br />
<br />
طراحی:پارسه – مقسمی<br />
هر دو ناکاملند و مکمل هم ولی اگه یکی باشه مقسمی رو ترجیح میدم<br />
<br />
شبکه: پارسه<br />
یه نکته جالبی که داره اینه که دفعه اول هیچی ازش نفهمیدم و حتی تستاشم حل نکردم.ولی دفعات بعد راه افتادم و ۳تا زدم تو کنکور<br />
<br />
نرم:کتاب سالخورده – پوران<br />
راستش الان اگه باز کنکور میدادم دیگه سالخورده رو نمیخوندم (به نظر شخصی من که شایدم اشتباه باشه کتاب اصلی برای کنکور هیچ فایده نداره)و به جاش سپاهان رو میخوندم!میگن خوبه<br />
<br />
پایگاه:مقسمی و پوران<br />
از اون جفت کتاباییند که باید با هم باشند و مکمل البته مقسمی کاملتره شاید بشه برای پوران جایگزین بهتری پیدا کرد<br />
<br />
هوش:کتاب راسل- پوران<br />
درست کپی همند!پوران رو میخوندم ولی ۲ بار بهتر بود شاید<br />
<br />
سیستم:پارسه – مقسمی<br />
به نظرم کتاب پارسه خوبه ولی فصول بنبست و کلا حافظه ها رو خیلی بد گفته من اینا رو از روی پارسه نخوندم!<br />
<br />
معماری:مقسمی – پوران<br />
هر کدوم نصف مطالب رو دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من اگه پایتون نسبتا خوب باشه هیچ کدوم.من سال اول این اشتباه رو کردم.خوندن از روی ۳ کتاب تست بهتر از خوندن کتاب مرجع است(این نظر شخصی منه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
بستگی به درسش داره ولی تخصصی رو اکثرا را از روی کتاب میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
همون طور که گفتم کتابهای ۵۰۴ و تافل و پارسه رو خوندم.ولی سر جلسه راستش کمی هول شدم سوال اول هم بود خودم فکر میکردم ۲۰-۳۰ درصد بشه ولی شد ۴/بد نیست زبانم.دارم میرم کلاس IELTS تا اخر تابستون برم امتحان بدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
امسال ریاضی گسسته رو سخت داده بودن.ولی من به واسطه همون ۲ کتاب ۳ تاشو زدم درست.که به نظرم کافیه.فقط باید خیلی تست بزنید.در این صورت حتما میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
در کل برنامه ریزی من به این صورت بود که ابتدا سعی میکردم در هر روز ۳ درس بخونم . و هر روز درسی را که شروع میکردم فقط یک فصل یا مبحث از اون رو میخوندم در ۳ روز بعد که دوباره نوبت اون درس میشد اون رو خلاصه میکردم (اکیدا این کار را توصیه میکنم.)در کل خیلی قانون دقیق نداشت ولی در کل میشه گفت:<br />
شنبه: گسسته - سیستم - نرم افزار - زبان<br />
۱ شنبه:ساختمان – معماری -هوش- زبان<br />
۲ شنبه: طراحی – پایگاه – شبکه- زبان<br />
۳ شنبه: گسسته - سیستم - نرم افزار- زبان<br />
۴ شنبه: ساختمان – معماری -هوش- زبان<br />
۵ شنبه: طراحی – پایگاه – شبکه- زبان<br />
جمعه: مرور<br />
البته میگم جابجا هم میکردم خیلی این دقیق نیست<br />
هفته دوم تست اینا رو میزدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها<br />
اگه شرایط خانه اروم باشه همون خانه بهتره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من سعی میکردم هر ۲ هفته ۲۵ درصد درسها رو بخونم و تست بزنم.البته برخی مواقع نمیرسیدم که میرفت برای جمعه یا ۵۰ درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
درسی رو کنار نگذاشتم ولی اگه جا میموندم ساعت رو زیاد میکردم.ولی هرگز نباید کیفیت رو فدا کرد.به نظر من خواندن بخشی از کتابها و تست زدن همه اونها خیلی بهتره از خوندن تمام کتابا با تست کم یا بدون تست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از همون اول همه درسها رو میخوندم چون هدفم معولم بود فقط شبکه و امنیت رو میخواستم.ولی حالا خیلی خیلی پشیمونم چرا مدیریت نخوندم.به این امید بودم که شریف بازم تو شبکه بیاد که نموند. حتما به دوستایی که برای سال بعد میخونند توصیه میکنم مدیریت رو بخونن حتما.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
طبیعتا در طول این ۵-۶ماه گاها ادم ناامید میشه.یا حوصله درس خوندن نداره.ولی این موارد انگیزه شما چاره سازه و ینکه چقدر براتون این قضیه مهمه.اگه برای ادامه تحصیل انگیزه کافی داشته باشید(حالا به هر دلیلی) حتما زود به حالت پر انرژی خود بر میگردید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من اصلا به کلاس کنکور هیچ اعتقادی ندارم.فقط وقت تلفیه.اگه همون زمان رو بزاری ۱ کتاب بیشتر بخونی درصدات خیلی بهتر از حالتی که کلاس بری!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من کل ازمونای پارسه رو شرکت کردم.به نظرم خیلی مفیده مخصوصا اگه رتبتون خوب شه!خود آزمون به خودی خود کمکی نمیکنه ولی به قول شما باعث میشه که حس کنکوری در شما به روز بشه که خیلی خوبه!میتونم بگم تاثیر زیادی داشت.هم خودش هم کتاباش!<br />
رتبه هام به ترتیب تو ۸ ازمون:<br />
۱۰<br />
۲۳<br />
۳۲<br />
۱۱۰<br />
۳۸<br />
۴۸<br />
۱۸۰<br />
۱۶۰<br />
مخصوص ازمون نمیخوندم!مخصوصا جامع ها رو<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بعد از پایان ۲۵ درصد دوم پارسه من تمام کتابا رو خونده بودم .تا ۲ هفته به کنکور فقط خلاصه ها رو مرور کردم و تست میزدم. ۲ هفته اخر هم سوالات سال قبل رو خوندم و تست زدم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من معیار امادگیم تسلط به منابعی که خوندم بود.ولی در سیستم و معماری حافظه ها رو مسلط نبودم و میترسیدم ولی استرس نداشتم بیشتر از معماری میترسیدم.به ول ورزشکارا ۹۰% اماده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
۱۰۰% رو اصلا ولی معماری رو قانع بودم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه به نظرم ادمی که خونده باشه از این فکرا نمیکنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
هرگز این کار رو نکردم و دوباره هم کنکور بدم این کار رو نمیکنم.فقط متن اخر زبان رو نمیخوندم و بعد از معماری همیشه میامدم به زبان باز.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
حتما میرفتم به جنگش.مخصوصا سوالای گسسته.ولی واقعیتی که وجود داره شما اگر تستهای سالهای قبل رو زده باشی حتما با سوال تکراری تو کنکور مواجه میشی از این رو میگم خلاصه نویسی خیلی مفیده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
بله وقت کم آوردم ، معماری شاید اگه بیشتر کار میکردم سر جلسه ۱ سوال دیگه میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
در مورد تخمین خودم سیستم (۲۷)و مشترک (۵۰)بیشتر و هوش خیلی کمتر(۶۰) بود.<br />
رتبمو فکر میکردم ۷۰-۱۲۰ بشم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
ایه تحصیلی=۱۵ ، دانشگاه کارشناسی=۱۵، برنامه ریز برای کنکور=۳۰، کلاس کنکور=۰، کنکور آزمایشی=۲۰،شرایط سر کنکور۱۰، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)۱۰،سایر عوامل=انگیزه=۱۰۰%<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش من خیلی دوست داشتم و دارم که برای دکترا اپلای کنم و برای همین هم ارزو داشتم برم توی یکی از سه دانشگاه شریف تهران و امیر کبیر که مسیر هموارتر بشه ولی به خاطر اون اشتباهی که گفتم(نخوندن مدیریت) شریف و تهران رو که حتما نمیارم با این رتبه و امیر کبیر هم که حتما به من نمیرسه ۳۵ پارسال اخرین رتبه شبکه و ۳۶ امنیت بوده و چون امسال هم کمتر شده هم شریف توی گرایش فناوریه احتمالا برم علم و صنعت ):<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
حتما خیلی. توکل بخدا همیشه به من جواب داده.همیشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
البته پدر و مادرم نقش بزرگی داشتند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
حتما باید مدیریت رو میخوندم.<br />
نرم افزار رو نباید از سالخورده میخوندم کنکوری ها بهترن اگه ۲-۳-تا کتاب بخونی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
فناوری دانشگاه صنعتی شریف<br />
شبکه دانشگاه صنعتی امیرکبیر<br />
امنیت دانشگاه صنعتی امیرکبیر<br />
فناوری دانشگاه تهران<br />
شبکه دانشگاه علم و صنعت ایران<br />
امنیت دانشگاه تربیت مدرس<br />
<br />
چهار تا اولی رو نمیارم که<br />
احتمالا علم و صنعت بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
برای موفقیت به نظر من کافی است انگیزه داشته باشید چیزی که شما رو روزانه بیش از ۶-۷ ساعت پای کتاب نگه داره. توکل داشته باشید و ایمان داشته باشید که تلاش شما بی نتیجه نمی ماند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
من فقط یه پیشنهاد میدم . کاش یه قسمت wiki هم به جای home اصلی سایت و اطلاعات دسته بندی شده رو اونجا قرار میدادید.<br />
ولی کارتون عالیه!<br />
در آخر بگم ببخشید اگه اشتباه زیاد داره کلم داغ کرد!!<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 126 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-8367.html</link>
			<pubDate>Wed, 20 Jun 2012 19:50:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8367.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
به نام خدا<br />
سید محمد اصغری هستم متولد ۱۳۶۸ مشهد الرضا (ع) . رتبه ۱۲۶ گرایش نرم افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی از دانشگاه فردوسی مشهد ۸۶-۹۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
چون رشته ای که واردش شدم به صورت کاملا اتفاقی بود سال اول سعی در تغییر رشته داشتم ولی از اونجایی که دیدم وقت زیادی باید صرف بشه برای تغییر رشته و گذراندن یه سری واحدهای جدید و با توجه به این که رتبم هم خوب نبود رفتن به یه دانشگاه پایینتر برای گذروندن تحصیل ترجیح دادم که در ارشد مسیر خودم رو عوض کنم یعنی میشه گفت از تابستان سال اول دانشگاه، به فکر ارشد بودم و بین سه رشته ای که به اونها علاقه داشتم آنالیز کردم و در نهایت به مهندسی کامپیوتر رسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
آشنایی من با گرایش ها مختصر بود ولی همون مختصر هم همیشه به سمت همین گرایش یعنی نرم افزار جهت داشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان صفر ریاضی ۴۷ مشترک ۴۴ تخصصی نرم ۲۲<br />
خیر سال دوم بود سال اول شرکت در کنکورم سال چهارم دانشگاه بود و واحدهای زیادی داشتم و احساس کردم که اگه سال دیگه بافراغت از درس دانشگاه کنکور بدم احتمال بیشتری داره که رتبه بهتری بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
آنچنان ارتباط کاملی نیست که بشه بهش تکیه کرد فضای کنکور ارشد تقریبا متفاوت از سوابق قبلی هست و به نظر من انگیزه توش خیلی تاثیر داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من برنامه خاصی روی کاغذ نداشتم که بخوام از چیزی عقب بیافتم (البته بدون برنامه هم نبودم یه کلیتی از اون کاری که قرار بود انجام بدم در خاطرم بود) از میون ۱۳ تا درسی که غیر زبان در کنکور هست هر بار یه درس رو شروع میکردم از روی یک کتاب با علاقه و مو به مو ادامه میدادم نزدیکهای کنکور کمی زمانم بیشتر شد فقط به طور ضمنی در ذهنم داشتم که مثلا دور اول رو تا آبان یا آذر باید تموم کنم بعد دی باید مرور کنم و دو هفته آخر تست بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
مشترک همیشه و همیشه به خاطر ضریب زیادش تاثیر جدی داشته و داره؛ که فکر میکنم توی کارنامه من تاثیرش خوب بوده. درکل سعی کردم تمام درسها رو بخونم تا تستهای آسون از دستم خارج نشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
به نظرم هر سال از بخشهایی تستهای ساده و روتینی مطرح میشه که بازدن همونها میشه رتبه خوبی کسب کرد پس نباید زیاد روی جاهایی که مشکل داریم وقت صرف کنیم . ترجیح میدم مطالب آسون رو خیلی خوب یاد داشته باشم تا اینکه روی همه مباحث تسلط نصفی داشته باشم بنابرین معمولا چیزی رو بیشتر از یکی دو بار نمیخوندم و اگه نمیفهمیدم بیخیال میشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
چون که وقت کنکور زیاد نیست من چند هفته قبل از شروع مطالعه برای کنکور با پرس و جو از دوستان و مطالعه یادداشت های اونها برای هر درس یک کتاب نکته و تست رو انتخاب کردم و فقط از روی همون خوندم با دقت و کلمه به کلمه ، درسته که این کتابها نسبت به مراجع بعضی ضعفها دارند ولی با توجه به وقت کمی که برای خوندن این همه درس کنکور هست و ضرورت مطالعه سریع و تمرین تست زنی ، من خوندن این کتابها رو ترجیح میدم (درفرصت نزدیک به کنکور). البته اگه دوستان خیلی زود برای کنکور شروع به مطالعه کنند پیشنهاد من این هست که یه دور ابتدا هر مرجع رو بخونند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان و ریاضی مهندسی دو درسی بودند که من نخوندم و ترجیح دادم وقتش رو به باقی دروس اختصاص بدم<br />
آمار= سال اول از روی نیکوکار سال دوم پارسه (پارسه منبع صد در صد خوبی برای کنکوره)<br />
محاسبات عددی= سپاهان (به نظرم توی این درس بیشتر این مهمه که بعد حفظ کردن فرمولا تستای ۱۰ سال اخیر رو بزنید)<br />
ساختمان گسسته= پوران پژوهش (کتاب پوران نسبتا خوب و کامله در کل این درس مثل بازی ریاضی میمونه اول هوش مهمه و در درجه بعد انواع مختلف تست رو دیدن)<br />
ساختمان داده = پوران (من ازش راضی بودم)<br />
نظریه زبان=پوران تالیف سهرابی و مقصودی (فقط حواستون باشه که پوران یه نظریه دیگه هم داره ولی تا اونجایی که من شنیدم این سر تر از اونه .من این کتاب رو با دقت خوندم و برای خودم مفید بود.)<br />
مدار منطقی = پوران (منبع کاملی هست برای این درس)<br />
معماری = پوران (موقع خوندن خیلی ازش راضی بودم ولی موقع تست زنی نه زیاد . پس تاکیدی روش نمیکنم)<br />
سیستم عامل= سال اول مقسمی سال دوم حقیقت (درسی که دو سال به لطف طراح محترم هیچ نتیجه ای ازش نگرفتم حتی با وجود اینکه سال دوم میتونم بگم یک چهارم زمان مطالعاتی کنکورم رو گذاشتم روی سیستم عامل )<br />
کامپایلر= سال اول مقسمی سال دوم پوران (هر دو دارای نقص هستند و هیچ کدوم رو تایید نمیکنم پوران ولی بهتره)<br />
زبانهای برنامه سازی = پرات، مقسمی (بد نبود ولی به نظرم تجربه عملی برنامه نویسی برای این دروس خیلی موثر باشه)<br />
پایگاه داده = مقسمی (که به نظر خودم برای این درس این کتاب بعلاوه تستهای سال های اخیر آیتی و کام کافیه)<br />
طراحی الگوریتم = مقسمی (من ازش راضی بودم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
فکر کنم کتابهای clrs، سیستم عامل استالینگز ، معماری پترسون، کامپایلر آهو کتابهایی هستند که یه دور در فرصت قبل شروع برای مطالعه کنکور خونده بشند مناسب هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبانم موقعی که برای کنکور شروع کردم متوسط بود ولی به این علت که دو سال آخر مانده به کنکور وقتی روی زبان نذاشتم درحال حاضر زبانم ضعیفه من خودم سرعت تست زنی پایینی دارم بنابرین باید از یکی دو تا درس از دفترچه اول چشم میپوشیدم که یکی از اونها زبان هست که ضریبش پایین تر هست نسبت به بقیه . به نظرم اگه کسی در زبان ضعیفه توزیع وقتش روی سایر دروس به صرفه تر باشه (البته کاملا شخصی هست و بسته به شرایط فرد متفاوت)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من خودم ریاضی مهندسی رو اصلا نخوندم ولی درصد ریاضیم بد نشد . به نظر من اگه فرصت دارید تمام ریاضی ها رو بخونید و تستهای آسون که زمان بر نیستند رو حل کنید این طوری هم در زمان به نفع شماست هم استرس درس حذف کرده رو نخواهید داشت <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
خوندن تمام کتابها در مرحله اول با دقت تمام مد نظرم بود که تقریبا بعد از خوندن هر کتابی زیر یک سوم مطالب خط میکشیدم و الباقی مطالبی بود که یا با خوندن همون بخش های علامتگذاری شده یاداوری میشد و یا به نظرم مطالب موندگار در ذهن بود این مرحله از تابستان تا اواسط آبان در ذهنم بود.مرحله دوم دو دور مرور مطالب به همراه تستهای انتهای فصل: آبان ، آذر و دی . مرحله سوم تستهای علامتگذاری، مرور نکات فرار و مهم ، تستهای سالهای اخیر بهمن ماه.<br />
البته این برنامه که در ذهنم بود با نواساناتی همراه شد در ضمن اون دوستانی که زودتر از ۶ یا ۷ ماه مانده به کنکور مطالعشون رو آغاز میکنند پیشنهاد من خوندن مراجع در اون فرصت هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
از تنها درس خوندن بیشتر خوشم میاد به علاوه اینکه احساس میکنم بازدهیش بیشتر هست نسبت به زمانی که با دوستان سعی میکنیمSmile درس بخونیم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
اصلا برام مهم نبود چند صفحه خوندم مهم این بود که با دقت (نه وسواس!!) بخشهای مهم رو خونده باشم حالا دو صفحه میبود یا بیست صفحه. با توجه به شناختی هم که از خودم داشتم برنامه رو نه دقیق بسته بودم که روی خودم فشاری بیارم (مثلا این طور نبود که فلان روز باید کتاب x رو تموم کنم!! ) و نه برنامه ای خارج از حد توانم بود که از پسش برنیام (فرصت کم که نداشتم زیاد هم داشتم بنابرین زندگیم روال عادی خودش رو داشت )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
قبل از شروع همونطور که گفتم زبان و ریاضی مهندسی رو کنار گذاشتم ولی در حین خوندن خوشبختانه این طور نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
نتیجه عالی گرفتن در گرایش مد نظرم رو ترجیح میدادم به نتیجه خوب در تمام گرایشها بنابرین از ابتدا ذهنم روی گرایش نرم متمرکز بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
قطعا سرعت کم یا زیاد میشد ولی تقریبا هدف مشخص بود و دوباره به روال عادی بر میگشتم. (یه بار دیگه هم روی این تاکید میکنم که من با توجه به تجربه سال گذشتم برنامم رو خیلی منعطف در نظر گرفته بودم و جا برای تفریحات و حالت های مختلف روحی داشت اگه دوره ای کوتاه هم از درس فاصله میگرفتم در روزهای بعد که برمیگشتم قابل جبران بود و توجه به این نکته خیلی مهمه؛ چون اولین عقب افتادگی و یا احساس اون موجب تضعیف روحیه میشه و به شکل تصاعدی این روند رو رشد میده)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نه شرایط مالی کلاس رفتن رو داشتم و نه عادت به رفتن کلاسهای کمکی ، بعلاوه اینکه احساس میکردم وقت رفت و برگشت رو خودم بخونم خیلی بهتر نتیجه میگیرم . با تمام این اوصاف کلاس رو نفی نمیکنم بعضیها عادت دارند به این کلاسها و نبودش تاثیر بدی روی روند مطالعشون داره و ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
سال دوم اینترنتی مهستان شرکت کردم و ازش هم راضی بودم (هر چندکه توی آزموناش رتبم بین یک تا پنج میشد که با حقیقت کنکور فاصله زیادی داشت ولی به نظرم تنها ضعفش همین جامعه آماریش بود و الا سوالاتش بسیار خوب و با کیفیت بود)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
ارجوع شود به سوال ۲۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
فکر کنم کنکور آزمایشی و میزان تسلط به تستهای جدید مهمترین معیار ارزیابی باشه من به حدود ۸۰ درصد از اون برنامه ای که میخواستم اجرا کنم رسیدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
میدونستم کنکور کاملا غیر قابل پیش بینی هست بخصوص با تغییراتی که سال ما داشت بنابراین اصلا به این مسائل قبل دیدن سوالات فکر نمیکردم (یا لااقل سعی میکردم که فکر نکنم)<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
سر جلسه کنکور دو حس متفاوت رو تجربه کردم تا قبل از تستهای سیستم عامل توی ذهنم این بود که دارم میرم شریف یه چند تا تست دیگه مونده  به تستهای سیستم عامل (یا همون داستان پردازیهای سیستم عامل) که رسیدم به شدت حالم گرفته شد دفترچه دوم هم که به علت خستگی بسیار بد جواب دادم و فکر کردم همه چی از دست رفت. بعد از بیرون اومدن از جلسه هم حس خوبی نداشتم تا زمان اومدن کلید که دیدم زیاد هم وضعیتم بد نیست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
خیر از ابتدا پیش رفتم و تستهای آسون رو جواب میدادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
همون طور که قبلا هم گفتم سرعت تست زنیم پایین هست و قطعا وقت کم آوردم ولی از طرفی هم در انتهای جلسه اونقدر خسته بودم که زمان اضافه شاید در یک یا نهایت دو تست موثر بود. اما خوب اون کاری که انجام دادم این بود که از ابتدا هر تستی که آسون و قابل حل بود رو حل کردم و از تستهای سخت گذشتم تا زمانم تلف نشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
سر جلسه شاید من چند دقیقه  وقتم رو صرف این کردم که چه تستهایی رو  زدم، و تمام تستهای زده شده ی پاسخنامه رو، روی برگ داوطلبی روی میز نوشتم و اون رو با خودم از جلسه آوردم نه امسال و نه سال گذشته درصدی که حساب کردم تفاوتی با کارنامه نداشت به غیر از دو سه درصدی در بعضی درسها که خوب به خاطر حذف یکی دو تست در کلید نهایی هست و کاملا طبیعیه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
مهمترین عامل انگیزه فرد برای شرکت در کنکور هست اینکه واقعا بدونی داری چه کار میکنی خیلی ها رو دیدم نزدیکای کنکور تازه به این فکر میافتند که برای چی دارند میخوند و چون جوابهایی که میارند برای خودشون قانع کننده نیست روند مطالعشون به شدت افت میکنه و دچار ضعف میشند ولی من خوشبختانه اهدافم برای خودم کاملا مشخص بود گاهی اوقات میشد که دوستانی متوجه میشدند از یه رشته علوم انسانی دارم برای ارشد تلاش میکنم و منو تحسین میکردند و از تشویق اونها انرژی میگرفتم برعکس این قضیه هم اتفاق افتاده بود که بعضیها وقتی میشنیدند برای یه رشته ی مهندسی که چهار سال درساش رو پاس نکردم دارم جدال میکنم و حتی به دنبال رتبه ی خوبی هم هستم با حالت چهره و یا کلام به تمسخر میگرفتند ولی حتی من از این تمسخر ها هم انگیزه میگرفتم تا بیشتر بخونم و به اونها هم ثابت کنم که این کار امکان داره . بعضی ازاون عواملی که این انگیزه رو شکل میداد : رضای خدا، یه نتیجه خوب توی ارشد که بتونه هدیه ای باشه به پدر و مادرم ، جبران کردن مسیر چهار ساله کارشناسی ، دنبال کردن اون چیزی که علاقه ام هست نه اون چیزی که سرنوشت به من تحمیل کرده، بالاتر بردن رتبه و سطح علمی خودم و …<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
به نظرم با خداشناسی و بدون اون میشه این مسیر رو طی کرد چون خدا قوانیین ثابتی برای این دنیا گذاشته و با اجرای بخش مادی اون میشه به هدف مادی هم رسید و این وعده خود خداوند هست که برای انسان نتیجه ای نیست جز سعی و تلاشش. منتها قطعا اونایی که خدا رو همراه خودشون میبینند دلگرمیشون بیشتره و بیشتر میتونند ازش کمک بگیرند بعلاوه اینکه نتیجه کار هم بعد از تلاش و توکل به خدا حتی اگه به ظاهر منفی هم باشه آنچنان روی مسیر زندگیشون تاثیر منفی نخواهد داشت. در ضمن اعتماد به خودمون با این همه ضعف که میشناسیم کجا و تکیه و اعتماد بر خالق زمین و آسمان کجا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
خونواده مخصوصا پدر و مادرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه پایه زبانم قوی میبود و میتونستم تستهاش رو با سرعت بزنم حتما این کار رو میکردم ولی چون این طور نبود از حذفش هم ناراضی نیستم و به نظرم نتیجه بدی هم نگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
با توجه به انتخاب رشتم احتمال میدم که در دانشگاه فردوسی قبول شم ولی دوست داشتم (و دارم) که امیرکبیر قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
خلاصه ای از اون تجربه ای که کسب کردم و لابه لای سوالات هم گفتم رو میگم به نظرم اونهایی که میخواند برای کنکور شروع کنن ابتدا یه زمانی بذارند برای آنالیز کردن منابع اگه فاصله زیادی با کنکور دارند از مراجع شروع کنند و مفاهیم رو خوب بفهمند و بعد برند سراغ کتابهای تستی اگه فاصله کم هست یه کتاب نکته و تست خوب رو که بعد همون آنالیز کردن منابع به دست آوردند انتخاب کنند و با دقت بخونند . قبل از هر کاری هم این رو بدونید که برای چی دارید برای کنکور تلاش میکنید صرفا جوّی هست که دور و بر شما حاکمه یا واقعا هدفهایی برای این کار دارید . فکر کردن روی این مطلب خیلی مهمه نمودش هم در یکی دو ماه مانده به آزمون هست. برنامتون به هیچ وجه آرمانی نباشه باتوجه به شناخت خودتون برنامه ریزی کنید یه برنامه ریزی که قابل انعطاف باشه. من خودم کاری که انجام میدادم یادداشت کردن زمان مطالعه هر روزم بود و سعی در بالا بردن مجموع زمان های هر ماه خودم داشتم یعنی خودم با خودم رقابت میکردم بدون در نظر گرفتن اینکه باقی افراد دارند چه کار میکنند و کجا هستند، بعلاوه اینکه چون مجموعه زمان ماه برام ملاک بود اگه این بین چند روزی هم کم کاری میکردم و یا به لحاظ روحی حالم عوض میشد وقت برای جبرانش داشتم. کاری که دیدم به خیلی ها ضربه میزنه و خوشبختانه مشکل من نبود کلید کردن روی یه مباحث خاص بود بعضیها رو میشه در گذشته و احتمالا در آینده ببینید که چند روز در همین مانشت پیگیر پاسخ یه تست خواهند شد اون هم دمدمه های کنکور در حالی که به نظر من کنکور از یه سری سوالات آسون و ترکیب اونها با یه سری سوالات متوسط و سخت تشکیل شده میتونید کنکور همین سالهای اخیر رو نگاه کنید که چه راحت هر درسی رو تا لااقل ۲۵ درصد میشه زد و چند تا سوال از اون ردیف متوسط و سخت هم کافیه که رتبتون به قبولی برسه (حالا اگه برای تک رقمی میخواید تلاش کنید بحثش جداست) پس به جای تاکید روی مباحث سخت مباحث آسون و روتین که هرساله داره ازش تست میاد رو کامل مسلط شید (خود من امسال باوجود حذف ریاضی مهندسی از میون ۱۲ تا تست باقیمونده ۷ تست آسون رو انتخاب کردم و زدم که همش درست بود و رتبه خوبی توی ریاضی کسب کردم). کارتون رو با جدیت انجام بدید و توکل کنید به خدا و نتیجه رو به اون بسپارید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
به عکس خیلی هم زیاد بود امیدوارم که دوستان هم فرصت و حوصله خوندن داشته باشند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انشالله با دوستان ارشدی بتونیم این دوره (مقطع ارشد) رو هم در مانشت رونق بیشتری بدیم تا مانشت با وسعت کاری بیشتری به راهش ادامه بده.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
به نام خدا<br />
سید محمد اصغری هستم متولد ۱۳۶۸ مشهد الرضا (ع) . رتبه ۱۲۶ گرایش نرم افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی از دانشگاه فردوسی مشهد ۸۶-۹۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
چون رشته ای که واردش شدم به صورت کاملا اتفاقی بود سال اول سعی در تغییر رشته داشتم ولی از اونجایی که دیدم وقت زیادی باید صرف بشه برای تغییر رشته و گذراندن یه سری واحدهای جدید و با توجه به این که رتبم هم خوب نبود رفتن به یه دانشگاه پایینتر برای گذروندن تحصیل ترجیح دادم که در ارشد مسیر خودم رو عوض کنم یعنی میشه گفت از تابستان سال اول دانشگاه، به فکر ارشد بودم و بین سه رشته ای که به اونها علاقه داشتم آنالیز کردم و در نهایت به مهندسی کامپیوتر رسیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
آشنایی من با گرایش ها مختصر بود ولی همون مختصر هم همیشه به سمت همین گرایش یعنی نرم افزار جهت داشت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان صفر ریاضی ۴۷ مشترک ۴۴ تخصصی نرم ۲۲<br />
خیر سال دوم بود سال اول شرکت در کنکورم سال چهارم دانشگاه بود و واحدهای زیادی داشتم و احساس کردم که اگه سال دیگه بافراغت از درس دانشگاه کنکور بدم احتمال بیشتری داره که رتبه بهتری بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
آنچنان ارتباط کاملی نیست که بشه بهش تکیه کرد فضای کنکور ارشد تقریبا متفاوت از سوابق قبلی هست و به نظر من انگیزه توش خیلی تاثیر داره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من برنامه خاصی روی کاغذ نداشتم که بخوام از چیزی عقب بیافتم (البته بدون برنامه هم نبودم یه کلیتی از اون کاری که قرار بود انجام بدم در خاطرم بود) از میون ۱۳ تا درسی که غیر زبان در کنکور هست هر بار یه درس رو شروع میکردم از روی یک کتاب با علاقه و مو به مو ادامه میدادم نزدیکهای کنکور کمی زمانم بیشتر شد فقط به طور ضمنی در ذهنم داشتم که مثلا دور اول رو تا آبان یا آذر باید تموم کنم بعد دی باید مرور کنم و دو هفته آخر تست بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
مشترک همیشه و همیشه به خاطر ضریب زیادش تاثیر جدی داشته و داره؛ که فکر میکنم توی کارنامه من تاثیرش خوب بوده. درکل سعی کردم تمام درسها رو بخونم تا تستهای آسون از دستم خارج نشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
به نظرم هر سال از بخشهایی تستهای ساده و روتینی مطرح میشه که بازدن همونها میشه رتبه خوبی کسب کرد پس نباید زیاد روی جاهایی که مشکل داریم وقت صرف کنیم . ترجیح میدم مطالب آسون رو خیلی خوب یاد داشته باشم تا اینکه روی همه مباحث تسلط نصفی داشته باشم بنابرین معمولا چیزی رو بیشتر از یکی دو بار نمیخوندم و اگه نمیفهمیدم بیخیال میشدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
چون که وقت کنکور زیاد نیست من چند هفته قبل از شروع مطالعه برای کنکور با پرس و جو از دوستان و مطالعه یادداشت های اونها برای هر درس یک کتاب نکته و تست رو انتخاب کردم و فقط از روی همون خوندم با دقت و کلمه به کلمه ، درسته که این کتابها نسبت به مراجع بعضی ضعفها دارند ولی با توجه به وقت کمی که برای خوندن این همه درس کنکور هست و ضرورت مطالعه سریع و تمرین تست زنی ، من خوندن این کتابها رو ترجیح میدم (درفرصت نزدیک به کنکور). البته اگه دوستان خیلی زود برای کنکور شروع به مطالعه کنند پیشنهاد من این هست که یه دور ابتدا هر مرجع رو بخونند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان و ریاضی مهندسی دو درسی بودند که من نخوندم و ترجیح دادم وقتش رو به باقی دروس اختصاص بدم<br />
آمار= سال اول از روی نیکوکار سال دوم پارسه (پارسه منبع صد در صد خوبی برای کنکوره)<br />
محاسبات عددی= سپاهان (به نظرم توی این درس بیشتر این مهمه که بعد حفظ کردن فرمولا تستای ۱۰ سال اخیر رو بزنید)<br />
ساختمان گسسته= پوران پژوهش (کتاب پوران نسبتا خوب و کامله در کل این درس مثل بازی ریاضی میمونه اول هوش مهمه و در درجه بعد انواع مختلف تست رو دیدن)<br />
ساختمان داده = پوران (من ازش راضی بودم)<br />
نظریه زبان=پوران تالیف سهرابی و مقصودی (فقط حواستون باشه که پوران یه نظریه دیگه هم داره ولی تا اونجایی که من شنیدم این سر تر از اونه .من این کتاب رو با دقت خوندم و برای خودم مفید بود.)<br />
مدار منطقی = پوران (منبع کاملی هست برای این درس)<br />
معماری = پوران (موقع خوندن خیلی ازش راضی بودم ولی موقع تست زنی نه زیاد . پس تاکیدی روش نمیکنم)<br />
سیستم عامل= سال اول مقسمی سال دوم حقیقت (درسی که دو سال به لطف طراح محترم هیچ نتیجه ای ازش نگرفتم حتی با وجود اینکه سال دوم میتونم بگم یک چهارم زمان مطالعاتی کنکورم رو گذاشتم روی سیستم عامل )<br />
کامپایلر= سال اول مقسمی سال دوم پوران (هر دو دارای نقص هستند و هیچ کدوم رو تایید نمیکنم پوران ولی بهتره)<br />
زبانهای برنامه سازی = پرات، مقسمی (بد نبود ولی به نظرم تجربه عملی برنامه نویسی برای این دروس خیلی موثر باشه)<br />
پایگاه داده = مقسمی (که به نظر خودم برای این درس این کتاب بعلاوه تستهای سال های اخیر آیتی و کام کافیه)<br />
طراحی الگوریتم = مقسمی (من ازش راضی بودم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
فکر کنم کتابهای clrs، سیستم عامل استالینگز ، معماری پترسون، کامپایلر آهو کتابهایی هستند که یه دور در فرصت قبل شروع برای مطالعه کنکور خونده بشند مناسب هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبانم موقعی که برای کنکور شروع کردم متوسط بود ولی به این علت که دو سال آخر مانده به کنکور وقتی روی زبان نذاشتم درحال حاضر زبانم ضعیفه من خودم سرعت تست زنی پایینی دارم بنابرین باید از یکی دو تا درس از دفترچه اول چشم میپوشیدم که یکی از اونها زبان هست که ضریبش پایین تر هست نسبت به بقیه . به نظرم اگه کسی در زبان ضعیفه توزیع وقتش روی سایر دروس به صرفه تر باشه (البته کاملا شخصی هست و بسته به شرایط فرد متفاوت)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من خودم ریاضی مهندسی رو اصلا نخوندم ولی درصد ریاضیم بد نشد . به نظر من اگه فرصت دارید تمام ریاضی ها رو بخونید و تستهای آسون که زمان بر نیستند رو حل کنید این طوری هم در زمان به نفع شماست هم استرس درس حذف کرده رو نخواهید داشت <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
خوندن تمام کتابها در مرحله اول با دقت تمام مد نظرم بود که تقریبا بعد از خوندن هر کتابی زیر یک سوم مطالب خط میکشیدم و الباقی مطالبی بود که یا با خوندن همون بخش های علامتگذاری شده یاداوری میشد و یا به نظرم مطالب موندگار در ذهن بود این مرحله از تابستان تا اواسط آبان در ذهنم بود.مرحله دوم دو دور مرور مطالب به همراه تستهای انتهای فصل: آبان ، آذر و دی . مرحله سوم تستهای علامتگذاری، مرور نکات فرار و مهم ، تستهای سالهای اخیر بهمن ماه.<br />
البته این برنامه که در ذهنم بود با نواساناتی همراه شد در ضمن اون دوستانی که زودتر از ۶ یا ۷ ماه مانده به کنکور مطالعشون رو آغاز میکنند پیشنهاد من خوندن مراجع در اون فرصت هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
از تنها درس خوندن بیشتر خوشم میاد به علاوه اینکه احساس میکنم بازدهیش بیشتر هست نسبت به زمانی که با دوستان سعی میکنیمSmile درس بخونیم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
اصلا برام مهم نبود چند صفحه خوندم مهم این بود که با دقت (نه وسواس!!) بخشهای مهم رو خونده باشم حالا دو صفحه میبود یا بیست صفحه. با توجه به شناختی هم که از خودم داشتم برنامه رو نه دقیق بسته بودم که روی خودم فشاری بیارم (مثلا این طور نبود که فلان روز باید کتاب x رو تموم کنم!! ) و نه برنامه ای خارج از حد توانم بود که از پسش برنیام (فرصت کم که نداشتم زیاد هم داشتم بنابرین زندگیم روال عادی خودش رو داشت )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
قبل از شروع همونطور که گفتم زبان و ریاضی مهندسی رو کنار گذاشتم ولی در حین خوندن خوشبختانه این طور نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
نتیجه عالی گرفتن در گرایش مد نظرم رو ترجیح میدادم به نتیجه خوب در تمام گرایشها بنابرین از ابتدا ذهنم روی گرایش نرم متمرکز بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
قطعا سرعت کم یا زیاد میشد ولی تقریبا هدف مشخص بود و دوباره به روال عادی بر میگشتم. (یه بار دیگه هم روی این تاکید میکنم که من با توجه به تجربه سال گذشتم برنامم رو خیلی منعطف در نظر گرفته بودم و جا برای تفریحات و حالت های مختلف روحی داشت اگه دوره ای کوتاه هم از درس فاصله میگرفتم در روزهای بعد که برمیگشتم قابل جبران بود و توجه به این نکته خیلی مهمه؛ چون اولین عقب افتادگی و یا احساس اون موجب تضعیف روحیه میشه و به شکل تصاعدی این روند رو رشد میده)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نه شرایط مالی کلاس رفتن رو داشتم و نه عادت به رفتن کلاسهای کمکی ، بعلاوه اینکه احساس میکردم وقت رفت و برگشت رو خودم بخونم خیلی بهتر نتیجه میگیرم . با تمام این اوصاف کلاس رو نفی نمیکنم بعضیها عادت دارند به این کلاسها و نبودش تاثیر بدی روی روند مطالعشون داره و ...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
سال دوم اینترنتی مهستان شرکت کردم و ازش هم راضی بودم (هر چندکه توی آزموناش رتبم بین یک تا پنج میشد که با حقیقت کنکور فاصله زیادی داشت ولی به نظرم تنها ضعفش همین جامعه آماریش بود و الا سوالاتش بسیار خوب و با کیفیت بود)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
ارجوع شود به سوال ۲۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
فکر کنم کنکور آزمایشی و میزان تسلط به تستهای جدید مهمترین معیار ارزیابی باشه من به حدود ۸۰ درصد از اون برنامه ای که میخواستم اجرا کنم رسیدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
میدونستم کنکور کاملا غیر قابل پیش بینی هست بخصوص با تغییراتی که سال ما داشت بنابراین اصلا به این مسائل قبل دیدن سوالات فکر نمیکردم (یا لااقل سعی میکردم که فکر نکنم)<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
سر جلسه کنکور دو حس متفاوت رو تجربه کردم تا قبل از تستهای سیستم عامل توی ذهنم این بود که دارم میرم شریف یه چند تا تست دیگه مونده  به تستهای سیستم عامل (یا همون داستان پردازیهای سیستم عامل) که رسیدم به شدت حالم گرفته شد دفترچه دوم هم که به علت خستگی بسیار بد جواب دادم و فکر کردم همه چی از دست رفت. بعد از بیرون اومدن از جلسه هم حس خوبی نداشتم تا زمان اومدن کلید که دیدم زیاد هم وضعیتم بد نیست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
خیر از ابتدا پیش رفتم و تستهای آسون رو جواب میدادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
همون طور که قبلا هم گفتم سرعت تست زنیم پایین هست و قطعا وقت کم آوردم ولی از طرفی هم در انتهای جلسه اونقدر خسته بودم که زمان اضافه شاید در یک یا نهایت دو تست موثر بود. اما خوب اون کاری که انجام دادم این بود که از ابتدا هر تستی که آسون و قابل حل بود رو حل کردم و از تستهای سخت گذشتم تا زمانم تلف نشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
سر جلسه شاید من چند دقیقه  وقتم رو صرف این کردم که چه تستهایی رو  زدم، و تمام تستهای زده شده ی پاسخنامه رو، روی برگ داوطلبی روی میز نوشتم و اون رو با خودم از جلسه آوردم نه امسال و نه سال گذشته درصدی که حساب کردم تفاوتی با کارنامه نداشت به غیر از دو سه درصدی در بعضی درسها که خوب به خاطر حذف یکی دو تست در کلید نهایی هست و کاملا طبیعیه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
مهمترین عامل انگیزه فرد برای شرکت در کنکور هست اینکه واقعا بدونی داری چه کار میکنی خیلی ها رو دیدم نزدیکای کنکور تازه به این فکر میافتند که برای چی دارند میخوند و چون جوابهایی که میارند برای خودشون قانع کننده نیست روند مطالعشون به شدت افت میکنه و دچار ضعف میشند ولی من خوشبختانه اهدافم برای خودم کاملا مشخص بود گاهی اوقات میشد که دوستانی متوجه میشدند از یه رشته علوم انسانی دارم برای ارشد تلاش میکنم و منو تحسین میکردند و از تشویق اونها انرژی میگرفتم برعکس این قضیه هم اتفاق افتاده بود که بعضیها وقتی میشنیدند برای یه رشته ی مهندسی که چهار سال درساش رو پاس نکردم دارم جدال میکنم و حتی به دنبال رتبه ی خوبی هم هستم با حالت چهره و یا کلام به تمسخر میگرفتند ولی حتی من از این تمسخر ها هم انگیزه میگرفتم تا بیشتر بخونم و به اونها هم ثابت کنم که این کار امکان داره . بعضی ازاون عواملی که این انگیزه رو شکل میداد : رضای خدا، یه نتیجه خوب توی ارشد که بتونه هدیه ای باشه به پدر و مادرم ، جبران کردن مسیر چهار ساله کارشناسی ، دنبال کردن اون چیزی که علاقه ام هست نه اون چیزی که سرنوشت به من تحمیل کرده، بالاتر بردن رتبه و سطح علمی خودم و …<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
بدون پاسخ<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
به نظرم با خداشناسی و بدون اون میشه این مسیر رو طی کرد چون خدا قوانیین ثابتی برای این دنیا گذاشته و با اجرای بخش مادی اون میشه به هدف مادی هم رسید و این وعده خود خداوند هست که برای انسان نتیجه ای نیست جز سعی و تلاشش. منتها قطعا اونایی که خدا رو همراه خودشون میبینند دلگرمیشون بیشتره و بیشتر میتونند ازش کمک بگیرند بعلاوه اینکه نتیجه کار هم بعد از تلاش و توکل به خدا حتی اگه به ظاهر منفی هم باشه آنچنان روی مسیر زندگیشون تاثیر منفی نخواهد داشت. در ضمن اعتماد به خودمون با این همه ضعف که میشناسیم کجا و تکیه و اعتماد بر خالق زمین و آسمان کجا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
خونواده مخصوصا پدر و مادرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه پایه زبانم قوی میبود و میتونستم تستهاش رو با سرعت بزنم حتما این کار رو میکردم ولی چون این طور نبود از حذفش هم ناراضی نیستم و به نظرم نتیجه بدی هم نگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
با توجه به انتخاب رشتم احتمال میدم که در دانشگاه فردوسی قبول شم ولی دوست داشتم (و دارم) که امیرکبیر قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
خلاصه ای از اون تجربه ای که کسب کردم و لابه لای سوالات هم گفتم رو میگم به نظرم اونهایی که میخواند برای کنکور شروع کنن ابتدا یه زمانی بذارند برای آنالیز کردن منابع اگه فاصله زیادی با کنکور دارند از مراجع شروع کنند و مفاهیم رو خوب بفهمند و بعد برند سراغ کتابهای تستی اگه فاصله کم هست یه کتاب نکته و تست خوب رو که بعد همون آنالیز کردن منابع به دست آوردند انتخاب کنند و با دقت بخونند . قبل از هر کاری هم این رو بدونید که برای چی دارید برای کنکور تلاش میکنید صرفا جوّی هست که دور و بر شما حاکمه یا واقعا هدفهایی برای این کار دارید . فکر کردن روی این مطلب خیلی مهمه نمودش هم در یکی دو ماه مانده به آزمون هست. برنامتون به هیچ وجه آرمانی نباشه باتوجه به شناخت خودتون برنامه ریزی کنید یه برنامه ریزی که قابل انعطاف باشه. من خودم کاری که انجام میدادم یادداشت کردن زمان مطالعه هر روزم بود و سعی در بالا بردن مجموع زمان های هر ماه خودم داشتم یعنی خودم با خودم رقابت میکردم بدون در نظر گرفتن اینکه باقی افراد دارند چه کار میکنند و کجا هستند، بعلاوه اینکه چون مجموعه زمان ماه برام ملاک بود اگه این بین چند روزی هم کم کاری میکردم و یا به لحاظ روحی حالم عوض میشد وقت برای جبرانش داشتم. کاری که دیدم به خیلی ها ضربه میزنه و خوشبختانه مشکل من نبود کلید کردن روی یه مباحث خاص بود بعضیها رو میشه در گذشته و احتمالا در آینده ببینید که چند روز در همین مانشت پیگیر پاسخ یه تست خواهند شد اون هم دمدمه های کنکور در حالی که به نظر من کنکور از یه سری سوالات آسون و ترکیب اونها با یه سری سوالات متوسط و سخت تشکیل شده میتونید کنکور همین سالهای اخیر رو نگاه کنید که چه راحت هر درسی رو تا لااقل ۲۵ درصد میشه زد و چند تا سوال از اون ردیف متوسط و سخت هم کافیه که رتبتون به قبولی برسه (حالا اگه برای تک رقمی میخواید تلاش کنید بحثش جداست) پس به جای تاکید روی مباحث سخت مباحث آسون و روتین که هرساله داره ازش تست میاد رو کامل مسلط شید (خود من امسال باوجود حذف ریاضی مهندسی از میون ۱۲ تا تست باقیمونده ۷ تست آسون رو انتخاب کردم و زدم که همش درست بود و رتبه خوبی توی ریاضی کسب کردم). کارتون رو با جدیت انجام بدید و توکل کنید به خدا و نتیجه رو به اون بسپارید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
به عکس خیلی هم زیاد بود امیدوارم که دوستان هم فرصت و حوصله خوندن داشته باشند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انشالله با دوستان ارشدی بتونیم این دوره (مقطع ارشد) رو هم در مانشت رونق بیشتری بدیم تا مانشت با وسعت کاری بیشتری به راهش ادامه بده.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تمام تجربیات رتبه 86 کنکور IT سال 91]]></title>
			<link>/forum/thread-8343.html</link>
			<pubDate>Tue, 19 Jun 2012 15:16:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8343.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام، من پارسال مثل شما سوالات زیادی داشتم که هیچ جا جوابشو پیدا نکردم، حالا تصمیم گرفتم واسه شما هرچی میدونم بزارم:<br />
<br />
اول از همه این که من شدیدا از رتبم ناراضی هستم، در واقع تو IT خیلی باید بهتر بشی (دفترچه انتخاب رشته رو دانلود کن و ببین چه وضعیه).<br />
<br />
دوم این که گرایش ها رو باید خوب بشناسی و فقط رو یکی تمرکز کنی (خیلی وقتا نزدیک بودن گرایشها بعضیا مثل منو مجاب میکنه هر دو درس مدیریت و معماری رو بخونم و نتیجش میشه اینی که میبینید) پس علاقه خودت و ظرفیت دانشگاهها رو به دقت برسی کن.<br />
<br />
<br />
خب حالا بریم سر اصل مطلب، شمایی که الان این نوشتار رو میخونی تو یکی از سه دسته زیر هستی:<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۱/</span>	</span>ترم ۲ یا ۳ یا ۴ که میخوای از الان واسه کنکور تست بزنی، یک بار به دقت به کارنامه من نگاه کن، درصدها بوی سه رقمی میده ولی اگه یه کم پایین تر بری معدل ۱۷/۶۴ رو میبینی که ۲۰ درصد روی کنکور تاثیر داره یعنی میانگین منو نسبت به معدل ۱۵ به اندازه تقریبا ۴ درصد (تو کنکور خیلیه) بالا آورده، همچنین اگه یه کم تلاش کنی و شاگرد اول بشی درحالی که ۸ ترمه تموم میکنی سهمیه شاگرد اولی بهت میخوره که با همین رتبه میری شریف. پس بشین واحدها رو پاس کن.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۲/</span></span>	میخوای از مهر شروع کنی (مثل من) بدون که خیلی سخته، اگه معدلت بالاست و پایت قویه  (وقتی درسا رو پاس میکردی مراجع رو خوب خوندی) میشه امیدوار بود که دو رقمی بیاری (با ریسک بالا)، من کم آوردم اگه حال داشتی ادامه داستان روبخونی بد نیست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۳/</span>	</span>از اول تابستان بطور جدی میخوای شروع کنی، بهترین موقع است، اگه امتحان یا پروژه داری سریع جمعش کن که راه طولانی در پیش داری، امیدوارم تک رقمی بشی و منو دعا کنی!!<br />
<br />
رتبه هایی که من تو پارسه آوردم به قرار زیره:<br />
۲۵ درصد اول: ۹۱<br />
۲۵ درصد دوم: ۸۵<br />
۵۰ درصد اول: ۵۴<br />
۲۵ درصد سوم: ۴۲<br />
۲۵ درصد چهارم: ۵۵<br />
۵۰ درصد دوم: ۳۶<br />
۱۰۰ درصد اول: ۱۲۱<br />
۱۰۰ درصد دوم: ۱۷<br />
در کل پارسه بخاطر جامعه آماریش خوبه نه بخاطر طراحی سوالاش، در واقع بعضی درسا رو از خود کتابهای پارسه سوال میدن و باعث میشه کسانی که فقط رو کتابهای پارسه تمرکز میکنند فکر کنند خیلی قوی هستند ولی سر کنکور گند بزنند، کلا به رتبه هاش نمیشه خیلی اعتماد کرد، یکی از دوستام چندین بار تک رقمی شد ولی تو کنکور ۲۵۰ آورد.<br />
اگه میخوای هزینه نکنی و خوب نتیجه بگیری پیشنهاد میکنم تو آزمونهای سنجش شرکت کنی و فقط بعضی کتابهای بدرد بخور پارسه رو از پارسالی ها دست دو بخری.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">منابع:</span></span></span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">زبان:</span></span> پیشنهاد خاصی ندارم، حتما بخونید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ریاضیات گسسته: </span></span>کتاب پوران رو بخون (کلا کتابهای هادی یوسفی باحالن)، مرجعش گریمالدیه ولی حجمش خیلی زیاده، من جلد ۱ گریمالدی رو خوندم ولی چون نرسیدم دوره کنم زیاد فایده ای نداشت. <br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ساختمان داده ها و طراحی الگوریتم:</span></span> شدیدا به هم وابسته اند. باید گفت استعداد ذاتی توی این دروس مهمه. اول ساختمان رو بخون بعد برو سراغ الگوریتم ولی تو دوره موازی دوره کن، اگه میخوای خیلی خوب بزنی اول باید مراجع ساختمان هرویتز و CLRS رو بخونی بعد سراغ ساختمان پارسه و پوران  بری و در نهایت الگوریتم پوران و تستهای الگوریتم پارسه رو بزنی. البته من خودم فقط پوران و ساختمان پارسه رو خوندم! ولی موقع پاس کردن درسا مراجع رو خوب خونده بودم...<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مهندسی نرم افزار: </span></span>بزار خیالت رو راحت کنم: کتاب پرسمن رو باید لغت به لغت حفظ کنی. یادت باشه تو همه درسا ترجمه بخون (جعفرنژاد نه)، کتاب پارسه یک کپی ناقص از پرسمنه، کلا پرسمن کتاب مزخرفیه، چهار فصل اولش وحشتناکه! ولی نباید کم بیاری اگه خوب رو این درس سرمایه گزاری کنی مشترکات به طرز عجیبی بالا میاد.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">شبکه:</span></span> آها... عامل قبولی من! شبکه ی کنکورهای سالهای قبل رو کنار هم بزار، میبینی که قدیما همه سوالا لایه فیزیکی بوده (انتقال داده) ولی سال ۹۱ تمام سوالا از لایه های بالا اومده... تنها دلیلش شهرت روز افزون کتابی به نام Computer Networking A Top Down Approach بوده، در واقع تمام سوالا از تو این کتاب اومد، اگه این کتاب رو ندیدی سوالای ۹۱ برات کاملا عجیبه، تنها کتابی که ارزش انگلیسی خوندن داره اینه! <br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مدیریت: </span></span>دو جلد پارسه. اول مفهومی و بدون تست زدن بخون در دورهای بعد تست هم بزن. من ماه آخر به علت کمبود وقت گزاشتمش کنار<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">سیستم عامل: </span></span>بهتر از پارسه چیزی پیدا نمیکنی، شاید فکر کنی با درصد من نمیشه خیلی به حرفم اعتماد کرد. ولی یه اشتباه محاسباتی و حذف سوال هر چی خونده بودم رو تباه کرد. عدالتی تو کنکور وجود نداره و شانس از همه چیز مهمتره، اگه نخونی که کارت تمومه و اگه بخونی هم دلیل ۱۰۰درصد قبولی نیست. پس اگه تو آزمونهای آزمایشی تک رقمی میشی اصلا مغرور نشو و سعی کن بهتر باشی.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">معماری: </span></span>سفید! ماه آخر گزاشتم کنار. یکی از دوستام (رتبه ۷۴ کامپیوتر) با یه مانو ۶۵ زد. من نظرشو قبول دارم که میگه "بستگی داره یه کتاب رو تا چه عمقی بخونی". کتاب تستی مدرسان شریف هم توصیه میشه.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">هوش: </span></span>کتاب راسل ترجمه انتشارات خراسان عالیه اگه وقت داری بخون و تست پوران بزن و اگه وقت کمه فقط پوران.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پایگاه داده ها:</span></span> درس استادیه! یعنی اینکه اگه با استاد خوبی پاس کردی تمومه. من با جزوه استادم و یکم تست مقسمی ۶۰ زدم. میگن دیت خوبه من ندیدمش و نمیتونم نظر بدم.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">بریم سر برنامه ریزی:</span></span></span><br />
مواد لازم: یک عدد ساعت رو میزی، یک دفتر ۴۰ برگ واسه برنامه ریزی، کتابهای بالا، آب قند واسه اینکه فشارت نیفته..<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله اول) تابستان</span></span><br />
این مرحله رو من نداشتم، چون المپیاد کامپیوتر شرکت کردم و فکر میکردم رتبم کمتر از ۱۵ بشه (ارشد مستقیم) ولی ۲۳ شدم (البته سال بعدش 8 شدم!). پیشنهاد میکنم تحت هیچ شرایطی (مثلا امید به سهمیه ۱۰ درصدی یا المپیاد ...) این زمان طلایی رو از دست ندی.<br />
باید حداقل یک دور تمام کتابها رو تا حداکثر ۱۵ مهرماه بخونی، سعی کن درسها رو حفظ نکنی و فقط بفهمی، ساعات مطالعه رو کم کم بالا بیار ولی سعی کن هر روز از روزهای قبل بهتر بشه، بطور میانگین حداقل روزی ۷ ساعت بخون و برای هر درس ۱، ۱/۵ یا حداکثر ۲ ساعت وقت بزار. با ساعت رومیزی تایم دقیق بگیر تا خودتو گول نزنی! اگه پایه قوی نداری، دروس وابسته مثل گسسته، ساختمان و الگوریتم رو به ترتیب بخون، من برای هر درس برنامه ساعتی دقیق نمیگم چون وقتی میری تو کار خودت میفهمی که هر درس رو چغدر بخونی تا تو تاریخ مشخصی همه درسها تکمیل بشن.<br />
درسها باید کاملا موازی جلو برن، به هیچ وجه دروس حفظی مثل مهندسی نرم افزار و مدیریت رو به امید اینکه دو ماه آخر میخونی کنار نزار، برای این دروس پیشنهاد میکنم تو مرحله اول تست نزن و با علاقه بخون. یه جوری بخون که اگه یه نفر گفت راجع به فلان مبحث واسم توضیح بده بتونی یه چیزایی بگی.<br />
توی این مرحله نیازی نیست خودتو آزمایش کنی، نیاز نیست همه تستها رو بزنی و هر روز  با نگاه به کنکورهای سال قبل واسه خودت استرس درست کنی.<br />
 واقعیت اینه که بدون مرجع هم میشه کنکور خوب داد، و نمونه هایی رو من دیدم. ولی خوندن مراجع باعث تسلط بالا میشه. کلا مرجع خوانی وقت گیره، باید به شرایط زمانی توجه کنی.<br />
اینو همیشه یادت باشه "کنکور یعنی تکرار" پس دروسی که چندین کتاب داره رو باید خلاصه نویسی کنی. ساختمان داده ها، طراحی الگوریتم ها و پایگاه داده ها برای خلاصه نویسی خوبند. هر کتابی رو که میخونی باید زیر قسمت های مهم خط بکشی.<br />
 در این مرحله وقتی تست میزنی باید تعدادی از تست ها رو با علامت مشخص کنی، و این تست ها باید طوری انتخاب بشن که تقریبا تمام حالات تست مطرح شده رو در بر بگیره. یعنی به ازای چند تست مشابه یکی از باحالاش رو  با یه نقطه کوچولو علامت بزن.<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله دوم) از ۱۵ مهرماه  تا ۱۵ دی ماه</span></span><br />
مرحله ای بسیار مهم، اگه تابستان رو خوب خوندی اینجا کارت راحته، سعی کن با آزمونهای آزمایشی پیش بری ولی نه اینکه فقط بچسبی به همون مباحث، و فصول کتاب رو قاطی پاتی بخونی،<br />
اگه تا الان خوب پیش رفته باشی باید تو آزمونای پارسه حداقل زیر ۵۰ بشی (تو آزمونهای سنجش تک رقمی)، اگه میبینی رتبه هات بد هستند یا خیلی بالا پایین میشن یه مشکلی تو کارت هست. دقت کن: تو هر آزمون آزمایشی که شرکت میکنی آزمونهای سالهای قبلشو حل نکن، چون بعضی وقتا سوال مشابه میدن و رتبه الکی میاری.<br />
بطور معمول تو این دوره باید کتابها رو ۳ یا ۴ دور دوره کنی، بازم میگم "کنکور یعنی تکرار" پس هیچوقت نگو من باهوشم و یه دور بخونم، توجه داشته باش که کنکور ربط خیلی کمی به استعداد داره و با عرض تاسف باید بگم ...خونی راه موفقیته!!!<br />
یه چیز مهم رو بگم: اگه یه مبحث رو خوندی بهتره تستهاش رو فردا بزنی، حتی یه فصل طولانی رو تو چند روز بخون، اینجوری مغزت مجبور میشه چیزهای دیروز رو برگردونه و باعث یادگیری سریعتر میشه.<br />
تو شرایط خودت میفهمی که باید چجوری پیش بری، نکته آخر اینکه هر چیز جدیدی میخوای بخونی باید تو این دوره جمع کنی، خلاصه ها رو تکمیل کنی و تست های بدرد بخور رو چکیده کنی.<br />
من علامت تستهایی که کاملا بلد میشدم و خیلی برام تکراری شده بود رو پاک میکردم و تستهای خیلی ناز رو دو علامته میکردم، حتی قسمت هایی که تو متن زیرش خط کشیده بودم رو هم خلاصه کردم (با علامت *) که خیلی تو ماه آخر کمکم کرد.<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله سوم) از ۱۵ دی تا کنکور</span></span><br />
توی این مرحله دو تا آزمون جامع و آزمون اصلی رو داری، بین هر کدومش ۱۴روز وقت داری که روز قبل از آزمونا باید خیلی کم بخونی (یا اصلا نخونی) آزمونها هم معمولا بازدهی اون روز رو خیلی کم میکنه پس میشه گفت کلا ۱۲ روز وقت مفید داری.<br />
ظرف مدت ۱۲ روز بین هر آزمون باید یک دور تمام کتابها رو بخونی (نگو نمیشه چون قبلا یه نفر این کار رو کرده!) مسلمه که فقط باید خلاصه های منتخب رو بخونی و اینقدر رو تستها مسلط باشی که با سرعت خیلی زیاد جلو بری. پیشنهاد میکنم بسته به حجم یک یا دو فصل از هر کتاب رو تو یه روز بخونی.<br />
برنامه این مرحله که براتون تجویز کردم رو یکی از دوستام (رتبه ۳۶ کنکور کامپیوتر سال ۹۰) به من یاد داد، روزهای پایانی خیلی خیلی مهم و سرنوشت ساز هستند و ساعات مطالعه توی این روزها باید حدود ۱۰ ساعت باشه.<br />
روز قبل از کنکور رو به هیچ وجه درس نخون، بهترین کار اینه که با دوستات  بری بیرون و تا جایی که میتونی کارهای عجیب انجام بدی، تا عصر فقط بخندین و شب خیلی زود بری تو رخت خواب، بقیشو بسپار به خدا. تنها چیزی که باید به خودت بگی اینه که "مهم نیست نتیجه چی میشه، من تلاش خودمو کردم، مثل یه مرد (اگه پسری!)".<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5214/karname_manasht.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			karname_manasht.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">84.54 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام، من پارسال مثل شما سوالات زیادی داشتم که هیچ جا جوابشو پیدا نکردم، حالا تصمیم گرفتم واسه شما هرچی میدونم بزارم:<br />
<br />
اول از همه این که من شدیدا از رتبم ناراضی هستم، در واقع تو IT خیلی باید بهتر بشی (دفترچه انتخاب رشته رو دانلود کن و ببین چه وضعیه).<br />
<br />
دوم این که گرایش ها رو باید خوب بشناسی و فقط رو یکی تمرکز کنی (خیلی وقتا نزدیک بودن گرایشها بعضیا مثل منو مجاب میکنه هر دو درس مدیریت و معماری رو بخونم و نتیجش میشه اینی که میبینید) پس علاقه خودت و ظرفیت دانشگاهها رو به دقت برسی کن.<br />
<br />
<br />
خب حالا بریم سر اصل مطلب، شمایی که الان این نوشتار رو میخونی تو یکی از سه دسته زیر هستی:<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۱/</span>	</span>ترم ۲ یا ۳ یا ۴ که میخوای از الان واسه کنکور تست بزنی، یک بار به دقت به کارنامه من نگاه کن، درصدها بوی سه رقمی میده ولی اگه یه کم پایین تر بری معدل ۱۷/۶۴ رو میبینی که ۲۰ درصد روی کنکور تاثیر داره یعنی میانگین منو نسبت به معدل ۱۵ به اندازه تقریبا ۴ درصد (تو کنکور خیلیه) بالا آورده، همچنین اگه یه کم تلاش کنی و شاگرد اول بشی درحالی که ۸ ترمه تموم میکنی سهمیه شاگرد اولی بهت میخوره که با همین رتبه میری شریف. پس بشین واحدها رو پاس کن.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۲/</span></span>	میخوای از مهر شروع کنی (مثل من) بدون که خیلی سخته، اگه معدلت بالاست و پایت قویه  (وقتی درسا رو پاس میکردی مراجع رو خوب خوندی) میشه امیدوار بود که دو رقمی بیاری (با ریسک بالا)، من کم آوردم اگه حال داشتی ادامه داستان روبخونی بد نیست.<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000CD;">۳/</span>	</span>از اول تابستان بطور جدی میخوای شروع کنی، بهترین موقع است، اگه امتحان یا پروژه داری سریع جمعش کن که راه طولانی در پیش داری، امیدوارم تک رقمی بشی و منو دعا کنی!!<br />
<br />
رتبه هایی که من تو پارسه آوردم به قرار زیره:<br />
۲۵ درصد اول: ۹۱<br />
۲۵ درصد دوم: ۸۵<br />
۵۰ درصد اول: ۵۴<br />
۲۵ درصد سوم: ۴۲<br />
۲۵ درصد چهارم: ۵۵<br />
۵۰ درصد دوم: ۳۶<br />
۱۰۰ درصد اول: ۱۲۱<br />
۱۰۰ درصد دوم: ۱۷<br />
