تالار گفتمان مانشت
ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - نسخه‌ی قابل چاپ

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - karbar - 05 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۱۵ ب.ظ

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۰۹:۰۱ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  
(05 شهریور ۱۳۹۵ ۰۸:۱۹ ب.ظ)codin نوشته شده توسط:  
(04 شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  واقعاً بعضی از آقایون پیش خودشون چی فکر کردن، که خیلی راحت در مورد پوشش فردی که میرن خواستگاریش نظر می‌دن و میگن بعد ازدواج تو مهمونی باید فلان جور لباس بپوشی و بیرون از خونه اونجور.
اونوقت از پوشش خودشون کاملاً حق به جانب صحبت می‌کنن، یعنی هر طور دلم بخواد لباس می‌پوشم، هر طور دلم بخواد باید لباس بپوشی.
واقعاً باعث تأسفه.
یعنی من که به این سن و سال رسیدم تشخیص نمیدم چطور باید لباس بپوشم؟ تو باید بیای اصلاحش کنی؟
_____________
میگم: من لباس‌های رنگ روشن و شاد رو دوست دارم. آبی، سبز، کرم، صورتی.
طرف یه جوری با تعجب از من می‌پرسه: "شما مانتوی صورتی دارید؟"، که فکر کردم الآن دستبند می‌زنه دستم دستگیرم می‌کنه. :|
________________
کاش چه خانم چه آقا، تو امور شخصی هم دخالت نکنیم. فکر نکنیم که تشکیل زندگی مشترک این مجوز رو بهمون میده که تو شخصی‌ترین مسائل همدیگه هم دخالت کنیم.
به نظر من سعی کنیم به عقاید هم احترام بگذاریم. خواستگاری برای همین چیزهاست دیگه. البته توهین بحثش فرق میکنه. گاهی هم یک چیزهایی رو شما توهین فرض میکنید در صورتی که توهین نیست و سواله. مثلا این سوالی که پرسیدن به نظرم حرف سنگینیه که بخواین توهین تلقی کنیدش. کلا در خواستگاری به نظرم باید صبوری بیشتری در مقابل صحبت های طرف مقابل داشته باشیم چون فرهنگ افراد مختلف متفاوته. اگر خیلی با این موضوعات مشکل دارید همون اول خواستگاری بگید بهشون که اجازه ندارن در مورد این موارد سوال بپرسن.

بله. خواستگاری برای این چیزا هم هست. قطعاََ باید طرفین با ظاهر و رفتار همدیگه هم آشنا بشن.
من خودم شخصاََ وقتی ایشون از ظاهرشون برام گفتن فقط گوش کردم و اظهار نظر نکردم. البته بماند که ایشون کاملاََ حق به جانب در مورد خودشون صحبت کردن. من احترام گذاشتم چون اولاََ تعریفشون از تیپ ظاهریشون معقول و طبق عرف جامعه بود و دوم اینکه به سلیقه شون احترام گذاشتم و از همه مهم تر اینکه به نظر من تیپ و ظاهر افراد هم جزئی از شخصیت و تربیت اوناست و بسیار توهین آمیزه که من با یک سؤال با لحن متعجب و تند بخوام شخصیت و تربیت طرف مقابلم که آدم معقولی هم بود رو زیر سؤال ببرم. فوقش خوشم نمیومد بعداََ تو تصمیم گیریم لحاظ می کردم. یا اگر ازم می پرسید نظرمو محترمانه می گفتم. نه اینکه هنوز حرف از دهن طرف مقابلم خارج شده اونطوری باهاش برخورد کنم.
وقتی پدر من که آدم معتقد و دنیا دیده ای هم هست میگه ظاهر تو هیچ ایرادی نداره، و اون آقا اونطوری میگه، یعنی در اصل داره به تربیت من توهین میکنه.

