تالار گفتمان مانشت
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - نسخه‌ی قابل چاپ

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - نارین - ۰۲ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۲۹ ق.ظ

(۳۰ دى ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ ق.ظ)khalilparvar نوشته شده توسط:  بعد از کلی رفت و اومد و بگیر و ببند و بزار و بردار.....

بالاخره خان داداشمو زنش دادم بگو باریک الله Big Grin

یک زن خوشگلش دادم بگو باریک الله Big Grin

اینم پیش نیازای بله برون Big Grin
باریک الله ...
وای خدایا خوش به حالتون ای کاش این لطف شامل حال خان داداش بنده هم بشه و از خر شیطون بیاد پایین و یکی را انتخاب کنه این کیس اخری خداییش خیلی مناسبشه ....
ای خدایا از این خوشحالی ها شامل حال ما هم بکن ....
دارم دسته گل عروس را اماده میکنم امیدوارم این که تموم شد داداش خان هم دیگه زن گرفته باشه ....

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - captain - 15 اسفند ۱۳۹۵ ۱۰:۴۰ ب.ظ

هی آدم میخواد یه چیزی بگه ولی عنوان این موضوع خودش گویاتر از هر چیزیه!

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 15 اسفند ۱۳۹۵ ۱۰:۴۷ ب.ظ

(۱۵ اسفند ۱۳۹۵ ۱۰:۴۰ ب.ظ)captain نوشته شده توسط:  هی آدم میخواد یه چیزی بگه ولی عنوان این موضوع خودش گویاتر از هر چیزیه!
اگزکتلی

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - shayesteNEY - 17 اسفند ۱۳۹۵ ۰۴:۳۵ ب.ظ

منم ازواج کردم !!!!
حس قبل و بعد ازدواج برام یکی بود و همونی که فکر میکردم شد ولی با یه شخص دیگه ای !!!

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 17 اسفند ۱۳۹۵ ۰۸:۴۱ ب.ظ

(۱۷ اسفند ۱۳۹۵ ۰۴:۳۵ ب.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط:  منم ازواج کردم !!!!
حس قبل و بعد ازدواج برام یکی بود و همونی که فکر میکردم شد ولی با یه شخص دیگه ای !!!
تبریک میگم. امیدوارم بینتون فقط عشق و محبت و شادی باشه.

Sent from my Lenovo A6020a46 using Tapatalk

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 17 اسفند ۱۳۹۵ ۰۹:۴۹ ب.ظ

من از وقتی که افرادی رو دیدم که به خاطر داشتن چندین بیماری خاص، علی‌رغم میل‌شون، قادر به ازدواج نیستند، خیلی اعصابم بهم ریخته... دو موردشون (یک خانم و یک آقا) رو که خودم می‌شناسم و می‌دونم که واقعاً دلشون می‌خواد ازدواج کنند... اما...
____________________
تازه وقتی هم که مثلاً دوستای دهه شصتی خودمو می‌بینم که با شنیدن خبر ازدواج دوستای کوچکتر از خودمون، ناراحت می‌شن (به خاطر مجرد موندن خودشون) هم خیلی خیلی ناراحت می‌شم...
باز آقایون خیلی محدودیت سنی ندارند... اما خانم‌ها از این بابت به خاطر عرف جامعه خیلی تحت فشار هستند...
و البته آقایون هم مشکلات خودشون رو دارند....
_____________________
نمی‌دونم چرا این چندوقته هر جا میرم، چه دنیای واقعی و چه دنیای مجازی، بحث ازدواجه و خیلی‌ها از این بابت ناراحتند... قبلاً فکر می‌کردم چون خودم تو فکر ازدواج نیستم پس هیچوقت بابت بحث ازدواج غصه نمی‌خورم. اما الآن فقط خدا می‌دونه با دیدن ناراحتی دوستام و بقیه چقدر غصه می‌خورم... واقعاً غمگین می‌شم...
________________
لطفاً بیاید همه‌مون برای ازدواج همهٔ اونائی که دوست دارند ازدواج کنند دعا کنیم. هر کس هر وقت و هر طور که راحته... فقط هر روز این موضوع رو‌ جزء دعاهای ثابت‌مون قرار بدیم... این وعدهٔ خداونده که دعای بندگانش رو در حق همدیگه خیلی زودتر به اجابت می‌رسونه...

