<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت -  مصاحبه‌های سال ۹۰]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Tue, 12 May 2026 00:11:53 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت]مصاحبه با رتبه ی ۱۳ هوش مصنوعی۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-5207.html</link>
			<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 15:19:41 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-5207.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام .<br />
اطلاعاتی که اینجا می زارم مربوط به آقای هادی راسخ هست که هم دانشگاهی ما بودن پارسال و الان دانشگاه شریف هستن ایشون پارسال بعد از اینکه رتبه آوردن یه همایش برگزار کردیم تو دانشکده (شهید باهنر شیراز-دانشگاه فنی حرفه ای) و یه جلسه هم با دوستان حضوری خدمت ایشون رسیدیم که دوتا فایل mp3 هست که متاسفانه<span style="font-style: italic;"> <span style="text-decoration: underline;">سرعتم انقدر نیست که بزارم بقیه رو هم که طول کشید درگیر اجازه از ایشون بودم که میبخشید .<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /></span></span><br />
<br />
کارنامه نهایی ایشون رو پیوست کردم رتبه هایی که آزمون اکسین می آوردن و ...<br />
متنی از ایشون:<br />
<br />
<br />
کنکور آزمایشی<br />
از نظر من شرکت کردن درکنکور آزمایشی خیلی مهمه.<br />
مزیت های اصلیش: <br />
۱: داشتن یه چارچوب کلی برا درس خوندن. (من از مهر به بعد کتاب های مرجع رو گذاشتم کنار و با سرفصل های کنکور های آزمایشی اکسین شروع به خوندن کتاب های کنکوری کردم.)<br />
۲: تمرین کردن برا زمانبندی در جواب دادن به سوالات (من خودم همیشه با یه ساعت، زمان زدن هر درس رو کنترل میکردم، به عنوان مثال اگه تو درس زبان، زمان از ۳۰ دقیقه میگذشت از زدن ادامه تست های اون درس صرف نظر میکردم تا عادتی بشه برام)<br />
۳: آشنایی با ضعف‌ها و قوت‌ها تو درس های مختلف (من با اینکه دروس ریاضی مهندسی و آمار رو همیشه برا هر آزمون خوب میخوندم، ولی باز سر جلسه با جواب دادن به تست‌ها مشکل داشتم یا اینکه معمولا تو درس هوش مصنوعی ضعف داشتم که مجبورم میکرد برا این درسا وقت بیشتری بزارم...منظور من اینه که با خوندن یه درس -و زدن تست هاش- نمیتونین متوجه بشین که اگه تو سوالا تغییری ایجاد بشه میتونین اونا رو جواب بدین یا نه)<br />
* اگه به رتبه های هر درسم تو موسسه اکسین نگاه کنین....متوجه میشین که معمولا کم پیش میاد که من تو تک درس رتبه خوبی آورده باشم، ولی رتبه نهاییم خوب بود. میخوام بگم که به هیچ عنوان هیچ درسی رو کنار نذارین، چون چیزی که باعث میشه بتونین موفق بشین اینه که حداقل همه دروس رو تا حد متعادل برسونین-به هیچ عنوان این طور فکر نکنین که مثلا چون زبان ضریب ۱ داره اگه تستش رو نزنین و در عوض تست مشترک که ضریب ۴ داره رو بزنین سود میکنین (چون رتبه بر اساس تراز میاد، چنین چیزی درست نیست و نزدن تست های یک درس ممکنه خیلی براتون گرون تموم بشه)<br />
* از بین سنجش و اکسین: اکسین رو ترجیح میدم. سوالای کنکور ازمایشی سنجش از نظر من اصلا استاندارد نبودن (سوالای اکسین خیلی خوب بودن) البته سوالای درس تخصصی سنجش به نظرم مفید بودن.<br />
* هزینه موسسه اکسین در سالی که من امتحان میدادم از پارسه کمتر بود.<br />
<br />
درصد هاشون:<br />
زبان‌: ۵۲/۲۲<br />
ریاضی: ۲۱/۰۵<br />
مشترک‌: ۴۶/۹۱<br />
نرم‌: ۵/۲۶<br />
هوش‌: ۵۶/۱۴<br />
معماری‌: سفید<br />
-------------------<br />
رتبه ها:<br />
معماری: ۷۱<br />
هوش‌: ۱۳<br />
نرم‌: ۱۴۴<br />
الگوریتم‌: ۲۴۶<br />
<br />
بازهم اگر سوالی بود تاجایی که اطلاع دارم در خدمتتون هستم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
======================================================================<br />
<br />
با روحیه‌ی بسیجی حمله کردم به فایل‌ها و تونستم یکی شو آپ کنم‌، که حاوی سه فایل‌ام پی تری هست که تو دانشکده باهم بین چمنا صحبت می کردیم ضبط کردیم (دوستان ضبط کردن) .فایل دوم 8 مگ شده ،هرچی کردم کمتر نشد حجمش . ایشالا اون هم آپ می کنم .این فایل‌ها کیفیت 8kb هست که در 4mb پک شدن .<br />
و روی سایت خودمه‌، فقط به پهنای باندم (1000gig) رحم کنید و روی یه سرور مجانی آپش کنید .<br />
حوصله تونو سر نبرم‌، تقدیم به همه‌ی مانشتی های پرتلاش و بااستعداد:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
پی نوشت در پاسخ به این همه سپاس: <br />
خداوندا نصیبش کن پرواز با کایت /***/هر آنکس که نظ دادست در این سایت<br />
=============================================================<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-2410/ai-13-www.niazy.ir.zip" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/zip.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			ai-13-www.niazy.ir.zip</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">389.19 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام .<br />
اطلاعاتی که اینجا می زارم مربوط به آقای هادی راسخ هست که هم دانشگاهی ما بودن پارسال و الان دانشگاه شریف هستن ایشون پارسال بعد از اینکه رتبه آوردن یه همایش برگزار کردیم تو دانشکده (شهید باهنر شیراز-دانشگاه فنی حرفه ای) و یه جلسه هم با دوستان حضوری خدمت ایشون رسیدیم که دوتا فایل mp3 هست که متاسفانه<span style="font-style: italic;"> <span style="text-decoration: underline;">سرعتم انقدر نیست که بزارم بقیه رو هم که طول کشید درگیر اجازه از ایشون بودم که میبخشید .<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/wink.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Wink" title="Wink" /></span></span><br />
<br />
کارنامه نهایی ایشون رو پیوست کردم رتبه هایی که آزمون اکسین می آوردن و ...<br />
متنی از ایشون:<br />
<br />
<br />
کنکور آزمایشی<br />
از نظر من شرکت کردن درکنکور آزمایشی خیلی مهمه.<br />
مزیت های اصلیش: <br />
۱: داشتن یه چارچوب کلی برا درس خوندن. (من از مهر به بعد کتاب های مرجع رو گذاشتم کنار و با سرفصل های کنکور های آزمایشی اکسین شروع به خوندن کتاب های کنکوری کردم.)<br />
۲: تمرین کردن برا زمانبندی در جواب دادن به سوالات (من خودم همیشه با یه ساعت، زمان زدن هر درس رو کنترل میکردم، به عنوان مثال اگه تو درس زبان، زمان از ۳۰ دقیقه میگذشت از زدن ادامه تست های اون درس صرف نظر میکردم تا عادتی بشه برام)<br />
۳: آشنایی با ضعف‌ها و قوت‌ها تو درس های مختلف (من با اینکه دروس ریاضی مهندسی و آمار رو همیشه برا هر آزمون خوب میخوندم، ولی باز سر جلسه با جواب دادن به تست‌ها مشکل داشتم یا اینکه معمولا تو درس هوش مصنوعی ضعف داشتم که مجبورم میکرد برا این درسا وقت بیشتری بزارم...منظور من اینه که با خوندن یه درس -و زدن تست هاش- نمیتونین متوجه بشین که اگه تو سوالا تغییری ایجاد بشه میتونین اونا رو جواب بدین یا نه)<br />
* اگه به رتبه های هر درسم تو موسسه اکسین نگاه کنین....متوجه میشین که معمولا کم پیش میاد که من تو تک درس رتبه خوبی آورده باشم، ولی رتبه نهاییم خوب بود. میخوام بگم که به هیچ عنوان هیچ درسی رو کنار نذارین، چون چیزی که باعث میشه بتونین موفق بشین اینه که حداقل همه دروس رو تا حد متعادل برسونین-به هیچ عنوان این طور فکر نکنین که مثلا چون زبان ضریب ۱ داره اگه تستش رو نزنین و در عوض تست مشترک که ضریب ۴ داره رو بزنین سود میکنین (چون رتبه بر اساس تراز میاد، چنین چیزی درست نیست و نزدن تست های یک درس ممکنه خیلی براتون گرون تموم بشه)<br />
* از بین سنجش و اکسین: اکسین رو ترجیح میدم. سوالای کنکور ازمایشی سنجش از نظر من اصلا استاندارد نبودن (سوالای اکسین خیلی خوب بودن) البته سوالای درس تخصصی سنجش به نظرم مفید بودن.<br />
* هزینه موسسه اکسین در سالی که من امتحان میدادم از پارسه کمتر بود.<br />
<br />
درصد هاشون:<br />
زبان‌: ۵۲/۲۲<br />
ریاضی: ۲۱/۰۵<br />
مشترک‌: ۴۶/۹۱<br />
نرم‌: ۵/۲۶<br />
هوش‌: ۵۶/۱۴<br />
معماری‌: سفید<br />
-------------------<br />
رتبه ها:<br />
معماری: ۷۱<br />
هوش‌: ۱۳<br />
نرم‌: ۱۴۴<br />
الگوریتم‌: ۲۴۶<br />
<br />
بازهم اگر سوالی بود تاجایی که اطلاع دارم در خدمتتون هستم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
======================================================================<br />
<br />
با روحیه‌ی بسیجی حمله کردم به فایل‌ها و تونستم یکی شو آپ کنم‌، که حاوی سه فایل‌ام پی تری هست که تو دانشکده باهم بین چمنا صحبت می کردیم ضبط کردیم (دوستان ضبط کردن) .فایل دوم 8 مگ شده ،هرچی کردم کمتر نشد حجمش . ایشالا اون هم آپ می کنم .این فایل‌ها کیفیت 8kb هست که در 4mb پک شدن .<br />
و روی سایت خودمه‌، فقط به پهنای باندم (1000gig) رحم کنید و روی یه سرور مجانی آپش کنید .<br />
حوصله تونو سر نبرم‌، تقدیم به همه‌ی مانشتی های پرتلاش و بااستعداد:<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font><br />
پی نوشت در پاسخ به این همه سپاس: <br />
خداوندا نصیبش کن پرواز با کایت /***/هر آنکس که نظ دادست در این سایت<br />
=============================================================<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-2410/ai-13-www.niazy.ir.zip" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/zip.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			ai-13-www.niazy.ir.zip</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">389.19 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه 35 نرم افزار]]></title>
			<link>/forum/thread-3204.html</link>
			<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 06:35:22 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3204.html</guid>
			<description><![CDATA[1-دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟<br />
در دانشگاه پیام نور بودم خیلی از درسها را استاد خوب نداشتیم تایم کلاسها هم کم بود ولی در کل معدلم متوسط بود82/15 که برای دانشگاه پیام نور برا این رشته میشه گفت خوب.<br />
2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
من امسال برای سال دوم بود که امتحان میدادم پارسال( کنکور 89) از مهر شروع کردم و کتاب منبع نخوندم فقط کتاب های تست بود که نتیجش هم‌ی رتبه تقریبا 500 بود (دقیقش را یادم نیست)که دانشگاه پیام نور تهران قبول شدم و نرفتم امسال هم باز از مهر شروع کردم ولی امسال یکسری کتاب منبع که از مصاحبه های پارسال مانشت لیستشون را فهمیدم به کتابام اضافه کردم و اول هم با درسهای مشترک شروع کردم<br />
3-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
ساختمان داده clrs انتشارات خوارزمی و تست پوران پژوهش<br />
نظریه لینز و تست پوران پژوهش<br />
منطقی تست پوران پژوهش (کتاب منبع نخوندم همین کتاب کافیه چون من همه‌ی سوالای این درس را هم تو کنکور جواب دادم)<br />
معماری موریس مانو و تست پوران پژوهش<br />
سیتم عامل استالینگ و تست مقسمی <br />
ریاضی مهندسی کتاب پارسه <br />
آمار کتاب پارسه(البته من تو کنکور های پارسه شرکت نکردم و فقط همین 2 درس کتابش را از دوستام گرفته بودم )<br />
محاسبات راهیان ارشد(یک سری نکته گفته که برا زدن یک تست کافیه خوندنشم وقت زیاد نمیگیره)<br />
گسسته تست پوران پژوهش<br />
الگوریتم کتاب clrs  و تست مقسمی<br />
کامپایلر تست پوران پژوهش<br />
طراحی پیاده سازی کتاب پرات<br />
پایگاه داده تست مقسمی (البته من سال قبل کتاب رانکوهی هم خونده بودم و یادم بود امسال نخوندم اگه وقت دارین بخونین چون درس سختی نیست )<br />
4-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
زبان‌ی 10تا درس از 504 را خوندم ولی بعد تصمیم گرفتم زبان نزنم و نخوندمش ولی اشتباه  کردم و خوندن 1 ساعته زبان در هر روز خیلی خوبه حتما تو برنامتون بزارید<br />
مشترکا را تقریبا نصفی از وقتم را گذاشته بودم ولی در کل تقسیم بندی کتاب‌ها به 4 قسمت که خیلی از موسسه‌ها اینکار را کردن البته من برا خودم سخت بود به روش پارسه درس بخونم چون باید کتابها به ترتیب پیش نیاز خونده می شد و کنار گذاشته میشد من خودم برنامه ریزی کردم و چون میخواستم کتابهای مشترک را باهم از اول پیش ببرم کتاب‌ها را به 4 قسمت تقسیم کردم و در پایان قسمت اول‌ی دوره 1 هفته ای داشتم برا 25 درصد اول بعد دوباره پایان 25 درصد دوم اول قسمت اول را (یعنی 25 درصد اول )تو یک هفته مرور کردم بعد 25 درصد دوم تا اخر <br />
دروس ریاضی به خاطر کمبود وقت (چون من وقت مفید درس خوندنم کم بود )را مثل مشترکها نتونستم کامل بخونم مثلا ریاضی و امار را تقریبا دو /سوم را خوندم و محاسبات را دو ماه آخر از کتاب راهیان ارشد خوندم در حد حفظ کردن چند تا نکته( 1 سوال هم جواب دادم تو کنکور) گسسته را کتاب پوران را کامل خونده بودم و با دروس مشترک همزمان پیش برده بودم ولی 1 سوال بیشتر نشد جواب بدم و سر کنکوراصلا راضی نبودم <br />
تخصصی‌ها را از قبل  بیشتر تسلط داشتم و تقریبا 4/1از وقتم را براش گذاشتم <br />
5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
نظریه که همه سوالاش را جواب دادم و مدیون کتاب لینزم <br />
منطقی را هم همه سوالا را جواب دادم و تسلطم خوب بود <br />
سیستم عامل هم خوب بودم ولی امسال سوالاش خیلی بد بود و نتونستم خوب جواب بدم<br />
ریاضی مهندسی را هم بخشی که خونده بودم خوب بودم<br />
 پایگاه داده چون کتاب رانکوهی را قبلا خونده بودم خیلی خوب بود استادم هم خوب بود<br />
معماری هم خوب بود <br />
０-	در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
من در ابتدا یک برنامه ریزی برای درس خواندم کردم ولی در طول مدتی که درس میخوندم هر روز وقت کم می آوردم منم برای جبرانش از تایم  درسهای ریاضی و تخصصی میزدم ولی در کل میتونم بگم یک برنامه ریزی که در یک روز چند تا درس مختلف باشه حتی اگه مثل من دقیق به آن عمل نکنیم خوبه <br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
خیلی زیاد و همین باعث شد که درسهای ریاضی و طراحی پیاده سازی از تخصصی‌ها را کامل نتونم بخونم در ابتدا برنامه‌ام را طوری مشخص کرده بودم که در 3 هفته  آخر درسی برای خوندن نداشته باشم <br />
و وقتی از برنامه‌ام عقب می افتادم مدام برنامه‌ام را به جلو شیفت می دادم و این شد که در اخر فقط یک هفته آخر را (که اصلا کار عاقلانه ای نیست برای درس جدید خوندن )فقط درس نخوندم و مرور کردم همینطور که در بالا گفتم من در طول این مدت مدام مرور داشتم و به نظرم وقتی زمان کم میاری مرور و تثبیت مطالبی که قبلا خوندی بهتره تا مطلب جدید و برای این که بعضی کتاب هام کامل نشده بود استرس نداشتم چون قرارم نبود همه سوالا را جواب بدم<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
نمیدونم ولی من که تنها درس خوندم البته دوستمم میخوند ولی با هم نه و برنامه جدا داشتیم و  هر دفعه ای اگه مشکلی بود رفع میکردیم من در خانه درس میخوندم و یکی از علت های اصلی وقت کم آوردن من هم همین بود من با کتابخونه مشکل دارم نمیتونم تمرکز بگیرم ولیاگه بتونید کتابخونه درس بخونید فکر کنم  کتابخونه بهتر باشه<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
بله اول میرفتم سراغ خدا و دعا خوندن این به من خیلی کمک میکرد تا دوباره آرامش بگیرم البته همیشه به یاد خدا بودم و لی این موقعه‌ها ‌ی طوری ویژه  و ازش کمک میخواستم برای آرامشم و بعد برنامه‌ام را عوض میکردم <br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
در هیچ کلاسی و کنکور آزمایشی  شرکت نکردم البته تو بهمن یک سری کنکورای امسال پارسه را از دوستم گرفتم و از خودم امتحان گرفتم و همین امیدم را بیشتر کرد چون از درصدام راضی بودم  و حتی از کنکورمم هم بهتر بود ولی بعضی از آزمونهاش غیر استاندارد بود و به بچه‌ها توصیه میکنم در این مواقع اصلا به خودشون استرس وارد نکنند<br />
 من سال اول چون هیچ آزمون و کلاسی  شرکت نکرده بودم‌ی کم نگران بودم ولی نتیجه‌ی سال اولم باعث شد سال دوم اصلا این نگرانی را نداشته باشم چون خیلی‌ها هستن حداقل کنکور آزمایشی را میرفتن ولی نتیجه کمتری گرفته بودن و شرکت کردن و نکردن در این آزمونها و کلاسها هیچ دلیلی برای قبول نشدن و قبول شدن نمیشه مهم خودتونین که درست درس بخونین  <br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
من‌ی مشکل بزرگ که داشتم خلاصه نویسی نمیکردم یعنی بلد نبودم ولی حتما به دوستان توصیه میکنم خلاصه نویسی کنن و برای دوره هاشون از این خلاصه‌ها استفاده کنند چون من خودم برای دوره مجبور بودم کتاب‌ها را بخونم و سخت بود در کل در مراحل مختلف دوره زیاد داشتم<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
روزه اول یک سری درس‌ها سخت بود من خودم به خاطر استرسم که داشتم چون سال دومم بود و میخواستم از پارسال نتیجه بهتر بگیرم سوالای ساختمان داده را هیچ کدامش را نتوستم حل کنم ولی 5 دقیقه ای به سوالا نگاه نکردم و بعد خدا کمک کرد و اعتماد به نفسم را به دست آوردم اول بقی سوالا را حل کردم بعد دوباره برگشتم سر سوالای ساختمان داده که 3 تاش راحل کردم و 2 تاش درست بود پس اگه لحظه‌ی اول نتونستید اولین  سوالا را جواب بدید مثل امسال که ساختمان به نظر من سخت بود خودتون را نبازید و با ذکر" الا باذکرالله تطمئن القلوب  " سعی کنید به آرامش برسید وقتی به خونه برگشتید اصلا به امتحانتون فکر نکنید و بدونید که روز دومم خیلی مهمه این تجربه از سال قبل داشتم که درصد روز دوم کمکم کرد<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
سوال قبلی جوابش را دادم در کل وقت نزارید رو این سوالا و در آخر اگه وقت زیاد آوردید برگردین سرشون و این را بدونید که تقریبا 50 درصد کافیه و لازم نیست همه را حل کنید شاید درسهای دیگه سوالای اصولی تری داشته باشن و با استرس این سوالا اونها را هم خراب کنید<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان 10-ریاضی 56/24 –مشترک 15/48 –نرم افزار 50 –معماری سفید – هوش 77/8 <br />
رتبه نرم 35 –الگوریتم و محاسبات 30 – هوش و معماری 202<br />
دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم .<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
من سال اول کتاب‌ها را نمیدونستم چی بخونم و این باعث شد که یک سال عقب بیافتم ولی پارسال از تو این سایت لیست کتابام را پیدا کردم و از آقای تنهایی و دوستان به خاطر زحماتشون متشکرم و همینطور از بچه‌ها میخوام اگه مثل من اطرافشون کسایی هستن که هر دفعه ابی انرژی منفی میفرستن اصلا بهشون اهمیت ندن و همیشه با یاد خدا به ارامش برسند  و خودشون را خسته نکنن من خودم هیچ وقت حاضر نشدم از خوابم کم کنم برای درس خوندن چون اینطوری سرم درد میگرفت و از درس خوندن هم خسته میشدم به خودتون فشار نیارید‌ی جسم و روحی که خسته باشه کمتر میتونه موفق باشه و آخراشم کم میاره و از درس خوندن زده میشه<br />
انشالله همتون موفق باشین و مثل من این سایت براتون‌ی خاطره قشنگ بشه<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-1175/2010-09-07 11-07-03 ق.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			2010-09-07 11-07-03 ق.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">90.43 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1-دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟<br />
در دانشگاه پیام نور بودم خیلی از درسها را استاد خوب نداشتیم تایم کلاسها هم کم بود ولی در کل معدلم متوسط بود82/15 که برای دانشگاه پیام نور برا این رشته میشه گفت خوب.<br />
2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
من امسال برای سال دوم بود که امتحان میدادم پارسال( کنکور 89) از مهر شروع کردم و کتاب منبع نخوندم فقط کتاب های تست بود که نتیجش هم‌ی رتبه تقریبا 500 بود (دقیقش را یادم نیست)که دانشگاه پیام نور تهران قبول شدم و نرفتم امسال هم باز از مهر شروع کردم ولی امسال یکسری کتاب منبع که از مصاحبه های پارسال مانشت لیستشون را فهمیدم به کتابام اضافه کردم و اول هم با درسهای مشترک شروع کردم<br />
3-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
ساختمان داده clrs انتشارات خوارزمی و تست پوران پژوهش<br />
نظریه لینز و تست پوران پژوهش<br />
منطقی تست پوران پژوهش (کتاب منبع نخوندم همین کتاب کافیه چون من همه‌ی سوالای این درس را هم تو کنکور جواب دادم)<br />
معماری موریس مانو و تست پوران پژوهش<br />
سیتم عامل استالینگ و تست مقسمی <br />
ریاضی مهندسی کتاب پارسه <br />
آمار کتاب پارسه(البته من تو کنکور های پارسه شرکت نکردم و فقط همین 2 درس کتابش را از دوستام گرفته بودم )<br />
محاسبات راهیان ارشد(یک سری نکته گفته که برا زدن یک تست کافیه خوندنشم وقت زیاد نمیگیره)<br />
گسسته تست پوران پژوهش<br />
الگوریتم کتاب clrs  و تست مقسمی<br />
کامپایلر تست پوران پژوهش<br />
طراحی پیاده سازی کتاب پرات<br />
پایگاه داده تست مقسمی (البته من سال قبل کتاب رانکوهی هم خونده بودم و یادم بود امسال نخوندم اگه وقت دارین بخونین چون درس سختی نیست )<br />
4-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
زبان‌ی 10تا درس از 504 را خوندم ولی بعد تصمیم گرفتم زبان نزنم و نخوندمش ولی اشتباه  کردم و خوندن 1 ساعته زبان در هر روز خیلی خوبه حتما تو برنامتون بزارید<br />
مشترکا را تقریبا نصفی از وقتم را گذاشته بودم ولی در کل تقسیم بندی کتاب‌ها به 4 قسمت که خیلی از موسسه‌ها اینکار را کردن البته من برا خودم سخت بود به روش پارسه درس بخونم چون باید کتابها به ترتیب پیش نیاز خونده می شد و کنار گذاشته میشد من خودم برنامه ریزی کردم و چون میخواستم کتابهای مشترک را باهم از اول پیش ببرم کتاب‌ها را به 4 قسمت تقسیم کردم و در پایان قسمت اول‌ی دوره 1 هفته ای داشتم برا 25 درصد اول بعد دوباره پایان 25 درصد دوم اول قسمت اول را (یعنی 25 درصد اول )تو یک هفته مرور کردم بعد 25 درصد دوم تا اخر <br />
دروس ریاضی به خاطر کمبود وقت (چون من وقت مفید درس خوندنم کم بود )را مثل مشترکها نتونستم کامل بخونم مثلا ریاضی و امار را تقریبا دو /سوم را خوندم و محاسبات را دو ماه آخر از کتاب راهیان ارشد خوندم در حد حفظ کردن چند تا نکته( 1 سوال هم جواب دادم تو کنکور) گسسته را کتاب پوران را کامل خونده بودم و با دروس مشترک همزمان پیش برده بودم ولی 1 سوال بیشتر نشد جواب بدم و سر کنکوراصلا راضی نبودم <br />
تخصصی‌ها را از قبل  بیشتر تسلط داشتم و تقریبا 4/1از وقتم را براش گذاشتم <br />
5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
نظریه که همه سوالاش را جواب دادم و مدیون کتاب لینزم <br />
منطقی را هم همه سوالا را جواب دادم و تسلطم خوب بود <br />
سیستم عامل هم خوب بودم ولی امسال سوالاش خیلی بد بود و نتونستم خوب جواب بدم<br />
ریاضی مهندسی را هم بخشی که خونده بودم خوب بودم<br />
 پایگاه داده چون کتاب رانکوهی را قبلا خونده بودم خیلی خوب بود استادم هم خوب بود<br />
معماری هم خوب بود <br />
０-	در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
من در ابتدا یک برنامه ریزی برای درس خواندم کردم ولی در طول مدتی که درس میخوندم هر روز وقت کم می آوردم منم برای جبرانش از تایم  درسهای ریاضی و تخصصی میزدم ولی در کل میتونم بگم یک برنامه ریزی که در یک روز چند تا درس مختلف باشه حتی اگه مثل من دقیق به آن عمل نکنیم خوبه <br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
خیلی زیاد و همین باعث شد که درسهای ریاضی و طراحی پیاده سازی از تخصصی‌ها را کامل نتونم بخونم در ابتدا برنامه‌ام را طوری مشخص کرده بودم که در 3 هفته  آخر درسی برای خوندن نداشته باشم <br />
و وقتی از برنامه‌ام عقب می افتادم مدام برنامه‌ام را به جلو شیفت می دادم و این شد که در اخر فقط یک هفته آخر را (که اصلا کار عاقلانه ای نیست برای درس جدید خوندن )فقط درس نخوندم و مرور کردم همینطور که در بالا گفتم من در طول این مدت مدام مرور داشتم و به نظرم وقتی زمان کم میاری مرور و تثبیت مطالبی که قبلا خوندی بهتره تا مطلب جدید و برای این که بعضی کتاب هام کامل نشده بود استرس نداشتم چون قرارم نبود همه سوالا را جواب بدم<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
نمیدونم ولی من که تنها درس خوندم البته دوستمم میخوند ولی با هم نه و برنامه جدا داشتیم و  هر دفعه ای اگه مشکلی بود رفع میکردیم من در خانه درس میخوندم و یکی از علت های اصلی وقت کم آوردن من هم همین بود من با کتابخونه مشکل دارم نمیتونم تمرکز بگیرم ولیاگه بتونید کتابخونه درس بخونید فکر کنم  کتابخونه بهتر باشه<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
بله اول میرفتم سراغ خدا و دعا خوندن این به من خیلی کمک میکرد تا دوباره آرامش بگیرم البته همیشه به یاد خدا بودم و لی این موقعه‌ها ‌ی طوری ویژه  و ازش کمک میخواستم برای آرامشم و بعد برنامه‌ام را عوض میکردم <br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
در هیچ کلاسی و کنکور آزمایشی  شرکت نکردم البته تو بهمن یک سری کنکورای امسال پارسه را از دوستم گرفتم و از خودم امتحان گرفتم و همین امیدم را بیشتر کرد چون از درصدام راضی بودم  و حتی از کنکورمم هم بهتر بود ولی بعضی از آزمونهاش غیر استاندارد بود و به بچه‌ها توصیه میکنم در این مواقع اصلا به خودشون استرس وارد نکنند<br />
 من سال اول چون هیچ آزمون و کلاسی  شرکت نکرده بودم‌ی کم نگران بودم ولی نتیجه‌ی سال اولم باعث شد سال دوم اصلا این نگرانی را نداشته باشم چون خیلی‌ها هستن حداقل کنکور آزمایشی را میرفتن ولی نتیجه کمتری گرفته بودن و شرکت کردن و نکردن در این آزمونها و کلاسها هیچ دلیلی برای قبول نشدن و قبول شدن نمیشه مهم خودتونین که درست درس بخونین  <br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
من‌ی مشکل بزرگ که داشتم خلاصه نویسی نمیکردم یعنی بلد نبودم ولی حتما به دوستان توصیه میکنم خلاصه نویسی کنن و برای دوره هاشون از این خلاصه‌ها استفاده کنند چون من خودم برای دوره مجبور بودم کتاب‌ها را بخونم و سخت بود در کل در مراحل مختلف دوره زیاد داشتم<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
روزه اول یک سری درس‌ها سخت بود من خودم به خاطر استرسم که داشتم چون سال دومم بود و میخواستم از پارسال نتیجه بهتر بگیرم سوالای ساختمان داده را هیچ کدامش را نتوستم حل کنم ولی 5 دقیقه ای به سوالا نگاه نکردم و بعد خدا کمک کرد و اعتماد به نفسم را به دست آوردم اول بقی سوالا را حل کردم بعد دوباره برگشتم سر سوالای ساختمان داده که 3 تاش راحل کردم و 2 تاش درست بود پس اگه لحظه‌ی اول نتونستید اولین  سوالا را جواب بدید مثل امسال که ساختمان به نظر من سخت بود خودتون را نبازید و با ذکر" الا باذکرالله تطمئن القلوب  " سعی کنید به آرامش برسید وقتی به خونه برگشتید اصلا به امتحانتون فکر نکنید و بدونید که روز دومم خیلی مهمه این تجربه از سال قبل داشتم که درصد روز دوم کمکم کرد<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
سوال قبلی جوابش را دادم در کل وقت نزارید رو این سوالا و در آخر اگه وقت زیاد آوردید برگردین سرشون و این را بدونید که تقریبا 50 درصد کافیه و لازم نیست همه را حل کنید شاید درسهای دیگه سوالای اصولی تری داشته باشن و با استرس این سوالا اونها را هم خراب کنید<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان 10-ریاضی 56/24 –مشترک 15/48 –نرم افزار 50 –معماری سفید – هوش 77/8 <br />
رتبه نرم 35 –الگوریتم و محاسبات 30 – هوش و معماری 202<br />
دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم .<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
من سال اول کتاب‌ها را نمیدونستم چی بخونم و این باعث شد که یک سال عقب بیافتم ولی پارسال از تو این سایت لیست کتابام را پیدا کردم و از آقای تنهایی و دوستان به خاطر زحماتشون متشکرم و همینطور از بچه‌ها میخوام اگه مثل من اطرافشون کسایی هستن که هر دفعه ابی انرژی منفی میفرستن اصلا بهشون اهمیت ندن و همیشه با یاد خدا به ارامش برسند  و خودشون را خسته نکنن من خودم هیچ وقت حاضر نشدم از خوابم کم کنم برای درس خوندن چون اینطوری سرم درد میگرفت و از درس خوندن هم خسته میشدم به خودتون فشار نیارید‌ی جسم و روحی که خسته باشه کمتر میتونه موفق باشه و آخراشم کم میاره و از درس خوندن زده میشه<br />
انشالله همتون موفق باشین و مثل من این سایت براتون‌ی خاطره قشنگ بشه<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-1175/2010-09-07 11-07-03 ق.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			2010-09-07 11-07-03 ق.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">90.43 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۱۰۲ آی تی کنکور ارشد ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3185.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Sep 2011 15:43:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3185.html</guid>
			<description><![CDATA[<blockquote><cite>SarahArshad نوشته شده توسط: </cite><span style="font-weight: bold;">با سلام خدمت شما دوست بزرگوار وتبریک به مناسبت قبولی شما .از شما  برای انجام مصاحبه با مانشت دعوت به عمل می آید .امید است با پذیرفتن این دعوت دوستان مانشتی خود را در تجربیات مفیدی که دارید سهیم نمایید. سوالات زیر را در صورت تمایل پاسخ داده تا در اسرع وقت در سایت برای استفاده دوستان قرار داده شود .با تشکر ویژه از همکاری شما.</span><br />
سلام. خیلی ممنون<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
دانشگاه کردستان و با معدل ۱۵/۱۹<br />
دانشگاه تقریبا خوبی بود و دروسی که با کامپیوتر مشترکه اساتید خوبی داشت ولی برای دروس مدیریت تخصصی IT  استاد خوبی نداشت که تقریبا کل کشور همین وضع رو دارن چون رشته جدیدیه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
سال آخر دانشگاه که اصلا قصد خوندن برای ارشد رو نداشتم ولی خب کم کم از خرداد به دلایل خاصی علاقمند شدم و همراه با انجام پروژه پایانی در اینترنت به دنبال منابع بودم تا اینکه در اواسط تابستان در پارسه ثبت نام کردم و با مانشت هم آشنا شدم. مصاحبه‌های افراد موفق کنکور سال‌های قبل رو که می‌خوندم فهمیدم باید حداقل چند درس رو در تابستان بخونم. گسسته پوران و ساختمان داده پارسه و طراحی‌الگوریتم پارسه رو تا قبل از اولین ازمون پارسه که اواخر مهرماه بود فکر کنم، خوندم. این سه کتاب‌ هم خیلی به من برای درس خوندن روحیه دادن چون خیلی کتاب های خوبی هستند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
زبان‌: کلا بی‌خیالش بودم چون انگلیسیم خیلی ضعیف بود و هیچی نخوندم.<br />
<br />
ساختمان گسسته‌: من فقط پوران پژوهش رو خوندم. کتاب خیلی خوبیه. تنها مشکلش اینه که سوالات کنکور سالهای اخیر رو گزینه‌ای جواب داده نه تشریحی<br />
<br />
ساختمان داده‌: کتاب طورانی پارسه کامل خوندم که خیلی کتاب خوبیه برخی مطالب هم رو از پوران پژوهش خوندم. پوران خیلی کامل ولی پارسه مطالب رو خیلی خوب و راحت توضیح داده<br />
<br />
طراحی الگوریتم‌: پارسه رو خودم که کامل نیست ولی کلیه‌ی سوالات کنکور رو با جواب‌های واقعا تشریحی در آخر کتاب اورده + برخی مطالب پوران پژوهش که کتاب کاملیه<br />
مهندسی نرم‌افزار‌: من چند فصل اول رو پرسمن ترجمه هاشمی‌طبا و پارسه خوندم و برای بقیه فصول پوران خوندم. کتاب پوران کامل نیست ولی مطالبی که گفته خیلی خلاصه و عالی توضیح داده. فکر کنم اگر پرسمن رو بخونید خیلی بهتر<br />
دکتر ناظمی(پارسه)هم امسال کتاب جدید نوشته به احتمال زیاد کتاب خوبیه<br />
<br />
شبکه‌های کامپیوتری‌: جزوه پارسه دکتر حقیقت رو خوندم + بعضی مطالب پوران.<br />
امسال دکتر حقیقت کتاب جدیدش چاپ شده. به نظرم از هر کتابی بهتر.<br />
<br />
پایگاه داده‌: مقسمی رو خوندم. بجز برای کنکور امسال که سوالاتش خیلی سخت بود و نیاز به خوندن منبع اصلی داشت، تقریبا کتاب کاملیه<br />
<br />
هوش مصنوعی: من پوران خوندم که کپی راسله. من کتاب خوبی برای هوش ندیدم. همون راسل از همه بهتر<br />
<br />
سیستم عامل‌: کتاب دکتر حقیقت پارسه عالیه. بهترین کتاب ممکن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
معماری کامپیوتر: من پوران خوندم ولی به نظرم کامل نیست مخصوصا برای کنکور امسال که بس ناجوانمردانه سخت بود<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" />کتاب خوبی برای معماری ندیدم<br />
<br />
کتاب مرجع هم که به جز چند فصل اول پرسمن هیچی نخوندم. به نظر من کتاب مرجع باید در طول کارشناسی خوده بشه و برای کنکور وقت کمه و من که نمیتونستم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
من کلا همیشه درس‌ها رو با سرعت خیلی کم و دقت زیاد می‌خونم و تا مطلبی رو خوب نگیرم ولکنش نیستم و به سراغ مبحث بعدی نمیرم<br />
همیشه در دوران تحصیل هر درسیو یک بار میخوندم و به همین دلیل کنکور کارشناسیو خراب کردم. کنکور خیلی فرق داره چون تعداد و حجم دروس زیاد و باید اینقدر مطالب تکرار بشه که ملکه ذهن بشه به همین دلیل هر بار که درس می خوندم  مطالبی که دفعه قبل خونده بودمم رو زود مرور می کردم مثلا اگر 1.5 ساعت برای یک درس وقت میگذاشتم 20 دقیقه مرور بود  و بقیه مطالب جدید می خوندم و این خیلی به من کمک کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
گسسته و ساختان داده و پایگاه چون درس هایی بود که بهشون علاقه داشتم و سیستم‌عامل به دلیل کتاب خیلی خوب دکتر حقیقت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
برنامه کلی رو طبق برنامه پارسه بود و برنامه روزانه هم من در هر روز 4 تا 6 درس میخوندم و روز رو بین آن‌ها تقسیم می‌کردم<br />
بعد از هر آزمون مطالبی رو که باید برای آزمون بعد می خوندم در زمانی که تا آزمون داشتم با توجه به حجم آنها تقسیم می کردم مثلا معمولا چون سیستم عامل باید صفحات بیشتری میخوندم، زمان بیشتری برایش میگذاشتم<br />
همون روزی که آزمون داشتم بعد از آزمون برنامه دقیق تا آزمون بعدی طبق مطالبی که گفتم رو می‌نوشتم و تقریبا همه رو اجرا می‌کردم. پایبند بودن به برنامه‌ریزی مسئله‌ی خیلی مهمه<br />
تقریبا ماشینی درس می خوندم یعنی در برنامه ریزی تعیین کرده بودم هر روز چند صفحه از هر درس بخونم البته با توجه به شناختی که از خودم داشتم(خیلی کندخوان هستم)<br />
درس هایی رو که دوست داشتم مثله ساختمان داده و گسسته، اول صبح با اونا شروع میکردم که روحیمو بالا ببره<br />
شب‌ها هم معمولا میومدم به مانشت سر میزدم و سوالاتی که در طول روز برایم پیش میومد چه درسی و چه مشاوره‌ای در برگه مینوشتم و شب در مانشت مطرح میکردم. مانشتی‌های عزیز هم معمولا جواب میدادن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br />
<br />
<br />
برنامه پارسه: <br />
آزمون اول‌: ۲۵ درصد اول<br />
آزمون دوم‌: ۲۵ درصد دوم<br />
آزمون سوم‌: ۵۰ درصد اول<br />
آزمون چهارم‌: ۲۵ درصد سوم<br />
آزمون پنجم‌: ۲۵ درصد چهارم<br />
آزمون ششم‌: ۵۰ درصد دوم<br />
آزمون هفتم‌: ۱۰۰ درصد آزمون جامع اول<br />
آزمون هشتم‌: ۱۰۰ درصد آزمون جامع دوم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟ </span><br />
من چون کندخوان هستم خیلی برایم پیش میومد مثلا چند باری هوش و سیستم عامل از برنامه پارسه عقب افتادم ولی با تلاش بیشتر دوباره خودمو به برنامه میرسوندم هر چند فصل‌های اخر هوش رو نرسیدم بخونم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
من چند نفره نمیتونم درس بخونم وبا تک نفره موافق هستم. در خانه درس میخوندم و خانوداه هم خیلی به من کمک کردن و شرایط رو مهیا کرده بودن و الا درس خوندن سخت میشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
</span><br />
در نزدیکی های کنکور این احساس های به درد نخور هم سراغ من اومدند. با فکر کردن به هدفم‌، فکر به موفقیت در کنکور‌، مانشت<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  و  ... معمولا این مشکل رفع می‌شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
کلاس که نرفتم ولی به نظرم برای اینکه در جو کنکور باشیم و بمانیم شرکت در کنکورهای آزمایشی خیلی مفیده.<br />
من که بدون کنکور آزمایشی اصلا نمی تونستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
راستش من اصلا نکته برداری نکرده بودم و در دوران جمعبندی فقط مطالب رو با سرعت بیشتر می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span> <br />
کنکور IT که یک روزه ولی چون تعداد سوالات تغییر کرده بود و معماری و پایگاه هم خیلی سخت شده بودن و شیوه سوالات با سال های پیش خیلی تغییر کرده بود سرجلسه خیلی کارایی پایینی داشتم و با کسی که اصلا معماری نخونده بود هیچ فرقی نداشتم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل معماری و پایگاه) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
به این فکر کنیم که برای همه مشکله و زود بریم سوال بعدی<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان‌: سفید<br />
مشترک‌: ۵۱/۱۹<br />
مدیریت: سفید<br />
پایگاه‌ داده: ۳۳/۳۳<br />
هوش مصنوعی: ۴۴/۴۴<br />
سیستم عامل: ۶۰<br />
معماری: سفید<br />
<br />
رتبه: <br />
۱۰۲ گرایش شبکه‌های کامپیوتری<br />
۱۴۵ گرایش تجارت الکترونیک<br />
<br />
شبکه دانشگاه اصفهان قبول شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
منابع خوبی انتخاب کنید. همیشه روحیه خوب داشته باشید و برنامه ریزیتون پایبند باشید<br />
خیلی تلاش کردم که همه چیزو کامل توضیح بدم. امیدوارم به دوستان کمکی کرده باشم<br />
با تشکر .</blockquote>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><cite>SarahArshad نوشته شده توسط: </cite><span style="font-weight: bold;">با سلام خدمت شما دوست بزرگوار وتبریک به مناسبت قبولی شما .از شما  برای انجام مصاحبه با مانشت دعوت به عمل می آید .امید است با پذیرفتن این دعوت دوستان مانشتی خود را در تجربیات مفیدی که دارید سهیم نمایید. سوالات زیر را در صورت تمایل پاسخ داده تا در اسرع وقت در سایت برای استفاده دوستان قرار داده شود .با تشکر ویژه از همکاری شما.</span><br />
سلام. خیلی ممنون<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
دانشگاه کردستان و با معدل ۱۵/۱۹<br />
دانشگاه تقریبا خوبی بود و دروسی که با کامپیوتر مشترکه اساتید خوبی داشت ولی برای دروس مدیریت تخصصی IT  استاد خوبی نداشت که تقریبا کل کشور همین وضع رو دارن چون رشته جدیدیه <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
سال آخر دانشگاه که اصلا قصد خوندن برای ارشد رو نداشتم ولی خب کم کم از خرداد به دلایل خاصی علاقمند شدم و همراه با انجام پروژه پایانی در اینترنت به دنبال منابع بودم تا اینکه در اواسط تابستان در پارسه ثبت نام کردم و با مانشت هم آشنا شدم. مصاحبه‌های افراد موفق کنکور سال‌های قبل رو که می‌خوندم فهمیدم باید حداقل چند درس رو در تابستان بخونم. گسسته پوران و ساختمان داده پارسه و طراحی‌الگوریتم پارسه رو تا قبل از اولین ازمون پارسه که اواخر مهرماه بود فکر کنم، خوندم. این سه کتاب‌ هم خیلی به من برای درس خوندن روحیه دادن چون خیلی کتاب های خوبی هستند <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
زبان‌: کلا بی‌خیالش بودم چون انگلیسیم خیلی ضعیف بود و هیچی نخوندم.<br />
<br />
ساختمان گسسته‌: من فقط پوران پژوهش رو خوندم. کتاب خیلی خوبیه. تنها مشکلش اینه که سوالات کنکور سالهای اخیر رو گزینه‌ای جواب داده نه تشریحی<br />
<br />
ساختمان داده‌: کتاب طورانی پارسه کامل خوندم که خیلی کتاب خوبیه برخی مطالب هم رو از پوران پژوهش خوندم. پوران خیلی کامل ولی پارسه مطالب رو خیلی خوب و راحت توضیح داده<br />
<br />
طراحی الگوریتم‌: پارسه رو خودم که کامل نیست ولی کلیه‌ی سوالات کنکور رو با جواب‌های واقعا تشریحی در آخر کتاب اورده + برخی مطالب پوران پژوهش که کتاب کاملیه<br />
مهندسی نرم‌افزار‌: من چند فصل اول رو پرسمن ترجمه هاشمی‌طبا و پارسه خوندم و برای بقیه فصول پوران خوندم. کتاب پوران کامل نیست ولی مطالبی که گفته خیلی خلاصه و عالی توضیح داده. فکر کنم اگر پرسمن رو بخونید خیلی بهتر<br />
دکتر ناظمی(پارسه)هم امسال کتاب جدید نوشته به احتمال زیاد کتاب خوبیه<br />
<br />
شبکه‌های کامپیوتری‌: جزوه پارسه دکتر حقیقت رو خوندم + بعضی مطالب پوران.<br />
امسال دکتر حقیقت کتاب جدیدش چاپ شده. به نظرم از هر کتابی بهتر.<br />
<br />
پایگاه داده‌: مقسمی رو خوندم. بجز برای کنکور امسال که سوالاتش خیلی سخت بود و نیاز به خوندن منبع اصلی داشت، تقریبا کتاب کاملیه<br />
<br />
هوش مصنوعی: من پوران خوندم که کپی راسله. من کتاب خوبی برای هوش ندیدم. همون راسل از همه بهتر<br />
<br />
سیستم عامل‌: کتاب دکتر حقیقت پارسه عالیه. بهترین کتاب ممکن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
معماری کامپیوتر: من پوران خوندم ولی به نظرم کامل نیست مخصوصا برای کنکور امسال که بس ناجوانمردانه سخت بود<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/angry.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Angry" title="Angry" />کتاب خوبی برای معماری ندیدم<br />
<br />
کتاب مرجع هم که به جز چند فصل اول پرسمن هیچی نخوندم. به نظر من کتاب مرجع باید در طول کارشناسی خوده بشه و برای کنکور وقت کمه و من که نمیتونستم بخونم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
من کلا همیشه درس‌ها رو با سرعت خیلی کم و دقت زیاد می‌خونم و تا مطلبی رو خوب نگیرم ولکنش نیستم و به سراغ مبحث بعدی نمیرم<br />
همیشه در دوران تحصیل هر درسیو یک بار میخوندم و به همین دلیل کنکور کارشناسیو خراب کردم. کنکور خیلی فرق داره چون تعداد و حجم دروس زیاد و باید اینقدر مطالب تکرار بشه که ملکه ذهن بشه به همین دلیل هر بار که درس می خوندم  مطالبی که دفعه قبل خونده بودمم رو زود مرور می کردم مثلا اگر 1.5 ساعت برای یک درس وقت میگذاشتم 20 دقیقه مرور بود  و بقیه مطالب جدید می خوندم و این خیلی به من کمک کرد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
گسسته و ساختان داده و پایگاه چون درس هایی بود که بهشون علاقه داشتم و سیستم‌عامل به دلیل کتاب خیلی خوب دکتر حقیقت<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
برنامه کلی رو طبق برنامه پارسه بود و برنامه روزانه هم من در هر روز 4 تا 6 درس میخوندم و روز رو بین آن‌ها تقسیم می‌کردم<br />
بعد از هر آزمون مطالبی رو که باید برای آزمون بعد می خوندم در زمانی که تا آزمون داشتم با توجه به حجم آنها تقسیم می کردم مثلا معمولا چون سیستم عامل باید صفحات بیشتری میخوندم، زمان بیشتری برایش میگذاشتم<br />
همون روزی که آزمون داشتم بعد از آزمون برنامه دقیق تا آزمون بعدی طبق مطالبی که گفتم رو می‌نوشتم و تقریبا همه رو اجرا می‌کردم. پایبند بودن به برنامه‌ریزی مسئله‌ی خیلی مهمه<br />
تقریبا ماشینی درس می خوندم یعنی در برنامه ریزی تعیین کرده بودم هر روز چند صفحه از هر درس بخونم البته با توجه به شناختی که از خودم داشتم(خیلی کندخوان هستم)<br />
درس هایی رو که دوست داشتم مثله ساختمان داده و گسسته، اول صبح با اونا شروع میکردم که روحیمو بالا ببره<br />
شب‌ها هم معمولا میومدم به مانشت سر میزدم و سوالاتی که در طول روز برایم پیش میومد چه درسی و چه مشاوره‌ای در برگه مینوشتم و شب در مانشت مطرح میکردم. مانشتی‌های عزیز هم معمولا جواب میدادن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" /><br />
<br />
<br />
برنامه پارسه: <br />
آزمون اول‌: ۲۵ درصد اول<br />
آزمون دوم‌: ۲۵ درصد دوم<br />
آزمون سوم‌: ۵۰ درصد اول<br />
آزمون چهارم‌: ۲۵ درصد سوم<br />
آزمون پنجم‌: ۲۵ درصد چهارم<br />
آزمون ششم‌: ۵۰ درصد دوم<br />
آزمون هفتم‌: ۱۰۰ درصد آزمون جامع اول<br />
آزمون هشتم‌: ۱۰۰ درصد آزمون جامع دوم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟ </span><br />
من چون کندخوان هستم خیلی برایم پیش میومد مثلا چند باری هوش و سیستم عامل از برنامه پارسه عقب افتادم ولی با تلاش بیشتر دوباره خودمو به برنامه میرسوندم هر چند فصل‌های اخر هوش رو نرسیدم بخونم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
من چند نفره نمیتونم درس بخونم وبا تک نفره موافق هستم. در خانه درس میخوندم و خانوداه هم خیلی به من کمک کردن و شرایط رو مهیا کرده بودن و الا درس خوندن سخت میشد<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
</span><br />
در نزدیکی های کنکور این احساس های به درد نخور هم سراغ من اومدند. با فکر کردن به هدفم‌، فکر به موفقیت در کنکور‌، مانشت<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  و  ... معمولا این مشکل رفع می‌شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
کلاس که نرفتم ولی به نظرم برای اینکه در جو کنکور باشیم و بمانیم شرکت در کنکورهای آزمایشی خیلی مفیده.<br />
من که بدون کنکور آزمایشی اصلا نمی تونستم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
راستش من اصلا نکته برداری نکرده بودم و در دوران جمعبندی فقط مطالب رو با سرعت بیشتر می‌خوندم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span> <br />
کنکور IT که یک روزه ولی چون تعداد سوالات تغییر کرده بود و معماری و پایگاه هم خیلی سخت شده بودن و شیوه سوالات با سال های پیش خیلی تغییر کرده بود سرجلسه خیلی کارایی پایینی داشتم و با کسی که اصلا معماری نخونده بود هیچ فرقی نداشتم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل معماری و پایگاه) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
به این فکر کنیم که برای همه مشکله و زود بریم سوال بعدی<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان‌: سفید<br />
مشترک‌: ۵۱/۱۹<br />
مدیریت: سفید<br />
پایگاه‌ داده: ۳۳/۳۳<br />
هوش مصنوعی: ۴۴/۴۴<br />
سیستم عامل: ۶۰<br />
معماری: سفید<br />
<br />
رتبه: <br />
۱۰۲ گرایش شبکه‌های کامپیوتری<br />
۱۴۵ گرایش تجارت الکترونیک<br />
<br />
شبکه دانشگاه اصفهان قبول شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
منابع خوبی انتخاب کنید. همیشه روحیه خوب داشته باشید و برنامه ریزیتون پایبند باشید<br />
خیلی تلاش کردم که همه چیزو کامل توضیح بدم. امیدوارم به دوستان کمکی کرده باشم<br />
با تشکر .</blockquote>
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت]مصاحبه با رتبه 203 نرم افزار - کنکور ارشد سرارسری۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3169.html</link>
			<pubDate>Thu, 08 Sep 2011 18:29:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3169.html</guid>
			<description><![CDATA[بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
من دانشجوی پیام نور اوز (شهرستان لار) بودم و با معدل ۱۶/۵۸ فارغ التحصیل شدم البته در مورد اینکه چطور دانشجویی بودم باید از دوستانم در دانشگاه سوال کنید<br />
<br />
- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
<br />
شروع اولیه کار من زمانی بود که تصمیم گرفتم نتیجه بد کارشناسیم را جبران کنم و کتابهای مورد نیاز ارشد را جمع آوری کردم یعنی ترم دوم دانشگاهم ولی استارت خواندنم از ۲۰ تیر۸۹ بود و با توجه به اهمیت دروس مشترک در ارشد از این دروس شروع کردم.<br />
<br />
-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
<br />
/ ساختمان داده=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
نظریه زبان ها=کتاب پیتر لینز و یک جزوه از بچه های شهید بهشتی<br />
مدار منطقی=کتاب پوران پژوهش و موریس مانو (به عنوان مرجع)<br />
معماری کامپیوتر=کتاب پوران پژوهش و موریس مانو (به عنوان مرجع)<br />
سیستم عامل=کتاب پوران پژوهش و کتاب استالینگز(به صورت هم زمان با پوران چون این کتاب را در پیام نور خونده بودم)<br />
..........................................<br />
ریاضی مهندسی=منبع اصلی من یک جزوه از بچه های شهید بهشتی بود که واقعا عالی بود و در کنارش کتاب ریاض مهندسی مدرسان شریف آقای نامی(البته به عنوان مرجع و استفاده از تستهای ارشدش)<br />
آمار واحتمالات مهندسی=جزوه از بچه های شهید بهشتی و کتاب آقای نیکوکار که من نتونستم تو این درس موفق باشم<br />
ساختمان گسسته=کتاب پوران پژوهش آقای یوسفی<br />
محاسبات عددی=کتاب راهیان ارشد و پوران پژوهش که بدرد نمیخورد و یک جزوه از بچه های شهید بهشتی واز همه مهمتر کتابی که در پیام نور خونده بودم<br />
..........................................<br />
طراحی الگوریتم=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
طراحی و پیاده سازی زبان ها=کتاب طراحی و پیاده سازی جعفرنژاد قمی(چون این کتاب را در پیام نور خونده بودم و فقط در ترجمه با کتاب آقای کهنسالی تفاوت داشت یعنی آقای قمی و کهنسال هر دو یک کتاب را ترجمه کردن ولی ترجمه آقای کهنسالی بهتر از قمی هستش و خوندن دوباره مطالب وقت هدر دادن بود)<br />
کامپایلر=کتاب پیام نور و کتاب کامپایلر آهو(به عنوان مرجع)<br />
پایگاه داده=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
...........................................<br />
البته نقش این کتابها در قبولی من خیلی زیاد بود ولی این نکته را فراموش نکنید باز خود ما تعیین میکنیم که میخواهیم موفق باشیم یا نه!<br />
<br />
- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من دروس مشترک را خوب مسلط بودم و این مطلب راهم مدیون استادام و هم مطالعه خوبی که در تابستون داشتم بودم واگر همین وقت را برای بقیه دروس داشتم احتمالا نتیجه بهتری میگرفتم<br />
<br />
- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
<br />
نحوه‌ی مطالعه ومقدار زمانی که شما میخواهید برای خوندن بگذارید بستگی به خود شما داره ولی من در طی یک روز معمولا ساعت ۸/۳۰ شروع به خوندن میکردم و وقت نماز پایان کارم بود در بینا بین این مطالعه اگر احساس خستگی میکردم سعی میکردم مطلب را به یکجایی برسونم و سریعا کتاب را میبستم و دیگه فکرم را مشغول اون نمیکردم و سعی میکردم در حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه اون خستگی را رفع و دوباره شروع به خوندن میکردم البته در این بین اصلا کامپیوتر و تلویزیون نگاه نمیکردنم چون باعث پرت شدن حواس میشن در عصر هم من از ساعت ۱۵/۳۰ شروع وتا نماز مغرب میخوندم با توجه به اینکه من شبها اصلا نمیتونستم بخونم معمولا تفریحتاتم را در شب انجام میدادم.البته متوسط مطالعه من ۴-۶ ساعت مفید در روز میشد<br />
درباره برنامه کلی من به این صورت بود که هدفم اول مطالعه دقیق کل دروس بخصوص دروس مشترک و زدن ۱/۳ تستها در دور اول و سپس مرور کلیه دروس به همراه زدن ۲/۳ تستهای باقیمانده و در پایان زدن تستهای ۱۵ سال آخر ارشد و حل دقیق آنها.<br />
<br />
<br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بله این اتفاق زیاد برای بنده افتاد ولی تا آنجایی که میتونستم با اضافه کردن وقت سعی میکردم جبران کنم در صورتی هم که نمیتونستم برسم برنامه‌ی کلی خودم را در پیش میگرفتم و از حاشیه رفتن جلوگیری میکردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
<br />
خواندن چند نفر با هم به نظر من بهتر است ولی این به معنا نیست کهشما کتابهای مشترک داشته باشید بلکه منظور من این است که شما یک درس را با هم شروع کنید و در یک زمان مشخص با هم رفع اشکال کنید ولی خودتون را محدود و معتل تموم کردن دیگران نباید کرد وفقط در حد رفع اشکال خوب هستش من مدتی را در کتابخانه مطالعه میکردم و مدتی دیگر هم در خانه به نظرم مطالعه کردن در کتابخانه بیشتر مفید بود<br />
<br />
البته این اتفاقات میفاد ولی من سریع به هدم فکر میکردم و این امر باعث میشد که تلاشم را بیشتر کنم<br />
<br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
<br />
البته این اتفاقات میفاد ولی من سریع به هدم فکر میکردم و این امر باعث میشد که تلاشم را بیشتر کنم<br />
<br />
<br />
-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
من اصولا اعتقادی به کلاسهای کنکور ندارم چون این کلاس‌ها فقط مطالبی که خوندید را دوباره تکرار میکنند و شما باید یک وقت برای خود این کلاسها و یک وقتی هم برای مطالعه چیزهایی که در کلاسها گفته میشود صرف کنید و تازه در بعضی مواقع هم امید های کاذب به شما میدهند درباره کنکورهای آزمایشی هم باید بگم که اولا سعی کنید در کنکورهایی که سوالات آنها تالیفی هستش شرکت کنید و ثانیا شرکت در کنکورهای جامع به نظر من کافی هست.<br />
<br />
<br />
<br />
-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
<br />
<br />
این سوال را در بین سوال ۵ جواب دادم.<br />
<br />
<br />
<br />
- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
من در روز اول فکر میکردم که خراب کردم و این باعث شد که من روز دوم را خراب کنم و اون نتیجه ای که مد نظرم بود بدست نیاورم(هدفم رتبه زیر ۱۰۰ بود )<br />
<br />
-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
