<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - مباحث مربوط به ازدواج]]></title>
		<link>/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان مانشت - /forum]]></description>
		<pubDate>Thu, 07 May 2026 13:45:31 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[درخواست اشنایی و دوستی از طرف دختر ( با هدف ازدواج )]]></title>
			<link>/forum/thread-32564.html</link>
			<pubDate>Sat, 03 Oct 2015 18:13:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-32564.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  موضوعی هس که دوس دارم با شما در میون بذارم . هم از راهنمایی هاتون استفاده کنم هم  اینکه شاید این مساله برای شما هم اتفاق افتاده باشه و نظرات این تاپیک براتون مفید باشه.<br />
من دانشجوی ترم اخر هستم.تا الان باکسی دوست نبودم ( منظورم دوستی با پسر هستش ) .. وارد دوستی نشدم چون 1- این نوع ارتباطو دوس نداشتم 2-از کسی به اون صورت خوشم نیومده که بخوام وارد ارتباطات بیشتری بشم.(غیر از این موردی که میخوام راجع به اون صجبت کنم )<br />
راستش در دانشگاه از پسری خوشم اومده بود اما هیچوقت بهش نزدیک نشدم..همش در حد سلام و علیک و صحبتای مختصر باهاش ارتباط داشتم..اما خب دورادور زیر نظر داشتمش و در کل ازش خوشم اومد.<br />
ایشون ترم پیش فارغ التحصیل شدن و من دیگه نمیبینمشون.. تا وقتی که دانشگاه بود و گاهی با هم گلاسم داشتیم نمیدونستم مقدار علاقه م بهش چقدره تا اینکه خونمون بحث  اومدن خواستگار پیش اومد ( یچیزی بگم همینجا که خب به عنوان یه دختر خواستگار دارم و همه رو هم میگم نه بدون توجه به شرایط خوبشون..چون واقعا شرایط الانمو دوست دارم و از زندگیم دارم لذت میبرم  و واقعا هم دوست ندارم ازد کنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ) اما سری اخر که صحبت اومدن خواستگار شد تنها عاملی که باعث شد بگم نه وجود پسری بود که دوسش دارم.. تصمیم گرفتم که علاقه خودم رو بهش بگم  اونم به صورت ناشناس ..ببینم شاید اصلا خودش علاقه ای به دوستی نداشته باشه..شاید حتا در مرحله بعدی که خودمومعرفی کردم علاقه ای به ارتباط بیشتر با من نداشته باشه.. و یا حتا شاید بعد از گذشت مدتی از دوستی متوجه بشیم مناسب هم نیستیم.. اما با همه این شرایط تصمیم گرفتم علاقه مو بگم تا بعد ها پشیمون نشم... یه موردی هم بگم که من عاشقش نیستم ولی دوسش دارم چون پسری هس که معیارهای منو داره.. یعنی اکه خودش بهم بگه نه و با حتا شما بگید که ابراز علاقه م اشتباهه سعی میکنم که فراموش کنم اما خب گفتم که دوس دارم بعدها پشیمون نشم...ممنوم میشم که نظرات خودتو بگید.. چون من این موضوع رو نتونستم با کسی در میون بذارم و به نظرات شما شدیدا نیازمندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />  موضوعی هس که دوس دارم با شما در میون بذارم . هم از راهنمایی هاتون استفاده کنم هم  اینکه شاید این مساله برای شما هم اتفاق افتاده باشه و نظرات این تاپیک براتون مفید باشه.<br />
من دانشجوی ترم اخر هستم.تا الان باکسی دوست نبودم ( منظورم دوستی با پسر هستش ) .. وارد دوستی نشدم چون 1- این نوع ارتباطو دوس نداشتم 2-از کسی به اون صورت خوشم نیومده که بخوام وارد ارتباطات بیشتری بشم.(غیر از این موردی که میخوام راجع به اون صجبت کنم )<br />
راستش در دانشگاه از پسری خوشم اومده بود اما هیچوقت بهش نزدیک نشدم..همش در حد سلام و علیک و صحبتای مختصر باهاش ارتباط داشتم..اما خب دورادور زیر نظر داشتمش و در کل ازش خوشم اومد.<br />
ایشون ترم پیش فارغ التحصیل شدن و من دیگه نمیبینمشون.. تا وقتی که دانشگاه بود و گاهی با هم گلاسم داشتیم نمیدونستم مقدار علاقه م بهش چقدره تا اینکه خونمون بحث  اومدن خواستگار پیش اومد ( یچیزی بگم همینجا که خب به عنوان یه دختر خواستگار دارم و همه رو هم میگم نه بدون توجه به شرایط خوبشون..چون واقعا شرایط الانمو دوست دارم و از زندگیم دارم لذت میبرم  و واقعا هم دوست ندارم ازد کنم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /> ) اما سری اخر که صحبت اومدن خواستگار شد تنها عاملی که باعث شد بگم نه وجود پسری بود که دوسش دارم.. تصمیم گرفتم که علاقه خودم رو بهش بگم  اونم به صورت ناشناس ..ببینم شاید اصلا خودش علاقه ای به دوستی نداشته باشه..شاید حتا در مرحله بعدی که خودمومعرفی کردم علاقه ای به ارتباط بیشتر با من نداشته باشه.. و یا حتا شاید بعد از گذشت مدتی از دوستی متوجه بشیم مناسب هم نیستیم.. اما با همه این شرایط تصمیم گرفتم علاقه مو بگم تا بعد ها پشیمون نشم... یه موردی هم بگم که من عاشقش نیستم ولی دوسش دارم چون پسری هس که معیارهای منو داره.. یعنی اکه خودش بهم بگه نه و با حتا شما بگید که ابراز علاقه م اشتباهه سعی میکنم که فراموش کنم اما خب گفتم که دوس دارم بعدها پشیمون نشم...ممنوم میشم که نظرات خودتو بگید.. چون من این موضوع رو نتونستم با کسی در میون بذارم و به نظرات شما شدیدا نیازمندم <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زن ها از چه ویژگی های همسرشان متنفرند؟]]></title>
			<link>/forum/thread-32561.html</link>
			<pubDate>Sat, 03 Oct 2015 10:46:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-32561.html</guid>
			<description><![CDATA[وقتی از خانم ها می پرسید که از چه چیزهایی در مورد مردها بدشان می آید، لیستی بی انتها جلو رویتان می گذارند. <br />
با اینکه چیزهایی که زن ها در مورد مردها بدشان می آید ترکیبی از ویژگی های کوچک و بزرگ است،<br />
اینجا به چند مورد از آزار دهنده ترین این ویژگی ها اشاره می کنیم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/156zd500kx77mja/386773_nfrv4x.jpg" border="0" alt="[تصویر:  386773_nfrv4x.jpg]" /></div>
 <br />
<span style="font-weight: bold;"> <span style="color: #C71585;">قسم دروغ</span></span><br />
با اینکه بیشتر خانم ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی آید اما از مردهایی که فکر می کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FFA500;">سلطه گری</span></span><br />
بیشتر خانم ها مردی می خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می ترسند و از آنها فرار می کنند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1E90FF;">متعهد نشدن</span></span><br />
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می شود، زن ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می ترسد متنفر هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">رمانتیک نبودن</span></span><br />
زن ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه جنسی سراغ او می آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;">نرسیدن به خود</span></span><br />
با اینکه ظاهر, همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می دهند، ناخن هایشان بلند شده، دهانشان بو می دهد و لباس های چروک می پوشند نمی شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم ها نشان می دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #696969;">قابل پیش بینی بودن</span></span><br />
زن ها واقعاً از مردان قابل پیش بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی دهند بدشان می آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #DAA520;">اولویت دادن به دوستانشان</span></span><br />
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می برید و همسرتان هیچوقت نمی تواند ساعتی دو نفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می لنگد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #2F4F4F;">مدام بحث کردن</span></span><br />
زن ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه دار و مشاجره تبدیل می کنند و باعث می شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400D3;">دید زدن خانم های دیگر جلو چشم آنها</span></span><br />
با اینکه نگاه کردن به خانم ها برای برخی آقایان مسئله ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی این کار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل ساز خواهد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #483D8B;">وابستگی</span></span><br />
اعتماد به نفس و استقلال ویژگی هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و نا امنی اینطور نیست. زن ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی هایشان نیاز به تایید دائمی دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">مردان بچه صفت</span></span><br />
این قبیل مردان، نه آینده نگر ند و نه مسئولیت پذیر، به صورت روزمره گذران عمر می کنند و خلاقیت و ابتکاری ندارند و نسبت به خانواده بی خیال و بی توجهند. این مردان حاضر نیستند ضعف های خود را بپذیرند و وقتی به آنها اعتراض می شود یا از آنها خواسته می شود که خود را تغییر دهند، مثل بچه ها با عصبانیت می گویند: « همینه که هست».<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;">مردانی که بیش از حد در کار خود غرقند</span></span><br />
بله زنان عاشق مردان آینده نگر، مسئولیت پذیر و خلاقند، اما نمی خواهند شریک زندگی آنها ۲۴ در کار خارج از خانه خود غرق و نسبت به همسرش بی تفاوت باشد یا او را فراموش کند. زنان دلگیر می شوند از این که شوهرشان به دغدغه های و سلامت روح و روان آنها بی توجه باشد؛ یعنی از مردانی که تمام فکر و ذکرشان معطوف به کارشان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9370DB;">مرد ساده لوح</span></span><br />
مردی که راه و رسم برخورد با زن ها را بلد نیست، با آنها با احترام رفتار نمی کند و آنها را دست کم می گیرد، مثل دوستان مرد خودش با آنها رفتار می کند و رفتارش با یک زن، لطیف و متناسب با روحیات او نیست، زن ها را فراری می دهد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF6347;">مردانی که تعادل روانی ندارند</span></span><br />
این مردان، گاهی زن خود را به عرش می برند و او را بی همتا می خوانند و گاهی به او اتهاماتی وارد می کنند که او را به فرش می آورد. و نیز گاهی از او دوری می جوید؛ نه غم های خود را با او در میان می گذارد و نه کمک می کند طرف مقابل عیب های خود را بر طرف نماید. زنان ممکن است برای مدتی این وضعیت را تحمل کنند؛ اما اگر از اصلاح شوهر خود نا امید شوند، خود را از این وضعیت خلاص خواهند کرد. بویژه اگر احساس کنند که صبوریشان نادیده گرفته می شود و از آن قدردانی نمی شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[وقتی از خانم ها می پرسید که از چه چیزهایی در مورد مردها بدشان می آید، لیستی بی انتها جلو رویتان می گذارند. <br />
با اینکه چیزهایی که زن ها در مورد مردها بدشان می آید ترکیبی از ویژگی های کوچک و بزرگ است،<br />
اینجا به چند مورد از آزار دهنده ترین این ویژگی ها اشاره می کنیم:<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/156zd500kx77mja/386773_nfrv4x.jpg" border="0" alt="[تصویر:  386773_nfrv4x.jpg]" /></div>
 <br />
<span style="font-weight: bold;"> <span style="color: #C71585;">قسم دروغ</span></span><br />
با اینکه بیشتر خانم ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی آید اما از مردهایی که فکر می کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FFA500;">سلطه گری</span></span><br />
بیشتر خانم ها مردی می خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می ترسند و از آنها فرار می کنند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #1E90FF;">متعهد نشدن</span></span><br />
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می شود، زن ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می ترسد متنفر هستند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF0000;">رمانتیک نبودن</span></span><br />
زن ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه جنسی سراغ او می آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;">نرسیدن به خود</span></span><br />
با اینکه ظاهر, همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می دهند، ناخن هایشان بلند شده، دهانشان بو می دهد و لباس های چروک می پوشند نمی شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم ها نشان می دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #696969;">قابل پیش بینی بودن</span></span><br />
زن ها واقعاً از مردان قابل پیش بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی دهند بدشان می آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #DAA520;">اولویت دادن به دوستانشان</span></span><br />
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می برید و همسرتان هیچوقت نمی تواند ساعتی دو نفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می لنگد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #2F4F4F;">مدام بحث کردن</span></span><br />
زن ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه دار و مشاجره تبدیل می کنند و باعث می شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی آید.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400D3;">دید زدن خانم های دیگر جلو چشم آنها</span></span><br />
با اینکه نگاه کردن به خانم ها برای برخی آقایان مسئله ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی این کار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل ساز خواهد شد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #483D8B;">وابستگی</span></span><br />
اعتماد به نفس و استقلال ویژگی هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و نا امنی اینطور نیست. زن ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی هایشان نیاز به تایید دائمی دارند.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4682B4;">مردان بچه صفت</span></span><br />
این قبیل مردان، نه آینده نگر ند و نه مسئولیت پذیر، به صورت روزمره گذران عمر می کنند و خلاقیت و ابتکاری ندارند و نسبت به خانواده بی خیال و بی توجهند. این مردان حاضر نیستند ضعف های خود را بپذیرند و وقتی به آنها اعتراض می شود یا از آنها خواسته می شود که خود را تغییر دهند، مثل بچه ها با عصبانیت می گویند: « همینه که هست».<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800000;">مردانی که بیش از حد در کار خود غرقند</span></span><br />
بله زنان عاشق مردان آینده نگر، مسئولیت پذیر و خلاقند، اما نمی خواهند شریک زندگی آنها ۲۴ در کار خارج از خانه خود غرق و نسبت به همسرش بی تفاوت باشد یا او را فراموش کند. زنان دلگیر می شوند از این که شوهرشان به دغدغه های و سلامت روح و روان آنها بی توجه باشد؛ یعنی از مردانی که تمام فکر و ذکرشان معطوف به کارشان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9370DB;">مرد ساده لوح</span></span><br />
مردی که راه و رسم برخورد با زن ها را بلد نیست، با آنها با احترام رفتار نمی کند و آنها را دست کم می گیرد، مثل دوستان مرد خودش با آنها رفتار می کند و رفتارش با یک زن، لطیف و متناسب با روحیات او نیست، زن ها را فراری می دهد.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #FF6347;">مردانی که تعادل روانی ندارند</span></span><br />
این مردان، گاهی زن خود را به عرش می برند و او را بی همتا می خوانند و گاهی به او اتهاماتی وارد می کنند که او را به فرش می آورد. و نیز گاهی از او دوری می جوید؛ نه غم های خود را با او در میان می گذارد و نه کمک می کند طرف مقابل عیب های خود را بر طرف نماید. زنان ممکن است برای مدتی این وضعیت را تحمل کنند؛ اما اگر از اصلاح شوهر خود نا امید شوند، خود را از این وضعیت خلاص خواهند کرد. بویژه اگر احساس کنند که صبوریشان نادیده گرفته می شود و از آن قدردانی نمی شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟]]></title>
			<link>/forum/thread-32542.html</link>
			<pubDate>Thu, 01 Oct 2015 05:42:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-32542.html</guid>
			<description><![CDATA[مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم‌ها انتخاب کنند که از آن بدشان می‌آید، چه چیز را انتخاب می‌کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می‌بینید، از جمله متداول‌ترین پاسخ‌ها بودند.<br />
بهتر است واقع‌بین باشیم: مردها و زن‌ها تفاوت‌هایی دارند که خیلی بهتر است این تفاوت‌ها شناخته شوند تا اینکه در عمق ذهن مردان پنهان بمانند.<br />
<br />
به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم‌ها انتخاب کنند که از آن بدشان می‌آید، چه چیز را انتخاب می‌کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می‌بینید، از جمله متداول‌ترین پاسخ‌ها بودند.<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
۱. زن‌ها چطور می‌توانند حتی ساده‌ترین چیزها را هم پیچیده کنند<br />
شاید این اولین باری نباشد که این را می‌شنوید، خانم‌ها عادت دارند وقتی چیزی را نمی‌خواهند، اما نمی‌توانند بگویند چرا، موضوع را پیچیده کنند. برای آنها پیچیده کردن مسائل خیلی راحت‌تر از توضیح دادن است.<br />
<br />
۲. کمبود اعتمادبه‌نفس در خانم‌ها<br />
<br />
چطور ممکن است مردی زنی را تحسین کند که قادر به تحسین کردن خودش نیست؟<br />
<br />
۳. زن‌هایی که فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند<br />
این هم درست مثل مورد قبلی است. همیشه باید تعادل وجود داشته باشد.<br />
<br />
۴. میل شدید زن‌ها برای تغییر دادن مردها<br />
<br />
