تالار گفتمان مانشت
پس چه کسی کار میکند؟!! - نسخه‌ی قابل چاپ

پس چه کسی کار میکند؟!! - Breeze - 10 بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ ق.ظ

فرض کنیم سن اوج انرژی کار و تلاش برای ما آدمها: ۱۵ تا ۳۵ ساله

از ۱۵ سالگی که یه چیزایی رو متوجه میشیم به دلیل نوع ساختار اجتماعی مون بیشتر انرژی مغزمون صرف ارتباط و عدم ارتباط و حالگیری و رد و قبول جنس مخالف میشه و این روند تقریبا تا ۲۵ سالگی ادامه داره

پس چه کسی کار میکند؟

از ۱۵ تا ۱۸-۱۹ بچه مان داره درس میخونه.......
۱۸-۱۹ تا ۲۴-۲۵ بچه مان میره دانشگاه---(برای بعضی‌ها هم دوران سربازی در این دوره است)

پس چه کسی کار میکند؟
پس بنابراین قشر دانشگاه رفته های عزیز (به جز اندکی از آنها) تا سن ۲۵-۲۶ فعلا کار عملی انجام نمیدهند.

پس چه کسی کار میکند؟

با توسعه انواع و اقسام دانشگاههای پولی و غیر پولی ,حقیقی و مجازی ,آزاد و غیر آزاد و ....تقریبا همه دیپلمه‌ها یه جورایی به دانشگاه راه میابیند(مگر آنکه خودشان تمایلی نداشته باشند)

پس چه کسی کار میکند؟

به عبارت دیگر تا سن ۲۴-۲۵ دست در جیب مبارک پدر (و یا مادر)گرامی

پس چه کسی کار میکند؟
بیشتر دانشجوها (تاکید کردم بیشترشون )به جای دانش جویی! وتحقیق! و علم افزایی! به دنبال کپی جزوات (که اغلب هم باستانی اند) هستند.
توی خوابگاهها به جای مباحث علمی عموما یا مباحث سیاسی است یا خاطرات روز گذشته از حالگیری از فلان استاد و یا ماجرای فلان دانشجو(البته از جنس مخالف)
پس چه کسی کار میکند؟

و اما در مورد شغل:
۱۵تا ۱۸‌: عزیزم بزار درست تموم بشه, فعلا سفت و سخت بچسب به درس,
۱۸-۲۴: کار پاره و قت و نیمه وقت نداریم, بیخیال بزار از این دوران جوانی نهایت لذت رو ببریم وقت برای کار زیاده کاری پیدا نمیشه کاربه درس هام لطمه میزنه صبر کن مدرک رو بگیرم به عزت و قدرت برم سر کار!! بی مدرک برم سر کار ازم کار میکشن!!و و و و و...
۲۴-۲۸‌: سابقه کاری نداری؟! ولش کن کارش سخته ‌! اوه من برم لباس کار بپوشم؟؟!!! حقوقش کمه! راهش دوره! فقط استخدام خانم داریم(به ویژه منشی)‌! همینه که هست میخوای بیا نمی خوای نیروی بیکار زیاده!ما کاری به مدرکت نداریم اینجا باید کارگری کنی!...... .....
پس چه کسی کار میکند؟
حالا فرض کنیم بالاخره رفتیم سر کار....وضع کار توی مملکت ما:
ادارات دولتی(البته بدون هیچگونه پارتی بازی رفتیم سر کار دولتی!):
به جز بانک و شهرداری و بیمارستان: شاید بتوان گفت:بیش از ۸۰ کار‌ها رو ۲۰ درصد کارمندان انجام میدهند
و ۸۰ درصد بقیه کارمندان: یا به لطف تکنولوژی مدام در حال فعالیت بی وقفه با سایتهای اینترنتی هستند(البته اصلا چت نمیکنن) یا درحال بررسی راهکارهای افزایش پایه حقوقی, دوره های اموزشی , ارتقاء , تلاش برای تحصیل!!!در مقاطع بالاتر, برنامه ریزی مسافرت , خرید و فروش (شغل شریف دوم) و هزاران کار غیر کاری دیگر..........
پس چه کسی کار میکند؟

شرکت های خصوصی: به لطف وضعیت اقتصادی جامعه و واردات بی حد و حصر و سیاستهای تولید محور!!!! (به جز اندکی) رمق ادامه حیات ندارند
پس چه کسی کار میکند؟