به سادگی از روی سوال بگزرید و وقت خود را در اون سوال هدر ندهید در پایان اگر وقتی بود دوباره به اون سوال برگردید و در صورت توان اون سوال را حل کنید<br />
<br />
-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان=سفید<br />
ریاضی=۱۰<br />
دروس مشترک=۵۲<br />
دروس تخصصی نرم=۲۱<br />
<br />
رتبه در نرم=۲۰۳<br />
معماری=۲۹۹<br />
هوش=۴۱۳<br />
الگوریتم=۲۱۸<br />
<br />
محل قبولی=دانشگاه اصفهان گرایش نرم افزار<br />
<br />
- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
زدن تستهای زبان و بی توجهی به نتیجه روز اول امتحان و تمرکز کردن برای روز دوم.<br />
<br />
امیدوارم در تمام زندگیتان موفق و پیروز باشید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
من دانشجوی پیام نور اوز (شهرستان لار) بودم و با معدل ۱۶/۵۸ فارغ التحصیل شدم البته در مورد اینکه چطور دانشجویی بودم باید از دوستانم در دانشگاه سوال کنید<br />
<br />
- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
<br />
شروع اولیه کار من زمانی بود که تصمیم گرفتم نتیجه بد کارشناسیم را جبران کنم و کتابهای مورد نیاز ارشد را جمع آوری کردم یعنی ترم دوم دانشگاهم ولی استارت خواندنم از ۲۰ تیر۸۹ بود و با توجه به اهمیت دروس مشترک در ارشد از این دروس شروع کردم.<br />
<br />
-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
<br />
/ ساختمان داده=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
نظریه زبان ها=کتاب پیتر لینز و یک جزوه از بچه های شهید بهشتی<br />
مدار منطقی=کتاب پوران پژوهش و موریس مانو (به عنوان مرجع)<br />
معماری کامپیوتر=کتاب پوران پژوهش و موریس مانو (به عنوان مرجع)<br />
سیستم عامل=کتاب پوران پژوهش و کتاب استالینگز(به صورت هم زمان با پوران چون این کتاب را در پیام نور خونده بودم)<br />
..........................................<br />
ریاضی مهندسی=منبع اصلی من یک جزوه از بچه های شهید بهشتی بود که واقعا عالی بود و در کنارش کتاب ریاض مهندسی مدرسان شریف آقای نامی(البته به عنوان مرجع و استفاده از تستهای ارشدش)<br />
آمار واحتمالات مهندسی=جزوه از بچه های شهید بهشتی و کتاب آقای نیکوکار که من نتونستم تو این درس موفق باشم<br />
ساختمان گسسته=کتاب پوران پژوهش آقای یوسفی<br />
محاسبات عددی=کتاب راهیان ارشد و پوران پژوهش که بدرد نمیخورد و یک جزوه از بچه های شهید بهشتی واز همه مهمتر کتابی که در پیام نور خونده بودم<br />
..........................................<br />
طراحی الگوریتم=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
طراحی و پیاده سازی زبان ها=کتاب طراحی و پیاده سازی جعفرنژاد قمی(چون این کتاب را در پیام نور خونده بودم و فقط در ترجمه با کتاب آقای کهنسالی تفاوت داشت یعنی آقای قمی و کهنسال هر دو یک کتاب را ترجمه کردن ولی ترجمه آقای کهنسالی بهتر از قمی هستش و خوندن دوباره مطالب وقت هدر دادن بود)<br />
کامپایلر=کتاب پیام نور و کتاب کامپایلر آهو(به عنوان مرجع)<br />
پایگاه داده=کتاب گسترش علوم پایه آقای مقسمی<br />
...........................................<br />
البته نقش این کتابها در قبولی من خیلی زیاد بود ولی این نکته را فراموش نکنید باز خود ما تعیین میکنیم که میخواهیم موفق باشیم یا نه!<br />
<br />
- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من دروس مشترک را خوب مسلط بودم و این مطلب راهم مدیون استادام و هم مطالعه خوبی که در تابستون داشتم بودم واگر همین وقت را برای بقیه دروس داشتم احتمالا نتیجه بهتری میگرفتم<br />
<br />
- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
<br />
نحوه‌ی مطالعه ومقدار زمانی که شما میخواهید برای خوندن بگذارید بستگی به خود شما داره ولی من در طی یک روز معمولا ساعت ۸/۳۰ شروع به خوندن میکردم و وقت نماز پایان کارم بود در بینا بین این مطالعه اگر احساس خستگی میکردم سعی میکردم مطلب را به یکجایی برسونم و سریعا کتاب را میبستم و دیگه فکرم را مشغول اون نمیکردم و سعی میکردم در حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه اون خستگی را رفع و دوباره شروع به خوندن میکردم البته در این بین اصلا کامپیوتر و تلویزیون نگاه نمیکردنم چون باعث پرت شدن حواس میشن در عصر هم من از ساعت ۱۵/۳۰ شروع وتا نماز مغرب میخوندم با توجه به اینکه من شبها اصلا نمیتونستم بخونم معمولا تفریحتاتم را در شب انجام میدادم.البته متوسط مطالعه من ۴-۶ ساعت مفید در روز میشد<br />
درباره برنامه کلی من به این صورت بود که هدفم اول مطالعه دقیق کل دروس بخصوص دروس مشترک و زدن ۱/۳ تستها در دور اول و سپس مرور کلیه دروس به همراه زدن ۲/۳ تستهای باقیمانده و در پایان زدن تستهای ۱۵ سال آخر ارشد و حل دقیق آنها.<br />
<br />
<br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بله این اتفاق زیاد برای بنده افتاد ولی تا آنجایی که میتونستم با اضافه کردن وقت سعی میکردم جبران کنم در صورتی هم که نمیتونستم برسم برنامه‌ی کلی خودم را در پیش میگرفتم و از حاشیه رفتن جلوگیری میکردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
<br />
خواندن چند نفر با هم به نظر من بهتر است ولی این به معنا نیست کهشما کتابهای مشترک داشته باشید بلکه منظور من این است که شما یک درس را با هم شروع کنید و در یک زمان مشخص با هم رفع اشکال کنید ولی خودتون را محدود و معتل تموم کردن دیگران نباید کرد وفقط در حد رفع اشکال خوب هستش من مدتی را در کتابخانه مطالعه میکردم و مدتی دیگر هم در خانه به نظرم مطالعه کردن در کتابخانه بیشتر مفید بود<br />
<br />
البته این اتفاقات میفاد ولی من سریع به هدم فکر میکردم و این امر باعث میشد که تلاشم را بیشتر کنم<br />
<br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
<br />
البته این اتفاقات میفاد ولی من سریع به هدم فکر میکردم و این امر باعث میشد که تلاشم را بیشتر کنم<br />
<br />
<br />
-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
من اصولا اعتقادی به کلاسهای کنکور ندارم چون این کلاس‌ها فقط مطالبی که خوندید را دوباره تکرار میکنند و شما باید یک وقت برای خود این کلاسها و یک وقتی هم برای مطالعه چیزهایی که در کلاسها گفته میشود صرف کنید و تازه در بعضی مواقع هم امید های کاذب به شما میدهند درباره کنکورهای آزمایشی هم باید بگم که اولا سعی کنید در کنکورهایی که سوالات آنها تالیفی هستش شرکت کنید و ثانیا شرکت در کنکورهای جامع به نظر من کافی هست.<br />
<br />
<br />
<br />
-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
<br />
<br />
این سوال را در بین سوال ۵ جواب دادم.<br />
<br />
<br />
<br />
- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
من در روز اول فکر میکردم که خراب کردم و این باعث شد که من روز دوم را خراب کنم و اون نتیجه ای که مد نظرم بود بدست نیاورم(هدفم رتبه زیر ۱۰۰ بود )<br />
<br />
-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
به سادگی از روی سوال بگزرید و وقت خود را در اون سوال هدر ندهید در پایان اگر وقتی بود دوباره به اون سوال برگردید و در صورت توان اون سوال را حل کنید<br />
<br />
-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان=سفید<br />
ریاضی=۱۰<br />
دروس مشترک=۵۲<br />
دروس تخصصی نرم=۲۱<br />
<br />
رتبه در نرم=۲۰۳<br />
معماری=۲۹۹<br />
هوش=۴۱۳<br />
الگوریتم=۲۱۸<br />
<br />
محل قبولی=دانشگاه اصفهان گرایش نرم افزار<br />
<br />
- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
زدن تستهای زبان و بی توجهی به نتیجه روز اول امتحان و تمرکز کردن برای روز دوم.<br />
<br />
امیدوارم در تمام زندگیتان موفق و پیروز باشید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه 111 هوش مصنوعی - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3115.html</link>
			<pubDate>Tue, 06 Sep 2011 10:08:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3115.html</guid>
			<description><![CDATA[- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
من فنی و حرفه ای بودم، کاردانی‌: دانشکده دکتر شریعتی تهران، کارشناسی: دانشگاه زنجان. جفتشون تقریبا خوب بود ولی طبق معمول چندان ربطی به کنکور ارشد نداشت!<br />
من دانشجوی متوسطی بودم. معدل کاردانی: ۱۶/۸۵ - معدل کارشناسی: ۱۶/۶۴<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
<br />
اوه! این که داغون بودم! از تابستون شروع کردم ولی به طور قطع تا مهر چیزی نخوندم ولی پیشنهاد میکنم که CLRS و سیستم عامل و آمار و مداراکتریکی و ریاضی مهندسی رو از تابستون شروع کنین. البته بهتره برای درسا الویت تعیین بشه، چون شاید لازم باشه، بعضی درسارو نخوند و وقتشو برای درسای دیگه گذاشت!<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
<br />
آمار: پارسه<br />
محاسبات: پارسه - پوران<br />
گسسته: پوران<br />
ریاضی مهندسی: نخوندم ولی پارسه چاپ جدید خوبه ولی وقت گیر!<br />
<br />
ساختمان داده: CLRS - پوران پژوهش یوسفی - پارسه(البته این چندان لازم نیست، پوران نسبت به این کامله)<br />
نظریه: لینز - پارسه نوشته نوراله<br />
مدارمنطقی: پوران پژوهش یوسفی - مروری بر راهیان ارشد<br />
معماری‌: پوران پژوهش یوسفی<br />
سیستم عامل: پوران پژوهش مقدم (البته اصلا کامل نیست) - بعضی از فصلهای پارسه، دکتر حقیقت<br />
<br />
هوش: پوران، شادی- بعضی از فصول راسل - فصل آخر پارسه -نمونه سؤال<br />
طراحی الگوریتم: CLRS - پوران پژوهش یوسفی<br />
مدارالکتریکی: نخوندم...<br />
<br />
من این منابع رو قبول دارم، بنظرم پارسال بهترین منبع بودن ولی ممکنه امسال منابع جدیدتری بیاد!<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من الویت داشتم:<br />
۱-دروس مشترک<br />
۲- آمار- هوش - طراحی - محاسبات<br />
۳-گسسته<br />
۴- ریاضی مهندسی - مدارالکتریکی - زبان<br />
<br />
بنابر این الویت چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
<br />
نظریه - مدارمنطقی - آمار<br />
شاید به آسون بودن این درسا! ولی درکل کنکور ارشد، چندان ربطی به تسلط نداره، چون ممکنه یه سال یه درسیو که روش تسلط داری، یا فکر میکنی تسلط داری رو اینقدر سخت طراحی کنن که اصلا نتونی ج بدی، در عوض درسی رو که برات سخت بوده رو اینقدر آسون طراحی کنن که همشو ج بدی! یه جورایی ریسکه! مثه کنکورای قبلی نیس که در سؤالات هر درس هم سوال سخت باشه، هم آسون، هم متوسط!<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
برنامه ریزی من موضوعی بود و نه صفحه ای. درسها رو هم همزمان میخوندم. تقریبا روزی ۲ درس. البته در برنامه‌ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم.<br />
یه برنامه ریزی کلی هم داشتم که بیشترش منطبق بر پارسه بود. با اندکی تغییرات!<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
<br />
البته، قبلا گفتم: در برنامه‌ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم. بنابر الویتبندی سوال ۴، چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
<br />
تک نفره. مگر برای رفع اشکال. (کنکور رقابته)<br />
ارتباط با بقیه صرفا برای قرار گرفتن در جو کنکور کافیه.<br />
برای من خونه بهتره. آرامش بیشتری داشتم و آزادیم هم بیشتر بود. اختیارم دست خودم بود! ؛)<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
<br />
بله،خیلی زیاد. از دوستام که مثه من کنکوری بودن، کمک می گرفتم. البته ۲تا از باروحیه هاشون.: -)<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
<br />
فقط آزمون + معماری یوسفی. البته سطح آزمونها به شدت از کنکور سراسری پایینتره! فقط برای ایجاد حس رقابت و کم شدن استرس پیشنهاد میکنم. به هیچ عنوان به رتبه‌ها و درصدها و سوالاشون نباید توجه کرد.<br />
من پارسه رفتم ولی ماهان رو پیشنهاد می کنم.<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
<br />
نکات مهم یا اونایی که میدونستم فراموش میکنم، رو در متن کتاب علامت ویژه میزدم! در دور بعد فقط نکات علامت زده رو میخوندم و در این اگه بازم چیزی یادم نبود در روی جلد یاصفحات سفید اول کتاب مینوشتم. در نهایت در چند روز قبل کنکور، نکات روی جلد رو میخوندم. البته این نکات رو با ذکر صفحه یادداشت میکردم تا در صورت لزوم بهش مراجعه کنم! دلیل نوشتن روی صفحات اول کتاب هم این بود که سریع به کتاب دسترسی داشته باشم!: دی<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
اوه، یه استرس داغون کننده داشتم، درحدی که پلکمم میپرید!!!! (حتی سرجلسه) باز دوستام کمکم کردن. (دمشون ۲۰ ؛-) )<br />
البته من سر جلسه و چند روز قبل همش ب خودم میگفتم که ارشد تنها راه زندگی نیس، اتفاقا تو به خودت ظلم کردی مه درگیر کنکور شدی، زندگی که دو روزه و معلوم نیس ۲ مین دیگه زنده ای یا نه چه ارزشی داره که واسه کنکور حرص بخوری. این که همه مثه منن و همه یادشون رفته... (البته دوستام خیلی تأثیر داشتن!)<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
هیچی! بی تفاوت! نهایت بخندیو بگی باز این طراح بازیش گرفته و شعورشو به رخمون کشید!: دی<br />
یعنی باید ازقبل آمادگی برخورد با چنین سوالایی رو داشته باشی، مسأله بغرنجی نیس، کسی نمیتونه حل کنه، البته باید روشون زمان گذاشت چون بعضی از سؤالا علی رغم داشتن ظاهری سخت،خیلی آسونن. (حل کردن تمرینای CLRS رو پیشنهاد می کنم،دید خوبی میده)<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
<br />
۱۳/۳۳ زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی /<br />
۲۱/۰۵ ریاضیات<br />
۴۴/۴۴ دروس مشترک /ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشین<br />
سفید دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۲۹/۸۲ دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
سفید دروس تخصصی نرم افزار<br />
رتبه:۱۱۱<br />
هوش مصنوعی - امیر کبیر - انتخاب ۳ام من بود.<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
استرس، استرس، استرس! فقط همین! اگه این نباشه، عالی میشه.<br />
یه doc راجع به CLRS دارم، فکر کنم مفید باشه، اگه لازم شد، بگین تابفرستم.<br />
<br />
با تشکر .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
من فنی و حرفه ای بودم، کاردانی‌: دانشکده دکتر شریعتی تهران، کارشناسی: دانشگاه زنجان. جفتشون تقریبا خوب بود ولی طبق معمول چندان ربطی به کنکور ارشد نداشت!<br />
من دانشجوی متوسطی بودم. معدل کاردانی: ۱۶/۸۵ - معدل کارشناسی: ۱۶/۶۴<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
<br />
اوه! این که داغون بودم! از تابستون شروع کردم ولی به طور قطع تا مهر چیزی نخوندم ولی پیشنهاد میکنم که CLRS و سیستم عامل و آمار و مداراکتریکی و ریاضی مهندسی رو از تابستون شروع کنین. البته بهتره برای درسا الویت تعیین بشه، چون شاید لازم باشه، بعضی درسارو نخوند و وقتشو برای درسای دیگه گذاشت!<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
<br />
آمار: پارسه<br />
محاسبات: پارسه - پوران<br />
گسسته: پوران<br />
ریاضی مهندسی: نخوندم ولی پارسه چاپ جدید خوبه ولی وقت گیر!<br />
<br />
ساختمان داده: CLRS - پوران پژوهش یوسفی - پارسه(البته این چندان لازم نیست، پوران نسبت به این کامله)<br />
نظریه: لینز - پارسه نوشته نوراله<br />
مدارمنطقی: پوران پژوهش یوسفی - مروری بر راهیان ارشد<br />
معماری‌: پوران پژوهش یوسفی<br />
سیستم عامل: پوران پژوهش مقدم (البته اصلا کامل نیست) - بعضی از فصلهای پارسه، دکتر حقیقت<br />
<br />
هوش: پوران، شادی- بعضی از فصول راسل - فصل آخر پارسه -نمونه سؤال<br />
طراحی الگوریتم: CLRS - پوران پژوهش یوسفی<br />
مدارالکتریکی: نخوندم...<br />
<br />
من این منابع رو قبول دارم، بنظرم پارسال بهترین منبع بودن ولی ممکنه امسال منابع جدیدتری بیاد!<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من الویت داشتم:<br />
۱-دروس مشترک<br />
۲- آمار- هوش - طراحی - محاسبات<br />
۳-گسسته<br />
۴- ریاضی مهندسی - مدارالکتریکی - زبان<br />
<br />
بنابر این الویت چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
<br />
نظریه - مدارمنطقی - آمار<br />
شاید به آسون بودن این درسا! ولی درکل کنکور ارشد، چندان ربطی به تسلط نداره، چون ممکنه یه سال یه درسیو که روش تسلط داری، یا فکر میکنی تسلط داری رو اینقدر سخت طراحی کنن که اصلا نتونی ج بدی، در عوض درسی رو که برات سخت بوده رو اینقدر آسون طراحی کنن که همشو ج بدی! یه جورایی ریسکه! مثه کنکورای قبلی نیس که در سؤالات هر درس هم سوال سخت باشه، هم آسون، هم متوسط!<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
برنامه ریزی من موضوعی بود و نه صفحه ای. درسها رو هم همزمان میخوندم. تقریبا روزی ۲ درس. البته در برنامه‌ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم.<br />
یه برنامه ریزی کلی هم داشتم که بیشترش منطبق بر پارسه بود. با اندکی تغییرات!<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
<br />
البته، قبلا گفتم: در برنامه‌ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم. بنابر الویتبندی سوال ۴، چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
<br />
تک نفره. مگر برای رفع اشکال. (کنکور رقابته)<br />
ارتباط با بقیه صرفا برای قرار گرفتن در جو کنکور کافیه.<br />
برای من خونه بهتره. آرامش بیشتری داشتم و آزادیم هم بیشتر بود. اختیارم دست خودم بود! ؛)<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
<br />
بله،خیلی زیاد. از دوستام که مثه من کنکوری بودن، کمک می گرفتم. البته ۲تا از باروحیه هاشون.: -)<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
<br />
فقط آزمون + معماری یوسفی. البته سطح آزمونها به شدت از کنکور سراسری پایینتره! فقط برای ایجاد حس رقابت و کم شدن استرس پیشنهاد میکنم. به هیچ عنوان به رتبه‌ها و درصدها و سوالاشون نباید توجه کرد.<br />
من پارسه رفتم ولی ماهان رو پیشنهاد می کنم.<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
<br />
نکات مهم یا اونایی که میدونستم فراموش میکنم، رو در متن کتاب علامت ویژه میزدم! در دور بعد فقط نکات علامت زده رو میخوندم و در این اگه بازم چیزی یادم نبود در روی جلد یاصفحات سفید اول کتاب مینوشتم. در نهایت در چند روز قبل کنکور، نکات روی جلد رو میخوندم. البته این نکات رو با ذکر صفحه یادداشت میکردم تا در صورت لزوم بهش مراجعه کنم! دلیل نوشتن روی صفحات اول کتاب هم این بود که سریع به کتاب دسترسی داشته باشم!: دی<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
اوه، یه استرس داغون کننده داشتم، درحدی که پلکمم میپرید!!!! (حتی سرجلسه) باز دوستام کمکم کردن. (دمشون ۲۰ ؛-) )<br />
البته من سر جلسه و چند روز قبل همش ب خودم میگفتم که ارشد تنها راه زندگی نیس، اتفاقا تو به خودت ظلم کردی مه درگیر کنکور شدی، زندگی که دو روزه و معلوم نیس ۲ مین دیگه زنده ای یا نه چه ارزشی داره که واسه کنکور حرص بخوری. این که همه مثه منن و همه یادشون رفته... (البته دوستام خیلی تأثیر داشتن!)<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
هیچی! بی تفاوت! نهایت بخندیو بگی باز این طراح بازیش گرفته و شعورشو به رخمون کشید!: دی<br />
یعنی باید ازقبل آمادگی برخورد با چنین سوالایی رو داشته باشی، مسأله بغرنجی نیس، کسی نمیتونه حل کنه، البته باید روشون زمان گذاشت چون بعضی از سؤالا علی رغم داشتن ظاهری سخت،خیلی آسونن. (حل کردن تمرینای CLRS رو پیشنهاد می کنم،دید خوبی میده)<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
<br />
۱۳/۳۳ زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی /<br />
۲۱/۰۵ ریاضیات<br />
۴۴/۴۴ دروس مشترک /ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشین<br />
سفید دروس تخصصی معماری کامپیوتر<br />
۲۹/۸۲ دروس تخصصی هوش مصنوعی<br />
سفید دروس تخصصی نرم افزار<br />
رتبه:۱۱۱<br />
هوش مصنوعی - امیر کبیر - انتخاب ۳ام من بود.<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
استرس، استرس، استرس! فقط همین! اگه این نباشه، عالی میشه.<br />
یه doc راجع به CLRS دارم، فکر کنم مفید باشه، اگه لازم شد، بگین تابفرستم.<br />
<br />
با تشکر .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت]مصاحبه با رتبه ۳۵۵ نرم افزار - کنکور ارشد سرارسری۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3113.html</link>
			<pubDate>Tue, 06 Sep 2011 04:57:02 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3113.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
کارشناسیم رو دانشگاه فردوسی مشهد بودم، جزو دانشجوهای متوسط به بالای کلاسمون بودم، در کل از دوره‌ی کارشناسیم راضیم. با معدل کل 16.07  که در کارنامه‌ی سنجش  معدل موثرم 16.51 شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
به دلیل مشکلی که برام پیش اومد تا آبان ماه اصلا نتونستم نگاه کتاب‌ها کنم، به همین دلیل دقیقا از یک آذر شروع کردم، البته هفته‌ی قبلش رو در حال برنامه ریزی کردن بودم و مشخص کردم که چه کتابهایی رو بخونم.<br />
به دلیل اینکه وقت کافی نداشتم  برای هر درس فقط یک کتاب رو در نظر گرفتم، و همه‌ی دروس رو در برنامم گنجوندم بجز آمار که احساس می کردم پایم ضعیه توش. و همه‌ی درس‌ها رو باهم پیش بردم<br />
یک نقطه‌ی قوتی که در برنامه ریزیم بود و باعث شد که تا آخرین روز درست بهش عمل کنم، این بود که دقیق برنامه ریخته بودم یعنی من از یک آذر می دونستم می خوام تا روزهای آخر چه درسی رو کی بخونم. و می دونستم که با این برنامه ای که ریختم اصلا جای عقب موندن نداره پس باید نهایت تلاشم رو می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
ریاضی مهندسی‌: تئوری و مسایل ریاضیات مهندسی تالیف برادران رحیمی --&gt; برای کنکور خوب نبود<br />
محاسبات عددی‌: راهیان ارشد --&gt;خوب بود ولی به نظرم بعضی سوال های محاسبات رو توی کنکور باید رد کرد چون خیلی وقت گیرن  با اینکه ظاهرشون سادست<br />
ساختمان گسسته‌: پوران پژوهش--&gt; خوب<br />
ساختمان داده‌: مقسمی --&gt;خوب مباحث رو  توضیح داده بود اما من تو کنکور خوب نتیجه نگرفتم!<br />
نظریه‌: پوران پژوهش--&gt; کامل و جامع<br />
سیستم عامل‌: مقسمی --&gt;کافی نبود<br />
منطقی‌: پوران پژوهش --&gt;خیلی خوب و جامع<br />
معماری‌: مقسمی --&gt;اصلا خوب نبود وقتم هدر رفت<br />
کامپایلر‌: اهو ترجمه سالخورده --&gt;برای کنکور خوب نبود<br />
زبان های برنامه سازی‌: جزوه‌ی استادم --&gt;خیلی خوب<br />
طراحی الگوریتم‌: مقسمی --&gt;خوب و تقریبا موثر<br />
پایگاه داده‌: مقسمی --&gt;خیلی خوب و جامع و موثر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
برای زبان هیچی نخوندم چون معتقدم برای زبان باید در طولانی مدت تلاش کرد (وقت هم نداشتم)، البته به دلیل دوره هایی که زمان دبیرستان رفته بودم کلا یک پایه ای بدست آورده بودم.<br />
برای همه‌ی درس‌ها از قسمت درس کتاب‌ها شروع می کردم و بعد در انتهای مطالعه‌ی هر بخش تا جایی که زمان بود تست هایش را هم می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
توی کنکور از درس های مشترک، نظریه و منطقی رو خوب جواب دادم که برای هر دوشون پوران پژوهش رو خوندم تو نظریه پایم عادی بود و در منطقی پایم نسبتا خوب بود و در کلاس با کتاب مانو کار کرده بودیم.<br />
از درس های تخصصی هم زبان های برنامه سازی و پایگاه داده رو خوب جواب دادم<br />
که توی هردوشون پایم قوی بود(با یک استاد خیلی خوب گذروندمشون)<br />
برای همین برای درس pl جزوه ای بهتر از جزوه‌ی استاد خودم پیدا نکردم(البته باز هم با توجه به فرصت کم) اما برای پایگاه داده کتاب مقسمی رو خوندم که واقعا مفید بود و همه‌ی مباحث رو پوشش داده بود، مباحثی که سر کلاسمون گفته نشده بود اما تو کنکور(آی تی) آمد. علاوه براین مباحث رو خوب توضیح داده وقابل فهمن.<br />
(پایه‌ی این دو درسم  اسلاید های خود استاد هست)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
یکی از مسایلی که شرایط رو برای من آسونتر کرده بود این بود که درسم رو تموم کرده بودم و هیچ مشغله‌ی بجز کنکور نداشتم.<br />
با آزمون های ماهان پیش رفتم، البته از موقعی که من شروع کردم 3 تا آزمون گذشته بود برای همین برنامه ریزیم رو طوری ریختم که تا جایی که می تونم به بخش های تعیین شده‌ی هر مرحله از آزمون‌ها برسم.<br />
هر درسی رو به چهار قسمت کرده بودم که هر قسمت رو در یک روز می  خوندم البته چینش این قسمت‌ها با توجه به آزمون هام بود، برای دو روز آخر هفته برنامه ریزی نمی کردم تا اگه از درسی که وقت بیشتری میبره عقب موندم، اون موقع جبرانش کنم.<br />
دو هفته و نیم آخر رو هم برای مرور گذاشته بودم، هر درسی رو توی یک و نیم روز مرور می کردم‌، اون هفته های آخر به قدری برنامم فشرده شده بود که حتی نیم ساعت برای من خیلی خیلی مهم بود.<br />
البته من موقع درس خوندن نوت برداری نکردم چون فرصت نمی شد و موقع مرور، کل کتاب رو مرور می کردم منتها اون جاهایی که فکر می کردم مهم نیست زود عبور می کردم از روش.<br />
 <br />
تا آخرین ساعات شب قبل آزمون می خوندم ولی استرسم نداشتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چون می دونستم که باید نهایت تلاشم رو بکنم و خدا هم پشتیبان تلاش کننده هاست.<br />
یک روز درسی من از ساعت 8 صبح شروع می شد تا ساعت 12 شب(البته اگه عقب میافتادم تا 1 هم ممکن بود بیدار بمونم)<br />
معمولا در انتهای روز برنامه‌ی فردام رو مرور می کردم و دقیقا معین می کردم چه فصلی رو تو چند ساعت و کی بخونم، حتی مثلا  کتاب مربوطه رو روی میزم  میذاشتم ،یک برگه کثیف نویس آماده می کردم و در مکانی که باید فردا شروع میکرم می گذاشتم.  به نظرم این کار خیلی مفید بود چون باعث می شد صبح روز بعد مستقیم برم سر درسم  و وقتم رو درگیر مسایل جانبی نکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
همانطور  که گفتم معمولا برای دو روز آخر هر هفته برنامه ای نداشتم، تا اگه در طول هفته عقب موندم جبران کنم البته در حقیقت یک روز چون جمعه‌ها برای استراحت و کارهای شخصیم بود.(یادمه تنها فیلمی که میدیدم ستایش بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> جمعه ها)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیره های(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
خود من شخصا برای درس خواندن تنها راحت ترم‌، چون بهتر تمرکز می گیرم. در خانه درس خواندم چون خدارو شکر محیط آروم بود. بعضی از صبح‌ها از شدت آرامش خوابم می برد که با گوش دادن یک موسیقی یا رادیو در حین درس خواندن سعی می کردم خواب رو از چشام دور کنم گرچه کمی از سرعتم می کاست ولی بهتر از هیچی نخوندن بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
از برنامه دچار یاس نشدم اما گاهی می شد که خیلی احساس خستگی کنم که با بیرون رفتن سعی می کردم حال و هوام رو عوض کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
</span>کلاس کنکوری نرفتم اما در آزمون‌ها‌ی ماهان شرکت کردم (هم جامع و هم غیر جامع) که دو فایده داشت برام، یکی اینکه به درس خوندنم نظم بیشتری داد و دیگه اینکه من رو امیدوار می کرد چون رتبه های آزمون های اولم اصلا خوب نبود و هر چه جلوتر می رفتم رتبم بهتر می شد و این خیلی به من روحیه می داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
هنگام درس خواندن فرصت نوت برداری نداشتم اما در بعضی درس‌ها هنگام خواندن قسمت های مهم رو هایلایت می کردم و هنگام مرور بیشتر به این قسمت‌ها توجه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
روز اول که پنجشنبه عصر بود بدلیل اینکه صبح آزمون آیتی دادم احساس خستگی میکردم اما خیلی استرس نداشتم دروس مشترک رو که زدم برای سیستم عامل وقت کم آوردم و فرصت نکردم هیچی ازش بزنم.<br />
چون تو دروس تخصصی احساس قوت می کردم با خیال راحت تری سر جلسه رفتم و تقریبا هم خوشحال از جلسه پا شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
شخصا از نظر علمی  برخورد مناسبی نداشتم‌، توی داده که دیدم هیچی نمی تونم بزنم بزور چندتایی زدم که غلط از آب درومد<br />
اما به این نتیجه رسیدم که نزدن بهتر از زدن بود حتی اگه  برای یک درس که اونقدر خوندی براش، هیچی نتونی بزنی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان عمومی وتخصصی: ۲۵/۵۶<br />
ریاضیات: ۱۹/۳۰<br />
دروس مشترک: ۲۵/۹۳<br />
دروس تخصصی نرم افزار: ۳۶/۶۷<br />
دروس تخصصی هوش‌: 0<br />
-----------------------------------<br />
رتبه در گرایش نرم افزار‌: 355<br />
رتبه در گرایش الگوریتم و محاسبات‌: 280<br />
-------------------------------------<br />
<br />
که با این رتبه،  شبانه‌ی نرم افزار دانشگاه شیراز قبول شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید).</span><br />
بزرگترین تجربه‌ی تلخ من دیر شروع کردن برای درس خواندن بود، چون تا حدودی دست خودم بود اما نشد. گر چه خود این محدودیت زمان برای من یک عامل محرک شده بود تا تلاشم رو  بیشتر کنم و برنامم رو جدی بگیرم.<br />
و اینکه برای بعضی از درس‌ها از منابع خوبی استفاده نکردم (همانطور که قبلا ذکر کردم) و اگر بر می گشتم مطمئنن منابعشون  رو عوض می کردم.<br />
به نظرم اگه نهایت تلاشمون رو بکنیم در پایان حداقل از خودمون راضی هستیم، من شیرینی این رضایت رو بعد از کنکور با اینکه می دونستم خیلی خوب ندادم احساس کردم. پس با تلاش و توکل به خدا ناامیدی دیگه راه نداره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">با تشکر .</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
کارشناسیم رو دانشگاه فردوسی مشهد بودم، جزو دانشجوهای متوسط به بالای کلاسمون بودم، در کل از دوره‌ی کارشناسیم راضیم. با معدل کل 16.07  که در کارنامه‌ی سنجش  معدل موثرم 16.51 شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
به دلیل مشکلی که برام پیش اومد تا آبان ماه اصلا نتونستم نگاه کتاب‌ها کنم، به همین دلیل دقیقا از یک آذر شروع کردم، البته هفته‌ی قبلش رو در حال برنامه ریزی کردن بودم و مشخص کردم که چه کتابهایی رو بخونم.<br />
به دلیل اینکه وقت کافی نداشتم  برای هر درس فقط یک کتاب رو در نظر گرفتم، و همه‌ی دروس رو در برنامم گنجوندم بجز آمار که احساس می کردم پایم ضعیه توش. و همه‌ی درس‌ها رو باهم پیش بردم<br />
یک نقطه‌ی قوتی که در برنامه ریزیم بود و باعث شد که تا آخرین روز درست بهش عمل کنم، این بود که دقیق برنامه ریخته بودم یعنی من از یک آذر می دونستم می خوام تا روزهای آخر چه درسی رو کی بخونم. و می دونستم که با این برنامه ای که ریختم اصلا جای عقب موندن نداره پس باید نهایت تلاشم رو می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
ریاضی مهندسی‌: تئوری و مسایل ریاضیات مهندسی تالیف برادران رحیمی --&gt; برای کنکور خوب نبود<br />
محاسبات عددی‌: راهیان ارشد --&gt;خوب بود ولی به نظرم بعضی سوال های محاسبات رو توی کنکور باید رد کرد چون خیلی وقت گیرن  با اینکه ظاهرشون سادست<br />
ساختمان گسسته‌: پوران پژوهش--&gt; خوب<br />
ساختمان داده‌: مقسمی --&gt;خوب مباحث رو  توضیح داده بود اما من تو کنکور خوب نتیجه نگرفتم!<br />
نظریه‌: پوران پژوهش--&gt; کامل و جامع<br />
سیستم عامل‌: مقسمی --&gt;کافی نبود<br />
منطقی‌: پوران پژوهش --&gt;خیلی خوب و جامع<br />
معماری‌: مقسمی --&gt;اصلا خوب نبود وقتم هدر رفت<br />
کامپایلر‌: اهو ترجمه سالخورده --&gt;برای کنکور خوب نبود<br />
زبان های برنامه سازی‌: جزوه‌ی استادم --&gt;خیلی خوب<br />
طراحی الگوریتم‌: مقسمی --&gt;خوب و تقریبا موثر<br />
پایگاه داده‌: مقسمی --&gt;خیلی خوب و جامع و موثر<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
برای زبان هیچی نخوندم چون معتقدم برای زبان باید در طولانی مدت تلاش کرد (وقت هم نداشتم)، البته به دلیل دوره هایی که زمان دبیرستان رفته بودم کلا یک پایه ای بدست آورده بودم.<br />
برای همه‌ی درس‌ها از قسمت درس کتاب‌ها شروع می کردم و بعد در انتهای مطالعه‌ی هر بخش تا جایی که زمان بود تست هایش را هم می زدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
توی کنکور از درس های مشترک، نظریه و منطقی رو خوب جواب دادم که برای هر دوشون پوران پژوهش رو خوندم تو نظریه پایم عادی بود و در منطقی پایم نسبتا خوب بود و در کلاس با کتاب مانو کار کرده بودیم.<br />
از درس های تخصصی هم زبان های برنامه سازی و پایگاه داده رو خوب جواب دادم<br />
که توی هردوشون پایم قوی بود(با یک استاد خیلی خوب گذروندمشون)<br />
برای همین برای درس pl جزوه ای بهتر از جزوه‌ی استاد خودم پیدا نکردم(البته باز هم با توجه به فرصت کم) اما برای پایگاه داده کتاب مقسمی رو خوندم که واقعا مفید بود و همه‌ی مباحث رو پوشش داده بود، مباحثی که سر کلاسمون گفته نشده بود اما تو کنکور(آی تی) آمد. علاوه براین مباحث رو خوب توضیح داده وقابل فهمن.<br />
(پایه‌ی این دو درسم  اسلاید های خود استاد هست)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
یکی از مسایلی که شرایط رو برای من آسونتر کرده بود این بود که درسم رو تموم کرده بودم و هیچ مشغله‌ی بجز کنکور نداشتم.<br />
با آزمون های ماهان پیش رفتم، البته از موقعی که من شروع کردم 3 تا آزمون گذشته بود برای همین برنامه ریزیم رو طوری ریختم که تا جایی که می تونم به بخش های تعیین شده‌ی هر مرحله از آزمون‌ها برسم.<br />
هر درسی رو به چهار قسمت کرده بودم که هر قسمت رو در یک روز می  خوندم البته چینش این قسمت‌ها با توجه به آزمون هام بود، برای دو روز آخر هفته برنامه ریزی نمی کردم تا اگه از درسی که وقت بیشتری میبره عقب موندم، اون موقع جبرانش کنم.<br />
دو هفته و نیم آخر رو هم برای مرور گذاشته بودم، هر درسی رو توی یک و نیم روز مرور می کردم‌، اون هفته های آخر به قدری برنامم فشرده شده بود که حتی نیم ساعت برای من خیلی خیلی مهم بود.<br />
البته من موقع درس خوندن نوت برداری نکردم چون فرصت نمی شد و موقع مرور، کل کتاب رو مرور می کردم منتها اون جاهایی که فکر می کردم مهم نیست زود عبور می کردم از روش.<br />
 <br />
تا آخرین ساعات شب قبل آزمون می خوندم ولی استرسم نداشتم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> چون می دونستم که باید نهایت تلاشم رو بکنم و خدا هم پشتیبان تلاش کننده هاست.<br />
یک روز درسی من از ساعت 8 صبح شروع می شد تا ساعت 12 شب(البته اگه عقب میافتادم تا 1 هم ممکن بود بیدار بمونم)<br />
معمولا در انتهای روز برنامه‌ی فردام رو مرور می کردم و دقیقا معین می کردم چه فصلی رو تو چند ساعت و کی بخونم، حتی مثلا  کتاب مربوطه رو روی میزم  میذاشتم ،یک برگه کثیف نویس آماده می کردم و در مکانی که باید فردا شروع میکرم می گذاشتم.  به نظرم این کار خیلی مفید بود چون باعث می شد صبح روز بعد مستقیم برم سر درسم  و وقتم رو درگیر مسایل جانبی نکنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
همانطور  که گفتم معمولا برای دو روز آخر هر هفته برنامه ای نداشتم، تا اگه در طول هفته عقب موندم جبران کنم البته در حقیقت یک روز چون جمعه‌ها برای استراحت و کارهای شخصیم بود.(یادمه تنها فیلمی که میدیدم ستایش بود <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> جمعه ها)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیره های(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
خود من شخصا برای درس خواندن تنها راحت ترم‌، چون بهتر تمرکز می گیرم. در خانه درس خواندم چون خدارو شکر محیط آروم بود. بعضی از صبح‌ها از شدت آرامش خوابم می برد که با گوش دادن یک موسیقی یا رادیو در حین درس خواندن سعی می کردم خواب رو از چشام دور کنم گرچه کمی از سرعتم می کاست ولی بهتر از هیچی نخوندن بود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
از برنامه دچار یاس نشدم اما گاهی می شد که خیلی احساس خستگی کنم که با بیرون رفتن سعی می کردم حال و هوام رو عوض کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
</span>کلاس کنکوری نرفتم اما در آزمون‌ها‌ی ماهان شرکت کردم (هم جامع و هم غیر جامع) که دو فایده داشت برام، یکی اینکه به درس خوندنم نظم بیشتری داد و دیگه اینکه من رو امیدوار می کرد چون رتبه های آزمون های اولم اصلا خوب نبود و هر چه جلوتر می رفتم رتبم بهتر می شد و این خیلی به من روحیه می داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
هنگام درس خواندن فرصت نوت برداری نداشتم اما در بعضی درس‌ها هنگام خواندن قسمت های مهم رو هایلایت می کردم و هنگام مرور بیشتر به این قسمت‌ها توجه می کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
روز اول که پنجشنبه عصر بود بدلیل اینکه صبح آزمون آیتی دادم احساس خستگی میکردم اما خیلی استرس نداشتم دروس مشترک رو که زدم برای سیستم عامل وقت کم آوردم و فرصت نکردم هیچی ازش بزنم.<br />
چون تو دروس تخصصی احساس قوت می کردم با خیال راحت تری سر جلسه رفتم و تقریبا هم خوشحال از جلسه پا شدم<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
شخصا از نظر علمی  برخورد مناسبی نداشتم‌، توی داده که دیدم هیچی نمی تونم بزنم بزور چندتایی زدم که غلط از آب درومد<br />
اما به این نتیجه رسیدم که نزدن بهتر از زدن بود حتی اگه  برای یک درس که اونقدر خوندی براش، هیچی نتونی بزنی<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان عمومی وتخصصی: ۲۵/۵۶<br />
ریاضیات: ۱۹/۳۰<br />
دروس مشترک: ۲۵/۹۳<br />
دروس تخصصی نرم افزار: ۳۶/۶۷<br />
دروس تخصصی هوش‌: 0<br />
-----------------------------------<br />
رتبه در گرایش نرم افزار‌: 355<br />
رتبه در گرایش الگوریتم و محاسبات‌: 280<br />
-------------------------------------<br />
<br />
که با این رتبه،  شبانه‌ی نرم افزار دانشگاه شیراز قبول شدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید).</span><br />
بزرگترین تجربه‌ی تلخ من دیر شروع کردن برای درس خواندن بود، چون تا حدودی دست خودم بود اما نشد. گر چه خود این محدودیت زمان برای من یک عامل محرک شده بود تا تلاشم رو  بیشتر کنم و برنامم رو جدی بگیرم.<br />
و اینکه برای بعضی از درس‌ها از منابع خوبی استفاده نکردم (همانطور که قبلا ذکر کردم) و اگر بر می گشتم مطمئنن منابعشون  رو عوض می کردم.<br />
به نظرم اگه نهایت تلاشمون رو بکنیم در پایان حداقل از خودمون راضی هستیم، من شیرینی این رضایت رو بعد از کنکور با اینکه می دونستم خیلی خوب ندادم احساس کردم. پس با تلاش و توکل به خدا ناامیدی دیگه راه نداره<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">با تشکر .</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه 10۸ آی تی کنکور ارشد ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3097.html</link>
			<pubDate>Mon, 05 Sep 2011 12:39:31 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3097.html</guid>
			<description><![CDATA[بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
یکی از دانشگاه های سراسری شهرستان (میشه گفت از دانشگاه های درجه ۳) ... سعی میکردم خوب درس بخونم ولی معمولا تو پروژه‌ها نمره کم میاوردم و به همین دلیل معدلم پایین شد . معدلم ۱۴/۹۱ و معدل موثر ۱۵/۴۴ . در کل دانشجوی معمولی بودم.<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
من میشه گفت با سالی که دانشجو بودم‌، ۳ بار کنکور دادم ......<br />
سالی که دانشجو بودم هم درس خوندم ولی چون منابع دقیق رو نمیدونستم فقط مجاز شدم. برای کنکور ۹۰ از اوایل مرداد شروع کردم و با دروس مشترک و با برنامه ریزی .<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
من سالی که دانشجو بودم بیشتر مرجع خوندم و به نتیجه نرسیدم. سال قبل بیشتر کتاب های نکته و تست خوندم . امسال فقط کتاب های نکته و تست خوندم.<br />
دلیل من برای خواندن کتاب های صرفا نکته و تست: :: مشاهده‌ی عده‌ی بسیاری از قبول شدگان کنکور آی تی که فقط و فقط نکته و تست خوندن. اگه این راه رو همون سال اول امتحان کرده بودم‌، همون موقع به نتیجه میرسیدم.<br />
(البته این نظر شخصی من با توجه به کنکورهای سال قبل می باشد و ممکنه کنکورهای آینده سبک شون متفاوت باشه)<br />
<br />
زبان‌: پیش زمینه Sadمن سطح Advanced3 رو از کانون زبان ایران تموم کردم).<br />
لغت های ۵۰۴ + لغت های ضروری برای تافل + کتاب زبان عمومی پارسه<br />
فقط مورد ۳ کفایت میکنه.<br />
<br />
شبکه‌: کتاب حقیقت+ سوالات کنکورهای سال پیش + بعضی تست های ۳۰۰۰ مساله<br />
فقط مورد ۲و۳ کفایت میکنه.<br />
<br />
ساختمان‌: مقسمی<br />
<br />
طراحی الگوریتم‌: جزوه سید جوادی + CLRS + مقسمی<br />
<br />
گسسته‌: منفی زدم ... پیشنهادی ندارم.<br />
<br />
نرم افزار: فقط پرسمن بدون هیچ کتاب نکته و تست.<br />
<br />
هوش مصنوعی‌: راسل + پوران پژوهش(مهدیه شادی)<br />
مورد ۲ همه مطالب مورد ۱ رو در بر داره.<br />
<br />
پایگاه‌: مقسمی( امسال جواب نداد)<br />
<br />
معماری‌: منفی زدم ... پیشنهادی ندارم<br />
<br />
سیستم عامل: حقیقت + مقسمی<br />
مورد ۱ کافی است.<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من هفته رو دو قسمت میکردم ... ۴ روز اول هفته مطالعه‌ی درس و ۳ روز بعدی زدن تست های فصولی که در قسمت اول هفته مطالعه شده .هر روز ۱ ساعت زبان میخوندم . و زمان هایی که حوصله نداشتم هم زبان مرور میکردم . و درسی که خیلی مشکل داشتم هر روز در برنامه م بود...دروس مشترک رو زمان هایی که بازدهی م بیشتر بود میخوندم ...<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
من شبکه و ساختمان و طراحی الگوریتم خیلی مسلط بودم و همه سوال های کنکور مربوط به این دروس رو بدون شک زدم . این تسلط رو بخاطر چندین بار زدن تست های سال های قبل بدست آوردم.<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
من روزم رو به ۴ قسمت تقسیم میکردم: :: ساعت ۸ تا ۱۳ – ساعت ۱۵ تا ۱۹ – ساعت ۲۱ تا ۲۳ – ساعت ۲۳ تا ۰۰<br />
هر روز دو درس مشترک و یک درس ضریب ۱ میخوندم و ۱ ساعت زبان.<br />
البته یکی از این دروس مشترک درسی بود که هر روز در برنامه م بود (شبکه/نرم افزار) و روزهایی که وقت کم میاوردم اون درس رو نمیخوندم‌، چون میدونستم روز بعدی هم در برنامه م هست.<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بله خیلی اتفاق میفتاد و چند بار در طول دوره برنامه م عوض شد. برای جبران‌، زبان یا اون درسی که هر روز در برنامه م بود رو از برنامه اون روز حذف میکردم. یا سعی میکردم اون روز و روز های بعدی فشرده‌تر درس بخونم تا در زمان اضافی درسی که عقب افتادم رو بخونم.<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
من به شخصه تنهایی فقط میتونم درس بخونم‌، و تنهایی هم درس خوندم . درس خوندن گروهی رو دوست ندارم و به نظرم باعث اتلاف وقت میشه.<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
بله اتفاق میفتاد. ولی امسال خیلی کم اتفاق میفتاد. امسال من طول هفته خیلی خوب و باامید درس میخوندم‌، برای اینکه میدونستم دو روز آخر هفته برای ۲ ساعت اون سریال ای که خیلی دوست دارم رو خواهم دید . و شخصیت اول اون سریال به من اراده و امید یاد داد و الگوی من بود. و این جمله که " فقط ایمان داشته باش" ملکه ذهن من شده بود.<br />
( این سریال آخر هفته باعث میشد طول هفته وقتم رو کمتر تلف کنم)<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
من سالی که دانشجو بودم کنکورهای پارسه شرکت میکردم و رتبه م حدود ۷۰ میشد و چون دوستم سال قبلش با رتبه ای حدود ۱۰۰ پارسه رتبه ش تو کنکور حدود ۲۰ شد‌، باعث شد من اعتماد به نفس کاذب پیدا کنم . نتیجه کنکور ضربه روحی شدیدی به من وارد کرد. اگه کنکور آزمایشی باعث اعتماد به نفس کادب یا ناامیدی بشه‌، خوب نیست.... بستگی به روحیه افراد داره ...<br />
کنکورهای آزمایشی به بعضی افراد برنامه میده و بدون اون نمیتونن درس بخونن‌، این سری از افراد بهتره همه آزمون‌ها رو شرکت کنن.<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
من در طول خواندن برای کنکور حدود ۳۰۰ صفحه خلاصه برداری داشتم و ماه یکی مونده به آخر فقط اونها رو خوندم ... چون من سال قبل هم خونده بودم و تست‌ها برام آشنا و تکراری بود‌، تستی که نمیتونستم حل کنم رو هم تو خلاصه هام مینوشتم ... چون میدونستم که این تست رو برای سومین بار هم نتونستم حل کنم ... و مشکل جدی با این تست دارم ... البته برای کسی که اولین بار تست‌ها رو حل میکنه شاید این روش خوب نباشه ...( چون تعداد تست هایی که نمیتونه حل کنه بیشتره!!!)<br />
ماه یکی مونده به آخر فقط اون خلاصه‌ها و تست هایی که نوشته بودم رو خوندم و هرگاه احساس نیاز میکردم به کتاب‌ها مراجعه میکردم و همه تست های فصل خاصی رو میزدم .......... ماه آخر کنکورهای سال های اخیر رو حل میکردم (البته از خودم کنکور میگرفتم و بعد از ظهر بطور کامل تست‌ها رو بررسی میکردم و اشکالامو علامت میزدم که بعدا دوباره بخونم)<br />
علاوه بر خلاصه نویسی ۳۰۰ صفحه ای که گفتم ... ماه یکی مونده به آخر برای هر درس یک ورق A3 پشت و رو نکات خیلی مهم هر درس رو نوشتم و ۲ روز قبل کنکور ۱۰ تا ورق A3 رو فقط میخوندم (البته برای نرم افزار هفته آخر خیلی وقت گذاشتم و همه‌ی خلاصه هامو که حدود ۱۰۰ صفحه بود رو خوندم.)<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
من فقط یک روز کنکور داشتم ... چون شب قبل نتونستم بخوابم کارایی م تو کنکور نصف شد ... و چون نمیدونستم سوال‌ها کم شده با عجله سوال‌ها رو حل میکردم و باعث شد تمرکزم کم بشه ... پس سعی کنید جلد دفترچه سوالات رو بخوبی بخونید و بدونید که چه تغییراتی کرده ...<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
پیشنهاد من اینه از روی سوالاتی که سخت هستند یا اصلا تا حالا نمونه ش رو ندیدید‌، رد بشید ...( اگه شما خوب درس خوندید و سوال برای شما سخته ... مطمین باشید برای بقیه سخت‌تر هست ... پس بدون نگرانی از روش رد بشید) ... اگه وقت اضافه آوردید میتونید روش فکر کنید ... ولی تا زمانیکه مطمین نیستید جواب ندید ...<br />
( اشتباهی که کردم این بود:‌ :تقریبا ۴۰ دقیقه وقتم رو صرف ۳ سوال معماری کردم ... و در نهایت هم معماری رو منفی زدم ... که اگه منفی نمیزدم رتبه م نصف میشد ... به نظرم وقت گذاشتن برای این سوالا اشتباه هست ... بخصوص اگه ضریب ۱ باشن)<br />
هیچ وقت سوالی که صورتش برای شما قابل فهم یا تعریف شده یا آشنا نیست رو جواب ندید !!!!! و نگران نباشید که تعداد تست هایی که زدید کمه ... شرایط برای همه یکسان هست ...<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان‌: ۲۲/۴۲<br />
مشترک: ۱۴/۵۷<br />
مدیریت: سفید<br />
پایگاه‌: ۵۶/۵<br />
هوش مصنوعی‌: ۴۴/۴۴<br />
سیستم عامل‌: ۳۳/۳۳<br />
معماری‌: -۱۱/۱۱<br />
رتبه گرایش ۲و۳‌: ۱۰۸<br />
رتبه گرایش ۱و۴: ۱۲۵<br />
<br />
روزانه - مدیریت سیستم های اطلاعاتی - خواجه نصیر<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
عدم وجود تمرکز هنگام درس خوندن شاید باعث شد نتیجه دلخواه م رو نگیرم .<br />
راه حل پیشنهادی من: :: به خدا و خودتون ایمان داشته باشید ... این باعث تمرکز و اعتماد به نفس میشه ...<br />
این ایمان سال های قبل در من خیلی خیلی کم بود ... ولی امسال ایمان‌ام زیاد شد و نسبتا نتیجه هم داد .<br />
<br />
بعضی افکار کنترل نشده هستند و بصورت ناخودآگاه وارد فکر بشر میشوند و تنها راه مقابله با اونها و رسیدن به آرامش‌، "به یاد خدا بودن" هست ... بنابراین هیچ گاه خدا رو فراموش نکنید ...<br />
<br />
پیام آخر: :: هیچ وقت ناامید نشید ... هیچ وقت تلاشتون رو نصفه رها نکنید ... ایمان داشته باشید ... هر تلاشی بالاخره به نتیجه خواهد رسید ...<br />
به این نکته هم توجه کنید: :: موفقیت توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است.<br />
<br />
به امید موفقیت همه‌ی کسانی که واقعا تلاش میکنند<br />
<br />
با تشکر .<br />
کاربر 	Potential]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
<br />
یکی از دانشگاه های سراسری شهرستان (میشه گفت از دانشگاه های درجه ۳) ... سعی میکردم خوب درس بخونم ولی معمولا تو پروژه‌ها نمره کم میاوردم و به همین دلیل معدلم پایین شد . معدلم ۱۴/۹۱ و معدل موثر ۱۵/۴۴ . در کل دانشجوی معمولی بودم.<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
من میشه گفت با سالی که دانشجو بودم‌، ۳ بار کنکور دادم ......<br />
سالی که دانشجو بودم هم درس خوندم ولی چون منابع دقیق رو نمیدونستم فقط مجاز شدم. برای کنکور ۹۰ از اوایل مرداد شروع کردم و با دروس مشترک و با برنامه ریزی .<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
من سالی که دانشجو بودم بیشتر مرجع خوندم و به نتیجه نرسیدم. سال قبل بیشتر کتاب های نکته و تست خوندم . امسال فقط کتاب های نکته و تست خوندم.<br />
دلیل من برای خواندن کتاب های صرفا نکته و تست: :: مشاهده‌ی عده‌ی بسیاری از قبول شدگان کنکور آی تی که فقط و فقط نکته و تست خوندن. اگه این راه رو همون سال اول امتحان کرده بودم‌، همون موقع به نتیجه میرسیدم.<br />
(البته این نظر شخصی من با توجه به کنکورهای سال قبل می باشد و ممکنه کنکورهای آینده سبک شون متفاوت باشه)<br />
<br />
زبان‌: پیش زمینه Sadمن سطح Advanced3 رو از کانون زبان ایران تموم کردم).<br />
لغت های ۵۰۴ + لغت های ضروری برای تافل + کتاب زبان عمومی پارسه<br />
فقط مورد ۳ کفایت میکنه.<br />
<br />
شبکه‌: کتاب حقیقت+ سوالات کنکورهای سال پیش + بعضی تست های ۳۰۰۰ مساله<br />
فقط مورد ۲و۳ کفایت میکنه.<br />
<br />
ساختمان‌: مقسمی<br />
<br />
طراحی الگوریتم‌: جزوه سید جوادی + CLRS + مقسمی<br />
<br />
گسسته‌: منفی زدم ... پیشنهادی ندارم.<br />
<br />
نرم افزار: فقط پرسمن بدون هیچ کتاب نکته و تست.<br />
<br />
هوش مصنوعی‌: راسل + پوران پژوهش(مهدیه شادی)<br />
مورد ۲ همه مطالب مورد ۱ رو در بر داره.<br />
<br />
پایگاه‌: مقسمی( امسال جواب نداد)<br />
<br />
معماری‌: منفی زدم ... پیشنهادی ندارم<br />
<br />
سیستم عامل: حقیقت + مقسمی<br />
مورد ۱ کافی است.<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
<br />
من هفته رو دو قسمت میکردم ... ۴ روز اول هفته مطالعه‌ی درس و ۳ روز بعدی زدن تست های فصولی که در قسمت اول هفته مطالعه شده .هر روز ۱ ساعت زبان میخوندم . و زمان هایی که حوصله نداشتم هم زبان مرور میکردم . و درسی که خیلی مشکل داشتم هر روز در برنامه م بود...دروس مشترک رو زمان هایی که بازدهی م بیشتر بود میخوندم ...<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
من شبکه و ساختمان و طراحی الگوریتم خیلی مسلط بودم و همه سوال های کنکور مربوط به این دروس رو بدون شک زدم . این تسلط رو بخاطر چندین بار زدن تست های سال های قبل بدست آوردم.<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
<br />
من روزم رو به ۴ قسمت تقسیم میکردم: :: ساعت ۸ تا ۱۳ – ساعت ۱۵ تا ۱۹ – ساعت ۲۱ تا ۲۳ – ساعت ۲۳ تا ۰۰<br />
هر روز دو درس مشترک و یک درس ضریب ۱ میخوندم و ۱ ساعت زبان.<br />
البته یکی از این دروس مشترک درسی بود که هر روز در برنامه م بود (شبکه/نرم افزار) و روزهایی که وقت کم میاوردم اون درس رو نمیخوندم‌، چون میدونستم روز بعدی هم در برنامه م هست.<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بله خیلی اتفاق میفتاد و چند بار در طول دوره برنامه م عوض شد. برای جبران‌، زبان یا اون درسی که هر روز در برنامه م بود رو از برنامه اون روز حذف میکردم. یا سعی میکردم اون روز و روز های بعدی فشرده‌تر درس بخونم تا در زمان اضافی درسی که عقب افتادم رو بخونم.<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
من به شخصه تنهایی فقط میتونم درس بخونم‌، و تنهایی هم درس خوندم . درس خوندن گروهی رو دوست ندارم و به نظرم باعث اتلاف وقت میشه.<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
بله اتفاق میفتاد. ولی امسال خیلی کم اتفاق میفتاد. امسال من طول هفته خیلی خوب و باامید درس میخوندم‌، برای اینکه میدونستم دو روز آخر هفته برای ۲ ساعت اون سریال ای که خیلی دوست دارم رو خواهم دید . و شخصیت اول اون سریال به من اراده و امید یاد داد و الگوی من بود. و این جمله که " فقط ایمان داشته باش" ملکه ذهن من شده بود.<br />
( این سریال آخر هفته باعث میشد طول هفته وقتم رو کمتر تلف کنم)<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
من سالی که دانشجو بودم کنکورهای پارسه شرکت میکردم و رتبه م حدود ۷۰ میشد و چون دوستم سال قبلش با رتبه ای حدود ۱۰۰ پارسه رتبه ش تو کنکور حدود ۲۰ شد‌، باعث شد من اعتماد به نفس کاذب پیدا کنم . نتیجه کنکور ضربه روحی شدیدی به من وارد کرد. اگه کنکور آزمایشی باعث اعتماد به نفس کادب یا ناامیدی بشه‌، خوب نیست.... بستگی به روحیه افراد داره ...<br />
کنکورهای آزمایشی به بعضی افراد برنامه میده و بدون اون نمیتونن درس بخونن‌، این سری از افراد بهتره همه آزمون‌ها رو شرکت کنن.<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