در کل پارسه بخاطر جامعه آماریش خوبه نه بخاطر طراحی سوالاش، در واقع بعضی درسا رو از خود کتابهای پارسه سوال میدن و باعث میشه کسانی که فقط رو کتابهای پارسه تمرکز میکنند فکر کنند خیلی قوی هستند ولی سر کنکور گند بزنند، کلا به رتبه هاش نمیشه خیلی اعتماد کرد، یکی از دوستام چندین بار تک رقمی شد ولی تو کنکور ۲۵۰ آورد.<br />
اگه میخوای هزینه نکنی و خوب نتیجه بگیری پیشنهاد میکنم تو آزمونهای سنجش شرکت کنی و فقط بعضی کتابهای بدرد بخور پارسه رو از پارسالی ها دست دو بخری.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">منابع:</span></span></span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">زبان:</span></span> پیشنهاد خاصی ندارم، حتما بخونید <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ریاضیات گسسته: </span></span>کتاب پوران رو بخون (کلا کتابهای هادی یوسفی باحالن)، مرجعش گریمالدیه ولی حجمش خیلی زیاده، من جلد ۱ گریمالدی رو خوندم ولی چون نرسیدم دوره کنم زیاد فایده ای نداشت. <br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">ساختمان داده ها و طراحی الگوریتم:</span></span> شدیدا به هم وابسته اند. باید گفت استعداد ذاتی توی این دروس مهمه. اول ساختمان رو بخون بعد برو سراغ الگوریتم ولی تو دوره موازی دوره کن، اگه میخوای خیلی خوب بزنی اول باید مراجع ساختمان هرویتز و CLRS رو بخونی بعد سراغ ساختمان پارسه و پوران  بری و در نهایت الگوریتم پوران و تستهای الگوریتم پارسه رو بزنی. البته من خودم فقط پوران و ساختمان پارسه رو خوندم! ولی موقع پاس کردن درسا مراجع رو خوب خونده بودم...<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مهندسی نرم افزار: </span></span>بزار خیالت رو راحت کنم: کتاب پرسمن رو باید لغت به لغت حفظ کنی. یادت باشه تو همه درسا ترجمه بخون (جعفرنژاد نه)، کتاب پارسه یک کپی ناقص از پرسمنه، کلا پرسمن کتاب مزخرفیه، چهار فصل اولش وحشتناکه! ولی نباید کم بیاری اگه خوب رو این درس سرمایه گزاری کنی مشترکات به طرز عجیبی بالا میاد.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">شبکه:</span></span> آها... عامل قبولی من! شبکه ی کنکورهای سالهای قبل رو کنار هم بزار، میبینی که قدیما همه سوالا لایه فیزیکی بوده (انتقال داده) ولی سال ۹۱ تمام سوالا از لایه های بالا اومده... تنها دلیلش شهرت روز افزون کتابی به نام Computer Networking A Top Down Approach بوده، در واقع تمام سوالا از تو این کتاب اومد، اگه این کتاب رو ندیدی سوالای ۹۱ برات کاملا عجیبه، تنها کتابی که ارزش انگلیسی خوندن داره اینه! <br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">مدیریت: </span></span>دو جلد پارسه. اول مفهومی و بدون تست زدن بخون در دورهای بعد تست هم بزن. من ماه آخر به علت کمبود وقت گزاشتمش کنار<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">سیستم عامل: </span></span>بهتر از پارسه چیزی پیدا نمیکنی، شاید فکر کنی با درصد من نمیشه خیلی به حرفم اعتماد کرد. ولی یه اشتباه محاسباتی و حذف سوال هر چی خونده بودم رو تباه کرد. عدالتی تو کنکور وجود نداره و شانس از همه چیز مهمتره، اگه نخونی که کارت تمومه و اگه بخونی هم دلیل ۱۰۰درصد قبولی نیست. پس اگه تو آزمونهای آزمایشی تک رقمی میشی اصلا مغرور نشو و سعی کن بهتر باشی.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">معماری: </span></span>سفید! ماه آخر گزاشتم کنار. یکی از دوستام (رتبه ۷۴ کامپیوتر) با یه مانو ۶۵ زد. من نظرشو قبول دارم که میگه "بستگی داره یه کتاب رو تا چه عمقی بخونی". کتاب تستی مدرسان شریف هم توصیه میشه.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">هوش: </span></span>کتاب راسل ترجمه انتشارات خراسان عالیه اگه وقت داری بخون و تست پوران بزن و اگه وقت کمه فقط پوران.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><span style="font-weight: bold;">پایگاه داده ها:</span></span> درس استادیه! یعنی اینکه اگه با استاد خوبی پاس کردی تمومه. من با جزوه استادم و یکم تست مقسمی ۶۰ زدم. میگن دیت خوبه من ندیدمش و نمیتونم نظر بدم.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">بریم سر برنامه ریزی:</span></span></span><br />
مواد لازم: یک عدد ساعت رو میزی، یک دفتر ۴۰ برگ واسه برنامه ریزی، کتابهای بالا، آب قند واسه اینکه فشارت نیفته..<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله اول) تابستان</span></span><br />
این مرحله رو من نداشتم، چون المپیاد کامپیوتر شرکت کردم و فکر میکردم رتبم کمتر از ۱۵ بشه (ارشد مستقیم) ولی ۲۳ شدم (البته سال بعدش 8 شدم!). پیشنهاد میکنم تحت هیچ شرایطی (مثلا امید به سهمیه ۱۰ درصدی یا المپیاد ...) این زمان طلایی رو از دست ندی.<br />
باید حداقل یک دور تمام کتابها رو تا حداکثر ۱۵ مهرماه بخونی، سعی کن درسها رو حفظ نکنی و فقط بفهمی، ساعات مطالعه رو کم کم بالا بیار ولی سعی کن هر روز از روزهای قبل بهتر بشه، بطور میانگین حداقل روزی ۷ ساعت بخون و برای هر درس ۱، ۱/۵ یا حداکثر ۲ ساعت وقت بزار. با ساعت رومیزی تایم دقیق بگیر تا خودتو گول نزنی! اگه پایه قوی نداری، دروس وابسته مثل گسسته، ساختمان و الگوریتم رو به ترتیب بخون، من برای هر درس برنامه ساعتی دقیق نمیگم چون وقتی میری تو کار خودت میفهمی که هر درس رو چغدر بخونی تا تو تاریخ مشخصی همه درسها تکمیل بشن.<br />
درسها باید کاملا موازی جلو برن، به هیچ وجه دروس حفظی مثل مهندسی نرم افزار و مدیریت رو به امید اینکه دو ماه آخر میخونی کنار نزار، برای این دروس پیشنهاد میکنم تو مرحله اول تست نزن و با علاقه بخون. یه جوری بخون که اگه یه نفر گفت راجع به فلان مبحث واسم توضیح بده بتونی یه چیزایی بگی.<br />
توی این مرحله نیازی نیست خودتو آزمایش کنی، نیاز نیست همه تستها رو بزنی و هر روز  با نگاه به کنکورهای سال قبل واسه خودت استرس درست کنی.<br />
 واقعیت اینه که بدون مرجع هم میشه کنکور خوب داد، و نمونه هایی رو من دیدم. ولی خوندن مراجع باعث تسلط بالا میشه. کلا مرجع خوانی وقت گیره، باید به شرایط زمانی توجه کنی.<br />
اینو همیشه یادت باشه "کنکور یعنی تکرار" پس دروسی که چندین کتاب داره رو باید خلاصه نویسی کنی. ساختمان داده ها، طراحی الگوریتم ها و پایگاه داده ها برای خلاصه نویسی خوبند. هر کتابی رو که میخونی باید زیر قسمت های مهم خط بکشی.<br />
 در این مرحله وقتی تست میزنی باید تعدادی از تست ها رو با علامت مشخص کنی، و این تست ها باید طوری انتخاب بشن که تقریبا تمام حالات تست مطرح شده رو در بر بگیره. یعنی به ازای چند تست مشابه یکی از باحالاش رو  با یه نقطه کوچولو علامت بزن.<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله دوم) از ۱۵ مهرماه  تا ۱۵ دی ماه</span></span><br />
مرحله ای بسیار مهم، اگه تابستان رو خوب خوندی اینجا کارت راحته، سعی کن با آزمونهای آزمایشی پیش بری ولی نه اینکه فقط بچسبی به همون مباحث، و فصول کتاب رو قاطی پاتی بخونی،<br />
اگه تا الان خوب پیش رفته باشی باید تو آزمونای پارسه حداقل زیر ۵۰ بشی (تو آزمونهای سنجش تک رقمی)، اگه میبینی رتبه هات بد هستند یا خیلی بالا پایین میشن یه مشکلی تو کارت هست. دقت کن: تو هر آزمون آزمایشی که شرکت میکنی آزمونهای سالهای قبلشو حل نکن، چون بعضی وقتا سوال مشابه میدن و رتبه الکی میاری.<br />
بطور معمول تو این دوره باید کتابها رو ۳ یا ۴ دور دوره کنی، بازم میگم "کنکور یعنی تکرار" پس هیچوقت نگو من باهوشم و یه دور بخونم، توجه داشته باش که کنکور ربط خیلی کمی به استعداد داره و با عرض تاسف باید بگم ...خونی راه موفقیته!!!<br />
یه چیز مهم رو بگم: اگه یه مبحث رو خوندی بهتره تستهاش رو فردا بزنی، حتی یه فصل طولانی رو تو چند روز بخون، اینجوری مغزت مجبور میشه چیزهای دیروز رو برگردونه و باعث یادگیری سریعتر میشه.<br />
تو شرایط خودت میفهمی که باید چجوری پیش بری، نکته آخر اینکه هر چیز جدیدی میخوای بخونی باید تو این دوره جمع کنی، خلاصه ها رو تکمیل کنی و تست های بدرد بخور رو چکیده کنی.<br />
من علامت تستهایی که کاملا بلد میشدم و خیلی برام تکراری شده بود رو پاک میکردم و تستهای خیلی ناز رو دو علامته میکردم، حتی قسمت هایی که تو متن زیرش خط کشیده بودم رو هم خلاصه کردم (با علامت *) که خیلی تو ماه آخر کمکم کرد.<br />
<br />
<span style="color: #C71585;"><span style="font-size: large;">مرحله سوم) از ۱۵ دی تا کنکور</span></span><br />
توی این مرحله دو تا آزمون جامع و آزمون اصلی رو داری، بین هر کدومش ۱۴روز وقت داری که روز قبل از آزمونا باید خیلی کم بخونی (یا اصلا نخونی) آزمونها هم معمولا بازدهی اون روز رو خیلی کم میکنه پس میشه گفت کلا ۱۲ روز وقت مفید داری.<br />
ظرف مدت ۱۲ روز بین هر آزمون باید یک دور تمام کتابها رو بخونی (نگو نمیشه چون قبلا یه نفر این کار رو کرده!) مسلمه که فقط باید خلاصه های منتخب رو بخونی و اینقدر رو تستها مسلط باشی که با سرعت خیلی زیاد جلو بری. پیشنهاد میکنم بسته به حجم یک یا دو فصل از هر کتاب رو تو یه روز بخونی.<br />
برنامه این مرحله که براتون تجویز کردم رو یکی از دوستام (رتبه ۳۶ کنکور کامپیوتر سال ۹۰) به من یاد داد، روزهای پایانی خیلی خیلی مهم و سرنوشت ساز هستند و ساعات مطالعه توی این روزها باید حدود ۱۰ ساعت باشه.<br />
روز قبل از کنکور رو به هیچ وجه درس نخون، بهترین کار اینه که با دوستات  بری بیرون و تا جایی که میتونی کارهای عجیب انجام بدی، تا عصر فقط بخندین و شب خیلی زود بری تو رخت خواب، بقیشو بسپار به خدا. تنها چیزی که باید به خودت بگی اینه که "مهم نیست نتیجه چی میشه، من تلاش خودمو کردم، مثل یه مرد (اگه پسری!)".<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5214/karname_manasht.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			karname_manasht.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">84.54 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 49 نرم افزار و 83 هوش]]></title>
			<link>/forum/thread-8184.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 Jun 2012 15:16:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8184.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
محمد متولد 67 تهران، ساکن تهرانم،شکر خدا رتبه 49 نرم و 83 هوش شدم. رتبم انقدر هم خوب نشده واسه مصاحبه اما امیدوارم بتونه برای دوستان مفید واقع بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی نرم افزار خوندم و ناپیوسته بودم و سال 89 فارغ التحصیل شدم.  تابستان 90 رفتم خدمت اما به خاطر شرایطی که داشتم و حدس میزدم شاید بعد از پایان خدمت دیگه نتونم ارشد بخونم و موقعیتش پیش نیاد به پیشنهاد پدرم سربازی رو پیچوندم و مهر ماه هوش تبریز اومدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
واقعا داستانش طولانیه، من ناخواسته رفتم کامپیوتر فنی، بدون اینکه در مورد کامپیوتر اطلاعی داشته باشم، اما نتونستم برگردم و رشته مورد علاقه ام رو ادامه بدم ،اما رفته رفته به رشتم علاقه پبدا کردم، کاردانی کامپیوتر رو گرفتم و در اواخر دوره کاردانی مشکلی برام پیش اومد که نمی خواستم ادامه تحصیل بدم اما قسمت شد کارشناسی رو هم بخونیم، بعد کارشناسی مشغول به کار شدم و دنبال حل مشکلم. الان هم به رشتم خیلی علاقه دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی رو از شمسی پور ،کارشناسی رو از جهاد دانشگاهی تهران و الان هم دانشجوی ترم 2 ارشد هوش تبریزم !!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
من در تمام دوره تحصیلی متاسفانه سرگرم مشکلات خودم بودم و اون جور که دوست داشتم نتونستم درس بخونم ، در کل معمولی بودم ولی هیچ درسی رو نیفتادم، درسهایی رو که دوست داشتم نمره خوب می گرفتم و به معدل اصلا توجه نمی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
بعد از اتمام دوره کارشناسی به فکر ارشد افتادم. اوایل علاقه زیادی به ادامه تحصیل داشتم اما مشکلاتی داشتم که نمی تونستم ادامه تحصیل بدم، بعد از حل مشکلم به ادامه تحصیل فکر کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
بله همین رشته رو می خواستم امتحان بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان : 20<br />
ریاضی:29/17<br />
مشترک:50<br />
هوش:31/25<br />
نرم:44/44<br />
سال دومم بود، اما سال پیش شرایط خوبی نداشتم و درسته که از آذر همراه با کار شروع کردم به خوندن اما شرایط روحی مناسبی برای خوندن نداشتم و باعث شد رتبه خوبی نتونم بیارم(435 نرم و 527 هوش شدم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
مسلمه که دانشگاه با کنکور فرق داره اما برای کسی که خوب بخونه تویه هر دو می تونه موفق باشه. هر کسی مفهومی و با علاقه درسی رو تو دانشگاه بخونه مطمئنا تو کنکور می تونه موفق تر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من امسال دانشجو ارشد هوش تبریز بودم، مهر ماه کلا نتونستم بخونم و مشغول کارای ثبت نام و خوابگاه و .. دانشگاه بودم. از اواسط آبان شروع کردم، برنامم اینطوری بود که هر دو هفته یکبار می رفتم تبریز(کلا 9 هفته از ترم رو سر کلاس رفتم) و روزهای یکشنبه تا سه شنبه کلاس داشتم و سه شنبه بر می گشتم تهران و چهارشنبه صبح شروع می کردم به خوندن، شاغل هم بودم (شغل آزاد شخصی) و معمولا یک روز در میان کار و درس بود ولی سعی می کردم تمام شبها حداقل 2و3 ساعت رو بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
چون هم دانشجوبودم و هم شاغل متاسفانه اصلا برنامم منظم نبود و مدام سعی می کردم از هر وقت اضافه ای استفاده کنم مخصوصا ساعات 8 الی 12و1 شب.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
به دروس مشترک مخصوصا ساختمان و نظریه وقت بیشتری می گذاشتم، اولویت های بعدیم الگوریتم ،معماری و طراحی پیاده سازی زبان ها بودند. بعلت کمبود وقت هم نتونستم ریاضی رو خوب بخونم که باعث شد تراز ریاضیم خیلی پایین بشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
من چون وقت کم داشتم رو این قضیه خیلی تاکید داشتم، چون ریاضی رو سال پیش هم نخونده بودم و احساس می کردم ضعیفم و از طرفی هم وقت کمی داشتم مجبور شدم دو درس رو حذف کنم(آمار و گسسته که هر دو زمان زیادی میخوان). مشترک و تخصصی زیاد می خوندم و زبان هم تقریبا وقت نداشتم بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
منابعم برای هر درس کاملا مشخص بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: فقط 504 رو وقت کردم تا حدودی بخونم.<br />
ریاضی مهندسی: مدرسان شریف به همراه کتاب مرجع برای حل اشکالات و یادگیری فرمول ها<br />
محاسبات: پوران و مرجع دکتر قلی زاده برای رفع اشکال و یادگیری مفهومی فرمول ها.<br />
ساختمان: مقسمی،پارسه و مرجع هورویتز و فصل هایی از پارسه.<br />
نظریه: پارسه و پیتر لینز (سود کمپ رو سال پیش خونده بودم).<br />
مدار: پوران و مانو (وقت داشتم حتما نلسون رو هم می خوندم)<br />
معماری:پوران و مانو(پترسون رو هم گرفته بودم اما وقت نکردم کامل بخونم)<br />
سیستم عامل: استالینگز رو با پارسه دکتر حقیقت (من نرسیدم اما تننباوم رو حتما بخونید)<br />
کامپایلر: اهو با پوران<br />
طراحی پیاده سازی زبان: مرجع اصلی کتاب پرت<br />
الگوریتم: CLRS و بعضی فصل های پارسه اما CLRSبه تنهایی واقعا کفایت می کنه البته با حل تمرین.<br />
پایگاه: مقسمی (کاش دیت رو هم می خوندم)<br />
ویس و فیلم هم استفاده نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من اول باید همه مرجع هارو خوند(مخصوصا واسه مشترک ها) بعدش از کتاب تستها برای یادگیری جزییات استفاده کرد، فقط به کتاب تست و کنکوری اعتقادی ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من به خاطر مشکلات پیش آمده و شاغل بودنم زیاد سر کلاس ها نمی رفتم و سعی می کردم بیشتر درس هارو خودم از روی مرجع ها بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من وقت نکردم زبان خوب بخونم، بیشتر تو راه تو اتوبوس می خوندم، سر جلسه هم چندتایی زدم اما واسه خوندن Reading ها وقت کم آوردم. در کل متوسطم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
اگه وقت دارید حتما همه رو بخونید، مطمئنا میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من برای هر هفته برای هر درس تعدادی ساعات مشخص می کردم که حتما باید به اون اندازه می خوندم در غیر اینصورت به هفته بعدش اضافه می شد. یعنی مثلا تو یک هفته باید در 3 روز ساختمان بخونم و هر دفعه 3 ساعت و فصل مربوطه رو هم مشخص می کردم. چون هفته هایی که تبریز بودم وقت کمی داشتم پس در کل برای هر هفته روز اول هفته برنامه ریزی می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها، تو خونه ، هر جا که راحت ترید اونجا خوبه ، چه خونه چه کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سعی می کردم جلوتر از آزمون ها برم. معیارم رسیدن به حداکثر ساعات مطالعه برای هر درس بود که در هر هفته مشخص می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
با جریمه !! ساعات مطالعمو بیشتر می کردم . در اواخر به علت شروع امتحانات دانشگاه مجبور شدم یک درس رو که زیاد هم نخونده بودم حذف کنم(گسسته).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از اول روی نرم افزار برنامه ریزی داشتم ، دروس تخصصی هوشم فقط درس الگوریتم رو زدم. تمام درس هارو همزمان با هم می خوندم (طبق برنامه هفتگیم برای هر هفته) .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
من به خاطر شرایطم زیاد افت و خیز داشتم، بعضی ها بهم می گفتن نخون،بعضی ها می گفتن ارزش نداره !!!!،  بعضی وقت ها هم از رفت و آمد خسته می شدم و ... که واسه هر کسی ممکنه پیش بیاد ، اما هدف من از اومدن از سربازی من واقعا و قلبا تصمیم داشتم بخونم و برم شریف ، خدا هم کمک کرد تا بتونم به هدفم تقریبا برسم(البته رتبم در حد شریف نشد اما خدارو هزار مرتبه شکر ، من تلاشمو کردم باقیش با خدا)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم. اصلا وقتشو نداشتم یعنی اگه وقتش رو داشتم ریاضی ها رو حتما می رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
آزمون های پارسه رو رفتم،تمام آزمون هارو، من بسته به شرایطم نیاز به یه محرک داشتم . بنابر این کنکور آزمایش می تونست واسم مفید باشه که واقعا هم مفید واقع شد و با ایجاد حس رقابت برای رتبه تک رقمی پارسه کمک زیادی بهم کرد تا با انگیزه بیشتری بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
از هر درسی خلاصه نویسی داشتم، اواخر کار 2 هفته مونده به کنکور برای جمع بندی این خلاصه هارو خوندم و تست زدم. اما در کل خوندن کامل درس و تست زدن واسم مهم بود و وقت جمع بندی نداشتم. حتی واسه چند درس فقط تونستم یکبار کامل کتاب رو بخونم مثل مدار و کامپایلر و در اواخر تستاشونو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من واقعا هیچ وقت تو هیچ آزمونی اون آمادگی رو که دوست داشتم نتونستم برسم، هر بار مشکل خاصی واسم پیش میومد و یا کار اجازه نمی داد به هرحال قسمت این بوده دیگه . میشه گفت به 60-70 درصد آمادگی رسیده بودم. معیارم تسلط به منابع و خوندن کامل درسا و تعداد دور خوندن هایی که می خواستم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اعتقاد داشتم که باید همه درسارو بخونم و درصدها مربوط به سختی و آسونی کنکور میشه اما رو بعضی درسا زیاد حساب باز کرده بودم مثل ساختمان،مدار،نظریه و طراحی پیاده سازی اما اصراری تو خوب زدنشون نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
من فقط قبل کنکور استرس دارم همیشه و بعدش حسابی گرم تستا میشم و به نتیجه و درصدا فکر نمی کنم، یعنی دیگه یادم میره سره جلسه کنکورم و فقط حواسم به تست ها میره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله، برنامه داشتم اول مشترک رو بزنم بعدش برم سراغ ریاضی ، بعد مشترک رو چک کنم بعد ریاضی رو چک کنم و بعد برم سراغ زبان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اگه مشابه داشته باشه که نمی شه کنکور ، ابتکار تو سوالات باعث جذابیت کنکوره(ابتکار با پیچوندن و سوال مزخرفو ، سوال فضایی و ... خیلی فرق داره!!!!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
مثل اکثر بچه ها تو دفترچه اول وقت کم آوردم و زبان هم نرسیدم  بیشترشو ببینم،اما تو دفترچه دوم وقت کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابا تو ذهنم بود فقط، همه درصدام درست بود به جز تخصصی نرم که یا 52 میشد یا 55 اما 44/44 زده بود تو کارنامه ، البته مشترکم 48 میشد اما انگار یه سوال سیستم عامل حذف شد و شد 50 درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی 10 درصد<br />
دانشگاه کارشناسی10 درصد<br />
برنامه ریز برای کنکور 20 درصد<br />
کلاس کنکور، بسته به فرد ، واسه من 0 درصد<br />
کنکور آزمایشی بسته به فرد ، واسه من 20 درصد<br />
شرایط سر کنکور 10 درصد<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) 20 درصد<br />
سایر عوامل 10 درصد<br />
100 درصد شد یا کم و زیاد داره !!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دست رو دلم نذار رفیق که خونه، فعلا قصد ادامه تحصیل اگه خدا بخواد. مثل همه هدف زیاد دارم(آرزو بر جوانان عیب نیست) اما اینجافرصت بیانش نیست !!!!!!!! کوتاه مدت فعلا ادامه تحصیل ، آینده رو هم خدا می دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
جوابش خیلی سخته چون کاملا خصوصی و بسته به فرد داره ، من خیلی اعتقاد دارم. نظر شخصی من اینه پشت هر موفقیتی(نه لزوما موفقیت کوچیکی مثل کنکور) آرامشی هست که تا به اون آرامش نرسی اون موفقیت رو بدست نمیاری، این آرامش فقط در گرو ایمان بخدا، توکل بخدا و صبر است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
 اول و آخرش خدا، خونواده من از کنکور مجدد من خبر نداشتن و فکر می کردن فقط دارم درسهای دانشگاهی رو می خونم  من خودم نگفتم چون می ترسیدم ضایع بشم !!!!! اما خونواده تاثیر زیادی داشته. مهمترین فرد موثر تو زندگیم و تحصیلم همیشه پدرم بوده و همیشه مدیون اون هستم ، همیشه حامی ادامه تحصیل من بوده، من هم واقعا و قلبا همیشه عاشقشم اما هیچ وقت نتونستم بهش بگم اما خدا که می دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
در کل باید بیشتر از اینا می خوندم، وقتم کم بود اما بهانه خوبی نیست و  می تونستم بیشتر بخونم، واسه بعضی درسا مثل ریاضیات و زبان باید وقت بیشتری می گذاشتم. اما باز خدارو هزار مرتبه شکر . روش خوندن درس هم بستگی به نحوه یادگیری فرد داره اما خلاصه نویسی برای من یکی خیلی مفیده همیشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
من به نرم افزار بیشتر علاقه دارم و بر همین اساس هم انتخاب رشته کردم<br />
انتخاب رشتم اینطوری بود :<br />
شریف	نرم-روزانه<br />
شریف 	نرم-شبانه<br />
تهران	نرم-روزانه<br />
امیرکبیر	نرم-روزانه<br />
شریف 	هوش روزانه<br />
شریف	هوش شبانه   و 6 انتخاب دیگر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
چند تا مطلب ر رو فقط در حد یک دوست عرض می کنم، همیشه واسه آرزوهامون بجنگیم، به هر جایی که بخواییم می تونیم برسیم کافیه بخدا توکل کنیم،اراده کنیم و برای رسیدن بهش تلاش کنیم، کنکور هم یکی از این آرزوهاست که میشه به بهترین درجش رسید. اگه الان بخوایید حتما تک رقمی کنکور خواهید شد، باور کنید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
ممنون دوست عزیز، سوالا خوب بودن واقعا ، تشکر .<br />
فقط یه درخواست از دوستان ، هر وقت این مصاحبه رو خوندید و یا یادتون افتاد و فکر کردید تونسته کمکی واستون باشه و اگه تمایل داشتید در حق پدرم که واقعه عاشقانه دوسش دارم یه صلوات بفرستید. البته نمی خوام این صلوات بابت مصاحبه حساب کنید و فقط یه پیشنهاد که بنظرم بچه ها دیگه هم استفاده کنن هم ثواب داره و هم یه کار خیره و هم یه تغییر مثبت تویه مصاحبه میشه و حال و هوایی هم عوض میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت واسه یه هدف انسانی(توسعه علم و دانش بچه های ایرانی) بوجود اومد و داره کارشو ادامه میده و واقعا جای تحسین داره و امیدوارم همیشه کارشو با موفقیت ادامه بده. از مدیر محترم بابت آماده کردن این مصاحبه هم تشکر می کنم.<br />
ببخشید اگه طولانی شد. با آرزوی موفقیت و سربلندی روزافزون برای تمام دوستان مانشتی . اگه این مصاحبه حتی به اندازه ذره ای برای دوستان مفید واقع بشه من به هدفمم از مصاحبه خواهم رسید و ان شاالله که همینطور باشه و برای دوستان مفید واقع بشه.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
محمد متولد 67 تهران، ساکن تهرانم،شکر خدا رتبه 49 نرم و 83 هوش شدم. رتبم انقدر هم خوب نشده واسه مصاحبه اما امیدوارم بتونه برای دوستان مفید واقع بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی نرم افزار خوندم و ناپیوسته بودم و سال 89 فارغ التحصیل شدم.  تابستان 90 رفتم خدمت اما به خاطر شرایطی که داشتم و حدس میزدم شاید بعد از پایان خدمت دیگه نتونم ارشد بخونم و موقعیتش پیش نیاد به پیشنهاد پدرم سربازی رو پیچوندم و مهر ماه هوش تبریز اومدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
واقعا داستانش طولانیه، من ناخواسته رفتم کامپیوتر فنی، بدون اینکه در مورد کامپیوتر اطلاعی داشته باشم، اما نتونستم برگردم و رشته مورد علاقه ام رو ادامه بدم ،اما رفته رفته به رشتم علاقه پبدا کردم، کاردانی کامپیوتر رو گرفتم و در اواخر دوره کاردانی مشکلی برام پیش اومد که نمی خواستم ادامه تحصیل بدم اما قسمت شد کارشناسی رو هم بخونیم، بعد کارشناسی مشغول به کار شدم و دنبال حل مشکلم. الان هم به رشتم خیلی علاقه دارم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی رو از شمسی پور ،کارشناسی رو از جهاد دانشگاهی تهران و الان هم دانشجوی ترم 2 ارشد هوش تبریزم !!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
من در تمام دوره تحصیلی متاسفانه سرگرم مشکلات خودم بودم و اون جور که دوست داشتم نتونستم درس بخونم ، در کل معمولی بودم ولی هیچ درسی رو نیفتادم، درسهایی رو که دوست داشتم نمره خوب می گرفتم و به معدل اصلا توجه نمی کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
بعد از اتمام دوره کارشناسی به فکر ارشد افتادم. اوایل علاقه زیادی به ادامه تحصیل داشتم اما مشکلاتی داشتم که نمی تونستم ادامه تحصیل بدم، بعد از حل مشکلم به ادامه تحصیل فکر کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
بله همین رشته رو می خواستم امتحان بدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان : 20<br />
ریاضی:29/17<br />
مشترک:50<br />
هوش:31/25<br />
نرم:44/44<br />
سال دومم بود، اما سال پیش شرایط خوبی نداشتم و درسته که از آذر همراه با کار شروع کردم به خوندن اما شرایط روحی مناسبی برای خوندن نداشتم و باعث شد رتبه خوبی نتونم بیارم(435 نرم و 527 هوش شدم).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
مسلمه که دانشگاه با کنکور فرق داره اما برای کسی که خوب بخونه تویه هر دو می تونه موفق باشه. هر کسی مفهومی و با علاقه درسی رو تو دانشگاه بخونه مطمئنا تو کنکور می تونه موفق تر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من امسال دانشجو ارشد هوش تبریز بودم، مهر ماه کلا نتونستم بخونم و مشغول کارای ثبت نام و خوابگاه و .. دانشگاه بودم. از اواسط آبان شروع کردم، برنامم اینطوری بود که هر دو هفته یکبار می رفتم تبریز(کلا 9 هفته از ترم رو سر کلاس رفتم) و روزهای یکشنبه تا سه شنبه کلاس داشتم و سه شنبه بر می گشتم تهران و چهارشنبه صبح شروع می کردم به خوندن، شاغل هم بودم (شغل آزاد شخصی) و معمولا یک روز در میان کار و درس بود ولی سعی می کردم تمام شبها حداقل 2و3 ساعت رو بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
چون هم دانشجوبودم و هم شاغل متاسفانه اصلا برنامم منظم نبود و مدام سعی می کردم از هر وقت اضافه ای استفاده کنم مخصوصا ساعات 8 الی 12و1 شب.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
به دروس مشترک مخصوصا ساختمان و نظریه وقت بیشتری می گذاشتم، اولویت های بعدیم الگوریتم ،معماری و طراحی پیاده سازی زبان ها بودند. بعلت کمبود وقت هم نتونستم ریاضی رو خوب بخونم که باعث شد تراز ریاضیم خیلی پایین بشه .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
من چون وقت کم داشتم رو این قضیه خیلی تاکید داشتم، چون ریاضی رو سال پیش هم نخونده بودم و احساس می کردم ضعیفم و از طرفی هم وقت کمی داشتم مجبور شدم دو درس رو حذف کنم(آمار و گسسته که هر دو زمان زیادی میخوان). مشترک و تخصصی زیاد می خوندم و زبان هم تقریبا وقت نداشتم بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
منابعم برای هر درس کاملا مشخص بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان: فقط 504 رو وقت کردم تا حدودی بخونم.<br />
ریاضی مهندسی: مدرسان شریف به همراه کتاب مرجع برای حل اشکالات و یادگیری فرمول ها<br />
محاسبات: پوران و مرجع دکتر قلی زاده برای رفع اشکال و یادگیری مفهومی فرمول ها.<br />
ساختمان: مقسمی،پارسه و مرجع هورویتز و فصل هایی از پارسه.<br />
نظریه: پارسه و پیتر لینز (سود کمپ رو سال پیش خونده بودم).<br />
مدار: پوران و مانو (وقت داشتم حتما نلسون رو هم می خوندم)<br />
معماری:پوران و مانو(پترسون رو هم گرفته بودم اما وقت نکردم کامل بخونم)<br />
سیستم عامل: استالینگز رو با پارسه دکتر حقیقت (من نرسیدم اما تننباوم رو حتما بخونید)<br />
کامپایلر: اهو با پوران<br />
طراحی پیاده سازی زبان: مرجع اصلی کتاب پرت<br />
الگوریتم: CLRS و بعضی فصل های پارسه اما CLRSبه تنهایی واقعا کفایت می کنه البته با حل تمرین.<br />
پایگاه: مقسمی (کاش دیت رو هم می خوندم)<br />
ویس و فیلم هم استفاده نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظر من اول باید همه مرجع هارو خوند(مخصوصا واسه مشترک ها) بعدش از کتاب تستها برای یادگیری جزییات استفاده کرد، فقط به کتاب تست و کنکوری اعتقادی ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من به خاطر مشکلات پیش آمده و شاغل بودنم زیاد سر کلاس ها نمی رفتم و سعی می کردم بیشتر درس هارو خودم از روی مرجع ها بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من وقت نکردم زبان خوب بخونم، بیشتر تو راه تو اتوبوس می خوندم، سر جلسه هم چندتایی زدم اما واسه خوندن Reading ها وقت کم آوردم. در کل متوسطم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
اگه وقت دارید حتما همه رو بخونید، مطمئنا میشه بالا زد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من برای هر هفته برای هر درس تعدادی ساعات مشخص می کردم که حتما باید به اون اندازه می خوندم در غیر اینصورت به هفته بعدش اضافه می شد. یعنی مثلا تو یک هفته باید در 3 روز ساختمان بخونم و هر دفعه 3 ساعت و فصل مربوطه رو هم مشخص می کردم. چون هفته هایی که تبریز بودم وقت کمی داشتم پس در کل برای هر هفته روز اول هفته برنامه ریزی می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها، تو خونه ، هر جا که راحت ترید اونجا خوبه ، چه خونه چه کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سعی می کردم جلوتر از آزمون ها برم. معیارم رسیدن به حداکثر ساعات مطالعه برای هر درس بود که در هر هفته مشخص می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
با جریمه !! ساعات مطالعمو بیشتر می کردم . در اواخر به علت شروع امتحانات دانشگاه مجبور شدم یک درس رو که زیاد هم نخونده بودم حذف کنم(گسسته).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از اول روی نرم افزار برنامه ریزی داشتم ، دروس تخصصی هوشم فقط درس الگوریتم رو زدم. تمام درس هارو همزمان با هم می خوندم (طبق برنامه هفتگیم برای هر هفته) .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
من به خاطر شرایطم زیاد افت و خیز داشتم، بعضی ها بهم می گفتن نخون،بعضی ها می گفتن ارزش نداره !!!!،  بعضی وقت ها هم از رفت و آمد خسته می شدم و ... که واسه هر کسی ممکنه پیش بیاد ، اما هدف من از اومدن از سربازی من واقعا و قلبا تصمیم داشتم بخونم و برم شریف ، خدا هم کمک کرد تا بتونم به هدفم تقریبا برسم(البته رتبم در حد شریف نشد اما خدارو هزار مرتبه شکر ، من تلاشمو کردم باقیش با خدا)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
کلاس نرفتم. اصلا وقتشو نداشتم یعنی اگه وقتش رو داشتم ریاضی ها رو حتما می رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
آزمون های پارسه رو رفتم،تمام آزمون هارو، من بسته به شرایطم نیاز به یه محرک داشتم . بنابر این کنکور آزمایش می تونست واسم مفید باشه که واقعا هم مفید واقع شد و با ایجاد حس رقابت برای رتبه تک رقمی پارسه کمک زیادی بهم کرد تا با انگیزه بیشتری بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
از هر درسی خلاصه نویسی داشتم، اواخر کار 2 هفته مونده به کنکور برای جمع بندی این خلاصه هارو خوندم و تست زدم. اما در کل خوندن کامل درس و تست زدن واسم مهم بود و وقت جمع بندی نداشتم. حتی واسه چند درس فقط تونستم یکبار کامل کتاب رو بخونم مثل مدار و کامپایلر و در اواخر تستاشونو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من واقعا هیچ وقت تو هیچ آزمونی اون آمادگی رو که دوست داشتم نتونستم برسم، هر بار مشکل خاصی واسم پیش میومد و یا کار اجازه نمی داد به هرحال قسمت این بوده دیگه . میشه گفت به 60-70 درصد آمادگی رسیده بودم. معیارم تسلط به منابع و خوندن کامل درسا و تعداد دور خوندن هایی که می خواستم بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
اعتقاد داشتم که باید همه درسارو بخونم و درصدها مربوط به سختی و آسونی کنکور میشه اما رو بعضی درسا زیاد حساب باز کرده بودم مثل ساختمان،مدار،نظریه و طراحی پیاده سازی اما اصراری تو خوب زدنشون نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
من فقط قبل کنکور استرس دارم همیشه و بعدش حسابی گرم تستا میشم و به نتیجه و درصدا فکر نمی کنم، یعنی دیگه یادم میره سره جلسه کنکورم و فقط حواسم به تست ها میره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله، برنامه داشتم اول مشترک رو بزنم بعدش برم سراغ ریاضی ، بعد مشترک رو چک کنم بعد ریاضی رو چک کنم و بعد برم سراغ زبان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اگه مشابه داشته باشه که نمی شه کنکور ، ابتکار تو سوالات باعث جذابیت کنکوره(ابتکار با پیچوندن و سوال مزخرفو ، سوال فضایی و ... خیلی فرق داره!!!!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
مثل اکثر بچه ها تو دفترچه اول وقت کم آوردم و زبان هم نرسیدم  بیشترشو ببینم،اما تو دفترچه دوم وقت کم نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابا تو ذهنم بود فقط، همه درصدام درست بود به جز تخصصی نرم که یا 52 میشد یا 55 اما 44/44 زده بود تو کارنامه ، البته مشترکم 48 میشد اما انگار یه سوال سیستم عامل حذف شد و شد 50 درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی 10 درصد<br />
دانشگاه کارشناسی10 درصد<br />
برنامه ریز برای کنکور 20 درصد<br />
کلاس کنکور، بسته به فرد ، واسه من 0 درصد<br />
کنکور آزمایشی بسته به فرد ، واسه من 20 درصد<br />
شرایط سر کنکور 10 درصد<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) 20 درصد<br />
سایر عوامل 10 درصد<br />
100 درصد شد یا کم و زیاد داره !!!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
دست رو دلم نذار رفیق که خونه، فعلا قصد ادامه تحصیل اگه خدا بخواد. مثل همه هدف زیاد دارم(آرزو بر جوانان عیب نیست) اما اینجافرصت بیانش نیست !!!!!!!! کوتاه مدت فعلا ادامه تحصیل ، آینده رو هم خدا می دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
جوابش خیلی سخته چون کاملا خصوصی و بسته به فرد داره ، من خیلی اعتقاد دارم. نظر شخصی من اینه پشت هر موفقیتی(نه لزوما موفقیت کوچیکی مثل کنکور) آرامشی هست که تا به اون آرامش نرسی اون موفقیت رو بدست نمیاری، این آرامش فقط در گرو ایمان بخدا، توکل بخدا و صبر است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
 اول و آخرش خدا، خونواده من از کنکور مجدد من خبر نداشتن و فکر می کردن فقط دارم درسهای دانشگاهی رو می خونم  من خودم نگفتم چون می ترسیدم ضایع بشم !!!!! اما خونواده تاثیر زیادی داشته. مهمترین فرد موثر تو زندگیم و تحصیلم همیشه پدرم بوده و همیشه مدیون اون هستم ، همیشه حامی ادامه تحصیل من بوده، من هم واقعا و قلبا همیشه عاشقشم اما هیچ وقت نتونستم بهش بگم اما خدا که می دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
در کل باید بیشتر از اینا می خوندم، وقتم کم بود اما بهانه خوبی نیست و  می تونستم بیشتر بخونم، واسه بعضی درسا مثل ریاضیات و زبان باید وقت بیشتری می گذاشتم. اما باز خدارو هزار مرتبه شکر . روش خوندن درس هم بستگی به نحوه یادگیری فرد داره اما خلاصه نویسی برای من یکی خیلی مفیده همیشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
من به نرم افزار بیشتر علاقه دارم و بر همین اساس هم انتخاب رشته کردم<br />
انتخاب رشتم اینطوری بود :<br />
شریف	نرم-روزانه<br />
شریف 	نرم-شبانه<br />
تهران	نرم-روزانه<br />
امیرکبیر	نرم-روزانه<br />
شریف 	هوش روزانه<br />
شریف	هوش شبانه   و 6 انتخاب دیگر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
چند تا مطلب ر رو فقط در حد یک دوست عرض می کنم، همیشه واسه آرزوهامون بجنگیم، به هر جایی که بخواییم می تونیم برسیم کافیه بخدا توکل کنیم،اراده کنیم و برای رسیدن بهش تلاش کنیم، کنکور هم یکی از این آرزوهاست که میشه به بهترین درجش رسید. اگه الان بخوایید حتما تک رقمی کنکور خواهید شد، باور کنید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
ممنون دوست عزیز، سوالا خوب بودن واقعا ، تشکر .<br />
فقط یه درخواست از دوستان ، هر وقت این مصاحبه رو خوندید و یا یادتون افتاد و فکر کردید تونسته کمکی واستون باشه و اگه تمایل داشتید در حق پدرم که واقعه عاشقانه دوسش دارم یه صلوات بفرستید. البته نمی خوام این صلوات بابت مصاحبه حساب کنید و فقط یه پیشنهاد که بنظرم بچه ها دیگه هم استفاده کنن هم ثواب داره و هم یه کار خیره و هم یه تغییر مثبت تویه مصاحبه میشه و حال و هوایی هم عوض میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت واسه یه هدف انسانی(توسعه علم و دانش بچه های ایرانی) بوجود اومد و داره کارشو ادامه میده و واقعا جای تحسین داره و امیدوارم همیشه کارشو با موفقیت ادامه بده. از مدیر محترم بابت آماده کردن این مصاحبه هم تشکر می کنم.<br />
ببخشید اگه طولانی شد. با آرزوی موفقیت و سربلندی روزافزون برای تمام دوستان مانشتی . اگه این مصاحبه حتی به اندازه ذره ای برای دوستان مفید واقع بشه من به هدفمم از مصاحبه خواهم رسید و ان شاالله که همینطور باشه و برای دوستان مفید واقع بشه.<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 102 هوش]]></title>
			<link>/forum/thread-8179.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 Jun 2012 11:11:02 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8179.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
یاسر قادری هستم متولد ۲۵ بهمن ماه سال ۶۶ و ساکن شهر زیبای پاوه. در گرایش هوش مصنوعی سال ۹۱ رتبه ۱۰۲ را کسب نمودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
رشته کارشناسی بنده مهندسی فناوری اطلاعات بود. خوشبختانه تموم شده. کارشناسی پیوسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
راستش من سال دوم دبیرستان بودم کامپیوتر خریدیم، دیگه همون موقع علاقه پیدا کردم به کامپیوتر. موقع انتخاب رشته کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعاتو دیدم اسم باکلاسی داشت، در موردش تحقیق کردم دیدم شبیه کامپیوتره و دیگه اونو انتخاب کردم. رشته برام مهم بود نه دانشگاه. من یادمه عمران تبریز هم قبول شده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه کردستان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اون اوایل خوب بودم ولی ترمهای آخر درسها حفظی مانند شدن و منم حوصله شونو نداشتم. کلا براساس علاقه درس میخوندم. بیشتر درسهای درکی و تمرینی(مثلا ریاضی) رو دوست داشتم تا درسی مثل مدیریت پروژه!!!(یکی از درسای رشته فناوری اطلاعات).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من چون دانشگاه کارشناسیم سطح پایین بود برام یه انگیزه بود که ارشدو حداقل یه دانشگاه خوب برم. برا همین از ابتدا همچین قصدی رو داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من از ترم ۶ تصمیم گرفتم گرایش  هوش مصنوعی شرکت کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال دوم بود کنکور میدادم پارسال ۱۲۰۰شدم. اینم درصدای تقریبی امسالم:<br />
زبان---- ۱۵<br />
ریاضی ---- ۴۰<br />
مشترک ----- ۳۵<br />
تخصص هوش ---- ۵۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظر من افرادی که تو پایان ترم نمره خوب میگیرن (اگه به حق باشه و براساس روابط عمومی و...نباشه )قطعا موفقا ولی این امکان هم وجود داره که شخصی دوران کارشناسی اصلا درس نخونده باشه اما برحسب شرایط و اتفاقاتی انگیزه پیدا کنه و موفق بشه. انگیزه خیلی مهمه!!<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من پارسالم شرکت کرده بودم. در نتیجه امسال دیر شروع کردم . حدودای ۲۰ مهر بود که شروع کردم. وقفه یکی دو روزه داشتم. ولی ذهنم درگیردرس بود. حتی اگه درسم نمی خوندم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
تقریبا ثابت بود تا یه ماه قبل کنکور. صبح ریاضی میخوندم(۲-۳ ساعت). ظهر تا شب مشترک(۳ساعت تقریبا). شب تخصصی هوش (۲-۳ ساعت). اما یه ماه قبل کنکور از خودم کنکور میگرفتم. البته در شرایط سخت مثلا ۲ ساعت کنکوری که تقریبا ۴ ساعت وقت داشتو حل میکردم و همین سرعت عملمو خیلی خوب کرد. بعد از بررسی آزمونهایی که از خودم میگرفتم سوالاتی رو که اشتباه حل کرده بودم و یا نزده بودم رو مشخص میکردم. سپس مباحث اون تست هارو از منابع درسیم مرور میکردم. مثلا اگه یه سوال در مورد روابط بازگشتی رو اشتباه حل کرده بودم یه بار دیگه اون مبحثو مرور میکردم.مفید بود!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله. بنده با توجه به اهمیت دروس مشترک اونارو بیشتر میخوندم. ولی ۳۵ درصد زدم. احساس میکنم باید بیشتر میزدم. حتی بعد آزمون دلخوشیم بیشتر به این بود که مشترک سوالای زیادی رو جواب دادم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
احساس ضعف تو هیچ کدوم از درسها نمی کردم. فقط نمی دونم چرا حوصله نداشتم نظریه رو بخونم! به زور میخوندم. اما بعد یه مدت که احساس میکردم که یه درس خاصی رو نخوندم زمان مطالعه اون درسو زیاد میکردم. مثلا من تا ماه آذر اصلا معماری نخونده بودم ولی یک هفته کامل معماری خوندم و حسابی جمع و جورش کردم. و تا روز کنکور ۲ منبع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
راستش از قبل برنامه ریزی نکرده بودم. کلاً سرعتم خوب بود و بعد اتمام مثلا طراحی مقسمی حوصله نداشتم یه بار دیگه بخونمش و در نتیجه پورانو میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
من ویس یکی از استادارو ۵ دقیقه گوش دادم خوشم نیومد ولی منابع مطالعاتی من اینا بودن. به ترتیب خوندن خودم نوشتم!<br />
زبان ---- زبان عمومی پارسه<br />
گسسته----قلی زاده(خلاصه گریمالدی)—مقسمی(راضی نبودم ازش)-----پوران(خوب بود)<br />
محاسبات------ پوران فقط (حجمش کم بود)<br />
آمار--------------پارسه (حرف نداشت)<br />
ریاضی مهندسی------ نخوندم<br />
ساختمان داده------------ مقسمی(عالی بود)-------پوران<br />
سیستم عامل----- مقسمی----پوران----پارسه(محشر بود)====حتی یه سوالم حل نکردم<br />
مدار منطقی------پوران(خوب بود)-----مقسمی<br />
نظریه-------لینز و حل تمریناتش(بهترین منبع)------- پوران<br />
معماری------پوران------راهیان ارشد<br />
هوش-----پوران------------مقسمی<br />
طراحی-----مقسمی-----پوران<br />
مدار----- نخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه زبانها و ماشینها.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
درسهای مهم  مرجع میخوندم. ولی درسهایی  که مهم نبودن مثل مدیریت پروژه رو از رو جزوه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبان من متوسطه. کلاً زبان کم خوندم و معمولا آخر شب میخوندم. فقط میخواستم یه درصد آبرومندانه ایی رو بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من ریاضی مهندسی رو اوایل خوندم. اما چون من تو کارشناسی نداشتمش مجبورا حذفش کردم ولی بقیه رو خوندم. ریاضی یه کم کار میخواد ولی میشه بالا زد. حیفه ولش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من صبح ریاضی میخوندم. بعداز ظهر مشترک و شب هم تخصصی هوش. به این صورت که مثلا اگه امروز صبح آمار میخوندم فرادا هم آمار میخوندم تا آمار تموم بشه بعد از اینکه آمار تموم میشد شروع میکردم به گسسته خوندن  تا اونم تموم بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها مطالعه میکردم. مطالعه گروهی وقتی خوبه که آدم حس رقابتو پیدا کنه و با کسی خوند که با ما فرق کنه. یعنی مثلا من که ریاضی مهندسی بلد نبودم با شخصی بخونم که ریاضی مهندسیش خوب باشه. در کل درس خوندن با کسی که سوادش با فرد کمتر باشه اعتماد به نفس کاذب و با فرد باسواد دلسردی میاره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سرعتم خوب بود. شاید بخاطر این بود که دوران کارشناسی از روی منبع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
در این صورت یه مدت فقط یه درسو میخوندم. مثلا من یه هفته کامل معماری خوندم. البته من اوایل ریاضی مهندسی خوندم بعد دیدم نمی رسم حذفش کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
در ابتدا برای هوش خوندم . انرژیم رو روی هوش گذاشتم. بهتره از قبل گرایش مشخص باشه و بجای دو گرایش خوندن بهتره یه گرایش خوند تا نتیجه بهتر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بعضی وقتها سوال حل میکردم و خیلی از سوالا رو بلد نبودم دلسرد میشدم ولی به فال نیک میگرفتم و اون درس رو بیشتر و دقیقتر میخوندم. بخصوص درس ریاضی بعضی وقتها میخواستم بیخیالش بشم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من کلاس کنکور نرفتم ولی به نظرم بهتر بود درسای مدار و ریاضی مهندسی رو میرفتم. اما درسهای دیگه رو لزومی نمی دیدم، ترجیح میدادم کتاب بخونم تا سرکلاس برم.  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من هیچ کنکور آزمایش رو شرکت نکردم. منتها سوالاشونو از سایت مانشت دانلود میکردم و استفاده میکردم. در اینجا لازم میدونم از افرادی که سوالارو آپلود میکردن تشکر کنم چون برای من مفید بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من ماه آخر رو جمع بندی کردم. البته قسمت های فرار رو هم مرور میکردم. توصیه میکنم که افراد ماه آخر دنبال مطالب جدبد نرند و مطالب خونده شده رو مرور کنند و به صورت شبیه سازی از خودشون آزمون بگیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
روز قبل کنکور احساس میکردم هیچی بلد نیستم و میگفتم فقط فردا تموم بشه و بره پی کارش. احساس آمادگی زیادی نمیکردم شاید ۵۰درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
روز قبل کنکور میگفتم هرچی بلدم رو جواب بدم کافیه دیگه مهم نیست ۱۰درصد باشه یا ۱۰۰درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
خوشبختانه سرجلسه کنکور رلکس بودم. فقط دفترچه اول یه کم وقت کم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من اول ۱۰ سوال اول زبانو نگاه کردم بعد ریاضی و مشترک سوالای آسون رو حل کردم. دور بعد ریاضی هر جی بلد بودم رو جواب دادم و بعدش مشترک هرچی بلد بودم. بعدش ردینگهای زبانو خوندم. و در نهایت یکی دوتا سوال از ریاضی و مشترک رو حل کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
ابتدا یه دور مختصر کردم و سوالای آسون  و قبلا دیده رو حل کردم و در دور دوم به جنگ سوالا رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
دفترچه اول وقت کم آوردم ولی دفترچه دوم وقت زیاد. یعنی دفترچه اول رو اگه وقت داشتم میتونستم بهتر بزنم ولی دفترچه دوم هرچی بلد بودم رو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
من بعد کنکور جوابارو تست نکردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
همه تاثیر دارن. اما بیشتر از همه این موارد انگیزه خیلی مهمه که شما ننوشتین! بعد انگیزه شرایظ مطالعه وزندگی و بعد اون پایه تحصیلی و در نهایت شرایط سرجلسه. نمیشه درصدی گفت به نظر من اگه انگیزه باشه حله وجای نگرانی نیست. تنها عاملی که به انسان کمک میکنه سختیهای کنکورو تحمل کنه فقط و فقط انگیزه است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش دوست دارم استاد دانشکاه بشم و در کنارش هم کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
من تلاشهامو کردم و شب قبل کنکور گفتم خدایا هرچی خوبه همون بشه حتی اگه قبول نشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله در درجه اول پدرومادرم که منو تشویق کردن. همچنین همینجا از استادای خوبه دانشگاه کردستان یعنی مهندس عبدالخالق احمدی و دکتر پرهام مرادی کمال تشکر را دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
درس طراحی الگوریتم بهتر بود از روی CLRS میخوندم و سوالاشو حل میکردم و درس ریاضی مهندسی رو بهتر بود تابستون شروع میکردم. معماری پترسونو نرسیدم بخونم خیلی دوست داشتم بخونمش!!.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر چون گروه هوشش قویه- به نظر خودم ۶۰درصد امیرکبیرو بیارم در غیر اینصورت علم و صنعت. البته انتخاب اولم شریف بود و تابلوهه که نمیارم برا تزئین انتخاب رشته زدمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
به نظر من ماه آخر خیلی مهمه و بهتره که جوری برنامه ریزی کنن که ماه آخر هم انرژی داشته باشند. اگه پایه شون تو یه درسی ضعیفه اول مرجع اصلی بخونن بعد کتاب تست. اگه شخصی پایش تو یه درسی ضعیفه و مستقیم بره سراغ کتاب تست خلاقیت لازم برای حل سوالارو نداره و به اصطلاح داده کاوی دانشش آورفیت(overfit)میشه. یعنی تنها سوالایی رو بلدن حل کنن که قبلا مشابه شو دیدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
سوالای کنکور امسال در مقایسه با سالهای قبل چطور بودن؟ به نظر من سوالای امسال اصلا استاندارد نبود درسی مثل مدار منطقی خیلی آسون و درسی مثل سیستم عامل وقت گیر و ترسناک. پارسال سوالاش خیلی بهتر بودن. امسال احساس میکنم در حق بعضی بچه ها ظلم شد. مثلا نسبت سوالای مدار کم شده بود و به نفع افرادی مثل من بود که مدارو نخونده بودن. البته ما یه استاد داشتیم کارشناسی کامپیوتر رو دانشگاه تهران گرفته بود میگفت سوالای مدار کنکور اون سالی که شرکت کرده بودن دقیقا سوالای میانترم مدارشون بوده!!! این انصافه؟ ظلم نیست در حق افرادی که تو شهرستان درس خوندن؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
تشکر میکنم از سایت مانشت، یک پل ارتباطی من بود با سایر داوطلب ها. فقط سوالای مصاحبه اشتراک زیاد داشتن!!<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
یاسر قادری هستم متولد ۲۵ بهمن ماه سال ۶۶ و ساکن شهر زیبای پاوه. در گرایش هوش مصنوعی سال ۹۱ رتبه ۱۰۲ را کسب نمودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
رشته کارشناسی بنده مهندسی فناوری اطلاعات بود. خوشبختانه تموم شده. کارشناسی پیوسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
راستش من سال دوم دبیرستان بودم کامپیوتر خریدیم، دیگه همون موقع علاقه پیدا کردم به کامپیوتر. موقع انتخاب رشته کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعاتو دیدم اسم باکلاسی داشت، در موردش تحقیق کردم دیدم شبیه کامپیوتره و دیگه اونو انتخاب کردم. رشته برام مهم بود نه دانشگاه. من یادمه عمران تبریز هم قبول شده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه کردستان.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اون اوایل خوب بودم ولی ترمهای آخر درسها حفظی مانند شدن و منم حوصله شونو نداشتم. کلا براساس علاقه درس میخوندم. بیشتر درسهای درکی و تمرینی(مثلا ریاضی) رو دوست داشتم تا درسی مثل مدیریت پروژه!!!(یکی از درسای رشته فناوری اطلاعات).<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
من چون دانشگاه کارشناسیم سطح پایین بود برام یه انگیزه بود که ارشدو حداقل یه دانشگاه خوب برم. برا همین از ابتدا همچین قصدی رو داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من از ترم ۶ تصمیم گرفتم گرایش  هوش مصنوعی شرکت کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
سال دوم بود کنکور میدادم پارسال ۱۲۰۰شدم. اینم درصدای تقریبی امسالم:<br />
زبان---- ۱۵<br />
ریاضی ---- ۴۰<br />
مشترک ----- ۳۵<br />
تخصص هوش ---- ۵۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظر من افرادی که تو پایان ترم نمره خوب میگیرن (اگه به حق باشه و براساس روابط عمومی و...نباشه )قطعا موفقا ولی این امکان هم وجود داره که شخصی دوران کارشناسی اصلا درس نخونده باشه اما برحسب شرایط و اتفاقاتی انگیزه پیدا کنه و موفق بشه. انگیزه خیلی مهمه!!<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من پارسالم شرکت کرده بودم. در نتیجه امسال دیر شروع کردم . حدودای ۲۰ مهر بود که شروع کردم. وقفه یکی دو روزه داشتم. ولی ذهنم درگیردرس بود. حتی اگه درسم نمی خوندم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
تقریبا ثابت بود تا یه ماه قبل کنکور. صبح ریاضی میخوندم(۲-۳ ساعت). ظهر تا شب مشترک(۳ساعت تقریبا). شب تخصصی هوش (۲-۳ ساعت). اما یه ماه قبل کنکور از خودم کنکور میگرفتم. البته در شرایط سخت مثلا ۲ ساعت کنکوری که تقریبا ۴ ساعت وقت داشتو حل میکردم و همین سرعت عملمو خیلی خوب کرد. بعد از بررسی آزمونهایی که از خودم میگرفتم سوالاتی رو که اشتباه حل کرده بودم و یا نزده بودم رو مشخص میکردم. سپس مباحث اون تست هارو از منابع درسیم مرور میکردم. مثلا اگه یه سوال در مورد روابط بازگشتی رو اشتباه حل کرده بودم یه بار دیگه اون مبحثو مرور میکردم.مفید بود!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله. بنده با توجه به اهمیت دروس مشترک اونارو بیشتر میخوندم. ولی ۳۵ درصد زدم. احساس میکنم باید بیشتر میزدم. حتی بعد آزمون دلخوشیم بیشتر به این بود که مشترک سوالای زیادی رو جواب دادم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
احساس ضعف تو هیچ کدوم از درسها نمی کردم. فقط نمی دونم چرا حوصله نداشتم نظریه رو بخونم! به زور میخوندم. اما بعد یه مدت که احساس میکردم که یه درس خاصی رو نخوندم زمان مطالعه اون درسو زیاد میکردم. مثلا من تا ماه آذر اصلا معماری نخونده بودم ولی یک هفته کامل معماری خوندم و حسابی جمع و جورش کردم. و تا روز کنکور ۲ منبع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
راستش از قبل برنامه ریزی نکرده بودم. کلاً سرعتم خوب بود و بعد اتمام مثلا طراحی مقسمی حوصله نداشتم یه بار دیگه بخونمش و در نتیجه پورانو میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
من ویس یکی از استادارو ۵ دقیقه گوش دادم خوشم نیومد ولی منابع مطالعاتی من اینا بودن. به ترتیب خوندن خودم نوشتم!<br />
زبان ---- زبان عمومی پارسه<br />
گسسته----قلی زاده(خلاصه گریمالدی)—مقسمی(راضی نبودم ازش)-----پوران(خوب بود)<br />
محاسبات------ پوران فقط (حجمش کم بود)<br />
آمار--------------پارسه (حرف نداشت)<br />
ریاضی مهندسی------ نخوندم<br />
ساختمان داده------------ مقسمی(عالی بود)-------پوران<br />
سیستم عامل----- مقسمی----پوران----پارسه(محشر بود)====حتی یه سوالم حل نکردم<br />
مدار منطقی------پوران(خوب بود)-----مقسمی<br />
نظریه-------لینز و حل تمریناتش(بهترین منبع)------- پوران<br />
معماری------پوران------راهیان ارشد<br />
هوش-----پوران------------مقسمی<br />
طراحی-----مقسمی-----پوران<br />
مدار----- نخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه زبانها و ماشینها.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
درسهای مهم  مرجع میخوندم. ولی درسهایی  که مهم نبودن مثل مدیریت پروژه رو از رو جزوه میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبان من متوسطه. کلاً زبان کم خوندم و معمولا آخر شب میخوندم. فقط میخواستم یه درصد آبرومندانه ایی رو بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
من ریاضی مهندسی رو اوایل خوندم. اما چون من تو کارشناسی نداشتمش مجبورا حذفش کردم ولی بقیه رو خوندم. ریاضی یه کم کار میخواد ولی میشه بالا زد. حیفه ولش کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من صبح ریاضی میخوندم. بعداز ظهر مشترک و شب هم تخصصی هوش. به این صورت که مثلا اگه امروز صبح آمار میخوندم فرادا هم آمار میخوندم تا آمار تموم بشه بعد از اینکه آمار تموم میشد شروع میکردم به گسسته خوندن  تا اونم تموم بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها مطالعه میکردم. مطالعه گروهی وقتی خوبه که آدم حس رقابتو پیدا کنه و با کسی خوند که با ما فرق کنه. یعنی مثلا من که ریاضی مهندسی بلد نبودم با شخصی بخونم که ریاضی مهندسیش خوب باشه. در کل درس خوندن با کسی که سوادش با فرد کمتر باشه اعتماد به نفس کاذب و با فرد باسواد دلسردی میاره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