خیلی از زن‌ها با این تصور وارد یک رابطه می‌شوند که می‌توانند نقص‌های جزیی فردمقابل خود را عوض کنند. و بااینکه ممکن است در بعضی مسائل درست باشد، اما هیچ چیز برای یک مرد بدتر از این نیست که زن زندگی‌اش خصوصیات او را نپذیرد.<br />
<br />
۵. حسادت خانم‌ها<br />
<br />
داشتن حسادت در یک رابطه تاحدی می‌تواند سالم باشد اما متاسفانه وقتی این حسادت تا جایی پیش می‌رود که روابط مرد با اجتماع اطرافش را دچار مشکل می‌کند، او را از زن زندگی‌اش دورتر می‌کند.<br />
<br />
۶. زن‌هایی که بیش از حد وابسته هستند<br />
<br />
مردی که احساس کند در رابطه خود اسیر شده است، هر کاری که دستش برمی‌آید انجام می‌دهد تا آزادی خود را دوباره به دست‌ آورد.<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
۷. زنانی که در ابتدای یک رابطه سعی می‌کنند به جای طرف خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند<br />
هیچ اشکالی ندارد که بعد از گذشت چند سال از یک رابطه که زن می‌فهمد مردش چه می‌خواهد و چه چیزهایی را دوست دارد به جای او انتخاب کند اما مطمئناً این کار در ابتدای یک رابطه چندان مورد پسند مردان نیست.<br />
<br />
۸. زنانی که خصوصیات زنانه ندارند<br />
<br />
از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم‌ها می‌کند.<br />
<br />
۹: زنانی که قدرت مراقبت از خودشان را ندارند<br />
<br />
مردان کمی در دنیا هستند که بدون جذب شدن به طرف زنی، عاشق او شوند.<br />
<br />
۱۰. زنانی که به شدت مادی‌گرا هستند<br />
<br />
برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل لباس یا رفتن به مسافرت‌های تفریحی باشد به هیج عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.<br />
<br />
البته باید هشدار بدهیم که این لیست برای همه موارد و همه آقایان صدق نمی‌کند. این تحقیق به هیچ عنوان علمی نبوده و فقط جنبه آماری داشته است. دوست داریم نظر شما را هم بدانیم. چیزی هست که فکر کنید در این لیست از قلم افتاده است؟ با موردی در این لیست مخالف نیستید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.<br />
مردمان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم‌ها انتخاب کنند که از آن بدشان می‌آید، چه چیز را انتخاب می‌کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می‌بینید، از جمله متداول‌ترین پاسخ‌ها بودند.<br />
بهتر است واقع‌بین باشیم: مردها و زن‌ها تفاوت‌هایی دارند که خیلی بهتر است این تفاوت‌ها شناخته شوند تا اینکه در عمق ذهن مردان پنهان بمانند.<br />
<br />
به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم‌ها انتخاب کنند که از آن بدشان می‌آید، چه چیز را انتخاب می‌کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می‌بینید، از جمله متداول‌ترین پاسخ‌ها بودند.<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
۱. زن‌ها چطور می‌توانند حتی ساده‌ترین چیزها را هم پیچیده کنند<br />
شاید این اولین باری نباشد که این را می‌شنوید، خانم‌ها عادت دارند وقتی چیزی را نمی‌خواهند، اما نمی‌توانند بگویند چرا، موضوع را پیچیده کنند. برای آنها پیچیده کردن مسائل خیلی راحت‌تر از توضیح دادن است.<br />
<br />
۲. کمبود اعتمادبه‌نفس در خانم‌ها<br />
<br />
چطور ممکن است مردی زنی را تحسین کند که قادر به تحسین کردن خودش نیست؟<br />
<br />
۳. زن‌هایی که فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند<br />
این هم درست مثل مورد قبلی است. همیشه باید تعادل وجود داشته باشد.<br />
<br />
۴. میل شدید زن‌ها برای تغییر دادن مردها<br />
<br />
خیلی از زن‌ها با این تصور وارد یک رابطه می‌شوند که می‌توانند نقص‌های جزیی فردمقابل خود را عوض کنند. و بااینکه ممکن است در بعضی مسائل درست باشد، اما هیچ چیز برای یک مرد بدتر از این نیست که زن زندگی‌اش خصوصیات او را نپذیرد.<br />
<br />
۵. حسادت خانم‌ها<br />
<br />
داشتن حسادت در یک رابطه تاحدی می‌تواند سالم باشد اما متاسفانه وقتی این حسادت تا جایی پیش می‌رود که روابط مرد با اجتماع اطرافش را دچار مشکل می‌کند، او را از زن زندگی‌اش دورتر می‌کند.<br />
<br />
۶. زن‌هایی که بیش از حد وابسته هستند<br />
<br />
مردی که احساس کند در رابطه خود اسیر شده است، هر کاری که دستش برمی‌آید انجام می‌دهد تا آزادی خود را دوباره به دست‌ آورد.<br />
<br />
مردها از چه ویژگی‌های همسرشان متنفرند؟<br />
<br />
۷. زنانی که در ابتدای یک رابطه سعی می‌کنند به جای طرف خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند<br />
هیچ اشکالی ندارد که بعد از گذشت چند سال از یک رابطه که زن می‌فهمد مردش چه می‌خواهد و چه چیزهایی را دوست دارد به جای او انتخاب کند اما مطمئناً این کار در ابتدای یک رابطه چندان مورد پسند مردان نیست.<br />
<br />
۸. زنانی که خصوصیات زنانه ندارند<br />
<br />
از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم‌ها می‌کند.<br />
<br />
۹: زنانی که قدرت مراقبت از خودشان را ندارند<br />
<br />
مردان کمی در دنیا هستند که بدون جذب شدن به طرف زنی، عاشق او شوند.<br />
<br />
۱۰. زنانی که به شدت مادی‌گرا هستند<br />
<br />
برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل لباس یا رفتن به مسافرت‌های تفریحی باشد به هیج عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.<br />
<br />
البته باید هشدار بدهیم که این لیست برای همه موارد و همه آقایان صدق نمی‌کند. این تحقیق به هیچ عنوان علمی نبوده و فقط جنبه آماری داشته است. دوست داریم نظر شما را هم بدانیم. چیزی هست که فکر کنید در این لیست از قلم افتاده است؟ با موردی در این لیست مخالف نیستید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.<br />
مردمان]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه در خواستگاری رستگار شویم؟!]]></title>
			<link>/forum/thread-32541.html</link>
			<pubDate>Thu, 01 Oct 2015 05:41:07 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-32541.html</guid>
			<description><![CDATA[چگونه در خواستگاری رستگار شویم؟!<br />
تصمیم به ازدواج گرفته اید؟ پیشنهاد ما این است که شروع کنید به مطالعه و تحقیق. پسر و دختر جوانی که ازدواج را در اولویت زندگی شان قرار داده اند، بهتر است چند کتاب درباره شخصیت زن یا مرد مطالعه کرده و به شناختی که از طریق خواهر و مادر یا پدر و برادرش کسب کرده اکتفا نکند.<br />
آیا برای 50سال زندگی مشترک نمی خواهید 50ساعت وقت بگذارید، فکر کنید، مطالعه کنید یا به سخنرانی بزرگان در این زمینه گوش دهید؟دختر و پسری که در آستانه ازدواج قرار می گیرند، بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند به کسب مهارت های گفت وگو برای شناخت خود و راه های کاربردی برای شناخت طرف مقابل؛ به معیارهای عینی و واقعی. ما در این فرصت کوتاه به مجموعه مهارت هایی اشاره خواهیم کرد که برای برگزاری جلسات خواستگاری مهم به نظر می رسند.<br />
<br />
<br />
یاد بگیریم<br />
<br />
تصمیم به ازدواج گرفته اید؟ پیشنهاد ما این است که شروع کنید به مطالعه و تحقیق. پسر و دختر جوانی که ازدواج را در اولویت زندگی شان قرار داده اند، بهتر است چند کتاب درباره شخصیت زن یا مرد مطالعه کرده و به شناختی که از طریق خواهر و مادر یا پدر و برادرش کسب کرده اکتفا نکند. خواندن کتاب، مشاوره، شنیدن سخنرانی و شرکت در کارگاههای آموزشی میتواند افراد را چه دختر و چه پسر در شناخت جنس مخالف کمک کند. علامه جعفری می فرماید: آیا برای 50سال زندگی مشترک نمی خواهید 50ساعت وقت بگذارید، فکر کنید، مطالعه کنید یا به سخنرانی بزرگان در این زمینه گوش دهید؟<br />
<br />
<br />
چقدر خودت را می شناسی؟<br />
<br />
به دنبال نیمه گمشده ات هستی؟ کسی که مکمل باشد؟ عالی است! اما چطور می خواهی نیمه گمشده کسی را پیدا کنی که هنوز خودش پیدا نشده! چقدر خودت را می شناسی و پیدا کرده ای؟ تا خودت را از هر نظر خوب و کامل نشناسی و خواسته هایت را دقیق و روشن ندانی و از اولویت های خودت خبر نداشته باشی نمی توانی انتخابی مطمئن داشته باشی. قبل از اینکه بخواهی سؤالات را در جلسه خواستگاری از طرف مقابل بپرسی بهتر است اساسی ترین هایش را از خودت بپرسی.<br />
<br />
<br />
کجا برگزار کنیم؟<br />
<br />
خواستگاری با چت، خواستگاری در محل کار یا تحصیل، خواستگاری در خانه معرف و همسایه و فامیل، خواستگاری در پارک و کافی شاپ و... هیچ کدام به اندازه خواستگاری در منزل دختر خانم، پسندیده و مورد قبول نیست. هر کدام از موارد گفته شده موانعی جهت شناخت دقیق تر ایجاد می کند. محل زندگی ما، نشان دهنده فرهنگ و سلایق، نظرات و روحیات ماست. حضور اعضای خانواده به معنای حمایت همه جانبه آنها از فرزند است و دوطرف را برای انتخاب دقیق تر و عقلانی تر مصمم می کند.<br />
<br />
<br />
اسرار خانوادگی را برملا کنیم؟<br />
<br />
نیازی نیست سرویس مبلمان را عوض کنید و وسایل لوکس را از در و همسایه و فامیل قرض بگیرید. تنها سعی کنید که همه چیز منظم و مرتب و تمیز و با سلیقه چیده شده باشد.<br />
<br />
در جلسات اول خواستگاری نیازی نیست از اسراری صحبت کنید که هیچ کسی به جز خانواده شما از آن باخبر نیست. اما اگر موردی وجود دارد که همه به جز خواستگار از آن خبر دارند آن را عنوان کنید؛ مثلا همه فامیل می دانند که شما یکبار با ازدواجی ناموفق روبه رو بوده اید.<br />
<br />
این نکته بهتر است قبل از پیشرفتن خواستگاری به طرف مقابل گفته شود. اسرار مهمی که تنها خانواده شما از آن مطلعند اما نیاز هست که همسر آینده شما هم پیش از تصمیم گیری از آن با خبر شود را در جلسات بعدی خواستگاری عنوان کنید.<br />
<br />
<br />
حالا من چی بپوشم؟<br />
<br />
جلسه اول در ذهن پسر و دختر و خانوادههایشان ماندگار می شود، پس بهتر است نهایت نظافت و پاکیزگی و مرتب بودن را داشته باشید. در عین حال لباس های خیلی خاص و پرزرق و برق که تمرکز را از طرفین می گیرد نپوشید. آقا پسر می تواند با لباسهای کمی رسمی تر به خواستگاری برود. دختر خانم بهتر است آرایش خاصی نداشته باشد.<br />
<br />
<br />
چه کسانی حضور داشته باشند؟<br />
<br />
جلسات اول خواستگاری را بدون خبر عمومی و تنها با حضور خانواده دختر و پسر برگزار کنید. همچنین در اسلام سفارش شده است که بهتر است خواستگاری پنهان بماند. نیازی نیست کل محله و آپارتمان در جریان مراسم خواستگاری قرار بگیرند.<br />
<br />
<br />
چی ببریم؟<br />
<br />
نیازی نیست سرویس مبلمان را عوض کنید و وسایل لوکس را از در و همسایه و فامیل قرض بگیرید. تنها سعی کنید که همه چیز منظم و مرتب و تمیز و با سلیقه چیده شده باشد تا محیطی دلپذیر فراهم آید. خریدن یک دسته گل، هم از رسومات خواستگاری محسوب می شود و هم نشان دهنده اهمیت و صمیمیت و لطفی است که ابراز می کنید.<br />
<br />
<br />
خدا را فراموش نکن<br />
<br />
قبل از برگزاری جلسه خواستگاری، 2 رکعت نماز طلب خیر بخوانید و دعا کنید که آنچه خیر و صلاح است برایتان رقم بخورد. فراموش نکنید که در نهایت و پس از همه شناختها باید باز هم توکل کنید.<br />
<br />
<br />
رستگاری در خواستگاری<br />
<br />
خواستگاری با چت، خواستگاری در محل کار یا تحصیل، خواستگاری در خانه معرف و همسایه و فامیل، خواستگاری در پارک و کافی شاپ و... هیچ کدام به اندازه خواستگاری در منزل دختر خانم، پسندیده و مورد قبول نیست.<br />
<br />
سعی کنید خیلی خشک و مصنوعی سؤال نپرسید و لیستی از سؤالها در دست تان نباشد. به جواب هر سؤالی که از طرف مقابل تان می گیرید خوب فکر کنید. آن جواب ها را تحلیل کنید اما یک طرفه به قاضی نروید. اگر جواب ها برای شما مبهم است و واضح نیست سؤالتان را به شکلی دیگر یا با پرسیدن سؤالهای جزئی تری مطرح کنید تا به پاسخ واضحی برسید.<br />
<br />
<br />
از خودت بگو<br />
<br />
پس از سؤال از چرایی انتخاب اولیه طرف مقابل، می توانید از او بخواهید که اطلاعات کلی در مورد خودش بدهد؛« از خودتان بگویید؛ یعنی تحصیلات، شغل، روحیات و عقاید.» البته اگر گفته های او را مدیریت نکنید می تواند هر چیزی را از خودش بگوید، بی ربط و با ربط.<br />
<br />
<br />
هدفت چیست؟<br />
<br />
یکی از سؤالات اساسی که در جلسه خواستگاری باید پرسیده شود و از پاسخ آن می توان به میزان هدفمندی و مسئولیت پذیری و عقاید اساسی طرف مقابل پی برد این است که «هدف شما از ازدواج چیست؟» بعضی ها ازدواج می کنند چون باید ازدواج کنند. مادرشان آرزو دارد، نوه هایش را ببیند یا خودشان شرایط ازدواج را دارند و همه می گویند کی به ما شیرینی میدهی! هر کاری که هدف درستی زیر بنای آن نباشد امید چندانی به سرانجام رسیدنش نیست.<br />
<br />
<br />
انتظارت چیست؟<br />
<br />
از انتظاراتش بپرسید. انتظارش از زندگی مشترک و از شما چیست؟ اینکه دنبال چه چیزی می گردد . در حقیقت دورنمای زندگی آینده شما خواهد بود. حتما این نکته را به یاد داشته باشید که انتظار امروز این فرد، وظیفه فردای شما در زندگی مشترک است.<br />
سلامانه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چگونه در خواستگاری رستگار شویم؟!<br />
تصمیم به ازدواج گرفته اید؟ پیشنهاد ما این است که شروع کنید به مطالعه و تحقیق. پسر و دختر جوانی که ازدواج را در اولویت زندگی شان قرار داده اند، بهتر است چند کتاب درباره شخصیت زن یا مرد مطالعه کرده و به شناختی که از طریق خواهر و مادر یا پدر و برادرش کسب کرده اکتفا نکند.<br />
آیا برای 50سال زندگی مشترک نمی خواهید 50ساعت وقت بگذارید، فکر کنید، مطالعه کنید یا به سخنرانی بزرگان در این زمینه گوش دهید؟دختر و پسری که در آستانه ازدواج قرار می گیرند، بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند به کسب مهارت های گفت وگو برای شناخت خود و راه های کاربردی برای شناخت طرف مقابل؛ به معیارهای عینی و واقعی. ما در این فرصت کوتاه به مجموعه مهارت هایی اشاره خواهیم کرد که برای برگزاری جلسات خواستگاری مهم به نظر می رسند.<br />
<br />
<br />
یاد بگیریم<br />
<br />
تصمیم به ازدواج گرفته اید؟ پیشنهاد ما این است که شروع کنید به مطالعه و تحقیق. پسر و دختر جوانی که ازدواج را در اولویت زندگی شان قرار داده اند، بهتر است چند کتاب درباره شخصیت زن یا مرد مطالعه کرده و به شناختی که از طریق خواهر و مادر یا پدر و برادرش کسب کرده اکتفا نکند. خواندن کتاب، مشاوره، شنیدن سخنرانی و شرکت در کارگاههای آموزشی میتواند افراد را چه دختر و چه پسر در شناخت جنس مخالف کمک کند. علامه جعفری می فرماید: آیا برای 50سال زندگی مشترک نمی خواهید 50ساعت وقت بگذارید، فکر کنید، مطالعه کنید یا به سخنرانی بزرگان در این زمینه گوش دهید؟<br />
<br />
<br />
چقدر خودت را می شناسی؟<br />
<br />
به دنبال نیمه گمشده ات هستی؟ کسی که مکمل باشد؟ عالی است! اما چطور می خواهی نیمه گمشده کسی را پیدا کنی که هنوز خودش پیدا نشده! چقدر خودت را می شناسی و پیدا کرده ای؟ تا خودت را از هر نظر خوب و کامل نشناسی و خواسته هایت را دقیق و روشن ندانی و از اولویت های خودت خبر نداشته باشی نمی توانی انتخابی مطمئن داشته باشی. قبل از اینکه بخواهی سؤالات را در جلسه خواستگاری از طرف مقابل بپرسی بهتر است اساسی ترین هایش را از خودت بپرسی.<br />
<br />
<br />
کجا برگزار کنیم؟<br />
<br />
خواستگاری با چت، خواستگاری در محل کار یا تحصیل، خواستگاری در خانه معرف و همسایه و فامیل، خواستگاری در پارک و کافی شاپ و... هیچ کدام به اندازه خواستگاری در منزل دختر خانم، پسندیده و مورد قبول نیست. هر کدام از موارد گفته شده موانعی جهت شناخت دقیق تر ایجاد می کند. محل زندگی ما، نشان دهنده فرهنگ و سلایق، نظرات و روحیات ماست. حضور اعضای خانواده به معنای حمایت همه جانبه آنها از فرزند است و دوطرف را برای انتخاب دقیق تر و عقلانی تر مصمم می کند.<br />
<br />
<br />
اسرار خانوادگی را برملا کنیم؟<br />
<br />
نیازی نیست سرویس مبلمان را عوض کنید و وسایل لوکس را از در و همسایه و فامیل قرض بگیرید. تنها سعی کنید که همه چیز منظم و مرتب و تمیز و با سلیقه چیده شده باشد.<br />
<br />
در جلسات اول خواستگاری نیازی نیست از اسراری صحبت کنید که هیچ کسی به جز خانواده شما از آن باخبر نیست. اما اگر موردی وجود دارد که همه به جز خواستگار از آن خبر دارند آن را عنوان کنید؛ مثلا همه فامیل می دانند که شما یکبار با ازدواجی ناموفق روبه رو بوده اید.<br />
<br />
این نکته بهتر است قبل از پیشرفتن خواستگاری به طرف مقابل گفته شود. اسرار مهمی که تنها خانواده شما از آن مطلعند اما نیاز هست که همسر آینده شما هم پیش از تصمیم گیری از آن با خبر شود را در جلسات بعدی خواستگاری عنوان کنید.<br />
<br />
<br />
حالا من چی بپوشم؟<br />
<br />
جلسه اول در ذهن پسر و دختر و خانوادههایشان ماندگار می شود، پس بهتر است نهایت نظافت و پاکیزگی و مرتب بودن را داشته باشید. در عین حال لباس های خیلی خاص و پرزرق و برق که تمرکز را از طرفین می گیرد نپوشید. آقا پسر می تواند با لباسهای کمی رسمی تر به خواستگاری برود. دختر خانم بهتر است آرایش خاصی نداشته باشد.<br />
<br />
<br />
چه کسانی حضور داشته باشند؟<br />
<br />
جلسات اول خواستگاری را بدون خبر عمومی و تنها با حضور خانواده دختر و پسر برگزار کنید. همچنین در اسلام سفارش شده است که بهتر است خواستگاری پنهان بماند. نیازی نیست کل محله و آپارتمان در جریان مراسم خواستگاری قرار بگیرند.<br />
<br />
<br />
چی ببریم؟<br />
<br />
نیازی نیست سرویس مبلمان را عوض کنید و وسایل لوکس را از در و همسایه و فامیل قرض بگیرید. تنها سعی کنید که همه چیز منظم و مرتب و تمیز و با سلیقه چیده شده باشد تا محیطی دلپذیر فراهم آید. خریدن یک دسته گل، هم از رسومات خواستگاری محسوب می شود و هم نشان دهنده اهمیت و صمیمیت و لطفی است که ابراز می کنید.<br />
<br />
<br />
خدا را فراموش نکن<br />
<br />