من در طول خواندن برای کنکور حدود ۳۰۰ صفحه خلاصه برداری داشتم و ماه یکی مونده به آخر فقط اونها رو خوندم ... چون من سال قبل هم خونده بودم و تست‌ها برام آشنا و تکراری بود‌، تستی که نمیتونستم حل کنم رو هم تو خلاصه هام مینوشتم ... چون میدونستم که این تست رو برای سومین بار هم نتونستم حل کنم ... و مشکل جدی با این تست دارم ... البته برای کسی که اولین بار تست‌ها رو حل میکنه شاید این روش خوب نباشه ...( چون تعداد تست هایی که نمیتونه حل کنه بیشتره!!!)<br />
ماه یکی مونده به آخر فقط اون خلاصه‌ها و تست هایی که نوشته بودم رو خوندم و هرگاه احساس نیاز میکردم به کتاب‌ها مراجعه میکردم و همه تست های فصل خاصی رو میزدم .......... ماه آخر کنکورهای سال های اخیر رو حل میکردم (البته از خودم کنکور میگرفتم و بعد از ظهر بطور کامل تست‌ها رو بررسی میکردم و اشکالامو علامت میزدم که بعدا دوباره بخونم)<br />
علاوه بر خلاصه نویسی ۳۰۰ صفحه ای که گفتم ... ماه یکی مونده به آخر برای هر درس یک ورق A3 پشت و رو نکات خیلی مهم هر درس رو نوشتم و ۲ روز قبل کنکور ۱۰ تا ورق A3 رو فقط میخوندم (البته برای نرم افزار هفته آخر خیلی وقت گذاشتم و همه‌ی خلاصه هامو که حدود ۱۰۰ صفحه بود رو خوندم.)<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
<br />
من فقط یک روز کنکور داشتم ... چون شب قبل نتونستم بخوابم کارایی م تو کنکور نصف شد ... و چون نمیدونستم سوال‌ها کم شده با عجله سوال‌ها رو حل میکردم و باعث شد تمرکزم کم بشه ... پس سعی کنید جلد دفترچه سوالات رو بخوبی بخونید و بدونید که چه تغییراتی کرده ...<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
<br />
پیشنهاد من اینه از روی سوالاتی که سخت هستند یا اصلا تا حالا نمونه ش رو ندیدید‌، رد بشید ...( اگه شما خوب درس خوندید و سوال برای شما سخته ... مطمین باشید برای بقیه سخت‌تر هست ... پس بدون نگرانی از روش رد بشید) ... اگه وقت اضافه آوردید میتونید روش فکر کنید ... ولی تا زمانیکه مطمین نیستید جواب ندید ...<br />
( اشتباهی که کردم این بود:‌ :تقریبا ۴۰ دقیقه وقتم رو صرف ۳ سوال معماری کردم ... و در نهایت هم معماری رو منفی زدم ... که اگه منفی نمیزدم رتبه م نصف میشد ... به نظرم وقت گذاشتن برای این سوالا اشتباه هست ... بخصوص اگه ضریب ۱ باشن)<br />
هیچ وقت سوالی که صورتش برای شما قابل فهم یا تعریف شده یا آشنا نیست رو جواب ندید !!!!! و نگران نباشید که تعداد تست هایی که زدید کمه ... شرایط برای همه یکسان هست ...<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
زبان‌: ۲۲/۴۲<br />
مشترک: ۱۴/۵۷<br />
مدیریت: سفید<br />
پایگاه‌: ۵۶/۵<br />
هوش مصنوعی‌: ۴۴/۴۴<br />
سیستم عامل‌: ۳۳/۳۳<br />
معماری‌: -۱۱/۱۱<br />
رتبه گرایش ۲و۳‌: ۱۰۸<br />
رتبه گرایش ۱و۴: ۱۲۵<br />
<br />
روزانه - مدیریت سیستم های اطلاعاتی - خواجه نصیر<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
<br />
عدم وجود تمرکز هنگام درس خوندن شاید باعث شد نتیجه دلخواه م رو نگیرم .<br />
راه حل پیشنهادی من: :: به خدا و خودتون ایمان داشته باشید ... این باعث تمرکز و اعتماد به نفس میشه ...<br />
این ایمان سال های قبل در من خیلی خیلی کم بود ... ولی امسال ایمان‌ام زیاد شد و نسبتا نتیجه هم داد .<br />
<br />
بعضی افکار کنترل نشده هستند و بصورت ناخودآگاه وارد فکر بشر میشوند و تنها راه مقابله با اونها و رسیدن به آرامش‌، "به یاد خدا بودن" هست ... بنابراین هیچ گاه خدا رو فراموش نکنید ...<br />
<br />
پیام آخر: :: هیچ وقت ناامید نشید ... هیچ وقت تلاشتون رو نصفه رها نکنید ... ایمان داشته باشید ... هر تلاشی بالاخره به نتیجه خواهد رسید ...<br />
به این نکته هم توجه کنید: :: موفقیت توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است.<br />
<br />
به امید موفقیت همه‌ی کسانی که واقعا تلاش میکنند<br />
<br />
با تشکر .<br />
کاربر 	Potential]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه 82 هوش مصنوعی - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-3096.html</link>
			<pubDate>Mon, 05 Sep 2011 10:06:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-3096.html</guid>
			<description><![CDATA[۱-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
پاسخ:<br />
<br />
دانشگاه اراک<br />
کیفیت خود دانشگاه در حد ژیان بود ولی به لطف خدا خودم پیگیر درس بودم.<br />
نتیجه اش هم شد پایان دوره مهندسی کامپیوتر در مقطع کارشناسی و ۱۵۲ واحد گذرانده شده و معدل ۱۵(بنده چند واحدی نیز از دروس ارشد را اضافه گذراندم)<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
نخیر.نظر بنده این نیست.<br />
هیچ چیزی سخت‌تر از استمرار و ادامه‌ی کار نیست.<br />
چه بسیار کسانی که کاری را شروع می کنند و در نیمه رها می کنند.<br />
بنده اصلا قصد ادامه‌ی تحصیل نداشتم چون یک کار بسیار مناسب برایم فراهم شده بود.و مدتی بود مشغول آن بودم.به امر پدرم مشغول ارشد شدم و از اوایل مهر ماه شروع به خواندن دروس نمودم.<br />
از روزی ۵ الی ۶ ساعت شروع شد.در اواسط راه به ۱ الی ۳ ساعت رسید و در اواخر به بیش از ۹ ساعت.<br />
درس‌ها را بطور موازی شروع نمودم و فقط درس مدار الکتریکی را رها نمودم.<br />
و مطالعه‌ی گسسته و ریاضیات مهندسی را بدلیل تسلط سه ماه به تاخیر انداختم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان<br />
*******************<br />
زبان: کتاب پارسه بسیار عالیه و در کتابهایی که تا به حال دیدم به جرات می تونم بگم بی نظیره.البته بنده تافل هم داشتم سالهای دور و زبانم بدک نبود.<br />
<br />
تاثیر خاصی نداشت.<br />
<br />
ریاضی<br />
*******************<br />
ریاضی مهندسی:کتاب پارسه بعدش راهیان ارشد نیکوکار<br />
گسسته:گریمالدی<br />
محاسبات:پارسه<br />
احتمالات:پارسه عالیه بعدش راهیان<br />
<br />
به اون صورت نقشی ندارند چون از نظر بنده اصل ریاضی به داشتن نگاه ریاضیه که تو کتاب گیر نمیاد.<br />
شاید کسی بتونه با تلاش زیاد الگوی غالب سوالات رو یاد بگیره و به تعداد قابل قبولی از سوالات جواب بده.ولی بالاخره برای سوالات خارج از عرف کار چندانی از دستش بر نمیاد.<br />
<br />
مشترک<br />
*******************<br />
ساختمان داده ها: پارسه خوبه<br />
منطقی:پارسه به شرط پایه‌ی قوی عالیه.اگه نه کتاب پوران.<br />
معماری:ایضا مانند منطقی.<br />
سیستم عامل:به غیر از پارسه هیچی نخونید.بنظرم تو دنیا بیسته.<br />
من تو سیستم عامل تقریبا تمام کتابهای موجود و معروف دنیا رو یه تورقی کردم.رو دست کتاب پارسه نیست.<br />
نظریه زبان:لینز+تمارین آخر فصلش+پارسه<br />
<br />
بنظرم نقششون چیزی بالای ۵۰ درصد بود.مطالبی رو توشون میشه گیر بیاری که مثل آچار میمونن.<br />
<br />
<br />
تخصصی هوش<br />
*******************<br />
مدار:شرمنده تعطیل تعطیلم.<br />
آلگوریتم:اول پارسه رو خوندم بعد تستهای آخرش بعد هم تمارین آخر کتاب CLRS<br />
هوش:AIMA 2e و کتاب حل المسائلش که مال رامین رهنمونه و عالیه.<br />
<br />
در باره مدار که شرمنده.<br />
درباره آلگوریتم و هوش هم سوالات غالبا خارج ار عرف و بسیار مفهومی بودن برای من.<br />
و کتاب تست و این جور چیزها اصلا پاسخگو نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان:تقریبا روزی یک ساعت لغت+روزی سی دقیقه مطالعه متون انگلیسی(بسته به زمانی که تو هفته میذاشتم براش متفتوت میشد ولی نه خیلی زیاد)<br />
ریاضیات:۲۵% از زمان درس خواندنم توی هفته به ریاضی اختصاص داشت.که نصفش رو به مرور سر فصل‌ها گذروندم و نصف دیگرش رو مساله حل میکردم.البته من در ریاضی خوندن خیلی تنبلی میکردم چون ریاضیاتم بدک نبود.<br />
مشترک:بیشتر در حال مطالعه‌ی عمیق و مفهومی سرفصل‌ها بودم و برام حل تست مهم نبود.ولی به سوالات مفهومی بسیار اهمیت می دادم.<br />
<br />
تخصصی:<br />
مدار: کافه تعطیل<br />
آلگوریتم:بخش کوچکیش رو روی مرور مفاهیم گذاشتم و غالب وقتم رو سوال حل کردن گذاشتم.چند صد تایی سوال حل کردم.<br />
هوش:هوشم هم بدک نبود و کلا به یه مرور مختصر و حل سوال گذشت.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
ریاضیات:دوره‌ی دبیرستانم.<br />
منطقی:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
معماری:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
نظریه زبان:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
آلگوریتم:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
هوش:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
پاسخ:<br />
<br />
برنامه ریزیم هفتگی بود.به اینصورت که متناسب با نیازم مثلا ۱۰% برا زبان،۵۰%مشترک،۲۵%ریاضیات،۱۵%تخصصی هوش.<br />
بعد تو هفت روز هفته تقسیمش میکردم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بسیار زیاد.<br />
پاسخ:<br />
<br />
معمولا کاری براش نمی کردم.مگر اینکه این عقب افتادگی تو مشترکها بود.اونوقت از وقت درسهای دیگه براش وقت میذاشتم.و معمولا دست به تفریح و استراحتم هم نمیذاشتم.به جز یک ماه آخر که هیچ استرات و تفریحی نداشتم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
به نظر من که انفرادی.فقط و فقط!<br />
درس در خانه!<br />
من اصلا از درس خوندن تو لباس رسمی و پشت میز و خیلی شیک بدم میاد.<br />
درس خوندن باید تو یه لباس راحت مثل یه شلوار کردی گشاد یه زیرپوش نخی راحت و رو زمین باشه.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
اصلا!<br />
اصلا!<br />
اصلا!<br />
چقدر با این سوالتون غریبه ام...<br />
آدم اگه تو زندگی به خودش دروغ نگه هیییییییییییییییچ وقت دچار اون دوکلمه ای که گفتین نمیشه.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
من فقط آزمون های پارسه رو شرکت میکردم که بدک نبود.هرچند من از پارسه به جز برخی جزوه هاش و او حدود هفتصد هزار تومن هدیه اش خیر دیگه ای ندیدم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
مرور خلاصه برداری هام و تست کنکورهای سالهای قبل تو ۷۵% زمان استاندارد.برای بالا بردن سرعت عمل.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
پاسخ:<br />
<br />
هر دو روز عالی بود.روز اول کمی فشارش بیشتر بود و راستش به دلیل ادغام دفترچه های کنکور به شدت برای تقسیم زمانم با مشکل مواجه شده بودم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
ببینید کنکور همیشه به تعداد لازم سوالهای عرفی داره برای پاسخ دادن.<br />
بهترین راه حل رها کردنه.<br />
البته من کمی به این نوع سوالات حساسم چون شخصا اعتقاد دارم سوال هرچی بزرگ تر، با ابهت‌تر و غیر عرفی‌تر باشه شکست دادنش راحت تره.<br />
و برای خودم غالبا نتیجه بخش بوده.<br />
مخصوصا در ساختمان داده ها.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان: ۲۵/۵۶<br />
ریاضی:۴۰/۳۵<br />
مشترک:۳۸/۲۷<br />
تخصصی هوش:۲۹/۸۲<br />
<br />
۱:۱۸۷<br />
۲:۸۲<br />
۳:۲۹۴<br />
۴:۴۶۱<br />
<br />
تراز هوش:۶۷۲۷<br />
<br />
کارشناسی ارشد هوش مصنوعی و روباتیک دانشگاه تهران دوره‌ی روزانه<br />
<br />
======================================<br />
<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
پاسخ:<br />
<br />
من به فضل خدا تجربه‌ی تلخی نداشتم در دوران ارشد خواندنم که اگر برگردم انجامش ندم یا کار دیگری بکنم.<br />
و چند تا جمله‌ی کوتاه:<br />
بنده مثلا مذهبی هستم و این مسئله بسیار برام مهم بود.کارهایی که آدمهای مثل من میکنن.توکل و ...<br />
تو فضا نبودم و خودم رو همینطوری که بودم پذیرفته بودم.و فقط به یه چیز فکر میکردم:پیشرفت.<br />
ارشد خوندن متری نیست یعنی کسی برنده نیست که لزوما متراژ بالاتری از دروس رو پوشش داده باشه.کسی برنده است که بیشتر فهمیده باشه.<br />
کاملا راحت بودم چون مطمئن بودم به حقم می رسم و کاملا به سیستم خدا اعتماد داشتم.<br />
هر وقت حس درس نبود به راحتی رو برنامه‌ام پا میذاشتم و بعدا خیلی عذاب وجدان نمی گرفتم ولی مواقعی هم که درس میخوندم با تمام وجود روش بودم.<br />
برنامه‌ی تفریحم کاملا براه بود و یادم نمیاد به جز این آخرا کاری کرده باشم که بخاطرش پا روی تفریحاتم گذاشته باشم.<br />
انگیزه بسیار زیادی هم داشتم.<br />
بقیه اش هم کلیشه ای میشه اگه بخوام بگم.یه چرخ تو روزنامه و اینترنت بزنین پره از انواع انگیزه های کلیشه ای.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
ممنونم<br />
ایام بکام و دوران عزت مستدام<br />
محمد سعید قاسمی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[۱-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)<br />
پاسخ:<br />
<br />
دانشگاه اراک<br />
کیفیت خود دانشگاه در حد ژیان بود ولی به لطف خدا خودم پیگیر درس بودم.<br />
نتیجه اش هم شد پایان دوره مهندسی کامپیوتر در مقطع کارشناسی و ۱۵۲ واحد گذرانده شده و معدل ۱۵(بنده چند واحدی نیز از دروس ارشد را اضافه گذراندم)<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
نخیر.نظر بنده این نیست.<br />
هیچ چیزی سخت‌تر از استمرار و ادامه‌ی کار نیست.<br />
چه بسیار کسانی که کاری را شروع می کنند و در نیمه رها می کنند.<br />
بنده اصلا قصد ادامه‌ی تحصیل نداشتم چون یک کار بسیار مناسب برایم فراهم شده بود.و مدتی بود مشغول آن بودم.به امر پدرم مشغول ارشد شدم و از اوایل مهر ماه شروع به خواندن دروس نمودم.<br />
از روزی ۵ الی ۶ ساعت شروع شد.در اواسط راه به ۱ الی ۳ ساعت رسید و در اواخر به بیش از ۹ ساعت.<br />
درس‌ها را بطور موازی شروع نمودم و فقط درس مدار الکتریکی را رها نمودم.<br />
و مطالعه‌ی گسسته و ریاضیات مهندسی را بدلیل تسلط سه ماه به تاخیر انداختم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۳-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان<br />
*******************<br />
زبان: کتاب پارسه بسیار عالیه و در کتابهایی که تا به حال دیدم به جرات می تونم بگم بی نظیره.البته بنده تافل هم داشتم سالهای دور و زبانم بدک نبود.<br />
<br />
تاثیر خاصی نداشت.<br />
<br />
ریاضی<br />
*******************<br />
ریاضی مهندسی:کتاب پارسه بعدش راهیان ارشد نیکوکار<br />
گسسته:گریمالدی<br />
محاسبات:پارسه<br />
احتمالات:پارسه عالیه بعدش راهیان<br />
<br />
به اون صورت نقشی ندارند چون از نظر بنده اصل ریاضی به داشتن نگاه ریاضیه که تو کتاب گیر نمیاد.<br />
شاید کسی بتونه با تلاش زیاد الگوی غالب سوالات رو یاد بگیره و به تعداد قابل قبولی از سوالات جواب بده.ولی بالاخره برای سوالات خارج از عرف کار چندانی از دستش بر نمیاد.<br />
<br />
مشترک<br />
*******************<br />
ساختمان داده ها: پارسه خوبه<br />
منطقی:پارسه به شرط پایه‌ی قوی عالیه.اگه نه کتاب پوران.<br />
معماری:ایضا مانند منطقی.<br />
سیستم عامل:به غیر از پارسه هیچی نخونید.بنظرم تو دنیا بیسته.<br />
من تو سیستم عامل تقریبا تمام کتابهای موجود و معروف دنیا رو یه تورقی کردم.رو دست کتاب پارسه نیست.<br />
نظریه زبان:لینز+تمارین آخر فصلش+پارسه<br />
<br />
بنظرم نقششون چیزی بالای ۵۰ درصد بود.مطالبی رو توشون میشه گیر بیاری که مثل آچار میمونن.<br />
<br />
<br />
تخصصی هوش<br />
*******************<br />
مدار:شرمنده تعطیل تعطیلم.<br />
آلگوریتم:اول پارسه رو خوندم بعد تستهای آخرش بعد هم تمارین آخر کتاب CLRS<br />
هوش:AIMA 2e و کتاب حل المسائلش که مال رامین رهنمونه و عالیه.<br />
<br />
در باره مدار که شرمنده.<br />
درباره آلگوریتم و هوش هم سوالات غالبا خارج ار عرف و بسیار مفهومی بودن برای من.<br />
و کتاب تست و این جور چیزها اصلا پاسخگو نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان:تقریبا روزی یک ساعت لغت+روزی سی دقیقه مطالعه متون انگلیسی(بسته به زمانی که تو هفته میذاشتم براش متفتوت میشد ولی نه خیلی زیاد)<br />
ریاضیات:۲۵% از زمان درس خواندنم توی هفته به ریاضی اختصاص داشت.که نصفش رو به مرور سر فصل‌ها گذروندم و نصف دیگرش رو مساله حل میکردم.البته من در ریاضی خوندن خیلی تنبلی میکردم چون ریاضیاتم بدک نبود.<br />
مشترک:بیشتر در حال مطالعه‌ی عمیق و مفهومی سرفصل‌ها بودم و برام حل تست مهم نبود.ولی به سوالات مفهومی بسیار اهمیت می دادم.<br />
<br />
تخصصی:<br />
مدار: کافه تعطیل<br />
آلگوریتم:بخش کوچکیش رو روی مرور مفاهیم گذاشتم و غالب وقتم رو سوال حل کردن گذاشتم.چند صد تایی سوال حل کردم.<br />
هوش:هوشم هم بدک نبود و کلا به یه مرور مختصر و حل سوال گذشت.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
ریاضیات:دوره‌ی دبیرستانم.<br />
منطقی:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
معماری:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
نظریه زبان:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
آلگوریتم:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
هوش:نحوه‌ی خوندنم در دوره لیسانس.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
پاسخ:<br />
<br />
برنامه ریزیم هفتگی بود.به اینصورت که متناسب با نیازم مثلا ۱۰% برا زبان،۵۰%مشترک،۲۵%ریاضیات،۱۵%تخصصی هوش.<br />
بعد تو هفت روز هفته تقسیمش میکردم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟<br />
بسیار زیاد.<br />
پاسخ:<br />
<br />
معمولا کاری براش نمی کردم.مگر اینکه این عقب افتادگی تو مشترکها بود.اونوقت از وقت درسهای دیگه براش وقت میذاشتم.و معمولا دست به تفریح و استراحتم هم نمیذاشتم.به جز یک ماه آخر که هیچ استرات و تفریحی نداشتم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
به نظر من که انفرادی.فقط و فقط!<br />
درس در خانه!<br />
من اصلا از درس خوندن تو لباس رسمی و پشت میز و خیلی شیک بدم میاد.<br />
درس خوندن باید تو یه لباس راحت مثل یه شلوار کردی گشاد یه زیرپوش نخی راحت و رو زمین باشه.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
<br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
اصلا!<br />
اصلا!<br />
اصلا!<br />
چقدر با این سوالتون غریبه ام...<br />
آدم اگه تو زندگی به خودش دروغ نگه هیییییییییییییییچ وقت دچار اون دوکلمه ای که گفتین نمیشه.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
من فقط آزمون های پارسه رو شرکت میکردم که بدک نبود.هرچند من از پارسه به جز برخی جزوه هاش و او حدود هفتصد هزار تومن هدیه اش خیر دیگه ای ندیدم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
مرور خلاصه برداری هام و تست کنکورهای سالهای قبل تو ۷۵% زمان استاندارد.برای بالا بردن سرعت عمل.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
پاسخ:<br />
<br />
هر دو روز عالی بود.روز اول کمی فشارش بیشتر بود و راستش به دلیل ادغام دفترچه های کنکور به شدت برای تقسیم زمانم با مشکل مواجه شده بودم.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
ببینید کنکور همیشه به تعداد لازم سوالهای عرفی داره برای پاسخ دادن.<br />
بهترین راه حل رها کردنه.<br />
البته من کمی به این نوع سوالات حساسم چون شخصا اعتقاد دارم سوال هرچی بزرگ تر، با ابهت‌تر و غیر عرفی‌تر باشه شکست دادنش راحت تره.<br />
و برای خودم غالبا نتیجه بخش بوده.<br />
مخصوصا در ساختمان داده ها.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
پاسخ:<br />
<br />
زبان: ۲۵/۵۶<br />
ریاضی:۴۰/۳۵<br />
مشترک:۳۸/۲۷<br />
تخصصی هوش:۲۹/۸۲<br />
<br />
۱:۱۸۷<br />
۲:۸۲<br />
۳:۲۹۴<br />
۴:۴۶۱<br />
<br />
تراز هوش:۶۷۲۷<br />
<br />
کارشناسی ارشد هوش مصنوعی و روباتیک دانشگاه تهران دوره‌ی روزانه<br />
<br />
======================================<br />
<br />
<br />
۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)<br />
پاسخ:<br />
<br />
من به فضل خدا تجربه‌ی تلخی نداشتم در دوران ارشد خواندنم که اگر برگردم انجامش ندم یا کار دیگری بکنم.<br />
و چند تا جمله‌ی کوتاه:<br />
بنده مثلا مذهبی هستم و این مسئله بسیار برام مهم بود.کارهایی که آدمهای مثل من میکنن.توکل و ...<br />
تو فضا نبودم و خودم رو همینطوری که بودم پذیرفته بودم.و فقط به یه چیز فکر میکردم:پیشرفت.<br />
ارشد خوندن متری نیست یعنی کسی برنده نیست که لزوما متراژ بالاتری از دروس رو پوشش داده باشه.کسی برنده است که بیشتر فهمیده باشه.<br />
کاملا راحت بودم چون مطمئن بودم به حقم می رسم و کاملا به سیستم خدا اعتماد داشتم.<br />
هر وقت حس درس نبود به راحتی رو برنامه‌ام پا میذاشتم و بعدا خیلی عذاب وجدان نمی گرفتم ولی مواقعی هم که درس میخوندم با تمام وجود روش بودم.<br />
برنامه‌ی تفریحم کاملا براه بود و یادم نمیاد به جز این آخرا کاری کرده باشم که بخاطرش پا روی تفریحاتم گذاشته باشم.<br />
انگیزه بسیار زیادی هم داشتم.<br />
بقیه اش هم کلیشه ای میشه اگه بخوام بگم.یه چرخ تو روزنامه و اینترنت بزنین پره از انواع انگیزه های کلیشه ای.<br />
<br />
======================================<br />
<br />
ممنونم<br />
ایام بکام و دوران عزت مستدام<br />
محمد سعید قاسمی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت]مصاحبه با رتبه 9 علوم کامپیوتر کنکور ارشد90]]></title>
			<link>/forum/thread-2665.html</link>
			<pubDate>Sun, 31 Jul 2011 20:30:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2665.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام <br />
متن مصاحبه زیر با یکی از بچه های درسخون ورتبه تک رقمی  امسال  انجام شده است.(با اجازه سارا خانم)<br />
ایشان از اعضاء جدید مانشت هستند و با نام کاربری ic_tetaدر مانشت حضور دارند.<br />
سوالها یک کم متفاوته و سعی کردم در سوالها هر چی ممکنه به ذهنتون برسه را بپرسم. بامید باینکه شاهد حضور بیشتر ایشان در تالار باشیم‌، این هم سوال و جوابهای ما:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
۱<span style="font-weight: bold;">- اگه بخواهیم از ابتدای ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی شروع کنیم، آیا شما رشته کامپیوتر را با علاقه انتخاب کردید یا بعدا" علاقمند شدید . از ابتدا ادامه تحصیل بعد از کارشناسی در برنامه تحصیلیتون جایی داشت؟</span><br />
 سلام عرض می کنم خدمت شما و همه دوستانی که این مطلب رو می خونند، امیدوارم که بتونم مفید به فایده باشم.<br />
<br />
 بله، بنده به کامپیوتر علاقه داشتم، ولی نه در حدی که بخوام حتما وارد یکی از رشته های کامپیوتری بشم. مثل خیلیا دفترچه انتخاب رشته‌ام رو به ترتیب با برق، مکانیک،کامپیوتر و ... پرکردم.<br />
 بله تصمیم داشتم با لطف خدا‌، در صورتی که اتفاق خاصی نیفته ادامه تحصیل بدم.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">2-دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه و با چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟ (چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون در چه حدودی بود؟</span><br />
 تحصیلات کارشناسیم رو در دانشگاه مازندران گذروندم، دانشگاهی که از لحاظ کیفیتی، شاید زمان ما در اون حدی که ما انتظار داشتیم نبود، (بدلیل کمبود کلاس و همچنین اینکه ما تقریبا دو سال اول رو بدون اینکه گروهمون عضو هیئت علمی داشته باشه شروع کردیم، چون ما ورودی سوم گروه علوم کامپیوتر بودیم وتقریبا رشته ای نوپا در دانشگاه بود البته خداروشکر الان وضعیت بهتر شده و همین طور در حال بهتر شدنه و ۳،۴ عضو هیئت علمی هم گرفته) ولی همین معدود استادایی که درسای اختصاصی رو باهاشون داشتم، غالب اساتید خوبی بودند که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاه های پایتخت بخصوص صنعتی شریف بودند.<br />
 معدل الف دانشگاه بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3- درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده ای یا فکر میکنید بشوید؟</span><br />
 زبان تخصصی ۳۶<br />
 دروس پایه (ریاضی۱،۲- آمار- مبانی) ۵۱<br />
 ریاضیات گسسته ۴۲<br />
 ساختمان داده‌ها و الگوریتم‌ها ۷۳<br />
 اصول سیستم های کامپیوتری(معماری) ۳۳<br />
 نظریه اتوماتا ۴۰<br />
 آنالیز ۴۲<br />
 رتبم ۹ شد، ان شاء الله شریف قبول می شم.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">4-سال اولی بود که امتحان میدادید؟</span><br />
 بله<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> 5-از روز های قبل از کنکور بگید. آیا روز قبل از کنکور یا روزهای قبلش انتظار اینچنین رتبه ای رو داشتید؟ بعد از کنکور چطور؟</span><br />
 یکی از دوستانم به نام آقای علی نجفی که ورودی قبل من بود، در کنکور ۸۹، رتبه ۱۴ رو کسب کرده بود. این بود که با خودم گفتم اگر اون تونست، ان شاءا.. من هم میتونم این رتبه رو کسب کنم، علاوه بر اون، از مشورت با علی نجفی و همچنین از تجاربی که از کنکور کارشناسی خودم (که رتبم بد شده بود) بدست آورده بودم استفاده کردم و با توکل برخدا تلاش کردم که به اون دست پیدا کنم، البته ۱۰۰% فکر نمی کردم که بتونم همچین رتبه ای رو کسب کنم (چون فکر می کردم نمی تونم در آزمون تستی موفق باشم )اما ناامیدهم نبودم<br />
 بعد از کنکور هم اوایل فکر می کردم اگه خوب نبود، لااقل بد هم نیست، و فکر میکردم شاید بتونم پایتخت قبول بشم، ولی هرچی به زمان دریافت رتبه ارشد نزدیکتر میشدم، این احساس من کم رنگ‌تر میشد، تا جایی که آرزو میکردم که فقط قبول بشم، حالا تقریبا هرجا که میخواد بشه (البته روزانه، اصلا بفکر شبانه نبودم)<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">6-بعد از خروج از جلسه کنکور بنظرتون چقدر از توانایی‌ها و مهارتتون را در آزمون استفاده کردید؟ آیا شما هم معتقدید که در جو کنکور هر فرد میتواند کمتر از پنجاه درصد از توانییهاش استفاده کند؟</span><br />
 من هر سه حالت احساس رو داشتم، یعنی از بعضی درسام راضی و از بعضی ناراضی بودم، و الباقی رو هم نمیدونستم اصلا چیکار کردم، ولی اصلا ناراحت نبودم ویا اضطراب نداشتم، زیرا به خودم فهمونده بودم که تا اونجایی که تونستی زحمتتو کشیدی و دیگه از اینجا نتیجه رو به خدا واگذار کن و بذار هر چیزی که میخواد خودش رقم بزنه حالا ممکنه مثل کنکور کارشناسیم نتیجه زحماتم رو نگیرم و یا برعکس در ارشد نتیجه تقریبا فراتر از انتظار هم بگیرم.<br />
 حالا اینجا جاداره به عنوان برادر کوچکتر به عزیزان درس پس بدم و نکته ای رو متذکر بشم، و اونم اینه که:<br />
 هر کسی که می خواد موفق بشه، با یک برنامه ریزی مناسب درساشو مطالعه کنه و بعدش دیگه بقیه رو توکل کنه به خدا (اگه قبول بشه فبها، اگه هم نه که خدا کریمه). اصلا اگر کسی با این تز بره سرجلسه، احتمال موفقیت و درصدهای بالاش بیشتر میشه، چون واضحه که با این نوع تفکر دیگه اضطراب نداره و به راحتی به هر سوالی که بلده میتونه پاسخ بده، این همون راهیه که میدونم خیلی‌ها مثل من از این طریق جواب گرفتند.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">7-تنها درس میخوندید یا با کسی یا گروهی؟در خانه یا کتابخانه یا...؟</span><br />
 تنها در خانه درس میخوندم، البته اگر کسی رو در کتابخانه شهرم پیدا می کردم که می خواست کنکور علوم یا نرم افزار بده احتمالا میرفتم اونجا تا باهاش درس بخونم (اگر این طوری میشد، من و اون شخص درس خودمون رو می خوندیم و پس از خوندن اگر ابهامی یا مشکلی وجود داشت اون وقت زمانی رو واسه حل مشکل اختصاص میدادیم، نه اینکه از همون اول با هم درس بخونیم)<br />
 اینو هم بگم که با وجود این که فقط ۱۱ واحد در ترم ۷ داشتم، ولی با این حال بدلیل مشکل کمبود اساتید دانشکده و ...، متاسفانه برنامه هفتگیم طوری شده بود که سه روز در هفته رو مجبور بودم برم به دانشگاه!<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">8-حالا برسیم به برنامه ریزی تون و راه رسیدن به هدف. آیا برنامه ریزی متفاوتی داشتید یا برنامه خاص خودتون؟ از کی برنامه ریزی کردید و از کی شروع به اجرای برنامه ؟ برنامه ریزی تون روزانه بود یا ماهیانه یا....؟ اگر میشه کمی از جزئیاتش بفرمایید.</span><br />
 من برنامه ریزی داشتم اما برنامه هام تقریبا در بازه زمانی یکماهه بودند، به این صورت که معمولا ۳درس رو انتخاب میکردم و در برنامه‌ام بود که در عرض یک ماه یا بیشتریا کمتر، این درس‌ها رو به پایان برسونم.<br />
 البته مسلما"در دور اولی که میخوندم ممکن بود حتی یک ماه و نیم وحتی بیشتر هم بکشه (که همین طور هم شده بود مثلا درسهایی رو که در تابستون میخوندم حتی تا مهرماه هم یک یا دو درس از ۳ الی ۴ درسی که انتخاب کرده بودم رو تموم نکردم که البته دلایلی مثل داشتن مشغله در اوائل تابستان و... هم در این کار دخیل بودند)، و برعکس اواخر کنکور میتونستم درس‌ها رو یک هفته ای هم بخونم اما بطور میانگین میشه گفت بازه های زمانیم یکماهه بود نحوه خوندن هم به این صورت بود که معمولا روز رو به سه قسمت یا بخش تقسیم میکردم معمولا یک قسمت شامل صبح و دو قسمت دیگر هم مربوط بود به بعد از ظهر تا غروب و غروب تا شب.<br />
 و در هر بخش، من یکی از اون سه درسی که قرار بود بخونم رو بنا به مقتضیات انتخاب می کردم و می خوندم و دو تای دیگه هم به همین صورت و نحوه خوندن من هم این طور بود که براساس تعداد صفحات یا پارامترهای دیگر مثل تعداد تست‌ها سعی می کردم کتاب رو بخونم ودر واقع تلاشی برای اتمام یک فصل یا اصلا یک کتاب نداشتم بلکه به اصطلاح لاک پشتی میخوندم ولی در عین حال به جای یک کتاب از ۳ کتاب بهره میگرفتم<br />
 به نظرم خوبی این روش این بود که اگر مبحثی یا بخشی رو فراموش میکردم، چون فرداش باید از ادامه اش میخوندم، در صورتی که اون مطلب از ذهنم رفته بود، یک نگاه سریع به مطالب روز یا روزهای قبل مینداختم و سپس ادامه میدادم در حالی که اگر قرار بود به جای ۳درس ازیک درس استفاده کنم، مسلما زمان بیشتری رو صرف یک درس میکردم و مثلا ممکن بود که چند فصل رو در یک روز تموم کنم و چون اون فصل تموم شده بود، چون دیگه نیازی به اون فصل نداشتم (بخصوص درس هایی که فصولش زیاد ربطی به هم ندارند و میشه که یه فصل رو بدون دونستن و خوندن فصلهای دیگه خوند) در نتیجه دیگه به اون بخش مراجعه نمیکردم (البته تا قبل از شروع دور جدید) و مطمئنا مطالبش از ذهنم میرفت، در حالیکه خودم احتمالا از این حالتم بی خبر می بودم<br />
 معمولا در انتخاب ۳ درس هم سعی میکردم طوری انتخاب کنم که درس‌ها هیچ ربطی به هم نداشته باشند، مثلا هیچ وقت ریاضی او ۲ رو نباید با هم خوند و یا انتخاب ریاضی ۲ واتوماتا به نظر انتخاب خوبیه، چون یکی حجمش زیاده و یکی حجمش کم (برای من یکیش شیرین و یکیش سخت) و...<br />
 خلاصه برداری هم در دستور کار من قرار داشت، به این صورت که هر نکته یا مطلب مهم که احساس میکردم مهمه و در کنکور میاد یا چیز دیگه ای که یا فکر میکردم خیلی مهمه و یا یه چیز پایه ای هست که در جاهای دیگه ازش استفاده میشه (در واقع پرکاربرده) رو برای خودم یادداشت میکردم و به اون‌ها "خلاصه نوشت خ.ن." میگفتم. خ.ن. برای هر درس جدا بود یعنی مثلا دروس ریاضی۱، ریاضی۲، و طراحی الگوریتم، ۳ خ.ن. جداگانه داشتند و خ.ن. هر درسی، در روزهای آخر کنکورشامل چند برگه آچار بود که در کتاب مرتبط با اون نگه داری میشد و تقریبا هر شب، یک یا دو خ.ن. در انتهای شب میخوندم در حالیکه فرصت آنچنان زیادی از من نمیگرفت، ولی چون گلچین درسها بود و تقریبا هر یکی دوهفته خوندن خ.ن. مربوط به یه درس واسم تکرار میشد، دیگه تقریبا همه مطالب مهم و نکته دار در ذهنم جا گرفته بود و شما حساب کنید اگر از هر درسی در نزدیکی های کنکور مثلا حدود ۱۰۰نکته گلچین یادداشت می کردم، یعنی امکان نداشت که لااقل ۵ تا نکته یا سوال از اون خ.ن‌ها در کنکور بیاد در حالیکه من کاملا اونو بدلیل مداومت بر خوندن و تکرار کردن، بلد بودم.<br />
 من از تابستون شروع کردم، ولی به صورت کامل و همه جانبه نبود و حتی سه هفته ای هم کارداشتم و تقریبا اصلا نخوندم. به عبارتی میشه گفت در تابستون توی زمین خاکی کار می کردم و از مهرماه دیگه بصورت حرفه ای شروع کردم.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">9-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟ گاهی در طول دوران آمادگی برای ارشد بدلایل مختلف داوطلبین نا امید میشوند. مثل عقب افتادن مداوم از برنامه، اتفاق خاص‌، سفر ضروری که وقت زیادی بگیرد و امثالهم .آیا شما از این اتفاقات داشتید و چگونه بر نا امیدی غلبه میکردید.</span><br />
 به غیر از تابستون، تقریبا نه،<br />
 دلیلش هم اینه که خدارو شکر اتفاق خاصی برام نیفتاد، ضمن اینکه سعی می کردم از برنامم تخطی نکنم همونطور که گفتم - نه بصورت کامل-‌، اما در هر صورت من در تابستون شروع به خوندن کردم و این عامل مهمی بود که نمی گذاشت ناامید بشم، مثلا یکی از دوستان رو میدیدم که چون در تابستون تلاش مناسبی برای خوندن نکرده بود، همواره ترس از بابت این داشت که نمیرسه درساشو تموم کنه و در نهایت هم همین ترس و نامیدی بر اون غلبه کرد و ۲ درسش رو متاسفانه در ارشد سفید گذاشت.<br />
 البته مطمئنا کسی که در تابستون درس نخونده میتونه براحتی جبران کنه و بخونه (مثلا همین شخصی که مثال زدم چون درسای دیگه رو تونسته بود بخونه، رتبه حدود ۱۰۰ کسب کرد که میتونه براحتی انشاء الله روزانه قبول بشه )، اما مهم اینه که این ظرفیت رو داشته باشه که نذاره ناامیدی براون غلبه کنه.<br />
 در مجموع به نظرم خوندن در تابستون ۲ امتیاز داره:<br />
 اولی این که ناامیدی رو به مراتب کمرنگ میکنه و اگه خدای ناکرده در زمان درس خوندن بعد از مهرماه، اتفاق غیرمنتظره یا مشکلی پیش بیاد، احتمالا تابستون بتونه جور اون فقدان زمان رو بکشه تا از این بابت نگرانی کمتری داشته باشیم.<br />
 و دومی اینکه به عنوان یک کاتالیزرعمل میکنه، یعنی چون قبلا چند درس روخوندیم دفعات بعد بعد از تابستون ترس از خوندن نکات جدید نداریم و سرعت مطالعه و در نتیجه کمیت و کیفیت کارمون بهتر میشه.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">10-آیا درصدهاتون در کنکور تناسبی با وقت و مهارتتون در هر درس داشت؟ یعنی درسی بود که احساس میکردید مسلطید ولی در کنکور درصدش پایین شد؟ درکل برخوردتون با سوالات غیر منتظره چه بود؟</span><br />
 تقریبا انتظار داشتم در اکثر درس‌ها درصد های به مراتب یکسانی رو داشته باشم (منظورم اینه که انتظار داشتم درصد اکثر درس هام %X بشه) چون به تناسب حجم و ضریب سختی دروس، وقت یکسانی رو برای درس‌ها صرف کرده بودم، ولی در درسی مثل ساختمان فراتر از انتظارم بود و برعکس در درسی مثل معماری یا اتوماتا انتظار در صدهای بالاتری رو داشتم.<br />
 درسی مثل مبانی(از دروس پایه)، کاملا برام غیرمنتظره بود، چون محتوا و اصلا پیکره بندی سوالات نسبت به سال های قبل عوض شده بود، ولی همونطور که قبلا هم اشاره کردم، احساس بدی بمن دست نداد، چون قرار بود با توکل به خدا هر سوالی رو که بلدم حل کنم و اگه هم نه ازش رد بشم، چون اصلا ارزش کنکور به وقتشه و اگه من بخوام وقتم رو با ناراحتی و اضطراب از بین ببرم، دیگه زمانی برای جواب دادن به بقیه سوالات نمی مونه و اصلا اون سوالات دیگه هم تحت تاثیر این احساسات بد خراب میشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11- شیوه درس خوندنتون چطوری بود؟ عمیق میخوندید و با فاصله کوتاهی تمرین حل میکردید و تست میزدید یا شکل دیگری داشت؟ آیا سوالات کنکور سالهای اخیر در شکل درس خوندنتون اثری داشت؟</span><br />
 به نظرم کنکور مثل نحوه گزینش مهره های شطرنج برای بازی و پیروزی در اونه، به عبارت دیگه باید دید اون بخش از کتابی رو که میخونیم در کنکور سال های قبل چقدر ازش سوال اومد، متناسب با تعداد سوالات و ضریبی که اون درس در کنکور داره، باید براش وقت گذاشت مثلا فصل انتگرال روی سطح و خم در ریاضی ۲ از اون فصل هاییه که هم بخاطر ضریب بالای ریاضی در کنکور و هم بخاطر اینکه هر سال ازش سوال میومد، خیلی مورد توجه من بود، در حالیکه فصل اول ریاضی۲ رو میشه یه جورایی گفت که تقریبا نخوندم یا فصل Pipeline از معماری، فصلیه که بعیده ازش تو کنکور سوال نیاد، ولی یکی‌، دو فصل از معماری رو وقتی میدیدم، حتی یک بار هم از اونا سوال نیومده بود، نخوندمشون، در نتیجه به این سوالتون هم جواب دادم که مطمئنا سوالات کنکورهای سالهای قبل در نحوه خوندن من تاثیر داشت.<br />
 نحوه تست زدن من هم از همون روش لاک پشتی پیروی میکرد. یعنی وقتی به پایان یک فصل از کتاب میرسیدم، تقریبا از فرداش شروع میکردم به زدن تست اون فصل، ولی نه همه تست ها، بلکه براساس تعداد صفحه (مثل روزی یک صفحه) یا تعداد تست (مثلا روزی ۱۰ تست) این کار رو انجام میدادم تا با تکرار روزانه تست ها، هم ضمیر کوتاه مدت و هم ضمیر بلند مدتم رو نیرومند کنم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- آیا کلاس کنکور و یا کنکور آزمایشی شرکت میکردید؟ چقدر در موفقیت شما موثر بودند؟</span><br />
 نه، من اولین بار بود که بعد از کنکور سال ۸۶ کارشناسی روی صندلی آزمون نشستم، شاید یکی از دلایلش این باشه که به نظر فقط یه جا آزمون های آزمایشی علوم برگزار میشد اون هم مدرسان شریف بود که شنیده بودم فقط حدود ۲۰۰ نفر در اون شرکت می کردند!!!<br />
 لذا از این بابت نتونستم خودم رو اونطور که هستم محک بزنم و ارزیابی کنم (گرچه کنکور ۳ سال آخر رو در منزل برای خودم شبیه سازی کردم و چند ساعتی رو روی صندلی نشستم و به اونا جواب داده بودم)، گرچه با این شبیه سازی که برای خودم انجام دادم زیاد برام مهم نبود که جایی رو برای شبیه سازی آزمون ندارم<br />
 ولی فکر می کنم برای سایر رشته‌ها مثل نرم افزار، شرکت در این آزمون‌ها میتونه بسیار موثر باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13- دوران جمع بندی تون از کی شروع شد؟ بنظرتون از چه فاصله زمانی تا کنکور این دوران باید شروع بشود؟</span><br />
 برای خودم دقیقا یادم نیمیاد ولی فکر کنم بین دو الی چهار هفت آخر، زمان مناسبی باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید و نقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
 ریاضی ۱: پوران پژوهش<br />
 ریاضی ۲: آغاسی<br />
 آمار و احتمال: آمار واحتمال مهندسی پارسه<br />
 ریاضیات گسسته: پوران پژوهش<br />
 ساختمان داده‌ها و الگوریتم ها: ساختمان داده مقسمی + طراحی الگوریتم مقسمی + نگاه خیلی کوتاه هم به کتاب پوران (در روزهای آخر)<br />
<br />
 اصول سیستم های کامپیوتری(معماری): بعضی از فصل‌ها از کتاب پوران و بعضی دیگه از مقسمی و یکی دو فصل هم از هردو. (چون بنظرم این دو کتاب به تنهایی مناسب نیستند، ولی اگه قرار باشه یکی رو پیشنهاد کنم، بنظرم پوران بهتره) از کتاب مرجع، یعنی موریس مانو هم غافل نشید.<br />
<br />
 نظریه اتوماتا: پیتر لینز با همه تمارین بهترین منبعه + مقسمی<br />
 آنالیز: پوران پژوهش (اگه قرار بود دوباره بخونم، شاید راهیان ارشد رو میخوندم)<br />
 ضمن اینکه اگه من قرار بود امسال شرکت کنم، احتمالا حداقل از یکی از کتابهای Clrs، الگوریتم نیپولیتان یا داده ساختار دکتر قدسی رو به عنوان یک منبع اصلی مد نظر قرار می دادم، بخصوص اونایی که وقت کافی دارند، از کنار Clrs به راحتی نگذرند.<br />
 البته این منابع صرفا چیزایی هست که من استفاده کردم و ممکنه منابع بهتر از اینا هم پیدا بشه، لذا صرفا به این منابع اکتفا نکنید و تحقیق بیشتری انجام بدید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15- اگه توصیه خاصی برای دوستانتون که در حال آماده شدن واسه آزمون کارشناسی ارشد هست بفرمایید.</span><br />
 از من یه بار در تعریف موفقیت پرسیدند،<br />
 من اونو این طوری تعریف می کنم:<br />
 موفقیت یعنی اینکه برای رسیدن به هدفت، -هرچند رسیدن بهش سخت باشه – تلاش کنی، حتی اگه بهش نرسی، مهم اینه در انتهای کار از خودت و کوششی که کردی راضی باشی و دیگه به نتیجش فکر نکنی در حالی که خدا توکل کرده ای.<br />
 خوبه در راستی و صدق همین تعریف، برای کسایی که واسه کنکور تلاش کردند، اما به ظاهر موفق نشدند، یه ماجرا تعریف کنم:<br />
 بعد از اینکه نتایج آزمون کارشناسی آومد و من رتبمو دیدم، خیلی شوکه شده بودم و باورم نمی شد که نتیجه زحماتم این شده باشه، اوایل هم -اشتباها- کمی ناراحت و عصبانی و ناراحت بودم، اما تونستم خودم رو جمع و جور کنم و به خدا گفتم: خدایا توکل برتو می کنم و امیدوارم این چیزی که برام رقم زدی، خیرم در اون باشه.<br />
 می رفتم بین دوستان و آشنایان و حتی یک استاد دانشگاه تحقیق می کردم که با اون رتبه ضعیفی که اوردم، بمونم برای سال دوم بخونم یا برم دانشگاه و بالاخره در یکی از همین مشورت ها، یه روز یکی از فامیل هام که تلفنی داشت با من صحبت میکرد، این قضیه رو واسم تعریف کرد که: زمان تحصیلش یه دوست داشت که خیلی با هم صمیمی بودند، اما موقع نتایج کنکور، فامیلم رتبه ضعیف اورد، اما برعکس اون دوستش رتبه خوبی اورد و تونست توی یکی از دانشگاههای تهران قبول شه. فامیلم گفت از ته دل یه جورایی ناراحت بودم که چرا من هم نتونستم مثل اون شم که ناگهان یک روز به بهش خبر دادن که متاسفانه رفیقش در جاده هراز –مسیر بین خونه تا دانشگاه یا برعکس- تصادف میکنه و با شوهرش دوتایی تو اون سانحه فوت می کنن. اینجا بود که فامیلم با اینکه داغدار شده بود، فهمید همیشه خیر خدا تو چیزای خوبی که ما فکر میکنیم نیست و خدا روشکر الان هم زندگی خوبی روسپری می کنه. این بود که من هم مسلما بعد از شنیدن این قضیه، دلم آروم گرفت و به زندگی ادامه دادم تا اینکه همون آرامش بهم کمک کرد تا بتونم به لطف خدا، برای ارشد به چیزی که می خاستم برسم، و بدونیم که هرچه او دهد رحمت و هرچه ندهد حکمت است. به گفته شاعر:<br />
 در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی<br />
<br />
 به نظرم اگه به این چیزی که گفتم عمل بشه، زندگی شیرین می شه<br />
 ببخشید، من کوچیکتر از اینم که این نصیحت، -نه نه، این پیشنهاد- رو مطرح کردم<br />
 امیدوارم که سرتون رو درد نیاورده باشم و تونسته باشم مطالب بدرد بخوری رو بهتون منتقل کرده باشم.<br />
 ومن الله التوفیق<br />
<br />
 از اینکه حوصله کردین و با دقت سوالها را جواب دادین بسیار سپاسگزارم و من و اعضای مانشت امیدواریم شاهد موفقیت شما در مقاطع بالاتر تحصیلی و علمی و زندگی باشیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام <br />
متن مصاحبه زیر با یکی از بچه های درسخون ورتبه تک رقمی  امسال  انجام شده است.(با اجازه سارا خانم)<br />
ایشان از اعضاء جدید مانشت هستند و با نام کاربری ic_tetaدر مانشت حضور دارند.<br />
سوالها یک کم متفاوته و سعی کردم در سوالها هر چی ممکنه به ذهنتون برسه را بپرسم. بامید باینکه شاهد حضور بیشتر ایشان در تالار باشیم‌، این هم سوال و جوابهای ما:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
۱<span style="font-weight: bold;">- اگه بخواهیم از ابتدای ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی شروع کنیم، آیا شما رشته کامپیوتر را با علاقه انتخاب کردید یا بعدا" علاقمند شدید . از ابتدا ادامه تحصیل بعد از کارشناسی در برنامه تحصیلیتون جایی داشت؟</span><br />
 سلام عرض می کنم خدمت شما و همه دوستانی که این مطلب رو می خونند، امیدوارم که بتونم مفید به فایده باشم.<br />
<br />
 بله، بنده به کامپیوتر علاقه داشتم، ولی نه در حدی که بخوام حتما وارد یکی از رشته های کامپیوتری بشم. مثل خیلیا دفترچه انتخاب رشته‌ام رو به ترتیب با برق، مکانیک،کامپیوتر و ... پرکردم.<br />
 بله تصمیم داشتم با لطف خدا‌، در صورتی که اتفاق خاصی نیفته ادامه تحصیل بدم.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">2-دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه و با چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟ (چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون در چه حدودی بود؟</span><br />
 تحصیلات کارشناسیم رو در دانشگاه مازندران گذروندم، دانشگاهی که از لحاظ کیفیتی، شاید زمان ما در اون حدی که ما انتظار داشتیم نبود، (بدلیل کمبود کلاس و همچنین اینکه ما تقریبا دو سال اول رو بدون اینکه گروهمون عضو هیئت علمی داشته باشه شروع کردیم، چون ما ورودی سوم گروه علوم کامپیوتر بودیم وتقریبا رشته ای نوپا در دانشگاه بود البته خداروشکر الان وضعیت بهتر شده و همین طور در حال بهتر شدنه و ۳،۴ عضو هیئت علمی هم گرفته) ولی همین معدود استادایی که درسای اختصاصی رو باهاشون داشتم، غالب اساتید خوبی بودند که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاه های پایتخت بخصوص صنعتی شریف بودند.<br />
 معدل الف دانشگاه بودم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3- درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده ای یا فکر میکنید بشوید؟</span><br />
 زبان تخصصی ۳۶<br />
 دروس پایه (ریاضی۱،۲- آمار- مبانی) ۵۱<br />
 ریاضیات گسسته ۴۲<br />
 ساختمان داده‌ها و الگوریتم‌ها ۷۳<br />
 اصول سیستم های کامپیوتری(معماری) ۳۳<br />
 نظریه اتوماتا ۴۰<br />
 آنالیز ۴۲<br />
 رتبم ۹ شد، ان شاء الله شریف قبول می شم.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">4-سال اولی بود که امتحان میدادید؟</span><br />
 بله<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> 5-از روز های قبل از کنکور بگید. آیا روز قبل از کنکور یا روزهای قبلش انتظار اینچنین رتبه ای رو داشتید؟ بعد از کنکور چطور؟</span><br />
 یکی از دوستانم به نام آقای علی نجفی که ورودی قبل من بود، در کنکور ۸۹، رتبه ۱۴ رو کسب کرده بود. این بود که با خودم گفتم اگر اون تونست، ان شاءا.. من هم میتونم این رتبه رو کسب کنم، علاوه بر اون، از مشورت با علی نجفی و همچنین از تجاربی که از کنکور کارشناسی خودم (که رتبم بد شده بود) بدست آورده بودم استفاده کردم و با توکل برخدا تلاش کردم که به اون دست پیدا کنم، البته ۱۰۰% فکر نمی کردم که بتونم همچین رتبه ای رو کسب کنم (چون فکر می کردم نمی تونم در آزمون تستی موفق باشم )اما ناامیدهم نبودم<br />
 بعد از کنکور هم اوایل فکر می کردم اگه خوب نبود، لااقل بد هم نیست، و فکر میکردم شاید بتونم پایتخت قبول بشم، ولی هرچی به زمان دریافت رتبه ارشد نزدیکتر میشدم، این احساس من کم رنگ‌تر میشد، تا جایی که آرزو میکردم که فقط قبول بشم، حالا تقریبا هرجا که میخواد بشه (البته روزانه، اصلا بفکر شبانه نبودم)<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">6-بعد از خروج از جلسه کنکور بنظرتون چقدر از توانایی‌ها و مهارتتون را در آزمون استفاده کردید؟ آیا شما هم معتقدید که در جو کنکور هر فرد میتواند کمتر از پنجاه درصد از توانییهاش استفاده کند؟</span><br />
 من هر سه حالت احساس رو داشتم، یعنی از بعضی درسام راضی و از بعضی ناراضی بودم، و الباقی رو هم نمیدونستم اصلا چیکار کردم، ولی اصلا ناراحت نبودم ویا اضطراب نداشتم، زیرا به خودم فهمونده بودم که تا اونجایی که تونستی زحمتتو کشیدی و دیگه از اینجا نتیجه رو به خدا واگذار کن و بذار هر چیزی که میخواد خودش رقم بزنه حالا ممکنه مثل کنکور کارشناسیم نتیجه زحماتم رو نگیرم و یا برعکس در ارشد نتیجه تقریبا فراتر از انتظار هم بگیرم.<br />
 حالا اینجا جاداره به عنوان برادر کوچکتر به عزیزان درس پس بدم و نکته ای رو متذکر بشم، و اونم اینه که:<br />
 هر کسی که می خواد موفق بشه، با یک برنامه ریزی مناسب درساشو مطالعه کنه و بعدش دیگه بقیه رو توکل کنه به خدا (اگه قبول بشه فبها، اگه هم نه که خدا کریمه). اصلا اگر کسی با این تز بره سرجلسه، احتمال موفقیت و درصدهای بالاش بیشتر میشه، چون واضحه که با این نوع تفکر دیگه اضطراب نداره و به راحتی به هر سوالی که بلده میتونه پاسخ بده، این همون راهیه که میدونم خیلی‌ها مثل من از این طریق جواب گرفتند.<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">7-تنها درس میخوندید یا با کسی یا گروهی؟در خانه یا کتابخانه یا...؟</span><br />
 تنها در خانه درس میخوندم، البته اگر کسی رو در کتابخانه شهرم پیدا می کردم که می خواست کنکور علوم یا نرم افزار بده احتمالا میرفتم اونجا تا باهاش درس بخونم (اگر این طوری میشد، من و اون شخص درس خودمون رو می خوندیم و پس از خوندن اگر ابهامی یا مشکلی وجود داشت اون وقت زمانی رو واسه حل مشکل اختصاص میدادیم، نه اینکه از همون اول با هم درس بخونیم)<br />
 اینو هم بگم که با وجود این که فقط ۱۱ واحد در ترم ۷ داشتم، ولی با این حال بدلیل مشکل کمبود اساتید دانشکده و ...، متاسفانه برنامه هفتگیم طوری شده بود که سه روز در هفته رو مجبور بودم برم به دانشگاه!<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">8-حالا برسیم به برنامه ریزی تون و راه رسیدن به هدف. آیا برنامه ریزی متفاوتی داشتید یا برنامه خاص خودتون؟ از کی برنامه ریزی کردید و از کی شروع به اجرای برنامه ؟ برنامه ریزی تون روزانه بود یا ماهیانه یا....؟ اگر میشه کمی از جزئیاتش بفرمایید.</span><br />
 من برنامه ریزی داشتم اما برنامه هام تقریبا در بازه زمانی یکماهه بودند، به این صورت که معمولا ۳درس رو انتخاب میکردم و در برنامه‌ام بود که در عرض یک ماه یا بیشتریا کمتر، این درس‌ها رو به پایان برسونم.<br />
 البته مسلما"در دور اولی که میخوندم ممکن بود حتی یک ماه و نیم وحتی بیشتر هم بکشه (که همین طور هم شده بود مثلا درسهایی رو که در تابستون میخوندم حتی تا مهرماه هم یک یا دو درس از ۳ الی ۴ درسی که انتخاب کرده بودم رو تموم نکردم که البته دلایلی مثل داشتن مشغله در اوائل تابستان و... هم در این کار دخیل بودند)، و برعکس اواخر کنکور میتونستم درس‌ها رو یک هفته ای هم بخونم اما بطور میانگین میشه گفت بازه های زمانیم یکماهه بود نحوه خوندن هم به این صورت بود که معمولا روز رو به سه قسمت یا بخش تقسیم میکردم معمولا یک قسمت شامل صبح و دو قسمت دیگر هم مربوط بود به بعد از ظهر تا غروب و غروب تا شب.<br />
 و در هر بخش، من یکی از اون سه درسی که قرار بود بخونم رو بنا به مقتضیات انتخاب می کردم و می خوندم و دو تای دیگه هم به همین صورت و نحوه خوندن من هم این طور بود که براساس تعداد صفحات یا پارامترهای دیگر مثل تعداد تست‌ها سعی می کردم کتاب رو بخونم ودر واقع تلاشی برای اتمام یک فصل یا اصلا یک کتاب نداشتم بلکه به اصطلاح لاک پشتی میخوندم ولی در عین حال به جای یک کتاب از ۳ کتاب بهره میگرفتم<br />
 به نظرم خوبی این روش این بود که اگر مبحثی یا بخشی رو فراموش میکردم، چون فرداش باید از ادامه اش میخوندم، در صورتی که اون مطلب از ذهنم رفته بود، یک نگاه سریع به مطالب روز یا روزهای قبل مینداختم و سپس ادامه میدادم در حالی که اگر قرار بود به جای ۳درس ازیک درس استفاده کنم، مسلما زمان بیشتری رو صرف یک درس میکردم و مثلا ممکن بود که چند فصل رو در یک روز تموم کنم و چون اون فصل تموم شده بود، چون دیگه نیازی به اون فصل نداشتم (بخصوص درس هایی که فصولش زیاد ربطی به هم ندارند و میشه که یه فصل رو بدون دونستن و خوندن فصلهای دیگه خوند) در نتیجه دیگه به اون بخش مراجعه نمیکردم (البته تا قبل از شروع دور جدید) و مطمئنا مطالبش از ذهنم میرفت، در حالیکه خودم احتمالا از این حالتم بی خبر می بودم<br />
 معمولا در انتخاب ۳ درس هم سعی میکردم طوری انتخاب کنم که درس‌ها هیچ ربطی به هم نداشته باشند، مثلا هیچ وقت ریاضی او ۲ رو نباید با هم خوند و یا انتخاب ریاضی ۲ واتوماتا به نظر انتخاب خوبیه، چون یکی حجمش زیاده و یکی حجمش کم (برای من یکیش شیرین و یکیش سخت) و...<br />
 خلاصه برداری هم در دستور کار من قرار داشت، به این صورت که هر نکته یا مطلب مهم که احساس میکردم مهمه و در کنکور میاد یا چیز دیگه ای که یا فکر میکردم خیلی مهمه و یا یه چیز پایه ای هست که در جاهای دیگه ازش استفاده میشه (در واقع پرکاربرده) رو برای خودم یادداشت میکردم و به اون‌ها "خلاصه نوشت خ.ن." میگفتم. خ.ن. برای هر درس جدا بود یعنی مثلا دروس ریاضی۱، ریاضی۲، و طراحی الگوریتم، ۳ خ.ن. جداگانه داشتند و خ.ن. هر درسی، در روزهای آخر کنکورشامل چند برگه آچار بود که در کتاب مرتبط با اون نگه داری میشد و تقریبا هر شب، یک یا دو خ.ن. در انتهای شب میخوندم در حالیکه فرصت آنچنان زیادی از من نمیگرفت، ولی چون گلچین درسها بود و تقریبا هر یکی دوهفته خوندن خ.ن. مربوط به یه درس واسم تکرار میشد، دیگه تقریبا همه مطالب مهم و نکته دار در ذهنم جا گرفته بود و شما حساب کنید اگر از هر درسی در نزدیکی های کنکور مثلا حدود ۱۰۰نکته گلچین یادداشت می کردم، یعنی امکان نداشت که لااقل ۵ تا نکته یا سوال از اون خ.ن‌ها در کنکور بیاد در حالیکه من کاملا اونو بدلیل مداومت بر خوندن و تکرار کردن، بلد بودم.<br />
 من از تابستون شروع کردم، ولی به صورت کامل و همه جانبه نبود و حتی سه هفته ای هم کارداشتم و تقریبا اصلا نخوندم. به عبارتی میشه گفت در تابستون توی زمین خاکی کار می کردم و از مهرماه دیگه بصورت حرفه ای شروع کردم.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">9-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟ گاهی در طول دوران آمادگی برای ارشد بدلایل مختلف داوطلبین نا امید میشوند. مثل عقب افتادن مداوم از برنامه، اتفاق خاص‌، سفر ضروری که وقت زیادی بگیرد و امثالهم .آیا شما از این اتفاقات داشتید و چگونه بر نا امیدی غلبه میکردید.</span><br />
 به غیر از تابستون، تقریبا نه،<br />
 دلیلش هم اینه که خدارو شکر اتفاق خاصی برام نیفتاد، ضمن اینکه سعی می کردم از برنامم تخطی نکنم همونطور که گفتم - نه بصورت کامل-‌، اما در هر صورت من در تابستون شروع به خوندن کردم و این عامل مهمی بود که نمی گذاشت ناامید بشم، مثلا یکی از دوستان رو میدیدم که چون در تابستون تلاش مناسبی برای خوندن نکرده بود، همواره ترس از بابت این داشت که نمیرسه درساشو تموم کنه و در نهایت هم همین ترس و نامیدی بر اون غلبه کرد و ۲ درسش رو متاسفانه در ارشد سفید گذاشت.<br />