سرعتم خوب بود. شاید بخاطر این بود که دوران کارشناسی از روی منبع خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
در این صورت یه مدت فقط یه درسو میخوندم. مثلا من یه هفته کامل معماری خوندم. البته من اوایل ریاضی مهندسی خوندم بعد دیدم نمی رسم حذفش کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
در ابتدا برای هوش خوندم . انرژیم رو روی هوش گذاشتم. بهتره از قبل گرایش مشخص باشه و بجای دو گرایش خوندن بهتره یه گرایش خوند تا نتیجه بهتر باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بعضی وقتها سوال حل میکردم و خیلی از سوالا رو بلد نبودم دلسرد میشدم ولی به فال نیک میگرفتم و اون درس رو بیشتر و دقیقتر میخوندم. بخصوص درس ریاضی بعضی وقتها میخواستم بیخیالش بشم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من کلاس کنکور نرفتم ولی به نظرم بهتر بود درسای مدار و ریاضی مهندسی رو میرفتم. اما درسهای دیگه رو لزومی نمی دیدم، ترجیح میدادم کتاب بخونم تا سرکلاس برم.  <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من هیچ کنکور آزمایش رو شرکت نکردم. منتها سوالاشونو از سایت مانشت دانلود میکردم و استفاده میکردم. در اینجا لازم میدونم از افرادی که سوالارو آپلود میکردن تشکر کنم چون برای من مفید بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من ماه آخر رو جمع بندی کردم. البته قسمت های فرار رو هم مرور میکردم. توصیه میکنم که افراد ماه آخر دنبال مطالب جدبد نرند و مطالب خونده شده رو مرور کنند و به صورت شبیه سازی از خودشون آزمون بگیرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
روز قبل کنکور احساس میکردم هیچی بلد نیستم و میگفتم فقط فردا تموم بشه و بره پی کارش. احساس آمادگی زیادی نمیکردم شاید ۵۰درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
روز قبل کنکور میگفتم هرچی بلدم رو جواب بدم کافیه دیگه مهم نیست ۱۰درصد باشه یا ۱۰۰درصد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
خوشبختانه سرجلسه کنکور رلکس بودم. فقط دفترچه اول یه کم وقت کم آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من اول ۱۰ سوال اول زبانو نگاه کردم بعد ریاضی و مشترک سوالای آسون رو حل کردم. دور بعد ریاضی هر جی بلد بودم رو جواب دادم و بعدش مشترک هرچی بلد بودم. بعدش ردینگهای زبانو خوندم. و در نهایت یکی دوتا سوال از ریاضی و مشترک رو حل کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
ابتدا یه دور مختصر کردم و سوالای آسون  و قبلا دیده رو حل کردم و در دور دوم به جنگ سوالا رفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
دفترچه اول وقت کم آوردم ولی دفترچه دوم وقت زیاد. یعنی دفترچه اول رو اگه وقت داشتم میتونستم بهتر بزنم ولی دفترچه دوم هرچی بلد بودم رو زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
من بعد کنکور جوابارو تست نکردم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
همه تاثیر دارن. اما بیشتر از همه این موارد انگیزه خیلی مهمه که شما ننوشتین! بعد انگیزه شرایظ مطالعه وزندگی و بعد اون پایه تحصیلی و در نهایت شرایط سرجلسه. نمیشه درصدی گفت به نظر من اگه انگیزه باشه حله وجای نگرانی نیست. تنها عاملی که به انسان کمک میکنه سختیهای کنکورو تحمل کنه فقط و فقط انگیزه است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش دوست دارم استاد دانشکاه بشم و در کنارش هم کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
من تلاشهامو کردم و شب قبل کنکور گفتم خدایا هرچی خوبه همون بشه حتی اگه قبول نشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله در درجه اول پدرومادرم که منو تشویق کردن. همچنین همینجا از استادای خوبه دانشگاه کردستان یعنی مهندس عبدالخالق احمدی و دکتر پرهام مرادی کمال تشکر را دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
درس طراحی الگوریتم بهتر بود از روی CLRS میخوندم و سوالاشو حل میکردم و درس ریاضی مهندسی رو بهتر بود تابستون شروع میکردم. معماری پترسونو نرسیدم بخونم خیلی دوست داشتم بخونمش!!.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دانشگاه صنعتی امیرکبیر چون گروه هوشش قویه- به نظر خودم ۶۰درصد امیرکبیرو بیارم در غیر اینصورت علم و صنعت. البته انتخاب اولم شریف بود و تابلوهه که نمیارم برا تزئین انتخاب رشته زدمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
به نظر من ماه آخر خیلی مهمه و بهتره که جوری برنامه ریزی کنن که ماه آخر هم انرژی داشته باشند. اگه پایه شون تو یه درسی ضعیفه اول مرجع اصلی بخونن بعد کتاب تست. اگه شخصی پایش تو یه درسی ضعیفه و مستقیم بره سراغ کتاب تست خلاقیت لازم برای حل سوالارو نداره و به اصطلاح داده کاوی دانشش آورفیت(overfit)میشه. یعنی تنها سوالایی رو بلدن حل کنن که قبلا مشابه شو دیدن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
سوالای کنکور امسال در مقایسه با سالهای قبل چطور بودن؟ به نظر من سوالای امسال اصلا استاندارد نبود درسی مثل مدار منطقی خیلی آسون و درسی مثل سیستم عامل وقت گیر و ترسناک. پارسال سوالاش خیلی بهتر بودن. امسال احساس میکنم در حق بعضی بچه ها ظلم شد. مثلا نسبت سوالای مدار کم شده بود و به نفع افرادی مثل من بود که مدارو نخونده بودن. البته ما یه استاد داشتیم کارشناسی کامپیوتر رو دانشگاه تهران گرفته بود میگفت سوالای مدار کنکور اون سالی که شرکت کرده بودن دقیقا سوالای میانترم مدارشون بوده!!! این انصافه؟ ظلم نیست در حق افرادی که تو شهرستان درس خوندن؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
تشکر میکنم از سایت مانشت، یک پل ارتباطی من بود با سایر داوطلب ها. فقط سوالای مصاحبه اشتراک زیاد داشتن!!<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 48 هوش و 68 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-8068.html</link>
			<pubDate>Thu, 07 Jun 2012 20:43:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8068.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
ashkan_d13 هستم متولد ۶۹، کرمانشاه، دانشجوی دانشگاه رازی (شبانه)<br />
رتبه‌ی ۴۸ هوش مصنوعی و ۶۸ نرم‌افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
ترم ۸ نرم‌افزار هستم و فقط یه تعداد زیادی امتحان + پروژه‌م باقی مونده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
برای انتخاب رشته‌ی کارشناسی من هرچی گشتم از هیچ رشته‌ای خوشم نیومد و فقط دیدم کامپیوترو بیشتر می‌تونم تحمل کنم! قبلاً هم به این نتیجه رسیده بودم که به هر حال بیشتر کارها به کامپیوتر وابسته هستن پس بهتره برم یادش بگیرم!!<br />
ولی توی دانشگاه به کامپیوتر، برنامه‌نویسی و کلاً این رشته به شدت علاقه‌مند شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
توجه کردین این سوال معمولاً تو یکی از سوالات ۱، ۲، ۳ یا دوتاشون به طور اتوماتیک جواب داده میشه؟!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اینجانب از ترم یک شاگرداول بودم! البته از خیلی از درسای ترم‌های اول خوشم نمی‌اومد (مثلاً فیزیک ۲ رو با نمره‌ی ۶/۵ افتادم ولی خب به هرحال تأثیری رو معدلم نذاشت!) اما معمولاً هدفم فقط پاس کردن درس نبوده و ترجیح می‌دادم درسو کامل یاد بگیرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
بود، کلاً تصورم از آینده همیشه فقط ادامه تحصیل بوده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angel.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angel" title="Angel" /> از سال دوم دفترچه رو می‌خوندم، دنبال این بودم که ببینم چه درس‌هایی تو ارشد میاد و اینکه با چه رتبه‌ای میشه کجا قبول شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
همین رشته، فقط بین گرایش هوش و نرم‌افزار شک داشتم و هنوزم بین این دوتا نمی‌تونم یکی رو قطعی انتخاب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان: ۳۴ – زبانم کلاً بد نیست، اما تو کنکور امسال نگرفت! تازه این درصد ۱۰ تا هم کمتر از اون چیزیه که بعد از گرفتن کلید اولیه حساب کرده بودم<br />
ریاضیات: ۳۸ - ریاضی مهندسی رو که از قبل حذف کرده بودم، بقیه درسارو حدوداً یه اندازه زدم، گسسته کمتر، محاسبات بیشتر<br />
مشترک: ۴۴ – ساختمان داده فقط یه نزده داشتم، نظریه منفی زیاد زدم، مدار منطقی ۱۰۰، معماری دو سه تا نزدم یکی هم اشتباه و سیستم‌عامل هم چند تا منفی اضافه کردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
معماری: ۰<br />
هوش: ۳۵ - فقط وسط زمانی که داشتم دروس تخصصی نرم‌افزارو جواب می‌دادم، چند لحظه اومدم الگوریتمای هوشو زدم + یکی دو تا تست هوش‌مصنوعی<br />
نرم‌افزار: ۲۹ – هدفم این بود که حداقل ۴۰ بزنم، سوالای نرم‌افزار همه یا اشتباه بودند یا دو تا گزینه‌ی درست داشتن! + هرچی تو هوش الگوریتم خوب زدم اینجا خراب کردم! بقیه‌ی درسارو تقریباً کامل جواب دادم. در کل چون تو دروس تخصصی وقت زیاد میاد باعث میشه آدم اونایی که بلد نیست رو هم درون‌یابی کنه و منفی بزنه!!<br />
<br />
پارسال هم که سال سوم بودم کنکور دادم و  اتفاقاً رتبه‌ی خوب پارسال (۱۵۰) + داشتن سهمیه‌ی شاگرداولی از مهم‌ترین دلایل جدی درس نخوندن برای کنکور امسال بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<div style="text-align: center;">کارنامه کنکور ۹۰</div>
<div style="text-align: center;"><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5003/arshad90.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad90.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">17.78 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
تفاوت این دو تا بیشتر در تستی و تشریحی بودنشونه: افزایش تأثیر فاکتور شانس، هوش و دقت + آمادگی برای پاسخ‌دهی به چندین درس<br />
میشه گفت امتحانات پایان ترم پیش‌نیازی هستند برای کنکور، البته هستن افرادی که معدلشون پایینه ولی توی کنکور موفق میشن، اما فکر می‌کنم اونایی که درسشون خوب بوده خیلی راحت‌تر می‌تونن برای ارشد آماده بشن. (البته با تکراری و یکنواخت شدن سوالات کنکور و در نتیجه افزایش کتاب‌ها و کلاس‌های کنکوری تفاوت این دو گروه کمتر میشه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
چون می‌دونستم در طول سال تحصیلی وقت چندانی ندارم، قصدم این بود که از تابستون برای ارشد بخونم، که یه دفعه مدیر گروهمون اومد گفت اگه می‌خوای از سهمیه‌ی شاگرداولی استفاده کنی باید تا تیر فارغ‌التحصیل بشی، در نتیجه تابستون پاشو برو کارآموزی! این از تابستون! از مهر هم، هم درسا و پروژه‌های درسی رو داشتم و هم داشتیم برای acm آماده می‌شدیم و عملاً تا بعد از امتحانات ترم هفتم، خیلی کم و پراکنده رسیدم برای ارشد درس بخوندم.<br />
اما بعد از اون حدود ۲۰ روز فرصت بود که جزوه‌هامو مرور کردم و تستای سال قبل رو زدم و همچنین age of empires 1 رو هم بردم آخر!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه‌م تا اون روز قبل از کنکور هی داشت کلاً تغییر می‌کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
روی دروس مشترک وقت بیشتری گذاشتم، البته هدفم از اول این بود که همه‌ی دروس رو تقریباً به یک اندازه بزنم، چون هم کار ساده‌تریه (همه رو مثلاً ۴۰ می‌زنید و لازم نیست خیلی مسلط باشید + وقت هم کم نمیارید) و هم ریسک کمتری داره، چون ممکنه اون چیزی که شما وقت زیادی روش گذاشتین خیلی سخت بیاد که همه کم بزنن یا خیلی ساده بیاد که همه جواب بدن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آبرعکس بقیه، درس‌هایی که قوی بودم رو بیشتر می‌خوندم و بقیه درس‌ها رو کمتر، یا فقط دو سه روز آخر می‌خوندم که برای کنکور تو ذهنم بمونه!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم فرصت چندانی نداشتم و بیشتر به جزوه اکتفا می‌کردم. برنامه‌ی من به این شکل بود که معمولاً جزوه رو می‌خوندم و بعد تست‌های کنکور سال‌های قبل اون درس رو می‌زدم و سعی می‌کردم اشکالاتم رو با مراجعه به جزوه یا مرجع اصلی درس برطرف کنم.<br />
برای درس‌هایی که ضعیف‌تر بودم اول تست‌ها رو نگاه می‌کردم ببینم از چه مباحثی سوال بیشتر اومده و بعدش بیشتر همون قسمتا رو می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
اصلی‌ترین و مهم‌ترین منبع من تست‌های ارشد گذشته بود (کتاب سازمان سنجش)، دو تا کتاب کنکوری هم داشتم؛<br />
۱- ساختمان داده‌ی پوران پژوهش: چون ساختمان داده هم پایه‌ی الگوریتم هست و هم با گسسته اشتراکاتی داره، لازم بود از یک کتاب کنکوری استفاده کنم، این کتاب هم کتاب خوب و کاملیه ولی خیلی جزئیاتو بیان نمی‌کنه و لازمه که از قبل به موضوع مسلط باشید.<br />
۲- نظریه‌ی گسترش علوم پایه: جزوه‌ی نظریه‌ی خودم خیلی ناقص بود و کتاب مرجع هم نداشتم. کتاب گسترش علوم هم کم حجمه و اولش هم نوشته که برای ارشد توصیه میشه پیتر لینز رو بخونید، که دیگه تکلیفش معلومه!<br />
سایر دروس رو هم فقط از جزوه‌های خودم استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
برای کنکور سخت میشه کتب مرجع که معمولاً حجم زیادی دارن رو مطالعه کرد. راه درست اینه که همون زمان پاس کردن درس، جزوه‌تون را با استفاده از مرجع کامل کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
اوایل نه، اما به مرور سعی کردم حداقل قسمتایی از مرجع رو هم بخونم و به علاوه به مرجع انگلیسی هم نگاهی بندازم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبان رو قبل از دانشگاه کلاس می‌رفتم و بعدش دیگه هیچی، برای کنکور فقط تست‌های زبان سال‌های قبل رو کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
توی ریاضی من هدفم این بود و طوری خونده بودم که فقط سوالای ساده رو بزنم، به ۳۰ درصد هم قانع بودم ولی خب سوالای امسال ساده بودن و منم بیشتر زدم!<br />
ضمن اینکه ریاضی مهندسی تنها درس کنکور بود که کاملاً حذفش کردم. هم برای کم نیاوردن وقت سرجلسه و هم اینکه همون موقع که این درسو با ۱۹/۵ پاس کرده بودم هم هیچی ازش نفهمیده بودم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
کلاً با برنامه‌ریزی مشکل دارم!‌ به خصوص از اونایی که رو کاغذ می‌نویسی فردا از ۸ تا ۹ درس فلان بعد تا ۹:۱۵ استراحت بعدش تا ۱۱ اون کار!<br />
فقط حساب می‌کردم چه درسایی مونده و چقدر وقت دارم و معمولاً دو سه تا درسو با هم جلو می‌بردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
توی تابستون سه‌چهار بار با یکی از دوستام رفتیم کتابخونه حدود دو ساعت، بیشتر برای اینکه ببینیم تست‌ها چطورن و چطور باید درس بخونیم، اما مکعب روبیک هم می‌بردیم اونجا مسابقه می‌دادیم! <br />
اون ۲۰ روز اصلی رو تو خونه می‌خوندم، ولی اگه یه نفر حدوداً هم‌سطح با شما باشه، چند نفری خوندن ممکنه راحت‌تر باشه و باعث منظم‌تر شدن کارتون بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
اولی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
سرعتو زیاد می‌کردم! مثلاً سیستم‌عامل + محاسبات رو روز قبل از کنکور شروع کردم و تموم کردم، توی کنکور هم که محاسبات ساده بود ولی سیستم‌عامل با اینکه سخت بودم زدم (اگرچه منفی! اما به هر حال برای این درس زحمت کشیده بودم و نمیشد که نزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
فقط دروس نرم‌افزار رو می‌خوندم، سعی کردم که مثل سال گذشته رتبه‌ی هوشم بهتر نشه ولی بازم شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
تقریباً یکنواخت و آهسته بود و به همین دلیل خستگی هم پیش نیومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه،‌ لازم نبود، کتاب و جزوه که هست و کتاب‌های کنکوری هم که زیادن، مگه اینکه تو یادگیری مشکلی باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
چهار آزمون آخر سنجش رو شرکت کردم، ولی چون همه‌ی آزمون‌ها قبل از شروع برنامه‌ی من بود، نتیجه‌ی دقیقی نداشتن و پیش‌بینی رتبه‌ی نرم‌افزارم از ۵۰ تا ۵۰۰۰ تغییر می‌کرد. هدفم از این آزمون‌ها هم فقط عادت کردن به کنکور و تست زدن و تمرین کنترل کردن زمان بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
از هر درس فقط چند صفحه خلاصه می‌نوشتم (قسمت‌های مهم یا اونایی که یادم می‌رفت) که روز قبل از کنکور همشو خوندم و یه صفحه خلاصه از اونا نوشتم برای صبح روز کنکور! و آخرش هم چند تا فرمول و چیزای دیگه از اون صفحه نوشتم که با خودم بردم و قبل از اینکه برم سر جلسه یه بار خوندم و انداختم دور <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به اون آمادگی‌ای که ابتدای اون ۲۰ روز تصور می‌کردم رسیده بودم، معیار هم فهمیدن دروس و کنکور ارشد گذشته بود که تست‌هاشو سه چهار روز قبل از کنکور با همون زمان‌بندی اصلی حل کردم (فقط بعضیا از تستاشو قبلاً کار کرده بودم و از اول هم سال ۹۰ رو دست نخورده گذاشته بودم که هفته‌ی آخر جواب بدم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
حتماً، با کنکور باید کاملاً استراتژیک و با برنامه رفتار کنید!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سر جلسه بیشتر حواسم به این بود که پشت سریم پنجره رو تو اون سرما بازگذاشته!<br />
ولی زمانی که دروس تخصصی نرم‌افزار رو جواب میدادم به این فکر می‌کردم که اصلاً نمی‌ارزه یه سال دیگه بشینی کنکور بخونی بعد بیای ببینی باز همه‌ی سوال‌هایی که بلدی اشتباه دارن یا اون درسی که زیاد خوندی فقط یه سوال ازش اومده!<br />
جالب بود چند نفر به مراقبمون گفتن سواله فلان الف و جیمش یکیه! (خب به مراقب چه!) اونم رفت با مقامات (!) صحبت کرد اومد گفت این سوالو جواب ندین! اونا هم سفید گذاشتنش!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فقط قسمت ریدینگ آخر زبان رو نمی‌زدم و میذاشتم آخر. بقیه رو به همون ترتیب،<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
هر سوالیو اگه می‌تونستم که جواب میدادم ولی اگه زمان بیشتری لازم داشت علامت میزدم و آخر اگه وقت بود روش فکر می‌کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت رو همونطور که گفتم کنترل می‌کردم و آخر هم رسیدم که هم زبان رو کامل بزنم و هم بعضی از سوالات سخت رو جواب بدم. وقت اگه خیلی زیاد میشد تأثیر داشت ولی پنج – شیش دقیقه نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابام تا حدودی یادم بود و مطمئن بودم رتبه‌م زیر ۱۰۰ میشه، اما به جز دروس تخصصی بقیه‌ی درصدهام کمتر از اونی بود که حساب کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی: ۴۰ درصد<br />
دانشگاه کارشناسی: ۱۵ درصد<br />
برنامه ریزی برای کنکور: ۱۰ درصد<br />
کلاس کنکور: کلاس چی؟<br />
کنکور آزمایشی: ۸ درصد<br />
شرایط سر کنکور: ۲ درصد<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...): ۱۷ درصد<br />
سایر عوامل: ۸ درصد (تا جمعشون بشه ۱۰۰!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
هدفم مثل گذشته همچنان نامعلوم و متغیر است <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
نمیشه گفت چقدر و چطور، چرا که اصلاً یه رقابت علمی خالی از انگیزه‌های مادی نیست و به مسائل معنوی هم نباید فقط به شکل یه ورزش روحی (یوگا!) نگاه کنیم. ولی مسلماً مصلحت ما رو خدا بهتر می‌دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
به طور خاص نه! اما مسلماً شرایطم به اندازه‌ی لازم مناسب بوده و افراد زیادی خواسته یا ناخواسته در ایجاد این شرایط سهم داشتن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
برای الگوریتم باید از یه کتاب کنکوری استفاده می‌کردم، نظریه رو هم زمانی که داشتم پاس می‌کردم باید از پیتر لینز می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
ممکنه شریف قبول شم (نرم‌افزار)، بعیده دیگه انتخاب دومم رو نیارم.<br />
اولین معیار انتخاب هم داشتن خوابگاه هست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<div style="text-align: center;"><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5004/entekhab91.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			entekhab91.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">25.25 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
عجب سوال کلیشه‌ای‌ای!<br />
توی کنکور تا می‌تونید سوال‌ها رو شانسی جواب بدین! بذارید شانس در زندگی‌تون تأثیر داشته باشه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
(ولی جدی حتی اگه فقط یکی از گزینه‌ها رو مطمئنید غلطه، امتحان کردن شانس 1 از 3 در مقابل منفی یک چهارم برای یه آدم غیربدشانس کاملاً منطقیه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
شما زیر 50 سوال کوتاه نیا ادامه بده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انجمن خوبیه فقط وقتشو بیشتر کنین<br />
پارسال بعد از کنکور عضو مانشت شدم و بعد از یه مدت دیگه نیومدم تا کنکور امسال که دیگه گرفتار شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سال دیگه بیشتر تلاش کنین حتماً می‌تونید به 60 تا سوال هم برسونینش <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
ashkan_d13 هستم متولد ۶۹، کرمانشاه، دانشجوی دانشگاه رازی (شبانه)<br />
رتبه‌ی ۴۸ هوش مصنوعی و ۶۸ نرم‌افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
ترم ۸ نرم‌افزار هستم و فقط یه تعداد زیادی امتحان + پروژه‌م باقی مونده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
برای انتخاب رشته‌ی کارشناسی من هرچی گشتم از هیچ رشته‌ای خوشم نیومد و فقط دیدم کامپیوترو بیشتر می‌تونم تحمل کنم! قبلاً هم به این نتیجه رسیده بودم که به هر حال بیشتر کارها به کامپیوتر وابسته هستن پس بهتره برم یادش بگیرم!!<br />
ولی توی دانشگاه به کامپیوتر، برنامه‌نویسی و کلاً این رشته به شدت علاقه‌مند شدم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
توجه کردین این سوال معمولاً تو یکی از سوالات ۱، ۲، ۳ یا دوتاشون به طور اتوماتیک جواب داده میشه؟!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اینجانب از ترم یک شاگرداول بودم! البته از خیلی از درسای ترم‌های اول خوشم نمی‌اومد (مثلاً فیزیک ۲ رو با نمره‌ی ۶/۵ افتادم ولی خب به هرحال تأثیری رو معدلم نذاشت!) اما معمولاً هدفم فقط پاس کردن درس نبوده و ترجیح می‌دادم درسو کامل یاد بگیرم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
بود، کلاً تصورم از آینده همیشه فقط ادامه تحصیل بوده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angel.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angel" title="Angel" /> از سال دوم دفترچه رو می‌خوندم، دنبال این بودم که ببینم چه درس‌هایی تو ارشد میاد و اینکه با چه رتبه‌ای میشه کجا قبول شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
همین رشته، فقط بین گرایش هوش و نرم‌افزار شک داشتم و هنوزم بین این دوتا نمی‌تونم یکی رو قطعی انتخاب کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان: ۳۴ – زبانم کلاً بد نیست، اما تو کنکور امسال نگرفت! تازه این درصد ۱۰ تا هم کمتر از اون چیزیه که بعد از گرفتن کلید اولیه حساب کرده بودم<br />
ریاضیات: ۳۸ - ریاضی مهندسی رو که از قبل حذف کرده بودم، بقیه درسارو حدوداً یه اندازه زدم، گسسته کمتر، محاسبات بیشتر<br />
مشترک: ۴۴ – ساختمان داده فقط یه نزده داشتم، نظریه منفی زیاد زدم، مدار منطقی ۱۰۰، معماری دو سه تا نزدم یکی هم اشتباه و سیستم‌عامل هم چند تا منفی اضافه کردم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
معماری: ۰<br />
هوش: ۳۵ - فقط وسط زمانی که داشتم دروس تخصصی نرم‌افزارو جواب می‌دادم، چند لحظه اومدم الگوریتمای هوشو زدم + یکی دو تا تست هوش‌مصنوعی<br />
نرم‌افزار: ۲۹ – هدفم این بود که حداقل ۴۰ بزنم، سوالای نرم‌افزار همه یا اشتباه بودند یا دو تا گزینه‌ی درست داشتن! + هرچی تو هوش الگوریتم خوب زدم اینجا خراب کردم! بقیه‌ی درسارو تقریباً کامل جواب دادم. در کل چون تو دروس تخصصی وقت زیاد میاد باعث میشه آدم اونایی که بلد نیست رو هم درون‌یابی کنه و منفی بزنه!!<br />
<br />
پارسال هم که سال سوم بودم کنکور دادم و  اتفاقاً رتبه‌ی خوب پارسال (۱۵۰) + داشتن سهمیه‌ی شاگرداولی از مهم‌ترین دلایل جدی درس نخوندن برای کنکور امسال بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<div style="text-align: center;">کارنامه کنکور ۹۰</div>
<div style="text-align: center;"><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5003/arshad90.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad90.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">17.78 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
تفاوت این دو تا بیشتر در تستی و تشریحی بودنشونه: افزایش تأثیر فاکتور شانس، هوش و دقت + آمادگی برای پاسخ‌دهی به چندین درس<br />
میشه گفت امتحانات پایان ترم پیش‌نیازی هستند برای کنکور، البته هستن افرادی که معدلشون پایینه ولی توی کنکور موفق میشن، اما فکر می‌کنم اونایی که درسشون خوب بوده خیلی راحت‌تر می‌تونن برای ارشد آماده بشن. (البته با تکراری و یکنواخت شدن سوالات کنکور و در نتیجه افزایش کتاب‌ها و کلاس‌های کنکوری تفاوت این دو گروه کمتر میشه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
چون می‌دونستم در طول سال تحصیلی وقت چندانی ندارم، قصدم این بود که از تابستون برای ارشد بخونم، که یه دفعه مدیر گروهمون اومد گفت اگه می‌خوای از سهمیه‌ی شاگرداولی استفاده کنی باید تا تیر فارغ‌التحصیل بشی، در نتیجه تابستون پاشو برو کارآموزی! این از تابستون! از مهر هم، هم درسا و پروژه‌های درسی رو داشتم و هم داشتیم برای acm آماده می‌شدیم و عملاً تا بعد از امتحانات ترم هفتم، خیلی کم و پراکنده رسیدم برای ارشد درس بخوندم.<br />
اما بعد از اون حدود ۲۰ روز فرصت بود که جزوه‌هامو مرور کردم و تستای سال قبل رو زدم و همچنین age of empires 1 رو هم بردم آخر!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه‌م تا اون روز قبل از کنکور هی داشت کلاً تغییر می‌کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
روی دروس مشترک وقت بیشتری گذاشتم، البته هدفم از اول این بود که همه‌ی دروس رو تقریباً به یک اندازه بزنم، چون هم کار ساده‌تریه (همه رو مثلاً ۴۰ می‌زنید و لازم نیست خیلی مسلط باشید + وقت هم کم نمیارید) و هم ریسک کمتری داره، چون ممکنه اون چیزی که شما وقت زیادی روش گذاشتین خیلی سخت بیاد که همه کم بزنن یا خیلی ساده بیاد که همه جواب بدن!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آبرعکس بقیه، درس‌هایی که قوی بودم رو بیشتر می‌خوندم و بقیه درس‌ها رو کمتر، یا فقط دو سه روز آخر می‌خوندم که برای کنکور تو ذهنم بمونه!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم فرصت چندانی نداشتم و بیشتر به جزوه اکتفا می‌کردم. برنامه‌ی من به این شکل بود که معمولاً جزوه رو می‌خوندم و بعد تست‌های کنکور سال‌های قبل اون درس رو می‌زدم و سعی می‌کردم اشکالاتم رو با مراجعه به جزوه یا مرجع اصلی درس برطرف کنم.<br />
برای درس‌هایی که ضعیف‌تر بودم اول تست‌ها رو نگاه می‌کردم ببینم از چه مباحثی سوال بیشتر اومده و بعدش بیشتر همون قسمتا رو می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
اصلی‌ترین و مهم‌ترین منبع من تست‌های ارشد گذشته بود (کتاب سازمان سنجش)، دو تا کتاب کنکوری هم داشتم؛<br />
۱- ساختمان داده‌ی پوران پژوهش: چون ساختمان داده هم پایه‌ی الگوریتم هست و هم با گسسته اشتراکاتی داره، لازم بود از یک کتاب کنکوری استفاده کنم، این کتاب هم کتاب خوب و کاملیه ولی خیلی جزئیاتو بیان نمی‌کنه و لازمه که از قبل به موضوع مسلط باشید.<br />
۲- نظریه‌ی گسترش علوم پایه: جزوه‌ی نظریه‌ی خودم خیلی ناقص بود و کتاب مرجع هم نداشتم. کتاب گسترش علوم هم کم حجمه و اولش هم نوشته که برای ارشد توصیه میشه پیتر لینز رو بخونید، که دیگه تکلیفش معلومه!<br />
سایر دروس رو هم فقط از جزوه‌های خودم استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
برای کنکور سخت میشه کتب مرجع که معمولاً حجم زیادی دارن رو مطالعه کرد. راه درست اینه که همون زمان پاس کردن درس، جزوه‌تون را با استفاده از مرجع کامل کنید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
اوایل نه، اما به مرور سعی کردم حداقل قسمتایی از مرجع رو هم بخونم و به علاوه به مرجع انگلیسی هم نگاهی بندازم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبان رو قبل از دانشگاه کلاس می‌رفتم و بعدش دیگه هیچی، برای کنکور فقط تست‌های زبان سال‌های قبل رو کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
توی ریاضی من هدفم این بود و طوری خونده بودم که فقط سوالای ساده رو بزنم، به ۳۰ درصد هم قانع بودم ولی خب سوالای امسال ساده بودن و منم بیشتر زدم!<br />
ضمن اینکه ریاضی مهندسی تنها درس کنکور بود که کاملاً حذفش کردم. هم برای کم نیاوردن وقت سرجلسه و هم اینکه همون موقع که این درسو با ۱۹/۵ پاس کرده بودم هم هیچی ازش نفهمیده بودم!!!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
کلاً با برنامه‌ریزی مشکل دارم!‌ به خصوص از اونایی که رو کاغذ می‌نویسی فردا از ۸ تا ۹ درس فلان بعد تا ۹:۱۵ استراحت بعدش تا ۱۱ اون کار!<br />
فقط حساب می‌کردم چه درسایی مونده و چقدر وقت دارم و معمولاً دو سه تا درسو با هم جلو می‌بردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
توی تابستون سه‌چهار بار با یکی از دوستام رفتیم کتابخونه حدود دو ساعت، بیشتر برای اینکه ببینیم تست‌ها چطورن و چطور باید درس بخونیم، اما مکعب روبیک هم می‌بردیم اونجا مسابقه می‌دادیم! <br />
اون ۲۰ روز اصلی رو تو خونه می‌خوندم، ولی اگه یه نفر حدوداً هم‌سطح با شما باشه، چند نفری خوندن ممکنه راحت‌تر باشه و باعث منظم‌تر شدن کارتون بشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
اولی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
سرعتو زیاد می‌کردم! مثلاً سیستم‌عامل + محاسبات رو روز قبل از کنکور شروع کردم و تموم کردم، توی کنکور هم که محاسبات ساده بود ولی سیستم‌عامل با اینکه سخت بودم زدم (اگرچه منفی! اما به هر حال برای این درس زحمت کشیده بودم و نمیشد که نزنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
فقط دروس نرم‌افزار رو می‌خوندم، سعی کردم که مثل سال گذشته رتبه‌ی هوشم بهتر نشه ولی بازم شد!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
تقریباً یکنواخت و آهسته بود و به همین دلیل خستگی هم پیش نیومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه،‌ لازم نبود، کتاب و جزوه که هست و کتاب‌های کنکوری هم که زیادن، مگه اینکه تو یادگیری مشکلی باشه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
چهار آزمون آخر سنجش رو شرکت کردم، ولی چون همه‌ی آزمون‌ها قبل از شروع برنامه‌ی من بود، نتیجه‌ی دقیقی نداشتن و پیش‌بینی رتبه‌ی نرم‌افزارم از ۵۰ تا ۵۰۰۰ تغییر می‌کرد. هدفم از این آزمون‌ها هم فقط عادت کردن به کنکور و تست زدن و تمرین کنترل کردن زمان بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
از هر درس فقط چند صفحه خلاصه می‌نوشتم (قسمت‌های مهم یا اونایی که یادم می‌رفت) که روز قبل از کنکور همشو خوندم و یه صفحه خلاصه از اونا نوشتم برای صبح روز کنکور! و آخرش هم چند تا فرمول و چیزای دیگه از اون صفحه نوشتم که با خودم بردم و قبل از اینکه برم سر جلسه یه بار خوندم و انداختم دور <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/exclamation.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Exclamation" title="Exclamation" /> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
به اون آمادگی‌ای که ابتدای اون ۲۰ روز تصور می‌کردم رسیده بودم، معیار هم فهمیدن دروس و کنکور ارشد گذشته بود که تست‌هاشو سه چهار روز قبل از کنکور با همون زمان‌بندی اصلی حل کردم (فقط بعضیا از تستاشو قبلاً کار کرده بودم و از اول هم سال ۹۰ رو دست نخورده گذاشته بودم که هفته‌ی آخر جواب بدم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
حتماً، با کنکور باید کاملاً استراتژیک و با برنامه رفتار کنید!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سر جلسه بیشتر حواسم به این بود که پشت سریم پنجره رو تو اون سرما بازگذاشته!<br />
ولی زمانی که دروس تخصصی نرم‌افزار رو جواب میدادم به این فکر می‌کردم که اصلاً نمی‌ارزه یه سال دیگه بشینی کنکور بخونی بعد بیای ببینی باز همه‌ی سوال‌هایی که بلدی اشتباه دارن یا اون درسی که زیاد خوندی فقط یه سوال ازش اومده!<br />
جالب بود چند نفر به مراقبمون گفتن سواله فلان الف و جیمش یکیه! (خب به مراقب چه!) اونم رفت با مقامات (!) صحبت کرد اومد گفت این سوالو جواب ندین! اونا هم سفید گذاشتنش!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فقط قسمت ریدینگ آخر زبان رو نمی‌زدم و میذاشتم آخر. بقیه رو به همون ترتیب،<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
هر سوالیو اگه می‌تونستم که جواب میدادم ولی اگه زمان بیشتری لازم داشت علامت میزدم و آخر اگه وقت بود روش فکر می‌کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت رو همونطور که گفتم کنترل می‌کردم و آخر هم رسیدم که هم زبان رو کامل بزنم و هم بعضی از سوالات سخت رو جواب بدم. وقت اگه خیلی زیاد میشد تأثیر داشت ولی پنج – شیش دقیقه نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جوابام تا حدودی یادم بود و مطمئن بودم رتبه‌م زیر ۱۰۰ میشه، اما به جز دروس تخصصی بقیه‌ی درصدهام کمتر از اونی بود که حساب کرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی: ۴۰ درصد<br />
دانشگاه کارشناسی: ۱۵ درصد<br />
برنامه ریزی برای کنکور: ۱۰ درصد<br />
کلاس کنکور: کلاس چی؟<br />
کنکور آزمایشی: ۸ درصد<br />
شرایط سر کنکور: ۲ درصد<br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...): ۱۷ درصد<br />
سایر عوامل: ۸ درصد (تا جمعشون بشه ۱۰۰!)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
هدفم مثل گذشته همچنان نامعلوم و متغیر است <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
نمیشه گفت چقدر و چطور، چرا که اصلاً یه رقابت علمی خالی از انگیزه‌های مادی نیست و به مسائل معنوی هم نباید فقط به شکل یه ورزش روحی (یوگا!) نگاه کنیم. ولی مسلماً مصلحت ما رو خدا بهتر می‌دونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
به طور خاص نه! اما مسلماً شرایطم به اندازه‌ی لازم مناسب بوده و افراد زیادی خواسته یا ناخواسته در ایجاد این شرایط سهم داشتن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
برای الگوریتم باید از یه کتاب کنکوری استفاده می‌کردم، نظریه رو هم زمانی که داشتم پاس می‌کردم باید از پیتر لینز می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
ممکنه شریف قبول شم (نرم‌افزار)، بعیده دیگه انتخاب دومم رو نیارم.<br />
اولین معیار انتخاب هم داشتن خوابگاه هست <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<div style="text-align: center;"><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-5004/entekhab91.png" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/png.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			entekhab91.png</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">25.25 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --></div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
عجب سوال کلیشه‌ای‌ای!<br />
توی کنکور تا می‌تونید سوال‌ها رو شانسی جواب بدین! بذارید شانس در زندگی‌تون تأثیر داشته باشه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
(ولی جدی حتی اگه فقط یکی از گزینه‌ها رو مطمئنید غلطه، امتحان کردن شانس 1 از 3 در مقابل منفی یک چهارم برای یه آدم غیربدشانس کاملاً منطقیه <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
شما زیر 50 سوال کوتاه نیا ادامه بده <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انجمن خوبیه فقط وقتشو بیشتر کنین<br />
پارسال بعد از کنکور عضو مانشت شدم و بعد از یه مدت دیگه نیومدم تا کنکور امسال که دیگه گرفتار شدم! <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
سال دیگه بیشتر تلاش کنین حتماً می‌تونید به 60 تا سوال هم برسونینش <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 31 گرايش 1و4 آي تي 91]]></title>
			<link>/forum/thread-8067.html</link>
			<pubDate>Thu, 07 Jun 2012 20:10:20 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8067.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
آرمان عیدی وندی هستم.متولد سال ۱۳۶۶ و در مسجدسلیمان شهری در شمال خوزستان بدنیا آمدم وساکن تهران هستم...رتبم در گرایش ۱و۴ آی تی ۳۱ شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
<br />
سال ۸۴ برای اولین بار کنکور کارشناسی دادم..سراسری که جایی قبول نشدم..به دانشگاه آزاد رفتم.پیوسته خوندم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
حقیقتا علاقه خیلی زیادی به کامپیوتر داشتم. زمانی که در مقطع راهنمایی درس میخوندم چندتا زبان برنامه نویسی مثل بیسیک و پاسکال وC رو کلاس رفته بودم و بلد بودم..به انیمیشن سازی هم خیلی علاقه داشتم..فکر میکردم یه روزی میتونم به تنهایی یه فیلم بسازم.خلاصه تمام انتخاب های دانشگاه آزاد من رشته فناوری اطلاعات بود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه آزاد قزوین قبول شدم و ۴ ترم هم اونجا خوندم..اما بعد از ۴ ترم انتقالی گرفتم به ماهشهر..شاید از لحاظ درسی خیلی ضرر کردم اما از لحاظ مالی به نفعم بود چون ماهشهر رفتم سر کار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
حقیقتا بر عکس دوران دبیرستان ام در دانشگاه دانشجوی خیلی ضعیفی بودم چون اصلا درس نمیخوندم و به قول بچه ها شب امتحانی بودم..به جز ۲ ترم آخر که نمرات بدی نگرفتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
به هیچ وجه..وقتی به دانشگاه رفتم فکر میکردم پس از تموم شدن این دوره دیگه همه چی تمومه..هر چیزی که لازم باشه رو یاد میگیریم و میریم سر کار و...اما بعد از تموم شدن کارشناسی ام یه جورایی هدف هام توی زندگی عوض شد..با اینکه بلافاصله سر کار رفتم اما اصلا راضی نبودم..دوست داشتم ادامه تحصیل بدم و به دلیل خاطره بدی که از کنکور کارشناسی داشتم اصلا فکر نمی کردم بتونم کنکور کارشناسی ارشد قبول شم..پس به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور افتادم که نشد متاسفانه..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
حقیقتا وقتی اولین بار گرایش های آی تی رو دیدم دوست داشتم امنیت بخونم...اما بعد از یکی ۲ ماه تصمیمم عوض شد..اون هم وقتی بود که یادم اومد با چه زحمتی مدار منطقی و معماری رو توی دانشگاه پاس کردم با ۱۰ و در عوض چقدر به مدیریت ها علاقه داشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
خوب از اونجایی که رشته آی تی رو شناور کرده اند..من کامپیوتر هم شرکت کردم..البته بدون اینکه درسهاشو بخونم..<br />
درصدهای آی تی:<br />
زبان:۴۸<br />
مشترک:۴۵<br />
مدیریت:۴۴<br />
پایگاه:۶۶<br />
هوش:۳۳<br />
سیستم عامل:۸<br />
معماری:-۱۱(شانسی زدم :دی)<br />
<br />
کامپیوتر:<br />
زبان:۸۳<br />
ریاضیات:۱۷<br />
مشترک:۱۴<br />
تخصصی نرم:۳۵<br />
تخصصی هوش:۱۴<br />
رتبه نرم:۴۴۰<br />
رتبه هوش: ۵۳۰<br />
( البته درصدها و رتبه هام رو گرد کردم...به سمت پایین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خوب از اونجایی که من توی ۲ دانشگاه کارشناسی خوندم جواب دادن به این سوال کمی سخته..در قزوین به خاطر اساتید خوبی که داره شنیدم خیلی از دوستان به همون جزوه ها و کتاب های کارشناسیشون اکتفا میکنن..حالا نه اینکه رتبه ۱ رقمی بیارن اما قبولی هم میدن...اما در ماهشهر متاسفانه بعضی از درس هارو واقعا سرفصل های اصلی درس رو ارائه نمیکردن...مثلا در پایگاه داده فکر کنید نرمال سازی رو درس نمیدادن..امسال و پارسال رو اگه در نظر بگیریم..کسی که نرمال سازی نخوانده باشه واقعا نمیتونه بیشتر از ۳۰ درصد بزنه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من خرداد ماه ۹۰ استعفای خودم رو تحویل مدیر شرکتی که در اون کار میکردم دادم..یه مدت تحقیق کردم و از تیر ماه شروع به درس خوندن کردم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
توی تابستون این درس هارو کامل خوندم:<br />
۱.طراحی الگوریتم<br />
۲.ساختمان داده<br />
۳.سیستم عامل<br />
۴.هوش مصنوعی<br />
۵.پایگاه داده<br />
<br />
البته منظور از کامل خوندن این نیست که اگه مهر ماه کنکور میدادم میتونستم این درصد ها رو بزنم..بلکه اینه که حداقل یک دور با دقت این دروس رو خوندم اما هنوز خیلی مشکلات داشتم در حل تست ها..<br />
نزدیکای مهر بود که برای مشاور به ماهان رفتم در اونجا با دوست عزیزم آقای هادی مردانی(رتبه ۱ معماری کامپیوتر سال ۹۰)آشنا شدم...۱۵ دقیقه با هم حرف زدیم و این شد کل مشاوره من در کنکور...<br />
بمن گفت تا مهر ماه این دروسی رو که شروع کردی تموم کن...از مهر شبکه و مدیریت و مهندسی نرم افزار و گسسته رو هم اضافه کن...سیستم خوندن من به این صورت بود که از مهر روزی یک درس رو میخوندم...از دی ماه...شد روزی چند درس..البته فقط قسمت هایی که مشکل داشتم...قسمت های دیگر رو فقط مررو میکردم و تست میزدم<br />
اینجوری تقریبا توی یک هفته همه درس ها رو میخوندم...فاصله آزمون های پارسه ۲ هفته یکبار بود..بنابراین من میتونستم ۲ بار تا آزمون بعدی همه درس هارو مرور کنم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله..دروس مشترک خوب همه میدونن ضریب ۴داره..و وقت بیشتری باید واسش گذاشت...من هم همینکارو کردم..دروس مشترک رو بجز گسسته خیلی خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
حقیقتا نقاط ضعف من روی درس هایی بود که ازشون بدم میومد...از چیزی هم که بدت میاد اصولا فرار میکنی...من از معماری و گسسته بدم میومد...معماری که اصلا نخوندم..گسسته هم فقط یکم..عوضش مهندسی نرم افزار رو خیلی خوب خوندم...اینجوری گسسته رو جبران کردم..۵ تا نرم افزار زدم ۱ گسسته...میانگین میشه ۵۰ درصد واسه هردو..که هدفم هم همین بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
در اول کار برای هر درس یک کتاب تهیه کردم...برای بعضی از دروس این یک کتاب تا پایان کار باقی موند...اما بعضی از درس هارو احساس کردم یک سری از بخش ها توی این کتاب کم گفته شده و من احتیاج دارم که بیشتر یاد بگیرم..پس یک منبع دیگه هم اضافه کردم..مثلا در طراحی الگوریتم تابستون با کتاب پارسه و مقسمی جلو رفتم اما مهر ماه که شد احساس کردم هیچی بلد نیستم..کتاب طراحی الگوریتم سپاهان ارشد رو گرفتم و از این به بعد فقط اینو خوندم..تنها درسی که خیلی منو اذیت کرد مدیریت بود که چندین کتاب مختلف رو خوندم..تا بالاخره منبع سوالات کنکور رو پیدا کردم..میشه گفت برنامه ریزی زمانی داشتم تا اینکه بخوام از اول برنامه ای واسه خوندن چند منبع داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان رو اصلا نخوندم..اما توصیه ام به دوستان بعد از ۵۰۴ و یادگیری یه سری لغت..مطالعه کتاب های کمبریج ۶ یا ۷ یا ۸.است اونم به خاطر زدن تست های ریدینگ کنکوره که امسال واسه آی تی خیلی سختش کرده بودن...پس اگه بتونید سوالات این کتاب ها رو جواب بدید(البته فقط بخش ریدینگ هاشو بخونید)حتما سوالات کنکور رو هم راحت میزنید..<br />
گسسته:من پوران رو خوندم...زور این کتاب به سوالات آی تی نمیرسه...اما واسه کامپیوتر بد نیست...من از ریاضیات کامپیوتر فقط گسسته بلد بودم که ۱۷ درصد زدم..فکر کنم ۴ تایی جواب دادم...۱ غلط هم داشتم احتمالا(که نمیدونم از کدوم درس ریاضی زدم)...اما گریمالدی کتاب خوبیه..فکر میکنم زحمت زدن یک تست گسسته از زدن هر تست دیگه ای بیشتر باشه..البته نمیشه اصلا نخوند چون احتمال اینکه ۹۲ آسون بدن و درس های دیگه مشترک رو سخت کنن هم هست...انتخاب با خودتون و علاقتون به این درسه که از روی منبع بخونید یا اینکه به کتاب های تستی اکتفا کنید.<br />
<br />
طراحی الگوریتم:کتاب طراحی الگوریتم انتشارات سپاهان ارشد<br />
<br />
ساختمان داده:مقسمی و پارسه<br />
<br />
مهندسی نرم افزار: پرسمن و مهندسی نرم افزار انتشارات جلوه..نویسنده اسلام ناظمی..هر قسمت میدیدم ضعیف توضیح داده شده..میرفتم سراغ سورس انگلیسی...اینجوری هم تمرین زبان بود..هم اینکه مشکلات مهندسی نرم افزارم حل میشد.<br />
<br />
شبکه: پارسه حقیقت<br />
مدیریت: رفتار سازمانی رابینز:  اعرابی و پارسییان<br />
تئوری مدیریت: پوران پژوهش جلد اول<br />
پایگاه: استاد رانکوهی بزرگوار<br />
هوش: راسل ترجمه سعید راحتی<br />
سیستم عامل: حقیقت...کتاب سیستم عامل دکتر پدرام رو هم بخونید هر چند کتاب حقیقت خیلی بهتر از مال اونه...آخه سوال ها رو مثل اینکه پدرام طرح میکنه...یا حداقل زیر نظر اونه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظرم به جز ساختمان داده که چندین ساله یک سری تست های آسون با قالب تکراری میدن بقیه درس ها نیاز به کتب مرجع هست..البته اینو دوستان بدونند که کتاب کنکوری که ۷۰۰ صفحه است دیگه کتاب کنکوری حساب نمیشه...اخیرا سایز بعضی از کتاب های کنکوری داره اینجوری میشه...که به نظرم واسه خودش یه مرجع است و کافیه واسه کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
از اونجایی که سر ۹۰ درصد کلاس ها نمیرفتم هیچوفت جزوه ای ننوشتم و دست خط کسه دیگه رو هم نمیتونم بخونم...همیشه از روی کتاب ها میخوندم..اما شب امتحان که اصلا جواب نمیداد واسه نمره..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
دقیقا جداست...از اونجایی که قبل از کنکور واسه ادامه تحصیل در خارج از کشور برنامه داشتم یه چند وقتی زبان خوندم و آزمون آیلتس دادم..راستش از اینکه چی شد که ۴۸ درصد زدم هم بدجوری دارم شاخ در میارم..جالبه بدونید از ۱۵ سوال اول آی تی ۱۴ تارو زدم که عین ۱۴ سوال رو با پاسخنامه اولیه چک کردم و درست بودند...یه کم وقت واسه ۱۵ سوال دوم کم گذاشتم ولی از چندتایی که جواب دادم بیشتر از نصفشو به یقین میزدم...شایدم عجله برای تموم کردن زبان و اعتماد به نقس کاذب(که موجب بی دقتی میشه) باعث شد درصدم اینجوری شه...خودم منتظر ۸۰ درصد زبان بودم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
راستش من هیچی یادم نمونده از ریاضی با این حال ۱۷ درصد ریاضی زدم..واسه بچه های کامپیوتر شدیدا توصیه میکنم خوب بخونید که راحت میشه بیشتر از ۴۰ زد...من کلا با حذف درس مخالفم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من سر فصل به سرفصل درس میخوندم..مثلا یه روز تصمیم میگرفتم شبکه بخونم..بعد از یه نگاه مختصر به کتاب یادم میومد که چه قسمت هایی رو اخیرا خوندم و کدوم هارو نخوندم...مثلا میدیدم فصل های لایه شبکه رو یه خورده یادم رفته...توی یه روز میخوندم...اگه توی درسی قوی بودم..یک روز کامل رو به اون اختصاص نمیدادم..نصفشو میدادم به یه درس دیگه...من فکر میکنم مهمترین چیز تکرار...اینقدر این درس ها رو تکرار کرده بودم که دیگه میشه گفت خیلیارو حفظ بودم...یکی از دوستان پیشنهاد داده بود که یک درس رو شروع کنید و به مدت یک هفته تا ۱۰ روز فقط اونو بخونید...مثل الگوریتم FIFO .درسته که این روش مزایایی هم داره اما همروندی خیلی کمی داره...من اینجوری احساس میکردم به درس سوم که برسم درس اول رو کاملا فراموش میکنم...من همه رو با هم میخوندم...توی ۱ ماه حداقل ۴ بار یک درس رو از اول تا آخر مرور میکردم(البته توی پاییز و زمستون)..هیچ برنامه ریزی خاصی هم نداشتم..فقط اول هر هفته..توی یه کاغذ مینوشتم که چه روزی چه درسی رو بخونم(که اکثرا هم اون کاغذ لای چرک نویس هام گم میشد و برنامم کاملا عوض میشد)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
راستش من وسط درس خوندن بعضی  وقتها کلی داد و بیداد میکردم و کلی عادات بد دیگه..که فکر کنم با این شرایط کتابخونه راهم نمیدادن..اما کلا درس رو باید به تنهایی خوند بعد با دوستانتون حرف بزنید در مورد چیزهایی که خوندید...یکی از دوستام که ۱۸ شبکه شد امسال و توی مانشت عضو نیست متاسفانه همیشه با من در تماس بود و شبها یا صبح ها با هم در مورد اینکه امروز چی بخونیم و چیکار کنیم و کجاها مشکل داریم حرف میزدیم<br />
فکر کنم تنهایی بهتره درس بخونید..آدم بیشتر تمرکز داره...یکی دوبار اومد گسسته یادم بده اصلا نشد..منم خواستم بهش مهندسی نرم افزار یاد بدم..جواب نداد.البته واسه ما اینطوری بود...شاید واسه شما جواب بده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
راستش من این سرعت بلای جونمه...کلا خیلی آدم عجولیم...توی همه کارها هول میکنم...خیلی توی آزمون ها تمرین کردم که وقت اضافه نیارم...کلا هر چه کاری رو سریعتر انجام بدید از مقدار دقت توی اون کار کاسته میشه..اگه کسی مثل من بود که وقت اضافه میاره بگه که راهنماییش کنم چیکار کنه اینجوری نشه..اما واسه کند بودن نمیدونم باید چیکار کرد...فکر میکنم به قول یکی از دوستان مانشتی که توی امضاش نوشته موقع درس خوندن حتی پرزهای قالی هم جذاب میشن باعث کند شدن سرعت بچه ها حین درس خوندن بشه...موبایل ها خاموش...خونه ها ساکت...اعصاب ها راحت...روحیه ها قوی..ببینم چرا سرعت تون کنده باز هم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
من همیشه از برنامه هام جلو بودم...فکر میکردم همه جارو خوندم و بلدم..میرفتم سر آزمون یه سوال آسون میدیدم یادم نمیومد چجوری حلش کنم...مثل تبدیلات postfix &amp;prefix به همدیگه توی ساختمان داده...بعدا میفهمیدم که نه بابا اینجوری ها هم نیست و میشستم دوباره و دوباره میخوندمشون<br />
کلا هر جا میدیدم وقت کم دارم میزدم تو سر گسسته...چون حال خوندشو هم هیچوقت نداشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
کلا چون برنامه داشتم معماری یا مدیریت رو از مهر ماه شروع کنم زیاد به گرایشم فکر نکرده بودم...اوایل کار چون میخواستم به خودم روحیه بدم...همش به خودم میگفتم..تو میتونی...معماری هم میخونی و خوب میزنی میری امنیت امیرکبیر میشینی..اما بعد از یه مدت گفتم چه کاریه...مدیریت به این باحالی رو میخوای ول کنی بری با عذاب معماری بخونی؟؟...این شد که معماری نخوندم و گرایش عوض شد..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
هر وقت رتبم توی آزمون ها بد میشد...ساعات درس خوندنم بیشتر و بیشتر میشد..بعد دوباره یه رتبه خوب می آوردم و شل میکردم...اما هیچ روزی نبود که کمتر از ۱۲ ساعت درس نخونده باشم...کلا میشه گفت از روز اول که شروع کردم...از ۰ به معنای واقعی شروع کردم...واسه همین واقعا به اینقد ساعت درس خوندن نیاز داشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
دقیقا همینطور بود...اکثر درس هارو گرفتم و چند جلسه رفتم...اما واقعا چیزی یاد نگرفتم که اگه خودم توی خونه میشستم میخوندم یاد نمیگرفتم...همون حرفهای معمولی...چیزهایی که کتاب به زبان شیرین فارسی گفته..استاد میاد با یه لحجه با صدای نه چندان دلنشین...چهره ای نه چندان جذاب.. و هوای کلاسی نه چندان مطبوع و صندلی های نه چندان راحت میگه بهت...خیلی خسته کننده بود کلاس ها و از همه بدتر غر غر کردن بچه هایی که معلوم بود به زور میان سر کلاس بدجوری تو ذوق آدم میخورد...اگرم یه قسمتو بلد بودی یه جوری بر میگشتن همه نگات میکردن انگار که از مریخ اومدی...پس کلاس نرید..مگر پول اضافی دارید...من از ترس رفتم...گفتم نکنه یه چیزی میگن اونجا که من نمیدونم و ازش بیخبرم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من همه آزمون های پارسه رو شرکت کردم...خیلی ازش راضیم...یه جورایی این آزمون ها آدم رو از ایستادن باز می داره...من فکر کنم اگه این آزمون ها نبود از آذر ماه دیگه درس نمیخوندم...چون فکر میکردم دیگه همه رو بلدم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
یه سری از مشاور ها توصیه میکنن که نت برداری کنید از اواخر دی ماه وکلا این ۱ ماه آخر رو جمع بندی کنید و از این حرفها..من هیچوقت از این کارا نکردم...۱ ماه آخرم بیشتر صرف خوندن کتاب های مدیریت رابینز شد...چون فهمیدم تا حالا هر چی مدیریت و رفتار سازمانی خونده بودم ارزشی واسه کنکور نداشت..اما اگه دیدید درس ها رو خیلی تکرار نکردید تا حالا..حتما باید این کار رو بکنید...چون خیلی راحت بدیهیات رو فراموش میکنید...وقتی اینهمه درس رو توی فاصله چند ماه میخونید...مغزتون پر میشه از اسم ها و فرمول ها و تعریف ها..که موقغ بازیابی بعضا چیزهای عجیب غریبی بیرون میاد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
از این آماده تر نمی تونستم باشم..اگه خوندنم تا ۱ سال دیگه هم ادامه پیدا میکرد..باز هم یه قسمتهایی رو نمی خوندم..هر جارو میدیدم یاد نمیگیرم...بعد از کلی سماجت...دیگه بیخیالش میشدم..من تمام برنامم روی امسال بود...به خودم گفته بودم یا امسال میشه یا اینکه تورو واسه درس خوندن نیافریدند..برای همین هم یه خورده درصد هام پایین تر از اون چیزی شد که باید میشد...سر جلسه فقط اونهایی رو میزدم که ۱۰۰٪ مطمئن بودم..میگفتم شانس که نداریم..میزنه هر چیرو با شک میزنم غلط از آب در میاد و قبول نمیشم...اما از ۲ ماه قبل از کنکور به همه میگفتم رتبم زیر ۵۰ است..اصلا استرس نداشتم..فکر کنم دلیلش هم تسلط به منابع بود تا چیزای دیگه..هر چند که تمام سوالات سالهای قبل رو با ذکر جزئیات حفظ شده بودم دیگه...رتبم هم توی پارسه همیشه زیر ۱۵ بود..اکثرا زیر ۱۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
راستش میدونستم که همه چیز بستگی به سختی سوالات داره..مثلا میگفتم اگه پایگاهش مثل ۹۰ بود ۲ تا میزنم و در میرم...ولی هر جوری حساب میکردم میگفتم هوش رو بالای ۷۰ میزنم...آخه خیلی از هوش مصنوعی خوشم اومده بود و عمیق خونده بودم...که اون هم چی فکر میکردیم چی شد...واقعا حق خودم رو هم ۷۷ میدونم...دیگه نگم سوالاش چجوری بود که خودتون بهتر میدونید...(جلو سو و عقب سو....<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
راستش من از زبان شروع میکردم..همیشه هم به این فکر میکردم که توی ۱۰ دقیقه اول کنکور من رتبم ۱ اه...چون توی ۵ دقیقه اول همیشه ۱۵ تا سوال زبان میزدم میگفتم کسه دیگه هر چقدر هم قوی باشه فوقش ۲ سوال گسسته تونسته حل کنه تا الان...خلاصه با این فکرهای مسخره همیشه به خودم دلگرمی میدادم..نمیذاشتم روحیم خراب شه...بعد هم من مثل یه تیم دسته سومی فوتبال بودم که اومدم توی لیگ قهرمانان دارم بین بارسا و رئال و منچستر و بقیه بازی میکنم...می دونستم هرچی بشم کسی بهم نمیاد بگه چرا بهتر نشدی...هر چند که خودم دوست داشتم رتبم ۱ شه..مثل همه بچه های دیگه..بعد هم میدونستم که سوال های زیادی هستند که باید از کنارشون بگذرم...مخصوصا تو دروس مشترک...گذشتن از ۵ سوال گسسته کار آسانی نبود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فکر نمیکنم ترکیبی بهتر از این وجود داشته باشه...مگه اینکه بخوای زبان نزنی و از گسسته شروع کنی..اما توصیم اینه که اگه دیدید سوال های گسسته حل نمیشن وقت نذارید حتی اگه گسستتون خیلی خوبه..برید بقیه رو بزنید..بعدا برگردید سراغ سوالای گسسته...کلا این خاصیت سوالات این درسه که احتیاج به یه جرقه تو ذهنتون داره...بعضی از سوال های سختش اتفاقا خیلی راحت حل میشن اگه راه حلش به ذهنتون برسه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اصلا دوست نداشتم سوال تکراری بیاد...دوست داشتم کنکور رو سخت بدن..چون میدونستم من از ۹۵ درصد بقیه بیشتر درس هارو خوندم...میشه گفت لباس جنگ و من همون روزی که تصمیم گرفتم درس بخونم به تنم کردم...خیلی قبل تر از کنکور واسه اون لحظات آماده شده بودم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
وقت که اگه اضافه می آوردم میرفتم جواب های زبانم رو پاک میکردم و یه بار دیگه با دقت میزدم...چون خیلی سریع جواب دادم..سیستم عامل هم همینطور...۳ تاشو زدم..فکر میکردم هر ۳ درست اند... اگه یه سوالشو همه گزینه هاش رو میخوندم درست جواب میدادم...عجله کردن یه خورده اذیتم کرد...اما وقت کم نیاوردم...۲ دقیقه هم زودتر برگه رو دادم...دوست داشتم سریع بدو ام برم بیرون یه سیگار تو بارون بکشم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
تقریبا درصد ها یکی بود..به جز زبان که ۱۵ تای دوم یادم نبود چی زدم..و هوشی که پاسخنامه اولیه رو عوض کردن.با هوش ۵۵ انتظار داشتم رتبم یه ۱۰ تایی بهتر شه..وقتی رتبمو دیدم حالم گرفته شد..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
به جز زحمت زیاد و کنکور آزمایشی هیچ فاکتور مثبت دیگه توی سابقه درس خوندن من پیدا نمیشه...باقی موارد همش به ضررم بود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش دوست دارم برم واسه دکتری خارج از کشور...فکر هم نمیکنم بر گردم دیگه...شغل هم که درس دادن رو خیلی دوست دارم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
تکلا فرد مذهبی نیستم...فکر میکردم خدا اگه بخواد به کسی کمک کنه توی کنکور اون من نیستم...از من بهتر زیادن..من فقط خودمو دارم...بعد میشستم دوباره درس میخوندم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
یه استاد زبان داشتم که با هم خیلی خوب بودیم...همیشه بهم میگفت تو باهوشی..تو میتونی..باقی موارد سرکوفت بود و خراب کردن روحیه...واسه همین سعی میکردم با کسی حرف نزنم تو این مورد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
فکر نمیکنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