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - shayesteNEY - 19 اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵ ق.ظ

(۱۷ اسفند ۱۳۹۵ ۰۹:۴۹ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  من از وقتی که افرادی رو دیدم که به خاطر داشتن چندین بیماری خاص، علی‌رغم میل‌شون، قادر به ازدواج نیستند، خیلی اعصابم بهم ریخته... دو موردشون (یک خانم و یک آقا) رو که خودم می‌شناسم و می‌دونم که واقعاً دلشون می‌خواد ازدواج کنند... اما...

دغدغه من اون دسته از افرادی هستند که در ازدواج به شکست میخورند و بعد از جدایی به فکر پیدا کردن فردی جدید برای زندگی جدید و رسیدن به رویاهاشون هستند ولی متاسفانه دریغ ا زکمی فکر ....

هیچ ارتباطی به سواد و میزان تحصیلات یا طبقه اجتماعی هم نداره
دیروز در مکانی بودم خانم دکتر دندانپزشکی با یکی از دوستانش صحبت میکرد :
ای خواهر جان دو هفته قبل پسرمو ازم جدا کرد بود حالم خوب نیست اومدم برای تمدید تتو ابروهام تا عید یه ذره روحیم عوض شه .
حالا دردم از اینه که اون مورد مناسبی که پیدا کردم بودم رو فراری دادم .یادته کدومو میگم دیگه همون استاده رو میگم ..اون موقعی که حضانت بچه با من بود میگفت بچه تو نمیخام و بچه رو بده باباش و بعد ازدواج کنیم ولی حالا که بچه دست باباشه میگه منو نمیخاد
باز دوباره باید بگردم یکی دیگه رو برا خودم پیدا کنم .... ا!!!!!صلا ولش کن مگه دیوونم خودم خرج خودمو در میارم اقا بالاسر برای چی میخام
حالا به نظرت رنگ ابروهامو یه درجه روشن تر کنم بهتر نیست ؟؟
------------
و من مات و مبهوت فقط نگاهش میکردم نمیدونم تو مغزش چی میگذشت با خودش چند چند بود ؟ واقعا وات د فاز

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - energy1 - 19 اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۵۶ ق.ظ

(۱۹ اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵ ق.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط:  
(17 اسفند ۱۳۹۵ ۰۹:۴۹ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  من از وقتی که افرادی رو دیدم که به خاطر داشتن چندین بیماری خاص، علی‌رغم میل‌شون، قادر به ازدواج نیستند، خیلی اعصابم بهم ریخته... دو موردشون (یک خانم و یک آقا) رو که خودم می‌شناسم و می‌دونم که واقعاً دلشون می‌خواد ازدواج کنند... اما...

دغدغه من اون دسته از افرادی هستند که در ازدواج به شکست میخورند و بعد از جدایی به فکر پیدا کردن فردی جدید برای زندگی جدید و رسیدن به رویاهاشون هستند ولی متاسفانه دریغ ا زکمی فکر ....

هیچ ارتباطی به سواد و میزان تحصیلات یا طبقه اجتماعی هم نداره
دیروز در مکانی بودم خانم دکتر دندانپزشکی با یکی از دوستانش صحبت میکرد :
ای خواهر جان دو هفته قبل پسرمو ازم جدا کرد بود حالم خوب نیست اومدم برای تمدید تتو ابروهام تا عید یه ذره روحیم عوض شه .
حالا دردم از اینه که اون مورد مناسبی که پیدا کردم بودم رو فراری دادم .یادته کدومو میگم دیگه همون استاده رو میگم ..اون موقعی که حضانت بچه با من بود میگفت بچه تو نمیخام و بچه رو بده باباش و بعد ازدواج کنیم ولی حالا که بچه دست باباشه میگه منو نمیخاد
باز دوباره باید بگردم یکی دیگه رو برا خودم پیدا کنم .... ا!!!!!صلا ولش کن مگه دیوونم خودم خرج خودمو در میارم اقا بالاسر برای چی میخام
حالا به نظرت رنگ ابروهامو یه درجه روشن تر کنم بهتر نیست ؟؟
------------
و من مات و مبهوت فقط نگاهش میکردم نمیدونم تو مغزش چی میگذشت با خودش چند چند بود ؟ واقعا وات د فاز

چقدر دردناک
غصه و غم یعنی همین
مگر انسان اشرف مخلوقان و از جنس خدا و دارای روح خدا نیست چطور به این سادگی میتونه به فکر دیگری باشه واز پاره تنش فرزندش گذر کنه؟

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - saeidkhan - 06 فروردین ۱۳۹۶ ۱۱:۳۳ ق.ظ

(۱۹ اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۵۶ ق.ظ)energy1 نوشته شده توسط:  
(19 اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵ ق.ظ)shayesteNEY نوشته شده توسط:  
(17 اسفند ۱۳۹۵ ۰۹:۴۹ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  من از وقتی که افرادی رو دیدم که به خاطر داشتن چندین بیماری خاص، علی‌رغم میل‌شون، قادر به ازدواج نیستند، خیلی اعصابم بهم ریخته... دو موردشون (یک خانم و یک آقا) رو که خودم می‌شناسم و می‌دونم که واقعاً دلشون می‌خواد ازدواج کنند... اما...