دوست عزیز احساس می کنم یکم هیجانی برخورد می کنید با قضیه. اتفاقی نیفتاده که. ایشون نظرشونو گفتن. خواستگاریه دیگه. این حس و حال شما برای کسیه که انگار با طرفش یک حجابی رو قید کرده، طرفم قبول کرده سپس بعد از عقد زده زیر حرفش. همین جور که شاید شما یه خانم کم حجاب رو نپسندید، ایشون هم حجاب شما رو نپسندیده. اتفاقی نیفتاده که مثلا میگید پدرتون اینجوری تشخیص دادن و چرا ایشون اینجوری تشخیص ندادن. نظر هر کسی برای خودش محترمه و باید با کسی مثل خودش در این جور موارد وصلت کنه. تازه اینجور مواقع خدا رو شاکر باشید که طرف خیلی راحت نظرش رو گفته! وگرنه رو نمی کرد و بعد ازدواج بیچاره تون می کرد.
(یه چیز خواهرانه، هر وقت از این دست حس و حال داشتید توی یک دفتر هرررررچی فکر و حس دارید بنویسید، بعد ببندینش و فردا یا پس فرداش بیایید بخونید. اینجوری انگار دارید خودتونو از دور به دور از تله های ذهنی نگاه می کنید، بعدا می بینید چقدر راحت دیگه بدون این فرآیند می تونید هیجاناتتون رو کنترل کنید. (صحبتم عام هست وگرنه خدای نکرده منظورم این نیست که شما نمی تونید یا شاید هم این روش رو بلد نیستید)

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 05 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۱۷ ب.ظ

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۰۸:۵۷ ب.ظ)RASPINA نوشته شده توسط:  
(04 شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  واقعاً بعضی از آقایون پیش خودشون چی فکر کردن، که خیلی راحت در مورد پوشش فردی که میرن خواستگاریش نظر می‌دن و میگن بعد ازدواج تو مهمونی باید فلان جور لباس بپوشی و بیرون از خونه اونجور.
اونوقت از پوشش خودشون کاملاً حق به جانب صحبت می‌کنن، یعنی هر طور دلم بخواد لباس می‌پوشم، هر طور دلم بخواد باید لباس بپوشی.
واقعاً باعث تأسفه.
یعنی من که به این سن و سال رسیدم تشخیص نمیدم چطور باید لباس بپوشم؟ تو باید بیای اصلاحش کنی؟
اشکال نداره می تونی ردش کنی
آجی حرص نخور

ردش کردم. Smile
حرص خوردن من بابت اینه که میگم: صحبت برای آشنائی بله اما دخالت و بی احترامی نه. همین. Shy

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۱۵ ب.ظ)karbar نوشته شده توسط:  
(05 شهریور ۱۳۹۵ ۰۹:۰۱ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  
(05 شهریور ۱۳۹۵ ۰۸:۱۹ ب.ظ)codin نوشته شده توسط:  
(04 شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  واقعاً بعضی از آقایون پیش خودشون چی فکر کردن، که خیلی راحت در مورد پوشش فردی که میرن خواستگاریش نظر می‌دن و میگن بعد ازدواج تو مهمونی باید فلان جور لباس بپوشی و بیرون از خونه اونجور.
اونوقت از پوشش خودشون کاملاً حق به جانب صحبت می‌کنن، یعنی هر طور دلم بخواد لباس می‌پوشم، هر طور دلم بخواد باید لباس بپوشی.
واقعاً باعث تأسفه.
یعنی من که به این سن و سال رسیدم تشخیص نمیدم چطور باید لباس بپوشم؟ تو باید بیای اصلاحش کنی؟
_____________
میگم: من لباس‌های رنگ روشن و شاد رو دوست دارم. آبی، سبز، کرم، صورتی.
طرف یه جوری با تعجب از من می‌پرسه: "شما مانتوی صورتی دارید؟"، که فکر کردم الآن دستبند می‌زنه دستم دستگیرم می‌کنه. :|
________________
کاش چه خانم چه آقا، تو امور شخصی هم دخالت نکنیم. فکر نکنیم که تشکیل زندگی مشترک این مجوز رو بهمون میده که تو شخصی‌ترین مسائل همدیگه هم دخالت کنیم.
به نظر من سعی کنیم به عقاید هم احترام بگذاریم. خواستگاری برای همین چیزهاست دیگه. البته توهین بحثش فرق میکنه. گاهی هم یک چیزهایی رو شما توهین فرض میکنید در صورتی که توهین نیست و سواله. مثلا این سوالی که پرسیدن به نظرم حرف سنگینیه که بخواین توهین تلقی کنیدش. کلا در خواستگاری به نظرم باید صبوری بیشتری در مقابل صحبت های طرف مقابل داشته باشیم چون فرهنگ افراد مختلف متفاوته. اگر خیلی با این موضوعات مشکل دارید همون اول خواستگاری بگید بهشون که اجازه ندارن در مورد این موارد سوال بپرسن.