راستش من دوست داشتم تجارت امیر کبیر بخونم...بعد از یه سری مشورت ها با بچه های انجمن..انتخاب اولم رو آی تی تهران زدم که یه خورده بعیده قبول شم..بعد از اون تجارت امیر کبیر..و بعد آی تی تهران شبانه..اگه انتخاب اول و دوم که روزانه است قبول نشم خوب شبانه تهران دیگه قبول میشم...کلا به دنبال دانشگاهی بودم که مسیر دکتری خواندن در آن هموار تره...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
توصیه که زیاده...نمیدونم کدومو بگم..فقط میگم اگه واقعا چیزی رو بخواهید میتونید...من بدترین و ضعیفترین دانشجویی بودم که ممکنه وجود داشته باشه...از درس خوندن بدم می اومد...کلا کسی منو میدید میگفت چی؟؟؟ تو؟؟ درس؟؟؟ اما منم تونستم...شما مسلما از من اوضاعتون بهتره و راه قبولیتون هموار تر...همت کنید و بخونید..به هیچ چیز دیگه ای احتیاج ندارید...نه معجزه الهی...نه امداد غیبی..<br />
خودتون واسه خوابوندن پشت کنکور کافی هستید..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
فکر نمیکنم..یه ۲ ساعتی طول کشید تا همه رو جواب دادم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
خیلی عالیه...متاسفانه قبل کنکور اصلا وقت نداشتم بیام اینجا...اما از بعد از کنکور جاشو با فیسبوک عوض کردم...<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
نام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
آرمان عیدی وندی هستم.متولد سال ۱۳۶۶ و در مسجدسلیمان شهری در شمال خوزستان بدنیا آمدم وساکن تهران هستم...رتبم در گرایش ۱و۴ آی تی ۳۱ شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
<br />
سال ۸۴ برای اولین بار کنکور کارشناسی دادم..سراسری که جایی قبول نشدم..به دانشگاه آزاد رفتم.پیوسته خوندم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
حقیقتا علاقه خیلی زیادی به کامپیوتر داشتم. زمانی که در مقطع راهنمایی درس میخوندم چندتا زبان برنامه نویسی مثل بیسیک و پاسکال وC رو کلاس رفته بودم و بلد بودم..به انیمیشن سازی هم خیلی علاقه داشتم..فکر میکردم یه روزی میتونم به تنهایی یه فیلم بسازم.خلاصه تمام انتخاب های دانشگاه آزاد من رشته فناوری اطلاعات بود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته دانشگاه آزاد قزوین قبول شدم و ۴ ترم هم اونجا خوندم..اما بعد از ۴ ترم انتقالی گرفتم به ماهشهر..شاید از لحاظ درسی خیلی ضرر کردم اما از لحاظ مالی به نفعم بود چون ماهشهر رفتم سر کار.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
حقیقتا بر عکس دوران دبیرستان ام در دانشگاه دانشجوی خیلی ضعیفی بودم چون اصلا درس نمیخوندم و به قول بچه ها شب امتحانی بودم..به جز ۲ ترم آخر که نمرات بدی نگرفتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
به هیچ وجه..وقتی به دانشگاه رفتم فکر میکردم پس از تموم شدن این دوره دیگه همه چی تمومه..هر چیزی که لازم باشه رو یاد میگیریم و میریم سر کار و...اما بعد از تموم شدن کارشناسی ام یه جورایی هدف هام توی زندگی عوض شد..با اینکه بلافاصله سر کار رفتم اما اصلا راضی نبودم..دوست داشتم ادامه تحصیل بدم و به دلیل خاطره بدی که از کنکور کارشناسی داشتم اصلا فکر نمی کردم بتونم کنکور کارشناسی ارشد قبول شم..پس به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور افتادم که نشد متاسفانه..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
حقیقتا وقتی اولین بار گرایش های آی تی رو دیدم دوست داشتم امنیت بخونم...اما بعد از یکی ۲ ماه تصمیمم عوض شد..اون هم وقتی بود که یادم اومد با چه زحمتی مدار منطقی و معماری رو توی دانشگاه پاس کردم با ۱۰ و در عوض چقدر به مدیریت ها علاقه داشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
خوب از اونجایی که رشته آی تی رو شناور کرده اند..من کامپیوتر هم شرکت کردم..البته بدون اینکه درسهاشو بخونم..<br />
درصدهای آی تی:<br />
زبان:۴۸<br />
مشترک:۴۵<br />
مدیریت:۴۴<br />
پایگاه:۶۶<br />
هوش:۳۳<br />
سیستم عامل:۸<br />
معماری:-۱۱(شانسی زدم :دی)<br />
<br />
کامپیوتر:<br />
زبان:۸۳<br />
ریاضیات:۱۷<br />
مشترک:۱۴<br />
تخصصی نرم:۳۵<br />
تخصصی هوش:۱۴<br />
رتبه نرم:۴۴۰<br />
رتبه هوش: ۵۳۰<br />
( البته درصدها و رتبه هام رو گرد کردم...به سمت پایین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خوب از اونجایی که من توی ۲ دانشگاه کارشناسی خوندم جواب دادن به این سوال کمی سخته..در قزوین به خاطر اساتید خوبی که داره شنیدم خیلی از دوستان به همون جزوه ها و کتاب های کارشناسیشون اکتفا میکنن..حالا نه اینکه رتبه ۱ رقمی بیارن اما قبولی هم میدن...اما در ماهشهر متاسفانه بعضی از درس هارو واقعا سرفصل های اصلی درس رو ارائه نمیکردن...مثلا در پایگاه داده فکر کنید نرمال سازی رو درس نمیدادن..امسال و پارسال رو اگه در نظر بگیریم..کسی که نرمال سازی نخوانده باشه واقعا نمیتونه بیشتر از ۳۰ درصد بزنه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من خرداد ماه ۹۰ استعفای خودم رو تحویل مدیر شرکتی که در اون کار میکردم دادم..یه مدت تحقیق کردم و از تیر ماه شروع به درس خوندن کردم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
توی تابستون این درس هارو کامل خوندم:<br />
۱.طراحی الگوریتم<br />
۲.ساختمان داده<br />
۳.سیستم عامل<br />
۴.هوش مصنوعی<br />
۵.پایگاه داده<br />
<br />
البته منظور از کامل خوندن این نیست که اگه مهر ماه کنکور میدادم میتونستم این درصد ها رو بزنم..بلکه اینه که حداقل یک دور با دقت این دروس رو خوندم اما هنوز خیلی مشکلات داشتم در حل تست ها..<br />
نزدیکای مهر بود که برای مشاور به ماهان رفتم در اونجا با دوست عزیزم آقای هادی مردانی(رتبه ۱ معماری کامپیوتر سال ۹۰)آشنا شدم...۱۵ دقیقه با هم حرف زدیم و این شد کل مشاوره من در کنکور...<br />
بمن گفت تا مهر ماه این دروسی رو که شروع کردی تموم کن...از مهر شبکه و مدیریت و مهندسی نرم افزار و گسسته رو هم اضافه کن...سیستم خوندن من به این صورت بود که از مهر روزی یک درس رو میخوندم...از دی ماه...شد روزی چند درس..البته فقط قسمت هایی که مشکل داشتم...قسمت های دیگر رو فقط مررو میکردم و تست میزدم<br />
اینجوری تقریبا توی یک هفته همه درس ها رو میخوندم...فاصله آزمون های پارسه ۲ هفته یکبار بود..بنابراین من میتونستم ۲ بار تا آزمون بعدی همه درس هارو مرور کنم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله..دروس مشترک خوب همه میدونن ضریب ۴داره..و وقت بیشتری باید واسش گذاشت...من هم همینکارو کردم..دروس مشترک رو بجز گسسته خیلی خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
حقیقتا نقاط ضعف من روی درس هایی بود که ازشون بدم میومد...از چیزی هم که بدت میاد اصولا فرار میکنی...من از معماری و گسسته بدم میومد...معماری که اصلا نخوندم..گسسته هم فقط یکم..عوضش مهندسی نرم افزار رو خیلی خوب خوندم...اینجوری گسسته رو جبران کردم..۵ تا نرم افزار زدم ۱ گسسته...میانگین میشه ۵۰ درصد واسه هردو..که هدفم هم همین بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
در اول کار برای هر درس یک کتاب تهیه کردم...برای بعضی از دروس این یک کتاب تا پایان کار باقی موند...اما بعضی از درس هارو احساس کردم یک سری از بخش ها توی این کتاب کم گفته شده و من احتیاج دارم که بیشتر یاد بگیرم..پس یک منبع دیگه هم اضافه کردم..مثلا در طراحی الگوریتم تابستون با کتاب پارسه و مقسمی جلو رفتم اما مهر ماه که شد احساس کردم هیچی بلد نیستم..کتاب طراحی الگوریتم سپاهان ارشد رو گرفتم و از این به بعد فقط اینو خوندم..تنها درسی که خیلی منو اذیت کرد مدیریت بود که چندین کتاب مختلف رو خوندم..تا بالاخره منبع سوالات کنکور رو پیدا کردم..میشه گفت برنامه ریزی زمانی داشتم تا اینکه بخوام از اول برنامه ای واسه خوندن چند منبع داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
زبان رو اصلا نخوندم..اما توصیه ام به دوستان بعد از ۵۰۴ و یادگیری یه سری لغت..مطالعه کتاب های کمبریج ۶ یا ۷ یا ۸.است اونم به خاطر زدن تست های ریدینگ کنکوره که امسال واسه آی تی خیلی سختش کرده بودن...پس اگه بتونید سوالات این کتاب ها رو جواب بدید(البته فقط بخش ریدینگ هاشو بخونید)حتما سوالات کنکور رو هم راحت میزنید..<br />
گسسته:من پوران رو خوندم...زور این کتاب به سوالات آی تی نمیرسه...اما واسه کامپیوتر بد نیست...من از ریاضیات کامپیوتر فقط گسسته بلد بودم که ۱۷ درصد زدم..فکر کنم ۴ تایی جواب دادم...۱ غلط هم داشتم احتمالا(که نمیدونم از کدوم درس ریاضی زدم)...اما گریمالدی کتاب خوبیه..فکر میکنم زحمت زدن یک تست گسسته از زدن هر تست دیگه ای بیشتر باشه..البته نمیشه اصلا نخوند چون احتمال اینکه ۹۲ آسون بدن و درس های دیگه مشترک رو سخت کنن هم هست...انتخاب با خودتون و علاقتون به این درسه که از روی منبع بخونید یا اینکه به کتاب های تستی اکتفا کنید.<br />
<br />
طراحی الگوریتم:کتاب طراحی الگوریتم انتشارات سپاهان ارشد<br />
<br />
ساختمان داده:مقسمی و پارسه<br />
<br />
مهندسی نرم افزار: پرسمن و مهندسی نرم افزار انتشارات جلوه..نویسنده اسلام ناظمی..هر قسمت میدیدم ضعیف توضیح داده شده..میرفتم سراغ سورس انگلیسی...اینجوری هم تمرین زبان بود..هم اینکه مشکلات مهندسی نرم افزارم حل میشد.<br />
<br />
شبکه: پارسه حقیقت<br />
مدیریت: رفتار سازمانی رابینز:  اعرابی و پارسییان<br />
تئوری مدیریت: پوران پژوهش جلد اول<br />
پایگاه: استاد رانکوهی بزرگوار<br />
هوش: راسل ترجمه سعید راحتی<br />
سیستم عامل: حقیقت...کتاب سیستم عامل دکتر پدرام رو هم بخونید هر چند کتاب حقیقت خیلی بهتر از مال اونه...آخه سوال ها رو مثل اینکه پدرام طرح میکنه...یا حداقل زیر نظر اونه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
به نظرم به جز ساختمان داده که چندین ساله یک سری تست های آسون با قالب تکراری میدن بقیه درس ها نیاز به کتب مرجع هست..البته اینو دوستان بدونند که کتاب کنکوری که ۷۰۰ صفحه است دیگه کتاب کنکوری حساب نمیشه...اخیرا سایز بعضی از کتاب های کنکوری داره اینجوری میشه...که به نظرم واسه خودش یه مرجع است و کافیه واسه کنکور.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
از اونجایی که سر ۹۰ درصد کلاس ها نمیرفتم هیچوفت جزوه ای ننوشتم و دست خط کسه دیگه رو هم نمیتونم بخونم...همیشه از روی کتاب ها میخوندم..اما شب امتحان که اصلا جواب نمیداد واسه نمره..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
دقیقا جداست...از اونجایی که قبل از کنکور واسه ادامه تحصیل در خارج از کشور برنامه داشتم یه چند وقتی زبان خوندم و آزمون آیلتس دادم..راستش از اینکه چی شد که ۴۸ درصد زدم هم بدجوری دارم شاخ در میارم..جالبه بدونید از ۱۵ سوال اول آی تی ۱۴ تارو زدم که عین ۱۴ سوال رو با پاسخنامه اولیه چک کردم و درست بودند...یه کم وقت واسه ۱۵ سوال دوم کم گذاشتم ولی از چندتایی که جواب دادم بیشتر از نصفشو به یقین میزدم...شایدم عجله برای تموم کردن زبان و اعتماد به نقس کاذب(که موجب بی دقتی میشه) باعث شد درصدم اینجوری شه...خودم منتظر ۸۰ درصد زبان بودم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
راستش من هیچی یادم نمونده از ریاضی با این حال ۱۷ درصد ریاضی زدم..واسه بچه های کامپیوتر شدیدا توصیه میکنم خوب بخونید که راحت میشه بیشتر از ۴۰ زد...من کلا با حذف درس مخالفم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من سر فصل به سرفصل درس میخوندم..مثلا یه روز تصمیم میگرفتم شبکه بخونم..بعد از یه نگاه مختصر به کتاب یادم میومد که چه قسمت هایی رو اخیرا خوندم و کدوم هارو نخوندم...مثلا میدیدم فصل های لایه شبکه رو یه خورده یادم رفته...توی یه روز میخوندم...اگه توی درسی قوی بودم..یک روز کامل رو به اون اختصاص نمیدادم..نصفشو میدادم به یه درس دیگه...من فکر میکنم مهمترین چیز تکرار...اینقدر این درس ها رو تکرار کرده بودم که دیگه میشه گفت خیلیارو حفظ بودم...یکی از دوستان پیشنهاد داده بود که یک درس رو شروع کنید و به مدت یک هفته تا ۱۰ روز فقط اونو بخونید...مثل الگوریتم FIFO .درسته که این روش مزایایی هم داره اما همروندی خیلی کمی داره...من اینجوری احساس میکردم به درس سوم که برسم درس اول رو کاملا فراموش میکنم...من همه رو با هم میخوندم...توی ۱ ماه حداقل ۴ بار یک درس رو از اول تا آخر مرور میکردم(البته توی پاییز و زمستون)..هیچ برنامه ریزی خاصی هم نداشتم..فقط اول هر هفته..توی یه کاغذ مینوشتم که چه روزی چه درسی رو بخونم(که اکثرا هم اون کاغذ لای چرک نویس هام گم میشد و برنامم کاملا عوض میشد)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
راستش من وسط درس خوندن بعضی  وقتها کلی داد و بیداد میکردم و کلی عادات بد دیگه..که فکر کنم با این شرایط کتابخونه راهم نمیدادن..اما کلا درس رو باید به تنهایی خوند بعد با دوستانتون حرف بزنید در مورد چیزهایی که خوندید...یکی از دوستام که ۱۸ شبکه شد امسال و توی مانشت عضو نیست متاسفانه همیشه با من در تماس بود و شبها یا صبح ها با هم در مورد اینکه امروز چی بخونیم و چیکار کنیم و کجاها مشکل داریم حرف میزدیم<br />
فکر کنم تنهایی بهتره درس بخونید..آدم بیشتر تمرکز داره...یکی دوبار اومد گسسته یادم بده اصلا نشد..منم خواستم بهش مهندسی نرم افزار یاد بدم..جواب نداد.البته واسه ما اینطوری بود...شاید واسه شما جواب بده<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
راستش من این سرعت بلای جونمه...کلا خیلی آدم عجولیم...توی همه کارها هول میکنم...خیلی توی آزمون ها تمرین کردم که وقت اضافه نیارم...کلا هر چه کاری رو سریعتر انجام بدید از مقدار دقت توی اون کار کاسته میشه..اگه کسی مثل من بود که وقت اضافه میاره بگه که راهنماییش کنم چیکار کنه اینجوری نشه..اما واسه کند بودن نمیدونم باید چیکار کرد...فکر میکنم به قول یکی از دوستان مانشتی که توی امضاش نوشته موقع درس خوندن حتی پرزهای قالی هم جذاب میشن باعث کند شدن سرعت بچه ها حین درس خوندن بشه...موبایل ها خاموش...خونه ها ساکت...اعصاب ها راحت...روحیه ها قوی..ببینم چرا سرعت تون کنده باز هم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
من همیشه از برنامه هام جلو بودم...فکر میکردم همه جارو خوندم و بلدم..میرفتم سر آزمون یه سوال آسون میدیدم یادم نمیومد چجوری حلش کنم...مثل تبدیلات postfix &amp;prefix به همدیگه توی ساختمان داده...بعدا میفهمیدم که نه بابا اینجوری ها هم نیست و میشستم دوباره و دوباره میخوندمشون<br />
کلا هر جا میدیدم وقت کم دارم میزدم تو سر گسسته...چون حال خوندشو هم هیچوقت نداشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
کلا چون برنامه داشتم معماری یا مدیریت رو از مهر ماه شروع کنم زیاد به گرایشم فکر نکرده بودم...اوایل کار چون میخواستم به خودم روحیه بدم...همش به خودم میگفتم..تو میتونی...معماری هم میخونی و خوب میزنی میری امنیت امیرکبیر میشینی..اما بعد از یه مدت گفتم چه کاریه...مدیریت به این باحالی رو میخوای ول کنی بری با عذاب معماری بخونی؟؟...این شد که معماری نخوندم و گرایش عوض شد..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
هر وقت رتبم توی آزمون ها بد میشد...ساعات درس خوندنم بیشتر و بیشتر میشد..بعد دوباره یه رتبه خوب می آوردم و شل میکردم...اما هیچ روزی نبود که کمتر از ۱۲ ساعت درس نخونده باشم...کلا میشه گفت از روز اول که شروع کردم...از ۰ به معنای واقعی شروع کردم...واسه همین واقعا به اینقد ساعت درس خوندن نیاز داشتم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
دقیقا همینطور بود...اکثر درس هارو گرفتم و چند جلسه رفتم...اما واقعا چیزی یاد نگرفتم که اگه خودم توی خونه میشستم میخوندم یاد نمیگرفتم...همون حرفهای معمولی...چیزهایی که کتاب به زبان شیرین فارسی گفته..استاد میاد با یه لحجه با صدای نه چندان دلنشین...چهره ای نه چندان جذاب.. و هوای کلاسی نه چندان مطبوع و صندلی های نه چندان راحت میگه بهت...خیلی خسته کننده بود کلاس ها و از همه بدتر غر غر کردن بچه هایی که معلوم بود به زور میان سر کلاس بدجوری تو ذوق آدم میخورد...اگرم یه قسمتو بلد بودی یه جوری بر میگشتن همه نگات میکردن انگار که از مریخ اومدی...پس کلاس نرید..مگر پول اضافی دارید...من از ترس رفتم...گفتم نکنه یه چیزی میگن اونجا که من نمیدونم و ازش بیخبرم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من همه آزمون های پارسه رو شرکت کردم...خیلی ازش راضیم...یه جورایی این آزمون ها آدم رو از ایستادن باز می داره...من فکر کنم اگه این آزمون ها نبود از آذر ماه دیگه درس نمیخوندم...چون فکر میکردم دیگه همه رو بلدم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
یه سری از مشاور ها توصیه میکنن که نت برداری کنید از اواخر دی ماه وکلا این ۱ ماه آخر رو جمع بندی کنید و از این حرفها..من هیچوقت از این کارا نکردم...۱ ماه آخرم بیشتر صرف خوندن کتاب های مدیریت رابینز شد...چون فهمیدم تا حالا هر چی مدیریت و رفتار سازمانی خونده بودم ارزشی واسه کنکور نداشت..اما اگه دیدید درس ها رو خیلی تکرار نکردید تا حالا..حتما باید این کار رو بکنید...چون خیلی راحت بدیهیات رو فراموش میکنید...وقتی اینهمه درس رو توی فاصله چند ماه میخونید...مغزتون پر میشه از اسم ها و فرمول ها و تعریف ها..که موقغ بازیابی بعضا چیزهای عجیب غریبی بیرون میاد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
از این آماده تر نمی تونستم باشم..اگه خوندنم تا ۱ سال دیگه هم ادامه پیدا میکرد..باز هم یه قسمتهایی رو نمی خوندم..هر جارو میدیدم یاد نمیگیرم...بعد از کلی سماجت...دیگه بیخیالش میشدم..من تمام برنامم روی امسال بود...به خودم گفته بودم یا امسال میشه یا اینکه تورو واسه درس خوندن نیافریدند..برای همین هم یه خورده درصد هام پایین تر از اون چیزی شد که باید میشد...سر جلسه فقط اونهایی رو میزدم که ۱۰۰٪ مطمئن بودم..میگفتم شانس که نداریم..میزنه هر چیرو با شک میزنم غلط از آب در میاد و قبول نمیشم...اما از ۲ ماه قبل از کنکور به همه میگفتم رتبم زیر ۵۰ است..اصلا استرس نداشتم..فکر کنم دلیلش هم تسلط به منابع بود تا چیزای دیگه..هر چند که تمام سوالات سالهای قبل رو با ذکر جزئیات حفظ شده بودم دیگه...رتبم هم توی پارسه همیشه زیر ۱۵ بود..اکثرا زیر ۱۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
راستش میدونستم که همه چیز بستگی به سختی سوالات داره..مثلا میگفتم اگه پایگاهش مثل ۹۰ بود ۲ تا میزنم و در میرم...ولی هر جوری حساب میکردم میگفتم هوش رو بالای ۷۰ میزنم...آخه خیلی از هوش مصنوعی خوشم اومده بود و عمیق خونده بودم...که اون هم چی فکر میکردیم چی شد...واقعا حق خودم رو هم ۷۷ میدونم...دیگه نگم سوالاش چجوری بود که خودتون بهتر میدونید...(جلو سو و عقب سو....<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
راستش من از زبان شروع میکردم..همیشه هم به این فکر میکردم که توی ۱۰ دقیقه اول کنکور من رتبم ۱ اه...چون توی ۵ دقیقه اول همیشه ۱۵ تا سوال زبان میزدم میگفتم کسه دیگه هر چقدر هم قوی باشه فوقش ۲ سوال گسسته تونسته حل کنه تا الان...خلاصه با این فکرهای مسخره همیشه به خودم دلگرمی میدادم..نمیذاشتم روحیم خراب شه...بعد هم من مثل یه تیم دسته سومی فوتبال بودم که اومدم توی لیگ قهرمانان دارم بین بارسا و رئال و منچستر و بقیه بازی میکنم...می دونستم هرچی بشم کسی بهم نمیاد بگه چرا بهتر نشدی...هر چند که خودم دوست داشتم رتبم ۱ شه..مثل همه بچه های دیگه..بعد هم میدونستم که سوال های زیادی هستند که باید از کنارشون بگذرم...مخصوصا تو دروس مشترک...گذشتن از ۵ سوال گسسته کار آسانی نبود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فکر نمیکنم ترکیبی بهتر از این وجود داشته باشه...مگه اینکه بخوای زبان نزنی و از گسسته شروع کنی..اما توصیم اینه که اگه دیدید سوال های گسسته حل نمیشن وقت نذارید حتی اگه گسستتون خیلی خوبه..برید بقیه رو بزنید..بعدا برگردید سراغ سوالای گسسته...کلا این خاصیت سوالات این درسه که احتیاج به یه جرقه تو ذهنتون داره...بعضی از سوال های سختش اتفاقا خیلی راحت حل میشن اگه راه حلش به ذهنتون برسه...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
اصلا دوست نداشتم سوال تکراری بیاد...دوست داشتم کنکور رو سخت بدن..چون میدونستم من از ۹۵ درصد بقیه بیشتر درس هارو خوندم...میشه گفت لباس جنگ و من همون روزی که تصمیم گرفتم درس بخونم به تنم کردم...خیلی قبل تر از کنکور واسه اون لحظات آماده شده بودم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
وقت که اگه اضافه می آوردم میرفتم جواب های زبانم رو پاک میکردم و یه بار دیگه با دقت میزدم...چون خیلی سریع جواب دادم..سیستم عامل هم همینطور...۳ تاشو زدم..فکر میکردم هر ۳ درست اند... اگه یه سوالشو همه گزینه هاش رو میخوندم درست جواب میدادم...عجله کردن یه خورده اذیتم کرد...اما وقت کم نیاوردم...۲ دقیقه هم زودتر برگه رو دادم...دوست داشتم سریع بدو ام برم بیرون یه سیگار تو بارون بکشم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
تقریبا درصد ها یکی بود..به جز زبان که ۱۵ تای دوم یادم نبود چی زدم..و هوشی که پاسخنامه اولیه رو عوض کردن.با هوش ۵۵ انتظار داشتم رتبم یه ۱۰ تایی بهتر شه..وقتی رتبمو دیدم حالم گرفته شد..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
به جز زحمت زیاد و کنکور آزمایشی هیچ فاکتور مثبت دیگه توی سابقه درس خوندن من پیدا نمیشه...باقی موارد همش به ضررم بود..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
راستش دوست دارم برم واسه دکتری خارج از کشور...فکر هم نمیکنم بر گردم دیگه...شغل هم که درس دادن رو خیلی دوست دارم..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
تکلا فرد مذهبی نیستم...فکر میکردم خدا اگه بخواد به کسی کمک کنه توی کنکور اون من نیستم...از من بهتر زیادن..من فقط خودمو دارم...بعد میشستم دوباره درس میخوندم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
یه استاد زبان داشتم که با هم خیلی خوب بودیم...همیشه بهم میگفت تو باهوشی..تو میتونی..باقی موارد سرکوفت بود و خراب کردن روحیه...واسه همین سعی میکردم با کسی حرف نزنم تو این مورد...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
فکر نمیکنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
راستش من دوست داشتم تجارت امیر کبیر بخونم...بعد از یه سری مشورت ها با بچه های انجمن..انتخاب اولم رو آی تی تهران زدم که یه خورده بعیده قبول شم..بعد از اون تجارت امیر کبیر..و بعد آی تی تهران شبانه..اگه انتخاب اول و دوم که روزانه است قبول نشم خوب شبانه تهران دیگه قبول میشم...کلا به دنبال دانشگاهی بودم که مسیر دکتری خواندن در آن هموار تره...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
توصیه که زیاده...نمیدونم کدومو بگم..فقط میگم اگه واقعا چیزی رو بخواهید میتونید...من بدترین و ضعیفترین دانشجویی بودم که ممکنه وجود داشته باشه...از درس خوندن بدم می اومد...کلا کسی منو میدید میگفت چی؟؟؟ تو؟؟ درس؟؟؟ اما منم تونستم...شما مسلما از من اوضاعتون بهتره و راه قبولیتون هموار تر...همت کنید و بخونید..به هیچ چیز دیگه ای احتیاج ندارید...نه معجزه الهی...نه امداد غیبی..<br />
خودتون واسه خوابوندن پشت کنکور کافی هستید..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
فکر نمیکنم..یه ۲ ساعتی طول کشید تا همه رو جواب دادم...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
خیلی عالیه...متاسفانه قبل کنکور اصلا وقت نداشتم بیام اینجا...اما از بعد از کنکور جاشو با فیسبوک عوض کردم...<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 9 نرم افزار ارشد 91]]></title>
			<link>/forum/thread-8064.html</link>
			<pubDate>Thu, 07 Jun 2012 18:28:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8064.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
فریما فراهانی-متولد ۱۳۶۷ و ساکن تهران-رتبه ۹ رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کاردانی به کارشناسی خوندم و کارشناسیم رو در رشته نرم افزار گرفتم و سال ۸۹ فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
بمن از زمان دبیرستان به کامپیوتر و برنامه نویسی  علاقه داشتم و به خاطر همین علاقه رشته کامپیوتر رو انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی رو دانشگاه فنی دکتر شریعتی خوندم و رتبه م توی کنکور کاردانی ۲۰ شد. کارشناسی رو دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز خوندم و رتبه ۱ اون کنکور شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
زمان دانشگاه دانشجوی تقریبا خوبی بودم و نمره هام معمولا خوب بودن.درسایی که دوست داشتم رو با علاقه میخوندم و نمره های خوبی هم میگرفتم.اما درسایی که دوست نداشتم رو فقط برای پاس کردن میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
نزمان تحصیل به فکر ارشد نبودم و بیشتر دوست داشتم کار کنم.از ترم آخر لیسانس رفتم سر کار و برنامه نویسی میکردم.ولی بعد از یک مدت کار کردن تصمیمم عوض شد و تصمیم گرفتم کارم رو رها کنم و برای ارشد بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از اول نرم افزار رو به خاطر علاقه ام انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان ۳۳<br />
ریاضی ۵۰<br />
دروس مشترک  ۵۱<br />
تخصصی نرم افزار ۴۶<br />
تخصصی هوش ۲۲<br />
تخصصی معماری سفید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
درس خوندن دانشگاه خیلی با کنکور متفاوته و شاید ما از هر درسی ۵۰ درصد مطالب رو توی دانشگاه خونده بودیم.اونم خیلی سطحی.من اکثر دروس رو در طول کنکور درست و کامل یاد گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از خرداد ماه شروع کردم به خوندن ولی تا اواسط تیر کار هم میکردم.از ۱۵ تیر کارم رو کنار گذاشتم و به صورت جدی درس خوندن رو شروع کردم.تا بهمن ماه خیلی جدی میخوندم ولی ۱۰ روز قبل از کنکور پدرم رو از دست دادم و شرایطم به طور کل تغییر کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه م تقریبا ثابت بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
من همه درس ها رو میخوندم و وقت بیشتر رو برای دروسی میگذاشتم که توشون ضعیف تر بودم نه اونایی که ضریب بیشتری داشتند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله دروسی که ضعبف تر بودم رو زودتر شروع کردم مثل ریاضی مهندسی و معماری کامپیوتر و گسسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه ریزی زمانی خیلی دقیقی نداشتم مثلا میگفتم سیستم عامل رو باید تا آخر تابستون تموم کنم.اما منابعی که مشخص کرده بودم برای هر درس رو حتما میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
از ویس و فیلم اصلا استفاده نکردم<br />
زبان رو اصلا نخوندم<br />
ریاضی مهندسی: جزوه خلاصه درس پارسه + تست های کتاب پارسه<br />
گسسته:جزوه استاد یوسفی+کتاب پوران<br />
محاسبات:کتاب محاسبات پوران<br />
آمار:کتاب پارسه<br />
نظریه:جزوه دکتر کارگهی+تمرینات لینز<br />
معماری کامپیوتر: جزوه دکتر اجلالی + کتاب پوران<br />
سیستم عامل: کتاب پارسه<br />
ساختمان داده: کتاب CLRS +جزوه دکتر ابراهیمی مقدم+کتاب پوران<br />
طراحی الگوریتم:کتاب CLRS +جزوه دکتر سید جوادی+کتب پوران<br />
مدار منطقی: جزوه استاد یوسفی+تست های کتاب پوران<br />
کامپایلر: جزوه دکتر کارگهی<br />
طراحی و پیاده سازی: کتاب پرت.ولی همش رو نخوندم و فقط فصول مهم رو خوندم<br />
پایگاه داده: گسترش علوم پایه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
هر درسی از مرجع خونده بشه خیلی بهتره ولی پیشنهادم اینه که نظریه لینز(مخصوصا تمریناتش) و فصول مهم CLRS حتما خونده بشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
نه زمان کارشناسی غیر از یکی دو تا درس فقط جزوه میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من زبانم خوبه و برای کنکور اصلا نخوندمش.سر جلسه هم زیاد براش وقت نذاشتم و فقط سولات کوتاه و ساده رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
توی دروس ریاضی محاسبات و آمار ساده هستند و اگر خونده بشن میشه ۷۰ درصد سوالات این دو درس رو به راحتی جواب داد.سوالات ریاضی مهندسی هم توی رشته ما خیلی پیچیده مطرح نمیشن.تنها درسی که بیشتر کار میبره به نظرم گسسته هستش که احتیاج به تمرین و دقت داره.در کل ریاضیات اگر خونده بشن میشه ۳۰ تا ۴۰ درصد سوالات رو راحت جواب داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من برنامه ریزی هفتگی و ماهانه نداشتم و هر شب قبل از خواب مشخص میکردم که برای فردا چی بخونم.فقط برنامه ریزی کرده بودم که ریاضی مهندسی و آمار و گسسته و دروس مشترک رو تا آخر تابستون تموم کنم و بقیه دروس رو از مهر ماه شروع کنم.از مهر به بعد با بودجه بندی آزمون های پارسه مرور میکردم و جلو میرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها مطالعه میکردم و توی خونه.فکر میکنم بر خلاف دروس دانشگاه بهتره برای کنکور تنها درس بخونیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من کنکور های آزمایشی بود و سعی میکردم با اونها جلو برم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
من هیچ درسی رو فدای دیگری نکردم و همه رو سعی کردم کامل بخونم وهر سر فصلی رو تا اونجور که باید میخوندم ، مطالعه نمیکردم آروم نمی گرفتم.اگر عقب می افتادم حتما جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از اول نرم افزار رو انتخاب کرده بودم ولی تخصصی ها رو از مهر شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
اوایل کندتر بودم چون خیلی از درسا رو تازه داشتم یاد میگرفتم.خیلی وقت ها خسته و نا امید میشدم و میگفتم کاش کارم رو ول نکرده بودم و... اینجور مواقع مادرم و یکی از دوستای نزدیکم خیلی بهم روحیه میدادن و خودم هم سعی میکردم افکار منفی رو از خودم دور کنم و باز با انرژی بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نظریه و کامپایلر رو با دکتر کارگهی کلاس رفتم و خیلی راضی بودم و اگر همراه با کلاس پیش برید واقعا مفید هستش.معماری رو با دکتر اجلالی و گسسته رو با استاد یوسفی و طراحی الگوریتم رو با دکتر سید جوادی رفتم که خوب بودن.ریاضی مهندسی رو پارسه رفتم که خیلی خوب نبود و بد هم نبود.کلاس سیستم عامل دکتر حقیقت هم خوب بود ولی کتابشون انقدر کامله که نیاز به کلاس نداره.در کل بعضی کلاس ها برای یادگیری مفید هستند ولی بعضی بدتر استرس زا هستند و اگر خودمون بخونیم بیشتر نتیجه میگیریم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
کنکور های پارسه رو شرکت میکردم و روند مطالعه ام رو با اونها تنظیم کرده بودم.برای من نقش برنامه ریزی داشت و میزانی بود برای اندازه گیری میزان پیشرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
دروس مشترک و ریاضیات رو از مهر و آبان مرور میکردم و باقی رو دو ماه اخر.هر درسی رو که تموم میکردم سراغ جمع بندیش میرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من روز قبل از کنکور اصلا شرایط خوبی نداشتم چون ۱۰ روز قبل از کنکور پدرم رو از دست دادم و شرایط روحی بسیار بدی داشتم.از لحاظ درسی آماده بودم ولی از لحاظ روحی نه.تا قبل از این اتفاق خیلی به خودم امید داشتم ولی بعد از اون همه ذهنم به هم ریخت.ولی شکر خدا با توکل به خدا تونستم بر اون شرایط سخت غلبه کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
نه هیچ ذهنیتی از سوالات و درصدهام نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه با اینکه خیلی به هم ریخته بودم ولی افکار منفی رو دور ریختم و با خونسردی به سوالات جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله اول ریاضیات بعد دروس مشترک و تخصصی ها و در انتها زبان رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
نه تیپ اکثر سوالات جدید بود وهر سوال رو اول سعی میکردم حلش کنم.اگر وقتگیر یا سخت بود علامت میزدم و میرفتم سراغ سوال بعدی.در انتها برمیگشتم تا ادامه اش رو حل کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه، وقت کم نیاوردم ولی اگر وقتم بیشتر بود زبان و ریاضی رو بهتر میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
نه اصلا جوابام رو چک هم نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
۷۰ درصد تلاش خودم، ۲۰ درصد شرایط مطالعه و زندگی و ۱۰ درصد بقیه عوامل.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
درسم رو ادامه بدم و استاد دانشگاه بشم.در کنارش هم شغلی مرتبط با رشته ام داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
۱۰۰%خیلی زیاد.اگر توکل به خدا نبود نمیتونستم ۹ ماه بی وقفه درس بخونم .بعد از فوت پدرم فقط توکل به خدا تونست منو سر پا نگه داره و خدای بزرگ رو شاکرم که انقدر به من لطف داشته و همیشه کمکم کرده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول از همه مادرم که همیشه باعث دلگرمیم بوده و هست و تمام زندگیم رو مدیونش هستم.پدرم که جاش بین ما خالیه و پدر بزرگ و مادر بزرگ و یکی از دوستانم که ۱۰ روز آخر کنارم بودند و بهم آرامش میدادند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
نه شکر خدا همه دروس رو خونده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 41 : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
بر اساس علاقه و تحقیقاتی که انجام دادم دانشگاه شریف رو انتخاب کردم و بعد از اون دانشگاه تهران رو<br />
که فکر میکنم شریف رو بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴2 : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
از ابتدا هدفشون رو مشخص کنند و برای اون بجنگند و نگذارند که هیچ چیز مانع اونها در رسیدن به هدفشون بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴3 : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه مصاحبه خیلی کاملی بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴4 : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
خیلی سایت خوب و کاملی دارید و صمیمیت بین بچه ها و روحیه کمک به یکدیگری که بین اونها وجود داره واقعا قابل تحسینه.ازشما هم خیلی ممنونم که برای بچه های اینجا وقت میگذارید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
فریما فراهانی-متولد ۱۳۶۷ و ساکن تهران-رتبه ۹ رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کاردانی به کارشناسی خوندم و کارشناسیم رو در رشته نرم افزار گرفتم و سال ۸۹ فارغ التحصیل شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
بمن از زمان دبیرستان به کامپیوتر و برنامه نویسی  علاقه داشتم و به خاطر همین علاقه رشته کامپیوتر رو انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی رو دانشگاه فنی دکتر شریعتی خوندم و رتبه م توی کنکور کاردانی ۲۰ شد. کارشناسی رو دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز خوندم و رتبه ۱ اون کنکور شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
زمان دانشگاه دانشجوی تقریبا خوبی بودم و نمره هام معمولا خوب بودن.درسایی که دوست داشتم رو با علاقه میخوندم و نمره های خوبی هم میگرفتم.اما درسایی که دوست نداشتم رو فقط برای پاس کردن میخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
نزمان تحصیل به فکر ارشد نبودم و بیشتر دوست داشتم کار کنم.از ترم آخر لیسانس رفتم سر کار و برنامه نویسی میکردم.ولی بعد از یک مدت کار کردن تصمیمم عوض شد و تصمیم گرفتم کارم رو رها کنم و برای ارشد بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
از اول نرم افزار رو به خاطر علاقه ام انتخاب کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان ۳۳<br />
ریاضی ۵۰<br />
دروس مشترک  ۵۱<br />
تخصصی نرم افزار ۴۶<br />
تخصصی هوش ۲۲<br />
تخصصی معماری سفید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
درس خوندن دانشگاه خیلی با کنکور متفاوته و شاید ما از هر درسی ۵۰ درصد مطالب رو توی دانشگاه خونده بودیم.اونم خیلی سطحی.من اکثر دروس رو در طول کنکور درست و کامل یاد گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از خرداد ماه شروع کردم به خوندن ولی تا اواسط تیر کار هم میکردم.از ۱۵ تیر کارم رو کنار گذاشتم و به صورت جدی درس خوندن رو شروع کردم.تا بهمن ماه خیلی جدی میخوندم ولی ۱۰ روز قبل از کنکور پدرم رو از دست دادم و شرایطم به طور کل تغییر کرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامه م تقریبا ثابت بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
من همه درس ها رو میخوندم و وقت بیشتر رو برای دروسی میگذاشتم که توشون ضعیف تر بودم نه اونایی که ضریب بیشتری داشتند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله دروسی که ضعبف تر بودم رو زودتر شروع کردم مثل ریاضی مهندسی و معماری کامپیوتر و گسسته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه ریزی زمانی خیلی دقیقی نداشتم مثلا میگفتم سیستم عامل رو باید تا آخر تابستون تموم کنم.اما منابعی که مشخص کرده بودم برای هر درس رو حتما میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
از ویس و فیلم اصلا استفاده نکردم<br />
زبان رو اصلا نخوندم<br />
ریاضی مهندسی: جزوه خلاصه درس پارسه + تست های کتاب پارسه<br />
گسسته:جزوه استاد یوسفی+کتاب پوران<br />
محاسبات:کتاب محاسبات پوران<br />
آمار:کتاب پارسه<br />
نظریه:جزوه دکتر کارگهی+تمرینات لینز<br />
معماری کامپیوتر: جزوه دکتر اجلالی + کتاب پوران<br />
سیستم عامل: کتاب پارسه<br />
ساختمان داده: کتاب CLRS +جزوه دکتر ابراهیمی مقدم+کتاب پوران<br />
طراحی الگوریتم:کتاب CLRS +جزوه دکتر سید جوادی+کتب پوران<br />
مدار منطقی: جزوه استاد یوسفی+تست های کتاب پوران<br />
کامپایلر: جزوه دکتر کارگهی<br />
طراحی و پیاده سازی: کتاب پرت.ولی همش رو نخوندم و فقط فصول مهم رو خوندم<br />
پایگاه داده: گسترش علوم پایه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
هر درسی از مرجع خونده بشه خیلی بهتره ولی پیشنهادم اینه که نظریه لینز(مخصوصا تمریناتش) و فصول مهم CLRS حتما خونده بشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
نه زمان کارشناسی غیر از یکی دو تا درس فقط جزوه میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من زبانم خوبه و برای کنکور اصلا نخوندمش.سر جلسه هم زیاد براش وقت نذاشتم و فقط سولات کوتاه و ساده رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
توی دروس ریاضی محاسبات و آمار ساده هستند و اگر خونده بشن میشه ۷۰ درصد سوالات این دو درس رو به راحتی جواب داد.سوالات ریاضی مهندسی هم توی رشته ما خیلی پیچیده مطرح نمیشن.تنها درسی که بیشتر کار میبره به نظرم گسسته هستش که احتیاج به تمرین و دقت داره.در کل ریاضیات اگر خونده بشن میشه ۳۰ تا ۴۰ درصد سوالات رو راحت جواب داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من برنامه ریزی هفتگی و ماهانه نداشتم و هر شب قبل از خواب مشخص میکردم که برای فردا چی بخونم.فقط برنامه ریزی کرده بودم که ریاضی مهندسی و آمار و گسسته و دروس مشترک رو تا آخر تابستون تموم کنم و بقیه دروس رو از مهر ماه شروع کنم.از مهر به بعد با بودجه بندی آزمون های پارسه مرور میکردم و جلو میرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من تنها مطالعه میکردم و توی خونه.فکر میکنم بر خلاف دروس دانشگاه بهتره برای کنکور تنها درس بخونیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من کنکور های آزمایشی بود و سعی میکردم با اونها جلو برم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
من هیچ درسی رو فدای دیگری نکردم و همه رو سعی کردم کامل بخونم وهر سر فصلی رو تا اونجور که باید میخوندم ، مطالعه نمیکردم آروم نمی گرفتم.اگر عقب می افتادم حتما جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از اول نرم افزار رو انتخاب کرده بودم ولی تخصصی ها رو از مهر شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
اوایل کندتر بودم چون خیلی از درسا رو تازه داشتم یاد میگرفتم.خیلی وقت ها خسته و نا امید میشدم و میگفتم کاش کارم رو ول نکرده بودم و... اینجور مواقع مادرم و یکی از دوستای نزدیکم خیلی بهم روحیه میدادن و خودم هم سعی میکردم افکار منفی رو از خودم دور کنم و باز با انرژی بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نظریه و کامپایلر رو با دکتر کارگهی کلاس رفتم و خیلی راضی بودم و اگر همراه با کلاس پیش برید واقعا مفید هستش.معماری رو با دکتر اجلالی و گسسته رو با استاد یوسفی و طراحی الگوریتم رو با دکتر سید جوادی رفتم که خوب بودن.ریاضی مهندسی رو پارسه رفتم که خیلی خوب نبود و بد هم نبود.کلاس سیستم عامل دکتر حقیقت هم خوب بود ولی کتابشون انقدر کامله که نیاز به کلاس نداره.در کل بعضی کلاس ها برای یادگیری مفید هستند ولی بعضی بدتر استرس زا هستند و اگر خودمون بخونیم بیشتر نتیجه میگیریم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
کنکور های پارسه رو شرکت میکردم و روند مطالعه ام رو با اونها تنظیم کرده بودم.برای من نقش برنامه ریزی داشت و میزانی بود برای اندازه گیری میزان پیشرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
دروس مشترک و ریاضیات رو از مهر و آبان مرور میکردم و باقی رو دو ماه اخر.هر درسی رو که تموم میکردم سراغ جمع بندیش میرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من روز قبل از کنکور اصلا شرایط خوبی نداشتم چون ۱۰ روز قبل از کنکور پدرم رو از دست دادم و شرایط روحی بسیار بدی داشتم.از لحاظ درسی آماده بودم ولی از لحاظ روحی نه.تا قبل از این اتفاق خیلی به خودم امید داشتم ولی بعد از اون همه ذهنم به هم ریخت.ولی شکر خدا با توکل به خدا تونستم بر اون شرایط سخت غلبه کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
نه هیچ ذهنیتی از سوالات و درصدهام نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه با اینکه خیلی به هم ریخته بودم ولی افکار منفی رو دور ریختم و با خونسردی به سوالات جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله اول ریاضیات بعد دروس مشترک و تخصصی ها و در انتها زبان رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
نه تیپ اکثر سوالات جدید بود وهر سوال رو اول سعی میکردم حلش کنم.اگر وقتگیر یا سخت بود علامت میزدم و میرفتم سراغ سوال بعدی.در انتها برمیگشتم تا ادامه اش رو حل کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه، وقت کم نیاوردم ولی اگر وقتم بیشتر بود زبان و ریاضی رو بهتر میزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
نه اصلا جوابام رو چک هم نکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
۷۰ درصد تلاش خودم، ۲۰ درصد شرایط مطالعه و زندگی و ۱۰ درصد بقیه عوامل.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
درسم رو ادامه بدم و استاد دانشگاه بشم.در کنارش هم شغلی مرتبط با رشته ام داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
۱۰۰%خیلی زیاد.اگر توکل به خدا نبود نمیتونستم ۹ ماه بی وقفه درس بخونم .بعد از فوت پدرم فقط توکل به خدا تونست منو سر پا نگه داره و خدای بزرگ رو شاکرم که انقدر به من لطف داشته و همیشه کمکم کرده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول از همه مادرم که همیشه باعث دلگرمیم بوده و هست و تمام زندگیم رو مدیونش هستم.پدرم که جاش بین ما خالیه و پدر بزرگ و مادر بزرگ و یکی از دوستانم که ۱۰ روز آخر کنارم بودند و بهم آرامش میدادند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
نه شکر خدا همه دروس رو خونده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 41 : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
بر اساس علاقه و تحقیقاتی که انجام دادم دانشگاه شریف رو انتخاب کردم و بعد از اون دانشگاه تهران رو<br />
که فکر میکنم شریف رو بیارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴2 : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
از ابتدا هدفشون رو مشخص کنند و برای اون بجنگند و نگذارند که هیچ چیز مانع اونها در رسیدن به هدفشون بشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴3 : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
نه مصاحبه خیلی کاملی بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴4 : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
خیلی سایت خوب و کاملی دارید و صمیمیت بین بچه ها و روحیه کمک به یکدیگری که بین اونها وجود داره واقعا قابل تحسینه.ازشما هم خیلی ممنونم که برای بچه های اینجا وقت میگذارید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 33 هوش مصنوعي ارشد 91]]></title>
			<link>/forum/thread-8012.html</link>
			<pubDate>Tue, 05 Jun 2012 15:42:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8012.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سلام. من محمد(نام کاربری mohammad_13690  ) هستم، متولد سال ۱۳۶۹ در شهر قم، ورودی ۸۷ به رشته ی کامپیوتر (نرم افزار) دانشگاه صنعتی شاهرود با رتبه ۷۰۰۰ کنکور سراسری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته، در حال تحصیل هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
با علاقه و بدون شناخت، این رشته برام انتخاب شد!<br />
همه ی درس های کامپوتر رو خیلی دوست دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
صنعتی شاهرود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
به خاطر معدل درس نخوندم، با علاقه خوندم. درس ها رو توی کلاس یاد میگرفتم و توی فرجه ها می خوندم. اکثر درسها رو دوست داشتم، فقط ریاضی ها رو دوست نداشتم که ۱۰، ۱۱ میشدم، درسهای تخصصی رو اکثرا خیلی دوست داشتم و خوب میشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
نه به ارشد فکر نکرده بودم، از تابستون یادم افتاد کنکور ارشدی هم هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
علاقه شدید به هوش مصنوعی داشتم و دارم و به گرایش های دیگه فکر نمیکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
پارسال آزمایشی شرکت کردم که یه درسایی رو پاس نکرده بودم و درس هم نخونده بودم و رتبه ۲۲۰۰ آوردم.<br />
امسال ۳۳ هوش شدم با این درصدها:<br />
زبان:۳   ،   ریاضی:۳۷   ،    مشترک:۶۵   ،   هوش:۲۳<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
سوالتون رو به دو بخش تفکیک میکنم:<br />
سوال اول: درس خوندن برای پایانترم و برای کنکور متفاوته؟ بله، <br />
توی هر ترم فقط با چند درس روبرو هستیم، اما برای کنکور حجم بالایی رو باید مطالعه کنیم؛ توی ترم خیلی وقت داریم و میتونیم روی تک تک مباحث درسی کار کنیم، اما برای کنکور برای هر درس وقت کمتری داریم؛ توی ترم با درسهایی روبرو هستیم که چیز زیادی ازشون نمیدونیم و باید اون ها رو از نو یاد بگیریم، اما برای کنکور درسهایی رو که مفهومش رو بلدیم دوره میکنیم و مباحثی که توی کنکور میاد رو تست میزنیم؛ توی ترم هدف ما یادگیری عمیق درس هست و توی کنکور هدف ما زدن یه تست بیشتر هست.<br />
سوال دوم: بچه های موفق توی تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه آزمون ارشد دارن؟ بله،<br />
کسایی که برای نمره درس خوندن نه، اما کسایی که با علاقه مفاهیم رو یاد گرفتن و همچنین کسایی که تحلیل کردن رو خوب یاد گرفتن، هم پایانترم موفق هستن هم برای کنکور.<br />
بچه هایی که توی کارشناسی موفق نبودن از نظر من بهتره قبل از این که به کنکوری خوندن فکر کنن، اول دنبال این باشن که فقط و فقط مفهوم درس ها رو خوب یاد بگیرن، بعد برن سراغ تستی و کنکوری خوندن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
بیشتر تلاش های من توی ۴ سال انجام شده بود و قبل از کنکور فقط میخواستم همه ی دروس کارشناسی رو دوره کنم و به صورت تستی کار کنم.<br />
قصد داشتم از اول مهر شروع کنم ، یه مقدار کارها و مشکلاتی که پیش اومد، یه مقدار هم کم همتی باعث شد ترم مهر فقط بتونم ساختمان داده رو از روی پوران بخونم، بعد هم توی یک ماه آخر همه ی دروس رو با سرعت، به سبک کنکوری خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم من قصد داشتم نزدیک کنکور فقط یه مروری روی درس ها بکنم و برنامه طولانی مدت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله. من برای زبان هیچ وقتی صرف نکردم که ۳% هم بیشتر نزدم، ریاضی مهندسی رو که پاس هم نکرده بودم حذف کردم، روی درس های مشترک هم بیشتر وقت گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله مثلا مدار رو چون خیلی ضعیف بودم و میدونستم نتیجه نمیگیرم، نخوندم. <br />
مبحث هایی که میدونستم ضعیفم اما میشه خوند زیادتر خوندم، مثل آمار و فصل های آخر همه ی کتاب ها که بمون درس نداده بودن.<br />
درس هایی رو هم که میدونستم میتونم خوب بزنم بیشتر کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
قبل از شروع از دوستانم پرسیده بودم که برای هر درسی چه کتابی مناسب هست و فقط همونا رو خوندم، تقریبا برای هیچ درسی چند کتاب نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
همونطور که گفتم همه ی دروس رو طی ۴ سال یاد گرفتم، سر کلاس یاد گرفتم و بعد کتاب مرجع خوندم، از این کتابهایی که میگم برای یک ماه آخر استفاده کردم تا درس ها رو دوره کنم. برای هر درس یک کتاب خوندم که اون رو هم از دوستام پرسیدم.<br />
زبان و ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی: حذف.<br />
محاسبات و هوش: تقریبا از هیچ کتابی دوره نکردم.<br />
آمار: دوره از پارسه، کتاب خوبی بود.<br />
گسسته: دوره از پوران، به نظرم نه خوب بود نه بد.<br />
ساختمان: مقسمی، کتاب خوبی بود.<br />
نظریه: دوره از پارسه، کتاب خیلی خوبی بود.<br />
منطقی: دوره از پوران، کتاب بدی نبود.<br />
معماری: دوره از پوران، کتاب بدی نبود.<br />
سیستم: دوره از پوران، کتاب خیلی خوبی بود.<br />
طراحی: دوره از مقسمی، این کتاب کافی نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
اکثر درس ها رو باید از کتاب مرجع خوند، البته توی ترم خودشون. و باید روی مفهوم تمام دروس کار کرد.<br />
کسایی هم که پایه قوی ندارن بهتره قبل از کنکوری خوندن کتاب مرجع بخونن و روی مفهوم دروس کار کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
مرجع میخوندم(البته من ترجمه میخوندم)، جزوه محور نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبان من فعلا متوسط به پایین هست. سر کنکور وقت زبان رو گذاشتم برای مشترک، ۳% هم بیشتر نزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظرم ریاضی هم مثل بقیه درس ها، میشه با کار کردن خیلی خیلی بالا زد. فقط بستگی داره به وقتی که میذارید.<br />
من چون ریاضی مهندسی رو پاس نکرده بودم و چون فقط داشتم درسهایی که بلد بودم رو دوره میکردم، ریاضی مهندسی رو حذف کردم. کسایی که زیاد وقت دارن میتونن هیچ درسی رو حذف نکنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
از نظر من هرکس با توجه به پایه خودش و با توجه به روحیات و توانایی های خودش و با توجه به هدف خودش باید برنامه ریزی داشته باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
یک ماه آخر رو توی کتابخونه درس میخوندم. با همه بچه های کتابخونه دوست بودم. دو تا دوست خیلی خوب هم داشتم که بهم روحیه میدادن و کتاب تست. درکل سعی کنید توی محیط دوستانه، به دور از استرس و شاداب درس بخونید. کتابخونه هم خیلی بهتر از خونه هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
توی ۴ سال درس ها رو با سرعت کم یاد گرفته بودم، توی یه ماه آخر با سرعت زیاد دوره میکردم. معیارم برای اندازه گیری سرعت "کتاب در روز" بود. مثلا میگفتم این کتاب رو باید امروز بخونم، باید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم فقط یه ماه آخر برنامه داشتم و اون هم برنامه ی روزانه. هر موقع هم عقب می افتادم، می گفتم امشب تا این کتاب رو تموم نکنی حق نداری بری خونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
تمام علاقه من هوش مصنوعی هست و هرگز به گرایش دیگه ای فکر نمی کردم و فکر نمی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
هرگز احساس یاس و نومیدی نداشتم (کنکور و غیر کنکور). راجع به سرعت هم "افت و خیز بوده اما متوقف نشده است" ، دلیل کم شدن سرعت من نداشتن انگیزه نبوده گاهی مشکلاتی بوده که پیش اومده ، گاهی کارهایی که انجامشون مهم تر از کنکور ارشد بوده ، گاهی هم کم همتی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من کلاس نرفتم. کسایی که توی مفهوم یه درس مشکل دارن و نمیتونن خودشون کتاب رو بخونن، میتونن کلاس برن یا از دوستاشون کمک بگیرن. من توی ۴ سال همیشه مفهوم درس ها رو برای دوستام توضیح میدادم و این کمک میکنه مفهوم درس رو عمیقتر یاد بگیرید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
آزمایشی سنجش تاریخ ۹ دی ۹۰ رو شرکت کردم، تاریخش هم بهم روحیه میداد. هنوز شروع نکرده بودم به دوره کردن، رتبه م ۱۰ شد البته از ۳۳۳ نفر، این هم بهم روحیه داد.<br />
فکر میکنم دوستان اگه برنامه منظم داشته باشن و کنکور آزمایشی هم شرکت کنن کاملا موفق خواهند بود، البته بگم بعضی دوستان من هدفشون این بود که کنکور آزمایشی رو خوب بدن، به خاطر همین هم مینشستند منابعی که میدونستن از اونا سوال طرح میشه رو میخوندن و حفظ و میکردن مسلما این خیلی بده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
همه ی دروس رو توی ۴ سال خوب خوندم، برای کنکور فقط دوره کردم یا همون جمع بندی. همیشه خلاصه نویسی میکنم و چند بار خلاصه ها رو می خونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
روز قبل از کنکور می گفتم من ۱۰۰% آمادگی لازم رو دارم؛ معیار خاصی هم نیاز نداشتم. معیاری مثل کنکور آزمایشی وقتی نیاز هست که بخواهی بقیه رو قانع کنی آماده هستی، اما برای این که خودت خودت رو آماده بدونی نیاز به معیار نیست نیاز به روحیه قوی و اعتماد به نفس هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
زبان و ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی قانع بودم، بقیه رو میگفتم باید ۱۰۰ بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
سر جلسه کنکور همه چیز بر وقف مراد بود و من خیلی خوشحال بودم، اکثر سوالات از نظرم راحت بود، اونهایی هم که سخت بود نا امید نمیشدم میگفتم حتما برای همه سخت هست. توی هیچ شرایطی هم به هم نمیریختم حتی اگه برگه رو خالی میدادم چون اصلا نتیجه کنکور برام مهم نبود مهم تلاش بود که من کرده بودم نتیجه رو هم توکل کرده بودم به خدا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
ترتیب من این بود که زبان رو آخر بزنم اون هم توی چند دقیقه، بقیه به ترتیب دفترچه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
همیشه و همیشه به جنگ سوال برید، خیلی و خیلی بده دنبال مشابه سوال توی ذهنتون باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نصف بیشتر سوالات زبان رو وقت نداشتم بخونم. چند تا سوال مشترک هم علامت زدم که آخر جلسه بزنم وقت نشد و اما در کل زیاد شدن زمان کمک چندانی نمیکرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب رو مگه کسی از جلسه بیرون میاره؟ دفترچه سوالات رو از مانشت دانلود کردم اما بعضی سوالات رو یادم نبود سر جلسه چی زدم، یه درصدهایی تخمین زدم که کمی نزدیک به همین ها بود. از رتبه م هیچ تخمینی نداشتم و روی پیشبینی موسسات برای رتبه زیر ۵۰ حساب نکرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
[۶۰] دانشگاه کارشناسی و پایه؛<br />
[۰] کلاس کنکور و ... اگه پایه قوی ندارید به این ها نیاز خواهید داشت؛ <br />
[۲۰] شرایط سر کنکور (اعتماد به نفس و آرامش) و شرایط زندگی (خانواده، دوستان و آرامش)، شرایط مطالعه (درست خوندن و آرامش)<br />
[۲۰] معجزه، دعای پدر و مادر معجزه میکنه! و خیلی چیز های دیگه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
تدریس رو دوست دارم.<br />
خیلی دوست دارم بتونم روی یه پروژه ای که به درد امت اسلامی مون میخوره کار کنم. و خیلی دوست دارم توی تغییر وضع اسف بار جهان تاثیری داشته باشم.<br />
بالاترین هدف قابل تصور ما اینه که یه روز مثل "مصطفای عزیز" امام خامنه ای باشیم (شهید احمدی روشن)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
۱۰۰%  تنها و تنها راه رسیدن به موفقیت توکل به خدا و عبادت هست، اگه تعریف از موفقیت رتبه خوب ارشد باشه نه! اگه تعریف موفقیت، خوشبختی و رضایتمندی و آرامش باشه اون هم برای همیشه، خوب این موفقیت و سعادت فقط در دست خداست.<br />
البته رتبه خوب ارشد هم در دست خداست، ممکنه یه نفر رو با رتبه ی خوب امتحان کنه و یه نفر رو با رتبه ی بد امتحان کنه. اما موفقیت اصلی رو خدا فقط به کسایی میده که خودشون دنبال اون موفقیت اصلی بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
موفقیتم در زندگی رو مدیون کسانی هستم که مفهوم زندگی در دنیا را به من آموختند. موفقیتم در کنکور رو هم مدیون خیلی ها بودم به خصوص خانواده م.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه ریاضی مهندسی رو زودتر پاس میکردم و میخوندم؛ اگه پایه زبانم رو قوی میکردم؛ اگه هوش رو می خوندم؛ کنکور که گذشت، الآن مجبور نبودم تابستون بشینم پایه م رو قوی کنم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دوست دارم دانشگاه شریف قبول بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
* قبل از هرچیز مطمئن بشید که میخواهید ارشد بخونید؛ <br />