 البته مطمئنا کسی که در تابستون درس نخونده میتونه براحتی جبران کنه و بخونه (مثلا همین شخصی که مثال زدم چون درسای دیگه رو تونسته بود بخونه، رتبه حدود ۱۰۰ کسب کرد که میتونه براحتی انشاء الله روزانه قبول بشه )، اما مهم اینه که این ظرفیت رو داشته باشه که نذاره ناامیدی براون غلبه کنه.<br />
 در مجموع به نظرم خوندن در تابستون ۲ امتیاز داره:<br />
 اولی این که ناامیدی رو به مراتب کمرنگ میکنه و اگه خدای ناکرده در زمان درس خوندن بعد از مهرماه، اتفاق غیرمنتظره یا مشکلی پیش بیاد، احتمالا تابستون بتونه جور اون فقدان زمان رو بکشه تا از این بابت نگرانی کمتری داشته باشیم.<br />
 و دومی اینکه به عنوان یک کاتالیزرعمل میکنه، یعنی چون قبلا چند درس روخوندیم دفعات بعد بعد از تابستون ترس از خوندن نکات جدید نداریم و سرعت مطالعه و در نتیجه کمیت و کیفیت کارمون بهتر میشه.<br />
<br />
<br />
 <span style="font-weight: bold;">10-آیا درصدهاتون در کنکور تناسبی با وقت و مهارتتون در هر درس داشت؟ یعنی درسی بود که احساس میکردید مسلطید ولی در کنکور درصدش پایین شد؟ درکل برخوردتون با سوالات غیر منتظره چه بود؟</span><br />
 تقریبا انتظار داشتم در اکثر درس‌ها درصد های به مراتب یکسانی رو داشته باشم (منظورم اینه که انتظار داشتم درصد اکثر درس هام %X بشه) چون به تناسب حجم و ضریب سختی دروس، وقت یکسانی رو برای درس‌ها صرف کرده بودم، ولی در درسی مثل ساختمان فراتر از انتظارم بود و برعکس در درسی مثل معماری یا اتوماتا انتظار در صدهای بالاتری رو داشتم.<br />
 درسی مثل مبانی(از دروس پایه)، کاملا برام غیرمنتظره بود، چون محتوا و اصلا پیکره بندی سوالات نسبت به سال های قبل عوض شده بود، ولی همونطور که قبلا هم اشاره کردم، احساس بدی بمن دست نداد، چون قرار بود با توکل به خدا هر سوالی رو که بلدم حل کنم و اگه هم نه ازش رد بشم، چون اصلا ارزش کنکور به وقتشه و اگه من بخوام وقتم رو با ناراحتی و اضطراب از بین ببرم، دیگه زمانی برای جواب دادن به بقیه سوالات نمی مونه و اصلا اون سوالات دیگه هم تحت تاثیر این احساسات بد خراب میشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11- شیوه درس خوندنتون چطوری بود؟ عمیق میخوندید و با فاصله کوتاهی تمرین حل میکردید و تست میزدید یا شکل دیگری داشت؟ آیا سوالات کنکور سالهای اخیر در شکل درس خوندنتون اثری داشت؟</span><br />
 به نظرم کنکور مثل نحوه گزینش مهره های شطرنج برای بازی و پیروزی در اونه، به عبارت دیگه باید دید اون بخش از کتابی رو که میخونیم در کنکور سال های قبل چقدر ازش سوال اومد، متناسب با تعداد سوالات و ضریبی که اون درس در کنکور داره، باید براش وقت گذاشت مثلا فصل انتگرال روی سطح و خم در ریاضی ۲ از اون فصل هاییه که هم بخاطر ضریب بالای ریاضی در کنکور و هم بخاطر اینکه هر سال ازش سوال میومد، خیلی مورد توجه من بود، در حالیکه فصل اول ریاضی۲ رو میشه یه جورایی گفت که تقریبا نخوندم یا فصل Pipeline از معماری، فصلیه که بعیده ازش تو کنکور سوال نیاد، ولی یکی‌، دو فصل از معماری رو وقتی میدیدم، حتی یک بار هم از اونا سوال نیومده بود، نخوندمشون، در نتیجه به این سوالتون هم جواب دادم که مطمئنا سوالات کنکورهای سالهای قبل در نحوه خوندن من تاثیر داشت.<br />
 نحوه تست زدن من هم از همون روش لاک پشتی پیروی میکرد. یعنی وقتی به پایان یک فصل از کتاب میرسیدم، تقریبا از فرداش شروع میکردم به زدن تست اون فصل، ولی نه همه تست ها، بلکه براساس تعداد صفحه (مثل روزی یک صفحه) یا تعداد تست (مثلا روزی ۱۰ تست) این کار رو انجام میدادم تا با تکرار روزانه تست ها، هم ضمیر کوتاه مدت و هم ضمیر بلند مدتم رو نیرومند کنم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- آیا کلاس کنکور و یا کنکور آزمایشی شرکت میکردید؟ چقدر در موفقیت شما موثر بودند؟</span><br />
 نه، من اولین بار بود که بعد از کنکور سال ۸۶ کارشناسی روی صندلی آزمون نشستم، شاید یکی از دلایلش این باشه که به نظر فقط یه جا آزمون های آزمایشی علوم برگزار میشد اون هم مدرسان شریف بود که شنیده بودم فقط حدود ۲۰۰ نفر در اون شرکت می کردند!!!<br />
 لذا از این بابت نتونستم خودم رو اونطور که هستم محک بزنم و ارزیابی کنم (گرچه کنکور ۳ سال آخر رو در منزل برای خودم شبیه سازی کردم و چند ساعتی رو روی صندلی نشستم و به اونا جواب داده بودم)، گرچه با این شبیه سازی که برای خودم انجام دادم زیاد برام مهم نبود که جایی رو برای شبیه سازی آزمون ندارم<br />
 ولی فکر می کنم برای سایر رشته‌ها مثل نرم افزار، شرکت در این آزمون‌ها میتونه بسیار موثر باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13- دوران جمع بندی تون از کی شروع شد؟ بنظرتون از چه فاصله زمانی تا کنکور این دوران باید شروع بشود؟</span><br />
 برای خودم دقیقا یادم نیمیاد ولی فکر کنم بین دو الی چهار هفت آخر، زمان مناسبی باشه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید و نقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
 ریاضی ۱: پوران پژوهش<br />
 ریاضی ۲: آغاسی<br />
 آمار و احتمال: آمار واحتمال مهندسی پارسه<br />
 ریاضیات گسسته: پوران پژوهش<br />
 ساختمان داده‌ها و الگوریتم ها: ساختمان داده مقسمی + طراحی الگوریتم مقسمی + نگاه خیلی کوتاه هم به کتاب پوران (در روزهای آخر)<br />
<br />
 اصول سیستم های کامپیوتری(معماری): بعضی از فصل‌ها از کتاب پوران و بعضی دیگه از مقسمی و یکی دو فصل هم از هردو. (چون بنظرم این دو کتاب به تنهایی مناسب نیستند، ولی اگه قرار باشه یکی رو پیشنهاد کنم، بنظرم پوران بهتره) از کتاب مرجع، یعنی موریس مانو هم غافل نشید.<br />
<br />
 نظریه اتوماتا: پیتر لینز با همه تمارین بهترین منبعه + مقسمی<br />
 آنالیز: پوران پژوهش (اگه قرار بود دوباره بخونم، شاید راهیان ارشد رو میخوندم)<br />
 ضمن اینکه اگه من قرار بود امسال شرکت کنم، احتمالا حداقل از یکی از کتابهای Clrs، الگوریتم نیپولیتان یا داده ساختار دکتر قدسی رو به عنوان یک منبع اصلی مد نظر قرار می دادم، بخصوص اونایی که وقت کافی دارند، از کنار Clrs به راحتی نگذرند.<br />
 البته این منابع صرفا چیزایی هست که من استفاده کردم و ممکنه منابع بهتر از اینا هم پیدا بشه، لذا صرفا به این منابع اکتفا نکنید و تحقیق بیشتری انجام بدید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15- اگه توصیه خاصی برای دوستانتون که در حال آماده شدن واسه آزمون کارشناسی ارشد هست بفرمایید.</span><br />
 از من یه بار در تعریف موفقیت پرسیدند،<br />
 من اونو این طوری تعریف می کنم:<br />
 موفقیت یعنی اینکه برای رسیدن به هدفت، -هرچند رسیدن بهش سخت باشه – تلاش کنی، حتی اگه بهش نرسی، مهم اینه در انتهای کار از خودت و کوششی که کردی راضی باشی و دیگه به نتیجش فکر نکنی در حالی که خدا توکل کرده ای.<br />
 خوبه در راستی و صدق همین تعریف، برای کسایی که واسه کنکور تلاش کردند، اما به ظاهر موفق نشدند، یه ماجرا تعریف کنم:<br />
 بعد از اینکه نتایج آزمون کارشناسی آومد و من رتبمو دیدم، خیلی شوکه شده بودم و باورم نمی شد که نتیجه زحماتم این شده باشه، اوایل هم -اشتباها- کمی ناراحت و عصبانی و ناراحت بودم، اما تونستم خودم رو جمع و جور کنم و به خدا گفتم: خدایا توکل برتو می کنم و امیدوارم این چیزی که برام رقم زدی، خیرم در اون باشه.<br />
 می رفتم بین دوستان و آشنایان و حتی یک استاد دانشگاه تحقیق می کردم که با اون رتبه ضعیفی که اوردم، بمونم برای سال دوم بخونم یا برم دانشگاه و بالاخره در یکی از همین مشورت ها، یه روز یکی از فامیل هام که تلفنی داشت با من صحبت میکرد، این قضیه رو واسم تعریف کرد که: زمان تحصیلش یه دوست داشت که خیلی با هم صمیمی بودند، اما موقع نتایج کنکور، فامیلم رتبه ضعیف اورد، اما برعکس اون دوستش رتبه خوبی اورد و تونست توی یکی از دانشگاههای تهران قبول شه. فامیلم گفت از ته دل یه جورایی ناراحت بودم که چرا من هم نتونستم مثل اون شم که ناگهان یک روز به بهش خبر دادن که متاسفانه رفیقش در جاده هراز –مسیر بین خونه تا دانشگاه یا برعکس- تصادف میکنه و با شوهرش دوتایی تو اون سانحه فوت می کنن. اینجا بود که فامیلم با اینکه داغدار شده بود، فهمید همیشه خیر خدا تو چیزای خوبی که ما فکر میکنیم نیست و خدا روشکر الان هم زندگی خوبی روسپری می کنه. این بود که من هم مسلما بعد از شنیدن این قضیه، دلم آروم گرفت و به زندگی ادامه دادم تا اینکه همون آرامش بهم کمک کرد تا بتونم به لطف خدا، برای ارشد به چیزی که می خاستم برسم، و بدونیم که هرچه او دهد رحمت و هرچه ندهد حکمت است. به گفته شاعر:<br />
 در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی<br />
<br />
 به نظرم اگه به این چیزی که گفتم عمل بشه، زندگی شیرین می شه<br />
 ببخشید، من کوچیکتر از اینم که این نصیحت، -نه نه، این پیشنهاد- رو مطرح کردم<br />
 امیدوارم که سرتون رو درد نیاورده باشم و تونسته باشم مطالب بدرد بخوری رو بهتون منتقل کرده باشم.<br />
 ومن الله التوفیق<br />
<br />
 از اینکه حوصله کردین و با دقت سوالها را جواب دادین بسیار سپاسگزارم و من و اعضای مانشت امیدواریم شاهد موفقیت شما در مقاطع بالاتر تحصیلی و علمی و زندگی باشیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه 38 آی تی کنکور ارشد 90]]></title>
			<link>/forum/thread-2605.html</link>
			<pubDate>Tue, 26 Jul 2011 03:18:32 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2605.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوست گرامی.<br />
موفقیت شما را در آزمون ارشد سال ۹۰ تبریک میگوییم.توانستید هدفی را ترسیم و برای رسیدن به آن تلاش کنید و موفق شوید. اطلاعات و تجارب شما در راهی که پیموده‌اید میتواند رهگشای داوطلبان کنکور ارشد در سالهای بعدباشد.کمال امتنان خواهد بود که به سوالات ذیل پاسخ دهید. همچنین اگر مطالبی در این راستا مهم بوده و در سوالات ذکر نشده بیان فرمایید. پاسخهای شما عینا"در تالار مصاحبه انجمن مانشت جهت استفاده داوطلبان قرار خواهد گرفت.<br />
<br />
خیلی ممنون.۳۸ تو رشته های دیگه خیلی عالیه ولی رشته آیتی با ظرفیت قبولی پایینش،نمی دونم این رتبه اینجام اونقد ارزش داره یا نه.به هر حال من واسش خیلی زحمت کشیدم و واسم خیلی ارزش داره. امیدوارم حرفام مفید باشه و بتونه کمک کنه.اگه غلط املایی داره یا نگارشش خوب نیس پیشاپیش ببخشید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
کارشناسی سخت افزار خوندم.دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد.معدلم ۱۵/۸۳ .استاد خوب،البته بین بقیه اساتید،یه استاد داشتیم.که تو درسای اختصاصی سخت افزار بد نامردی کرد در حقم.دیگه انگیزم تو سخت افزار کور شدCoolاین شد که واسه ارشد اومدم سراغ آایتی.البته فک نمی کردم اینقد سخت باشه قبولی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
اول بحث کتاب مرجع.من هیچ کتاب مرجعی نخوندم.به جز هوش مصنوعی .یه بنده خدایی می گفت کتابای کنکوری نهایتا۶۰% اطلاعات یک کتاب مرجعو می تونن ارئه بدن.اگه کتابای کنکوریو فول فول هم بشی باید رو همون ۶۰% حساب کنی.منم رو همون ۶۰% حساب کرده بودم.<br />
گسسته:پوران پژوهش<br />
ساختمان داده:مقسمی،پارسه<br />
الگوریتم:پوران،پارسه<br />
مهندسی نرم:پوران.که البته با این درس خیلی مشکل داشتم.غلط هم زیاد زدم تو این درس.پس مطمئنم که پوران به تنهایی کافی نیس.<br />
شبکه:پارسه،پوران-واسه شبکه حتما تستای سالهای قبلو خوب کار کنید.<br />
مدیریت:پارسه،واسه من که درس جدید بود خیلی خیلی وقت گیر بود<br />
پایگاه:مقسمی<br />
هوش: پوران،راسل<br />
سیستم عامل:مقسمی،پارسه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
</span><br />
زبان نخوندم.پارسال خیلی وقت گذاشتم نتیجه نگرفتم تو زبان.<br />
دروس مشترک و کلا همه دروس مرور بود واسم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
ساختمان داده.دوس داشتم این درسو .وقت بیشتر می ذاشتم.مسلط‌تر بودم.مدیون خودم.کلا تو هیچ درسی کوچکترین کمکی از جزوه‌ها یا دوران دانشگاهیم نگرفتم.هم بعضی دروس جدید بودند، هم اساتید خیلی مسخره تدریس می کردن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
برنامه پارسال و بگم بهتره.واسه کنکور ۸۹ پارسه شرکت کرده بودم.طبق برنامه پارسه پیش می رفتم.گسسته تابستون کلاس رفته بودم.سیستم و ساختمان داده هم تابستون خونده بودم.مدیریت درس جدید بود که خیلی خیلی وقتمو پارسال گرفت.شاید اشتباهم پارسال همین بود که بیشتر وقتو گذاشتم رو مدیریت و اصلا مهندسی نرم نخوندم..پارسال میانگین روزی ۶ ساعت می خوندم.دفتر برنامه ریزیمو کامل پر می کردم.جوری که امسال می دونستم ۲۵% از هر درس چقد وقتمو می گیره.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
عقب افتادن از برنامه که خیلی اتفاق می افتاد.همیشه تو برنامه ریزیم جا واسه جبران این عقب موندنا می ذاشتم تا خودمو برسونم.هر دو هفته یه بار ۲ روز واسه جبران عقب افتادگی ها.بعد از هر ۵۰ %‌ام که کلا جمع بندی بود و زمان واسه رسوندن درسایی که عقب افتادن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
فک میکنم این سوال واسه هر کی متفاوت باشه.به نظر من خوبه تنهایی بخونی و مسلط شی بعد تو جمع مثال حل کنی و رفع اشکال.تو جمع بودن خوبه،بقیه یه چیزایی می دونن که ممکنه تو ندونی یا برعکس.<br />
تو خونه درس می خوندم.اگه خیلی کسل می شدم واسه تنوع می رفتم کتابخونه.مخصوصا دوران جمع بندی واسه کنکور گرفتن از خودم هر روز می رفتم کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
خیلی اتفاق میفتادوسعی می کردم تنوع ایجاد کنم.انگیزه خیلی مهمه.اگه انگیزه قوی نداشته باشید وسط راه کم میارید.سعی کنید هدفتون رو خیلی دقیق ترسیم کنید.هر موقع ناامید شدید هدفو تو ذهنتون بیارید و بگید اگه اونو می خوای باید خودتو جمع و جور کنی.کارای عجیب غریب بکنید که بهتون انرژی بده.من کلا دیوار اتاقمو فاتحشو خوندم.ساعت درس خوندن هر روزمو با گواشای رنگی رو دیوار هرشب می نوشتم.یه کارنامه با رتبه ای که می خواستم رو دیوار بزرگ کشیده بودم.بک گراند ویندوزم کارنامه ای که دوس داشتم باشه، بود.هر چیزی که بتونه تو این مسیر بهتون انرژی بده انجام بدین!نه کارایی که ازین مسیر پرتتون کنه.واسه اونا وقت بسیار است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
من پارسال آزمونای پارسه رو شرکت کرده بودم.ولی امسال نه.به نظر من آزمون چون برنامه بهتون میده خوبه ولی اگه شرکت نکردید هم چیزی از دست ندادید.می تونید بگیرید و خودتون زمان بگیرید تو خونه انجام بدید.امسال واسه جو محیط آزمون دوبار رفتم با بچه های کنکور سراسری سر جلسه آزمونای آزمایشیشون از خودم کنکور گرفتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
نت هامو می خوندم و تست می زدم.آزمونهارو از دوستام میگرفتم می رفتم کتابخونه،تایم میگرفتم و تستاشو می زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در مورد روز کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
در حد بینهایت استرس داشتم.امسال تعداد سوالات کمتر بود.به جای هر درس ۸ سوال،۶ سوال از هر درس آورده بودن. منم تو برنامم واسه زبان وقت نذاشته بودم وقت اضافه آوردم و کلی حسرت خوردم که کاش زبان می خوندم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
</span><br />
کلا تو کنکور می گن اگه سوالیو سخت دیدید ناراحت نشید چون واسه همه سخته . ولی واسه کسی که کتاب مرجع نخونده باشه،.تو کنکور اگه سوال عجیب ببینه‌، می گه تو مرجع بوده، من نخوندم، الان همه می زنن من نمی تونم و کلی روحیه از دست میده.بدیه نخوندن مرجع همینه.یه جورایی اعتماد به نفس شکنندس.بلایی که سر من اومد.<br />
از نظر علمی ،من خودم شخصا تا مطمئن نبودم تستیو نمی زدم اگه کلا نا آشنا بود واسم (مثه خیلی از سوالای پایگاه)که سریع رد می شدم.سعی نمی کردم به دونسته هام ربطش بدم.این روش من بود.نمی دونم درست بوده یا نه.<br />
-<span style="font-weight: bold;">درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
چون همش پارسال و امسالمو مقایسه کردم کارنامه پارسال رو هم میذارم<br />
کنکور ۹۰ --------------- کنکور۸۹<br />
زبان ۸/۸۹ -------------- ۱/۱۱<br />
مشترک ۵۷/۱۴ --------------- ۳۰/۶۳<br />
مدیریت ۴۴/۴۴ --------------- ۲۰/۸۳<br />
پایگاه ۲۷/۷۸ -------------- ۶۱/۱۱<br />
هوش ۶۱/۱۱ -------------- ۴۱/۶۷<br />
سیستم ۳۳/۳۳ --------------- ۵۷/۱۴<br />
<br />
رتبه گرایش ۱و۴: ۳۸ ---------------- ۳۰۸<br />
رتبه گرایش ۲و۳: ۶۹ --------------- ۴۹۷<br />
اینکه کجا قبول می شمو نمی دونم.هنوز شایعاتی هس که می گن چون دانشجو ارشد بودی نمی تونستی کنکور شرکت کنی و.....دیگه توکل به خدا.من نهایت تلاشمو کردم.از دست من کاری بر نمیاد دیگه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
-- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
من مشاور خوبی نداشتم که درست راهنماییم کنه.شاید اگه پارسال اهمیت دروس مشترکو بیشتر می دونستمو بیشتر وقت میذاشتم رو دروس مشترک همون پارسال نتیجه می گرفتم.<br />
<br />
با تشکر .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوست گرامی.<br />
موفقیت شما را در آزمون ارشد سال ۹۰ تبریک میگوییم.توانستید هدفی را ترسیم و برای رسیدن به آن تلاش کنید و موفق شوید. اطلاعات و تجارب شما در راهی که پیموده‌اید میتواند رهگشای داوطلبان کنکور ارشد در سالهای بعدباشد.کمال امتنان خواهد بود که به سوالات ذیل پاسخ دهید. همچنین اگر مطالبی در این راستا مهم بوده و در سوالات ذکر نشده بیان فرمایید. پاسخهای شما عینا"در تالار مصاحبه انجمن مانشت جهت استفاده داوطلبان قرار خواهد گرفت.<br />
<br />
خیلی ممنون.۳۸ تو رشته های دیگه خیلی عالیه ولی رشته آیتی با ظرفیت قبولی پایینش،نمی دونم این رتبه اینجام اونقد ارزش داره یا نه.به هر حال من واسش خیلی زحمت کشیدم و واسم خیلی ارزش داره. امیدوارم حرفام مفید باشه و بتونه کمک کنه.اگه غلط املایی داره یا نگارشش خوب نیس پیشاپیش ببخشید.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
کارشناسی سخت افزار خوندم.دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد.معدلم ۱۵/۸۳ .استاد خوب،البته بین بقیه اساتید،یه استاد داشتیم.که تو درسای اختصاصی سخت افزار بد نامردی کرد در حقم.دیگه انگیزم تو سخت افزار کور شدCoolاین شد که واسه ارشد اومدم سراغ آایتی.البته فک نمی کردم اینقد سخت باشه قبولی.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
اول بحث کتاب مرجع.من هیچ کتاب مرجعی نخوندم.به جز هوش مصنوعی .یه بنده خدایی می گفت کتابای کنکوری نهایتا۶۰% اطلاعات یک کتاب مرجعو می تونن ارئه بدن.اگه کتابای کنکوریو فول فول هم بشی باید رو همون ۶۰% حساب کنی.منم رو همون ۶۰% حساب کرده بودم.<br />
گسسته:پوران پژوهش<br />
ساختمان داده:مقسمی،پارسه<br />
الگوریتم:پوران،پارسه<br />
مهندسی نرم:پوران.که البته با این درس خیلی مشکل داشتم.غلط هم زیاد زدم تو این درس.پس مطمئنم که پوران به تنهایی کافی نیس.<br />
شبکه:پارسه،پوران-واسه شبکه حتما تستای سالهای قبلو خوب کار کنید.<br />
مدیریت:پارسه،واسه من که درس جدید بود خیلی خیلی وقت گیر بود<br />
پایگاه:مقسمی<br />
هوش: پوران،راسل<br />
سیستم عامل:مقسمی،پارسه<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)<br />
</span><br />
زبان نخوندم.پارسال خیلی وقت گذاشتم نتیجه نگرفتم تو زبان.<br />
دروس مشترک و کلا همه دروس مرور بود واسم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
ساختمان داده.دوس داشتم این درسو .وقت بیشتر می ذاشتم.مسلط‌تر بودم.مدیون خودم.کلا تو هیچ درسی کوچکترین کمکی از جزوه‌ها یا دوران دانشگاهیم نگرفتم.هم بعضی دروس جدید بودند، هم اساتید خیلی مسخره تدریس می کردن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
برنامه پارسال و بگم بهتره.واسه کنکور ۸۹ پارسه شرکت کرده بودم.طبق برنامه پارسه پیش می رفتم.گسسته تابستون کلاس رفته بودم.سیستم و ساختمان داده هم تابستون خونده بودم.مدیریت درس جدید بود که خیلی خیلی وقتمو پارسال گرفت.شاید اشتباهم پارسال همین بود که بیشتر وقتو گذاشتم رو مدیریت و اصلا مهندسی نرم نخوندم..پارسال میانگین روزی ۶ ساعت می خوندم.دفتر برنامه ریزیمو کامل پر می کردم.جوری که امسال می دونستم ۲۵% از هر درس چقد وقتمو می گیره.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
عقب افتادن از برنامه که خیلی اتفاق می افتاد.همیشه تو برنامه ریزیم جا واسه جبران این عقب موندنا می ذاشتم تا خودمو برسونم.هر دو هفته یه بار ۲ روز واسه جبران عقب افتادگی ها.بعد از هر ۵۰ %‌ام که کلا جمع بندی بود و زمان واسه رسوندن درسایی که عقب افتادن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
فک میکنم این سوال واسه هر کی متفاوت باشه.به نظر من خوبه تنهایی بخونی و مسلط شی بعد تو جمع مثال حل کنی و رفع اشکال.تو جمع بودن خوبه،بقیه یه چیزایی می دونن که ممکنه تو ندونی یا برعکس.<br />
تو خونه درس می خوندم.اگه خیلی کسل می شدم واسه تنوع می رفتم کتابخونه.مخصوصا دوران جمع بندی واسه کنکور گرفتن از خودم هر روز می رفتم کتابخونه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
خیلی اتفاق میفتادوسعی می کردم تنوع ایجاد کنم.انگیزه خیلی مهمه.اگه انگیزه قوی نداشته باشید وسط راه کم میارید.سعی کنید هدفتون رو خیلی دقیق ترسیم کنید.هر موقع ناامید شدید هدفو تو ذهنتون بیارید و بگید اگه اونو می خوای باید خودتو جمع و جور کنی.کارای عجیب غریب بکنید که بهتون انرژی بده.من کلا دیوار اتاقمو فاتحشو خوندم.ساعت درس خوندن هر روزمو با گواشای رنگی رو دیوار هرشب می نوشتم.یه کارنامه با رتبه ای که می خواستم رو دیوار بزرگ کشیده بودم.بک گراند ویندوزم کارنامه ای که دوس داشتم باشه، بود.هر چیزی که بتونه تو این مسیر بهتون انرژی بده انجام بدین!نه کارایی که ازین مسیر پرتتون کنه.واسه اونا وقت بسیار است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
من پارسال آزمونای پارسه رو شرکت کرده بودم.ولی امسال نه.به نظر من آزمون چون برنامه بهتون میده خوبه ولی اگه شرکت نکردید هم چیزی از دست ندادید.می تونید بگیرید و خودتون زمان بگیرید تو خونه انجام بدید.امسال واسه جو محیط آزمون دوبار رفتم با بچه های کنکور سراسری سر جلسه آزمونای آزمایشیشون از خودم کنکور گرفتم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
نت هامو می خوندم و تست می زدم.آزمونهارو از دوستام میگرفتم می رفتم کتابخونه،تایم میگرفتم و تستاشو می زدم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">- در مورد روز کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
در حد بینهایت استرس داشتم.امسال تعداد سوالات کمتر بود.به جای هر درس ۸ سوال،۶ سوال از هر درس آورده بودن. منم تو برنامم واسه زبان وقت نذاشته بودم وقت اضافه آوردم و کلی حسرت خوردم که کاش زبان می خوندم.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
</span><br />
کلا تو کنکور می گن اگه سوالیو سخت دیدید ناراحت نشید چون واسه همه سخته . ولی واسه کسی که کتاب مرجع نخونده باشه،.تو کنکور اگه سوال عجیب ببینه‌، می گه تو مرجع بوده، من نخوندم، الان همه می زنن من نمی تونم و کلی روحیه از دست میده.بدیه نخوندن مرجع همینه.یه جورایی اعتماد به نفس شکنندس.بلایی که سر من اومد.<br />
از نظر علمی ،من خودم شخصا تا مطمئن نبودم تستیو نمی زدم اگه کلا نا آشنا بود واسم (مثه خیلی از سوالای پایگاه)که سریع رد می شدم.سعی نمی کردم به دونسته هام ربطش بدم.این روش من بود.نمی دونم درست بوده یا نه.<br />
-<span style="font-weight: bold;">درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
چون همش پارسال و امسالمو مقایسه کردم کارنامه پارسال رو هم میذارم<br />
کنکور ۹۰ --------------- کنکور۸۹<br />
زبان ۸/۸۹ -------------- ۱/۱۱<br />
مشترک ۵۷/۱۴ --------------- ۳۰/۶۳<br />
مدیریت ۴۴/۴۴ --------------- ۲۰/۸۳<br />
پایگاه ۲۷/۷۸ -------------- ۶۱/۱۱<br />
هوش ۶۱/۱۱ -------------- ۴۱/۶۷<br />
سیستم ۳۳/۳۳ --------------- ۵۷/۱۴<br />
<br />
رتبه گرایش ۱و۴: ۳۸ ---------------- ۳۰۸<br />
رتبه گرایش ۲و۳: ۶۹ --------------- ۴۹۷<br />
اینکه کجا قبول می شمو نمی دونم.هنوز شایعاتی هس که می گن چون دانشجو ارشد بودی نمی تونستی کنکور شرکت کنی و.....دیگه توکل به خدا.من نهایت تلاشمو کردم.از دست من کاری بر نمیاد دیگه.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
-- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
من مشاور خوبی نداشتم که درست راهنماییم کنه.شاید اگه پارسال اهمیت دروس مشترکو بیشتر می دونستمو بیشتر وقت میذاشتم رو دروس مشترک همون پارسال نتیجه می گرفتم.<br />
<br />
با تشکر .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۱۱۳ آی تی - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2542.html</link>
			<pubDate>Sun, 17 Jul 2011 19:49:44 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2542.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوست گرامی.<br />
    موفقیت شما را در آزمون ارشد سال ۹۰ تبریک میگوییم.توانستید هدفی را ترسیم و برای رسیدن به آن تلاش کنید و موفق شوید. اطلاعات و تجارب شما در راهی که پیموده‌اید میتواند رهگشای داوطلبان کنکور ارشد در سالهای بعدباشد.کمال امتنان خواهد بود که به سوالات ذیل پاسخ دهید. همچنین اگر مطالبی در این راستا مهم بوده و در سوالات ذکر نشده بیان فرمایید.ممنون از شما دوست گرامی.کاربر polarisia <br />
---------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
    سلام<br />
    خیلی ممنون<br />
<br />
    ۱-<span style="font-weight: bold;"> بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
    دانشگاه کردستان<br />
    در طول دوره کارشناسی ۲، ۳ استاد خوب داشتم که با تعریف پروژه‌های درست حسابی باعث می‌شدند که مفاهیم رو درک کنم. زیاد اهل درس خوندن نبودم. یعنی حوصله نداشتم بخونم برای شاگرد اولی و یا معدل الف بودن. معمولی میخوندم و پاس می کردم.<br />
    معدل دوره کارشناسی‌: ۱۴/۴۵<br />
<br />
<br />
<br />
    ۲- <span style="font-weight: bold;">می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
    از اوایل مهر ماه.<br />
    پارسه ثبت نام کردم و شروع کردم به خوندن. همه درسارو با هم میخوندم. طبق برنامه پارسه جلو می‌رفتم.<br />
<br />
    ۳<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
</span><br />
    زبان - هیچی، از بچگی کلاس میرفتم. زبانم خوب بود.<br />
    ساختمان گسسته - پوران پژوهش<br />
    ساختمان داده - پارسه<br />
    طراحی الگوریتم - پوران پژوهش و خیلی کم CLRS<br />
    مهندسی نرم‌افزار - پارسه<br />
    شبکه‌های کامپیوتری - پارسه، گاهی تنن‌بام<br />
<br />
    پایگاه داده - مقسمی، پوران پژوهش<br />
    سیستم عامل - پارسه<br />
    هوش مصنوعی - کتاب هوش مصنوعی راسل<br />
    معماری کامپیوتر - پوران پژوهش<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
    روش خاصی نداشتم. برنامه پارسه رو نگاه میکردم و درسایی رو که عقب بودم میخوندم. تست نمی زدم. فقط تستارو بعضی اوقات بررسی میکردم.<br />
    نکته برداری میکردم. تقریبا برای همه دروس یه دفترچه یادداشت نکته داشتم، که هر نکته‌ای هر جا تو هر کتابی میدیدم اونجا با ذکر منبع یادداشت میکردم.(برای مرور خیلی خوب بود)<br />
    اگه در مورد مبحثی به مشکل برمی‌خوردم میرفتم سراغ منبع اصلی و یا تو اینترنت جستجو می‌کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
    <span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
    زبان - مدیون کلاس رفتن<br />
    هوش مصنوعی - علاقه به درس و کتاب و مباحث جذابش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
    ۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
    گاهی برنامه می‌نوشتم برای یک هفته که مثلا شنبه ۸ تا ۱۰ درس a رو بخونم، ۱۰ تا ۱ درس b و ...<br />
    ولی بیشتر وقتا نمی‌تونستم دقیق مثل برنامه جلو برم. فقط درسارو مشخص میکردم که مثلا در طول دو هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها درس a , b ,c و ... رو بخونم و دیگه ساعت مشخصی تعیین نمی کردم و بازم خیلی وقتا، وقتی حوصله یه درس رو نداشتم جابجاش میکردم.<br />
<br />
    ۷<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
    چون برنامه خاصی نداشتم و طبق پارسه جلو میرفتم خیلی کم پیش میومد که عقب بیوفتم و اونم بخاطر این بود که حوصله اون درس رو نداشتم. مثلا معماری رو یادمه چندباری مثل برنامه پارسه جلو نرفتم.<br />
<br />
<br />
    ۸<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
    من تک‌نفری بیشتر دوست دارم. بهتر بودن یا نبودنش به این مربوط میشه که کدومو دوس داری و خوب طبعاً برای من تک‌نفری بهتره!<br />
    در خانه.<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
    خیلی کم. من از اول امید داشتم که حداقل میتونم شبانه قبول شم و بیشتر به دو رقمی فکر میکردم چون میدونستم زبان رو عالی و هوش‌ مصنوعی رو متوسط به بالا خواهم زد و میتونم بقیه دروس رو هم متوسط بزنم.<br />
    آزمون‌های پارسه هم در دادن امید و انگیزه، بدون شک تاثیرگذار بود برام.<br />
<br />
<br />
<br />
    <span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
    من بدون آزمون‌های آزمایشی قطعا نمی‌تونستم قبول شم. چون این آزمون‌ها بهت میگن که کجای کاری. چقدر باید زحمت بکشی. چقدر تاحالا زحمت کشیدی.<br />
<br />
<br />
  <span style="font-weight: bold;">  ۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
    با خوندن دفترچه نکات خودم.<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۲- در مورد روز کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
    خیلی آروم و بدون استرس بودم. سوالات زبان رو که دیدم اینقدر آسون بود خیلی خوشحال شدم. دروس مشترکم به نظرم ساده اومد ولی هنوز نمیدونم چطور درصدم شده ۲۳% و اصلا فکر نمی کردم و الان هم باور نمی‌کنم که اینقدر زده باشم. بهرحال اعتراض نفرستادم.<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
</span><br />
    فکر کردن به اینکه این سوالات برای همه سخت خواهد بود و فقط من نیستم که باید با این سوالات مواجه بشم به من روحیه میداد.<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
    زبان‌: ۸۶<br />
    مشترک‌: ۲۳<br />
    مدیریت: ۱۱-<br />
    پایگاه‌ داده: ۴۴<br />
    هوش مصنوعی: ۷۷<br />
    سیستم عامل: ۲۶<br />
    معماری: ۱۱<br />
<br />
    رتبه: <br />
    ۱۱۳ گرایش شبکه‌های کامپیوتری<br />
    ۲۳۷ گرایش تجارت الکترونیک<br />
<br />
    احتمال زیاد شبکه ارومیه و با احتمال پایین‌تر شبکه سهند تبریز<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
    توصیه: شرکت در کنکورهای آزمایشی، داشتن اعتماد به نفس (حتی کاذب Big Grin )]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوست گرامی.<br />
    موفقیت شما را در آزمون ارشد سال ۹۰ تبریک میگوییم.توانستید هدفی را ترسیم و برای رسیدن به آن تلاش کنید و موفق شوید. اطلاعات و تجارب شما در راهی که پیموده‌اید میتواند رهگشای داوطلبان کنکور ارشد در سالهای بعدباشد.کمال امتنان خواهد بود که به سوالات ذیل پاسخ دهید. همچنین اگر مطالبی در این راستا مهم بوده و در سوالات ذکر نشده بیان فرمایید.ممنون از شما دوست گرامی.کاربر polarisia <br />
---------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
    سلام<br />
    خیلی ممنون<br />
<br />
    ۱-<span style="font-weight: bold;"> بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
    دانشگاه کردستان<br />
    در طول دوره کارشناسی ۲، ۳ استاد خوب داشتم که با تعریف پروژه‌های درست حسابی باعث می‌شدند که مفاهیم رو درک کنم. زیاد اهل درس خوندن نبودم. یعنی حوصله نداشتم بخونم برای شاگرد اولی و یا معدل الف بودن. معمولی میخوندم و پاس می کردم.<br />
    معدل دوره کارشناسی‌: ۱۴/۴۵<br />
<br />
<br />
<br />
    ۲- <span style="font-weight: bold;">می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
    از اوایل مهر ماه.<br />
    پارسه ثبت نام کردم و شروع کردم به خوندن. همه درسارو با هم میخوندم. طبق برنامه پارسه جلو می‌رفتم.<br />
<br />
    ۳<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
</span><br />
    زبان - هیچی، از بچگی کلاس میرفتم. زبانم خوب بود.<br />
    ساختمان گسسته - پوران پژوهش<br />
    ساختمان داده - پارسه<br />
    طراحی الگوریتم - پوران پژوهش و خیلی کم CLRS<br />
    مهندسی نرم‌افزار - پارسه<br />
    شبکه‌های کامپیوتری - پارسه، گاهی تنن‌بام<br />
<br />
    پایگاه داده - مقسمی، پوران پژوهش<br />
    سیستم عامل - پارسه<br />
    هوش مصنوعی - کتاب هوش مصنوعی راسل<br />
    معماری کامپیوتر - پوران پژوهش<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
    روش خاصی نداشتم. برنامه پارسه رو نگاه میکردم و درسایی رو که عقب بودم میخوندم. تست نمی زدم. فقط تستارو بعضی اوقات بررسی میکردم.<br />
    نکته برداری میکردم. تقریبا برای همه دروس یه دفترچه یادداشت نکته داشتم، که هر نکته‌ای هر جا تو هر کتابی میدیدم اونجا با ذکر منبع یادداشت میکردم.(برای مرور خیلی خوب بود)<br />
    اگه در مورد مبحثی به مشکل برمی‌خوردم میرفتم سراغ منبع اصلی و یا تو اینترنت جستجو می‌کردم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
    <span style="font-weight: bold;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
    زبان - مدیون کلاس رفتن<br />
    هوش مصنوعی - علاقه به درس و کتاب و مباحث جذابش<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
    ۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
    گاهی برنامه می‌نوشتم برای یک هفته که مثلا شنبه ۸ تا ۱۰ درس a رو بخونم، ۱۰ تا ۱ درس b و ...<br />
    ولی بیشتر وقتا نمی‌تونستم دقیق مثل برنامه جلو برم. فقط درسارو مشخص میکردم که مثلا در طول دو هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها درس a , b ,c و ... رو بخونم و دیگه ساعت مشخصی تعیین نمی کردم و بازم خیلی وقتا، وقتی حوصله یه درس رو نداشتم جابجاش میکردم.<br />
<br />
    ۷<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
    چون برنامه خاصی نداشتم و طبق پارسه جلو میرفتم خیلی کم پیش میومد که عقب بیوفتم و اونم بخاطر این بود که حوصله اون درس رو نداشتم. مثلا معماری رو یادمه چندباری مثل برنامه پارسه جلو نرفتم.<br />
<br />
<br />
    ۸<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
    من تک‌نفری بیشتر دوست دارم. بهتر بودن یا نبودنش به این مربوط میشه که کدومو دوس داری و خوب طبعاً برای من تک‌نفری بهتره!<br />
    در خانه.<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
    خیلی کم. من از اول امید داشتم که حداقل میتونم شبانه قبول شم و بیشتر به دو رقمی فکر میکردم چون میدونستم زبان رو عالی و هوش‌ مصنوعی رو متوسط به بالا خواهم زد و میتونم بقیه دروس رو هم متوسط بزنم.<br />
    آزمون‌های پارسه هم در دادن امید و انگیزه، بدون شک تاثیرگذار بود برام.<br />
<br />
<br />
<br />
    <span style="font-weight: bold;">۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
    من بدون آزمون‌های آزمایشی قطعا نمی‌تونستم قبول شم. چون این آزمون‌ها بهت میگن که کجای کاری. چقدر باید زحمت بکشی. چقدر تاحالا زحمت کشیدی.<br />
<br />
<br />
  <span style="font-weight: bold;">  ۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
    با خوندن دفترچه نکات خودم.<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۲- در مورد روز کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
    خیلی آروم و بدون استرس بودم. سوالات زبان رو که دیدم اینقدر آسون بود خیلی خوشحال شدم. دروس مشترکم به نظرم ساده اومد ولی هنوز نمیدونم چطور درصدم شده ۲۳% و اصلا فکر نمی کردم و الان هم باور نمی‌کنم که اینقدر زده باشم. بهرحال اعتراض نفرستادم.<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
</span><br />
    فکر کردن به اینکه این سوالات برای همه سخت خواهد بود و فقط من نیستم که باید با این سوالات مواجه بشم به من روحیه میداد.<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
    زبان‌: ۸۶<br />
    مشترک‌: ۲۳<br />
    مدیریت: ۱۱-<br />
    پایگاه‌ داده: ۴۴<br />
    هوش مصنوعی: ۷۷<br />
    سیستم عامل: ۲۶<br />
    معماری: ۱۱<br />
<br />
    رتبه: <br />
    ۱۱۳ گرایش شبکه‌های کامپیوتری<br />
    ۲۳۷ گرایش تجارت الکترونیک<br />
<br />
    احتمال زیاد شبکه ارومیه و با احتمال پایین‌تر شبکه سهند تبریز<br />
<br />
<br />
   <span style="font-weight: bold;"> ۱۴- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
    توصیه: شرکت در کنکورهای آزمایشی، داشتن اعتماد به نفس (حتی کاذب Big Grin )]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۱۳۱ هوش مصنوعی - كنكور ارشد سراسری ۹۰ ]]></title>
			<link>/forum/thread-2538.html</link>
			<pubDate>Sun, 17 Jul 2011 09:32:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2538.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبول شما و آرزوی بهترین تبریکات ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم .امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نماییید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
کارشناسی رو تو دانشگاه شیراز سپری کردم که خب لازم به گفتن نیست که یکی از بهترین دانشگاه های ایرانه. البته نمیشه گفت که خیلی ازش راضی بودم اما در حد ایران دانشگاه خوبیه! البته برای من که خودم شیرازیم و خونم شیرازه طبعا دانشگاه شیراز بهترین دانشگاهه!!!! دانشجوی متوسطی بودم  یعنی رتبه اول تا سوم نبودم( فکر کنم دهم بودم!!!) اما با وجودی که زیاد درس نمیخوندم عملکرد بدی هم نداشتم. معدلم ۱۵,۲۶بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
به نظر من اگه کسی با هدف موفقیت تو کنکور ارشد درس بخونه نمیشه تضمین کرد که موفق میشه اما کسی که درس بخونه به حدی که ازش لذت ببره و موقع مطالعه احساس نکنه که دارن کتکش میزنن !! میتونه موفق باشه. ایده من اینه که با درسی باید شروع کرد که بهش علاقه دارید من به مدار منطقی و سیستم عامل علاقه داشتم و با همینا هم شروع کردم. بعد از تحویل پروژه یعنی اواخر تیر شروع کردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
قبل از ذکر منابع کنکوری اینو بگم که تو دانشگاه ما خوندن منابع مادر و زبان اصلی،  که گاها بیش از یکی برای هر درس بود‌، یه سنت محسوب میشد  و معمولا ما درسا رو خوب پاس میکردیم هرچند با ۱۰ و به صورت کاملا ناپلئونی!!!!!! بعضی از بچه‌ها دنبال منابع فارسی میرفتن که به نظرم در حق خودشون خیانت میکردن. اینا رو گفتم که کسانی که این مطلب رو میخونن تمام جوانب موضوع رو درنظر بگیرن. در زیر هم فقط نام کتابایی رو میبرم که واقعا قوی هستن یا خودم کامل خوندم و ازشون خیر دیدم!<br />
•	مدار منطقی مانو (اصلی) و  پوران (کنکوری)<br />
•	ساختمان داده مقسمی و پارسه (هر دو کنکوری)<br />
•	سیستم عامل پارسه  (کنکوری و واقعا عالی)<br />
•	معماری مانو (اصلی) و پوران و مقسمی (کنکوری) .البته پترسون هم خوبه ولی نه واسه کنکور<br />
•	نظریه لینز (اصلی) و پوران (کنکوری و واقعا عالی) <br />
•	مدار الکتریکی پارسه (کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم) و جبه دار (اصلی)<br />
•	هوش راسل (اصلی) تو این درس من منبع کنکوری خوبی سراغ ندارم<br />
•	طراحی الگوریتم مقسمی (کنکوری)<br />
•	زبان پارسه (کنکوری)<br />
•	آمار پارسه( کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم)<br />
•	ریاضی مهندسی (کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم)<br />
•	گسسته پوران (کنکوری)<br />
•	محاسبات پارسه (کنکوری)<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
همین طور که قبلا هم گفتم من درسا رو تا جایی میخوندم که دلمو نزنن و به محض اینکه احساس میکردم دیگه از خوندنشون لذت نمیبرم سراغ یکی دیگه میرفتم. البته خیلی از مشاورا عقیده دارن که این روش درست نیست و شما به زور چک و لگد هم که شده باید همه درسا رو بخونید. شاید حرفشون درست باشه اما این تئوری با روحیات بنده سازگار نیست و تا حالا سعی نکردم در هیچ زمینه ای به خودم زور بگم! در این رابطه به نظرم نمیشه واسه همه یه نسخه پیچید و هر کس خودشو بهتر از هر کس دیگه میشناسه. البته اینو هم بگم که هر درسی شروع اولش سخته ،بعد از اون جذاب میشه. بعضیا هستن که اگه یه درس نخونده داشته باشن استرس میگیرن و ۱۲ درس باقی مونده هم فدای اون یکی میشه (من اصلا اینجوری نیستم) به این دسته اکیدا توصیه میکنم هیچ درسیو نخونده رها نکن. اما کسایی که روحیه منو دارن بهشون توصیه میکنم هر چیزی رو که میخونن عمیق و مفهومی و با تک تک سلولاشون درکش کنن و از هیچی نترسن (البته نه دیگه آنقدر کند کار کنن که فقط یک درسو یاد بگیرنا!!!!!) البته به کسانی که پتانسیل و روحیه خوندن همه درسا رو دارن توصیه میکنم هیچ درسیو کنار نذارن.<br />
و اما شیوه درس خوندن من‌: برای خوندن ریاضی و دروس مشترک و خوندن مطالبی که طی ۴ سال لیسانس برام ابهام داشتن تا حد امکان صبح رو اختصاص میدادم و عصر‌ها بیشتر مطالبی که توشون مسلط بودم رو مرور و یادآوری میکردم . هر روز رو (به صورت پیش فرض)  به یک درس که برام سخت بود و یک درس که برام آسون بود اختصاص میدادم و اگه جاذبه یک درس دیگه منو به خودش فرامیخوند دعوتشو اجابت میکردم!!! توصیه ای که میکنم اینه که تو هر مبحث حتما نمونه سوالاشو ببینید (مخصوصا ریاضی) چون در غیر این صورت مطالب براتون جا نمیوفته. منم این کارو میکردم واقعا جواب میده. دروس مشترک برای من در درجه اول اهمیت بود و بعد از اون تخصصی حتی به قیمت قربانی شدن ریاضی (البته کار جالبی نیست). تو زبان مشکلی نداشتم پس اصلا برام دغدغه محسوب نمیشد. بازم تاکید میکنم به کسانی که مصاحبه افراد مختلف رو میخونن: دوستای خوبم شما خودتونو بهتر از هر کس دیگه میشناسید و تواناییهاتون با بقیه متفاوته پس درنهایت این شمایید که صلاح خودتونو تشخیص میدید. حتی مشاورا هم نمیتونن واسه شما تعیین تکلیف کنن.  <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
•	مدارمنطقی (علاقه به این درس و سادگی اون و اینکه درکش میکردم هر چند با ۱۴ پاسش کردم!)<br />
•	گسسته (این درسو با بخش ریاضی پاس کردم و خوندن کتاب پوران هر چند ۱۱ گرفتم!)<br />
•	سیستم عامل (درس قشنگ و مفیدیه از روز اول که رفتم سر کلاسش دوسش داشتم هر چند استادمون اون جوری که لایق این درسه از پسش بر نیومد. کتاب پارسه در این درس عالیه. این درسو علیرغم قوتی که توش داشتم با ۱۰ پاس کردم!!!!!)<br />
•	هوش (به راسل مسلط بودم و علاقه داشتم. با  ۱۸ پاسش کردم)<br />
•	نظریه (استادم خوب بود و کتاب پوران هم واقعا مختصر و مفید بیانش کرده. با ۱۲ پاسش کردم)<br />
•	ساختمان داده (استادم خوب بود و کتاب مقسمی کمک خیلی خوبی بود. با ۱۵ پاسش کردم)<br />
•	زبان (از دبستان روش کار میکردم و برام خیلی مهمه)<br />
از ذکر نمره هام  مقصدم این بود که بگم گاهی نمره کم یا استاد ناجور ممکنه یه درسو پیش چشم آدم سیاه کنه (البته واسه خودم این مساله وجود داشت و هنوزهم تو ریاضی مهندسی نتونستم با خودم کنار بیام چون از یه استاد مزخرف ۱۰ گرفتم) اما نباید یه درسو به خاطر ترسمون طرد کنیم یا با تکیه به اینکه فلان درسو با نمره خوب پاس کردیم بگیم آره فوت آبم (من محاسباتو با ۲۰ پاس کردم ولی هیچی ازش یادم نیست و اصلا برام جذاب نیست مدار الکتریکی رو ۱۶ گرفتم بهشم علاقه دارم اما واسه کنکور وقت نکردم سراغش برم) پس در یک کلام‌: با خودتون کنار بیان! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
به طور متوسط ۴/۵ درس میخوندم اما همین میزان کم کاملا مفید بود و همش صرف یادگیری میشد. یعضیا میگن ۱۲ یا ۱۴ ساعت درس میخونیم اما شاید ۲ ساعت هم مفید نباشه. درس خوندن با ذهن و روح خسته مثل  کار کردن یه cpu داغ کرده‌، راندمان خیلی پایینی داره. من هیچ وقت سعی نکردم ساعت خوندنمو به یه حد خاص برسونم و غالبا سر ۴ یا ۵ ساعت خسته میشدم (البته لازمه بگم که من با کرنومتر کار میگردم و حتی ۱ دقیقه از ساعتایی که یادداشت میکردم رو به خودم تخفیف نمیدادم.) فقط در صورتی که توانایی زیاد دارید ساعات خیلی زیاد درس بخونید و همیشه سعی کنید در حد نرمال خودتون قرار بگیرید و از افراط و تفریط اکیدا خودداری کنید.<br />
متاسفانه نمیتونم درس خوندنمو تو یه قالب خاص بیان کنم چون من واسه خودم برنامه ریزی میکردم اما به ندرت بهش عمل میکردم(یا جلوتر بودم یا عقب تر) البته من از این خصلت ناپسند خودم واقعا متنفرم. شاید اگه طبق یه برنامه مدون حرکت میکردم الان ۲ رقمی یا تک رقمی بودم!!!!!!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
بله تنها چیزی که مد نظرم بود این بود که از مشترکا عقب نیوفتم حتی اگه از بقیه درسا میزدم. حتی اگه جبران نمیشد آرامشمو حفظ میکردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
برای من درس خوندن تک نفره بهتر جواب میده و البته توی خونه (به همین خاطر بود که گفتم دانشگاه شیراز برام بهترین دانشگاهه) به نظر من بهتره به صورت انفرادی درس خونده بشه بعد از اون اشکالات و ابهامات با دوستان یا اساتید مطرح بشه چون ممکنه مثلا مطلبی که برای من یک مساله لاینحل هست واسه دوستم جزو بدیهیات باشه و برعکس. این طوری دوستان همدیگه رو کامل میکنن و خیلی مفیده اما اینکه یه مطلبو بخوایم از اول با هم بخونیم به نظرم فقط به هم زدن تمرکز همدیگه است. به شخصه هیچ جا به اندازه خونه تمرکز ندارم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
چون برنامه خاصی نداشتم فقط به این نگاه میکردم که آیا تا اینجا مفید بودم یا نه و چون تقریبا مفید عمل کرده بودم ناامید نمیشدم. این جمله خیلی جمله قشنگیه: "هر کس که ایمان دارد‌، برای او غیر ممکن وجود ندارد." <br />
همیشه اعتقادم به اینه که انسان فقط وظیفه تلاش کردن داره و نتیجه کار هر چی که باشه مشیت خداست و اگه این اعتقادتون باشه هرچی براتون پیش بیاد حتما به صلاحتون خواهد بود حتی اگه به ظاهر ناخوشایند باشه. مطمئن باشید همیشه نیرویی مافوق اراده شماست که یاریتون میکنه و اون ایمانه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۰- کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
</span><br />
کلاس کنکور نرفتم اما آزمون پارسه شرکت میکردم. برای من آزمونا تاثیر چندانی نداشت. تنها اثرش این بود که یادم نره تلاش کنم!!  اما به طور کلی آزمونا غیر قابل استناد و کاملا غیر استاندارد هست و اگه آدمی بودم که میدونستم شیطنت نمیکنم و مدام و بدون قطع و وصل درس میخوندم هیچ وقت پولمو حروم هیچ آزمونی نمیکردم! آزمون جامع رو که اصلا توصیه نمیکنم چون ممکنه نتیجه کاذبی حاصل کنه که باعث تضعیف روحیه بشه. مثلا خود من تو آزمون جامع اول ۷۰۰ شدم و با وجودی که میدونستم که واقعی نیست خیلی ناراحت شدم دیگه خدا به داد کسی برسه که یه کم حساس باشه! بنابر این باز برمیگرده به روحیات و طرز تفکر افراد که در این رابطه تصمیم بگیرن. به هر حال من تو این آزمونا  رو رتبه ۶۰ و روی ۷۰۰  که کسب کردم هیچ حسابی باز نکردم شما دوست عزیز هم اگه شرکت کردی همین کارو کن و فقط به تلاشت ادامه بده. <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
نکات خیلی مهم رو یا یادداشت میکردم یا تو کتابام مشخص میکردم و مرور میکردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
</span><br />
مسلما اکثر داوطلبین از صد درصد توانایی هاشون نمیتونن استفاده کنن. اما همه چیز به حفظ آرامش مربوط میشه من تقریبا آرام بودم اما بعد از کنکور فهمیدم که چه تعداد از سوالاتو مفت و مجانی از دست دادم! صبح روز اول کنکور حتی کلاس موسیقی رو هم تعطیل نکردم و سر کلاس رفتم که البته این کار تو آرامشم خیلی مؤثر بود روز دوم هم میتونم بگم اصلا استرس نداشتم. به طور کلی تقریبا ۶۰ درصد از تواناییم رو مورد استفاده قرار دادم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
نباید روی سوالات مشکل و وقت گیر موند. ابتدا باید سوالات روان که وقت زیادی نمیگیرند جواب داد و اگر وقت اضافه اومد سراغ بقیه رفت. همیشه مطمئن باشید سوال سخت و وقت گیر برای ۹۵% از داوطلبان همین گونه است و نباید به خاطر رها کردنشون خودتونو سرزنش کنید. منم سر جلسه میدونستم سوالای سیستم رو میتونم جواب بدم اما چون خیلی وقت گیر بودن حاضر نشدم وقت بقیه سوالا رو صرفشون کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۴- درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
•	زبان ۷۱,۱۱<br />
•	ریاضی ۱۰,۵۳<br />
•	مشترک ۳۷,۰۴<br />
•	تخصصی هوش ۲۶,۳۲<br />
رتبه ۱۳۱ هوش<br />
احتمالا دانشگاه شیراز که انتخاب سوم من است( انتخاب اول شریف و انتخاب دوم تهران است)<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
ریاضی را مورد غفلت قرار دادم و خیلی از این بابت ناراحتم چون اگر میخواستم واقعا وقت داشتم که ریاضی رو هم بخونم( من از اول مهر چندین بار مسافرت رفتم یک هفته تو مهر , سه روز تو آبان , یک هفته تو آذر )اگه همه این روزا و بقیه روزای تلف شده رو جمع میکردم کلی میتونستم بیشتر درس بخونم. البته خیلی هم بد نشد چون درسته که شاید نتیجه ایده آلی بدست نیاورده باشم  اما فشار هم بهم نیومد!!!!!!!!!<br />
 در پایان برای همه داوطلبین آرزوی موفقیت میکنم و عذر میخوام که چشمای نازنینشون رو با نوشته هام خسته کردم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبول شما و آرزوی بهترین تبریکات ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم .امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نماییید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
کارشناسی رو تو دانشگاه شیراز سپری کردم که خب لازم به گفتن نیست که یکی از بهترین دانشگاه های ایرانه. البته نمیشه گفت که خیلی ازش راضی بودم اما در حد ایران دانشگاه خوبیه! البته برای من که خودم شیرازیم و خونم شیرازه طبعا دانشگاه شیراز بهترین دانشگاهه!!!! دانشجوی متوسطی بودم  یعنی رتبه اول تا سوم نبودم( فکر کنم دهم بودم!!!) اما با وجودی که زیاد درس نمیخوندم عملکرد بدی هم نداشتم. معدلم ۱۵,۲۶بود.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
به نظر من اگه کسی با هدف موفقیت تو کنکور ارشد درس بخونه نمیشه تضمین کرد که موفق میشه اما کسی که درس بخونه به حدی که ازش لذت ببره و موقع مطالعه احساس نکنه که دارن کتکش میزنن !! میتونه موفق باشه. ایده من اینه که با درسی باید شروع کرد که بهش علاقه دارید من به مدار منطقی و سیستم عامل علاقه داشتم و با همینا هم شروع کردم. بعد از تحویل پروژه یعنی اواخر تیر شروع کردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۳- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
قبل از ذکر منابع کنکوری اینو بگم که تو دانشگاه ما خوندن منابع مادر و زبان اصلی،  که گاها بیش از یکی برای هر درس بود‌، یه سنت محسوب میشد  و معمولا ما درسا رو خوب پاس میکردیم هرچند با ۱۰ و به صورت کاملا ناپلئونی!!!!!! بعضی از بچه‌ها دنبال منابع فارسی میرفتن که به نظرم در حق خودشون خیانت میکردن. اینا رو گفتم که کسانی که این مطلب رو میخونن تمام جوانب موضوع رو درنظر بگیرن. در زیر هم فقط نام کتابایی رو میبرم که واقعا قوی هستن یا خودم کامل خوندم و ازشون خیر دیدم!<br />
•	مدار منطقی مانو (اصلی) و  پوران (کنکوری)<br />
•	ساختمان داده مقسمی و پارسه (هر دو کنکوری)<br />
•	سیستم عامل پارسه  (کنکوری و واقعا عالی)<br />
•	معماری مانو (اصلی) و پوران و مقسمی (کنکوری) .البته پترسون هم خوبه ولی نه واسه کنکور<br />
•	نظریه لینز (اصلی) و پوران (کنکوری و واقعا عالی) <br />
•	مدار الکتریکی پارسه (کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم) و جبه دار (اصلی)<br />
•	هوش راسل (اصلی) تو این درس من منبع کنکوری خوبی سراغ ندارم<br />
•	طراحی الگوریتم مقسمی (کنکوری)<br />
•	زبان پارسه (کنکوری)<br />
•	آمار پارسه( کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم)<br />
•	ریاضی مهندسی (کنکوری و واقعا عالی که متاسفانه نرسیدم بخونم)<br />
•	گسسته پوران (کنکوری)<br />
•	محاسبات پارسه (کنکوری)<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