قبل از برگزاری جلسه خواستگاری، 2 رکعت نماز طلب خیر بخوانید و دعا کنید که آنچه خیر و صلاح است برایتان رقم بخورد. فراموش نکنید که در نهایت و پس از همه شناختها باید باز هم توکل کنید.<br />
<br />
<br />
رستگاری در خواستگاری<br />
<br />
خواستگاری با چت، خواستگاری در محل کار یا تحصیل، خواستگاری در خانه معرف و همسایه و فامیل، خواستگاری در پارک و کافی شاپ و... هیچ کدام به اندازه خواستگاری در منزل دختر خانم، پسندیده و مورد قبول نیست.<br />
<br />
سعی کنید خیلی خشک و مصنوعی سؤال نپرسید و لیستی از سؤالها در دست تان نباشد. به جواب هر سؤالی که از طرف مقابل تان می گیرید خوب فکر کنید. آن جواب ها را تحلیل کنید اما یک طرفه به قاضی نروید. اگر جواب ها برای شما مبهم است و واضح نیست سؤالتان را به شکلی دیگر یا با پرسیدن سؤالهای جزئی تری مطرح کنید تا به پاسخ واضحی برسید.<br />
<br />
<br />
از خودت بگو<br />
<br />
پس از سؤال از چرایی انتخاب اولیه طرف مقابل، می توانید از او بخواهید که اطلاعات کلی در مورد خودش بدهد؛« از خودتان بگویید؛ یعنی تحصیلات، شغل، روحیات و عقاید.» البته اگر گفته های او را مدیریت نکنید می تواند هر چیزی را از خودش بگوید، بی ربط و با ربط.<br />
<br />
<br />
هدفت چیست؟<br />
<br />
یکی از سؤالات اساسی که در جلسه خواستگاری باید پرسیده شود و از پاسخ آن می توان به میزان هدفمندی و مسئولیت پذیری و عقاید اساسی طرف مقابل پی برد این است که «هدف شما از ازدواج چیست؟» بعضی ها ازدواج می کنند چون باید ازدواج کنند. مادرشان آرزو دارد، نوه هایش را ببیند یا خودشان شرایط ازدواج را دارند و همه می گویند کی به ما شیرینی میدهی! هر کاری که هدف درستی زیر بنای آن نباشد امید چندانی به سرانجام رسیدنش نیست.<br />
<br />
<br />
انتظارت چیست؟<br />
<br />
از انتظاراتش بپرسید. انتظارش از زندگی مشترک و از شما چیست؟ اینکه دنبال چه چیزی می گردد . در حقیقت دورنمای زندگی آینده شما خواهد بود. حتما این نکته را به یاد داشته باشید که انتظار امروز این فرد، وظیفه فردای شما در زندگی مشترک است.<br />
سلامانه]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جهیزیه]]></title>
			<link>/forum/thread-31719.html</link>
			<pubDate>Tue, 04 Aug 2015 14:32:03 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-31719.html</guid>
			<description><![CDATA[<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/lightbulb.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" />لطفا بدون هرگونه خودخواهی(منفعت طلبی) و تعصب نسبت به رسم و رسوم تو نظر سنجی این تاپیک شرکت کنید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/lightbulb.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" /><br />
 <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />اگه در مورد نظرتون توضیح هم بدید، موضوع روشن تر میشه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
متشکرم که با حوصله و تامل جواب می دید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/lightbulb.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" />لطفا بدون هرگونه خودخواهی(منفعت طلبی) و تعصب نسبت به رسم و رسوم تو نظر سنجی این تاپیک شرکت کنید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/lightbulb.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Idea" title="Idea" /><br />
 <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />اگه در مورد نظرتون توضیح هم بدید، موضوع روشن تر میشه.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><br />
<br />
متشکرم که با حوصله و تامل جواب می دید<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تشخیص در ازدواج]]></title>
			<link>/forum/thread-31411.html</link>
			<pubDate>Sun, 28 Jun 2015 12:44:26 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-31411.html</guid>
			<description><![CDATA[درود<br />
خوب بخشی از محرک برای ازدواج بحث جنسی اون هست<br />
که نمیشه منکر شد..چطور میشه تشخیص داد کل بحث ازدواج به خاطر مورد جنسی اون نیست؟ و بحث جنسی بقیه موارد رو داره ، توجیه میکنه؟<br />
چون خیلی از ازدواج هایی که به شکست میرسه به خاطر این بوده که عشقی در کار نبوده و همش به خاطر مسائل جنسی بوده<br />
تشخیص افتراقی چطور است که خیلی مهم هست؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[درود<br />
خوب بخشی از محرک برای ازدواج بحث جنسی اون هست<br />
که نمیشه منکر شد..چطور میشه تشخیص داد کل بحث ازدواج به خاطر مورد جنسی اون نیست؟ و بحث جنسی بقیه موارد رو داره ، توجیه میکنه؟<br />
چون خیلی از ازدواج هایی که به شکست میرسه به خاطر این بوده که عشقی در کار نبوده و همش به خاطر مسائل جنسی بوده<br />
تشخیص افتراقی چطور است که خیلی مهم هست؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نظرتون راجع به ازدواج یه مهندس با یه نظامی]]></title>
			<link>/forum/thread-31389.html</link>
			<pubDate>Thu, 25 Jun 2015 17:32:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-31389.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام نظرتون راجع به ازدواج یه مهندس با یه نظامی چیه؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام نظرتون راجع به ازدواج یه مهندس با یه نظامی چیه؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[متن جالب کارت عروسی]]></title>
			<link>/forum/thread-30917.html</link>
			<pubDate>Thu, 21 May 2015 07:36:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-30917.html</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/wdkvoff6xuj8qd2/361496_535723_730.jpg" border="0" alt="[تصویر:  361496_535723_730.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://dl.dropboxusercontent.com/s/wdkvoff6xuj8qd2/361496_535723_730.jpg" border="0" alt="[تصویر:  361496_535723_730.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اقامت دایم(یا موقت) به کشوری دیگر؛ متاهلی  یا مجردی؟]]></title>
			<link>/forum/thread-30196.html</link>
			<pubDate>Sun, 10 May 2015 10:39:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-30196.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان. ممنون میشوم نظرات و دلایل خودتوتن را بفرمایید.<br />
<br />
چند وقتی است این مورد ذهنم را مشغول کرده. ایا قبل از خروج از کشور(اقامت دایم ؛احتمالا) ازداوج شود بهتر است یا خیر؛ مجردی خارج شدن از کشور بهتر است؟[/size]<span style="font-size: x-large;"><br />
برای <span style="font-weight: bold;">متاهل شدن بعد از خروج</span> بایست از طریق ویزای خانوادگی اقدام کنم؛اول ازدواج کرده ؛سپس  تا بتوانم همسرم را از ایران پیش خودم بیارم و این مورد زمان بر است متاسفانه(شاید ۲-۳ سال).</span><br />
<br />
پ.ن: واقعیت این است برادرم قبل از خروج از کشور ازدواج کردند. البته ایشون با ویزای دانشجویی بودند و برای ادامه تحصیلات ؛اما بنده شهروندی و اقامت دایم .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان. ممنون میشوم نظرات و دلایل خودتوتن را بفرمایید.<br />
<br />
چند وقتی است این مورد ذهنم را مشغول کرده. ایا قبل از خروج از کشور(اقامت دایم ؛احتمالا) ازداوج شود بهتر است یا خیر؛ مجردی خارج شدن از کشور بهتر است؟[/size]<span style="font-size: x-large;"><br />
برای <span style="font-weight: bold;">متاهل شدن بعد از خروج</span> بایست از طریق ویزای خانوادگی اقدام کنم؛اول ازدواج کرده ؛سپس  تا بتوانم همسرم را از ایران پیش خودم بیارم و این مورد زمان بر است متاسفانه(شاید ۲-۳ سال).</span><br />
<br />
پ.ن: واقعیت این است برادرم قبل از خروج از کشور ازدواج کردند. البته ایشون با ویزای دانشجویی بودند و برای ادامه تحصیلات ؛اما بنده شهروندی و اقامت دایم .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نظرسنجی در مورد راه اندازی بخشی برای اشنائی اعضای مانشت با یکدیگر برای ازدواج؟؟]]></title>
			<link>/forum/thread-29754.html</link>
			<pubDate>Wed, 18 Mar 2015 10:35:27 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-29754.html</guid>
			<description><![CDATA[فقط میخوام نظر همه بچه ها را بدونم<br />
نیت بنده خیر هستش تا ایشالله همه محردا ، متاهل بشوند<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فقط میخوام نظر همه بچه ها را بدونم<br />
نیت بنده خیر هستش تا ایشالله همه محردا ، متاهل بشوند<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هفت شوخی تهدیدآمیز آقایون برای زندگی متاهلی]]></title>
			<link>/forum/thread-29316.html</link>
			<pubDate>Mon, 09 Feb 2015 10:17:01 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-29316.html</guid>
			<description><![CDATA[این شوخی‌ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می‌کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بینشان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آن‌ها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می‌کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!<br />
باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصاً پسرهای جوانی که ازدواج می‌کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می‌برند و نمی‌دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی‌های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید این‌ها در فضای عادی و شوخی است:<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های تهدیدی:</span><br />
۱- طلاق:<br />
مثلاً همسر شما می‌گوید «اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می‌کنی؟» بدترین جواب این است: «خب طلاقت میدم!» بعد هم غش غش می‌خندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید: «بابا شوخی کردم» همسر شما هم ناراحت می‌شود و شما او را «بی جنبه» خطاب می‌کنید و یک شوخی ساده می‌شود بهانه ای برای جنجال!<br />
خب حالا فرضاً اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می‌آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می‌شود، به فکر می‌رود، ناراحت می‌شود و … البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می‌شود، منظور این است که وقتی از این شوخی‌ها کردید کم کم عادتتان می‌شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می‌زنید.<br />
۲- زن دوم:<br />
شب دیر به خانه می‌آیید، همسرتان می‌گوید: «کجا بودی تا این وقت شب؟» شما هم می گویید: «خونه دومی!!!» خیلی شوخی جالبی بود نه؟ یا مثلاً بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می‌کنید! مثلاً به بچه‌هایتان می گویید: «آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!»<br />
البته تجربهٔ من ثابت کرده مردانی که از این شوخی‌ها می‌کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی‌کنند! ولی باز هم می گویم این شوخی‌ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می‌رود، شما هم با خودتان فکر می‌کنید همسرم چقدر شکاک است و زن‌های مردم اینطور نیستند و …!<br />
۳- مرگ و زندان:<br />
آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می‌گوید: «خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم.» یا مثلاً زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می‌آید می گویند: «خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مأمور بیان دنبالم.» یا «سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!» البته این‌ها نمونه است ولی حرف‌هایی است که زیاد در زندگی‌ها می‌بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی این‌ها را بیان می‌کند، ولی نمی‌داند با همین شوخی‌ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می‌کند.<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های مردانه</span><br />
۴- شوخی‌های فیزیکی:<br />
یک سری شوخی‌هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می‌دهیم، مثلاً با بیل می‌زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می‌خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می‌کند! خب این‌ها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی‌ها با همسرتان نکنید، خانم‌ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلاً وقتی شما همسر خود را نوازش می‌کنید خیلی برای او لذت بخش است، و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می‌زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی‌ها هم اصلاً نکنید.<br />
با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهراً خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی‌های فیزیکی محسوب می‌شود که به هیچ وجه، تاکید می‌کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.<br />
۵- شوخی‌های حاوی فحش:<br />
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی‌های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد – که البته همان هم غلط است – ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی‌ها استفاده نکنید، چیزی که جدیداً در شبکه‌هایی مثل فیس بوک دیده‌ام – با عذرخواهی از همه دوستان- واژه «کثافت» است که مثلاً با تغییر شکل «کصافط» می‌نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه‌های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می‌کنند یا لفظش را به زبان می‌آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی‌های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.<br />
یا مثلاً واژه‌های دیگر، بعضی واژه‌ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم‌ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آن‌ها به شوخی به کار می‌برند مثل «لامصب» «بدبخت» «بیچاره» و …<br />
پس خیلی مواظب این واژه‌ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه‌های ساده زندگی خیلی‌ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می‌کنم از این الفاظ استفاده نکنید.<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های تمسخر آمیز</span><br />
۶- شوخی در مورد اعضای خانواده:<br />
مثلاً خانمی به همسرش می‌گوید: «اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه» شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید: «بابای تو هنوز قسط جهیزیه‌ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!»<br />
این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصاً بزرگ‌ترها و پدر و مادر هم می‌شود، یعنی فرضاً با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آن‌ها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.<br />
۷- مسخره کردن:<br />
مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می‌کنید: «نابغه! آی کیو! دانشمند!»<br />
یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده‌ام، مثلاً به همسرتان می گویید: «عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقاً مزه چی میده؟» و یا: «این غذا رو برم بریزم جلو گربه‌ها ببینم لب میزنن یا نه!»<br />
 <br />
 <br />
نکته آخر را هم بگویم، لطفاً اگر این شوخی‌ها را با همسرتان می‌کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و … را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقاً خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی‌های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفاً مراعات کنید.<br />
<br />
<br />
البته میدونم اکثر مانشتیا مجردن ولی خب به درد روزهای نه چندان دورشون میخوره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این شوخی‌ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می‌کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بینشان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند! بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آن‌ها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می‌کنند، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!<br />
باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصاً پسرهای جوانی که ازدواج می‌کنند، هنوز در فضای مجردی به سر می‌برند و نمی‌دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی‌های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم، البته دقت کنید این‌ها در فضای عادی و شوخی است:<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های تهدیدی:</span><br />
۱- طلاق:<br />
مثلاً همسر شما می‌گوید «اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می‌کنی؟» بدترین جواب این است: «خب طلاقت میدم!» بعد هم غش غش می‌خندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید: «بابا شوخی کردم» همسر شما هم ناراحت می‌شود و شما او را «بی جنبه» خطاب می‌کنید و یک شوخی ساده می‌شود بهانه ای برای جنجال!<br />
خب حالا فرضاً اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می‌آورید، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می‌شود، به فکر می‌رود، ناراحت می‌شود و … البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می‌شود، منظور این است که وقتی از این شوخی‌ها کردید کم کم عادتتان می‌شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می‌زنید.<br />
۲- زن دوم:<br />
شب دیر به خانه می‌آیید، همسرتان می‌گوید: «کجا بودی تا این وقت شب؟» شما هم می گویید: «خونه دومی!!!» خیلی شوخی جالبی بود نه؟ یا مثلاً بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می‌کنید! مثلاً به بچه‌هایتان می گویید: «آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!»<br />