بله. خواستگاری برای این چیزا هم هست. قطعاََ باید طرفین با ظاهر و رفتار همدیگه هم آشنا بشن.
من خودم شخصاََ وقتی ایشون از ظاهرشون برام گفتن فقط گوش کردم و اظهار نظر نکردم. البته بماند که ایشون کاملاََ حق به جانب در مورد خودشون صحبت کردن. من احترام گذاشتم چون اولاََ تعریفشون از تیپ ظاهریشون معقول و طبق عرف جامعه بود و دوم اینکه به سلیقه شون احترام گذاشتم و از همه مهم تر اینکه به نظر من تیپ و ظاهر افراد هم جزئی از شخصیت و تربیت اوناست و بسیار توهین آمیزه که من با یک سؤال با لحن متعجب و تند بخوام شخصیت و تربیت طرف مقابلم که آدم معقولی هم بود رو زیر سؤال ببرم. فوقش خوشم نمیومد بعداََ تو تصمیم گیریم لحاظ می کردم. یا اگر ازم می پرسید نظرمو محترمانه می گفتم. نه اینکه هنوز حرف از دهن طرف مقابلم خارج شده اونطوری باهاش برخورد کنم.
وقتی پدر من که آدم معتقد و دنیا دیده ای هم هست میگه ظاهر تو هیچ ایرادی نداره، و اون آقا اونطوری میگه، یعنی در اصل داره به تربیت من توهین میکنه.

دوست عزیز احساس می کنم یکم هیجانی برخورد می کنید با قضیه. اتفاقی نیفتاده که. ایشون نظرشونو گفتن. خواستگاریه دیگه. این حس و حال شما برای کسیه که انگار با طرفش یک حجابی رو قید کرده، طرفم قبول کرده سپس بعد از عقد زده زیر حرفش. همین جور که شاید شما یه خانم کم حجاب رو نپسندید، ایشون هم حجاب شما رو نپسندیده. اتفاقی نیفتاده که مثلا میگید پدرتون اینجوری تشخیص دادن و چرا ایشون اینجوری تشخیص ندادن. نظر هر کسی برای خودش محترمه و باید با کسی مثل خودش در این جور موارد وصلت کنه. تازه اینجور مواقع خدا رو شاکر باشید که طرف خیلی راحت نظرش رو گفته! وگرنه رو نمی کرد و بعد ازدواج بیچاره تون می کرد.
(یه چیز خواهرانه، هر وقت از این دست حس و حال داشتید توی یک دفتر هرررررچی فکر و حس دارید بنویسید، بعد ببندینش و فردا یا پس فرداش بیایید بخونید. اینجوری انگار دارید خودتونو از دور به دور از تله های ذهنی نگاه می کنید، بعدا می بینید چقدر راحت دیگه بدون این فرآیند می تونید هیجاناتتون رو کنترل کنید. (صحبتم عام هست وگرنه خدای نکرده منظورم این نیست که شما نمی تونید یا شاید هم این روش رو بلد نیستید)