نه این که کارشناسی رو گرفتیم حالا که همه میرن ارشد ما هم بریم، یا کار گیر نمیاد ارشد بخونیم، یا حقوق و موقعیت اجتماعی مون بالا بره ارشد بخونیم. برای این ها راه راحت تر از ارشد هم هست. درکل فکر کنید شاید تصمیم گرفتید ارشد نخونید و یه کار مفیدتر و بهتر بکنید.<br />
* وقتی مطمئن شدید می خواهید ارشد بخونید، دیگه مهم نیست پایه قوی دارید یا نه، و مهم نیست تا حالا نتیجه خوب گرفتید یا نه، با اراده قوی شروع کنید و با اعتماد به نفس جلو برید و مطمئن باشید با تلاش میشه به هرجایی رسید.<br />
* برای شروع کار به یه برنامه خوب نیاز دارید که بسته به شرایط و خصوصیاتتون باید خودتون برنامه ریزی کنید. حتما خصوصیات شخصی خودتون رو لحاظ کنید مثل سرعت مطالعه، توانایی مطالعه طولانی، وضعیتتون توی هر درس خاص و...<br />
اگه توی مفهوم بعضی درس ها مشکل دارید اول برنامه تون باید قوی کردن پایه توی مفهوم درسها باشه.<br />
* هرگز نگید این یک سال رو به سختی میگذرونم تا بعدا نتیجه خوب بگیرم! بگید این یه سال رو خوب درس میخونم تا بعدا نتیجه خوب بگیرم.<br />
اگه از لحظات فعلی زندگی تون لذت نبرید هیچ وقت لذت نخواهید برد. درس بخونید خوب هم درس بخونید اما توی محیط شاداب و به دور از استرس و همراه آرامش. بی خیال و بی تفاوت و کم همت نباشید، سردرگم و مضطرب و غمزده هم نباشید. رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود؛ خیلی ها مدتی با سرعت و حجم بالا درس خوندن و بعد نزدیکای کنکور که مهمترین وقت هست بریدن! و خیلی ها زیر بار فشار و استرس نتیجه ی عکس گرفتن. طوری درس بخونید که از خود درس خوندن هم لذت ببرید.<br />
* سر جلسه اصلا استرس نداشته باشید؛<br />
خوب چطوری؟ کسی که برای کنکور ارشد این همه زحمت میکشه چطور ممکنه نگران و مضطرب نتیجه نباشه و چطور ممکنه سر جلسه استرس نگیره؟ تنها راه توکل به خداست. معنی توکل این هست: من به این نتیجه رسیدم که بهترین کاری که باید الآن انجام بدم درس خوندن برای ارشد هست، بعد به وظیفه ی خودم عمل کردم، حالا هم خوشحالم که کار درست رو انجام دادم؛ نتیجه هرچیزی خدا بخواد همون میشه، اگه قبول بشم که شکر خدا، اگه قبول نشم شاید صلاحم این بوده(شاید به نفعم بوده قبول نشم)، یا شاید هم خدا بخواد من رو امتحان کنه، به هر حال مهم اینه که من کار درست رو انجام دادم و درس خوندم.<br />
معنی توکل این نیست که مطمئنم خدا میخواد من قبول بشم، خیلی ها به خدا هم توکل کردن و تلاش هم کردن اما توی دنیا نتیجه نگرفتن، اما احساس رضایت و خوشحالی داشتن، نتیجه ش رو هم بعدا میبینن. <br />
کسی که نمیخواد به خدا توکل کنه و میگه من حتما و حتما باید قبول بشم و حتما باید توی دنیا نتیجه زحمت هام رو ببینم این رو بدونه که توی این دنیا هیچ چیز قطعی نیست. تا کنکور معلوم نیست کی زنده و سالم باشه تا بتونه بره سر جلسه کنکور،  یه سردرد یا دندون درد یا یه بدشانسی سر جلسه میتونه نتیجه رو به کلی خراب کنه.<br />
پس تلاشتون رو بکنید و نتیجه رو از خدا بخواهید و به نتیجه کنکور دل نبندید. همیشه به چیز های مهمتر از ارشد فکر کنید.<br />
* ماه آخر قبل از کنکور رو خیلی بیشتر بها بدین و توی این مدت سعی کنید همه ی  دروس رو دوره کنید.<br />
* روز آخر رو اصلا درس نخونید و با خانواده خوش بگذرونید.<br />
* به سبک خودتون مطالبی که فکر میکنید ممکنه یادتون بره خلاصه نویسی کنید و بارها اون رو بخونید. خلاصه ها باید کوتاه باشه، مثلا هر فصل کتاب توی یه برگه آ۴؛ اصلا نباید کسی غیر از شما بتونه اون خلاصه ها رو بخونه، یعنی نباید جمله بندی رسمی داشته باشه، خلاصه یعنی کاغذی که یه نگاه به اون ذهن شما رو به سمت تمام دانسته هاتون هدایت میکنه.<br />
* (خیلی مهم) هردرسی که میخونید، سرفصل های ریز درس رو توی کاغذ بنویسید. روز بعد با نگاه به هر سرفصل کل مطالب رو توی ذهنتون مرور کنید بعد خودتون متوجه میشید چی رو یاد نگرفتید و دوست دارید یه نگاه بندازید.<br />
* اگه با دوستتون درس میخونید دو کار رو انجام بدید، از دوستتون بخواهید براتون توضیح بده، با این کار کوچیک نمیشید، شاید راه حل دوستتون بهتر از شما باشه و شاید صحبت های اون برای شما سوالتی ایجاد کرد که به درک عمیقتر بحث کمک میکنه. <br />
برای دوستتون توضیح بدید، این موقع هست که متوجه میشید چه مباحثی رو عمیق بلد نیستید و نمیتونید توضیح بدید، این موقع هست که اگه یه بحثی رو اشتباه متوجه شدید دوستتون میگه و...<br />
* در کنار تعلیم به تزکیه فکر کنید و روی کمک خدا همیشه حساب کنید.<br />
* هرگز مطالب رو حفظ نکنید بلکه تجزیه و تحلیل کنید، و دنبال این نباشید که این سوال شبیه سوال چند سال چند هست!<br />
بازم بگم؟ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
چه رنگی رو بیشتر دوست داری؟ قرمز <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انتظارم از اعضای مانشت این هست که در کنار درس خوندن به هدفشون از درس خوندن بها بدن و به چیزهای خیلی خیلی مهم تر از کنکور ارشد.<br />
انتظارم از مدیران بخش ها این هست که پست های بچه ها رو پاک نکنن، اگه مجبور شدن پاک کنن، متن پست رو برای کاربر پیام خصوصی کنن.<br />
انتظارم از دکتر این هست که سیستم چت مانشت رو درست کنن.<br />
آرزوی موفقیت دارم هم برای  مدیران مانشت، هم تک تک دوستای مانشتیم که میدونن چقدر دوستشون دارم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سلام. من محمد(نام کاربری mohammad_13690  ) هستم، متولد سال ۱۳۶۹ در شهر قم، ورودی ۸۷ به رشته ی کامپیوتر (نرم افزار) دانشگاه صنعتی شاهرود با رتبه ۷۰۰۰ کنکور سراسری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کارشناسی پیوسته، در حال تحصیل هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
با علاقه و بدون شناخت، این رشته برام انتخاب شد!<br />
همه ی درس های کامپوتر رو خیلی دوست دارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
صنعتی شاهرود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
به خاطر معدل درس نخوندم، با علاقه خوندم. درس ها رو توی کلاس یاد میگرفتم و توی فرجه ها می خوندم. اکثر درسها رو دوست داشتم، فقط ریاضی ها رو دوست نداشتم که ۱۰، ۱۱ میشدم، درسهای تخصصی رو اکثرا خیلی دوست داشتم و خوب میشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
نه به ارشد فکر نکرده بودم، از تابستون یادم افتاد کنکور ارشدی هم هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
علاقه شدید به هوش مصنوعی داشتم و دارم و به گرایش های دیگه فکر نمیکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
پارسال آزمایشی شرکت کردم که یه درسایی رو پاس نکرده بودم و درس هم نخونده بودم و رتبه ۲۲۰۰ آوردم.<br />
امسال ۳۳ هوش شدم با این درصدها:<br />
زبان:۳   ،   ریاضی:۳۷   ،    مشترک:۶۵   ،   هوش:۲۳<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
سوالتون رو به دو بخش تفکیک میکنم:<br />
سوال اول: درس خوندن برای پایانترم و برای کنکور متفاوته؟ بله، <br />
توی هر ترم فقط با چند درس روبرو هستیم، اما برای کنکور حجم بالایی رو باید مطالعه کنیم؛ توی ترم خیلی وقت داریم و میتونیم روی تک تک مباحث درسی کار کنیم، اما برای کنکور برای هر درس وقت کمتری داریم؛ توی ترم با درسهایی روبرو هستیم که چیز زیادی ازشون نمیدونیم و باید اون ها رو از نو یاد بگیریم، اما برای کنکور درسهایی رو که مفهومش رو بلدیم دوره میکنیم و مباحثی که توی کنکور میاد رو تست میزنیم؛ توی ترم هدف ما یادگیری عمیق درس هست و توی کنکور هدف ما زدن یه تست بیشتر هست.<br />
سوال دوم: بچه های موفق توی تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه آزمون ارشد دارن؟ بله،<br />
کسایی که برای نمره درس خوندن نه، اما کسایی که با علاقه مفاهیم رو یاد گرفتن و همچنین کسایی که تحلیل کردن رو خوب یاد گرفتن، هم پایانترم موفق هستن هم برای کنکور.<br />
بچه هایی که توی کارشناسی موفق نبودن از نظر من بهتره قبل از این که به کنکوری خوندن فکر کنن، اول دنبال این باشن که فقط و فقط مفهوم درس ها رو خوب یاد بگیرن، بعد برن سراغ تستی و کنکوری خوندن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
بیشتر تلاش های من توی ۴ سال انجام شده بود و قبل از کنکور فقط میخواستم همه ی دروس کارشناسی رو دوره کنم و به صورت تستی کار کنم.<br />
قصد داشتم از اول مهر شروع کنم ، یه مقدار کارها و مشکلاتی که پیش اومد، یه مقدار هم کم همتی باعث شد ترم مهر فقط بتونم ساختمان داده رو از روی پوران بخونم، بعد هم توی یک ماه آخر همه ی دروس رو با سرعت، به سبک کنکوری خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم من قصد داشتم نزدیک کنکور فقط یه مروری روی درس ها بکنم و برنامه طولانی مدت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
بله. من برای زبان هیچ وقتی صرف نکردم که ۳% هم بیشتر نزدم، ریاضی مهندسی رو که پاس هم نکرده بودم حذف کردم، روی درس های مشترک هم بیشتر وقت گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
بله مثلا مدار رو چون خیلی ضعیف بودم و میدونستم نتیجه نمیگیرم، نخوندم. <br />
مبحث هایی که میدونستم ضعیفم اما میشه خوند زیادتر خوندم، مثل آمار و فصل های آخر همه ی کتاب ها که بمون درس نداده بودن.<br />
درس هایی رو هم که میدونستم میتونم خوب بزنم بیشتر کار کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
<br />
قبل از شروع از دوستانم پرسیده بودم که برای هر درسی چه کتابی مناسب هست و فقط همونا رو خوندم، تقریبا برای هیچ درسی چند کتاب نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
<br />
همونطور که گفتم همه ی دروس رو طی ۴ سال یاد گرفتم، سر کلاس یاد گرفتم و بعد کتاب مرجع خوندم، از این کتابهایی که میگم برای یک ماه آخر استفاده کردم تا درس ها رو دوره کنم. برای هر درس یک کتاب خوندم که اون رو هم از دوستام پرسیدم.<br />
زبان و ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی: حذف.<br />
محاسبات و هوش: تقریبا از هیچ کتابی دوره نکردم.<br />
آمار: دوره از پارسه، کتاب خوبی بود.<br />
گسسته: دوره از پوران، به نظرم نه خوب بود نه بد.<br />
ساختمان: مقسمی، کتاب خوبی بود.<br />
نظریه: دوره از پارسه، کتاب خیلی خوبی بود.<br />
منطقی: دوره از پوران، کتاب بدی نبود.<br />
معماری: دوره از پوران، کتاب بدی نبود.<br />
سیستم: دوره از پوران، کتاب خیلی خوبی بود.<br />
طراحی: دوره از مقسمی، این کتاب کافی نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
اکثر درس ها رو باید از کتاب مرجع خوند، البته توی ترم خودشون. و باید روی مفهوم تمام دروس کار کرد.<br />
کسایی هم که پایه قوی ندارن بهتره قبل از کنکوری خوندن کتاب مرجع بخونن و روی مفهوم دروس کار کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
مرجع میخوندم(البته من ترجمه میخوندم)، جزوه محور نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
سطح زبان من فعلا متوسط به پایین هست. سر کنکور وقت زبان رو گذاشتم برای مشترک، ۳% هم بیشتر نزدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظرم ریاضی هم مثل بقیه درس ها، میشه با کار کردن خیلی خیلی بالا زد. فقط بستگی داره به وقتی که میذارید.<br />
من چون ریاضی مهندسی رو پاس نکرده بودم و چون فقط داشتم درسهایی که بلد بودم رو دوره میکردم، ریاضی مهندسی رو حذف کردم. کسایی که زیاد وقت دارن میتونن هیچ درسی رو حذف نکنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
از نظر من هرکس با توجه به پایه خودش و با توجه به روحیات و توانایی های خودش و با توجه به هدف خودش باید برنامه ریزی داشته باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
یک ماه آخر رو توی کتابخونه درس میخوندم. با همه بچه های کتابخونه دوست بودم. دو تا دوست خیلی خوب هم داشتم که بهم روحیه میدادن و کتاب تست. درکل سعی کنید توی محیط دوستانه، به دور از استرس و شاداب درس بخونید. کتابخونه هم خیلی بهتر از خونه هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
توی ۴ سال درس ها رو با سرعت کم یاد گرفته بودم، توی یه ماه آخر با سرعت زیاد دوره میکردم. معیارم برای اندازه گیری سرعت "کتاب در روز" بود. مثلا میگفتم این کتاب رو باید امروز بخونم، باید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
همونطور که گفتم فقط یه ماه آخر برنامه داشتم و اون هم برنامه ی روزانه. هر موقع هم عقب می افتادم، می گفتم امشب تا این کتاب رو تموم نکنی حق نداری بری خونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
تمام علاقه من هوش مصنوعی هست و هرگز به گرایش دیگه ای فکر نمی کردم و فکر نمی کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
هرگز احساس یاس و نومیدی نداشتم (کنکور و غیر کنکور). راجع به سرعت هم "افت و خیز بوده اما متوقف نشده است" ، دلیل کم شدن سرعت من نداشتن انگیزه نبوده گاهی مشکلاتی بوده که پیش اومده ، گاهی کارهایی که انجامشون مهم تر از کنکور ارشد بوده ، گاهی هم کم همتی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من کلاس نرفتم. کسایی که توی مفهوم یه درس مشکل دارن و نمیتونن خودشون کتاب رو بخونن، میتونن کلاس برن یا از دوستاشون کمک بگیرن. من توی ۴ سال همیشه مفهوم درس ها رو برای دوستام توضیح میدادم و این کمک میکنه مفهوم درس رو عمیقتر یاد بگیرید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
آزمایشی سنجش تاریخ ۹ دی ۹۰ رو شرکت کردم، تاریخش هم بهم روحیه میداد. هنوز شروع نکرده بودم به دوره کردن، رتبه م ۱۰ شد البته از ۳۳۳ نفر، این هم بهم روحیه داد.<br />
فکر میکنم دوستان اگه برنامه منظم داشته باشن و کنکور آزمایشی هم شرکت کنن کاملا موفق خواهند بود، البته بگم بعضی دوستان من هدفشون این بود که کنکور آزمایشی رو خوب بدن، به خاطر همین هم مینشستند منابعی که میدونستن از اونا سوال طرح میشه رو میخوندن و حفظ و میکردن مسلما این خیلی بده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
همه ی دروس رو توی ۴ سال خوب خوندم، برای کنکور فقط دوره کردم یا همون جمع بندی. همیشه خلاصه نویسی میکنم و چند بار خلاصه ها رو می خونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
روز قبل از کنکور می گفتم من ۱۰۰% آمادگی لازم رو دارم؛ معیار خاصی هم نیاز نداشتم. معیاری مثل کنکور آزمایشی وقتی نیاز هست که بخواهی بقیه رو قانع کنی آماده هستی، اما برای این که خودت خودت رو آماده بدونی نیاز به معیار نیست نیاز به روحیه قوی و اعتماد به نفس هست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
زبان و ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی قانع بودم، بقیه رو میگفتم باید ۱۰۰ بزنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
سر جلسه کنکور همه چیز بر وقف مراد بود و من خیلی خوشحال بودم، اکثر سوالات از نظرم راحت بود، اونهایی هم که سخت بود نا امید نمیشدم میگفتم حتما برای همه سخت هست. توی هیچ شرایطی هم به هم نمیریختم حتی اگه برگه رو خالی میدادم چون اصلا نتیجه کنکور برام مهم نبود مهم تلاش بود که من کرده بودم نتیجه رو هم توکل کرده بودم به خدا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
ترتیب من این بود که زبان رو آخر بزنم اون هم توی چند دقیقه، بقیه به ترتیب دفترچه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
همیشه و همیشه به جنگ سوال برید، خیلی و خیلی بده دنبال مشابه سوال توی ذهنتون باشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نصف بیشتر سوالات زبان رو وقت نداشتم بخونم. چند تا سوال مشترک هم علامت زدم که آخر جلسه بزنم وقت نشد و اما در کل زیاد شدن زمان کمک چندانی نمیکرد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب رو مگه کسی از جلسه بیرون میاره؟ دفترچه سوالات رو از مانشت دانلود کردم اما بعضی سوالات رو یادم نبود سر جلسه چی زدم، یه درصدهایی تخمین زدم که کمی نزدیک به همین ها بود. از رتبه م هیچ تخمینی نداشتم و روی پیشبینی موسسات برای رتبه زیر ۵۰ حساب نکرده بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
[۶۰] دانشگاه کارشناسی و پایه؛<br />
[۰] کلاس کنکور و ... اگه پایه قوی ندارید به این ها نیاز خواهید داشت؛ <br />
[۲۰] شرایط سر کنکور (اعتماد به نفس و آرامش) و شرایط زندگی (خانواده، دوستان و آرامش)، شرایط مطالعه (درست خوندن و آرامش)<br />
[۲۰] معجزه، دعای پدر و مادر معجزه میکنه! و خیلی چیز های دیگه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
تدریس رو دوست دارم.<br />
خیلی دوست دارم بتونم روی یه پروژه ای که به درد امت اسلامی مون میخوره کار کنم. و خیلی دوست دارم توی تغییر وضع اسف بار جهان تاثیری داشته باشم.<br />
بالاترین هدف قابل تصور ما اینه که یه روز مثل "مصطفای عزیز" امام خامنه ای باشیم (شهید احمدی روشن)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
۱۰۰%  تنها و تنها راه رسیدن به موفقیت توکل به خدا و عبادت هست، اگه تعریف از موفقیت رتبه خوب ارشد باشه نه! اگه تعریف موفقیت، خوشبختی و رضایتمندی و آرامش باشه اون هم برای همیشه، خوب این موفقیت و سعادت فقط در دست خداست.<br />
البته رتبه خوب ارشد هم در دست خداست، ممکنه یه نفر رو با رتبه ی خوب امتحان کنه و یه نفر رو با رتبه ی بد امتحان کنه. اما موفقیت اصلی رو خدا فقط به کسایی میده که خودشون دنبال اون موفقیت اصلی بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
موفقیتم در زندگی رو مدیون کسانی هستم که مفهوم زندگی در دنیا را به من آموختند. موفقیتم در کنکور رو هم مدیون خیلی ها بودم به خصوص خانواده م.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
اگه ریاضی مهندسی رو زودتر پاس میکردم و میخوندم؛ اگه پایه زبانم رو قوی میکردم؛ اگه هوش رو می خوندم؛ کنکور که گذشت، الآن مجبور نبودم تابستون بشینم پایه م رو قوی کنم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
دوست دارم دانشگاه شریف قبول بشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
* قبل از هرچیز مطمئن بشید که میخواهید ارشد بخونید؛ <br />
نه این که کارشناسی رو گرفتیم حالا که همه میرن ارشد ما هم بریم، یا کار گیر نمیاد ارشد بخونیم، یا حقوق و موقعیت اجتماعی مون بالا بره ارشد بخونیم. برای این ها راه راحت تر از ارشد هم هست. درکل فکر کنید شاید تصمیم گرفتید ارشد نخونید و یه کار مفیدتر و بهتر بکنید.<br />
* وقتی مطمئن شدید می خواهید ارشد بخونید، دیگه مهم نیست پایه قوی دارید یا نه، و مهم نیست تا حالا نتیجه خوب گرفتید یا نه، با اراده قوی شروع کنید و با اعتماد به نفس جلو برید و مطمئن باشید با تلاش میشه به هرجایی رسید.<br />
* برای شروع کار به یه برنامه خوب نیاز دارید که بسته به شرایط و خصوصیاتتون باید خودتون برنامه ریزی کنید. حتما خصوصیات شخصی خودتون رو لحاظ کنید مثل سرعت مطالعه، توانایی مطالعه طولانی، وضعیتتون توی هر درس خاص و...<br />
اگه توی مفهوم بعضی درس ها مشکل دارید اول برنامه تون باید قوی کردن پایه توی مفهوم درسها باشه.<br />
* هرگز نگید این یک سال رو به سختی میگذرونم تا بعدا نتیجه خوب بگیرم! بگید این یه سال رو خوب درس میخونم تا بعدا نتیجه خوب بگیرم.<br />
اگه از لحظات فعلی زندگی تون لذت نبرید هیچ وقت لذت نخواهید برد. درس بخونید خوب هم درس بخونید اما توی محیط شاداب و به دور از استرس و همراه آرامش. بی خیال و بی تفاوت و کم همت نباشید، سردرگم و مضطرب و غمزده هم نباشید. رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود؛ خیلی ها مدتی با سرعت و حجم بالا درس خوندن و بعد نزدیکای کنکور که مهمترین وقت هست بریدن! و خیلی ها زیر بار فشار و استرس نتیجه ی عکس گرفتن. طوری درس بخونید که از خود درس خوندن هم لذت ببرید.<br />
* سر جلسه اصلا استرس نداشته باشید؛<br />
خوب چطوری؟ کسی که برای کنکور ارشد این همه زحمت میکشه چطور ممکنه نگران و مضطرب نتیجه نباشه و چطور ممکنه سر جلسه استرس نگیره؟ تنها راه توکل به خداست. معنی توکل این هست: من به این نتیجه رسیدم که بهترین کاری که باید الآن انجام بدم درس خوندن برای ارشد هست، بعد به وظیفه ی خودم عمل کردم، حالا هم خوشحالم که کار درست رو انجام دادم؛ نتیجه هرچیزی خدا بخواد همون میشه، اگه قبول بشم که شکر خدا، اگه قبول نشم شاید صلاحم این بوده(شاید به نفعم بوده قبول نشم)، یا شاید هم خدا بخواد من رو امتحان کنه، به هر حال مهم اینه که من کار درست رو انجام دادم و درس خوندم.<br />
معنی توکل این نیست که مطمئنم خدا میخواد من قبول بشم، خیلی ها به خدا هم توکل کردن و تلاش هم کردن اما توی دنیا نتیجه نگرفتن، اما احساس رضایت و خوشحالی داشتن، نتیجه ش رو هم بعدا میبینن. <br />
کسی که نمیخواد به خدا توکل کنه و میگه من حتما و حتما باید قبول بشم و حتما باید توی دنیا نتیجه زحمت هام رو ببینم این رو بدونه که توی این دنیا هیچ چیز قطعی نیست. تا کنکور معلوم نیست کی زنده و سالم باشه تا بتونه بره سر جلسه کنکور،  یه سردرد یا دندون درد یا یه بدشانسی سر جلسه میتونه نتیجه رو به کلی خراب کنه.<br />
پس تلاشتون رو بکنید و نتیجه رو از خدا بخواهید و به نتیجه کنکور دل نبندید. همیشه به چیز های مهمتر از ارشد فکر کنید.<br />
* ماه آخر قبل از کنکور رو خیلی بیشتر بها بدین و توی این مدت سعی کنید همه ی  دروس رو دوره کنید.<br />
* روز آخر رو اصلا درس نخونید و با خانواده خوش بگذرونید.<br />
* به سبک خودتون مطالبی که فکر میکنید ممکنه یادتون بره خلاصه نویسی کنید و بارها اون رو بخونید. خلاصه ها باید کوتاه باشه، مثلا هر فصل کتاب توی یه برگه آ۴؛ اصلا نباید کسی غیر از شما بتونه اون خلاصه ها رو بخونه، یعنی نباید جمله بندی رسمی داشته باشه، خلاصه یعنی کاغذی که یه نگاه به اون ذهن شما رو به سمت تمام دانسته هاتون هدایت میکنه.<br />
* (خیلی مهم) هردرسی که میخونید، سرفصل های ریز درس رو توی کاغذ بنویسید. روز بعد با نگاه به هر سرفصل کل مطالب رو توی ذهنتون مرور کنید بعد خودتون متوجه میشید چی رو یاد نگرفتید و دوست دارید یه نگاه بندازید.<br />
* اگه با دوستتون درس میخونید دو کار رو انجام بدید، از دوستتون بخواهید براتون توضیح بده، با این کار کوچیک نمیشید، شاید راه حل دوستتون بهتر از شما باشه و شاید صحبت های اون برای شما سوالتی ایجاد کرد که به درک عمیقتر بحث کمک میکنه. <br />
برای دوستتون توضیح بدید، این موقع هست که متوجه میشید چه مباحثی رو عمیق بلد نیستید و نمیتونید توضیح بدید، این موقع هست که اگه یه بحثی رو اشتباه متوجه شدید دوستتون میگه و...<br />
* در کنار تعلیم به تزکیه فکر کنید و روی کمک خدا همیشه حساب کنید.<br />
* هرگز مطالب رو حفظ نکنید بلکه تجزیه و تحلیل کنید، و دنبال این نباشید که این سوال شبیه سوال چند سال چند هست!<br />
بازم بگم؟ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
چه رنگی رو بیشتر دوست داری؟ قرمز <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
انتظارم از اعضای مانشت این هست که در کنار درس خوندن به هدفشون از درس خوندن بها بدن و به چیزهای خیلی خیلی مهم تر از کنکور ارشد.<br />
انتظارم از مدیران بخش ها این هست که پست های بچه ها رو پاک نکنن، اگه مجبور شدن پاک کنن، متن پست رو برای کاربر پیام خصوصی کنن.<br />
انتظارم از دکتر این هست که سیستم چت مانشت رو درست کنن.<br />
آرزوی موفقیت دارم هم برای  مدیران مانشت، هم تک تک دوستای مانشتیم که میدونن چقدر دوستشون دارم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با Masoud05 رتبه 253 هوش مصنوعی]]></title>
			<link>/forum/thread-8003.html</link>
			<pubDate>Tue, 05 Jun 2012 14:22:39 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-8003.html</guid>
			<description><![CDATA[2 نکته:<br />
1- چیزایی که بنظرم مهمتر بود رو با رنگ آبی مشخص کردم .<br />
2- اینها فقط تجربیات منه و ادعایی درباره آنها ندارم :<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱- اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
متولد 1367 و ساکن شیراز هستم . در گرایش هوش مصنوعی رتبه 253 رو کسب کردم  ، احساس کردم شاید تجربیاتم  برای کسی مفید باشه به همین خاطر هم سعی کردم مطالبی که می تونه مفید باشه رو بطور کامل نوشتم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۲- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
من کاردانی و کارشناسی ناپیوسته رو در دانشکده مهندسی باهنر شیراز در گرایش نرم افزار خواندم و در سال 1389 فارغ التحصیل شدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۳- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
-  درابتدا مشاوره با دیگران و سپس تحقیقاتم، منو به این رشته علاقه مند کرد البته مسائل دیگه ای هم دخیل بود که برای جلوگیری از طولانی شدن این مصاحبه از بیان آنها خودداری میکنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۴- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span>  دانشکده مهندسی باهنر شیراز ، هم کاردانی و هم کارشناسی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۵- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
- دانشجویی بودم که بعضا شب امتحان هم نمی خوندم البته همین جا بگم که پشیمونم و یکی از دلایلی که منو وادار به ادامه تحصیل کرد همین کم کاریا بود و انگیزه برای جبران گذشته . برخی از دروس رو خیلی دوست داشتم مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم اما بعضی درسا مثل مهندسی نرم افزار برام خسته کننده بود و زیاد به فکر نمره نبودم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۶- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
از ابتدا که وارد دانشگاه شدم به تحصیلات تکمیلی فکر میکردم اما اینکه کی بطور جدی وارد میدان شدم مربوط میشه به مهرماه 1389 .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۷- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
-  ترم 3 کارشناسی ناپیوسته ، استاد درس گرافیک کامپیوتری 2 مباحث جالبی از هوش مصنوعی رو برامون میگفت ، از همون موقع تصمیم گرفتم که در گرایش هوش ادامه تحصیل بدم و همین کار رو هم کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۸- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان : سفید //// ریاضی 20% /// مشترک 40 /// تخصصی 44 /// درصد دروس مشترک و تخصصی رو گرد کردم<br />
2 بار شرکت کردم  اما رتبه سال قبل به شدت ناامید کننده بود .همینجا باید بگم که رتبه بد در 1 سال دلیلی برای بد شدن رتبه در سال بعد نیست !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">- افرادی که در حین تحصیل خوب خوندن مسلما راحت تر پیش میرن چراکه با مباحث آشنایی بیشتری دارند ، اما واقعیت این هست که روش خوندن برای کنکور و برای امتحان پایان ترم با هم تفاوت داره ، پس کسی که در حین تحصیل خوب نخونده با صرف مقداری زمان تحت عنوان " دوره پیش نیاز " میتونه خودش رو وارد میدان رقابت کنه . این دوره با خواندن کتاب های مرجع همراه هست ( البته نه برای هر درسی – در زیر به این موارد اشاره میکنم )</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من سال قبل هم خوندم که نتیجه اون فقط جبران کم کاری در حین تحصیل بود ، اگر کمی بیشتر میخواندم و هدفمند مطالعه میکردم همان سال نتیجه میگرفتم ، به هر حال برای کنکور 91 از اواسط تابستان شروع به خواندن کردم . در آن موقع من در حین خدمت سربازی بودم . هر چند محل خدمتم خوب بود اما بالاخره زمان زیادی از طول روز رو به خودش اختصاص میداد ( ساعت 2 بر میگشتیم خونه ، تا نهار بخورم و کمی استراحت میشد 5 عصر ، شب هم که باید زود میخوابیدم ) این روال تا اواخر آبان ماه طول کشید . از آذر تا کنکور روزانه حدود 6 ساعت مفید میخوندم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
 برنامه ام بر اساس میزان پیشرفتی که میکردم بطور پویا و معمولا بصورت  هفتگی تغییر میکرد . اما بازه های زمانبدی اصلیم ، 15 روزه بود <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲: بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
- من سعی کردم از هر  گروه ریاضی – مشترک – تخصصی  حداقل در 1 یا 2 درس تبحر پیدا کنم . اما برای مشترک ها حساب ویژه ای باز کردم و سعی کردم حداقل در 4 درس این گروه خوب باشم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
 بله .صد در صد همینطوره . من توی ریاضیا ضعیف بودم . از طرفی درسی مثل آمار خیلی زمان بر هست و طبعا باید میزان بیشتری برای آن وقت صرف کرد و یا درسی مثل مدار منطقی که بنده برای کنکور کاردانی پیوسته ( تقریبا با همین سر فصل! ) کارشناسی ناپیوسته و آزمون ارشد سال قبل خوندم ، نیاز به زمانی به مراتب کمتر از سایر دروس داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۴ -خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">من از روزی که قصد داشتم برای ارشد بخونم کتابام مشخص بود حتی کتاب های کمکیم . برای هر درس 1 کتاب مرجع داشتم ( منظورم از مرجع ، کتاب کنکوری اصلیم هست مثلا برای مدار منطقی پوران پژوهش مرجع من بود ) . زمانبدی که داشتم طوری بود که حتما تمام کتب مرجع رو تمام میکردم . از طرفی میدونستم چیا مهمه و چه فصل هایی رو باید بهتر بخونم ، برای این فصل ها هم کتاب کمکی در نظر داشتم ، اما سایر فصول درسا رو در صورتی میخوندم که وقت میکردم<br />
اینطوری بگم که همه مطالب رو حداقل 1 بار خوندم اما مطالب مهم رو از چند کتاب میخوندم<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
 فقط کتاب یا جزوه.</span><br />
<br />
این سوال مورد علاقه ام بود چه الان و چه زمانی که دنبال کتاب میگشتم :<br />
<br />
ریاضی مهندسی :  این درس رو نخوندم اما تحقیقاتم میگه که کتاب مهندس کریمی خوبه<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">آمار مهندسی : فقط پارسه ، کافی کافیه فقط بعضی  مطالبش زیادیه که میتونید بر اساس تست های سال های اخیر این بخش ها رو پیدا کنید و به یه خوندن سطحی از این بخشا اکتفا کنید. حل تستش هم بینظیره چون اینقدر کامله که خودش یه مرور محسوب میشه<br />
<br />
محاسبات عددی : راهیان ارشد برای شروع عالیه . من این درس رو اصلا نداشتم تو کارشناسی و با خوندن این کتاب ، تو این درس راه افتادم البته این کتاب بعضی مطالب رو نداره که میتونید از کتاب پوران یا پارسه برای تکمیلش استفاده کنید<br />
<br />
گسسته : کتاب پوران خیلی خوبه اما من خودم کتاب سپاهان رو میپسندم هم توضیحش بهتره و هم حل تستش . اگه نیاز به مرجع داشتید میتونید از گریمالدی استفاده کنید . اما تست های مهندسی کامپیوتر واقعا ساده هستن ( اونایی که سخته به این راحتیا حتی با خوندن گریمالدی هم نمیشه جواب داد ) ، بیشتر پیشنهاد میکنم که بچه های فناوری از گریمالدی استفاده کنن. از جزوه 90% پارسه هم استفاده کردم<br />
<br />
ساختمان داده : درس بسیار زیبایی هست . تست های سال های اخیر این درس بسیار مفهومی شده . پیشنهاد میکنم که مباحث درهم سازی + درخت جستجوی دودویی از روی کتاب مقدمه ای بر الگوریتم ها (تالیف کرمن و ... ) بخونید (راجع به این کتاب در درس طراحی الگوریتم بیشتر صحبت میکنم ) . برای کتاب کنکوری هم زیاد فرقی نداره چی میخونید اما اگه پارسه رو با کتاب مقسمی و یا پوران ترکیب کنید عالیه . پارسه و مقسمی خوب تست ها رو حل کردن . اگر پارسه رو ندارید پوران + مقسمی بخونید که اینم یه ترکیب خوبیه. دکتر قدسی هم کتابی دراین مورد داره که بیشتر مباحث اون از کتاب کرمن آورده شده ، فقط فصلی داره (اگه اشتباه نکنم ) به عنوان داده ساختارهای اولیه که تو این فصل مباحثی مثل لیست پیوندی ، پشته و صف رو بهتر از کرمن گفته. اگه این کتاب رو ندارید زیاد نگران نباشید اما اگه بتونید یه نگاه بهش بندازین بد نیست ( بعضی از فصلهاش برای کنکور مهم نیست ، در کل تو 1 روز مطالب اصلیش رو میشه خوند ) <br />
<br />
نظریه زبان : این درس از اون درسایی که واقعا کتاب تست خوب براش نیست ( لااقل من ندیدم ) . یه روز یه تست دیدم که جوابش برام عجیب بود . رفتم از کتاب پارسه بررسی کردم دیدم یه چیز دیگه میگه ، رفتم گسترش علوم پایه رو دیدم، دیدم یه چیز دیگه میگه ، همینطور جزوه سید جوادی + مدرسان شریف + جبل عاملی (انتشارات ارکان ) + جهش . در کل من از 7 کتاب این تست رو بررسی کردم ( بعضی از کتابا مال دوستان بود ، این همه کتاب که خودم نداشتم! ) 4 تا گزینه 2 زده بودند و 3 تا هم گزینه 3 . اینجا معلوم میشه بعضی از تست ها ش چقدر پیچیده هستن اما انصافا بعضی تستاش خیلی ساده هست .<br />
توصیه من اینه که حتما کتاب لینز رو با تمریناتش بخونید . تمریناش مهم تر از خودشه . برای تست هم من کتاب انتشارات ارکان نوشته جبل عاملی رو خیلی پسندیدم هر چند این کتاب هم مثل سایر کتابا غلط زیاد داره . پارسه هم خوب بود اما اصلا کامل نیست و میتونید بعنوان یه کتاب کمکی ازش استفاده کنید. جزوه 90% پارسه هم استفاده کردم و خیلی خوب بود . <br />
<br />
مدار منطقی : من امسال پوران رو خوندم و همه تستاش رو هم زدم . سال قبل هم پوران رو خوندم اما فقط 2 تست زدم ( امسال و سال قبل تستاش از نظر سطح سوال در یه حد بود ) اینجا معلوم میشه که تحلیل تست چقدر مهمه چون من برای امسال تست ها رو به دقت تحلیل میکردم . بنظرم برای این درس کتاب مرجع نیاز نیست و پوران و یا راهیان ارشد براش کافیه.<br />
<br />
معماری: پوران + پترسون برای جاهایی که متوجه نمیشید .<br />
<br />
سیستم عامل : بنظرم پارسه خیلی خوبه . اما اگه ندارینش میتونید از کتاب پوران نوشته موسوی طیبی هم استفاده کنید . این دو کتاب بسیار بهم شبیه هستند ( با همکاری هم نوشته شده ، میتونید به مقدمه کتاب پوران مراجعه کنید) .<br />
<br />
مدار الکتریکی : اگه این درس رو پاس نکردید برید کلاس . تنها درسیه که میگم برید کلاس سایر دروس با خودتونه . کتاب پارسه خیلی جالبه . <br />
<br />
طراحی الگوریتم : برای مرجع از کرمن استفاده کنید بهمراه تمریناتش . امسال من فقط برخی از تمرینات فصل گرافش رو حل کردم . اگه اشتباه نکنم باهاش به راحتی 2 تست کنکور رو زدم . تست های امسال سنگین بود ، فکر کنم 4 تا صحیح زدم . در کل خوندن کتاب کرمن خیلی خیلی مهم و لذت بخشه . مخصوصا مطالبی مثل درخت بازگشت ، درهمسازی ، هیپ ، مرتب سازی با مرتبه زمانی خطی و از همه مهمتر بخش گرافش که شامل مقدمه و الگوریتم های درخت پوشای مینیمم و کوتاه هترین مسیر ها هست .<br />
برای کتاب کنکوری هم من از سپاهان استفاده کردم که خلاصه جالبی از کرمن بود . البته سال قبل پوران رو خونده بودم و می دونستم باید کجاهای پوران رو دوباره بخونم .<br />
بنظرم اگه کرمن رو بخونید + پوران کافیه . تنها مشکل اینه که پوران تو حل تست ضعیفه . من خودم از سپاهان استفاده میکردم ( اما بگم که مجموعه تست مقسمی + پارسه رو هم برای تشریح بیشتر تست ها داشتم ) شما باید یه منبع دیگه هم برای حل تست داشته باشید . این منبع میتونه یک کتاب درسی دیگه باشه و یا یک کتاب مجموعه تست سال های اخیر ( مثلا گسترش علوم پایه و یا خود انتشارات سنجش ) .اینم بگم که تا خدی از جزوه سید جوادی هم استفاده کردم و خوب بود بنظرم.<br />
<br />
هوش مصنوعی : من از پوران استفاده کردم که خلاصه خوبی بود اما حل تستش وحشتناک بود. برای جبران این مشکل از کتاب مجموعه تست گسترش علوم پایه استفاده کردم که عالی بود .حل تست پارسه رو هم  یه نگاه انداختم. شما میتونید مثل من عمل کنید و یا اینکه کتاب راهیان ارشد رو که خیلی تعریفش شنیدم رو استفاده کنید. در ضمن برای این درس تست کمه . من برای جبرانش از تست های کنکور آزمایشی پارسه استفاده کردم . تست های امسالش متوسط بود اما اگه تست های سال قبلش رو تهیه کنید عالیه ( سال 89 که میشه برای کنکور 90 )<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
– بنظرم بسته به سطح داوطلب داره اما من بر اساس یک دانشجوی متوسط 3 گروه میتونم تصور کنم :<br />
واجب : نظریه + الگوریتم+ بخش از معماری کامپیوتر + ساختمان داده ( فصل هایی که در بالا مطرح شد ) <br />
توصیه شده : فصل هایی از هوش مصتوعی راسل <br />
اختیاری و جهت رفع اشکال :  مدار الکتریکی + مدار منطقی +سیستم عامل +  کلیه دروس ریاضی (برای ریاضی بیشتر به فکر تمرین کردن باید بود + مرور منظم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۷-یا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
معمولا جزوه محور بودم بغیر از درس ساختمان داده (هورویتز + لیپ شوتز) و نظریه(لینز ) و سیستم عامل ( استالینگ) و طراحی الگوریتم ( نیپولیتان)هیچ درس کنکوری دیگه ای رو از کتاب مرجع استفاده نکردم حتی برای هوش مصنوعی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۸-زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span> <br />
<br />
سطح زبانم متوسطه اما تصمیم داشتم سر جلسه درس های دیگه رو بزنم . اینم یه اشتباه بود چون سوالات زبان امسال خیلی ساده بود اما من روی ریاضی وقت گذاشتم و تست هایی رو که با صرف زمان زیادحل کردم غلط از آب درآمد و بخاطر همون تست هایی که در دور اول زدم ، درصد ریاضیم 20 شد . زبان رو بنظرم کم کم و بطور تفریحی از تابستان  شروع به خوندنش کنید .(منظورم از تفریحی اینه که روزانه در هر ساعتی که خودتون دلتون خواست یه مقدار براش وقت بزارین )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span> <br />
<br />
بنظرم میشه بالا زد . من خودم آنچنان که باید براش هزینه نکردم . اما بنظرم خیلی راحت تر از ریاضی عمومی کنکور های مقاطع قبلیمون هست . تا جایی هم که میتونید حذف نکنید مگه اینکه خیلی خیلی وقت کم باشه که در این صورت حذف 1 درس ریاضی شاید بهترین کار باشه ( دقت کنید گفتم که مطمئن هستید وقت خیلی کم میارید و بعدا درسی رو حذف میکنید )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">برنامه من به 3 دوره زمانی تقسیم میشد . در مرحله اول درسایی که باهاشون کاملا مشکل داشتم ( چه از نظر علمی و چه از نظر حجمی ) رو شروع کردم . مثلا آمار و مدارا الکتریکی + لینز و کرمن ( با این 2 تا مشکلی غیر از حجمش نداشتم ) . این دوره بهتره توی تابستان شروع و تمام بشه و در آن دروسی که باهاش مشکل دارید رو کنار میزارید ( بر اون غلبه میکنید) . <br />
یه نکته بگم : بعضیا میگن من با درسی شروع میکنم که ساده هست ، اما من میگم شما باید با درسی شروع کنید که مشکله ، علتش اینه که این درسه بخاطر ترسی که ازش دارید مدام به عقب میندازینش و نزدیک های کنکور به علت حجم زیاد مطالب برای مرور و تست زدن ، درس رو حذف میکنید ، به قول برایان تریسی قورباغه رو قورت بده!<br />
مرحله دوم یه مرحله جامع هست یعنی همه دروس و همه تستا زده میشه . <br />
یه نکته درباره تست زدن بگم : بهتره هر فصل که میخونید تعدادی تست بزنید اما همه تست ها رو نزنید چراکه ممکنه با بی حوصلگی اونا رو رد کنید و در ضمن وقتی 10 تا تست یه مبحث زدید ، تو اون لحظه ممکنه سایر تست ها هم بزنید چون دیگه خیلی مطالب تکراری شده . اما من میگم تست ها رو تقسیم بندی کنید و برای مرور کردن ، سایر تست هایی که نزدید رو بزنید ، 2 راه میتونید داشته باشید<br />
الف  - مثلا تست های مضرب 5 رو بزنید . این روش یک ایراد بزرگ داره اونم اینه که بعضی فصل ها تست کم داره و باید مثلا تست ها رو زوج و فرد کنید و بعضی فصل ها تست زیاد داره و باید تست های مثلا ضریب 5 رو بزنید ، این باعث میشه که یکم سر درگم باشید مگر اینکه اول هر فصل بنویسید تست های با چه مضربی رو زدید<br />
ب- روش خودم : زحمت میکشید یه فرم پاسخ نامه تستی درست میکنید شبیه اونی که تو کنکور میدن اما تا شماره 100 کافیه ( هم کاغذ کمتری مصرف میشه و هم کوچولوتره ) . از این فرم به تعداد فصول همه دروس کپی میگیرید ( میتونید فرضا 4 تاش رو تو یه برگ بزارید و کپی بگیرید بعداً جداش کنید ) . اینطوری حتی میتونید تست ها رو رندوم بزنید .<br />
نکته دیگه : من تست ها رو به 4 دسته تقسیم کردم<br />
1- تست های بی فایده : تست هایی که کلا غلطه و نکته ای در آن نیست  و یا دقیقا تکراری سال های قبله . این تست ها رو روی شماره شون یه ضربدر میزدم که به معنی حذف بود<br />
2- تست های کم ارزش : تست هایی که در صورتی که وقت اضاف میاوردم ، مجدداً حل میکردم . برای این تست ها کاری به شماره سوال نداشتم ( بدون علامت ) <br />
3- تست های مهم : تست هایی که باید مرور بشن . با یه دایره پیرامون شماره سوال معلوم میشد<br />
4- تست های دوره ای: تست هایی بودن که با خوندنشون خیلی از مطالب دوره میشه ، مثلا حل تست شامل یادآوری های زیاده و یا اینکه خودتون با حاشیه نویسی برای این تست ، این تست رو به یه تست کامل برای مرور درس تبدیل کردید . این تست ها رو با ماژیک فسفری روی شماره سوال مشخص میکردم .<br />
اما مرحله سوم : فقط دوره کردن تست ها و مرور مطالب بود <br />
من در حین مرحله دوم مطالب رو خلاص نویسی میکردم و تو یه دفتر مینوشتم ، اگه هم جایی نیاز بود کنار کتاب حاشیه نویسی میکردم . البته برای دروس معماری – سیستم عامل و هوش خلاصه نویسی نکردم چون خیلی حجیم میشه ( برای اینا اکتفا کردم به نوشتن فرمول یا نکات کلیدی)<br />
میزان خلاصه نویسی هم بسته به درسش بود مثلا مدار منطقی حدود 15 صفحه و الگوریتم ( سنگین ترین خلاصه ) 25 صفحه بود . <br />
انشاالله یه نمونه از این خلاصه ها رو براتون خواهم گذاشت . یه نکته دیگه هم بگم که خیلی مهمه و اون اینه که سعی کنید تست ها رو به دقت تحلیل کنید. من برای تحلیل تست های سال های اخیر حداقل 3 منبع داشتم (2 موردش کتاب مجموعه تست بود )<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۱-آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
 در خانه و تنها . بسته به خود شخص داره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
معیار پیشرفت خوب فهمیدن و تست زدن بود . برای درسای ساده معیار پیشرفت تعداد صفحاتی که خونده بودم ، بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
کتاب اصلی (مرجع = همون کتابهای تستی اصلیم) رو که باید تموم میکردم به هر قیمیتی . اما کتابای جانبی که در بالا گفتم رو میتونستم حذف کنم . حذف درس در مراحل آخر بنظرم معقوله ( البته بشرطی که واقعا راهی نداشته باشید و گرفتار باشد )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۴-اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از اول به هوش مصنوعی فکر میکردم . حتی رشته هایی مثل فناوری اطلاعات رو هم شرکت نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
<br />
 کند شدن سرعتم غالبا  بخاطر این بود که با یه مسئله یا مبحثی روبرو میشدم که برام سخت بود . مشکل خاصی نداره چون برخی از مباحث هم ساده تر از اونی بود که فکرش میکردم و براش برنامه ریزی کرده بودم . زمان این به پای اون در!<br />
ناامیدی که خیلی کم پیش میومد اما ، با یه تفریح چند ساعته با دوستان ، درستش میکردم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
کلاس کنکور بنظرم در حالت عادی نیاز نیست . من خودم محاسبات رو پاس نکرده بودم و خودم تنها خوندمش ( بدون کمک کسی ) و تونستم 2 تا رو بزنم که برام کافی بود . مدار الکتریکی رو کلاس رفتم اما چون با کلاس پیش نرفتم بدردم نخورد . سایر دروس هم بنظرم کلاس نمیخواد مگر اینکه واقعا در اون درس ضعیف باشید و بدونید که رسیدن به حد نرمال بسیار بیش از معمول زمان میخواد . در کل با کلاس مخالفم ( غیر درس مدارالکتریکی که خودم هم رفتم ). بنظرم خیلی از درسا رو میشه خودت بخونی و از دردسر رفت و آمد اونم تو شهر های شلوغ و اون ترافیک اعصاب خردکنش بعلاوه هزینه های سنگین جلوگیری کرد .<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">مانشت:۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
شرکت کردم اما برای اینکه تبلیغ نشه نمیگم کجا رفتم ( جای بیخودی بود هر چند اسمش رو همه شندیدیم و جزء موسسات معروفه ) . توی روش درس خوندن و برنامه ریزی،  برای من که بدرد نخورد اما توی نشستن سر جلسه کنکور و مسئله زمانبندی سر جلسه بهم کمک کرد . میتونید 3 یا 4 مرحله شرکت کنید که کافیه بنظرم ( اگر بی تجربه هستید و توانایی مالی دارید همه مراحل رو شرکت کنید . کسی که توانایی مالی نداره هم نگران نباشه خودش تو خونه برای خودش کنکور با زمان واقعی و یا حتی زمان کمتر از کنکور واقعی ، شبیه سازی کنه ) . از نظر مفید بودن ، همین که به نحوه پاسخ گویی سوالات و زمانبندی سر جلسه کمک میکنه بنظرم کافیه ( مجدداً میگم اگه بنا به هر علتی ، واقعا نتونستین شرکت کنین ، خودتون توی خونه از خودتون آزمون بگیرید)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمعبندی بنظرم بهتره بعد از خوندن همه دروس باشه و ترجیحاً براش یه زمان شروع بزارید که بنظرم 15 دی ماه مناسبه . مرور و جمعبندی مطالب پروسه بسیار وقت گیر و حیاتی هست  و بنظرم 1 ماه بسیار کمه . ایده آل بنظرم  شروع این دوره از اول دی ماه هست ، اگه نتونستید نهایتاً 15 دی ماه ( دیگه دیرتر نشه ) . توی این دوره خلاصه ها و تست هایی که خودتون زحمت تحلیل و حاشیه نویسیش رو کشیدید ارزش خودشون رو نشون میدن .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
شرایط خوبی داشتم اما بی خوابی شب امتحان اذیتم کرد! معیارم تسلط به برخی از دروس بودو اینکه خودم خودمو قبول داشتم ( دروس ساختمان – مدار منطقی – نظریه – الگوریتم و هوش مصنوعی). آزمون های آزمایشی معیار جالبی نیست . هر چند که اطلاعات مفیدی بهتون میده ( در این باره در ارسال های بعدی توضیح میدم ) اما موارد زیادی بوده که رتبه کنکورشون از بهترین نتیجه در کنکور آزمایشی خودشون بهتر بود ، بلعکسش هم وجود داشته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
بله . خیلی از افراد به این چیزا فکر میکنن . البته نباید انتظار 100 زدن درسی داشت  .اما میشه به دروسی اعتماد کرد ( دقت کنید کلمه جمع آوردم ، منظورم اینه که بگی من مثلا توی مشترک ها به ساختمان – نظریه و مدار دل بستم که اگر خدایی نکرده یکیش سخت اومد خودت رو نبازی ، البته سر جلسه تحت هیچ شرایطی نا امید نشین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۱-سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه اصلا بهش هم فکر نکردم چون اون لحظه موقع فکر کردن به این چیزا نیست . فقط سعی میکردم 1 تست بیشتر بزنم!<br />
اگه سر جلسه ناامید شدید اوضاع خیلی وخیم میشه ؛ البته چند دقیقه اول که سوالات رو میبینید پیش خودتون میگید هیچ کدومش رو بلد نیستم ، اگه این فشار و استرس رو کنترل کنید ، کم کم خواهید دید که تعداد قابل توجهی از تست ها رو میتونید حل کنید<br />
از عللی که برخی افراد خوب درس میخونن اما توی کنکور موفق نیستن ، همین فشار و استرس اول آزمونه . مجدداً تاکید میکنم که بیش از 90% افرادی که خوب خوندن همچین استرسی رو میگیرن ، اگه مدیریتش کنید ، کم کم نکات و راه حل ها خودشون رو نشون میدن!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
بله . اول مشترک و با درسی که ساده تر بنظرم بیاد ( ترجیحاً مدار یا نظریه ) بعدش ریاضی ( ترجیحاً گسسته ) و بعدش زبان. تخصصی هم که وقت خوب بود و زمانبندی خاصی نمیخواد ؛ اول هر چی بلدی بزن همین<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
- اول تست های مشابه و ساده رو پیدا میکردم ( سرعت یافتن همچین تستایی مهمه ) بعدش وقت اضاف میامد که حتما هم میاد به این تست های مشکوک که بعضا ساده هم هستن میپرداختم . بعضی از تست ها هم میدونستم حلش نمیتونم بکنم کلا قیدش رو زدم مثل اون سوال فضانورده توی سیستم عامل که فکر کنم هنوز تو فضا مونده باشه اخه کسی نتونسته مسئله اش رو حل کنه :دی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
- در بالا توضیح دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
- نه حوصله استرس نداشتم! تخمین خودم از خودم حدود رتبه 80 بود . کمی توی ریاضی و تخصصی ها به کلید نهایی مشکوکم اما مشترک ها رو اونایی که زدم ، با کلیدش مشکل ندارم ( من معماری و سیستم رو خیلی کم زدم ، احتمالا اعتراض بچه ها بیشتر روی این 2 درس بوده ) <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
 پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
من برای این سوال درصد تعیین نمیکنم ، ضریب تعیین میکنم مثلا اگه برنامه نداشته باشید یا سر جلسه استرس شدید داشته باشد ( تا حدی استرس طبیعیه ) ضریب صفر میشه در موفقیتتون . <br />
کلاس کنکور که اصلا مهم نیست . پایه تحصیلی فقط یه عامل تسریع دهنده هست ، همینطور دانشگاه محل تحصیل . میخوام بگم اگه تو یه جای بد با پایه تحصیلی بدی فارغ التحصیل شدید فقط محکوم به تلاش مضاعفید و نه محکوم به شکست . پس جبران کنید مخصوصا الان که وقت هست جای نگرانی وجود نداره. <br />
شرایط مطالعه و زندگی هم مهمه ، اینم اگه با بی دقتی خونده بشه ، میشه یه ضریب نزدیک به صفر در موفقیت ( یعنی احتمال قبولی به شدت کم میشه ) . پس سعی کنید تا میتونید از مسائل حاشیه ای دوری کنید. دوران نزدیک به کنکور اصلا زمان مناسبی برای علاقه مندی و فکر کردن به ازدواج نیست . <br />
یه نظریه دارم که نمیدونم درسته یا نه ( اگه نظری دارید ممنون میشم بگید ) : من میگم که فشار زیاد درس ، باعث میشه دنبال راه فرار بگردیم (البته نه برای همه اما نسبتاً این مورد زیاد دیده میشه )، مسائل عاطفی یکی از مواردیه که ذهن رو به شدت مشغول میکنه و طبعاً از فکر و فشار درس ما رو دور میکنه (البته تنها مسائل عاطفی اینطوری نیست ، میتونید برای خودتون مسائل فکری دیگه ای درست کنید که از فکر درس فرار کنید مثلا اشتغال ، بیماری یکی از عزیزان و ...)  ،2 حالت داره یا این نظریه درسته که باید دقت کنید که ذهنتون از درس منحرف نشه و یا اینکه این نظریه غلطه اما بازم باید مواظب افکارمون باشیم . ( خدا به خیر کنه نظریه پرداز هم شدیم! ) .شاید این نظریه عجیب باشه براتون اما من که مواردش رو زیاد دیدم و بر اساس مشاهدات بسیار به این نظریه رسیدم. در کل از حاشیه ها و افکار غلط دوری کنید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
چند هدف دارم که باید تخصصی تر بهشون فکر کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
این موارد باعث آرامش میشه ، آرامش که باشه بهتر درس میخونی ، از زندگی بیشتر لذت میبری و نهایتا نتیجه بهتری میگیری ( منظورم از نتیجه صرفا رتبه نیست چون رتبه ملاک سنجش شما نیست). بحث درباره دعا و توکل نیاز به ساعت ها زمان داره که اینجا جای پرداختن بهش نیست . فقط همین رو میتونم بگه که نه تنها در دوران کنکور بلکه برای کل عمر ، توکل به خدا و عبادت موجب شیرین تر شدن زندگی میشه . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۹-کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید ؟</span><br />
<br />
- در وهله اول پدر و مادر و در مرتبه بعدی مانشت و دوستان مانشتی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۰-آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
-  فقط دوست داشتم که آمار و محاسبات رو بهتر مرور کنم ( توی مرور اینها کوتاهی کردم)سایر دروس راضی هستم . <br />
از شیوه یادگیری مبتنی بر تحلیل تست هم خیلی خوشم اومد . در این روش درس رو که میخوندم . برای تستاش خیلی خیلی وقت میزاشتم و کلی تست رو تحلیل میکردم و از چندتا کتاب برای روش حل استفاده میکردم و خلاصه روشها و آموخته هایم رو در دفتری می نوشتم ( و یا در کنار تست درون کتاب حاشیه می نوشتم ). با این روش هم روش حل تستی یاد گرفتم و هم مطالب رو خوب یاد گرفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۱ چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
 احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
اول دانشگاه های سطح اول تهران بعدش شیراز بعدش هم جاهایی مثل علم و صنعت و بهشتی و ... رو میزنم ( شیراز ، شهر محل سکونتم هست )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۲-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
- تک بعدی نباشید . در کنار درس به کارهای دیگه هم بپردازید اما مواظب افراط و تفریط باشید . وظیفه اصلی درس هست و نه تفریح اما تفریح هم لازمه . اوایل دی هم یه مسافرت کوچیک برید تا خستگی فکری شما رو رفع کنه<br />
شاید بگین ، شما که این همه برنامه ریزی کردی چرا رتبت 253 شد؟ علت اصلیش دانشگاه محل تحصیلم نبود، کلاس کنکور نرفتن هم نبود بلکه بی دقتی + کم خوابی شب قبل از امتحان یه خورده منو اذیت کرد ، اگر اون مدیریت استرس اول جلسه رو نداشتم ، شک ندارم رتبه ام بالای 5000 میشد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۳-بنظرت سوالی بود که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟جواب خودتون به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
- چیزی به ذهنم نمیرسه ، دوست عزیزم  و مدیر ارشد سایت فردادجان  ، سوالات متنوع و جامعی مطرح کردن . واقعا طراحی همچین پرسش نامه ای از مطالبی که من نوشتم به مراتب به زمان بیشتری نیاز داشته . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۴-و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
جای خوبیه . همه بدون چشم داشتی بهم کمک میکنن . من الان حدود 1 ساله که توی مانشت مدیر هستم ،و ظاهرا خیلی برای کمک به دیگران وقت میزارم ، اما واقعیت اینه که به اندازه ای که کمک گرفتم ، کمک نکردم! همین جا جا داره از جناب دکتر تنهایی برای ایجاد این محیط،  تشکر ویژه کنم . دوستان زیادی به من کمک کردن که من واقعا ازشون ممنونم . اسم نمیارم چون خیلی زیاد میشه ( خودتون که میدونید که شما هم جزء اونایید ) .  در پایان از همه دوستان میخوام که اگه تو این مدت( و احیانا در آینده ) چیزی از من دیده اند که موجب رنجش خاطرشون شده ، منو به بزرگواری خودشون عفو کنن .التماس دعا از همه دوستان دارم (خصوصا در این روزهای عزیز پیش رو ).<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">مطالب فوق نکات و تجربیات من در طی 2 بار کنکور ارشد می باشد، لیکن درباره آنها ادعایی ندارم . </span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[2 نکته:<br />
1- چیزایی که بنظرم مهمتر بود رو با رنگ آبی مشخص کردم .<br />
2- اینها فقط تجربیات منه و ادعایی درباره آنها ندارم :<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱- اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.</span><br />
<br />
متولد 1367 و ساکن شیراز هستم . در گرایش هوش مصنوعی رتبه 253 رو کسب کردم  ، احساس کردم شاید تجربیاتم  برای کسی مفید باشه به همین خاطر هم سعی کردم مطالبی که می تونه مفید باشه رو بطور کامل نوشتم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۲- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟</span><br />
<br />
من کاردانی و کارشناسی ناپیوسته رو در دانشکده مهندسی باهنر شیراز در گرایش نرم افزار خواندم و در سال 1389 فارغ التحصیل شدم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۳- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟</span><br />
<br />
-  درابتدا مشاوره با دیگران و سپس تحقیقاتم، منو به این رشته علاقه مند کرد البته مسائل دیگه ای هم دخیل بود که برای جلوگیری از طولانی شدن این مصاحبه از بیان آنها خودداری میکنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۴- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟</span>  دانشکده مهندسی باهنر شیراز ، هم کاردانی و هم کارشناسی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۵- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .</span><br />
<br />
- دانشجویی بودم که بعضا شب امتحان هم نمی خوندم البته همین جا بگم که پشیمونم و یکی از دلایلی که منو وادار به ادامه تحصیل کرد همین کم کاریا بود و انگیزه برای جبران گذشته . برخی از دروس رو خیلی دوست داشتم مثل ساختمان داده و طراحی الگوریتم اما بعضی درسا مثل مهندسی نرم افزار برام خسته کننده بود و زیاد به فکر نمره نبودم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۶- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟</span><br />
از ابتدا که وارد دانشگاه شدم به تحصیلات تکمیلی فکر میکردم اما اینکه کی بطور جدی وارد میدان شدم مربوط میشه به مهرماه 1389 .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۷- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟</span><br />
<br />
-  ترم 3 کارشناسی ناپیوسته ، استاد درس گرافیک کامپیوتری 2 مباحث جالبی از هوش مصنوعی رو برامون میگفت ، از همون موقع تصمیم گرفتم که در گرایش هوش ادامه تحصیل بدم و همین کار رو هم کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۸- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.</span><br />
زبان : سفید //// ریاضی 20% /// مشترک 40 /// تخصصی 44 /// درصد دروس مشترک و تخصصی رو گرد کردم<br />
2 بار شرکت کردم  اما رتبه سال قبل به شدت ناامید کننده بود .همینجا باید بگم که رتبه بد در 1 سال دلیلی برای بد شدن رتبه در سال بعد نیست !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">- افرادی که در حین تحصیل خوب خوندن مسلما راحت تر پیش میرن چراکه با مباحث آشنایی بیشتری دارند ، اما واقعیت این هست که روش خوندن برای کنکور و برای امتحان پایان ترم با هم تفاوت داره ، پس کسی که در حین تحصیل خوب نخونده با صرف مقداری زمان تحت عنوان " دوره پیش نیاز " میتونه خودش رو وارد میدان رقابت کنه . این دوره با خواندن کتاب های مرجع همراه هست ( البته نه برای هر درسی – در زیر به این موارد اشاره میکنم )</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟</span><br />