اونایی که واقع کار میکنند و بار اصلی کار و تلاش و فعالیت و ارزش افزوده اقتصادی جامعه ما روی دوش اونها سواره تعدادشون شاید به ده درصد جامعه هم نمیرسه ولی بسیار گمنام و بی نام ونشانندچرا که فقط به کار فکر میکنند و کار و کار وکار و این واژه مقدس را همچنان مقدس میدانند
این گروه نه دنبال سیاستند نه دنبال ریاست و نه دنبال چسبیدن به دنیایی که بعضی مدعیان دیگران را از ان نهی میکنند: چقدر به دنیا چسبیدی! چقدر کار میکنی! این دنیا وفا نداره ها! مال دنیا چرک کف دسته! توی اون دنیا از مال حلال هم حساب میکشن چه برسه به شبهه ناک و حرام و.......

خیلی ها: ای بابا کار برای تراکتوره! تو کار نکنی بالاخره یکی پیدا میشه بکنه !بی خیال این دو روز دنیا رو حال کنیم .

پس چه کسی کار میکند؟

فیلم های تلویزیون‌: همیشه آدم کارخانه داره که تعدادی کارگر داره و بالاخره به چند نفر حقوق میده یا کارخانه داره یا پیمانکاره و همیشه آدم خوبه و خوشبخته یا بازاریه یا تاجره یا دلاله یا اصلا شغلی نداره .ضمنا توی بیشتر فیلمها طرف وضع زندگی آنچنانی داره ولی شغلی مشخص توی فیلم نداره.همیشه آدم بدبخته و مفلوکه و بیچارهه یا مهندسه یا کارگره یا یه کارگاه داره وخلاصه هر چی که هست اونی که کار میکنه بدبخته و اونی که کار نمیکنه خوشبخته

پس چه کسی کار میکند؟

وضع درآمد:

بدبخت تو صبح تا شب جون میکنی که شب دوزار بزارند کف دستت؟؟ برو پولهات رو جمع کن ماشین داری بفروش هر چی داری نقدش کن بیا صبح سکه و دلار و کوفت و زهر مار بخر شب بفروش به اندازه کل پولی که توی سال میگیری به دست میآری

پس چه کسی کار میکند؟

وضع گردشگری:

بیشترین و بهترین امکانات طبیعی گردشگری دنیا رو داریم تعطیلات که میشه میلیارد‌ها دلار توسط صد‌ها هزار مسافر عزیز هموطنمون میره آنتالیا و دوبی و تایلند و .......مردم بیچاره ای که اطراف بهترین نقاط گردشکری کشورمون هستند چشم به انتظار مسافر و درآمدند!!!!

نگی نمیدونی که چرا اونا میرن اونجا که اصلا باورم نمیشه

پس چه کسی کار میکند؟

چه افرادی میرن گردش(خارجه)؟

گرچه به لطف آژانسهای رنگ و وارنگ هزینه های سفر خاجه نسبتا کم شده و تسهیلات هم داره! اما بالاخره هر کسی توان این مسافرت‌ها رونداره:

یه نگاهی بکنید ببینید بیشتر مسافرین این آژانسها: یا قشر زحمت کش دلال هستند یا تاجر هستند یا بساز بفروش(نه انبوه ساز )یا کارمندان تقریبا رده میانی یا رده بالا و ......خلاصه اونایی که کار مفیدی نمیکنن

پس چه کسی کار میکند؟

تعطیلات رسمی و غیر رسمی:

همش میگن تعطیلات ما زیاده اما برای کی زیاده:

اتفاق تعطیلات برای اون هایی که کار نمیکنند خیلی زیاده و. اونهایی که کار میکنند تعطیلاتشان هم خیلی کمتره(نگاهی به کارگران و کشاورزان و اقشار ضعیف غیر کارمند بیندازید)

دانشگاهها: از ۱۵ مهر تا ۱۵ اسفند کلاسها پر باره از ۱۵ اسفند تا ۲۰ فروردین تعطیل ونیمه تعطیل
غیر از تعطیلات رسمی خیلی از فعالیتهای اقتصادی در یک ماه رمضان یک ماه محرم یک ماه صفر و ۲۰ روز حول و حوش نوروز دو سه هفته تابستان(مسافرت) و چندین روز بین التعطیلین و ...... شدیدا کاهش پیدا میکنه
پس چه کسی کار میکند؟
راستی چرا وضع کار توی جامعه ما اینطوریه؟
بچه که بودیم پدر بزرگم همیشه میگفت:
بزرگترین تفریح کار است
البته از قول خودش نمیگفت
میدونید دیگهBig Grin
میگن قدیمی‌ها واقعا اینطوری بودن و از کار لذت میبردن:
به عنوان مثال در حین نمد مال آهنگی دست جمعی میخواندند که بهشون انرژی میداد و با عشق وعلاقه کار میکردندو یا در بازار مسگر های قدیم دور هم میشستند در مورد کار و بهتر کار کردن و بهتر برداشت کردن با هم صحبت میکردند..
وچی بگم.... شاید هم به خاط اینکه همش سرشون توی کار بوده و فقط در مورد کار صحبت میکرند
راستی به نظر شما:

پس چه کسی کار میکند؟


پس چه کسی کار میکند؟!! - Fardad-A - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۰۹:۲۲ ق.ظ

خیلی‌ها کار میکنند،چطور دقت نمیکنید؟Huh
اول اینکه ما نیاز به کار نداریم. بقول معروف ما مثل بچه پولداری هستیم که نیاز به کار نداریم فقط باید سرمایه گذاری کنیم. پس نگران کار نکردن نباشید. اگه درب چاههای نفت رو ببندیم ظرف ۲۴ ساعت از گرسنگی می میریم. ولی خب واسه چی ببندیم.Big Grinچینی‌ها همه کارها را واسه مون انجام میدن. از سنگ پا تا MRIواسه مون میسازند مشکل کجاست؟ Huhچرا این روحیه کارگری را عوض نمیکنید؟Big Grin کمی مثل آدم پولدارها تفریح کنید.Big Grin
دوم اینکه بعضی از مشاغل خیلی خوب کار میکنند.
مثلا" اگه وارد کننده کالای چینی باشید. اون را بقیمت مثلا" صد تومن تو چین میخرید و اینجا ده هزار تومن میفروشید .یعنی صد برابر خرید. اگه با سواد باشید و تحصیلات دانشگاهی داشته باشید میتونید مارکش را عوض کنید و بگید از امریکا وارد کردین. اینجوری تا پنجاه هزار تومن هم جا داره. خیلی هم فعالن این دوستان خسته نباشن. خدا قوت!Big Grin
از طرفی چون یا باید کارمند باشید و یا وارد کننده یا مدیر کل و رئیس، اگه این مشاغل رو دوست ندارید یا نمیتونید بهشون برسید. بنظر من میتونید مدرس یا مشاور بشید. خب این دو شغل رده های مختلفی داره که درآمدشون و مهارتهاش فرق میکنه.
مدرس کنکور خوبه. ولی کنکور ارشد و دکترا الآن تو بورس تره! مدرس دانشگاه هم خوبه ولی درآمدش کمه مگه اینکه هیئت علمی بشید. اگه خیلی سوابق تحصیلی درخشان ندارید هم ناراحت نباشید. یه پارتی خوب مشکل رو حل میکنه.Big Grin
مشاور هم در بخش خصوصی داریم و هم در بخش دولتی.
بخش خصوصی از مشاور آژانس مسکن و مشاور کنکور تا مشاور واردات و مشاور پروژه داریم تا مشاور ازدواج و مشاور روانی و خانواده. هر کدومشون میتونن دو سه روز پیوسته حرف بزنن. Big Grin با توجه به رکود بازار مسکن، مشاور اجاره بهتر از فروش جواب میدهBig Grin
مشاور روانی و مشاوره خانواده البته الآن خیلی تو بورسه. پنج دقیقه به حرف طرف مقابل گوش میکنید و نیمساعت بهش توصیه میکنید پنجاه هزارتومان حق مشاوره میگیرید(یعنی اول پول را گرفتند بعد شما دردل میکنید و توصیه میشنوید). نه گارانتی لازم داره نه چیز دیگه. فقط یه فوق لیسانس روانشناسی میخواد. Big Grin
مشاور ازدواج زیاد تو بورس نیست. چون معمولا" کسی واسه عاشق شدن مشاوره نمیکنه. کلا" بار این قسمت رو هم مشاوران روانی بعد از ازدواج به دوش میکشند.Cool
اما یک شغل پردرآمد دیگه هم داریم . این بنده خداها هم عجیب فعالند. هرچه وضع اقتصادی و مشکلات بیشتر بشه این گروه زحمتکش در انتهای خط مشکلات مسائل رو حل و فصل میکنند. این دوستان تحصیلکرده وکلای محترم هستند. گاهی فقط واسه مطالعه یک پرونده ۵۰ برگی و یک صفحه نگارش و نیمساعت حضور در دادگاه جهت استفاده از یک تبصره نجاتبخش و پیچاندن طرف مقابل ۵-۶ میلیون تومان از شما میگیرن. البته این شغل بشدت بگیر نگیر داره یعنی بعضی شون واقعا" بیکارن و بعضی ماهیانه تا دویست سیصد میلیون وشاید بیشتر درآمد دارن. ساعت اداری هم نداره این کار. یعنی بعد از پایان ساعت اداری از دادگاه میرن دفتر کار. بعد از پایان ساعت دفتر میرن کلانتری به موکل شون سر بزنن یا دلداریش بدنBig GrinBig Grin
شغل دیگر پر کار متخصص بینی و متخصص تغذیه و چاقی و لاغری و جراحی پلاستیک و کلیه مشاغل مرتبط با ظاهر افراد خصوصا" خانمهاست. این بنده خداها هم تا دیروقت شبها کار میکنند. گاهی ساعتها متخصصین جراحی پلاستیک در اطاق عمل گونه میذارن و بر میدارن و دماغ کوچیک میکنن و از این کارا. اخیرا" برنامه های کامپیوتری خیلی پیشرفته هم اومده که یک تصویر برداری سه بعدی میکنند. بعد هر نوع تغییر در ظاهر شما را بعد از عمل قبلش بهتون نشون میدن.Big Grin