بله. متوجه صحبت شما و دوستان هستم.
من اصلاََ منظورم چیز دیگه ایه. کاش می شد لحن اون آقا رو موقع پرسیدن اون سؤال بذارم. حیف که نمیشه.
اون لحن توهین آمیز بود. طوری بود که انگار دارن در مورد یک جرم صورت گرفته توسط بنده صحبت می کنن. من میگم اولاََ نباید با این لحن صحبت کرد. و بعد اینکه یا پوشش طرف مقابلمون رو می پسندیم یا نه. اینکه بیایم به طرف بگیم باید بعد از ازدواج طبق دلخواه من لباس بپوشی اشتباهه. من زیاد دیدم اینطور موارد و صحبت ها رو از جانب آقایون. این کار توهینه. واقعاََ توهینه.
وقتی هر دوی ما هم حد و حدود حجاب رو میدونیم و هم عرف پوشش در جامعه رو، دیگه دلیلی نداره که بخوایم سلیقۀ خودمون رو تو لباس پوشیدن به هم تحمیل کنیم.
ضمن اینکه این اولین مورد نبود که در مورد پوشش با هم اختلاف داشتیم. قبلاََ هم مواردی بوده که اختلافمون خیلی هم بیشتر بوده. اما هیچوقت به همدیگه توهین نکرده بودیم. صحبت کرده بودیم و دیده بودیم افکار و روش زندگی مون در این مورد با هم همخوانی نداره. در مورد تفکرمون بحث کرده بودیم اما نه اینکه با جملات و لحن نامتناسب همدیگه رو زیر سؤال ببریم.
اولین بارم نبود که بخوام هیجان زده شم!

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - karbar - 05 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۵۵ ب.ظ

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۱۵ ب.ظ)karbar نوشته شده توسط:  
(05 شهریور ۱۳۹۵ ۰۹:۰۱ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  دوست عزیز احساس می کنم یکم هیجانی برخورد می کنید با قضیه. اتفاقی نیفتاده که. ایشون نظرشونو گفتن. خواستگاریه دیگه. این حس و حال شما برای کسیه که انگار با طرفش یک حجابی رو قید کرده، طرفم قبول کرده سپس بعد از عقد زده زیر حرفش. همین جور که شاید شما یه خانم کم حجاب رو نپسندید، ایشون هم حجاب شما رو نپسندیده. اتفاقی نیفتاده که مثلا میگید پدرتون اینجوری تشخیص دادن و چرا ایشون اینجوری تشخیص ندادن. نظر هر کسی برای خودش محترمه و باید با کسی مثل خودش در این جور موارد وصلت کنه. تازه اینجور مواقع خدا رو شاکر باشید که طرف خیلی راحت نظرش رو گفته! وگرنه رو نمی کرد و بعد ازدواج بیچاره تون می کرد.
(یه چیز خواهرانه، هر وقت از این دست حس و حال داشتید توی یک دفتر هرررررچی فکر و حس دارید بنویسید، بعد ببندینش و فردا یا پس فرداش بیایید بخونید. اینجوری انگار دارید خودتونو از دور به دور از تله های ذهنی نگاه می کنید، بعدا می بینید چقدر راحت دیگه بدون این فرآیند می تونید هیجاناتتون رو کنترل کنید. (صحبتم عام هست وگرنه خدای نکرده منظورم این نیست که شما نمی تونید یا شاید هم این روش رو بلد نیستید)