من سال قبل هم خوندم که نتیجه اون فقط جبران کم کاری در حین تحصیل بود ، اگر کمی بیشتر میخواندم و هدفمند مطالعه میکردم همان سال نتیجه میگرفتم ، به هر حال برای کنکور 91 از اواسط تابستان شروع به خواندن کردم . در آن موقع من در حین خدمت سربازی بودم . هر چند محل خدمتم خوب بود اما بالاخره زمان زیادی از طول روز رو به خودش اختصاص میداد ( ساعت 2 بر میگشتیم خونه ، تا نهار بخورم و کمی استراحت میشد 5 عصر ، شب هم که باید زود میخوابیدم ) این روال تا اواخر آبان ماه طول کشید . از آذر تا کنکور روزانه حدود 6 ساعت مفید میخوندم . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟</span><br />
 برنامه ام بر اساس میزان پیشرفتی که میکردم بطور پویا و معمولا بصورت  هفتگی تغییر میکرد . اما بازه های زمانبدی اصلیم ، 15 روزه بود <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت۱۲: بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
- من سعی کردم از هر  گروه ریاضی – مشترک – تخصصی  حداقل در 1 یا 2 درس تبحر پیدا کنم . اما برای مشترک ها حساب ویژه ای باز کردم و سعی کردم حداقل در 4 درس این گروه خوب باشم <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟</span><br />
 بله .صد در صد همینطوره . من توی ریاضیا ضعیف بودم . از طرفی درسی مثل آمار خیلی زمان بر هست و طبعا باید میزان بیشتری برای آن وقت صرف کرد و یا درسی مثل مدار منطقی که بنده برای کنکور کاردانی پیوسته ( تقریبا با همین سر فصل! ) کارشناسی ناپیوسته و آزمون ارشد سال قبل خوندم ، نیاز به زمانی به مراتب کمتر از سایر دروس داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۴ -خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">من از روزی که قصد داشتم برای ارشد بخونم کتابام مشخص بود حتی کتاب های کمکیم . برای هر درس 1 کتاب مرجع داشتم ( منظورم از مرجع ، کتاب کنکوری اصلیم هست مثلا برای مدار منطقی پوران پژوهش مرجع من بود ) . زمانبدی که داشتم طوری بود که حتما تمام کتب مرجع رو تمام میکردم . از طرفی میدونستم چیا مهمه و چه فصل هایی رو باید بهتر بخونم ، برای این فصل ها هم کتاب کمکی در نظر داشتم ، اما سایر فصول درسا رو در صورتی میخوندم که وقت میکردم<br />
اینطوری بگم که همه مطالب رو حداقل 1 بار خوندم اما مطالب مهم رو از چند کتاب میخوندم<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
 فقط کتاب یا جزوه.</span><br />
<br />
این سوال مورد علاقه ام بود چه الان و چه زمانی که دنبال کتاب میگشتم :<br />
<br />
ریاضی مهندسی :  این درس رو نخوندم اما تحقیقاتم میگه که کتاب مهندس کریمی خوبه<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">آمار مهندسی : فقط پارسه ، کافی کافیه فقط بعضی  مطالبش زیادیه که میتونید بر اساس تست های سال های اخیر این بخش ها رو پیدا کنید و به یه خوندن سطحی از این بخشا اکتفا کنید. حل تستش هم بینظیره چون اینقدر کامله که خودش یه مرور محسوب میشه<br />
<br />
محاسبات عددی : راهیان ارشد برای شروع عالیه . من این درس رو اصلا نداشتم تو کارشناسی و با خوندن این کتاب ، تو این درس راه افتادم البته این کتاب بعضی مطالب رو نداره که میتونید از کتاب پوران یا پارسه برای تکمیلش استفاده کنید<br />
<br />
گسسته : کتاب پوران خیلی خوبه اما من خودم کتاب سپاهان رو میپسندم هم توضیحش بهتره و هم حل تستش . اگه نیاز به مرجع داشتید میتونید از گریمالدی استفاده کنید . اما تست های مهندسی کامپیوتر واقعا ساده هستن ( اونایی که سخته به این راحتیا حتی با خوندن گریمالدی هم نمیشه جواب داد ) ، بیشتر پیشنهاد میکنم که بچه های فناوری از گریمالدی استفاده کنن. از جزوه 90% پارسه هم استفاده کردم<br />
<br />
ساختمان داده : درس بسیار زیبایی هست . تست های سال های اخیر این درس بسیار مفهومی شده . پیشنهاد میکنم که مباحث درهم سازی + درخت جستجوی دودویی از روی کتاب مقدمه ای بر الگوریتم ها (تالیف کرمن و ... ) بخونید (راجع به این کتاب در درس طراحی الگوریتم بیشتر صحبت میکنم ) . برای کتاب کنکوری هم زیاد فرقی نداره چی میخونید اما اگه پارسه رو با کتاب مقسمی و یا پوران ترکیب کنید عالیه . پارسه و مقسمی خوب تست ها رو حل کردن . اگر پارسه رو ندارید پوران + مقسمی بخونید که اینم یه ترکیب خوبیه. دکتر قدسی هم کتابی دراین مورد داره که بیشتر مباحث اون از کتاب کرمن آورده شده ، فقط فصلی داره (اگه اشتباه نکنم ) به عنوان داده ساختارهای اولیه که تو این فصل مباحثی مثل لیست پیوندی ، پشته و صف رو بهتر از کرمن گفته. اگه این کتاب رو ندارید زیاد نگران نباشید اما اگه بتونید یه نگاه بهش بندازین بد نیست ( بعضی از فصلهاش برای کنکور مهم نیست ، در کل تو 1 روز مطالب اصلیش رو میشه خوند ) <br />
<br />
نظریه زبان : این درس از اون درسایی که واقعا کتاب تست خوب براش نیست ( لااقل من ندیدم ) . یه روز یه تست دیدم که جوابش برام عجیب بود . رفتم از کتاب پارسه بررسی کردم دیدم یه چیز دیگه میگه ، رفتم گسترش علوم پایه رو دیدم، دیدم یه چیز دیگه میگه ، همینطور جزوه سید جوادی + مدرسان شریف + جبل عاملی (انتشارات ارکان ) + جهش . در کل من از 7 کتاب این تست رو بررسی کردم ( بعضی از کتابا مال دوستان بود ، این همه کتاب که خودم نداشتم! ) 4 تا گزینه 2 زده بودند و 3 تا هم گزینه 3 . اینجا معلوم میشه بعضی از تست ها ش چقدر پیچیده هستن اما انصافا بعضی تستاش خیلی ساده هست .<br />
توصیه من اینه که حتما کتاب لینز رو با تمریناتش بخونید . تمریناش مهم تر از خودشه . برای تست هم من کتاب انتشارات ارکان نوشته جبل عاملی رو خیلی پسندیدم هر چند این کتاب هم مثل سایر کتابا غلط زیاد داره . پارسه هم خوب بود اما اصلا کامل نیست و میتونید بعنوان یه کتاب کمکی ازش استفاده کنید. جزوه 90% پارسه هم استفاده کردم و خیلی خوب بود . <br />
<br />
مدار منطقی : من امسال پوران رو خوندم و همه تستاش رو هم زدم . سال قبل هم پوران رو خوندم اما فقط 2 تست زدم ( امسال و سال قبل تستاش از نظر سطح سوال در یه حد بود ) اینجا معلوم میشه که تحلیل تست چقدر مهمه چون من برای امسال تست ها رو به دقت تحلیل میکردم . بنظرم برای این درس کتاب مرجع نیاز نیست و پوران و یا راهیان ارشد براش کافیه.<br />
<br />
معماری: پوران + پترسون برای جاهایی که متوجه نمیشید .<br />
<br />
سیستم عامل : بنظرم پارسه خیلی خوبه . اما اگه ندارینش میتونید از کتاب پوران نوشته موسوی طیبی هم استفاده کنید . این دو کتاب بسیار بهم شبیه هستند ( با همکاری هم نوشته شده ، میتونید به مقدمه کتاب پوران مراجعه کنید) .<br />
<br />
مدار الکتریکی : اگه این درس رو پاس نکردید برید کلاس . تنها درسیه که میگم برید کلاس سایر دروس با خودتونه . کتاب پارسه خیلی جالبه . <br />
<br />
طراحی الگوریتم : برای مرجع از کرمن استفاده کنید بهمراه تمریناتش . امسال من فقط برخی از تمرینات فصل گرافش رو حل کردم . اگه اشتباه نکنم باهاش به راحتی 2 تست کنکور رو زدم . تست های امسال سنگین بود ، فکر کنم 4 تا صحیح زدم . در کل خوندن کتاب کرمن خیلی خیلی مهم و لذت بخشه . مخصوصا مطالبی مثل درخت بازگشت ، درهمسازی ، هیپ ، مرتب سازی با مرتبه زمانی خطی و از همه مهمتر بخش گرافش که شامل مقدمه و الگوریتم های درخت پوشای مینیمم و کوتاه هترین مسیر ها هست .<br />
برای کتاب کنکوری هم من از سپاهان استفاده کردم که خلاصه جالبی از کرمن بود . البته سال قبل پوران رو خونده بودم و می دونستم باید کجاهای پوران رو دوباره بخونم .<br />
بنظرم اگه کرمن رو بخونید + پوران کافیه . تنها مشکل اینه که پوران تو حل تست ضعیفه . من خودم از سپاهان استفاده میکردم ( اما بگم که مجموعه تست مقسمی + پارسه رو هم برای تشریح بیشتر تست ها داشتم ) شما باید یه منبع دیگه هم برای حل تست داشته باشید . این منبع میتونه یک کتاب درسی دیگه باشه و یا یک کتاب مجموعه تست سال های اخیر ( مثلا گسترش علوم پایه و یا خود انتشارات سنجش ) .اینم بگم که تا خدی از جزوه سید جوادی هم استفاده کردم و خوب بود بنظرم.<br />
<br />
هوش مصنوعی : من از پوران استفاده کردم که خلاصه خوبی بود اما حل تستش وحشتناک بود. برای جبران این مشکل از کتاب مجموعه تست گسترش علوم پایه استفاده کردم که عالی بود .حل تست پارسه رو هم  یه نگاه انداختم. شما میتونید مثل من عمل کنید و یا اینکه کتاب راهیان ارشد رو که خیلی تعریفش شنیدم رو استفاده کنید. در ضمن برای این درس تست کمه . من برای جبرانش از تست های کنکور آزمایشی پارسه استفاده کردم . تست های امسالش متوسط بود اما اگه تست های سال قبلش رو تهیه کنید عالیه ( سال 89 که میشه برای کنکور 90 )<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.</span><br />
– بنظرم بسته به سطح داوطلب داره اما من بر اساس یک دانشجوی متوسط 3 گروه میتونم تصور کنم :<br />
واجب : نظریه + الگوریتم+ بخش از معماری کامپیوتر + ساختمان داده ( فصل هایی که در بالا مطرح شد ) <br />
توصیه شده : فصل هایی از هوش مصتوعی راسل <br />
اختیاری و جهت رفع اشکال :  مدار الکتریکی + مدار منطقی +سیستم عامل +  کلیه دروس ریاضی (برای ریاضی بیشتر به فکر تمرین کردن باید بود + مرور منظم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۷-یا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟</span><br />
معمولا جزوه محور بودم بغیر از درس ساختمان داده (هورویتز + لیپ شوتز) و نظریه(لینز ) و سیستم عامل ( استالینگ) و طراحی الگوریتم ( نیپولیتان)هیچ درس کنکوری دیگه ای رو از کتاب مرجع استفاده نکردم حتی برای هوش مصنوعی!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۱۸-زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟</span> <br />
<br />
سطح زبانم متوسطه اما تصمیم داشتم سر جلسه درس های دیگه رو بزنم . اینم یه اشتباه بود چون سوالات زبان امسال خیلی ساده بود اما من روی ریاضی وقت گذاشتم و تست هایی رو که با صرف زمان زیادحل کردم غلط از آب درآمد و بخاطر همون تست هایی که در دور اول زدم ، درصد ریاضیم 20 شد . زبان رو بنظرم کم کم و بطور تفریحی از تابستان  شروع به خوندنش کنید .(منظورم از تفریحی اینه که روزانه در هر ساعتی که خودتون دلتون خواست یه مقدار براش وقت بزارین )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟</span> <br />
<br />
بنظرم میشه بالا زد . من خودم آنچنان که باید براش هزینه نکردم . اما بنظرم خیلی راحت تر از ریاضی عمومی کنکور های مقاطع قبلیمون هست . تا جایی هم که میتونید حذف نکنید مگه اینکه خیلی خیلی وقت کم باشه که در این صورت حذف 1 درس ریاضی شاید بهترین کار باشه ( دقت کنید گفتم که مطمئن هستید وقت خیلی کم میارید و بعدا درسی رو حذف میکنید )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..</span><br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">برنامه من به 3 دوره زمانی تقسیم میشد . در مرحله اول درسایی که باهاشون کاملا مشکل داشتم ( چه از نظر علمی و چه از نظر حجمی ) رو شروع کردم . مثلا آمار و مدارا الکتریکی + لینز و کرمن ( با این 2 تا مشکلی غیر از حجمش نداشتم ) . این دوره بهتره توی تابستان شروع و تمام بشه و در آن دروسی که باهاش مشکل دارید رو کنار میزارید ( بر اون غلبه میکنید) . <br />
یه نکته بگم : بعضیا میگن من با درسی شروع میکنم که ساده هست ، اما من میگم شما باید با درسی شروع کنید که مشکله ، علتش اینه که این درسه بخاطر ترسی که ازش دارید مدام به عقب میندازینش و نزدیک های کنکور به علت حجم زیاد مطالب برای مرور و تست زدن ، درس رو حذف میکنید ، به قول برایان تریسی قورباغه رو قورت بده!<br />
مرحله دوم یه مرحله جامع هست یعنی همه دروس و همه تستا زده میشه . <br />
یه نکته درباره تست زدن بگم : بهتره هر فصل که میخونید تعدادی تست بزنید اما همه تست ها رو نزنید چراکه ممکنه با بی حوصلگی اونا رو رد کنید و در ضمن وقتی 10 تا تست یه مبحث زدید ، تو اون لحظه ممکنه سایر تست ها هم بزنید چون دیگه خیلی مطالب تکراری شده . اما من میگم تست ها رو تقسیم بندی کنید و برای مرور کردن ، سایر تست هایی که نزدید رو بزنید ، 2 راه میتونید داشته باشید<br />
الف  - مثلا تست های مضرب 5 رو بزنید . این روش یک ایراد بزرگ داره اونم اینه که بعضی فصل ها تست کم داره و باید مثلا تست ها رو زوج و فرد کنید و بعضی فصل ها تست زیاد داره و باید تست های مثلا ضریب 5 رو بزنید ، این باعث میشه که یکم سر درگم باشید مگر اینکه اول هر فصل بنویسید تست های با چه مضربی رو زدید<br />
ب- روش خودم : زحمت میکشید یه فرم پاسخ نامه تستی درست میکنید شبیه اونی که تو کنکور میدن اما تا شماره 100 کافیه ( هم کاغذ کمتری مصرف میشه و هم کوچولوتره ) . از این فرم به تعداد فصول همه دروس کپی میگیرید ( میتونید فرضا 4 تاش رو تو یه برگ بزارید و کپی بگیرید بعداً جداش کنید ) . اینطوری حتی میتونید تست ها رو رندوم بزنید .<br />
نکته دیگه : من تست ها رو به 4 دسته تقسیم کردم<br />
1- تست های بی فایده : تست هایی که کلا غلطه و نکته ای در آن نیست  و یا دقیقا تکراری سال های قبله . این تست ها رو روی شماره شون یه ضربدر میزدم که به معنی حذف بود<br />
2- تست های کم ارزش : تست هایی که در صورتی که وقت اضاف میاوردم ، مجدداً حل میکردم . برای این تست ها کاری به شماره سوال نداشتم ( بدون علامت ) <br />
3- تست های مهم : تست هایی که باید مرور بشن . با یه دایره پیرامون شماره سوال معلوم میشد<br />
4- تست های دوره ای: تست هایی بودن که با خوندنشون خیلی از مطالب دوره میشه ، مثلا حل تست شامل یادآوری های زیاده و یا اینکه خودتون با حاشیه نویسی برای این تست ، این تست رو به یه تست کامل برای مرور درس تبدیل کردید . این تست ها رو با ماژیک فسفری روی شماره سوال مشخص میکردم .<br />
اما مرحله سوم : فقط دوره کردن تست ها و مرور مطالب بود <br />
من در حین مرحله دوم مطالب رو خلاص نویسی میکردم و تو یه دفتر مینوشتم ، اگه هم جایی نیاز بود کنار کتاب حاشیه نویسی میکردم . البته برای دروس معماری – سیستم عامل و هوش خلاصه نویسی نکردم چون خیلی حجیم میشه ( برای اینا اکتفا کردم به نوشتن فرمول یا نکات کلیدی)<br />
میزان خلاصه نویسی هم بسته به درسش بود مثلا مدار منطقی حدود 15 صفحه و الگوریتم ( سنگین ترین خلاصه ) 25 صفحه بود . <br />
انشاالله یه نمونه از این خلاصه ها رو براتون خواهم گذاشت . یه نکته دیگه هم بگم که خیلی مهمه و اون اینه که سعی کنید تست ها رو به دقت تحلیل کنید. من برای تحلیل تست های سال های اخیر حداقل 3 منبع داشتم (2 موردش کتاب مجموعه تست بود )<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۱-آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.</span><br />
<br />
 در خانه و تنها . بسته به خود شخص داره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
معیار پیشرفت خوب فهمیدن و تست زدن بود . برای درسای ساده معیار پیشرفت تعداد صفحاتی که خونده بودم ، بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟</span><br />
<br />
کتاب اصلی (مرجع = همون کتابهای تستی اصلیم) رو که باید تموم میکردم به هر قیمیتی . اما کتابای جانبی که در بالا گفتم رو میتونستم حذف کنم . حذف درس در مراحل آخر بنظرم معقوله ( البته بشرطی که واقعا راهی نداشته باشید و گرفتار باشد )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۴-اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟</span><br />
از اول به هوش مصنوعی فکر میکردم . حتی رشته هایی مثل فناوری اطلاعات رو هم شرکت نکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.</span><br />
<br />
<br />
 کند شدن سرعتم غالبا  بخاطر این بود که با یه مسئله یا مبحثی روبرو میشدم که برام سخت بود . مشکل خاصی نداره چون برخی از مباحث هم ساده تر از اونی بود که فکرش میکردم و براش برنامه ریزی کرده بودم . زمان این به پای اون در!<br />
ناامیدی که خیلی کم پیش میومد اما ، با یه تفریح چند ساعته با دوستان ، درستش میکردم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مانشت:۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟</span><br />
<br />
کلاس کنکور بنظرم در حالت عادی نیاز نیست . من خودم محاسبات رو پاس نکرده بودم و خودم تنها خوندمش ( بدون کمک کسی ) و تونستم 2 تا رو بزنم که برام کافی بود . مدار الکتریکی رو کلاس رفتم اما چون با کلاس پیش نرفتم بدردم نخورد . سایر دروس هم بنظرم کلاس نمیخواد مگر اینکه واقعا در اون درس ضعیف باشید و بدونید که رسیدن به حد نرمال بسیار بیش از معمول زمان میخواد . در کل با کلاس مخالفم ( غیر درس مدارالکتریکی که خودم هم رفتم ). بنظرم خیلی از درسا رو میشه خودت بخونی و از دردسر رفت و آمد اونم تو شهر های شلوغ و اون ترافیک اعصاب خردکنش بعلاوه هزینه های سنگین جلوگیری کرد .<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">مانشت:۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟</span><br />
<br />
شرکت کردم اما برای اینکه تبلیغ نشه نمیگم کجا رفتم ( جای بیخودی بود هر چند اسمش رو همه شندیدیم و جزء موسسات معروفه ) . توی روش درس خوندن و برنامه ریزی،  برای من که بدرد نخورد اما توی نشستن سر جلسه کنکور و مسئله زمانبندی سر جلسه بهم کمک کرد . میتونید 3 یا 4 مرحله شرکت کنید که کافیه بنظرم ( اگر بی تجربه هستید و توانایی مالی دارید همه مراحل رو شرکت کنید . کسی که توانایی مالی نداره هم نگران نباشه خودش تو خونه برای خودش کنکور با زمان واقعی و یا حتی زمان کمتر از کنکور واقعی ، شبیه سازی کنه ) . از نظر مفید بودن ، همین که به نحوه پاسخ گویی سوالات و زمانبندی سر جلسه کمک میکنه بنظرم کافیه ( مجدداً میگم اگه بنا به هر علتی ، واقعا نتونستین شرکت کنین ، خودتون توی خونه از خودتون آزمون بگیرید)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
جمعبندی بنظرم بهتره بعد از خوندن همه دروس باشه و ترجیحاً براش یه زمان شروع بزارید که بنظرم 15 دی ماه مناسبه . مرور و جمعبندی مطالب پروسه بسیار وقت گیر و حیاتی هست  و بنظرم 1 ماه بسیار کمه . ایده آل بنظرم  شروع این دوره از اول دی ماه هست ، اگه نتونستید نهایتاً 15 دی ماه ( دیگه دیرتر نشه ) . توی این دوره خلاصه ها و تست هایی که خودتون زحمت تحلیل و حاشیه نویسیش رو کشیدید ارزش خودشون رو نشون میدن .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟</span><br />
<br />
شرایط خوبی داشتم اما بی خوابی شب امتحان اذیتم کرد! معیارم تسلط به برخی از دروس بودو اینکه خودم خودمو قبول داشتم ( دروس ساختمان – مدار منطقی – نظریه – الگوریتم و هوش مصنوعی). آزمون های آزمایشی معیار جالبی نیست . هر چند که اطلاعات مفیدی بهتون میده ( در این باره در ارسال های بعدی توضیح میدم ) اما موارد زیادی بوده که رتبه کنکورشون از بهترین نتیجه در کنکور آزمایشی خودشون بهتر بود ، بلعکسش هم وجود داشته.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟</span><br />
<br />
بله . خیلی از افراد به این چیزا فکر میکنن . البته نباید انتظار 100 زدن درسی داشت  .اما میشه به دروسی اعتماد کرد ( دقت کنید کلمه جمع آوردم ، منظورم اینه که بگی من مثلا توی مشترک ها به ساختمان – نظریه و مدار دل بستم که اگر خدایی نکرده یکیش سخت اومد خودت رو نبازی ، البته سر جلسه تحت هیچ شرایطی نا امید نشین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۱-سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟</span><br />
نه اصلا بهش هم فکر نکردم چون اون لحظه موقع فکر کردن به این چیزا نیست . فقط سعی میکردم 1 تست بیشتر بزنم!<br />
اگه سر جلسه ناامید شدید اوضاع خیلی وخیم میشه ؛ البته چند دقیقه اول که سوالات رو میبینید پیش خودتون میگید هیچ کدومش رو بلد نیستم ، اگه این فشار و استرس رو کنترل کنید ، کم کم خواهید دید که تعداد قابل توجهی از تست ها رو میتونید حل کنید<br />
از عللی که برخی افراد خوب درس میخونن اما توی کنکور موفق نیستن ، همین فشار و استرس اول آزمونه . مجدداً تاکید میکنم که بیش از 90% افرادی که خوب خوندن همچین استرسی رو میگیرن ، اگه مدیریتش کنید ، کم کم نکات و راه حل ها خودشون رو نشون میدن!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.</span><br />
<br />
بله . اول مشترک و با درسی که ساده تر بنظرم بیاد ( ترجیحاً مدار یا نظریه ) بعدش ریاضی ( ترجیحاً گسسته ) و بعدش زبان. تخصصی هم که وقت خوب بود و زمانبندی خاصی نمیخواد ؛ اول هر چی بلدی بزن همین<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟</span><br />
- اول تست های مشابه و ساده رو پیدا میکردم ( سرعت یافتن همچین تستایی مهمه ) بعدش وقت اضاف میامد که حتما هم میاد به این تست های مشکوک که بعضا ساده هم هستن میپرداختم . بعضی از تست ها هم میدونستم حلش نمیتونم بکنم کلا قیدش رو زدم مثل اون سوال فضانورده توی سیستم عامل که فکر کنم هنوز تو فضا مونده باشه اخه کسی نتونسته مسئله اش رو حل کنه :دی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟</span><br />
<br />
- در بالا توضیح دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.</span><br />
- نه حوصله استرس نداشتم! تخمین خودم از خودم حدود رتبه 80 بود . کمی توی ریاضی و تخصصی ها به کلید نهایی مشکوکم اما مشترک ها رو اونایی که زدم ، با کلیدش مشکل ندارم ( من معماری و سیستم رو خیلی کم زدم ، احتمالا اعتراض بچه ها بیشتر روی این 2 درس بوده ) <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
 پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل</span><br />
<br />
من برای این سوال درصد تعیین نمیکنم ، ضریب تعیین میکنم مثلا اگه برنامه نداشته باشید یا سر جلسه استرس شدید داشته باشد ( تا حدی استرس طبیعیه ) ضریب صفر میشه در موفقیتتون . <br />
کلاس کنکور که اصلا مهم نیست . پایه تحصیلی فقط یه عامل تسریع دهنده هست ، همینطور دانشگاه محل تحصیل . میخوام بگم اگه تو یه جای بد با پایه تحصیلی بدی فارغ التحصیل شدید فقط محکوم به تلاش مضاعفید و نه محکوم به شکست . پس جبران کنید مخصوصا الان که وقت هست جای نگرانی وجود نداره. <br />
شرایط مطالعه و زندگی هم مهمه ، اینم اگه با بی دقتی خونده بشه ، میشه یه ضریب نزدیک به صفر در موفقیت ( یعنی احتمال قبولی به شدت کم میشه ) . پس سعی کنید تا میتونید از مسائل حاشیه ای دوری کنید. دوران نزدیک به کنکور اصلا زمان مناسبی برای علاقه مندی و فکر کردن به ازدواج نیست . <br />
یه نظریه دارم که نمیدونم درسته یا نه ( اگه نظری دارید ممنون میشم بگید ) : من میگم که فشار زیاد درس ، باعث میشه دنبال راه فرار بگردیم (البته نه برای همه اما نسبتاً این مورد زیاد دیده میشه )، مسائل عاطفی یکی از مواردیه که ذهن رو به شدت مشغول میکنه و طبعاً از فکر و فشار درس ما رو دور میکنه (البته تنها مسائل عاطفی اینطوری نیست ، میتونید برای خودتون مسائل فکری دیگه ای درست کنید که از فکر درس فرار کنید مثلا اشتغال ، بیماری یکی از عزیزان و ...)  ،2 حالت داره یا این نظریه درسته که باید دقت کنید که ذهنتون از درس منحرف نشه و یا اینکه این نظریه غلطه اما بازم باید مواظب افکارمون باشیم . ( خدا به خیر کنه نظریه پرداز هم شدیم! ) .شاید این نظریه عجیب باشه براتون اما من که مواردش رو زیاد دیدم و بر اساس مشاهدات بسیار به این نظریه رسیدم. در کل از حاشیه ها و افکار غلط دوری کنید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.</span><br />
<br />
چند هدف دارم که باید تخصصی تر بهشون فکر کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.</span><br />
<br />
این موارد باعث آرامش میشه ، آرامش که باشه بهتر درس میخونی ، از زندگی بیشتر لذت میبری و نهایتا نتیجه بهتری میگیری ( منظورم از نتیجه صرفا رتبه نیست چون رتبه ملاک سنجش شما نیست). بحث درباره دعا و توکل نیاز به ساعت ها زمان داره که اینجا جای پرداختن بهش نیست . فقط همین رو میتونم بگه که نه تنها در دوران کنکور بلکه برای کل عمر ، توکل به خدا و عبادت موجب شیرین تر شدن زندگی میشه . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۳۹-کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید ؟</span><br />
<br />
- در وهله اول پدر و مادر و در مرتبه بعدی مانشت و دوستان مانشتی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۰-آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.</span><br />
<br />
-  فقط دوست داشتم که آمار و محاسبات رو بهتر مرور کنم ( توی مرور اینها کوتاهی کردم)سایر دروس راضی هستم . <br />
از شیوه یادگیری مبتنی بر تحلیل تست هم خیلی خوشم اومد . در این روش درس رو که میخوندم . برای تستاش خیلی خیلی وقت میزاشتم و کلی تست رو تحلیل میکردم و از چندتا کتاب برای روش حل استفاده میکردم و خلاصه روشها و آموخته هایم رو در دفتری می نوشتم ( و یا در کنار تست درون کتاب حاشیه می نوشتم ). با این روش هم روش حل تستی یاد گرفتم و هم مطالب رو خوب یاد گرفتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۱ چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
 احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟</span><br />
<br />
اول دانشگاه های سطح اول تهران بعدش شیراز بعدش هم جاهایی مثل علم و صنعت و بهشتی و ... رو میزنم ( شیراز ، شهر محل سکونتم هست )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۲-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.</span><br />
<br />
- تک بعدی نباشید . در کنار درس به کارهای دیگه هم بپردازید اما مواظب افراط و تفریط باشید . وظیفه اصلی درس هست و نه تفریح اما تفریح هم لازمه . اوایل دی هم یه مسافرت کوچیک برید تا خستگی فکری شما رو رفع کنه<br />
شاید بگین ، شما که این همه برنامه ریزی کردی چرا رتبت 253 شد؟ علت اصلیش دانشگاه محل تحصیلم نبود، کلاس کنکور نرفتن هم نبود بلکه بی دقتی + کم خوابی شب قبل از امتحان یه خورده منو اذیت کرد ، اگر اون مدیریت استرس اول جلسه رو نداشتم ، شک ندارم رتبه ام بالای 5000 میشد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۳-بنظرت سوالی بود که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟جواب خودتون به این سوال چی هست؟</span><br />
<br />
- چیزی به ذهنم نمیرسه ، دوست عزیزم  و مدیر ارشد سایت فردادجان  ، سوالات متنوع و جامعی مطرح کردن . واقعا طراحی همچین پرسش نامه ای از مطالبی که من نوشتم به مراتب به زمان بیشتری نیاز داشته . <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> مانشت:۴۴-و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟</span><br />
<br />
جای خوبیه . همه بدون چشم داشتی بهم کمک میکنن . من الان حدود 1 ساله که توی مانشت مدیر هستم ،و ظاهرا خیلی برای کمک به دیگران وقت میزارم ، اما واقعیت اینه که به اندازه ای که کمک گرفتم ، کمک نکردم! همین جا جا داره از جناب دکتر تنهایی برای ایجاد این محیط،  تشکر ویژه کنم . دوستان زیادی به من کمک کردن که من واقعا ازشون ممنونم . اسم نمیارم چون خیلی زیاد میشه ( خودتون که میدونید که شما هم جزء اونایید ) .  در پایان از همه دوستان میخوام که اگه تو این مدت( و احیانا در آینده ) چیزی از من دیده اند که موجب رنجش خاطرشون شده ، منو به بزرگواری خودشون عفو کنن .التماس دعا از همه دوستان دارم (خصوصا در این روزهای عزیز پیش رو ).<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">مطالب فوق نکات و تجربیات من در طی 2 بار کنکور ارشد می باشد، لیکن درباره آنها ادعایی ندارم . </span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ي 15 تجارت و 13 شبكه ارشد 91]]></title>
			<link>/forum/thread-7970.html</link>
			<pubDate>Sun, 03 Jun 2012 20:44:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-7970.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
متولد 1364 از شهری که اصفهان پشت کوه هاش هست: تجارت 15 و شبکه 13 مهندسی فناوری اطلاعات .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کامپیوتر (نرم افزار). من کاردانی  و بعدش کارشناسی خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
والا بر میگیرده به زمان دایناسور ها. من وقتی راهنمایی بودم دوست بابام می خواست بره مسافرت کامپیوترش رو آورد خونه ما که مواظبش باشیم ما هم به روز دوم نکشیده زدیم خرابش کردیم دیگه ویندوزش بالا نیومد.فکر می کردم که اگه خاموش بشه درست میشه خلاصه خاموش هم کردیم و درست نشد یک شب بیدار شد چند بار با مشت زدم تو سرکیس که درست بشه و نشد کلی هم به کیس فحش دادم که چرا درست نمی شی.<br />
خلاصه جرقه این کامپیوتر تو من زده شد رفتم تو یک مسجدی کلاس کامپیوتر اونا هنوز ویندوز نصب نکرده بودن رو سیستمشون وDOS داشتن هرچی میگفت من نمی فهمیدم من فقط می خواستم CAR 2 بازی کنم.چند سالی گذشت تا وقت انتخاب رشته دبیرستان رسید من کلا با ریاضی و حفظی جات خوب نبودم رفتم هنرستان فنی حرفه ای که اونجا هم رد شدم به خاطر ریاضی که امتحان گرفتن و کلا پارتی بازی بود. از شانس من یک هنرستان کاردانش تاسیس شده بود که رشته کاردانش کامپیوتر داشت واسه اولین بار و من رفتم اسمم رو نوشتم و از اونجا دیگه شروع شد.بعدش که 2 سال کاردانش رو خوندیم اصلا نمی دونسیم که می تونیم بریم دانشگاه ,دیدیم که بچه های فنی میرن دفترچه کنکور می خرن ما هم رفتیم خریدیدم و سر جلسه کنکور که رفتیم ای دل غافل ما که هیچی از این درسا رو نخوندیم،خلاصه کنکور رو قبول نشدیم و نشستیم از صفر درسای فنی رو خوندم از صبح ساعت 7 می رفتم کتاب خونه تا 10 شب درس می خوندم که بالاخره سال 82 تو کنکور دانشگاه فنی حرفه ای مهاجر اصفهان روزانه قبول شدم و از ترم بهمن وارد دانشگاه شدم.تو دانشگاه هم من زیر خط فقر درس خوندن بودم اصلا درس نمی خوندم همش دو دره بازی می کردم عشق Delphi  بودم و تو بازار کار می کردم شبا هم با بچه ها بخش Support یک شرکت بودیم تا 3-4 صبح اونجا بودم اصلا درس نمی خوندم اگه چیزی می فهمیدم سره کلاس بود و همون جا بود که خیلی از ریاضی فاصله گرفتم که الان هیچی حالیم نیست از ریاضی. خلاصه موقع کنکور کارشناسی شد و من همه کار و بار رو تعطیل کردم و چسبیدم به خوندن کنکور خیلی سخت پیش می رفت  اما غیر انتفاعی اشرفی اصفهانی قبول شدم و تو کارشناسی هم اصلا درس نمی خوندم درسی رو که همه 17 تا 20 می گرفتن من 10 زوری می گرفتم.فقط به چند تا درس علاقه داشتم که می خوندم یک پایگاه داده و مهندسی اینترنت و برنامه نویسی وب و مهندسی نرم افزار و ..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی دانشگاه فنی حرفه ای شهید مهاجر اصفهان<br />
کارشناسی  موسسه آموزش عالی شهید اشرفی اصفهانی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اصلا درس نمی خوندم بر اساس علاقم اون درس های که دوست داشتم رو می خوندم و نمره خیلی خوب می گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
والا من ترم 3 کارشناسی که بودم یکی از بچه های پیام نور شهرضا آمار داد بهم که بشینم بخونم و اون اوایل هم خیلی کمکم کرد تا این که خودش قبول شد و رفت.نه اصلا تو برنامم نبود چون تو دانشگاه واقعا کسی نبود که بتونه کمک کنه و من می خواستم برنامه نویسی بکنم.<br />
تصمیم مصمم رو تو اتاق استاد راهنما پروژه کارشناسیم گرفتم من به درس مهندسی نرم افزار خیلی علاقه داشتم و استادش (استاد راهنما پروژه کارشناسیم)وقتی میومد تو دانشگاه ما کلا کلاس 3 ساعته رو تو 1 ساعت می پیچوند و می رفت البته تقصیر بچه ها هم بود که از سر کلاس میرفتن و تو دفتر استاد راهنمام به TA ش گفت که درس مهندسی نرم افزار کارشناسی ها تموم نشده بهشون بگو باید چند جلسه تو تابستون بیاید. اونجا به خودم گفتم ای دل غافل مگه ما چه فرقی داریم ، اینجا اینجوری اونجا اونجوری ! خلاصه تصمیم گرفتم دانشگاه دولتی درست و حسابی قبول بشم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
والا من چون مشکل ریاضی داشتم و خیلی از درس های دیگه رو تو دانشگاه از زیرش در رفتیم تصمیم گرفتم که آی تی بخونم<br />
حساب کن تو دانشگاه ما نظریه زبان کامپایلر مدارالکترونیک طراحی پیاده سازی نخوندیم و تو ترم چهار می خواستن که این درسا رو بهمون بندازن من که کنکور داده بودم به بچه ها گفتم بیخیال بشید که فقط معدلمون رو میاره پایین این درسا و خلاصه در رفتیم از این درسا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان تخصصی    4/44<br />
 دروس مشترک /ساختمانهای گسسته -ساختمان های دا 45/98<br />
اصول ومبانی مدیریت  44/44<br />
اصول طراحی پایگاه داده ها 61/11 <br />
هوش مصنوعی  16/67<br />
سیستم های عامل 100/00<br />
معماری کامپیوتر   61/11<br />
<br />
امسال پنجمین بارم بود که کنکور دادم و  چهارمین باره که مجاز میشم و سومین باره که قبول میشم اما من فقط می خواستم که دانشگاه درست و حسابی درس بخونم ( اگه حالش باشه بخونم !)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خیلی خیلی خیلی فرق میکنه . اولا که ببینیم چه کسانی بهمون درس دادن، فرض کن هوش مصنوعی  و طراحی الگوریتم رو کسی به ما درس داد که خودش یکبار تو کارشناسی پاسش کرده بود و یکبار هم واسه کنکور ارشد خونده بود (اگه خونده باشه).بقیه درس ها هم همین طور. استاد درست و حسابی ما دکتر زمانی فر بود فقط.<br />
وقتی که استادی میاد درس میده از همون چیزای که خودش درس میده امتحان میگیره فوقش یک جزوه بگه که 60 صفحه باشه اما ما تو کنکور با کتاب 300 صفحه به بالا که تو ریز همه مباحث میره سروکار داریم.<br />
تو امتحان پایان ترم فقط سئوال از مباحث میان ترم به بعد میاد اما تو کنکور از همه جای کتاب امکان داره سئوال بیاد.<br />
100 %  که درس خوندن متفاوت رو می طلبه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از مهر شروع کردم واسه امسال با یک چند روز دیرتر و ساعت مطالعه کمتر و برنامم 5 ماهه بود من تمامی درس ها رو قبلا خونده بودم و نمی خواستم زیاد چیز جدیدی یاد بگیریم.<br />
مهر و آبان سرباز بودم  و از بس دودره کرده بود روال ترخیصم تا 20 آذر ماه طول کشید، اما خدمت رو همیشه دودره می کردم و می آمدم خونه درس می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
مثل پارسه 25 درصدی پیش میرفتم واسه خودم و تو اون مدت زمانی که باید 25 درصد کتاب ها رو می خوندم هر روز هر درسی حسش بود می خوندم. وقتی که 25 درصد اول کتاب های تموم شد هر روز تست های پارسه و سایر موسسات رو می زدم  و هر روز که هر مبحث درسی رو می خودنم تا 2-3 روز بعدش تست های همون مبحث رو سعی می کردم تموم کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
نه.<br />
من گسسته و زبان رو حذف کردم و بقیه رو حسابی خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره من تو معماری ضعیف بودم که بیشتر براش وقت می گذاشتم.بخصوص فصل حافظه ها و پایپ لاین که تست های متفاوتی داره و برا حل کردن تست هاش باید ایده داشت، با حل تست های سال گذشته این مباحث (فکر کنم 3 بار حل کردم تست های این دو فصل رو) سر کنکور مطمئن بودم که اگه از این دوتا فصل تست بیاد میزنمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
نه من واسه بیشتر درس ها یک کتاب مطالعاتی داشتم و یک کتاب که بعضی قسمت ها رو بهتر گفته بود یا حداقل این که من بهتر می فهمیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
سیستم عامل : دکتر حقیقت - موسوی (پوران)<br />
ساختمان داده : مقسمی  و پوران و پارسه<br />
طراحی الگوریتم : مقسمی  و پوران و پارسه<br />
شبکه: دکتر حقیقت<br />
معماری: یوسفی ، یکمی مانو و ویس های دکتر اجلالی که هاتف عزیز زحمت آپلودش رو کشید من برای من همون روزهای پست کردن.<br />
هوش: کتاب راحتی و پوران (مهدیه شادی البته اشتباه تو تست هاش هست).یک کتاب دیگه هم رامین رهنمون نوشته که حل مسائل هوش هست که بهتر از مهدیه شادی هشت.<br />
پایگاه: روحانی رانکوهی و مقسمی<br />
مدیریت : من کتاب سال 88 پارسه رو داشتم و خوندمش<br />
مهندسی نرم: من کتاب پرسمن ترجمه سالخورده رو خوندم اما هرکی بخونه دهنش آسفالت میشه از بس  مطلب بیخود داره ، کتاب پوران سال 88 رو داشتم خوندم. پیشنهادم اینه که کتاب پوران رو بخونید.<br />
گسسته : نخوندم<br />
زبان: نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
الان با این کتاب های خوبی که پیدا میشه نه اما اگه 2 سال پیش می پرسیدید می گفتم سیستم عامل و شبکه<br />
معلومه که معماری کم کم داره میره سمت پترسون حداقل پایپ لاین و حافظه که سئوالاش داره عجیب میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من هفته آخر کلاس ها می رفتم جزوه کپی می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من واسه زبان هیچی نخوندم. کلا سطح زبان من ضعیفه. اما از بس فیلم دیدم فقط می فهمم چی میگن نه به طور کامل. تو کنکور هم هیچی زبان نخوندم  و فقط 4 درصد شانسی زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
والا من ریاضی هیچی هیچی هیچی حالیم نیست هیچی هیچی صفر صفر صفر.<br />
من که گسسته رو حذف کردم و شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
فقط این جوری میگم که هیچ درسی رو کامل نخونید و بعد برید سراغ درس دیگه ، هیچ وقت همچین کاریو نکنید.<br />
آهسته و پیوسته همه مطالب رو با هم پیش ببرید و با تست زدن کنکور های قبی و آزمایشی همیشه مباحث قبلی رو یاد آوری کنید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
همراه با یکی از عزیز ترین کسانم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
خیر خبری نیست همراه با لپ تاپم مطالعه می کردم در خونه تنهای تنها.<br />
به نظرم خونه خیلی بهتره ، 1: اینترنت داره ، 2 آدم کنجکاو نداره 3 سئوال پرسیدن تو کتابخونه نداره و  خیلی مزایای دیگه.<br />
کلا ساعت مطالعه من هم وقتی نبود که کتابخونه باز باشه من از 3 ..4 بعد از ظهر شروع می کردم تا 3 صبح، بعدش هم فیلم می دیدم تا 6 صبح و بعدش می خوابیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فیدبک من از تست های که می تونستم بزنم یا نمی تونستم مشخص میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
وقتی که از برنامه عقب می افتاد BattleFiled و CallOfDuty بازی می کردم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از همون اول واسه آی تی امنیت اطلاعات می خوندم و چون گسسته رو حذف کرده بودم به جاش مدیریت هم خوندم که اگه سر انتخاب رشته بازی در آوردند من تو دو تا گرایش رتبه خوب داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
دقیقا زمانی کند شد که به خاطر غیبت هام از خدمت منو 20 روز ترخیص نمی کردن ، من این 20 روز تو خونه درس می خوندم اما 60-70 درصد ذهنم درگیر اونجا بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نرفتم.<br />
به نظرو کسائی که امکانش رو دارن برن کلاس یک جورایی دوپینگ هست.شدیدا پیشنهاد می کنم معماری دکتر اجلالی رو برید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من سال 88 پارسه رفتم فقط.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمع بندی رو 25 روز به کنکور بهش رسیدم که مرور کلی از مطالب می کردم و تست می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من تا ساعت 8 شب قبل کنکور داشتم مرور می کردم و ساعت 9 هم رفتم بخوابم اما فکر کنم ساعت 1 یا 2 صبح بود که خوابم برد از فکر و استرسی که نسبت روز کنکور داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
من رفتم سر جلسه واسه جواب دادن 4 تست از 6 تا تست هر درس<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سرجلسه تو وضعیت خوبی بودم فقط این یکم استرسی که داشتم رو سعی کردم در جهت ایده دادن به حل سئوالات سوقش بودم که نتیجش سیستم عامل 100 درصد و معماری 61 درصد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه من از اول شروع کردم و رفتم تا آخر دفترچه و اگه تست روی  نمی دونستم تو دور بعدی وقت روش می گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بیشترش رو دیده بود یا نمونه هاشو با یکمی تغییر،<br />
تجربه به من نشون داده بود که بیخودی به یک سئوال گیر ندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه من وقت زیاد آوردم کلا این 2 سال اخیر که سئوال هارو 6 تا کردن وقت اضافه آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
چیزی ننوشتم اما یادم مونده بود چی زده بودم. وقتی حساب کردم با چیزی که الان دارم کلی فرق داره، مثل سیستم عامل که دوتا از سئوال هارو حذف کردن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
 پایه تحصیلی : 0%                      <br />
دانشگاه کارشناسی:  0%                      <br />
برنامه ریزی برای کنکور : 20%                 <br />
 کلاس کنکور : نرفتم اما مهمه،  <br />
کنکور آزمایشی : 70%        <br />
شرایط سر جلسه :  80%                           <br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) : 1000%                   <br />
سایر عوامل :  مثلا چی ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
security specialist<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
توکل به یه قدرت ماورا خوبه. بعضی ها فکر می کنن اگه نماز و روضه بگیرن می تونن تو کنکور قبول بشند اما من می گم واسه کنکور باید درس بخونی و توکل کنی و واسه اینکه روحیه داشته باشی عبادت کنی با نماز خوندن تنها عزیز من کنکور قبول نمیشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول دوم سوم که خدا . بعدش پدر مادرم  و بعدش مانشت و بعدش همکاران سربازیم که میگذاشتن من دو در کنم بیام خونه درس بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
نه راضیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
من چهارشنبه گذشته رفتم تهران که این 3 تا دانشگاه (شریف تهران امیرکبیر) رو ببینم و با بچه هاش صحبت کنم در مورد دانشگاهشون<br />
خب من یک سری ملاک واسه خودم دارم مثل اینکه استادا واسه دانشجو ها بیخودی سخت نگیرن و تمرین زیاد ندن و اگر تمرین میدن حداقل کاره گروهی رو قبول کنن.<br />
اولش که انتخاب رشته کردم اینجوری بود و شریف رو فقط به خاطر اسمش اول زدم.<br />
1- شریف it it<br />
2- امیرکبیر شبکه<br />
3- امیرکبیر امنیت<br />
4- تهران it it <br />
5- امیرکبیر تجارت <br />
 اما یکهو نصفه شب بود و سرچ می کردم مثل چی پشیمون شدم که نمی خوام برم شریف و من حوصله زیاد درس خوندن و بیخودی علاف یک درس بودن رو ندارم و یک سری ملاک واسه خودم نوشتم و بهشون نمره دادم و به این نتیجه رسیدم که اینجوری انتخاب رشته کنم.<br />
1-امیرکبیر شبکه<br />
2-تهران it it<br />
3-امیرکبیر امنیت <br />
4- تجارت  امیرکبیر<br />
5- شریف it it<br />
<br />
فکر میکنم دانشگاه تهران قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
واسه اون چیزی که واقعا می خوای باید خیلی از مسائل رو قربانی کنی واساسی درس بخونی اگه من با -100 شروع کردم و شد (لطف خدا و تلاشم بوده) شما که بیشتر از من می فهمید هم می تونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
هست اما الان حسش نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت همه جا با قدرت ظاهر شد اما به نظر من تو انتخاب رشته مانشت کسیو از حداقل 3 تا دانشگاه تهران و شریف و امیرکبیر تو رشته های مختلف نداشت که جواب ابهام ما رو بدهند.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید. <br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ :  اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
متولد 1364 از شهری که اصفهان پشت کوه هاش هست: تجارت 15 و شبکه 13 مهندسی فناوری اطلاعات .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ :در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
کامپیوتر (نرم افزار). من کاردانی  و بعدش کارشناسی خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳ : با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
والا بر میگیرده به زمان دایناسور ها. من وقتی راهنمایی بودم دوست بابام می خواست بره مسافرت کامپیوترش رو آورد خونه ما که مواظبش باشیم ما هم به روز دوم نکشیده زدیم خرابش کردیم دیگه ویندوزش بالا نیومد.فکر می کردم که اگه خاموش بشه درست میشه خلاصه خاموش هم کردیم و درست نشد یک شب بیدار شد چند بار با مشت زدم تو سرکیس که درست بشه و نشد کلی هم به کیس فحش دادم که چرا درست نمی شی.<br />
خلاصه جرقه این کامپیوتر تو من زده شد رفتم تو یک مسجدی کلاس کامپیوتر اونا هنوز ویندوز نصب نکرده بودن رو سیستمشون وDOS داشتن هرچی میگفت من نمی فهمیدم من فقط می خواستم CAR 2 بازی کنم.چند سالی گذشت تا وقت انتخاب رشته دبیرستان رسید من کلا با ریاضی و حفظی جات خوب نبودم رفتم هنرستان فنی حرفه ای که اونجا هم رد شدم به خاطر ریاضی که امتحان گرفتن و کلا پارتی بازی بود. از شانس من یک هنرستان کاردانش تاسیس شده بود که رشته کاردانش کامپیوتر داشت واسه اولین بار و من رفتم اسمم رو نوشتم و از اونجا دیگه شروع شد.بعدش که 2 سال کاردانش رو خوندیم اصلا نمی دونسیم که می تونیم بریم دانشگاه ,دیدیم که بچه های فنی میرن دفترچه کنکور می خرن ما هم رفتیم خریدیدم و سر جلسه کنکور که رفتیم ای دل غافل ما که هیچی از این درسا رو نخوندیم،خلاصه کنکور رو قبول نشدیم و نشستیم از صفر درسای فنی رو خوندم از صبح ساعت 7 می رفتم کتاب خونه تا 10 شب درس می خوندم که بالاخره سال 82 تو کنکور دانشگاه فنی حرفه ای مهاجر اصفهان روزانه قبول شدم و از ترم بهمن وارد دانشگاه شدم.تو دانشگاه هم من زیر خط فقر درس خوندن بودم اصلا درس نمی خوندم همش دو دره بازی می کردم عشق Delphi  بودم و تو بازار کار می کردم شبا هم با بچه ها بخش Support یک شرکت بودیم تا 3-4 صبح اونجا بودم اصلا درس نمی خوندم اگه چیزی می فهمیدم سره کلاس بود و همون جا بود که خیلی از ریاضی فاصله گرفتم که الان هیچی حالیم نیست از ریاضی. خلاصه موقع کنکور کارشناسی شد و من همه کار و بار رو تعطیل کردم و چسبیدم به خوندن کنکور خیلی سخت پیش می رفت  اما غیر انتفاعی اشرفی اصفهانی قبول شدم و تو کارشناسی هم اصلا درس نمی خوندم درسی رو که همه 17 تا 20 می گرفتن من 10 زوری می گرفتم.فقط به چند تا درس علاقه داشتم که می خوندم یک پایگاه داده و مهندسی اینترنت و برنامه نویسی وب و مهندسی نرم افزار و ..<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ : کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
کاردانی دانشگاه فنی حرفه ای شهید مهاجر اصفهان<br />
کارشناسی  موسسه آموزش عالی شهید اشرفی اصفهانی<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ :در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
اصلا درس نمی خوندم بر اساس علاقم اون درس های که دوست داشتم رو می خوندم و نمره خیلی خوب می گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
والا من ترم 3 کارشناسی که بودم یکی از بچه های پیام نور شهرضا آمار داد بهم که بشینم بخونم و اون اوایل هم خیلی کمکم کرد تا این که خودش قبول شد و رفت.نه اصلا تو برنامم نبود چون تو دانشگاه واقعا کسی نبود که بتونه کمک کنه و من می خواستم برنامه نویسی بکنم.<br />
تصمیم مصمم رو تو اتاق استاد راهنما پروژه کارشناسیم گرفتم من به درس مهندسی نرم افزار خیلی علاقه داشتم و استادش (استاد راهنما پروژه کارشناسیم)وقتی میومد تو دانشگاه ما کلا کلاس 3 ساعته رو تو 1 ساعت می پیچوند و می رفت البته تقصیر بچه ها هم بود که از سر کلاس میرفتن و تو دفتر استاد راهنمام به TA ش گفت که درس مهندسی نرم افزار کارشناسی ها تموم نشده بهشون بگو باید چند جلسه تو تابستون بیاید. اونجا به خودم گفتم ای دل غافل مگه ما چه فرقی داریم ، اینجا اینجوری اونجا اونجوری ! خلاصه تصمیم گرفتم دانشگاه دولتی درست و حسابی قبول بشم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
والا من چون مشکل ریاضی داشتم و خیلی از درس های دیگه رو تو دانشگاه از زیرش در رفتیم تصمیم گرفتم که آی تی بخونم<br />
حساب کن تو دانشگاه ما نظریه زبان کامپایلر مدارالکترونیک طراحی پیاده سازی نخوندیم و تو ترم چهار می خواستن که این درسا رو بهمون بندازن من که کنکور داده بودم به بچه ها گفتم بیخیال بشید که فقط معدلمون رو میاره پایین این درسا و خلاصه در رفتیم از این درسا.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان تخصصی    4/44<br />
 دروس مشترک /ساختمانهای گسسته -ساختمان های دا 45/98<br />
اصول ومبانی مدیریت  44/44<br />
اصول طراحی پایگاه داده ها 61/11 <br />
هوش مصنوعی  16/67<br />
سیستم های عامل 100/00<br />
معماری کامپیوتر   61/11<br />
<br />
امسال پنجمین بارم بود که کنکور دادم و  چهارمین باره که مجاز میشم و سومین باره که قبول میشم اما من فقط می خواستم که دانشگاه درست و حسابی درس بخونم ( اگه حالش باشه بخونم !)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹ : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
خیلی خیلی خیلی فرق میکنه . اولا که ببینیم چه کسانی بهمون درس دادن، فرض کن هوش مصنوعی  و طراحی الگوریتم رو کسی به ما درس داد که خودش یکبار تو کارشناسی پاسش کرده بود و یکبار هم واسه کنکور ارشد خونده بود (اگه خونده باشه).بقیه درس ها هم همین طور. استاد درست و حسابی ما دکتر زمانی فر بود فقط.<br />
وقتی که استادی میاد درس میده از همون چیزای که خودش درس میده امتحان میگیره فوقش یک جزوه بگه که 60 صفحه باشه اما ما تو کنکور با کتاب 300 صفحه به بالا که تو ریز همه مباحث میره سروکار داریم.<br />
تو امتحان پایان ترم فقط سئوال از مباحث میان ترم به بعد میاد اما تو کنکور از همه جای کتاب امکان داره سئوال بیاد.<br />
100 %  که درس خوندن متفاوت رو می طلبه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از مهر شروع کردم واسه امسال با یک چند روز دیرتر و ساعت مطالعه کمتر و برنامم 5 ماهه بود من تمامی درس ها رو قبلا خونده بودم و نمی خواستم زیاد چیز جدیدی یاد بگیریم.<br />
مهر و آبان سرباز بودم  و از بس دودره کرده بود روال ترخیصم تا 20 آذر ماه طول کشید، اما خدمت رو همیشه دودره می کردم و می آمدم خونه درس می خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱: ۱۱- برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
مثل پارسه 25 درصدی پیش میرفتم واسه خودم و تو اون مدت زمانی که باید 25 درصد کتاب ها رو می خوندم هر روز هر درسی حسش بود می خوندم. وقتی که 25 درصد اول کتاب های تموم شد هر روز تست های پارسه و سایر موسسات رو می زدم  و هر روز که هر مبحث درسی رو می خودنم تا 2-3 روز بعدش تست های همون مبحث رو سعی می کردم تموم کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
نه.<br />
من گسسته و زبان رو حذف کردم و بقیه رو حسابی خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره من تو معماری ضعیف بودم که بیشتر براش وقت می گذاشتم.بخصوص فصل حافظه ها و پایپ لاین که تست های متفاوتی داره و برا حل کردن تست هاش باید ایده داشت، با حل تست های سال گذشته این مباحث (فکر کنم 3 بار حل کردم تست های این دو فصل رو) سر کنکور مطمئن بودم که اگه از این دوتا فصل تست بیاد میزنمش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
نه من واسه بیشتر درس ها یک کتاب مطالعاتی داشتم و یک کتاب که بعضی قسمت ها رو بهتر گفته بود یا حداقل این که من بهتر می فهمیدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
سیستم عامل : دکتر حقیقت - موسوی (پوران)<br />
ساختمان داده : مقسمی  و پوران و پارسه<br />
طراحی الگوریتم : مقسمی  و پوران و پارسه<br />
شبکه: دکتر حقیقت<br />
معماری: یوسفی ، یکمی مانو و ویس های دکتر اجلالی که هاتف عزیز زحمت آپلودش رو کشید من برای من همون روزهای پست کردن.<br />
هوش: کتاب راحتی و پوران (مهدیه شادی البته اشتباه تو تست هاش هست).یک کتاب دیگه هم رامین رهنمون نوشته که حل مسائل هوش هست که بهتر از مهدیه شادی هشت.<br />
پایگاه: روحانی رانکوهی و مقسمی<br />
مدیریت : من کتاب سال 88 پارسه رو داشتم و خوندمش<br />
مهندسی نرم: من کتاب پرسمن ترجمه سالخورده رو خوندم اما هرکی بخونه دهنش آسفالت میشه از بس  مطلب بیخود داره ، کتاب پوران سال 88 رو داشتم خوندم. پیشنهادم اینه که کتاب پوران رو بخونید.<br />
گسسته : نخوندم<br />
زبان: نخوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
الان با این کتاب های خوبی که پیدا میشه نه اما اگه 2 سال پیش می پرسیدید می گفتم سیستم عامل و شبکه<br />
معلومه که معماری کم کم داره میره سمت پترسون حداقل پایپ لاین و حافظه که سئوالاش داره عجیب میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من هفته آخر کلاس ها می رفتم جزوه کپی می کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
من واسه زبان هیچی نخوندم. کلا سطح زبان من ضعیفه. اما از بس فیلم دیدم فقط می فهمم چی میگن نه به طور کامل. تو کنکور هم هیچی زبان نخوندم  و فقط 4 درصد شانسی زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
والا من ریاضی هیچی هیچی هیچی حالیم نیست هیچی هیچی صفر صفر صفر.<br />
من که گسسته رو حذف کردم و شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
فقط این جوری میگم که هیچ درسی رو کامل نخونید و بعد برید سراغ درس دیگه ، هیچ وقت همچین کاریو نکنید.<br />
آهسته و پیوسته همه مطالب رو با هم پیش ببرید و با تست زدن کنکور های قبی و آزمایشی همیشه مباحث قبلی رو یاد آوری کنید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
همراه با یکی از عزیز ترین کسانم<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
خیر خبری نیست همراه با لپ تاپم مطالعه می کردم در خونه تنهای تنها.<br />
به نظرم خونه خیلی بهتره ، 1: اینترنت داره ، 2 آدم کنجکاو نداره 3 سئوال پرسیدن تو کتابخونه نداره و  خیلی مزایای دیگه.<br />
کلا ساعت مطالعه من هم وقتی نبود که کتابخونه باز باشه من از 3 ..4 بعد از ظهر شروع می کردم تا 3 صبح، بعدش هم فیلم می دیدم تا 6 صبح و بعدش می خوابیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
فیدبک من از تست های که می تونستم بزنم یا نمی تونستم مشخص میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
وقتی که از برنامه عقب می افتاد BattleFiled و CallOfDuty بازی می کردم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
من از همون اول واسه آی تی امنیت اطلاعات می خوندم و چون گسسته رو حذف کرده بودم به جاش مدیریت هم خوندم که اگه سر انتخاب رشته بازی در آوردند من تو دو تا گرایش رتبه خوب داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
دقیقا زمانی کند شد که به خاطر غیبت هام از خدمت منو 20 روز ترخیص نمی کردن ، من این 20 روز تو خونه درس می خوندم اما 60-70 درصد ذهنم درگیر اونجا بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من نرفتم.<br />
به نظرو کسائی که امکانش رو دارن برن کلاس یک جورایی دوپینگ هست.شدیدا پیشنهاد می کنم معماری دکتر اجلالی رو برید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ :  آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
من سال 88 پارسه رفتم فقط.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
جمع بندی رو 25 روز به کنکور بهش رسیدم که مرور کلی از مطالب می کردم و تست می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من تا ساعت 8 شب قبل کنکور داشتم مرور می کردم و ساعت 9 هم رفتم بخوابم اما فکر کنم ساعت 1 یا 2 صبح بود که خوابم برد از فکر و استرسی که نسبت روز کنکور داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰ : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
من رفتم سر جلسه واسه جواب دادن 4 تست از 6 تا تست هر درس<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سرجلسه تو وضعیت خوبی بودم فقط این یکم استرسی که داشتم رو سعی کردم در جهت ایده دادن به حل سئوالات سوقش بودم که نتیجش سیستم عامل 100 درصد و معماری 61 درصد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه من از اول شروع کردم و رفتم تا آخر دفترچه و اگه تست روی  نمی دونستم تو دور بعدی وقت روش می گذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بیشترش رو دیده بود یا نمونه هاشو با یکمی تغییر،<br />
تجربه به من نشون داده بود که بیخودی به یک سئوال گیر ندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه من وقت زیاد آوردم کلا این 2 سال اخیر که سئوال هارو 6 تا کردن وقت اضافه آوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
چیزی ننوشتم اما یادم مونده بود چی زده بودم. وقتی حساب کردم با چیزی که الان دارم کلی فرق داره، مثل سیستم عامل که دوتا از سئوال هارو حذف کردن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
 پایه تحصیلی : 0%                      <br />
دانشگاه کارشناسی:  0%                      <br />
برنامه ریزی برای کنکور : 20%                 <br />
 کلاس کنکور : نرفتم اما مهمه،  <br />
کنکور آزمایشی : 70%        <br />
شرایط سر جلسه :  80%                           <br />
شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...) : 1000%                   <br />
سایر عوامل :  مثلا چی ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
security specialist<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
توکل به یه قدرت ماورا خوبه. بعضی ها فکر می کنن اگه نماز و روضه بگیرن می تونن تو کنکور قبول بشند اما من می گم واسه کنکور باید درس بخونی و توکل کنی و واسه اینکه روحیه داشته باشی عبادت کنی با نماز خوندن تنها عزیز من کنکور قبول نمیشید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