مدیر کل مانشت بودن هم خیلی شغل پر کاریه.ولی من برای اینکه ریا نشه ادامه نمیدم!Big GrinBig Grin

پس چه کسی کار میکند؟!! - blackhalo1989 - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ

مساله ۲ تا چیزه:
۱- جامعه ما طراحی نشده بلکه همینجوری الابختکی رفته جلو. این ناهمگونی هایی که تو جامعه میبینید از همینحا اومده. این کار رو باید اقرادی که تو علوم انسانی بودم انجام میدادن که متاسفانه ما در زمینه علوم انسانی بسیار ضعیف عمل کردیم. تا جایی که من میدونم تو کشورهای پیشرفته پرطرفدارترین رشته ها، رشته های علوم انسانی هستند بعد علوم محض بعد مهندسی ولی تو ایران تقریبا برعکسه! اصولا افرادی که تو ایران تو علوم انسانی هستند بزرگترین هنرشون اینه که نظریات موجود رو خوب متوجه شده باشن! تعداد افراد نظریه پرداز بسیار اندکه. با این وجود چطوری میتونیم برای کشور خودمون و برای نیاز خودمون علوم انسانی رو بومی سازی کنیم؟ علاوه بر این به افرادی که تو علوم انسانی هستند بها داده نمیشه و نظرشون تو تصمیمات لحاظ نمیشه.
۲- ما چند صد ساله که تنبل شدیم. تو همه زمینه‌ها هم تنبل شدیم ولی تو بعضی زمینه‌ها آسیبی که از تنبلی میبینیم بیشتره. این تنبلی همه جا هم هست از جامعه تا دانشگاه تا ...

RE: پس چه کسی کار میکند؟!! - shervinrs - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۰۲:۵۸ ب.ظ

(۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط:  مساله ۲ تا چیزه:
۱- جامعه ما طراحی نشده بلکه همینجوری الابختکی رفته جلو. این ناهمگونی هایی که تو جامعه میبینید از همینحا اومده. این کار رو باید اقرادی که تو علوم انسانی بودم انجام میدادن که متاسفانه ما در زمینه علوم انسانی بسیار ضعیف عمل کردیم. تا جایی که من میدونم تو کشورهای پیشرفته پرطرفدارترین رشته ها، رشته های علوم انسانی هستند بعد علوم محض بعد مهندسی ولی تو ایران تقریبا برعکسه! اصولا افرادی که تو ایران تو علوم انسانی هستند بزرگترین هنرشون اینه که نظریات موجود رو خوب متوجه شده باشن! تعداد افراد نظریه پرداز بسیار اندکه. با این وجود چطوری میتونیم برای کشور خودمون و برای نیاز خودمون علوم انسانی رو بومی سازی کنیم؟ علاوه بر این به افرادی که تو علوم انسانی هستند بها داده نمیشه و نظرشون تو تصمیمات لحاظ نمیشه.
۲- ما چند صد ساله که تنبل شدیم. تو همه زمینه‌ها هم تنبل شدیم ولی تو بعضی زمینه‌ها آسیبی که از تنبلی میبینیم بیشتره. این تنبلی همه جا هم هست از جامعه تا دانشگاه تا ...
یعنی در زمینه مهندسی بهتر هستیم؟ تجربه من در دو سال اخیر حداقل در زمینه سیستم های مخابراتی چیزی شبیه به جک رو نشون میده. من با ناسا مقایسه نمی کنم، نسبت به آفتابه سازی تو چین دارم میگم. من با دلال و ماست فروش مقایسه نمی کنم، نسبت به جناب آقای دکتر فلان از بهترین دانشگاه‌ها دارم میگم.
و اینکه در مورد علوم انسانی همین الانشم کلی دنبالش بودن که اصلاحش (!) کنن.