بله. متوجه صحبت شما و دوستان هستم.
من اصلاََ منظورم چیز دیگه ایه. کاش می شد لحن اون آقا رو موقع پرسیدن اون سؤال بذارم. حیف که نمیشه.
اون لحن توهین آمیز بود. طوری بود که انگار دارن در مورد یک جرم صورت گرفته توسط بنده صحبت می کنن. من میگم اولاََ نباید با این لحن صحبت کرد. و بعد اینکه یا پوشش طرف مقابلمون رو می پسندیم یا نه. اینکه بیایم به طرف بگیم باید بعد از ازدواج طبق دلخواه من لباس بپوشی اشتباهه. من زیاد دیدم اینطور موارد و صحبت ها رو از جانب آقایون. این کار توهینه. واقعاََ توهینه.
وقتی هر دوی ما هم حد و حدود حجاب رو میدونیم و هم عرف پوشش در جامعه رو، دیگه دلیلی نداره که بخوایم سلیقۀ خودمون رو تو لباس پوشیدن به هم تحمیل کنیم.
ضمن اینکه این اولین مورد نبود که در مورد پوشش با هم اختلاف داشتیم. قبلاََ هم مواردی بوده که اختلافمون خیلی هم بیشتر بوده. اما هیچوقت به همدیگه توهین نکرده بودیم. صحبت کرده بودیم و دیده بودیم افکار و روش زندگی مون در این مورد با هم همخوانی نداره. در مورد تفکرمون بحث کرده بودیم اما نه اینکه با جملات و لحن نامتناسب همدیگه رو زیر سؤال ببریم.
اولین بارم نبود که بخوام هیجان زده شم!
استفاده ام از کلمه هیجان در اینجا به چیز دیگری بر می گرده نه اینکه مثلا هیجان شما در برخورد با پسر و خواستگارSmile و خیلی از افراد آشنا با هیجانات و تکنیک های کنترل هیجان نیستند. که اگر بودند الان وضع جامعه این نبود.
لحن اون آقا هر چی هم که بوده باشه جمله اشون حداقل جمله خاصی نیست و واقعا از دیدگاه ایشون و دنیایی که توشون هستند حجاب شما براشون قابل پذیرش نبوده و صد البته این عدم کنترل هیجانشون در لحن و واکنش سریع و نابجا تایید نمیشه. ولی بازم به نظر من دلیلی برای این مقدار تعجب شما و تاثیر و احساس شما از این واقعه نمیشه. (ما که هم رو نمی شناسیم، صرفا بحث دوستانه است)
باز هم میگم کنترل هیجان و گذاشتن خودمون در جای طرف مقابل شاید بی اغراق نباشه بگم کلید آرامش با خود و اطرافیانه. جلوی خیلی از سوتفاهمات و قضاوت های سریع گرفته میشه.
ان شاالله خداوند هم کفو خودتون رو نصیبتون کنه من جمله در حجابAngel

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 05 شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۱ ب.ظ

karbar@:
ممنونم. همچنین. البته. بحث من در مورد نحوه پوشش نبود. در مورد احترام متقابل و عدم تحمیل عقاید شخصی به طرف مقابل بود.
بگذریم.
هر کس نظری داره. نظر هر فردی هم محترمه. به نظر شما احترام میذارم.
سعادتمند باشید.

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - ستاره ی صبح - ۰۶ شهریور ۱۳۹۵ ۱۲:۳۵ ق.ظ

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۱ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  karbar@:
ممنونم. همچنین. البته. بحث من در مورد نحوه پوشش نبود. در مورد احترام متقابل و عدم تحمیل عقاید شخصی به طرف مقابل بود.
بگذریم.
هر کس نظری داره. نظر هر فردی هم محترمه. به نظر شما احترام میذارم.
سعادتمند باشید.
منظور منم این بود که وقتی یکی می آد خواستگاری شاید شبیه شما نباشه و اون چیزهایی که برای شما مهمه و بهش احترام می گذاری رو حق خودش بدونه این وسط فقط باید گذاشت به حساب اینکه طرف با من فرق داره نباید خودتو به خاطر رفتار آدمی که شبیه تو فکر نمی کنه ناراحت کنی..
بعدم خواستگاری کلا همینه از یه هفته قبل آدم استرس اینو داره که همه چی عالی باشه وقتی هم تموم میشه آنالیز حرفهایی خودتو طرف مقابلBig Grin
حرص نخور واسه این موضوع

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - codin - 06 شهریور ۱۳۹۵ ۰۱:۵۹ ق.ظ