دغدغه من اون دسته از افرادی هستند که در ازدواج به شکست میخورند و بعد از جدایی به فکر پیدا کردن فردی جدید برای زندگی جدید و رسیدن به رویاهاشون هستند ولی متاسفانه دریغ ا زکمی فکر ....


و من مات و مبهوت فقط نگاهش میکردم نمیدونم تو مغزش چی میگذشت با خودش چند چند بود ؟ واقعا وات د فاز

چقدر دردناک
غصه و غم یعنی همین
مگر انسان اشرف مخلوقان و از جنس خدا و دارای روح خدا نیست چطور به این سادگی میتونه به فکر دیگری باشه واز پاره تنش فرزندش گذر کنه؟

نباید در مورد دیگران قضاوت کرد. هر کسی عقیده ای داره. لطفا

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 10 فروردین ۱۳۹۶ ۱۲:۵۲ ب.ظ

چه جور می‌شه با کمال احترام با خواستگاری یک آقای ۲۵ ساله دیپلمه که کارش آزاده و به پشتوانه تلاش خودش و پشتیبانی پدرش تونسته یه خونه و یه پرشیا بخره و برای پدرش کار می‌کنه و درآمد خوبی هم داره، مخالفت کرد؟
چه جور می‌شه وقتی که مادرش معتقده تحصیلات دانشگاهی هیچ‌گونه ارتباطی با شخصیت فکری آدم نداره، بهشون توضیح داد که اتفاقاً دانشگاه یکی از تأثیرگذارترین چیزها روی شخصیت و تفکر آدمه؟
حالا هر چقدر هم که اون فرد آدم خوبی باشه.
من اصلاً نمی‌گم من خوبم ایشون نه!
من فقط اینو می‌دونم که شخصیت فکری من قبل از دانشگاه با بعد از دانشگاه (کارشناسی) خیلی فرق کرد. ارشد هم که اومدم مجدداً دیدگاهم نسبت به قبل تغییر کرد. و این تغییرات و این تفکرات رو من فقط در خودم ندیدم. بلکه در خیلی از هم‌دوره‌ای‌هام هم دیدم. پس مشخصه که دانشگاه و آدماش و موضوعات مختلفی که آدم در اونجا باهاشون روبرو می‌شه، روی طرز تفکرش اثر می‌گذارند.
دیدگاه یک فرد دانشگاهی با یک فرد بازاری متفاوته.
و البته این تفاوت نظر اصلاً به معنای خوب یا بد بودن هیچیک از طرفین نیست.
_________________
من نمی‌دونم اینو چه جوری باید توضیح بدم که طرف مقابل خدای نکرده بهش برنخوره و احساس سرخوردگی نکنه.

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - codin - 10 فروردین ۱۳۹۶ ۰۴:۰۲ ب.ظ