همین طور که قبلا هم گفتم من درسا رو تا جایی میخوندم که دلمو نزنن و به محض اینکه احساس میکردم دیگه از خوندنشون لذت نمیبرم سراغ یکی دیگه میرفتم. البته خیلی از مشاورا عقیده دارن که این روش درست نیست و شما به زور چک و لگد هم که شده باید همه درسا رو بخونید. شاید حرفشون درست باشه اما این تئوری با روحیات بنده سازگار نیست و تا حالا سعی نکردم در هیچ زمینه ای به خودم زور بگم! در این رابطه به نظرم نمیشه واسه همه یه نسخه پیچید و هر کس خودشو بهتر از هر کس دیگه میشناسه. البته اینو هم بگم که هر درسی شروع اولش سخته ،بعد از اون جذاب میشه. بعضیا هستن که اگه یه درس نخونده داشته باشن استرس میگیرن و ۱۲ درس باقی مونده هم فدای اون یکی میشه (من اصلا اینجوری نیستم) به این دسته اکیدا توصیه میکنم هیچ درسیو نخونده رها نکن. اما کسایی که روحیه منو دارن بهشون توصیه میکنم هر چیزی رو که میخونن عمیق و مفهومی و با تک تک سلولاشون درکش کنن و از هیچی نترسن (البته نه دیگه آنقدر کند کار کنن که فقط یک درسو یاد بگیرنا!!!!!) البته به کسانی که پتانسیل و روحیه خوندن همه درسا رو دارن توصیه میکنم هیچ درسیو کنار نذارن.<br />
و اما شیوه درس خوندن من‌: برای خوندن ریاضی و دروس مشترک و خوندن مطالبی که طی ۴ سال لیسانس برام ابهام داشتن تا حد امکان صبح رو اختصاص میدادم و عصر‌ها بیشتر مطالبی که توشون مسلط بودم رو مرور و یادآوری میکردم . هر روز رو (به صورت پیش فرض)  به یک درس که برام سخت بود و یک درس که برام آسون بود اختصاص میدادم و اگه جاذبه یک درس دیگه منو به خودش فرامیخوند دعوتشو اجابت میکردم!!! توصیه ای که میکنم اینه که تو هر مبحث حتما نمونه سوالاشو ببینید (مخصوصا ریاضی) چون در غیر این صورت مطالب براتون جا نمیوفته. منم این کارو میکردم واقعا جواب میده. دروس مشترک برای من در درجه اول اهمیت بود و بعد از اون تخصصی حتی به قیمت قربانی شدن ریاضی (البته کار جالبی نیست). تو زبان مشکلی نداشتم پس اصلا برام دغدغه محسوب نمیشد. بازم تاکید میکنم به کسانی که مصاحبه افراد مختلف رو میخونن: دوستای خوبم شما خودتونو بهتر از هر کس دیگه میشناسید و تواناییهاتون با بقیه متفاوته پس درنهایت این شمایید که صلاح خودتونو تشخیص میدید. حتی مشاورا هم نمیتونن واسه شما تعیین تکلیف کنن.  <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
•	مدارمنطقی (علاقه به این درس و سادگی اون و اینکه درکش میکردم هر چند با ۱۴ پاسش کردم!)<br />
•	گسسته (این درسو با بخش ریاضی پاس کردم و خوندن کتاب پوران هر چند ۱۱ گرفتم!)<br />
•	سیستم عامل (درس قشنگ و مفیدیه از روز اول که رفتم سر کلاسش دوسش داشتم هر چند استادمون اون جوری که لایق این درسه از پسش بر نیومد. کتاب پارسه در این درس عالیه. این درسو علیرغم قوتی که توش داشتم با ۱۰ پاس کردم!!!!!)<br />
•	هوش (به راسل مسلط بودم و علاقه داشتم. با  ۱۸ پاسش کردم)<br />
•	نظریه (استادم خوب بود و کتاب پوران هم واقعا مختصر و مفید بیانش کرده. با ۱۲ پاسش کردم)<br />
•	ساختمان داده (استادم خوب بود و کتاب مقسمی کمک خیلی خوبی بود. با ۱۵ پاسش کردم)<br />
•	زبان (از دبستان روش کار میکردم و برام خیلی مهمه)<br />
از ذکر نمره هام  مقصدم این بود که بگم گاهی نمره کم یا استاد ناجور ممکنه یه درسو پیش چشم آدم سیاه کنه (البته واسه خودم این مساله وجود داشت و هنوزهم تو ریاضی مهندسی نتونستم با خودم کنار بیام چون از یه استاد مزخرف ۱۰ گرفتم) اما نباید یه درسو به خاطر ترسمون طرد کنیم یا با تکیه به اینکه فلان درسو با نمره خوب پاس کردیم بگیم آره فوت آبم (من محاسباتو با ۲۰ پاس کردم ولی هیچی ازش یادم نیست و اصلا برام جذاب نیست مدار الکتریکی رو ۱۶ گرفتم بهشم علاقه دارم اما واسه کنکور وقت نکردم سراغش برم) پس در یک کلام‌: با خودتون کنار بیان! <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
به طور متوسط ۴/۵ درس میخوندم اما همین میزان کم کاملا مفید بود و همش صرف یادگیری میشد. یعضیا میگن ۱۲ یا ۱۴ ساعت درس میخونیم اما شاید ۲ ساعت هم مفید نباشه. درس خوندن با ذهن و روح خسته مثل  کار کردن یه cpu داغ کرده‌، راندمان خیلی پایینی داره. من هیچ وقت سعی نکردم ساعت خوندنمو به یه حد خاص برسونم و غالبا سر ۴ یا ۵ ساعت خسته میشدم (البته لازمه بگم که من با کرنومتر کار میگردم و حتی ۱ دقیقه از ساعتایی که یادداشت میکردم رو به خودم تخفیف نمیدادم.) فقط در صورتی که توانایی زیاد دارید ساعات خیلی زیاد درس بخونید و همیشه سعی کنید در حد نرمال خودتون قرار بگیرید و از افراط و تفریط اکیدا خودداری کنید.<br />
متاسفانه نمیتونم درس خوندنمو تو یه قالب خاص بیان کنم چون من واسه خودم برنامه ریزی میکردم اما به ندرت بهش عمل میکردم(یا جلوتر بودم یا عقب تر) البته من از این خصلت ناپسند خودم واقعا متنفرم. شاید اگه طبق یه برنامه مدون حرکت میکردم الان ۲ رقمی یا تک رقمی بودم!!!!!!<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
بله تنها چیزی که مد نظرم بود این بود که از مشترکا عقب نیوفتم حتی اگه از بقیه درسا میزدم. حتی اگه جبران نمیشد آرامشمو حفظ میکردم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
برای من درس خوندن تک نفره بهتر جواب میده و البته توی خونه (به همین خاطر بود که گفتم دانشگاه شیراز برام بهترین دانشگاهه) به نظر من بهتره به صورت انفرادی درس خونده بشه بعد از اون اشکالات و ابهامات با دوستان یا اساتید مطرح بشه چون ممکنه مثلا مطلبی که برای من یک مساله لاینحل هست واسه دوستم جزو بدیهیات باشه و برعکس. این طوری دوستان همدیگه رو کامل میکنن و خیلی مفیده اما اینکه یه مطلبو بخوایم از اول با هم بخونیم به نظرم فقط به هم زدن تمرکز همدیگه است. به شخصه هیچ جا به اندازه خونه تمرکز ندارم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
چون برنامه خاصی نداشتم فقط به این نگاه میکردم که آیا تا اینجا مفید بودم یا نه و چون تقریبا مفید عمل کرده بودم ناامید نمیشدم. این جمله خیلی جمله قشنگیه: "هر کس که ایمان دارد‌، برای او غیر ممکن وجود ندارد." <br />
همیشه اعتقادم به اینه که انسان فقط وظیفه تلاش کردن داره و نتیجه کار هر چی که باشه مشیت خداست و اگه این اعتقادتون باشه هرچی براتون پیش بیاد حتما به صلاحتون خواهد بود حتی اگه به ظاهر ناخوشایند باشه. مطمئن باشید همیشه نیرویی مافوق اراده شماست که یاریتون میکنه و اون ایمانه.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۰- کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟<br />
</span><br />
کلاس کنکور نرفتم اما آزمون پارسه شرکت میکردم. برای من آزمونا تاثیر چندانی نداشت. تنها اثرش این بود که یادم نره تلاش کنم!!  اما به طور کلی آزمونا غیر قابل استناد و کاملا غیر استاندارد هست و اگه آدمی بودم که میدونستم شیطنت نمیکنم و مدام و بدون قطع و وصل درس میخوندم هیچ وقت پولمو حروم هیچ آزمونی نمیکردم! آزمون جامع رو که اصلا توصیه نمیکنم چون ممکنه نتیجه کاذبی حاصل کنه که باعث تضعیف روحیه بشه. مثلا خود من تو آزمون جامع اول ۷۰۰ شدم و با وجودی که میدونستم که واقعی نیست خیلی ناراحت شدم دیگه خدا به داد کسی برسه که یه کم حساس باشه! بنابر این باز برمیگرده به روحیات و طرز تفکر افراد که در این رابطه تصمیم بگیرن. به هر حال من تو این آزمونا  رو رتبه ۶۰ و روی ۷۰۰  که کسب کردم هیچ حسابی باز نکردم شما دوست عزیز هم اگه شرکت کردی همین کارو کن و فقط به تلاشت ادامه بده. <br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
نکات خیلی مهم رو یا یادداشت میکردم یا تو کتابام مشخص میکردم و مرور میکردم<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.<br />
</span><br />
مسلما اکثر داوطلبین از صد درصد توانایی هاشون نمیتونن استفاده کنن. اما همه چیز به حفظ آرامش مربوط میشه من تقریبا آرام بودم اما بعد از کنکور فهمیدم که چه تعداد از سوالاتو مفت و مجانی از دست دادم! صبح روز اول کنکور حتی کلاس موسیقی رو هم تعطیل نکردم و سر کلاس رفتم که البته این کار تو آرامشم خیلی مؤثر بود روز دوم هم میتونم بگم اصلا استرس نداشتم. به طور کلی تقریبا ۶۰ درصد از تواناییم رو مورد استفاده قرار دادم.<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
نباید روی سوالات مشکل و وقت گیر موند. ابتدا باید سوالات روان که وقت زیادی نمیگیرند جواب داد و اگر وقت اضافه اومد سراغ بقیه رفت. همیشه مطمئن باشید سوال سخت و وقت گیر برای ۹۵% از داوطلبان همین گونه است و نباید به خاطر رها کردنشون خودتونو سرزنش کنید. منم سر جلسه میدونستم سوالای سیستم رو میتونم جواب بدم اما چون خیلی وقت گیر بودن حاضر نشدم وقت بقیه سوالا رو صرفشون کنم. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۴- درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
•	زبان ۷۱,۱۱<br />
•	ریاضی ۱۰,۵۳<br />
•	مشترک ۳۷,۰۴<br />
•	تخصصی هوش ۲۶,۳۲<br />
رتبه ۱۳۱ هوش<br />
احتمالا دانشگاه شیراز که انتخاب سوم من است( انتخاب اول شریف و انتخاب دوم تهران است)<br />
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
ریاضی را مورد غفلت قرار دادم و خیلی از این بابت ناراحتم چون اگر میخواستم واقعا وقت داشتم که ریاضی رو هم بخونم( من از اول مهر چندین بار مسافرت رفتم یک هفته تو مهر , سه روز تو آبان , یک هفته تو آذر )اگه همه این روزا و بقیه روزای تلف شده رو جمع میکردم کلی میتونستم بیشتر درس بخونم. البته خیلی هم بد نشد چون درسته که شاید نتیجه ایده آلی بدست نیاورده باشم  اما فشار هم بهم نیومد!!!!!!!!!<br />
 در پایان برای همه داوطلبین آرزوی موفقیت میکنم و عذر میخوام که چشمای نازنینشون رو با نوشته هام خسته کردم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۸۹ نرم‌افزار - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2526.html</link>
			<pubDate>Fri, 15 Jul 2011 12:59:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2526.html</guid>
			<description><![CDATA[1<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
من دوران کاردانی و کارشناشی خودم رو تو دانشکده شمسی پور خوندم.معدل دوره کاردانی هفده و هفت صدم و کارشناسی هم شانزده و چهل صدم بود.<br />
اگر بخوام کل دوره کاردانی و کارشناسی رو تو چند جمله خلاصه کنم می تونم بگم که چیز خیلی کمی تو دانشگاه یاد گرفتم و اکثر مواقع خودم یه دنبال یادگیری مطالب می رفتم فارغ از اینکه تو دانشگاه چی دارن درس میدن.<br />
در مورد اینکه چطور دانشجویی بودم می تونم بگم که کمی تا قسمتی درس نخون.اکثر مواقع تو تعطیلات قبل از امتحانات درسا رو می خوندم و نمرات تقریبا خوبی هم می گرفتم.<br />
<br />
2<span style="font-weight: bold;">- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
دقیق یادم نیست اما فکر می کنم از اواسط تابستون درس خوندن رو شروع کردم اما از اول مهر خیلی جدی‌تر شد چون قرار بود که آخر مهرماه اولین آزمون پارسه برگزار بشه<br />
من سعی کردم با درس هایی که علاقه دارم و برام تقریبا راحت بودن شروع کنم.مثل مدار منطقی‌، کامپایلر‌، نظریه.<br />
<br />
3<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
ریاضی مهندسی‌: کتاب دو جلدی مهندس معتقدی از انتشارات پارسه<br />
محاسبات‌: آنالیز عددی 1 تالیف اسماعیل بابلیان<br />
آمار‌: پارسه تالیف مهندس طورانی(این کتاب فوق العاده است)<br />
گسسته‌: ساختمان های گسسته قلی زاده و گسسته پوران پژوهش<br />
زبان‌: زبان عمومی و تخصصی پارسه<br />
ساختمان داده‌: پارسه تالیف مهندس طورانی و خوندن بعضی از فصل های کتاب هوروویتز<br />
نظریه‌: پوران‌، ارشد سپاهان‌، سادکمپ و تمرینات کتاب لینز (من به شخصه کتاب لینز رو اصلا به عنوان یک منبع خوب درسی قبول ندارم.شاید ترجمه‌ی فارسی کتاب باعث شد تا من اینطوری فکر کنم)<br />
مدار منطقی‌: پوران و طراحی دیجیتال موریس مانو<br />
معماری‌: معماری موریس مانو و پوران(بعضی از فصل های معماری مانو اصلا کامل نیستن و بهتره از روی مهماری پترسون/هنسی خونده بشن)<br />
سیستم عامل‌: پارسه تالیف دکتر حقیقت و سیستم عامل ویلیام استالینگز<br />
کامپایلر‌: پوران و بعضی از فصل های کتاب Aho<br />
طراحی زبان‌ها‌: پرات(زبان اصلی)<br />
پایگاه‌: پایگاه داده مقسمی(به نظر من کتاب بسیار خوبی هستش)<br />
طراحی الگوریتم‌: پوران و بعضی از فصل های کتاب brassard<br />
<br />
4- د<span style="font-weight: bold;">ر صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
روش خیلی خاصی نداشتم.وقتی قرار بود کتابی رو برای اولین بار بخونم زیر قسمت های مهم خط می کشیدم و اگر نکته‌ی استنباطی هم وجود داشت یه گوشه از همون صفحه‌ی کتاب می نوشتم.برای مرور هم فقط و فقط همون قسمت های خط کشی شده و نکات رو می خوندم.<br />
برای حفظ فرمول‌ها و لغات زبان هم از جعبه لایتنر استفاده می کردم(جعبه لاینتر= کاملا بی خود)<br />
<br />
5-<span style="font-weight: bold;"> فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
مدار منطقی‌، کامپایلر‌، طراحی زبان‌ها ،پایگاه داده و زبان<br />
تسلط من روی چهار تا درس اول به خاطر خوندن کتاب های خوب بود و اینکه کلا به این دروس علاقه زیادی هم داشتم و در مورد زبان هم چون چند سال زبان رفته بودم مشکلی تو درس زبان نداشتم<br />
<br />
6<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
شیوه کلی این طوری بود که شب قبل تعیین می کردم که فرداش چه درسهایی رو قصد دارم بخونم و معمولا درس‌ها رو متناسب با سختی و آسونی کنار هم می چیدم تا تو روند درس خوندن زیاد خسته نشم.معمولا روزی سه تا درس رو می خوندم.9 تا 12 یک درس‌، 2 تا 5 یک درس و 5:30 تا 8:30 هم آخرین درس.<br />
نکته ای که تو درس خوندنم وجود داشت این بود که من درس های دیگه رو فدای دروس مشترک نمی کردم و این طور نبود که تمرکز خیلی بالایی روی دروس مشترک داشته باشم.چون فکر این رو می کردم که اگه سوالات مشترک کنکور سخت باشه کسی برنده هست که دروس دیگه رو خوب بزنه خصوصا زبان(که تو کنکور امسال همین طوری هم شد)<br />
برنامه ریزی کلی هم نداشتم و این خیلی بده.<br />
<br />
7- <span style="font-weight: bold;">در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
خیلی کم اتفاق افتاد و برای برخی از درس های خاص.من وقتی میدیدم عقب افتادم در طول هفته دو برابر برای اون درس وقت می ذاشتم تا درس رو برسونم<br />
8- <span style="font-weight: bold;">به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
من به شخصه تک نفره رو ترجیح میدم چون موقع درس خوندن باید کاملا تمرکز داشته باشم.البته موقع درس خوندن تک نفره برخی مطالب و نکات هستن که فهمش خیلی سخته.اون نکات رو جایی می نوشتم و از کنکوری های دیگه می پرسیدم.<br />
من همیشه تو خونه درس خوندم چون اصلا تو محیطی مثل کتابخونه راحت نیستم.<br />
<br />
9- د<span style="font-weight: bold;">ر طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
اصولا من تا حالا دچار نا امیدی و یاس حداقل تو بحث کنکور نبودم چون همیشه یه جمله تو ذهنم هست که میگه‌: هیچ تلاشی بدون نتیجه نمی مونه. چون خوب درس می خوندم مطمئن بودم که نتیجه خوبی می گیرم.<br />
<br />
10-<span style="font-weight: bold;">کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
صد در صد شرکت تو آزمون آزمایشی رو تایید می کنم اما شرکت تو کلاس‌ها کنکور رو نه.<br />
آزمون های آزمایشی هم این طور بود که اگه رتبه های خوبی می آوردم انگیزم بیشتر میشد و اگر بد میشد می رفتم و روی نقاط ضعفم بیشتر کار می کردم<br />
اگر قرار باشه صد بار دیگه هم کنکور بدم‌، تو یک سری کامل آزمون های آزمایشی شرکت می کنم و نه فقط آزمون های جامع<br />
<br />
11-د<span style="font-weight: bold;">وره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
برای مرور فقط قسمت هایی از کتاب هارو که خط کشیده بودم می خوندم و تست های خیلی زیادی حل می کردم مخصوصا تست هایی که علامت زده بودم و می دونستم که نکات خیلی خوبی دارن<br />
<br />
12<span style="font-weight: bold;">- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
دو روز کاملا خوب و عادی بود.البته روز اول وقتی دیدم سوالات مشترک سخته(برا من که سخت بود‌، دیگران رو نمی دونم) یه کم نگران شدم ولی با خودم گفتم خوب برا همه سخته دیگه.روز دوم هم راضی بودم چون سوالات تقریبا مناسب و استاندارد بود<br />
<br />
13<span style="font-weight: bold;">-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
خیلی خیلی خیلی خیلی راحت اون سوال رو نادیده بگیرید چون تعداد افرادی که به این سوالات جواب درست میدن خیلی کمه و اکثر سوالات سخت وقت زیادی رو هم طلب می کنن.اگر وقت زیاد اوردید برگردید و روی سوالات سخت فکر کنید.<br />
<br />
14<span style="font-weight: bold;">-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان 76<br />
ریاضی 20<br />
مشترک 30<br />
تخصصی نرم 41<br />
رتبه‌: 89<br />
به امید خدا امیرکبیر و اگه امیر کبیر نشه بهشتی<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
14- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
من اگر به عقب بر می گشتم حتما کتاب های منبع رو برای تمام دروس مشترک و تخصصی می خوندم و روی ریاضی وقت خیلی بیشتری می ذاشتم.<br />
یه نکته دیگه اینکه من همیشه درس رو با علاقه و برای یادگیری خوندم و نه صرفا برای کنکور]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
من دوران کاردانی و کارشناشی خودم رو تو دانشکده شمسی پور خوندم.معدل دوره کاردانی هفده و هفت صدم و کارشناسی هم شانزده و چهل صدم بود.<br />
اگر بخوام کل دوره کاردانی و کارشناسی رو تو چند جمله خلاصه کنم می تونم بگم که چیز خیلی کمی تو دانشگاه یاد گرفتم و اکثر مواقع خودم یه دنبال یادگیری مطالب می رفتم فارغ از اینکه تو دانشگاه چی دارن درس میدن.<br />
در مورد اینکه چطور دانشجویی بودم می تونم بگم که کمی تا قسمتی درس نخون.اکثر مواقع تو تعطیلات قبل از امتحانات درسا رو می خوندم و نمرات تقریبا خوبی هم می گرفتم.<br />
<br />
2<span style="font-weight: bold;">- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
دقیق یادم نیست اما فکر می کنم از اواسط تابستون درس خوندن رو شروع کردم اما از اول مهر خیلی جدی‌تر شد چون قرار بود که آخر مهرماه اولین آزمون پارسه برگزار بشه<br />
من سعی کردم با درس هایی که علاقه دارم و برام تقریبا راحت بودن شروع کنم.مثل مدار منطقی‌، کامپایلر‌، نظریه.<br />
<br />
3<span style="font-weight: bold;">-منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
ریاضی مهندسی‌: کتاب دو جلدی مهندس معتقدی از انتشارات پارسه<br />
محاسبات‌: آنالیز عددی 1 تالیف اسماعیل بابلیان<br />
آمار‌: پارسه تالیف مهندس طورانی(این کتاب فوق العاده است)<br />
گسسته‌: ساختمان های گسسته قلی زاده و گسسته پوران پژوهش<br />
زبان‌: زبان عمومی و تخصصی پارسه<br />
ساختمان داده‌: پارسه تالیف مهندس طورانی و خوندن بعضی از فصل های کتاب هوروویتز<br />
نظریه‌: پوران‌، ارشد سپاهان‌، سادکمپ و تمرینات کتاب لینز (من به شخصه کتاب لینز رو اصلا به عنوان یک منبع خوب درسی قبول ندارم.شاید ترجمه‌ی فارسی کتاب باعث شد تا من اینطوری فکر کنم)<br />
مدار منطقی‌: پوران و طراحی دیجیتال موریس مانو<br />
معماری‌: معماری موریس مانو و پوران(بعضی از فصل های معماری مانو اصلا کامل نیستن و بهتره از روی مهماری پترسون/هنسی خونده بشن)<br />
سیستم عامل‌: پارسه تالیف دکتر حقیقت و سیستم عامل ویلیام استالینگز<br />
کامپایلر‌: پوران و بعضی از فصل های کتاب Aho<br />
طراحی زبان‌ها‌: پرات(زبان اصلی)<br />
پایگاه‌: پایگاه داده مقسمی(به نظر من کتاب بسیار خوبی هستش)<br />
طراحی الگوریتم‌: پوران و بعضی از فصل های کتاب brassard<br />
<br />
4- د<span style="font-weight: bold;">ر صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
روش خیلی خاصی نداشتم.وقتی قرار بود کتابی رو برای اولین بار بخونم زیر قسمت های مهم خط می کشیدم و اگر نکته‌ی استنباطی هم وجود داشت یه گوشه از همون صفحه‌ی کتاب می نوشتم.برای مرور هم فقط و فقط همون قسمت های خط کشی شده و نکات رو می خوندم.<br />
برای حفظ فرمول‌ها و لغات زبان هم از جعبه لایتنر استفاده می کردم(جعبه لاینتر= کاملا بی خود)<br />
<br />
5-<span style="font-weight: bold;"> فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
مدار منطقی‌، کامپایلر‌، طراحی زبان‌ها ،پایگاه داده و زبان<br />
تسلط من روی چهار تا درس اول به خاطر خوندن کتاب های خوب بود و اینکه کلا به این دروس علاقه زیادی هم داشتم و در مورد زبان هم چون چند سال زبان رفته بودم مشکلی تو درس زبان نداشتم<br />
<br />
6<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
شیوه کلی این طوری بود که شب قبل تعیین می کردم که فرداش چه درسهایی رو قصد دارم بخونم و معمولا درس‌ها رو متناسب با سختی و آسونی کنار هم می چیدم تا تو روند درس خوندن زیاد خسته نشم.معمولا روزی سه تا درس رو می خوندم.9 تا 12 یک درس‌، 2 تا 5 یک درس و 5:30 تا 8:30 هم آخرین درس.<br />
نکته ای که تو درس خوندنم وجود داشت این بود که من درس های دیگه رو فدای دروس مشترک نمی کردم و این طور نبود که تمرکز خیلی بالایی روی دروس مشترک داشته باشم.چون فکر این رو می کردم که اگه سوالات مشترک کنکور سخت باشه کسی برنده هست که دروس دیگه رو خوب بزنه خصوصا زبان(که تو کنکور امسال همین طوری هم شد)<br />
برنامه ریزی کلی هم نداشتم و این خیلی بده.<br />
<br />
7- <span style="font-weight: bold;">در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
خیلی کم اتفاق افتاد و برای برخی از درس های خاص.من وقتی میدیدم عقب افتادم در طول هفته دو برابر برای اون درس وقت می ذاشتم تا درس رو برسونم<br />
8- <span style="font-weight: bold;">به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
من به شخصه تک نفره رو ترجیح میدم چون موقع درس خوندن باید کاملا تمرکز داشته باشم.البته موقع درس خوندن تک نفره برخی مطالب و نکات هستن که فهمش خیلی سخته.اون نکات رو جایی می نوشتم و از کنکوری های دیگه می پرسیدم.<br />
من همیشه تو خونه درس خوندم چون اصلا تو محیطی مثل کتابخونه راحت نیستم.<br />
<br />
9- د<span style="font-weight: bold;">ر طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
اصولا من تا حالا دچار نا امیدی و یاس حداقل تو بحث کنکور نبودم چون همیشه یه جمله تو ذهنم هست که میگه‌: هیچ تلاشی بدون نتیجه نمی مونه. چون خوب درس می خوندم مطمئن بودم که نتیجه خوبی می گیرم.<br />
<br />
10-<span style="font-weight: bold;">کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
صد در صد شرکت تو آزمون آزمایشی رو تایید می کنم اما شرکت تو کلاس‌ها کنکور رو نه.<br />
آزمون های آزمایشی هم این طور بود که اگه رتبه های خوبی می آوردم انگیزم بیشتر میشد و اگر بد میشد می رفتم و روی نقاط ضعفم بیشتر کار می کردم<br />
اگر قرار باشه صد بار دیگه هم کنکور بدم‌، تو یک سری کامل آزمون های آزمایشی شرکت می کنم و نه فقط آزمون های جامع<br />
<br />
11-د<span style="font-weight: bold;">وره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
برای مرور فقط قسمت هایی از کتاب هارو که خط کشیده بودم می خوندم و تست های خیلی زیادی حل می کردم مخصوصا تست هایی که علامت زده بودم و می دونستم که نکات خیلی خوبی دارن<br />
<br />
12<span style="font-weight: bold;">- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
دو روز کاملا خوب و عادی بود.البته روز اول وقتی دیدم سوالات مشترک سخته(برا من که سخت بود‌، دیگران رو نمی دونم) یه کم نگران شدم ولی با خودم گفتم خوب برا همه سخته دیگه.روز دوم هم راضی بودم چون سوالات تقریبا مناسب و استاندارد بود<br />
<br />
13<span style="font-weight: bold;">-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
خیلی خیلی خیلی خیلی راحت اون سوال رو نادیده بگیرید چون تعداد افرادی که به این سوالات جواب درست میدن خیلی کمه و اکثر سوالات سخت وقت زیادی رو هم طلب می کنن.اگر وقت زیاد اوردید برگردید و روی سوالات سخت فکر کنید.<br />
<br />
14<span style="font-weight: bold;">-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان 76<br />
ریاضی 20<br />
مشترک 30<br />
تخصصی نرم 41<br />
رتبه‌: 89<br />
به امید خدا امیرکبیر و اگه امیر کبیر نشه بهشتی<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
14- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
من اگر به عقب بر می گشتم حتما کتاب های منبع رو برای تمام دروس مشترک و تخصصی می خوندم و روی ریاضی وقت خیلی بیشتری می ذاشتم.<br />
یه نکته دیگه اینکه من همیشه درس رو با علاقه و برای یادگیری خوندم و نه صرفا برای کنکور]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۱۸ هوش مصنوعی - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2517.html</link>
			<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 18:04:05 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2517.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبولی شما و آرزوی بهترین تبریکات، ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم. امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نمایید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید.</span><br />
<br />
خیلی‌ ممنون.<br />
اول از همه از خدا ممنونم.<br />
بعد از دائیم که مشاورم بودن تشکر می‌کنم. اگه راهنمایی‌هاشون نبود قطعاً نتیجم خیلی‌ بد میشد.<br />
حرف راجع به ارشد خیلی‌ زیاده. می‌شه چند ساعت فقط راجع به کلیات توضیح داد. خیلی‌ از چیزایی که میدونستمو توی فروم به صورت پراکنده گفتم. البته من فقط یک سال کنکور ارشد شرکت کردم و خیلی‌ تجربه ندارم. امیدوارم حرفام به دارد دوستان بخوره.<br />
پیشاپیش به خاطر غلط‌های املائی احتمالی‌ معذرت می‌خوام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه و با چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
در دانشگاه یزد(یعنی همون دانشگاه سراسری یزد).<br />
<br />
زمانی‌ که من وارد دانشگاه یزد شدم وضعیت جالبی‌ از لحاظ علمی نداشت.البته الان بهتر شده. جو بی‌ انگیزگی حاکم بود. خیلیا به رشته کامپیوتر علاقه نداشتن. از ۴ سال لیسانس مجموعأ یک سال مفید بود. راستش من نمی‌دونم درسخون بودم یأ نه. بیشتر انگیزهٔ من علاقه به رشتم و رضایت درونی بود. بعضی‌ ترم‌ها خوب درس میخوندم ولی‌ بعضی‌ ترم‌ها هم کم میخوندم. بعضی‌ درس هارو که دوس داشتمو خوب میخوندم و خیلی‌ وقتها ماکس یا دوم سوم میشودم و بعضی‌ درسا هم که خوشم نمیومد رو به زور پاس می‌کردم. حتی ۲ تا درس رو هم افتادم. در کل شاگرد اول نبودم. فک می‌کنم ششم یا هفتم باشم.<br />
<br />
در رابطه با معدل هنوز لیسانس من تموم نشده. نمره درس‌های پروژه و کارآموزی مونده. معدلم تا ترم ۶، ۱۵/۳۱ هستش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
به نظر من استارت ارشد خیلی‌ سخت نیست. بعدش هست که مشکلات پیش میاد.<br />
اول از همه یک روز کلی مصاحبه و مطالب این چنینی رو خوندم تا یه مقداری ایده بگیرم.<br />
من می‌خواستم بعد از از امتحان‌ها یک هفته استراحت کنم و از هفته سوم تیر شروع کنم به خوندن ولی‌ ۵ روز بیشتر استراحت نکردم و بعدش یه کاری پیش اومد.عملا حدوداً از دهم تیر شروع به درس خوندن کردم. اینکه با چه درس هایی شروع کردم رو دقیق یادم نمیاد. ولی‌ یادمه با ۲ تا درس شروع کردم و هر کدوم که تموم میشد یه درس دیگه جایگزین می‌کردم و همیشه ۲ تا درس میخوندم.(منظور از همیشه تابستونه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
دقت کنید که اینا کتاب هایی هست که من خوندم. اگه بخوام دوباره کنکور بدم یه تغیراتی‌ توی اونها ایجاد می‌شه مثلا واسه جفت الگوریتم و داده CLRS رو میخوندم.<br />
زبان: تنها کاری که برای این درس کدام این بود که CLRS رو از روی زبان اصلیش خوندم. همین کار بهم توی ریدینگ خیلی‌ کمک کرد.<br />
ریاضی‌: پایه ریاضی‌ من از دبیرستان قوی بود و ریاضی‌ رو به اندازه کامپیوتر دوس دارم. برای همین شاید بعضی‌ از کتاب هایی که من خوندم روی دیگران جواب نده.<br />
ریاضی‌ مهندسی‌: برای مرجع از کتاب "ریاضیات مهندسی‌ پیشرفت" اثر اروین کریزیگ استفاده کردم. دو تا ترجمه از این کتاب رو دیدم. چون از ترجمه‌های علی‌ اکبر عالم زده خوشم میاد، این ترجمه رو گرفتم. این ترجمه ۲ جلده که تنها قسمتی‌ از جلد دوم واسه ریاضی‌ مهندسی‌ کافیه. فصل‌های کتاب انقدر اسامی واضحی دارن که معلومه چه فصل هایی رو باید بخونید. تمام سرفصل رو از روی این مرجع خوندم ولی‌ فصل مشتقات جزیی رو وقت نکردم بخونم که امسال ازش خیلی‌ سوال اومد. از این درس تست وقت نکردم بزنم.<br />
محاسبات: برای مرجع کتاب دکتر نیکوکار رو خوندم. این کتاب چند تا از روش‌ها رو نداره که نقص این کتاب محسوب می‌شه. برای تست هم تست‌های کنکور رو چند تا در میون زدم (چون وقت نداشتم).<br />
آمار احتمال: چند فصل از کتاب پارسه رو خوندم ولی‌ ازش خوشم نیومد. دیگه وقت نشد از هیچ مرجعی‌ استفاده کنم. تست هم وقت نکردم بزنم.<br />
گسسته: وقت نشد مرجع بخونم برای همین از یه جزو که توی اینترنت پیدا کردم که برای دکتر قلی زاده بود استفاده کردم. جزوهٔ جالبی‌ نبود.بعضی‌ از خلاصه‌های پوران رو هم خوندم. برای تست کتاب پوران رو چند تا در میون زدم(چون وقت نداشتم).<br />
مشترک: تا یک زمانی‌ به جهت علاقه ای‌ که داشتم خیلی‌ روی ریاضی‌‌ها وقت میذاشتم ولی‌ از اون زمان به بعد بیشتر روی مشترک‌ها متمرکز شدم چون تو امتحان های پارسه فهمیدم خیلی‌ مهم هستن.<br />
ساختمان داده: اول ۲۵۰ صفحه از کتاب "ساختمان داده‌ها در C++" اثر Horowitz ترجمه علیخانزاده رو خوندم. در همین زمان یکی‌ از دوستان(که خدا خیرش بده) CLRS رو به من معرفی‌ کرد. یک فصل از CLRS رو خوندم و چون ازش خوشم اومد بقیشو از روی CLRS ادامه دادم. برای مرور و پوشش ریزه کاری‌ها کتاب پارسه رو هم کامل خوندم(دقت کنید که نباید فرمول‌های این کتاب رو حفظ کنید.باید بتونید خودتون به دست بیارید.حتی قبل از اینکه به کتاب نگاه کنید.) برای تست هم کتاب مقسمی رو کامل حل کردم.<br />
نظریه:برای مرجع کتاب لینز رو خوندم از روی ترجمهٔ صراف زده. این کتاب رو دست دوم خریدم که واسه چند سال پیش (حدود ۸۶) بود. خیلی‌ اشتباه تایپی داشت و دیگه آخرش نمیدونستم چی‌ توی این کتاب درسته و چی‌ اشتباهه تایپیه. اشتباه من این بود که تمریناشو چند تا در میون حل کردم چون نمیدونستم مهمه. چون این درس رو تابستون خوندم و تست نزدم ازش خیلی‌ هاش یادم رفت.<br />
منطقی‌: برای مرجع کتاب مانو رو خوندم. برای تست هم کتاب پوران رو کامل حل کردم.<br />
معماری: دقیقا مثل منطقی<br />
سیستم: چون کتاب استالینگز رو از قبل داشتم و یه بار تا نصف خونده بودم همونو خوندم. فقط یکی‌ دو تا از فصل‌های آخر رو چون وقت نبود از روی کتاب دکتر حقیقت (پارسه) خوندم که همون موقع فهمیدم چقدر کتاب خوبیه. برای تست فصل اول کتاب پوران (موسوی) رو و همچنین فصل مشابه کتاب پارسه رو تستاشو زدم و چون از جواب‌های کتاب پارسه بیشتر خوشم اومد بقیه رو از روی همون زدم. به این ترتیب تمام تست‌های کتاب پارسه رو حل کردم.<br />
تخصصی هوش: کلا این درسارو سمبل کردم. یه دلیلش این بود که حساب کردم که حتی اگه کسی‌ مدار رو بخونه وقت نمی‌کنه خیلی‌ جواب بده که امسال با توجه به یکی‌ کردن دفترچه ها، استدلالم اشتباه از آب در اومد. یه دلیل دیگش هم این بود که وقت نکردم و دلیل آخر اینکه نمیدونستم که چقد سوالای هوش و مدار کنکور ساده‌ است.<br />
هوش: این درسو دو ترم قبل از کنکور پاس کرده بودم و خیلیاش یادم رفته بود. چون وقت نبود خوب بخونم یه سری اسلاید واسش خوندم که یه مقداری بهم کمک کرد. ضمنا چون دیدم شبکه‌های بیزی هر سال سوال میاد ازش اون مبحث رو بهتر خوندم.<br />
مدار: یه مقداری از روی کتاب پارسه خوندم و واسه تست هم وقت نشد هیچ کاری کنم.<br />
الگوریتم: این درس رو از روی نیپلیتان خوندم. فصل P و NP رو فک کردم جزو سرفصل نیست واسه همین نخوندم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> تست هم چون وقت نداشتم چند تا در میون پوران رو حل کردم.<br />
<br />
کتاب مرجع کمک می‌کنه یه پایه خوب و عمیق توی ذهن شما شکل بگیره و به نظر من واسه رشته کامپیوتر خوندنش لازمه. کتاب‌های تست کمک می‌کنن که تمرین کنید و ببینید که کنکور از شما چی‌ می‌خواد. وقتی‌ کتاب تست رو حل می‌کنید به طور اتوماتیک اون مباحثی که بیشتر طراح‌ها مد نظرشون هست، بیشتر مرور می‌شه و بقیه مباحث کمتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
روش خوندن زبانم رو در سوال قبل گفتم.<br />
روش خوندن ریاضی‌ من به این شکل که اول درس رو خوب می‌خونم و میفهمم و در بینش مثلاشو هم حل می‌کنم. سعی‌ می‌کنم خودم مثلاشو حل کنم و از کتاب فقط واسه چک کردن اینکه درست حل کردم یا نه و گرفتن ایده استفاده کنم. در نهایت هم همه یا چند تا از تمارین آخر بخش رو حل می‌کنم. این روش کلی‌ من برای خوندم ریاضیه(نه فقط برای کنکور). چون خیلی‌ از ریاضی‌‌ها تست نزدم نظر خاصی‌ راجع به تست‌های ریاضی‌ ندارم.<br />
در مورد مشترک من اول مرجع رو عمیق میخوندم و بد هم(چند وقت بعدش)تستشو میزدم.<br />
دروس تخصصی هوش رو درست حسابی‌ نخوندم که بخوام چیزی بگم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
مشترکا منهای نظریه.<br />
چون وقت کردم اونجوری که می‌خوام (کامل و عمیق) بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
برنامه ای‌ که من می‌خواستم اجرا کنم و مشاورم پیشنهاد داده بودن و برنامهٔ پیشنهادی من هم هست اینه: تابستون مرجع برای تمام دروس رو کامل بخونم. برنامه ریزی برای این فاز باید واسه تابستون باشه ولی‌ اگر در اجرا یه کم بیشتر طول کشید دیگه باید تا مهر تموم بشه. به خاطره یه سری دلایل این فاز خیلی‌ طول کشید و حتی تا کنکور هم وقت نکردم همهٔ مرجع هارو بخونم.<br />
فاز بعدی که از مهر(یا حداکثر اول آبان)شروع می‌شه به مرور از طریق تست اختصاص داره. توی این فاز هر قسمتی‌ که احساس کردی یادتون رفته به مرجع مراجعه می‌کنید و مرور می‌کنید.<br />
نزدیک کنکور هم مروره.<br />
من کلی‌ تفریح می‌کردم مخصوصاً تابستون تا واسه روزای نزدیک کنکور ذخیره بشه انرژیم. مثلا هر شب یک ساعت ورزش می‌کردم. خیلی‌ از روزا واسه خودمو بقیه دسر درست می‌کردم. حتی کامپیوتر هم بازی می‌کردم که چون وقت گیر بود تعطیلش کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
از هفته دوم درس خوندن تا خود کنکور از برنامم عقب افتاده بودم. هیچ جوریم نتونستم جبرانش کنم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
من توی خونه درس میخوندم. شرایط خونه ما همیشه واسه درس خوندن آمادست. راجبه جای دیگه هم نزاری ندارم چون امتحان نکردم.<br />
گروهی درس خوندن تا اونجایی که من دیدم ضرر داشته تا سود. اگه به صورت فیزیکی‌ با هم درس بخونن خیلی‌ وقتا بحث‌ها از درس منحرف می‌شه و وقت الکی‌ میگذار یا اونی که از بقیه قوی تره کلی‌ از وقتشو باید بذاره به بقیه جواب بده.<br />
اگه به صورت غیر فیزیکی‌ باشه (مثل این چیزی که توی مانشت داریم) باز هم خیلی‌ باهاش موافق نیستم. شما هر روز یه مقداری واسه سر زدن به مانشت وقت میذارید. من اگه جای شما بودم ترجیح میدادم اون زمان رو یه کار که ذهنمو آزاد کنه انجام بدم. در کل به نظر من بیشتر ضرر داره تا سود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید؟</span><br />
<br />
از برنامم نا امید نمیشدم چون بهش ایمان داشتم و دارم ولی‌ از نرسیدن به برنامم خیلی‌ وقت‌ها حالم گرفته میشد. یه مدت وقتی‌ میدیدم کلی‌ کتاب مونده که نخوندن حالم گرفته میشد.<br />
من کلا آدم شادی هستم و این چیزا روی من تاثیر زیادی نداره. بعد هم سعی‌ می‌کنم از نظر روانی‌ روی خودم کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
کلاس کنکوری نرفتم. من بیشتر از خودآموزی خوشم میاد.<br />
به نظر من آزمون‌های آزمایشی خوبه مخصوصاً اگه هدف دار شرکت کنید. آزمون‌های آزمایشی کمک می‌کنه خیلی‌ از مشکلاتی که ممکن سر کنکور برای شما پیش بیاد، زودتر باهاش روبرو بشید و براش یه فکری بکنید. مثلا ممکنه شما استرس پیدا کنید که اگه زودتر باهاش روبرو بشید حداقل چند ماه فرصت دارید تا روی خودتون کار کنید واسه برطرف کردنش. یا ممکنه که نتونید چند ساعت سر جلسه بشینید که کنکور‌های آزمایشی کمک می‌کنه روی این موضوع تمرین کنید. به نظر من اگه به حد کافی‌ وقت دارید شرکت توی همه کنکور‌های آزمایشی مفیده. ولی‌ اینکه برای همه مفیده، اینجوری فکر نمیکنم چون شرایط داوطلبا با هم فرق می‌کنه. هرکس باید با توجه به شرایط خودش تصمیم بگیره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
من یک روش خاص خودم برای مرور دارم و اون روش اینه که چیزی رو توی جای دیگه(مثلا تو یه دفتر دیگه) نمی‌نویسم. به جاش سعی‌ می‌کنم زیر نکته های کلیدی خط بکشم و گاها یه سری نکات رو اضافه کنم به کتاب. این خط کشیدن‌ها و اضافه کردن نکات رو جوری انجام میدم که تمام درس(یا حداقل رئوسش) رو شامل بشه. اینجوری هم یه خلاصهٔ خوب دارم و هم وقتی‌ رو برای نوشتن خلاصه‌ها صرف نکردم. بعضی‌ وقت‌ها هم خلاصه ای‌ درست می‌کنم که حداقل مطالب رو شامل بشه و بقیه رو بشه ازش به دست آورد. البته واسه کنکور خط کشیدم ولی‌ وقتی‌ برای مرور نشد.<br />
تنها کاری که برای کنکور در جهت مرور کردم این بود: وقتی‌ داشتم تست‌های درس‌ها رو میزدم نکته های اضافی که بلد نبودم رو مینوشتم. برای هر درس چند صفحه A۴ شد. چند روز قبل از کنکور اونارو مرور کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
روز اول از قبل چون فهمیدم دفترچه‌ها یکی‌ شده می‌خواستم ۵ دقیقه از وقت زبان رو به ریاضی‌ و مشترک بدم. همینطور هم شد. ولی‌ برنامه ریزی که کرده بودم رو اجرا نکردم. یه جورایی جوگیر شده بودم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
یادمه قبل از کنکور روز اول داشتم فرمول‌های محاسبات رو مرور می‌کردم.<br />
وقتی‌ رسیدم خونه یه کم استراحت کردم و شروع کردم به درس هوش خوندن(دقت کنید که من هوش رو خیلی‌ کم خونده بودم و میدونستم دفترچه‌ها یکی‌ شده پس نمی‌ شد از کنارش راحت گذشت. باید هرجوری بود یه تکونی به درسای تخصصی میدادم). تا پاسی از شب مشغول خوندن بودم. فردا صبح هم تمام وقت رو روی دروس تخصصی هوش گذشتم و کل وقت رو سر جلسه نشستم که تا جائی‌ که می‌تونم به سوالات جواب بدم.<br />
یادمه یه بغل دستی‌ داشتم سر امتحان پیله کرده بود به من. هی میگفت این چی‌ می‌شه اون چی‌ می‌شه. خلاصه پدر منو در اورد سر جلسه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
باید مطالب رو عمیق خوند و فهمید. ضمنا باید خلاقیت رو تقویت کرد. کار سوم اینه که از لحاظ روانی‌ روی خودتون کار کنید. سعی‌ کنید احساسی‌ رفتار نکنید، منطقی‌ برخورد کنید. من خیلی‌ واسه سیستم وقت گذشته بودم ولی‌ یادمه یه سوال که وقت گیر بود رو بی‌ معطلی ازش رد شدم. کنکور جای احساسی‌ عمل کردن نیست. یادتون باشه هر کی‌ یه چیزایی رو کمتر بلده که ممکنه از همونا سوال بیاد. شرایط سر جلسه واسه همه هست. همه تجربش می‌کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
فایل کارنامم رو ضمیمه می کنم.<br />
فعلا که نتیجه‌ها نیومده که بگم کجا قبول شدم ولی‌ فک می‌کنم هوش مصنوعی روزانه شریف قبول بشم.(دوستان نظرتونو بگید که بدونم کجا احتمالا قبول میشم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
اگر به عقب برگردم این کار هارو می‌کنم:<br />
حتما برنامم رو رعایت می‌کنم.<br />
مدار و هوش رو می‌خوندم چون سوالاش ساده‌ است.<br />
نظریه از روی زبان اصلی‌ linz می‌خوندم و تمام تمریناشو حل می‌کنم و براش حل المسائل میگیرم تا بفهمم حلم درسته یا نه و چه راه‌های دیگه ای‌ وجود داره.<br />
فصل مشتقات جزیی رو از مهندسی می‌خونم چون اگه به عقب برگردم میدونم ساله ۹۰ ازش سوال میاد.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(شوخی کردم چون میدونم مهمه)<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-886/Untitled.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Untitled.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">65.23 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبولی شما و آرزوی بهترین تبریکات، ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم. امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نمایید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید.</span><br />
<br />
خیلی‌ ممنون.<br />
اول از همه از خدا ممنونم.<br />
بعد از دائیم که مشاورم بودن تشکر می‌کنم. اگه راهنمایی‌هاشون نبود قطعاً نتیجم خیلی‌ بد میشد.<br />
حرف راجع به ارشد خیلی‌ زیاده. می‌شه چند ساعت فقط راجع به کلیات توضیح داد. خیلی‌ از چیزایی که میدونستمو توی فروم به صورت پراکنده گفتم. البته من فقط یک سال کنکور ارشد شرکت کردم و خیلی‌ تجربه ندارم. امیدوارم حرفام به دارد دوستان بخوره.<br />
پیشاپیش به خاطر غلط‌های املائی احتمالی‌ معذرت می‌خوام.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">1-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه و با چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
در دانشگاه یزد(یعنی همون دانشگاه سراسری یزد).<br />
<br />
زمانی‌ که من وارد دانشگاه یزد شدم وضعیت جالبی‌ از لحاظ علمی نداشت.البته الان بهتر شده. جو بی‌ انگیزگی حاکم بود. خیلیا به رشته کامپیوتر علاقه نداشتن. از ۴ سال لیسانس مجموعأ یک سال مفید بود. راستش من نمی‌دونم درسخون بودم یأ نه. بیشتر انگیزهٔ من علاقه به رشتم و رضایت درونی بود. بعضی‌ ترم‌ها خوب درس میخوندم ولی‌ بعضی‌ ترم‌ها هم کم میخوندم. بعضی‌ درس هارو که دوس داشتمو خوب میخوندم و خیلی‌ وقتها ماکس یا دوم سوم میشودم و بعضی‌ درسا هم که خوشم نمیومد رو به زور پاس می‌کردم. حتی ۲ تا درس رو هم افتادم. در کل شاگرد اول نبودم. فک می‌کنم ششم یا هفتم باشم.<br />
<br />
در رابطه با معدل هنوز لیسانس من تموم نشده. نمره درس‌های پروژه و کارآموزی مونده. معدلم تا ترم ۶، ۱۵/۳۱ هستش.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
به نظر من استارت ارشد خیلی‌ سخت نیست. بعدش هست که مشکلات پیش میاد.<br />
اول از همه یک روز کلی مصاحبه و مطالب این چنینی رو خوندم تا یه مقداری ایده بگیرم.<br />
من می‌خواستم بعد از از امتحان‌ها یک هفته استراحت کنم و از هفته سوم تیر شروع کنم به خوندن ولی‌ ۵ روز بیشتر استراحت نکردم و بعدش یه کاری پیش اومد.عملا حدوداً از دهم تیر شروع به درس خوندن کردم. اینکه با چه درس هایی شروع کردم رو دقیق یادم نمیاد. ولی‌ یادمه با ۲ تا درس شروع کردم و هر کدوم که تموم میشد یه درس دیگه جایگزین می‌کردم و همیشه ۲ تا درس میخوندم.(منظور از همیشه تابستونه)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
دقت کنید که اینا کتاب هایی هست که من خوندم. اگه بخوام دوباره کنکور بدم یه تغیراتی‌ توی اونها ایجاد می‌شه مثلا واسه جفت الگوریتم و داده CLRS رو میخوندم.<br />
زبان: تنها کاری که برای این درس کدام این بود که CLRS رو از روی زبان اصلیش خوندم. همین کار بهم توی ریدینگ خیلی‌ کمک کرد.<br />
ریاضی‌: پایه ریاضی‌ من از دبیرستان قوی بود و ریاضی‌ رو به اندازه کامپیوتر دوس دارم. برای همین شاید بعضی‌ از کتاب هایی که من خوندم روی دیگران جواب نده.<br />
ریاضی‌ مهندسی‌: برای مرجع از کتاب "ریاضیات مهندسی‌ پیشرفت" اثر اروین کریزیگ استفاده کردم. دو تا ترجمه از این کتاب رو دیدم. چون از ترجمه‌های علی‌ اکبر عالم زده خوشم میاد، این ترجمه رو گرفتم. این ترجمه ۲ جلده که تنها قسمتی‌ از جلد دوم واسه ریاضی‌ مهندسی‌ کافیه. فصل‌های کتاب انقدر اسامی واضحی دارن که معلومه چه فصل هایی رو باید بخونید. تمام سرفصل رو از روی این مرجع خوندم ولی‌ فصل مشتقات جزیی رو وقت نکردم بخونم که امسال ازش خیلی‌ سوال اومد. از این درس تست وقت نکردم بزنم.<br />
محاسبات: برای مرجع کتاب دکتر نیکوکار رو خوندم. این کتاب چند تا از روش‌ها رو نداره که نقص این کتاب محسوب می‌شه. برای تست هم تست‌های کنکور رو چند تا در میون زدم (چون وقت نداشتم).<br />
آمار احتمال: چند فصل از کتاب پارسه رو خوندم ولی‌ ازش خوشم نیومد. دیگه وقت نشد از هیچ مرجعی‌ استفاده کنم. تست هم وقت نکردم بزنم.<br />
گسسته: وقت نشد مرجع بخونم برای همین از یه جزو که توی اینترنت پیدا کردم که برای دکتر قلی زاده بود استفاده کردم. جزوهٔ جالبی‌ نبود.بعضی‌ از خلاصه‌های پوران رو هم خوندم. برای تست کتاب پوران رو چند تا در میون زدم(چون وقت نداشتم).<br />
مشترک: تا یک زمانی‌ به جهت علاقه ای‌ که داشتم خیلی‌ روی ریاضی‌‌ها وقت میذاشتم ولی‌ از اون زمان به بعد بیشتر روی مشترک‌ها متمرکز شدم چون تو امتحان های پارسه فهمیدم خیلی‌ مهم هستن.<br />
ساختمان داده: اول ۲۵۰ صفحه از کتاب "ساختمان داده‌ها در C++" اثر Horowitz ترجمه علیخانزاده رو خوندم. در همین زمان یکی‌ از دوستان(که خدا خیرش بده) CLRS رو به من معرفی‌ کرد. یک فصل از CLRS رو خوندم و چون ازش خوشم اومد بقیشو از روی CLRS ادامه دادم. برای مرور و پوشش ریزه کاری‌ها کتاب پارسه رو هم کامل خوندم(دقت کنید که نباید فرمول‌های این کتاب رو حفظ کنید.باید بتونید خودتون به دست بیارید.حتی قبل از اینکه به کتاب نگاه کنید.) برای تست هم کتاب مقسمی رو کامل حل کردم.<br />
نظریه:برای مرجع کتاب لینز رو خوندم از روی ترجمهٔ صراف زده. این کتاب رو دست دوم خریدم که واسه چند سال پیش (حدود ۸۶) بود. خیلی‌ اشتباه تایپی داشت و دیگه آخرش نمیدونستم چی‌ توی این کتاب درسته و چی‌ اشتباهه تایپیه. اشتباه من این بود که تمریناشو چند تا در میون حل کردم چون نمیدونستم مهمه. چون این درس رو تابستون خوندم و تست نزدم ازش خیلی‌ هاش یادم رفت.<br />
منطقی‌: برای مرجع کتاب مانو رو خوندم. برای تست هم کتاب پوران رو کامل حل کردم.<br />
معماری: دقیقا مثل منطقی<br />
سیستم: چون کتاب استالینگز رو از قبل داشتم و یه بار تا نصف خونده بودم همونو خوندم. فقط یکی‌ دو تا از فصل‌های آخر رو چون وقت نبود از روی کتاب دکتر حقیقت (پارسه) خوندم که همون موقع فهمیدم چقدر کتاب خوبیه. برای تست فصل اول کتاب پوران (موسوی) رو و همچنین فصل مشابه کتاب پارسه رو تستاشو زدم و چون از جواب‌های کتاب پارسه بیشتر خوشم اومد بقیه رو از روی همون زدم. به این ترتیب تمام تست‌های کتاب پارسه رو حل کردم.<br />
تخصصی هوش: کلا این درسارو سمبل کردم. یه دلیلش این بود که حساب کردم که حتی اگه کسی‌ مدار رو بخونه وقت نمی‌کنه خیلی‌ جواب بده که امسال با توجه به یکی‌ کردن دفترچه ها، استدلالم اشتباه از آب در اومد. یه دلیل دیگش هم این بود که وقت نکردم و دلیل آخر اینکه نمیدونستم که چقد سوالای هوش و مدار کنکور ساده‌ است.<br />
هوش: این درسو دو ترم قبل از کنکور پاس کرده بودم و خیلیاش یادم رفته بود. چون وقت نبود خوب بخونم یه سری اسلاید واسش خوندم که یه مقداری بهم کمک کرد. ضمنا چون دیدم شبکه‌های بیزی هر سال سوال میاد ازش اون مبحث رو بهتر خوندم.<br />
مدار: یه مقداری از روی کتاب پارسه خوندم و واسه تست هم وقت نشد هیچ کاری کنم.<br />
الگوریتم: این درس رو از روی نیپلیتان خوندم. فصل P و NP رو فک کردم جزو سرفصل نیست واسه همین نخوندم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> تست هم چون وقت نداشتم چند تا در میون پوران رو حل کردم.<br />
<br />
کتاب مرجع کمک می‌کنه یه پایه خوب و عمیق توی ذهن شما شکل بگیره و به نظر من واسه رشته کامپیوتر خوندنش لازمه. کتاب‌های تست کمک می‌کنن که تمرین کنید و ببینید که کنکور از شما چی‌ می‌خواد. وقتی‌ کتاب تست رو حل می‌کنید به طور اتوماتیک اون مباحثی که بیشتر طراح‌ها مد نظرشون هست، بیشتر مرور می‌شه و بقیه مباحث کمتر.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
روش خوندن زبانم رو در سوال قبل گفتم.<br />
روش خوندن ریاضی‌ من به این شکل که اول درس رو خوب می‌خونم و میفهمم و در بینش مثلاشو هم حل می‌کنم. سعی‌ می‌کنم خودم مثلاشو حل کنم و از کتاب فقط واسه چک کردن اینکه درست حل کردم یا نه و گرفتن ایده استفاده کنم. در نهایت هم همه یا چند تا از تمارین آخر بخش رو حل می‌کنم. این روش کلی‌ من برای خوندم ریاضیه(نه فقط برای کنکور). چون خیلی‌ از ریاضی‌‌ها تست نزدم نظر خاصی‌ راجع به تست‌های ریاضی‌ ندارم.<br />
در مورد مشترک من اول مرجع رو عمیق میخوندم و بد هم(چند وقت بعدش)تستشو میزدم.<br />
دروس تخصصی هوش رو درست حسابی‌ نخوندم که بخوام چیزی بگم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
مشترکا منهای نظریه.<br />
چون وقت کردم اونجوری که می‌خوام (کامل و عمیق) بخونم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
برنامه ای‌ که من می‌خواستم اجرا کنم و مشاورم پیشنهاد داده بودن و برنامهٔ پیشنهادی من هم هست اینه: تابستون مرجع برای تمام دروس رو کامل بخونم. برنامه ریزی برای این فاز باید واسه تابستون باشه ولی‌ اگر در اجرا یه کم بیشتر طول کشید دیگه باید تا مهر تموم بشه. به خاطره یه سری دلایل این فاز خیلی‌ طول کشید و حتی تا کنکور هم وقت نکردم همهٔ مرجع هارو بخونم.<br />
فاز بعدی که از مهر(یا حداکثر اول آبان)شروع می‌شه به مرور از طریق تست اختصاص داره. توی این فاز هر قسمتی‌ که احساس کردی یادتون رفته به مرجع مراجعه می‌کنید و مرور می‌کنید.<br />
نزدیک کنکور هم مروره.<br />
من کلی‌ تفریح می‌کردم مخصوصاً تابستون تا واسه روزای نزدیک کنکور ذخیره بشه انرژیم. مثلا هر شب یک ساعت ورزش می‌کردم. خیلی‌ از روزا واسه خودمو بقیه دسر درست می‌کردم. حتی کامپیوتر هم بازی می‌کردم که چون وقت گیر بود تعطیلش کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
از هفته دوم درس خوندن تا خود کنکور از برنامم عقب افتاده بودم. هیچ جوریم نتونستم جبرانش کنم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
من توی خونه درس میخوندم. شرایط خونه ما همیشه واسه درس خوندن آمادست. راجبه جای دیگه هم نزاری ندارم چون امتحان نکردم.<br />
گروهی درس خوندن تا اونجایی که من دیدم ضرر داشته تا سود. اگه به صورت فیزیکی‌ با هم درس بخونن خیلی‌ وقتا بحث‌ها از درس منحرف می‌شه و وقت الکی‌ میگذار یا اونی که از بقیه قوی تره کلی‌ از وقتشو باید بذاره به بقیه جواب بده.<br />
اگه به صورت غیر فیزیکی‌ باشه (مثل این چیزی که توی مانشت داریم) باز هم خیلی‌ باهاش موافق نیستم. شما هر روز یه مقداری واسه سر زدن به مانشت وقت میذارید. من اگه جای شما بودم ترجیح میدادم اون زمان رو یه کار که ذهنمو آزاد کنه انجام بدم. در کل به نظر من بیشتر ضرر داره تا سود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">9- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید؟</span><br />
<br />
از برنامم نا امید نمیشدم چون بهش ایمان داشتم و دارم ولی‌ از نرسیدن به برنامم خیلی‌ وقت‌ها حالم گرفته میشد. یه مدت وقتی‌ میدیدم کلی‌ کتاب مونده که نخوندن حالم گرفته میشد.<br />
من کلا آدم شادی هستم و این چیزا روی من تاثیر زیادی نداره. بعد هم سعی‌ می‌کنم از نظر روانی‌ روی خودم کار کنم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">10-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
کلاس کنکوری نرفتم. من بیشتر از خودآموزی خوشم میاد.<br />
به نظر من آزمون‌های آزمایشی خوبه مخصوصاً اگه هدف دار شرکت کنید. آزمون‌های آزمایشی کمک می‌کنه خیلی‌ از مشکلاتی که ممکن سر کنکور برای شما پیش بیاد، زودتر باهاش روبرو بشید و براش یه فکری بکنید. مثلا ممکنه شما استرس پیدا کنید که اگه زودتر باهاش روبرو بشید حداقل چند ماه فرصت دارید تا روی خودتون کار کنید واسه برطرف کردنش. یا ممکنه که نتونید چند ساعت سر جلسه بشینید که کنکور‌های آزمایشی کمک می‌کنه روی این موضوع تمرین کنید. به نظر من اگه به حد کافی‌ وقت دارید شرکت توی همه کنکور‌های آزمایشی مفیده. ولی‌ اینکه برای همه مفیده، اینجوری فکر نمیکنم چون شرایط داوطلبا با هم فرق می‌کنه. هرکس باید با توجه به شرایط خودش تصمیم بگیره.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">11- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
من یک روش خاص خودم برای مرور دارم و اون روش اینه که چیزی رو توی جای دیگه(مثلا تو یه دفتر دیگه) نمی‌نویسم. به جاش سعی‌ می‌کنم زیر نکته های کلیدی خط بکشم و گاها یه سری نکات رو اضافه کنم به کتاب. این خط کشیدن‌ها و اضافه کردن نکات رو جوری انجام میدم که تمام درس(یا حداقل رئوسش) رو شامل بشه. اینجوری هم یه خلاصهٔ خوب دارم و هم وقتی‌ رو برای نوشتن خلاصه‌ها صرف نکردم. بعضی‌ وقت‌ها هم خلاصه ای‌ درست می‌کنم که حداقل مطالب رو شامل بشه و بقیه رو بشه ازش به دست آورد. البته واسه کنکور خط کشیدم ولی‌ وقتی‌ برای مرور نشد.<br />
تنها کاری که برای کنکور در جهت مرور کردم این بود: وقتی‌ داشتم تست‌های درس‌ها رو میزدم نکته های اضافی که بلد نبودم رو مینوشتم. برای هر درس چند صفحه A۴ شد. چند روز قبل از کنکور اونارو مرور کردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
روز اول از قبل چون فهمیدم دفترچه‌ها یکی‌ شده می‌خواستم ۵ دقیقه از وقت زبان رو به ریاضی‌ و مشترک بدم. همینطور هم شد. ولی‌ برنامه ریزی که کرده بودم رو اجرا نکردم. یه جورایی جوگیر شده بودم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/cool.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Cool" title="Cool" /><br />