(۰۵ شهریور ۱۳۹۵ ۰۹:۰۱ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  
(05 شهریور ۱۳۹۵ ۰۸:۱۹ ب.ظ)codin نوشته شده توسط:  
(04 شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  واقعاً بعضی از آقایون پیش خودشون چی فکر کردن، که خیلی راحت در مورد پوشش فردی که میرن خواستگاریش نظر می‌دن و میگن بعد ازدواج تو مهمونی باید فلان جور لباس بپوشی و بیرون از خونه اونجور.
اونوقت از پوشش خودشون کاملاً حق به جانب صحبت می‌کنن، یعنی هر طور دلم بخواد لباس می‌پوشم، هر طور دلم بخواد باید لباس بپوشی.
واقعاً باعث تأسفه.
یعنی من که به این سن و سال رسیدم تشخیص نمیدم چطور باید لباس بپوشم؟ تو باید بیای اصلاحش کنی؟
_____________
میگم: من لباس‌های رنگ روشن و شاد رو دوست دارم. آبی، سبز، کرم، صورتی.
طرف یه جوری با تعجب از من می‌پرسه: "شما مانتوی صورتی دارید؟"، که فکر کردم الآن دستبند می‌زنه دستم دستگیرم می‌کنه. :|
________________
کاش چه خانم چه آقا، تو امور شخصی هم دخالت نکنیم. فکر نکنیم که تشکیل زندگی مشترک این مجوز رو بهمون میده که تو شخصی‌ترین مسائل همدیگه هم دخالت کنیم.
به نظر من سعی کنیم به عقاید هم احترام بگذاریم. خواستگاری برای همین چیزهاست دیگه. البته توهین بحثش فرق میکنه. گاهی هم یک چیزهایی رو شما توهین فرض میکنید در صورتی که توهین نیست و سواله. مثلا این سوالی که پرسیدن به نظرم حرف سنگینیه که بخواین توهین تلقی کنیدش. کلا در خواستگاری به نظرم باید صبوری بیشتری در مقابل صحبت های طرف مقابل داشته باشیم چون فرهنگ افراد مختلف متفاوته. اگر خیلی با این موضوعات مشکل دارید همون اول خواستگاری بگید بهشون که اجازه ندارن در مورد این موارد سوال بپرسن.

بله. خواستگاری برای این چیزا هم هست. قطعاََ باید طرفین با ظاهر و رفتار همدیگه هم آشنا بشن.
من خودم شخصاََ وقتی ایشون از ظاهرشون برام گفتن فقط گوش کردم و اظهار نظر نکردم. البته بماند که ایشون کاملاََ حق به جانب در مورد خودشون صحبت کردن. من احترام گذاشتم چون اولاََ تعریفشون از تیپ ظاهریشون معقول و طبق عرف جامعه بود و دوم اینکه به سلیقه شون احترام گذاشتم و از همه مهم تر اینکه به نظر من تیپ و ظاهر افراد هم جزئی از شخصیت و تربیت اوناست و بسیار توهین آمیزه که من با یک سؤال با لحن متعجب و تند بخوام شخصیت و تربیت طرف مقابلم که آدم معقولی هم بود رو زیر سؤال ببرم. فوقش خوشم نمیومد بعداََ تو تصمیم گیریم لحاظ می کردم. یا اگر ازم می پرسید نظرمو محترمانه می گفتم. نه اینکه هنوز حرف از دهن طرف مقابلم خارج شده اونطوری باهاش برخورد کنم.
وقتی پدر من که آدم معتقد و دنیا دیده ای هم هست میگه ظاهر تو هیچ ایرادی نداره، و اون آقا اونطوری میگه، یعنی در اصل داره به تربیت من توهین میکنه.
بحث ایراد اصلا مطرح نیست. بحث مچ نبودنه.
البته چون لحنشون رو نشنیدم نمیتونم دقیقا اظهار نظر کنم نظر من بر حسب توضیحاتی بود که دادین

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - kamaladdin - 09 شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۰۵ ب.ظ

آخ آخ آخ اصلا نمیدونم تو خواستگاری چی باید بگم و چند روز جهت اشنایی باهاش تعامل کنم خیلی را حت میتونم تظاهر به خوب بودن کنم یا زود بشناسمش و طبق خواسته ی ایشون رفتار کنم اما مساله اینه که راه درست خوده واقعیم بودنه؟ یعنی همونی باشم و بگم که همیشه هستم ؟

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - zhid - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۲۶ ق.ظ

خواهشا راهنمایی کنید من شاید خیلی وقت نداشته باشم همین امروز را شاید وقت داشته باشم
به نظرتون مخالفت خانواده پسر چ قدر می تونه توی زندگی مشترک مشکل ایجاد کنه
خود پسر و دختر و خانواده دختر کاملا راضی هستند ولی همه خانواده پسر شامل بردار ها و خواهر ها که خیلی از پسر بزرگترند مخالف هستند بیشتر میگن که باید از فامیل بگیری یعنی کسی که اون ها میگن یا شاید چون پسر کارمند هست ولی دختر فقط لیسانس داره و سر کار نمیره
همه خانواده پسر تحصیل کرده و کارمند هستند وگرنه هیچ تغاوت و یا تضاد فرهنگی و اجتماعی و مذهبی وجود نداره.