البته تجربهٔ من ثابت کرده مردانی که از این شوخی‌ها می‌کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی‌کنند! ولی باز هم می گویم این شوخی‌ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می‌رود، شما هم با خودتان فکر می‌کنید همسرم چقدر شکاک است و زن‌های مردم اینطور نیستند و …!<br />
۳- مرگ و زندان:<br />
آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می‌گوید: «خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم.» یا مثلاً زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می‌آید می گویند: «خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مأمور بیان دنبالم.» یا «سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!» البته این‌ها نمونه است ولی حرف‌هایی است که زیاد در زندگی‌ها می‌بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی این‌ها را بیان می‌کند، ولی نمی‌داند با همین شوخی‌ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می‌کند.<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های مردانه</span><br />
۴- شوخی‌های فیزیکی:<br />
یک سری شوخی‌هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می‌دهیم، مثلاً با بیل می‌زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می‌خندیم! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می‌کند! خب این‌ها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی‌ها با همسرتان نکنید، خانم‌ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلاً وقتی شما همسر خود را نوازش می‌کنید خیلی برای او لذت بخش است، و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می‌زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی‌ها هم اصلاً نکنید.<br />
با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهراً خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی‌های فیزیکی محسوب می‌شود که به هیچ وجه، تاکید می‌کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.<br />
۵- شوخی‌های حاوی فحش:<br />
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی‌های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد – که البته همان هم غلط است – ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی‌ها استفاده نکنید، چیزی که جدیداً در شبکه‌هایی مثل فیس بوک دیده‌ام – با عذرخواهی از همه دوستان- واژه «کثافت» است که مثلاً با تغییر شکل «کصافط» می‌نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است، و متاسفانه آقایان در رابطه‌های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می‌کنند یا لفظش را به زبان می‌آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی‌های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.<br />
یا مثلاً واژه‌های دیگر، بعضی واژه‌ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم‌ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آن‌ها به شوخی به کار می‌برند مثل «لامصب» «بدبخت» «بیچاره» و …<br />
پس خیلی مواظب این واژه‌ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه‌های ساده زندگی خیلی‌ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می‌کنم از این الفاظ استفاده نکنید.<br />
<span style="color: #FF0000;">* شوخی‌های تمسخر آمیز</span><br />
۶- شوخی در مورد اعضای خانواده:<br />
مثلاً خانمی به همسرش می‌گوید: «اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه» شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید: «بابای تو هنوز قسط جهیزیه‌ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!»<br />
این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصاً بزرگ‌ترها و پدر و مادر هم می‌شود، یعنی فرضاً با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آن‌ها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.<br />
۷- مسخره کردن:<br />
مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می‌کنید: «نابغه! آی کیو! دانشمند!»<br />
یا مسخره کردن قد، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده‌ام، مثلاً به همسرتان می گویید: «عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقاً مزه چی میده؟» و یا: «این غذا رو برم بریزم جلو گربه‌ها ببینم لب میزنن یا نه!»<br />
 <br />
 <br />
نکته آخر را هم بگویم، لطفاً اگر این شوخی‌ها را با همسرتان می‌کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و … را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقاً خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی‌های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفاً مراعات کنید.<br />
<br />
<br />
البته میدونم اکثر مانشتیا مجردن ولی خب به درد روزهای نه چندان دورشون میخوره<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/tongue.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Tongue" title="Tongue" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" /><img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/shy.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Shy" title="Shy" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روابط احساسی خارج از ازدواج مردان متأهل]]></title>
			<link>/forum/thread-27613.html</link>
			<pubDate>Sun, 30 Nov 2014 04:07:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-27613.html</guid>
			<description><![CDATA[بررسی چرایی ایجاد روابط احساسی مردان متأهل با نظر جواد غفوری نسب، کارشناس خانواده پرداخته است:<br />
<br />
خانمی ۲۷ ساله هستم. چند ماه بود که به رفتار شوهرم شک کرده بودم. احساس می‌کردم بی‌اعتنا و عصبانی است. با خودم گفتم شاید به خاطر کارش است ولی در تلفن همراهش یک پیامک دیدم که ظاهراً متعلق به یک خانم بود. پیامک خیلی احساساتی بود، باید چه کار کنم؟<br />
<br />
جام جم سرا: یکی از دلایلی که افراد تصمیم به ازدواج می‌گیرند، نیاز عاطفی به وجود یک شخص از جنس مقابل در کنار خود به عنوان همراه زندگی است. بنابراین عواطف در عین حال که می‌تواند موتور محرکه خوبی برای حرکت زندگی باشد ندادن پاسخ مناسب به آن می‌تواند دلیل بروز برخی رخدادهای تلخ بین زن و شوهر‌ها شود.<br />
<br />
مهم و تاثیرگذار بودن همراهی عاطفی با همسر<br />
<br />
در پیامتان گفته‌اید که احساس کردید همسرتان عصبانی و بی‌اعتنا است و سپس آن را به کارش مربوط دانسته‌اید. شاید شما تحت تاثیر برخی مطالب درباره تفاوت زنان و مردان قرار گرفته‌اید و تلاش کرده‌اید شوهرتان را در مواقع عصبانیت در غار تنهایی خودش‌‌ رها کنید. توجه داشته باشید که اگر این گونه باشد، این اصلیترین اشتباه شما بوده است.جام جم سرا درست است که مردان در هنگام بروز چالش و استرس بتنهایی نیاز دارند تا به ساماندهی افکار خود بپردازند اما این هم در مدت زمان خاصی صورت می‌گیرد و پس از آن این مهر و عاطفه زن است که می‌تواند به او در بازیابی قوای درونی‌اش کمک کند. پس در نظر داشته باشید که هر‌گاه همسر خود را در وضعیتی دیدید که عصبانی است به او اطمینان خاطر بدهید که به توانایی‌اش در حل مشکلات ایمان دارید و این مسئله را به او خاطرنشان کنید که هر لحظه آماده شنیدن حرف‌های او هستید.<br />
<br />
هر مردی با داشتن چنین حمایت عاطفی قوی می‌تواند در برابر چالش‌ها، اعتماد به نفس بیشتری از خود نشان دهد و در روابط زناشویی خود موفق‌تر عمل کند.<br />
<br />
نکته‌ای مهم درباره پیامک احساسی در گوشی همسرتان<br />
<br />
نگرانی دوم شما، دیدن یک پیامک احساساتی از یک خانم در گوشی همسرتان بوده. قبل از هر اقدامی از صحت اینکه همسر شما مخاطب این پیامک بوده مطمئن شوید و خیلی سریع و یکطرفه به قاضی نروید. با فرض درست بودن ذهنیت شما درباره همسرتان، باید بگویم احساساتی بودن محتوای این پیامک می‌تواند گویای یک نکته مهم باشد؛ به این معنی که جای خالی عواطف در رابطه شما و همسرتان احساس می‌شود. چاره این است که به دنبال بازسازی روابط عاطفی خود با همسرتان باشید. ظاهراً تلاش‌هایی که تاکنون داشته‌اید، کافی نبوده و باید بیشتر به همسرتان توجه کنید.<br />
<br />
۳ گام برای بازسازی روابط احساسیتان<br />
<br />
توصیه می‌شود برای بازسازی روابط احساسی با همسرتان در اولین اقدام، زبان عشق همسر خود را شناسایی کنید؛ یعنی بفهمید او در چه زمان‌هایی و به چه نوع عواطفی احتیاج دارد.<br />
در گام دوم ببینید چه تلاش‌هایی تاکنون انجام داده‌اید که در این فرآیند موفق عمل نکرده‌اید. به عبارت دیگر، اشتباهات خود را شناسایی کنید.<br />
<br />
سومین گام این است که در یک محیط به دور از سهم‌خواهی و مقصریابی، با همسر خود گفت‌و‌گو کنید تا فرآیند بازسازی عاطفی را با کمک هم انجام دهید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بررسی چرایی ایجاد روابط احساسی مردان متأهل با نظر جواد غفوری نسب، کارشناس خانواده پرداخته است:<br />
<br />
خانمی ۲۷ ساله هستم. چند ماه بود که به رفتار شوهرم شک کرده بودم. احساس می‌کردم بی‌اعتنا و عصبانی است. با خودم گفتم شاید به خاطر کارش است ولی در تلفن همراهش یک پیامک دیدم که ظاهراً متعلق به یک خانم بود. پیامک خیلی احساساتی بود، باید چه کار کنم؟<br />
<br />
جام جم سرا: یکی از دلایلی که افراد تصمیم به ازدواج می‌گیرند، نیاز عاطفی به وجود یک شخص از جنس مقابل در کنار خود به عنوان همراه زندگی است. بنابراین عواطف در عین حال که می‌تواند موتور محرکه خوبی برای حرکت زندگی باشد ندادن پاسخ مناسب به آن می‌تواند دلیل بروز برخی رخدادهای تلخ بین زن و شوهر‌ها شود.<br />
<br />
مهم و تاثیرگذار بودن همراهی عاطفی با همسر<br />
<br />
در پیامتان گفته‌اید که احساس کردید همسرتان عصبانی و بی‌اعتنا است و سپس آن را به کارش مربوط دانسته‌اید. شاید شما تحت تاثیر برخی مطالب درباره تفاوت زنان و مردان قرار گرفته‌اید و تلاش کرده‌اید شوهرتان را در مواقع عصبانیت در غار تنهایی خودش‌‌ رها کنید. توجه داشته باشید که اگر این گونه باشد، این اصلیترین اشتباه شما بوده است.جام جم سرا درست است که مردان در هنگام بروز چالش و استرس بتنهایی نیاز دارند تا به ساماندهی افکار خود بپردازند اما این هم در مدت زمان خاصی صورت می‌گیرد و پس از آن این مهر و عاطفه زن است که می‌تواند به او در بازیابی قوای درونی‌اش کمک کند. پس در نظر داشته باشید که هر‌گاه همسر خود را در وضعیتی دیدید که عصبانی است به او اطمینان خاطر بدهید که به توانایی‌اش در حل مشکلات ایمان دارید و این مسئله را به او خاطرنشان کنید که هر لحظه آماده شنیدن حرف‌های او هستید.<br />
<br />
هر مردی با داشتن چنین حمایت عاطفی قوی می‌تواند در برابر چالش‌ها، اعتماد به نفس بیشتری از خود نشان دهد و در روابط زناشویی خود موفق‌تر عمل کند.<br />
<br />
نکته‌ای مهم درباره پیامک احساسی در گوشی همسرتان<br />
<br />
نگرانی دوم شما، دیدن یک پیامک احساساتی از یک خانم در گوشی همسرتان بوده. قبل از هر اقدامی از صحت اینکه همسر شما مخاطب این پیامک بوده مطمئن شوید و خیلی سریع و یکطرفه به قاضی نروید. با فرض درست بودن ذهنیت شما درباره همسرتان، باید بگویم احساساتی بودن محتوای این پیامک می‌تواند گویای یک نکته مهم باشد؛ به این معنی که جای خالی عواطف در رابطه شما و همسرتان احساس می‌شود. چاره این است که به دنبال بازسازی روابط عاطفی خود با همسرتان باشید. ظاهراً تلاش‌هایی که تاکنون داشته‌اید، کافی نبوده و باید بیشتر به همسرتان توجه کنید.<br />
<br />
۳ گام برای بازسازی روابط احساسیتان<br />
<br />
توصیه می‌شود برای بازسازی روابط احساسی با همسرتان در اولین اقدام، زبان عشق همسر خود را شناسایی کنید؛ یعنی بفهمید او در چه زمان‌هایی و به چه نوع عواطفی احتیاج دارد.<br />
در گام دوم ببینید چه تلاش‌هایی تاکنون انجام داده‌اید که در این فرآیند موفق عمل نکرده‌اید. به عبارت دیگر، اشتباهات خود را شناسایی کنید.<br />
<br />
سومین گام این است که در یک محیط به دور از سهم‌خواهی و مقصریابی، با همسر خود گفت‌و‌گو کنید تا فرآیند بازسازی عاطفی را با کمک هم انجام دهید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ازدواج پسری با مدرک لیسانس یا ارشد با یک خانم دکتر]]></title>
			<link>/forum/thread-27571.html</link>
			<pubDate>Thu, 27 Nov 2014 19:59:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-27571.html</guid>
			<description><![CDATA[میخواستم نظر شما بچه ها رو در مورد مشکلات ازدواج پسری با مدرک لیسانس یا ارشد با یک خانم دکتر را بدونم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[میخواستم نظر شما بچه ها رو در مورد مشکلات ازدواج پسری با مدرک لیسانس یا ارشد با یک خانم دکتر را بدونم.<img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اخرین امار از ازدواج و طلاق در کشور]]></title>
			<link>/forum/thread-27081.html</link>
			<pubDate>Tue, 04 Nov 2014 07:22:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-27081.html</guid>
			<description><![CDATA[<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<font color="red"><br />
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها <a href="member.php?action=register"><strong>ثبت نام</strong></a> کنید.<br />
</font>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محافظت از عشق پس از ازدواج]]></title>
			<link>/forum/thread-26957.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 Oct 2014 07:42:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-26957.html</guid>
			<description><![CDATA[محافظت از عشق پس از ازدواج <br />
معمولا یکی از مشکلات زوج‌ها که بعد از ازدواج بیشتر متوجه آن می‌شوند این است که یکی از آنها از حرف‌زدن خودداری می‌کند و اغلب این مردان هستند که ساکت و خاموشند.<br />
براستی پس از ازدواج چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا برخی زوجین از بودن در کنار هم احساس شادمانی دارند، اما برخی دیگر با وجود همسر، آنچنان احساس انزوا و تنهایی می‌کنند که انگار اصلا ازدواجی صورت نگرفته و شخص دیگری در کنار آنان زندگی نمی‌کند.<br />
<br />
به گزارش جام جم، چرا بعضی افراد تازه ازدواج کرده با وجود اختلافات زیاد نهایتا به تفاهم می‌رسند، اما زوج‌هایی که روزی عاشق یکدیگر بودند و دوری از همدیگر را حتی برای یک لحظه طاقت نمی‌آوردند تا این حد از یکدیگر منزجر و متنفر می‌شوند.<br />
<br />
واقعیت این است که هر ازدواجی با شرایط پرتنشی مواجه و همین شرایط موجب می‌شود جوهره زوجین محک بخورد. سازگاری با دیگری، شروع شغل جدید، تولد اولین فرزند، ارتباط با افراد جدید و بیماری یکی از زوجین نمونه‌هایی از این شرایط و موقعیت‌های تنش‌زاست. نکته مهمی که در شروع ازدواج بیش از همه اهمیت دارد این است که تفاوت‌ها را بپذیریم و اصول ارتباطی موثر را رعایت کنیم. به دلایل زیستی و فرهنگی ما هرگز نباید انتظار داشته باشیم جنس مخالف ما را کاملا درک کند. با قدردانی و احترام به نبود شباهت‌های اساسی است که دوجنس مخالف می‌توانند همزیستی و وحدت هماهنگ و زندگی مشترک پایداری داشته باشند.<br />
<br />
چند قانون واقعی برای رابطه صحیح<br />
<br />
درباره احساسات و عواطف واقعی‌تان با همسرتان صادق باشید: زمانی که درباره احساسات و عواطف درونی خود صداقت نداشته باشیم، روابط ما دستخوش ناملایمات روحی و اخلاقی می‌شود. فیلم بازی‌کردن، تظاهرکردن، پنهانکاری‌ها و حتی دروغ گفتن‌ها نشانه‌های عدم صداقت در یک زندگی زناشویی است.<br />
<br />
همسرتان را دوستدار تفکر و ذهنیت خود کنید: جذاب‌ترین بخش از وجود زنان و مردان را فکر و ذهنیت آنها تشکیل می‌دهد. پس سعی کنید همسرتان را عاشق تفکر و ذهنیت خود کنید و هر گز از ظاهر و اندام خود برای شیفته‌کردن وی استفاده نکنید؛ چراکه این امر، واهی و زودگذر است و با گذشت زمان و پیر شدن از جذابیت‌ها و زیبایی‌هایتان کم می‌شود.<br />
<br />
از نظر عاطفی ـ احساسی سخاوتمند باشید و هرگز خساست به خرج ندهید: سخاوت احساسی ـ عاطفی به این معناست که شما بدون هیچ‌گونه قید و شرطی آزادانه عشق، محبت و قدردانی و تشکر خود را به همسرتان ابراز کنید. البته منظور این نیست که هر پنج دقیقه یکبار قربان صدقه او بروید، بلکه باید سنجیده و مناسب سخاوت خود را نشان دهید.<br />
<br />
به همسرتان تعهد روحی ـ قلبی داشته باشید، البته این تعهد باید دوجانبه باشد: به خاطر داشته باشید مراسم ازدواج باشکوه، حلقه الماس، شیک‌ترین لباس عروسی یا دامادی هیچ کدام نمی‌تواند به شما در داشتن یک ازدواج موفق و شاد کمک کند و تنها تعهد احساسی ـ عاطفی است که زندگی مشترکتان را تا پایان عمر ضمانت می‌کند.<br />
<br />
گفت‌وگوی موثر با همسرتان را یاد بگیرید<br />
<br />
 گفت‌وگو کردن یا گفت‌وگو نکردن، مساله این است و کلید موفقیت یا شکست در ازدواج همین‌جاست. تجربه مشاوران خانواده نشان می‌دهد 50 درصد زوج‌هایی که برای درخواست کمک می‌آیند، مشکل اصلی‌شان را عدم ارتباط و گفت‌وگو با همسر خود می‌دانند. وقتی پس از ازدواج ما ارتباط برقرار نمی‌کنیم، جریان زندگی را بند و مرداب راکدی از احساس ترحم به حال خود به وجود می‌آوریم. ما احساس تنهایی می‌کنیم، زیرا تنها هستیم. ما همسرمان را کنار گذاشته‌ایم و از زندگی با هم سر باز می‌زنیم. شاید هنوز با هم در یک خانه زندگی می‌کنیم، اما به صورت دو انسان تنها زندگی می‌کنیم، نه یک زوج واحد. خیلی‌ها در زندگی مشترکشان تنها و بی‌ارتباط هستند و این تنها بودن اصلا خوب نیست.<br />
<br />