یادمه قبل از کنکور روز اول داشتم فرمول‌های محاسبات رو مرور می‌کردم.<br />
وقتی‌ رسیدم خونه یه کم استراحت کردم و شروع کردم به درس هوش خوندن(دقت کنید که من هوش رو خیلی‌ کم خونده بودم و میدونستم دفترچه‌ها یکی‌ شده پس نمی‌ شد از کنارش راحت گذشت. باید هرجوری بود یه تکونی به درسای تخصصی میدادم). تا پاسی از شب مشغول خوندن بودم. فردا صبح هم تمام وقت رو روی دروس تخصصی هوش گذشتم و کل وقت رو سر جلسه نشستم که تا جائی‌ که می‌تونم به سوالات جواب بدم.<br />
یادمه یه بغل دستی‌ داشتم سر امتحان پیله کرده بود به من. هی میگفت این چی‌ می‌شه اون چی‌ می‌شه. خلاصه پدر منو در اورد سر جلسه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/confused.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Confused" title="Confused" /><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
باید مطالب رو عمیق خوند و فهمید. ضمنا باید خلاقیت رو تقویت کرد. کار سوم اینه که از لحاظ روانی‌ روی خودتون کار کنید. سعی‌ کنید احساسی‌ رفتار نکنید، منطقی‌ برخورد کنید. من خیلی‌ واسه سیستم وقت گذشته بودم ولی‌ یادمه یه سوال که وقت گیر بود رو بی‌ معطلی ازش رد شدم. کنکور جای احساسی‌ عمل کردن نیست. یادتون باشه هر کی‌ یه چیزایی رو کمتر بلده که ممکنه از همونا سوال بیاد. شرایط سر جلسه واسه همه هست. همه تجربش می‌کنن.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
فایل کارنامم رو ضمیمه می کنم.<br />
فعلا که نتیجه‌ها نیومده که بگم کجا قبول شدم ولی‌ فک می‌کنم هوش مصنوعی روزانه شریف قبول بشم.(دوستان نظرتونو بگید که بدونم کجا احتمالا قبول میشم)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">15- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
اگر به عقب برگردم این کار هارو می‌کنم:<br />
حتما برنامم رو رعایت می‌کنم.<br />
مدار و هوش رو می‌خوندم چون سوالاش ساده‌ است.<br />
نظریه از روی زبان اصلی‌ linz می‌خوندم و تمام تمریناشو حل می‌کنم و براش حل المسائل میگیرم تا بفهمم حلم درسته یا نه و چه راه‌های دیگه ای‌ وجود داره.<br />
فصل مشتقات جزیی رو از مهندسی می‌خونم چون اگه به عقب برگردم میدونم ساله ۹۰ ازش سوال میاد.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />(شوخی کردم چون میدونم مهمه)<br /><!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<a href="attachment-886/Untitled.jpg" target="_blank">	
<table class="newattach" id="table2" width="95%" align="center" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-image: url(images/manesht/ext/jpg.png);">
                <tr>
			<td colspan="2" class="attachtitle" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><b>
			Untitled.jpg</b></td>
			<td rowspan="2" width="10%" align="center">

			<img src="images/download.png " alt="" border="0">
			</td>
		</tr>

		<tr>
			<td colspan="2" width="80%" align="center" style="padding-right: 8%;"><span class="genmed" > اندازه فایل: </span><span class="genmed">65.23 KB</span></td>
		</tr>
	</table>
</a>
<!-- end: postbit_attachments_attachment -->]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه با رتبه ۱ معماری - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2506.html</link>
			<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 05:12:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2506.html</guid>
			<description><![CDATA[مصاحبه با رتبه 1 کامپیوتر سال 90 از موسسه کارشناسی ارشد نصیر(به همراه کارنامه)<br />
<br />
 1390/04/18<br />
مصاحبه شونده ‌:  هادی مردانی کمالی<br />
موضوع مصاحبه‌: مهندسی کامپیوتر<br />
<br />
ضمن معرفی خودتان بفرمایید چه رتبه ای در چه رشته‌ای از کنکور کارشناسی ارشد کسب نموده اید<br />
<br />
هادی مردانی کمالی هستم رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد گرایش معماری کامپیوتر(سخت افزار) فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی<br />
<br />
آیا فکر میکردی رتبه یک شوی؟<br />
<br />
 راستش بعد کنکور  خیلی اظهار نظر راجع این مسئله مشکل بود چون امسال خیلی کنکور سخت بود به خصوص درسهای مشترک  سئوالها یک کم اذیت می کرد.<br />
<br />
مثل درسهای معماری و ساختمان داده واقعا سخت بودن  من هم در درس  معماری قوی بودم ولی درسرجلسه  اذیت شدم و سیستم عامل هم سخت بود از کنکورکه  بیرون اومدم نامید ترین آدم دنیا بودم و واقعا هیچ حسی نداشتم و فقط این فکر و می کردم که چه واحدی رو برای سال دیگه نگه دارم البته روز دوم کنکورخیلی بهتر بود.  من همیشه ریاضی و دروس تخصصی نقطه قوتم بود و باز ریاضی رو خوب دادم<br />
<br />
روز دوم تخصصی‌ها رو که زدم خوب بود یه خورده آروم شدم  ولی هرگز انتظار نداشتم که چنین رتبه ای کسب کنم و فقط انتظار داشتم که رتبه دورقمی بیارم ودانشگاه صنعتی شریف قبول بشوم .<br />
<br />
•چطور شد که تصمیم گرفتی ادامۀ تحصیل بدی؟<br />
<br />
حتی از موقعی که دوران ابتدایی درس می خوندم دوست داشتم تا بالاترین مقطع درس بخونم همون موقع هم دوست داشتم تا دکترا درس بخونم<br />
<br />
<br />
•از چه زمانی تصمیم گرفتی در آزمون ارشد شرکت کنی؟<br />
<br />
من اصلا قصد نداشتم 4 ساله درسمو تموم کنم و کنکور بدم ولی خوب وقتی کم کم پیش رفتم دیدم دور از دسترس نیست.  تقریبا از بهمن ماه پارسال عزمم رو جزم کردم که برای آزمون 90 شرکت کنم و تصمیم گرفتم از همان موقع هم درس بخونم<br />
<br />
آیا سال گذشته هم در کنکور شرکت کرده بودی؟<br />
<br />
سال 89 هم بصورت آزمایشی ثبت نام کردم ولی خوب شرکت نکردم<br />
<br />
درس خواندن رو از چه زمانی شروع کردی؟<br />
<br />
درس خوندن به صورت جدی از شهریور شروع کردم ولی اگه بخوام توضیح دقیقتری بدم،  درسهای ریاضی رو از مرداد شروع کردم چون زمان زیادی از پاس کردن اونا تو دانشگاه میگذشت و دوست نداشتم با استرس خوندن درسی که نسبت بهش تسلط کمتری داشتم رو از شهریور شروع کنم به همین علت ریاضی‌‌ها رو تابستون خوندم که یه ذره راحتتر بتونم درسا رو ادامه بدم .<br />
<br />
شهریور ماه دیگه خیلی جدی شروع کردم به درس خوندن فکر میکردم که دیگه دیر شده چون واحدهای درسی دانشگاه یعنی درحدود 15واحد درسی  هم داشتم به همین علت ترس این رو داشتم که شاید دیر شروع کردم ولی خوب همه درسها رو هم  نمره خوبی گرفتم.<br />
<br />
روزی چند ساعت درس می‌خواندی؟<br />
<br />
به طور میانگین روزی 6تا 7 ساعت درس می‌خوندم ولی خوب این ثابت نبود روزایی می شد که شاید یک ساعت درس میخوندم ولی روزهایی هم بود که مثلا شبم به صبح وصل می‌شد و کاملا بستگی داشت به اینکه در چه حال و هوایی باشم و چه حسی داشته باشم بعضی روز‌ها کاملا خسته بودم و حس درس خوندن نبود و بعضی روزها هم با انرژی بودم و حسش بود<br />
<br />
ولی از روز اول شهریور تا روز کنکور فکر نکنم روزی بود که اصلا درس نخونده باشم مثلا روزهایی بود که واقعا دوست نداشتم درس بخونم و سراغ کتاب برم ولی میرفتم یک درس تکراری که کامل بلد بودم رو میخوندم که لااقل این فکر تو ذهنم بوجود نیاد که امروز درس نخوندم و بگم که فردا میخونم و فردا دوباره بگم حسش نیست فردا میخونم و همینطور چند روز عقب بندازم چون به طور طبیعی اگر شما چند روز درس نخونید واقعا بعدش دوباره شروع کردن به درس سخته<br />
<br />
همه چی عادته و من عادت کرده بودم که درس بخونم و روزهایی که دیگه حسش نبود درسهایی رو میخوندم که بلد بودم تا خسته نشم و از درس زده نشم<br />
<br />
آیا در درس خاصی ضعف داشتی؟<br />
<br />
درسهایی مثل ساختمان داده و سیستم عامل نمیتونستم باهاشون برخورد خوبی داشته باشم و بیشتر ضعف داشتم البته سیستم عامل بیشتر و تو کنکور هم از 6سئوال هیچ سئوالی رو جواب ندادم .<br />
<br />
اتفاق می‌افتاد در حین خواندن برای کنکور خسته شوید و حوصله درس خواندن نداشته باشید؟<br />
<br />
اتفاق که زیاد می‌افتاد خسته شم و اصلا حوصله درس خوندن نداشته باشم در چنین مواقعی فقط درسهایی که بلد بودم رو تکرار میکردم به خصوص درسهای ریاضی چون اگه یه مدت نخونی از فکرت میپره به دلیل فرمولی بودن اینکار دوفایده داشت هم اینکه درسهایی که بلد بودم یک دوره کرده بودم و بیشتر تسلط پیدا می کردم و هم اینکه اوقاتی که حس درس خوندن نبود رو تلف نکرده بودم و از درس خوندن جدا نشده بودم.<br />
<br />
اگر زمان به عقب بر می گشت چه کاری در دوران آمادگی برای کنکور انجام نمی دادید و چه کاری را بیشتر انجام میدادید؟<br />
<br />
اگه روز قبل از کنکور از من این سئوالو می‌پرسیدید می‌گفتم وقت بیشتری روی سیستم عامل میگذاشتم ولی الان راضی‌ام چون بالاتر از رتبه یک دیگه نمی‌تونستم بشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<br />
از چه کتاب‌ها و منابعی  بیشتر استفاده کردید؟<br />
<br />
در مورد ریاضی،از کتابهای آقای کریمی استفاده می‌کردم و واقعا لذت می‌بردم . وقتی این کتاب رو میخوندم واقعا هیچ کمبودی احساس نمی کردم.<br />
<br />
و توی دروس مشترک وقتی کلاسهای دکتر اجلالی رو می رفتم دیگه هیچ نقصی نداشتم وقتی با شک و شبه‌ای روی یک مسئله به کلاس میرفتم در انتهای کلاس میدونستم دیگه اون موضوع کاملاً برام روشن میشه<br />
<br />
مدارهای الکتریکی مهندس کهن نقش بسزایی در ایده داشتن در این درس و آشنایی با تکنیک های سریع حل مدار داشت همچنین از  جزوه‌های اساتید نصیر آقای کارگهی  در درس نظریه زبان‌ها و آقای  سید جوادی  در درس طراحی الگوریتم استفاده کردم که من حیث المجموع از کیفیت عالی برخوردار بودن .<br />
<br />
اگه بخوام بگم سه تا درس رو از نظر زمانی کمتر خونده باشم  یکی مدار  منطقی که سرکلاس آقای اجلالی میرفتم  , الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که دروس تخصصی هستن که اغلب بچه‌ها  توش ضعف دارن , یعنی مشکلی که بچه‌ها تو رشته معماری دارن میشه گفت دروس تخصصیه !من به شخصه نمونه کارنامه زیاد دیدم که خیلی از بچه‌ها شاید ریاضی و دروس مشترک رو  خوب میزنن ولی همشون دروس تخصصی رو سفید گذاشتن چون ترس دارن از رفتن به طرف درسهایی مثل مدار مثل الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که تقریبا همه تو یک سطح هستن و همه پایشون مدار الکتریکی و مدارالکترونیکی هستش ولی واقعا مهندس کهن در درس مدارالکتریکی و دکتر نیکوبین در دروس الکترونیک دیجیتال و  وی ال اس آی که خیلی هم همینجا ازشون تشکر میکنم ایشون عالی بودن و چیزی در تدریس کم نگذاشتن که شاید 66.7 درصد در این دروس گواهی بر این مدعاست که باز هم از هر دو این عزیزان تشکر میکنم .<br />
<br />
در دورۀ کارشناسی ات چه جور دانشجویی بودی؟<br />
<br />
                                                                                                               <br />
<br />
دردوره کارشناسی یک دانشجوی معمولی بودم ولی بعضیا  منو درسخون صدا میکردن ولی اصلا راجع خودم اینجوری فکر نمی کردم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
و اصلا برای نمره درس نمی خوندم و هدفم تنها یادگیری دروس بود.<br />
<br />
چه چیز هایی باعث می شد که برای قبولی انگیزه داشته باشی؟<br />
<br />
اوایل فکر میکردم که سربازی معاف می شم انگیزه خیلی خوبی بود و همینطور هدفی که همیشه برای زندگی خودم داشتم و اون  این بود که مدارج علمی رو طی کنم و تو بهترین دانشگاه درس بخونم‌، اینها خیلی بهم انگیزه می‌داد.<br />
<br />
شرکت در کلاسهای آمادگی کنکور نصیر تا چه اندازه در موفقیت شما تأثیر گذار بود؟<br />
<br />
3 کلاسی که استفاده کردم یعنی مدار الکتریکی , مدارهای منطقی و معماری  واقعا خیلی خیلی تاثیر گذار بود و خیلی خوب بود , در این مورد من در 2 درس از این 3 درس که در نصیر بودم یعنی مدار الکتریکی و مدارهای منطقی تست های کنکورش را به طور کامل درست زدم .<br />
<br />
•اگر قرار می شد یکبار دیگر در کنکور شرکت کنید،  آیا مجموعۀ نصیر را انتخاب می کردید؟.<br />
<br />
با کادر مجربی که نصیر از اونها استفاده می‌کنه و محل برگزاری کلاسها که در دانشگاه خودمون بود و کلا کیفیت بالای آموزشی در نصیر حتما اینکارو می‌کردم . شرکت در کلاسهای نصیر رو به همه دوستانم هم توصیه کردم<br />
<br />
<br />
آیا نشریه ره‌آورد نصیر رو مطالعه می‌کردید؟ مطالب اون چطور بود؟<br />
<br />
خود نشریه کمتر به دستم میرسید ولی مطالب اون که روی سایت قرار می‌گرفت که شامل مصاحبه‌ها بود رو بارها بارها مطالعه می‌کردم و انرژی مثبت  می‌گرفتم و هروقت که از درس خوندن خسته می‌شدم با خوندن  اونها دوباره انرژی می‌گرفتم و با شدت درس می‌خوندم.<br />
<br />
در‌آن ایام تفریح هم داشتی؟<br />
<br />
یه سری از آدمها تک بعدی هستند یعنی فقط درس میخونن و تفریحی ندارن<br />
<br />
ولی من آدمی هستم که با دوستانم بیرون میرفتم و تفریح داشتم حتی باز‌ی‌های کامپیوتری هم انجام می‌دادم تا کاملا روال عادی داشته باشم واز استرس درس خوندن بدور باشم.<br />
<br />
البته روزهایی که دانشگاه میرفتم هم خیلی خوب بود که با دوستان خوب خودم بودم و  از خستگی درس خوندنم بسیار کم میکرد.<br />
<br />
وقتی درس می‌خوندم فقط تمرکزم روی درس بود و وقتی تفریح میکردم دیگه فکر درس نبودم فقط تفریح میکردم تا افکار منفی از ذهنم پاک شه و یک آدم پر از انرژی بشوم<br />
<br />
در پایان در ابتدا از پدر و مادر عزیزم که همه‌ی شرایط عالی و موردنیاز رو در طول دوره‌ی آماده سازی کنکور برای من فراهم کردند و از هیچ لطف و محبتی بر من دریغ نکردند سپاس گزارم و دستان پرمهرشان را می بوسم , همچنین از آقای دکتر اجلالی و همچنین آقای مهندس کهن به خاطر زحمات ارزشمندشان در ارائه مطالب در این دوران و همچنین آقای دکتر تحسیری که لطف بسیار زیادی در دانشگاه در ترم منتهی به کنکور به من داشتن تشکر می‌کنم .<br />
<br />
از آقای دکتر اجلالی تشکر ویژه می‌کنم چون امثال ایشون بسیار کم هستند و بدون هیچ تعارفی شخصیتی نمونه از  نظر اخلاق و رفتار و همچنین ممتاز از نظر علمی  هستند <br />
منبع: سایت نصیر nasir.ir<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مصاحبه با رتبه 1 کامپیوتر سال 90 از موسسه کارشناسی ارشد نصیر(به همراه کارنامه)<br />
<br />
 1390/04/18<br />
مصاحبه شونده ‌:  هادی مردانی کمالی<br />
موضوع مصاحبه‌: مهندسی کامپیوتر<br />
<br />
ضمن معرفی خودتان بفرمایید چه رتبه ای در چه رشته‌ای از کنکور کارشناسی ارشد کسب نموده اید<br />
<br />
هادی مردانی کمالی هستم رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد گرایش معماری کامپیوتر(سخت افزار) فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی<br />
<br />
آیا فکر میکردی رتبه یک شوی؟<br />
<br />
 راستش بعد کنکور  خیلی اظهار نظر راجع این مسئله مشکل بود چون امسال خیلی کنکور سخت بود به خصوص درسهای مشترک  سئوالها یک کم اذیت می کرد.<br />
<br />
مثل درسهای معماری و ساختمان داده واقعا سخت بودن  من هم در درس  معماری قوی بودم ولی درسرجلسه  اذیت شدم و سیستم عامل هم سخت بود از کنکورکه  بیرون اومدم نامید ترین آدم دنیا بودم و واقعا هیچ حسی نداشتم و فقط این فکر و می کردم که چه واحدی رو برای سال دیگه نگه دارم البته روز دوم کنکورخیلی بهتر بود.  من همیشه ریاضی و دروس تخصصی نقطه قوتم بود و باز ریاضی رو خوب دادم<br />
<br />
روز دوم تخصصی‌ها رو که زدم خوب بود یه خورده آروم شدم  ولی هرگز انتظار نداشتم که چنین رتبه ای کسب کنم و فقط انتظار داشتم که رتبه دورقمی بیارم ودانشگاه صنعتی شریف قبول بشوم .<br />
<br />
•چطور شد که تصمیم گرفتی ادامۀ تحصیل بدی؟<br />
<br />
حتی از موقعی که دوران ابتدایی درس می خوندم دوست داشتم تا بالاترین مقطع درس بخونم همون موقع هم دوست داشتم تا دکترا درس بخونم<br />
<br />
<br />
•از چه زمانی تصمیم گرفتی در آزمون ارشد شرکت کنی؟<br />
<br />
من اصلا قصد نداشتم 4 ساله درسمو تموم کنم و کنکور بدم ولی خوب وقتی کم کم پیش رفتم دیدم دور از دسترس نیست.  تقریبا از بهمن ماه پارسال عزمم رو جزم کردم که برای آزمون 90 شرکت کنم و تصمیم گرفتم از همان موقع هم درس بخونم<br />
<br />
آیا سال گذشته هم در کنکور شرکت کرده بودی؟<br />
<br />
سال 89 هم بصورت آزمایشی ثبت نام کردم ولی خوب شرکت نکردم<br />
<br />
درس خواندن رو از چه زمانی شروع کردی؟<br />
<br />
درس خوندن به صورت جدی از شهریور شروع کردم ولی اگه بخوام توضیح دقیقتری بدم،  درسهای ریاضی رو از مرداد شروع کردم چون زمان زیادی از پاس کردن اونا تو دانشگاه میگذشت و دوست نداشتم با استرس خوندن درسی که نسبت بهش تسلط کمتری داشتم رو از شهریور شروع کنم به همین علت ریاضی‌‌ها رو تابستون خوندم که یه ذره راحتتر بتونم درسا رو ادامه بدم .<br />
<br />
شهریور ماه دیگه خیلی جدی شروع کردم به درس خوندن فکر میکردم که دیگه دیر شده چون واحدهای درسی دانشگاه یعنی درحدود 15واحد درسی  هم داشتم به همین علت ترس این رو داشتم که شاید دیر شروع کردم ولی خوب همه درسها رو هم  نمره خوبی گرفتم.<br />
<br />
روزی چند ساعت درس می‌خواندی؟<br />
<br />
به طور میانگین روزی 6تا 7 ساعت درس می‌خوندم ولی خوب این ثابت نبود روزایی می شد که شاید یک ساعت درس میخوندم ولی روزهایی هم بود که مثلا شبم به صبح وصل می‌شد و کاملا بستگی داشت به اینکه در چه حال و هوایی باشم و چه حسی داشته باشم بعضی روز‌ها کاملا خسته بودم و حس درس خوندن نبود و بعضی روزها هم با انرژی بودم و حسش بود<br />
<br />
ولی از روز اول شهریور تا روز کنکور فکر نکنم روزی بود که اصلا درس نخونده باشم مثلا روزهایی بود که واقعا دوست نداشتم درس بخونم و سراغ کتاب برم ولی میرفتم یک درس تکراری که کامل بلد بودم رو میخوندم که لااقل این فکر تو ذهنم بوجود نیاد که امروز درس نخوندم و بگم که فردا میخونم و فردا دوباره بگم حسش نیست فردا میخونم و همینطور چند روز عقب بندازم چون به طور طبیعی اگر شما چند روز درس نخونید واقعا بعدش دوباره شروع کردن به درس سخته<br />
<br />
همه چی عادته و من عادت کرده بودم که درس بخونم و روزهایی که دیگه حسش نبود درسهایی رو میخوندم که بلد بودم تا خسته نشم و از درس زده نشم<br />
<br />
آیا در درس خاصی ضعف داشتی؟<br />
<br />
درسهایی مثل ساختمان داده و سیستم عامل نمیتونستم باهاشون برخورد خوبی داشته باشم و بیشتر ضعف داشتم البته سیستم عامل بیشتر و تو کنکور هم از 6سئوال هیچ سئوالی رو جواب ندادم .<br />
<br />
اتفاق می‌افتاد در حین خواندن برای کنکور خسته شوید و حوصله درس خواندن نداشته باشید؟<br />
<br />
اتفاق که زیاد می‌افتاد خسته شم و اصلا حوصله درس خوندن نداشته باشم در چنین مواقعی فقط درسهایی که بلد بودم رو تکرار میکردم به خصوص درسهای ریاضی چون اگه یه مدت نخونی از فکرت میپره به دلیل فرمولی بودن اینکار دوفایده داشت هم اینکه درسهایی که بلد بودم یک دوره کرده بودم و بیشتر تسلط پیدا می کردم و هم اینکه اوقاتی که حس درس خوندن نبود رو تلف نکرده بودم و از درس خوندن جدا نشده بودم.<br />
<br />
اگر زمان به عقب بر می گشت چه کاری در دوران آمادگی برای کنکور انجام نمی دادید و چه کاری را بیشتر انجام میدادید؟<br />
<br />
اگه روز قبل از کنکور از من این سئوالو می‌پرسیدید می‌گفتم وقت بیشتری روی سیستم عامل میگذاشتم ولی الان راضی‌ام چون بالاتر از رتبه یک دیگه نمی‌تونستم بشم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
<br />
از چه کتاب‌ها و منابعی  بیشتر استفاده کردید؟<br />
<br />
در مورد ریاضی،از کتابهای آقای کریمی استفاده می‌کردم و واقعا لذت می‌بردم . وقتی این کتاب رو میخوندم واقعا هیچ کمبودی احساس نمی کردم.<br />
<br />
و توی دروس مشترک وقتی کلاسهای دکتر اجلالی رو می رفتم دیگه هیچ نقصی نداشتم وقتی با شک و شبه‌ای روی یک مسئله به کلاس میرفتم در انتهای کلاس میدونستم دیگه اون موضوع کاملاً برام روشن میشه<br />
<br />
مدارهای الکتریکی مهندس کهن نقش بسزایی در ایده داشتن در این درس و آشنایی با تکنیک های سریع حل مدار داشت همچنین از  جزوه‌های اساتید نصیر آقای کارگهی  در درس نظریه زبان‌ها و آقای  سید جوادی  در درس طراحی الگوریتم استفاده کردم که من حیث المجموع از کیفیت عالی برخوردار بودن .<br />
<br />
اگه بخوام بگم سه تا درس رو از نظر زمانی کمتر خونده باشم  یکی مدار  منطقی که سرکلاس آقای اجلالی میرفتم  , الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که دروس تخصصی هستن که اغلب بچه‌ها  توش ضعف دارن , یعنی مشکلی که بچه‌ها تو رشته معماری دارن میشه گفت دروس تخصصیه !من به شخصه نمونه کارنامه زیاد دیدم که خیلی از بچه‌ها شاید ریاضی و دروس مشترک رو  خوب میزنن ولی همشون دروس تخصصی رو سفید گذاشتن چون ترس دارن از رفتن به طرف درسهایی مثل مدار مثل الکترونیک دیجیتال و وی ال اس آی که تقریبا همه تو یک سطح هستن و همه پایشون مدار الکتریکی و مدارالکترونیکی هستش ولی واقعا مهندس کهن در درس مدارالکتریکی و دکتر نیکوبین در دروس الکترونیک دیجیتال و  وی ال اس آی که خیلی هم همینجا ازشون تشکر میکنم ایشون عالی بودن و چیزی در تدریس کم نگذاشتن که شاید 66.7 درصد در این دروس گواهی بر این مدعاست که باز هم از هر دو این عزیزان تشکر میکنم .<br />
<br />
در دورۀ کارشناسی ات چه جور دانشجویی بودی؟<br />
<br />
                                                                                                               <br />
<br />
دردوره کارشناسی یک دانشجوی معمولی بودم ولی بعضیا  منو درسخون صدا میکردن ولی اصلا راجع خودم اینجوری فکر نمی کردم<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
و اصلا برای نمره درس نمی خوندم و هدفم تنها یادگیری دروس بود.<br />
<br />
چه چیز هایی باعث می شد که برای قبولی انگیزه داشته باشی؟<br />
<br />
اوایل فکر میکردم که سربازی معاف می شم انگیزه خیلی خوبی بود و همینطور هدفی که همیشه برای زندگی خودم داشتم و اون  این بود که مدارج علمی رو طی کنم و تو بهترین دانشگاه درس بخونم‌، اینها خیلی بهم انگیزه می‌داد.<br />
<br />
شرکت در کلاسهای آمادگی کنکور نصیر تا چه اندازه در موفقیت شما تأثیر گذار بود؟<br />
<br />
3 کلاسی که استفاده کردم یعنی مدار الکتریکی , مدارهای منطقی و معماری  واقعا خیلی خیلی تاثیر گذار بود و خیلی خوب بود , در این مورد من در 2 درس از این 3 درس که در نصیر بودم یعنی مدار الکتریکی و مدارهای منطقی تست های کنکورش را به طور کامل درست زدم .<br />
<br />
•اگر قرار می شد یکبار دیگر در کنکور شرکت کنید،  آیا مجموعۀ نصیر را انتخاب می کردید؟.<br />
<br />
با کادر مجربی که نصیر از اونها استفاده می‌کنه و محل برگزاری کلاسها که در دانشگاه خودمون بود و کلا کیفیت بالای آموزشی در نصیر حتما اینکارو می‌کردم . شرکت در کلاسهای نصیر رو به همه دوستانم هم توصیه کردم<br />
<br />
<br />
آیا نشریه ره‌آورد نصیر رو مطالعه می‌کردید؟ مطالب اون چطور بود؟<br />
<br />
خود نشریه کمتر به دستم میرسید ولی مطالب اون که روی سایت قرار می‌گرفت که شامل مصاحبه‌ها بود رو بارها بارها مطالعه می‌کردم و انرژی مثبت  می‌گرفتم و هروقت که از درس خوندن خسته می‌شدم با خوندن  اونها دوباره انرژی می‌گرفتم و با شدت درس می‌خوندم.<br />
<br />
در‌آن ایام تفریح هم داشتی؟<br />
<br />
یه سری از آدمها تک بعدی هستند یعنی فقط درس میخونن و تفریحی ندارن<br />
<br />
ولی من آدمی هستم که با دوستانم بیرون میرفتم و تفریح داشتم حتی باز‌ی‌های کامپیوتری هم انجام می‌دادم تا کاملا روال عادی داشته باشم واز استرس درس خوندن بدور باشم.<br />
<br />
البته روزهایی که دانشگاه میرفتم هم خیلی خوب بود که با دوستان خوب خودم بودم و  از خستگی درس خوندنم بسیار کم میکرد.<br />
<br />
وقتی درس می‌خوندم فقط تمرکزم روی درس بود و وقتی تفریح میکردم دیگه فکر درس نبودم فقط تفریح میکردم تا افکار منفی از ذهنم پاک شه و یک آدم پر از انرژی بشوم<br />
<br />
در پایان در ابتدا از پدر و مادر عزیزم که همه‌ی شرایط عالی و موردنیاز رو در طول دوره‌ی آماده سازی کنکور برای من فراهم کردند و از هیچ لطف و محبتی بر من دریغ نکردند سپاس گزارم و دستان پرمهرشان را می بوسم , همچنین از آقای دکتر اجلالی و همچنین آقای مهندس کهن به خاطر زحمات ارزشمندشان در ارائه مطالب در این دوران و همچنین آقای دکتر تحسیری که لطف بسیار زیادی در دانشگاه در ترم منتهی به کنکور به من داشتن تشکر می‌کنم .<br />
<br />
از آقای دکتر اجلالی تشکر ویژه می‌کنم چون امثال ایشون بسیار کم هستند و بدون هیچ تعارفی شخصیتی نمونه از  نظر اخلاق و رفتار و همچنین ممتاز از نظر علمی  هستند <br />
منبع: سایت نصیر nasir.ir<br />
<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۱۸۷نرم‌افزار - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2503.html</link>
			<pubDate>Wed, 13 Jul 2011 20:02:00 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2503.html</guid>
			<description><![CDATA[ضمن تشکر از کاربرbr2011توجه شما رو به مصاحبه ای که با ایشون در زمینه موفقیتشون در کنکور ارشد سراسری سال ۹۰ داشتن جلب می کنیم.<br />
<br />
<br />
۱- <span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
خوب من چون فنی بودم کاردانی آموزشکده فنی بودم و کارشناسیمو اصفهان بودم کیفیت کاردانی که اصلا خوب نبود و همچنین کارشناسی هم که چند تا استاد خوب داشتم که نمونش دکتر کامران زمانی فر بود که حتی سوالای کنکور ۸۷ سیستم  عاملشو طراحی کرده بود و خودم هم یه دانشجویی معمولی بودم اما شب امتحانی نبودم و معدل کاردانیم هم ۱۶/۳۶ و معدل کارشناسیم هم ۱۵/۰۴ بود و معدل موثرم ۱۵/۷۰ بود<br />
<br />
۲- <span style="font-weight: bold;">می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
من سال دومم بود که کنکور می دادم سال اولم ترم سه کارشناسیمو مرخصی گرفتم  و واسه کنکور خوندم از مرداد اما من اشتباه بزرگم این بود که ماه های اول خیلی از انرژیم رفت چون که بعضی مو قع‌ها روزی ۱۷ ساعت هم می خوندم  اما همین موضوع باعث شد روزای آخر انرژیمو از دست بدم و نتونستم خوب دوره کنم و همین باعث استرس شدید روز امتحان شد و سال اولم خراب شد و من چون سرباز بودم رفتم سرباز و برای سال دوم در حین خدمت شروع به خوندن کردن اما امسال زیاد به خودم فشار نیاوردم و حتی در حین خدمت امتحان دادم و از نتیجم راضی هستم.<br />
۳-<span style="font-weight: bold;">منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
کمکی که کتابای مرجع به من کرد این بود که تونستم مطالب رو به صورت عمیق درک کنم و واقعا بدون کتاب مرجع نمیشه یه درسو فهمید.<br />
زبان:<br />
کتاب ۵۰۴ که واقعا ضروری بودن لغات کتابو لمس میکنسد وقتی میخونید البته کتابش نه فلش کارتش<br />
Essential Word’s Tofelکه البته به نظر من فلش کارتش کافیه<br />
۱۱۰۰ واژه که البته من نصفشو خوندم چون که لغاتش واقعا سنگینه و پیشنهاد میکنم فقط مترادف واژه هاشو بخونید<br />
برای زبان من خیلی مقالات کامپیوتری در هر زمینه ای ترجمه کردم برای بالا بردن سطح درک مطلبم و وااقعا جواب هم داد و من بیشتر درصد زبانمو از درک مطلب‌ها زدم<br />
<br />
ریاضی:<br />
باید بگم که من سال اول برای ریاضی خوندم و ۳۰ درصد زدم اما امسال چون وقت نکردم زیاد نخوندم<br />
مهندسی: ۱-آقای معتقدی پارسه(که واقعا عالی هست) ۲-ریاضی مهندسی فرشاد مریخ بیات ۳-پوران پژوهش(فصل مجانب)<br />
آمار:۱-آمار آقای طورانی پارسه(که زبا ن ساده و روانی داره) ۲-مدرسان شریف(تست های عالی)<br />
گسسته:۱-رالف گریمالدی(۴ جلدی) واقعا نیازه برای کسی که می خواد خوب تست بزنه با حل تمریناش ۲-پوران پژوهش ویرایش جدیدش عالیه<br />
محاسبات:۱-راهیان ارشد البته من روی تست های محاسبات حساب نکردم چون وقت گیر بود<br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داه ها: ۱-ساختمان داده هورویتز (مرجع) ۲-فصل هایی از CLRS (به علت حجیم بودن) ۳-مقسمی ۴-پارسه ۵-پوران پژوهش<br />
مدار منطقی:۱-فقط پوران پژوهش<br />
معماری: ۱-مانو ۲-پترسن(فصل معیار های ارزیایس سی پی یو) ۳-پوران پژوهش ۴-راهیان ارشد (واقعا عالیه)<br />
نظریه زبان:باید بگم که این درسو من در دوره کارشناسی نخوندم و مجبور شدم خودم بخونم که خیلی لذیت شدم و وقت زیادی روش گذاشتم و البته تست زدم ازش ۱-لینز(زبان ها) ۲-سود کمپ( ماشین ها) ۳-پوران پژوهش ۴-۱۰۰۱ مسله در نظری زبان‌ها <br />
سیستم عامل: ۱- استالینگز ۲-پارسه (عالیی)۳-کتاب خیلی مهم راهنما شاوم در طراحی سیستم عامل نوشه جی آرچر هریس<br />
<br />
تخصصی:<br />
کامپایلر:این درسو هم من قبلا پاس نکرده بودم و مجبور شدم خودم بخونم ۱-اولمن ۲-کتاب عالی پوران پژوهش ۳-جزوه پارسه دکتر قاسم ثانی<br />
الگوریتم: ۱-نیپولیتان (پیوست محاسبه پیچیدگی زمانی) ۲-فصل هایی از CLRS  3-مقسمی<br />
پیاده سازی زبان ها:۱-پرت(مرجع) ۲-پارسه<br />
پایگاه داده: ۱-جناب دکتر رانکوهی(کامل خوندم) ۲-مقسمی ۳-پوران پژوهش<br />
(البته باید بگم همه این کتابهارو بنده خوندم)<br />
در ضمن کتاب هایی که گفتم فصل خاصیش خوبه به این معنی نیست بقیه فصل هاش به درد نمیخوره<br />
<br />
۴-<span style="font-weight: bold;"> فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
من دروش نظریه و کامپایلر و پایگاه داده و مدار منطقی و ساختمان رو مسلط بودم نظریه و کامپایلر به خاطر این که شاید ۱/۳ کل وقتم رو این دوتا درس رفت و پایگاه داده به نظرم چون کتاب دکتر رانکوهیو کامل خوندم و مدار منطقی هم که کلن درس راحتی هست و ساختمانو چون از رو clrs خوندم موفق بودم<br />
۵<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
من صبح‌ها رو کلا ریاض می خوندم و تقسیم می کردم که هر روز یه درس ریاضی و بعد از ظهر‌ها مشترک و تخصصی می خوندمو سعی میکردم روزی دوتا دسر مشترک و تخصصی بخونم و شب‌ها هم ۱ ساعت زبان می خوندم و به هیچ عنوان برنامه خوندم رو تغیر نمیدادم<br />
۶-<span style="font-weight: bold;"> در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
نه من چون همه درس‌ها رو باهم میخوندم درسیو عقب نموندم و توصیه من هم اینه که هیچ درسیو به بعدا موکول نکنید چون با حجم درس‌ها ممکنه نرسیت که بخونیدش<br />
۷<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
درس خواندن گروهی اگه تعداد از دو نفر بره بالاتر خوب نیست ومن کلا تک نفره درس خوندن رو ترجیح میدم و من درس خوندن توی خونه رو ترجیح میدادم چون تمرکزم بهتر بود و این بستگی با خود داوطلب داره که کجا تمرکزش بیشتره و حواسش پرت اطراف نمیشه<br />
۸<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
بله خیلی<br />
من چون چند تا درسو دوره دانشجویی پاس نکرده بودم مجبور بودم که خودم بخونم وترس اینو داشتم که نرسم تمومش کنم و به تسلط برسم و نا امیدی میومد سراغم و حتی زمانی که نتیجه کنکور آزمایشیام بعضی وقت‌ها خراب میشد اما  برای دفع نا امیدی با دوستام مشورت میکردم و در مورد این که کجای کارهام ایراد داره صحبت میکردیم و سعی میکردم هر مشکلی پیش میومد دلیلشو پیدا کنم و رفعش کنم و این خیلی کمکم کرد <br />
<span style="font-weight: bold;">9-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
من فقط کنکور های آزمایش شرکت کردم و اونها هم واقعا عالی بود البته باید هدف از کنکور آزمایش رو واسه خودتون درست جا بندازیت و با یه بار نتیجه آزمایشی خراب شدن نا امید نشید و به نظر من شرکت در همه آزمون‌ها بهتر چونکه از همون خوندن میتونیت خودتونو تست بزنید و از استرسی که ممکنه براتون پیش بیاد سر جلسه کم بشه<br />
۱۰<span style="font-weight: bold;">-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
من یک ماه آخر رو برای دوره گذاشتم و البته بگم که من مرور رو هم به ترتیب سوالای درسها انجام دادم به نظرم اینجوری بهتره وتا ۱ روز قبل امتحان دوره کردم و یک توصیه هم کنم روزای آخر به خودتون استرس وارد نکنید که چی جا مونده که نخوندید چون اولا معلوم نیست که از اون مبحث تست بیاد یا نه و باعث میشه حتی چیز هایی هم که خوندید فراموش کنید<br />
<span style="font-weight: bold;">11- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
من روز اول خدارو شکر اصلا استرس نداشتم و وقتمو درست تقسیم کردم و به همه سوالا رسیدم که حد اقل یه بار بخونمشون و تونستم روز اول مشتر ک‌ها و زبان رو عالی  بزنم و با روحیه خوبی که داشتم روز بعدش هم به تخصصی‌ها جواب دادم البته امسال چون خدمت بودم سعی کردم بیشتر وقتمو روی مشترک بزارم و تخصصی راضی نبودم<br />
۱۲-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
من خودم عادتم این هست که اوالا نگاه اجمالی به سوال‌ها نمیندازم چون با دیدن یکی از همین سوال‌ها ممکنه استرس زیادی رو به آدم وارد کنه من با مواجهه شدن با این سوالا حل نمیکنم و میزارم آخر همه سوالا اونم اگه وقت برسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان: ۴۶/۸۳<br />
ریاضی:۶<br />
مشترک:۴۵/۶۸<br />
تخصصی نرم افزار:23/6<br />
تخصصی هوش:۰<br />
تخصصی معماری:۰<br />
<br />
رتبه: <br />
نرم افزار:۱۸۷<br />
هوش:۳۶۶<br />
معماری:۲۵۰<br />
به نظرم علم و صنعت<br />
<br />
۱<span style="font-weight: bold;">4- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
اگه برگردم عقب:<br />
ماه های اول به خودم زیاد فشار نمی آوردم و ساعت کمتری می خوندم که انرژیم واسه آخرای خوندنم بمونه<br />
فصولی که از بعضی درس‌ها حذف کرده بودم به هیچ عنوان حذف نمیکردم<br />
اگه سر جلسه دیدی که سوالا واقعا سخته سوالای ۵۰-۵۰ رو نزنید و فقط درست بزنید<br />
برای افزایش روحیه به مانشت حتما سر بزنید که وا قعا کمک میکنه برای مشورت<br />
و توکلتون به خدا باشه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ضمن تشکر از کاربرbr2011توجه شما رو به مصاحبه ای که با ایشون در زمینه موفقیتشون در کنکور ارشد سراسری سال ۹۰ داشتن جلب می کنیم.<br />
<br />
<br />
۱- <span style="font-weight: bold;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
خوب من چون فنی بودم کاردانی آموزشکده فنی بودم و کارشناسیمو اصفهان بودم کیفیت کاردانی که اصلا خوب نبود و همچنین کارشناسی هم که چند تا استاد خوب داشتم که نمونش دکتر کامران زمانی فر بود که حتی سوالای کنکور ۸۷ سیستم  عاملشو طراحی کرده بود و خودم هم یه دانشجویی معمولی بودم اما شب امتحانی نبودم و معدل کاردانیم هم ۱۶/۳۶ و معدل کارشناسیم هم ۱۵/۰۴ بود و معدل موثرم ۱۵/۷۰ بود<br />
<br />
۲- <span style="font-weight: bold;">می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
من سال دومم بود که کنکور می دادم سال اولم ترم سه کارشناسیمو مرخصی گرفتم  و واسه کنکور خوندم از مرداد اما من اشتباه بزرگم این بود که ماه های اول خیلی از انرژیم رفت چون که بعضی مو قع‌ها روزی ۱۷ ساعت هم می خوندم  اما همین موضوع باعث شد روزای آخر انرژیمو از دست بدم و نتونستم خوب دوره کنم و همین باعث استرس شدید روز امتحان شد و سال اولم خراب شد و من چون سرباز بودم رفتم سرباز و برای سال دوم در حین خدمت شروع به خوندن کردن اما امسال زیاد به خودم فشار نیاوردم و حتی در حین خدمت امتحان دادم و از نتیجم راضی هستم.<br />
۳-<span style="font-weight: bold;">منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
کمکی که کتابای مرجع به من کرد این بود که تونستم مطالب رو به صورت عمیق درک کنم و واقعا بدون کتاب مرجع نمیشه یه درسو فهمید.<br />
زبان:<br />
کتاب ۵۰۴ که واقعا ضروری بودن لغات کتابو لمس میکنسد وقتی میخونید البته کتابش نه فلش کارتش<br />
Essential Word’s Tofelکه البته به نظر من فلش کارتش کافیه<br />
۱۱۰۰ واژه که البته من نصفشو خوندم چون که لغاتش واقعا سنگینه و پیشنهاد میکنم فقط مترادف واژه هاشو بخونید<br />
برای زبان من خیلی مقالات کامپیوتری در هر زمینه ای ترجمه کردم برای بالا بردن سطح درک مطلبم و وااقعا جواب هم داد و من بیشتر درصد زبانمو از درک مطلب‌ها زدم<br />
<br />
ریاضی:<br />
باید بگم که من سال اول برای ریاضی خوندم و ۳۰ درصد زدم اما امسال چون وقت نکردم زیاد نخوندم<br />
مهندسی: ۱-آقای معتقدی پارسه(که واقعا عالی هست) ۲-ریاضی مهندسی فرشاد مریخ بیات ۳-پوران پژوهش(فصل مجانب)<br />
آمار:۱-آمار آقای طورانی پارسه(که زبا ن ساده و روانی داره) ۲-مدرسان شریف(تست های عالی)<br />
گسسته:۱-رالف گریمالدی(۴ جلدی) واقعا نیازه برای کسی که می خواد خوب تست بزنه با حل تمریناش ۲-پوران پژوهش ویرایش جدیدش عالیه<br />
محاسبات:۱-راهیان ارشد البته من روی تست های محاسبات حساب نکردم چون وقت گیر بود<br />
<br />
مشترک:<br />
ساختمان داه ها: ۱-ساختمان داده هورویتز (مرجع) ۲-فصل هایی از CLRS (به علت حجیم بودن) ۳-مقسمی ۴-پارسه ۵-پوران پژوهش<br />
مدار منطقی:۱-فقط پوران پژوهش<br />
معماری: ۱-مانو ۲-پترسن(فصل معیار های ارزیایس سی پی یو) ۳-پوران پژوهش ۴-راهیان ارشد (واقعا عالیه)<br />
نظریه زبان:باید بگم که این درسو من در دوره کارشناسی نخوندم و مجبور شدم خودم بخونم که خیلی لذیت شدم و وقت زیادی روش گذاشتم و البته تست زدم ازش ۱-لینز(زبان ها) ۲-سود کمپ( ماشین ها) ۳-پوران پژوهش ۴-۱۰۰۱ مسله در نظری زبان‌ها <br />
سیستم عامل: ۱- استالینگز ۲-پارسه (عالیی)۳-کتاب خیلی مهم راهنما شاوم در طراحی سیستم عامل نوشه جی آرچر هریس<br />
<br />
تخصصی:<br />
کامپایلر:این درسو هم من قبلا پاس نکرده بودم و مجبور شدم خودم بخونم ۱-اولمن ۲-کتاب عالی پوران پژوهش ۳-جزوه پارسه دکتر قاسم ثانی<br />
الگوریتم: ۱-نیپولیتان (پیوست محاسبه پیچیدگی زمانی) ۲-فصل هایی از CLRS  3-مقسمی<br />
پیاده سازی زبان ها:۱-پرت(مرجع) ۲-پارسه<br />
پایگاه داده: ۱-جناب دکتر رانکوهی(کامل خوندم) ۲-مقسمی ۳-پوران پژوهش<br />
(البته باید بگم همه این کتابهارو بنده خوندم)<br />
در ضمن کتاب هایی که گفتم فصل خاصیش خوبه به این معنی نیست بقیه فصل هاش به درد نمیخوره<br />
<br />
۴-<span style="font-weight: bold;"> فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
من دروش نظریه و کامپایلر و پایگاه داده و مدار منطقی و ساختمان رو مسلط بودم نظریه و کامپایلر به خاطر این که شاید ۱/۳ کل وقتم رو این دوتا درس رفت و پایگاه داده به نظرم چون کتاب دکتر رانکوهیو کامل خوندم و مدار منطقی هم که کلن درس راحتی هست و ساختمانو چون از رو clrs خوندم موفق بودم<br />
۵<span style="font-weight: bold;">- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
من صبح‌ها رو کلا ریاض می خوندم و تقسیم می کردم که هر روز یه درس ریاضی و بعد از ظهر‌ها مشترک و تخصصی می خوندمو سعی میکردم روزی دوتا دسر مشترک و تخصصی بخونم و شب‌ها هم ۱ ساعت زبان می خوندم و به هیچ عنوان برنامه خوندم رو تغیر نمیدادم<br />
۶-<span style="font-weight: bold;"> در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
نه من چون همه درس‌ها رو باهم میخوندم درسیو عقب نموندم و توصیه من هم اینه که هیچ درسیو به بعدا موکول نکنید چون با حجم درس‌ها ممکنه نرسیت که بخونیدش<br />
۷<span style="font-weight: bold;">- به نظرتان درس خواندن جزیرهای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
درس خواندن گروهی اگه تعداد از دو نفر بره بالاتر خوب نیست ومن کلا تک نفره درس خوندن رو ترجیح میدم و من درس خوندن توی خونه رو ترجیح میدادم چون تمرکزم بهتر بود و این بستگی با خود داوطلب داره که کجا تمرکزش بیشتره و حواسش پرت اطراف نمیشه<br />
۸<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
بله خیلی<br />
من چون چند تا درسو دوره دانشجویی پاس نکرده بودم مجبور بودم که خودم بخونم وترس اینو داشتم که نرسم تمومش کنم و به تسلط برسم و نا امیدی میومد سراغم و حتی زمانی که نتیجه کنکور آزمایشیام بعضی وقت‌ها خراب میشد اما  برای دفع نا امیدی با دوستام مشورت میکردم و در مورد این که کجای کارهام ایراد داره صحبت میکردیم و سعی میکردم هر مشکلی پیش میومد دلیلشو پیدا کنم و رفعش کنم و این خیلی کمکم کرد <br />
<span style="font-weight: bold;">9-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
من فقط کنکور های آزمایش شرکت کردم و اونها هم واقعا عالی بود البته باید هدف از کنکور آزمایش رو واسه خودتون درست جا بندازیت و با یه بار نتیجه آزمایشی خراب شدن نا امید نشید و به نظر من شرکت در همه آزمون‌ها بهتر چونکه از همون خوندن میتونیت خودتونو تست بزنید و از استرسی که ممکنه براتون پیش بیاد سر جلسه کم بشه<br />
۱۰<span style="font-weight: bold;">-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
من یک ماه آخر رو برای دوره گذاشتم و البته بگم که من مرور رو هم به ترتیب سوالای درسها انجام دادم به نظرم اینجوری بهتره وتا ۱ روز قبل امتحان دوره کردم و یک توصیه هم کنم روزای آخر به خودتون استرس وارد نکنید که چی جا مونده که نخوندید چون اولا معلوم نیست که از اون مبحث تست بیاد یا نه و باعث میشه حتی چیز هایی هم که خوندید فراموش کنید<br />
<span style="font-weight: bold;">11- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
من روز اول خدارو شکر اصلا استرس نداشتم و وقتمو درست تقسیم کردم و به همه سوالا رسیدم که حد اقل یه بار بخونمشون و تونستم روز اول مشتر ک‌ها و زبان رو عالی  بزنم و با روحیه خوبی که داشتم روز بعدش هم به تخصصی‌ها جواب دادم البته امسال چون خدمت بودم سعی کردم بیشتر وقتمو روی مشترک بزارم و تخصصی راضی نبودم<br />
۱۲-به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟<br />
من خودم عادتم این هست که اوالا نگاه اجمالی به سوال‌ها نمیندازم چون با دیدن یکی از همین سوال‌ها ممکنه استرس زیادی رو به آدم وارد کنه من با مواجهه شدن با این سوالا حل نمیکنم و میزارم آخر همه سوالا اونم اگه وقت برسه<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">13-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
زبان: ۴۶/۸۳<br />
ریاضی:۶<br />
مشترک:۴۵/۶۸<br />
تخصصی نرم افزار:23/6<br />
تخصصی هوش:۰<br />
تخصصی معماری:۰<br />
<br />
رتبه: <br />
نرم افزار:۱۸۷<br />
هوش:۳۶۶<br />
معماری:۲۵۰<br />
به نظرم علم و صنعت<br />
<br />
۱<span style="font-weight: bold;">4- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<br />
اگه برگردم عقب:<br />
ماه های اول به خودم زیاد فشار نمی آوردم و ساعت کمتری می خوندم که انرژیم واسه آخرای خوندنم بمونه<br />
فصولی که از بعضی درس‌ها حذف کرده بودم به هیچ عنوان حذف نمیکردم<br />
اگه سر جلسه دیدی که سوالا واقعا سخته سوالای ۵۰-۵۰ رو نزنید و فقط درست بزنید<br />
برای افزایش روحیه به مانشت حتما سر بزنید که وا قعا کمک میکنه برای مشورت<br />
و توکلتون به خدا باشه]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۳۷ هوش مصنوعی - کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2492.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 Jul 2011 19:33:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2492.html</guid>
			<description><![CDATA[ضمن تشکر از شما کاربر Mansoureh که دعوت ما رو پذیرفتید بریم سراغ سوالات: <br />
<br />
۱<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟ (چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟(</span><br />
<br />
من دوره‌ی کارشناسیم رو در دانشگاه شهید چمران اهواز گذروندم. راستش دانشگاه شهید چمران متاسفانه در حال حاضر فقط دو استاد با مدرک دکترا (یک استادیار و یک دانشیار) در اختیار داره (که بیشتر وقت این دو استاد به کلاس های دوره‌ی کارشناسی ارشد میگذرد و عملاً به جز تنظیم برنامه‌ی درسی و اداری گروه، بچه های کارشناسی درس خاصی رو با این دو استاد ندارند.). دیگر اعضای هیئت علمی نیز مدام در حال تغییر هستند یعنی معمولاً اساتید جدید بیشتر از یک ترم حضور ندارند، برای همین نه دانشجویان و نه اساتید نمیتوانند رابطه و همکاری متقابل خوب و صمیمی ای با هم داشته باشند که همین جو اونجا را خیلی خشک و رسمی میکنه... خوشبختانه من در دوره ای بودم که دانشگاه به یک ثبات مطلوب و موقتی رسیده بود و چندین استاد فوق العاده و عالی در اختیار داشتیم که همین اساتید (استاد مهدی بهلول، استاد امین حسن زاده و استاد مسعود مظلوم) باعث شدند در این چند سال اخیر قبولی های دانشگاه شهید چمران به حداکثر خودش برسه، برای مثال ما تقریباً هر ساله از بین بچه‌ها یک رتبه‌ی تک رقمی و چندین رتبه‌ی دو رقمی داریم.<br />
<br />
من به همراه دو نفر دیگر، تکمیل ظرفیت دانشگاه شهید چمران قبول شده بودیم و از ترم بهمن سال ۸۴ درسمون رو شروع کردیم، برای همین هم خیلی اوضاع سختی رو داشتیم چون درس‌ها ارائه نمیشدند (به همون دلیل کمبود استاد) و ما معمولاً درس هامون رو با بچه هایی که افتاده بودند میگرفتیم و "بعضی" از اساتید به همین دلیل، کامل درس رو نمیدادند و روی این حساب که بچه‌ها یک دور این درس‌ها رو گذرونده بودند خیلی سرسری مطالب رو بیان میکردند... در این شرایط ما با مطالعه‌ی بیشتر و رجوع به کتاب های مختلف اون ترم رو با هزار مکافات میگذروندیم و البته همین مورد باعث شد موقع کنکور نیاز به رجوع زیاد به کتاب های مرجع نداشته باشم.<br />
<br />
معدل دوره‌ی لیسانس من ۴۲/۱۶ بود. اون هم به این دلیل که در دروس پایه فوق العاده ضعیف بودم (و هستم)...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
من یه دوستی داشتم (ورودی مهر ۸۴) که سال اول در دانشگاه قبول نشده بود، برای همین با هم شروع به درس خواندن کردیم. با تشویق ایشون از تابستان درس خواندن را شروع کردم ولی متاسفانه به دلیل نداشتن تجربه، فقط یک کتاب میخواندم (ساختمان داده هوروویتز) و همین باعث شد زود از درس خواندن زده و خسته بشم و تابستونم رو (بجز در سه هفته ای که درس خواندم) به بطالت بگذرونم... ولی خب از مهرماه دوباره درس خواندن رو از سر گرفتم و از اونجا که سالن مطالعه‌ی کتابخونه مرکزی دانشگاهمون باز شده بود، ارتباطم با دوستم از حد تلفن فراتر رفت، برای همین با راهنمایی ایشون تونستم درس‌ها رو جلو ببرم.<br />
<br />
خیلی خوبه که قبل از شروع بتوانید از راهنمایی کسی استفاده کنید. پدرم و دوستانم راهنمای من بودند. پدرم چگونگی برنامه ریزی رو برای دوره‌ی کارشناسی ارشد به من یاد داد و من با توجه به راهنمایی دوستانم برنامه ریزی تخصصی رو انجام میدادم.<br />
<br />
 من در دروس ریاضی خیلی ضعیف بودم، برای همین سعی کردم که ریاضیات گسسته، ریاضی مهندسی و آمارم رو قوی کنم که در این کار (بجز کمی ریاضیات گسسته) اصلاً موفق نبودم و روحیه‌ام رو خیلی پایین آورد... برای همین سعی کردم بر این اصل جلو برم که هر درسی که باعث کم شدن روحیه‌ام میشه، کنار بگذارم و به طور موقت با دروسی شروع کنم که به اون‌ها علاقه دارم! همین کمکم کرد که دوباره سر پا وایسم. اما به دلیل کم بودن وقت و اتفاقی که یک ماه مانده به کنکور برایم افتاد سال اول نتونستم قبول بشم.<br />
<br />
سال دوم باز هم از مهر ماه شروع کردم! چون تقریباً تمامی درس‌ها رو خوانده بودم و فقط نیاز به دوره‌ی کلی بود و تست. این دفعه سعی کردم دروسی که در اون خیلی ضعیف هستم رو به طور جدی شروع کنم، برای همین گسسته و آمار رو تقریباً یک روز در میان میخواندم ولی ریاضی مهندسی چون فرمول های ساده مثلثاتی رو هم از یاد برده بودم و در اهواز موسسه معتبر و خوبی برای آموزش این درس نبود، متاسفانه مجبور شدم این درس رو کنار بگذارم. همچنین درس مدار الکتریکی رو که در دوره‌ی کارشناسی در اون ضعیف بودم رو هم کنار گذاشتم. چون فکر میکردم زمان پاسخگویی به سئوالات تخصصی هوش مصنوعی ۵۰ دقیقه بیشتر نیست و چون میدونستم این زمان فقط برای پاسخگویی به دو درس کافیه، برای همین بیشتر روی طراحی الگوریتم و هوش مصنوعی که در اون مسلط‌تر بودم سرمایه گذاری کردم (که البته اگر میدونستم قراره دفترچه‌ها یکی بشه و زمان پاسخگویی برای هر رشته ۱۰۰ دقیقه ای بشه چنین کاری نمیکردم.)<br />
<br />
از همون اول تصمیم گرفتم که گرایشم رو مشخص کنم تا هدفمندتر درس‌ها رو دنبال کنم و از آنجا که از دروس نرم افزار مثل پایگاه داده، کامپایلر، مهندسی نرم افزار متنفر بودم و از طرفی اصلاً مدار الکتریکی و الکترونیک دیجیتال و دیگر دروس تخصصی سخت افزار را نمیدونستم تصمیم گرفتم یا آی تی شرکت کنم یا هوش مصنوعی. که خوشبختانه دروس مربوط به این دو گرایش در دانشگاه توسط اساتید عالی ای درس داده شده بود. در نهایت باز هم به دلیل مسلط بودن بیشتر به دروس هوش مصنوعی، این گرایش انتخاب اصلیم شد. البته من آی تی رو رشته‌ی شناور انتخاب کرده بودم ولی به دلیل تجربه ای که در سال اول کنکورم داشتم، سال دوم کنکور آی تی ندادم (چون صبح پنجشنبه کنکور آی تی برگذار میشه و عصر پنجشنبه کنکور گروه کامپیوتر)<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید و نقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
زبان: هیچ نظری ندارم! چون من فقط مقالات اینترنتی میخواندم و چیز دیگه ای نخواندم و از اونجا که در دوران کارشناسی بیشتر کتاب های ما زبان اصلی بود تقریباً روان خوانی و درک مطلبمون هم خوب شده بود. خوشبختانه زبان کنکور ۹۰ فوق العاده آسون بود!<br />
<br />
ریاضی مهندسی: کنار گذاشتم!<br />
<br />
آمار: فقط و فقط کتاب پارسه (البته اگر کتاب خوب دیگه ای هم باشه من خبر ندارم ولی آمار پارسه واقعاً برای من معجزه کرد)<br />
<br />
محاسبات عددی: کتاب پارسه و راهیان ارشد<br />
<br />
ریاضیات گسسته: ما در کارشناسی کتاب روزن رو برای این درس میخواندیم و از اونجا که استاد ما تقریباً مجبورمون کرد نصف تمرینات روزن رو حل کنیم برای همین با وجود گذشت ۳ سال، دروس رو خیلی روان میخواندیم. ولی در هر حال برای این درس چیزی که خیلی مهمه شانس فرد هست!!! چون واقعاً سرفصل مطالب و نکات، زیاد هستند و از اونجا که ۵ سئوال بیشتر از این درس نمیاد ممکنه از هر جایی این سئوالات رو بیاورند! کتاب پوران تقریباً تمامیه نکات رو در تست‌ها آورده! فقط باید خوب وقت داشته باشیم و تست‌ها رو چندین بار بزنیم!<br />
<br />
ساختمان داده و طراحی الگوریتم: در طول سال تحصیل ما کتاب هوروویتز رو خواندیم و تست پوران تمرین میکردیم! سال اول که کنکور دادم کامل کتاب های مقسمی رو میخواندم به دلیل اینکه خلاصه‌ی خوبی ارائه داده بود و تست های کنکور رو طبقه بندی شده و راحت در اختیار گذاشته بود. اما سال دوم کتاب CLRS من رو واقعاً تحت تاثیر قرار داد. و چون تا اون موقع این کتاب رو نخوانده بودم به اهمیت و ارزش اون پی بردم.<br />
<br />
مدار منطقی: اگر کسی میخواد از کتاب مرجع بخوانه کتاب مانو کفایت میکنه و نیازی به خواندن نلسون نیست! و کتاب تست هم کتاب پوران کامله و نکاتِ ریزی که در نلسون هست و در مانو نیست، آورده شده و اطلاعات فرد رو کامل میکنه. بیشتر از خلاصه های پوران هم نیازی نیست بدونیم. فصل آسنکرون رو هم همون در حد توضیحات پوران بدونیم کافیه! چون معمولاً سئوالی از این فصل در کنکور نمیدن و اگر هم بدن با اون اطلاعات میشه جواب داد.<br />
<br />
نظریه: کتاب های تست فقط در حد اینکه که سئوالات کنکور رو جمع آوری کردند مفیده وگرنه توضیح تشریحیه و یا جواب داده شده در بعضی مواقع واقعاً خنده داره!!! اگر میخواید توی این درس موفق بشید فقط و فقط لینز بخوانید و تمریناتش رو مو به مو حل کنید!<br />
<br />
معماری کامپیوتر: ما فقط ۴ فصل این درس رو در دوره‌ی کارشناسی خواندیم! برای همین خواندن ۶ فصل باقی مانده و مهم اون تقریباً سخت بود... کتاب مرجع خوبی سراغ ندارم. من خودم این درس رو در آزمایشگاه معماری یاد گرفتم! و پوران تونست در این مورد کمکم کنه. یه جزوه هم از استاد یوسفی داشتم که مکمل تست پورانش بود و سرعتم رو در خواندن مطالب بیشتر کرد.<br />
<br />
سیستم عامل: اگر در دوره‌ی کارشناسی یکی از کتاب های مرجع رو خواندید دیگه نیازی نیست به کتب مرجع مراجعه کنید. مقسمی و پارسه (مخصوصاً مقسمی) خلاصه‌ی خوبی از مطالب این درس ارائه کرده و کافیه... با توجه به کنکور ۹۰ دیگه داشتن اطلاعات از این درس کافی نیست بلکه باید سرعت سریع السیری هم در حل مسائل داشت!!! سئوالات کنکور ۹۰ حل شدنی ولی فوق العاده وقتگیر بود! اگر سعی کنید سرعتتون رو افزایش بدید موفق ترید!<br />
<br />
مدارالکتریکی: کنار گذاشتم!<br />
<br />
هوش مصنوعی: تنها و بهترین کتاب مرجع، همان کتاب راسل هست! ترجمه‌ی راحتی یه ترجمه‌ی مطلوبه... و پوران هم خلاصه‌ی خوبی ارائه داده (اما کافی نیست – مخصوصاً فصل های آخر)<br />
<br />
مطمئناً کتاب های مرجع و کنکوری تاثیر بسزایی داشتند... من به شخصه بدون کتاب های کنکور اصلاً دوام نمی آوردم. ما برای بعضی از دروس استاد خوبی در اختیار نداشتیم و کلاس غیره خوبی هم نبود. من حتی جزوه های استادهای تهران رو هم در اختیار نداشتم. برای همین تنها چیزی که برایم باقی میماند، کتاب های مرجع و کنکور بود...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید (زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