شاید هم اگه قبول کنن بعد هامشکلات زیادی برای دختر ایجاد میشه؟ یعنی آدم فکر میکنه توی یه جوی وارد میشی که همه ازت فراری هستند و فقط یه تکیه گاه داری واون همسرته.یا می ترسم که اون را هم نسبت به خودم فراری کنن
من ندیدم که خانواده ها چ جور توی زندگی دونفر دیگه می تونن خلل ایجاد کنن
اصلا خوبه منم شرط ازدواجم را این بذارم که باید خانواده ات راضی بشن


پ ن : بعضی وقتابا دیونه شدن یه پله فاصله هست

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - saeidkhan - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۴۲ ق.ظ

اگر فرد مورد نظر شما انسانی باشعور و فرهیخته باشه و همچنین استقلال فکری و شخصیتی داشته باشه مشکلی پیش نمیاد. هرچقدر هم که خانوادش مخالف باشن مجبور هستن بخاطر پسرشون با شما کنار بیان و شما رو بپذیرن، و شما رو به مرور دوست خواهند داشت.

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - karbar - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۱۲:۲۰ ب.ظ

(۱۶ شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۲۶ ق.ظ)zhid نوشته شده توسط:  خواهشا راهنمایی کنید من شاید خیلی وقت نداشته باشم همین امروز را شاید وقت داشته باشم
به نظرتون مخالفت خانواده پسر چ قدر می تونه توی زندگی مشترک مشکل ایجاد کنه
خود پسر و دختر و خانواده دختر کاملا راضی هستند ولی همه خانواده پسر شامل بردار ها و خواهر ها که خیلی از پسر بزرگترند مخالف هستند بیشتر میگن که باید از فامیل بگیری یعنی کسی که اون ها میگن یا شاید چون پسر کارمند هست ولی دختر فقط لیسانس داره و سر کار نمیره
همه خانواده پسر تحصیل کرده و کارمند هستند وگرنه هیچ تغاوت و یا تضاد فرهنگی و اجتماعی و مذهبی وجود نداره.

شاید هم اگه قبول کنن بعد هامشکلات زیادی برای دختر ایجاد میشه؟ یعنی آدم فکر میکنه توی یه جوی وارد میشی که همه ازت فراری هستند و فقط یه تکیه گاه داری واون همسرته.یا می ترسم که اون را هم نسبت به خودم فراری کنن
من ندیدم که خانواده ها چ جور توی زندگی دونفر دیگه می تونن خلل ایجاد کنن
اصلا خوبه منم شرط ازدواجم را این بذارم که باید خانواده ات راضی بشن


پ ن : بعضی وقتابا دیونه شدن یه پله فاصله هست
سلام
عزیز، اگر آقا پسر بی تدبیر باشه واقعا می تونه دردسر ساز باشه، انقدر بش ممکنه ور برند که کلافه بشه. صحت این خبر پای تابناک، ولی من پارسال اینا بود که خوندم اولین عامل طلاق توی ایران دخالت خانواده هاست. و به قول یکی از مشاورین، بر خلاف خارج از ایران، ازدواج دو نفر، وصلت خانواده هاست.
یه نکته ایی هم بگم، این علت مخالفت رو خود آقا پسر به شما گفته؟ بعضی موقع ها وقتی آدما همو دوست دارند واقعیات رو مه آلود می بینند. این گزینه رو هم مد نظر داشته باشید که شاید دلیل خوبی پشت مخالفتشون باشه. همیشه هم مخالفت، ایراد گیری از دختر نیست، گاهی پیش میاد که خانواده پسر، پسر خودشون رو بهتر از شما می شناسند و می تونند بیش بینی کنند که به درد طرف مقابلش نمی خوره و برای جلوگیری از گرفتاری پسرشون و دختر مردم مخالفت می کنند.
هیچ کدوم از حرف های من دلیل بر بدی و خوبی کیس شما نیست. پیشنهادم مراجعه به یک مشاور با تجربه و دلسوز در امر ازدواج هست. (خیلی رو معتبر بودن مشاور دقت کنید، متاسفانه بعضی هاشون بدتر می کنند اوضاع رو، ولی این موضوع هم نباید باعث عدم اعتماد شما به مشاور انتخابی تون (در صورت رای خلاف نظر شما) بشه.)
ان شاالله خداوند گره از کارتون باز کنه.