بر خلاف رویاهای دور و درازی که پیش از ازدواج داشتیم، ارتباط و گفت‌وگو به صورت خودکار و طبیعی به وجود نمی‌آید. از سوی دیگر برخلاف آنچه بعضی زوج‌ها تصور می‌کنند، ارتباط برقرار کردن غیرممکن نیست. چنان که ما بخواهیم با هم یکی شویم و از آن احساس گرم زندگی که عمیق‌ترین لذت و رضایت خاطر انسان است، بهره‌مند باشیم باید ارتباط درست برقرار کنیم. تا زمانی که به یکدیگر اعتماد و با هم ارتباط برقرار نکنیم نمی‌توانیم همدیگر را بشناسیم و احساس خوبی داشته باشیم. هم حرف زدن و هم گوش کردن برای ارتباط موثر لازم است. هریک از ما ممکن است یکی از این دو هنر را بلد نباشیم، اما با آموختن آنها می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم. مطمئنا تا زمانی که هر دو طرف در زندگی مشترک تصمیم نگیرند باهم ارتباط برقرار کنند ازدواجشان به موفقیت نمی‌رسد. در اینجا به برخی موانع مهم در برقراری ارتباط موثر پس از ازدواج می‌پردازیم:<br />
<br />
نداشتن اعتماد به نفس یکی از زوجین: نداشتن عزت نفس یکی از بزرگ‌ترین موانع ارتباط پس از ازدواج است. خیلی از ما بنا به دلایلی با احساس بی‌کفایتی بزرگ شده‌ایم. مدام به شکست‌هایمان فکر می‌کنیم و موفقیت‌هایمان را بسختی به یاد می‌آوریم، در برخورد با هر کس احساس خطر می‌کنیم. بنابراین وقتی ازدواج می‌کنیم از ترس طرد شدن یا شکست‌خوردن عقایدمان را مطرح نمی‌کنیم غافل از این‌که نداشتن اعتماد به نفس بیش از هر عامل دیگری عوارض اختلال روانی را ایجاد می‌کند و یکی از مهم‌‌ترین عوامل افسردگی در زنان است. مسلما شما نقطه ضعف‌هایی دارید، حتما شکست‌هایی هم خورده‌اید، اما نقطه‌قوت هم دارید و می‌توانید در بسیاری زمینه‌ها موفق شوید. در هر کاری نهایت تلاش خود را به کار گیرید. از تمام قابلیت‌هایتان استفاده کنید و نگران چیزهایی که خارج از کنترل شما هستند، نباشید. اگر همسرتان اعتماد به نفس ندارد و دوستش دارید به او نیز کمک کنید تا گذشته را بپذیرد و روی آینده تمرکز کند. به کمک محبت و توجه می‌توانید اعتماد به نفس همسرتان را بالا ببرید، این عمل شما یعنی پذیرش، عشق، درک و تشویق. با این کار در واقع جهت را به او نشان می‌دهید و این کار به جای یاس و نومیدی، نگرش مثبت را می‌نشاند و این یعنی رشد در زندگی مشترک.<br />
<br />
نمی‌خواهیم همسرمان را برنجانیم: خیلی از زن و شوهر‌ها به خاطر این‌که همسرشان را نرنجانند از ابراز عقیده‌شان خودداری می‌کنند. آنها فکر می‌کنند اگر صادق باشند، همسرشان ناراحت می‌شود. با این کار ما به یکدیگر مثلا مهربانی می‌کنیم. انگار که بچه هستیم. شاید تصورمان درست باشد، اما اگر قرار باشد مثل بزرگسالان با هم رابطه برقرار نکنیم چطور می‌توانیم با این طرز برخورد، بالغ شویم؟ البته منظور این نیست که به بهانه صداقت تمام احساسات منفی و دق‌دلی‌هایتان را برسر همسرتان خالی کنید. هدف این است حقیقتی را که وجود دارد با عشق و محبت بگوییم. هدفمان رشد رابطه است نه ویرانگری. این نکته مهم را هم به یاد داشته باشید. شما نباید بیش از اندازه و به صورت افراطی از همسرتان حمایت کنید چون ممکن است بعد به ضررتان تمام شود.<br />
<br />
خودخواهی یکی از همسران: خودخواهی در زندگی زناشویی یکی از موانع ارتباط و وحدت همسران است. ما ذاتا تمایل داریم به جهت مخالف برویم «نظر من همیشه درسته، فکر نمی‌کنی نظر تو اشتباهه». نقطه مقابل خودخواهی، عشق ایثارگرانه است که بزرگ‌ترین هدیه است که می‌توانیم به همسرمان بدهیم، اما تا زمانی که دست از خودخواهی‌مان بر نداریم این کار غیرممکن است. در رابطه با خودخواهی همسرتان شما صد درصد موفق نمی‌شوید آن را از بین ببرید، اما کار مهمی که می‌توانید انجام دهید این است که در رابطه با خودخواهی خودتان کاری کنید که برای همسرتان سرمشق شوید چرا که بیشتر ما به الگوی عشق و محبت پاسخ مثبت می‌دهیم.<br />
<br />
عصبانی بودن یکی از طرفین: مسلما خشم و عصبانیت مانعی بر سر راه ارتباط است. وقتی کسی عصبانی است، برقراری ارتباط با او اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار است. خشم اگر درست کنترل شود می‌تواند حوزه‌ای از رابطه‌تان را که محتاج توجه است، آشکار کند. اگر در رابطه‌تان یکدفعه دچار خشم شدید یا احساس کردید همسرتان از کوره در رفته، وقتی آرام شدید برگردید و دوباره درباره مشکل مورد بحث با همسرتان گفت‌وگو کنید. اگر بگذارید خشم شما را کنترل کند باعث جدایی‌تان می‌شود نه یکی شدن. خشم همیشه آدم‌ها را از هم جدا می‌کند، اما مهار خشم می‌تواند شما را به هم نزدیک کند.<br />
<br />
خودداری از حرف‌زدن: معمولا یکی از مشکلات زوج‌ها که بعد از ازدواج بیشتر متوجه آن می‌شوند این است که یکی از آنها از حرف‌زدن خودداری می‌کند و اغلب این مردان هستند که ساکت و خاموشند. همه ما در شخصیت‌مان نقاط قوت و ضعفی داریم، شاید بنا به دلایلی در دوران کودکی‌مان گوشه‌گیر و درونگرا شده‌ایم، اما این به آن معنا نیست که نمی‌توانیم یاد بگیریم درباره مسائل و تجارب‌مان با همسرمان صحبت کنیم تا لذت یکی بودن را تجربه کنیم. حرف زدن را می‌توانیم از مسائلی که در طول روز برایمان اتفاق افتاده شروع کنیم یا اگر قضیه‌ای در گذشته اتفاق افتاده و شما هنوز به خاطر آن ناراحت هستید سر صحبت را باز کنید و به همسرتان فرصت اصلاح بدهید. اگر نمی‌توانید مشکلتان را با کلام بگویید می‌توانید آن را در نامه‌ای بنویسید و از همسرتان بخواهید آن را در حضور شما بخواند. به هر حال باید درباره مسائل صحبت کنید چرا که تا وقتی ارتباط برقرار نکنید همسرتان ابدا نمی‌فهمد شما مثلا از آن اتفاقی که افتاده هنوز ناراحتید یا نمی‌تواند درک کند خواسته‌تان چیست. مطمئن باشید زندگی زناشویی ارزش تغییر دارد.<br />
<br />
از خودتان شروع کنید<br />
<br />
ـ هنگامی که همسرتان مشغول تماشای تلویزیون است بدون آن که هیچ حرفی بزنید فقط کنارش بنشینید. قرار نیست کار دیگری انجام دهید.<br />
<br />
ـ هنگامی که صبح از یکدیگر جدا می‌شوید از همدیگر خداحافظی کنید.<br />
<br />
ـ هنگام راه رفتن دست او را بگیرید این نشان می‌دهد برای لذت‌بردن از یکدیگر راه‌های ساده‌ای وجود دارد.<br />
<br />
ـ خنده و شوخی را از یاد نبرید. اگر خواسته خود را همراه با شوخی و خنده مطرح سازید، همسرتان در برابر آن موضع دفاعی نخواهد گرفت.<br />
<br />
ـ زیاد صداقت نداشته باشید. اگر ایرادی در همسرتان است که قادر به اصلاح آن نیست (البته منظور ایرادات بزرگ نیست) تاکیدی بر آن نداشته باشید و خودتان را خسته نکنید.<br />
<br />
ـ کمتر حرف بزنید. برخی از زوجین تمایل دارند  همسرشان غیرعاطفی و خلاصه و مفید صحبت کند و زمانی را هم به او بدهد تا درباره حرف‌هایی که شنیده است فکر کند.<br />
<br />
ـ فراموش نکنید که مردان و زنان به دو زبان کاملا متفاوت صحبت می‌کنند.<br />
<br />
ـ برخی مواقع در مورد داشتن عدم توافق، توافق کنید چون بسیاری از عدم توافق‌ها بدون راه‌حل باقی‌می‌مانند.<br />
<br />
ـ به یاد داشته باشید تحسین و تمجید موجب تحکیم روابط زناشویی می‌شود، پس از آن دریغ نکنید.<br />
<br />
ـ مدام به فکر تغییر همسرتان نباشید. لطفا تغییر و بهبود در رفتار و بخصوص عادات بد را از خودتان شروع کنید . مطمئن باشید این تلاش شما برای تغییر خودتان بر دیگری هم تاثیرگذار خواهد بود.<br />
<br />
ـ خواسته‌تان را مستقیم بیان کنید، مثلا اگر همسرتان روز تولدتان را فراموش می‌کند و هدیه‌ای هم برایتان نمی‌خرد می‌توانید تاریخ را با ماژیک روی آینه اتاقتان بنویسید. این مانع بدخلقی شما و احساس گناه او می‌شود.<br />
<br />
ـ عکس همسرتان را در کیف خود بگذارید.<br />
<br />
ـ به همسرتان به صورت کلامی بگویید که دوستش دارید.<br />
<br />
ـ به سرکارش زنگ بزنید و بگویید فقط می‌خواستم صداتو بشنوم، دلم برات تنگ شده بود.<br />
<br />
ـ هنگام ورود به منزل با لبخند از یکدیگر استقبال کنید نه با اخم.<br />
<br />
ـ برای همسرتان به بهانه‌های مختلف هدیه بخرید حتی در حد یک دسته گل.<br />
<br />
ـ برای همسرتان یک شعر محبت‌آمیز یا حتی یک جوک SMS کنید.<br />
<br />
اصول ارتباط سالم<br />
<br />
ـ به همسرتان «برچسب» نزنید. برچسب‌زدن در واقع زیر سوال بردن هویت کلی همسرتان است. او را کودن، دیوانه، تنبل، بی‌خاصیت و خنگ خطاب نکنید. نتیجه این برچسب‌زدن‌ها از بین رفتن اعتماد، صمیمیت و نزدیکی بین‌تان می‌شود.<br />
<br />
ـ از پیام «تو» سرزنشگر و توهین‌آمیز پرهیز کنید. «تو هیچ وقت نمی‌فهمی»، «تو فقط فکر خودتی» و جملاتی از این قبیل این پیام را به طرف مقابل می‌رساند که «تو خطا کاری و تمام تقصیر‌ها هم به گردن توست.»<br />
<br />
ـ از پرداختن (نشخوار ذهنی) به گذشته‌ها پرهیز کنید. وقتی عصبانی هستید هرگز مسائل گذشته را مطرح نکنید. با برگشت به گذشته در واقع دلیل و مدرک برای ضعف و کاستی‌های همسرتان جمع‌آوری می‌کنید و پیام‌تان این است «تو بدی، تو بدی، تو بدی، تو همیشه این عیب را داشتی و اصلا بهتر هم نمی‌شوی» در نتیجه فاصله‌هایتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.<br />
<br />
ـ همسرتان را تهدید نکنید. «اگر به خانه مادرت بروی...»، «اگر فلان کار را انجام دهی...» پیام این تهدیدها این است که تو بدی و من قصد دارم حتما تو را تنبیه کنم.<br />
<br />
ـ زبان بدن «باز» و «پذیرنده» داشته باشید. وقتی لب‌هایتان را می‌گزید، اخم می‌کنید، دندان‌هایتان را به هم فشار می‌دهید، چپ‌چپ به همسرتان نگاه می‌کنید یا با شک و تردید یا تنفر به او خیره می‌شوید، زبان بدنتان با صدای بلند و واضح می‌گوید «شما قصد ندارید ارتباط درست و موثری با همسرتان داشته باشید .»<br />
<br />
پس از ازدواج خرافه‌ها را فراموشکنید<br />
<br />
خرافه شماره یک: ازدواج خود به خود موجب خوشبختی می‌شود.<br />
<br />
افراد خوشبخت بخوبی می‌دانند  خوشبختی در حیطه ازدواج و خوشبختی فردی همواره یکسان نیست. آنها می‌دانند در شکل‌گیری احساس خوشبختی در یک زندگی مشترک متعهدانه و همراه با عقل و درایت، احساس خوشبختی فردی نقش بسیار مهمی دارد، اما آنها ابتدا به خوشبختی در حیطه مشترک خود و همسرشان اهمیت می‌دهند. افراد بعد از ازدواج باید میان علایق شخصی و آنچه سبب تقویت زندگی مشترکشان می‌شود، تعادل برقرار کنند و این حقیقت را در نظر بگیرند که چشم‌پوشی از علایق شخصی به خاطر فردی که دوستش داریم جزءلاینفک و ضروری یک رابطه صمیمانه به شمار می‌رود و هنگامی که چنین حقیقتی در حیطه ازدواج نادیده گرفته شود، به معنای خودخواهی است و نتایج زیانباری برای شما و همسرتان به همراه خواهد آورد.<br />
<br />
خرافه شماره دو: یک ازدواج خوب همواره عاشقانه باقی خواهد ماند.<br />
<br />
این جمله را که «دوستش دارم اما عاشقش نیستم» را از زبان بسیاری از زوجین بعد از ازدواج شنیده‌ایم. متاسفانه این جمله در بسیاری از ازدواج‌های ناموفق به چشم می‌خورد. هنگامی که فردی می‌گوید همسرش را دوست دارد ولی عاشق او نیست به معنای این است که همسرش جذابیت روزهای اول آشنایی را ندارد. خاموش شدن شعله‌های عشق پرشور چیزی است که تقریبا در همه ازدواج‌ها رخ می‌دهد. این احساس شورانگیز در برخی زوجین تا چند سال دوام می‌آورد و در برخی زوجین نیز تنها پس از چند ماه که از ازدواجشان می‌گذرد، فروکش می‌کند، اما باید دانست حتی در چنین شرایط ناامیدکننده‌ای هنوز عشق وجود دارد، اما فقط شکل آن تغییر یافته است زیرا اگر عشق رمانتیک همچنان باقی بماند و زوجین در تمام لحظه‌ها مشتاقانه درگیر وجود یکدیگر باشند، زوجین نمی‌توانند به مسائل شغلی، پرورش فرزند و روابط اجتماعی بپردازند.<br />
<br />
خرافه شماره سه: در یک ازدواج موفق انجام کارهای خانه و مراقبت از بچه‌ها به‌طور عادلانه میان زن و شوهر تقسیم می‌شود.<br />
<br />
گاهی اوقات محققان دست به تحقیقات گسترده، بلندمدت و پرهزینه می‌زنند تا چیزی را کشف کنند که از قبل مشخص است و نیازی به کشف کردن ندارد، تقسیم عادلانه کار خانه یکی از این مسائل است. به خاطر انجام کارهای منزل هیچ‌گاه اوقات خود را تلخ نکنید. خانم‌ها باید این را بدانند که در این دوران با این‌که تقسیم یا تصور تقسیم ناعادلانه کارهای خانه موجب درگیری بسیاری از زوجین شده است، زنان بسیاری هستند که با این‌که همه کارها به تنهایی انجام می‌دهند، از زندگی مشترک خود رضایت دارند. پس نه این خرافه را باور کنید نه به خاطر آن با شوهر خود بجنگید.<br />
<br />
خرافه شماره چهار: اگر از ازدواج خود ناراضی هستید طلاق بهترین راه‌حل است.<br />
<br />
این نکته قابل قبول است که گاهی رفتارهای مخرب یک فرد از قبیل اعتیاد، اعمال غیرقانونی و اختلالات شدید روانی چاره‌ای جز طلاق برای همسر او باقی نمی‌گذارد، اما واقعیت این است که بسیاری از دلایل اقدام به طلاق فرد به خاطر موارد بیخود است. نیازی به توضیح ندارد که هیچ زن و شوهری در تمام موارد زندگی با یکدیگر توافق نظر ندارند. اختلاف در طرز تفکر به ما این فرصت را می‌دهد که چگونه از نگاه دیگری به مسائل نگاه کنیم و در صورت لزوم از خود انعطاف‌پذیری نشان دهیم. پس از ازدواج یادمان باشد ازدواج به تنهایی نمی‌تواند خوشبختی فرد را ضمانت کند، بلکه خوشبختی چیزی است که زن و شوهر باید آن را با تلاشی پیگیر دنبال کرده و به آن دست یابند پس با کوچک‌ترین اختلافی به فکر طلاق نباشید. (ضمیمه چاردیواری)<br />
<br />
تابناک]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[محافظت از عشق پس از ازدواج <br />
معمولا یکی از مشکلات زوج‌ها که بعد از ازدواج بیشتر متوجه آن می‌شوند این است که یکی از آنها از حرف‌زدن خودداری می‌کند و اغلب این مردان هستند که ساکت و خاموشند.<br />
براستی پس از ازدواج چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا برخی زوجین از بودن در کنار هم احساس شادمانی دارند، اما برخی دیگر با وجود همسر، آنچنان احساس انزوا و تنهایی می‌کنند که انگار اصلا ازدواجی صورت نگرفته و شخص دیگری در کنار آنان زندگی نمی‌کند.<br />
<br />
به گزارش جام جم، چرا بعضی افراد تازه ازدواج کرده با وجود اختلافات زیاد نهایتا به تفاهم می‌رسند، اما زوج‌هایی که روزی عاشق یکدیگر بودند و دوری از همدیگر را حتی برای یک لحظه طاقت نمی‌آوردند تا این حد از یکدیگر منزجر و متنفر می‌شوند.<br />
<br />
واقعیت این است که هر ازدواجی با شرایط پرتنشی مواجه و همین شرایط موجب می‌شود جوهره زوجین محک بخورد. سازگاری با دیگری، شروع شغل جدید، تولد اولین فرزند، ارتباط با افراد جدید و بیماری یکی از زوجین نمونه‌هایی از این شرایط و موقعیت‌های تنش‌زاست. نکته مهمی که در شروع ازدواج بیش از همه اهمیت دارد این است که تفاوت‌ها را بپذیریم و اصول ارتباطی موثر را رعایت کنیم. به دلایل زیستی و فرهنگی ما هرگز نباید انتظار داشته باشیم جنس مخالف ما را کاملا درک کند. با قدردانی و احترام به نبود شباهت‌های اساسی است که دوجنس مخالف می‌توانند همزیستی و وحدت هماهنگ و زندگی مشترک پایداری داشته باشند.<br />
<br />
چند قانون واقعی برای رابطه صحیح<br />
<br />
درباره احساسات و عواطف واقعی‌تان با همسرتان صادق باشید: زمانی که درباره احساسات و عواطف درونی خود صداقت نداشته باشیم، روابط ما دستخوش ناملایمات روحی و اخلاقی می‌شود. فیلم بازی‌کردن، تظاهرکردن، پنهانکاری‌ها و حتی دروغ گفتن‌ها نشانه‌های عدم صداقت در یک زندگی زناشویی است.<br />
<br />
همسرتان را دوستدار تفکر و ذهنیت خود کنید: جذاب‌ترین بخش از وجود زنان و مردان را فکر و ذهنیت آنها تشکیل می‌دهد. پس سعی کنید همسرتان را عاشق تفکر و ذهنیت خود کنید و هر گز از ظاهر و اندام خود برای شیفته‌کردن وی استفاده نکنید؛ چراکه این امر، واهی و زودگذر است و با گذشت زمان و پیر شدن از جذابیت‌ها و زیبایی‌هایتان کم می‌شود.<br />
<br />
از نظر عاطفی ـ احساسی سخاوتمند باشید و هرگز خساست به خرج ندهید: سخاوت احساسی ـ عاطفی به این معناست که شما بدون هیچ‌گونه قید و شرطی آزادانه عشق، محبت و قدردانی و تشکر خود را به همسرتان ابراز کنید. البته منظور این نیست که هر پنج دقیقه یکبار قربان صدقه او بروید، بلکه باید سنجیده و مناسب سخاوت خود را نشان دهید.<br />
<br />
به همسرتان تعهد روحی ـ قلبی داشته باشید، البته این تعهد باید دوجانبه باشد: به خاطر داشته باشید مراسم ازدواج باشکوه، حلقه الماس، شیک‌ترین لباس عروسی یا دامادی هیچ کدام نمی‌تواند به شما در داشتن یک ازدواج موفق و شاد کمک کند و تنها تعهد احساسی ـ عاطفی است که زندگی مشترکتان را تا پایان عمر ضمانت می‌کند.<br />
<br />
گفت‌وگوی موثر با همسرتان را یاد بگیرید<br />
<br />
 گفت‌وگو کردن یا گفت‌وگو نکردن، مساله این است و کلید موفقیت یا شکست در ازدواج همین‌جاست. تجربه مشاوران خانواده نشان می‌دهد 50 درصد زوج‌هایی که برای درخواست کمک می‌آیند، مشکل اصلی‌شان را عدم ارتباط و گفت‌وگو با همسر خود می‌دانند. وقتی پس از ازدواج ما ارتباط برقرار نمی‌کنیم، جریان زندگی را بند و مرداب راکدی از احساس ترحم به حال خود به وجود می‌آوریم. ما احساس تنهایی می‌کنیم، زیرا تنها هستیم. ما همسرمان را کنار گذاشته‌ایم و از زندگی با هم سر باز می‌زنیم. شاید هنوز با هم در یک خانه زندگی می‌کنیم، اما به صورت دو انسان تنها زندگی می‌کنیم، نه یک زوج واحد. خیلی‌ها در زندگی مشترکشان تنها و بی‌ارتباط هستند و این تنها بودن اصلا خوب نیست.<br />
<br />
بر خلاف رویاهای دور و درازی که پیش از ازدواج داشتیم، ارتباط و گفت‌وگو به صورت خودکار و طبیعی به وجود نمی‌آید. از سوی دیگر برخلاف آنچه بعضی زوج‌ها تصور می‌کنند، ارتباط برقرار کردن غیرممکن نیست. چنان که ما بخواهیم با هم یکی شویم و از آن احساس گرم زندگی که عمیق‌ترین لذت و رضایت خاطر انسان است، بهره‌مند باشیم باید ارتباط درست برقرار کنیم. تا زمانی که به یکدیگر اعتماد و با هم ارتباط برقرار نکنیم نمی‌توانیم همدیگر را بشناسیم و احساس خوبی داشته باشیم. هم حرف زدن و هم گوش کردن برای ارتباط موثر لازم است. هریک از ما ممکن است یکی از این دو هنر را بلد نباشیم، اما با آموختن آنها می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم. مطمئنا تا زمانی که هر دو طرف در زندگی مشترک تصمیم نگیرند باهم ارتباط برقرار کنند ازدواجشان به موفقیت نمی‌رسد. در اینجا به برخی موانع مهم در برقراری ارتباط موثر پس از ازدواج می‌پردازیم:<br />