من برای کنکور ۸۹ روش درس خواندم با کنکور ۹۰ خیلی فرق داشت. برای کنکور ۸۹ خیلی جدی درس میخواندم و ساعات مطالعه‌ام هم زیاد بود... روزانه در بدترین شرایط حداقل ۶ ساعت درس میخواندم ولی برای کنکور ۹۰ چون بیشتر مطالب رو میدانستم فقط و فقط از روی علاقه درس میخواندم (بجز در ۲ ماه آخر که جدی دنبال میکردم)، یعنی به محض اینکه حوصله نداشتم، درس نمیخواندم!<br />
<br />
صبح، کامل میخوابیدم برای همین معمولاً ۹ یا ۱۰ بیدار میشدم و تا ۱ درس میخواندم و دوباره ساعت ۴ یا ۵ بعد از ظهر شروع میکردم تا ساعت ۹:۳۰ شب (که کتابخونه تعطیل میشد)! خیلی خیلی درس میخواندم، میشد ۷:۳۰ ساعت! هیچوقت بیشتر از این مقدار درس نخواندم، یعنی نمیتوانستم!!! ولی این ۷:۳۰ ساعت، مفیدِ مفید بود...<br />
<br />
چون در درس آمار ضعیف بودم و مطالب درس گسسته زیاد بود این دو درس جز برنامه ریزیه هر روز من بود! یعنی یک روز آمار میخواندم، روز بعد گسسته! با این حال هم بعضی موقع وقت کم می آوردم!!!<br />
<br />
هر روز ۳ درس رو میخواندم، صبح یک درس و بعد از ظهر دو درس!<br />
<br />
یه برنامه ریزیه هفتگی داشتم مثلاً تعیین میکردم که این هفته باید فلان درس‌ها رو بخوانم. یک برنامه ریزیه روزانه داشتم که تعیین میکردم فلان درس رو اینقدر ساعت بخوانم و این قدر ساعت تستش رو بزنم!<br />
<br />
از اونجا که آزمون پارسه میدادم و آزمون پارسه تقریباً هر دو هفته یک بار بود، درس هایی که برایم خیلی روان و راحت بودند هفته‌ی اول میخواندم (مثل ساختمان داده، نظریه، مدار منطقی، طراحی الگوریتم، سیستم عامل) و درس هایی که کمی برایم سخت و حفظی بودند، هفته‌ی دوم (مثل معماری، محاسبات، هوش)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
درس ساختمان داده: چون در دوره‌ی تحصیل پروژه های زیادی داشتیم و استادمون خیلی بهمون تمرین میداد.<br />
<br />
درس نظریه زبان‌ها و ماشین ها: استادی داشتیم که این درس رو فوق العاده درس میداد حتی میتونم به جرأت بگم که بهترین استاد ایران در این درس بود. حتی برای کنکور سال اول نیازی به خواندن کامل کتاب نداشتم چون بعد از حتی ۱ سال و نیم باز هم توضیحات استاد توی ذهنم بود. من هم خودم کسی هستم که اگر درسی رو استادی کامل و روان بده، اون درس رو در طول ترم دنبال میکنم. تمرینات لینز که به عنوان تمرین کلاسی داده میشد تسلطم رو در این درس بیشتر کرد.<br />
<br />
مدار منطقی و محاسبات عددی: چون کلاً آسون ترین درس دوره‌ی کارشناسی هستند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۶-  در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی) صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
صحبت شد...<br />
<br />
۷<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
خیلی این اتفاق می افتاد! من با برنامه ریزی پارسه جلو میرفتم. برنامه ریزی پارسه بعد از دو دوره‌ی ۲۵ درصدی، یک دوره‌ی دو هفته ای برای ۵۰ درصد خوانده شده داشت! من هر مبحثی که جا میموندم در مدت تعیین شده برای ۵۰ درصد جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8- به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر؟ کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
من درس خواندن تک نفره و گروهی، هر دو با هم رو پیشنهاد میکنم. به هر حال به دلیل شرایط مختلف درسی افراد، هر نفر باید به صورت جداگانه درس بخواند. کافیه فقط یک زمان مشخص داشته باشیم برای درس خواندن گروهی، فقط جهت رفع اشکال و بحث بر سر بعضی از مطالب خاص.<br />
<br />
من از دوره‌ی سوم دبیرستان برای درس خواندن به کتابخونه میرفتم و نتیجه‌ی خوبی هم گرفتم، برای همین در طول تحصیل کارشناسی و پشت کنکور باز هم کتابخونه میرفتم. ببینید شرایط خانه‌ی ما طوری بود که سروصدای زیادی در خانه بود و مهمان هم زیاد داشتیم، برای همین با توجه به این شرایط کتابخونه رو ترجیح میدادم. در کتابخونه نه از سروصدای اطراف خبری بود و نه از تلویزیون و کامپیوتر، و تمرکز فقط و فقط بر روی درس بود. برای همین ساعات مطالعه در کتابخونه تقریباً مفیدِ مفید بود. البته اگه شرایط خونه برای من مساعد میشد در خونه درس میخواندم! برای مثال من به مدت ۱ ماه در خانه درس خواندم و دو ماه قبل و دو ماه بعد از اون در کتابخونه درس میخواندم! مدتی که در خانه درس میخواندم ساعت مطالعه روزانه‌ام به حداقل خودش رسید ولی بیشتر از اون هم نمیخواستم بخوانم! در کل من به شخصه کتابخونه رو بیشتر ترجیح میدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
به نظر من هر کسی این دوره رو گذرونده... من سال اول بعد از اینکه متوجه شدم در کنکور قبول نشدم یک دوره خیلی بدی رو گذروندم چون به نظر خودم تلاشم رو خیلی کرده بودم و پیش خودم میگفتم دیگه باید چکار میکردم که نکردم!!! ولی خب بعد از یک ماه سعی کردم این افکار غلط رو از ذهنم دور کنم! بیشترین چیزی که توی تابستون کمکم کرد که "فکر بد" نکنم، قرآن، کتابِ داستان و پازل بود! باید ذهنم رو مشغول نگه میداشتم تا افکارم خاک بشن. با تشویق همان دوستم که در برنامه ریزی کمکم کرده بود و همان سال دانشگاه قبول شده بود، دوباره از مهر درس خواندن رو از سر گرفتم و دل مشغولیه دیگه ای رو برای خودم جور کردم. من کار ترجمه انجام میدادم که تنوع خوبی برایم بود. روحیه‌ام رو خودم تقویت میکردم و هیچ کس به اندازه‌ی خود فرد نمیتونه به خودش روحیه بده. چون هر چقدر هم کسی با تو حرف بزنه تا وقتی خود طرف نخواد نمیتونه سرش رو بالا بگیره... من یه شعار روزانه داشتم که هر روز کنار برگه‌ی برنامه ریزیه روزانه‌ام مینوشتم. هر کسی و یا هر چیزی که تمرکزم رو بهم میزد، کنار میزدم.<br />
<br />
یک دوره‌ی یاس دیگه هم بین درس خواندن داشتم، دوره ای که تقریباً از درس زده شده بودم، از درس های تکراری و مطالب گیج کننده. همون دوره ای بود که من کتابخونه نرفتم و در خانه درس خواندم! سعی کردم روزانه درس بخوانم ولی نه به شدت قبل، خیلی ساده دروس رو جلو میبردم بدون برنامه ریزی دقیق. همین باعث شد بعد از یه مدت دوباره درس خواندن رو از سر بگیرم (چون به هر حال آدم خودش یه عذاب وجدانی هم میگیره) و با روحیه تقویت شده کارم رو ادامه بدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰- کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
من کلاسی نرفتم... هر چیزی که یاد گرفتم در دوره‌ی تحصیلم در دانشگاه بود اگر تصمیم داشتم گرایش دیگه ای شرکت کنم یا مدار الکتریکی و ریاضی مهندسی بخوانم (و شرایطش محیا بود) حتماً کلاس میرفتم. به نظر من کلاس رفتن در نوع خودش مفید است، اگر که دانشجو درس رو همراه با استاد دنبال کنه، نه اینکه فقط کلاس بری و برگردی خونه! در اهواز همانطور که گفتم موسسه خاص و مطلوبی برای کنکور نبود و اگر جایی کلاسی پیدا میشد همون اساتید دانشگاه خودمون اونجا درس میدادند که فرقی به حال ما نمیکرد!<br />
<br />
من کنکور آزمایشی پارسه شرکت میکردم و بیشتر، برنامه ریزی پارسه برایم مفید بود... چون سر فصل مطالب و مدت خواندن اون‌ها مشخص شده بود و کافی بود یه برنامه ریزی هفتگی و روزانه خوب میداشتی تا براحتی تا قبل از کنکور اصلی مطالب رو به پایان برسونی. من به شخصه فردی بودم که باید یه هدف کوتاهی رو در نظر میگرفتم تا درس رو دنبال کنم که هر آزمون پارسه این امکان رو برای من فراهم میکرد. از کنکورهای دیگه خبری ندارم. پارسه هزینه‌ی زیادی میدی ولی به جز یکی یا دو کتابش، کتاب های دیگرش اصلاً ارزش نگاه کردن هم نداشت! (مثل کتاب های مدارمنطقی و معماری کامپیوتر پارسه) و آزمون هاش هم اصلاً استاندارد نیست! یعنی نکاتی که در کتاب های خود پارسه بیان نشده در آزمون تازه یاد داده میشه! بر فرض مثال اگر کتاب مرجع رو نخوانده بشی هیچ راهی برای پاسخ دادن به سئوالات نداری مگر اینکه وقت بگذاری و سر جلسه به نتیجه برسی که جلسه کنکور جایی برای نتیجه گیری الگوریتمی و غیره نیست! در هر حال من کنکور های آزمایشی رو هم پیشنهاد میکنم و هم نمیکنم! یعنی اگر فردی میدونه خودش میتونه درس رو جلو ببره اصلاً نیازی به کنکور آزمایشی نیست.<br />
<br />
البته پیشنهاد میکنم حتماً کنکورهای جامع رو بدید چون به هر حال یه شبیه سازی ای برای کنکور میشه و با شرایط آزمون و زمان گیری هم آشنا میشیم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
من ۲۰ روز آخر مونده به کنکور رو به کنکورهای سال های قبل اختصاص دادم. صبح، آزمون تخصصی کنکور رو میدادم و جواب‌ها رو چک میکردم و نکات رو مینوشتم و بعد از استراحت، عصر، کنکور زبان و تخصصی همان سال رو میدادم و تا شب به بررسی سئوالات میپرداختم (که البته بعضی اوقات وقت نمیشد بررسی کامل انجام بگیره). دو روز به همین منوال پشت سر هم کنکور میدادم و یک روز به بررسی سئوالاتی که وقت نکرده بودم میگذاشتم.<br />
<br />
برای دوره‌ی دروس هم در کل من دو دفترچه اختصاص داده بودم که در اون خلاصه‌ی دروسی که میخواندم رو مینوشتم و نکاتی که میدیدم رو یادداشت بر میداشتم! یک دفترچه مربوط به ۵۰% اول دروس بود و یک دفترچه مربوط به ۵۰% دوم... شب موقع خواب، یا پنجشنبه و جمعه که کتابخونه مرکزی بسته بود نکات نوشته شده رو نگاهی مینداختم. سال اول کنکور اصلاً وقت نکردم که دوره انجام بدم و به جز کنکور ۸۷ و ۸۸ کامپیوتر هم کنکوری نزدم! ولی سال دوم راحت نکات رو دوره میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
من سال اول چون صبح پنجشنبه کنکور آی تی داده بودم، عصر اون روز واقعاً سر کنکور کامپیوتر گیج میزدم. که البته اولین سالی بود که کنکور آی تی رو به روز پنجشنبه انتقال داده بودند، برای همین من خیلی دو دل بودم که آیا شرکت کنم یا نه! که متاسفانه بالاخره در آزمون آی تی شرکت کردم در صورتی که اصلاً برای آی تی درس نخوانده بودم یعنی درس معماری کامپیوترم ضعیف بود و پایگاه داده هم هیچ نمیدونستم و همین یعنی ۶۰% احتمال قبولیت در آی تی پایینه!!! زبان، دروس ریاضی و دروس مشترکم رو خیلی بد دادم و همین روحیه‌ام رو خراب کرد به طوری که امتحان روز جمعه برایم مثل یه شوخی بود! بعد از کنکور روز پنجشنبه خودم با دست خودم پرونده‌ام رو کنار زدم که این بزرگترین اشتباهم بود. برای همین دروس نرم افزار رو که اصلاً هیچ نمیدونستم و همینطوری زده بودم، شدم ۲۵% ولی دروس تخصصی هوش مصنوعی که تقریباً ۵ ماه سرسختانه خوانده بودم به دلیل بی خیالی زدم 1/67%. در صورتی که بعد از نتایج کنکور متوجه شدم که اگر دروس تخصصیم رو بالاتر میزدم (مثلاً به اندازه‌ی همان دروس تخصصی نرم افزار) رتبه‌ام در هوش به زیر ۴۰۰ میرسید!!! (رتبه‌ام ۱۴۰۰ شده بود)<br />
<br />
البته همین مورد برای کنکور امسال تجربه شد و باعث شد با وجود اینکه دروس ریاضی و دروس مشترک رو خیلی بد داده بودم، ولی با این تفکر که هنوز همه چیز تموم نشده، شب رو به صبح رساندم و با روحیه‌ی بالا سر جلسه حاضر شدم که باعث شد از ۱۱ سئوالی که از دروس تخصصی جواب دادم، ۹ سئوال رو درست جواب بدم. (دو سئوال دیگه رو هم از بی دقتی از دست دادم)<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
ببینید اگر بتونید در کنکور فقط ۵۰% کل سئوالات رو بزنید یعنی رتبه اتون حتماً تک رقمی است! من فقط برایم مهم بود که غلط نزنم! برای همین با دیدن ساختمان داده، درسته که شوک لحظه ای شدم ولی با این حال هنوز ۴ درس دیگه باقی مونده بود و چون نظریه و مدار منطقی آسون بود تقریباً روحیه‌ی باخته شده‌ام برگشت! قبلاً این تجربه رو در کنکورهای آزمایشی پارسه هم داشتم، ولی باید این نکته رو هم در نظر گرفت اگر این سئوال برای تو عجیب و سخته برای ۵۰% شرکت کنندگان "واقعی" هم همینطوره. برای همین دلیلی برای باختن روحیه نیست! این چیزی عادی است (متاسفانه! – نمیدونم جلسه‌ی کنکور جایی برای نشان دادن قدرت نیست، اما طراحان سئوالات کنکور چنین چیزی رو در نظر نمیگیرند) و برای همه اتفاق میفته... کسی هم برنده است که بتونه خودش رو کنترل کنه و حریص نباشه! مثلاً من درس ساختمان داده رو خیلی خوانده بودم طوری که مطمئن بودم از ۶ سئوال حداقل ۴ سئوال رو صحیح جواب میدم، ولی سر کنکور من فقط دو سئوال ساختمان داده (یکی رو درست زدم و یکی رو غلط!) رو جواب دادم حتی دو سئوال دیگرش رو اینقدر هول شده بودم که نمی فهمیدم چی میگه! هیچ سعی نکردم که حتماً ۴ سئوال دیگه رو هر طور شده بزنم!!! هنوز مطمئن بودم که با بد دادن این امتحان هنوز امتحان فردا رو هم دارم!<br />
<br />
در کنکور آزمایشی پارسه میدیدم امتحان جمعه میتونست رتبه رو از نصف کمتر و یا دوبرابر کنه! برای همین هنوز هم وقت بود مخصوصاً که هنوز به سئوالات دیگه هم نرسیده بودم و دروس ریاضی رو هم نزده بودم (من اول مشترک میزدم بعد ریاضی) برای همین برای باختن روحیه هنوز خیلی زود بود! موقعی که به درس معماری و سیستم رسیدم کمی نگران شدم مخصوصاً سیستم عامل که روی اون حساب زیادی باز کرده بودم. حتی برای یک سئوالش متاسفانه ۱۰ دقیقه‌ی تمام وقت گذاشتم و حتی به جواب نرسیدم! باز هم چون سئوالات ریاضی رو ندیده بودم سعی کردم که این مسائل رو نادیده بگیرم.<br />
<br />
خیلی مهمه که سر جلسه‌ی کنکور بتونی راحت به سئوالات جواب بدی. به نظر من حتی اگر برای کنکور درس نخوانی ولی تسلط سر کنکور داشته باشی، به راحتی قبولی. من ۸۰% قبولیم رو مدیون روحیه‌ام سر جلسه بودم! مثلاً پیش خودم میگفتم: "ببین امتحان برای تویی که اینقدر خواندی سخته، برای بقیه حتماً فوق العاده سخته!!!!" شاید حتی برای بقیه بعضی سئوالاتی که برای من سخت بود آسون میزد ولی همین حرف‌ها باعث شد افکار بد به ذهنم راه نیاد.<br />
۱۴<span style="font-weight: bold;">- درصدهایتان را و رتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
مراجعه شود به ضمیمه<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید (تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید)<br />
</span><br />
مدار الکتریکی میخواندم!!! همین...<br />
<br />
<br />
با تشکر از وقتی که گذاشتین . امیدوارم مفید بوده باشه .<br />
SarsahArshad<br />
مسول بخش مصاحبه ها<img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/4ncw0j8ku72uj3n/33000_1_1379098261.jpg" border="0" alt="[تصویر:  33000_1_1379098261.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ضمن تشکر از شما کاربر Mansoureh که دعوت ما رو پذیرفتید بریم سراغ سوالات: <br />
<br />
۱<span style="font-weight: bold;">- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟ (چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟(</span><br />
<br />
من دوره‌ی کارشناسیم رو در دانشگاه شهید چمران اهواز گذروندم. راستش دانشگاه شهید چمران متاسفانه در حال حاضر فقط دو استاد با مدرک دکترا (یک استادیار و یک دانشیار) در اختیار داره (که بیشتر وقت این دو استاد به کلاس های دوره‌ی کارشناسی ارشد میگذرد و عملاً به جز تنظیم برنامه‌ی درسی و اداری گروه، بچه های کارشناسی درس خاصی رو با این دو استاد ندارند.). دیگر اعضای هیئت علمی نیز مدام در حال تغییر هستند یعنی معمولاً اساتید جدید بیشتر از یک ترم حضور ندارند، برای همین نه دانشجویان و نه اساتید نمیتوانند رابطه و همکاری متقابل خوب و صمیمی ای با هم داشته باشند که همین جو اونجا را خیلی خشک و رسمی میکنه... خوشبختانه من در دوره ای بودم که دانشگاه به یک ثبات مطلوب و موقتی رسیده بود و چندین استاد فوق العاده و عالی در اختیار داشتیم که همین اساتید (استاد مهدی بهلول، استاد امین حسن زاده و استاد مسعود مظلوم) باعث شدند در این چند سال اخیر قبولی های دانشگاه شهید چمران به حداکثر خودش برسه، برای مثال ما تقریباً هر ساله از بین بچه‌ها یک رتبه‌ی تک رقمی و چندین رتبه‌ی دو رقمی داریم.<br />
<br />
من به همراه دو نفر دیگر، تکمیل ظرفیت دانشگاه شهید چمران قبول شده بودیم و از ترم بهمن سال ۸۴ درسمون رو شروع کردیم، برای همین هم خیلی اوضاع سختی رو داشتیم چون درس‌ها ارائه نمیشدند (به همون دلیل کمبود استاد) و ما معمولاً درس هامون رو با بچه هایی که افتاده بودند میگرفتیم و "بعضی" از اساتید به همین دلیل، کامل درس رو نمیدادند و روی این حساب که بچه‌ها یک دور این درس‌ها رو گذرونده بودند خیلی سرسری مطالب رو بیان میکردند... در این شرایط ما با مطالعه‌ی بیشتر و رجوع به کتاب های مختلف اون ترم رو با هزار مکافات میگذروندیم و البته همین مورد باعث شد موقع کنکور نیاز به رجوع زیاد به کتاب های مرجع نداشته باشم.<br />
<br />
معدل دوره‌ی لیسانس من ۴۲/۱۶ بود. اون هم به این دلیل که در دروس پایه فوق العاده ضعیف بودم (و هستم)...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">2- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
من یه دوستی داشتم (ورودی مهر ۸۴) که سال اول در دانشگاه قبول نشده بود، برای همین با هم شروع به درس خواندن کردیم. با تشویق ایشون از تابستان درس خواندن را شروع کردم ولی متاسفانه به دلیل نداشتن تجربه، فقط یک کتاب میخواندم (ساختمان داده هوروویتز) و همین باعث شد زود از درس خواندن زده و خسته بشم و تابستونم رو (بجز در سه هفته ای که درس خواندم) به بطالت بگذرونم... ولی خب از مهرماه دوباره درس خواندن رو از سر گرفتم و از اونجا که سالن مطالعه‌ی کتابخونه مرکزی دانشگاهمون باز شده بود، ارتباطم با دوستم از حد تلفن فراتر رفت، برای همین با راهنمایی ایشون تونستم درس‌ها رو جلو ببرم.<br />
<br />
خیلی خوبه که قبل از شروع بتوانید از راهنمایی کسی استفاده کنید. پدرم و دوستانم راهنمای من بودند. پدرم چگونگی برنامه ریزی رو برای دوره‌ی کارشناسی ارشد به من یاد داد و من با توجه به راهنمایی دوستانم برنامه ریزی تخصصی رو انجام میدادم.<br />
<br />
 من در دروس ریاضی خیلی ضعیف بودم، برای همین سعی کردم که ریاضیات گسسته، ریاضی مهندسی و آمارم رو قوی کنم که در این کار (بجز کمی ریاضیات گسسته) اصلاً موفق نبودم و روحیه‌ام رو خیلی پایین آورد... برای همین سعی کردم بر این اصل جلو برم که هر درسی که باعث کم شدن روحیه‌ام میشه، کنار بگذارم و به طور موقت با دروسی شروع کنم که به اون‌ها علاقه دارم! همین کمکم کرد که دوباره سر پا وایسم. اما به دلیل کم بودن وقت و اتفاقی که یک ماه مانده به کنکور برایم افتاد سال اول نتونستم قبول بشم.<br />
<br />
سال دوم باز هم از مهر ماه شروع کردم! چون تقریباً تمامی درس‌ها رو خوانده بودم و فقط نیاز به دوره‌ی کلی بود و تست. این دفعه سعی کردم دروسی که در اون خیلی ضعیف هستم رو به طور جدی شروع کنم، برای همین گسسته و آمار رو تقریباً یک روز در میان میخواندم ولی ریاضی مهندسی چون فرمول های ساده مثلثاتی رو هم از یاد برده بودم و در اهواز موسسه معتبر و خوبی برای آموزش این درس نبود، متاسفانه مجبور شدم این درس رو کنار بگذارم. همچنین درس مدار الکتریکی رو که در دوره‌ی کارشناسی در اون ضعیف بودم رو هم کنار گذاشتم. چون فکر میکردم زمان پاسخگویی به سئوالات تخصصی هوش مصنوعی ۵۰ دقیقه بیشتر نیست و چون میدونستم این زمان فقط برای پاسخگویی به دو درس کافیه، برای همین بیشتر روی طراحی الگوریتم و هوش مصنوعی که در اون مسلط‌تر بودم سرمایه گذاری کردم (که البته اگر میدونستم قراره دفترچه‌ها یکی بشه و زمان پاسخگویی برای هر رشته ۱۰۰ دقیقه ای بشه چنین کاری نمیکردم.)<br />
<br />
از همون اول تصمیم گرفتم که گرایشم رو مشخص کنم تا هدفمندتر درس‌ها رو دنبال کنم و از آنجا که از دروس نرم افزار مثل پایگاه داده، کامپایلر، مهندسی نرم افزار متنفر بودم و از طرفی اصلاً مدار الکتریکی و الکترونیک دیجیتال و دیگر دروس تخصصی سخت افزار را نمیدونستم تصمیم گرفتم یا آی تی شرکت کنم یا هوش مصنوعی. که خوشبختانه دروس مربوط به این دو گرایش در دانشگاه توسط اساتید عالی ای درس داده شده بود. در نهایت باز هم به دلیل مسلط بودن بیشتر به دروس هوش مصنوعی، این گرایش انتخاب اصلیم شد. البته من آی تی رو رشته‌ی شناور انتخاب کرده بودم ولی به دلیل تجربه ای که در سال اول کنکورم داشتم، سال دوم کنکور آی تی ندادم (چون صبح پنجشنبه کنکور آی تی برگذار میشه و عصر پنجشنبه کنکور گروه کامپیوتر)<br />
<br />
 <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">3- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید و نقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
زبان: هیچ نظری ندارم! چون من فقط مقالات اینترنتی میخواندم و چیز دیگه ای نخواندم و از اونجا که در دوران کارشناسی بیشتر کتاب های ما زبان اصلی بود تقریباً روان خوانی و درک مطلبمون هم خوب شده بود. خوشبختانه زبان کنکور ۹۰ فوق العاده آسون بود!<br />
<br />
ریاضی مهندسی: کنار گذاشتم!<br />
<br />
آمار: فقط و فقط کتاب پارسه (البته اگر کتاب خوب دیگه ای هم باشه من خبر ندارم ولی آمار پارسه واقعاً برای من معجزه کرد)<br />
<br />
محاسبات عددی: کتاب پارسه و راهیان ارشد<br />
<br />
ریاضیات گسسته: ما در کارشناسی کتاب روزن رو برای این درس میخواندیم و از اونجا که استاد ما تقریباً مجبورمون کرد نصف تمرینات روزن رو حل کنیم برای همین با وجود گذشت ۳ سال، دروس رو خیلی روان میخواندیم. ولی در هر حال برای این درس چیزی که خیلی مهمه شانس فرد هست!!! چون واقعاً سرفصل مطالب و نکات، زیاد هستند و از اونجا که ۵ سئوال بیشتر از این درس نمیاد ممکنه از هر جایی این سئوالات رو بیاورند! کتاب پوران تقریباً تمامیه نکات رو در تست‌ها آورده! فقط باید خوب وقت داشته باشیم و تست‌ها رو چندین بار بزنیم!<br />
<br />
ساختمان داده و طراحی الگوریتم: در طول سال تحصیل ما کتاب هوروویتز رو خواندیم و تست پوران تمرین میکردیم! سال اول که کنکور دادم کامل کتاب های مقسمی رو میخواندم به دلیل اینکه خلاصه‌ی خوبی ارائه داده بود و تست های کنکور رو طبقه بندی شده و راحت در اختیار گذاشته بود. اما سال دوم کتاب CLRS من رو واقعاً تحت تاثیر قرار داد. و چون تا اون موقع این کتاب رو نخوانده بودم به اهمیت و ارزش اون پی بردم.<br />
<br />
مدار منطقی: اگر کسی میخواد از کتاب مرجع بخوانه کتاب مانو کفایت میکنه و نیازی به خواندن نلسون نیست! و کتاب تست هم کتاب پوران کامله و نکاتِ ریزی که در نلسون هست و در مانو نیست، آورده شده و اطلاعات فرد رو کامل میکنه. بیشتر از خلاصه های پوران هم نیازی نیست بدونیم. فصل آسنکرون رو هم همون در حد توضیحات پوران بدونیم کافیه! چون معمولاً سئوالی از این فصل در کنکور نمیدن و اگر هم بدن با اون اطلاعات میشه جواب داد.<br />
<br />
نظریه: کتاب های تست فقط در حد اینکه که سئوالات کنکور رو جمع آوری کردند مفیده وگرنه توضیح تشریحیه و یا جواب داده شده در بعضی مواقع واقعاً خنده داره!!! اگر میخواید توی این درس موفق بشید فقط و فقط لینز بخوانید و تمریناتش رو مو به مو حل کنید!<br />
<br />
معماری کامپیوتر: ما فقط ۴ فصل این درس رو در دوره‌ی کارشناسی خواندیم! برای همین خواندن ۶ فصل باقی مانده و مهم اون تقریباً سخت بود... کتاب مرجع خوبی سراغ ندارم. من خودم این درس رو در آزمایشگاه معماری یاد گرفتم! و پوران تونست در این مورد کمکم کنه. یه جزوه هم از استاد یوسفی داشتم که مکمل تست پورانش بود و سرعتم رو در خواندن مطالب بیشتر کرد.<br />
<br />
سیستم عامل: اگر در دوره‌ی کارشناسی یکی از کتاب های مرجع رو خواندید دیگه نیازی نیست به کتب مرجع مراجعه کنید. مقسمی و پارسه (مخصوصاً مقسمی) خلاصه‌ی خوبی از مطالب این درس ارائه کرده و کافیه... با توجه به کنکور ۹۰ دیگه داشتن اطلاعات از این درس کافی نیست بلکه باید سرعت سریع السیری هم در حل مسائل داشت!!! سئوالات کنکور ۹۰ حل شدنی ولی فوق العاده وقتگیر بود! اگر سعی کنید سرعتتون رو افزایش بدید موفق ترید!<br />
<br />
مدارالکتریکی: کنار گذاشتم!<br />
<br />
هوش مصنوعی: تنها و بهترین کتاب مرجع، همان کتاب راسل هست! ترجمه‌ی راحتی یه ترجمه‌ی مطلوبه... و پوران هم خلاصه‌ی خوبی ارائه داده (اما کافی نیست – مخصوصاً فصل های آخر)<br />
<br />
مطمئناً کتاب های مرجع و کنکوری تاثیر بسزایی داشتند... من به شخصه بدون کتاب های کنکور اصلاً دوام نمی آوردم. ما برای بعضی از دروس استاد خوبی در اختیار نداشتیم و کلاس غیره خوبی هم نبود. من حتی جزوه های استادهای تهران رو هم در اختیار نداشتم. برای همین تنها چیزی که برایم باقی میماند، کتاب های مرجع و کنکور بود...<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">4- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید (زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
من برای کنکور ۸۹ روش درس خواندم با کنکور ۹۰ خیلی فرق داشت. برای کنکور ۸۹ خیلی جدی درس میخواندم و ساعات مطالعه‌ام هم زیاد بود... روزانه در بدترین شرایط حداقل ۶ ساعت درس میخواندم ولی برای کنکور ۹۰ چون بیشتر مطالب رو میدانستم فقط و فقط از روی علاقه درس میخواندم (بجز در ۲ ماه آخر که جدی دنبال میکردم)، یعنی به محض اینکه حوصله نداشتم، درس نمیخواندم!<br />
<br />
صبح، کامل میخوابیدم برای همین معمولاً ۹ یا ۱۰ بیدار میشدم و تا ۱ درس میخواندم و دوباره ساعت ۴ یا ۵ بعد از ظهر شروع میکردم تا ساعت ۹:۳۰ شب (که کتابخونه تعطیل میشد)! خیلی خیلی درس میخواندم، میشد ۷:۳۰ ساعت! هیچوقت بیشتر از این مقدار درس نخواندم، یعنی نمیتوانستم!!! ولی این ۷:۳۰ ساعت، مفیدِ مفید بود...<br />
<br />
چون در درس آمار ضعیف بودم و مطالب درس گسسته زیاد بود این دو درس جز برنامه ریزیه هر روز من بود! یعنی یک روز آمار میخواندم، روز بعد گسسته! با این حال هم بعضی موقع وقت کم می آوردم!!!<br />
<br />
هر روز ۳ درس رو میخواندم، صبح یک درس و بعد از ظهر دو درس!<br />
<br />
یه برنامه ریزیه هفتگی داشتم مثلاً تعیین میکردم که این هفته باید فلان درس‌ها رو بخوانم. یک برنامه ریزیه روزانه داشتم که تعیین میکردم فلان درس رو اینقدر ساعت بخوانم و این قدر ساعت تستش رو بزنم!<br />
<br />
از اونجا که آزمون پارسه میدادم و آزمون پارسه تقریباً هر دو هفته یک بار بود، درس هایی که برایم خیلی روان و راحت بودند هفته‌ی اول میخواندم (مثل ساختمان داده، نظریه، مدار منطقی، طراحی الگوریتم، سیستم عامل) و درس هایی که کمی برایم سخت و حفظی بودند، هفته‌ی دوم (مثل معماری، محاسبات، هوش)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">5- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
درس ساختمان داده: چون در دوره‌ی تحصیل پروژه های زیادی داشتیم و استادمون خیلی بهمون تمرین میداد.<br />
<br />
درس نظریه زبان‌ها و ماشین ها: استادی داشتیم که این درس رو فوق العاده درس میداد حتی میتونم به جرأت بگم که بهترین استاد ایران در این درس بود. حتی برای کنکور سال اول نیازی به خواندن کامل کتاب نداشتم چون بعد از حتی ۱ سال و نیم باز هم توضیحات استاد توی ذهنم بود. من هم خودم کسی هستم که اگر درسی رو استادی کامل و روان بده، اون درس رو در طول ترم دنبال میکنم. تمرینات لینز که به عنوان تمرین کلاسی داده میشد تسلطم رو در این درس بیشتر کرد.<br />
<br />
مدار منطقی و محاسبات عددی: چون کلاً آسون ترین درس دوره‌ی کارشناسی هستند.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۶-  در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی) صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
صحبت شد...<br />
<br />
۷<span style="font-weight: bold;">- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
خیلی این اتفاق می افتاد! من با برنامه ریزی پارسه جلو میرفتم. برنامه ریزی پارسه بعد از دو دوره‌ی ۲۵ درصدی، یک دوره‌ی دو هفته ای برای ۵۰ درصد خوانده شده داشت! من هر مبحثی که جا میموندم در مدت تعیین شده برای ۵۰ درصد جبران میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">8- به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر؟ کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
من درس خواندن تک نفره و گروهی، هر دو با هم رو پیشنهاد میکنم. به هر حال به دلیل شرایط مختلف درسی افراد، هر نفر باید به صورت جداگانه درس بخواند. کافیه فقط یک زمان مشخص داشته باشیم برای درس خواندن گروهی، فقط جهت رفع اشکال و بحث بر سر بعضی از مطالب خاص.<br />
<br />
من از دوره‌ی سوم دبیرستان برای درس خواندن به کتابخونه میرفتم و نتیجه‌ی خوبی هم گرفتم، برای همین در طول تحصیل کارشناسی و پشت کنکور باز هم کتابخونه میرفتم. ببینید شرایط خانه‌ی ما طوری بود که سروصدای زیادی در خانه بود و مهمان هم زیاد داشتیم، برای همین با توجه به این شرایط کتابخونه رو ترجیح میدادم. در کتابخونه نه از سروصدای اطراف خبری بود و نه از تلویزیون و کامپیوتر، و تمرکز فقط و فقط بر روی درس بود. برای همین ساعات مطالعه در کتابخونه تقریباً مفیدِ مفید بود. البته اگه شرایط خونه برای من مساعد میشد در خونه درس میخواندم! برای مثال من به مدت ۱ ماه در خانه درس خواندم و دو ماه قبل و دو ماه بعد از اون در کتابخونه درس میخواندم! مدتی که در خانه درس میخواندم ساعت مطالعه روزانه‌ام به حداقل خودش رسید ولی بیشتر از اون هم نمیخواستم بخوانم! در کل من به شخصه کتابخونه رو بیشتر ترجیح میدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
به نظر من هر کسی این دوره رو گذرونده... من سال اول بعد از اینکه متوجه شدم در کنکور قبول نشدم یک دوره خیلی بدی رو گذروندم چون به نظر خودم تلاشم رو خیلی کرده بودم و پیش خودم میگفتم دیگه باید چکار میکردم که نکردم!!! ولی خب بعد از یک ماه سعی کردم این افکار غلط رو از ذهنم دور کنم! بیشترین چیزی که توی تابستون کمکم کرد که "فکر بد" نکنم، قرآن، کتابِ داستان و پازل بود! باید ذهنم رو مشغول نگه میداشتم تا افکارم خاک بشن. با تشویق همان دوستم که در برنامه ریزی کمکم کرده بود و همان سال دانشگاه قبول شده بود، دوباره از مهر درس خواندن رو از سر گرفتم و دل مشغولیه دیگه ای رو برای خودم جور کردم. من کار ترجمه انجام میدادم که تنوع خوبی برایم بود. روحیه‌ام رو خودم تقویت میکردم و هیچ کس به اندازه‌ی خود فرد نمیتونه به خودش روحیه بده. چون هر چقدر هم کسی با تو حرف بزنه تا وقتی خود طرف نخواد نمیتونه سرش رو بالا بگیره... من یه شعار روزانه داشتم که هر روز کنار برگه‌ی برنامه ریزیه روزانه‌ام مینوشتم. هر کسی و یا هر چیزی که تمرکزم رو بهم میزد، کنار میزدم.<br />
<br />
یک دوره‌ی یاس دیگه هم بین درس خواندن داشتم، دوره ای که تقریباً از درس زده شده بودم، از درس های تکراری و مطالب گیج کننده. همون دوره ای بود که من کتابخونه نرفتم و در خانه درس خواندم! سعی کردم روزانه درس بخوانم ولی نه به شدت قبل، خیلی ساده دروس رو جلو میبردم بدون برنامه ریزی دقیق. همین باعث شد بعد از یه مدت دوباره درس خواندن رو از سر بگیرم (چون به هر حال آدم خودش یه عذاب وجدانی هم میگیره) و با روحیه تقویت شده کارم رو ادامه بدم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۰- کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
من کلاسی نرفتم... هر چیزی که یاد گرفتم در دوره‌ی تحصیلم در دانشگاه بود اگر تصمیم داشتم گرایش دیگه ای شرکت کنم یا مدار الکتریکی و ریاضی مهندسی بخوانم (و شرایطش محیا بود) حتماً کلاس میرفتم. به نظر من کلاس رفتن در نوع خودش مفید است، اگر که دانشجو درس رو همراه با استاد دنبال کنه، نه اینکه فقط کلاس بری و برگردی خونه! در اهواز همانطور که گفتم موسسه خاص و مطلوبی برای کنکور نبود و اگر جایی کلاسی پیدا میشد همون اساتید دانشگاه خودمون اونجا درس میدادند که فرقی به حال ما نمیکرد!<br />
<br />
من کنکور آزمایشی پارسه شرکت میکردم و بیشتر، برنامه ریزی پارسه برایم مفید بود... چون سر فصل مطالب و مدت خواندن اون‌ها مشخص شده بود و کافی بود یه برنامه ریزی هفتگی و روزانه خوب میداشتی تا براحتی تا قبل از کنکور اصلی مطالب رو به پایان برسونی. من به شخصه فردی بودم که باید یه هدف کوتاهی رو در نظر میگرفتم تا درس رو دنبال کنم که هر آزمون پارسه این امکان رو برای من فراهم میکرد. از کنکورهای دیگه خبری ندارم. پارسه هزینه‌ی زیادی میدی ولی به جز یکی یا دو کتابش، کتاب های دیگرش اصلاً ارزش نگاه کردن هم نداشت! (مثل کتاب های مدارمنطقی و معماری کامپیوتر پارسه) و آزمون هاش هم اصلاً استاندارد نیست! یعنی نکاتی که در کتاب های خود پارسه بیان نشده در آزمون تازه یاد داده میشه! بر فرض مثال اگر کتاب مرجع رو نخوانده بشی هیچ راهی برای پاسخ دادن به سئوالات نداری مگر اینکه وقت بگذاری و سر جلسه به نتیجه برسی که جلسه کنکور جایی برای نتیجه گیری الگوریتمی و غیره نیست! در هر حال من کنکور های آزمایشی رو هم پیشنهاد میکنم و هم نمیکنم! یعنی اگر فردی میدونه خودش میتونه درس رو جلو ببره اصلاً نیازی به کنکور آزمایشی نیست.<br />
<br />
البته پیشنهاد میکنم حتماً کنکورهای جامع رو بدید چون به هر حال یه شبیه سازی ای برای کنکور میشه و با شرایط آزمون و زمان گیری هم آشنا میشیم.<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۱- دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
من ۲۰ روز آخر مونده به کنکور رو به کنکورهای سال های قبل اختصاص دادم. صبح، آزمون تخصصی کنکور رو میدادم و جواب‌ها رو چک میکردم و نکات رو مینوشتم و بعد از استراحت، عصر، کنکور زبان و تخصصی همان سال رو میدادم و تا شب به بررسی سئوالات میپرداختم (که البته بعضی اوقات وقت نمیشد بررسی کامل انجام بگیره). دو روز به همین منوال پشت سر هم کنکور میدادم و یک روز به بررسی سئوالاتی که وقت نکرده بودم میگذاشتم.<br />
<br />
برای دوره‌ی دروس هم در کل من دو دفترچه اختصاص داده بودم که در اون خلاصه‌ی دروسی که میخواندم رو مینوشتم و نکاتی که میدیدم رو یادداشت بر میداشتم! یک دفترچه مربوط به ۵۰% اول دروس بود و یک دفترچه مربوط به ۵۰% دوم... شب موقع خواب، یا پنجشنبه و جمعه که کتابخونه مرکزی بسته بود نکات نوشته شده رو نگاهی مینداختم. سال اول کنکور اصلاً وقت نکردم که دوره انجام بدم و به جز کنکور ۸۷ و ۸۸ کامپیوتر هم کنکوری نزدم! ولی سال دوم راحت نکات رو دوره میکردم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">12- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
من سال اول چون صبح پنجشنبه کنکور آی تی داده بودم، عصر اون روز واقعاً سر کنکور کامپیوتر گیج میزدم. که البته اولین سالی بود که کنکور آی تی رو به روز پنجشنبه انتقال داده بودند، برای همین من خیلی دو دل بودم که آیا شرکت کنم یا نه! که متاسفانه بالاخره در آزمون آی تی شرکت کردم در صورتی که اصلاً برای آی تی درس نخوانده بودم یعنی درس معماری کامپیوترم ضعیف بود و پایگاه داده هم هیچ نمیدونستم و همین یعنی ۶۰% احتمال قبولیت در آی تی پایینه!!! زبان، دروس ریاضی و دروس مشترکم رو خیلی بد دادم و همین روحیه‌ام رو خراب کرد به طوری که امتحان روز جمعه برایم مثل یه شوخی بود! بعد از کنکور روز پنجشنبه خودم با دست خودم پرونده‌ام رو کنار زدم که این بزرگترین اشتباهم بود. برای همین دروس نرم افزار رو که اصلاً هیچ نمیدونستم و همینطوری زده بودم، شدم ۲۵% ولی دروس تخصصی هوش مصنوعی که تقریباً ۵ ماه سرسختانه خوانده بودم به دلیل بی خیالی زدم 1/67%. در صورتی که بعد از نتایج کنکور متوجه شدم که اگر دروس تخصصیم رو بالاتر میزدم (مثلاً به اندازه‌ی همان دروس تخصصی نرم افزار) رتبه‌ام در هوش به زیر ۴۰۰ میرسید!!! (رتبه‌ام ۱۴۰۰ شده بود)<br />
<br />
البته همین مورد برای کنکور امسال تجربه شد و باعث شد با وجود اینکه دروس ریاضی و دروس مشترک رو خیلی بد داده بودم، ولی با این تفکر که هنوز همه چیز تموم نشده، شب رو به صبح رساندم و با روحیه‌ی بالا سر جلسه حاضر شدم که باعث شد از ۱۱ سئوالی که از دروس تخصصی جواب دادم، ۹ سئوال رو درست جواب بدم. (دو سئوال دیگه رو هم از بی دقتی از دست دادم)<br />
<br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
۱۳- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
ببینید اگر بتونید در کنکور فقط ۵۰% کل سئوالات رو بزنید یعنی رتبه اتون حتماً تک رقمی است! من فقط برایم مهم بود که غلط نزنم! برای همین با دیدن ساختمان داده، درسته که شوک لحظه ای شدم ولی با این حال هنوز ۴ درس دیگه باقی مونده بود و چون نظریه و مدار منطقی آسون بود تقریباً روحیه‌ی باخته شده‌ام برگشت! قبلاً این تجربه رو در کنکورهای آزمایشی پارسه هم داشتم، ولی باید این نکته رو هم در نظر گرفت اگر این سئوال برای تو عجیب و سخته برای ۵۰% شرکت کنندگان "واقعی" هم همینطوره. برای همین دلیلی برای باختن روحیه نیست! این چیزی عادی است (متاسفانه! – نمیدونم جلسه‌ی کنکور جایی برای نشان دادن قدرت نیست، اما طراحان سئوالات کنکور چنین چیزی رو در نظر نمیگیرند) و برای همه اتفاق میفته... کسی هم برنده است که بتونه خودش رو کنترل کنه و حریص نباشه! مثلاً من درس ساختمان داده رو خیلی خوانده بودم طوری که مطمئن بودم از ۶ سئوال حداقل ۴ سئوال رو صحیح جواب میدم، ولی سر کنکور من فقط دو سئوال ساختمان داده (یکی رو درست زدم و یکی رو غلط!) رو جواب دادم حتی دو سئوال دیگرش رو اینقدر هول شده بودم که نمی فهمیدم چی میگه! هیچ سعی نکردم که حتماً ۴ سئوال دیگه رو هر طور شده بزنم!!! هنوز مطمئن بودم که با بد دادن این امتحان هنوز امتحان فردا رو هم دارم!<br />
<br />
در کنکور آزمایشی پارسه میدیدم امتحان جمعه میتونست رتبه رو از نصف کمتر و یا دوبرابر کنه! برای همین هنوز هم وقت بود مخصوصاً که هنوز به سئوالات دیگه هم نرسیده بودم و دروس ریاضی رو هم نزده بودم (من اول مشترک میزدم بعد ریاضی) برای همین برای باختن روحیه هنوز خیلی زود بود! موقعی که به درس معماری و سیستم رسیدم کمی نگران شدم مخصوصاً سیستم عامل که روی اون حساب زیادی باز کرده بودم. حتی برای یک سئوالش متاسفانه ۱۰ دقیقه‌ی تمام وقت گذاشتم و حتی به جواب نرسیدم! باز هم چون سئوالات ریاضی رو ندیده بودم سعی کردم که این مسائل رو نادیده بگیرم.<br />
<br />
خیلی مهمه که سر جلسه‌ی کنکور بتونی راحت به سئوالات جواب بدی. به نظر من حتی اگر برای کنکور درس نخوانی ولی تسلط سر کنکور داشته باشی، به راحتی قبولی. من ۸۰% قبولیم رو مدیون روحیه‌ام سر جلسه بودم! مثلاً پیش خودم میگفتم: "ببین امتحان برای تویی که اینقدر خواندی سخته، برای بقیه حتماً فوق العاده سخته!!!!" شاید حتی برای بقیه بعضی سئوالاتی که برای من سخت بود آسون میزد ولی همین حرف‌ها باعث شد افکار بد به ذهنم راه نیاد.<br />
۱۴<span style="font-weight: bold;">- درصدهایتان را و رتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
مراجعه شود به ضمیمه<span style="font-weight: bold;"><br />
<br />
۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید (تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید)<br />
</span><br />
مدار الکتریکی میخواندم!!! همین...<br />
<br />
<br />
با تشکر از وقتی که گذاشتین . امیدوارم مفید بوده باشه .<br />
SarsahArshad<br />
مسول بخش مصاحبه ها<img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/4ncw0j8ku72uj3n/33000_1_1379098261.jpg" border="0" alt="[تصویر:  33000_1_1379098261.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه ۵۲ علوم کامپیوتر-کنکور ارشد سراسری ۹۰]]></title>
			<link>/forum/thread-2480.html</link>
			<pubDate>Tue, 12 Jul 2011 04:47:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2480.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #32CD32;">سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبول شما و آرزوی بهترین تبریکات ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم .امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نماییید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> سلام،ممنون،امیدوارم که تجربه های من برای دوستان مفید باشه</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم :<br />
۱- دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشجوی دانشگاه سراسری یزد بودم دانشجوی خیلی درس خونی نبودم ولی خوب تمرینها و پروژه های دروس تخصصی رو خودم انجام میدادم و این تمرینات خیلی به من کمک کرد تا مسلط‌تر بشم.<br />
ما ۵ تا استاد خوب داشتیم که ۴ تا از درسهایی که ارائه دادند جزو دروس کنکوره مهندسی کامپیوتره ولی فقط ۲ تا از اون دروس جزو کنکور علوم کامپیوتر بود وحتی با اینکه فکر میکردم که این درسها رو خیلی خوب یاد گرفتم چون اساتید خوبی داشتم ولی وقتی شروع کردم به خوندن متوجه شدم که خیلی مباحث گفته نشده یا روشهای گفته شده مناسب کنکور نیست.<br />
معدلم ۱۵ بود البته نمرات دروس تخصص‌ام خیلی خوب بود ولی دروس ریاضی ،آمار و عمومی‌ها خوب نبود و همونها معدلم رو پایین آورد! (نتیجه شب امتحانی بودن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />)<br />
</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۲-می دانیم یکی از سخت ترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم یعنی تیر ۸۹ یک سری کتاب خریدم و تابستان کتابهای طراحی الگوریتم و گسسته مقسمی و کتاب ریاضی ۱ نیکوکار رو خوندم که تقریبا هیچکدام توی کنکور به درد من نخورد.هم به خاطر اینکه کتاب رو کامل خونده و کنار گذاشته بودم هم به خاطر مفید نبودن مطالب کتاب ها.<br />
از مهر در آزمونهای مدرسان شریف شرکت میکردم که رتبم در اولین آزمون ۲ شد .<br />
میتونم بگم که از مهرماه به صورت جدیتر و مفیدتر برای کنکور شروع کردم و این بار درسها رو به موازات همدیگه میخوندم.البته ساعات مطالعه‌ام زیاد نبود ولی سعی میکردم درسها رو به صورت مفهومی بخونم  ولی هیچ وقت به مبحثی گیر نمیدم واگر بدونم متوجه نمیشم  موقتا یا برای همیشه ازش میگذرم!</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۳- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به غیر از معماری موریس مانو که نزدیک کنکور روخونی کردم و قسمتهای از کتاب لینز که مطالعه کردم مرجع دیگه ای استفاده نکردم.فکر میکنم اگر کتاب کنکوری یا جزوه خوبی انتخاب کنید نیازی به کتاب مرجع نباشه.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">ریاضی عمومی‌: </span><br />
کتاب ریاضی ۱ و یه قسمتهایی از ریاضی ۲ نیکوکار رو خوندم ولی چون تمرین نداشتم بیخیال این درس شدم!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">مبانی کامپیوتر:</span><br />
 مقسمی رو خریدم ولی فقط یه چندتا تست ازش زدم.فرصت نشد.C++  <br />
<span style="color: #FF1493;"><br />
<br />
آمار و احتمال: </span><br />
برای این درس <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> از اساتید صنعتی اصفهان و کتاب آمار پارسه که فکر میکنم همون جزوه کافی بود چون برای بچه های صنایع هست و کامله ولی خوب من قسمت های مثل رگرسیون که احتمال اومدنش کم بود رو مطالعه نکردم. برای کنکور علوم کامپیوتر فکر میکنم به هر ۱۰ سوال آمار پاسخ درست دادم.البته برای کنکور مهندسی نتونستم به سوالای آمار پاسخ بدم نمیدونم علتش خستگی بود یا تمرینهای من کافی نبوده .<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;"> گسسته‌: :</span><br />
تابستان کتاب مقسمی رو خوندم که بی فایده بود کتاب قلی زاده و پوران پژوهش رو خوندم که هردو عالی بودن. واسه جواب بعضی تستها که توی کتاب پوران نبود هم از کتاب مدرسان شریف استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">ساختمان داده ها و الگوریتم‌ها‌:</span><br />
علاوه بر طراحی الگوریتم مقسمی که تابستون خونده بودم و مفید نبود.کتاب ساختمان داده پارسه و <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> و<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> رو چند بار خوندم اما متاسفانه سر کنکور به خاطر اینکه ساعت نداشتم و روی درس گسسته هم خیلی وقت گذاشته بودم و ترسیدم که با کمبود وقت مواجه بشم و سوالات رو سریع و با بی دقتی جواب دادم و ۳ سوال رو صرفا به خاطر بی دقتی غلط زدم!!!<br />
و با اینکه برای این درس انتظار درصد بالای ۵۰ داشتم اما نشد!!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">نظریه زبانها‌:: و ماشینها (اتوماتا) :</span><br />
 کتاب پارسه دکتر میبدی،اخرین قدم پارسه سید جوادی و <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> و قسمتهایی از کتاب لینز ترجمه صراف زاده رو خوندم همه خوب بودند فقط پاسخ بعضی تستهای مهندس جبل عاملی مطابق کلید سنجش نبود!!!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">اصول سیستم های کامپبوتری:</span><br />
جزوه مهندس یوسفی رو همراه با ویس کلاسشون مطالعه کردم البته فقط در بعضی مباحث ویس گوش دادم مثلا پایپ لاین،کش،محاسبات و کتاب ایشون رو هم یکم دیر تهیه کردم ولی خیلی خوب بود.نزدیک کنکور هم موریس مانو رو روخوانی کردم.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">آنالیز عددی: </span><br />
قسمتهایی از کتاب بابلیان(پیام نوز) و مدرسان شریف رو خونده بودم ولی چون علاقه ای به این درس نداشتم گذاشتمش کنار و توی آزمونها هم این درس رو پاسخ نمیدادم ولی ماه  آخر کتاب  محاسبات عددی راهیان ارشد رو خوندم و جبر خطی هم خوندم که یه سوال جبرخطی دادن که اون رو هم شانسی زدم که غلط دراومد.</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
<span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">زبان عمومی و تخصصی:</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
کتاب ۵۰۴ و کتاب زبان تخصصی دکتر مظفری پارسه( چند جلسه ویس کلاس رو گوش دادم فقط قسمتهایی که درس میدادن و لغات رو معنی میکردن)<br />
وقتی حوصله خوندن هیچ درسی نداشتم میرفتم سراغ زبان یا ۵۰۴ یا ویس دکتر مظفری<br />
روش حفظ کردن لغاتم به این صورت بود که یه سررسید برداشتم و مثلا لغات درس اول ۵۰۴ رو توی یک صفحه نوشتم با معنی و مترادف‌ها <br />
بعد دست میگذاشتم روی معنی و اگه معنی لغت رو بلد بودم یه تیک میزدم جلوی لغت و اگر بلد نبودم ضربدر، روز بعد اون درس رو دوباره بررسی میکردم اگه یه لغت مجدد ضربدر میخورد اون لغت رو توی صفحه بعد همراه با لغت های درس بعد میاوردم هر بار هم لغت های درس قبل رو بررسی میکردم چون ممکن بود لغتی که قبلا تیک خورده بعد از ۲ ماه فراموش شده باشه.<br />
به این روش تقریبا همه لغتها رو یاد گرفتم ولی فکر نکنم توی کنکور ازشون استفاده کرده باشم!!!<br />
-------------<br />
درسهایی که از روی جزوه میخوندم به این صورت میخوندم که یه تعداد صفحه مثلا ۶۰ صفحه رو میخوندم( مثلا در دو روز متوالی یه زمانی به این درس اختصاص میدادم تا اون درس رو  به یه جایی برسونم) و  نکات مهمش رو های لایت میکردم یا نکاتی اضافه میکردم چند هفته بعد نکات رو یه نگاهی می انداختم و میرفتم سر ۶۰ صفحه بعدی حالا بسته به درس ممکن بود ۱۰۰ صفحه هم بشه.<br />
یه دور که جزوه تموم میشد دور دوم( که دیگه نزدیک کنکور بود )سریع یک دورجزوه رو مرور میکردم .<br />
کلا ترجیح میدم یک دور سریع جزوه رو بخونم تا بخوام خلاصه نویسی کنم و خلاصه‌ها رو بخونم!<br />
واسه کتاب هم فصل به فصل پیش میرفتم البته نه الزاما به ترتیب فصلهای کتاب .</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
گسسته‌:::|علاقه و مطالعه<br />
نظریه زبانها‌:|استاد خوب دوره کارشناسی  و مطالعه کتابهای گفته شده <br />
ساختمان داده|استاد خوب دوره کارشناسی‌، علاقه و مطالعه</span><br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی الگوریتم‌:|علاقه و مطالعه</span> ( درس مهم و کاربردی برای برخی گرایشهای ارشد )<br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">در کل برنامه مشخصی نداشتم اما در طول یک روز معمولا ۲ درس + زبان عمومی/تخصصی رو میخوندم  کلا دوست نداشتم چند صفحه از یک درس بخونم و برم سراغ درس دیگه به خاطر همین توی یک روز معمولا دو درسی که اون روز حس خوندش بود انتخاب میکردم و سعی میکردم اون ۲ درس رو به یه جایی برسونم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریزی نداشتم اوایل با برنامه آزمونها پیش میرفتم اما بعد دیگه بدون برنامه ولی خوب میدونستم که مثلا این کتاب یا جزوه باید تا نزدیک کنکور تموم و دوره بشه و از این لحاظ وقتی یه درسی رو برای مطالعه انتخاب میکردم میدونستم که تا چه حد باید روی این درس وقت بگذارم.<br />
هر چند نزدیک کنکور وقت کم آوردم و نرسیدم تست کار کنم اما از لحاظ مطالعه مباحثی رو که قصد داشتم بخونم خونده بودم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من خودم وقتی در کتابخانه باشم بیشتر درس میخونم ولی این درس خوندن برای من خیلی مفید نیست و وقتی توی خونه میخونم بهتر درسها توی ذهنم میمونه!! هرکسی باید شرایط خودش رو بسنجه و ببینه کجا بازدهی بیشتری داره.<br />
به نظر من تک نفره خوندن برای کسی که میتونه خودش با خودش رقابت کنه خوبه اما ممکنه یه نفر نیاز به انگیزه از طریق درس خوندن با دیگران داشته باشه  که در اینصورت گروهی درس خوندن بهتره یعنی هرکسی باید شرایط خودش و گروه رو بسنجه و ببینه آیا اون گروه باعث نمیشه که زمان بگذره(صرف صحبتهای غیر درسی) یا شخص نا امید باشه (مثلا سطح بقیه خیلی بالاتر باشه )یا به خاطر سطح پایین سایر افراد گروه مجبور به صرف وقت در مباحث ابتدایی بشه و بعد تصمیم بگیره.<br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به دلیل عدم علاقه درس ریاضی و آنالیز رو کنار گذاشته بودم و از اینکه نمیتونستم سوالات این دروس رو پاسخ بدم ناامید بودم اما با مقایسه کارنامه های رتبه های خوب سال گذشته متوجه شدم که نیازی نیست که همه دروس رو پاسخ بدم و سعی کردم  تسلطم رو در درسهایی که علاقه دارم بالا ببرم .(با مرور مجدد دروسی که مسلط بودم مثلا خواندن جزوه های آخرین قدم)</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آزمونها به شما میفهماند که به کدام مباحث هنوز مسلط نشده‌اید و اینکه رقابای شما در چه جایگاهی نسبت به شما قرار دارند.<br />
اما آزمون میتواند شما را بیش از حد ناامید یا بیش از حد امیدوار کند(سطح انتظار شما را بالا ببرد)<br />
فهمیدن ضعف‌ها در آزمون های جامع نوشدارو پس از مرگ سهراب است! اما شما میتوانید با سنجش خود در آزمونهای سال گذشته(در خانه) از همان ابتدا ضعف و قوت های خود را بشناسید و بعد با شرکت در آزمون جامع تجربیاتی را برای کنکور اصلی پیدا کنید.<br />
دقت کنید که سوالات آزمون،رتبه آزمون و حتی رفتار شما در آزمون ممکن است هیچ شباهتی با کنکور نداشته باشد!!<br />
مثلا خودم در آزمون سعی میکردم فقط به سوالاتی که مطمئن بودم پاسخ دهم اما در کنکور علارغم اینکه قبل از کنکور تصمیم گرفته بودم فقط به سوالاتی که مطمئن هستم پاسخ دهم اما ساده به نظر رسیدن سوالات منجر شد که سوالاتی را که مطمئن نبودم را هم جواب بدهم برای مثال در درس نظریه زبانها به ۱۴ سوال از ۱۵ سوال پاسخ دادم که ۹ سوال درست و ۵ سوال غلط  که اگر اصرار بر پاسخ دادن به همه سوالها نداشتم درصدهایم بهتر از این میشد.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مرور سریع جزوات و نکاتی که در جزوات و کتابها نوشته بودم یا های لایت کرده بودم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برای رشته علوم کامپیوتر کنکور یک روز است و تنها مشکل من همراه نداشتن ساعت بود!</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگام برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صرف نکردن وقت و پرداختن به سوالات دیگر <br />
لازم نیست به همه سوالات پاسخ دهید‌، اصرار بی جا برای جواب دادن به همه سوالات نداشته باشید.</span><br />
<br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۴<br />
دروس پایه (ریاضی ، آمار،مبانی کامپیوتر) ۳۳<br />
گسسته ۶۰<br />
ساختمان داده‌ها ۲۴<br />
سیستم های کامپیوتری ۳۵<br />
نظریه زبانها و ماشینها ۴۸<br />
آنالیز عددی ۱۷<br />
<br />
علوم کامپیوتر رتبه ۵۲<br />
فکر میکنم علوم کامپیوتر شهید بهشتی قبول بشم.<br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۱5-در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
هیج وقت مغرور یا ناامید نشید که هر دو منجر به شکست میشه.<br />
هدفتون رو مشخص کنید اگر واقعا در درسی علاقه و استعداد ندارید بی خیال اون درس بشید و وقتتون رو روی درسهای دیگه بگذارید.<br />
اصرار نکنید که همه سوالات رو جواب بدین ولی در عین حال سعی کنید تا میتونید به سوالات جواب درست بدین!!<br />
بعضی وقتها یک ثانیه بیشتر فکر کردن درمورد یک جواب یا یک سوال میتونه درصد شما رو خیلی تغییر بده !<br />
ساعتتون رو جا نگذارید!<br />
اگر واسه یک درس یک کتاب رو شروع کردین اما دیدین پیش نمیره و دلچسب نیست اون درس رو کنار نگذارید کتاب یا جزوه‌ی  دیگه ای برای اون درس انتخاب کنید !!<br />
<br />
موفق باشید.</span><br />
  <br />
<span style="color: #32CD32;">با تشکر .<br />
SarsahArshad<br />
مسئول بخش مصاحبه‌ها</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خواهش میکنم.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #32CD32;">سلام دوست عزیز ضمن تبریک قبول شما و آرزوی بهترین تبریکات ازشما به منظور مصاحبه اختصاصی مانشت دعوت به عمل می آوریم .امید است که شما دوست گرامی ما را دراین امر بسیار مفید یاری نماییید وتجربیات مفید خود را در این زمینه در اختیار دیگر دوستان قرار دهید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"> سلام،ممنون،امیدوارم که تجربه های من برای دوستان مفید باشه</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم :<br />
۱- دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">دانشجوی دانشگاه سراسری یزد بودم دانشجوی خیلی درس خونی نبودم ولی خوب تمرینها و پروژه های دروس تخصصی رو خودم انجام میدادم و این تمرینات خیلی به من کمک کرد تا مسلط‌تر بشم.<br />