اول دوم سوم که خدا . بعدش پدر مادرم  و بعدش مانشت و بعدش همکاران سربازیم که میگذاشتن من دو در کنم بیام خونه درس بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
نه راضیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
من چهارشنبه گذشته رفتم تهران که این 3 تا دانشگاه (شریف تهران امیرکبیر) رو ببینم و با بچه هاش صحبت کنم در مورد دانشگاهشون<br />
خب من یک سری ملاک واسه خودم دارم مثل اینکه استادا واسه دانشجو ها بیخودی سخت نگیرن و تمرین زیاد ندن و اگر تمرین میدن حداقل کاره گروهی رو قبول کنن.<br />
اولش که انتخاب رشته کردم اینجوری بود و شریف رو فقط به خاطر اسمش اول زدم.<br />
1- شریف it it<br />
2- امیرکبیر شبکه<br />
3- امیرکبیر امنیت<br />
4- تهران it it <br />
5- امیرکبیر تجارت <br />
 اما یکهو نصفه شب بود و سرچ می کردم مثل چی پشیمون شدم که نمی خوام برم شریف و من حوصله زیاد درس خوندن و بیخودی علاف یک درس بودن رو ندارم و یک سری ملاک واسه خودم نوشتم و بهشون نمره دادم و به این نتیجه رسیدم که اینجوری انتخاب رشته کنم.<br />
1-امیرکبیر شبکه<br />
2-تهران it it<br />
3-امیرکبیر امنیت <br />
4- تجارت  امیرکبیر<br />
5- شریف it it<br />
<br />
فکر میکنم دانشگاه تهران قبول شم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
واسه اون چیزی که واقعا می خوای باید خیلی از مسائل رو قربانی کنی واساسی درس بخونی اگه من با -100 شروع کردم و شد (لطف خدا و تلاشم بوده) شما که بیشتر از من می فهمید هم می تونید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ : بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
هست اما الان حسش نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت همه جا با قدرت ظاهر شد اما به نظر من تو انتخاب رشته مانشت کسیو از حداقل 3 تا دانشگاه تهران و شریف و امیرکبیر تو رشته های مختلف نداشت که جواب ابهام ما رو بدهند.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 8 معماری ،31 هوش، 51 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-7966.html</link>
			<pubDate>Sun, 03 Jun 2012 13:51:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-7966.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مصاحبه با رتبه   ۸    گرایش معماری،۳۱  هوش،۵۱ نرم افزار رشته  مهندسی  کامپیوتر  سال ۹۱</span><br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این آزمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور ارشد بدونند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱- اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سلام دوستان عزیز.<br />
مجید زرین کلاه هستم. متولد ۶۶ اهل شیراز. با رتبه   ۸    گرایش معماری،۳۱ هوش،۵۱ نرم افزار رشته  مهندسی  کامپیوتر سال ۹۱<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز خوندم.کارشناسی پیوسته بودم. درسام به جز کاراموزی و پروژه تمام شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
دوست دارم صادقانه هر چی هست بگم. بدون ترس. بدون کلاس گذاشتن.دوست ندارم لباس رسمی بپوشم و در برنامه ها چندین جمله عربی تکرار کنم و جوری صحبت کنم که فکر کنید من از شما جدا هستم.دوست ندارم مثل خط دکترا واستون نسخه بنویسم که فکر کنید ما خاص هستیم.ما همه مثل همیم. و خدا همه ما رو یه جور آفریده و سپاس خدا که این اختیار رو از ما انسان ها نگرفته که هر راهی که دوست داشته باشیم و بریم. اگه راه رو درست انتخاب کنیم وتلاش کنیم حتما موفق خواهیم شد.<br />
دوران کودکی با شادی گذشت.خواهرم دبیر ریاضی بود. از کودکی واسم معما های ریاضی می آورد و وقتی من حل می کردم ذوقم می کرد. این باعث شد وقتی به مدرسه رفتم در همان ابتدا یک سرو گردن از بقیه در ریاضی بالاتر باشم. می خواستم ریاضی دان شوم. در ابتدایی یه دفتر داشتم و واسه خودم فرمول کشف می کردم اما متاسفانه تمام چیزهایی که کشف می کردم رو تو دوره دبیرستان و راهنمایی و به یه فرم دیگه می دیدمشون. این دفتر ها ادامه پیدا کرد. دوره راهنمایی عضو انجمن معلمان ریاضی استان فارس شدم .دوره دبیرستان به نجوم و فیزیک و ماورا طبیعه علاقه مند بودم و نظریه پردازی می کردم.عضو انجمن نجوم و اختر شناسی شیراز بودم. از کودکی عاشق فوتبال بودم. داداش بزرگم اون زمان در تیم ملی نوجوانان بود و الگوی من. سوم دبیرستان به دلیل بیماری سینوزیت نتونستم فوتبال رو ادامه بدم و آغاز شکوفایی علمی شکل گرفت.بیش از ۳۰ لوح تقدیر در عرض یک سال. ابتدا المپیاد فیزیک آزمایشگاهی دو مرحله در ناحیه اول شدم.مسابقات علمی اول شدم. المپیاد ریاضی مرحله یک کشوری تنها کسی بودم در ناحیه که از مدرسه عادی قبول شدم.مقاله های فیزیک وشیمی که می نوشتم مقام میآورد. خلاصه این که به هر چه علاقه مند می شدم جذبش می کردم. کنکور سراسری چیزی نبود که دوستش داشته باشم.وقت زیادی را ازت می گرفت و نتیجه کوتاه مدتی که باعث شادی ات شود نمیداد. اما مجبور بودم.از پیش دانشگاهی شروع کردم. درصد های تخصصی خیلی خوب بود اما درصد های عمومی پایین.پدرم بازنشسته ارتش بود و آن زمان حقوقی ناچیز و امروز نیز با ۴ فرزند و عروس و داماد حقوقی ۵۰۰ هزار تومانی دارد.هزینه شبانه را نداشتم و با رتبه ۳۹۰۰ پشت کنکوری شدم و خسته کننده ترین سال زندگی آغاز شد.می خواستم رتبه یک شوم. هنوز درس را شروع نکرده بودم که عاشق شدم و این سخت ترین چیز در کل زندگی ام بود که جذبش کردم. یه عقد زود هنگام در ترم های اولیه دانشگاه.درس هایم را یک ماهه خواندم. رتبه ام شد ۲۰۰۰ هزار. مهم رشته ام نبود. مهم اول شهر بود و بعد دانشگاه و زندگی. واسه رشته انتخاب چندم من بود. من حتی کامپیوتر نداشتم.این دوران قبل از دانشگاه من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه شیراز مهندسی کامپیوتر رو گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۵- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
<br />
در کارشناسی می خواستم عالی باشم. اصلا از معدل و این چیز ها هم آگاه نبودم که اینقدر مهمه.یه بار گفتند میان ترم.گفتم شاید مثل مستمر یه چیز الکی باشه همه خراب شد. پایان ترم جبران کردم ولی استادا جمع کردند و میانگین گرفتند و در کل معمولی بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۶- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
قبل از اینکه به دانشگاه بیام خیلی امید داشتم به آینده. در دانشگاه امید های من نقش بر آب شد.می خواستم ثابت کنم ما اون چیزی نیستیم که شما فکر می کنید. این بزرگترین انگیزه ام بود.مسائل و فشار های دیگری هم وجود داشت که من رو در این راه مصمم تر می کرد با ارشد می شد چند سالی  از این مسائل دور باشم یعنی بزرگترین قاتل زمان برای جوان ها ،سربازی اجباری.<br />
کنکور ارشد چیزی نبود که بهش فکر کنم.دوست داشتم زود تر شاغل شوم. در دوره ی دانشگاه تدریس می کردم اما خیلی از پولامو خوردند.بعداً دیدم با این معدل به هیچ جا نمی رسم و استرس سربازی یک وقت تلف کردن واقعی و دوری از خانواده باعث شد واسه کنکور بخونم. زیاد هم درس نخوندم اما روش خاص خودم رو داشتم که حتما توضیحشو واستون می گذارم شاید به دردتون بخوره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۷- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من می خواستم قبل از رسیدن به سوال های تخصصی بار خودم رو ببندم.سال قبل در گرایش معماری بهتر عمل کرده بودم به خاطر همین بعد از هوش روی معماری و سپس نرم افزار تلاش خودمو کردم.زیاد به گرایش فکر نمی کردم.  تو کنکور ۹۱ خیلی وقت اضاف آوردم. ولی الان به خاطر دوستانی که تو شریف دارم مثل شهریار که از بچه های همین سایت مانشت هست می خوام برم هوش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۸- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
آره کارنامه هامو ضمیمه می کنم.<br />
<br />
<br />
ارشد ۹۰ : دوستان این کارنامه ارشد ۹۰ من هست.حدوده ۲ ماهی درس خوندم و بهترین دستاوردم قوی شدن پایه ام بود. شما نیز از دیدن کارنامه هاتون در موارد مشابه به خود امیدوار باشید.ما خیلی برتر و بزرگتر از این هستیم که یک کارنامه ظرفیت ما را نشان دهد.<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-4937/arshad 90.JPG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/JPG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad 90.JPG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">110.93 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br />
<br />
ارشد ۹۱: انگیزه ، تلاش و انتخاب یک روش درست باعث شد نتیجه ای خوب بگیرم. من در این کنکور به اندازه ی کافی آماده بودم.سر جلسه کنکور خیلی وقت اضاف آوردم.به جز سیستم عامل و زبان که مطمئن نبودم.احتمال می دادم درصد هام بالای ۷۰ درصد بشن. مطمئن بودم با یه خورده تخصصی از هر درس رتبه تک رقمی میارم. خواستم یه رکورد جدید بزنم تو همه گرایش ها. اما متاسفانه یه اشتباه جابجایی گزینه تو محاسبات عددی داشتم. زبان شد ۶ . ۴ تای سیستم عامل هم اشتباه از آب درآمد .در هر حال از وضعیت خودم خیلی راضی هستم. شاید هوش یا نرم زیر ۱۰ نشدم اما سوادش رو دارم و این رو در باز هم آینده ثابت می کنم.<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-4939/arshad 91.JPG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/JPG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad 91.JPG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">93.15 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
راستش خیلی فرقشه.انسان هایی که معدل بالایی دارن به جز سهمیه معدل دلیلی بر موفقیت در کنکور ندارن.به نظرم بعضی از انسان ها یک بعدی هستند و در یک زمینه و یک مسیر حرکت می کنند.خیلی از معدل بالایی های امروز ما هم از این قاعده مستثنی نیستند ودر آخر باید در محیط های آکادمیک بمانند چون کار دیگری بلد نیستند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از مهر ماه . برنامه من خیلی قابلیت تغییر داشت. اذیتم نمی کرد. برنامه من حدود ۴/۵ ماه بود. وقفه های چند روزه پیش می آمد اما مشکل از خستگی در زندگی ، نگرانی به وضعیت آینده ، نبود کار،  رفتن به سربازی اجباری و این چیز ها بود که بعد از چند روز استراحت خودم رو مجبور می کردم که ادامه بدم تا ببینم خدا چی می خواد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
کلیات برنامه کامل و تعریف شده و مرحله به مرحله بود اما در جزییات زمانبندی ها تغییر می کرد. در ضمن جمعه ها هم یک سوپاپ امنیت واسه چیزهایی بود که ممکن بود عقب افتاده باشم تو هفته اما زیاد استفاده نکردم. من با روش خودم ۱۰ روز زودتر از موعد برنامه هام تمام شد و حوصله ام سر رفت و به شدت انتظار کنکور را می کشیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت۱۲: بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
معلومه که آره اما مشترک چیزی هست که تست هاش زیاد سخت نیست و ممکنه همه خوب بزنند. من امسال به جز تست های سیستم عامل که عجیب بودند و همه رو غلط زدم، از بقیه درسا رو هم ۳ تا غلط نداشتم. به خاطر همین مانور من روی ریاضی بود همچنین دروس تخصصی رو زیاد زوم نکردم چون مطمئن نبودم چه گرایشی بخوام برم. به میکرو پروسسور آرم علاقه داشتم ومعماری رو دوست داشتم .برنامه نویسی رو دوست داشتم و نرم افزار رو مناسب می دیدم و هوش رو به خاطر زمینه های مقاله و ... دوست داشتم. سر جلسه کنکور واسه همه چیز وقت اضاف داشتم وهمه چیزو زدم.اما حیف ۳۰ دقیقه وقت که برای زبان گذاشتم شد ۶%.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
به جز ریاضی مهندسی و مدار یک که هیچی بلد نبودم تو بقیه درسا متوسط بودم. ریاضی مهندسی اولین درسم بود که شروع کردم.خیلی وقتم رو گرفت. حدود ۲ هفته .خوب فهمیدمش اما نتونستم فصل آخرشو تمام کنم.مشکل از کتاب هم بود.درسایی که بلد نبودم و درسهای ریاضی حدوداً ۲ برابر وقت می گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۴ -خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی منظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه ریزی من زمانی – دوره ای با کتاب های مشخص و از قبل تعیین شده بود که در سوال ۲۰ کامل توضیح دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
فقط کتاب یا جزوه.<br />
منابع خوبم این ها بودند<br />
پوران : گسسته ، محاسبات ، معماری ، منطقی، ساختمان داده ، سیستم عامل ، الگوریتم <br />
پارسه: آمار  ، ریاضی مهندسی ، محاسبات ، منطقی ، سیستم عامل+ طرح ۹۰ % خیلی عالی بودند<br />
رفرنس ها : نظریه = لینز<br />
بقیه کتاب ها هم بودند که خوندم  ولی تاثیرشون مثل این ها نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۷-آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من هیچ وقت کلاس زبان نرفته بودم.خیلی واسه خوندن رفرنس مشکل داشتم. اما خدا رو شکر وضعیت بهتر شد و شب امتحان رفرنس یا اسلاید می خوندم.جزوه محوری نمره رو زیاد می کنه ولی سواد رو نه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۸-زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
فکر کنم جوابش رو در جواب سوال قبلی دادم. الان زبانم واسه خوندن خوبه. من سر جلسه خیلی وقت اضاف داشتم ۳۰ دقیقه زبان زدم که شد هیچی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظرم خوبم میشه بالا زد. درس حذف کردن اشتباهه. اما تست حذف کردن کار خوبیه .در هر درس بعضی تست ها مثل آب خوردن هستند.مثلا در ریاضی مهندسی یا همون محاسبات. محاسبات تست هاش ۲ نوع بود یا آسون آسون و یا جوری طولانی و بد طراحی شده بود که اگه راه رو بلد باشی باید زود بفهمی این تست ارزش حل کردن نداره اما کنکور ۹۱ سوالات ریاضی استاندارد تر بود. اگه همینجور بمونه درس حذف کردن ضرر بزرگیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
</span><br />
خوب به هر حال به سوالی رسیدیم که شاید مهمترین سوال این مصاحبه باشد.در این سوال من روش خودم را کامل توضیح می دهم.این روش مختص خودم بوده و <br />
من از ۱۱ مهر ۹۰ درس خوندن شروع کردم.با اینکه اون روز دقیقاً ۱۹۱ دقیقه درس خوندم. اسم اون روز رو روزه آغاز پیروزی نامیدم.هر چند نمره هام تو دانشگاه کم بود اما یکی از علت هاش این بود که جزوه استاد و نمونه سوالات ترم های قبل رو نداشتم. من کتاب می خوندم و پایه خوبی داشتم اما اگر شما پایه خوبی ندارید سعی کنید از حداقل یه ماه قبل شروع کنید و تا جایی که ممکنه پایه تونو قوی کنید تا حداقل دستتون بیاد درسها چی هستن. در مسیر کنکور ارشد به جز نظریه اصلا از کتاب های رفرنس استفاده نکردم. شروع کنکور واسه من از یک نمایشگاه کتاب در شیراز شد.جایی که من کتاب هامو خریدم.و روش خودمو شروع کردم.من مخالف این هستم که آدم یه کتاب رو ۲۵% بخونه و بگذارتش کنار تا هفته دیگه بیاد ادامشو بده.۲ ساعت وقت گذاشتی ادامه بدی اما ۱ ساعت وقتت صرف این میشه تا قبلی ها که پیش زمینه این باشه رو یاد آوری کنی.و این روند واسه ۱۳ تا درس تکرار میشه و باعث کوبیدگی دانشجو یا دانش آموز می شه. روشی که من می خواستم دنبال کنم مانور دادن روی یک کتاب بود. اما خوندن تنها یک کتاب هم در یک مرحله هم واکنش سختی نسبت به مورد قبل هست. در نتیجه من بهتون پیشنهاد می کنم دو یا سه تا کتاب رو انتخاب کنید و سعی کنید کتاب ها رو تمام کنید. تا یه کتاب تمام نشده اصلا سراغ یه کتاب دیگه نباید رفت.هر کتاب که تمام شد یه کتاب دیگه اضافه میشه. کتاب جدید باید از نظر محتوایی شبیه همون که تمام شده باشه. واسه شروع باید هوشمندانه انتخاب کرد. مثلا یک کتاب ریاضی و یک کتاب از درس های مشترک انتخاب کنید. مبادا ۲ تا کتاب ریاضی رو با هم شروع کنید.از قبل برنامه ریزی کنید. این پرنده ای که ما می خواهیم سوار بشیم دو بال داره. برنامه ریزی و انگیزه.حداقل روزی نیم ساعت رو واسه این دو بگذارید.و زمانی رو که می گذارید جز ساعات مفید درسی محاسبه کنید.واسه برنامه ریزی و انگیزه من کار هایی رو که انجام دادم رو میگم شما هم می تونید شبیه سازی کنید. دیوار اتاقم از کاغذ پر بود. کاغذ هایی که متنشون ثابت بود رو هفته ای یه بار تعویض می کردم که برام عادی نباشن.یه کاغذ بزرگ داشتم که در یک ستون لیست همه درسام رو داخلش نوشته بودم. و در ستون های بعدی: خوندن کامل کتاب ، مرحله دوم خوندن و تست ، خوندن نقاط ضعف ، مرحله سوم خوندن و تست ، تست ، خوندن خلاصه نویسی ها و ... نوشته شده بود. من فاصله زمانی به کنکور رو به مرحله هایی تقسیم کردم و اسم هر کدوم رو " مز " گذاشتم.  مز اول ۶۴ روزه بود. هدفم تو این دوره خوندن کامل همه کتاب هام بود.هر بخش از کتاب هایی که می خوندم تست هاشو یک پنجم می زدم که به تست عادت کنم و بدونم چیا در تست مهمه. مثلا تست های ۱ ،۶ ، ۱۱، ۱۶ و ....  رو می زدم  . مز اول واسه من ۵۴ روزه تمام شد و حدود ۱۰ روز زمان صرفه جویی داشتم و نصفشو واسه مبحث هایی صرف کردم که درست نمی فهمیدمشون و زود ازشون گذشته بودم. توی کتاب هام با خودکار همه چیز می نوشتم و واسه خودم توضیح می دادم. هر کسی زبون خودش رو بهتر می فهمه.این خیلی مهمه. اگه این کارو نکنی داخل کتابت واسه دوره بعدی انگار کتاب جدید داری می خونی.تو مز اول باید مباحث مهم رو از بقیه مباحث جدا کنی. خیلی باید روی روحیه کار کنی. در هر مز هر درس رو که شروع می کنی ، اسم درس با ۱۰ تا مربع می چسبه به دیوار. من صفحه ای کار می کردم.از تو فهرست کتاب حساب می کردم مثلا باید ۱۷۰ صفحه بخونم. هر ۱۷ صفحه که می خوندم ،یک مربع رو با لذت زیاد سیاه می کردم. و اگه همش سیاه می شد توی جدول اصلی اون درس مربع اون مز رو سیاه می کردم. این سیاه کردن خیلی انگیزه می ده .دیدن سیاهی ها بهتون امید میده و ... . خوب دوستانیه سوال هم پیش میاد. اونم اینکه مثلا اگه الان ریاضی مهندسی خوندیم و گذاشتیمش کنار تا یک ماه یادمون نمیره؟ خوب معلومه که آره. شاید خیلی چیزاش یادتون بره اما چند تا خوبی خیلی بزرگ داره. ۱ – می دونی که کتاب رو خوندی و تمامش کردی و مربعشم سیاه شده و  تو ذهنت می مونه که آره من خوندمش. ۲ – فرض کن شدی کلاس دوم ابتدایی نوشتن "بابا نان داد" برات آب خوردن میشه. اینجا هم همینجوره اما قویتره مثل اینه که سطحتو از راهنمایی بیاره دبیرستان.  ۳- ما هنوز خیلی با درسا کار داریم. در مز های بعدی فاصله های زمانی خوندن یک کتاب کمتر میشه.<br />
خوب بعد از پایان مز اول به دوره ۳۲ روزه مز دوم وارد میشیم. این دوره بستگی به خودتون ممکنه بیشتر هم طول بکشه اما زمان اضافی که احتیاج داره باید از مز اول تامین بشه نه مز های بعدی.در مز دوم ما روی تست مانور می دیم. مهمترین کار خوندن خلاصه نویسی ها و یا قسمت هایی هست که زیرش خط کشیدیم و زدن تست هست. این بار تست هایی رو که از مرحله قبل اشتباه زده بودیم به علاوه اونایی که شک داشتیم و همچنین تست های جدیدی که انتخاب می کنیم رو میزنیم. بعد از زدن تست های  هر بخش اونها رو تصحیح می کنیم و مشکلاتمونو بر طرف می کنیم. تعداد تست ها در این مرحله دست خودتونه . اما از زدن تست های قدیمی دوری کنید. من خودم زیر سال ۸۰ رو بیخیال میشدم، به خاطر همینم راحت بودم و سر وقت تمام شد.خوب بریم سر بحث انگیزه که یه زنگ تفریح هم واسه الان باشه.حتما همراه و رقیب داشته باشید. پسر شیراز پایه نداشتم واسه درس. پسر خاله ام تهران بود. با هم رقیب شدیم و واسه هم کل می انداختیم. یه مسابقه داشتیم. هر هفته هر کسی بیشتر درس می خوند برنده میشد و باید به اندازه تفاضل ساعت هاش هزار تومانی از نفر بازنده می گرفت. ما ۲ تامون خیلی با هم صادق بودیم و هر شب ساعت های درسی مونو به هم پیامک می دادیم.خیلی تاثیر داشت رو خوندمون. حس برنده شدن و انگیزه بیشتر و حس باخت و در صدد جبران چیزایی که از دست داده. شما هم چند نفره این کارو انجام بدید. خیلی بهتر از ۲ نفره هست.آخر کاری ها پسر خاله ام زرنگ شده بود ۷ ساعت ، ۸ ساعت درس می خوند، منم از میانگین ۴/۳۰ رسیدم ۵/۳۰ . اسم جمعه ها رو گذاشته بودیم " جی جی جی "  منظورمون این بود که جمعه،جبران،جایزه. اگه چیزی از برنامه عقب بود جبران می کردیم و گرنه همه جمعه جایزه خودمون بود می رفتیم تفریح.<br />
خوب از اینجا کار مهم شروع میشه.از اینجاست که تقریبا یک ماه تا کنکور باقی مونده و رتبه شما رو از ۵۰۰ به زیر ۵۰ میاره. مز سوم. یه دوره ۱۶ روزه. در این مز باید واسه هر درس تقریبا یه روز وقت گذاشت و همه مطالبش رو که می دونیم مهمه بخونیم و خلاصه نویسی کنیم.و هر درس رو تقریبا در ۱۰ تا ۲۰ صفحه خلاصه می کنیم.<br />
مز چهارم. یه دوره ۸ روزه. دوره "تست ، تست ، تست " هر روز صبح یک آزمون کنکور از سال های قبل و عصر ها خوندن مباحثی که در تست ها مشکل داشتیم به علاوه خلاصه نویسی کردن. یادتون باشه دیگه وقتتون رو نباید صرف چیزای جدید کنید.<br />
مز پنجم. یه دوره ۴ روزه. روزی ۳ تا خلاصه درسایی که نوشتم رو خوندم.<br />
مز ششم. دوره ۲ روزه. همه خلاصه ها رو بازم خوندم.<br />
مز هفتم و آخر . باور کنید نگاه کردن به صفحه خلاصه ها در ۵ ثانیه باعث میشه کل صفحه تو ذهنتون بیاد. روزه قبل از کنکوره. به خودتون سخت نگیرید.من با آرامش همه خلاصه هامو خوندم و فرمول های ریاضی مهندسی ، محاسبات و این چیزا که خیلی فرار بود رو تو ذهن کوتاه مدتم جا دادم. <br />
یادتون باشه که زمان بندی و پیش بینی زمان خیلی مهمه. اما هیچ برنامه ثابتی در دنیا وجود نداره که به شما بگه این درس یا اون درس دقیقا چه زمانی تمام میشه.اندازه مز ها رو میشه تا حدی تغییر داد.اما یه جور برنامه بریزید که حداقل زمان کم نیارید.مز های آخر خیلی مهم هستند.<br />
خوب این از این روش.به درد همه می خوره.مخصوصاً اونای که پشت کنکور هستن یا کتاب هاشون تمام شده و اونایی که خودشون رو کمتر وابسته به مراحل اولیه کنکور آزمایشی می کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۱-آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
اوایل تنها، اما روزهای ۲۰ روز آخر به شدت خسته شده بودم و با دوستم امین به کتاب خانه رفتیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
مربع های سیاه روی دیوار، زمان بندی بر اساس دقیقه در دفترچه برنامه ریزی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ یا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
حذف کردن منابع آرامش بیشتری بهم می داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۴-اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
تخصصی ها زیاد مهم نبودند برام. با بقیش میشد به جایی رسید که الان حق انتخاب خوبی داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
خیلی وقتا خسته بودم. کلا نگاهم به آینده زیبا نبود. ۲۵ سال دارم ۲ سال سربازی میشم ۲۷ . اونوقت این ۲ سال ارشد رو کجا جا بدم؟ هیچ وقت مطمئن نبودم واقعاً ارشد رو می خوام. حتی اگه شریف باشه و بدون کنکور. اما راه دیگری هم نبود. وقتی مجبوری بری باید با قدرت بری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بالاتر توضیح دادم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من به آمادگی فکر نمی کردم. احساس می کردم همه در صد هام باید نزدیک ۵۰ باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
نه ، همون  ۵۰ الی ۶۰ درصد توی هر درس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۱-سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
محل آزمون ۳۵ کیلومتر از خونه ما دور بود. رفتم خونه خانمم اینا و اونجا تا ساعت ۴  خوابم نمی برد.خودمو با شکلات تلخ سرپا نگه داشتم واسه کنکور. از نظر انرژی کم نیاوردم اما سوال های هوش رو که جواب می دادم .احساس می کردم صفحه مات . یه سوال فکر کنم معماری هم بود .خیلی جدول هاش کوچیک بود. این اصلا استاندارد نیست. چشمم رو جدول ها زوم نداشت. اما در کل خوب به جواب می رسیدم و راضی بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
زبان رو گذاشتم نیم ساعت آخر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
نه انتظار مشابه رو نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
راستش وقت خیلی زیاد بود. دوست داشتم کمتر از این ها باشه. اما آدم های با استعداد زیدی هم هستند که سرعت کمی دارند. باید به اون ها هم فرصت داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب که بیرون نیاوردم.مانشت اولین جایی بود که سوال ها رو منتشر کرد. خیلی از سوال ها یادم نبود چی زدم.دوباره حلشون کردم و فرض کردم جواب باید اینها باشه. به ۳ تا سوال هم شخصا اعتراض گذاشتم. در کل فکر می کردم حدوده رتبه ۲۰ تا ۶۰ واسه هوش بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی (۱۰ %)، دانشگاه کارشناسی ( صفر %)، برنامه ریز برای کنکور (۶۰ %)، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور (۱۰%)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)(۲۰%)،سایر عوامل (۰%)<br />
رو هم میشه ۱۰۰ تا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
واسه ۲ سالی که دانشگاه شریف هستم برنامه ام رو گذاشتم که تدریس کنم. من از دوم دبیرستان ریاضی، فیزیک ،شیمی تدریس می کردم.اما کنکور سراسری، خدا رو شکر داره برداشته میشه و منم باید درس های کامپیوتر رو تدریس کنم. تهران دوستان خوبی پیدا کردم .بعد از ارشد میرم سربازی.بعدش دوست دارم برنامه نویس بشم و برم به جایی که به فکرم اهمیت بدن.من از دیدن دختر لیسانسه که واسه ۱۵۰ هزارتومان صبح تا عصر فروشندگی می کنه، متاسف میشم. هر جای دنیا که ارزش آدم ها به فکرشون باشه اونجا خونه من میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
همه ما وجودمون رو از خدا داریم و بزرگترین موجودی هست که همیشه همراهمون هست.شب ها که به ستاره ها نگاه می کنم. با او صحبت می کنم و ازش سپاسگذاری میکنم به خاطر سلامتی و زندگی که به من بخشیده و این هدیه ای بزرگ است که خداوند به من بخشیده. اما این هدیه تقریبا به همه ی ما داده شده و باید سپاسگذارش باشیم. اعتقاد من این است که من بالای سر دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و زیر پای دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و می دانم که خدا اینگونه نمی خواهد.اینگونه ظلم می شود. اینها مسائلی نیست که خداوند خود را در آنها دخیل کند.این قسمت از بزرگترین موهبت های خدا یعنی اختیار است.همه شما در هر راهی تلاش کنید پیروز هستید و اگر این راه در جهت خدمت به خلق خدا و عبادت خدا باشد، خدا به شما می بالد و افتخار می کند و مزدش را به شما خواهد داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۹-کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید ؟<br />
</span><br />
پدرم ، مادرم ، نوشین زرین کلاه( خواهرم )، محمد مهدی زرین کلاه ( داداشم) ، امین رحیمی ( هم کلاسی و دوستم) علی اکبر پناهی (پسر خاله ام) .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۰-آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
ریاضی مهندسی رو دوست داشتم خیلی پایه ای تر بخونم اما زمان لازم رو نداشتم با این حال تا حد امکان نتیجه خوبی گرفتم ازش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۱ چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
راستش دوری از خانواده خیلی سخت است، اما زندگی محل جنگ است، اگه می خواهید موفق باشید تلاش کنید. من هم اول راه هستم و تلاش می کنم واسه یه آینده بهتر واسه خانواده ام و واسه اونایی که دوستشون دارم.من دنبال موفقیت می روم تا بهش برسم.در حال حاضر فکر می کنم دانشگاه شریف سکوی پرتاب من است امیدوارم اشتباه نکرده باشم.احتمالا هوش شریف قبول می شوم.اگه نشدم شیراز می مانم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۲-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
دوستان من، زمان و خانواده بزرگترین سرمایه ای هست که همه شما دارید. قدر هر دو تاشو بدونید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۳-بنظرت سوالی بود که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟جواب خودتون به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
سوال که چیزی به ذهنم نمی رسه، از مانشت تشکر می کنم. و از اون دوستانی که بدون هیچ چشم داشتی واسه پیروزی ما تلاش می کنن. تشکر از عزیزانی که وقتی شنیدن من رتبه یک رقمی آوردم از خوشحالی اشک ریختند. از همه سپاس گذارم. امیدوارم تجربه های من راهی باز کنه واسه همه ما ها . مخصوصاً اونایی که محیط بهشون تلقین کرده که تو این هستی و در این قالب باید باشی. من قالب رو شکستم و منتظر همه شما می مونم.<br />
نه فقط واسه کنکور، واسه هر افتخار دیگه. من به داشتن شما ها افتخار می کنم و در خدمت همه شما ها هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۴-و آخرین سوال :نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت به خیلی از ما کمک کرده و می کنه.اونایی رو که بهمون کمک می کنن فراموش نکنید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
ما هم برای این دوست عزیز آرزوی موفقیت در تمام مراحل تحصیلی و زندگی را داریم و از اینکه وقت گذاشتن و باینهمه سوالات ما با دقت جواب دادند سپاسگزاریم و امیدواریم این مصاحبه برای شما خواننده عزیز مفید بوده باشد.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مصاحبه با رتبه   ۸    گرایش معماری،۳۱  هوش،۵۱ نرم افزار رشته  مهندسی  کامپیوتر  سال ۹۱</span><br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این آزمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور ارشد بدونند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱- اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
سلام دوستان عزیز.<br />
مجید زرین کلاه هستم. متولد ۶۶ اهل شیراز. با رتبه   ۸    گرایش معماری،۳۱ هوش،۵۱ نرم افزار رشته  مهندسی  کامپیوتر سال ۹۱<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز خوندم.کارشناسی پیوسته بودم. درسام به جز کاراموزی و پروژه تمام شده.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
دوست دارم صادقانه هر چی هست بگم. بدون ترس. بدون کلاس گذاشتن.دوست ندارم لباس رسمی بپوشم و در برنامه ها چندین جمله عربی تکرار کنم و جوری صحبت کنم که فکر کنید من از شما جدا هستم.دوست ندارم مثل خط دکترا واستون نسخه بنویسم که فکر کنید ما خاص هستیم.ما همه مثل همیم. و خدا همه ما رو یه جور آفریده و سپاس خدا که این اختیار رو از ما انسان ها نگرفته که هر راهی که دوست داشته باشیم و بریم. اگه راه رو درست انتخاب کنیم وتلاش کنیم حتما موفق خواهیم شد.<br />
دوران کودکی با شادی گذشت.خواهرم دبیر ریاضی بود. از کودکی واسم معما های ریاضی می آورد و وقتی من حل می کردم ذوقم می کرد. این باعث شد وقتی به مدرسه رفتم در همان ابتدا یک سرو گردن از بقیه در ریاضی بالاتر باشم. می خواستم ریاضی دان شوم. در ابتدایی یه دفتر داشتم و واسه خودم فرمول کشف می کردم اما متاسفانه تمام چیزهایی که کشف می کردم رو تو دوره دبیرستان و راهنمایی و به یه فرم دیگه می دیدمشون. این دفتر ها ادامه پیدا کرد. دوره راهنمایی عضو انجمن معلمان ریاضی استان فارس شدم .دوره دبیرستان به نجوم و فیزیک و ماورا طبیعه علاقه مند بودم و نظریه پردازی می کردم.عضو انجمن نجوم و اختر شناسی شیراز بودم. از کودکی عاشق فوتبال بودم. داداش بزرگم اون زمان در تیم ملی نوجوانان بود و الگوی من. سوم دبیرستان به دلیل بیماری سینوزیت نتونستم فوتبال رو ادامه بدم و آغاز شکوفایی علمی شکل گرفت.بیش از ۳۰ لوح تقدیر در عرض یک سال. ابتدا المپیاد فیزیک آزمایشگاهی دو مرحله در ناحیه اول شدم.مسابقات علمی اول شدم. المپیاد ریاضی مرحله یک کشوری تنها کسی بودم در ناحیه که از مدرسه عادی قبول شدم.مقاله های فیزیک وشیمی که می نوشتم مقام میآورد. خلاصه این که به هر چه علاقه مند می شدم جذبش می کردم. کنکور سراسری چیزی نبود که دوستش داشته باشم.وقت زیادی را ازت می گرفت و نتیجه کوتاه مدتی که باعث شادی ات شود نمیداد. اما مجبور بودم.از پیش دانشگاهی شروع کردم. درصد های تخصصی خیلی خوب بود اما درصد های عمومی پایین.پدرم بازنشسته ارتش بود و آن زمان حقوقی ناچیز و امروز نیز با ۴ فرزند و عروس و داماد حقوقی ۵۰۰ هزار تومانی دارد.هزینه شبانه را نداشتم و با رتبه ۳۹۰۰ پشت کنکوری شدم و خسته کننده ترین سال زندگی آغاز شد.می خواستم رتبه یک شوم. هنوز درس را شروع نکرده بودم که عاشق شدم و این سخت ترین چیز در کل زندگی ام بود که جذبش کردم. یه عقد زود هنگام در ترم های اولیه دانشگاه.درس هایم را یک ماهه خواندم. رتبه ام شد ۲۰۰۰ هزار. مهم رشته ام نبود. مهم اول شهر بود و بعد دانشگاه و زندگی. واسه رشته انتخاب چندم من بود. من حتی کامپیوتر نداشتم.این دوران قبل از دانشگاه من بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
دانشگاه شیراز مهندسی کامپیوتر رو گرفتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۵- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
<br />
در کارشناسی می خواستم عالی باشم. اصلا از معدل و این چیز ها هم آگاه نبودم که اینقدر مهمه.یه بار گفتند میان ترم.گفتم شاید مثل مستمر یه چیز الکی باشه همه خراب شد. پایان ترم جبران کردم ولی استادا جمع کردند و میانگین گرفتند و در کل معمولی بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۶- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
قبل از اینکه به دانشگاه بیام خیلی امید داشتم به آینده. در دانشگاه امید های من نقش بر آب شد.می خواستم ثابت کنم ما اون چیزی نیستیم که شما فکر می کنید. این بزرگترین انگیزه ام بود.مسائل و فشار های دیگری هم وجود داشت که من رو در این راه مصمم تر می کرد با ارشد می شد چند سالی  از این مسائل دور باشم یعنی بزرگترین قاتل زمان برای جوان ها ،سربازی اجباری.<br />
کنکور ارشد چیزی نبود که بهش فکر کنم.دوست داشتم زود تر شاغل شوم. در دوره ی دانشگاه تدریس می کردم اما خیلی از پولامو خوردند.بعداً دیدم با این معدل به هیچ جا نمی رسم و استرس سربازی یک وقت تلف کردن واقعی و دوری از خانواده باعث شد واسه کنکور بخونم. زیاد هم درس نخوندم اما روش خاص خودم رو داشتم که حتما توضیحشو واستون می گذارم شاید به دردتون بخوره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۷- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من می خواستم قبل از رسیدن به سوال های تخصصی بار خودم رو ببندم.سال قبل در گرایش معماری بهتر عمل کرده بودم به خاطر همین بعد از هوش روی معماری و سپس نرم افزار تلاش خودمو کردم.زیاد به گرایش فکر نمی کردم.  تو کنکور ۹۱ خیلی وقت اضاف آوردم. ولی الان به خاطر دوستانی که تو شریف دارم مثل شهریار که از بچه های همین سایت مانشت هست می خوام برم هوش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۸- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
آره کارنامه هامو ضمیمه می کنم.<br />
<br />
<br />
ارشد ۹۰ : دوستان این کارنامه ارشد ۹۰ من هست.حدوده ۲ ماهی درس خوندم و بهترین دستاوردم قوی شدن پایه ام بود. شما نیز از دیدن کارنامه هاتون در موارد مشابه به خود امیدوار باشید.ما خیلی برتر و بزرگتر از این هستیم که یک کارنامه ظرفیت ما را نشان دهد.<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-4937/arshad 90.JPG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/JPG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad 90.JPG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">110.93 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br />
<br />
ارشد ۹۱: انگیزه ، تلاش و انتخاب یک روش درست باعث شد نتیجه ای خوب بگیرم. من در این کنکور به اندازه ی کافی آماده بودم.سر جلسه کنکور خیلی وقت اضاف آوردم.به جز سیستم عامل و زبان که مطمئن نبودم.احتمال می دادم درصد هام بالای ۷۰ درصد بشن. مطمئن بودم با یه خورده تخصصی از هر درس رتبه تک رقمی میارم. خواستم یه رکورد جدید بزنم تو همه گرایش ها. اما متاسفانه یه اشتباه جابجایی گزینه تو محاسبات عددی داشتم. زبان شد ۶ . ۴ تای سیستم عامل هم اشتباه از آب درآمد .در هر حال از وضعیت خودم خیلی راضی هستم. شاید هوش یا نرم زیر ۱۰ نشدم اما سوادش رو دارم و این رو در باز هم آینده ثابت می کنم.<br />
<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-4939/arshad 91.JPG" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/JPG.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			arshad 91.JPG</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">93.15 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment --><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
راستش خیلی فرقشه.انسان هایی که معدل بالایی دارن به جز سهمیه معدل دلیلی بر موفقیت در کنکور ندارن.به نظرم بعضی از انسان ها یک بعدی هستند و در یک زمینه و یک مسیر حرکت می کنند.خیلی از معدل بالایی های امروز ما هم از این قاعده مستثنی نیستند ودر آخر باید در محیط های آکادمیک بمانند چون کار دیگری بلد نیستند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
از مهر ماه . برنامه من خیلی قابلیت تغییر داشت. اذیتم نمی کرد. برنامه من حدود ۴/۵ ماه بود. وقفه های چند روزه پیش می آمد اما مشکل از خستگی در زندگی ، نگرانی به وضعیت آینده ، نبود کار،  رفتن به سربازی اجباری و این چیز ها بود که بعد از چند روز استراحت خودم رو مجبور می کردم که ادامه بدم تا ببینم خدا چی می خواد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
کلیات برنامه کامل و تعریف شده و مرحله به مرحله بود اما در جزییات زمانبندی ها تغییر می کرد. در ضمن جمعه ها هم یک سوپاپ امنیت واسه چیزهایی بود که ممکن بود عقب افتاده باشم تو هفته اما زیاد استفاده نکردم. من با روش خودم ۱۰ روز زودتر از موعد برنامه هام تمام شد و حوصله ام سر رفت و به شدت انتظار کنکور را می کشیدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت۱۲: بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
معلومه که آره اما مشترک چیزی هست که تست هاش زیاد سخت نیست و ممکنه همه خوب بزنند. من امسال به جز تست های سیستم عامل که عجیب بودند و همه رو غلط زدم، از بقیه درسا رو هم ۳ تا غلط نداشتم. به خاطر همین مانور من روی ریاضی بود همچنین دروس تخصصی رو زیاد زوم نکردم چون مطمئن نبودم چه گرایشی بخوام برم. به میکرو پروسسور آرم علاقه داشتم ومعماری رو دوست داشتم .برنامه نویسی رو دوست داشتم و نرم افزار رو مناسب می دیدم و هوش رو به خاطر زمینه های مقاله و ... دوست داشتم. سر جلسه کنکور واسه همه چیز وقت اضاف داشتم وهمه چیزو زدم.اما حیف ۳۰ دقیقه وقت که برای زبان گذاشتم شد ۶%.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
به جز ریاضی مهندسی و مدار یک که هیچی بلد نبودم تو بقیه درسا متوسط بودم. ریاضی مهندسی اولین درسم بود که شروع کردم.خیلی وقتم رو گرفت. حدود ۲ هفته .خوب فهمیدمش اما نتونستم فصل آخرشو تمام کنم.مشکل از کتاب هم بود.درسایی که بلد نبودم و درسهای ریاضی حدوداً ۲ برابر وقت می گرفت.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۴ -خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی منظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
برنامه ریزی من زمانی – دوره ای با کتاب های مشخص و از قبل تعیین شده بود که در سوال ۲۰ کامل توضیح دادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
فقط کتاب یا جزوه.<br />
منابع خوبم این ها بودند<br />
پوران : گسسته ، محاسبات ، معماری ، منطقی، ساختمان داده ، سیستم عامل ، الگوریتم <br />
پارسه: آمار  ، ریاضی مهندسی ، محاسبات ، منطقی ، سیستم عامل+ طرح ۹۰ % خیلی عالی بودند<br />
رفرنس ها : نظریه = لینز<br />
بقیه کتاب ها هم بودند که خوندم  ولی تاثیرشون مثل این ها نبود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
نظریه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۷-آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
من هیچ وقت کلاس زبان نرفته بودم.خیلی واسه خوندن رفرنس مشکل داشتم. اما خدا رو شکر وضعیت بهتر شد و شب امتحان رفرنس یا اسلاید می خوندم.جزوه محوری نمره رو زیاد می کنه ولی سواد رو نه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۸-زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
فکر کنم جوابش رو در جواب سوال قبلی دادم. الان زبانم واسه خوندن خوبه. من سر جلسه خیلی وقت اضاف داشتم ۳۰ دقیقه زبان زدم که شد هیچی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
به نظرم خوبم میشه بالا زد. درس حذف کردن اشتباهه. اما تست حذف کردن کار خوبیه .در هر درس بعضی تست ها مثل آب خوردن هستند.مثلا در ریاضی مهندسی یا همون محاسبات. محاسبات تست هاش ۲ نوع بود یا آسون آسون و یا جوری طولانی و بد طراحی شده بود که اگه راه رو بلد باشی باید زود بفهمی این تست ارزش حل کردن نداره اما کنکور ۹۱ سوالات ریاضی استاندارد تر بود. اگه همینجور بمونه درس حذف کردن ضرر بزرگیه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..<br />
</span><br />
خوب به هر حال به سوالی رسیدیم که شاید مهمترین سوال این مصاحبه باشد.در این سوال من روش خودم را کامل توضیح می دهم.این روش مختص خودم بوده و <br />
من از ۱۱ مهر ۹۰ درس خوندن شروع کردم.با اینکه اون روز دقیقاً ۱۹۱ دقیقه درس خوندم. اسم اون روز رو روزه آغاز پیروزی نامیدم.هر چند نمره هام تو دانشگاه کم بود اما یکی از علت هاش این بود که جزوه استاد و نمونه سوالات ترم های قبل رو نداشتم. من کتاب می خوندم و پایه خوبی داشتم اما اگر شما پایه خوبی ندارید سعی کنید از حداقل یه ماه قبل شروع کنید و تا جایی که ممکنه پایه تونو قوی کنید تا حداقل دستتون بیاد درسها چی هستن. در مسیر کنکور ارشد به جز نظریه اصلا از کتاب های رفرنس استفاده نکردم. شروع کنکور واسه من از یک نمایشگاه کتاب در شیراز شد.جایی که من کتاب هامو خریدم.و روش خودمو شروع کردم.من مخالف این هستم که آدم یه کتاب رو ۲۵% بخونه و بگذارتش کنار تا هفته دیگه بیاد ادامشو بده.۲ ساعت وقت گذاشتی ادامه بدی اما ۱ ساعت وقتت صرف این میشه تا قبلی ها که پیش زمینه این باشه رو یاد آوری کنی.و این روند واسه ۱۳ تا درس تکرار میشه و باعث کوبیدگی دانشجو یا دانش آموز می شه. روشی که من می خواستم دنبال کنم مانور دادن روی یک کتاب بود. اما خوندن تنها یک کتاب هم در یک مرحله هم واکنش سختی نسبت به مورد قبل هست. در نتیجه من بهتون پیشنهاد می کنم دو یا سه تا کتاب رو انتخاب کنید و سعی کنید کتاب ها رو تمام کنید. تا یه کتاب تمام نشده اصلا سراغ یه کتاب دیگه نباید رفت.هر کتاب که تمام شد یه کتاب دیگه اضافه میشه. کتاب جدید باید از نظر محتوایی شبیه همون که تمام شده باشه. واسه شروع باید هوشمندانه انتخاب کرد. مثلا یک کتاب ریاضی و یک کتاب از درس های مشترک انتخاب کنید. مبادا ۲ تا کتاب ریاضی رو با هم شروع کنید.از قبل برنامه ریزی کنید. این پرنده ای که ما می خواهیم سوار بشیم دو بال داره. برنامه ریزی و انگیزه.حداقل روزی نیم ساعت رو واسه این دو بگذارید.و زمانی رو که می گذارید جز ساعات مفید درسی محاسبه کنید.واسه برنامه ریزی و انگیزه من کار هایی رو که انجام دادم رو میگم شما هم می تونید شبیه سازی کنید. دیوار اتاقم از کاغذ پر بود. کاغذ هایی که متنشون ثابت بود رو هفته ای یه بار تعویض می کردم که برام عادی نباشن.یه کاغذ بزرگ داشتم که در یک ستون لیست همه درسام رو داخلش نوشته بودم. و در ستون های بعدی: خوندن کامل کتاب ، مرحله دوم خوندن و تست ، خوندن نقاط ضعف ، مرحله سوم خوندن و تست ، تست ، خوندن خلاصه نویسی ها و ... نوشته شده بود. من فاصله زمانی به کنکور رو به مرحله هایی تقسیم کردم و اسم هر کدوم رو " مز " گذاشتم.  مز اول ۶۴ روزه بود. هدفم تو این دوره خوندن کامل همه کتاب هام بود.هر بخش از کتاب هایی که می خوندم تست هاشو یک پنجم می زدم که به تست عادت کنم و بدونم چیا در تست مهمه. مثلا تست های ۱ ،۶ ، ۱۱، ۱۶ و ....  رو می زدم  . مز اول واسه من ۵۴ روزه تمام شد و حدود ۱۰ روز زمان صرفه جویی داشتم و نصفشو واسه مبحث هایی صرف کردم که درست نمی فهمیدمشون و زود ازشون گذشته بودم. توی کتاب هام با خودکار همه چیز می نوشتم و واسه خودم توضیح می دادم. هر کسی زبون خودش رو بهتر می فهمه.این خیلی مهمه. اگه این کارو نکنی داخل کتابت واسه دوره بعدی انگار کتاب جدید داری می خونی.تو مز اول باید مباحث مهم رو از بقیه مباحث جدا کنی. خیلی باید روی روحیه کار کنی. در هر مز هر درس رو که شروع می کنی ، اسم درس با ۱۰ تا مربع می چسبه به دیوار. من صفحه ای کار می کردم.از تو فهرست کتاب حساب می کردم مثلا باید ۱۷۰ صفحه بخونم. هر ۱۷ صفحه که می خوندم ،یک مربع رو با لذت زیاد سیاه می کردم. و اگه همش سیاه می شد توی جدول اصلی اون درس مربع اون مز رو سیاه می کردم. این سیاه کردن خیلی انگیزه می ده .دیدن سیاهی ها بهتون امید میده و ... . خوب دوستانیه سوال هم پیش میاد. اونم اینکه مثلا اگه الان ریاضی مهندسی خوندیم و گذاشتیمش کنار تا یک ماه یادمون نمیره؟ خوب معلومه که آره. شاید خیلی چیزاش یادتون بره اما چند تا خوبی خیلی بزرگ داره. ۱ – می دونی که کتاب رو خوندی و تمامش کردی و مربعشم سیاه شده و  تو ذهنت می مونه که آره من خوندمش. ۲ – فرض کن شدی کلاس دوم ابتدایی نوشتن "بابا نان داد" برات آب خوردن میشه. اینجا هم همینجوره اما قویتره مثل اینه که سطحتو از راهنمایی بیاره دبیرستان.  ۳- ما هنوز خیلی با درسا کار داریم. در مز های بعدی فاصله های زمانی خوندن یک کتاب کمتر میشه.<br />
خوب بعد از پایان مز اول به دوره ۳۲ روزه مز دوم وارد میشیم. این دوره بستگی به خودتون ممکنه بیشتر هم طول بکشه اما زمان اضافی که احتیاج داره باید از مز اول تامین بشه نه مز های بعدی.در مز دوم ما روی تست مانور می دیم. مهمترین کار خوندن خلاصه نویسی ها و یا قسمت هایی هست که زیرش خط کشیدیم و زدن تست هست. این بار تست هایی رو که از مرحله قبل اشتباه زده بودیم به علاوه اونایی که شک داشتیم و همچنین تست های جدیدی که انتخاب می کنیم رو میزنیم. بعد از زدن تست های  هر بخش اونها رو تصحیح می کنیم و مشکلاتمونو بر طرف می کنیم. تعداد تست ها در این مرحله دست خودتونه . اما از زدن تست های قدیمی دوری کنید. من خودم زیر سال ۸۰ رو بیخیال میشدم، به خاطر همینم راحت بودم و سر وقت تمام شد.خوب بریم سر بحث انگیزه که یه زنگ تفریح هم واسه الان باشه.حتما همراه و رقیب داشته باشید. پسر شیراز پایه نداشتم واسه درس. پسر خاله ام تهران بود. با هم رقیب شدیم و واسه هم کل می انداختیم. یه مسابقه داشتیم. هر هفته هر کسی بیشتر درس می خوند برنده میشد و باید به اندازه تفاضل ساعت هاش هزار تومانی از نفر بازنده می گرفت. ما ۲ تامون خیلی با هم صادق بودیم و هر شب ساعت های درسی مونو به هم پیامک می دادیم.خیلی تاثیر داشت رو خوندمون. حس برنده شدن و انگیزه بیشتر و حس باخت و در صدد جبران چیزایی که از دست داده. شما هم چند نفره این کارو انجام بدید. خیلی بهتر از ۲ نفره هست.آخر کاری ها پسر خاله ام زرنگ شده بود ۷ ساعت ، ۸ ساعت درس می خوند، منم از میانگین ۴/۳۰ رسیدم ۵/۳۰ . اسم جمعه ها رو گذاشته بودیم " جی جی جی "  منظورمون این بود که جمعه،جبران،جایزه. اگه چیزی از برنامه عقب بود جبران می کردیم و گرنه همه جمعه جایزه خودمون بود می رفتیم تفریح.<br />
خوب از اینجا کار مهم شروع میشه.از اینجاست که تقریبا یک ماه تا کنکور باقی مونده و رتبه شما رو از ۵۰۰ به زیر ۵۰ میاره. مز سوم. یه دوره ۱۶ روزه. در این مز باید واسه هر درس تقریبا یه روز وقت گذاشت و همه مطالبش رو که می دونیم مهمه بخونیم و خلاصه نویسی کنیم.و هر درس رو تقریبا در ۱۰ تا ۲۰ صفحه خلاصه می کنیم.<br />
مز چهارم. یه دوره ۸ روزه. دوره "تست ، تست ، تست " هر روز صبح یک آزمون کنکور از سال های قبل و عصر ها خوندن مباحثی که در تست ها مشکل داشتیم به علاوه خلاصه نویسی کردن. یادتون باشه دیگه وقتتون رو نباید صرف چیزای جدید کنید.<br />
مز پنجم. یه دوره ۴ روزه. روزی ۳ تا خلاصه درسایی که نوشتم رو خوندم.<br />
مز ششم. دوره ۲ روزه. همه خلاصه ها رو بازم خوندم.<br />
مز هفتم و آخر . باور کنید نگاه کردن به صفحه خلاصه ها در ۵ ثانیه باعث میشه کل صفحه تو ذهنتون بیاد. روزه قبل از کنکوره. به خودتون سخت نگیرید.من با آرامش همه خلاصه هامو خوندم و فرمول های ریاضی مهندسی ، محاسبات و این چیزا که خیلی فرار بود رو تو ذهن کوتاه مدتم جا دادم. <br />
یادتون باشه که زمان بندی و پیش بینی زمان خیلی مهمه. اما هیچ برنامه ثابتی در دنیا وجود نداره که به شما بگه این درس یا اون درس دقیقا چه زمانی تمام میشه.اندازه مز ها رو میشه تا حدی تغییر داد.اما یه جور برنامه بریزید که حداقل زمان کم نیارید.مز های آخر خیلی مهم هستند.<br />
خوب این از این روش.به درد همه می خوره.مخصوصاً اونای که پشت کنکور هستن یا کتاب هاشون تمام شده و اونایی که خودشون رو کمتر وابسته به مراحل اولیه کنکور آزمایشی می کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۱-آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
اوایل تنها، اما روزهای ۲۰ روز آخر به شدت خسته شده بودم و با دوستم امین به کتاب خانه رفتیم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
مربع های سیاه روی دیوار، زمان بندی بر اساس دقیقه در دفترچه برنامه ریزی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ یا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
حذف کردن منابع آرامش بیشتری بهم می داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۴-اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
تخصصی ها زیاد مهم نبودند برام. با بقیش میشد به جایی رسید که الان حق انتخاب خوبی داشته باشم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
خیلی وقتا خسته بودم. کلا نگاهم به آینده زیبا نبود. ۲۵ سال دارم ۲ سال سربازی میشم ۲۷ . اونوقت این ۲ سال ارشد رو کجا جا بدم؟ هیچ وقت مطمئن نبودم واقعاً ارشد رو می خوام. حتی اگه شریف باشه و بدون کنکور. اما راه دیگری هم نبود. وقتی مجبوری بری باید با قدرت بری.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بالاتر توضیح دادم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من به آمادگی فکر نمی کردم. احساس می کردم همه در صد هام باید نزدیک ۵۰ باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
نه ، همون  ۵۰ الی ۶۰ درصد توی هر درس.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۱-سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
محل آزمون ۳۵ کیلومتر از خونه ما دور بود. رفتم خونه خانمم اینا و اونجا تا ساعت ۴  خوابم نمی برد.خودمو با شکلات تلخ سرپا نگه داشتم واسه کنکور. از نظر انرژی کم نیاوردم اما سوال های هوش رو که جواب می دادم .احساس می کردم صفحه مات . یه سوال فکر کنم معماری هم بود .خیلی جدول هاش کوچیک بود. این اصلا استاندارد نیست. چشمم رو جدول ها زوم نداشت. اما در کل خوب به جواب می رسیدم و راضی بودم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
زبان رو گذاشتم نیم ساعت آخر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
نه انتظار مشابه رو نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
راستش وقت خیلی زیاد بود. دوست داشتم کمتر از این ها باشه. اما آدم های با استعداد زیدی هم هستند که سرعت کمی دارند. باید به اون ها هم فرصت داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
جواب که بیرون نیاوردم.مانشت اولین جایی بود که سوال ها رو منتشر کرد. خیلی از سوال ها یادم نبود چی زدم.دوباره حلشون کردم و فرض کردم جواب باید اینها باشه. به ۳ تا سوال هم شخصا اعتراض گذاشتم. در کل فکر می کردم حدوده رتبه ۲۰ تا ۶۰ واسه هوش بشم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
</span><br />
پایه تحصیلی (۱۰ %)، دانشگاه کارشناسی ( صفر %)، برنامه ریز برای کنکور (۶۰ %)، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور (۱۰%)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)(۲۰%)،سایر عوامل (۰%)<br />
رو هم میشه ۱۰۰ تا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
واسه ۲ سالی که دانشگاه شریف هستم برنامه ام رو گذاشتم که تدریس کنم. من از دوم دبیرستان ریاضی، فیزیک ،شیمی تدریس می کردم.اما کنکور سراسری، خدا رو شکر داره برداشته میشه و منم باید درس های کامپیوتر رو تدریس کنم. تهران دوستان خوبی پیدا کردم .بعد از ارشد میرم سربازی.بعدش دوست دارم برنامه نویس بشم و برم به جایی که به فکرم اهمیت بدن.من از دیدن دختر لیسانسه که واسه ۱۵۰ هزارتومان صبح تا عصر فروشندگی می کنه، متاسف میشم. هر جای دنیا که ارزش آدم ها به فکرشون باشه اونجا خونه من میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
همه ما وجودمون رو از خدا داریم و بزرگترین موجودی هست که همیشه همراهمون هست.شب ها که به ستاره ها نگاه می کنم. با او صحبت می کنم و ازش سپاسگذاری میکنم به خاطر سلامتی و زندگی که به من بخشیده و این هدیه ای بزرگ است که خداوند به من بخشیده. اما این هدیه تقریبا به همه ی ما داده شده و باید سپاسگذارش باشیم. اعتقاد من این است که من بالای سر دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و زیر پای دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و می دانم که خدا اینگونه نمی خواهد.اینگونه ظلم می شود. اینها مسائلی نیست که خداوند خود را در آنها دخیل کند.این قسمت از بزرگترین موهبت های خدا یعنی اختیار است.همه شما در هر راهی تلاش کنید پیروز هستید و اگر این راه در جهت خدمت به خلق خدا و عبادت خدا باشد، خدا به شما می بالد و افتخار می کند و مزدش را به شما خواهد داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۳۹-کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید ؟<br />
</span><br />
پدرم ، مادرم ، نوشین زرین کلاه( خواهرم )، محمد مهدی زرین کلاه ( داداشم) ، امین رحیمی ( هم کلاسی و دوستم) علی اکبر پناهی (پسر خاله ام) .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۰-آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.<br />
</span><br />
ریاضی مهندسی رو دوست داشتم خیلی پایه ای تر بخونم اما زمان لازم رو نداشتم با این حال تا حد امکان نتیجه خوبی گرفتم ازش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۱ چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)<br />
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
راستش دوری از خانواده خیلی سخت است، اما زندگی محل جنگ است، اگه می خواهید موفق باشید تلاش کنید. من هم اول راه هستم و تلاش می کنم واسه یه آینده بهتر واسه خانواده ام و واسه اونایی که دوستشون دارم.من دنبال موفقیت می روم تا بهش برسم.در حال حاضر فکر می کنم دانشگاه شریف سکوی پرتاب من است امیدوارم اشتباه نکرده باشم.احتمالا هوش شریف قبول می شوم.اگه نشدم شیراز می مانم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۲-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
دوستان من، زمان و خانواده بزرگترین سرمایه ای هست که همه شما دارید. قدر هر دو تاشو بدونید. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۳-بنظرت سوالی بود که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟جواب خودتون به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
سوال که چیزی به ذهنم نمی رسه، از مانشت تشکر می کنم. و از اون دوستانی که بدون هیچ چشم داشتی واسه پیروزی ما تلاش می کنن. تشکر از عزیزانی که وقتی شنیدن من رتبه یک رقمی آوردم از خوشحالی اشک ریختند. از همه سپاس گذارم. امیدوارم تجربه های من راهی باز کنه واسه همه ما ها . مخصوصاً اونایی که محیط بهشون تلقین کرده که تو این هستی و در این قالب باید باشی. من قالب رو شکستم و منتظر همه شما می مونم.<br />
نه فقط واسه کنکور، واسه هر افتخار دیگه. من به داشتن شما ها افتخار می کنم و در خدمت همه شما ها هستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت:۴۴-و آخرین سوال :نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت به خیلی از ما کمک کرده و می کنه.اونایی رو که بهمون کمک می کنن فراموش نکنید.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
ما هم برای این دوست عزیز آرزوی موفقیت در تمام مراحل تحصیلی و زندگی را داریم و از اینکه وقت گذاشتن و باینهمه سوالات ما با دقت جواب دادند سپاسگزاریم و امیدواریم این مصاحبه برای شما خواننده عزیز مفید بوده باشد.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 35 علوم كامپيوتر و 285 هوش ارشد 91]]></title>
			<link>/forum/thread-7950.html</link>
			<pubDate>Sun, 03 Jun 2012 07:01:00 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-7950.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
با نام او<br />
باسلام<br />
من  رحمت الله محمدی متولدآذرماه۶۲هستم. من در یکی از شهرهای استان کردستان به نام دهگلان حدود۵۰ کیلومتری سنندج متولد شده ام واکنون نیز ساکن دهگلان هستم. رتبه ام در کنکور ۹۱ گرایش هوش ۲۸۵ ودر رشته ی علوم کامپیوتر۳۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ : در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من سال ۸۵ در رشته ی دبیری ریاضی دانشگاه تربیت معلم تهران(خوارزمی کنونی)فارغ التحصیل شدم وهمون سال در کنکور ارشد علوم کامپیوتر۸۶ رتبه ی ۸۰ آوردم که فقط روزانه های شریف، امیرکبیر و تهران رو انتخاب کردم وقبول نشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