<br />
نداشتن اعتماد به نفس یکی از زوجین: نداشتن عزت نفس یکی از بزرگ‌ترین موانع ارتباط پس از ازدواج است. خیلی از ما بنا به دلایلی با احساس بی‌کفایتی بزرگ شده‌ایم. مدام به شکست‌هایمان فکر می‌کنیم و موفقیت‌هایمان را بسختی به یاد می‌آوریم، در برخورد با هر کس احساس خطر می‌کنیم. بنابراین وقتی ازدواج می‌کنیم از ترس طرد شدن یا شکست‌خوردن عقایدمان را مطرح نمی‌کنیم غافل از این‌که نداشتن اعتماد به نفس بیش از هر عامل دیگری عوارض اختلال روانی را ایجاد می‌کند و یکی از مهم‌‌ترین عوامل افسردگی در زنان است. مسلما شما نقطه ضعف‌هایی دارید، حتما شکست‌هایی هم خورده‌اید، اما نقطه‌قوت هم دارید و می‌توانید در بسیاری زمینه‌ها موفق شوید. در هر کاری نهایت تلاش خود را به کار گیرید. از تمام قابلیت‌هایتان استفاده کنید و نگران چیزهایی که خارج از کنترل شما هستند، نباشید. اگر همسرتان اعتماد به نفس ندارد و دوستش دارید به او نیز کمک کنید تا گذشته را بپذیرد و روی آینده تمرکز کند. به کمک محبت و توجه می‌توانید اعتماد به نفس همسرتان را بالا ببرید، این عمل شما یعنی پذیرش، عشق، درک و تشویق. با این کار در واقع جهت را به او نشان می‌دهید و این کار به جای یاس و نومیدی، نگرش مثبت را می‌نشاند و این یعنی رشد در زندگی مشترک.<br />
<br />
نمی‌خواهیم همسرمان را برنجانیم: خیلی از زن و شوهر‌ها به خاطر این‌که همسرشان را نرنجانند از ابراز عقیده‌شان خودداری می‌کنند. آنها فکر می‌کنند اگر صادق باشند، همسرشان ناراحت می‌شود. با این کار ما به یکدیگر مثلا مهربانی می‌کنیم. انگار که بچه هستیم. شاید تصورمان درست باشد، اما اگر قرار باشد مثل بزرگسالان با هم رابطه برقرار نکنیم چطور می‌توانیم با این طرز برخورد، بالغ شویم؟ البته منظور این نیست که به بهانه صداقت تمام احساسات منفی و دق‌دلی‌هایتان را برسر همسرتان خالی کنید. هدف این است حقیقتی را که وجود دارد با عشق و محبت بگوییم. هدفمان رشد رابطه است نه ویرانگری. این نکته مهم را هم به یاد داشته باشید. شما نباید بیش از اندازه و به صورت افراطی از همسرتان حمایت کنید چون ممکن است بعد به ضررتان تمام شود.<br />
<br />
خودخواهی یکی از همسران: خودخواهی در زندگی زناشویی یکی از موانع ارتباط و وحدت همسران است. ما ذاتا تمایل داریم به جهت مخالف برویم «نظر من همیشه درسته، فکر نمی‌کنی نظر تو اشتباهه». نقطه مقابل خودخواهی، عشق ایثارگرانه است که بزرگ‌ترین هدیه است که می‌توانیم به همسرمان بدهیم، اما تا زمانی که دست از خودخواهی‌مان بر نداریم این کار غیرممکن است. در رابطه با خودخواهی همسرتان شما صد درصد موفق نمی‌شوید آن را از بین ببرید، اما کار مهمی که می‌توانید انجام دهید این است که در رابطه با خودخواهی خودتان کاری کنید که برای همسرتان سرمشق شوید چرا که بیشتر ما به الگوی عشق و محبت پاسخ مثبت می‌دهیم.<br />
<br />
عصبانی بودن یکی از طرفین: مسلما خشم و عصبانیت مانعی بر سر راه ارتباط است. وقتی کسی عصبانی است، برقراری ارتباط با او اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار است. خشم اگر درست کنترل شود می‌تواند حوزه‌ای از رابطه‌تان را که محتاج توجه است، آشکار کند. اگر در رابطه‌تان یکدفعه دچار خشم شدید یا احساس کردید همسرتان از کوره در رفته، وقتی آرام شدید برگردید و دوباره درباره مشکل مورد بحث با همسرتان گفت‌وگو کنید. اگر بگذارید خشم شما را کنترل کند باعث جدایی‌تان می‌شود نه یکی شدن. خشم همیشه آدم‌ها را از هم جدا می‌کند، اما مهار خشم می‌تواند شما را به هم نزدیک کند.<br />
<br />
خودداری از حرف‌زدن: معمولا یکی از مشکلات زوج‌ها که بعد از ازدواج بیشتر متوجه آن می‌شوند این است که یکی از آنها از حرف‌زدن خودداری می‌کند و اغلب این مردان هستند که ساکت و خاموشند. همه ما در شخصیت‌مان نقاط قوت و ضعفی داریم، شاید بنا به دلایلی در دوران کودکی‌مان گوشه‌گیر و درونگرا شده‌ایم، اما این به آن معنا نیست که نمی‌توانیم یاد بگیریم درباره مسائل و تجارب‌مان با همسرمان صحبت کنیم تا لذت یکی بودن را تجربه کنیم. حرف زدن را می‌توانیم از مسائلی که در طول روز برایمان اتفاق افتاده شروع کنیم یا اگر قضیه‌ای در گذشته اتفاق افتاده و شما هنوز به خاطر آن ناراحت هستید سر صحبت را باز کنید و به همسرتان فرصت اصلاح بدهید. اگر نمی‌توانید مشکلتان را با کلام بگویید می‌توانید آن را در نامه‌ای بنویسید و از همسرتان بخواهید آن را در حضور شما بخواند. به هر حال باید درباره مسائل صحبت کنید چرا که تا وقتی ارتباط برقرار نکنید همسرتان ابدا نمی‌فهمد شما مثلا از آن اتفاقی که افتاده هنوز ناراحتید یا نمی‌تواند درک کند خواسته‌تان چیست. مطمئن باشید زندگی زناشویی ارزش تغییر دارد.<br />
<br />
از خودتان شروع کنید<br />
<br />
ـ هنگامی که همسرتان مشغول تماشای تلویزیون است بدون آن که هیچ حرفی بزنید فقط کنارش بنشینید. قرار نیست کار دیگری انجام دهید.<br />
<br />
ـ هنگامی که صبح از یکدیگر جدا می‌شوید از همدیگر خداحافظی کنید.<br />
<br />
ـ هنگام راه رفتن دست او را بگیرید این نشان می‌دهد برای لذت‌بردن از یکدیگر راه‌های ساده‌ای وجود دارد.<br />
<br />
ـ خنده و شوخی را از یاد نبرید. اگر خواسته خود را همراه با شوخی و خنده مطرح سازید، همسرتان در برابر آن موضع دفاعی نخواهد گرفت.<br />
<br />
ـ زیاد صداقت نداشته باشید. اگر ایرادی در همسرتان است که قادر به اصلاح آن نیست (البته منظور ایرادات بزرگ نیست) تاکیدی بر آن نداشته باشید و خودتان را خسته نکنید.<br />
<br />
ـ کمتر حرف بزنید. برخی از زوجین تمایل دارند  همسرشان غیرعاطفی و خلاصه و مفید صحبت کند و زمانی را هم به او بدهد تا درباره حرف‌هایی که شنیده است فکر کند.<br />
<br />
ـ فراموش نکنید که مردان و زنان به دو زبان کاملا متفاوت صحبت می‌کنند.<br />
<br />
ـ برخی مواقع در مورد داشتن عدم توافق، توافق کنید چون بسیاری از عدم توافق‌ها بدون راه‌حل باقی‌می‌مانند.<br />
<br />
ـ به یاد داشته باشید تحسین و تمجید موجب تحکیم روابط زناشویی می‌شود، پس از آن دریغ نکنید.<br />
<br />
ـ مدام به فکر تغییر همسرتان نباشید. لطفا تغییر و بهبود در رفتار و بخصوص عادات بد را از خودتان شروع کنید . مطمئن باشید این تلاش شما برای تغییر خودتان بر دیگری هم تاثیرگذار خواهد بود.<br />
<br />
ـ خواسته‌تان را مستقیم بیان کنید، مثلا اگر همسرتان روز تولدتان را فراموش می‌کند و هدیه‌ای هم برایتان نمی‌خرد می‌توانید تاریخ را با ماژیک روی آینه اتاقتان بنویسید. این مانع بدخلقی شما و احساس گناه او می‌شود.<br />
<br />
ـ عکس همسرتان را در کیف خود بگذارید.<br />
<br />
ـ به همسرتان به صورت کلامی بگویید که دوستش دارید.<br />
<br />
ـ به سرکارش زنگ بزنید و بگویید فقط می‌خواستم صداتو بشنوم، دلم برات تنگ شده بود.<br />
<br />
ـ هنگام ورود به منزل با لبخند از یکدیگر استقبال کنید نه با اخم.<br />
<br />
ـ برای همسرتان به بهانه‌های مختلف هدیه بخرید حتی در حد یک دسته گل.<br />
<br />
ـ برای همسرتان یک شعر محبت‌آمیز یا حتی یک جوک SMS کنید.<br />
<br />
اصول ارتباط سالم<br />
<br />
ـ به همسرتان «برچسب» نزنید. برچسب‌زدن در واقع زیر سوال بردن هویت کلی همسرتان است. او را کودن، دیوانه، تنبل، بی‌خاصیت و خنگ خطاب نکنید. نتیجه این برچسب‌زدن‌ها از بین رفتن اعتماد، صمیمیت و نزدیکی بین‌تان می‌شود.<br />
<br />
ـ از پیام «تو» سرزنشگر و توهین‌آمیز پرهیز کنید. «تو هیچ وقت نمی‌فهمی»، «تو فقط فکر خودتی» و جملاتی از این قبیل این پیام را به طرف مقابل می‌رساند که «تو خطا کاری و تمام تقصیر‌ها هم به گردن توست.»<br />
<br />
ـ از پرداختن (نشخوار ذهنی) به گذشته‌ها پرهیز کنید. وقتی عصبانی هستید هرگز مسائل گذشته را مطرح نکنید. با برگشت به گذشته در واقع دلیل و مدرک برای ضعف و کاستی‌های همسرتان جمع‌آوری می‌کنید و پیام‌تان این است «تو بدی، تو بدی، تو بدی، تو همیشه این عیب را داشتی و اصلا بهتر هم نمی‌شوی» در نتیجه فاصله‌هایتان بیشتر و بیشتر خواهد شد.<br />
<br />
ـ همسرتان را تهدید نکنید. «اگر به خانه مادرت بروی...»، «اگر فلان کار را انجام دهی...» پیام این تهدیدها این است که تو بدی و من قصد دارم حتما تو را تنبیه کنم.<br />
<br />
ـ زبان بدن «باز» و «پذیرنده» داشته باشید. وقتی لب‌هایتان را می‌گزید، اخم می‌کنید، دندان‌هایتان را به هم فشار می‌دهید، چپ‌چپ به همسرتان نگاه می‌کنید یا با شک و تردید یا تنفر به او خیره می‌شوید، زبان بدنتان با صدای بلند و واضح می‌گوید «شما قصد ندارید ارتباط درست و موثری با همسرتان داشته باشید .»<br />
<br />
پس از ازدواج خرافه‌ها را فراموشکنید<br />
<br />
خرافه شماره یک: ازدواج خود به خود موجب خوشبختی می‌شود.<br />
<br />
افراد خوشبخت بخوبی می‌دانند  خوشبختی در حیطه ازدواج و خوشبختی فردی همواره یکسان نیست. آنها می‌دانند در شکل‌گیری احساس خوشبختی در یک زندگی مشترک متعهدانه و همراه با عقل و درایت، احساس خوشبختی فردی نقش بسیار مهمی دارد، اما آنها ابتدا به خوشبختی در حیطه مشترک خود و همسرشان اهمیت می‌دهند. افراد بعد از ازدواج باید میان علایق شخصی و آنچه سبب تقویت زندگی مشترکشان می‌شود، تعادل برقرار کنند و این حقیقت را در نظر بگیرند که چشم‌پوشی از علایق شخصی به خاطر فردی که دوستش داریم جزءلاینفک و ضروری یک رابطه صمیمانه به شمار می‌رود و هنگامی که چنین حقیقتی در حیطه ازدواج نادیده گرفته شود، به معنای خودخواهی است و نتایج زیانباری برای شما و همسرتان به همراه خواهد آورد.<br />
<br />
خرافه شماره دو: یک ازدواج خوب همواره عاشقانه باقی خواهد ماند.<br />
<br />
این جمله را که «دوستش دارم اما عاشقش نیستم» را از زبان بسیاری از زوجین بعد از ازدواج شنیده‌ایم. متاسفانه این جمله در بسیاری از ازدواج‌های ناموفق به چشم می‌خورد. هنگامی که فردی می‌گوید همسرش را دوست دارد ولی عاشق او نیست به معنای این است که همسرش جذابیت روزهای اول آشنایی را ندارد. خاموش شدن شعله‌های عشق پرشور چیزی است که تقریبا در همه ازدواج‌ها رخ می‌دهد. این احساس شورانگیز در برخی زوجین تا چند سال دوام می‌آورد و در برخی زوجین نیز تنها پس از چند ماه که از ازدواجشان می‌گذرد، فروکش می‌کند، اما باید دانست حتی در چنین شرایط ناامیدکننده‌ای هنوز عشق وجود دارد، اما فقط شکل آن تغییر یافته است زیرا اگر عشق رمانتیک همچنان باقی بماند و زوجین در تمام لحظه‌ها مشتاقانه درگیر وجود یکدیگر باشند، زوجین نمی‌توانند به مسائل شغلی، پرورش فرزند و روابط اجتماعی بپردازند.<br />
<br />
خرافه شماره سه: در یک ازدواج موفق انجام کارهای خانه و مراقبت از بچه‌ها به‌طور عادلانه میان زن و شوهر تقسیم می‌شود.<br />
<br />
گاهی اوقات محققان دست به تحقیقات گسترده، بلندمدت و پرهزینه می‌زنند تا چیزی را کشف کنند که از قبل مشخص است و نیازی به کشف کردن ندارد، تقسیم عادلانه کار خانه یکی از این مسائل است. به خاطر انجام کارهای منزل هیچ‌گاه اوقات خود را تلخ نکنید. خانم‌ها باید این را بدانند که در این دوران با این‌که تقسیم یا تصور تقسیم ناعادلانه کارهای خانه موجب درگیری بسیاری از زوجین شده است، زنان بسیاری هستند که با این‌که همه کارها به تنهایی انجام می‌دهند، از زندگی مشترک خود رضایت دارند. پس نه این خرافه را باور کنید نه به خاطر آن با شوهر خود بجنگید.<br />
<br />
خرافه شماره چهار: اگر از ازدواج خود ناراضی هستید طلاق بهترین راه‌حل است.<br />
<br />
این نکته قابل قبول است که گاهی رفتارهای مخرب یک فرد از قبیل اعتیاد، اعمال غیرقانونی و اختلالات شدید روانی چاره‌ای جز طلاق برای همسر او باقی نمی‌گذارد، اما واقعیت این است که بسیاری از دلایل اقدام به طلاق فرد به خاطر موارد بیخود است. نیازی به توضیح ندارد که هیچ زن و شوهری در تمام موارد زندگی با یکدیگر توافق نظر ندارند. اختلاف در طرز تفکر به ما این فرصت را می‌دهد که چگونه از نگاه دیگری به مسائل نگاه کنیم و در صورت لزوم از خود انعطاف‌پذیری نشان دهیم. پس از ازدواج یادمان باشد ازدواج به تنهایی نمی‌تواند خوشبختی فرد را ضمانت کند، بلکه خوشبختی چیزی است که زن و شوهر باید آن را با تلاشی پیگیر دنبال کرده و به آن دست یابند پس با کوچک‌ترین اختلافی به فکر طلاق نباشید. (ضمیمه چاردیواری)<br />
<br />
تابناک]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز]]></title>
			<link>/forum/thread-26470.html</link>
			<pubDate>Sun, 28 Sep 2014 07:35:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-26470.html</guid>
			<description><![CDATA[ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز<br />
معاون فرهنگی سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز شنبه 5 مهر ماه همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)آغاز شده و به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت.<br />
<br />
حجت‌الاسلام میرمجید قریشی اعلام کرد: در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری در ترویج سنت حسنه ازدواج در میان جوانان به ویژه دانشجویان فرهیخته و تحکیم بنیان خانواده و مهارت افزایی زوج‌های دانشجو و با تأکید بر برگزاری کارگاه‌های آموزشی، در دانشگاه‌های سراسر کشور ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز شنبه 5 مهر ماه همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)آغاز شده و به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت. بر این اساس زوج‌های دانشجوی متقاضی حضور در این برنامه‌ها که تاریخ عقد آنها از 92/07/01 لغایت 93/07/30 می باشد می‌توانند با مراجعه به سایت nahad.ir نسبت به ثبت نام خود اقدام  کنند.<br />
<br />
وی تأکید کرد: امسال نیز همچون سال های گذشته هدیه ویژه مقام معظم رهبری به زوج های دانشجو در قالب سفر زیارتی 3 روزه مشهد مقدس اهدا خواهد شد.<br />
<br />
حجت الاسلام قریشی اعلام کرد: باتوجه به دیدار اخیر دانشجویان با رهبر معظم انقلاب در ماه مبارک رمضان و تأکید معظم له به ضرورت سیاستگذاری برای ترغیب دانشجویان به ازدواج،ستاد ازدواج دانشجویی ویژه‌ برنامه‌هایی را برای ترویج ازدواج در بین دانشجویان مجرد در نظر دارد.<br />
<br />
گفتنی است پیش بینی می‌شود امسال حدود 50 هزار زوج دانشجودر این طرح شرکت نمایند.  طی چند سال برگزاری ازدواج دانشجویی، پایداری بالا و وجود کمترین میزان طلاق در ازدواج‌های دانشجویی در آمارهای رسمی ارایه شده، مشاهده می‌شود.<br />
<br />
معاون فرهنگی، سیاسی نهاد افزود: یکی از مهمترین دلایل پایین بودن آمار طلاق در میان مخاطبان طرح ازدواج دانشجویی شرکت در دوره‌های مهارت افزایی و انتخاب آگاهانه است و برای این اساس طرح دوره‌های مجازی آموزش‌های قبل و بعد از ازدواج طراحی و در آینده نزدیک ارائه خواهد شد همان گونه که در تابستان گذشته حدود 15 هزار دانشجوی مجرد در دوره‌های آموزشی قبل از ازدواج شرکت کردند.<br />
<br />
همچنین در سال گذشته و طی برگزاری هفدهمین دوره ازدواج دانشجویی (طرح همسفر تا بهشت) به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، حدود 25 هزار زوج دانشجو از بهمن ماه سال 92 تا پایان اردیبهشت 93 به مشهد الرضا (ع) مشرف شدند و از ویژه برنامه‌های زیارتی، فرهنگی،‌آموزشی و گردشگری بهره‌مند شدند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز<br />
معاون فرهنگی سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز شنبه 5 مهر ماه همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)آغاز شده و به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت.<br />
<br />
حجت‌الاسلام میرمجید قریشی اعلام کرد: در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری در ترویج سنت حسنه ازدواج در میان جوانان به ویژه دانشجویان فرهیخته و تحکیم بنیان خانواده و مهارت افزایی زوج‌های دانشجو و با تأکید بر برگزاری کارگاه‌های آموزشی، در دانشگاه‌های سراسر کشور ثبت نام هجدهمین دوره ازدواج دانشجویی از امروز شنبه 5 مهر ماه همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)آغاز شده و به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت. بر این اساس زوج‌های دانشجوی متقاضی حضور در این برنامه‌ها که تاریخ عقد آنها از 92/07/01 لغایت 93/07/30 می باشد می‌توانند با مراجعه به سایت nahad.ir نسبت به ثبت نام خود اقدام  کنند.<br />
<br />
وی تأکید کرد: امسال نیز همچون سال های گذشته هدیه ویژه مقام معظم رهبری به زوج های دانشجو در قالب سفر زیارتی 3 روزه مشهد مقدس اهدا خواهد شد.<br />
<br />
حجت الاسلام قریشی اعلام کرد: باتوجه به دیدار اخیر دانشجویان با رهبر معظم انقلاب در ماه مبارک رمضان و تأکید معظم له به ضرورت سیاستگذاری برای ترغیب دانشجویان به ازدواج،ستاد ازدواج دانشجویی ویژه‌ برنامه‌هایی را برای ترویج ازدواج در بین دانشجویان مجرد در نظر دارد.<br />
<br />
گفتنی است پیش بینی می‌شود امسال حدود 50 هزار زوج دانشجودر این طرح شرکت نمایند.  طی چند سال برگزاری ازدواج دانشجویی، پایداری بالا و وجود کمترین میزان طلاق در ازدواج‌های دانشجویی در آمارهای رسمی ارایه شده، مشاهده می‌شود.<br />
<br />
معاون فرهنگی، سیاسی نهاد افزود: یکی از مهمترین دلایل پایین بودن آمار طلاق در میان مخاطبان طرح ازدواج دانشجویی شرکت در دوره‌های مهارت افزایی و انتخاب آگاهانه است و برای این اساس طرح دوره‌های مجازی آموزش‌های قبل و بعد از ازدواج طراحی و در آینده نزدیک ارائه خواهد شد همان گونه که در تابستان گذشته حدود 15 هزار دانشجوی مجرد در دوره‌های آموزشی قبل از ازدواج شرکت کردند.<br />
<br />