ما ۵ تا استاد خوب داشتیم که ۴ تا از درسهایی که ارائه دادند جزو دروس کنکوره مهندسی کامپیوتره ولی فقط ۲ تا از اون دروس جزو کنکور علوم کامپیوتر بود وحتی با اینکه فکر میکردم که این درسها رو خیلی خوب یاد گرفتم چون اساتید خوبی داشتم ولی وقتی شروع کردم به خوندن متوجه شدم که خیلی مباحث گفته نشده یا روشهای گفته شده مناسب کنکور نیست.<br />
معدلم ۱۵ بود البته نمرات دروس تخصص‌ام خیلی خوب بود ولی دروس ریاضی ،آمار و عمومی‌ها خوب نبود و همونها معدلم رو پایین آورد! (نتیجه شب امتحانی بودن<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />)<br />
</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۲-می دانیم یکی از سخت ترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم یعنی تیر ۸۹ یک سری کتاب خریدم و تابستان کتابهای طراحی الگوریتم و گسسته مقسمی و کتاب ریاضی ۱ نیکوکار رو خوندم که تقریبا هیچکدام توی کنکور به درد من نخورد.هم به خاطر اینکه کتاب رو کامل خونده و کنار گذاشته بودم هم به خاطر مفید نبودن مطالب کتاب ها.<br />
از مهر در آزمونهای مدرسان شریف شرکت میکردم که رتبم در اولین آزمون ۲ شد .<br />
میتونم بگم که از مهرماه به صورت جدیتر و مفیدتر برای کنکور شروع کردم و این بار درسها رو به موازات همدیگه میخوندم.البته ساعات مطالعه‌ام زیاد نبود ولی سعی میکردم درسها رو به صورت مفهومی بخونم  ولی هیچ وقت به مبحثی گیر نمیدم واگر بدونم متوجه نمیشم  موقتا یا برای همیشه ازش میگذرم!</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۳- منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به غیر از معماری موریس مانو که نزدیک کنکور روخونی کردم و قسمتهای از کتاب لینز که مطالعه کردم مرجع دیگه ای استفاده نکردم.فکر میکنم اگر کتاب کنکوری یا جزوه خوبی انتخاب کنید نیازی به کتاب مرجع نباشه.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">ریاضی عمومی‌: </span><br />
کتاب ریاضی ۱ و یه قسمتهایی از ریاضی ۲ نیکوکار رو خوندم ولی چون تمرین نداشتم بیخیال این درس شدم!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">مبانی کامپیوتر:</span><br />
 مقسمی رو خریدم ولی فقط یه چندتا تست ازش زدم.فرصت نشد.C++  <br />
<span style="color: #FF1493;"><br />
<br />
آمار و احتمال: </span><br />
برای این درس <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> از اساتید صنعتی اصفهان و کتاب آمار پارسه که فکر میکنم همون جزوه کافی بود چون برای بچه های صنایع هست و کامله ولی خوب من قسمت های مثل رگرسیون که احتمال اومدنش کم بود رو مطالعه نکردم. برای کنکور علوم کامپیوتر فکر میکنم به هر ۱۰ سوال آمار پاسخ درست دادم.البته برای کنکور مهندسی نتونستم به سوالای آمار پاسخ بدم نمیدونم علتش خستگی بود یا تمرینهای من کافی نبوده .<br />
<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;"> گسسته‌: :</span><br />
تابستان کتاب مقسمی رو خوندم که بی فایده بود کتاب قلی زاده و پوران پژوهش رو خوندم که هردو عالی بودن. واسه جواب بعضی تستها که توی کتاب پوران نبود هم از کتاب مدرسان شریف استفاده کردم.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">ساختمان داده ها و الگوریتم‌ها‌:</span><br />
علاوه بر طراحی الگوریتم مقسمی که تابستون خونده بودم و مفید نبود.کتاب ساختمان داده پارسه و <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> و<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> رو چند بار خوندم اما متاسفانه سر کنکور به خاطر اینکه ساعت نداشتم و روی درس گسسته هم خیلی وقت گذاشته بودم و ترسیدم که با کمبود وقت مواجه بشم و سوالات رو سریع و با بی دقتی جواب دادم و ۳ سوال رو صرفا به خاطر بی دقتی غلط زدم!!!<br />
و با اینکه برای این درس انتظار درصد بالای ۵۰ داشتم اما نشد!!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">نظریه زبانها‌:: و ماشینها (اتوماتا) :</span><br />
 کتاب پارسه دکتر میبدی،اخرین قدم پارسه سید جوادی و <font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font> و قسمتهایی از کتاب لینز ترجمه صراف زاده رو خوندم همه خوب بودند فقط پاسخ بعضی تستهای مهندس جبل عاملی مطابق کلید سنجش نبود!!!<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">اصول سیستم های کامپبوتری:</span><br />
جزوه مهندس یوسفی رو همراه با ویس کلاسشون مطالعه کردم البته فقط در بعضی مباحث ویس گوش دادم مثلا پایپ لاین،کش،محاسبات و کتاب ایشون رو هم یکم دیر تهیه کردم ولی خیلی خوب بود.نزدیک کنکور هم موریس مانو رو روخوانی کردم.<br />
<br />
<span style="color: #FF1493;">آنالیز عددی: </span><br />
قسمتهایی از کتاب بابلیان(پیام نوز) و مدرسان شریف رو خونده بودم ولی چون علاقه ای به این درس نداشتم گذاشتمش کنار و توی آزمونها هم این درس رو پاسخ نمیدادم ولی ماه  آخر کتاب  محاسبات عددی راهیان ارشد رو خوندم و جبر خطی هم خوندم که یه سوال جبرخطی دادن که اون رو هم شانسی زدم که غلط دراومد.</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی ها)</span><br />
<br />
<span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">زبان عمومی و تخصصی:</span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
کتاب ۵۰۴ و کتاب زبان تخصصی دکتر مظفری پارسه( چند جلسه ویس کلاس رو گوش دادم فقط قسمتهایی که درس میدادن و لغات رو معنی میکردن)<br />
وقتی حوصله خوندن هیچ درسی نداشتم میرفتم سراغ زبان یا ۵۰۴ یا ویس دکتر مظفری<br />
روش حفظ کردن لغاتم به این صورت بود که یه سررسید برداشتم و مثلا لغات درس اول ۵۰۴ رو توی یک صفحه نوشتم با معنی و مترادف‌ها <br />
بعد دست میگذاشتم روی معنی و اگه معنی لغت رو بلد بودم یه تیک میزدم جلوی لغت و اگر بلد نبودم ضربدر، روز بعد اون درس رو دوباره بررسی میکردم اگه یه لغت مجدد ضربدر میخورد اون لغت رو توی صفحه بعد همراه با لغت های درس بعد میاوردم هر بار هم لغت های درس قبل رو بررسی میکردم چون ممکن بود لغتی که قبلا تیک خورده بعد از ۲ ماه فراموش شده باشه.<br />
به این روش تقریبا همه لغتها رو یاد گرفتم ولی فکر نکنم توی کنکور ازشون استفاده کرده باشم!!!<br />
-------------<br />
درسهایی که از روی جزوه میخوندم به این صورت میخوندم که یه تعداد صفحه مثلا ۶۰ صفحه رو میخوندم( مثلا در دو روز متوالی یه زمانی به این درس اختصاص میدادم تا اون درس رو  به یه جایی برسونم) و  نکات مهمش رو های لایت میکردم یا نکاتی اضافه میکردم چند هفته بعد نکات رو یه نگاهی می انداختم و میرفتم سر ۶۰ صفحه بعدی حالا بسته به درس ممکن بود ۱۰۰ صفحه هم بشه.<br />
یه دور که جزوه تموم میشد دور دوم( که دیگه نزدیک کنکور بود )سریع یک دورجزوه رو مرور میکردم .<br />
کلا ترجیح میدم یک دور سریع جزوه رو بخونم تا بخوام خلاصه نویسی کنم و خلاصه‌ها رو بخونم!<br />
واسه کتاب هم فصل به فصل پیش میرفتم البته نه الزاما به ترتیب فصلهای کتاب .</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
گسسته‌:::|علاقه و مطالعه<br />
نظریه زبانها‌:|استاد خوب دوره کارشناسی  و مطالعه کتابهای گفته شده <br />
ساختمان داده|استاد خوب دوره کارشناسی‌، علاقه و مطالعه</span><br />
<span style="font-weight: bold;">طراحی الگوریتم‌:|علاقه و مطالعه</span> ( درس مهم و کاربردی برای برخی گرایشهای ارشد )<br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">در کل برنامه مشخصی نداشتم اما در طول یک روز معمولا ۲ درس + زبان عمومی/تخصصی رو میخوندم  کلا دوست نداشتم چند صفحه از یک درس بخونم و برم سراغ درس دیگه به خاطر همین توی یک روز معمولا دو درسی که اون روز حس خوندش بود انتخاب میکردم و سعی میکردم اون ۲ درس رو به یه جایی برسونم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برنامه ریزی نداشتم اوایل با برنامه آزمونها پیش میرفتم اما بعد دیگه بدون برنامه ولی خوب میدونستم که مثلا این کتاب یا جزوه باید تا نزدیک کنکور تموم و دوره بشه و از این لحاظ وقتی یه درسی رو برای مطالعه انتخاب میکردم میدونستم که تا چه حد باید روی این درس وقت بگذارم.<br />
هر چند نزدیک کنکور وقت کم آوردم و نرسیدم تست کار کنم اما از لحاظ مطالعه مباحثی رو که قصد داشتم بخونم خونده بودم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۸- به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">من خودم وقتی در کتابخانه باشم بیشتر درس میخونم ولی این درس خوندن برای من خیلی مفید نیست و وقتی توی خونه میخونم بهتر درسها توی ذهنم میمونه!! هرکسی باید شرایط خودش رو بسنجه و ببینه کجا بازدهی بیشتری داره.<br />
به نظر من تک نفره خوندن برای کسی که میتونه خودش با خودش رقابت کنه خوبه اما ممکنه یه نفر نیاز به انگیزه از طریق درس خوندن با دیگران داشته باشه  که در اینصورت گروهی درس خوندن بهتره یعنی هرکسی باید شرایط خودش و گروه رو بسنجه و ببینه آیا اون گروه باعث نمیشه که زمان بگذره(صرف صحبتهای غیر درسی) یا شخص نا امید باشه (مثلا سطح بقیه خیلی بالاتر باشه )یا به خاطر سطح پایین سایر افراد گروه مجبور به صرف وقت در مباحث ابتدایی بشه و بعد تصمیم بگیره.<br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">به دلیل عدم علاقه درس ریاضی و آنالیز رو کنار گذاشته بودم و از اینکه نمیتونستم سوالات این دروس رو پاسخ بدم ناامید بودم اما با مقایسه کارنامه های رتبه های خوب سال گذشته متوجه شدم که نیازی نیست که همه دروس رو پاسخ بدم و سعی کردم  تسلطم رو در درسهایی که علاقه دارم بالا ببرم .(با مرور مجدد دروسی که مسلط بودم مثلا خواندن جزوه های آخرین قدم)</span><br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۱۰-کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">آزمونها به شما میفهماند که به کدام مباحث هنوز مسلط نشده‌اید و اینکه رقابای شما در چه جایگاهی نسبت به شما قرار دارند.<br />
اما آزمون میتواند شما را بیش از حد ناامید یا بیش از حد امیدوار کند(سطح انتظار شما را بالا ببرد)<br />
فهمیدن ضعف‌ها در آزمون های جامع نوشدارو پس از مرگ سهراب است! اما شما میتوانید با سنجش خود در آزمونهای سال گذشته(در خانه) از همان ابتدا ضعف و قوت های خود را بشناسید و بعد با شرکت در آزمون جامع تجربیاتی را برای کنکور اصلی پیدا کنید.<br />
دقت کنید که سوالات آزمون،رتبه آزمون و حتی رفتار شما در آزمون ممکن است هیچ شباهتی با کنکور نداشته باشد!!<br />
مثلا خودم در آزمون سعی میکردم فقط به سوالاتی که مطمئن بودم پاسخ دهم اما در کنکور علارغم اینکه قبل از کنکور تصمیم گرفته بودم فقط به سوالاتی که مطمئن هستم پاسخ دهم اما ساده به نظر رسیدن سوالات منجر شد که سوالاتی را که مطمئن نبودم را هم جواب بدهم برای مثال در درس نظریه زبانها به ۱۴ سوال از ۱۵ سوال پاسخ دادم که ۹ سوال درست و ۵ سوال غلط  که اگر اصرار بر پاسخ دادن به همه سوالها نداشتم درصدهایم بهتر از این میشد.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۱-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">مرور سریع جزوات و نکاتی که در جزوات و کتابها نوشته بودم یا های لایت کرده بودم.</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">برای رشته علوم کامپیوتر کنکور یک روز است و تنها مشکل من همراه نداشتن ساعت بود!</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۳-به نظر شما بهترین راهکار در هنگام برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">صرف نکردن وقت و پرداختن به سوالات دیگر <br />
لازم نیست به همه سوالات پاسخ دهید‌، اصرار بی جا برای جواب دادن به همه سوالات نداشته باشید.</span><br />
<br />
<br />
<span style="color: #32CD32;">۱۴-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">زبان ۳۴<br />
دروس پایه (ریاضی ، آمار،مبانی کامپیوتر) ۳۳<br />
گسسته ۶۰<br />
ساختمان داده‌ها ۲۴<br />
سیستم های کامپیوتری ۳۵<br />
نظریه زبانها و ماشینها ۴۸<br />
آنالیز عددی ۱۷<br />
<br />
علوم کامپیوتر رتبه ۵۲<br />
فکر میکنم علوم کامپیوتر شهید بهشتی قبول بشم.<br />
</span><br />
<br />
<span style="color: #32CD32;"><br />
۱5-در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</span><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
هیج وقت مغرور یا ناامید نشید که هر دو منجر به شکست میشه.<br />
هدفتون رو مشخص کنید اگر واقعا در درسی علاقه و استعداد ندارید بی خیال اون درس بشید و وقتتون رو روی درسهای دیگه بگذارید.<br />
اصرار نکنید که همه سوالات رو جواب بدین ولی در عین حال سعی کنید تا میتونید به سوالات جواب درست بدین!!<br />
بعضی وقتها یک ثانیه بیشتر فکر کردن درمورد یک جواب یا یک سوال میتونه درصد شما رو خیلی تغییر بده !<br />
ساعتتون رو جا نگذارید!<br />
اگر واسه یک درس یک کتاب رو شروع کردین اما دیدین پیش نمیره و دلچسب نیست اون درس رو کنار نگذارید کتاب یا جزوه‌ی  دیگه ای برای اون درس انتخاب کنید !!<br />
<br />
موفق باشید.</span><br />
  <br />
<span style="color: #32CD32;">با تشکر .<br />
SarsahArshad<br />
مسئول بخش مصاحبه‌ها</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">خواهش میکنم.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[[اختصاصی مانشت] مصاحبه با رتبه 31 علوم کامپیوتر- 130 نرم افزار - کنکور ارشد سراسری 90]]></title>
			<link>/forum/thread-2476.html</link>
			<pubDate>Mon, 11 Jul 2011 15:26:46 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-2476.html</guid>
			<description><![CDATA[ببخشید پرچونگی کردم‌، خواستم چیزی رو از قلم نندازم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">1-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من هنرستانی بودم و دو دوره کاردانی پیوسته و کارشناسی ناپیوسته رو تو آموزشکده( یا دانشکده )فنی شهید شمسی پور تهران گذروندم . این دانشکده به هیچ وجه سطح بالایی نداره از نظر اساتید( به جز یکی دوتا استاد )ولی دانشجوهای سطح بالایی داره . در واقع نگاه بچه های فنی به شمسی پور مثل نگاه بچه های نظری به شریفه . اما واقعا توش هیچ خبری نیست . <br />
بنابراین من اصلا از کیفیت دانشگاه کاردانی و کارشناسی‌ام راضی نیستم‌، چون مهم ترین درس‌ها رو با اساتید سطح پایینی گذروندم . ریاضی ما فنی‌ها هم که از پایه ضعیفه و اصلا قابل قیاس با بچه های لیسانس پیوسته نیست . <br />
اما دانشکده ما دوسه تا استاد خوب داره که انگیزه و محرک بچه‌ها هم همین بزرگواران هستند و من هم با اون عزیزان کار کردم و پروژه های خوبی درست کردم و نتیجه اش یه پروژه فاینال آبرومند و دو سه تا کتاب و چند تا مقاله است که قبلا تو سایت معرفی کردم . <br />
در کل من درسخون نیستم‌، درس رو سر کلاس یاد می گرفتم و فقط واسه امتحان‌ها( میان ترم و پایان ترم )می خوندم‌، یعنی شب امتحانی . نمره هام هم همه اش خوب بود‌، طبیعیم هست چون سطح دشواری سوالات امتحان‌ها با سطح کلاس و استاد و درسی که داده بود‌، برابر بود . بنابراین نمره خوب گرفتن تو این شرایط کار سختی نیست . معدل دوره کاردانی‌ام ۱۸/۴۹ و دوره کارشناسی‌ام ۱۸/۰۲ بود . معدل موثر تو ارشد میانگین این دوتا بود که شد ۱۸/۲۵  .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       سال قبل آزمایشی شرکت کرده بودم و تقریبا می دونستم چی کار باید بکنم و چی باید بخونم . به خاطر انگیزه‌ی زیادی که داشتم‌، شروع خوبی داشتم . اما دیر شروع کردم . چون تابستون رو سر کار می رفتم . تابستون به نظرم مهم ترین زمان واسه کنکوری هاست . اکثر رتبه های تک رقمی و دو قمی از تابستون نهایت استفاده رو کرده اند . اما من به دلیلی که عرض کردم این زمان مهم رو از دست دادم.<br />
از مهرماه کارم شد ۳ روز در هفته و آبان ۲ روز در هفته و تا اواسط آذر ۱ روز در هفته‌، زمان باقی مونده رو هم درس می خوندم . بنابراین شروع پروسه مطالعه از مهرماه بود با سه روز در هفته و ساعت مطالعه کم . اولش برام سخت بود بیش از ۳ ساعت در روز درس بخونم .اوایل بی برنامه درس می خوندم و یکی دو تا درس رو برداشته بودم تا راه بیفتم . با دو درس نظریه زبان و طراحی زبان شروع کردم‌، یعنی دو درسی که برام ساده بودند . به نظرم این روش خوبیه واسه کسی که می ترسه با خوندن یه درس سنگین همون اول نا امید بشه . شروع مطالعه با درس های آسون و خوب تست زدن‌، انگیزه و اعتماد به نفس ایجاد می کنه .  نکته اش هم اینجاست که هر درسی سختی خودشو داره‌، این طور نیست که یه درس آب خوردن باشه . اما فقط تصور فرد در مورد اون درس مهمه . اگه تصور بشه که اون درس غوله‌، همین تلقینی میشه که سختی کار چند برابر بشه . اما وقتی فکر کنی اون درس ساده است‌، با خوندنش سختی هاش هم کم‌تر به چشم میاد .<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       قبلا تو تالار کارنامه‌ام این کار رو کردم . من خیلی وقت نکردم مراجع رو بخونم و اکثرا بخش هایی رو که احساس نیاز  می کردم می خوندم . اما اگه تابستون رو وقت داشتم حتما تو این تایم مرجع می خوندم. خصوصا کتاب CLRS و یه مرجع سیستم عامل( یا استالینگ یا تنباوم ).</div>
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">زبان عمومی و تخصصی‌: </span></span></div>
<ul>
<li>زبان عمومی و تخصصی‌: فقط دو کتاب پارسه رو خوندم . کتاب زبان عمومی پارسه لغات خیلی مهمی داره که از اکثر کتب معروفی مثل ۵۰۴ و essential words for toefl و  ۱۱۰۰ واژه و .... گرفته شده و بنابراین انگار شما اون کتابارم خوندید. البته من زبان ۳۰ زدم و می تونستم بیشتر بزنم ولی بخاطر ترس از کمبود وقت رفتم سراغ ریاضی‌ها . این یعنی این که با خوندن این دو کتاب می تونید زبان رو تا حتا ۶۰ هم بزنید .بستگی به خودتون داره . <br />
</li></ul>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">ریاضی‌: </span></span></div>
<br />
من ریاضی ۴ تا تست زدم‌، البته دوتا تست محاسبات رو هم فرمولش رو جاگذاری کردم و محاسبات اعشاری اش رو بدست نیاوردم گفتم بهتره برم سراغ مشترک‌ها بعد اگه وقت شد این دوتا رو هم حساب می کنم. که وقت نشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> بریم سراغ درسا <br />
<ul>
<li>ریاضی مهندسی‌: من این درس رو نخوندم واسه کنکور . تک درسی بود که قیدشو زدم به خاطر فرصت کمی که داشتم(  ۳ ماه و نیم ).<br />
</li></ul>
<ul>
<li>آمار و احتمال مهندسی‌: فقط کتاب پارسه استاد طورانی اینو همه قبول دارند .کامل خوندم و لذت بردم و سرکنکور دو تا آمار رو سریع جواب دادم .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>گسسته‌: فقط پوران رو خوندم که خوبه . یه تست رو هم سرکنکور زدم . <br />
</li></ul>
<ul>
<li>محاسبات عددی‌: درسیه که اگه هیچی ازش ندونید به نظر سخت میاد اما یه کم که راه بیفتید معلوم میشه که ساده ترین درس ریاضی ارشده . کتاب آنالیز عددی دکتر بابلیان انتشارات پیام نور رو خوندم + جزوه کلاسی‌ام که از دانشگاهمون داشتم + کتاب پوران یوسفی + راهیان ارشد. اما دوتای آخری هم کفایت می کنه.<br />
</li></ul>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">دروس مشترک: </span></span> </div>
<ul>
<li>ساختمان داده‌: مقسمی + پارسه طورانی + CLRS و حل تمریناش . اما سر کنکور حتی یه دونه هم جواب ندادم . سر این که شک داشتم. <br />
</li></ul>
<ul>
<li>نظریه زبان‌ها‌: لینز رو کامل خوندم با تمرین‌ها . کتاب تست خوبی نیست تو بازار اما چاره ای نیست که از پوران و پارسه و جهش باید استفاده کرد که منم همینارو استفاده کردم. اما شک نداشته باشید که لینز بهترین کتابه . من امسال ۶ تا تست این درس رو طبق کلید اولیه درست جواب دادم که گویا تست ۶۲ به اشتباه کلیدش تغییر کرده ...اینم شناس من .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>مدار منطقی‌: فقط کتاب پوران رو خوندم . تستای امسال رو به جز یکی مابقی رو زدم و درست بود.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>معماری کامپیوتر‌: پوران چاپ جدید رو خوندم  . و بخش هایی از مانو به صورت انتخابی .هرجا که تو کتاب تستی کمبود مطلب داشت یا نارسا بود .سر کنکور ۲ تا از این درس زدم که درست بود.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>سیستم عامل‌: می خواستم مرجع بخونم اما کتاب پارسه رو که بررسی کردم دیدم چیزی از مرجع کم نداره . پس همون رو خوندم + مقسمی . دوتا تست از این درس سر کنکور زدم که غلط در اومد .<br />
</li></ul>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">دروس تخصصی: </span></span></div>
<ul>
<li>کامپایلر‌: پوران + مرجع ای هو به طور Selection + روزهای آخر هم پارسه رو خوندم( جزوه قاسم ثانی که خلاصه درس هست )<br />
</li></ul>
<ul>
<li>طراحی زبان‌: مقسمی  +  مرجع پرات به طور Selection <br />
</li></ul>
<ul>
<li>طراحی الگوریتم‌: پوران  +  مرجع  CLRS + روزهای آخر هم حل تست های کنکور پارسه رو خوندم <br />
</li></ul>
<ul>
<li>پایگاه داده‌ها‌: بخش هایی از رانکوهی رو خوندم که البته حق جو و دیت بهتره . + کتاب مقسمی که عالیه .<br />
</li></ul>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;">4-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی‌ها )</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">       واسه زبان که فقط لغت حفظ می کردم‌، اونم لغات مهم پر تکرار . ریاضی رو همون طور که می دونید نیاز به تمرین و تکرار داره و گرنه خیلی راحت از حافظه تون پاک می شه( خصوصا محاسبات عددی ). آمار و احتمال هم که فقط کتاب استاد طورانی رو ملکه ذهنم کردم . این کتاب طوریه که می تونید مثال اول هر مبحث رو از تو کتاب یاد بگیرید و مثال های بعدی رو خودتون رو کاغذ چرک نویس تمرین کنید . برای درس گسسته من یه جزوه ای از دوره دبیرستان یکی از دوستام گیر آوردم که توش نظریه اعداد رو خوب توضیح داده بود و اون رو به همراه کتاب پوران تمرین می کردم.<br />
درسهای مشترک رو هم‌، بیشتر کتاب کنکوری رو می خوندم و اگه نمی فهمیدم به مرجع مراجعه می کردم. نکته ای که توی دروس مشترک و اختصاصی مهمه که همیشه گفته میشه عمیق و تحلیل وار مطالعه کنید‌، اینه که مثلا یه جمله کتاب تست‌، فقط همون یه جمله نیست‌، به اعتقاد من ممکنه همون جمله یک صفحه کامل نکته داشته باشه . روی همین حساب هیچ وقت سریع از مطالب حتی به ظاهر ساده نمی گذشتم . باید کامل درکش می کردم. </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       درس نظریه‌، مدار منطقی‌، طراحی زبان و کامپایلر . بیشتر درصدها رو هم از این چهار درس گرفتم . تسلط داشتم چون تو زمان تحصیل خوب کار کرده بودم و استادهای نسبتا خوبی هم داشتم و به این درس‌ها هم علاقه داشتم .<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       توی هر روز چند تا درس رو با هم می خوندم که این چند تا درس یکی از زبان بود‌، یکی از دروس ریاضی‌، یکی از دروس مشترک و یکی از دروس تخصصی . توی روش هایی که برای چینش درس‌ها در یک روز گفته می شه‌، این بهترین روشی بود که رو من جواب داد . نکته مهم تو این روش اینه که خیلی باید توی انتخاب درس‌ها دقت کرد و این بسته به علاقه و سلیقه فرد داره . باید به گونه ای باشه که یه حالت تنوع رو ایجاد کنه و خسته کننده نباشه . <br />
<br />
بهتره از همین الان روی یک برگه هر چی رو که قصد دارید بخونید‌، بنویسید و وقتی اون بخش رو خوندید کنارش علامت بزنید . این کار کمک می کنه تا بدونید دقیقا چه کار کرده‌اید و پیشرفتتون رو مد نظر داشته باشید . این برنامه‌ها که می نویسید ممکنه چندین بار تغییر کنه ولی مهم نیست . شما از این کار دست نکشید .<br />
<br />
یه نکته مهم دیگه هم اینه که اگه قصد دارید مثلا روزی ۸ ساعت درس بخونید‌، اگه روزی حوصله نداشتید و کسل بودید و دیدید که نمی تونید درس بخونید‌، بهتره اون روز رو کلا دست از درس خوندن بکشید چون اگه به زور و با بی میلی درس بخونید زحمت های قبلی تون رو هم از بین می برید و خلاصه به ضررتونه . هر کاری لازمه بکنید تا دوباره روحیه بگیرید . سر زدن به مانشت می تونه یه راهکار مفید تو خیلی از مواقع این چنینی باشه .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       بله‌، کاملا هم طبیعیه . من بعید می دونم کسی تونسته باشه به همه برنامه ای که اول درس خوندن ریخته عمل کرده باشه . قطعا شدنی نیست چون آدم از فردای خودش که هیچ‌، از یک ساعت آینده اش هم خبر نداره . برخی اوقات کار ضروری پیش میومد . بعضی موقع‌ها کسل بودم و نمی تونستم درس بخونم . تو این شرایط اصلا سمت خوندن مطلب جدید نمی رفتم  سعی می کردم مطالب قبلی رو مرور کنم . </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       اگه منظورتون اینه که چند نفر بشینن دور هم و با هم درس بخونن از نظر من اصلا جالب نیست . شدنی هم نیست . اما تبادل نظر و اطلاعات و مشاوره دوستانه و از هم خبر گرفتن‌، این خیلی عالی هم هست . من خودم و تعدادی از دوستانم که کنکوری بودیم‌، موقع آزمون‌ها و پس از اومدن نتایج با هم وضعیتمون رو تحلیل و بررسی می کردیم . از این کار فوق العاده راضی هستم . چون وقتی می دیدم توی درس خاصی از دوستام جا موندم‌، تو همون درس خودم رو تقویت می کردم .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       بارها این اتفاق افتاد‌، فکرهای مخرب میومد سراغم . این که سوالای کنکور هر سال خیلی سخت‌تر می شه و شرکت کننده‌ها زیادن و دوستام خیلی از من جلوترن و ..... هزار فکر جورواجور و ناجور دیگه . حتی اگه این فکر‌ها هم نبود‌، موقعی که چند تا سوال سخت الگوریتم رو پشت سر هم نمی تونستم جواب بدم‌، باز حس ناامیدی داشتم. اما تو این جور مواقع هم مثل روزهای بی حوصلگی‌، دست از مطالعه می کشیدم و وضعیتم رو از ابتدا مرور می کردم . این که کجای کارم و تو چه درسایی قوی هستم و کلا فکرهای مثبت . تو پروسه مطالعه برای ارشد به نظرم باید هرچندگاهی توقف کرد و به کوله بار علمی یه نگاهی انداخت . اون موقع معلوم میشه که چقدر راه رو پیمودیم و چقدر دیگه مونده‌، پس میشه یه اصلاحاتی تو برنامه جاری انجام داد و اگه ریتممون خیلی تنده یه کم کندش کرد یا برعکس.</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">10-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من هیچ کلاسی شرکت نکردم و اگه دوباره هم برگردم همین کار رو می کنم. نمی خوام بگم این کلاس‌ها مفید نیست‌، چرا هست اما بیشتر برای بچه های متوسط به پایین . اما ممکنه کسی متوسط به بالا باشه ولی یه درس خاص رو تو دانشگاه نگذروند باشه یا اینکه تو دانشگاه اون درس رو درک نکرده باشه‌، در این صورت شرکت توی کلاس کنکور می تونه مفید باشه .<br />
اما تو آزمون های ۸ مرحله ای پارسه شرکت کردم . به نظرم شرکت تو آزمون آزمایشی برای اکثر داوطلب‌ها یه امر ضروریه اونم آزمونی که جامعه آماریش زیاد باشه تا اطلاعات درست تری بده . خیلی از بهترین رتبه‌ها تو آزمونای پارسه هستند . مثلا همین دوستی که رتبه یک گرایش معماری شد( آقای هادی مردانی )تو آزمونا بود و ما باهم قبل و بعد از آزمون صحبت می کردیم. البته اینو بگم که سوالای آزمونای پارسه به جز چند تا درس‌، نامناسب و پر از غلط بود . اما در کل همون مزیت جامعه آماری بالا نیمه پر لیوان پارسه است . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
این که نگفتم آزمون برای همه مفیده‌، به این خاطر بود که دیدم کسایی رو که رتبه تک رقمی شدند و تو هیچ آزمونی هم نبودند که البته اونا استثنا هستند . و همچنین کسایی که وقت کافی ندارند . چون مثلا آزمون های پارسه که تو دو روز برگزار می شه‌، باعث می شه شما عملا ۱۶=۲*۸ روز رو برای مطالعه مطلب جدید از دست بدید . برای این دو دسته که عرض کردم شرکت فقط تو آزمون های جامع منطقی تره . </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       جاهایی رو که هایلات کرده بودم و خط کشیده بودم رو مرور می کردم + تست های مهم که علامت زده بودم + بعضی جزوه های ۹۰% پارسه . این دوره خیلی مهمه و نباید از دستش داد . با ندیده گرفتنش عملا هیچی نخوندید.</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من تو دو تا کنکور علوم و مهندسی شرکت کرده بودم .و با توجه به علاقه ای که به علوم داشتم( البته در کنار نرم افزار )مصمم بودم که هر دوتا کنکور رو با وجود اینکه تو یک روز بودند‌، شرکت کنم.  اما بعضی تردید هایی که چند شب قبل از کنکور از طرق مختلف بهم وارد شد‌، مرددم کرده بود . این تردید تا ساعت ۶ صبح روز کنکور ادامه داشت( یعنی اینکه شب قبل از کنکور اصلا نتونستم بخوابم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> )بالاخره تصمیم نهایی رو گرفتم و هر دو رو شرکت کردم . کنکور صبح هیچ تاثیر منفی رو کنکور بعدازظهر نگذاشت که حتی با انگیزه‌تر هم شدم . چون حس خوبی از کنکور صبح بهم دست داده بود .<br />
اون روز اونقد برام مهم بود که اگه صدتا قرص خواب آور هم می خوردم‌، باز هم پلک هام بسته نمی شد . چون اونقد مشتاق بودم سوالای طراح اصلی رو ببینم و حل کنم که هیچ چیزی در من اثر نمی کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .<br />
اینکه چقدر تونستم از دانسته هام تو روز کنکور استفاده کنم‌، توی کنکور علوم تقریبا راضی‌ام با وجود اینکه یک ساعت زودتر برگه پاسخنامه رو تحویل دادم( بخاطر کنکور بعد ازظهر ). اما تو کنکور مهندسی سوالا طوری بود که من نتونستم اون چه که حقمه رو بگیرم . مثلا تستای ساختمان حتی یه دونه تست متوسط هم توش نبود‌، درصورتی که تستای ۸۹و۸۸ رو من می تونستم حداقل ۳تاشو بزنم . در نهایت شد آنچه شد. </div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">13-به نظر شما بهترین راهکار در هنگام برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       به هر حال سوال سخت برای همه سخته و باور به همین تصور درست باعث می شه سر کنکور آرامش خودتون رو حفظ کنید و عصبی نشید . برای برخورد علمی به نظرم باید سوال رو از زوایای مختلف بررسی کرد . شاید تست ازتون چیزی رو می خواد که بلدید و طراح فقط خواسته شکلشو عوض کنه تا ببینه شما چقدر عمیق مطالعه کردید. </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
</span><br />
<br />
رشته امتحانی‌: مهندسی کامپیوتر<br />
<br />
رتبه گرایش نرم افزار‌: ۱۳۰ <br />
رتبه گرایش هوش مصنوعی‌: ۴۰۰ <br />
رتبه گرایش سخت افزار‌: ۳۲۶<br />
رتبه گرایش الگوریتم و محاسبات‌: ۱۲۵<br />
<br />
درصد درس زبان: ۳۰/۰۰ <br />
درصد دروس ریاضی: ۲۱/۰۵ <br />
درصد دروس مشترک: ۳۵/۸۰ <br />
درصد دروس تخصصی نرم افزار: ۳۱/۶۷ <br />
درصد دروس تخصصی معماری: سفید <br />
درصد دروس تخصصی هوش مصنوعی: ۱/۷۵<br />
<br />
رشته امتحانی‌: علوم کامپیوتر<br />
<br />
رتبه‌: ۳۱<br />
<br />
درصد درس زبان‌: ۳۵/۵۶ <br />
درصد دروس پایه‌: ۳۵/۲۴ <br />
درصد ریاضیات گسسته‌: ۳۱/۱۱<br />
درصد ساختمان داده هاوالگوریتم‌ها‌: ۴۸/۸۹<br />
درصد اصول سیستمهای کامپیوتری‌: ۶۲/۲۲<br />
درصد نظریه اتوماتا و زبان‌ها‌: ۵۵/۵۶ <br />
درصد آنالیزعددی‌: ۴/۴۴<br />
<br />
معدل موثر‌: ۱۸/۲۵<br />
<br />
حدس می زنم رشته علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرایش سیستم های هوشمند قبول بشم . نتیجه‌ها که اومد این بخش رو به روز می کنم . <br />
<br />
( این قسمت در آینده بروز شد‌: <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  بله همین پیش بینی خودم قبول شدم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: justify;">۱۵-در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">   سوال خیلی خوبیه‌، اگه برمیگشتم عقب‌: <br />
√ از تابستون نهایت بهره رو می بردم<br />
√ به دروس مشترک بهای بیشتری میدادم <br />
√ ریاضی مهندسی رو هم می خوندم <br />
√ هیچ تستی رو از قلم نمی انداختم حتی تست های قدیمی <br />
√ برای سیستم عامل مرجع میخوندم و به کتاب پارسه اکتفا نمی کردم <br />
√ کتاب CLRS رو چند بار کامل می خوندم و نه فقط تمریناش <br />
√ چند تا جزوه از دانشگاه های معروف رو می خوندم <br />
√  قبل از شروع به درس خوندن می رفتم دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف رو از نزدیک می دیدیم تا هم انگیزه بگیرم و هم فقط به شریف فکر کنم . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
و...<br />
<br />
در پایان برای دوستانی که امسال کنکوری هستند آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم مصاحبه بدرد خورده باشه .</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ببخشید پرچونگی کردم‌، خواستم چیزی رو از قلم نندازم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">1-بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟(چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟)</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من هنرستانی بودم و دو دوره کاردانی پیوسته و کارشناسی ناپیوسته رو تو آموزشکده( یا دانشکده )فنی شهید شمسی پور تهران گذروندم . این دانشکده به هیچ وجه سطح بالایی نداره از نظر اساتید( به جز یکی دوتا استاد )ولی دانشجوهای سطح بالایی داره . در واقع نگاه بچه های فنی به شمسی پور مثل نگاه بچه های نظری به شریفه . اما واقعا توش هیچ خبری نیست . <br />
بنابراین من اصلا از کیفیت دانشگاه کاردانی و کارشناسی‌ام راضی نیستم‌، چون مهم ترین درس‌ها رو با اساتید سطح پایینی گذروندم . ریاضی ما فنی‌ها هم که از پایه ضعیفه و اصلا قابل قیاس با بچه های لیسانس پیوسته نیست . <br />
اما دانشکده ما دوسه تا استاد خوب داره که انگیزه و محرک بچه‌ها هم همین بزرگواران هستند و من هم با اون عزیزان کار کردم و پروژه های خوبی درست کردم و نتیجه اش یه پروژه فاینال آبرومند و دو سه تا کتاب و چند تا مقاله است که قبلا تو سایت معرفی کردم . <br />
در کل من درسخون نیستم‌، درس رو سر کلاس یاد می گرفتم و فقط واسه امتحان‌ها( میان ترم و پایان ترم )می خوندم‌، یعنی شب امتحانی . نمره هام هم همه اش خوب بود‌، طبیعیم هست چون سطح دشواری سوالات امتحان‌ها با سطح کلاس و استاد و درسی که داده بود‌، برابر بود . بنابراین نمره خوب گرفتن تو این شرایط کار سختی نیست . معدل دوره کاردانی‌ام ۱۸/۴۹ و دوره کارشناسی‌ام ۱۸/۰۲ بود . معدل موثر تو ارشد میانگین این دوتا بود که شد ۱۸/۲۵  .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">2-می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       سال قبل آزمایشی شرکت کرده بودم و تقریبا می دونستم چی کار باید بکنم و چی باید بخونم . به خاطر انگیزه‌ی زیادی که داشتم‌، شروع خوبی داشتم . اما دیر شروع کردم . چون تابستون رو سر کار می رفتم . تابستون به نظرم مهم ترین زمان واسه کنکوری هاست . اکثر رتبه های تک رقمی و دو قمی از تابستون نهایت استفاده رو کرده اند . اما من به دلیلی که عرض کردم این زمان مهم رو از دست دادم.<br />
از مهرماه کارم شد ۳ روز در هفته و آبان ۲ روز در هفته و تا اواسط آذر ۱ روز در هفته‌، زمان باقی مونده رو هم درس می خوندم . بنابراین شروع پروسه مطالعه از مهرماه بود با سه روز در هفته و ساعت مطالعه کم . اولش برام سخت بود بیش از ۳ ساعت در روز درس بخونم .اوایل بی برنامه درس می خوندم و یکی دو تا درس رو برداشته بودم تا راه بیفتم . با دو درس نظریه زبان و طراحی زبان شروع کردم‌، یعنی دو درسی که برام ساده بودند . به نظرم این روش خوبیه واسه کسی که می ترسه با خوندن یه درس سنگین همون اول نا امید بشه . شروع مطالعه با درس های آسون و خوب تست زدن‌، انگیزه و اعتماد به نفس ایجاد می کنه .  نکته اش هم اینجاست که هر درسی سختی خودشو داره‌، این طور نیست که یه درس آب خوردن باشه . اما فقط تصور فرد در مورد اون درس مهمه . اگه تصور بشه که اون درس غوله‌، همین تلقینی میشه که سختی کار چند برابر بشه . اما وقتی فکر کنی اون درس ساده است‌، با خوندنش سختی هاش هم کم‌تر به چشم میاد .<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">3-منابع درسی وکنکوری خود را برای هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       قبلا تو تالار کارنامه‌ام این کار رو کردم . من خیلی وقت نکردم مراجع رو بخونم و اکثرا بخش هایی رو که احساس نیاز  می کردم می خوندم . اما اگه تابستون رو وقت داشتم حتما تو این تایم مرجع می خوندم. خصوصا کتاب CLRS و یه مرجع سیستم عامل( یا استالینگ یا تنباوم ).</div>
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">زبان عمومی و تخصصی‌: </span></span></div>
<ul>
<li>زبان عمومی و تخصصی‌: فقط دو کتاب پارسه رو خوندم . کتاب زبان عمومی پارسه لغات خیلی مهمی داره که از اکثر کتب معروفی مثل ۵۰۴ و essential words for toefl و  ۱۱۰۰ واژه و .... گرفته شده و بنابراین انگار شما اون کتابارم خوندید. البته من زبان ۳۰ زدم و می تونستم بیشتر بزنم ولی بخاطر ترس از کمبود وقت رفتم سراغ ریاضی‌ها . این یعنی این که با خوندن این دو کتاب می تونید زبان رو تا حتا ۶۰ هم بزنید .بستگی به خودتون داره . <br />
</li></ul>
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">ریاضی‌: </span></span></div>
<br />
من ریاضی ۴ تا تست زدم‌، البته دوتا تست محاسبات رو هم فرمولش رو جاگذاری کردم و محاسبات اعشاری اش رو بدست نیاوردم گفتم بهتره برم سراغ مشترک‌ها بعد اگه وقت شد این دوتا رو هم حساب می کنم. که وقت نشد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/undecided.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" /> بریم سراغ درسا <br />
<ul>
<li>ریاضی مهندسی‌: من این درس رو نخوندم واسه کنکور . تک درسی بود که قیدشو زدم به خاطر فرصت کمی که داشتم(  ۳ ماه و نیم ).<br />
</li></ul>
<ul>
<li>آمار و احتمال مهندسی‌: فقط کتاب پارسه استاد طورانی اینو همه قبول دارند .کامل خوندم و لذت بردم و سرکنکور دو تا آمار رو سریع جواب دادم .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>گسسته‌: فقط پوران رو خوندم که خوبه . یه تست رو هم سرکنکور زدم . <br />
</li></ul>
<ul>
<li>محاسبات عددی‌: درسیه که اگه هیچی ازش ندونید به نظر سخت میاد اما یه کم که راه بیفتید معلوم میشه که ساده ترین درس ریاضی ارشده . کتاب آنالیز عددی دکتر بابلیان انتشارات پیام نور رو خوندم + جزوه کلاسی‌ام که از دانشگاهمون داشتم + کتاب پوران یوسفی + راهیان ارشد. اما دوتای آخری هم کفایت می کنه.<br />
</li></ul>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">دروس مشترک: </span></span> </div>
<ul>
<li>ساختمان داده‌: مقسمی + پارسه طورانی + CLRS و حل تمریناش . اما سر کنکور حتی یه دونه هم جواب ندادم . سر این که شک داشتم. <br />
</li></ul>
<ul>
<li>نظریه زبان‌ها‌: لینز رو کامل خوندم با تمرین‌ها . کتاب تست خوبی نیست تو بازار اما چاره ای نیست که از پوران و پارسه و جهش باید استفاده کرد که منم همینارو استفاده کردم. اما شک نداشته باشید که لینز بهترین کتابه . من امسال ۶ تا تست این درس رو طبق کلید اولیه درست جواب دادم که گویا تست ۶۲ به اشتباه کلیدش تغییر کرده ...اینم شناس من .<br />
</li></ul>
<ul>
<li>مدار منطقی‌: فقط کتاب پوران رو خوندم . تستای امسال رو به جز یکی مابقی رو زدم و درست بود.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>معماری کامپیوتر‌: پوران چاپ جدید رو خوندم  . و بخش هایی از مانو به صورت انتخابی .هرجا که تو کتاب تستی کمبود مطلب داشت یا نارسا بود .سر کنکور ۲ تا از این درس زدم که درست بود.<br />
</li></ul>
<ul>
<li>سیستم عامل‌: می خواستم مرجع بخونم اما کتاب پارسه رو که بررسی کردم دیدم چیزی از مرجع کم نداره . پس همون رو خوندم + مقسمی . دوتا تست از این درس سر کنکور زدم که غلط در اومد .<br />
</li></ul>
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF1493;"><span style="font-weight: bold;">دروس تخصصی: </span></span></div>
<ul>
<li>کامپایلر‌: پوران + مرجع ای هو به طور Selection + روزهای آخر هم پارسه رو خوندم( جزوه قاسم ثانی که خلاصه درس هست )<br />
</li></ul>
<ul>
<li>طراحی زبان‌: مقسمی  +  مرجع پرات به طور Selection <br />
</li></ul>
<ul>
<li>طراحی الگوریتم‌: پوران  +  مرجع  CLRS + روزهای آخر هم حل تست های کنکور پارسه رو خوندم <br />
</li></ul>
<ul>
<li>پایگاه داده‌ها‌: بخش هایی از رانکوهی رو خوندم که البته حق جو و دیت بهتره . + کتاب مقسمی که عالیه .<br />
</li></ul>
<br />
<div style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;">4-در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید(زبان -ریاضیات- دروس مشترک- تخصصی‌ها )</span></div>
<br />
<div style="text-align: justify;">       واسه زبان که فقط لغت حفظ می کردم‌، اونم لغات مهم پر تکرار . ریاضی رو همون طور که می دونید نیاز به تمرین و تکرار داره و گرنه خیلی راحت از حافظه تون پاک می شه( خصوصا محاسبات عددی ). آمار و احتمال هم که فقط کتاب استاد طورانی رو ملکه ذهنم کردم . این کتاب طوریه که می تونید مثال اول هر مبحث رو از تو کتاب یاد بگیرید و مثال های بعدی رو خودتون رو کاغذ چرک نویس تمرین کنید . برای درس گسسته من یه جزوه ای از دوره دبیرستان یکی از دوستام گیر آوردم که توش نظریه اعداد رو خوب توضیح داده بود و اون رو به همراه کتاب پوران تمرین می کردم.<br />
درسهای مشترک رو هم‌، بیشتر کتاب کنکوری رو می خوندم و اگه نمی فهمیدم به مرجع مراجعه می کردم. نکته ای که توی دروس مشترک و اختصاصی مهمه که همیشه گفته میشه عمیق و تحلیل وار مطالعه کنید‌، اینه که مثلا یه جمله کتاب تست‌، فقط همون یه جمله نیست‌، به اعتقاد من ممکنه همون جمله یک صفحه کامل نکته داشته باشه . روی همین حساب هیچ وقت سریع از مطالب حتی به ظاهر ساده نمی گذشتم . باید کامل درکش می کردم. </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">5-فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       درس نظریه‌، مدار منطقی‌، طراحی زبان و کامپایلر . بیشتر درصدها رو هم از این چهار درس گرفتم . تسلط داشتم چون تو زمان تحصیل خوب کار کرده بودم و استادهای نسبتا خوبی هم داشتم و به این درس‌ها هم علاقه داشتم .<br />
</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">6-در مورد برنامه ریزی درسی خود (یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی )صحبت بفرمایید.<br />
</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       توی هر روز چند تا درس رو با هم می خوندم که این چند تا درس یکی از زبان بود‌، یکی از دروس ریاضی‌، یکی از دروس مشترک و یکی از دروس تخصصی . توی روش هایی که برای چینش درس‌ها در یک روز گفته می شه‌، این بهترین روشی بود که رو من جواب داد . نکته مهم تو این روش اینه که خیلی باید توی انتخاب درس‌ها دقت کرد و این بسته به علاقه و سلیقه فرد داره . باید به گونه ای باشه که یه حالت تنوع رو ایجاد کنه و خسته کننده نباشه . <br />
<br />
بهتره از همین الان روی یک برگه هر چی رو که قصد دارید بخونید‌، بنویسید و وقتی اون بخش رو خوندید کنارش علامت بزنید . این کار کمک می کنه تا بدونید دقیقا چه کار کرده‌اید و پیشرفتتون رو مد نظر داشته باشید . این برنامه‌ها که می نویسید ممکنه چندین بار تغییر کنه ولی مهم نیست . شما از این کار دست نکشید .<br />
<br />
یه نکته مهم دیگه هم اینه که اگه قصد دارید مثلا روزی ۸ ساعت درس بخونید‌، اگه روزی حوصله نداشتید و کسل بودید و دیدید که نمی تونید درس بخونید‌، بهتره اون روز رو کلا دست از درس خوندن بکشید چون اگه به زور و با بی میلی درس بخونید زحمت های قبلی تون رو هم از بین می برید و خلاصه به ضررتونه . هر کاری لازمه بکنید تا دوباره روحیه بگیرید . سر زدن به مانشت می تونه یه راهکار مفید تو خیلی از مواقع این چنینی باشه .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">7-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی‌ها را چطور جبران می کردید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       بله‌، کاملا هم طبیعیه . من بعید می دونم کسی تونسته باشه به همه برنامه ای که اول درس خوندن ریخته عمل کرده باشه . قطعا شدنی نیست چون آدم از فردای خودش که هیچ‌، از یک ساعت آینده اش هم خبر نداره . برخی اوقات کار ضروری پیش میومد . بعضی موقع‌ها کسل بودم و نمی تونستم درس بخونم . تو این شرایط اصلا سمت خوندن مطلب جدید نمی رفتم  سعی می کردم مطالب قبلی رو مرور کنم . </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">8-به نظرتان درس خواندن جزیره ای(تک نفره )بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       اگه منظورتون اینه که چند نفر بشینن دور هم و با هم درس بخونن از نظر من اصلا جالب نیست . شدنی هم نیست . اما تبادل نظر و اطلاعات و مشاوره دوستانه و از هم خبر گرفتن‌، این خیلی عالی هم هست . من خودم و تعدادی از دوستانم که کنکوری بودیم‌، موقع آزمون‌ها و پس از اومدن نتایج با هم وضعیتمون رو تحلیل و بررسی می کردیم . از این کار فوق العاده راضی هستم . چون وقتی می دیدم توی درس خاصی از دوستام جا موندم‌، تو همون درس خودم رو تقویت می کردم .</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">9-در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       بارها این اتفاق افتاد‌، فکرهای مخرب میومد سراغم . این که سوالای کنکور هر سال خیلی سخت‌تر می شه و شرکت کننده‌ها زیادن و دوستام خیلی از من جلوترن و ..... هزار فکر جورواجور و ناجور دیگه . حتی اگه این فکر‌ها هم نبود‌، موقعی که چند تا سوال سخت الگوریتم رو پشت سر هم نمی تونستم جواب بدم‌، باز حس ناامیدی داشتم. اما تو این جور مواقع هم مثل روزهای بی حوصلگی‌، دست از مطالعه می کشیدم و وضعیتم رو از ابتدا مرور می کردم . این که کجای کارم و تو چه درسایی قوی هستم و کلا فکرهای مثبت . تو پروسه مطالعه برای ارشد به نظرم باید هرچندگاهی توقف کرد و به کوله بار علمی یه نگاهی انداخت . اون موقع معلوم میشه که چقدر راه رو پیمودیم و چقدر دیگه مونده‌، پس میشه یه اصلاحاتی تو برنامه جاری انجام داد و اگه ریتممون خیلی تنده یه کم کندش کرد یا برعکس.</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">10-کلاسها وکنکورهای آزمایشی چقدر به شما کمک کردند؟شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من هیچ کلاسی شرکت نکردم و اگه دوباره هم برگردم همین کار رو می کنم. نمی خوام بگم این کلاس‌ها مفید نیست‌، چرا هست اما بیشتر برای بچه های متوسط به پایین . اما ممکنه کسی متوسط به بالا باشه ولی یه درس خاص رو تو دانشگاه نگذروند باشه یا اینکه تو دانشگاه اون درس رو درک نکرده باشه‌، در این صورت شرکت توی کلاس کنکور می تونه مفید باشه .<br />
اما تو آزمون های ۸ مرحله ای پارسه شرکت کردم . به نظرم شرکت تو آزمون آزمایشی برای اکثر داوطلب‌ها یه امر ضروریه اونم آزمونی که جامعه آماریش زیاد باشه تا اطلاعات درست تری بده . خیلی از بهترین رتبه‌ها تو آزمونای پارسه هستند . مثلا همین دوستی که رتبه یک گرایش معماری شد( آقای هادی مردانی )تو آزمونا بود و ما باهم قبل و بعد از آزمون صحبت می کردیم. البته اینو بگم که سوالای آزمونای پارسه به جز چند تا درس‌، نامناسب و پر از غلط بود . اما در کل همون مزیت جامعه آماری بالا نیمه پر لیوان پارسه است . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
این که نگفتم آزمون برای همه مفیده‌، به این خاطر بود که دیدم کسایی رو که رتبه تک رقمی شدند و تو هیچ آزمونی هم نبودند که البته اونا استثنا هستند . و همچنین کسایی که وقت کافی ندارند . چون مثلا آزمون های پارسه که تو دو روز برگزار می شه‌، باعث می شه شما عملا ۱۶=۲*۸ روز رو برای مطالعه مطلب جدید از دست بدید . برای این دو دسته که عرض کردم شرکت فقط تو آزمون های جامع منطقی تره . </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">11-دوره‌ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       جاهایی رو که هایلات کرده بودم و خط کشیده بودم رو مرور می کردم + تست های مهم که علامت زده بودم + بعضی جزوه های ۹۰% پارسه . این دوره خیلی مهمه و نباید از دستش داد . با ندیده گرفتنش عملا هیچی نخوندید.</div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">12-در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.</span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       من تو دو تا کنکور علوم و مهندسی شرکت کرده بودم .و با توجه به علاقه ای که به علوم داشتم( البته در کنار نرم افزار )مصمم بودم که هر دوتا کنکور رو با وجود اینکه تو یک روز بودند‌، شرکت کنم.  اما بعضی تردید هایی که چند شب قبل از کنکور از طرق مختلف بهم وارد شد‌، مرددم کرده بود . این تردید تا ساعت ۶ صبح روز کنکور ادامه داشت( یعنی اینکه شب قبل از کنکور اصلا نتونستم بخوابم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> )بالاخره تصمیم نهایی رو گرفتم و هر دو رو شرکت کردم . کنکور صبح هیچ تاثیر منفی رو کنکور بعدازظهر نگذاشت که حتی با انگیزه‌تر هم شدم . چون حس خوبی از کنکور صبح بهم دست داده بود .<br />
اون روز اونقد برام مهم بود که اگه صدتا قرص خواب آور هم می خوردم‌، باز هم پلک هام بسته نمی شد . چون اونقد مشتاق بودم سوالای طراح اصلی رو ببینم و حل کنم که هیچ چیزی در من اثر نمی کرد <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /> .<br />
اینکه چقدر تونستم از دانسته هام تو روز کنکور استفاده کنم‌، توی کنکور علوم تقریبا راضی‌ام با وجود اینکه یک ساعت زودتر برگه پاسخنامه رو تحویل دادم( بخاطر کنکور بعد ازظهر ). اما تو کنکور مهندسی سوالا طوری بود که من نتونستم اون چه که حقمه رو بگیرم . مثلا تستای ساختمان حتی یه دونه تست متوسط هم توش نبود‌، درصورتی که تستای ۸۹و۸۸ رو من می تونستم حداقل ۳تاشو بزنم . در نهایت شد آنچه شد. </div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: justify;">13-به نظر شما بهترین راهکار در هنگام برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس (مثل داده وسیستم) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">       به هر حال سوال سخت برای همه سخته و باور به همین تصور درست باعث می شه سر کنکور آرامش خودتون رو حفظ کنید و عصبی نشید . برای برخورد علمی به نظرم باید سوال رو از زوایای مختلف بررسی کرد . شاید تست ازتون چیزی رو می خواد که بلدید و طراح فقط خواسته شکلشو عوض کنه تا ببینه شما چقدر عمیق مطالعه کردید. </div>
<br />
<span style="font-weight: bold;">14-درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟<br />
</span><br />
<br />
رشته امتحانی‌: مهندسی کامپیوتر<br />
<br />
رتبه گرایش نرم افزار‌: ۱۳۰ <br />
رتبه گرایش هوش مصنوعی‌: ۴۰۰ <br />
رتبه گرایش سخت افزار‌: ۳۲۶<br />
رتبه گرایش الگوریتم و محاسبات‌: ۱۲۵<br />
<br />
درصد درس زبان: ۳۰/۰۰ <br />
درصد دروس ریاضی: ۲۱/۰۵ <br />
درصد دروس مشترک: ۳۵/۸۰ <br />
درصد دروس تخصصی نرم افزار: ۳۱/۶۷ <br />
درصد دروس تخصصی معماری: سفید <br />
درصد دروس تخصصی هوش مصنوعی: ۱/۷۵<br />
<br />
رشته امتحانی‌: علوم کامپیوتر<br />
<br />
رتبه‌: ۳۱<br />
<br />
درصد درس زبان‌: ۳۵/۵۶ <br />
درصد دروس پایه‌: ۳۵/۲۴ <br />
درصد ریاضیات گسسته‌: ۳۱/۱۱<br />
درصد ساختمان داده هاوالگوریتم‌ها‌: ۴۸/۸۹<br />
درصد اصول سیستمهای کامپیوتری‌: ۶۲/۲۲<br />
درصد نظریه اتوماتا و زبان‌ها‌: ۵۵/۵۶ <br />
درصد آنالیزعددی‌: ۴/۴۴<br />
<br />
معدل موثر‌: ۱۸/۲۵<br />
<br />
حدس می زنم رشته علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرایش سیستم های هوشمند قبول بشم . نتیجه‌ها که اومد این بخش رو به روز می کنم . <br />
<br />
( این قسمت در آینده بروز شد‌: <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />  بله همین پیش بینی خودم قبول شدم )<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
<div style="text-align: justify;">۱۵-در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید(تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد ویا نیازش را عمیقا احساس میکردید.)</div></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;">   سوال خیلی خوبیه‌، اگه برمیگشتم عقب‌: <br />
√ از تابستون نهایت بهره رو می بردم<br />
√ به دروس مشترک بهای بیشتری میدادم <br />
√ ریاضی مهندسی رو هم می خوندم <br />
√ هیچ تستی رو از قلم نمی انداختم حتی تست های قدیمی <br />
√ برای سیستم عامل مرجع میخوندم و به کتاب پارسه اکتفا نمی کردم <br />
√ کتاب CLRS رو چند بار کامل می خوندم و نه فقط تمریناش <br />
√ چند تا جزوه از دانشگاه های معروف رو می خوندم <br />
√  قبل از شروع به درس خوندن می رفتم دانشکده مهندسی کامپیوتر شریف رو از نزدیک می دیدیم تا هم انگیزه بگیرم و هم فقط به شریف فکر کنم . <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><br />
و...<br />
<br />
در پایان برای دوستانی که امسال کنکوری هستند آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم مصاحبه بدرد خورده باشه .</div>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>