من بصورت کاملا ناراضی وارد رشته ی دبیری ریاضی شدم(اصرار خانواده) و با بی میلی تمام بعد از گذراندن چهار ترم و گذراندن درس مبانی کامپیوتر به رشته ی کامپیوتر علاقه مند شدم. این بود که درسای اختیاریمو از کامپیوتریا برداشتم و خیلی واسم جذاب بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ :  کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
تربیت معلم تهران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ : در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید.؟<br />
</span><br />
من درسای سخت رو معمولا نمرات بهتری می گرفتم.درسای عمومی معدلشونو بگیرین شاید ۱۲ بشه.البته الان که تاثیر معدل رو تو کنکور ارشد می بینم پشیمونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
 من که تا سه چهار ترم دپرس بودم فقط باید معدلمون تو چهار ترم اول بالای ۱۴ میشد تا تعهدی که به آموزش پرورش داده بودیم رو همچنان حفظ کنیم و إلا اخراج میشدیم.اونم تو دانشگاه تربیت معلم تهران که اگه بپرسین میفهمین که واقعا تو ریاضی سختگیرن.ولی بعد از پاس کردن مبانی کامپیوتر واقعا اوضا تغییر کرد و با علاقه درسای کامپیوتری رو یا خودم می خوندم یا پاس می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من که سال ۸۵ هردو گرایش هوش و علوم رو امتحان دادم ولی بیشتر رو علوم کامپیوتر سرمایه گذاری کرده بودم.<br />
البته جالب بود من اونوقت ترم ۸ (آخر) بودم و۲۴ واحد درسای ریاضی داشتم وداشتم واسه دو رشته غیر ریاضی مخوندم!!!!<br />
ولی سال های بعد دیگه به دلایلی امکان خوندن برای ارشد واسم نبود تا امسال .ولی با قدرت از اول مهر شروع کردم به جمع آوری منابع و خوندن برای ارشد هوش.یک کلمه هم واسه علوم نخوندم واقعا. با این وجود علوم کامپیوتر خیلی بهتر از هوش شدم.البته نمی دونم چرا درصدهای ریاضی کنکور مهندسیم واقعا کم اومده بود ،۱۸% در حالی که انتظار بالای ۵۵%  داشتم.(حتی طبق کلید سازمان سنجش. احتمال خیلی زیاد سوالا رو جابجا تو پاسخنامه جواب دادم ، شما خیلی مواظب باشین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
درصدهای علوم کامپیوتر<br />
زبان۲۲/۶۲<br />
پایه۵۴/۳۸<br />
گسسته ۳۳/۱۳(اینم عجیب بود)!!!!!!<br />
ساختمان داده ۲۰<br />
اصول سیستم ۰ سفید<br />
نظریه زبان وماشین ۵۶/۷۵<br />
انالیز عددی ۱۹/۲۶<br />
درصد های هوش<br />
زبان ۶۰<br />
ریاضی ۷۵/۱۸  (اصلا باورم نمیشه!!!!!)<br />
مشترک۰۲/۳۸<br />
هوش۰۵/۲۷<br />
<br />
عرض کردم دومین سال ،البته بعد از ۵سال وقفه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹  :بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
من که شرایطم و رشتم فرق می کرد ولی من درسایی که خوب  پاس کرده بودم رو خوب زدم نمونه اش نظریه زبان و ماشین<br />
که جوونیام ۵/۱۹ شدم کنکورم ۷۵ زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
برنامم ۵ ماهه بود ،از اول مهر. ولی من دبیر ریاضی هستم و تو این مدت هم تدریس هم میکردم. البته اونایی که میخوان موفق بشن یه برنامه ی خوب نیاز دارن.حتما برنامه ریزی کنین. من به خاطر کارم یه برنامه ی تقریبا ثابت داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامم تقریبا ثابت بود اما این آخرا تغییر کرد وبجای اینکه متوسط روزی  ۵عنوان درس بخونم روزی متوسط  ۳ عنوان درس می خوندم وهر درس رو وقت بیشتری براش میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
راستش نه .البته من به خاطر اینکه خیلی از درسا رو پاس نکرده بودم بیشتر رو درسایی که پاس نکرده بودم وقت میذاشتم چون واقعا وقتگیر بودن مثل مدار الکتریکی ومدار منطقی وسیستم عامل.البته درسایی مثل معماری کامپیوتر و اصول سیستمهای کامپیوتری رو هیچ وقت وقت نکردم بخونم و سوالاشم جواب ندادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنامه ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره مثلا من تو نظریه زبان و ماشین خوب بودم و تا نزدیکای امتحان ارشد خیلی نمی خوندمش. ولی درسی مثل سیستم عامل رو خیلی خوندم. البته تو کنکور فک کنم فقط یه سوالشو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من معمولا مبحث به مبحث جلو میرفتم وبر اساس وقت کمی که داشتم تمام منابع مربوط به اون مبحث رو البته سعی میکردم بخونم .یه منبع مشخص و تثبیت شده  نداشتم معمولا همه ی منابع رو تو اون مبحثی که رسیده بودم می خوندم مثلا اگه مدارمنطقی   مبحث مدارات سنکرون رو می خوندم همون وقت یه نگاهی هم به پوران و هم به پارسه مینداختم .من منابعم رو بر حسب نیز بیشتر انتخاب میکردم مثلا اگه هوش مصنوعی کتاب راسل بحث ارضای محدودیت  خوب متوجه میشدم دیگه سراغ منبع دیگه ای نمیرفتم. اینطور نبود که بگم باید حتما این سه منبع یا فلان فلان کتابها رو بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ :میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
البته من احساس می کنم همه ی  منابعم رو درست انتخاب نکردم. ولی اینا بودن: <br />
زبان که هیچ کتابی رو نخوندم.<br />
ریاضی مهندسی :پارسه(خوب)-پردازش- یه کتاب زبان اصلی هم بود که اسم مولفش رو یاد ندارم ولی یادم بیاد اضافه میکنم.<br />
آمار واحتمال:پارسه(خوب)-دگروت-نیکوکار<br />
گسستنه :گریمالدی (عالی)-مقسمی-پارسه(ضعیف)<br />
عددی: آنالز عددی بابلیان انتشارات پیام نور -	راهیان ارشد(خوب)-پارسه (ضعیف)<br />
مدار منطقی :مانو –پارسه (افتضاح)-مقسمی(نسبتا خوب)- پوران(نسبتا خوب)<br />
معماری ....هیچ . دست نزدم<br />
نظریه زبان وماشین : زبان اصلیulman-پیتر لینز- ساد کمپ-پارسه(نسبتا خوب)<br />
ساختمان داده : زبان اصلی CLRS-پارسه(خوب)-دکتر قدسی(عالی)<br />
سیستم عامل: استالینگ-تننباوم زبان اصلی-پارسه (خوب)<br />
مدار الکتریکی: دسور ترجمه جبه دار-هیت ترجمه دیانی-پارسه(ناقص ولی خوبه)<br />
طراحی الگوریتم: CLRS-پارسه(خوب)-مقسمی(نسبتا خوب)<br />
هوش : زبان اصلی راسل-نورویگ-مابقی همه ترجمه ها وتالیفها ضعیف وبی استفادن<br />
برای هوش من مباحثش رو تو اینترنت سرچ میکردم و یه پاورپوینت یا پی دی اف خوب ازشون پیدا میکردم ومیخوندم البته فقط زبان اصلی.<br />
البته من هر مبحثی رو نمی فهمیدم از اینترنت کمک میگرفتم مخصوصا از موضوعات زبان اصلی. تو هر مبحثی  چند تا مثال خوب پیدا میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ :بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
همه رواگه وقت کنین. پس زودتر شروع کنین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟ <br />
</span><br />
ما که کلا مرجعی هستیم.اصلا از جزوه خوشم نمی اومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ :زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟ <br />
</span><br />
من یه کلمه زبان واسه کنکور نخوندم ولی زبانم عالیه.تا به حال تو امتحانام غیر ۲۰ نشدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟ <br />
</span><br />
به نظر من که ریاضی رو حتما بخونن .بعضیها مهندسی نمیخونن مخصوصا ولی اگه زودتر شروع کنن به خوندن میتونن یاد بگیرنو تو رتبشون واقعا تاثیر گذار باشه. چون بعضی وقتا ممکنه یه سوال آسون ازش مطرح کنن، حیفه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
مثلا من ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی رو پاس نکرده بودم و کار زیادی می طلبید بنا بر این هر روز هرکدوم رو لا اقل نیم ساعت واسشون وقت میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من که تنها بودم چون اینجا هم رشته ای نداشتم .توخونه می خوندم. من که نمی تونستم برم کتابخونه ولی اگه کسی بره کتابخونه به نظرم خیلی بهتره.ازدست مهمونا خلاص میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من که معمولا عقب می افتادم از برنامم.دلیلشم تدریس وطراحی سوال و تصحیح اوراق بود ولی اونایی که وقتشون آزاده اگه برای خودشون زمان هر مبحث رو مشخص کنن خیلی خوبه. مثلا مشخص کنن تا آخر مهر دو فصل  اول منطقی رو حتما تموم کرده باشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ :اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
تقریبا هر سه شونو انجام دادم.بسته به درس و شرایط . مثلا تو علوم اصول سیستمها ی کامپیوتری وتو هوش معماری رو اصلا نخوندم.البته شما اگه وقت دارین این کارو نکنین من واقعا وقت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
نه من از همون اول به قصد هوش شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بسیار پیش می اومد  ولی اینجور مواقع من به منابع زبان اصلی ومقالات رو می آوردم و معمولا راه می افتادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من که استفاده نکردم ولی فکر کنم ۸۰ % به وقت تلفی منجر میشه. البته اینجوری احساس می کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
اصلا شرکت نکردم به خاطر اینکه وقت نمیکردم. ولی اگه وقت می کنید شرکت کنید به نظرم مفیده البته نه همه ی آزمونهارو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من کلا درسامو به صورت تجمعی می خوندم یعنی هر بار که یه مبحث جدید رو شروع می کردم درسای چند جلسه قبلشو یه مرور میکردم ودوران جمع بندیم ۱۰ روز مونده به کنکور بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من احساس میکردم تا ۹۰ % آمادم البته از اون درسایی که خونده بودمشون مثلا معماریو که نخونده بودو رو جز این ۱۰ درصد به حساب نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰  : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
چرا مثلا انتظار داشتم آمار واحتمال و نظریه زبان وماشین و مدار الکتریکی بلای ۷۰  بزنم ولی درسی مثل سیستم عامل رو خیلی بهش امیدوار نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ :سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
آره . وقتی سوالهای سیستم عامل رو دیدم نا امید شدم .ولی مدار الکتریکی رو که دیدم امیدوار شدم و هر چهارتا سوالشو درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه. همون ترتیب کنکور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بستگی به درس داره.تو درسایی مثل  آمار واحتمال و مدار الکتریکی وساختمون داده باید بجنگی ولی تو درسی مثل سیستم عامل اینطور نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
من اگه اصول سیستمهارو جواب می دادم وقت کم می آوردم ولی با حذف اون نه. چند دقیقه ای هم که وقت اضافه آوردم یکی دو سوال ریاضی رو کهناقص ولش کرده بودم رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
بله ولی خیلی متفاوت بود.مخصوصا درسهای ریاضیم تو گرایش هوش. اصلا انتظار درصد ۱۸ رو واسه ریاضی نداشتم. یا گسستمم تو علوم خیلی کمتر از تخمینم اومده بود.<br />
البته به نظرم  کلیدها ایراد هم داشتنو من ندیدن سازمان سنجش اصلاحشون کرده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی(۴۵) ، دانشگاه کارشناسی(۷-۸)، برنامه ریز برای کنکور(۱۵)، کلاس کنکور(۲-۳)، کنکور آزمایشی(۵)،شرایط سر کنکور(۱۵)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل(۱۰)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ :حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید. <br />
</span><br />
محقق تو زمینه ی هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است؟<br />
</span><br />
نظری ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ :کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید؟<br />
</span><br />
خوب آره ولی در اصل انسان تا خودش نخواد وهمت نکنه نمی تونه موفق بشه.غیر از خانواده واساتید عزیز توعلاقه مند شدنم به کامپیوتر یکی از هم اتاقیهای خوابگاهیم دوره لیسانس که رشته اش مهندسی کامپیوتربود واقعا نقش داشت ومن همیشه اینو به یادم هست وازشون  صمیمانه تشکر می کنم.ایشون <br />
آقای" قانع نیکرفتار "هستند که خودشون سال ۸۴  (کنکور۸۵)رتبشون۲۹ علوم شد و شریف درس خوندن.هم اکنون هم مدیر گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت<br />
</span><br />
بله قطعا .سیستم عامل رو باید وقت بیشتری روش میذاشتم.مدار منطقی باید منبع بهتری از پارسه میخوندمو...<br />
واقعا مهمه که منابع درست رو انتخاب کنین.از طرفی شاید اگه وقت داشتم وبهدرس اصول سیستم یا معماری اختصاص میدادم سوالهای آسونشو تو کنکور ازدست نمی دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید.احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
علاقه ، اعتبار علمی و اسمی دانشگاه ،شرایط جغرافیایی ، تاثیر رشته ودانشگاه در ادامه ی تحصیل و...<br />
احتمالا علوم کامپیوتر گرایش سیستمهای هوشمند دانشگاه امیرکبیر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
موضعتون رو مشخص کنید. اگه ارشد میخاین خوب باشین باید واسش برنامه ریزی کنید. وقت بذارید وتلاش کنید.هرچی زودتر شروع کنید ودرسایی رو که احساس میکنید ضعیفید  بیشتر بخونید موفق تر خواهید شد .امروز بهترین وقته واسه شروع. چرا که نه.من احساس می کنم اگه فقط یه هفته بیشتر وقت داشتم برای جمع بندی رتبم خیلی بهتر میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ :  بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
من که چیزی الان به ذهنم نمیرسه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
بدون تعارف خیلی واسه انتخاب رشته ام مفید بود.اما فکر میکنم آینده ی بهتری می تونه  داشته باشه. منم سعی می کنم بیشتر بهش سر بزنم.واقعا دمتون گرم.<br />
در پایان از همه ی کسانی که در راه اندازی و اداره ی این سایت ومخصوصا تالار گفتمان زحمت کشیده اند کمال تشکر را دارم و از دوستانی که در انتخاب رشته ما رو کمک کردن و نظرات خوبشون رو ارائه دادن متشکرم.در ضمن از اینکه ما رو قابل دونستید و مصاحبه کردید ممنونم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.<br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱ : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.<br />
</span><br />
با نام او<br />
باسلام<br />
من  رحمت الله محمدی متولدآذرماه۶۲هستم. من در یکی از شهرهای استان کردستان به نام دهگلان حدود۵۰ کیلومتری سنندج متولد شده ام واکنون نیز ساکن دهگلان هستم. رتبه ام در کنکور ۹۱ گرایش هوش ۲۸۵ ودر رشته ی علوم کامپیوتر۳۵<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲ : در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
من سال ۸۵ در رشته ی دبیری ریاضی دانشگاه تربیت معلم تهران(خوارزمی کنونی)فارغ التحصیل شدم وهمون سال در کنکور ارشد علوم کامپیوتر۸۶ رتبه ی ۸۰ آوردم که فقط روزانه های شریف، امیرکبیر و تهران رو انتخاب کردم وقبول نشدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳: با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
من بصورت کاملا ناراضی وارد رشته ی دبیری ریاضی شدم(اصرار خانواده) و با بی میلی تمام بعد از گذراندن چهار ترم و گذراندن درس مبانی کامپیوتر به رشته ی کامپیوتر علاقه مند شدم. این بود که درسای اختیاریمو از کامپیوتریا برداشتم و خیلی واسم جذاب بودن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴ :  کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
تربیت معلم تهران<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۵ : در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید.؟<br />
</span><br />
من درسای سخت رو معمولا نمرات بهتری می گرفتم.درسای عمومی معدلشونو بگیرین شاید ۱۲ بشه.البته الان که تاثیر معدل رو تو کنکور ارشد می بینم پشیمونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۶ : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟<br />
</span><br />
 من که تا سه چهار ترم دپرس بودم فقط باید معدلمون تو چهار ترم اول بالای ۱۴ میشد تا تعهدی که به آموزش پرورش داده بودیم رو همچنان حفظ کنیم و إلا اخراج میشدیم.اونم تو دانشگاه تربیت معلم تهران که اگه بپرسین میفهمین که واقعا تو ریاضی سختگیرن.ولی بعد از پاس کردن مبانی کامپیوتر واقعا اوضا تغییر کرد و با علاقه درسای کامپیوتری رو یا خودم می خوندم یا پاس می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۷ :آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
من که سال ۸۵ هردو گرایش هوش و علوم رو امتحان دادم ولی بیشتر رو علوم کامپیوتر سرمایه گذاری کرده بودم.<br />
البته جالب بود من اونوقت ترم ۸ (آخر) بودم و۲۴ واحد درسای ریاضی داشتم وداشتم واسه دو رشته غیر ریاضی مخوندم!!!!<br />
ولی سال های بعد دیگه به دلایلی امکان خوندن برای ارشد واسم نبود تا امسال .ولی با قدرت از اول مهر شروع کردم به جمع آوری منابع و خوندن برای ارشد هوش.یک کلمه هم واسه علوم نخوندم واقعا. با این وجود علوم کامپیوتر خیلی بهتر از هوش شدم.البته نمی دونم چرا درصدهای ریاضی کنکور مهندسیم واقعا کم اومده بود ،۱۸% در حالی که انتظار بالای ۵۵%  داشتم.(حتی طبق کلید سازمان سنجش. احتمال خیلی زیاد سوالا رو جابجا تو پاسخنامه جواب دادم ، شما خیلی مواظب باشین)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۸ : میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.<br />
آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.<br />
</span><br />
درصدهای علوم کامپیوتر<br />
زبان۲۲/۶۲<br />
پایه۵۴/۳۸<br />
گسسته ۳۳/۱۳(اینم عجیب بود)!!!!!!<br />
ساختمان داده ۲۰<br />
اصول سیستم ۰ سفید<br />
نظریه زبان وماشین ۵۶/۷۵<br />
انالیز عددی ۱۹/۲۶<br />
درصد های هوش<br />
زبان ۶۰<br />
ریاضی ۷۵/۱۸  (اصلا باورم نمیشه!!!!!)<br />
مشترک۰۲/۳۸<br />
هوش۰۵/۲۷<br />
<br />
عرض کردم دومین سال ،البته بعد از ۵سال وقفه.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۹  :بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
من که شرایطم و رشتم فرق می کرد ولی من درسایی که خوب  پاس کرده بودم رو خوب زدم نمونه اش نظریه زبان و ماشین<br />
که جوونیام ۵/۱۹ شدم کنکورم ۷۵ زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۰ :از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
برنامم ۵ ماهه بود ،از اول مهر. ولی من دبیر ریاضی هستم و تو این مدت هم تدریس هم میکردم. البته اونایی که میخوان موفق بشن یه برنامه ی خوب نیاز دارن.حتما برنامه ریزی کنین. من به خاطر کارم یه برنامه ی تقریبا ثابت داشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۱ : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
برنامم تقریبا ثابت بود اما این آخرا تغییر کرد وبجای اینکه متوسط روزی  ۵عنوان درس بخونم روزی متوسط  ۳ عنوان درس می خوندم وهر درس رو وقت بیشتری براش میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۲ : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.</span><br />
راستش نه .البته من به خاطر اینکه خیلی از درسا رو پاس نکرده بودم بیشتر رو درسایی که پاس نکرده بودم وقت میذاشتم چون واقعا وقتگیر بودن مثل مدار الکتریکی ومدار منطقی وسیستم عامل.البته درسایی مثل معماری کامپیوتر و اصول سیستمهای کامپیوتری رو هیچ وقت وقت نکردم بخونم و سوالاشم جواب ندادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۳ : آیا هنگام برنامه ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره مثلا من تو نظریه زبان و ماشین خوب بودم و تا نزدیکای امتحان ارشد خیلی نمی خوندمش. ولی درسی مثل سیستم عامل رو خیلی خوندم. البته تو کنکور فک کنم فقط یه سوالشو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۴ : خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
من معمولا مبحث به مبحث جلو میرفتم وبر اساس وقت کمی که داشتم تمام منابع مربوط به اون مبحث رو البته سعی میکردم بخونم .یه منبع مشخص و تثبیت شده  نداشتم معمولا همه ی منابع رو تو اون مبحثی که رسیده بودم می خوندم مثلا اگه مدارمنطقی   مبحث مدارات سنکرون رو می خوندم همون وقت یه نگاهی هم به پوران و هم به پارسه مینداختم .من منابعم رو بر حسب نیز بیشتر انتخاب میکردم مثلا اگه هوش مصنوعی کتاب راسل بحث ارضای محدودیت  خوب متوجه میشدم دیگه سراغ منبع دیگه ای نمیرفتم. اینطور نبود که بگم باید حتما این سه منبع یا فلان فلان کتابها رو بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۵ :میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
البته من احساس می کنم همه ی  منابعم رو درست انتخاب نکردم. ولی اینا بودن: <br />
زبان که هیچ کتابی رو نخوندم.<br />
ریاضی مهندسی :پارسه(خوب)-پردازش- یه کتاب زبان اصلی هم بود که اسم مولفش رو یاد ندارم ولی یادم بیاد اضافه میکنم.<br />
آمار واحتمال:پارسه(خوب)-دگروت-نیکوکار<br />
گسستنه :گریمالدی (عالی)-مقسمی-پارسه(ضعیف)<br />
عددی: آنالز عددی بابلیان انتشارات پیام نور -	راهیان ارشد(خوب)-پارسه (ضعیف)<br />
مدار منطقی :مانو –پارسه (افتضاح)-مقسمی(نسبتا خوب)- پوران(نسبتا خوب)<br />
معماری ....هیچ . دست نزدم<br />
نظریه زبان وماشین : زبان اصلیulman-پیتر لینز- ساد کمپ-پارسه(نسبتا خوب)<br />
ساختمان داده : زبان اصلی CLRS-پارسه(خوب)-دکتر قدسی(عالی)<br />
سیستم عامل: استالینگ-تننباوم زبان اصلی-پارسه (خوب)<br />
مدار الکتریکی: دسور ترجمه جبه دار-هیت ترجمه دیانی-پارسه(ناقص ولی خوبه)<br />
طراحی الگوریتم: CLRS-پارسه(خوب)-مقسمی(نسبتا خوب)<br />
هوش : زبان اصلی راسل-نورویگ-مابقی همه ترجمه ها وتالیفها ضعیف وبی استفادن<br />
برای هوش من مباحثش رو تو اینترنت سرچ میکردم و یه پاورپوینت یا پی دی اف خوب ازشون پیدا میکردم ومیخوندم البته فقط زبان اصلی.<br />
البته من هر مبحثی رو نمی فهمیدم از اینترنت کمک میگرفتم مخصوصا از موضوعات زبان اصلی. تو هر مبحثی  چند تا مثال خوب پیدا میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۶ :بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.<br />
</span><br />
همه رواگه وقت کنین. پس زودتر شروع کنین.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۷ : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟ <br />
</span><br />
ما که کلا مرجعی هستیم.اصلا از جزوه خوشم نمی اومد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۸ :زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟ <br />
</span><br />
من یه کلمه زبان واسه کنکور نخوندم ولی زبانم عالیه.تا به حال تو امتحانام غیر ۲۰ نشدم!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۱۹ : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟ <br />
</span><br />
به نظر من که ریاضی رو حتما بخونن .بعضیها مهندسی نمیخونن مخصوصا ولی اگه زودتر شروع کنن به خوندن میتونن یاد بگیرنو تو رتبشون واقعا تاثیر گذار باشه. چون بعضی وقتا ممکنه یه سوال آسون ازش مطرح کنن، حیفه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۰ : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
مثلا من ریاضی مهندسی و مدار الکتریکی رو پاس نکرده بودم و کار زیادی می طلبید بنا بر این هر روز هرکدوم رو لا اقل نیم ساعت واسشون وقت میذاشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۱ : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
من که تنها بودم چون اینجا هم رشته ای نداشتم .توخونه می خوندم. من که نمی تونستم برم کتابخونه ولی اگه کسی بره کتابخونه به نظرم خیلی بهتره.ازدست مهمونا خلاص میشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۲ : حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من که معمولا عقب می افتادم از برنامم.دلیلشم تدریس وطراحی سوال و تصحیح اوراق بود ولی اونایی که وقتشون آزاده اگه برای خودشون زمان هر مبحث رو مشخص کنن خیلی خوبه. مثلا مشخص کنن تا آخر مهر دو فصل  اول منطقی رو حتما تموم کرده باشن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۳ :اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
تقریبا هر سه شونو انجام دادم.بسته به درس و شرایط . مثلا تو علوم اصول سیستمها ی کامپیوتری وتو هوش معماری رو اصلا نخوندم.البته شما اگه وقت دارین این کارو نکنین من واقعا وقت نداشتم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۴ : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
نه من از همون اول به قصد هوش شروع کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۵ : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
بسیار پیش می اومد  ولی اینجور مواقع من به منابع زبان اصلی ومقالات رو می آوردم و معمولا راه می افتادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۶ : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
من که استفاده نکردم ولی فکر کنم ۸۰ % به وقت تلفی منجر میشه. البته اینجوری احساس می کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۷ : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
اصلا شرکت نکردم به خاطر اینکه وقت نمیکردم. ولی اگه وقت می کنید شرکت کنید به نظرم مفیده البته نه همه ی آزمونهارو.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۸ : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
من کلا درسامو به صورت تجمعی می خوندم یعنی هر بار که یه مبحث جدید رو شروع می کردم درسای چند جلسه قبلشو یه مرور میکردم ودوران جمع بندیم ۱۰ روز مونده به کنکور بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۲۹ : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
من احساس میکردم تا ۹۰ % آمادم البته از اون درسایی که خونده بودمشون مثلا معماریو که نخونده بودو رو جز این ۱۰ درصد به حساب نیاوردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۰  : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
چرا مثلا انتظار داشتم آمار واحتمال و نظریه زبان وماشین و مدار الکتریکی بلای ۷۰  بزنم ولی درسی مثل سیستم عامل رو خیلی بهش امیدوار نبودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۱ :سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
آره . وقتی سوالهای سیستم عامل رو دیدم نا امید شدم .ولی مدار الکتریکی رو که دیدم امیدوار شدم و هر چهارتا سوالشو درست زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۲ : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
نه. همون ترتیب کنکور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۳ : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
بستگی به درس داره.تو درسایی مثل  آمار واحتمال و مدار الکتریکی وساختمون داده باید بجنگی ولی تو درسی مثل سیستم عامل اینطور نیست.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۴ : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
من اگه اصول سیستمهارو جواب می دادم وقت کم می آوردم ولی با حذف اون نه. چند دقیقه ای هم که وقت اضافه آوردم یکی دو سوال ریاضی رو کهناقص ولش کرده بودم رو جواب دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۵ : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
بله ولی خیلی متفاوت بود.مخصوصا درسهای ریاضیم تو گرایش هوش. اصلا انتظار درصد ۱۸ رو واسه ریاضی نداشتم. یا گسستمم تو علوم خیلی کمتر از تخمینم اومده بود.<br />
البته به نظرم  کلیدها ایراد هم داشتنو من ندیدن سازمان سنجش اصلاحشون کرده باشه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۶ : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی(۴۵) ، دانشگاه کارشناسی(۷-۸)، برنامه ریز برای کنکور(۱۵)، کلاس کنکور(۲-۳)، کنکور آزمایشی(۵)،شرایط سر کنکور(۱۵)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل(۱۰)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۷ :حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید. <br />
</span><br />
محقق تو زمینه ی هوش مصنوعی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۸ : چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است؟<br />
</span><br />
نظری ندارم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۳۹ :کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید؟<br />
</span><br />
خوب آره ولی در اصل انسان تا خودش نخواد وهمت نکنه نمی تونه موفق بشه.غیر از خانواده واساتید عزیز توعلاقه مند شدنم به کامپیوتر یکی از هم اتاقیهای خوابگاهیم دوره لیسانس که رشته اش مهندسی کامپیوتربود واقعا نقش داشت ومن همیشه اینو به یادم هست وازشون  صمیمانه تشکر می کنم.ایشون <br />
آقای" قانع نیکرفتار "هستند که خودشون سال ۸۴  (کنکور۸۵)رتبشون۲۹ علوم شد و شریف درس خوندن.هم اکنون هم مدیر گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۰ : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت<br />
</span><br />
بله قطعا .سیستم عامل رو باید وقت بیشتری روش میذاشتم.مدار منطقی باید منبع بهتری از پارسه میخوندمو...<br />
واقعا مهمه که منابع درست رو انتخاب کنین.از طرفی شاید اگه وقت داشتم وبهدرس اصول سیستم یا معماری اختصاص میدادم سوالهای آسونشو تو کنکور ازدست نمی دادم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۱ : چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید.احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟<br />
</span><br />
علاقه ، اعتبار علمی و اسمی دانشگاه ،شرایط جغرافیایی ، تاثیر رشته ودانشگاه در ادامه ی تحصیل و...<br />
احتمالا علوم کامپیوتر گرایش سیستمهای هوشمند دانشگاه امیرکبیر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۲ : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
موضعتون رو مشخص کنید. اگه ارشد میخاین خوب باشین باید واسش برنامه ریزی کنید. وقت بذارید وتلاش کنید.هرچی زودتر شروع کنید ودرسایی رو که احساس میکنید ضعیفید  بیشتر بخونید موفق تر خواهید شد .امروز بهترین وقته واسه شروع. چرا که نه.من احساس می کنم اگه فقط یه هفته بیشتر وقت داشتم برای جمع بندی رتبم خیلی بهتر میشد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۳ :  بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟ جواب شما به این سوال چی هست؟<br />
</span><br />
من که چیزی الان به ذهنم نمیرسه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت ۴۴ : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
بدون تعارف خیلی واسه انتخاب رشته ام مفید بود.اما فکر میکنم آینده ی بهتری می تونه  داشته باشه. منم سعی می کنم بیشتر بهش سر بزنم.واقعا دمتون گرم.<br />
در پایان از همه ی کسانی که در راه اندازی و اداره ی این سایت ومخصوصا تالار گفتمان زحمت کشیده اند کمال تشکر را دارم و از دوستانی که در انتخاب رشته ما رو کمک کردن و نظرات خوبشون رو ارائه دادن متشکرم.در ضمن از اینکه ما رو قابل دونستید و مصاحبه کردید ممنونم.<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;"><br />
از اینکه با دقت و صبر و حوصله و صرف وقت به سوالات دوستانتون جواب دادین بی نهایت سپاسگزارم . براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر علم و دانش و در زندگی دارم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ۱۲ رشته مهندسی کامپیوتر گرایش معماری]]></title>
			<link>/forum/thread-7874.html</link>
			<pubDate>Thu, 31 May 2012 18:22:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-7874.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 1 : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید. <br />
</span><br />
من رتبه ۱۲ کنکور مهندسی کامپیوتر گرایش معماری هستم،متولد ۱۳۶۹،شیراز<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 2 : در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر،سخت افزار،کارشناسی پیوسته<br />
هنوز تمام نشده,الان ترم ۸ هستم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 3 :  با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
به کامپیوتر علاقه داشتم،یعنی میشه گفت هیچ رشته دیگه ای رو دوست نداشتم<br />
تو انتخاب رشته کارشناسی هم فقط کامپیوتر و برق الکترونیک رو زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 4 :  کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
شهید با هنر کرمان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 5 :  در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
من تا قبل از دبیرستان درسم خیلی خوب بود،همیشه شاگرد اول بودم<br />
دوره دبیرستان از درس فاصله گرفته بودم،واسه کنکور کارشناسی هم درس نمیخوندم،کنکور آزمایشی(قلم چی)شرکت میکردم ولی رتبه هام بد میشد<br />
انتظار قبولی نداشتم،میخواستم واسه سال دیگه بخونم،که دیگه قبول شدم<br />
وقتی اومدم دانشگاه هنوز تو وضعیت دبیرستان بودم،عادت به درس خوندن نداشتم،حتی کلاس ها رو هم نمیرفتم<br />
نتیجش این شد که ترم ۱ معدلم شد ۱۳،ریاضی ۱ رو هم افتادم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(بخش ریاضی دانشگاه با هنر خیلی سخت میگیرن)<br />
ترم ۲ هم کلاسا رو نمیرفتم معدلم شد ۱۶،ولی باز ریاضی ۱ رو افتادم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />فکر میکردم حالا که یک بار افتادم دیگه نمیافتم ولی...<br />
مجبور شدم تابستون بیام کرمان ریاضی ۱ رو بگیرم،انتظار ندارید که بگم باز افتادم ها؟<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
نه این سری تمام کلاسا رو رفتم و ۲۰ شدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
تابستون برای من سر آغازی بود برای درس خوندن<br />
ترم ۳ معدلم ۱۷ شد،ترم چهار ۱۶ ,ترم ۵ و ۶ هم ۱۹و ......<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 6 : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
</span><br />
اون اوایل که نه،ولی از سال سوم به ارشد فکر میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 7  : آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
همین گرایش رو میخواستم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 8 :  میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید.بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان: ۰% <br />
ریاضی: ۵۸/۳۳%<br />
مشترک:۴۸/۷۲ %<br />
اختصاصی معماری: ۳۱/۲۵ %<br />
<br />
سال اولم بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 9 : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظرم کاملا متفاوت و من تقریبا تمام درس ها رو از صفر شروع کردم<br />
فقط درس هایی مثل الکترنیک دیجیتال و vlsi که استادمون خوب بودن(مهندس جمشیدی)رو راحت تر خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 10 :  از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از تابستون تصمیم گرفتم که شروع کنم<br />
ولی اونجوری که میخواستم نشد،یعنی تابستون فقط متن کتاب منطقی پوران رو خوندم<br />
مهر اومدم دانشگاه،از اواسط مهر به طور جدی شروع کردم به خوندن<br />
اون اوایل فکر میکردم خیلی دیر شروع کردم ولی بعد فهمیدم خیلی هم دیر نبوده<br />
وقفه طولانی نداشتم،ولی وقفه های ۳،۴ روزی پیش میومد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 11 : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
زیاد برنامه رو اصلاح کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 12 : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
تقریبا،البته سعی میکردم همه رو در یه سطح پیش ببرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 13 : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره اونایی که ضعیف بودم رو بیشتر کار میکردم<br />
مثلا ریاضی ها رو ضعیف بودم،محاسبات رو هم پاس نکرده بودم،بیشتر روشون وقت گذاشتم<br />
ولی مثلاً اختصاصی ها رو به نظرم میومد مشکلی ندارم،باعث شد کمتر روشون وقت بذارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 14 :  خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
اوایل دوست داشتم اگه وقت شد غیر از یه کتاب کتابای دیگه رو هم بخونم ولی وقت نشد<br />
همون یه کتاب رو مرور کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 15 : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
نه فقط کتاب <br />
زبان : کلا نخوندم<br />
مدار منطقی : پوران<br />
معماری کامپیوتر : پوران<br />
ساختمان داده :  پوران <br />
سیستم عامل : پوران(موسوی), من تست ها رو از کتاب پارسه میخوندم<br />
نظریه زبان ها :  پوران (البته غلط زیاد داره)و پیتر لینز<br />
آمار و احتمال: پارسه<br />
ریاضیات گسسته :  پوران<br />
محاسبات عددی : راهیان ارشد<br />
ریاضی مهندسی : پارسه<br />
الکترونیک دیجیتال : راهیان ارشد<br />
VLSI : راهیان ارشد<br />
انقال داده ها: راهیان ارشد <br />
مدار الکتریکی ۱ : پارسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 16 : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span><br />
معماری کامپیوتر،نظریه،الکترنیک دیجیتال،vlsi<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 17 : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
واسه بعضی درس ها کتاب های مرجع رو میخوندم,درس هایی که احساس نیاز میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 18 : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبانم متوسطه،تو کنکور های آزمایشی هم جواب میدادم،بین ۳۰ تا ۵۰<br />
ولی واسه کنکور تصمیم گرفتم که وقتش رو بذارم رو بقیه درسا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 19 : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
آره میشه بالا زد به شرطی که همه درس هاش رو بخونید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 20 : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من هر شب واسه روز بعد برنامه ریزی میکردم،و ساعت ها رو مینوشتم<br />
درس هایی که میخواستم بخونم رو هم مینوشتم<br />
هر ۱/۵ ساعت نیم ساعت استراحت داشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 21 : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها،من اینجوری تمرکز بیشتری دارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 23  :حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من سر فصل های کنکور آزمایشی بود که معمولا عقب میافتادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 24 : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
طبق ازمون های آزمایشی برنامه ریزی میکردم،اوایل همیشه از برنامه عقب میافتادم<br />
وقتی از برنامه عقب میافتادم،یه جوری درس های عقب مونده رو تو برنامه ریزی ازمون  بعدی میگنجوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 25 : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از اول رو گرایش معماری تمرکز کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 26 : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
کلا احساس خستگی و یاس در دوران کنکور طبیعیه و به سراغ آدم میاد<br />
ولی خوب فکرای خوب و امید بخش میتونه کمک کنه،مثلا من وقتی به این فکر میکردم که قراره رتبه ۱ بشم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />انرژی میگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 27 : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 28 : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
اکسین<br />
زیاد تأثیر داشت،کل بر نامه ریزیم رو بر اساس ازمون ها انجام میدادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 29  : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تصمیم داشتم یک ماه آخر رو برای جمع بندی و مرور بذارم که بخاطر امتحان های پایان ترم تونستم ۲۰ روز رو برای مرور بذارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 30 : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
 ۹۵% آمادگی رو حس میکردم بر اساس کنکور های سال قبل و منابع <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 31 : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله انتظار داشتم ریاضی و اختصاصی ها رو ۸۰% بزنم!!!که نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 32 : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سر جلسه به این چیزا فکر نمیکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 33 : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله تو ریاضی ها اون درس هایی که تسلط بیشتری داشتم رو اول زدم,تو مشترک هم همینطور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 34  : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
جنگ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 35 : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت کم نیاوردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 36 : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
درصد ها تقریبا همونا بود،فقط ۹% از درصد دروس تخصصی کم شد<br />
انتظار داشتم ۳ بشم،۱۲ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 37 : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۵<br />
دانشگاه کارشناسی ۵<br />
برنامه ریز برای کنکور  ۳۰<br />
کنکور آزمایشی ۲۰<br />
شرایط سر کنکور -۱۰(روز کنکور بارون میومد,از بالا سرم آب میچکید رو دسته صندلیم و گفتند تا ازمون شروع نشه نمیتونی صندلیت رو جا به جا کنی!!)<br />
شرایط مطالعه و زندگی ۵۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 38 : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
قصد دارم در آینده هم کارای عملی انجام بدم هم کارای تئوری در سطح مقاله<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 39 :  چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
زیاد،هر شب از خدا تشکر میکردم و ازش میخواستم که برای روز بعد کمکم کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 40 : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله,خوانوادم نقش بسیار زیادی داشتن و حاضر شدن ۶ ماه من رو نبینن(من مهر که رفتم دانشگاه،فروردین برگشتم)<br />
از استاد جمشیدی هم باید به خاطر زحماتشون تشکر کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 41  : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
</span><br />
بله درس vlsi رو باید از روی مرجع میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 42 : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
بله<br />
تفکر مثبت داشته باشید,با کنکور راحت برخورد کنید<br />
اگه خسته شدید،استراحت کنید و دوباره ادامه بدید,البته سعی کنید وقفه طولانی نداشته باشید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 43 :  بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
</span><br />
نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 44 : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت عالیه،حیف که بعد از کنکور باهاش آشنا شدم<br />
ممنون از دکتر تنهایی بخاطر این کار قشنگ<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;"><br />
بنام خدا<br />
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این ازمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور بدانند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود. <br />
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.<br />
</span> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 1 : اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید. <br />
</span><br />
من رتبه ۱۲ کنکور مهندسی کامپیوتر گرایش معماری هستم،متولد ۱۳۶۹،شیراز<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 2 : در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟<br />
</span><br />
در رشته مهندسی کامپیوتر،سخت افزار،کارشناسی پیوسته<br />
هنوز تمام نشده,الان ترم ۸ هستم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 3 :  با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟<br />
</span><br />
به کامپیوتر علاقه داشتم،یعنی میشه گفت هیچ رشته دیگه ای رو دوست نداشتم<br />
تو انتخاب رشته کارشناسی هم فقط کامپیوتر و برق الکترونیک رو زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 4 :  کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟<br />
</span><br />
شهید با هنر کرمان<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 5 :  در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .<br />
</span><br />
من تا قبل از دبیرستان درسم خیلی خوب بود،همیشه شاگرد اول بودم<br />
دوره دبیرستان از درس فاصله گرفته بودم،واسه کنکور کارشناسی هم درس نمیخوندم،کنکور آزمایشی(قلم چی)شرکت میکردم ولی رتبه هام بد میشد<br />
انتظار قبولی نداشتم،میخواستم واسه سال دیگه بخونم،که دیگه قبول شدم<br />
وقتی اومدم دانشگاه هنوز تو وضعیت دبیرستان بودم،عادت به درس خوندن نداشتم،حتی کلاس ها رو هم نمیرفتم<br />
نتیجش این شد که ترم ۱ معدلم شد ۱۳،ریاضی ۱ رو هم افتادم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(بخش ریاضی دانشگاه با هنر خیلی سخت میگیرن)<br />
ترم ۲ هم کلاسا رو نمیرفتم معدلم شد ۱۶،ولی باز ریاضی ۱ رو افتادم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />فکر میکردم حالا که یک بار افتادم دیگه نمیافتم ولی...<br />
مجبور شدم تابستون بیام کرمان ریاضی ۱ رو بگیرم،انتظار ندارید که بگم باز افتادم ها؟<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
نه این سری تمام کلاسا رو رفتم و ۲۰ شدم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><br />
تابستون برای من سر آغازی بود برای درس خوندن<br />
ترم ۳ معدلم ۱۷ شد،ترم چهار ۱۶ ,ترم ۵ و ۶ هم ۱۹و ......<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 6 : از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟ <br />
</span><br />
اون اوایل که نه،ولی از سال سوم به ارشد فکر میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 7  : آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟<br />
</span><br />
همین گرایش رو میخواستم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 8 :  میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.آیا سال اولی بود که کنکور می دادید؟ اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید.بفرمایید.<br />
</span><br />
زبان: ۰% <br />
ریاضی: ۵۸/۳۳%<br />
مشترک:۴۸/۷۲ %<br />
اختصاصی معماری: ۳۱/۲۵ %<br />
<br />
سال اولم بود<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 9 : بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟<br />
</span><br />
به نظرم کاملا متفاوت و من تقریبا تمام درس ها رو از صفر شروع کردم<br />
فقط درس هایی مثل الکترنیک دیجیتال و vlsi که استادمون خوب بودن(مهندس جمشیدی)رو راحت تر خوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 10 :  از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟<br />
</span><br />
من از تابستون تصمیم گرفتم که شروع کنم<br />
ولی اونجوری که میخواستم نشد،یعنی تابستون فقط متن کتاب منطقی پوران رو خوندم<br />
مهر اومدم دانشگاه،از اواسط مهر به طور جدی شروع کردم به خوندن<br />
اون اوایل فکر میکردم خیلی دیر شروع کردم ولی بعد فهمیدم خیلی هم دیر نبوده<br />
وقفه طولانی نداشتم،ولی وقفه های ۳،۴ روزی پیش میومد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 11 : برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ ااگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟<br />
</span><br />
زیاد برنامه رو اصلاح کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 12 : بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.<br />
</span><br />
تقریبا،البته سعی میکردم همه رو در یه سطح پیش ببرم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 13 : آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟<br />
</span><br />
آره اونایی که ضعیف بودم رو بیشتر کار میکردم<br />
مثلا ریاضی ها رو ضعیف بودم،محاسبات رو هم پاس نکرده بودم،بیشتر روشون وقت گذاشتم<br />
ولی مثلاً اختصاصی ها رو به نظرم میومد مشکلی ندارم،باعث شد کمتر روشون وقت بذارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 14 :  خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی مظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟<br />
</span><br />
اوایل دوست داشتم اگه وقت شد غیر از یه کتاب کتابای دیگه رو هم بخونم ولی وقت نشد<br />
همون یه کتاب رو مرور کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 15 : میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.ایا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.<br />
</span><br />
نه فقط کتاب <br />
زبان : کلا نخوندم<br />
مدار منطقی : پوران<br />
معماری کامپیوتر : پوران<br />
ساختمان داده :  پوران <br />
سیستم عامل : پوران(موسوی), من تست ها رو از کتاب پارسه میخوندم<br />
نظریه زبان ها :  پوران (البته غلط زیاد داره)و پیتر لینز<br />
آمار و احتمال: پارسه<br />
ریاضیات گسسته :  پوران<br />
محاسبات عددی : راهیان ارشد<br />
ریاضی مهندسی : پارسه<br />
الکترونیک دیجیتال : راهیان ارشد<br />
VLSI : راهیان ارشد<br />
انقال داده ها: راهیان ارشد <br />
مدار الکتریکی ۱ : پارسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 16 : بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند. <br />
</span><br />
معماری کامپیوتر،نظریه،الکترنیک دیجیتال،vlsi<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 17 : ایا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟<br />
</span><br />
واسه بعضی درس ها کتاب های مرجع رو میخوندم,درس هایی که احساس نیاز میکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 18 : زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟<br />
</span><br />
زبانم متوسطه،تو کنکور های آزمایشی هم جواب میدادم،بین ۳۰ تا ۵۰<br />
ولی واسه کنکور تصمیم گرفتم که وقتش رو بذارم رو بقیه درسا<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 19 : در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟<br />
</span><br />
آره میشه بالا زد به شرطی که همه درس هاش رو بخونید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 20 : اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید.<br />
</span><br />
من هر شب واسه روز بعد برنامه ریزی میکردم،و ساعت ها رو مینوشتم<br />
درس هایی که میخواستم بخونم رو هم مینوشتم<br />
هر ۱/۵ ساعت نیم ساعت استراحت داشتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 21 : آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.<br />
</span><br />
تنها،من اینجوری تمرکز بیشتری دارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 23  :حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
معیار من سر فصل های کنکور آزمایشی بود که معمولا عقب میافتادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 24 : اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ با با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟<br />
</span><br />
طبق ازمون های آزمایشی برنامه ریزی میکردم،اوایل همیشه از برنامه عقب میافتادم<br />
وقتی از برنامه عقب میافتادم،یه جوری درس های عقب مونده رو تو برنامه ریزی ازمون  بعدی میگنجوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 25 : اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟<br />
</span><br />
از اول رو گرایش معماری تمرکز کردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 26 : آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.<br />
</span><br />
کلا احساس خستگی و یاس در دوران کنکور طبیعیه و به سراغ آدم میاد<br />
ولی خوب فکرای خوب و امید بخش میتونه کمک کنه،مثلا من وقتی به این فکر میکردم که قراره رتبه ۱ بشم!<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />انرژی میگرفتم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 27 : از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟<br />
</span><br />
نه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 28 : آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟<br />
</span><br />
اکسین<br />
زیاد تأثیر داشت،کل بر نامه ریزیم رو بر اساس ازمون ها انجام میدادم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 29  : تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
تصمیم داشتم یک ماه آخر رو برای جمع بندی و مرور بذارم که بخاطر امتحان های پایان ترم تونستم ۲۰ روز رو برای مرور بذارم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 30 : برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟<br />
</span><br />
 ۹۵% آمادگی رو حس میکردم بر اساس کنکور های سال قبل و منابع <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 31 : آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟<br />
</span><br />
بله انتظار داشتم ریاضی و اختصاصی ها رو ۸۰% بزنم!!!که نشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 32 : سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟<br />
</span><br />
نه سر جلسه به این چیزا فکر نمیکردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 33 : آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.<br />
</span><br />
بله تو ریاضی ها اون درس هایی که تسلط بیشتری داشتم رو اول زدم,تو مشترک هم همینطور<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 34  : وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟<br />
</span><br />
جنگ <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 35 : وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟<br />
</span><br />
نه وقت کم نیاوردم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 36 : آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.<br />
</span><br />
درصد ها تقریبا همونا بود،فقط ۹% از درصد دروس تخصصی کم شد<br />
انتظار داشتم ۳ بشم،۱۲ شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 37 : بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟<br />
پایه تحصیلی ، دانشگاه کارشناسی، برنامه ریز برای کنکور، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)،سایر عوامل<br />
</span><br />
پایه تحصیلی ۵<br />
دانشگاه کارشناسی ۵<br />
برنامه ریز برای کنکور  ۳۰<br />
کنکور آزمایشی ۲۰<br />
شرایط سر کنکور -۱۰(روز کنکور بارون میومد,از بالا سرم آب میچکید رو دسته صندلیم و گفتند تا ازمون شروع نشه نمیتونی صندلیت رو جا به جا کنی!!)<br />
شرایط مطالعه و زندگی ۵۰<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 38 : حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.<br />
</span><br />
قصد دارم در آینده هم کارای عملی انجام بدم هم کارای تئوری در سطح مقاله<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 39 :  چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.<br />
</span><br />
زیاد،هر شب از خدا تشکر میکردم و ازش میخواستم که برای روز بعد کمکم کنه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 40 : کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید.<br />
</span><br />
بله,خوانوادم نقش بسیار زیادی داشتن و حاضر شدن ۶ ماه من رو نبینن(من مهر که رفتم دانشگاه،فروردین برگشتم)<br />
از استاد جمشیدی هم باید به خاطر زحماتشون تشکر کنم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 41  : ایا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت. <br />
</span><br />
بله درس vlsi رو باید از روی مرجع میخوندم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 42 : توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.<br />
</span><br />
بله<br />
تفکر مثبت داشته باشید,با کنکور راحت برخورد کنید<br />
اگه خسته شدید،استراحت کنید و دوباره ادامه بدید,البته سعی کنید وقفه طولانی نداشته باشید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 43 :  بنظرتون سوالی هست که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟<br />
</span><br />
نه!<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
مانشت 44 : و آخرین سوال نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟<br />
</span><br />
مانشت عالیه،حیف که بعد از کنکور باهاش آشنا شدم<br />
ممنون از دکتر تنهایی بخاطر این کار قشنگ<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>