همچنین در سال گذشته و طی برگزاری هفدهمین دوره ازدواج دانشجویی (طرح همسفر تا بهشت) به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، حدود 25 هزار زوج دانشجو از بهمن ماه سال 92 تا پایان اردیبهشت 93 به مشهد الرضا (ع) مشرف شدند و از ویژه برنامه‌های زیارتی، فرهنگی،‌آموزشی و گردشگری بهره‌مند شدند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...)]]></title>
			<link>/forum/thread-26463.html</link>
			<pubDate>Sun, 28 Sep 2014 04:20:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-26463.html</guid>
			<description><![CDATA[ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج<br />
<br />
شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم ۳۰ میلیون تومان آب می‌خورد<br />
<br />
کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق در کشور مساله نگران‌کننده‌ای است که کارشناسان بارها نسبت به آن هشدار داده و می‌دهند، برخی از آنها جوانان را به فرار از ازدواج و مسئولیت‌پذیری متهم می‌کنند. اما در مقابل جوانان نیز روی مشکلاتی که مانع ازدواج آنها شد​ه پافشاری کرده و معتقدند در سایه نبود شغل، درآمد، تورم و امنیت شغلی آنها نمی‌توانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند به همین دلیل شروع یک زندگی مشترک ممکن است با مشکلات جدیدی برایشان همراه باشد؛ مشکلاتی که به احتمال زیاد خیلی زود رویاهای شیرین آنها را به کابوس طلاق بدل می‌کند.<br />
<br />
جام جم به مناسبت هفته ازدواج که از چهارم مهر مصادف با اول ذی‌الحجه و سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) آغاز شده موانع ازدواج جوانان را با کارشناسان این حوزه در میان گذاشته و راه‌حل‌های آنها را بررسی کرده است.<br />
<br />
سختگیری‌های غیرمنطقی والدین یکی از مشکلاتی است که گریبان زوج‌های جوان را هنگام ازدواج می‌گیرد، برخی پدر و مادرها به دلیل چشم و همچشمی با دیگر اقوام به وضع مالی خود و فرزندشان توجهی نداشته و با برگزاری مراسم پرهزینه و در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین به قول معروف جلوی پای جوانانی که قصد ازدواج دارند، سنگ می‌اندازند.<br />
<br />
محسن ایمانی، عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس حوزه ازدواج در این باره به جام‌جم می‌گوید: باید نگرش‌های والدین در برخی موارد تغییر کند، چون سختگیری‌های آنها به یکی از موانع ازدواج جوانان تبدیل شده است. برای نمونه در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه از این موارد است.<br />
<br />
البته سختگیری نکردن به این معنا نیست که نباید حداقل‌ها را در نظر گرفت، زیرا چنانچه توقع و تعادلی در بین نباشد زوج‌ها بخوبی قدر یکدیگر را نمی‌دانند.<br />
نکته اینجاست که اغلب جوانان این روزها برای تهیه شغل با مشکل رو‌به‌رو هستند و آن دست از جوانان نیز که شغل دارند درآمدشان آنقدر پایین است که نمی‌توانند از پس هزینه‌های سنگین ازدواج بربیایند.<br />
<br />
ازدواج بی‌مایه فطیر است<br />
<br />
شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم ۳۰ میلیون تومان آب می‌خورد و در خوشبینانه‌ترین حالت وقتی زوج جوان باید بی‌خیال برگزاری مراسم در تالار و سفر ماه عسل شده و حدود ۲۰ میلیون تومان نیز برای خرید جهیزیه، مهمانی مختصر و خرید‌های ضروری دیگر کنار بگذارند. بنابراین باید تاکید کرد ​ ازدواج آسان که این روزها برخی مسئولان و کارشناسان حوزه ازدواج از آن دم می‌زنند نیز آنقدر آسان نیست. به همین دلیل مسئولان باید فکری برای برطرف شدن این مشکلات کنند.<br />
<br />
ایمانی اظهار می‌کند: امکانات جوانان برای شروع زندگی کم است، بنابراین والدین در صورتی که توان مالی دارند باید به جوانان کمک کنند، برای نمونه همان طور که در زمان مجردی حواسشان به جوانان است، چنانچه می‌توانند بعد از شروع زندگی مشترک نیز بهتر است به آنها کمک کنند.<br />
وی با تاکید بر این که در این میان مسائل اقتصادی برای جوانان​ مشکل‌سازتر است وقتی ​ بخواهند با طبقه بالاتری از خود ازدواج کنند، می‌افزاید: مشکلات اقتصادی زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که شخص بخواهد با طبقه بالاتر از خانواده‌اش ازدواج کند، برای نمونه اکنون برخی دختران با این که وضع مالی خانواده‌شان مناسب نیست، می‌خواهند با خانواده‌ای که وضع مالی مناسبی دارد ازدواج کنند یا پسرانی از طبقه متوسط قصد دارند با دختری از طبقه مرفه جامعه ازدواج کنند؛ این طرز فکرها سبب شده مشکلات اقتصادی بیشتر خودنمایی کند.<br />
<br />
یه روز خوب می‌آد<br />
<br />
مانع دیگری که سبب شده ازدواج جوانان با تاخیر انجام شده و سن ازدواج در کشورمان بالا برود، برخی توقع‌های غیرمنطقی خود جوانان است. برای نمونه بعضی از آنها تصور می‌کنند تا خانه و ماشین نداشته باشند نباید تن به ازدواج بدهند، اما نباید فراموش کرد که با شروع زندگی زناشویی زوج‌ها به کمک یکدیگر بهتر می‌توانند به این اهداف برسند.<br />
<br />
عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس یادآور می‌شود: جوانان نباید منتظر بمانند وضع مالی‌شان خوب شود بعد ازدواج کنند، زیرا افرادی که چنین تصوری دارند از سن ازدواج عبور می‌کنند، این در حالی است که با شروع زندگی مشترک خداوند نیز به آنها کمک کرده و مشکلاتشان سریع‌تر حل و فصل می‌شود.<br />
<br />
وی با اشاره به این که روابط خارج از عرف جوانان نیز یکی از موانع ازدواج است، خاطرنشان می‌کند: چنین روابطی سبب می‌شود جوانان به سمت زندگی مشترک نروند به همین علت باید آموزش‌های لازم به آنها داده شود.<br />
<br />
مساله دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که با افزایش آمار طلاق تعدادی از جوانان تجربه زندگی زناشویی را داشته‌اند و به همین علت براحتی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کنند، باید تاکید کرد این رفتار به جوانان مجرد نیز سرایت کرده و سبب بی‌میلی آنها نسبت به ازدواج می‌شود.<br />
<br />
به گفته وی، برای تغییر نگرش جوانان مسئولان بایدکارهای فرهنگی انجام دهند، برای نمونه استادان دانشگاه باید در این باره توصیه‌های مناسبی به جوانان ارائه و در کلاس‌های درس نکات زندگی را نیز به جوانان آموزش دهند.<br />
<br />
حمایت‌های دولت<br />
<br />
این در حالی است که مسئولان نیز می‌توانند با کنترل تورم و ایجاد شغل و امنیت شغلی برای جوانان، موانع ازدواج آنها را برطرف کنند. برای نمونه دولت می‌تواند با قبول بازنشستگی پیش از موعد کارمندان یا برخورد با افرادی که اکنون چند شغل و پست دولتی دارند، زمینه را برای اشتغال تعدادی از جوانان بیکار آماده کند.<br />
ایمانی عنوان می‌کند: مسئولان باید به جوانان مسکن ارزان‌قیمت داده و مقدمات صاحبخانه شدن آنها را فراهم کنند.<br />
<br />
امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: تمام موانع موجود از سوی دولت قابل حل و فصل نیست، چون اگر دولت همه امکانات را نیز در اختیار داشته باشد، نمی‌تواند مشکل ازدواج نکردن جوانان را برطرف کند، هرچند دولت در ایجاد سبک زندگی نقش دارد که البته اثر غیرمستقیم رفتار دولت‌هاست.<br />
<br />
نکته اینجاست که دولت در اعطای کمک‌های اقتصادی به جوانان نیز مشکلات جدی دارد و نتوانسته کارهای لازم را انجام بدهد. برای نمونه وام ازدواج تا مدتی قبل پرداخت نمی‌شد و حالا که دوباره روند پرداخت آن به صورت محدود آغاز شده، مبلغ آن تناسبی با رشد تورم ندارد.<br />
<br />
تغییر سبک زندگی<br />
<br />
غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: اکنون سبک زندگی خانواده‌ها تغییر کرده، توقعات آنها بالا رفته و دیگر تمایلی به برگزاری مراسم ساده ​ جشن ازدواج ندارند. در چنین شرایطی اگر بخواهیم ازدواج آسان را مطرح کنیم، باید طرحی ارائه دهیم که با سبک زندگی حال حاضر خانواده‌ها همخوانی داشته باشد.<br />
<br />
مسئولان باید با سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های فرهنگی، جوانان و خانواده‌ها را نسبت به عواقب برگزاری مراسم پرهزینه ازدواج آگاه کنند؛ زیرا تعداد زیادی از جوانان به دلیل هزینه‌های غیرمنطقی در سال‌های اول زندگی خود بدهکار شده و روزهای زندگی آنها به جای خوشی و آرامش، تحت تاثیر قسط و بدهکاری‌ها رو به تلخی می‌گذارد.<br />
<br />
این در حالی است که وقتی جوانان معنای واقعی زندگی آرام را درک کنند، به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند به صورت پله‌ای نیازهای خود را برطرف کنند، به این شکل زوج‌های جوان اصراری برای داشتن خانه و خودرو در شروع زندگی نخواهند داشت.<br />
<br />
ایمانی بیان می‌کند: چنین مشکلاتی فرهنگی است، اما نباید فراموش کرد ​ رفع مشکلات فرهنگی و تغییر رفتارهایی اینچنینی به زمان نیاز دارد. برای نمونه در چند سال گذشته خیلی از خانواده‌ها طرفدار برگزاری مراسم پرهزینه شده‌اند و برای تغییر دیدگاه آنها باید کار فرهنگی کرد که به زمان نیاز دارد.<br />
<br />
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور می‌شود: سبک زندگی به خانواده مربوط است، اکنون فرهنگ فردگرایی در حال شیوع است. برای حل این معضل نیز تمام نهاد‌های حاکمیتی و مردم باید تلاش کنند.<br />
<br />
قاضی‌زاده هاشمی برای مثال به وضع خانواده‌ها در زمان جنگ جهانی اول اشاره و خاطرنشان می‌کند: در زمان جنگ جهانی اول حدود شش میلیون ایرانی در مدت چهار سال به دلیل شدت فقر و گرسنگی فوت کردند به همین دلیل جمعیت ۲۶ میلیونی آن زمان کشور به حدود ۱۹ میلیون رسید، اما در همان ایام سن ازدواج پایین بود؛ یعنی با توجه به وجود مشکلات زیاد پاسخ دادن به نیاز ازدواج جوانان اولویت خانواده‌ها بود.<br />
<br />
به گفته وی، یکی از اولویت‌های خانواده‌ها باید پرداختن به ازدواج فرزندان باشد، ولی این اولویت با گذشت زمان کمرنگ شده است.<br />
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که برای رفع موانع ازدواج چنین مسائلی باید احیا شود، ابراز می‌کند: حل مشکل ازدواج جوانان نیاز به کار آسیب‌شناسی عمیق دارد.<br />
<br />
به عمل کار برآید، نه به حرف<br />
<br />
چند سالی است ​ در هفته ازدواج مسئولان به مناسبت این هفته نشست‌های خبری برگزار می‌کنند، اما نکته اینجاست که چنین نشست‌هایی گرهی از کار جوانان باز نمی‌کند، زیرا به نظر می‌رسد مسئولان نیز در حد کارشناسان این حوزه عمل کرده و فقط به ارائه توصیه و بیان مشکلات بسنده می‌کنند، ولی وظیفه مسئولان چیز دیگری است، به همین علت جوانان از آنها توقع دارند برای حل مشکلاتشان گام‌های عملی بردارند، زیرا این روزها همه از مشکلات جوانان باخبر هستند و تکرار این نکات دردی از جوانان دوا نمی‌کند.<br />
<br />
عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس تصریح می‌کند: برگزاری نشست خبری و دم زدن از مشکلات جوانان​ دردی را دوا نمی‌کند، مسئولان باید خبر از اقدامات واقعی بدهند، مهم است که آنها بگویند چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی می‌خواهند انجام بدهند، در واقع مسئولان نباید به توصیه و بیان مشکلات جوانان بسنده کنند، آنها باید با امکاناتی که در اختیار دارند ​ ازدواج را تسهیل کنند.<br />
<br />
جوانان از مسئولان توقع دارند در چنین مناسبت‌هایی خبرهایی مانند افزایش وام ازدواج، آسان شدن دریافت کمک هزینه‌ها، ایجاد اشتغال و اختصاص تالارهایی با هزینه کم برای برگزاری جشن ازدواج را بخوانند و بشنوند.<br />
تابناک]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج<br />
<br />
شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم ۳۰ میلیون تومان آب می‌خورد<br />
<br />
کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق در کشور مساله نگران‌کننده‌ای است که کارشناسان بارها نسبت به آن هشدار داده و می‌دهند، برخی از آنها جوانان را به فرار از ازدواج و مسئولیت‌پذیری متهم می‌کنند. اما در مقابل جوانان نیز روی مشکلاتی که مانع ازدواج آنها شد​ه پافشاری کرده و معتقدند در سایه نبود شغل، درآمد، تورم و امنیت شغلی آنها نمی‌توانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند به همین دلیل شروع یک زندگی مشترک ممکن است با مشکلات جدیدی برایشان همراه باشد؛ مشکلاتی که به احتمال زیاد خیلی زود رویاهای شیرین آنها را به کابوس طلاق بدل می‌کند.<br />
<br />
جام جم به مناسبت هفته ازدواج که از چهارم مهر مصادف با اول ذی‌الحجه و سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) آغاز شده موانع ازدواج جوانان را با کارشناسان این حوزه در میان گذاشته و راه‌حل‌های آنها را بررسی کرده است.<br />
<br />
سختگیری‌های غیرمنطقی والدین یکی از مشکلاتی است که گریبان زوج‌های جوان را هنگام ازدواج می‌گیرد، برخی پدر و مادرها به دلیل چشم و همچشمی با دیگر اقوام به وضع مالی خود و فرزندشان توجهی نداشته و با برگزاری مراسم پرهزینه و در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین به قول معروف جلوی پای جوانانی که قصد ازدواج دارند، سنگ می‌اندازند.<br />
<br />
محسن ایمانی، عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس حوزه ازدواج در این باره به جام‌جم می‌گوید: باید نگرش‌های والدین در برخی موارد تغییر کند، چون سختگیری‌های آنها به یکی از موانع ازدواج جوانان تبدیل شده است. برای نمونه در نظر گرفتن مهریه‌های سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه از این موارد است.<br />
<br />
البته سختگیری نکردن به این معنا نیست که نباید حداقل‌ها را در نظر گرفت، زیرا چنانچه توقع و تعادلی در بین نباشد زوج‌ها بخوبی قدر یکدیگر را نمی‌دانند.<br />
نکته اینجاست که اغلب جوانان این روزها برای تهیه شغل با مشکل رو‌به‌رو هستند و آن دست از جوانان نیز که شغل دارند درآمدشان آنقدر پایین است که نمی‌توانند از پس هزینه‌های سنگین ازدواج بربیایند.<br />
<br />
ازدواج بی‌مایه فطیر است<br />
<br />
شروع زندگی مشترک این روزها با حداقل‌ها نیز مشکل است، برای نمونه چنانچه حداقل‌ها را برای شروع یک زندگی مشترک در نظر بگیریم، باید گفت رهن یک آپارتمان کوچک در حاشیه شهری مانند تهران دست‌کم ۳۰ میلیون تومان آب می‌خورد و در خوشبینانه‌ترین حالت وقتی زوج جوان باید بی‌خیال برگزاری مراسم در تالار و سفر ماه عسل شده و حدود ۲۰ میلیون تومان نیز برای خرید جهیزیه، مهمانی مختصر و خرید‌های ضروری دیگر کنار بگذارند. بنابراین باید تاکید کرد ​ ازدواج آسان که این روزها برخی مسئولان و کارشناسان حوزه ازدواج از آن دم می‌زنند نیز آنقدر آسان نیست. به همین دلیل مسئولان باید فکری برای برطرف شدن این مشکلات کنند.<br />
<br />
ایمانی اظهار می‌کند: امکانات جوانان برای شروع زندگی کم است، بنابراین والدین در صورتی که توان مالی دارند باید به جوانان کمک کنند، برای نمونه همان طور که در زمان مجردی حواسشان به جوانان است، چنانچه می‌توانند بعد از شروع زندگی مشترک نیز بهتر است به آنها کمک کنند.<br />
وی با تاکید بر این که در این میان مسائل اقتصادی برای جوانان​ مشکل‌سازتر است وقتی ​ بخواهند با طبقه بالاتری از خود ازدواج کنند، می‌افزاید: مشکلات اقتصادی زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که شخص بخواهد با طبقه بالاتر از خانواده‌اش ازدواج کند، برای نمونه اکنون برخی دختران با این که وضع مالی خانواده‌شان مناسب نیست، می‌خواهند با خانواده‌ای که وضع مالی مناسبی دارد ازدواج کنند یا پسرانی از طبقه متوسط قصد دارند با دختری از طبقه مرفه جامعه ازدواج کنند؛ این طرز فکرها سبب شده مشکلات اقتصادی بیشتر خودنمایی کند.<br />
<br />
یه روز خوب می‌آد<br />
<br />
مانع دیگری که سبب شده ازدواج جوانان با تاخیر انجام شده و سن ازدواج در کشورمان بالا برود، برخی توقع‌های غیرمنطقی خود جوانان است. برای نمونه بعضی از آنها تصور می‌کنند تا خانه و ماشین نداشته باشند نباید تن به ازدواج بدهند، اما نباید فراموش کرد که با شروع زندگی زناشویی زوج‌ها به کمک یکدیگر بهتر می‌توانند به این اهداف برسند.<br />
<br />
عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس یادآور می‌شود: جوانان نباید منتظر بمانند وضع مالی‌شان خوب شود بعد ازدواج کنند، زیرا افرادی که چنین تصوری دارند از سن ازدواج عبور می‌کنند، این در حالی است که با شروع زندگی مشترک خداوند نیز به آنها کمک کرده و مشکلاتشان سریع‌تر حل و فصل می‌شود.<br />
<br />
وی با اشاره به این که روابط خارج از عرف جوانان نیز یکی از موانع ازدواج است، خاطرنشان می‌کند: چنین روابطی سبب می‌شود جوانان به سمت زندگی مشترک نروند به همین علت باید آموزش‌های لازم به آنها داده شود.<br />
<br />
مساله دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، این است که با افزایش آمار طلاق تعدادی از جوانان تجربه زندگی زناشویی را داشته‌اند و به همین علت براحتی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کنند، باید تاکید کرد این رفتار به جوانان مجرد نیز سرایت کرده و سبب بی‌میلی آنها نسبت به ازدواج می‌شود.<br />
<br />
به گفته وی، برای تغییر نگرش جوانان مسئولان بایدکارهای فرهنگی انجام دهند، برای نمونه استادان دانشگاه باید در این باره توصیه‌های مناسبی به جوانان ارائه و در کلاس‌های درس نکات زندگی را نیز به جوانان آموزش دهند.<br />
<br />
حمایت‌های دولت<br />
<br />
این در حالی است که مسئولان نیز می‌توانند با کنترل تورم و ایجاد شغل و امنیت شغلی برای جوانان، موانع ازدواج آنها را برطرف کنند. برای نمونه دولت می‌تواند با قبول بازنشستگی پیش از موعد کارمندان یا برخورد با افرادی که اکنون چند شغل و پست دولتی دارند، زمینه را برای اشتغال تعدادی از جوانان بیکار آماده کند.<br />
ایمانی عنوان می‌کند: مسئولان باید به جوانان مسکن ارزان‌قیمت داده و مقدمات صاحبخانه شدن آنها را فراهم کنند.<br />
<br />
امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: تمام موانع موجود از سوی دولت قابل حل و فصل نیست، چون اگر دولت همه امکانات را نیز در اختیار داشته باشد، نمی‌تواند مشکل ازدواج نکردن جوانان را برطرف کند، هرچند دولت در ایجاد سبک زندگی نقش دارد که البته اثر غیرمستقیم رفتار دولت‌هاست.<br />