RE: پس چه کسی کار میکند؟!! - blackhalo1989 - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۰۳:۱۰ ب.ظ

(۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۰۲:۵۸ ب.ظ)shervinrs نوشته شده توسط:  
(11 بهمن ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط:  تا جایی که من میدونم تو کشورهای پیشرفته پرطرفدارترین رشته ها، رشته های علوم انسانی هستند بعد علوم محض بعد مهندسی ولی تو ایران تقریبا برعکسه! اصولا افرادی که تو ایران تو علوم انسانی هستند.
یعنی در زمینه مهندسی بهتر هستیم؟ تجربه من در دو سال اخیر حداقل در زمینه سیستم های مخابراتی چیزی شبیه به جک رو نشون میده. من با ناسا مقایسه نمی کنم، نسبت به آفتابه سازی تو چین دارم میگم. من با دلال و ماست فروش مقایسه نمی کنم، نسبت به جناب آقای دکتر فلان از بهترین دانشگاه‌ها دارم میگم.
دقت کنید من گقتم پرطرفدارترین رشته‌ها مهندسی هستند. منظور اینه که تو کنکور تمایل بهشون زیاده ولی بعد از قبول شدن طبق سنت تنبلی (!) همه درس نخون میشن.

RE: پس چه کسی کار میکند؟!! - shervinrs - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۰۳:۲۲ ب.ظ

(۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۰۳:۱۰ ب.ظ)blackhalo1989 نوشته شده توسط:  دقت کنید من گقتم پرطرفدارترین رشته‌ها مهندسی هستند. منظور اینه که تو کنکور تمایل بهشون زیاده ولی بعد از قبول شدن طبق سنت تنبلی (!) همه درس نخون میشن.
اشاره من بیشتر به این قسمت بود:
نقل قول: جامعه ما طراحی نشده بلکه همینجوری الابختکی رفته جلو. این ناهمگونی هایی که تو جامعه میبینید از همینحا اومده. این کار رو باید اقرادی که تو علوم انسانی بودم انجام میدادن که متاسفانه ما در زمینه علوم انسانی بسیار ضعیف عمل کردیم.
کلا من فکر نمی کنم که فقط در علوم انسانی باشه که ضعیف عمل کرده باشیم. بقیه هم به سهم خودشون در به وجود اومدن این اوضاع مقصرن. تازه در مورد علوم انسانی کلی حساسیت هست که در زمنیه های مهندسی نیست.

پس چه کسی کار میکند؟!! - blackhalo1989 - 11 بهمن ۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ ب.ظ

دقت کنید که من گفتم: "ما چند صد ساله که تنبل شدیم. تو همه زمینه‌ها هم تنبل شدیم ولی تو بعضی زمینه‌ها آسیبی که از تنبلی میبینیم بیشتره."
ما در همه زمینه‌ها کم کاری کردیم ولی به نظر من کم کاری در علوم انسانی بیشتر ضرر زده تا در مهندسی. شما به کم کاری هایی که در زمینه هایی مثل اقتصاد یا مدیریت یا جامعه شناسی و روانشناسی شده توجه کنید. این رشته‌ها باید جامعه ما رو طراحی میکردن ولی این اتفاق نیافتاد ولی باعث شد جامعه ما ناهمگون باشه. مثلا درآمد‌ها تو ایران بیشتر برای شغل های دلالیه و کمتر برای شغل های تولیدی. باید اقتصاد دان های ایران طوری کشور رو طراحی میکردن که این اتفاق نیافته. یا مثلا ما تو خیلی از زمینه‌ها طرح مشخصی برای زندگی درست نداریم و طرح های موجود ایراد های اساسی دارند. خوب این قسمت رو باید جامعه شناس‌ها و روان شناس‌ها طراحی میکردن که متاسفانه کوتاهی کردن.