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - zhid - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۰۱:۲۸ ب.ظ

(۱۶ شهریور ۱۳۹۵ ۱۲:۲۰ ب.ظ)karbar نوشته شده توسط:  زیز، اگر آقا پسر بی تدبیر باشه واقعا می تونه دردسر ساز باشه، انقدر بش ممکنه ور برند که کلافه بشه. صحت این خبر پای تابناک، ولی من پارسال اینا بود که خوندم اولین عامل طلاق توی ایران دخالت خانواده هاست. و به قول یکی از مشاورین، بر خلاف خارج از ایران، ازدواج دو نفر، وصلت خانواده هاست.
یه نکته ایی هم بگم، این علت مخالفت رو خود آقا پسر به شما گفته؟
نه خودشون نگفتن .واسطه این آشنایی خبر داره و به اونم گفته بودنگه چون فرایند خواستگاری یه کم طولانی شده بهم گفت خانواده اش فقط یه بار برای خواستگاری اقدام کردند و دیگه هیچی
خودشون خیلی عاقل هستندبرای همین دیوونه بازی درنیاورده که خانواده اش هم به زور راضی بشن

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۲۰ ب.ظ

اینجانب تمام نظرات خودم رو که تو این تاپیک مطرح کردم پس می‌گیرم.

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - sss - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۴۱ ب.ظ

(۱۶ شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۲۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  اینجانب تمام نظرات خودم رو که تو این تاپیک مطرح کردم پس می‌گیرم.
چه اتفاقی افتاده؟

RE: ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۰۶:۰۲ ب.ظ

(۱۶ شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۴۱ ب.ظ)sss نوشته شده توسط:  
(16 شهریور ۱۳۹۵ ۰۵:۲۰ ب.ظ)hamideh1371 نوشته شده توسط:  اینجانب تمام نظرات خودم رو که تو این تاپیک مطرح کردم پس می‌گیرم.
چه اتفاقی افتاده؟

به جائی رسیدم که در مورد هیچ مسئله‌ای هیچ نظری ندارم.
همین.

ازدواج دور از جوانان، جوانان دور از ازدواج (هرچه می خواهد دل تنگت بگو...) - reticent - 16 شهریور ۱۳۹۵ ۱۰:۱۴ ب.ظ

البته نه اینکه کلاً نظری نداشته باشم.
نه. منظورم این نیست.
منظورم اینه که مدتیه که از زاویه‌هائی مغایر با زاویهٔ دید اصلی خودم به مسائل نگاه می‌کنم. مقایسه می‌کنم. گاهی حتی از دید منتقدانه به نظرات قبلی خودم در مورد مسائل مختلف نگاه می‌کنم. می‌بینم همه چیز اونطوری نبوده که من فکر می‌کردم.
در مورد خیلی مسائل هنوز نمیتونم دید قطعی و یا حتی ۶۰ درصد قطعی داشته باشم. ذهنم پنجاه پنجاه به مسائل نگاه می‌کنه.
خودم هم نمی‌دونم چرا به این حال رسیدم.
اما خواه یا ناخواه در شرایطی هستم که هیچ چیز برام قطعیت نداره. حتی به طور نسبی.
برای همین نمیتونم نظری بدم و بهش اعتقاد کامل داشته باشم و پاش بمونم.
نهایتاً ترجیح می‌دم سکوت کنم، بشنوم، فکر کنم.