<br />
نکته اینجاست که دولت در اعطای کمک‌های اقتصادی به جوانان نیز مشکلات جدی دارد و نتوانسته کارهای لازم را انجام بدهد. برای نمونه وام ازدواج تا مدتی قبل پرداخت نمی‌شد و حالا که دوباره روند پرداخت آن به صورت محدود آغاز شده، مبلغ آن تناسبی با رشد تورم ندارد.<br />
<br />
تغییر سبک زندگی<br />
<br />
غلامرضا قاسمی کبریا، مدرس دانشگاه نیز در این باره به جام‌جم می‌گوید: اکنون سبک زندگی خانواده‌ها تغییر کرده، توقعات آنها بالا رفته و دیگر تمایلی به برگزاری مراسم ساده ​ جشن ازدواج ندارند. در چنین شرایطی اگر بخواهیم ازدواج آسان را مطرح کنیم، باید طرحی ارائه دهیم که با سبک زندگی حال حاضر خانواده‌ها همخوانی داشته باشد.<br />
<br />
مسئولان باید با سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های فرهنگی، جوانان و خانواده‌ها را نسبت به عواقب برگزاری مراسم پرهزینه ازدواج آگاه کنند؛ زیرا تعداد زیادی از جوانان به دلیل هزینه‌های غیرمنطقی در سال‌های اول زندگی خود بدهکار شده و روزهای زندگی آنها به جای خوشی و آرامش، تحت تاثیر قسط و بدهکاری‌ها رو به تلخی می‌گذارد.<br />
<br />
این در حالی است که وقتی جوانان معنای واقعی زندگی آرام را درک کنند، به این نتیجه می‌رسند که می‌توانند به صورت پله‌ای نیازهای خود را برطرف کنند، به این شکل زوج‌های جوان اصراری برای داشتن خانه و خودرو در شروع زندگی نخواهند داشت.<br />
<br />
ایمانی بیان می‌کند: چنین مشکلاتی فرهنگی است، اما نباید فراموش کرد ​ رفع مشکلات فرهنگی و تغییر رفتارهایی اینچنینی به زمان نیاز دارد. برای نمونه در چند سال گذشته خیلی از خانواده‌ها طرفدار برگزاری مراسم پرهزینه شده‌اند و برای تغییر دیدگاه آنها باید کار فرهنگی کرد که به زمان نیاز دارد.<br />
<br />
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور می‌شود: سبک زندگی به خانواده مربوط است، اکنون فرهنگ فردگرایی در حال شیوع است. برای حل این معضل نیز تمام نهاد‌های حاکمیتی و مردم باید تلاش کنند.<br />
<br />
قاضی‌زاده هاشمی برای مثال به وضع خانواده‌ها در زمان جنگ جهانی اول اشاره و خاطرنشان می‌کند: در زمان جنگ جهانی اول حدود شش میلیون ایرانی در مدت چهار سال به دلیل شدت فقر و گرسنگی فوت کردند به همین دلیل جمعیت ۲۶ میلیونی آن زمان کشور به حدود ۱۹ میلیون رسید، اما در همان ایام سن ازدواج پایین بود؛ یعنی با توجه به وجود مشکلات زیاد پاسخ دادن به نیاز ازدواج جوانان اولویت خانواده‌ها بود.<br />
<br />
به گفته وی، یکی از اولویت‌های خانواده‌ها باید پرداختن به ازدواج فرزندان باشد، ولی این اولویت با گذشت زمان کمرنگ شده است.<br />
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که برای رفع موانع ازدواج چنین مسائلی باید احیا شود، ابراز می‌کند: حل مشکل ازدواج جوانان نیاز به کار آسیب‌شناسی عمیق دارد.<br />
<br />
به عمل کار برآید، نه به حرف<br />
<br />
چند سالی است ​ در هفته ازدواج مسئولان به مناسبت این هفته نشست‌های خبری برگزار می‌کنند، اما نکته اینجاست که چنین نشست‌هایی گرهی از کار جوانان باز نمی‌کند، زیرا به نظر می‌رسد مسئولان نیز در حد کارشناسان این حوزه عمل کرده و فقط به ارائه توصیه و بیان مشکلات بسنده می‌کنند، ولی وظیفه مسئولان چیز دیگری است، به همین علت جوانان از آنها توقع دارند برای حل مشکلاتشان گام‌های عملی بردارند، زیرا این روزها همه از مشکلات جوانان باخبر هستند و تکرار این نکات دردی از جوانان دوا نمی‌کند.<br />
<br />
عضو هیات مدیره دانشگاه تربیت مدرس تصریح می‌کند: برگزاری نشست خبری و دم زدن از مشکلات جوانان​ دردی را دوا نمی‌کند، مسئولان باید خبر از اقدامات واقعی بدهند، مهم است که آنها بگویند چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی می‌خواهند انجام بدهند، در واقع مسئولان نباید به توصیه و بیان مشکلات جوانان بسنده کنند، آنها باید با امکاناتی که در اختیار دارند ​ ازدواج را تسهیل کنند.<br />
<br />
جوانان از مسئولان توقع دارند در چنین مناسبت‌هایی خبرهایی مانند افزایش وام ازدواج، آسان شدن دریافت کمک هزینه‌ها، ایجاد اشتغال و اختصاص تالارهایی با هزینه کم برای برگزاری جشن ازدواج را بخوانند و بشنوند.<br />
تابناک]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ازدواج خلبان علیرضا یاسینی مراسم ساده(خلبان اون موقع امریکا درس خونده برابردکترماست)]]></title>
			<link>/forum/thread-25047.html</link>
			<pubDate>Thu, 17 Jul 2014 21:35:25 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-25047.html</guid>
			<description><![CDATA[مراسم بسیار ساده<br />
<br />
سرکار خانم پروانه محمودی همسر سرلشکر خلبان علیرضا یاسینی ماجرای ازدواج خودرا اینگونه بیان می نمایند :من پراونه محمودی متولد آبادان هستم بعدها منزل پدری ما به شیراز رفت.علیرضا پسر دائی من بود و من فقط گاهی که برای دیدار اقوام به خوزستان می رفتیم ایشان را میدیدم . سال آخر دانشسرای<br />
<br />
معلمی بودم وداشتم برای امتحانات پایان ترم خودم راآماده میکردم که برادرم از تهران نامه نوشت علیرضا از آمریکا برگشته وبرای مدتی قراراست شیرازباشد نمیخواهم علیرضا به پایگاه بروداتاق خودم رامرتب کنید و بگذاریدعلیرضا آنجا باشد .من دوست بسیار صمیمی بنام معصومه داشتم که از اول دبیرستان با هم آشنا شده بودیم و با هم به دانشسرا رفتیم من ومعصومه بخاطر وابستگی که بهم داشتیم تصمیم گرفتیم اگر قرار است ازدواج کنیم با دومعلم ازدواج کنیم که همیشه دوستی مان تداوم داشته باشد وشخصا من دوست داشتم<br />
با یک فرهنگی ازدواج کنم که زندگی آرامی داشته باشم.علیرضا به خانه ما آمده بود و مادرم او را نشناخته بود آن روز همه در اتاق دور علیرضا جمع شده بودند خواهرانم ، مادرم ، مادربزرگم و با هم می گفتند و می خندیدند من وارد اتاق شدم و علیرضا پرسید عمه جان ایشان ؟ و مادرم گفت دخترم پروانه .<br />
بعد از آن مرتب به خانه ما رفت و آمد می کرد و من هرگز به ایشان فکر نمیکردم اما ایشان وقتی من را می دید می گفت خانوم معلم ما اومدیم سلام علیکم ، اما من توجهی نمیکردم حتی جواب سلامش را هم نمیدادم و بعدها برایم گفت من بخاطر تو می آمدم این همه بستنی می خریدم برای تو بود .<br />
<br />
اوایل خرداد بود و من داشتم برای امتحانات پایان ترم خودم را آماده میکردم علیرضا به خانه ما آمده بود و در حیاط پیش پدرم نشسته بود پدرم علیرضا را خیلی دوست داشت و وقتی علیرضا به خانه می آمد بشدت از او پذیرائی میکرد .<br />
<br />
آن روز خواهرم وارد اتاق شد و به من گفت : پروانه ، مامان و بابا و علیرضا دارند در مورد تو حرف میزنند و من پرسیدم در چه موردی ؟ خواهرم گفت فکر میکنم علیرضا از تو خواستگاری کرده است !<br />
<br />
من منقلب شدم و فکر نمی کردم که علیرضا از من خواستگاری کند ، علیرضا پسر خوشتیپ و قد بلند بود و من فکر میکردم با یستی باید با دختر خیلی زیبا و آنچنانی ازدواج کند حتی من به دو تا از دوستانم گفته بودم کسی اگر قصد ازدواج دارد من یک پسردائی خلبان و خوش تیپ دارم ! چون خودم قصد نداشتم با یک خلبان ازدواج کنم . مادرم با یک ظرف بستنی وارد اتاقم شد و صورتم را بوسید و گفت : دخترم مبارک<br />
است ! گفتم مادر جان چی مبارک است ؟ مادرم گفت بستنی ات را بخور فردا با هم حرف می زنیم .<br />
<br />
فردا صبح می خواستم به دانشسرا بروم و علیرضا را دیدم که در یکی از اتاق ها خوابیده بود من را که دید گفت خانوم معلم سلام اجازه می دی برسونمت دانشسرا ؟ با خودم گفتم بهترین فرصت است که بتوانم به ایشان بگویم که قصد ازدواج با یک نظامی را ندارم .<br />
<br />
به همین دلیل به ایشان گفتم بگذارید من از مادرم اجازه بگیرم و مادرم با خوشحالی گفت بله عمه جان ! پروانه را برسان و به من هم اخم کرد که مبادا علیرضا را ناراحت کنم !<br />
<br />
وقتی که رفتیم طرف دانشسرا ، علیرضا با ماشین وارد دانشسرا شد و به ایشان گفتم کجا میروید حالا دانشجویان در مورد من چه فکری میکنند میگویند محمودی با این پسر چه میکند ؟<br />
علیرضا گفت من میخواهم با شما حرف بزنم و منم جواب دادم باشه اما امروز نمی شود چون آخرین روز دانشسرا است و من بعد از پایان کلاس قرار است با دوستانم به رستوران برویم و ازآنها خداحافظی کنم . عصر که به خانه برگشتم همه خانه جمع بودند و مادرم به من گفت قرار است برویم حسین آباد و من به مادرم گفتم مامان این چه کاری بود که شما کردید؟ گفت هیچ نگران نباش پسر خوبی است و ازت خواستگاری کرده و خیلی هم دلت بخاد !<br />
عصر با مادر و خواهران و مادربزرگم و علی رضا به حسین آباد رفتیم و در داخل ماشین هر چه علیرضا با من شوخی میکرد من جواب نمی دادم وقتی رسیدیم علیرضا گفت بیا با هم حرف بزنیم و منم گفتم بله من هم با شما خیلی صحبت دارم ، خواهرانم<br />
هم برای فضولی افتادند دنبال ما و علیرضا راحت نبود که با من در حضور آنها حرف بزند و به انگلیسی به من گفت :? CAN YOU SPEAK ENGELISH<br />
من هم گفتم نه به حد شما نمی توانم حرف بزنم !<br />
<br />
علیرضا آن موقع ۲۱ سال داشت و شروع کرد به حرف زدن و گفت من دوست ندارم زیاد مجرد بمانم و از مجرد بودن لذت نمی برم من دنبال کسی هستم که برایم مثل یک دوست و رفیق برایم باشد و مادر خوبی برای فرزندانم و همراه و پشتیبان من باشد و اولین چیزی که برایم خیلی مهم است نجابت یک دختر است<br />
شاید یک خانم خوش لباس نباشد که آدم می تواند او را به بوتیک ببرد و بهترین لباسها را تنش کند اما نجابت زن را کسی نمی تواند به او عرضه کند و من از حرفهای علیرضا بشدت منقلب شدم و به او علاقمند شدم و در یک مراسم بسیار ساده ازدواج کردیم و زندگی بسیار خوب و خوشی داشتیم<br />
<br />
نام و یاد قهرمانان بزرگ سرزمینم جاودان باد<br />
<br />
منبع برنامه تلویزیونی نیمه پنهان محصول شبکه دوم سیما[/quote]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مراسم بسیار ساده<br />
<br />
سرکار خانم پروانه محمودی همسر سرلشکر خلبان علیرضا یاسینی ماجرای ازدواج خودرا اینگونه بیان می نمایند :من پراونه محمودی متولد آبادان هستم بعدها منزل پدری ما به شیراز رفت.علیرضا پسر دائی من بود و من فقط گاهی که برای دیدار اقوام به خوزستان می رفتیم ایشان را میدیدم . سال آخر دانشسرای<br />
<br />
معلمی بودم وداشتم برای امتحانات پایان ترم خودم راآماده میکردم که برادرم از تهران نامه نوشت علیرضا از آمریکا برگشته وبرای مدتی قراراست شیرازباشد نمیخواهم علیرضا به پایگاه بروداتاق خودم رامرتب کنید و بگذاریدعلیرضا آنجا باشد .من دوست بسیار صمیمی بنام معصومه داشتم که از اول دبیرستان با هم آشنا شده بودیم و با هم به دانشسرا رفتیم من ومعصومه بخاطر وابستگی که بهم داشتیم تصمیم گرفتیم اگر قرار است ازدواج کنیم با دومعلم ازدواج کنیم که همیشه دوستی مان تداوم داشته باشد وشخصا من دوست داشتم<br />
با یک فرهنگی ازدواج کنم که زندگی آرامی داشته باشم.علیرضا به خانه ما آمده بود و مادرم او را نشناخته بود آن روز همه در اتاق دور علیرضا جمع شده بودند خواهرانم ، مادرم ، مادربزرگم و با هم می گفتند و می خندیدند من وارد اتاق شدم و علیرضا پرسید عمه جان ایشان ؟ و مادرم گفت دخترم پروانه .<br />
بعد از آن مرتب به خانه ما رفت و آمد می کرد و من هرگز به ایشان فکر نمیکردم اما ایشان وقتی من را می دید می گفت خانوم معلم ما اومدیم سلام علیکم ، اما من توجهی نمیکردم حتی جواب سلامش را هم نمیدادم و بعدها برایم گفت من بخاطر تو می آمدم این همه بستنی می خریدم برای تو بود .<br />
<br />
اوایل خرداد بود و من داشتم برای امتحانات پایان ترم خودم را آماده میکردم علیرضا به خانه ما آمده بود و در حیاط پیش پدرم نشسته بود پدرم علیرضا را خیلی دوست داشت و وقتی علیرضا به خانه می آمد بشدت از او پذیرائی میکرد .<br />
<br />
آن روز خواهرم وارد اتاق شد و به من گفت : پروانه ، مامان و بابا و علیرضا دارند در مورد تو حرف میزنند و من پرسیدم در چه موردی ؟ خواهرم گفت فکر میکنم علیرضا از تو خواستگاری کرده است !<br />
<br />
من منقلب شدم و فکر نمی کردم که علیرضا از من خواستگاری کند ، علیرضا پسر خوشتیپ و قد بلند بود و من فکر میکردم با یستی باید با دختر خیلی زیبا و آنچنانی ازدواج کند حتی من به دو تا از دوستانم گفته بودم کسی اگر قصد ازدواج دارد من یک پسردائی خلبان و خوش تیپ دارم ! چون خودم قصد نداشتم با یک خلبان ازدواج کنم . مادرم با یک ظرف بستنی وارد اتاقم شد و صورتم را بوسید و گفت : دخترم مبارک<br />
است ! گفتم مادر جان چی مبارک است ؟ مادرم گفت بستنی ات را بخور فردا با هم حرف می زنیم .<br />
<br />
فردا صبح می خواستم به دانشسرا بروم و علیرضا را دیدم که در یکی از اتاق ها خوابیده بود من را که دید گفت خانوم معلم سلام اجازه می دی برسونمت دانشسرا ؟ با خودم گفتم بهترین فرصت است که بتوانم به ایشان بگویم که قصد ازدواج با یک نظامی را ندارم .<br />
<br />
به همین دلیل به ایشان گفتم بگذارید من از مادرم اجازه بگیرم و مادرم با خوشحالی گفت بله عمه جان ! پروانه را برسان و به من هم اخم کرد که مبادا علیرضا را ناراحت کنم !<br />
<br />
وقتی که رفتیم طرف دانشسرا ، علیرضا با ماشین وارد دانشسرا شد و به ایشان گفتم کجا میروید حالا دانشجویان در مورد من چه فکری میکنند میگویند محمودی با این پسر چه میکند ؟<br />
علیرضا گفت من میخواهم با شما حرف بزنم و منم جواب دادم باشه اما امروز نمی شود چون آخرین روز دانشسرا است و من بعد از پایان کلاس قرار است با دوستانم به رستوران برویم و ازآنها خداحافظی کنم . عصر که به خانه برگشتم همه خانه جمع بودند و مادرم به من گفت قرار است برویم حسین آباد و من به مادرم گفتم مامان این چه کاری بود که شما کردید؟ گفت هیچ نگران نباش پسر خوبی است و ازت خواستگاری کرده و خیلی هم دلت بخاد !<br />
عصر با مادر و خواهران و مادربزرگم و علی رضا به حسین آباد رفتیم و در داخل ماشین هر چه علیرضا با من شوخی میکرد من جواب نمی دادم وقتی رسیدیم علیرضا گفت بیا با هم حرف بزنیم و منم گفتم بله من هم با شما خیلی صحبت دارم ، خواهرانم<br />
هم برای فضولی افتادند دنبال ما و علیرضا راحت نبود که با من در حضور آنها حرف بزند و به انگلیسی به من گفت :? CAN YOU SPEAK ENGELISH<br />
من هم گفتم نه به حد شما نمی توانم حرف بزنم !<br />
<br />
علیرضا آن موقع ۲۱ سال داشت و شروع کرد به حرف زدن و گفت من دوست ندارم زیاد مجرد بمانم و از مجرد بودن لذت نمی برم من دنبال کسی هستم که برایم مثل یک دوست و رفیق برایم باشد و مادر خوبی برای فرزندانم و همراه و پشتیبان من باشد و اولین چیزی که برایم خیلی مهم است نجابت یک دختر است<br />
شاید یک خانم خوش لباس نباشد که آدم می تواند او را به بوتیک ببرد و بهترین لباسها را تنش کند اما نجابت زن را کسی نمی تواند به او عرضه کند و من از حرفهای علیرضا بشدت منقلب شدم و به او علاقمند شدم و در یک مراسم بسیار ساده ازدواج کردیم و زندگی بسیار خوب و خوشی داشتیم<br />
<br />
نام و یاد قهرمانان بزرگ سرزمینم جاودان باد<br />
<br />
منبع برنامه تلویزیونی نیمه پنهان محصول شبکه دوم سیما[/quote]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اگر یک دختر داشتید حاضر به ازدواج او با پسری مثله خودتون میشدید؟!]]></title>
			<link>/forum/thread-24476.html</link>
			<pubDate>Wed, 04 Jun 2014 22:08:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-24476.html</guid>
			<description><![CDATA[برای آقایون: اگه یک دختر یکی یدونه داشتید اجازه میدادید با پسری که رفتار و اخلاق و درکل همه چیزش مثله شماست ازدواج بکنه؟/<br />
برای خانم ها هم همینطور اگه یه پسری داشتید....؟!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[برای آقایون: اگه یک دختر یکی یدونه داشتید اجازه میدادید با پسری که رفتار و اخلاق و درکل همه چیزش مثله شماست ازدواج بکنه؟/<br />
برای خانم ها هم همینطور اگه یه پسری داشتید....؟!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سن مناسب ازدواج]]></title>
			<link>/forum/thread-22976.html</link>
			<pubDate>Tue, 11 Mar 2014 19:07:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">/forum/thread-22976.html</guid>
			<description><![CDATA[اول اینکه با تشکر از مدیران اگه جای خوبی این بحث و باز نکردم لطفا انتقال بدین<br />
 بچه ها به نظرتون سن مناسب ازدواج واسه خانما و اقایون از چه سنی تا چه سنی..... البته با توجه به این موضوع که اینجا همه افراد تحصیل کرده ایم و لطفا حرفی از اداب و رسوم غلط  در باره این سن نزنید.....<br />
*********و سوال خیلی مهم به نظرتون ازدواج دختر با پسری که دوسال کوچکتر باشه ایا از نظر شما درسته یا نه ...لطفا دلیل نظرتون و با توضیح بیان کنید**********<br />
پیشاپیش متشکرم از همفکریتون   ; ) <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
Sent from my GT-I9200 using Tapatalk]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اول اینکه با تشکر از مدیران اگه جای خوبی این بحث و باز نکردم لطفا انتقال بدین<br />
 بچه ها به نظرتون سن مناسب ازدواج واسه خانما و اقایون از چه سنی تا چه سنی..... البته با توجه به این موضوع که اینجا همه افراد تحصیل کرده ایم و لطفا حرفی از اداب و رسوم غلط  در باره این سن نزنید.....<br />
*********و سوال خیلی مهم به نظرتون ازدواج دختر با پسری که دوسال کوچکتر باشه ایا از نظر شما درسته یا نه ...لطفا دلیل نظرتون و با توضیح بیان کنید**********<br />
پیشاپیش متشکرم از همفکریتون   ; ) <img data-pagespeed-no-transform src="images/smilies/smile.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile" title="Smile" /><br />
<br />
Sent from my GT-I9200 using Tapatalk]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>