(۱۰ فروردین ۱۳۹۶ ۱۲:۵۲ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  چه جور می‌شه با کمال احترام با خواستگاری یک آقای ۲۵ ساله دیپلمه که کارش آزاده و به پشتوانه تلاش خودش و پشتیبانی پدرش تونسته یه خونه و یه پرشیا بخره و برای پدرش کار می‌کنه و درآمد خوبی هم داره، مخالفت کرد؟
چه جور می‌شه وقتی که مادرش معتقده تحصیلات دانشگاهی هیچ‌گونه ارتباطی با شخصیت فکری آدم نداره، بهشون توضیح داد که اتفاقاً دانشگاه یکی از تأثیرگذارترین چیزها روی شخصیت و تفکر آدمه؟
حالا هر چقدر هم که اون فرد آدم خوبی باشه.
من اصلاً نمی‌گم من خوبم ایشون نه!
من فقط اینو می‌دونم که شخصیت فکری من قبل از دانشگاه با بعد از دانشگاه (کارشناسی) خیلی فرق کرد. ارشد هم که اومدم مجدداً دیدگاهم نسبت به قبل تغییر کرد. و این تغییرات و این تفکرات رو من فقط در خودم ندیدم. بلکه در خیلی از هم‌دوره‌ای‌هام هم دیدم. پس مشخصه که دانشگاه و آدماش و موضوعات مختلفی که آدم در اونجا باهاشون روبرو می‌شه، روی طرز تفکرش اثر می‌گذارند.
دیدگاه یک فرد دانشگاهی با یک فرد بازاری متفاوته.
و البته این تفاوت نظر اصلاً به معنای خوب یا بد بودن هیچیک از طرفین نیست.
_________________
من نمی‌دونم اینو چه جوری باید توضیح بدم که طرف مقابل خدای نکرده بهش برنخوره و احساس سرخوردگی نکنه.
به نظر من شاید نیازی نباشه همه این ها را توضیح بدید یک جواب نه سر بسته بدید و با یک دروغ سفید که فعلا قصد ازدواج ندارم یا واقعیت سربسته که "حس میکنم تفاهم لازم را با هم نداریم". اگر باز هم اصرار کردن به توضیح به این جواب اکتفا کنید.
اگر بیش از اندازه اصرار کردن به توضیح میتونید بگید که دوست دارم همسرم از نظر تحصیلات مثل خودم باشه. میدونم که تحصیلات ربطی به فهم و شعور آدم ها نداره ولی از نظر قلبی دوست دارم همسرم تحصیلاتش هم اندازه خودم باشه یا بیشتر باشه و تصمیمو گرفتم و مطمئنم عوض نمیشه. خواهش میکنم از نظر شما هم این موضوع تموم شده باشه.
دیگه خواستگاری که برای آدم احترام قائل باشه بیشتر اصرار نمیکنه اصولا.

یک موضوع بی ربط هم بگم که توی آشنایان زیاد دیدم که خانم لیسانس و آقا دیپلم بودن و به نظر میرسه زندگی خوبی دارن. البته معمولا خانم خودش هم خیلی دنبال علم و اینا نبوده و یک لیسانسی صرفا گرفته. با توجه به شناخت بنده از شما و این که توی مسائل علمی جدی هستین شاید صدق نکنه.

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - فاطمه سلیمانی - ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ ۱۱:۵۷ ق.ظ

به نظر من برای یه ازدواج موفق علاقه و تفاهم حرف اول را می زنه و تحصیلات دانشگاهی خیلی هم تاثیر گذار نیست چون ممکن هست یه نفر شرایط زندگیش طوری باشه که نتونسته درسش را ادامه بده ویا مثلا داشتن شغل و خونه و... از اولویت های مهمتر قرار داده باشه

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 13 فروردین ۱۳۹۶ ۱۰:۲۴ ق.ظ

کیفیت میل به ازدواج و هدف از ازدواج با "نوع نگاه به مفهوم خانواده و کارکرد خانواده" ای که قراره تشکیل بدید تناسب مستقیمی داره، پس طوری انتخاب میکنید که فکر میکنید میتونید خانواده ای که دوس دارید رو بسازید. منتهی همیشه حساب و کتابای خیالی یا حتی واقعی و دقیق قرار نیست به انتخاب درست برای رسیدن به یک هدف تجسمی ختم شه.ساده انگار نباشیم، زندگی واقعی ما چیزی فراتر از کتاب و دانشگاه و ... هست، دانشگاهم قسمتی از زندگی هر آدم پویا هستش، اون چیزایی که توی هیچ دانشگاهی به آدما یاد نمیدن فکرتونو مشغول نکرده تا حالا؟؟؟؟؟! بین عقل و احساس باید ترید آف کرد، نسبتش با شماست.

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - khayyam - 15 فروردین ۱۳۹۶ ۰۹:۵۰ ب.ظ

از یه سنی به بعد به هر چی فکر می کنی جز ازدواج خیلی زود به این حس رسیدم !

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - blx - 18 فروردین ۱۳۹۶ ۰۱:۴۴ ب.ظ

(۱۵ فروردین ۱۳۹۶ ۰۹:۵۰ ب.ظ)khayyam نوشته شده توسط:  از یه سنی به بعد به هر چی فکر می کنی جز ازدواج خیلی زود به این حس رسیدم !
آره از یه سنی، منتهی پایانی هم داره؛ بهتره بگیم در یک برهه زمانی. چون از یه سنی احساس می‌کنی زمان مزدوج شدنت کلا داره از دست می‌ره و به این فکر میفتی که اگه ازدواج نکنی چی میشه

From LenovoK5plus using TT